«پیام ما» در گزارشی میدانی از آخرین وضعیت تنها جزیره ایرانی خزر گزارش می‌دهدآشوراده را به مردم پس دهیددر روزهای پیک سفر و به استناد اسناد مالی ورودی اسکله آشوراده، حدود 3 هزار نفر در روز با کمترین مسئولیت نسبت به طبیعت و تولید ارزش افزوده، به این منطقه تردد می‌کنند

چهارشنبه 29 تیر 1401
قایق تکان‌های نرمی می‌خورد. شبیه گهواره یک کودک. دریا نه به ساحل که به گِل نشسته است. قایقران پارو می‌زند و جلو می‌رویم. پیش رویمان گِل است و پهنه‌ای سبز آبی که عمق کم آن از ریتم آهسته قایق و حرکت دست قایقران معلوم است. در دوردست سَواد جزیره پیداست. آشورِکوچک؛ کوچک و تنهای خزر، آن‌سوتر از آبسکون افسانه‌ای. کمی پیش می‌رویم تا آب اجازه روشن شدن موتور قایق را می‌دهد. جزیره آشکارتر می‌شود و رخ می‌نمایاند. انگار می‌توانی روبه‌روی تاریخ خرز بایستی و تصویرها را مرور کنی: فرار خوارزمشاه، قرق شکار عباسی و ناصری، ردپای قاجار و اشغال روسیه. حتی صدای خیانت خِدِرخان ترکمن را هم می‌شنوی به پچپچی شبانه. رونق شیلات در قرن گذشته، جنبش مادیان و نریان خزری، پرواز پرندگان و هیاهوی بازی کودکان آشور گویی هنوز شنیده می‌شود. اما جزیره سال‌هاست متروک مانده است. بی‌نشان از هر آنچه قرن‌ها داشت چون تلی از زباله! انبوه دیوارهای نیم فروریخته و نیم ایستاده، زیر بام‌هایی که دیگر سرپناه کسی نیست. جزیره تنها مانده است و هر روز خبری ناخوش از احوالش به گوش می‌رسد. روزی آتش‌سوزی، روزی شکار غیرمجاز، روزی لایروبی بی‌قاعده در حوالی‌اش. اما این همه داستان جزیره نیست.

 

جزیره‌ای که امروز به‌نام آشوراده می‌شناسیم در تاریخ معاصر ایران، آشورِ کوچک نامیده شده است؛ جزیره‌ای کوچک در منتهی‌الیه شرقی مجمع‌الجزایر جنوبی خزر. منطقه‌ای که تاریخ آن را با عنوان یکی از مجمع‌الجزایر میانکاله معرفی می‌کند، از زمان ناصرالدین شاه قاجار به یکی از مهم‌ترین و استراتژیک‌ترین نقاط شمال ایران و محل مناقشه دو قدرت بزرگ آن زمان یعنی انگلیس و روسیه تزاری بدل شد؛ اهمیتی استراتژیک که در نهایت به معاهده حقوقی پاریس برای تعیین سرحدات شمال و شرق ایران انجامید. جزیره پیش از آن و در زمان صفویه هم به‌عنوان شکارگاه استفاده می‌شد و براساس آنچه کتاب‌های تاریخی می‌گویند در عهد ناصری و استقرار خدر خان ترکمن تا حدود ۳ دهه پیش، هیچ‌گاه خالی از سکنه نبوده است.

کسانی که در جزیره زندگی نکرده‌‌اند چیزی از دلبستگی ما به خانه‌ها و محل زندگیمان نمی‌دانند. وقتی ما ساکن جزیره بودیم، کسی به طبیعت دست‌درازی نمی‌کرد؛ درحالی‌که طی ۳۰ سال گذشته در نبود اهالی، بارها این اتفاق افتاد و جزیره جولانگاه قاچاقچیان پرنده و ماهی شد

قصه‌های جزیره
با لغو «قانون اجاره سواحل و رودخانه‌های کشور از سوی خوانین به روس‌ها» در سال ۱۲۱۵ هجری شمسی و با فرمان محمد شاه قاجار، زمینه ایجاد شرکت ماهیگیری و صیادی ایران در این جزیره شکل گرفت. در سال ۱۳۳۲ هجری شمسی شرکت صیادی ایران ملی به‌عنوان شیلات ایران نامگذاری شد تا سهم بزرگی از اقتصاد شمال داشته باشد. تاسیسات شیلات مانند صیدگاه‌های رسمی، سوله‌های ذخیره و توزیع ماهی و همچنین شیلات و سازه‌های سبک و بی‌پیرایه اهالی که بیشترشان کارکنان شیلات بودند در جزیره رشد و گسترش پیدا کرد و از دهه ۴۰ شمسی، جزیره در عرصه اقتصادی به شکوفایی رسیده بود. مدرسه، سینما و حتی دکان‌های پارچه‌فروشی، بقالی و قهوه‌خانه هنوز با بناهایی فروریخته در جزیره وجود دارند و مسجد روستا تنها بنایی است که هنوز کاربری‌اش را حفظ کرده است. مسجدی که اهالی سابق جزیره می‌گویند با دست خودشان آجر به آجرش را روی هم چیده‌اند.
سکنه سابق جزیره که حالا حدود 3 دهه است به ناچار جلای وطن کرده‌اند و جمعیتی حدود 300 خانوار داشتند، در منطقه‌ای که نام آن را بارها در طرح طبیعت‌گردی آشوراده به‌نام ۴۸ هکتار مستثنیات خوانده یا شنیده‌ایم زندگی می‌کردند. روستایی به نام آشور که مالکانش در قید حیات هستند و می‌خواهند به خانه بازگردند اما به پایان دهه هشتاد نرسیده، موضوع بازگشت دوباره مردم به خانه‌هایشان فراموش و آنچه فقط از سوی دولت و رسانه‌ها دنبال شد اجرای طرح‌های گردشگری در جزیره بود.
کار را به مردم بسپارند
سید را هر بار در اسکله می‌بینم. این بار هم ساعتی پیش از سوار شدن به قایق با او می‌نشینم و از جزیره حرف می‌زنم. در برای او بر پاشنه همیشه می‌چرخد. می‌گوید: می‌خواهیم به جزیره برگردیم. باید برگردیم. اینجا خانه ماست. گفتند طرح گردشگری جزیره را اجرا می‌کنند تا این منطقه رونق بگیرد. می‌خواهیم که ما را در اجرا و سرمایه‌گذاری شرکت‌ دهند.
سید فکر می‌کند از جزیره فقط صدایی در مخالفت و موافقت اجرای طرح گردشگری مانده است و کمتر کسی به ساکنان آن توجه می‌کند. او می‌گوید: من فکر می‌کنم موافقان و مخالفان طرح نمی‌دانند مشکل از کجاست چرا که حرف ما را نمی‌شنوند. اگر می‌خواهیم جزیره یک بار دیگر رونق پیدا کند باید اجازه دهند مردم به خانه‌هایشان بازگردند. به آمار و ارقام نگاه کنید آیا پیش از متروکه شدن جزیره این حجم آتش‌سوزی در آشوراده و میانکاله رخ می‌داد؟ آیا این حجم از شکار غیرمجاز را شاهد بودیم؟ نه تنها من، بلکه آمار به صراحت به شما جواب منفی می‌دهد. یعنی ساکنان جزیره مدافعان و پاسداران آن هستند. از سویی کدام حق قانونی و حقوقی می‌تواند کسانی را از زندگی در ملک خود محروم کنند؟

یک مثال بیاورید که سرمایه‌گذاری در این کشور جایی را آباد کرده باشد. بهتر است اجازه دهند مردم به خانه‌هایشان بازگردند و مدیریت گردشگری این منطقه هم به عهده خودشان باشد. باید جزیره را به مردم پس بدهند وگرنه همه چیز در روستا، ابنیه تاریخی و محیط زیست جزیره از بین می‌رود

سید معتقد است توسعه گردشگری در جزیره هم موجب توسعه جزیره می‌شود و هم مناطق اطراف. اما فکر می‌کند نباید منطقه را به سرمایه‌گذار غیر بومی سپرد. او می‌گوید: ما طرح مصوب را می‌شناسیم و می‌دانیم که طرح مثبتی است اما مشکل ما با سرمایه‌گذار است. یک مثال بیاورید که سرمایه‌گذاری در این کشور جایی را آباد کرده باشد. بهتر است اجازه دهند مردم به خانه‌هایشان بازگردند و مدیریت گردشگری این منطقه هم به عهده خودشان باشد. باید جزیره را به مردم پس بدهند وگرنه همه چیز در روستا، ابنیه تاریخی و محیط زیست جزیره از بین می‌رود.
آقای محمودی یکی دیگر از قایقران‌ها و از ساکنان بومی جزیره است. او هم با سید هم عقیده است و می‌گوید: این شکل از گردشگری که در حال حاضر در جزیره در جریان است فقط جزیره را از بین می‌برد، کسی بر آن نظارتی ندارد. ما قایقران هستیم اگر مسافری بخواهد جزیره را به او نشان می‌دهیم. اگر نه مسیرمان فقط از این اسکله به آن اسکله است. هرکسی بخواهد هر جا می‌رود. از قلعه روس‌ها و از طبیعت و جانوران جزیره چیزی باقی نمانده است. هر کس هر کجا دلش می‌خواهد زباله می‌ریزد و آتش درست می‌کند. دلیل مخالفت برخی را نمی‌فهمم. گردشگری اگر در این منطقه اصولی انجام شود درآمد هر کدام از ما افزایش پیدا می‌کند حتی بندرترکمن و روستاهای اطراف هم رونق پیدا می‌کنند. همین حالا در روزهای پیک چند هزار نفر به جزیره رفت و آمد می‌کنند اما چیزی گیر مردم محلی نمی‌آید چون اینجا هیچ سازوکاری برای درآمدزایی وجود ندارد.
درست همان زمان که با سید و دیگر قایقران‌ها در اسکله گرم صحبت از جزیره بودیم دبیر ستاد مطالبه مردمی آشوراده و از بومیان جزیره که مالکیت بخشی از اراضی و خانه‌ای در آشوراده را هم داراست طی نشستی با عبدالجلال ایری، نماینده شهروندان غرب استان در مجلس شورای اسلامی، برای بازگشت به جزیره تلاش می‌کرد. نرگس رحمانی در مورد این نشست می‌گوید: این نشست با حضور جمعی از اعضای کمپین مردمی نجات خلیج گرگان و ستاد مطالبه مردمی آشوراده برگزار شد. در این جلسه نماینده محترم مردم غرب استان از نهادهای مردمی خواست تا در ادامه مسیر هم از مطالبه‌گری دست نکشند. قرار بر این شد با توجه به تصویب نهایی طرح طبیعت‌گردی آشوراده در شورای عالی معماری و شهرسازی، منطبق بر ضوابط محیط زیستی، پیگیری‌ها در خصوص اجرای طرح هم انجام ‌شود.

 

ما مالک زمین‌های روستا هستیم، در آن زندگی و رشد کردیم. اگر یک زلزله یا سیل بیاید، دولت خانه‌های خراب‌شده را از نو می‌سازد. چرا این کار را برای ما نکرد؟ فقط اهالی آشوراده باید زندگی خود را رها کنند؟

نرگس رحمانی هم مانند سایر آشوری‌ها سودای بازگشت به خانه دارد. سودایی که از ذهنش نمی‌رود. او می‌گوید: کسانی که در جزیره زندگی نکرده‌‌اند چیزی از دلبستگی ما به خانه‌ها و محل زندگیمان نمی‌دانند. وقتی ما ساکن جزیره بودیم، کسی به طبیعت دست‌درازی نمی‌کرد؛ درحالی‌که طی ۳۰ سال گذشته در نبود اهالی، بارها این اتفاق افتاد و جزیره جولانگاه قاچاقچیان پرنده و ماهی شد. کدام کارشناسی رأی به این داده که حضور اهالی برای جزیره خطرناک است؟ گردشگران می‌آیند و می‌روند، اما چه‌کسی دلش برای آنجا می‌سوزد؟ ما مالک زمین‌های روستا هستیم، در آن زندگی و رشد کردیم. اگر یک زلزله یا سیل بیاید، دولت خانه‌های خراب‌شده را از نو می‌سازد. چرا این کار را برای ما نکرد؟ فقط اهالی آشوراده باید زندگی خود را رها کنند؟
پیگیری برای بازگشت ساکنان به جزیره درحالی انجام می‌شود که اردیبهشت سال گذشته، استانداری گلستان اعلام کرد بسیاری از چالش‌های حقوقی در این خصوص برطرف شده است و همزمان با انتخابات شورای شهر و روستا در سراسر کشور انتخابات شورای روستا برای آشوراده و چاپقلی هم برگزار می‌شود. همان زمان هادی حق‌شناس استاندار وقت گلستان اعلام کرده بود: این مردم مالک زمین‌ها و خانه‌های خود هستند. تعیین و تکلیف اسناد آنان باید در اداره ثبت اسناد انجام شود. همه کسانی که دارای سند باشند، می‌توانند به جزیره بازگردند و کسی نمی‌تواند این حق را از آنان سلب کند. با اجرای طرح طبیعت‌گردی در جزیره همین خانه‌های روستایی موجود می‌توانند اقامتگاه و محل پذیرایی گردشگران شوند. وعده‌ای که بعد از گذشت بیش از یک سال و با تغییر دولت همچنان بی‌نتیجه مانده است.
اگر مردم برنگردند؟
در سال ۱۳۹۳ و پس از سال‌ها مناقشه بر اجرای طرح گردشگری یا طبیعت‌گردی در جزیره که به‌عنوان منطقه نمونه گردشگری و در مرداد ۱۳۸۴ به تصویب هیأت وزیران رسیده بود، یک‌بار دیگر طرح مطالعاتی با عنوان «مطالعات ارزیابی اثرات محیط‌زیستی منطقه نمونه گردشگری آشوراده» از سوی سازمان همیاری شهرداری‌های گلستان آغاز شد تا اجرای طرح به واسطه این سند در سازمان محیط‌زیست کشور بررسی شود. در بخشی از این بررسی مشاور طرح یکی از اصلی‌ترین دلایل آسیب گسترده به تنوع زیستی گیاهی و جانوری در جزیره را خالی‌شدن از سکنه عنوان می‌کند. نبود سکونت در منطقه‌ای که آب، آن را از دسترسی آسان خارج کرده، جزیره را به محل مناسبی برای شکار بی‌رویه، صید غیرقانونی ماهیان و آسیب‌های حاصل از تردد بی‌ضابطه گردشگران تبدیل کرده است. بر اساس این طرح مطالعاتی، بوته‌کنی و آتش‌زدن درختچه‌ها، سرقت و کشتار اسب‌ها و برخی از گونه‌های جانوری نیز در نبود سکونت در جزیره با شدت زیادی روبه‌روست؛ نکته‌ای که به عمد یا سهو طی سال‌ها حتی از قلم رسانه‌ها نیز جا افتاد. حالا شاید بازگشت به جزیره و سکونت دوباره آدم‌هایی که دلشان برای حیات آشورِکوچک می‌سوزد بخشی از این اثرات منفی را از بین ببرد.
همچنین بنا برآنچه نظر مردم محلی نیز هست، مطابق طرح ارزیابی اثرات محیط زیستی جزیره آشوراده، اجرای طرح طبیعت‌گردی، بیشترین تاثیر و انتفاع اقتصادی را در دو شهرستان بندرترکمن و بندرگز در غرب استان گلستان خواهد گذشت. منطقه‌ای که بنا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان گلستان طی یک دهه اخیر، پایین‌ترین رتبه‌ها در شاخص‌های توسعه را به خود اختصاص داده‌اند.
حالا خلاف آنچه مطالبه مردم و رای کارشناسان ارزیاب است گروهی از کارشناسان و فعالان محیط زیست، هم با بازگشت سکنه به جزیره مخالفند و هم با اجرای طرح طبیعت‌گردی. گروهی که همراهی رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس را هم با خود دارند. «پیام ما» طی تماس‌های مکرر با وکیل شبکه ملی سمن‌های محیط‌ زیستی و منابع طبیعی کشور خواست تا مستندات علمی و گزارش‌های گروه کارشناسی این سمن‌ها را برای مطالعه در اختیار روزنامه قرار دهد. گزارش‌هایی که مبنای نامه‌نگاری‌های گسترده به مسئولان اجرایی و حتی قضایی کشور شد. با وجود گذشت بیش از 3 هفته از این درخواست هیچ مستندی جز نامه‌هایی منتشر شده در فضای مجازی که فاقد اطلاعات علمی بود، به دست روزنامه نرسید.
روزی 3000 هزار گردشگر
مخالفان اجرای طرح گردشگری آشوراده در حالی از ورود گردشگران به این جزیره ذیل ضوابط طبیعت‌گردی ابراز نگرانی می‌کنند که بنابر محاسبه «پیام ما» از ورودی گردشگران به این منطقه در روزهای پیک سفر و به استناد اسناد مالی ورودی اسکله آشوراده، حدود 3 هزار نفر در روز به این منطقه تردد می کنند؛ عددی شگفت آور برای گردشگرانی که رفتار در طبیعت را آموزش ندیده و به دلیل نبود سازوکار مناسب امکان نظارتی بر رفتار آنان وجود ندارد. علاوه بر این گردشگران ورودی به اسکله بندرترکمن و آشوراده به دلیل نبود ساختارهای گردشگری ارزش افزوده قلیلی تولید می‌کنند.
در مطالعات ارزیابی اثرات محیط‌ زیستی طرح طبیعت‌گردی آشوراده که به اشتباه گردشگری خوانده می‌شود گزینه‌ای به نام گزینه عدم اجرا بررسی شده است. در صفحه 67 این مطالعه، بخش پیش‌بینی عدم اجرا، آمده: «در صورت عدم اجرای پروژه، پیش‌بینی می‌شود که روند تخریبی و اثرات منفی ادامه داشته باشد. هر چند فعالیت‌های فوق جهت کسب درآمد و یا مایحتاج زندگی توسط افراد بومی صورت می‌پذیرد و گردشگری‌های بدون برنامه‌ریزی تا حدودی درآمد خانوارهای محلی را افزایش می‌دهد اما اثرات منفی بر کاربری اراضی، گونه‌های حیات‌وحش و آلودگی‌های محیط‌زیستی می‌تواند اثرات منفی بر اکوسیستم منطقه را در پی داشته باشد و این اثرات با گذشت زمان، حالت تجمعی و روند صعودی خواهند داشت.»
در ادامه این گزارش گفته شده است: «در شرایط حاضر از مهم‌ترین فعالیت‌هایی که بدون کنترل و مدیریت مناسب در منطقه مطالعاتی انجام می‌شود می‌توان به گردشگری بدون ضابطه، شکار بی‌رویه حیات‌وحش و پرندگان، احتمال آلودگی منابع آبی و خاکی، اثر برچشم‌اندازها و مناظر و کاهش احتمال جذب گردشگران اشاره نمود. در گزینه عدم اجرای طرح طبیعت‌گردی آشوراده می‌توان پیش‌بینی کرد که بهره‌برداری بدون مدیریت در منطقه انجام خواهد شد به‌طوری که تخریب و بهره‌برداری غیراصولی از منابع اکولوژیک به ویژه تنوع گونه‌ای در منطقه انجام گردد. در شرایط حاضر در جزیره آشوراده؛ به ویژه در فصل مهاجرت پرندگان، پرندگان شکاری و ماهیان خاویاری مورد شکار قرار می‌گیرند و برخی از اهالی بومی منطقه و غیر بومی دو یا سه فعالیت بهره‌برداری از تنوع زیستی را همزمان انجام می‌دهند. همچنین هر ساله تعداد زیادی شکار پرندگان در این منطقه انجام می‌شود. از طرف دیگر پرنده‌نگری و بهره‌برداری غیراصولی در این بخش نیز در منطقه در جریان است و هم ساله تعداد زیادی از بازدیدکنندگان به صورت غیر مدیریت شده به منطقه وارد می‌شود که محیط زیست منطقه را تحت تاثیر قرار می‌دهند.»
این بخش نتیجه می‌گیرد: «اگر طبیعت‌گردی در منطقه تعریف شده باشد و طبق یک برنامه سازمان‌یافته انجام پذیرد علاوه بر سرویس‌دهی منظم و هدفمند به طبیعت‌گردان به ویژه پرنده‌نگران، سایر گروه‌های ذی‌نفع نظیر قایقرانان، از فواید این طرح بهره‌مند می‌گردند. بدین ترتیب و با ارزیابی‌های صورت گرفته گزینه اجرای پروژه با مدیریت، برنامه‌ریزی و کنترل مناسب، علاوه بر بهره‌برداری از پتانسیل‌های موجود در منطقه، جهت بهبود وضعیت اهالی و پیشرفت کالبد شهری در منطقه؛ می‌توان ضمن جلوگیری از استفاده‌های غیرمجاز و مخرب، به حفظ محیط زیست و گونه‌های حیات وحش این پناهگاه کمک نماید.»
از سوی دیگر، موضوع گردشگری بی‌ضابطه نه فقط در بررسی گزینه «عدم‌ اجرا» بلکه در بررسی هر ۳ گزینه پیشنهادی برای طرح طبیعت‌گردی به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین دلایل آسیب به محیط‌ زیست جزیره عنوان شده است. موضوع مهمی که در امتیازدهی، تراز مثبت اجرای طرح را بالا می‌برد. زباله‌ریزی و بوته‌کنی، شناخت نداشتن از منطقه و بی‌توجهی به اصول طبیعت‌گردی به‌دلیل نبود آموزش که اکنون در جزیره رایج است در هر ۴مورد بررسی شده در مطالعات سازمان همیاری شهرداری‌ها که به تایید سازمان حفاظت محیط ‌زیست کشور رسیده، معضل مهم جزیره عنوان شده‌اند.

 

آشوراده کجاست؟
آشوراده جزیره‌ای کوچک در شرق دریای خزر و شمال خلیج گرگان است که از سمت غرب به وسیله کانال خوزینی از شبه جزیره میانکاله جدا شده است. این جزیره طی مصوبه‌ای در تاریخ 11 مرداد سال 1384، به عنوان منطقه نمونه گردشگری به تصویب هیات وزیران رسید و پس از آن به کلید توسعه گلستان شهره شد. موافقتنامه تاسیس منطقه در تاریخ 13 مهر 84 به نام سازمان مناطق گردشگری صادر شد.
در ادامه، قراردادی میان سرمایه‌گذار و سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور، برای انجام مطالعات طرح جامع در تاریخ 2 بهمن 86 منعقد شد اما به دلیل مشکلاتی که برای سرمایه گذار پیش آمد، عملا اقدام موثری تا سال 89 در این منطقه اتفاق نیفتاد.
سه سال بعد، پس از روی کار امدن دولت یازدهم و با پیگیری مسئولان ارشد استان گلستان، طی جلسه‌ای با حضور معاون اول وقت رئیس جمهوری، وزرا، روسای دستگاه‌های اجرایی مقرر شد سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، به عنوان مسئول تهیه طرح و بسته سرمایه‌گذاری در منطقه نمونه آشوراده عملیاتی شود. هم اکنون از نظر این وزارتخانه (در زمان تصویب مصوبات ذکر شده سازمان اطلاق می شد) هیچ شخصیت حقیقی یا حقوقی در آشوراده به عنوان سرمایه‌گذار شناخته نمی‌شود. همچنین طرح پیشنهادی دهه 80 برای اجرا در جزیره به دلیل مشکلات محیط زیستی ابطال و پس از انجام مطالعات، طرحی موسوم به طرح 22هکتاری طبیعت‌گردی در سال 96 موفق به دریافت مجوزهای محیط زیستی شد. با وجود اینکه در این طرح امکان سرمایه‌گذاری بخشی به سرمایه‌گذار خرد و محلی مطابق آنچه مطالبه بومیان است؛ هم دیده شده اما تاکنون دولت در این‌باره اطلاع‌رسانی نکرده است.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 دیدگاه برای “ آشوراده را به مردم پس دهید

ضمن تشکر از مقاله مفید و ارزشمندتان ،به نظر بنده مخالفان طرح گردشگری آشوراده و بازگشت اهالی آشور به زادگاهشان ،نه مفهموم و معنای گردشگری را می‌دانند و نه از اصول و ضوابط محیط زیست کوچکترین اطلاعی دارند .در این خصوص حاضر به مناظره با هر کارشناس و مدیر و …هستم

ضمن تشکر از مقاله مفید و ارزشمندتان ،به نظر بنده مخالفان طرح گردشگری آشوراده و بازگشت اهالی آشور به زادگاهشان ،نه مفهموم و معنای گردشگری را می‌دانند و نه از اصول و ضوابط محیط زیست کوچکترین اطلاعی دارند .در این خصوص حاضر به مناظره با هر کارشناس و مدیر و …هستم

ضمن تشکر از مقاله مفید و ارزشمندتان ،به نظر بنده مخالفان طرح گردشگری آشوراده و بازگشت اهالی آشور به زادگاهشان ،نه مفهموم و معنای گردشگری را می‌دانند و نه از اصول و ضوابط محیط زیست کوچکترین اطلاعی دارند .در این خصوص حاضر به مناظره با هر کارشناس و مدیر و …هستم

یکبار برای همیشه این مشکل را با برگزاری مناظره زنده بین موافقان و مخالفان طرح گردشگری و بازگشت اهالی به سرزمین ابا واجدادیشان حل کنید.تا مردم هم از بلاتکلیفی خارج شوند

از مخالفین برگشت سکنه به جزیره آشوراده خواهشمندیم موارد یا اسناد تعرض ساکنین جزیره به محیط زیست و حیات وحش آشوراده را منتشر کنند،، کما اینکه حتی یک لکه سیاه هم در پرونده اهالی مربوط به محیط زیست وجود ندارد.
نکته اینکه صدها پرونده و مشاهدات عینی و کتبی از تخریب حیات وحش و اکوسیستم منطقه بعد از تخلیه اهالی آشوراده توسط افراد غیر بومی وجود دارد.
بعد از تخلیه آشوراده بود که اسبها را غارت کردند، کسی به داد فک ها نرسید و دستی وجود ندارد که آتشهای فصلی و یدی سالیانه آشور را خاموش کند.