در میزگرد تاب‌آوری زیست‌محیطی مؤسسه «رحمان» مطرح شد

تاب‌آوری شعاری

یک کنشگر محیط‌زیست: در تمام برهه‌های بحرانی که در کشورمان داشتیم دیدیم عنصری که همیشه کمک‌کننده و حامی بوده، همین مردم‌اند





تاب‌آوری شعاری

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۰۸

«صحبت از تاب‌آوری، توازن و این چیزها، بیشتر شبیه شعار است و نمی‌شود به آن رسید.» این گفته «مهدیه پورشاد» کنشگر اجتماعی و محیط‌زیستی در میزگردی با محوریت تاب‌آوری است، به گفته او دولت در ایران خود را دانای کل می‌داند. «مژگان احمدیه» فعال حوزه محیط‌زیست، کودک و طبیعت هم معتقد است در ایران نه برنامه تاب‌آوری وجود دارد و نه حکمرانی‌ای که بتواند در این باره فکر کند.

میزگرد تاب‌آوری زیست‌محیطی به همت «مؤسسه رحمان» ۱۶ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ برگزار شد؛ در این نشست سه پرسش اصلی مطرح بود: تاب‌آوری اکولوژیک چیست؟ مشارکت در حوزه اکولوژی چه مفهومی دارد و چه نسبتی با تاب‌آوری پیدا می‌کند؟ و اگر مشارکتی قرار است شکل بگیرد، میان چه کسانی و چگونه باید برقرار شود تا بتواند به برنامه‌ای اجرایی و عملیاتی تبدیل شود؟

مهدیه پورشاد کنشگر اجتماعی و محیط‌زیستی در ابتدای این نشست، تاب‌آوری را یک «سبک زیستن جمعی» دانست. به گفته او ما نمی‌توانیم جامعه و گروه‌های اجتماعی را از مفهوم تاب‌آوری جدا کنیم؛ بنابراین اگر از تاب‌آوری اکولوژیک صحبت می‌کنیم، فقط نباید توجهمان به طبیعت باشد؛ زیرا طبیعت اگر به حال خود رها شود و انسان دخالت نکند، خودش را دوباره می‌سازد. پورشاد افزود: «امیدواری را می‌توان از طبیعت آموخت که تحت هر شرایطی امیدوار است. اگر تالابی را رها کنید با اندک آبی که به آن می‌رسد «نی» شروع به رشد می‌کند و گونه‌هایی که از آنجا رفته بودند، برمی‌گردند.»

این کنشگر محیط‌زیست با اشاره به اینکه در مقوله تاب‌آوری نمی‌توانیم انسان را از طبیعت جدا کنیم، اضافه کرد: «طبیعت، حکمرانی و مردم سه حلقه‌ای هستند که در ارتباط با هم می‌توانند یک سیستم اکولوژیک تاب‌آور شکل دهند؛ به این معنا که سیستم بتواند در شرایط بحران دوام بیاورد و خودش را دوباره بسازد.»

به گفته پورشاد تاب‌آوری واژه تازه‌ای برای ایران نیست. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که خشک و نیمه‌خشک است و همیشه خشکسالی، بحران، جنگ، مهاجرت با آن بوده و به‌نوعی توانسته خودش را سرپا نگه دارد.
مژگان احمدیه فعال حوزه محیط‌زیست، کودک و طبیعت در این نشست تاب‌آوری محیط‌زیست را یک مفهوم بسیار حیاتی دانست که باید به آن توجه جدی شود. او گفت: «تنوع زیستی یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های تاب‌آوری است. وقتی تنوع زیستی را از بین ببرید، تاب‌آوری کاهش پیدا می‌کند.»

او در همین زمینه مثالی درباره فضای سبز شهری زد، اینکه اگر در یک بلوار فقط یک گونه گیاهی کاشته شود و آن گونه بر اثر آفت، آلودگی یا محدودیت آب آسیب ببیند، کل فضای سبز از بین می‌رود. اما اگر ترکیبی از گونه‌ها باشد، یک گونه که آسیب ببیند، بقیه فضا را زنده نگه می‌دارند و این همان معنای تاب‌آوری است. احمدیه اضافه کرد: «اگر بتوانیم تنوع زیستی و زیستگاه‌ها را حفظ کنیم، نسبت به آلودگی‌ها، سیاست‌های پایدار داشته باشیم، با تغییر اقلیم به شکل برنامه‌ریزی شده برخورد کنیم و مدیریت پایدار منابع را جدی بگیریم، آنگاه تاب‌آوری افزایش پیدا می‌کند.»

 

برنامه تاب‌آوری نداریم

آیا ما برای یکی از مشکلات اکوسیستم ایران نظیر منابع آب توانسته‌ایم برنامه تاب‌آورانه ارائه دهیم؟ این پرسش، محور دوم این نشست بود. پورشاد این موضوع را بسیار پیچیده دانست که پاسخ‌های متعددی از کارشناسان مختلف می‌توان گرفت. او در همین زمینه به تالاب «هورالعظیم» اشاره کرد، اکوسیستمی که برای سال‌ها درگیر جنگ، خشکسالی و آلودگی نفتی بوده است. این فعال محیط‌زیست افزود: «هورالعظیم با سه بحران حقابه، حکمرانی و سیاست‌گذاری و معیشت مردم مواجه است. در کنار آن مشکل اصلی این است که در برنامه‌ریزی‌ها، تالاب‌ها را مانند «روستا» می‌بینیم؛ درحالی‌که معیشت مردم تالاب‌نشین کاملاً وابسته به آب، نی، و خود تالاب است. توسعه روستایی در تالاب شکست می‌خورد، چون با واقعیت آنجا سازگار نیست.»

یکی از نقل‌قول‌های مردم محلی هورالعظیم این است که «ما می‌کاشتیم و منتظر می‌ماندیم تالاب آبش را به ما برگرداند.» پورشاد با بیان این مثال گفت: «این نقل‌قول بدان معناست که در نگاه مردم محلی تالاب مانند یک «فرد بخشنده» دیده می‌شد. مردم برنج‌کار بودند، نه گندم‌کار. اکنون به دلیل جاده‌کشی، تقسیم‌بندی تالاب، سدسازی و سیاست‌های دیگر، حقابه به زمین‌ها نمی‌رسد و مردم مجبور شده‌اند کشت دیم یا کشت گندم انجام دهند، درحالی‌که هیچ آشنایی با بازار گندم ندارند و ممنوعیت کشت برنج نیز معیشت آنها را مختل کرده است.»

به گفته این فعال محیط‌زیست در ۳۰ کیلومتری منطقه‌ای که گفته‌اند «برنج نکارید»، برنج کاشته می‌شود چون می‌گویند آب کافی دارد؛ یعنی در مدیریت منابع آب یک حوضه آبخیز که پایان آن تالاب هورالعظیم است، نتوانسته‌ایم بین مردم و برنامه‌ریزان توافق ایجاد کنیم. او افزود: بر اساس مطالعه‌ای که با حضور کشاورزان محلی از سرشاخه‌های کرخه به سمت دشت آزادگان انجام دادم ده‌ها پمپ غیرمجاز در مسیر سرشاخه‌های «کرخه‌کور» یا «کرخه‌نور» وجود داشت. حوضچه‌های پرورش ماهی بدون مجوز، کانال‌های انحرافی محلی، و سدهای کوچک دستی که آب را منحرف می‌کردند تا وارد چرخه طبیعی پایین‌دست نشود. وقتی با کشاورزان، یکی‌یکی این موانع را علامت می‌زدیم، دیدیم اگر هم حقابه برای تالاب رها شود، متأسفانه در مسیر توسط بخش‌های مختلف مردم برداشت می‌شود.

او ادامه داد: اگر به گذشته تالاب نگاه کنید، می‌بینید که وقتی این تنش‌ها وجود نداشت، مردم تالاب‌نشین با دانش بومی و رابطه هم‌زیستانه با تالاب، هم معیشت پایدار داشتند و هم اکوسیستم تالاب تاب‌آور بود. اما مداخله‌های انسانی و توسعه نامتوازن، می‌تواند یک تالاب را به مرز نابودی ببرد.
احمدیه معتقد است ما در ایران برای چندین دهه برنامه‌ریزی‌ها و در واقع اقداماتی را انجام داده‌ایم که به‌مرورزمان همه تاب‌آوری‌های این سرزمین را به چالش کشیده است؛ بنابراین نمی‌توانیم پایبند تعریف کلاسیک بمانیم و باید ویژگی‌های همین سرزمین را هم در نظر بگیریم. او افزود: «ما حتی یک الگوی درستِ کشت نداریم؛ یعنی به کشاورزان نمی‌گوییم چه باید بکنند. گاهی می‌گویند «هندوانه آب‌بَر است نباید کاشته شود»، بعد جای دیگر می‌گویند «فلان‌جا فقط باید گندم کاشت»، جایی دیگر می‌گویند «نه، نباید گندم کاشت». یعنی حتی نمی‌نشینیم با هم یک طرح و برنامه بدهیم و بگوییم کشاورزی ما باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؛ از نظر تغذیه جمعیت چه محصولاتی باید تولید شود، چه عناصر استراتژیکی باتوجه‌به ویژگی‌های این سرزمین لازم است تولید شود یا از نظر کم‌آبی، از نظر ارتباط با همسایگان و دنیای بیرون که ارکان سیاسی تعیین‌کننده‌اند و باید وارد شوند، چه باید بکنیم.
به گفته این کنشگر محیط‌زیست در ایران نه برنامه تاب‌آوری وجود دارد و نه حکمرانی‌ای که بتواند در این باره فکر کند. او افزود: «در این شرایط مشارکت شکل نمی‌گیرد.»

عده‌ای فکر کرده‌اند دانای کل هستند

عملیاتی‌کردن برنامه‌های تاب‌آور محور سوم این نشست بود. پورشاد در این بحث به دولت اشاره کرد، دولتی که خودش را دانای کل و مسلط بر تمام اطلاعات و دانش می‌داند. او گفت: «یک بازبینی و بازنگری جدی باید در سیستم تصمیم‌گیری و در نگاه به طبیعت باید ایجاد شود. من با مردم کار می‌کنم. وقتی با آن‌ها همراه می‌شوید، می‌بینید که حتی جلوتر از شما می‌روند. وقتی می‌گوییم «بیایید مشارکت کنیم»، آورده خودشان را می‌آورند. این مردم همیشه دوست دارند تغییر خوب ایجاد کنند و پای آن بایستند. آن چیزی که الان به نظر من به آن توجه نمی‌شود، نگاه بخش دولتی به این باور است که حفظ محیط‌زیست تا چه اندازه می‌تواند بر اقتصاد، سبک زندگی، فرهنگ و حتی آینده کشور اثر بگذارد.»

«محیط‌زیستی‌ها مرفه‌های بی‌دردند» این گفته‌ای است که بسیاری در یک دهه گذشته مطرح می‌کردند. درحالی‌که به گفته پورشاد محیط‌زیستی‌ها دغدغه‌مندان آینده بودند؛ کسانی که به آینده نگاه می‌کردند. او افزود: «این وضعیت از کجا آمده؟ از اینکه عده‌ای فکر کرده‌اند دانای کل هستند و برای همه تصمیم می‌گیرند. وقتی ما مردم و مردم محلی را در سیاست‌گذاری به حاشیه می‌بریم و به آن‌ها به‌عنوان ابزار نگاه می‌کنیم، آنجاست که متوجه می‌شوید اصلاً صحبت از تاب‌آوری، توازن و این چیزها، بیشتر شبیه شعار است و نمی‌شود به آن رسید.»

از نظر پورشاد اینکه بگوییم مردم پای‌کار نیستند یا مردم تاب‌آور نیستند، به نظر من حرف درستی نیست. مردم ما همیشه در هر شرایطی بوده‌اند که خودشان را با شرایط فعلی وفق دهند و خیلی درست و جان‌سختانه، زندگی را روی دوششان می‌کشند. او گفت: «یک برنامه عمل، به نظر من اول باید از دولت و حکمرانی شروع شود. بایستی سیاست‌ها و فکرهایی که فاصله بسیار زیادی با حفظ منابع دارند و استحصال زیاد و سود اقتصادی را بر منافع مردم و حفظ محیط‌زیست ترجیح می‌دهند، تغییر کنند. وقتی ما پول، اقتصاد و درآمد را بر تمام جوانب یک جامعه ارجحیت می‌دهیم، نتیجه همین می‌شود که ترجیح می‌دهیم ویلا بسازیم، منابع طبیعی‌مان را از دست بدهیم، جنگلمان را از دست بدهیم، اما سود اقتصادی حفظ شود، جاده بزنیم تا فاصله فضایی را با جای دیگر کمتر کنیم، اما در کنارش به تخریب محیط‌زیست اهمیت نمی‌دهیم.»

به گفته پورشاد بخش دولتی باید یک بازنگری جدی و اساسی داشته باشد. او اضافه کرد: دولت ما بدنه بزرگی دارد که بر همه چیز مسلط است. همین موضوع باعث شده بخش خصوصی به‌نوعی زیر سایه تصمیمات و برنامه‌های دولت برده شود. ما الان بخش خصوصی مستقلی را که بخواهد تولید فکر کند و بخواهد در کنار توسعه اقتصادی برای محیط‌زیست اقدام کند، از دست داده‌ایم.

از نظر این فعال محیط‌زیست نهادسازی و جلب مشارکت واقعی مردم در تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها باید لحاظ شود. او گفت: «مسئولان نباید مردم را به شکل و وسیله‌ای برای پیشبرد اهداف خودشان ببینند. در کنار آن باید توجه داشت که برنامه‌ریزی یک اتفاق احساسی نیست؛ یک موضوع منطقی است و منطق دارد. شما نمی‌توانید احساسات را وارد بحث برنامه‌ریزی کنید.»

به گفته پورشاد با تغییر نگرش مردم به‌خودی‌خود این هم‌افزایی، این همراهی و این مشارکت را شکل می‌دهند. او گفت: «در تمام برهه‌های بحرانی که در کشورمان دیدیم عنصری که همیشه همراه بحران، کمک‌کننده و حامی بوده، همین مردم هستند.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *