در ظاهر پرآب و در واقعیت خشک
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۳:۰۰
این روزها بسیاری از افزایش ذخیره آب دریاچه ارومیه خوشحالاند؛ از عمق گرفتن نیمه جنوبی گرفته تا پیوستن دوباره دو بخش شمالی و جنوبی پس از سالها و محاصره «کاظمداشی» با آب. کلیپهای جولان قایقهای موتوری روی دریاچه و پیشروی آب تا نزدیکی ساحل در نقاط مختلف، دستبهدست میشود. اما پرسش اساسی این است: آیا این خوشحالی واقعی و پایدار است، یا موقتی و گمراهکننده؟
دریاچه ارومیه در سالهای اخیر عملاً به یک تالاب فصلی تبدیل شده است؛ پهنهای که در فصل بارش آب میگیرد و با آغاز گرما به شورهزار بدل میشود. بارشهای مناسب و فرانرمال در ماههای گذشته، بهویژه در بخشهای غربی و جنوبی حوضه آبریز، باعث شده ذخیره آب دریاچه به بیش از ۳ میلیارد مترمکعب برسد؛ رقمی امیدوارکننده، اما نه تعیینکننده.
باید مراقب تعبیرهایی مانند «افزایش هفتبرابری ذخیره نسبت به سالهای گذشته»، «بهترین وضعیت در چهار سال اخیر»، «خروش دریاچه» یا «رسیدن آب به جزایر» بود. این عبارات، اگرچه از سر شوق بیان میشوند، اما میتوانند آدرسهای اشتباهی باشند که ما را دوباره به تکرار روزهای خشک گذشته برسانند.
دریاچه ارومیه در روزهای پرآب خود، حدود ۲۴ میلیارد مترمکعب حجم داشت؛ ذخیرهای که در کمتر از یک ربع قرن از دست رفت و در مقاطعی به کمتر از یک میلیارد مترمکعب رسید. حتی اگر ورود حدود ۳ میلیارد مترمکعب روانآب و یک میلیارد مترمکعب ذخیره سدهای حوضه آبریز را در نظر بگیریم، مجموع این منابع تنها یکهشتم حجم روزهای پرآبی دریاچه است. این مقدار هنوز فاصله معناداری با «تراز اکولوژیک» دارد؛ ترازی که بتوان از یک اکوسیستم زنده، پایدار و فعال سخن گفت.
از سوی دیگر، با آغاز فصل تابستان، به طور متوسط روزانه ۱۲ تا ۱۵ میلیون مترمکعب تبخیر از سطح دریاچه رخ میدهد. بهاینترتیب، این پهنه آبی در طول فصل گرم حدود یک میلیارد مترمکعب از ذخیره خود را از دست میدهد؛ یعنی بخش قابلتوجهی از آنچه امروز بهدستآمده، در چند ماه آینده از میان خواهد رفت.
اما مسئله اصلی جای دیگری است؛ عواملی که دریاچه را به این وضعیت رساندهاند، همچنان باقدرت پابرجا هستند. آببندهای متعدد در مسیر رودخانهها، برداشت گسترده آبهای سطحی و زیرزمینی برای کشاورزی و باغات، کاشت محصولات آببر، ذخیرهسازی در سدهای کوچک و بزرگ حوضه آبریز، و مصرف آب سدها و رودخانهها برای تأمین نیاز جمعیت حدود ۸ میلیونی ساکن در ۳۶ شهر پیرامون دریاچه، همه از عواملی بودهاند که ورود آب به دریاچه را به رؤیا تبدیل کردهاند.
دریاچه ارومیه یک منبع و سرمایه مشترک است که در سالهای گذشته هر بهرهبردار برای نفع کوتاهمدت خود، سهم بیشتری برداشت کرده و در نهایت همه بازنده شدهاند. افزایش بارندگی و آبگیری موقت، حس کاذب وفور ایجاد میکند که منجر به بازگشت رفتارهای مخرب گذشته میشود؛ دقیقاً همان چرخهای که بحران را بازتولید میکند. نه دولت بهتنهایی پاسخگو بوده و نه جامعه خود را مسئول دانسته است؛ شکافی که احیای واقعی را تابهحال ناممکن کرده است.
روزگاری «زرینهرود» و «سیمینهرود»، دو شریان اصلی حیات دریاچه ارومیه بودند و ۶۰ تا ۷۰ درصد آب آن را تأمین میکردند؛ اما در یک دهه گذشته، سهم اصلی ورودی دریاچه به زهآبها و مقداری روانآب زمستان و بهار محدود شده و دیگر اثری از جریان مداوم و زندگیبخش این رگهای حیاتی دیده نمیشود.
آمار کشاورزی نیز هشداردهنده است. بر اساس دادههای موجود، ۱۴۲ هزار کشاورز در آذربایجان غربی، ۲۴۴ هزار و ۸۹۵ نفر در آذربایجان شرقی و ۱۱۰ هزار کشاورز در استان کردستان، در مجموع نزدیک به ۴۹۷ هزار کشاورز در حوضه آبریز دریاچه ارومیه مشغول فعالیتاند. تنها در آذربایجان غربی، سطح زیر کشت آبی در اواخر دهه ۸۰، برخلاف روند کاهش منابع آبی و افت سفرههای زیرزمینی، از حدود ۳۰۰ هزار هکتار به ۴۹۰ هزار هکتار افزایش یافته است. حال باید پرسید: آیا افزایش بارشهای امسال تغییری در این اعداد ایجاد کرده، یا برعکس، بارندگی بیشتر به تشدید توسعه افقی اراضی کشاورزی و تبدیل کشت دیم به آبی دامن خواهد زد؟
قصد این یادداشت مرثیهسرایی نیست. مسئله، دیدن واقعیت با چشمانی باز است. بحران دریاچه ارومیه بحرانی انسانساز است و راهحل آن نیز ناگزیر انسانی خواهد بود. تجربه یک دهه گذشته نشان داد که هیچ بودجه و اقدام صرفاً دولتی نتوانست این پهنه آبی را زنده کند. میلیاردها تومان اعتبار داخلی و میلیونها دلار کمک بینالمللی هزینه شد، اما تابستان گذشته خبر از مرگ کامل دریاچه میرسید.
احیای دریاچه ارومیه بدون تغییر رفتار جمعی ممکن نیست. این دریاچه تنها با یک «برنامه اقدام مشترک» و با مشارکت مردمی که در کنار آن زندگی میکنند، نفس میکشند و آیندهشان به آن گرهخورده است، میتواند دوباره جان بگیرد؛ از کشاورز و دامدار گرفته تا کارمند، بازاری و سیاستگذار. اگر قرار است این پهنه آبی بماند، باید از سطح هیجانهای مقطعی عبور کنیم و به مسئولیتهای روزمرهمان برسیم؛ چرا که دریاچه ارومیه نه با بارانهای خوب، بلکه با تصمیمهای درست زنده میماند.
برچسب ها:
آب، آب و منابع طبیعی، احیا دریاچه ارومیه، اکوسیستم، تغییراقلیم، خشکسالی، دریاچه ارومیه، محیط زیست
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
هوش مصنوعی چگونه میتواند به حفاظت از حیاتوحش کمک کند؟
روایت «دیوید اتنبرو» از هفت آواز شگفتانگیز جهان جانوران
طبیعت آواز میخواند تا زنده بماند
نگاهی به بحرانهای انباشته نظام آموزشی و جایگاه مدرسه در حکمرانی
آقای رئیسجمهور، نبض مدرسه نمیزند!
نقدی بر تصمیم ضدمیراثی وزیر میراث
یکی بر سر شاخ، بُن میبرید!
دریاچه «بزنگان» که در سالهای اخیر بخش عمده آن بیآب بود، در ماههای اخیر بهصورت کامل خشکید
چشمهها خاموش شدند، دریاچه مرد
امید به بقای تالابها در کرمانشاه
جلوگیری از خشک شدن هشیلان و سرابهای استان
دعوت از شهروندان برای مدیریت مصرف
شبکه برق خوزستان زیر فشار گرمای بیسابقه
تعویض ۱۰ هزار موتور کولر آبی
صرفهجویی کلان در مصرف برق با طرح مشترک فراجا و ساتبا
باز هم احتمال عامل انسانی
آتشسوزی در ۱.۵ هکتار از جنگلهای بهشهر مهار شد
توقیف خودروی شکارچی در باشت
کشف سلاح و لاشه ۳ پرنده حمایتشده
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید