با همه دلخوری‌ها

سینماگران پای کارِ ایران

به‌وقت خنده شکوفه گیلاس ایستادند





سینماگران پای کارِ ایران

۲۲ فروردین ۱۴۰۵، ۰:۱۰

صبح روزِ نهم اسفند، یک روز دیگر از زندگی هریک از ما در پهنه ایران عزیزمان آغاز شد، صبحی که نمی‌دانستیم چهل روز در گیرمان می‌کند. درگیری که نمی‌دانیم پس از دو هفته آتش‌بس چه در انتظار ما است.
تهران، سراسیمه صدای انفجار حوالی چهارراه ولیعصر تا خیابان جمهوری را شنید. همه چیز گنگ بود و نمی‌دانستیم چه شده است. به فاصله نیم ساعت در شهر هیاهو برپا شد. بله جنگ شد. جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران. باید چه می‌کردیم؟ خُب کاری جز پناه‌گرفتن نداشتیم.

هنوز در فکر دو ماه گذشته دی و بهمن بودیم، روزهایی که با همه خراش‌هایی که بر جانمان نشسته بود از سر گذراندیم و حالا روزهای جنگ ازراه‌رسیده بود، روزهایی که می‌دانستیم بر ما مردم کاملاً معمولی، آسان نخواهد گذشت.

از همان ساعت اولیه آغاز جنگ اینترنت بین‌الملل قطع شد و بار دیگر به فاصله دو ماه کمتر پس از اعتراض‌های دی‌ماه و حوادث تلخ آن روزها، بار دیگر در خاموشی مطلق فرورفتیم.

اخبار جنگ را جسته‌وگریخته از رسانه‌های رسمی و غیررسمی دنبال می‌کردیم؛ اما گنگ‌تر و گیج در پی حرفی، کلامی غیر از خبر جنگ بودیم: شاید سخنی از جنس همدلی و همراهی.

دراین‌بین هر فردی در هر جایگاهی سخنی می‌گفت و نسبت به شروع جنگ حرفی می‌زد؛ اما به‌خوبی می‌دانیم که بسیاری باور دارند نقطه‌نظر هنرمندان به‌خصوص سینماگران و بازیگران بیش از هر عنوانی هم به چشم می‌آید و هم دلگرم‌کننده‌تر است.

در همان ابتدا هنرمندانی چون «رضا کیانیان» و «پرویز پرستویی» نخستین واکنش‌ها را نسبت به وقوع جنگ ابراز کردند. کیانیان دردمندانه نگران کودکانِ در جنگ بود. برخی دیگر از هنرمندان مانند «بهمن فرمان‌آرا»، «علیرضا زرین‌دست» درباره جنگ صحبت کردند و برخی دیگر به‌خصوص کارگردان‌های سینمای کودک پیشنهادهایی را در قالب کتاب و یا تماشای فیلم برای تاب‌آوری خانواده‌هایی که فرزندان کوچک دارند ارائه کردند.
اما فاجعه دردناک مدرسه میناب و کودکان بی‌پناه و مظلوم ایرانی که جان خود را از دست داند، و البته گستردگی پرواز جنگنده‌های آمریکایی بر آسمان ایران و رعب و وحشتی که بیش از جنگ ۱۲ روزه در خرداد سال پیش را ایجاد کرده بود و ایستادگی برای ایران بیش‌ازپیش مشهود بود.

اولین واکنش‌ها را «علیرضا داودنژاد»، «ابراهیم حاتمی‌کیا»، «مریلا زارعی»، «جمال شورجه»، «کمال تبریزی»، «احمدرضا درویش»، «منوچهر محمدی»، «رضا میرکریمی» در همان روزهای نخستین آغاز جنگ داشتند.

برخی دیگر از هنرمندان هم پای‌کار آمدند و ترجیح دادند که به‌جای واکنش نشان‌دادن درباره این فاجعه جنگ فیلم و سریال بسازند. در همین راستا «محمدحسین مهدویان» ساخت سریال «اهل ایران» به تهیه‌کنندگی «محمدرضا منصوری» را آغاز کرد.

در ادامه دیگر فیلمسازانی همچون «بابک خواجه پاشا»، «امیرعباس ربیعی»، «لیلی عاج»، «حسین دارابی»، «دانش اقباشاوی» و ر«ضا کشاورز »سریال‌های اپیزودیک را برای صداوسیما کارگردانی کردند.
حالا نزدیک به دو هفته از جنگ گذشته بود و پیام هنرمندان و ترس‌ها و نگرانی‌های آنها روزبه‌روز عیان می‌شد.

اما یکی از نگرانی‌های قابل‌تأمل که دل هر ایرانی گله‌مند و دلخور در حوادث تلخِ قبل از جنگ را نیز به درد می‌آورد، موضوع حفظ تمامیت ارضی کشور و خطر تجزیه بود.

«کیانوش عیاری» به‌عنوان کارگردان سرشناس ایران و «محمدعلی باشه آهنگر »کارگردان سینمای دفاع مقدس در ایران که آثار سینمایی او همچون «ملکه» و «سرو زیر آب» به‌عنوان فیلم‌های ضدجنگ هنوز تماشایی است دل‌نگرانی‌های خود از تجزیه ایران را مطرح کردند.

کیانوش عیاری: غم‌انگیزترین اتفاق تجزیه ایران است

کیانوش عیاری در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران گفت: «باید به هر شکل ممکن، تمامیت ارضی حفظ شود. ایران وطن من، به‌خاطر گستردگی و اقوام مختلفش همیشه اهمیت زیادی برایم داشته است. من در خوزستان به دنیا آمده‌ام و کاملاً عِرق خوزستانی دارم و بوی نفت و رودخانه کارون مرا همیشه احساساتی می‌کرد. یکی از غم‌انگیزترین اتفاق‌ها برای من تجزیه ایران است.»

محمدعلی باشه‌آهنگر: پشت‌به‌پشت از کشور دفاع کنیم

«به گمانم این بار با گذشته فرق اساسی کرده است. تصمیم دارند کشور را به تجزیه بکشانند و حرفی را که دهه‌هاست به دنبال آن هستند، اجرایی کنند. تنها یک چیز از این نقشه جلوگیری می‌کند، باید پشت‌به‌پشت هم داده و با توکل بر خدای مهربان که همیشه حامی مردم داغدیده ایران بوده و ان‌شاءالله در آینده هم خواهد بود، از کشور دفاع کنیم و…

اطمینان دارم که در این راه سخت پیروز واقعی مردم خواهند بود. هر چند دل همه ما داغدار است و عزادار هستیم؛ اما حالا وقت شیون و زاری نیست وقت دفاع و ایستادگی و حماسه است. خدای مهربان برایمان کافی است و او در سخت‌ترین زمان یاری‌مان خواهد کرد.»

موج دوم و پر بیانیه هنرمندان در واکنش به بالاگرفتن جنگ و گسترش دامنه این بلای خانمان‌سوز به بیش از ۳۰ شهر ایران بود، اما فاجعه دردناک بمب باران «مدرسه میناب» خشم، غم و عصبانیت جامعه را بیشتر کرد.

بله صدای مهیب انفجارهای پی‌درپی جنگنده‌های آمریکایی و حمله‌های پهپادی اسرائیل تنها معطوف به مراکز نظامی در تهران و یا شهرهای بزرگ نمی‌شد. خبری هم از تجربه جنگ تحمیلی هشت‌ساله اول انقلاب و روشن‌شدن آژیر خطر برای پناه‌بردن به‌جای امن نبود.

ما ایرانیان تازه یاد گرفته بودیم که با صدای انفجار اول باید دراز بکشیم روی زمین، دست‌هایمان را سایه‌سرمان می‌کردیم و دهانمان را نیمه‌باز می‌کردیم و منتظر انفجار دوم و سوم می‌ماندیم؛ چون یاد گرفته بودیم که صدای انفجارهای بعدی مهیب‌تر و کشنده‌تر است و البته این بار بر خلاف جنگ ۱۲ روزه اغلب تصمیم گرفته بودیم که در خانه‌هایمان بمانیم و ماندیم.

عدم اطلاع‌رسانی درست به چگونگی مواجه با بحران یکی دیگر از موضوعات نوشتاری هنرمندان بود؛ اما با همه کاستی‌ها هنرمندان از ایران می‌گفتند.

«فرزانه کابلی»، طراح حرکت و بازیگر تئاتر گفت: «تمام عشق و علاقه من ایران است. من برای ثبت فرهنگ و حرکات موزون نقاط گوناگون ایران، سفرهای گوناگونی انجام داده‌ام. گاه به نقاطی رفته‌ام که شاید بعضی از هم‌وطنانمان نام آن خطه را نشنیده باشند و همواره در فاصله بین اجرای برنامه‌هایم، از آداب‌ورسوم، غذا و فرهنگ آن خطه خاص صحبت می‌کنم.»

با وجود قطعی اینترنت بین‌الملل، هنرمندان بسیاری که یا خارج از کشور بودند و یا اینترنت بدون فیلتر داشتند با پست و استوری‌های متعدد از ایران می‌گفتند.
«ایرج طهماسب»، «مازیار میری»، «هدی زین‌العابدین»، «نیوشا ضیغمی»، «نعیمه نظام‌دوست»، «حسین پاکدل»، «عاطفه رضوی»، «لاله اسکندری»، «گلاره عباسی»، رضا کیانیان، پرویز پرستویی، «رامبد جوان» و بسیاری دیگر از هنرمندان در حالی از ایران نوشتند که مردم ایران و مخاطبانشان دسترسی به فضای مجازی نداشته و تا این لحظه همچنان ندارند.

پای کارِ ایران وقت خنده شکوفه گیلاس

۱۸ روز از آغاز جنگ گذشته بود که آماده استقبال از بهار شدیم. نوروز آهسته و پیوسته در دل جنگ و ویرانی خودش را به ما نشان می‌داد. انگار شکوفه‌های سفید و صورتی درحالی‌که به ما لبخند می‌زدند می‌گفتند که نترسید ما اینجا کنار شما هستیم.

بله بهار از راه رسید؛ ولی جنگ تمام نشد و شکل حمایت هنرمندان از نوشته متن و ستایش ایران به‌پای کارِ ایران رسید و نوروز متفاوتی را تجربه کردند.

سال‌تحویل شد و خبر رسید که «پردیس احمدیه» با حضور در خانواده هلال‌احمر سال ۱۴۰۵ را آغاز کرده است. «مهران غفوریان» هم لباس آتش‌نشانی پوشید و سال خود را تحویل کرد و «جمشید هاشم‌پور» هم میان نظامیان در ایست بازرسی رفت و سال نو را به آنها تبریک گفت.

و در ادامه سینماگرانی همچون «محمدمهدی عسگرپور»، «مجید مجیدی» و بازهم پرویز پرستویی در پیام‌هایی جداگانه به کادر درمان، نیروهای هلال‌احمر و نیروهای نظامی مراتب قدردانی را به جا آوردند.

البته که «خانه سینما» به‌عنوان نهاد صنفی، نمایندگی جمعی سینماگران را به عهده گرفت و ستاد همیاری باهدف کمک به آسیب‌دیدگان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و حمایت از امدادگران را تشکیل داد.

در این مقطع از تهدید ترامپ و گفتن برگرداندن ایران به عصر حجر واکنش‌ها از سوی طیف خاموش سینماگران آغاز شد و هنرمندان از توصیه برای واکنش به دفاعِ تمام‌قد از تاریخ‌تمدنی ایران برآمدند.

«پیمان معادی»، «هوتن شکیبا»، «گلشیفته فراهانی»، «محسن تنابنده»، «نوید محمدزاده» از جمله هنرمندانی بودند که هرچند دیرهنگام اما واکنش‌هایی به تهدیدهای ترامپ نشان دادند.

اما آنچه مسلم است واکنش «اصغر فرهادی» به‌عنوان یک چهره بین‌المللی و شناخته شده در مجامع سینمایی به واسطه دریافت جایزه اسکار مهم بود.

اصغر فرهادی در شامگاه سه‌شنبه ۱۸ فروردین، درست در آخرین ضرب‌الاجل ترامپ متنی مبنی بر تخریب زیرساخت‌ها، آن را غیرقانونی عنوان کرد و توجه جامعه جهانی هنرمندان و سینماگران را به این اقدام غیرقانونی ترامپ جلب کرد.

اصغر فرهادی: «تخریب زیرساخت‌ها ضربه به کرامت انسان است.»

این کارگردان سینمای ایران که خارج از کشور حضور دارد، در نوشتاری در فضای مجازی نسبت به اظهارات ترامپ مبنی بر حمله به زیرساخت‌های ایران واکنش نشان داد و نوشت:

«از هنرمندان و سینماگران در هر کجای جهان تقاضا دارم در این روزها و ساعات حساس، با هر روش ممکن، صدایی باشند برای توقف تجاوز ویرانگری که بیش‌ازپیش به تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی رسیده است. زیرساخت‌هایی که متعلق به مردم ایران‌اند و مرتبط با نیازهای اولیه زندگی روزمره آن‌ها. نابودی زیرساخت‌ها، تنها تخریب ساختمان‌ها نیست، ضربه به حیات و کرامت انسان‌هاست. حمله به زیرساخت‌های یک کشور، جنایت جنگی‌ست. فارغ از هر عقیده و نگرش، برای توقف این روند غیرانسانی، غیرقانونی و ویرانگر، یک‌صدا شویم.»

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

سینماگران پای کارِ ایران

سینماگران پای کارِ ایران