بایگانی مطالب برچسب: سینما

بازی مجوزها

| پیام ما | پس از ماه‌هایی که جامعه ایران زیر سایه بحران‌ها، نااطمینانی‌ها و فشارهای متعدد سپری کرده، نیاز به فضاهای جمعی برای بازسازی روحیه عمومی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. اما در چنین شرایطی، پخش مسابقات جام جهانی در سالن‌های سینما، که می‌توانست به فرصتی برای احیای این شادی جمعی تبدیل شود و یادآور برنامه‌ریزی منسجم فرهنگی باشد، بیشتر نشان از سردرگمی مدیریتی و ناهماهنگی میان نهادهای تصمیم‌گیر دارد. در حالی که خبر پخش بازی‌های تیم ملی در سینماها اعلام شده بود، مجوز پخش مسابقه ایران و نیوزیلند صادر نشد و سینماهای پایتخت از میزبانی این رویداد محروم ماندند. این کشمکش‌ها چند روز ادامه داشت تا سرانجام مجوز نمایش دیدار ایران و بلژیک صادر شد و فوتبال راه خود را به سالن‌های سینما باز کرد.

گیشـــــــه زنده شــد؟

5 هزار تماشاگر برای 7 نمایش در سالن‌های دولتی

مواجهه با پوچی و زندان بصری در جامعه‌ای فروپاشیده

یادداشت فدایی

جانِ نحیفِ جهان‌های جدیـــــد

فرهادی در قلب پاریس

|پیام ما| سواحل ریویرای فرانسه این روزها شاهد تحولی تازه است. جشنواره فیلم کن که سال‌ها ستاره‌های هالیوود در آن می‌درخشیدند، امسال فهرستی تقریباً عاری از غول‌های آمریکایی ارائه داده است. حالا به‌جای آنها، نام کارگردانانی از کشورهای دیگر بر تارک جشنواره می‌درخشد. در بحبوحه روزهای جنگ در ایران هم خبر رسید که «اصغر فرهادی»، کارگردان ایرانی، هم با دهمین فیلم بلند خود قدم به مهم‌ترین رویداد سینمایی جهان گذاشته؛ فیلمی فرانسوی‌زبان که بسیاری از منتقدان آن را یکی از منسجم‌ترین آثار این فیلمساز برنده اسکار می‌دانند.

زندگی و دیگر هیچ…

آیا زندگی زیباست؟

سینمای ایران و لکنت در روایت بحران‌های اقلیمی

| پیام ما | سینما به‌عنوان فراگیرترین رسانه قرن بیست و یکم، همواره توانسته است مفاهیم پیچیده علمی و آمارهای خشک را به «تجربه زیسته» تبدیل کند. وقتی از تغییرات اقلیمی در قالب یک گزارش علمی سخن می‌گوییم، ذهن مخاطب درگیر اعداد و احتمالات می‌شود، اما وقتی همین مفهوم در کالبد یک روایت سینمایی رسوخ می‌کند، «ترس» و «همدلی» جایگزین داده‌ها می‌شوند. بااین‌حال، با نگاهی به کارنامه سینمای داستانی ایران در دهه اخیر، با نوعی غیبتِ استراتژیک در مواجهه با موضوع زمین روبرو هستیم. سینمای ایران که در دهه‌های گذشته با نگاهی شاعرانه و ستایشگرانه به طبیعت (در آثار کسانی چون کیارستمی یا مجیدی) شناخته می‌شد، اکنون در برابر «زوال طبیعت» دچار نوعی بهت و سکوت شده است.