مقاله‌ای درباره تأثیر اقشار اجتماعی بر آنومی اجتماعی در جامعه ایرانپیامدهای اختلال اجتماعی بر جامعه را جدی بگیریمپژوهشی در تهران نشان داد متغیر تحصیلات 6/7 درصد، متغیر شغل 9 درصد، متغیر سن 7/9 درصد، متغیر میزان درآمد9/8 درصد و متغیر اقشار اجتماعی، 15 درصد از آنومی اجتماعی را پیش‌بینی می‌کند

چهارشنبه 24 شهریور 1400

در زندگی اجتماعی بشر، از جمله مسائلی‌که در هر زمانی از تاریخ، انسان به نوعی با آن برخورد داشته، مسئله «بی‌هنجاری» بوده است. بی‌هنجاری می‌تواند بر حسب مواردی چون نوآوری، طغیان، اصلاح‌خواهی اجتماعی و یا رفتارهای ضد ‌اجتماعی، تنازع و عدم پذیرش هنجارها، حکومت ناگرایی و یا ناهمنوایی منبعث از بی‌حالی و یا ناشی از خلق و ابداع، اشکال بسیار گوناگونی به خود گیرد (نایبی و همکاران، 1396). همچنین به نحوی معیار مشترک بین اعضای جامعه‌ متزلزل شده و از بین می‌رود؛ مسئله‌ای که به زعم برخی صاحب‌نظران، بیشتر در جوامع در حال گذار است. از سویی هم افرادی که خود دچار «احساس‌آنومی ‌» هستند با رفتارها و برخوردهای خود در سرایت همین احساس به دیگران و مبتلا کردن آن‌ها به «احساس‌آنومی‌» نقش دارند.

به اعتقاد دورکیم ، وقتی فقدان التزام‌ اجتماعی به قوانین، هنجارها و قواعد به وجود آید، افراد احساس می‌کنند راهنمایی در انتخاب‌های خود ندارند، در نتیجه حالتی از گسستگی و بی‌سامانی در نظام‌ اجتماعی آشکار می‌شود. در حقیقت، تضعیف هنجارهای نظم‌دهنده به رفتارهای افراد، وضعیت آنومیک خوانده می‌شود» (موریسون ، 1995). لذا بررسی احساس ‌آنومی‌ در بین اقشار مختلف اجتماعی برای حل آن باید جدی‌گرفته شود. از سویی در جامعه کنونی ایران که به دلایل بسیار زیاد در سال‌های اخیر و به اذعان تقریباً همه پژوهشگران با عقاید بسیار متفاوت و حتی متضاد، رو به سوی نوعی چالش‌های اجتماعی – فرهنگی رفته و در حال حاضر فشارهای بسیار سنگینی را به دلیل تحریم‌ها، مشکلات اقتصادی و معیشتی و گرانی زندگی و سوء مدیریت در بسیاری از ارگان‌ها و … تحمل می‌کند به سمت آنومی پیش رفته است. با آگاهی به این مسئله که رفتارهایی چون ناامیدی، بی‌معنایی، بی‌اعتمادی به دیگران و مسئولان از عوارض آنومی ‌است، باید به این مورد توجه داشت‌ که افرادی با چنین خصوصیاتی، چگونه با دیگران تعامل می‌کنند، چگونه بر افراد دیگر تأثیر گذاشته و در آینده چطور افرادی را تربیت‌کرده و به جامعه تحویل خواهند‌داد. در زندگی اجتماعی، انسان غالب انحراف‌ها را در شرایط زمانی و مکانی تعریف و مشخص کرده است. لذا انحرافات بیشتر حالت نسبی به خود می‌گیرند. در این میان «آنومی» که گاهی «اختلال‌ اجتماعی » یا به نوعی «بی‌نظمی ‌اجتماعی» نیز خوانده می‌شود؛ یکی از رایج‌ترین مفاهیم جامعه‌شناسی است که به علت اهمیت آن، جامعه‌شناسانی نظیر دورکیم، مرتون، مارکس و… در خصوص آن نظریه‌های متعدد علمی ‌بیان کرده‌اند.
هر کدام از نظریه‌پردازان از منظری و زاویه‌ای به تعریف، چگونگی پیدایش و زمینه‌های گسترش آن پرداخته‌اند. حتی گاه افرادی چون دورکیم در دو اثر خود یعنی در «تقسیم‌کار اجتماعی» یک تعریف از آنومی ‌داده‌ و در اثر دیگر خود «خودکشی» تعریف متفاوت دیگری داده است، به نوعی شاید بتوان ادعا کرد که این مسئله نشان از پویایی و در جریان بودن آنومی‌ دارد (کرد زنگنه، 1385). در عرصه جامعه‌شناسی، اگر افرادی نظیر دورکیم، «آنومی» را در سطح کلان به کار برده‌اند، در مقابل نظریه‌پردازانی چون مرتون نیز آنومی‌ را در سطح میانی و خرد بررسی‌کرده‌اند. در خصوص آنومی‌ و آنومیک این‌که فرد «آنومیک» گذشته را از دست داده و به آینده امید و اعتقادی ندارد و ناچاراً در لحظه «حال» زندگی می‌کند، برخی جامعه‌شناسان از چنین شرایطی به عنوان «حالت برزخی» یاد می‌کنند و ساده‌تر این ‌که، انسانی از جایی بریده و به جایی نیز هنوز بند نشده است. «اغلب اوقات حالت‌آنومیک یک دوره‌ گذراست؛ شخص تعلق خود را به‌گروه خویش از دست می‌دهد و برای مدتی فرصت پیوستن به‌گروه دیگر را نمی‌یابد»(نایبی،1396).
برای درک‌صحیح شرایط «بی‌هنجاری» و «آنومیک» بهتر است ‌که ابتدا به هنجارهای جامعه توجه شود. چرا که با شناخت هنجارها، بی‌هنجاری‌ها نیز راحت‌تر قابل شناخت می‌شوند. رفیع‌پور(1378) در خصوص هنجار چنین می‌آورد: «هنجار یکی از مفاهیم مرکزی و هسته‌ای جامعه‌شناسی است». با این وصف؛ در متون جامعه‌شناسی و در بین جامعه‌شناسان خارجی نیز فضای مفهوم آن کاملاً مشخص و متمایز نشده است. هنجارها در همه شئون زندگی وجود دارند و آن قدر زیادند که حتی یک دانشمند جامعه‌شناس متبحر و با وقوف نیز به همه آن‌ها و بالاخص به تعدادی از آن‌ها اشراف ندارد. وقتی ما یک دوست یا آشنا را ملاقات می‌کنیم به او سلام می‌کنیم با او دست می‌دهیم و گاه روبوسی می‌کنیم، این قواعد و ضوابط رفتاری همه هنجار هستند. به طور خلاصه هر قسمت از رفتارهای انسان که به طور مستقیم یا غیر‌مستقیم به دیگر انسان‌ها مربوط می‌شود، مبتنی بر هنجار است. از این فراتر، در زندگی فردی نیز هنجارها وجود دارند (طرز عبادت فردی، طرز غذا خوردن و …)(رفیع‌پور، 1377: 179-178).
با این حال جوامع انسانی بر اساس قواعد، هنجارها و نظم اجتماعی اداره می‌شود، رعایت این قواعد و هنجارهای اجتماعی موجب ایجاد تعادل و نظم در جامعه می‌شود، چنانچه رفتار افراد جامعه در اقشار مختلف به گونه‌ای بر خلاف این هنجارها پیش برود و افراد نسبت به هنجارهای موجود بی‌تفاوت شوند، جامعه دچار آشفتگی و بی‌هنجاری خواهد شد. با این حال در زمینه نقش اقشار مختلف اجتماعی بر آنومی اجتماعی اطلاعات کم و محدودی در دسترس است و پیشینه تحقیقات در این زمینه دارای خلا است. لذا با توجه به اهمیت بررسی عوامل مؤثر بر آنومی اجتماعی، هدف از پژوهش حاضر پاسخ به این سوال بود که اقشار اجتماعی چه تأثیری بر آنومی اجتماعی در جامعه کنونی ایران دارد؟
لذا در پژوهشی از نوع پیمایشی که جامعه آماری آن را تمامی ساکنان منطقه 11 شهر تهران تشکیل می‌دهند (که البته قابل تعمیم به جامعه ایران است) با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه‌گیری تصادفی، نمونه‌ای به حجم 384 نفر، انتخاب شد.
پرسشنامه مورد استفاده برای بررسی آنومی اجتماعی بر اساس بررسی‌های کتابخانه‌ای و پژوهش‌های گذشته، به صورت محقق ساخته طراحی شد. این پرسشنامه بر اساس مقیاس پنج درجه‌ای لیکرت تنظیم شد. در این پژوهش جهت تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، استفاده از نمودار و…) استفاده شد. همچنین جهت آزمون فرضیه‌های پژوهش از آمار استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون) استفاده شد. سطح معنی‌داری در این پژوهش 05/0 ≥ P تعیین و محاسبات آماری به وسیله نرم‌افزار آماری SPSS (نسخه 22) انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد متغیر تحصیلات، 6/7 درصد از آنومی اجتماعی و متغیر شغل، 9 درصد از آنومی اجتماعی، متغیر سن، 7/9 درصد از آنومی اجتماعی، متغیر میزان درآمد، 9/8 درصد از آنومی اجتماعی و متغیر اقشار اجتماعی، 15 درصد از آنومی اجتماعی را پیش‌بینی می‌کند.

اختلال اجتماعیبی هنجاری

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *