گزارشی برای آنها که میخواهند به همسایه شرقی سفر کنند
افغانستان؛ یک سفر پرچالش
افغانستان دارای وجه مشترک با ایران است و زمانی که شما به افغانستان سفر میکنید گویا در زمان سفر کردهاید و گذشته ایران را میبینید
۴ اسفند ۱۴۰۱، ۰:۰۰
سفر پدیده جذابی است که بسیاری در پی آن هستند. اینکه چرا سفر میکنیم سوالی با جوابهای بسیار متنوع است و سوال دیگری که میتواند در پی پاسخ پرسش قبل مطرح شود این است که به کجا سفر کنیم؟ جواب این دو سوال برای هر شخص متفاوت است و با افزایش تجربه سفر هم تغییر میکند. افرادی که تازه شروع به سفر میکنند دیدن جاذبههای شاخص و شناخته شده را در اولویت هدف سفر خود قرار میدهند. بعد از مدتی لذت کشف جاذبههای کمتر دیده شده در نگاه مسافر جایگاه خاصی مییابد. جاذبههایی که شاید کمتر در مورد آنها گفته شده باشد. اما این تغییر نگاه با افزایش تجربه مسافر باز تغییر میکند و این بار تمرکز از دیدن جاذبههای دستساز بشر و هنرنمایی طبیعت به دیدن انسانهایی که با شرایطی متفاوت و در فرهنگی دیگر زندگی میکنند برای مسافر جذاب میشود. در این مرحله دیدن فرهنگ، سبک زندگی و تعامل با انسانها برای مسافر اهمیت بیشتری پیدا میکند. وقتی به این دیدگاه برسید آنگاه مقاصدی را برای سفر انتخاب میکنید که شاید از نگاه دیگران عجیب باشد و شرایط سفر به آنها گاها با تعریف عموم مسافران از سفر تفاوت بسیاری داشته باشد.
در این گزارش سراغ سه مسافری رفتیم که در پی دیدن فرهنگ و سبک زندگی مردمان، دیاری را برای سفر انتخاب کردند که مخاطرات و جذابیتهای خاص خود را به همراه دارد؛ همراه «مینا»، «حبیب» و «کوروش» ببه کشور افغانستان سفر خواهیم کرد کشوری که شاید از نگاه کمتر ایرانی بهعنوان مقصد سفر انتخاب شود. کشوری که با توجه به شباهتهای فرهنگی برای ایرانیان ناشناخته است.
چرا افغانستان
سوال اولی که در مورد این سفر به ذهن خطور میکند، چرایی سفر به افغانستان است. «حبیب اشتری» که تجربه سفر به بیش از 40 کشور جهان را دارد در جواب این سوال میگوید: «10 سال است به فکر سفر به افغانستان هستیم. پیش از به حکومت رسیدن طالبان شاهد ایجاد ناامنی از سوی این گروه بودیم که با رسیدن آنها به قدرت، این موضوع مرتفع شد اما همچنان سفر به افغانستان خطرات و چالشهای خود را به همراه دارد. برای من در سفر، آدمها نقش پررنگی دارند و این پررنگ بودن آدمها در کشورهای فقیر بیشتر به چشم میخورد. آدمهایی که با شرایط سخت دست و پنجه نرم میکنند بسیار ارزشمند و خاص هستند.» حبیب در ادامه میافزاید: «افغانستان دارای وجه مشترکی با ایران است و زمانی که شما به افغانستان سفر میکنید گویا در زمان سفر کردهاید و گذشته ایران را میبینید. همه ما شنیدههایی از مکتبخانه در ذهن داریم؛ تصویری که در ایران امروز دیدنش ممکن نیست اما در افغانستان شما این صحنه را زیاد میبینید. بسیاری از شنیدههای تاریخی ما در افغانستان هنوز جزئی از زندگی مردمان عزیز این دیار است. شاید بتوان در بخشهای زیادی از افغانستان، ایران در دهههای گذشته را تجربه کرد.»
مینا فعال: پیشنهاد من به بانوانی که فکر سفر به افغانستان را دارند این است که این سفر را در برنامهشان قرار دهند، هر چند بهتر است با آداب و رفتار بانوان افغانستانی آشنا باشند تا بتوانند بهتر در جامعه پذیرفته شوند و شرایط واقعی را درک کنند. بانوان در افغانستان به غیر از شهر کابل معمولا لباسهای بسیار بلند میپوشند که حتی پای آنها معلوم نیست و اکثرا پوشیه و برقع دارند. انتخاب پوششی اینگونه شما را از مرکز توجه بودن خارج میکند و بیشتر فرصت دیدن شرایط اجتماعی را خواهید داشت
چالشهای سفر به افغانستان
سفر به مقصدی که زیرساختهای گردشگری چه در امکانات و چه در نگاه مردم و حکومت وجود ندارد با چالشهایی همراه است. سفر به چنین مقصدی مناسب و مورد علاقه بسیاری از مسافران نیست. «کوروش قاسمیان» تجربه زیادی در سفر با دوچرخه که خود نوعی سفر پرچالش و ماجراجویانه است، دارد. او در جواب این سوال میگوید: «شما در سفر به افغانستان با ناشناختههای زیادی مواجه میشوید، مسائلی که گاهی غیرمنتظره هستند. حضور نیروهای داعش در افغانستان موردی است که میتواند برای یک گردشگر دلهرهآور باشد. احتمال وقوع حملات تروریستی دور از ذهن نیست. اکثر افغانستانیها بعد از اینکه از ایرانی بودن شما مطلع میشوند برخورد خوبی دارند اما مواردی هم پیش میآید که خاطره بدی از ایران داشته باشند و نوع مواجههای که نشان میدهند یکی از مخاطرات سفر است. به همین خاطر سعی میکردیم تا حد ممکن هویت خود را فاش نکرده و کمترین توجه را به خود جلب کنیم. این در پوشش ما هم وجود داشت که از ابتدای سفر لباس افغانستانی به تن کردیم. بهداشت در افغانستان بسیار ضعیف است و شیوع بیماریهایی مانند هپاتیت سی فراگیر است.» کوروش یکی از دلایل به جان خریدن این خطرات را دیدن آرامگاه بزرگان ایرانی که در مرز امروزی افغانستان آرمیدن میداند. آرامگاه شاعران و نامداران ایرانی که شاید کمتر ایرانیای از محل آرامگاه آنها مطلع باشد. کوروش میگوید: «زادگاه مولوی، در افغانستان کنونی است. آرامگاه بزرگانی مانند جامی، سنایی، بهلول، ابوریحان بیرونی، خواجه عبدالله انصاری، رودکی سبکتکین، سلطان محمود غزنوی و… در افغانستان امروزی قرار دارد.»
کوروش قاسمیان: طالبان دوست دارد توریست به این کشور ورود داشته باشد تا وجهه خوبی از خود به دنیا نشان دهد اما فضای سنگین امنیتی و ترس مردم از ارتباط با گردشگر به خاطر همین فضا، شرایط را برای توسعه گردشگری سخت میکند
تب سفر به افغانستان
گاهی شاهدیم یک مقصد توسط گردشگران مورد توجه قرار میگیرد و علاقه سفر به آن زیاد میشود. افغانستان هم در بین ماجراجویان ایرانی همین داستان را یک سال گذشته پیدا کرده است. افغانستانی که در اکثر مواقع گردشگران اطلاعات کافی در مورد سفر به آن را ندارند. حبیب اشتری دراینباره میگوید: «سفر به افغانستان یک سفر پرچالش است. گروه کوچک ما تجربه زیادی در زمینه سفر به نقاط مختلف دنیا و مواجهه با مردمانی با فرهنگهای گوناگون و به روشهای مختلف را داشت. در این سفر ما تمام تلاش خود را کردیم کمترین توجه را جلب کنیم، با دوستان زیادی در افغانستان آشنا بودیم که در ایران هم با آنها ارتباط داشتیم اما باز هم در سفر دچار مشکلات و چالشهایی شدیم. در برخی موارد دوستان افغانستانیمان اجازه میزبانی از ما را نداشتند. این شرایط سخت شاید در نگاه اول برای مسافری که افغانستان را بهعنوان مقصد انتخاب میکند نمایان نباشد به همین خاطر برای انتخاب افغانستان بهعنوان یک مقصد باید دقت زیادی داشت. سفر به این دیار به هیچ وجه به صورت انفرادی پیشنهاد نمیشود.» کوروش قاسمیان از فضای سنگین امنیتی حاکم بر افغانستان میگوید: «طالبان دوست دارد توریست به این کشور ورود داشته باشد تا وجهه خوبی از خود به دنیا نشان دهد اما فضای سنگین امنیتی و ترس مردم از ارتباط با گردشگر به خاطر همین فضا، شرایط را برای توسعه گردشگری سخت میکند. در افغانستان گل خشخاش به راحتی در دسترس است و در یک مورد، گردشگری به علت همراه داشتن این گل در مرز تاجیکستان دستگیر و به زندان افتاد.» کوروش سفر به افغانستان را سفری میداند که مسافر باید تجربه و آگاهی بالایی داشته باشد تا شرایط سخت و چالشها را پشت سر بگذارد و بتواند از جذابیتهای این کشور لذت ببرد.
ناامیدی از بهبود اوضاع
وجود مشکلات فراوان و تجربههای ناکامِ پیشرفت و توسعه در افغانستان باعث شده است بسیاری از اهالی این دیار امیدی به بهبود وضعیت کشورشان نداشته باشند. افغانستان جنگهای زیادی را پشت سر گذاشته و کمتر روی آرامش را به خود دیده است؛ از حمله شوروی تا گروههای افراطی تا حضور نظامیآمریکا، همه و همه بذر ناامیدی را در دل مردمان سختکوش این دیار کاشته است. حبیب دراینباره میگوید: «افغانستانیها معمولا نگاه مثبتی به جامعه خود ندارند. عدم امید به آبادانی افغانستان که بر اساس تجربههای مختلف تاریخی در ذهن این مردمان وجود دارد، واقعیت تلخی است. در افغانستان به خاطر شرایط، مهاجرت نخبگان و افراد اثرگذار بسیار متداول است. خلاء آموزش در این کشور بسیار مشهود است. تحصیل برای بانوان ممنوع است و مادران بیسواد فرزندان بیسواد را پرورش میدهند و این شرایط چرخه ناآگاهی را در افغانستان رشد میدهد؛ چرخهای که امید به تغییر شرایط را کمرنگ میکند.»
برقعپوشی زنان
کنار هم قرار دادن سه واژه «افغانستان»، «طالبان» و «زنان» برای ما تداعیهای ناخوشایند و عجیبی را ایجاد میکند. تداعیهایی که تجربه آن توسط یک زن میتواند شنیدنی باشد. برای درک بهتر این موضوع پای صحبت «مینا فعال» مینشینیم. گردشگری که به کشورهای زیادی سفر کرده و با کولهباری پر از تجربه پا به کشور افغانستان گذاشته است. مینا در مورد سفر به افغانستان میگوید: «افغانستان از دوران نوجوانی در ذهن من به شکل یک سوال، حضور پررنگ داشت. در آن زمان هرگز به سفر افغانستان فکر هم نمیکردم. بعد از ازدواج، حبیب اصرار داشت به افغانستان سفر کنیم ولی ترسهای زیادی از افغانستان در ذهنم داشتم .اولین دلیل این ترس شنیدن و خواندن اخبار در مورد طالبان بود. یک ترس بزرگ شنیدن خبر کشیدن ناخن خانمهایی بود که لاک زدهاند یا شکنجه خانمها توسط خانواده به خاطر خواستههایی مانند نوع حجاب یا تغییر سبک زندگی بود. اما با گذر زمان ذهنیت من تغییر کرد و دوست داشتم فرای ترس، این زنان را ببینم. از نظر من زنان افغانستان فرقی با زنان ایران نداشتند. آنها این روزها شرایطی را تجربه میکنند که ما چند دهه قبل داشتیم. پیشنهاد من به بانوانی که فکر سفر به افغانستان را دارند این است که این سفر را در برنامهشان قرار دهند، هر چند بهتر است با آداب و رفتار بانوان افغانستانی آشنا باشند تا بتوانند بهتر در جامعه پذیرفته شوند و شرایط واقعی را درک کنند. بانوان در افغانستان به غیر از شهر کابل معمولا لباسهای بسیار بلند میپوشند که حتی پای آنها معلوم نیست و اکثرا پوشیه و برقع دارند. انتخاب پوششی اینگونه شما را از مرکز توجه بودن خارج میکند و بیشتر فرصت دیدن شرایط اجتماعی را خواهید داشت.»
شاد زیستن در زیر لایههای تاریک جامعه
اما فارغ از تجربهای که یک گردشگر زن در افغانستان حس میکند، شرایط زندگی بانوان در افغانستان زیر بار این وضعیت سوال برانگیز است. مینا تجربه خود در مورد شرایط زنان افغانستان را این گونه شرح میدهد: «فقر در افغانستان برای همه وجود دارد اما عدم رعایت حقوق اولیه بانوان در افغانستان که حتی در کشورهای سطح پایین هم وجود دارد بسیار آزاردهنده بود. تفکر طالبانی در ذهن اکثر مردان این کشور در مورد زنان رسوخ کرده و متاسفانه از طرف برخی زنان هم این شرایط پذیرفته شده است. شاید برای بیان نظر دقیق در مورد شرایط بانوان در افغانستان نیاز به صرف زمان بیشتری در میان آنها باشد. من دوبار فرصت بودن در جمع زنان خانوادههای افغانستانی را پیدا کردم و توانستم برای ساعاتی جمع زنانه را تجربه کنم. پیشفرضی که من در مورد زنان این دیار داشتم این بود که زنان به علت فشارهای موجود، قوانین ضدزن و موارد دیگر افسرده هستند اما تجربه حضور در بین آنها این باور را در ذهن من تا حدی تغییر داد. حضور در بین این زنان من برای من تداعی حضور در بین یک جمع زنانه در ایران را داشت و نکته جالب آن، شادی زیاد بانوان در این جمع بود. جمعی که بانوان فارغ از هر مسئلهای در حال شوخی و خنده در کنار هم بودند. این برای من جذاب بود و یادآور فضای ایران وقتی که یک مهمان اروپایی به ایران سفر میکند و توقع مواجهه با ملتی را دارد که زیر بار فشار حال ناخوشی دارد اما در یک مهمانی با خنده و شادی ما مواجه میشود. گویا بانوان افغانستان تلاش کردند راه شاد زیستن در زیر لایههای تاریک جامعه را برای خود پیدا کنند.»
برچسب ها:
افغانستان، تور گردشگری طالبان، سفر، طالبان، کوروش قاسمیان، گردشگری، مینا فعال
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
واکاوی شکاف میان فوتبال، سیاست و افکار عمومی در یک نشست
تیم ملی ما یا آنها؟
پنج موزه و هفت بنای تاریخی فارس در انتظار سرمایهگذاران بخش خصوصی
کشف تازه باستانشناسی در بریتانیا
نشانههای نجومی پیش از استونهنج آشکار شد
میراث فرهنگی و گردشگری
ارتقای جایگاه گردشگری در نظام حکمرانی کشور
پیوند هنر و گردشگری؛
ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس
توسعه زیرساختهای گردشگری
توافق دو استان برای توسعه کریدور گردشگری ریلی اردبیل–مشهد
به بهانه سفر وزیر میراثفرهنگی به نصفجهان
سیاستگذاری گردشگری در دو راهی شعار و برنامه
تأسیس بومگردی چه الزاماتی دارد؟
خانه، مفهومی که آن را گم کردیم |پیـام ما
هشت روستای ایران برای ثبت در فهرست دهکدههای برتر گردشگری دنیا نامزد شدهاند اما چشمانداز توسعه پایدار پس از ثبت جهانی روستاها همچنان مبهم است
جهانیشدن روستاها در میانه جنگ |پیام ما
ابهام در واگذاری و سرنوشت هتل تاریخی قزوین
سرمــایهگذار گـراند هتل کیست؟ | پیـام ما
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سرنوشت مبهم یک کار خیر
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید