بر فاجعه چشم نبندیم





۱۸ بهمن ۱۴۰۰، ۰:۲۱

قاتل با لبخندی از روی رضایت و ژست قهرمانانه، سر بریده قربانی خود را در کوچه‌های شهر می‌چرخاند، این لبخند از روی رضایت، پاسخ به مشتریانی است که اول به زن نگاه کالایی داشته و او را «مال» و جزیی از اموال خود می‌دانند و دوم به نام ناموس از لحظه تولد برای او چارچوب و راه و رسم زندگی ترسیم می‌کنند.
برخی اقوام حتی چارچوب‌ها و رسوم بُرنده‌تری دارند، از کودکی به جای دخترشان تصمیم می‌گیرند و او را مکلف به ازدواج با فردی می‌کنند که هیچ شناخت و احساسی به آن فرد ندارد. اغلب اوقات این فرد، پسر عمو، پسر خاله، پسردایی یا پسرعمه و از نزدیکان دخترک تازه متولد شده است و از آغاز ماجرا در گوش صاحبِ مال چیزهایی گفته می‌شود که از همان دوران کودکی چهارچشمی مراقب ناموسش باشد تا مبادا دست از پا خطا کند و خلاف حدودِ تعیین شده قدمی بردارد.
قاتل با سر بریده قربانی خود همچون قهرمانی برخاسته از جهل جامعه مردسالار به میدان کسایی شهر رسیده و چرخی می‌زند تا همه خوب تماشایش کنند. دختری که از بدو تولد بارها قربانی بوده؛ یکبار قربانی کودک همسری، زمانی که در دوازده سالگی تن به ازدواج داد و اینبار قربانی قتل ناموسی و هیچگاه دیده نشد که او مادری بود با یک فرزند سه ساله.
برای انجام چنین قتلی که با چنین لبخند پرافتخاری در عرصه عمومی اعلام می‌شود باید در اجتماع ـ ‌به‌خصوص قشر سنتی‌تر جامعه‌ـ حتماً بستری فراهم بوده باشد. چیزی که واضح است اینکه، این شکل از قتل‌های ناموسی سال‌هاست سلسله‌وار در حال رخ دادن و تکرارند؛ اگرچه بسیاری از آنها رسانه‌ای نمی‌شوند، اما چشم‌پوشی رسانه از تحلیل و نه نمایش ماجرا دلیل بر رخ ندادن چنین جنایاتی نیست.
با اینکه می‌دانیم در بخش سنتی جامعه همچنان احتمال وقوع چنین فجایعی وجود دارد و به هردلیل رسانه‌ها یا عرف اجتماعی گاهی سعی در پنهان کردن این فجایع دارند. یکی از سوالات مهم که در ذهن پیش می‌آید این است که چرا دولت‌ها در مواجهه با چنین جنایت‌هایی برای کاهش این موارد از طریق وضع و اصلاح قوانین و فرآیندهای اجتماعی برنامه‌ای روشن ندارند؟ بر اساس اطلاعات پژوهشی که در شماره جدید ماهنامه اندیشه پویا آمده، طی سال‌های 1398 تا 1400 شصت زن در خوزستان قربانی قتل‌ها‌ی ناموسی شده‌اند و هیچ‌کدام از عاملان این قتل‌ها به اشد مجازات نرسیده‌اند. این آمار چقدر وضع قوانین مدنی و قضایی موثر بوده‌اند؟ سوال دیگر این است که آیا متولیان فرهنگی به حساسیت مسئولیتشان در استانی که آمارها از یک فاجعه انسانی خبر می‌دهند واقف هستند؟
یکی از بزرگترین اشتباهات این است که متولیان را تنها نهادهای خاص فرهنگی می‌دانیم این در حالی است که متولیان فرهنگ، همه نهادها، سازمان‌ها و شرکت‌هایی هستند که در یک شهر وجود داشته و از منابع آن منطقه استفاده می‌کند. در جوامع شهری برای این شرکت‌ها و ارگان‌ها مسئولیت‌هایی باید متصور بود. آنها موظفند نسبت به جامعه بی‌تفاوت نباشند و برای بهبود کیفیت اجتماعی جامعه شهری منطقه خود سرمایه‌گذاری کنند.‌ زنگ هشدار بلندتر از همیشه به صدا درآمده است. اگر امروز برای چنین مساله‌ای چاره‌ای نیندیشیم، فردا باید هزینه تکرار چنین جنایاتی را بپردازیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

کنکوری‌ها در انتظار یک تاریخ قطعی

بلاتکلیفی دانش‌آموزان در سایه جنگ

کنکوری‌ها در انتظار یک تاریخ قطعی

سمت درست تاریخ

به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟

سمت درست تاریخ

کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ

«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی می‌کند

کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ

نغمه‌هایی که از دریا می‌آینــــــد

گفت‌وگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشه‌های جغرافیایی و فرهنگی نغمه‌های جنوب

نغمه‌هایی که از دریا می‌آینــــــد

نگاهی به دغدغه‌های محیط‌زیستــی از دریچه تصاویر

«محیط‌زیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد

نگاهی به دغدغه‌های محیط‌زیستــی از دریچه تصاویر

خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟

در گفت‌وگو با «مهرداد زواره‌محمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد

خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟

تشدید فشار بر تأمین اجتماعی

«پیام ما» وضعیت سازمان تأمین اجتماعی در پرداخت بیمه بیکاری را بررسی می‌کند

تشدید فشار بر تأمین اجتماعی

بن‌بست آموزش

بن‌بست آموزش

سینمای ایران و لکنت در روایت بحران‌های اقلیمی

دراما در زمینِ سوخته

سینمای ایران و لکنت در روایت بحران‌های اقلیمی

شهرکرد؛ از شهر ملی  تا قطب جهانی نمد

شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد

بیشترین نظر کاربران

بازگشت ناتمام به زندگی

بازگشت ناتمام به زندگی