اولویت‌های شورای ششم و تناقض‌های شهردارمنتخب

پنجشنبه 21 مرداد 1400

شورای ششم با یک بحران مهم زاده شد: میزان بسیار اندک مشارکت در انتخابات و بالا بودن میزان آرای باطله به نحوی که از آرای بیست عضو شورا نیز بالاتر بود. بخش مهم این وضعیت البته حاصل سرخوردگی عمومی است. بخشی حاصل بحران دستاوردِ اصلاح‌طلبان به لحاظ اجرایی و بخشی نیز حاصل انسداد در اصلاحات شهری.

از این سه عامل تنها بحران دستاورد اجرایی می‌توانست مورد ادعای جریان سیاسی شورای ششم برای بهره‌برداری جهت سبد رای خود باشد اما حتی این مورد هم موجب افزایشی در سبد رای آنها نشد و کاهش رای برای آنها نیز اتفاق افتاد که معنای روشنی در خود دارد، مردم گرچه در تصورشان از توسعه شهر، عمران و آبادانی جای دارد و ضعف در خروجی آن را بر نمی‌تابند اما آنها عمران و آبادانی در محلات خود می‌خواهند اما شاید موافق مگاپروژه‌ها نباشند
مدعای جریان شورای ششم این بود که شورای پنجم سیاسی کاری می‌کند، شهردار سیاسی انتخاب کرده است و به مدیران شهرداری و تخصص بی‌توجه است.
این مدعا و این وضعیت(یعنی بحران پیش‌گفته) نیازمند آن بود که شهرداری انتخاب شود که نخست، پیام اعتماد را به جامعه بدهد و دارای مقبولیت عمومی باشد، دوم، دارای سابقه مدیریتی معتبری برای اثبات کارآمدی و به تعبیر ادبیات شورای ششم، «مدیریت جهادی» باشد، سوم، بنابر ترجیح از مدیران شهرداری باشد.
اما گزینه انتخاب شده، فاقد هر سه ویژگی بود، مضاف بر آنکه چالش‌های قانونی نیز درباره او وجود داشت.
یک اصل بدیهی حکمرانی، توافق اجتماعی است. این توافق در شرایط نرمال از طریق مشارکت در انتخابات حاصل می‌شود اما در وضعیت بحرانِ مشروعیت، این توافق از طریق اعتمادسازی حاصل می شود. مدعای حامیانِ گزینه انتخاب شده شهرداری آن است که این توافق بعدها از طریق اقدامات و خدمت تامین می‌شود. اما از این نکته غفلت می‌شود که اعتماد و توافق اجتماعی تنها با خدمت در مفهوم اقدامات اجرایی جلب نمی شود و وجوه نمادین، سیاسی و اجتماعی دارد. کاراکترِ سیاسی و فرهنگیِ مدیر/حکمران یکی از ارکانِ اعتمادسازی است. پیمایش‌های مختلف نظیر ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، سرمایه اجتماعی، دینداری ایرانیان، افکارسنجی‌های سیاسی ایسپا، افکارسنجی‌های شهرداری تهران از یکسو، آرای متعدد مردم تهران در انتخابات مختلف ریاست جمهوری، مجلس، شورای شهر در شرایطی که انتخابات با مشارکت بالا برگزار می‌شد و گویای آرای مردم بود(از مجلس پنجم بدین سو) از سوی دیگر، نشان می‌دهند که شهر تهران فرهنگی تجددخواه و تحول‌خواه و اصلاح‌طلبانه دارد و انتخاب شخصی که کاراکترِ سیاسی و فرهنگی‌اش جزو متعارض‌ترین چهره‌‎ها با این فرهنگ و گرایش سیاسی است، حامل پیامی مغایر با خواست عمومی است. به ویژه اینکه این انتخاب با اصرار بر نقض قانون و تغییر قانون به نفع یک شخص، همراه باشد که بر بی‌اعتمادی بیشتر می‌افزاید، چون این پرسش را پیش خواهد کشید که در انتخاب شهردار به قانون، تخصص، تجربه و اقبال عمومی توجه نشد، در انتصاب سایر ارکان مدیریت شهری و تصمیم‌گیری‌های شهری همین روند ادامه دارد؟
موضوع دوم، ارزیابی برنامه شهردار است یعنی جدا از فرآیند انتخاب و کاراکتر و تخصص و تجربه که به آنها اشاره شد، برنامه‌های ارائه شده چه تناسبی با واقعیت‌ها و ضرورت‌های شهری و اجتماعی دارد.
به صورتی مختصر به چند مورد از آنها اشاره می‌شود:
– پیشنهاد اصلاح مصوبات شورای اسلامی شهر تهران در حوزه شهرسازی به منظور تحریک و ایجاد رونق در ساخت و سازهای شهری : چند نکته در این مورد مستتر است: نخست: سیاست طرف عرضه و بازارمحوری مسکن که تاثیر مخرب خود را طی سالیان در تورم‌های نجومی مسکن نشان داده است. دوم: تراکم فروشی و شهرفروشی که تاثیرهای شهری خود را نشان داده است. سوم: تشدید بحران جمعیتی تهران که هم اکنون هم مطابق گزارش «آسیب‌شناسی طرح تفصیلی تهران»، بسیاری از مناطق در حال حاضر افق جمعیتی را رد کرده‌اند. منتفعان این پیشنهاد، تنها سازندگان هستند.
– تقویت مسجد محوری در فعالیت‌های فرهنگی: در نقش فرهنگی مسجد به ویژه شهرهای قدیم و محلات سنتی تردیدی وجود ندارد اما امر فرهنگی را نمی‌توان با توسعه کالبدی گسترش داد. یعنی امر فرهنگی دستور‌پذیر نیست نباید خیال کنیم اگر فعالیت‌های فرهنگی شهرداری را درون مسجدها ببریم پس مسجد محوری اتفاق می افتد. مگر اینکه انتظاری صوری از مساله داشته باشیم.
– مقابله عمومی و محله محور با اعتیاد و طلاق و اطلاق لکه ننگ به معتادان متجاهر: نخست آنکه طلاق به خودی خود آسیب اجتماعی نیست بلکه تبعات آن و عوامل آن آسیب اجتماعی می‌توانند باشند، دوم آنکه، اکنون حتی رویکردهای مهندسی فرهنگی و مهندسی اجتماعی نسبت به مسائل اجتماعی منسوخ شده است چه برسد به رویکرد مقابله عمومی ، سوم آنکه اطلاق عنوان لکه ننگ متعلق به گفتمان طرد اجتماعی است که در برنامه سوم شهرداری به صورت رسمی رد شده است و به جای آن بر رویکرد پذیرش اجتماعی تاکید شده است و گسترش گرمخانه ها و مراکز بهاران و اصلاح ساز و کار آنها نیز در همین راستاست.
– ایجاد قرارگاه اجتماعی تهران با محوریت شهرداری تهران و همکاری و مشارکت بهزیستی، ستاد اجرایی، بنیاد مستضعفان، بسیج، سپاه و… و گروه‌های فعال مردمی : مدیریت شهری تسهیلگر که برنامه واحد را با مدیریت یکپارچه و هماهنگ به پیش ببرد امری مطلوب است اما مدیریت قرارگاهی یعنی نگاه امنیتی به مسائل اجتماعی که مورد قبل(مقابله عمومی و لکه ننگ) موید همین امر است. تجربه کارگروه محرومیت زدایی نهادهای حاکمیتی در محلات تهران به ویژه دروازه غار هم نشان داده است که این رویکرد شکست خورده است، چنان که در دوره شهرداری قالیباف، همین شکست در مورد قرارگاه جهادی امام رضا(ع) تکرار شد.
– چابک‌سازی و بهینه‌سازی ستاد و صف معاونت اجتماعی با هدف واگذاری صف عملیات به گروه‌های جهادی و فعالان اجتماعی: این برنامه چند پیامد دارد: نخست نگاه فرماندهی و از بالا به فعالان اجتماعی(رابطه صف و ستاد) به جای رابطه مشارکت اجتماعی و شراکت اجتماعی. دوم: رویکرد مسئولیت‌زدایی اجتماعی و برون سپاری. سوم: جایگزینی گروه‌های جهادی(نگرش امنیتی) به جای سازمان‌های مردم نهاد.
– حاکمیت مدیریت کارفرمائی و کاهش تصدی گری در ارائه خدمات به شهروندان: به تعبیر دیوید هاروی: «مدیریت کاسب سالار شهری» . اینکه خدمات به شهروندان خصوصی سازی و آن هم با رویکرد پیمانی شود. حتی برای حفظ ظاهر از اصطلاح فریب‌دهنده «مردمی سازی» نیز استفاده نشده است.
– تبدیل بهشت زهرا به کانون فرهنگی شهر تهران : اینکه آرامستان‌ها ظرفیت این را دارند که کانون‌های فرهنگی و البته نه کانون فرهنگی اصلی شهر شوند، حرف درستی است اما فرهنگ بهشت زهرا، قطعه هنرمندان و قطعه 33 هم هست، آیا برای تبدیل بهشت زهرا به کانون فرهنگی به این ظرفیت‌ها هم توجهی شده است یا بهشت زهرا صرفا به قطعات شهدا و جنبه عزاداری آن ، کانون فرهنگی قرار است باشد؟
– هشت مگا‌پروژه از جمله اجرای پروژه تونل صیاد تا آزادگان: نتایج مگاپروژه‌های گذشته به لحاظ ترافیکی، شهری و اجتماعی(تخریب محلات و اراضی سبز) چه بوده است و مگاپروژه‌های جدید به لحاظ ترافیکی و شهری چه الزاماتی دارند؟ آیا مگاپروژه به صرف مگاپروژه باید انجام شود که عظمت عمرانی نمایش داده شود و به عنوان کارنامه نمود داشته باشد؟

تحلیف شورای ششم شهر تهرانشهردارشهردار منتخبشورای ششم
مطالب مرتبط
براساس مصوبه شورای شهر تهران،‌ مطالبات حوزه شهرسازی با ۲۵ درصد تخفیف در بازده زمانی دوماهه اخذ می‌شودچراغ سبز به بسازوبفروش‌ها یا محرک ساخت‌وساز ؟
گلپایگانی، معاون شهردار تهران: الزاما ساخت‌وساز و نوسازی به ضرر شهر نیست، هم درآمدی شهرداری حاصل می‌کند و هم در جهت ارتقای فضای زیست شهری برای شهروندان است
سوگل دانائیسوگل دانائی
بوم و بر
۲۱۰۶
بسازبفروشساخت و ساز
صفحه اول525
۵۲۵
زلزلهشهردار
کرمان ویچ
۵۳۰
استانداررزم حسینی

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *