باستانشناسان در نشستی تخصصی از پیامدهای حفاریهای غیرمجاز گفتند
هیروشیمای فرهنـگی
رئیس موزه ملی ایران: چرا هنوز تخریب میراث فرهنگی و محوطه باستانی و قاچاق اشیای تاریخی جرم عمومی شناخته نشده؟
۹ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۱۸
| پیام ما | افسانهای که حالا تبدیل به یک کابوس شده، راهی که این افسانه تا کابوس شدن طی کرده، از میان داستانها گذشته تا امروز که دیگر نمیتوان با رؤیا و افسانه همنشینش کرد، حالا دیگر غارت است و تاراج، تخریب هویت یک سرزمین است؛ آنچه در سکوتی سنگین و تلخ در جریان است. سکوتی منفعلانه و انفعالی آگاهانه از سوی آنان که قرار بود حافظان این میراث باشند، اما امروز نقش دیگری پذیرفتهاند. روزی نیست که خبر دستگیری حفار غیرمجاز از گوشهای از کشور در میان خبرها نباشد، آمارها میگوید سالانه ۵۰۰ نفر به جرم حفاری غیرقانونی بازداشت میشوند. گستره تخریبها اما چیز دیگری میگوید؛ تاراج بهمراتب وسیعتر از آن است که آمارها نقل میکنند. با این وضعیت چه باید کرد؟ بخشی از تشکلهای فعال در حوزه تاریخ و باستانشناسی، در نشستی هماندیشانه که قرار است مستمر و ادامهدار باشد، تلاش کردند بخشی از زوایای این معضل ریشهدار را واکاوی کنند؛ تا شاید راهی برای نجات از این زخم عمیق که پیکر میراث فرهنگی ایران را تهدید میکند، پیدا کنند. البته «حامد وحدتینسب»، رئیس انجمن علمی باستانشناسی ایران، معتقد است نخستین گام برای حل این معضل مسدود کردن صفحات مجازی کسانی است که اقدام به تبلیغ گنجیابی میکنند. اما همین کار هم تابهحال از سوی مقامات مربوطه صورت نگرفته است.
حفاریهای غیرمجاز به تعبیر بعضی از سخنرانان نشست هماندیشی «راهکارهای جلوگیری از حفاریهای غیرمجاز و قاچاق اشیای عتیقه» مثل سرطان در جامعه ریشه دوانده و مقابله با آن نیازمند یک همت جمعی است. مسئله جایی عمیقتر میشود که همین سخنرانان از تجربه حضور در جمع فرهیختگانی میگویند که مرز باستانشناسی و گنجیابی را نمیشناسد. آنها دل پردردی دارند از اینکه جامعه تا این اندازه آلوده به این ویروس زجرآور و چرکین شده که حتی دانشگاهیانش هم بهدنبال نقشه گنج میگردند و در اتاق مدیران ارشد یک مجموعه که مهر حفاظت از میراث بر پیشانی دارد نیز سخن از همین «کندن»ها و حفاریها و نشانهها و نقشهها است. در چنین شرایطی مقابله با یک جریان و حل یک معضل بهمراتب سختتر است، اما ناممکن نیست.
محوطه باستانی نداریم که سوراخسوراخ نشده باشد
«حامد وحدتینسب»، رئیس انجمن علمی باستانشناسی ایران، در این نشست با اشاره به تسامحی که در بازداشت و برخورد قانونی با افرادی مثل پوآرو صورت گرفته است، گفت: «بسیاری از حفاریها، به گواه مدیرکلهای میراثفرهنگی استانها، با کمک امکانات و تجهیزات دولتی صورت میگیرد. کسی که کار باستانشناسی کرده باشد، میداند ۲۰ متر حفاری در کوهستان چقدر زمانبر و سخت است، اما این افراد با کمک لودر این کار را انجام میدهند. لودر را نیز نهادهای دولتی در اختیارشان قرار میدهند. کوه را میتراشند و درنهایت هم به چیزی نمیرسند.» او در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه این حفاریها هدفمند و با برنامه دقیق صورت میگیرد، گفت: «اگر این اتفاق در کوه و تپه و درههای کشور رخ دهد، میگوییم فقط محیطزیست را تخریب میکنند. اما متأسفانه باهوشتر از این هستند که بروند در یک کوه تصادفی یا تپه طبیعی کاری کنند؛ همه در محوطههای باستانی این کارها را انجام میدهند. یعنی در گورستانهای باستانی، تپههای باستانی، و اخیراً هم شاهد هستیم در امامزادهها این کار را انجام میدهند. این جمله دردناکی است، اما باید بگویم هیچ محوطه باستانی در ایران وجود ندارد که تخریب نشده باشد. محوطهای نداریم که سوراخسوراخ نشده باشد.» او درباره راهکار مواجهه با این وضعیت معتقد است راهکار وجود دارد، اما عملی نمیشود: «وقتی با سردار مهری، فرمانده یگان حفاظت وزارتخانه، صحبت میکردیم، میگفت: «مگر ما چقدر نیرو داریم که بتوانیم سر هر محوطه کسی را بگذاریم؟» پاسخ ما این است که این کار اصلاً نیرو نمیخواهد. ما فقط یک چیز میخواهیم، که انجام آن بسیار ساده است؛ و آن مسدود شدن صفحات مجازی این افراد است. به همین سادگی. ما میدانیم این کار برای کسانی که میخواهند انجامش دهند، در حد زدن یک دکمه است.» او همچنین تأکید کرد: «حتی اگر همین امشب این دکمه زده شود، ما زمان بسیاری نیاز داریم تا به حالت نرمال برگردیم. بسیاری از نقاط این کشور تاراج شده و از آن دردناکتر، این است که میبینیم بخش بزرگی از بدنه جامعه ما و بخشی از حاکمیت اصلاً متوجه نیستند که این کار جرم است.»
امنیت فرهنگی ما تهدید شده است
در بخش دیگر نشست «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، با بیان اینکه ضروری است این موضوع بهعنوان یک جرم عمومی شناخته شود، گفت: «ما ابعاد این پدیده شوم را برای حاکمیت و مردم روشن نکردیم. بعد از اتفاقی که در بندرعباس افتاد، دادستانی اعلام کرد اگر کسی خبری خارج از انتظار منتشر کند، مجرم شناخته میشود. چرا هنوز مجموعه حاکمیت و دادستانی، تخریب میراث فرهنگی، محوطههای باستانی و قاچاق اشیای تاریخی را جرم عمومی نمیدانند؟ این پدیده، امنیت فرهنگی سرزمین من را تهدید میکند، اما حاکمیت آن را در ابعاد امنیت ملی نمیبیند.» نوکنده در ادامه به وظایف فراموششده وزارت میراثفرهنگی اشاره کرد و گفت: «در گذشته در ساختار سازمان میراثفرهنگی ادارهای بهنام «معرفی و آموزش» داشتیم، این اداره وظیفه داشت جامعه را نسبت به مسائل میراث فرهنگی آشنا کند؛ کتاب داشت، مجله ترویجی میراث فرهنگی منتشر میکرد، جلساتی با قضات، یگان حفاظت و نیروهای مسلح برگزار میکرد. اما معاونت معرفی و آموزش بعد از ادغام، حذف شده است. اینها مسائل زیرساختی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند. حوزه میراث فرهنگی، حوزهای است که آموزش دائم میخواهد؛ مثل همان آموزشی که هر بار سوار هواپیما میشویم، مهمانداران به ما میدهند: اینکه چطور رفتار کنیم و هنگام خطر چه کنیم. این آموزش باید مستمر باشد. باید در حوزه آموزش، حتی برای دانشگاهیان، کار کنیم. من هر جا میگویم رئیس موزه ملی ایران هستم، چیزهایی میشنوم که بسیار ناراحتم میکند؛ چون آگاهی وجود ندارد.» نوکنده با تأکید بر اینکه این تخریبها فقط تخریب یک محوطه نیستند، تخریب میراث ایراناند و میراث ایران، میراث بشری است؛ ما در قبال آن مسئولیت جهانی داریم، گفت: «اینکه میگویند دادستان میتواند با یک کلیک، صفحه این افراد را ببندد، درحالیاست که هنوز دادستانی این موضوع را «جرم عمومی» تلقی نمیکند.»
این یک هیروشیمای فرهنگی است
«مصطفی دهپهلوان»، باستانشناس و رئیس سابق پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری در ادامه این نشست با تأکید بر اینکه این موضوع زوایای پیچیدهای دارد و بهسادگی نمیتوان ابعاد مختلف آن را برشمرد، گفت: «در یک گفتوگو از من پرسیدند: «شما وجود آدمکوتولهها را تأیید میکنید؟» گفتم نه، این فیلمها یک بچه میمون است که گریمش کردهاند و کمی هم عروسک کوکی است. اما مردم آن خبر دروغ را باور کرده بودند و میگفتند: «چون دهپهلوان دولتی است و این خبر را تکذیب میکند، مطمئن باشید که چنین چیزی وجود دارد!» آنجا بود که متوجه شدم عمق این جهل فرهنگی و میراثی چقدر زیاد است.» او با اشاره به اینکه مسدود کردن این صفحات و برخورد قانونی با این افراد کار سختی نیست، اما ارادهای برای انجام آن وجود ندارد، گفت: «چرا من، معلم دانشگاه و باستانشناس، باید پیگیر این قاچاقچیها و شیادها باشم؟ وقتی ادعا داریم که نهادهای انتظامی قوی داریم، چرا ما باید تهدید شویم؟ میرویم پیش فلان مدیر، میگوید: «دکتر! حرص نخور؛ من و برادرم هم گاهی میرویم میکَنیم.» اینها کلیدواژهها و بهقول ما باستانشناسان، بنچمارکهایی هستند که نشان میدهد اوضاع خیلی خراب است.» او با اشاره به این تعبیر که این پدیده مثل یک سرطان گسترش پیدا کرده است، گفت: «این پدیده یک تومور سرطانی است برای ایران. یک «هیروشیما»ی فرهنگی است که در ایران اتفاق افتاده و هر روز هم بدتر میشود. تنها چیزی که میتواند سریع به داد این تومور برسد، قوه قهریه قانون است. بهنظر من، فرهنگسازی و موضوعات دیگر در درجات بعدی قرار میگیرند.»
کیان فرهنگ ایران در خطر است
«مهرداد ملکزاده»، باستانشناس، از زاویه دیگری به مسئله حفاریهای غیرمجاز پرداخت و به اهمیت محل قرارگیری یک شیء در باستانشناسی اشاره کرد و اینکه حفاریهای غیرمجاز این ساختار را برای همیشه تخریب میکنند. او با بیان اینکه کیان فرهنگ ایرانی با این پدیده در مخاطره قرار گرفته است، گفت: «آنچه برای یک باستانشناس اهمیت دارد، نه صرفاً ارزش فیزیکی و مکانیکی یک شیء بلکه نقش فرهنگی آن است. برای ما، یک سفال با نقش خاص یا تکهای از یک کتیبه با علائم خطی قابلتحلیل میتواند بسیار مهمتر از یک جام بزرگ زرین باشد. یک شیء برای کسی که آن را خریدوفروش میکند، فقط یک شیء است؛ اما برای ما مهم است که این شیء در چه پیوستاری قرار دارد، در چه مجموعهای از مواد و رسوبات و نهشتهها درگیر است. همه آن زمینهها و دادههای همراه، برای ما از خود شیء مهمتر هستند. وقتی یک شیء از بستر و بافت خود جدا شده باشد، مثل عضوی است که دیگر کار نمیکند؛ چشم، در چشمخانه معنا دارد، اما چشمی که از چشمخانه بیرون آمده باشد، نه میبیند و نه اطلاعاتی به مغز میفرستد.» او تأکید کرد: «ما با این دادهها، موفق میشویم روند تطور فرهنگی را بازسازی کنیم. اما وقتی این اشیا پراکنده شوند یا از بسترشان خارج شوند، باستانشناس از بازسازی آن روند عاجز میشود. شیء مهم است، اما نه آنقدر که محل و زمینه کشفش را بتوان نادیده گرفت. گنج، یک شیء نیست. گنج، مجموعه دانش و آگاهی است که با حفاری غیرمجاز برای همیشه از بین میرود.»
ما در میانه یک جنگیم
در بخش دیگری از این نشست «پژمان مظاهریپور»، مستندساز که با تمرکز بر موضوعات میراث فرهنگی فعالیت میکند، از تجربه خود درباره تهیه یک مستند درباره غارت آثار باستانی در جیرفت گفت: «سال ۱۳۸۴ روی فیلمی کار میکردم درباره غارت جیرفت. آن زمان دکتر مجیدزاده در حال کاوش بود و من برای ساخت فیلمی درباره قاچاقی که چند سال قبل اتفاق افتاده بود، به آنجا رفتم. دادستان جیرفت، «دادخدا سالاری»، مردی بود ایراندوست، علاقهمند به این سرزمین و بسیار دلسوز میراث فرهنگی. کاری که سالاری انجام داده بود، این بود که دو حکم اعدام برای قاچاقچیان صادر کرد. در آن زمان، جیرفت نمایندهای در مجلس داشت که رفت و یکی از قاچاقچیها را شخصاً از خانهاش بیرون آورد.» او به تأثیر برخوردهای قانونی جدی همراه با تأثیر حضور باستانشناسان در منطقه برای کنترل و توقف حفاریهای غیرمجاز تأکید کرد و گفت: «جالب این بود که وقتی با نیروی انتظامی برای فیلم مصاحبه کردم، فرمانده امنیت میگفت قبل از این، ما در این دو سال فقط مراقب بودیم که هر کسی سر چاله خودش کار کند، مزاحم هم نشوند و سر اشیا با هم دعوا نکنند.» او در ادامه سخنانش با اشاره به انتشار مستندی در جشنواره سینماحقیقت که با سرمایههای خارجی تهیه شده بود، گفت: «واقعیت این است که جریانی بسیار قوی وجود دارد که میخواهد ایران نباشد، یعنی با ایران مشکل دارد. این جریان هوشمند و توانمند است و هدفش پاک کردن آثار ایران است. ما هم داریم مبارزه میکنیم که آثار ایران بماند و حفظ شود. این یک میدان جنگ بزرگ است.»
جامعهای که تشنه گنج است، نه فرهنگ
«کامیار عبدی»، باستانشناس، با انتقاد از بیتفاوتی گسترده جامعه و مسئولان نسبت به باستانشناسی گفت: «ما یک اقلیت مطلقیم. کمتر از یکدهم درصد جامعه هستیم. از پزشک و استاد دانشگاه گرفته تا وزیر و وکیل، ذهنشان دنبال گنج است، نه فرهنگ.» او معتقد است آموزش را باید متمرکز بر نسل آینده کنیم، چون پوآروها نسل فعلی را از ما گرفتهاند: «اگر میخواهیم آموزش بدهیم باید از مدرسه شروع کنیم. سالهاست گفته میشود باید درباره باستانشناسی آموزش داده شود، اما هیچ اتفاقی نمیافتد.» او به تجربه دوران دانشجوییاش اشاره کرد: «مجلهای بهنام میراث فرهنگی منتشر شد. خیلیها میپرسیدند این مجله چیست؟ مسئولان وقت میگفتند میخواهند این مجله در فضاهای عمومی و اتاق انتظار اماکن مختلف قرار بگیرد تا همه درباره میراث فرهنگی آگاه شوند. اما مدیر بعدی که آمد، مجله را تعطیل کرد. وزارت میراثفرهنگی امروز نه یک مجله، بلکه باید ده مجله اینچنینی منتشر کند و به محیطهای عمومی بفرستد؛ به جاهایی که مردم حضور دارند و در دسترسشان قرار دهد.» او تأکید دارد: «مشکلی که امروز دامن کشور ما را گرفته، با حرفهای شیرین و بحثهای علمی حل نمیشود. برای کسانی که درگیر این کارند، اصلاً اهمیت این موضوع قابلدرک نیست. باید از طریق قوه قهریه وارد شد و حکومت هم امکاناتش را دارد. الان دو دختر در خیابان میرقصند، یک ساعت بعد دستگیر میشوند، اما پیج قاچاقچیها سالهاست فعال است. چطور نمیتوانند جلویشان را بگیرند؟» او در ادامه به تخریب شأن و جایگاه باستانشناسی اشاره کرد و گفت: «گاهی خجالت میکشم بگویم باستانشناسم؛ چون این عنوان را آلوده کردهاند. فکر میکنند ما دلال عتیقه یا حفار قاچاق هستیم. یک نفر آمده خودش را باستانشناس معرفی کرده و میگوید: «این ظرفی که در موزه متروپولیتن است، ۸۰۰ میلیارد تومان قیمت دارد.» جام حسنلو را گذاشته بود ۶۰۰ میلیارد تومان! مگر قرار است این شیء حراج شود؟ مشتری دارد؟ قرار است فروخته شود؟ اینها حتی فرق بین شیء موزهای و اشیای قابل خریدوفروش را نمیدانند.»
دروغی بهنام «شعاعزن» و «نقطهزن»
«کوروش محمدخانی»، باستانشناس، یکی از مهمترین عناصر تکنیکی این غارت را زیر سؤال برد: «دستگاههای بهاصطلاح طلایاب». او در سخنانش تأکید کرد: «دستگاهی بهنام شعاعزن و نقطهزن وجود ندارد. اینها اسباببازیهایی هستند که با اسم طلایاب فروخته میشوند. در اکتشاف معدن اصلاً چنین چیزی استفاده نمیشود.» او افسانههایی را که حول دستگاههای فلزیاب شکل گرفتهاند، شیادی عنوان کرد و گفت: «دستگاهی که ادعا میشود جام حسنلو را از عمق ۶۰۰متری پیدا میکند، از نظر علمی وجود ندارد. چنین دستگاههایی در جهان اصلاً ساخته نشدهاند. دستگاههایی که در مطالعات ژئوفیزیکی استفاده میشوند، صرفاً مکانیاباند؛ نه عمق زیادی را نشان میدهند، نه شعاع مشخصی دارند. بهعنوان کسی که در این حوزه تخصص دارم، قاطعانه میگویم: چنین دستگاهی وجود ندارد. چون از نظر علمی هم امکانپذیر نیست. این دستگاهها، ابزار دست شیادانی هستند که میسازند، میفروشند و از این راه درآمدهای هنگفتی به جیب میزنند.»
پوآرو؛ باندی ورای قانون
«علیرضا غریبدوست»، دبیر انجمن حقوقشناسی و از پیگیران قضائی پرونده باند قاچاق «پوآرو»، در ادامه این نشست گفت: «برخلاف نظر آقای دهپهلوان، من معتقدم نباید روی قوه قهریه دولت و حکومت حساب باز کرد. این را براساس تجربهای که در پرونده پوآرو داشتم میگویم. در بالاترین سطح، موضوع باند مجرمانه پوآرو را پیگیری کردم. کوهسار بادفر یک فرد متولد ۱۳۶۱ است. مکان و هویتش مشخص است. اما او تنها نیست؛ یک باند است. در این باند، افراد خارجی و برخی نهادهای داخلی حضور دارند. پس بیاییم واقعبین باشیم. امیدمان را از این ساختارها قطع کنیم و ببینیم خودمان میخواهیم چهکار کنیم. پوآرو یک محکومیت قطعی سه سال و ۹ماهه دارد، بهعلاوه جریمه نقدی. اما خیلی راحت از مرز عبور کرد. وثیقهاش ۵۰۰ میلیون تومان بود که کارت کشید! ممنوعالخروج هم نبود. رأی قطعی صادر شد، دو پرونده دیگر هم علیهاش آمده. قبل از اینکه حکم جلب برایش صادر شود، از کشور رفت: اول اربیل، بعد ترکیه، بعد امارات. حالا میگویند دوباره در ایران است. اگر این درست باشد و مقامات قضائی دستگیرش نکنند، طبق قانون مرتکب جرم شدهاند.» او به موضوع دیگری هم پرداخت و گفت باید کسانی را که خارج از حوزه میراث فرهنگی فعالیت دارند، دغدغهمند کرد. قضات، کارشناسان حوزههای مختلف، متخصصان و کسانی که دغدغه ایران دارند، در دستگاههای مختلف حضور دارند، همراهی آنها میتواند راه مبارزه با حفاران غیرمجاز و غارتگران میراث فرهنگی را تا حدودی هموار کند. تنها باید این آگاهی و دغدغه در آنها ایجاد شود.
برچسب ها:
آثار باستانی، اشیای تاریخی، انجمن علمی باستانشناسی ایران، باستانشناسی، پژوهشگاه میراث، پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، حفاری غیرمجاز، قاچاقچیان، محوطه باستانی، محیطزیست، موزه ملی ایران، میراث فرهنگی، میراثفرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سمنـــان؛ شهر موزهایِ بدون مــوزه
بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟
تنها موزه گلاب ایران در سکوت مسئولان
میراث «قمصر» در خطر فراموشـــــی
کارشناسان و فعالان محیطزیست در گفتوگو با «پیام ما» از تأثیر قطعی اینترنت بر فعالیتهای خود گفتند
محیطزیست از دسترس خارج شـــــــد
روایتی انسانی از آسیب جنگ به موزهها و میراثفرهنگی ایران
نگهبانان میراث یک سرزمین
رهاسازی یک فرد سنجاب ایرانی در زیستگاه طبیعی منطقه حفاظتشده هلن
آغاز مبارزه مکانیکی با آفت شب پره سفید در جنگلهای تالش و رضوانشهر
ایجاد آتشبر در پناهگاه حیاتوحش قراویز تدبیر پدافندی برای مقابله با آتشسوزی
خسارت جنگ تحمیلی به تالابهای جنوب کشور | آخرین وضعیت تالابها
مشاهده و ثبت ۶ قلاده خرس قهوهای در ارتفاعات کوه لیله اندیکا
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بومگردی در بحران هویت
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید