بایگانی مطالب برچسب: محوطه باستانی
کوروش؛ حاکمی که عدالت و صلح را معنا کرد
|پیام ما| «منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. سپاهیان گستردهام با آرامش درون بابل گام برمیداشتند. نگذاشتم کسی در همه [سومر و] اکد هراسآفرین باشد.» تقویم بابلی میگوید روزی مصادف هفتم آبانماه، کوروش فاتحانه وارد بابل شد و روز فتحش را اینطور توصیف کرد و به دستورش بر استوانهای گلی ثبت کردند تا بماند برای تاریخ. فاتحی که حتی بهزعم دشمنانش نیز حاکمی عادل و صلحطلب بود. منابع یونانی که از شاهان هخامنشی چندان به نیکی یاد نکردهاند، کوروش را با جملاتی همراه با تحسین معرفی کردهاند. شاهی که در سرزمین پارس تا یک قرن پیش کمتر شناخته شده بود و امروز نظرات متناقضی درباره او مطرح میشود که دو سر یک طیف گسترده است، در سویی او را ستایشگرانه یاد میکنند و در سوی دیگر طیف، وجودش در تاریخ ایران را بهکلی انکار میکنند. این مطلب تلاش میکند، نگاهی تحلیلی داشته باشد به روندی که در شناخت کوروش در تاریخ معاصر ایران طی و در نشست «کوروش بزرگ، در پرتو پژوهشهای نوین» که با تلاش پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه میراثفرهنگی برگزار شده بود، مطرح شد.
ساخت غسالخانه روی محوطه ۷هزارساله
گورها یک به یک پیش آمدند؛ از محوطه اطراف امامزاده رسیدند به حریم درجه یک تپه باستانی. متعرضان به حریم میراث ثبتملیشده اما به همین مقدار بسنده نکردند. شهرداری از سویی و اوقاف از سوی دیگر، علاوهبر پیشروی گورستان در حریم محوطه باستانی، اسکلتی فلزی، درست در عرصه آن برپا کردند و ساختمانی ساختند؛ میگویند غسالخانهای است روی عرصه تپه باستانی. جایی که در دهه ۴۰ باستانشناسان را شگفتزده کرده بود. در هشت سال کاوش هیئت کانادایی در این محوطه، آثار ارزشمند دوره ماد یکبهیک سر از خاک بیرون میآوردند و هر کدام روایتی داشتند از داستان استقرار در این سرزمین. حالا همان محوطه در حال تبدیل شدن به گورستانی است که میتوانست در هر نقطه دیگری از شهر قرار گیرد؛ اما لجوجانه این نقطه را انتخاب کردهاند: «گودینتپه». بیمهریها به گودینتپه سابقه چند دههای دارد، اما تجاوز آشکار به عرصه و حریم آن چند سالی است که با اعتراض مردم و کارشناسان از سویی و سکوت و انفعال مسئولان میراثفرهنگی از سوی دیگر روبهرو است. شهرداری و اوقاف بیتوجه به اعتراضات و تذکرها کار را پیش میبرند، کارشناسان میراثفرهنگی نگراناند غسالخانه به بهرهبرداری برسد و دیگر نتوان کاری از پیش برد. مدیرکل و معاون میراثفرهنگی کرمانشاه هم پاسخشان به تمام این اتفاقات سکوت است.
نصف جهان، نیمهجان؟
اصفهان، شهری که قرنها در حافظه تاریخی ایران و جهان بهعنوان «نصف جهان» شناخته میشود، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشی بنیادین روبهروست: معماری معاصر این شهر چگونه باید در امتداد میراث تاریخی گذشته تعریف شود و چه نسبتی با هویت تاریخی آن برقرار کند؟ از یکسو، میراثی سترگ از دورههای سلجوقی و صفوی در بافت تاریخی اصفهان حضور دارد که همواره الهامبخش معماران و شهرسازان بوده است. از سوی دیگر، نیازهای شهر معاصر، فشارهای توسعه و پروژههای عمرانی پرسرعت، سیمای اصفهان را دگرگون ساخته و گاه تضادهایی آشکار میان سنت و مدرنیته ایجاد کرده است. در این میان، تصمیمهای مدیریتی، نگاههای کوتاهمدت و گاه مداخلات غیرکارشناسی در فضاهای عمومی، بارها موضوع مناقشه میان متخصصان، مسئولان و افکار عمومی بوده است؛ از تجربههای پرچالش میدان امامعلی و پروژه ارگ جهاننما گرفته تا بحثهای جدی پیرامون پلها، مترو و ساختوسازهای بیقاعده در بافت تاریخی. به همین بهانه، گفتوگویی داشتیم با «وحید آقایی»، پژوهشگر تاریخ معماری و شهر که سالها در حوزه میراثفرهنگی و معماری اصفهان مطالعه و پژوهش کرده است. او با نگاهی تحلیلی و انتقادی، جایگاه معماری معاصر اصفهان را در نسبت با هویت تاریخی، سیاستهای مدیریت شهری و آینده چشمانداز فرهنگی شهر بررسی میکند.
سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران
وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان میآید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیطزیست، برهمخوردن نظامهای هیدرولوژیک رودخانهها و نابودی زیستبومهای پاییندست است. اما کمتر گفته میشود که یکی از پیامدهای مهم و جبرانناپذیر سدسازی، ضربهای است که به پیکره میراثفرهنگی و محوطههای تاریخی وارد میشود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نهتنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانیهای جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستینبار واکنش جامعه مدنی و رسانهها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراثفرهنگی بهطور جدی برانگیخت. در این یادداشت میخواهیم بهشکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهههای گذشته سدسازی چه بر سر میراثفرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیطزیست و میراثفرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفتهاند. این دو عرصه همزمان و همسرنوشت، قربانی توسعه شتابزده و بیمحابا شدهاند.
میراث را به یونجه فروختند
اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطههای باستانی آذربایجانغربی؛ جایی که گمان میرود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکاندهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشتوکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطهای که کشفیات آن جامعه باستانشناسی را به سرنخهای دنیای کهن متصل میکند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیریهای «پیام ما» اما به نتایج عجیبتری هم میرسد؛ مدیران میراثفرهنگی شهرستانها، خودشان اجازه کشاورزی را دادهاند! بررسیهای بعدی گویای آن است که اجاره دادن زمینهای عرصه و حریم محوطههای باستانی که به تملک وزارت میراثفرهنگی درآمدهاند، در استان آذربایجانغربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراثفرهنگی این استان، به آن وجهه حفاظتی و قانونی میدهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراثفرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار میداند و مدیرکل میراثفرهنگی استان آن را تکذیب میکند، این رویه اما روی عرصه تپههای باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موتآباد» دیده میشود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراثفرهنگی شهرستانها از کشاورزان اجارهبها میگیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمیرسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراثفرهنگی نظارت نشده و هیچ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطههای باستانی نشده است؟
در جستوجوی ایوان گمشده ناصرخسرو
|پیام ما| از کشف نخستین کارگاه ساخت شیشه تخت در ایران تا بقایای مسجد جامعی که ناصرخسرو از شکوه ایوان بلندش گفته، روایتی است که «رجبعلی لباف خانیکی» درباره شهر قدیم «قاین» نقل میکند. در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ گمانهزنیها و کاوشهایی در این محوطه زیر نظر او انجام شده و به نتایج ارزشمندی رسیده است. لباف خانیکی که از پیشکسوتان باستانشناسی ایران است و تمرکز پژوهشهایش بر باستانشناسی خراسان دوران اسلامی است، در این گفتوگو درباره روند مطالعات در شهر قدیم قاین و دستاوردهایی که این مطالعات داشت، گفته است و اینکه امروز برای حفظ و معرفی این میراث ارزشمند چه باید کرد. او معتقد است شهر قدیم قاین نهفقط یک محوطه تاریخی، بلکه سندی است برای هویت فرهنگی جنوب خراسان؛ سندی که باید از گزند فراموشی و تخریب نجات پیدا کند.
تجلیل از مفاخر میراثفرهنگی با حضور اهالی سینما و سیاست
کنگیر، رودخانهای که به صنعت باخت
برداشت بیرویه از چاههای آبی در منطقه ایوان استان ایلام، موسوم به چاههای سراب که آب مورد نیاز یک پالایشگاه را تأمین میکنند، رودخانه «کنگیر» را به خشکی کشانده است. اتفاقی که فعالان محیطزیست و اهالی منطقه میگویند گسترش پیدا خواهد کرد و با مصرف منابع آبی، تمام اکوسیستم منطقه را تحتتأثیر قرار میدهد. اهالی ایوان در کارزاری از رئیسجمهوری خواستهاند تا چاههای آب مذکور را پلمب کند و این منابع آبی را به طبیعت و مردم ایوان برگرداند و منابع آب شیرین را صرف صنعت نکند. نماینده ایوان میگوید قرار است این چاهها تا شهریور پلمب شوند، اما اهالی میگوید به این تصمیم خوشبین نیستند.
