بایگانی مطالب نشریه
مدافع انتقال آب کارون، شهردار اهواز شد
رئیس شورای چهارم شهر اصفهان، شهردار اهواز شد. دیروز در جلسه شورای شهر اهواز، رضا امینی به عنوان سکاندار جدید شهر انتخاب شد. امینی که پیشتر نامش برای تصدی گزینه شهرداری کرمان مطرح بود، در سوابق کاریاش شهرداری منطقه 8 اصفهان، رئیس شورای چهارم شهر اصفهان و نمایندگی شورای پنجم و مدیریت روابط عمومی شهرداری اصفهان به چشم میخورد. دیروز اما همزمان با انتخاب امینی عدهای در فضای مجازی به اظهار نظرهای قبلیاش درباره موضوع انتقال آب کارون اشاره کردند و با توجه به اعتراضهای مردم خوزستان در چند ماه اخیر به مساله انتقال آب به انتخاب شورای شهر انتقاد کردند. عدهای دیگر، میگویند امینی آنچنان که باید به مسائل شهر اهواز واقف نیست و ریاست شورای شهر لزوما نمیتواند، تضمینی برای موفقیت در گرفتن سکان یک شهر دیگر باشد.
رضا امینی، شهردار منتخب شورای شهر اهواز، در سال 92 با 13 رای رئیس شورای چهارم شهر اصفهان شد. او لیسانس مهندسی کشاورزی دارد و فوق لیسانسش برنامهریزی فرهنگی است. در سابقه کاری او معاون فرهنگی بسیج دانشگاه صنعتی اصفهان، فرمانده ناحیه بسیج دانشگاه صنعتی اصفهان، عضو ستاد ارشاد دانشگاه صنعتی اصفهان و مدیرعامل اتحادیه شرکتهای تعاونی مصرف محلی استان اصفهان به چشم میخورد او با آغاز سومین دوره شورای اسلامی شهر اصفهان به سمت شهردار منطقه هشت اصفهان منصوب شد. در شورای پنجم بعد از محکومیت قضایی مهدی مقدری و رای دادگاه، رضا امینی از سوی فرمانداری به عنوان عضو علیالبدل وارد شورای اصلاحطلبان شهر اصفهان شد. امینی سال 98 وقتی به عنوان عضو علیالبدل وارد شورا شد به خبرنگار مهر گفته بود که همکارانش انگیزه ورود او به شورای شهر را افزایش دادهاند: «جای ابراز خشنودی است که مردم فهیم اصفهان از ابتدا با آشوبگران همراه نشدند و برای بازگشت آرامش به شهر با وجود فعالیت بیوقفه آشوبگران تلاش کردند.» او که در این گفتوگو از نیروهای انتظامی و نظامی تشکر کرده بود، گفت: «از مسئولان میخواهیم که در راستای عمل به وعدههای خود و نظارت بر بازار به منظور جلوگیری از افزایش قیمتها تمام تلاش خود را به کار بندند.» امینی در سال 99 و در زمان حضور در شورای پنجم اصفهان یکبار جلسه را ترک کرد، رسانهها علت ترک او را در اعتراض به نامگذاری خیابان مریم میرزاخانی در شهر اصفهان عنوان کردند. امینی در گفتوگویی که با خبرگزاری فارس داشت، در اینباره گفته بود: «روز یکشنبه هفته گذشته جلسه شورای شهر را به دلیل عصبانیت از تغییر نام یک خیابان ترک کردم، یک نامی را برای چهارراهی که قبلاً نام داشته و مردم آن را با نام فرایبورگ میشناسند و در مراودات خود بیش از ۷ سال است که آن را به کار میبرند به نام مریم میرزاخانی نامگذاری کنیم.مقام علمی ایشان قابل احترام است، اما شهر اصفهان هم بیش از ۹ هزار شهید در دفاع مقدس و ۲۳ هزار شهید در استان اصفهان داشته است. باید یک نسبتی بین قهرمانان، هنرمندان، شعرا و دانشمندان برقرار باشد تا بتوان برای نسل بعد الگوسازی کرد.» امینی پیشتر نیز در تاریخ 24 اردیبهشت سال 96 در مناظرهای در خبرگزاری فارس، نکاتی درباره مسائل محیط زیستی و مباحث انتقال آب مطرح کرده بود که بحث برانگیز شد، او گفته بود: «اگر انتقال آب در دولتی به غیر از دولت اصلاحات انجام میشد اینقدر حساسیت نبود چرا که این کار به عنوان ادای دین به زادگاه برداشت شد، در حال حاضر آب تبدیل به مافیای اقتصادی شده و مردم به این باور رسیدهاند که رانتهایی پشت این موضوع است؛ دولت هم با هراس از تنش اجتماعی کار خاصی نکرد، در اسفند 94 روحانی در میدان امام در مقابل جمعیتی که آمده بودند قول داد زایندهرود جاری باشد؛ این حرف کارشناسی شده بود یا نشده بود؟ در هر دو صورت قول رئیسجمهور عملی نشد.» امینی همچنین در تاریخ 22 مرداد 96 با اشاره به بازدید کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از حوضه زاینده رود، تنها راه احیای این حوضه را، اجرای طرح ۹ ماده ای میدانست که باید سریعتر این طرح اجرایی شود. او در ادامه صحبتهای خود که در خبرگزاری ایمنا، وابسته به شهرداری اصفهان منتشر شده، با تاکید بر عملی شدن قول رئیسجمهور پیشین مبنی بر جاری بودن آب در حوضه زاینده رود نیز گفته بود: «رئیسجمهور در سفرهای خود به اصفهان این وعده را دادند و با توجه به مشکلات زیست محیطی اصفهان باید این طرح هرچه زودتر عملی شود.»
انتقاداتی به روند انتخاب شهردار
امینی سرانجام دیروز به عنوان شهردار منتخب اهواز انتخاب شد. اعضای شورای این شهر در گفتوگو با رسانهها عنوان کرده بودند که کارنامه و برنامه 40 نفر را بررسی کردند و در نهایت به امینی رسیدند. روند انتخاب شهردار اهواز اما برای فعالان شهری روشن نیست. مجتبی قلی، طراح شهری در اهواز به روزنامه پیام ما میگوید برنامههای امینی برای تصدی پست شهرداری منتشر نشده و به نوعی انتخاب او برای مردم شهر شوک بوده است: «در اهواز افراد توانمندی وجود دارند که میتواند سکان اداره شهر را به عهده بگیرند، اینکه کسی رئیس شورای شهر بوده، لزوما نمیتواند شهردار خوبی باشد، زیرا شوراها نهاد ناظرند و لزوما مدیران اجرایی قوی نیستند.» او همچنین میگوید گرفتن سکان شهر در اهواز نیازمند تعاملات قوی با شرکت نفت، استانداری و سازمان آب و برق خوزستان است: «کسی که شهر را نمیشناسد، برقراری این تعاملات برایش دشوار است.» قلی به انتقال آب و موضوعات محیط زیستی که این روزها در فضای مجازی دست به دست میشود نیز اشاره میکند و میگوید: «در بحث انتقال آب شهرداری، وظیفهای ندارد و صرفا شاید بتواند تریبون باشد، باید بیشتر به این موضوع توجه کرد که شهردار چندبار به اهواز سفر کرده و چه قدر میتواند مشکلات شهر را رفع و رجوع کند.» محمد لاری، شهرساز و فعال اجتماعی نیز در گفتوگو با روزنامه پیام ما، بیشتر به نحوه انتخاب امینی انتقاد دارد و میگوید در روزهای اخیر نام افراد دیگری برای رسیدن به پست شهرداری مطرح شده بود اما در نهایت امینی انتخاب شده است. لاری هم مانند قلی معتقد است که بحث انتقال آب آنچنان که باید به شهرداری اهواز مربوط نیست: «اما چون شهردار از شهر دیگری آمده است، مردم مدام میپرسند که موضع ایشان به عنوان شهردار در موضوع انتقال آب چیست؟» لاری مشکلات شهر اهواز را سه مورد میداند: حاشیهنشینی، مساله فاضلاب و بودجه شهر اهواز میداند: «450 هزار نفر در سکونتگاههای حاشیهای کپری شهر اهواز زیست میکنند که مساحتی حدود یک سوم اهواز میشود، دستفروشی این افراد در شهر یکی از موضوعاتی است که این روزها مساله شهر اهواز شده است.
همچنین در اهواز سطح آب زیرزمینی بالاست، خاک جلگهای است و هر جا را حفر کنید به آب میرسید، در این فضا نمیشود فاضلاب را شیببندی کرد. لولههای فاضلاب باید در اعماق آب نصب شود به همین دلیل باید در فضایی مسطح لولههای فاضلاب را کار گذاشت و اینها مدام فاضلاب را ساکشن کنند و به خارج از شهر بفرستند. این لولهها در درازمدت دچار استهلاک میشوند. دیگر اینکه سرانه بودجه شهرداری اهواز در مقایسه با شهرداری اصفهان یک چهارم است و در مقایسه با شهرداری شیراز و تبریز یک سوم است. شهرداری سالی یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان حقوق میدهد و درآمدش یک میلیارد و دویست است.» او معتقد است برای این سه موضوع به راحتی نمیتوان راهکار قطعی ارائه کرد. باید دید راهکار امینی برای آنها چیست
وضعیت معیشت مردم در اهواز زیبنده نیست
رئیس شورای شهر اهواز اما دیروز در جلسه معارفه شهردار به تعدادی از ابهامات پاسخ داد. بنابر گزارش ایسنا، او گفته است: از روز نخست اعلام کردیم که بر اساس ملاک و معیار پیش میرویم. برخی سوال میکردند که آیا بومی یا غیربومی بودن شهردار برای شورا شرط است؟ خیر، بومی بودن شهردار اهواز شرط نیست و ملاک، معیارها و شاخصها است. سیاوش محمودی درباره معیارهای انتخاب شهردار اهواز گفته است: داشتن ۹ سال سابقه مدیریت ارشد، متخصص و انقلابی بودن، داشتن تجارب شغلی مرتبط با شهرداری، داشتن برنامه عملیاتی متناسب با مشکلات اهواز، داشتن روحیه کار جهادی و انقلابی، عزم جدی برای فسادستیزی و ایجاد شفافیت، داشتن روحیه مشورت با دلسوزان و نخبگان، معتقد به جوانان متخصص و انقلابی با رویکرد کارسازی و داشتن رویکرد اقتصادی برخی از شاخصههای مورد نظر برای انتخاب شهردار اهواز هستند. او با اشاره به چگونگی انتخاب شهردار گفت: در پی انتشار فراخوان معرفی گزینهها برای سمت شهرداری اهواز، ۴۰ گزینه مطرح و بررسی شد که با ۱۵ نفر مذاکره کردیم. برخی از ۱۵ گزینه در شهرهای دیگر سمت گرفتند یا سمت شهردار اهواز را قبول نکردند. در نهایت پنج نفر برنامه عملیاتی ارائه دادند که این افراد از اهواز بازدید کردند. دو نفر از این تعداد، انصراف دادند و اعلام کردند نمیتوانند در اهواز خدمت کنند بنابراین تنها سه گزینه برای سمت شهرداری اهواز باقی ماند. او در توصیف امینی نیز گفته است: رزمنده و جانباز دفاع مقدس و برادر شهید بودن از سوابق آقای امینی است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت و دکترای رشته جامعهشناسی و گواهینامههای بینالمللی در حوزههای مدیریت، بهرهوری، برنامهریزی و بودجهریزی و سوابقی در حوزه کشاورزی و مدیریت تعاونی است.
مدیریت روابط عمومی شهرداری اصفهان در سالهای ۸۲ تا ۸۶، شهردار منطقه ۸ اصفهان از سال ۸۶ تا ۹۲، ریاست شورای شهر اصفهان به مدت چهار سال، دو سال عضویت در دوره پنجم شورای شهر اصفهان و ۱۰ سال فعالیت در شهرداری و داشتن ثبات مدیریت از سوابق کاری او است. آقای امینی روحیه جهادی و مردمی دارد و پای کار میماند. در اهواز یک تعریض ملکی ۱۵ سال انجامنشده باقی مانده است در حالی که او موارد تعریضها و چنین مواردی را با نشستن بین مردم انجام داده است. فسادستیزی نیز از خصوصیات او است. امینی نیز دیروز بعد از انتخاب در نشست خبری خود درباره اقداماتش گفته است: کلانشهر اهواز در گذشته دچار مشکلات زیادی شده که مهمترین آنها فاضلاب شهری و دفع آبهای سطحی، حاشیه نشینی، نظافت و زیباسازی شهر و نبود تعادل در خدماتدهی به مناطق مختلف اعم از مناطق برخوردار، نیمه برخوردار و محروم است. او همچنین تاکید کرده است: موقعیت کنونی شهر اهواز، زیبنده خوزستان و اهواز و نظام جمهوری اسلامی نیست؛ این وضعیت معیشت در اهواز زیبنده و قابل پذیرش نیست بنابراین همه هم و غم و تجربه ۱۸ سال مدیریت شهری اصفهان را به مردم اهواز تقدیم میکنم و امیدوارم خمیر مایهای برای توسعه و پیشرفت اهواز باشد.
مدیر دفتر بهرهبرداری و نگهداری از تاسیسات آبی و برقآبی شرکت آب منطقهای تهران از وضعیت شکننده سدهای تهران خبر داد و باز هم تاکید کرد که سال آبی سختی پیش رو است. موضوعی که از ابتدای سال آبی جاری همواره در مورد آن هشدار داده شده بود. سالی که به گفته احد وظیفه رئیس مرکز ملی خشکسالی، بارشها نه تنها در تهران که در سطح کشور بالغ بر 41 درصد کاهش داشت. حالا به گفته محمد شهریاری سدهای تهران ۳۵۱ میلیون متر مکعب کسری دارند و این در حالی است که بر اساس پیشبینی احتمال تداوم کمبارشیها تا زمستان وجود دارد و این احتمال معنای آمارهای مربوط به ذخیره سدها را تغییر داده و نشان میدهد بعد از یک تابستان سخت گویا باید در انتظار یک زمستان سختتر باشیم.
ابتدای تابستان بود که معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا اعلام کرد 300 شهر کشور در وضعیت تنش آبی قرار دارند. پیش از آن هم بارها در مورد تامین آب شرب و وضعیت ذخیره سدها و مشکلات احتمالی پیش رو هشدارهایی از سوی مسئولان داده شده بود. کم بارشی در سال آبی جاری به کمک بیتدبیریها و سو مدیریتها در حوزه منابع آب آمده تا کشور با چالشی جدی در تامین آب روبهرو شود. چیزی به پایان سال آبی جاری نمانده و پیشبینیها میگویند روند کمبارشی همچنان ادامه خواهد داشت و سال آبی بعدی هم احتمالا با خست آسمان روبهرو خواهیم بود. در این میان یکی از نگرانیهای اصلی متولیان حوزه آب، تامین آب شرب پایتخت است. پایتختی که برای تامین آب مورد نیاز جمعیت میلیونی آن، به تمام منابع اطراف و حوضههای آبریز دستاندازی شده، حالا با چالشی جدی در تامین آب شرب روبهرو شده است.
دیروز محمد شهریاری؛ مدیر دفتر بهرهبرداری و نگهداری از تاسیسات آبی و برقآبی شرکت آب منطقهای تهران از کاهش میزان ذخیره سدهای تهران خبر داد، خبری که از ابتدای سال بارها با اعداد و ارقام مختلف و از سوی مسئولان مختلف وزارت نیرو اعلام شد، خبری که با هشداری جدی در مورد تامین آب پایتخت همراه است. شهریاری از کسری 351 میلیون مترمکعبی خبر داده و میگوید: «در حال حاضر میزان ذخایر آبی سدهای پنجگانه تهران ۵۸۵ میلیون متر مکعب است که نسبت به روز مشابه سال گذشته که این حجم ۹۳۶ میلیون متر مکعب بوده با کسری ۳۵۱ میلیون متر مکعبی مواجهیم» امسال تهرانیها روزانه بالغ بر سه میلیون مترمکعب آب شرب مصرف کردند، میزانی که نسبت به سال گذشته حدود 2 تا 3 درصد افزایش داشته است. البته آمارها میگویند تهرانیها حدود ۳۰درصد بیشتر از میانگین کشوری آب مصرف میکنند و حدود ۱۷ تا ۱۸ درصد آب شرب کشور در پایتخت مصرف میشود. این در حالی است که منابع تامین آب تهران به دلیل کاهش بارشها ورودی کمتری نسبت به سالهای گذشته داشتند. به گفته شهریاری از ابتدای سال آبی ورودی سدهای تهران یک میلیارد و ۲۸۸ میلیون مترمکعب بوده، این حجم در مدت مشابه سال آبی گذشته دو میلیارد و ۱۵۶ میلیون مترمکعب بوده،یعنی بالغ بر 40 درصد کاهش ورودی به مخازن سدها، یعنی حوضه آبریزی که سدهای اطراف تهران را تغذیه میکند، مثل بسیاری از مناطق کشور وضعیت خوبی ندارد.
هفته گذشته شهریاری اعلام کرده بود: «اگر در شرایط کنونی تامین آب به صورت پایدار انجام میشود به این دلیل است که دو سال تر را پیش سر گذاشتیم و عملا با یک ذخیره آبی خوبی وارد سال آبی جدید شدیم اما امسال متاسفانه شرایط اینگونه نیست و انتهای شهریور ماه امسال با حجم نامطمئنی وارد سال آبی جدید میشویم.
اواسط مرداد بود که محمدرضا بختیاری مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران در خصوص تنش آبی در پایتخت ابراز نگرانی کرده و گفته بود تنش آبی برای شهرهای بزرگ مانند تهران بسیار گران تمام میشود، اما این گران تمام شدن در درجه اول متوجه متولیان امر تولید و توزیع آب خواهد بود نه شهروندان. او همان روز در گفت و گو با ایلنا از مصارف غیرمجاز در پایتخت هم گفته بود: « در شرایطی که تهران با معضل کمبود منابع آبی دست و پنجه نرم میکند، وجود انشعابهای غیرمجاز تهدید بزرگی است که باید کلیه نهادها و ارگانهای ذیربط به آن توجه داشته باشند. مطابق قانون هر شخص حقیقی یا حقوقی که بدون داشتن انشعاب مجاز و قانونی به مصرف آب از تاسیسات آبرسانی شهری یا روستایی اقدام کند و یا با داشتن انشعاب، به مصرف آب مغایر با مقررات مبادرت کند، مصرفکننده غیرمجاز است.» بختیاری میزان مصرف این انشعابهای غیرمجاز را در هر ماه بالغ بر 71 میلیون لیتر اعلام کرده بود. علاوه بر این از میزان بالای مصرف در ویلاها، دامداریها و زمینهای کشاورزی و فضای سبز شهری گله کرده بود. شنیدن اظهار نظرها در خصوص موضوع مدیریت منابع آب، مصرف بهینه و اصلاح الگوی مصرف برای هیچکس تازگی ندارد، اما توجه به آنها و یا تلاش برای عمل به توصیههای کارشناسان فرسنگها از برنامههای مدیران شهری دور است و کسی درباره عملکرد خود در این زمینه چیزی نمیگوید. به عبارتی راهکار حل مسائل آب در پایتخت سالهاست که پا را از مرز تئوری فراتر نگذاشته است.
مواردی که ذکر شد هر کدام به گونهای تامین آب پایتخت را با چالشی جدی مواجه کردهاند، اما یکی از مواردی که کمتر به آن پرداخته شده و حمیدرضا زکیزاده معاون آبخیزداری اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران آنرا «ابر چالش» میداند، رسوباتی است که وارد مخازن سدها میشوند. این موضوع در طولانی مدت میتواند تبدیل یکی از مسائل جدی در حوزه تامین آب تهران شود. زکیزاده چندی پیش گفته بود: «تغییرات کاربری اراضی و ساخت و سازهای غیرمجاز در حوضههای آبخیز بالادست سدهای آب شرب استان تهران، موجب وارد شدن رسوبات ناشی از تخریب کاربری تراضی به سد لتیان شده و عمر مفید سد را بسیار تحتالشعاع قرار داده است. با توجه به اینکه تا شعاع بیش از ۲۰۰ کیلومتری تهران امکان ساخت سد به منظور تامین آب شرب جمعیت ۱۲ میلیون نفری پایتخت و شهرهای اقماری آن وجود ندارد. اگر سدهای تامین کننده آب شرب تهران با افزایش رسوبات پر شود، مجبور هستیم آب استان تهران را از دریای خزر یا دریای عمان با انتقال آب بسیار پرهزینه تامین کنیم.» البته شاید زکیزاده خبر ندارد که راهکارهای دیگری هم به ذهن مسئولان رسیده است و آن تامین آب از منابع استان مازندران است. چندی پیش «پیام ما» در گزارش در مورد اجرای پروژهای برای انتقال آب مازندران به تهران که عنوانی گمراه کننده برای آن انتخاب شده است، به تفصیل به این موضوع پرداخت. پروژهای تحت عنوان «سامانه مهار نشت آب سد لار» که در عمل نه مهار نشت آب سد که انتقال آب است. در این پروژه قرار است مقدار آبی که از سد لار به سمت دره هراز و مازندران جاری میشود، دوباره به سمت تهران و سد لتیان بازگردانده شود. کارشناسان معتقدند انجام این پروژه منجر به بروز مشکلاتی در دشت هراز که یکی از مناطق مهم در تامین امنیت غذایی کشور است، میشود. اما به هر حال این پروژه توسط قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا-موسسه فاطر در حال اجراست.
بر اساس مطالعات صورت گرفته در کشور، تمام شهرهای ایران در سال جاری متاثر از پدیده خشکسالی هستند. بارشها به طرز بیسابقهای کاهش داشته و این موضوع روی بسیاری از منابع آب تجدیدپذیر اثر مستقیم داشته، از سویی برداشتهای بیرویه از منابع زیرزمینی هم باعث شده میزان ذخایر آب در بسیاری از شهرها به حد نگران کنندهای کاهش پیدا کند. حال که پیشبینیها نشان میدهد سال آبی پیش رو هم قرار نیست روی خوش به منابع آبی کشور نشان دهد، بیش از همیشه میتوان به ضرورت نگاه بلند مدت مدیران به ویژه در حوزه مدیریت منابع آب در کشوری که قرنهاست با مسئله آب روبهرو است، پی برد.
سرزمین هیرکان چشم در چشم خشکسالی
در گلستان همه با ریزگردها همدست شدهاند؛ خلیج گرگان، خشک شدن تالابها، خشکسالی و کمآبیها. هجوم ریزگردها به مناطق شمالی این استان جدیتری شده، چنان که در چند روز گذشته، موجی از ریزگرد، نیمی از استان را در نوردید. وقوع خشکسالیهای متعدد در سالهای اخیر به ویژه سال جاری و به دنبال آن کاهش بارندگی و رطوبت، متزلزل شدن خاکها و کاهش شدید پوشش گیاهی، در کنار عوامل دیگری چون استفاده بیرویه از منابع آبی مناطق بیابانی، از بین رفتن نیزارها و وقوع تندبادی که در برخی از مناطق از ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت عبور کرد سبب شد تا اهالی گلستان روز جمعه گذشته در شهرهایی همچون آققلا، گمیشان، علیآباد، گنبد، مینودشت، مراوهتپه، کلاله و گالیکش و حتی گرگان شاهد وقوع توفان ریزگرد باشند.
توفان ریزگرد در گلستان سرسبز پاگیر شده اما هنوز به چشم نیامده است. در حالی که ۲۵ درصد پهنه آبی خلیج گرگان به عنوان یک کانون بالقوه ایجاد ریزگرد خشک شده است اما توجه و اعتبار مناسبی برای آن منظور نشده. بر اساس گزارشی که ایرنا منتشر کرده، سرانجام هشدارهای کارشناسان مبنی بر بروز توفان ریزگرد در این استان به واقعیت تبدیل شد و گلستانیها دیو خاکی به ارتفاع چند ۱۰ متر و طول چند کیلومتر را مقابل دیدگاه خود تماشا کردند.
بعد از وقوع توفان، مدیرکل محیط زیست استان گلستان گفته که مطالعات پدیده ریزگرد در گلستان انجام شده و پهنههایی که مستعد گردوغبار هستند مورد شناسایی قرار گرفته تا با انجام اقدامات مناسب از گسترش آن جلوگیری شود. مدیرکل مدیریت بحران استانداری گلستان هم گفته که «وقوع چنین رخدادی در این فراگیری سابقه نداشت و بسیاری از شهرهای استان حتی برخی از مناطق همجوار گرگان هم درگیر این رخداد بود.»
این غبار از کجا راهی آسمان گلستان شد؟ میثم ذوالفقاری یکی از کارشناسان حوزه محیط زیست به ایرنا گفت: «بروز خشکسالیهای متعدد و تغییر شرایط اقلیمی در کنار عواملی چون مدیریت نادرست منابع آب و خاک، کاهش پوشش و تنوع گیاهی و همچنین بهرهبرداری ناپایدار و غیرصحیح از اراضی زراعی و مرتعی که عامل اصلی بروز آنها، خود ما انسانها هستیم. ریزگردها در واقع ترکیب و معجونی از گرد و خاک با انواع مختلف ذرات خاکی در کنار دودها و آلایندههای گازی، برخی مایعات و همچنین ذرات بیولوژیک و زیستی هستند که به صورت محلول و معلق در اتمسفر وجود دارند و به وسیله باد تا هزاران کیلومتر جابهجا میشوند.» وقوع توفانهای گردوغبار و بروز پدیده ریزگرد، در سالهای اخیر به طور قابل توجهی در سطح کشور افزایش یافته و به گفته این کارشناس محیط زیست گلستان هم با توجه به آن که بخشی از مساحت آن را مناطق خشک و نیمه خشک تشکیل میدهند، با این پدیده درگیر شده است.
احیای پوشش گیاهی بهترین راهکار است
محمدرضا ملاعباسی، متخصص بیابانزدایی و بیابانهای ساحلی استان گلستان میگوید در راهکارهای مطرح شده برای مقابله با ریزگرد، اولویت نخست با اصلاح سیاست آبی و هیدروپلیتیکی کشور است یعنی با ایجاد یک نگرش جامع، تامین حقابه کافی برای تالابها به طور جدی در دستور کار قرار بگیرد .او معتقد است در شرایط فعلی بهترین راهکار و با ضریب موفقیت بالا در کنترل ریزگرد، احیای پوشش گیاهی است.این استاد دانشگاه از سوی دیگر میگوید: «بهرهبرداری اقتصادی از پوشش گیاهی باعث میشود افرادی که زمینهای کشاورزی آنها تبدیل به کانون ریزگرد شده و کشاورزی و دامپروری خود را از دست دادند دوباره مشغول به کار شوند.»
۸۳ درصد سدها آب ندارند
به گفته محسن حسینی، مدیرعامل شرکت آب منطقه ای گلستان هم گفت: «هم اکنون حجم آب موجود پشت ۱۴ سد این استان به خاطر خشکسالی و کم بارشی ۴۰ میلیون و ۲۰۰ هزار مترمکعب معادل ۱۷ درصد کل ظرفیت مخازن است که روند کاهشی دارد. مجموع کل ظرفیت سدهای استان ۲۴۵ میلیون مترمکعب بوده و این در حالی است که در مدت مشابه سال قبل ۳۱ مرداد ماه ، حجم آب موجود در پشت سدهای استان ۹۱ میلیون مترمکعب معادل ۳۱ درصد از کل ظرفیت مخازن بود.»او با اشاره به خشکسالی شدید امسال در گلستان در خصوص آخرین ظرفیت آبگیری این تعداد سدها عنوان کرد: «اکنون ۲ سد کوچک مخزنی در استان شامل شهید چمران در کلاله و شهید دستغیب در شهرستان آققلا بدون آب است و ۱۲ سد دیگر هم وضعیت مناسبی ندارند. با وجود آنکه در پنج ماه نخست امسال بارش موثری در مناطق شمالی استان رخ نداد همچنان شاهد چرای دام در این مناطق هستیم.» به گفته او تردد احشام در این مناطق و کوبیده شدن خاک سبب سستی بافت خاک شده که با وزش باد تبدیل به ریزگرد میشود.
۹۱ درصد گلستان درگیر خشکسالی شدید و خیلی شدید
آمار گستردگی خشکسالی در گلستان، از وقوع دوباره ریزگرد خبر میدهد. نوربخشداداشی، مدیرکل هواشناسی گلستان با اشاره به ادامه روزهای کمبارش در این استان گفته است که اکنون ۹۱ درصد گستره گلستان درگیر خشکسالی شدید و خیلی شدید است. به گفته او میانگین بارش گلستان تا ۱۰ مرداد سال جاری ۲۷۱ میلی متر بود که این رقم نسبت به دوره بلند مدت ۳۵ درصد و نسبت به سال گذشته ۳۳ درصد کمتر شده است.
او درباره توفان روز جمعه هم چنین گفته: «روز یادشده با ناپایداری هوا شاهد ایجاد جریانات شمال به جنوب در مناطق شمالی استان بودیم که با توجه به اینکه این ناپایداری توان تبدیل به بارش باران رو پیدا نکرد در برخی مناطق تبدیل به باد شده و سبب شد ریزگرد هایی از صحرای قرهقوم و بیابان های خودمان را برای مردم به ارمغان بیاورد.» بیابانی که مدیرکل هواشناسی گلستان از آن نام برده، یکی از بزرگترین کویرهای شنی جهان بوده که حدود ۷۰ درصد از مساحت کشور ترکمنستان (۳۵۰ هزار کیلومتر مربع) را شامل میشود. بر اساس گزارش ایرنا، بیشتر آثار زیانبار بیابان قره قوم ترکمنستان متوجه استانهای خراسان رضوی، خراسان شمالی و گلستان است و پیش از این بارها ورود گردوغبار این منطقه از سوی کارشناسان دستگاههای مرتبط گزارش شده است.
این بیابان که نواحی غربی، مرکزی و شمالی کشور ترکمنستان را در بر میگیرد از دریاچه آرال در شمال تا کوهستانهای کپهداغ در جنوب و از رودخانه آمودریا بیابان قیزیل قوم در شمال شرق تا دریای خزر در غرب گسترش دارد. به گفته داداشی با توجه به شرایط و ویژگیها بافت خاک، توفان ریزگرد در برخی مناطق با بادهایی با سرعت ۴۰ کیلومتر آغاز میشود .
بر اساس توضیح مدیرکل هواشناسی گلستان تاثیرات تغییر اقلیم، افزایش دما و روزهایی با گرمای طاقت فرسا، وزش باد شدید، گرد و خاک، افزایش باران سیل آسا و خشکسالی، از جمله نشانه های بروز این پدیده در استان است. بسیاری از نقاط گلستان درگیر درجات بسیار شدید خشکسالی است و تنها مناطق واقع در ارتفاعات که قابل کشت نیستند خشکسالی کمرنگتری دارند.
سازمان حفاظت محیط زیست هنوز ر ئیس ندارد
|پیام ما| وزرای دولت سیزدهم یک هفتهای است کارشان را شروع کردهاند و برای وزارت آموزش و پرورش که وزیر پیشنهادیاش از مجلس رای نیاورد، سرپرستی انتخاب شده اما هنوز تکلیف سازمان حفاظت محیط زیست مشخص نیست. گمانهزنیها برای ریاست این سازمان در روزهای اخیر شدت یافته و خبرهای غیررسمی بسیاری درباره گزینه احتمالی پردیسان مطرح میشود.
در کنار نامهای مختلفی که صحبت از انتصاب آنها به این سمت میرفت، حالا سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس بیش از همه بر سر زبانهاست و در دو روز گذشته خبر انتصاب نهایی او چند باری در فضای مجازی مطرح شده اما از سوی منابع رسمی تایید نشده است.
وبسایت سلامتنیوز نیز دیروز در خبری نوشت: «بر اساس آخرین خبرهای رسیده ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری منتخب، طی حکمی سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی را به سمت معاون رئیسجمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست منصوب کرد.» اگرچه این خبر از سوی سازمان حفاظت محیط زیست هنوز تایید نشده است، موافقان انتصاب رفیعی، با انتشار مطالبی درباره فعالیتهای این نماینده مجلس در حوزه محیط زیست، سعی در خبرسازی درباره انتخاب او به عنوان رئیس جدید سازمان حفاظت محیط زیست دارند. در میان اظهارات اشاره به انتخاب یک معاون زن از سوی رئیسی هم مطرح بوده است، چنان که وحید نوروزی، شهردار سابق منطقه 18 شهرداری تهران که مشاوره رسانهای رفیعی بوده، در توئیتی نوشته است: «حضور یک خانم در در راس سازمان محیط زیست کشور نشانگر توجه ویژه رئیسجمهور محترم به ایفای نقش بانوان در دولت سیزدهم خواهد بود. شیرزنی که محیط زیست کشور را قطعا دگرگون میکند.»
در کنار گمانهزنیها برای ریاست رفیعی اما همچنان نام حمید راشدی در برخی محافل مطرح است. او مهندسی شیمیاش را از دانشگاه علم و صنعت گرفته و کارشناسی ارشدش مهندس شیمی-بیوتکنولوژی است و دکترای همین گرایش را هم در دانشگاه امیرکبیر خوانده. مدتی در معاونت آموزش سازمان محیط زیست مشغول و علاوه بر آن در موسسه علمی کاربردی جهاد کشاورزی عضو هیئت علمی بوده است. نام او در همکاری کوتاهمدت با پژوهشکده محیط زیست هم آمده و حالا باید منتظر ماند و دید تا درنهایت خبرهایی که هر روز از انتصاب فردی به این سمت میآید چه زمان پایان میگیرد.
|پیامما| سال 2017 بود که بررسیها و رصدهای مختلف درباره تعداد یوزپلنگهای ایرانی نشان داد کمتر از 40 فرد یوز در کشور باقی مانده است. حالا چهار سال پس از این بررسی آمارهای جدیدی در کار نیست و همچنان مشاهدات فعالان در زیستگاههای اصلی یوز میگوید که آمار هنوز همان آمار گذشته است.
در این سالها پروژه حفاظت از یوز، یکی از برنامهها برای احیای جمعیت یوزها و جلوگیری از انقراض این گونه بوده است. فاز اول این پروژه ابتدای دهه هشتاد شروع شد و سال 87 پایان آن بود. فاز دوم هم سال 87 تا 97 فعال بود و بعد هم ادامه فعالیت برایشان ناممکن شد تا سال گذشته که صحبتهایی از راه اندازی فاز سوم پروژه حفاظت از یوز ایرانی به میان آمد. این پروژه اما در نهایت چندان فعال نشد و نبود بودجه داخلی در کنار حامیان خارجی از جمله دلایل فعالیت نداشتن فاز سوم این پروژه عنوان شد.
تکثیر در اسارت را دیر شروع کردیم
ماه گذشته دوربین محیط بانان توران یک خانواده یوز را دید. یک نر و ماده و دو توله و چند روز گذشته هم آنطور که عطیه تک تهرانی، مدیر پژوهش انجمن یوزلنگ ایرانی میگوید یک ماده و دو توله در اطراف میاندشت دیده شده و حالا همین یوزها و تولههایشان امیدواریهای فعالان این حوزه را بالا بردهاند.
تک با وجود آنکه میگوید تعداد یوزها کمتر از 40 فرد است تاکید میکند که تولهها تا زمان جدا شدن از مادرشان به عنوان جمعیت یوز به حساب نمیآیند. او به «پیام ما» میگوید انجمن آنها در 10 سال است که به پایش زیستگاه های یوز مشغولند و رصدهای موجود هم نتوانسته آمار و تعداد بیشتری از این حیوان را نشان دهد «واقعیت این است که عوامل تهدید یوز اساسی هستند و برطرف کردن آنها کار سختی است . عامل اصلی کشته شدن به وسیله سگهای گله است. چرا که زیستگاه یوز پر از دام بود و یا سگها تهدید یوز بودند و یا چوپانانی که فکر میکردند یوزها عامل تهدید دامهایشان هستند و یوز را میکشتند.
یکی دیگر از عوامل تهدید جمعیت یوزها هم جاده هایی است بین زیستگاهها کشیده شده و رفت و آمد میان آنها باعث از بین رفتن تعدادی از این حیوانات شده است.» هر چند این عوامل را از جمله آسیبهای عمیق از بین برنده یوزها میداند، اما تاکید دارد که در این سالها برای حفظ جمعیت هم تلاشهایی انجام گرفته و نمونهاش خرید پروانه چرا دامداران است «در مناطقی که زیستگاه یوزهاست، سازمان محیط زیست پروانه چرای بسیاری خریداری کرد و درنتیجه دامها را به خارج از محدوده هدایت کرد اما همچنان به طور کامل مناطق حفاظت شده خالی از دام نشده اند.»
او میگوید برای حل مشکل حضور یوزها در جاده هم تلاشی در محدوده عباسآباد توران انجام گرفته و بخشی از جاده مشهد تهران فنسکشی شده است «این فنسکشیها بسیار پرهزینه است و برای هر کیلومتر در هر لاین در حدود یک میلیارد تومان هزینه لازم است که امکان تامینش وجود ندارد و علاوه بر آن با وجود فنس هم یوزها از اطراف فنس عبور میکنند و باز هم به جاده میزنند و جانشان را از دست میدهند.»
آنچه در حال حاضر یکی از مشکلات یوزهای کشور است نبود تراکم جمعیت مناسب این حیوان است.
آنها نمیتوانند همدیگر را پیدا کنند و درنهایت بعضی از زیستگاهها مانند یزد و کرمان مدتهاست رنگ هیچ مادهای را به خود ندیده و چند نر دارد و عملا قدرت زادآوریاش از دست رفته .
همین هم دلیلی بوده تا و همکارانش تمرکزشان را به خراسان شمالی و سمنان بدهند که هنوز مادههای زادآوری دارد «از جمله کارهایی که ما برای حفاظت این زیستگاهها انجام دادیم، استخدام نیروهای همیار محیط بان بود که برای کمک به حفاظت استخدام شدند تا همراه محیط بانان باشند تلاشهایی هم برای خرید تهیزات گشت زنی مانند موتور سیکلت و … انجام دادیم. امسال نیز حقوق دو همیار در ذخیره گاه زیستکره توران تامین شده و مشغول به کار هستند.»
به گفته این کارشناس حیات وحش، آنچه در این میان اهمیت بسیار دارد و بسیار دیر به آن پرداخته شده مسئله تکثیر در اسارت یوز است. پروژهای که مخالفان بسیاری داشته و همین هم باعث تاخیر در عملیاتی شدنش شده ولی با این حال با جریان داشتن این پروژه در استان سمنان همچنان می توانیم به داشتن توله و ذخیره ژنتیکی در اسارت امیدوار باشیم.
ایرانیان حافظان آخرین بازماندههای یوزها
یوزپلنگها که از قدیمیترین اعضای خانواده گربهسانان هستند، 5/3 تا 4 میلیون سال پیش، پا به عرصه گیتی گذاشتند. پیش از آنها هیچکدام از گربههای بزرگ دیگری که امروزه به بقای خود ادامه می دهند، هنوز بهوجود نیامده بودند. حدود بیست هزار سال پیش، پراکندگی این جانور بسیار وسیع بود و سراسر آفریقا، آسیا و آمریکای شمالی را شامل میشد.
یوزپلنگ آسیایی یکی از نادرترین و تهدید شدهترین گربهسانان جهان است و در بالاترین طبقه حفاظتی فهرست سرخ IUCN یعنی در طبقه «در آستانه انقراض» جای گرفته است. این در حالی است که حدود دو هزار سال پیش یوز در قاره آسیا، در اکثر زیستگاههای دشتی و استپی در مرکز، جنوب و جنوب غربی این قاره از جمله سرزمینهای هندوستان، ازبکستان، ایران، قرقیزستان، قفقاز، عراق و شبه جزیره عربستان پراکندگی داشته است. در آفریقا نیز از جنوب این قاره تا دریای مدیترانه در شمال آن، به جز جنگلهای انبوه و صحراهای خشک، زیستگاه یوز بوده است.
یوزپلنگ، این گربه دوستداشتنی، سابقه همراهی درازمدتی با انسان دارد؛ عمر این همراهی به پنج هزار سال پیش بازمیگردد. تواناییهای خاص، هوش و تربیت پذیری بالا، باعث شد تا یوزپلنگ همواره مورد توجه پادشاهان و بزرگان ایرانی باشد. شکارچیان مناطقی که زیستگاه یوزپلنگ بود تعداد محدودی یوز همراه خود داشتند تا با کمک آنها شکار کنند، این اقدام آنها تاثیر چندانی بر جمعیت یوز نداشت. ولی هزاران یوز در مجموعههای عظیم پادشاهان و فرمانروایان این مناطق در اسارت نگهداری میشدند و این مسئله موجب کاهش چشمگیر جمعیت این جانور در بیشتر نقاط جهان به ویژه آسیا شد. یوز از زمانهای دور جایگاه ویژهای در تاریخ و فرهنگ ایرانیان داشته است، به طوری که امروزه مستندات تاریخی متعددی حکایت از همراهی یوز و ایرانیان دارد.
شواهد نشان میدهد تا اواخر قرن نوزدهم در حدود یکصد هزار یوزپلنگ در 44 کشور آسیایی و آفریقایی پراکنده بوده است. اما از اوایل قرن بیستم نسل یوزپلنگها رو به کاهش گذاشت. برای مثال در هندوستان که «چیتا» نام خود را از این سرزمین گرفته است، جمعیت یوزها در ابتدای قرن بیستم به شدت کاهش یافتند و سرانجام در سال 1947، حاکم ایالت کوروای هند با از پای درآوردن سه یوزی که در مقابل نور بالای اتومبیلش بیحرکت مانده بودند، تیر خلاص را بر پیکره یوز در سرزمین چیتاها زد.
یوزپلنگ به چه معناست؟
واژه «یوزپلنگ» یکی از واژههای اصیل پارسی است که از ترکیب دو واژه یوز و پلنگ حاصل شده است. «یوز» بُن مضارع مصدر یوزیدن به معنای «جَستن، جهیدن و طلب کردن» بوده و از این رو یوزپلنگ به معنای پلنگی است که به دنبال شکار خود گشته و آن را با جستن و دنبال کردن میگیرد. در گذشته، این جانور را پلنگ شکاری مینامیدند که به سبب شباهت زیاد آن به پلنگ و روش شکار منحصر به فرد آن بوده است. ایرانیان باستان این جانور را بیشتر با نام «یوز» میشناختند و کمتر نام یوزپلنگ را برای آن به کار میبردند. به این جانور در زمان تولگی «هَوًبَر» هم گفته میشود. یوزپلنگ در شهرهای مختلف ایران نامهای گوناگونی دارد؛ در طبس «زردهپلنگ» و در سیستان و بلوچستان «تازیپلنگ» نامیده میشود. در زبان عربی یوز را «فهد» مینامند. در افغانستان به آن «تازیپرنگ» (فارسی دری) و «تازیپلنگ» (پشتو) گفته میشود. در پاکستان نیز در زبان براهوئی به آن یوز گفته میشود. در گویش سواحلی نیز که در آفریقا رایج است نام «دوما» را برای این جانور به کار میبرند. به یوز در زبان انگلیسی چیتا گفته میشود. این واژه ریشه سانسکریتی دارد و از زبان هندی آمده است.
سالها از انقراض شیر ایرانی و ببر مازندران میگذرد و امروزه خطر از بین رفتن سومین گربه بزرگ ایران یعنی یوز آسیایی وجود دارد.
بیش از چهل سال است که برای حفاظت یوز آسیایی در کشورمان اقداماتی صورت گرفته که نتایج قابل توجهی نیز به دنبال داشته است و نزدیک دو دهه است که یوز در میان کشورهای آسیایی تنها در کشور ما به بقای خود ادامه داده و این مایه افتخار ما ایرانیان است که توانستیم این میراث طبیعی را همچنان حفظ کنیم.
قبل از جنگ جهانی دوم، جمعیت یوز در ایران حدود 400 فرد بود که تقریبا در تمام مناطق استپی و بیابانی نیمه شرقی کشور و قسمتی از نواحی غربی کشور نزدیک مرز عراق دیده میشد. ولی رواج استفاده از خودروهای جیپ باقیمانده پس از جنگ، سرآغاز کاهش اساسی در جمعیت این جانور شد که خود احتمالا معلول شکار بیرویه آهو، طعمه اصلی یوز، بوده است. در نتیجه جمعیت یوز به شدت کاهش یافت. تا 45 سال پیش، بیش از 12 میلیون هکتار از وسعت کشورمان محل زیست این جانور زیبا بوده است. در آن زمان حضور یوزپلنگ در 44 منطقه مستقل در قسمتهای مرکزی، نیمه شرقی و حتی غربیترین بخشهای ایران قطعی بود و حدود 300 یوز در دشتهای سرزمین پهناور ایران زندگی میکرد. در خوشییلاق مشاهده یوز بسیار عادی بود (برای مثال در دو مورد مختلف در سال 1970 و 1973، سیزده و نه یوز تنها در عرض چند ساعت گشت در منطقه مشاهده شد). رشد روز افزون جمعیت کشور باعث شد تا دشتها و کوهپایههای بسیار زیادی به کشاورزی و یا سایر فعالیتهای انسانی اختصاص داده شوند. از سوی دیگر در اثر شکار بیرویه برای تامین غذا یا تفریح، جمعیت طعمههای اصلی یوزپلنگ به شدت کاهش یافتند و اشغال مراتع با ارزش ییلاقی و قشلاقی در مناطق تحت حفاظت سازمان محیط زیست توسط دامداران باعث به خطر افتادن یوز، این سمبل حیات وحش کشور شد. امروز در خوشبینانهترین حالت گمان میرود حدود 50 فرد از این جانور در زیرگونه آسیایی روی سیاره خاکی ما باقی مانده باشد و چشم امید دوستداران طبیعت در سراسر جهان برای حفاظت از این گربه در خطر انقراض، تنها به کشور ما و ما ایرانیان دوخته شده است. حفظ یوز مسئولیت تاریخی ماست.
وضع کنونی یوزپلنگها
امروز یوزپلنگ آسیایی بیشتر از هر زمان دیگری مورد توجه و حمایت ما قرار دارد. متاسفانه با کاهش شدید جمعیت و از دست رفتن نسبت جنسی این گربهسان زیبا در زیستگاههای جنوبی ایران (پناهگاه حیات وحش نایبندان و دره انجیر) چشم امید به زیستگاههای شمالی ایران دوخته شده است. به طوری که در حال حاضر فقط در 2 منطقه از مناطق تحت حفاظت سازمان محیط زیست (پارک ملی توران و پناهگاه حیات وحش میاندشت) زادآوری یوزپلنگ ثبت شده است. این در حالی است که مدتها است که هیچ اطلاعات مستندی از یوزپلنگهای نر پناهگاه حیات وحش دره انجیر به نامهای: اردلان، ارسلان، اردوان و همینو در دسترس نیست و نزدیک به یک دهه است که بدون هیچگونه شواهد مستند از وجود یوز ماده، یوزهای نر دره انجیر به حال خود رها شده اند.
از نیمه دهه 80 تا آخرین روزهای دهه 90 شمسی سازمان حفاظت محیط زیست میزبان سه یوزپلنگ آسیایی با نامهای کوشکی، دلبر و ایران در شرایط نیمه اسارت بود و از اواخر اسفند 1399 فیروز، یوزپلنگ نر وحشی با روش زندهگیری سیستماتیک، برای انجام مهمترین ماموریت خود به جمع میهمانان سایت تکثیر در شرایط نیمه اسارت پارک ملی توران ملحق شده است. سال پیشِ رو به دلیل تلاش برای تولید مثل یوزپلنگها و وصلت فیروز و ایران، قطعا یکی از مهمترین سالها برای یوزپلنگها و ایرانیان خواهد بود.
هر سال نهمین روز از ماه شهریور، یادآور توجه به حفاظت و آینده یوزپلنگ آسیایی است. 9 شهریور ماه سال 1373، یک یوزپلنگ ماده همراه با سه توله پنج ماهه خود بر اثر بیآبی و گرمای هوا، برای نوشیدن آب به باغهای اطراف شهرستان بافق پناه آوردند. به دلیل کمبود اطلاعات در مورد یوزپلنگ و چگونگی زندگی آن، یوزپلنگ ماده و سه تولهاش توسط یک سرباز غیربومی با سنگ و چوب مورد حمله قرار گرفتند. خبر، به اداره حفاظت محیط زیست بافق رسید و ماموران و محیطبانان به محل حادثه رفتند. یکی از تولهها همان جا از بین رفته و دو توله دیگر زخمی شده بودند.
یوز مادر نیز به ناچار فرار کرده بود. با وجود تلاش دامپزشکان، توله دوم نیز پس از دو روز تلف شد و تنها توله سوم جان سالم به در برد و به مدت 9 سال با نام ماریتا در پارک پردیسان تهران زندگی میکرد تا در نهایت، بعد از دو سال تحمل بیماری عفونت ریوی، در یک روز سرد زمستانی، در دی ماه سال 1382 در اسارت از بین رفت.
ماریتا و خانوادهاش قربانی ترس انسانها به دلیل نبود آموزش شدند. شاید اگر انسانها پیشتر میدانستند که یوزپلنگ برای آنان و گلههایشان هیچ خطری ندارد، اگر میدانستند جمعیت یوزپلنگ در چه وضعیتی قرار دارد و اگر میدانستند میراثدار این مخلوقات گرانبها هستند، این چنین گرفتار ترس و رفتار نابخردانه نمیشدند.
از سال 1386، این روز یعنی 9 شهریور ماه به مناسبت حادثه بافق و یاد ماریتا، «روز حمایت و حفاظت از یوزپلنگ آسیایی» نامگذاری شده است و در این روز با برگزاری مراسم یادبود، در مورد یوزپلنگ آسیایی به کودکان و بزرگسالان آموزش و خودآگاهی داده میشود
دو طلا برای ایران در روز ششم بازیهای پاراالمپیک توکیو
روز ششم بازیهای پارالمپیک توکیو با مدال طلای ارزشمند «مهدی اولاد» ورزشکار نابینای ایران در پرتاب وزنه همراه شد. این پنچمین طلای کاروان ایران بود.
به گزارش ایرنا در رقابتهای پرتاب وزنه مردان کلاس ۱۱ F ایران ۲ نماینده داشت که باید برای رسیدن به مدال با ۹ نفر رقابت میکردند. مهدی اولاد و نورمحمد آرخی نمایندگان ایران در پرتاب وزنه بودند که مهدی اولاد با ثبت پرتاب ۱۴.۴۳ متر به مدال طلا رسید.
مهدی اولاد در پرتاب اول ۱۳.۵۳ را پرتاب کرد. در پرتاب دوم ۱۴.۱۲ و در پرتاب سوم هم ۱۴.۰۱ را به ثبت رساند. او در حرکت چهارم و پنجم هم با ثبت رکورد ۱۴.۴۰ و ۱۴.۴۳، دو مرتبه پیاپی رکورد شخصیاش را افزایش داد و در نهایت هم در پرتاب ششم ۱۳.۷۹ را به ثبت رساند تا پرتاب پنجم او را به مدال طلا برساند.
همچنین نورمحمد ارخی هم با ثبت ۱۲.۷۸ در رده ششم قرار گرفت. آرخی در حرکت اول ۱۲.۷۸ را ثبت کرد که بهترین پرتاب او هم بود. او در حرکت ۱۲.۴۷ را ثبت کرد و حرکت سوم هم خطا اعلام شد. در حرکت چهارم ۱۲.۴۷ و در حرکت پنجم هم ۱۲.۴۴ را ثبت کرد. پرتاب ششم او هم خطا اعلام شد.
همچنین منصور پورمیرزایی عصر امروز با مهار وزنه ۲۴۱ کیلوگرم در دسته به اضافه ۱۰۷ کیلوگرم به مدال نقره پاراوزنهبرداری بازیهای پارالمپیک توکیو رسید.
در روز دوشنبه روز آخر رقابتهای پارا وزنه بازیهای پارالمپیک توکیو رقابت دسته ۱۰۷ کیلوگرم در سالن «اینترنشنال فروم» شهر توکیو برگزار شد. سامان رضی نماینده ایران در این دسته به رقابت پرداخت و با رکورد ۲۳۱ کیلوگرم مدال برنز گرفت.
چهارمین مدال طلای ایران در بازیهای پارالمپیک هم روز دوشنبه توسط امیر خسروانی در پرش طول به دست آمد. در آغاز ششمین روز بازیهای پارالمپیک و در مسابقات پرش طول این ورزشکار یک مدال طلای ارزشمند برای کاروان پارالمپیکی ایران به دست آورد.
کاروان ایران در این دوره از بازیها تا روز دوشنبه ۱۱ مدال ( پنج طلا، پنج نقره، یک برنز) در وزنه برداری، دوومیدانی و جودو کسب کرده است.
کاروان پارالمپیک ایران در پانزدهمین دوره بازیها با کسب ۲۴ نشان (هشت طلا، ۹نقره و هفت برنز) در جایگاه پانزدهم ایستاد.
محدودیتهای شبانه اثر زیادی در کنترل کرونا ندارد
فرمانده عملیات ستاد مقابله با کرونا استان تهران بر لزوم بازنگری در برخی شیوه نامههای بهداشتی و همچنین محدودیتهای کرونایی تاکید کرد.
به گزارش ایلنا، علیرضا زالی در جلسه ستاد مقابله با کرونا استان تهران، گفت: همچنان شاهد فراز و فرودهایی در آمارهای کرونا در استان تهران هستیم اما پیشبینی میشود در روزهای آینده سیر ثابتی در کاهش آمارها داشته باشیم و به سمت فروکش شدن حرکت کند. در استان تهران شاخص مرگومیر شاید با توجه به سرعت کمتری که دارد بین ۱۲ تا ۱۴ روز با تاخیر آمار فوتیها با آمار بستری و مراجعان سرپایی متوازن شود.
او با بیان اینکه در بحث واکسیناسیون نگرانی در حوزه زنجیره تامین واکسن وجود دارد که واردات واکسن دچار خدشه نشود، ادامه داد: ولی در استان تهران آمادگی لازم برای راه اندازی مراکز واکسیناسیون و همچنین افزایش شیفتهای کاری برای سرعت بخشیدن به روند واکسیناسیون وجود دارد. آثار تعطیلی اخیر با توجه به همکاری که صنوف و مردم داشتند خوب بود و به عنوان یک تجربه موفق محسوب میشود.
او ادامه اظهار کرد در تهران نیاز به بازنگری پروتکلها و شیوهنامههای بهداشتی است. باید مداخلاتی که اثربخشی کمتری دارند مورد بازنگری قرار گیرند. مثلا محدودیتهای شبانه خیلی اثری در موضوع کنترل بیماری ندارد. لذا باید برخی موارد که ایجاد زحمت، هزینه و نارضایتی به همراه دارند را مورد بازنگری قرار دهیم. دانشگاه ها کماکان در کمبود تست و منابع مالی به سر میبرند. لذا لازم است این موضوع به صورت جدیتر مورد توجه قرار گیرد. باید موضوع تستهای رایگان مورد توجه ویژه قرار گیرد.
او گفت: اگر واردات واکسن شکل مناسب تری بگیرد نیازمند همکاری استانی برای تسریع واکسیناسیون هستیم و در این راستا ممکن است نیاز به همکاری نیروهای سایر دستگاهها وجود داشته باشد.
بنبست غیرقابل حلی میان ایران و عربستان نیست
سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به سوالات خبرنگاران در مورد گفتوگوی میان ایران و عربستان در حاشیه نشست بغداد که امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در آن حضور داشت، اعلام کرد که گفتوگوی جدیدی میان این دو کشور رخ نداده است. البته او در ادامه اشاره کرد که ایران هیچگاه دست دوستی خود را از ریاض دریغ نکرده است هیچ بنبستی میان این دو کشور بزرگ نیست که قابل حل نباشد .
سعید خطیبزاده، سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست هفتگی خود با رسانهها، در پاسخ به این سوال که آیا در حاشیه نشست بغداد گفتوگویی بین ایران و عربستان انجام شده است، گفت: در مورد عربستان، بیشتر از گفت وگوهایی که پیش از این در بغداد صورت گرفته گفت وگویی بین ایران و عربستان انجام نشده و در نشست بغداد شاهد گفتوگوی جدیدی نبودیم.
او همچنین در پاسخ به سوال دیگری در مورد موضوع عربستان و گفتوگوها بین دو کشور اظهار کرد: تاکنون سه دور گفتوگو بین دو کشور برگزار شده است و در صورت لزوم دورهای بعدی برگزار میشود و ما از نقش سازنده عراق هم در این زمینه تقدیر و تشکر میکنیم.خطیبزاده همچنین در پاسخ به این سوال که آیا بنبستی در مذاکرات ایران و عربستان صورت گرفته که این مذاکرات ادامه پیدا نکرده یا اینکه ادامه این مذاکرات نیز منتظر ادامه تغییرات در ایران و استقرار دولت جدید است، توضیح داد: عربستان همسایه ما در این منطقه است. ما و عربستان نقاط اشتراکی زیادی برای صلح و ثبات در این منطقه داریم. ایران هیچگاه دست دوستی خود را از ریاض دریغ نکرده است و هرگاه در عربستان این اراده ایجاد شده است که براساس سازوکار منطقهای عمل کند و در این مسیر حرکتی داشته باشد با استقبال ایران روبهرو شده است. او تاکید کرد: هیچ بنبستی میان این دو کشور بزرگ نیست که قابل حل نباشد و تنها به اراده سیاسی و به اقدام در پایتخت های دو کشور نیاز دارد و این امر می تواند کمک کننده باشد. او در پاسخ به این سوال که آیا در حاشیه نشست بغداد گفت وگوهایی بین ایران و برخی از کشورها از جمله مصر انجام شده است یا خیر، گفت: عموما در جریان برگزاری اجلاس های بین المللی و منطقهای رایزنیهای مختلفی بین کشورهای شرکت کننده به سبک و سیاقهای مختلفی انجام میشود. برخی از این مذاکرات دوجانبه، برخی چندجانبه و برخی نیز در حاشیه آن اجلاس انجام میشود و همان طور که خودتان نیز مشاهده کردید در جریان نشست بغداد گفتوگوهایی بین آقای امیرعبداللهیان و رئیسجمهور مصر صورت گرفت. سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به جلسه مشترک وزارت خارجه و وزارت بهداشت در روز پنجشنبه هفته گذشته در مورد تسریع واردات واکسن کرونا گفت : در این جلسه تصمیمات خوبی برای تسریع واردات واکسن کرونا از نقاط مختلف جهان گرفته شد.
سخنگوی وزارت خارجه در این نشست در پاسخ به این سوال که چرا ایران در اجلاس منطقه ای حمایت از عراق در سطح رئیسجمهور شرکت نکرد و امیرعبداللهیان به عنوان نماینده ایران در آن اجلاس حضور داشت، گفت: در مورد هر اجلاس بینالمللی، سطح و ترکیب شرکت کنندگان توسط کشورها براساس جزئیات برگزاری و براساس آمادگی موجود در کشورها تصمیم گرفته میشود. اینکه رئیسجمهور یا وزیر خارجه در اجلاسی شرکت کند براساس سطح شرکت کنندگان و برنامههای رئیسجمهور محترم و مسائل این چنینی تصمیم گرفته می شود و تفاوتی در عمل در این حوزه وجود ندارد به ویژه در مورد عراق چرا که ایران یک سیاست اصولی در مورد عراق دارد و بارها آن را اعلام کرده است. ما از هر ابتکار و حرکتی که به صلح و ثبات و آرامش عراق و تقویت نقش منطقه ای این کشور کمک کند استقبال می کنیم و در کنار عراق هستیم. پیش از این آقای رئیسی سفر بسیار موفقی به عراق داشتند. گفتوگوهای خوبی با مقامات این کشور انجام دادند و در آینده نیز این سفر انجام میشود.
سخنگوی وزارت خارجه همچنین در پاسخ به سوالی در مورد برخی از حواشی ایجاد شده در مورد عکس یادگاری مقامات شرکت کننده در نشست بغداد و جایگاهی که وزیر امور خارجه ایران در آن ایستاد اظهارکرد: سفر آقای امیرعبداللهیان به عراق و حضورشان در این نشست سفر موفقی بود. پرداختن به حواشی که بخواهد متن را کمرنگ کند در حوزه سیاست خارجی نیست. این سفر بازتاب بسیار خوبی در گروههای مختلف داشته است و ممکن است که برخی بخواهند با حواشی این متن پررنگ را بپوشانند.
خطیبزاده گفت: همه میدانند که ایران چه جایگاهی در عراق و منطقه دارد و آنچه که مهم است این است که اجلاس عراق در مسیر همگرایی بیشتر بود و آقای امیرعبداللهیان نیز در این نشست بر اهمیت همکاری کشورهای منطقه و اینکه سرنوشت ملتها و دولتهای منطقه به هم پیوند خورده است تاکید کردند.
مبادله زندانیان بین ایران و آمریکا برای مذاکرات وین بهتر است
خطیب زاده در پاسخ به این سوال که آیا بحث مبادله زندانیان بین ایران و آمریکا از دستور خارج شده است یا اینکه با ادامه مذاکرات وین این موضوع نیز همچنان پیگیری خواهد شد؟ تصریح کرد: موضوع آزادی زندانیان ایرانی که به بهانههای واهی توسط آمریکا در این کشور و یا کشورهای دیگر به گروگان گرفته شدهاند چیزی نیست که از دستور کار ما خارج شود و اگر آمریکا این موضوع را تسهیل کند و به تعهدات خود در این زمینه عمل کند این مسئله برای گفتوگوهای وین نیز بهتر است.
او ادامه داد: آنچه که در این زمینه توافق شده بود به دلیل کارشکنی های آشکار آمریکا در شب آخر انجام نشد و اگر امروز آمریکایی ها به توافق انجام شده عمل کنند، فردا این زندانیان آزاد می شوند.
تشکیل دولت فراگیر برای ثبات در افغانستان
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه با توجه به صحبتهای اخیر مقام معظم رهبری آیا ایران، طالبان را به رسمیت می شناسد، گفت: آنچه که مقام معظم رهبری فرمودند سیاست های قطعی ایران در مورد افغانستان در ۴۰ سال گذشته بوده است. ما همواره در کنار مردم افغانستان بودهایم و اولویت ما تأمین صلح و ثبات و پیشرفت افغانستان بوده است. افغانستان همسایه عزیز ما است. در حوزه تمدنی ما قرار دارد و در بیانیهای که من نیز در جلسه سخنگویی وزارت خارجه هفته گذشته به عنوان بیانیه وزارت خارجه خواندم تأکید شده بود که جان و ناموس و مال مردم افغانستان باید توسط همه گروهها در این کشور رعایت شود. آنچه که ما فکر میکنیم برای افغانستان صلح و ثبات میآورد تشکیل دولتی فراگیر در این کشور است که بازتاب دهنده ترکیب قومیتی و جمعیتی افغانستان باشد.خطیبزاده افزود: در این مسیر مسئولیتپذیری دولت آتی افغانستان و تعهدپذیری به انجام تعهدات قطعیشان کمک میکند و ما منتظر میمانیم که در عمل تشکیل دولت فراگیر و تعهد آن دولت به اجرای مسئولیتهایش را مشاهده کنیم و بر آن اساس ایران و جامعه بینالملل تصمیمات خود را خواهد گرفت.
سخنگوی وزارت خارجه همچنین در پاسخ به سوال دیگری در مورد نشست بغداد و تاثیر آن بر همکاریهای منطقهای توضیح داد: ما از اقدام و ابتکاری که به ایجاد صلح و ثبات در عراق کمک کند استقبال می کنیم و در این زمینه پیش قدم بوده و خواهیم بود و امیدواریم این گونه نشست ها گام موثری برای همگرایی بیشتر منطقه ای بدون دخالت قدرتهای فرامنطقه باشد.سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سوال دیگری در مورد تلاش برخی از رسانهها و افراد برای تطهیر طالبان اظهار کرد: آنچه که در بیانیه وزارت خارجه آمده و پیش از این من آن را قرائت کردم یک نکته بسیار روشن است و آن این است که ما به دنبال این هستیم که خود مردم افغانستان برای سرنوشت خودشان تصمیم بگیرند و هیچ نیرویی خارج از جغرافیای افغانستان نمیتواند برای مردم افغانستان و آینده مردم این کشور تصمیم بگیرد. باید اجازه داد که با تسهیل گفتوگوهای بین الافغانی یک دولت فراگیر در این کشور ایجاد شود نه یک دولت اقلیت در برابر اکثریت و یا دولتی که فقط یک گروه در آن باشد بلکه باید دولتی تشکیل شود که بازتاب دهنده ترکیب جمعیتی و قومیتی افغانستان باشد.
خطیبزاده با بیان اینکه طالبان به عنوان یک گروه بخشی از افغانستان و بخشی از آینده این کشور است، ادامه داد: تاکنون جمهوری اسلامی ایران در راستای تسهیل گفتوگوهای بینالافغانی و کمک به ایجاد دولتی فراگیر در این کشور تلاشهایی داشته و ما آمادگی خود را برای برگزاری دور دوم گفتوگوهای بین الافغانی در تهران اعلام کردهایم. البته این موضوع منوط بر این است که همه گروهها بتوانند در آن شرکت داشته باشند.
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سوال دیگری در مورد سفر اخیر امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه به سوریه و اینکه آیا این سفر از پیش تعیین شده بود یا با توجه به غیبت سوریه در اجلاس بغداد و خواست ایران برای حضور دمشق در این اجلاس این سفر به منظور دلجویی صورت گرفته است، گفت: البته میزبان این اجلاس تهران نبود و بغداد بود و ما پیش از این نیز نظرمان را در مورد حضور سوریه در اجلاس بغداد گفته بودیم و در این مورد اظهارنظر کردهایم.
او افزود: یکی از اهداف ما همیشه نزدیک کردن همسایهها به یکدیگر بوده است و ما فکر میکنیم اجلاس بغداد و همچنین سفر به سوریه در همین راستا بوده است و یکی از جاهایی که باید این نزدیکی را ایجاد کنیم در این مورد است. سفر امیرعبداللهیان به عراق و شرکتشان در اجلاس بغداد و همچنین سفر به سوریه و دیدارشان با مقامات این کشور پیام ویژه خود را در خصوص سیاستهای منطقهای ایران و تداوم آن در این حوزه دارد. او ادامه داد: حتما در جریان سفر به دمشق رایزنیهایی در خصوص نشست بغداد انجام شده است و مهمتر از آن روابط دوجانبه ایران و سوریه و محور مقاومت است که سوریه نقش قابل توجهی در آن دارد. به گزارش ایسنا، سخنگوی وزارت خارجه همچنین در مورد برنامه های وزارت خارجه در حوزه دیپلماسی اقتصادی با توجه به تاکید وزیر امور خارجه جدید کشورمان در این زمینه اظهار کرد: در امر دیپلماسی اقتصادی و توجه به موضوع اقتصاد و تبادلات مرتبط با آن وزارت امور خارجه نقش پل و تسهیل کننده دارد. براساس اختیارات و وظایفی که دارد در این حوزه عمل می کند و باید توجه داشت که در کشور، سازمان ها، نهادها و وزارتخانههای زیادی هستند که مرجع انحصاری بسیاری از مراودات، امر واردات، صادرات، تخصیص ارز و تسهیل حضور تجار در دیگر کشورها و… هستند و وزارت خارجه در تمامی این امور نقش تسهیل کننده دارد. همه باید توجه داشته باشند که وزارت خارجه به تنهایی نمیتواند در این مسیر حرکت کند و باید کل بدنه دولت و دیگر نهادها در این زمینه کمک کنند. همان طور که در موضوع واکسن و واردات آن هرگاه مراجع صلاحیتدار تخصصی در کنار وزارت خارجه قرار گرفتند وزارت خارجه اقداماتش و تلاشهایش به نتیجه بهتری رسیده در این زمینه نیز باید همه کمک کنند. وزارت خارجه فضا را آماده میکند و پلها را میزند و به نتیجه رسیدن این تلاشها معطوف به هماهنگیها و همکاریها بین بخشهای مختلف و انجام وظایف از سوی هر نهاد و دستگاهی در این حوزه است.
گزارشهای منتشره از سوانح بزرگ و شدید، معمولاً به خوبی رسانهای میشود و توجه مردم و افکار عمومی را جذب میکند. این سوانح دیر به دیر رخ میدهند. بعضی روزنامهنگاران علم تلاش میکنند تا با یادآوری رویدادهای مخرب گذشته در سالروز وقوع آنها، مخاطبان را با احتمال تکرار چنین وقایعی آشنا کنند. برنامههایی که در سالروز این سوانح رخ میدهد از چنین کوششهایی خبر میدهد؛ مانند زلزله منجیل 1369 و بم 1382 و سرپلذهاب 1396 و سیلابهایی چون سیلاب 1366 تجریش در تهران، 1380 در گلستان و بهار 1398 در شانزده استان ایران. سوانح بر انسانها اثر منفی گذاشتهاند. هرگاه مدیران بحران از فواید جانبی مخاطرات و سوانح یاد میکنند، نمک بر زخم آسیبهای انسانها و جوامع آسیب دیده میپاشند.
لابد خوانندگان به یاد میآوردند که یک مدیر ارشد بحران در سیلابهای سالهای گذشته از فواید سیلاب در کشاورزی سخن رانده بود! به هر حال افراد و جوامع تلاشهای زیادی برای کاهش پیامدهای سوانح انجام داده و میدهند. همه این تلاشها یک هدف دارند: مدیریت سوانح. مفاهیم انگیزشی برای مدیریت سوانح، یعنی کاهش آسیب به جان، اموال و محیط زیست، مواردی است که در سراسر جهان تا حد زیادی یکسان است. به دلایل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی واقعیت تأسفبار این است که برخی کشورها و مناطق در حل این مشکل از دیگران تواناتر هستند. علاوه بر این، ظهور یک اقتصاد جهانی، مهار پیامدهای هرگونه فاجعه در مرزهای یک کشور را به طور فزایندهای دشوار میکند.
سوانح بزرگ بیشترین آسیب را به قشر فقیر و آسیبپذیر میرساند. از 1377 تا 1397، 91 درصد از مرگومیرهای ناشی از طوفان در کشورهای کمدرآمد و متوسط بوده است، اگرچه این کشورها تنها 32 درصد از طوفانها را تجربه کردهاند. زنان، کودکان و افراد مسن به طور خاص بیشتر با موانع دسترسی به اطلاعات و منابع مورد نیاز برای آمادهسازی مناسب، پاسخگویی و مقابله با سانحه روبهرو هستند.
از سال 1360 بیش از دو میلیون نفر در اثر سوانح ناشی از مخاطرات طبیعی کشته شدهاند و مجموع خسارتها از 23 میلیارد دلار در سال در دهه 1980 به 150 میلیارد دلار در سال در دهه 1390-1400، یعنی بیش از 600 درصد افزایش یافته است. تقریبا 75 درصد تلفات در جهان مربوط به حوادث شدید آب و هوایی است. تغییرات اقلیمی تا سال 2030 بیش از 100 میلیون نفر دیگر را به فقر شدید سوق خواهد داد. افزایش جمعیت و شهرنشینی سریع باعث افزایش ریسک سوانح میشود. سازمان ملل تخمین میزند که بیش از دو سوم جمعیت جهان در سال 2050 شهرنشین خواهند بود. این روند میتواند 1.3 میلیارد نفر را در معرض ریسک قرار دهد و داراییها 158 تریلیون دلار بیشتر در معرض ریسک مخاطرات رودخانه و سیل، و مخاطرات ساحلی قرار گیرد.
بر اساس گزارش برنامه سوانح سازمان ملل متحد تا سال 2030، بدون سرمایهگذاری قابل توجه در مقاومسازی شهرها، سوانح طبیعی ممکن است سالانه 314 میلیارد دلار برای شهرهای جهان هزینه به بار آورد. از سوی دیگر سرمایهگذاری در زیرساختهای مقاومتر میتواند 4.2 تریلیون دلار در کشورهای با درآمد کم و متوسط به ازای هر 1 دلار سرمایهگذاری 4 دلار سود داشته باشد. چنین سرمایهگذاریهایی میتواند کیفیت و انعطافپذیری خدمات اساسی – مانند حمل و نقل، یا تامین آب و برق – را بهبود بخشد و در نتیجه به جوامع مقاوم و مرفه کمک کند. وارد کردن مدیریت ریسک سوانح در برنامهریزی توسعه میتواند روند فعلی افزایش اثر سوانح را معکوس کند. علاوه بر این، هنگامی که کشورها پس از وقوع سوانح طبیعی شدیدتر، به صورت سریعتر و فراگیرتر بازسازی شوند، میتوانند اثر منفی سوانح بر سطح معیشت و رفاه مردم را تا 31 درصد کاهش دهند و به طور بالقوه متوسط خسارات جهانی را کاهش دهند.
اگر کشورها قاطعانه عمل کنند، میتوانند جان و داراییهای خود را نجات دهند. با این حال، بسیاری از کشورهای در حال توسعه و توسعهنیافته مانند نپال و افغانستان، تخصص و ابزار لازم برای تعیین اثرهای احتمالی سوانح در تصمیمگیریهای خود را ندارند. مدیریت سوانح و مدیریت بحران در سطح ملی، شامل اقداماتی است که به دنبال کاهش اثرهای مخاطرات است، تا از آمادگی مردم در صورت وقوع سوانح اطمینان حاصل شود، پاسخگویی به سوانح رخ داده آسان شده و به بازسازی و بهبود شرایط زندگی مردم در ماه و حتی سالها پس از حوادث فاجعهبار کمک شود.
اطلاعاتی که در مورد سوانح به دست مردم میرسد معمولا بر سوانح بزرگ متمرکز است که شامل تلفات عظیم جانی و خسارت به اموال و زیرساختهاست. این امر به ایجاد تصور عمومی مبنی بر نادر بودن سوانح کمک کرده است. این تفکیک سوانح شدید از ضعیف، عواقب جدی داشته، بهدنبال این طرز فکر تصمیمات توسعه عادی در شهرکسازی، ساخت و ساز، تولید و تجارت بدون در نظر گرفتن مخاطرات احتمالی آنها گرفته شود. به این ترتیب توسعه ناپایدار با همین کوچکانگاری موجب افزایش آسیبپذیری جوامعی مانند جامعه ما شده است.
شورای پنجم: واگذاری محرمانه نداشتیم
دو عضو شورای ششم شهر تهران دیروز در تذکراتی نسبت به موضوع واگذاری املاک به اشخاص در دوره مدیریت شهری گذشته تذکر دادند. مهدی اقراریان، عضو کمیسیون برنامه و بودجه شورای ششم در یک تذکر ابتدا مدعی شد که یک «پارتی بازی» اتفاق افتاده است و تعدادی کپسول اکسیژن در اختیار اقوام و خویشاوندان افرادی غیر از نیروهای شهرداری قرار گرفته است. او در ادامه تذکرش اعلام کرد که املاک هم در دوره قبلی به دلیل روابط خاص به افرادی تعلق پیدا کرده است: «در صورت عدم بازگشت این موارد، اسم این افراد را منتشر میکنیم.» تذکر اقراریان به همینجا ختم شد و او توضیح دیگری درباره ماهیت املاک، چگونگی واگذاری و حتی افرادی که این املاک را دریافت کردند، نداد. بعد از او سوده نجفی، عضو هیات رییسه شورای شهر تهران از واگذاری سولههای اتحاد به وزارت اطلاعات و واگذاری یکی از زیرساختهای مرکز مشاوره کسب و کار، کارآفرینی منطقه 4 به سازمان پزشکی قانونی خبر داد. او اعلام کرد که علیرغم دستور شهردار، سوله باید به طرح پوشاک اختصاص پیدا میکرد: «ما چرا باید املاک را بذل و بخشش کنیم.» این صحبتها درحالی مطرح میشود که اعضای شورای پنجم میگویند واگذاریها در دوره قبل محرمانه نبوده است.
«بذل و بخشش» این کلید واژهای بود که سوده نجفی در توضیح بیشتر تذکرش به خبرنگار پیامما ارائه داد و گفت: «ما هرجا که میرویم، از سرای محله تا حتی شهروند، مشاهده میکنیم که در دوره پنجم مدیریت شهری، هرچه قدر که دلشان خواسته، درحال بذل و بخشش املاک بودند. مکبصوبه آخرشان هم که قرار بود به صورت مناقصهای و اقساطی املاک را در اختیار دیگران قرار بدهند که با آمدن ما جلوی آن گرفته شد.» نجفی ادامه میدهد: «سوله بحران در منطقه 4 نزدیکی خاک سفید واگذار شده و یکی دیگر هم درحال واگذاری به مرکز پزشکی قانونی است که هنوز انجام نشده است که ما انشاالله جلوی آن را بگیریم.» او در ادامه پاسخ به این سوال میگوید براساس بازدیدی که داشته متوجه شده که ساختمانی قرار است به پزشکی قانونی داده شود و هنوز واگذاری انجام نشده است: «واگذاری انجام نشده، تذکر دادم که انجام نشود.» او در ادامه میگوید تذکرش را به دفتر شهردار مکتوب اعلام میکند تا شهردار خودش پیگیری کند و اعلام کند.
محرمانه نداشتیم
صحبتهای اقراریان و نجفی اما واکنشهای اعضای شورای پنجم را نیز به همراه داشت. محسن هاشمی، رئیس شورای پنجم شهر تهران، به سایت تهران خبر، اعلام کرده که تمام املاک واگذار شده در شورای پنجم به صورت شفاف در صحن علنی شورای شهر تهران بررسی شده و امر محرمانهای وجود نداشته است.
محمد جواد حق شناس، رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی در دوره پنجم مدیریت شهری نیز در این رابطه به روزنامه پیامما میگوید: «خوب است که آقای اقراریان برای ادعایشان لیست مورد نظرشان را ارائه دهند و بگویند چه زمانی بوده و کجا بوده و چگونه بذل و بخشش شده است.» یکی از ماموریتهای شورای پنجم بررسی املاک واگذار شده به اشخاص و مجموعهها در دوره زمانی ده ساله قبلی بود. املاکی که به گفته پیروز حناچی، شهردار سابق تهران حدود 700 مورد آن برخلاف بند 6 ماده 55 واگذار شده بود. حق شناس با اشاره به واگذاریهای املاک در دوره قبلی مدیریت شهری میگوید: «از مجموع هزار و چند واحدی که در اختیار دیگران بوده است. شورا همه اینها را مصوب کرد که باید برگردد و در آن هزار و چند ملکی که در اختیار مجموعههای دیگری بوده است، فکر میکنم لیست 70 تا 80 موردی را تایید کرد که میتوانند ادامه پیدا کنند، در واقع ما روی واگذاری حدود 7 درصد املاک صحه گذاشتیم و گفتیم اینها واگذاریشان درست بوده است و باقی غلط بوده است و مورد دیگری نبوده است.» حق شناس در ادامه در واکنش به تذکر یکی از اعضای شورای ششم تاکید میکند: «ایشان بگویند این املاک کجا بوده است ما به اتفاق سر املاکی که ایشان میگویند، میرویم تا تعین تکلیف شود.» حق شناس درباره ادعای نجفی نیز میگوید تاکنون شورا مصوبهای درباره این واگذاریها نداشته است: «اگر چنین چیزی صحت داشته باشد ما از شورا میخواهیم اعلام جرم کند حتی اگر همکاران شهرداری در وضع موجود همچنین تخلفی کردند به دادگاه معرفی شوند.»
حجت نظری، سخنگوی کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای پنجم شهر تهران نیز درباره این ادعاها به پیام ما میگوید: «ما در دوره پنجم چند بار به شهرداری مجوز فروش بعضی از پلاکهای ثبتی تحت تملکش را ارائه کردیم و شهرداری هم مطابق مجوز شورا اقدام به فروش کرد. درکنار این موضوع با توجه به حساسیتی که از دوره پیش به واسطه دادن املاک شهرداری به اشخاص حقیقی و حقوقی وجود داشت خیلی با حساسیت و دقت نظر موضوع را دنبال کردیم تا جایی که همه درخواستهای بهرهبرداری از املاک تحت عنوان واگذاری املاک در قالب بند 6 ماده 55 به صورت تجمیعی و در یکی از جلسات شورا که کاملا علنی بود مورد بررسی قرار گرفت.» نظری ادامه میدهد: «در این جلسه هم درخواست تمدید بهرهبرداری املاک و هم آنهایی که بدوا میخواستند از املاک شهرداری در قالب بند 6 ماده 55 استفاده کنند را بررسی کردیم و درخواستها به تصویب رساندیم بررسی ما یک مرحله پیشینی هم داشت که در معاونت اجتماعی انجام شد.» او تاکید کرد: «درخواستها در آنجا غربال شد و نهایتا آن چیزی که شهرداری به عنوان لایحه ارائه کرد را شورا بررسی و تصویب کرد.» نظری میگوید غیر از این یک جلسه، شورا تقریبا موردی برای واگذاری در قالب بند 6 ماده 55 نداشته است: «الا یک یا دو مورد که یکی از آنها در خاطرم است. موزه ایران درودی که قول واگذاری آن دوره مدیریتی قالیباف داده شده بود و در دوره 5 به تصویب شورا رسید تمام واگذاریها که در دوره پنجم در قالب بند 6 ماده 55 انجام شد در صحن علنی شورا و در منظر عمومی انجام شد و هیچ کدام از این موارد به دور از چشم مردم انجام نشد. تمام جلسات علنی هم امکان رهگیری و دنبال کردنش از سوی مردم وجود داشت.» او در پایان میگوید به واسطه واگذاریهای پرشائبه دوره پیشین این حساسیت در دوره مدیریت پنجم شکل گرفته بود: «اگر شهرداری و مدیران شهرداری سرخود واگذاری انجام دادند، انتظار ما این است که شورای ششم به جای طرح این موضوعات و صرفا صحبت کردن درباره آنها، اتفاقا به موضوع ورود کنند و گامهای عملی برای این مساله بردارند.»
ماینرها توازن تولید و مصرف را به هم میزنند
دوباره قطعی برق بر اساس جداول روزانه، چراغ خانهها را یکی پس از دیگری خاموش میکند. روندی که از زمستان گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد. از همان روزی که کمبود برق در کشور به مرز بحران رسید، یکی از متهمان اصلی بروز این مشکل، ماینرهایی بودند که قارچگونه در گوشه و کنار کشور در مزارع استخراج رمز ارز رشد میکردند. ماینرهایی که شرکت توانیر اخیرا آنها را به عنوان «عامل مصرفکننده جدید» معرفی و با استناد به بررسیهای صورت گرفته اعلام کرده است: «آثار فعالیت ماینرها میتواند باعث بههم خوردن گسترده توازن تولید و مصرف برق شود» این در حالی است که در ابتدای بروز بحران برق قریب به اتفاق مسئولان حوزه انرژی تاکید داشتند سهم ماینرها در مصرف برق قابل توجه نیست و این مصرفکنندگان خانگی هستند که باید با صرفهجویی، زمینه عبور از این بحران را فراهم کنند.
در حالی که از خرداد ماه سال جاری به دستور دولت، مزارع استخراج رمزارز تعطیل شدهاند، مشکل کمبود برق همچنان به قوت خود باقی است. مزارعی که در پی این دستور تعطیل شدهاند همان مراکزی هستند که برای استخراج رمزارز از وزارت صمت و نیرو مجوز دریافت کرده و هزینه برق مصرفی خود را با نرخ صادراتی پرداخت میکنند. حالا چراغ تمام سولههایی که به شکل قانونی فعالیت میکردند خاموش است و ضرر و زیان هنگفتی به صاحبان آنها تحمیل شده است، غیرمجازها اما همچنان بدون وقفه به کار مشغولند. هر روز از استانهای مختلف اخباری مبنی بر کشف مزارع غیرمجاز رمزارز منتشر میشود، 7 هزار دستگاه در اصفهان، 80 دستگاه در دیواندره، 21 دستگاه در کردستان، 15 دستگاه در آبادان، 5 هزار دستگاه در گیلان و… اما موضوع کمبود برق و فعالیت ماینرها همچنان به قوت خود باقی است. با اینکه آمار و ارقام قابل توجهی از ضبط ماینرها و تعطیلی مزارع غیرمجاز در سراسر کشور منتشر میشود – طبق آخرین اعلام سخنگوی صنعت برق، تاکنون ۵ هزار مرکز غیرمجاز تولید رمزارز کشف شده است- اما هنوز کسی نمیداند مزارع غیرمجاز رمزارز که در سطحی گسترده با استفاده از انشعاباتی که تعرفه رایانهای دارند، در حال استخراج رمزارز هستند متعلق به چه کسانی است؟ چه کسانی و در چه مراکزی اقدام به استخراج غیرقانونی رمزارز میکنند؟ آیا شناسایی این مراکز با امکاناتی که در اختیار صنعت برق کشور است، کار پیچیدهای است؟ یا قرار است سیاست آدرس اشتباه را در موضوع کمبود برق و برخورد با فعالان غیرمجاز در حوزه ماینینگ در پیش گیریم؟ اینها سوالاتی است که همواره بدون پاسخ ماندهاند. به گفته مصطفی رجبی مشهدی حدود ۲هزار مگاوات دستگاه غیرمجاز استخراج رمزارز در ایران فعال است و ایران جزو ۵ یا ۶ کشور نخست جهان است که استخراج رمزارز در آن به صورت غیرقانونی انجام میشود. یکی از علل این رتبه بالا، ارزان بودن نرخ برق در کشور و همچنین نبود نظارت بر عملکرد مراکزی است که از برق یارانهای استفاده میکنند. بارها توسط مسئولان اعلام شده است که در مدارس، کارخانههای متروکه و دفاتری که با کارکرد دیگری مجوز فعالیت دارند و انشعاب رایگان دریافت کردهاند، افراد اقدام به استخراج ارز دیجیتال میکنند.
دیروز توانیر گزارشی از نتایج بررسیهای خود در زمینه دلایل رشد بیسابقه مصرف برق، منتشر و اعلام کرد نقش استخراج رمزارزها در افزایش مصرف برق بیش از آن است که بخواهیم تنها در زمینه خاموشیها آن را مورد بررسی قرار دهیم، این گزارش «فعالیت غیرمجاز مراکز استخراج رمزارز را به عنوان عاملی بزرگتر و فراتر از خاموشی و افزوده شدن یک مصرف کننده به جمع دیگر مصرف کنندگان برق» معرفی کرده است.
نتایج این بررسی توانیر که با عنوان «فراتر از بحران خاموشی» به تشریح علل و عوامل رشد بیسابقه مصرف برق پرداخته و آورده است: «رکورد بیسابقه و 20 درصدی رشد مصرف برق در سال جاری، با هیچکدام از اصول برنامهریزی و طراحی شبکههای برق سازگار نبوده و این میزان رشد حداکثر در طول 5 سال قابل تصور بود»
البته در مطالعه صورت گرفته، عوامل مختلفی که در افزایش مصرف برق دخیل بودهاند مورد بررسی قرار گرفتهاند، عواملی مثل افزایش زودهنگام و شدید دمای هوا تا 5 درجه، آغاز زودهنگام استفاده از وسایل سرمایشی، کاهش بارشها و…. اما عامل جدیدی که از نظر نگارندگان این پژوهش در افزایش مصرف برق نقش بهسزایی دارد استفاده فزاینده از ماینرها و تجهیزات استخراج رمزارز است.
نتایج این بررسی که با مطالعه کمترین میزان مصرف برق در اردیبهشت سالهای 1398 – 1400 بین ساعات 2 تا 5 بامداد – خنکترین ساعات شبانهروز- انجام شده است، نشان میدهد مصرف برق در برخی استانها در این بازه زمانی چند برابر شده و استانهایی افزایش 10 تا 20 درصدی مصرف برق را در این بازه زمانی از شبانهروز شاهد بودند. طبق اعلام این گزارش: «میزان مصارف بخشهای خانگی و تجاری بین نیمهشب تا صبحگاه به شدت کاهش پیدا میکند و با کنار گذاشتن مصرف بخش صنعتی که مصرف آن به صورت لحظهای و از طریق کنتورهای هوشمند قابل رصد است، میتوان مصارف بالا در این ساعات را به عامل مصرف کننده جدید نسبت به روند درازمدت، یعنی رمزارزها نسبت داد. این میزان رشد نمیتواند به بخشهای خانگی و تجاری که در آن ساعات شبانه روز کمترین میزان مصرف را دارند نسبت داده شود. این مصرف تنها متعلق به تولید رمزارزها است که بدون وابستگی به ساعات خاص حتی در نیمه شب هم مصرف برق آنها ادامه دارد»
این بررسی همچنین نشان داد که میزان متوسط خاموشیها در روزهای محدودی از ماه های گرم سال جاری، نزدیک به 2000 مگاوات بوده است -معادل مصرف برق برآوردی دستگاههای استخراج رمزارز- و چنانچه در سال جاری دستگاههای تولید رمزارز به عنوان مهمان ناخوانده در شبکه برق حضور نداشتند، حتی با وجود کمبود منابع آبی، با توجه به اجرای برنامههای پاسخگویی بار در بخشهای صنعتی و کشاورزی، در بخش خانگی خاموشی بسیار کمتری اتفاق میافتاد» این پژوهش هشدار داده است که: «استمرار مصرف شدید برق به ویژه در فصل زمستان که به طور طبیعی امکان تولید برق آبی کاهش پیدا میکند و تعدادی از واحدهای نیروگاههای حرارتی برای تعمیرات سالانه از مدار خارج میشوند، میتواند اثر منفی بزرگتری در تامین برق کشور داشته باشد»
صنعت ماینینگ در دنیا هر روز درحال پیشرفت است. انتقاداتی که به این صنعت از ابتدای شکلگیری آن وارد بود، با سیاستگذاریهایی در حال رفع شدن است. ایراداتی مثل تضاد با محیط زیست و استفاده از سوختهای فسیلی که با استفاده از پنلهای خورشیدی در برخی کشورها حل شده است.
ایران هم سال گذشته در مقررات تامین برق مراکز استخراج رمزارزها که توسط وزارت نیرو ابلاغ شد، مشوقهایی برای مزارعی که از پنلهای خورشیدی در استخراج رمزارز استفاده کنند در نظر گرفته است. با این حال این صنعت در ایران همچنان با برخوردهایی قهری و سلبی روبهرو است. برخوردهایی که فضایی مناسب برای سودجویانی فراهم میکند که در آشفتهبازار موجود به فعالیت خود ادامه میدهند. همان کسانی که قرار نیست مزارع شان کشف شود یا ممانعتی از فعالیتشان -به رغم بحرانی بودن وضعیت انرژی در کشور- صورت گیرد.
