بایگانی مطالب نشریه

ایرادات حقوقی حکم شهرداری زاکانی

علیرضا زاکانی، سرانجام رسما شهردار تهران شد. حکم او روز پنجشنبه یازده شهریور ماه از سوی وزیر کشور دولت رئیسی؛ احمد وحیدی، امضا شد. رئیس سابق مرکز پژوهش‌های مجلس در حالی راهی ساختمان شهرداری می‌شود که از نظر حقوقدانان امضای حکم او قانونی نیست. پیشتر گفته شده بود که نماینده سابق مردم قم، دارای ۹ سال سابقه مدیریتی نیست و رشته تحصیلی او یعنی پزشکی هسته‌ای هم در «آیین‌نامه اجرایی شرایط احراز تصدی سمت شهردار» نیامده است. همان زمان که مشکلات قانونی بر سر رسیدن زاکانی به سمت شهرداری مطرح شد، عده‌ای از تغییر آیین‌نامه صحبت کردند. اما اکنون به نظر می‌رسد که حتی آیین‌نامه نیز تغییر نکرده است. مساله‌ای که حقوقدانان شهری به آن اعتراض دارند.

امضا نشدن حکم زاکانی از سوی وزیر کشور، چهارشنبه شب سوژه فضای مجازی بود. سایت خبری دیده‌بان ایران اعلام کرد که برخی منابع مطلع در هیات دولت از امضا نشدن حکم زاکانی خبر دادند: «این منبع آگاه همچنین اضافه کرد که هیات وزیران هم در رای‌گیری استمزاجی مخالف خود را با شهردار شدن علیرضا زاکانی اعلام کرده‌اند.» این شبهات در حالی مطرح شد که علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر تهران چهارشنبه شب این اخبار را رد و اعلام کرد که حکم زاکانی پنجشنبه صادر می‌شود: «این اخبار درست نیست و مطلب در هیات دولت نیز مطرح شده و اختیار کل کار به وزارت کشور داده شده است و در آستانه صدور حکم شهردار منتخب هستیم.» همان شب در فضای مجازی تصویر نامه‌ی استعلام وزارت کشور از سازمان اداری استخدامی نیز منتشر شد. در نامه به ماده 71 قانون مدیریت خدمات کشوری استناد شده بود و در متن آن آمده بود: «نمایندگان مجلس شورای اسلامی در زمره مدیران سیاسی اطلاق شده‌اند که بدیهی است باتوجه به حوزه فعالیت و نقش سیاست‌گذاری این سمت بالاتر از سطح مدیریت ارشد موضوع دستورالعمل اجرایی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران حرفه‌ای می‌باشد.» مهدی جمالی‌نژاد رئیس سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور نیز دیروز با استناد به همین نامه گفته بود: «درباره موضوع انتخاب شهردار توسط نمایندگان مردم تهران در شورای شهر ششم، طبق روال معمول، استفساریه‌ها و استعلام‌های مختلفی نیز از مراجع قانونی ذی‌صلاح انجام دادیم.» در گفت‌وگوی جمالی نژاد با سایت وزارت کشور همچنین آمده است: «سازمان امور اداری و استخدامی کشور صراحتا در پاسخ به استعلام وزارت کشور، طی نامه‌ای رسمی، شرایط آقای زاکانی برای تصدی سمت شهردار تهران را کافی دانست و وی را واجد شرایط قانونی لازم برای این جایگاه دانست.» جمالی نژاد همچنین در ادامه این گفت‌وگو به تغییر نکردن آیین‌نامه از سوی وزیر کشور اشاره کرد. پیشتر حتی از سوی پرویز سروری، نایب رئیس شورای شهر تهران نیز بحث تغییر آیین‌نامه مطرح شده بود، اما جمالی‌نژاد در این رابطه گفته است: «برای اتقان موضوع، وزیر محترم کشور طی نامه‌ای خطاب به معاون اول رئیس‌جمهور از هیئت دولت نیز استفسار کرد که هیئت وزیران روز گذشته در جلسه خود، تصدی پست شهرداری تهران توسط آقای زاکانی را با توجه به همترازی شهردار کلانشهرها با مقامات توسط هیات وزیران بلااشکال دانست و لذا در این خصوص نیازی به تغییر آیین‌نامه نیست و صدور حکم شهرداران کلان‌شهرهای بالای یک میلیون نفر به پشتوانه قانون و تایید و مجوز هیات وزیران انجام شده و صورت خواهد گرفت.»
استعلام از سازمان اداری و استخدامی خلاف قانون است
استناد به ماده 71 قانون مدیریت خدمات کشوری اما از سوی دو حقوقدان پذیرفته نیست. در این ماده قانونی چند سمت به عنوان مقام شناخته می‌شوند و امتیاز شغلی آن‌ها متفاوت و براساس این قانون تعیین می‌شود. در این ماده قانونی از سمت‌هایی چون روسای سه قوه، معاون اول رئیس‌جمهور، نواب رئیس مجلس و اعضای شورای نگهبان،‌وزرا و نمایندگان مجلس و معاونان رئیس‌جمهور، استانداران و سفرا و معاونان وزیر یاد شده است. علی دشتی، حقوقدان در این خصوص به روزنامه پیام‌ما می‌گوید،‌ استعلامی که از سوی سازمان اداری استخدامی اخذ شده، از پایه خلاف قانون است.
او می‌گوید: «زیرا استعلام در پاسخ به سوالاتی داده شده که از ماده 71 مدیریت خدمات کشوری شده و این ماده می‌گوید سمت‌هایی به عنوان مدیریت سیاسی شناخته می‌شوند و مقام هستند. این یعنی به لحاظ حقوق و مزایا و به لحاظ جایگاه مانند کارمند نیستند و حقوق و مزایای آن‌ها عادی شناخته نمی‌شوند. مثلا از بازنشستگی استثنا هستند.» دشتی تاکید می‌کند که نکته این ماده قانونی این است که این افراد از بازنشستگی و برخی محدودیت‌ها که برای کارمندان دولت وجود دارد، استثنا می‌شوند: «نه اینکه شرایط احراز سمت شهردار که یک شرایط تخصصی است و قانون خاص خود را دارد را مشمول نشوند.» او ادامه می‌دهد: «اکنون شهردار کلان‌شهرها هم بر اساس مصوبه هیات وزیران مانند شهردار تهران، هم‌تراز معاون وزیر شناخته می‌شوند و برای ده شهردار دیگر هم نباید این شرایط را احراز کنند، بنابراین این استعلام از پایه مشکل دارد و توجیه قانونی ندارد.» دشتی با استناد به این نکته می‌گوید: «بنابراین حکمی که آمده غیرقانونی است.» محمد منصوری بروجنی، حقوقدان دیگری است که در همین رابطه به روزنامه پیام‌ما می‌گوید: «اولا باتوجه به این قانون، شهردار جزو مدیران سیاسی قلمداد نشده است، ثانیا این قانون بر این دلالت نمی‌کند که اگر شهردار جزو مقامات سیاسی باشد، لازم نیست که از شرایط و ضوابط تصدی سمت که به موجب سایر قوانین تعیین شده است، تبعیت نکند. همانگونه که نمایندگی مجلس یک سمت سیاسی است با این حال در قانون انتخابات مجلس، شرایط خاصی برای تصدی سمت نمایندگی در نظر گرفته شده است.» منصوری تاکید می‌کند: «مجلس قانون گذاشته که شرایط شهرداران را آیین‌نامه هیات وزیران تعیین می‌کند و آیین‌نامه نیز تحصیلات خاصی را برای تصدی شهرداری ضروری دانسته است. وزیر کشور موظف است که به این آیین‌نامه پایبند باشد، اگر قرار است که به آیین‌نامه پایبند نباشد، باید آیین‌نامه تغییر کند، عملی که وزیر کشور اکنون در امضای این حکم مرتکب شده است، به تعبیری می‌توان گفت نقض قانون است. زیرا صلاحیت شرایط تعیین شهردار به آیین‌نامه سپرده شده است وزیر کشور نمی‌تواند تصمیمی برخلاف آیین‌نامه اتخاذ کند. مداخله وزیر کشور در صلاحیت هیات وزیران و خروج از صلاحیت وزارت است و به همین دلیل قابل ابطال در دیوان عدالت اداری است.»
گام نخست شهردار تهران
با این وجود زاکانی از روز پنجشنبه و بعد از امضای حکم، فعالیت خود را به صورت رسمی در شهرداری تهران آغاز کرده است. او که هفته گذشته نیز جلساتی با شهرداران مناطق و نواحی برگزار کرده بود، روز پنجشنبه در گام نخست از رئیس شورای شهر عیادت کرد و بعد در معراج شهدا حاضر شد و سپس راهی بهشت شد.
او همچنین دیروز از مرکز واکسیناسیون پارک گفت‌وگو بازدید کرد و در جمع خبرنگاران از ایجاد قرارگاه ویژه خدمت‌گذاری خبر داد. مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران همچنین خبر داده که زاکانی روز یکشنبه 14 مرداد ماه در صحن شورای شهر تهران حاضر می‌شود.

تداوم مشکل برق در میان اظهارات ضد و نقیض

| پیام ما | در حالی‌که مدیرعامل شرکت مادرتخصصی تولید برق حرارتی ایران اعلام کرده است: «تامین نشدن گاز و سوخت مایع کافی برای نیروگاه‌ها در زمستان و مصرف مازوت و آلایندگی‌های مرتبط با آن، بخش تولید برق را با نگرانی‌های شدیدی روبه‌رو کرده است» و بسیاری از کارشناسان نسبت به خاموشی‌های زمستانه هشدار می‌دهند، وزیر نیرو می‌گوید: «ظرف روز‌های آینده خاموشی در بخش‌های غیر مصارف خانگی به صفر می‌رسد» اوضاع واحدهای صنعتی با توجه به تکرار خاموشی‌های در روزهای ابتدایی شهریور باز هم رو به وخامت رفته و صدای اعتراض صنعتگران را بلند کرده است. در عین حال با توجه به پیش‌بینی‌هایی که خبر از کاهش بارندگی‌ها می‌دهند، به نظر می‌رسد مشکل خاموشی با تمام تبعاتی که در بخش خانگی و تولید دارد، تا پایان سال تداوم پیدا کند.

هر چند وزیر نیرو هفته گذشته در جریان بازدید از مرکز دیسپاچینگ ملی از پایان سریال خاموشی‌ها خبر داد، اما گزارش‌هایی که از شهرک‌های تولیدی و صنعتی و همچنین شهروندان شهرهای مختلف می‌رسد، نشان می‌دهد که این سریال همچنان ادامه دارد. علاوه بر این آمارها نشان می‌دهد ناترازی برق به حدود 13 هزار مگاوات رسیده است و سخنگوی صنعت برق می‌گوید برای حفظ شبکه برق راهی جز خاموشی نداریم. در یک سال گذشته کمبود برق در شبکه توزیع و خاموشی در بخش خانگی موجب نگرانی مردمی شده که در خانه بیماری دارند که با دستگاه اکسیژن‌ساز تنفس می‌کند، و از سویی بخش تولید و صنعت هم از این حجم از خاموشی‌ها آن هم در شرایط سخت اقتصادی این روزها، به تنگ آمده است.
یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در بخش تولید برق که باعث ایجاد نگرانی‌هایی در میان مسئولان این بخش شده است، تامین سوخت نیروگاهی در ماه‌های پیش رو است. موضوعی که سال گذشته با جایگزینی سوخت مازوت حل شد و امسال پیشنهادهایی مبنی بر استفاده از میعانات گازی به جای گاز مایع در نیروگاه‌های حرارتی مطرح است. پیشنهادی که با اما و اگرهایی روبه‌رو است و هنوز مشخص نیست اجرایی می‌شود یا باز هم قرار است نفت کوره در نیروگاه‌ها سوزانده و برق تولید شود. از طرفی کاهش بارش‌ها باعث شده تا نتوان چندان امیدی به نیروگاه‌های برق‌آبی بست، مجموع این شرایط وضعیتی نامعلوم و نگران‌کننده در حوزه تامین برق در زمستان پیش رو ترسیم می‌کند. دهم شهریور‌ماه محسن طرزطلب مدیرعامل شرکت مادرتخصصی تولید برق حرارتی ایران اعلام کرد: «تامین نشدن گاز و سوخت مایع کافی برای نیروگاه‌ها در زمستان و مصرف مازوت و آلایندگی‌های مرتبط با آن، بخش تولید برق را با نگرانی‌های شدیدی روبه‌رو کرده است. در حال حاضر نگرانی جدی ما برای تامین سوخت زمستانه نیروگاه‌های حرارتی کشور است مشکلی که به طور محسوس در سال گذشته به دلیل تامین نشدن گاز و سوخت مایع مورد نیاز نیروگاه‌ها با آن مواجه بوده‌ایم و این نگرانی وجود دارد که در زمستان امسال هم نتوانیم برق کشور را به صورت کامل تأمین کنیم.» از طرفی مصطفی رجبی مشهدی از افزایش مصرف مشترکان خبر داده و می‌گوید: «قبوض مشترکان پرمصرف که ۱۴ درصد از مشترکان را تشکیل می‌دهند نسبت به دوره قبل ۱۶ درصد افزایش داشته است».
یک روز بعد از این اظهارات، وزیر نیرو در بازدید از دیسپاچینگ ملی جدید برق گفت: «روزهایی از تابستان فقط در بخش خانگی ۴۵۰۰ مگاوات خاموشی داشتیم و این در حالی است این میزان در روز گذشته به ۵۰۰ مگاوات کاهش پیدا کرد و عمده آن هم در بخش غیرخانگی بود. این میزان ظرف روز‌های آینده این رقم به صفر می‌رسد. احداث نیروگاه‌های تجدیدپذیر از برنامه‌های ما در آینده برای کاهش خاموشی‌هاست، مدیریت مصرف و تقاضا یکی دیگر از برنامه‌های ما در این موضوع است که قرار است در این رابطه طرحی را به دولت و یک لایحه به مجلس ارائه دهیم.»
یکی از برنامه‌های جدی محرابیان برای رفع مشکل برق، افزایش ظرفیت نیروگاهی است، موضوعی که برخی کارشناسان این حوزه معتقدند در شرایط فعلی اجرایی نیست. محرابیان اعلام کرده که به دنبال افزایش ۳۰ هزار مگاواتی تولید برق است اما علیرضا کفشکنان، کارشناس صنعت برق در این رابطه به خبرگزاری آنا گفته است: «وزیر نیرو این هدف را در حالی مطرح کرده است‌ که توجهی به بحث اصلاح قیمت‌ها یا تعرفه پلکانی برق و یا صنایع پرمصرف نکرده‌، باید دقت کنیم که بدون این ملاحظات، هدف افزایش تولید ۳۰ هزار مگاواتی برق با توجه به کمبود شدید مالی دولت، اصلاً امکان‌پذیر نیست و محقق نمی‌شود و اگر دست به اصلاح قیمت نزنیم، صنعت برق روز به روز با زیان انباشته روبه‌رو می‌شود» او معتقد است طبق قانون صنایع بزرگ باید برای تامین برق مورد‌نیاز خود را تامین کنند و تسهیلاتی که به این صنایع با پرداخت یارانه انرژی تخصیص داده می‌شود به دور از عدالت است: «مطابق قوانین، شرکت توانیر می‌تواند صنایع پرمصرف را برای احداث نیروگاه و تأمین برق خودشان مجاب و آنها را در امر نیروگاه‌سازی سهیم کند. ‌مطابق برنامه ششم توسعه، مشترکانی که بالای ۵ مگاوات برق مصرف می‌کنند، حتماً باید برق‌ مورد نیاز خود را از بورس انرژی خریداری کنند. اما متاسفانه آنها هم مثل مشترکان دیگر از این قیمت پایین برق برخوردار هستند. البته بعد از مشکلاتی که خاموشی‌ها در بخش صنعت ایجاد کرد، دولت اقداماتی انجام داد و مذاکراتی را در این زمینه با برخی صنایع پر مصرف مثل سیمان، آلومینیوم و… دنبال کرد و آنها قول‌هایی داده‌اند. اصلاً دلیلی ندارد که دولت با نرخ یارانه‌ای تأمین‌کننده برق صنایع پر مصرف مثل مس و آلومینیوم شود.
بعضی از این صنایع قیمت‌ محصولات‌شان را به صورت آزاد و بر اساس قیمت‌های جهانی در بورس مشخص می‌کنند و در صادرات از مزایای قیمت بالای ارز بهره‌مند می‌شوند اما ما برق آنها را با قیمت پایین محاسبه می‌کنیم که این کار اصلاً منطقی نیست. در هر صورت ما در این زمینه نیازمند اصلاح اقتصاد انرژی هستیم و این امر یک ضرورت است که اگر محقق نشود ما با فروپاشی صنعت برق مواجه می‌شویم» کفشکنان معتقد است: «در ایران سالانه حدود ۸۰ میلیارد دلار یارانه انرژی پرداخت می‌شود و به طور مشخص در مورد برق سالانه ۱۳۰ هزار میلیارد تومان پرداخت یارانه داریم، یارانه برق را پرداخت می‌کنیم و این یارانه آفت اقتصاد کشور شده است.فاجعه بزرگ‌تر آنجایی است که توجه کنیم حجم عمده‌ای از این یارانه نصیب ثروتمندان و دهک‌های بالای جامعه می‌شود نه نصیب عموم مردم، اساساً آحاد جامعه به صورت یکسان از این یارانه بهره‌مند نمی‌شوند. یارانه‌ها باید هدفمند و عادلانه تخصیص پیدا کند.»
اعطای یارانه بی‌حساب به برخی واحدهای پرمصرف، به استناد گزارش‌های منتشر شده از سوی توانیر مبنی بر جمع آوری مزارع استخراج رمزارز، موجب سواستفاده از این امکان در برخی کارخانه‌های بزرگ متروکه، شده است. مراکزی که خط تولید آنها یا مدت‌هاست جمع‌آوری شده و یا با هدف جایگزینی صنعت ماینینگ جمع آوری می‌شود. چرا که استخراج رمزارز با استفاده از یارانه انرژی بسیار به صرفه‌تر از تولید در کشور است. نبود نظارت در این بخش موجب وارد آمدن فشاری مضاعف بر شبکه برق کشور شده که از سال گذشته در تمامی بخش‌ها شاهد آثار این فشار هستیم.

فریاد ناشنیده زمین

میانگین میزان فرونشست زمین در ایران بر اساس برخی تحقیقات، سالانه به بیش از ۲۵ سانتی‌متر می‌رسد؛ آماری که در واقع آژیر خطری برای حیات فلات مرکزی ایران است. فرونشست، فروچاله، تهدید منابع آب، خشکسالی و … اصطلاحاتی است که این روزها با توجه به شرایط کمبود آب کشور در بسیاری رسانه‌ها و محافل شنیده می‌شوند. فرونشست یا مرگ تدریجی زمین، وقتی رخ می‌دهد که آب‌خوان‌ها یا سفره‌های آب زیرزمینی به شدت افت می‌کنند و با از دست رفتن مقاومت لایه‌های بالایی زمین، شکاف‌های عمیق و یا در موارد شدیدتر، چاله‌هایی با عمق بیش از ۶۰ متر و قطری بیش از همین میزان را در زمین ایجاد می‌کنند.

وقتی این وضعیت ایجاد می‌شود، دیگر جایی برای ذخیره آب در زیر زمین وجود ندارد و اگر سالیان متمادی بارندگی بسیار زیادی مانند سال ۹۸ و ۹۹ در ایران اتفاق بیافتد، عملا تاثیری بر زندگی و تامین آب شرب نخواهد داشت، چرا که با جاری شدن سیلاب‌های سطحی، این آب به‌طور طبیعی به مناطقی هدایت می‌شود که هیچ استفاده درستی از آن نمی‌شود. کما این‌که در ترسالی ۹۸ و ۹۹ کویر لوت به دریاچه‌ای بزرگ از آب شور تبدیل شد که نه تنها استفاده‌ای برای طبیعت نداشت بلکه موجب خساراتی هم به مناطق پیرامون خود شد.
در گزارشی که ایرنا منتشر کرده آمده است: پدیده فرونشست مستقیما با خشکسالی در ارتباط است، اما خود خشکسالی هم تحت تاثیر عامل دیگری به عنوان «دستکاری بیش از حد بشر» در طبیعت است که متاسفانه در ایران تنها به دلیل «سودجویی» بسیاری از افراد و در لوای بهانه‌هایی چون «کارآفرینی»، «اشتغال‌زایی»، «پیشرفت و توسعه»، «ارزآوری» و… در وضعیت بسیار بحرانی قرار دارد. بنابر ادعای «محمد درویش» عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، دشت‌های ایران سالانه به دلیل فرونشست در کل دنیا رکورد زده‌اند. که این میزان در مقایسه با معیارهای جهانی رقمی بیش از ۴میلی‌متر را وضعیت بحرانی می‌داند، خود نشانی از فاجعه بزرگ و خالی از سکنه شدن این فلات باستانی و حاصلخیز دارد.
هنگامی‌که پدیده‌ای به نام فرونشست اتفاق می‌افتد، به‌واقع زمین از درون تهی شده و به یکباره کالبد از جان و روح خالی می‌کند. شیره جان زمین کشیده شده و دیگر جایی برای زندگی باقی نمی‌گذارد. استفاده بیش از حد از منابع آب زیرزمینی به بهانه کشاورزی و با هدف دست‌یابی به تولید بیشتر و رسیدن به خودکفایی محصولاتی مانند گندم و ذرت، آن هم در مرکز و جنوب ایران که به لحاظ میانگین بارندگی چیزی کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر در سال سهمیه دارند یکی از بزرگترین آسیب‌هایی بود که در طول چند دهه اخیر بر پیکر نحیف طبیعت ایران فرود آمد. به عنوان مثال سطح زیر کشت زمین‌های کشاورزی با آبیاری در استان فارس بسیار افزایش یافته و سطح بهره‌برداری از منابع آبی که تا پیش از این با ابداع روش سنتی «قنات» طی هزاران سال تعامل بشر با محیط زیست را به بهترین وجه ممکن حفظ کرده بود، به فرجامی غمناک بدل کرده است.
در جنوب غربی اصفهان در دشت «مهیار» و در نزدیکی ارتفاعات «کلاه‌قاضی»، شکاف زمین در این ناحیه با عرض دو متر و ارتفاع بیش از ۶۰ متر که صدها متر امتداد یافته نمونه‌ای از این دست موارد است که روند روبه رشد آن به شکلی خطرناک به سمت اصفهان حرکت کرده و حیات مناطق مسکونی را نشانه رفته. اتفاقی که ممکن است با فرونشست زمین در شهری چون اصفهان، به مرگ چندصدهزار نفر بینجامد و فاجعه‌ای نه تنها در بعد طبیعی بلکه در بعد انسانی را رقم بزند.
نکته دیگر دست‌اندازی انسان به منابع «تولید آب شیرین» است که با سرعتی هرچه تمام‌تر به پیش می‌رود. بهره‌برداری از معادن سنگ و تخریب کوه‌های مرتفع چیزی است که تنها با یک سفر زمینی در بسیاری از مناطق ایران و در کنار جاده‌ها قابل مشاهده است. چنانچه در شهرستان «نطنز» در استان اصفهان، با بهره‌برداری بیش از حد و غیراصولی از معادن سنگ گرانیت از کوه‌های «کرکس»، نه تنها چهره زشتی برای طبیعت بر جای گذاشته شده بلکه بزرگترین منبع تولید آب شیرین استان بعد از زاینده‌رود را هم از بین برده است. گرچه همه این موارد مزایایی نظیر اشتغال‌زایی و افزایش ظرفیت تولید را به همراه داشته، اما باید در نظر داشت که این دست موارد تنها برای یک یا دو دهه کارساز بوده و بعد از آن دیگر جایی برای کار که هیچ، برای زندگی هم باقی نمی‌گذارد.
توسعه پایدار زمین محکم می‌خواهد
مطابق قاعده «نمودار نمایی»، میزان رشد تولید در ابتدا خود را با شرایط تطبیق می‌دهد، در مرحله دوم که با عنوان مرحله «رشد نمایی» هم از آن یاد می‌شود با دو برابر شدن تولید، شرایط مطلوبی رقم زده می‌شود. در مرحله سوم که از آن به عنوان مرحله «ایستا» هم نام برده می‌شود، معمولاً به دلیل وجود عامل محدود کننده‌ رشد (مثل تحدید منابع، اشباع بازار و محصول)، سرعت خیره‌کننده رشد و تولید-در مرحله دوم- محدود می‌شود و نهایتا در مرحله چهارم که از آن به عنوان مرحله «مرگ» هم یاد می‌شود، مرحله‌ کاهشی است که طی آن میزان محصول و تولید به دلیل کمبود منابع(آبی و غذایی)، بیشتر از این که تولیدی باشد، آسیب‌زاست که در نهایت به مرگ محیط پیرامونی هم می‌انجامد.
شرایط کنونی بهره‌برداری از منابع آب (چه زیرزمینی و چه سطحی مانند سدها و رودخانه‌ها) و منابع سنگ از دل کوه و خاک، به درستی در وضعیت مرحله آخر یعنی مرحله مرگ قرار دارند و دیری نخواهد پایید که به دلیل نبود مکان مناسب برای زندگی موج مهاجرت گسترده از مناطق بایر به سمت شهرهای دیگر و به همین قاعده، تخریب منابع بیشتر آغاز شود.
فروچاله در دشت «ایج» در شرق استان فارس و در دشت «کبودر آهنگ» همدان، فرونشست زمین در محور ساوه به قم یا دشت قزوین و دشت‌های استان کرمان، یزد، خراسان، فارس، همدان و … همچنان ادامه دارد، اما بنابر اظهارات محمد درویش، فعال محیط زیست ابعاد خطر در اصفهان بسیار جدی‌تر از آن چیزی است که تاکنون رسانه‌ای شده و زبانه‌های فرونشست، شتابان به سوی بافت شهری و تاریخی حرکت می‌کند.
باید در نظر داشت اشتغال‌زایی، کارآفرینی، توسعه و پیشرفت تنها زمانی قابلیت دفاع دارند که در چارچوب مفهوم «توسعه پایدار» باشد. یعنی فرآیندی که آینده‌ای مطلوب را برای جوامع بشری متصور شده که در آن شرایط زندگی و استفاده از منابع، بدون آسیب رساندن به یکپارچگی، زیبایی و ثبات نظام‌های حیاتی، نیازهای انسان را برطرف می‌سازد.
فریاد زمین سال‌ها است که در قسمت‌های مختلف ایران به صدا درآمده اما گوش شنوایی برای آن نیست و گویی دروغی است تا رسیدن به حقیقت فاصله زیادی دارد. غافل از این که خطر دیگر در کمین نیست، خطر در خانه و کاشانه ما سکنی گزیده و به مانند دشمنی که به راحتی دروازه‌های شهر برایش گشوده شده و بر تخت نشسته و هیچ تلاشی نکرده، اکنون در حال حکمروایی است. بالاترین رکورد فرونشست در کره زمین ۳۲ سانتی‌متر متعلق به ایالت نیومکزیکو بود؛ که ایران در مدت دو دهه‌ای که از قرن ۲۱ می‌گذرد ۲ بار این رکورد را یکی در سال ۲۰۱۰ در تهران با ۳۶ سانتی‌متر و بار دوم در سال ۲۰۱۵ بین دشت فسا و جهرم با ۵۴ سانتی‌متر شکست.هر چند در سال‌های اخیر از میزان فرونشست زمین در مناطقی مانند تهران و چند شهر دیگر کاسته شده، اما این خبر چندان رضایت‌بخش نیست، بلکه بنابر نتایج یافته‌ها و پژوهش‌های سازمان «زمین‌شناسی» کشور، به دلیل بهره‌برداری بیش از حد از منابع آبی و تخریب آن، دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده و باید به زودی منتظر وقایع بسیار بدتری بود.

«آیدا» 58 نفر را کشت

«آیدا» پنجمین توفان قدرتمندی است که ایالات متحده را در نوردیده. رسانه‌های داخلی آمریکا از مرگ دست کم 58 نفر خبر داده‌اند. توفان، جاری شدن سیل‌های ناگهانی و گردبادهای قدرتمند، ده‌ها میلیارد دلار خسارت به بار آورده و هزاران نفر را در سرتاسر این کشور بی‌خانمان کرده است. جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا با وقوع این حادثه بزرگ و خسارت‌های بی‌شمارش از اثرات تغییرات اقلیمی گفته و ضرورت «سرمایه‌گذاری تاریخی» برای «مقابله با بحران آب‌و‌هوا».

آیدا که از پنج روز پیش شمال شرق آمریکا را درنوردیده، جان ده‌ها شهروند را گرفته است. شهر نیویورک و همچنین نیوجرسی در همسایگی آن در روزهای اخیر شاهد بارش‌های بی سابقه‌ای بوده‌اند. بعضی ساکنان در زیرزمین‌های خانه‌ها و اتومبیل‌های گرفتار شده در سیل، جان خود را از دست دادند. چهار ایالت در شمال شرقی این کشور تلفاتی را گزارش داده‌اند و تصاویر منتشر شده در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، اتوموبیل‌های غرق شده، خانه‌های ویران و تابوت‌های شناور در سیل را نشان می‌دهند. در نیوجرسی گردباد، بزرگترین مزرعه تولید لبنیات را تخریب کرد و بسیاری از خطوط متروی نیویورک بعد از ورود سیل به فضای داخل ایستگاه‌ها، بسته شدند.
کی نیوز، رسانه محلی فلوریدا نوشته است: قطع برق بعد از وقوع توفان آیدا باعث شده تابستان متلاطم در بیشتر نیواورلئان غیرقابل تحمل شود. اما این بدبختی در برخی مناطق خارج از شهر با کمبود آب، جاری شدن سیل در محله ها و آسیب شدید خانه‌ها تشدید می‌شود. پنج روز پس از وقوع توفان آیدا، اثرات توفان در ناحیه لوئیزیانا همچنان محسوس است. در همین حال بارش‌های سیل‌آسا، در مناطقی که انتظار نمی‌رفت، اثری جدی گذاشته، چنان که از مریلند تا نیویورک دست کم 18 نفر در حوادث ناشی از توفان جان باخته‌اند.
پس از تجربه توفان بزرگ کاترینا، سیستم‌های بازسازی‌شده مقابله با سیل از نیواورلئان حفاظت می‌کرد. برق پنجشنبه قبل از سحر در بخش‌هایی از منطقه تجاری شهر و دیگر محله‌های مرکز شهر برقرار شد. به گفته مقامات، همچنین برق چندین بیمارستان در منطقه جفرسون و نزدیک باتون‌روژ را برقرار کردند. برخی از خیابان‌ها از درختان کنده‌شده و آوار ساختمان‌ها پاکسازی شد و چند مغازه نیز بازگشایی شدند. با این همه بسیاری از خانه‌ها همچنان در تاریکی‌اند. در هفت منطقه، دست کم 95 درصد از مشترکان، تا روز پنج‌شنبه هنوز برق نداشتند. همچنین در نیواورلئان و جفرسون پریش، فقط 35 هزار خانه از 405 هزار مشترک، برق داشتند. دست کم هفت نفر، در توفان لوییزیانا، می‌سی‌سی‌پی و آلاباما کشته شده‌اند. از جمله دو کارمند که روز سه‌شنبه هنگام برقراری دوباره برق در نزدیکی بیرمنگام، کشته شدند. در خارج از نیواورلئان، محله‌ها همچنان گرفتار سیل‌اند و ساکنان هنوز با خسارت‌های ناشی از این وقایع دست و پنجه نرم می‌کنند. به گفته دفتر آتش‌نشانی لوئیزیانا ، بیش از 1200 نفر در جست‌وجوی افراد نیازمند کمک هستند. کاخ سفید اعلام کرده که باید جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه برای بررسی خسارات وارده به لوئیزیانا سفر کند.گزارش‌هایی درباره تخریب گسترده در جنوب لوییزیانا منتشر شده و در منطقه جفرسون، مقامات روز چهارشنبه منتظر ماندند تا سیلاب عقب‌نشینی کند تا بتوانند کامیون‌های حامل غذا ، آب و لوازم تعمیراتی را به سمت منطقه حرکت دهند. جفرسون پریش شاهد ویرانی گسترده‌ای با وقوع توفان آیدا بوده است.بر اساس گزارشی که در وبسایت نولا منتشر شده، در ایرونتون، شهری در اوهایو، دو قبرستان بر اثر توفان آیدا چنان دچار خسارت شده‌اند که چندین سنگ مقبره و تابوت، روز پنج‌شنبه، با سیل جابه‌جا شده و حالا باید بررسی شود که متعلق به چه کسانی هستند. چهار روز پس از خروش آیدا، هنوز ارتفاع آب در ایرونتون به پنج فوت می‌رسد و تا زمانی که آب به خلیج براتاریا برنگردد، برای بازیابی مردگان نمی‌توان کاری از پیش برد.سیل در فیلادلفیا هم خسارت‌های بسیاری به بار آورده است. به گزارش سرویس هواشناسی ملی آمریکا، عصر روز چهارشنبه حداقل هفت گردباد در نیوجرسی و حومه پنسیلوانیا رخ داده است. ای‌بی‌سی هم گزارش داده است که توفان چهارشنبه حداقل چهار کشته در پنسیلوانیا به جای گذاشته است. همچنین سه نفر در شهر مونتگومری، پنسیلوانیا بر اثر توفان کشته شدند. اکشن نیوز تأیید کرد که یک زن در آپردوبلین پس از سقوط درخت روی‌ خانه‌اش کشته شد. اطلاعات دیگری درباره سایر جان‌باختگان پنسیلوانیا منتشر نشده است.
فیل مورفی، شهردار نیوجرسی اعلام کرده است دست کم 23 نفر در جریان سیل در این ایالت کشته شده‌‌اند. به گفته او “مرگ و میرها” بیشتر در مرکز جرسی و تعداد کمی در شمال بوده است و بیشتر جان‌باختگان افرادی بوده‌اند که موقع بالا آمدن آب در داخل اتومبیل‌هایشان گرفتار شدند. حالا به مردم هشدار داده شده که به سمت مناطق سیل‌زده نروند.بی‌بی‌سی در گزارشی نوشته است که، شهرهای نیویورک و نیوجرسی شاهد بارش بی سابقه ای بودند. چنان که برخی در زیرزمین‌های سیل‌زده و ماشین‌هایشان گرفتار شدند. توفان در 6 ایالت خسارت جانی به بار آورده است: دست کم ۱۴ نفر از جمله یک پسربچه دو ساله در شهر نیویورک کشته شدند. مقام‌ها می‌گویند ۱۱ نفر آنها در زیرزمین‌های سیل‌گرفته، غرق شده‌اند. سه نفر دیگر نیز در فیلادلفیا واقع در ایالت پنسیلوانیا کشته شدند و یک نفر هم در کانتیکات جان باخته است. مرگ و میر نیز در مریلند و ویرجینیا گزارش شده است.بایدن رئیس‌جمهور آمریکا در نیوجرسی و نیویورک وضعیت اضطراری اعلام کرده است که به هر دو ایالت این امکان را می‌دهد تا از بودجه فدرال برای حمایت از اقدامات امدادرسانی به بلایای محلی برخوردار شوند.این گزارش همچنین می‌گوید تاثیر تغییرات اقلیمی بر فراوانی توفان‌های رخ‌‌داده هنوز روشن نیست، اما می‌دانیم که افزایش دمای سطح دریا، هوا را گرم‌تر کرده و انرژی بیشتری را برای وقوع توفان‌های شدید و گردبادها در دسترس قرار می‌دهد. در نتیجه، این پدیده‌ها احتمالاً شدیدتر و همراه با بارندگی شدیدتر خواهند بود.جهان از زمان شروع انقلاب صنعتی تا کنون حدود 1.2 درجه سانتی‌گراد گرم‌تر شده است و درجه حرارت همچنان افزایش می‌یابد مگر اینکه دولت‌ها اقدامات برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای را اعمال کنند.بیل دی بلاسیو، شهردار نیویورک با انتقاد از کارشناسان هواشناسی پیش‌بینی‌های آنها را به استهزا گرفته و گفته است: «آنها هشدار دادند که باید انتظار بارش بین سه تا شش اینچ (7.5 تا 15 سانتی‌متر) باران در طول روز را داشت اما در فقط سنترال پاک، 3.15 اینچ بارش در طول یک ساعت ثبت شد.»کتی هوچول، فرماندار نیویورک هم گفته است که «ما نمی‌دانستیم که بین ساعت 8:50 تا 21:50 شب گذشته، آسمان به معنای واقعی کلمه باز می‌شود و آبی به اندازه آبشار نیاگارا را به خیابان‌های نیویورک راه می‌یابد.» خسارت‌های مالی هم در حال ارزیابی است. مردی 60 ساله در فلاشینگ نیویورک به بی‌بی‌سی گفته آنچه در سیل دیده غیرقابل تصور بوده است. «من هرگز ندیده‌ام که آب از هر طرف هجوم بیاورد، خسارت بزرگی به بارآمده و این ضربه بزرگی برای ما است.» در نیوجرسی، گردباد بزرگترین مزرعه لبنیات ایالت را مسطح کرد؛ سقف ساختمان‌ها فروریخت و چندین سیلوی بزرگ ویران شدند. صاحبان مزرعه ولاکرست گفته‌اند که بسیاری از گاوهایشان در زیر سوله از بین رفته‌اند و در کنار از بین رفتن خانه‌هایشان، دچار ضرر بزرگی شده‌اند.
در نیویورک، حدود 835 نفر از قطارهای مترو نجات داده شدند. تصاویر منتشرشده در رسانه‌ها نشان می‌دهد آب به ایستگاه‌های زیرزمینی و تونل‌ها هجوم آورده است. تصاویر دیگر نشان می‌دهد که اتومبیل‌ها در جاده‌های سیل زده شناور شده‌اند و فریاد «کمک» از داخل آنها به گوش می‌رسد. به گزارش آسوشیتدپرس ، نزدیک به 500 خودرو در نیویورک رها شده‌اند.
بایدن گفته است که این سیل بی‌سابقه در منطقه، همراه با ویرانی ناشی از توفان آیدا در لوئیزیانا و می‌سی‌سی‌پی و همچنین آتش‌سوزی در غرب، «یادآوری دیگری است که توفان‌های شدید ناشی از بحران آب‌و‌هوایی در حال وقوع است».
او گفت که کنگره را مجبور می‌کند تا برنامه خود را در زمینه طرح نقشه ساخت بهتر، شامل «سرمایه‌گذاری تاریخی» در زیرساخت‌ها، از جمله نوسازی جاده‌ها و پل‌ها و بهبود شبکه‌های انرژی و سیستم‌های آب و فاضلاب در پی بگیرند. بایدن همچنین گفت:‌ «این تخریب در همه جا وجود دارد. مسئله مرگ و زندگی است و ما همه با هم در این امر همراه هستیم. این یکی از چالش‌های بزرگ زمان ما است، اما من مطمئنم که با آن روبه‌رو می‌شویم.» او روز جمعه به لوئیزیانا سفر می‌ کند تا اقدامات انجام شده برای کمک به ایالت را بررسی کند، که اولین نقطه وقوع توفان ایدا در روز یکشنبه بود. هنوز بیش از 900 هزار خانه بدون برق در این ایالت باقی مانده است. همچنین نیویورک‌تایمز در گزارشی پیش‌بینی‌های سازمان هواشناسی ملی در توفان آیدا را بررسی کرده و در گزارشی نوشته است: عصر روز سه شنبه ، سازمان هواشناسی ملی پیش‌بینی کرد که بخش وسیعی از دره اوهایو و ساحل شرقی به زودی شاهد بارش شدید باران از توفان ایدا خواهند بود. یکی از سرخ‌ترین قسمت‌های آن نقشه‌ها – که نشان‌دهنده بارندگی شدید و احتمال بالای سیل است – مستقیماً روی شهر نیویورک معلق بود. آن پیش‌بینی‌ها درست از آب درآمد. اما با بارش بیش از سه اینچ در یک ساعت، مقامات را غافلگیر کرد. ویرانی توفان بر شکنندگی روزافزون شهر در عصر گرمایش جهانی تأکید کرد اما در عین حال نشان داد که چگونه غیرقابل پیش‌بینی بودن حوادث آب‌و‌هوایی می‌تواند حتی بهترین برنامه‌ها را خراب کند. آرتور دی گتانو ، مدیر مرکز اقلیمی منطقه شمال شرقی در دانشگاه کرنل، می‌گوید سیل‌های ناگهانی چهارشنبه شب ناشی از یک توفان نیست، بلکه چندین توفان کوچک است که به هم پیوستن آنها، به سختی قابل پیش‌بینی بود. در نهایت، این توفان‌ها یکی پس از دیگری بر شهر نیویورک آوار شدند.اسکای نیوز هم می‌نویسد، اگر چه پیش از این هم توفان‌های گرمسیری بزرگی تجربه شده اما کارشناسان می‌گویند این وضعیت با تغییر آب‌و‌هوا بدتر شده است، چنان که هوای گرم بارش‌ها را نیز بیشتر خواهد کرد.

یک طلا و نقره به مدال‌های کاروان پارالمپیک ایران اضافه شد

نماینده پارا دوومیدانی ایران موفق شد، در روز جمعه دهمین مدال طلای کاروان ایران را در بازی‌های پارالمپیک توکیو کسب کند و پاراتکواندوکار وزن من‌های ۷۵ کیلوگرم ایران به عنوان نایب قهرمانی رقابت‌های پارالمپیک ۲۰۲۰ توکیو رسید.
به گزارش ایسنا، رقابتهای پاراتکواندوی پارالمپیک ۲۰۲۰ توکیو از جمعه در سالن B مجموعه ماکاهاری برگزار شد و نماینده کشورمان در فینال رقابت‌های کلاس k44 برابر لوپز گارسیا از مکزیک با نتیجه ۲۶ بر ۲۰ شکست خورد و مدال طلای این رقابت‌ها را از دست داد و به مدال نقره رسید.
برنز مشترک این وزن نیز که در دو جدول شانس مجدد برگزار شد به ورزشکارانی از کره جنوبی و آرژانتین رسید.
پوررهنما، دارنده چهار قهرمانی جهان و ۶ عنوان قهرمانی آسیا که در دور اول رقابت‌ها استراحت داشت، پیش از این به ترتیب فاتح سلیک از ترکیه، نورلان دومبایف از قزاقستان را شکست داده بود.
نماینده ایران در آخرین رنکینگ جهانی جایگاه سوم را در اختیار داشته است ورزشکار مکزیک هفتم جهان بود.
رقابت‌های پاراتکواندو برای نخستین بار است که در پارالمپیک برگزار می‌شود و مدال نقره پوررهنما نیز اولین مدال تاریخ پارالمپیک ایران است.
در رقابت‌های وزن منهای ۷۵ پاراتکواندو ورزشکاران مطرح و نامداری از آذربایجان و روسیه حضور داشتند که همه پیش از رویارویی با نماینده ایران حذف شدند.
ورزشکاران آرژانتین و آذربایجان نفرات اول و دوم آخرین رنکینگ فدراسیون جهانی بودند و ورزشکار روسیه نیز پیش از این دو بار در رقابتهای فینال قهرمانی اروپا در سال ۲۰۱۶ و فینال قهرمانی ۲۰۱۹ جهان پوررهنما را شکست داده بود اما این بار امکان مبارزه با پوررهنما را نیافتند.
همچنین رقابت های دوومیدانی بازی‌های پارالمپیک توکیو در ماده پرتاب نیزه کلاس f۵۴ برگزارشد و حامد امیری نماینده ایران در این رشته با پنج ورزشکار دیگر به رقابت پرداخت و در پایان مدال طلا را کسب کرد.
امیری با رکورد ۳۱.۳۵ علاوه بر مدال طلا، رکورد پارالمپیک توکیو را نیز شکست.

راه حل‌ پرمخاطره دولت برای کم‌آبی سیستان و بلوچستان

رئیس‌جمهور در سفر استانی به سیستان و بلوچستان راه‌حل‌ها کوتاه مدت و بلندمدتی را برای خل مشکل کم‌آبی در این استان مطرح کرد. او افزایش بهره‌وری چاه‌نیمه‌ها و حفر چاه‌های عمیق و استفاده از آب‌های ژرف را از راهکارهای کوتاه مدت و انتقال آب از دریای عمان را راهکار بلند مدت برای این مساله خواند. استفاده از آب‌های ژرف در هفته گذشته از سوی وزیر نیرو هم مطرح شده بود که با انتقاد کارشناسان روبه‌رو شد. سید ابراهیم رئیسی، در سفر به سیستان و بلوچستان پس از ورود به زابل مشکل آب را یکی از دغدغه‌ها و مسائل مهم منطقه زابل دانست و گفت: قبل از اینکه به استان سفر کنیم، با همکاران دولت نشست‌هایی برای بررسی راهکارهای رفع این مشکل داشتیم. چند راهکار و پیشنهاد مطرح شده که قرار است وزیر نیرو با همکاری مسئولان محلی و استاندار، دست به کار شده و برای رفع دغدغه مردم در رابطه با آب گام‌های جدی برداشته شود. او در ادامه این سفر اظهار کرد: از ابتدای ورود به استان نیز از مناطق مختلف و بعضی از روستاها بازدید کردم و با وضع روستاها، کشاورزان و مشکلات کم‌آبی از نزدیک آشنا شدم و آخرین وضعیت چاه نیمه‌ها را نیز مورد بررسی قرار دادیم. رئیس‌جمهور با بیان اینکه می دانیم چه مشکلاتی وجود دارد، تصریح کرد: کاهش نزولات آسمانی و کمبود آب، مشکلات کشاورزان، بیکاری و نبود گاز شهری از جمله این مشکلات است اما با وجود همه این مشکلاتی که شما با همه وجود آنها را لمس کرده اید با استفاده از نعمت ها و سرمایه‌های عظیم خدادادی و توکل بر خدا و اعتماد به نفس می‌توانیم بر مشکلات غلبه کنیم. رئیسی خاطرنشان کرد: مردان و زنان این منطقه در طول تاریخ معروف به اعتماد به نفس بوده‌اند. یعنی به داشته‌های خود، اعتماد داشتند. همچنین نیروی انسانی کارآمد، ارزشمند و متراکم در کشور و این منطقه کم نداریم. با اتکا به این داشته‌ها، راهکارهایی کوتاه مدت و بلندمدت برای رفع مشکلات منطقه به ویژه کم‌آبی در نظر گرفته‌ایم که افزایش بهره‌وری چاه‌نیمه‌ها و حفر چاه‌های عمیق از راهکارهای کوتاه مدت و انتقال آب از دریای عمان از راهکارهای بلندمدت است.
او در دیدار از روستای ملاعلی گفت: یکی دیگر از راه‌ حل مساله آب استفاده از منابع آب ژرف است که در این منطقه آغاز شده و می‌توان به صورت گسترده‌تر از آن استفاده کرد و این یک راهکار ماندگار برای استفاده از این امکان خدادادی است که خداوند متعال در این منطقه قرار داده است.
رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: این راهکارها بر مبنای استفاده از ظرفیت‌ها و امکاناتی است که در منطقه وجود دارد. ظرفیت‌هایی هم هست که در منطقه قرار ندارد، اما امکان استفاده از آن وجود دارد و البته مقداری زمان‌بر است. می‌توان از طریق دریای عمان با لوله‌کشی و حفر کانال، آب را به منطقه انتقال داد که اجرای این راهکار به زمان بیشتری نیاز دارد اما قابل دستیابی است و به عنوان طرح‌های بلندمدت در دست اقدام می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. رئیس‌جمهور با بیان اینکه اعتبارات لازم برای افزایش بهره‌وری چاه‌نیمه‌ها تامین شده و از همین فردا این کار می‌تواند آغاز شود، ادامه داد: درباره گازرسانی به استان نیز با پیگیری که انجام شده به زودی مشعل گاز در منطقه سیستان روشن می‌شود. رئیس‌جمهور اضافه کرد: نکته دیگر مسأله حق‌آبه منطقه است که نه ما از آن می‌گذریم و نه مردم از آن خواهند گذشت، اما احقاق این حق نیازمند دیپلماسی فعال است تا این حق مسلم مردم منطقه احیا شود. رئیسی مسأله مهم دیگر را فعال شدن داد و ستد مرزی بین مردم این منطقه و مردم مناطق مرزی افغانستان عنوان کرد و اظهار داشت: فعال شدن بازارچه‌های مرزی، می‌تواند داد و ستد مردم مناطق مرزی را قانون‌مند کند. گمرک، نیروی انتظامی، ادارات و سازمان‌های مربوطه در بازارچه مرزی باید در این زمینه فعال شوند تا به ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی درمنطقه کمک کنند. همچنین اتصال راه‌آهن زاهدان به زابل و شبکه مواصلاتی ریلی کشور، در دستور کار است. وزیر راه با بررسی‌های قبلی در این رابطه به منطقه آمده و مصمم است که این کار را با سرعت به پیش ببرد. رئیس‌جمهور همچنین به ظرفیت بسیار مناسب استان برای تاسیس نیروگاه‌های بادی اشاره و تصریح کرد: گسترش نیروگاه‌های بادی علاوه بر تولید انرژی برای کشور، تولید قدرت می‌کند و می‌تواند مشکلات ناشی از کمبود انرژی را در کشور کاهش دهد. همچنین باید از ظرفیت‌های معدنی استان نیز به نحو شایسته‌ای استفاده شود چرا که کارشناسان تایید کرده‌اند منابع معدنی استان در حدی است که می‌تواند در سطح بالایی در منطقه، اشتغال و رونق تولید ایجاد کند. رئیسی با تاکید بر لزوم فعال کردن هر چه سریع‌تر ظرفیت‌های معدنی سیستان و بلوچستان خاطرنشان کرد: علاوه بر لزوم گسترش فعالیت‌های معدنی در استان، باید پروژه‌های نیمه تمام استان نیز با کمک گرفتن از نهادهای انقلابی از جمله ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان هر چه سریع‌تر تکمیل شده و به بهره‌برداری برسند. رئیس‌جمهور در ادامه گفت: مقرر کرده‌ایم برای حل مشکلات استان‌های محروم، اختیارات و امتیازاتی به استاندار تفویض شود تا بتوان مشکلات این استان‌ها را با فوریت و سرعت بیشتری حل و فصل کرد و سیستان و بلوچستان جزو همین استان‌ها است.
همچنین رئیس‌جمهور پنجشنبه شب در چابهار اظهار کرد: بنا داریم هر آنچه در سفرهای استانی مطرح می شود، پیگیری شده و مردم از نتایج آن مطلع شوند. یکی از مسائلی که امروز برای ما بسیار ناراحت کننده بود، وضع کپرنشینان اطراف شهرستان بود که در جمع‌شان حضور یافتیم. باید سریعا اقدامی صورت بگیرد و حداکثر تا پایان سال وضعیت به شکلی سامان یابد. رئیس‌جمهور با بیان اینکه سواحل مکران یکی از بهترین ظرفیت‌ها برای سرمایه‌گذاری است، خاطرنشان کرد: یکی از اولین اقدامات در این زمینه معرفی دقیق و کامل ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری در منطقه مکران است. نگاه دولت به مکران به عنوان منطقه‌ای است که می‌تواند نقش سازنده‌ای در حوزه افزایش تولید و اشتغال به عنوان ۲ مسأله بسیار مهم کشور داشته باشد وسرمایه‌گذاری در مکران آینده بسیار روشن و خوبی دارد.

شهرهایی از خاورمیانه غیرقابل سکونت می‌شود

ممکن است تا پیش از پایان قرن برخی از شهرهای خاورمیانه به دلیل تغییرات آب وهوایی و گرما و خشکسالی شدید غیرقابل سکونت شود. این بخشی از مطلبی است که «آنکال ورا» ستون نویس وبسایت Foreign Policy که در لبنان زندگی می‌کند بر اساس تحقیقات موسسه غیردولتی مکس پلانک منتشر کرده است. در این گزارش آمده که مشکلات و درگیری‌ها در خاورمیانه سبب شده، فرصت سازگاری با تغییرات اقلیمی در این کشورها از بین برود.

به گزارش «پیام ما» به نقل از وبسایت «فارن پولیسی»، چندین کشور زیبای خاورمیانه، تابستان امسال، تبدیل به جعبه باروت تبدیل شدند. افزایش دمای شدید و خشکسالی مناطقی را ویران کرد، جنگل‌ها در آتش سوختند و شهرها به جزایری از گرمای غیرقابل تحمل تبدیل شدند. در ماه ژوئن، کویت دمای 53.2 درجه سانتی‌گراد را ثبت کرد همچنین عمان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی همگی بیش از 50 درجه را تجربه کردند. یک ماه بعد از آن درجه حرارت در عراق هم به 51.5 درجه رسید و ایران هم دمای نزدیک به 51 درجه را ثبت کرد.
بدتر از همه این است که این فقط شروع یک روند است. خاورمیانه دو برابر میانگین جهانی در حال گرم شدن است و تا سال 2050 در مقایسه با 1.5 درجه‌ افزایش دمایی که دانشمندان برای نجات بشریت تجویز کرده اند، 4 درجه سانتی‌گراد گرم‌تر می‌شود.
بانک جهانی می‌گوید تشدید تغییرات آب وهوایی به یک مساله روتین خاورمیانه تبدیل می‌شود و ممکن است این منطقه هر سال با چهار ماه آفتاب سوزان مواجه باشد.
به گفته موسسه مکس پلانک آلمان، که یک موسسه غیردولتی تحقیقاتی است، بسیاری از شهرهای خاورمیانه ممکن است به معنای واقعی کلمه قبل از پایان قرن غیرقابل سکونت شوند و این منطقه که بخش‌هایی از آن در جنگ ویران شده و دچار فرقه‌گرایی است ممکن است به تنهایی آمادگی کافی برای رویارویی با چالش‌هایی که آن را تهدید می‌کند، نداشته باشد.
از آنجا که این منطقه به داراها و ندارها تقسیم شده است، در ابتدا این عموزاده‌های فقیرتر کشورهای نفت‌خیز هستند که به دلیل نبود امکانات اولیه مانند آب و برق که مردم به شدت برای جان سالم به در بردن از گرما و خشکسالی به آن احتیاج دارند، با مشکلات روبه‌رو شده‌اند. این کشورها همچنین زیرساخت‌های فرسوده‌ و مشکلات عمیقی در زمینه نوآوری‌های این حوزه و انرژی‌های تجدیدپذیر دارند. کارشناسان می‌گویند در این کشورها اصلاحاتی که نهادها و کسب و کارها را به سمت استفاده از انرژی پاک در خاورمیانه و کاهش کربن ترغیب می‌کند، ضروری است.
انتشار گازهای گلخانه‌ای در سه دهه گذشته بیش از سه برابر در منطقه افزایش یافته و این باعث نگرانی کارشناسان شده است که افزایش شدید دما از یک سو و ارائه نشدن خدمات اولیه از سوی دیگر، این منطقه را به مکانی مستاصل‌تر تبدیل کند.
جوس للیولد، کارشناس آب‌و‌هوای خاورمیانه و مدیترانه در موسسه ماکس پلانک می‌گوید: «خاورمیانه از اتحادیه اروپا در انتشار گازهای گلخانه‌ای پیشی گرفته است، حتی با وجود اینکه این منطقه به شدت تحت تأثیر تغییرات آب‌و‌هوایی قرار گرفته و در چند شهر در خاورمیانه، دما به بیش از 50 درجه سانتی‌گراد افزایش یافته است.»
او تاکید می‌کند: «اگر چیزی تغییر نکند، ممکن است دمای شهرها در آینده به 60 درجه سانتی‌گراد هم برسد که این وضعیت برای کسانی که به تهویه مطبوع دسترسی ندارند خطرناک می‌شود.»
تهویه مطبوع حتی برای افراد نسبتاً ثروتمند در کشورهایی مانند ایران، عراق، لبنان، سوریه و یمن به یک کالای لوکس تبدیل شده است. این کشورها تحت محاصره جنگ، تحریم‌های غرب و … هستند و اعتراضاتی علیه کمبود خدمات اولیه با افزایش دما و خشکسالی در این مناطق به وجود آمده است که نشان می‌دهد تاثیرات تغییرات اقلیمی در آن قابل مشاهده است.
در عراق، رکوردشکنی گرما در ماه گذشته مردم را به خیابان‌ها کشاند. آنها جاده‌ها را بستند و لاستیک آتش زدند و با عصبانیت نیروگاه‌هایی را که توسط نیروهای مسلح از آنها حفاظت می‌شد، احاطه کردند. از قضا، بصره غنی از نفت در جنوب عراق با طولانی ترین قطعی برق روبه‌رو بود و مرکز تظاهراتی شد که در آن دست کم سه عراقی کشته شدند. به گفته کارشناسان ، بی‌ثباتی سیاسی عامل اصلی بحران برق عراق است.
در لبنان نیز سناریوی مشابه‌ای در این ماه در جریان بود، لبنانی‌ها در حال حاضر با بحران‌های بی‌شماری دست و پنجه نرم می‌کنند و از انفعال نخبگان سیاسی ناامید شده‌اند. با کاهش عرضه سوخت در این کشور، صحنه‌های هرج و مرج در سراسر این کشور ظاهر شد.
مطبوعات محلی تقریباً روزانه از درگیری بین مردم در پمپ بنزین‌ها خبر می‌دادند، حتی اقشار مرفه هم برای تامین انرژی برای تهویه هوا با مشکل روبه‌رو بودند.
در یک حادثه، یک تانکر سوخت توقیف شده در جریان توزیع بنزین توسط ارتش لبنان منفجر شد و نزدیک به 30 نفر کشته شدند.
طبقه سیاسی در لبنان قدرت خود را حفظ کرده و از انجام اصلاحاتی برای بازسازی بخش برق که یارانه‌ای و زیان ده است خودداری کرده است.
در سال 2017، ایران گرم‌ترین دمای رسمی را در منطقه یعنی 54 درجه سانتی‌گراد ثبت کرد و ماه گذشته هم دمای هوا از 50 درجه عبور کرد. خشکسالی‌های مکرر، نیروگاه‌های برق‌آبی ایران را از کار انداخته و باعث افت تولید در زمان افزایش تقاضا برای برق شده است. این وضعیت سبب بروز اعتراضاتی در ایران شد.
خشکسالی بین سال‌های 2006 تا 2011 در سوریه شکاف اقتصادی اجتماعی بین مناطق روستایی و شهری را عمیق‌تر کرد و اعتقاد بر این است که این مساله یکی از دلایل جنگ داخلی سوریه بود.
در یمن به نظر می‌رسد یک جنگ طولانی مدت، بحران آب را بدتر کرده است. منابع زیرزمینی آب شیرین یمن به سرعت در حال خشک شدن هستند.
قبل از جنگ، وزارت آب یمن شرایطی را برای حفر چاه‌ها وضع کرده بود، اما در جریان درگیری، نظارت بر آن غیرممکن است. در یک دهه گذشته ، یمن به سرعت منابع آب شیرین خود را که در حال حاضر ناچیز شده، تهی کرده است. یوهان شار، یک عضو ارشد موسسه بین‌المللی تحقیقات صلح استکهلم و متخصص تغییرات آب وهوایی، استدلال می‌کند که همکاری منطقه‌ای می‌تواند بحران آب را کاهش داده و ردپای کربن را در خاورمیانه کم کند. شار می‌گوید: «مهم‌ترین نکته در زمینه همکاری‌های منطقه‌ای، توافق بر سر استفاده و مدیریت منابع آبی مشترک است که به دلیل تغییرات شدید آب‌و‌هوایی، چه در رودخانه‌ها و چه در آب‌های زیرزمینی، کم و شکننده شده‌اند. توافقنامه بین مرزی دو جانبه در مورد آب وجود ندارد و هیچ توافقنامه‌ای در سطح وسیع حوضه‌های رودخانه‌ای که توسط چندین کشور پذیرفته شده باشد، دیده نمی‌شود. شورای وزیران آب اتحادیه عرب چند سال پیش یک کنوانسیون منطقه‌ای درباره منابع مشترک آبی تهیه کرد، اما این کنوانسیون هرگز تصویب نشد.»
او ادامه می دهد:« کشورها به جای همکاری در زمینه استفاده از منابع مشترک، درگیر درگیری‌های منطقه هستند، هیچ یک از آنها مقدار زیادی در کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای سرمایه‌گذاری نکرده‌اند. علاوه بر این درگیری، بی ثباتی و تحریم‌‌ها بر توانایی این کشورها با سازگاری با این شرایط تاثیر گذاشته است. تضادها منجر به جابجایی جمعیت و فقر شده و آنها را در برابر تأثیرات تغییرات آب‌و‌هوایی آسیب‌پذیرتر می‌کند. بی‌ثباتی فضا را برای برنامه‌ریزی بلند مدت و سرمایه گذاری‌های مورد نیاز برای سازگاری با شرایط آب‌و‌هوایی نامناسب می‌کند.»
للیولد، کارشناس تغییرات آب‌و‌هوایی خاورمیانه و مدیترانه می‌گوید: «ارتباط بین تغییرات آب‌و‌هوایی و انقلاب‌ها و جنگ‌های بهار عربی مورد بحث است اما ارتباطات واضح و غیرقابل بحثی میان ضعف مدیریت و سومدیریت محیط زیستی در شهرها و ناآرامی‌ها در جوامعی وجود دارد که از آب، تهویه مطبوع و سایر امکانات رفاهی برخوردار نیستند. تصور اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد اگر استانداردهای حاکمیت در شرایطی که تغییرات آب‌و‌هوایی بدتر می‌شود، یکسان باقی بمانند، ترسناک است. تغییرات آب‌و‌هوا و تشدید آن بر چالش‌های ناشی از درگیری‌های منطقه‌ای می‌افزاید و انگیزه‌های بیشتری را برای مهاجرت افراد ایجاد می کند.»

تاملی بر سخنان وزیر نیرو درباره آب‌های ژرف

بعد از شروع به کار وزیر نیرو، اظهاراتی توسط ایشان بیان شد که ابتدای امر بیشتر مرتبط با مسائل کلی و مشکلات آب کشور بود ولی در نهایت امر و لابلای صحبت‌های ایشان یک اظهار نظر فنی و تلویحا تایید موضوع مطالعات میدانی آبهای ژرف در سیستان نیز مطرح شد که بلافاصله در فضای مجازی، روزنامه‌ها، محافل مهندسی و حتی در بطن جامعه با مخالفت شدید روبرو شد. در این رابطه نکاتی مطرح است که ضروری بود به هر نحو ممکن به اطلاع آقای محرابیان رسانده شود. قبل از شروع به کار دولت سیزدهم مکررا از طرف کارشناسان بخش آب کشور به او اعلام شده بود که به دلیل تخصصی بودن این وزارتخانه و سابقه طولانی در طرح، اجرا و بهره‌برداری پروژه‌های آب و برق لزوما وزیری که به این مسند مهم تکیه می‌کند…

باید قبل از هرگونه اظهار نظر فنی در یک مورد خاص و در فضای رسانه‌ای کشور قبلا با کارشناسان مرتبط مشورت کرده و به جمع‌بندی درباره یک طرح یا سیاست مورد نیاز در این وزارتخانه رسیده باشد. البته موضوع نیز کاملا روشن بود به این منوال که دو پروژه آبهای ژرف و انتقال آب از خلیج فارس به مرکز و شمال شرق ایران به عنوان طرح‌های جاری وزارت نیرو نیست و شاید این بدان خاطر است که به دلیل وجود ابهاماتی در اهداف این دو طرح، مجری طرح آب‌های ژرف معاونت علمی و فناوری ریاست جمهور و مجری طرح انتقال آب از خلیج فارس به اصفهان و خراسان رضوی وزارت صمت تعیین شده است در حالیکه قاعدتا وزارت نیرو با نیم قرن تجربه در شناسایی منابع آب زیرزمینی و حفاری چاه‌های عمیق از یک طرف و طراحی، اجرا و بهره‌برداری خطوط متعدد انتقال آب در سطح کشور از طرف دیگر و مضافا وجود کارشناسان و مدیران متخصص در این دو رشته تخصصی در بدنه وزارت نیرو طبیعی بود که این دو طرح حساس زیر نظر این وزارتخانه انجام می‌شد. متذکر می‌شود جامعه مهندسی کشور هنوز در رابطه با اجرای این دو طرح غیر فنی متقاعد نشده و عکس‌العمل آن نیز در خصوص آبهای ژرف در روزهای اخیر در فضای رسانه ای کشور دلیل این مدعا است. -اظهارات و مقالات منتشر شده از این جهت قابل بررسی است که نشان داد جامعه امروز ایران به علت اطلاع‌رسانی مفید فضای مجازی اولا نسبت به مسایل آبی کشور منفعل نیستند و ثانیا دقیقا آگاه هستند که برای بار دوم اجازه نخواهند داد تا منابع آب آبهای ژرف که متعلق به نسل‌های آینده است به علت حکمرانی اشتباه آبی در کشور مصرف شده و به انتها برسد. اقدامی که برای منابع آبهای استاتیک کشور رقم خورد و کمتر از نیمی از حجم آب سفره‌های زیرزمینی ثابت کشور در حد 140 میلیارد مترمکعب در چهل سال اخیر مصرف شد و حاصل آن جز فرونشست برای کشور و خصوصا در جنوب تهران و اصفهان و فارس موضوع دیگری بدست نیامد. -نکته مهم دیگر که جناب آقای مهندس محرابیان باید به آن توجه کنند این موضوع است که مبادا به جهت گذر از موضوعات مهم و حیاتی و شائبه‌دار ذینفعان را در جریان تصمیمات قرار ندهند. تجارب سالهای اخیر نشان داده که تصمیمات کلیدی و یا مجوزهای قبول یا عدم قبول به طور مثال زیست محیطی در کوتاهترین زمان در فضای مجازی مبادله شده و احساسات ذی‌نفعان و ذی‌مدخلان را به سرعت جریحه‌دار نموده به طوریکه در این حالت تصمیمات شاید به حق وزارت نیرو به سایه می‌رود. نمونه‌هایی از این قبیل در مورد تونل بهشت آباد و کوهرنگ 3 در حوضه زاینده‌رود کم نیستند.و اما سخن انتهایی با وزیر محترم نیرو ، جناب آقای مهندس محرابیان تعداد بسیار زیادی از طرحهای مسئله دار و متوقف در کشور وجود دارد که بالاخره در دوره وزارت حضرتعالی باید حل و فصل گردد. تونل بهشت آباد و کوهرنگ 3 بالاخره اجرا بشود یا نشود ، حقابه محیط زیستی دریاچه ارومیه و سایر تالاب‌ها بالاخره ارجح بر حق‌آبه کشاورزی است یا خیر و آیا واقعا وزارت نیرو اعتقاد به اجرای قانون تالاب‌های سال 1397 دارد یا خیر، ماجرای دو طرح مهم سازگاری با کم آبی و تعادل بخشی در وزارت نیرو فقط روی کاغذ است یا باید عملیاتی شود، مدیریت حوزه آبریز فقط یک نمایش است یا قرار است از بالاترین نقطه حوزه آبریز تا پایین ترین نقطه حوزه زیر نظر یک مدیریت حوزه کنترل شده و منابع و مصارف در کمیسیون حوضه آبریز مصوب شده و اقدامات جزیره‌ای شرکت‌های آب منطقه‌ای متوقف شود. و ده‌ها سوال استراتژیک دیگر که امید است قبل از اینکه مجددا این موارد در رسانه‌ها عنوان شوند جنابعالی تک تک این موضوعات مهم را از دیدگاه کارشناسان وزارت نیرو ، مهندسین مشاور‌، جوامع محلی، ذی‌نفعان و تشکل‌های آب و محیط زیست بررسی کرده و بعد از اینکه به نتایج ملموس دست یافتید در رسانه‌ها مطرح کنید تا مواردی چون اظهار نظر عجولانه در مورد آبهای ژرف از این به بعد رخ ندهد.

درخواست جلوگیری از انتقال آب خوزستان

کارزاری با نام درخواست جلوگیری از انتقال آب خوزستان در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #آب_خوزستان پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس‌جمهور آمده است: «همان‌طور که مستحضر هستید استان خوزستان با وجود منابع آبی فراوان، با کمبود بی‌سابقه آب مواجه شده و مردم مظلوم استان خوزستان از این مسئله نیز مانند برخی بی‌توجهی‌های دولت‌های گذشته بسیار رنج می‌برند. ما، مردم مظلوم خوزستان، از شما تقاضا داریم همان‌طور که در سفر خود به خوزستان اعلام کردید، آب خوزستان را به خوزستان مظلوم برگردانید و مانع انتقال آب خوزستان به سایر مناطق شوید.»
امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر «عدم انتقال آب خوزستان» شوند.
این کارزار از۲۳ تیر۱۴۰۰ آغاز شده و تا ۲۳ شهریور ۱۴۰۰ ادامه دارد. همچنین این کارزار یکی از کارزارهای محیط زیستی کارزار بوده و از سوی ۳۴ هزار و ۸۵۲ نفر امضا شده است.

قدم اول؛ تقویت سرمایه اجتماعی

در یادداشت «شورای ششم و عبرت های حکمرانی شهری» نسبت به مخاطرات بحران مشروعیت، بحران عقلانیت، سیاست‌زدگی و جناح‌زدگی، بحران نمایندگی اجتماعی، جایگزینی تصور شخصی از عمران شهری به جای توسعه شهر، تبعات پنهان کاری، هشدار داده شد. مروری بر عملکرد تاکنونی شورای ششم تهران از نحوه انتخاب شهردار، نحوه مواجهه با مدیریت شهری گذشته، مناسبات درونی شورا، نحوه مواجهه با افکار عمومی، اداره جلسات و اولویت‌ها و خروجی‌ها بیانگر صحت آن نگرانی‌ها بود، نگرانی‌هایی که بخشی از آن‌ها اختصاص به این شورا نداشت و در خصوص شورای پنجم نیز پیش از آغاز به کار آن مطرح شده بود.

آنچه در آن جستار مطرح شد، مباحثی در الزامات حکمروایی شهری بود و ناظر بر رویه‌ها و فرآیندها و نه اولویت‌های برنامه‌ای و محتوایی. اکنون که شورا باوجود سوابق برخی اعضای آن در شهرداری و شورا در سردرگمی و فقدان خروجی و جهت گیری به سر می‌برد، لازم است که نسبت به اولویت‌های برنامه‌ای توجه نشان داده شود.
اولویت‌های پارلمان شهری
نخستین اولویت، برنامه‌ای در راستای الزامات حکمروایی شهری است. این اولویت باید ناظر بر رویه‌ها و فرآیندها، اعتمادسازی و تقویت سرمایه اجتماعی از راه‌هایی چون برگزاری گفتگوهای اجتماعی منظم با شهروندان، معتمدان و فعالان محلات، فعالان مدنی، متخصصان، اصحاب رسانه به صورت‌های موضوعی و موضعی، اتخاذ رویکرد مشارکتی، اجتماع محور و فرایندی در فعالیت شهرداری و شهرداری مناطق به جای رویکرد برنامه‌ریزی عملیاتی و پروژه‌ای و اهتمام به حمایت از نهادسازی‌های مشارکتی موضوعی محلی، ارتقای شفافیت سیستم پاسخگویی شهرداری‌ها و ادارات زیرمجموعه جهت افزایش اعتماد عمومی، تشکیل اتاق فکر مناطق از نمایندگان شورایاری، سازمان‌های مردم نهاد، نهادهای صنفی و مدنی منطقه و متخصصان شهری و اجتماعی مناطق جهت ارتقای مشارکت و شفافیت در مناطق، برپایی نظام مسئولیت اجتماعی سازمانی شهرداری و نظام تسهیلگری شهرداری برای مسئولیت اجتماعی بنگاه‌های اقتصادی باشد. بدون اعتمادسازی، سیاستگذاری و حکمرانی با شکست مواجه می‌شود.
اولویت دوم، برنامه اقتصادی شهر «تهران شهر مولد، شهرداری کارآفرین» است. بدون اهتمام جدی به این موضوع، شهر و شهرداری در سیاهچاله ورشکستگی، زنگار گرفتگی و افت شهری غرق خواهند شد و تهران، سرنوشت دیترویت را خواهد یافت و به دیتروپیا تبدیل خواهد شد و هم فقر شهری که مولد آسیب‌های اجتماعی است که نگرانی اعضای شورا و شهردار منتخب آن را در نمودهای ظاهری‌اش برانگیخته است، تشدید خواهد شد. ارزش افزوده بخش ساختمان هم نهایت 7 درصد است و در بالاترین ظرفیت خود که با توجه به شرایط اشباع شدگی تهران قابل تحقق نیست هم چاره ساز نیست و زمزمه‌های تکیه بر رونق ساخت و ساز جز تشدید اعتیاد ویرانگر اقتصادی نتیجه‌ای ندارد. مضاف بر آنکه تبعات تکیه بر بخش ساختمان با تشدید فراسرمایه‌ای شدن مسکن، تبعات اجتماعی وخیمی بر فقرا دارد. این مهم را باید از طرقی چون برنامه توسعه اقتصاد محلی (local economic development) در محلات کمتر برخوردار و توسعه مشاغل محلی، خانگی، صنایع دستی، کسب و کارهای اجتماعی، تدوین بیزنس پلان شهر تهران، فعال سازی طرح‌های کار و فعالیت طرح جامع و طرح های تفصیلی مناطق، برنامه اقتصاد فرهنگ، برنامه اقتصاد داده، برنامه اقتصاد گردشگری، تغییر جهت از واگذاری‌های سرمایه‌ای، خام فروشی اراضی «به سمت پروژه‌های مشارکتی» ارزش افزایی «پیگیری برنامه‌های مدیریت پسماند جهت تقویت بخش بازیافت و ارزش افزایی‌های حاصله از آن با بکارگیری روش‌های ترکیبی بازیافت مردمی، استفاده از استارتاپ‌ها و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، پولی سازی پارک حاشیه‌ای، طرح آمایش تجاری شهر «ظرفیت سنجی زمینه‌های فعالیت تجاری در سطح شهر» و دسترسی همگانی به داده‌های آن و هدایت فعالیت‌ها و اصناف براساس آن، پشتیبانی از تشکیل و تقویت خوشه‌های کسب و کار، حمایت از توسعه انواع بازارچه‌های محلی و تسهیلگری برای پیوند مشاغل خانگی، کارگاه‌های تولیدی، استارتاپ‌ها و هنرمندان با آن، حمایت از از ایجاد و گسترش شبکه‌های توزیع کالایی «به ویژه در زمینه محصولات خانگی» تسهیل کسب و کار و مانع زدایی از آن به ویژه جهت بهره‌گیری از خرده فضاها و فضاهای متخلخل «به ویژه در بافت مرکزی و محلات کمتر برخوردار» و تقویت پهنه‌های مختلط شهری، احداث ابزارخانه در محلات کمتر برخوردار برای همگانی‌سازی دسترسی به ابزار تولید و امکانات طراحی پیشرفته که هم به توانمندسازی شغلی ساکنان در چارچوب اقتصاد محلی بینجامد و هم به امور بازسازی داخلی و دکوراسیون داخلی خانه‌های بافت فرسوده و ریزدانه کمک کند، پیگیری کرد.
اولویت سوم، هوشمندسازی در ابعاد الکترونیک سازی خدمات جهت کاهش سفرهای شهری، الغای اعمال نفوذ و امضای طلایی، شفافیت، دسترسی سریع به فعالیت‌ها و اطلاع رسانی، تجمیع تمامی سامانه‌های شهرداری و شورا، کاربست استارتاپ‌ها، اینترنت اشیا، گیمیفیکیشن، واقعیت افزونه، هولوگرام و کارت‌های اعتبار شهروندی در امور شهری برای خلاق سازی و فعال سازی شهر است. البته باید توجه داشت که مفهوم هوشمندسازی را نباید به دیجیتالیزاسیون تقلیل داد، شهر هوشمند صرفا هوش دیجیتالی نیست بلکه شامل هوش انسانی «خلاقیت» نیز است.
اولویت چهارم، اصلاح ساختار بودجه به صورت عملیاتی است. این یعنی ابعاد بودجه باید عادلانه در ابعاد منطقه‌ای، محله‌ای با توجه به نیازهای خاص جامعه باشد. برنامه‌ریزی یعنی تخصیص و مهم‌ترین ابزار تخصیص، بودجه است. با بودجه ناکارآمدی که در واقع دخل و خرج است و به صورت سهم خواهانه تدوین می‌شود و با واقعیتِ تخصیص نیز همخوانی ندارد، نمی‌توان هیچ جهت‌گیری را محقق کرد.
اولویت پنجم، پیاده پذیری شهر است. نخستین گام، سنجش پیاده پذیری شهر و مناطق تهران است. گام دوم هم مناسب سازی و دسترس پذیری معابر و اماکن «برای افراد دارای معلولیت، سالمندان، والدین با کالسکه، افراد دارای چرخ خرید، زنان باردار، زنان، کودکان» است. در گام سوم باید به برقراری چشمان ناظر خیابان و گام چهارم، برقراری رژیم خیابان و تعریض پیاده روها توجه کرد. و همچنین در گام پنجم تحقق خیابان کامل، گام ششم باید تخصیص خیابان‌هایی به برنامه‌های خیابان باز «اعم از خیابان بازی، خیابان ورزش، خیابان خرید» و اجرای طرح‌های پارکلت و پارک اینگ دی باشد و در گام هفتم باید تخصیص خیابان‌هایی به گذرگاه‌ها و میدانگاه‌های پیاده فرهنگی و گذرگاه‌های پیاده طبیعی-تفرجی، با الگوی کوچه باغ‌ها تخصیص داد. ترتیب‌ها براساس اهمیت است نه مرحله‌بندی اقدام. مهم ترین حق بر شهر، حق حضور در شهر است که پیاده‌پذیری تضمین کننده آن و وضعیت شهر گویای تناسب نداشتن حداقلی در این زمینه است.
اولویت ششم شورا باید تمرکز بر آموزش شهروندی و تغییر رویکرد آموزش شهروندی از آموزش پیام محور و یکطرفه به آموزش در حین عمل برای تقویت شهروند فعال به عنوان سوژه حق به شهر «از جمله شهرسازی تاکتیکی، ظرفیت‌های شهردار مدرسه، ظرفیت‌های شورایاران، موزه شهروندی -معرفی فعالیت‌های شهروندان برای بهبود شهر-، معرفی شهروندان فعال، تشویق شهروندان فعال که شامل تشویق سوت زن‌ها و فسادیاب‌ها نیز می‌شود» باشد.
توجه به آموزش حقوق شهروندی «آموزش حق محور به جای آموزش تکلیف‌مدار»، شفاف‌سازی بودجه شهر و مناطق و ارائه بودجه به زبان ساده به شهروندان است. بدون اقدام نرم‌افزاری و تقویت شهروندی که مسئولیت‌پذیر و آگاه باشد، نمی‌توان به ارتقای شهر رسید که حداقلی‌ترین نمود آن در مسائلی چون نگهداشت و پسماند است. باید به جان شهر هم در کنار جسم شهر توجه کرد و آنچه همواره مغفول بوده جان شهر بوده است.
و در نهایت، چابک‌سازی سازمانی، مدیریتی و پرسنلی شهرداری است که بدون یک سازمان متناسب و کارآمد که اندازه‌اش متناسب با بهینه‌سازی عملکرد و بهره‌وری باشد، مدیریت و پرسنلش متناسب با تخصص‌ها و نیازهای شهر باشد و فرآیندهایش چابک و پویا و منعطف و شفاف باشد، نمی‌توان برنامه‌ها را به درستی مدیریت و نهادی کرد.

جنوب‌شرق ایران در فقر انرژی و آب

| پیام ما | مفهوم «فقر انرژی» در دنیای امروز یکی از شاخصه‌های مهم تعیین وضعیت رفاه اجتماعی در جوامع است. موضوعی که در بسیاری از کشورها به صورت سالانه مورد مطالعه قرار گرفته و در برنامه‌ریزی‌ها مدنظر قرار می‌گیرد. ایران هر چند به لحاظ در اختیار داشتن انرژی و همچنین یارانه‌ای که به حامل‌های انرژی تعلق می‌گیرد در جدول مطالعاتی بین‌المللی در حوزه فقر انرژی رتبه مطلوبی دارد، اما این جایگاه نه به معنای دسترسی‌پذیری به انرژی‌های مدرن و پاک که به معنای بالا بودن یارانه انرژی در کشور است. مطالعه‌ای که دفتر مطالعات رفاه اجتماعی وزارت تعاون انجام داده است، به خلاءهای موجود در بررسی این مفهوم در کشور اشاره کرده و با وجود محدودیت‌های اطلاعاتی، تصویری از وضعیت فقر انرژی در ایران ترسیم کرده است. در این مطالعه به این نکته تاکید شده است که: «در ایران تا کنون هیچ سازمان و نهادی به طور دقیق فقر انرژی و آب را بررسی نکرده است. مهمترین مشکل در خصوص فقر انرژی و آب در ایران، نبود تصویری مشخص از وضعیت کیفیت و ایمنی انرژی در نقاط کشور و امکان محاسبه دقیق میزان بهره‌مندی هر خانوار از یارانه انرژی است» این پژوهش نشان می‌دهد در میان استان‌های کشور، کرمان در بررسی شاخص‌های فقر انرژی بدترین و استان قم بهترین وضعیت را دارند.

فقر انرژی و آب مفهومی است چند بعدی که می‌تواند هم معلول عوامل متعددی باشد و هم عامل ایجاد پدیده‌هایی در جامعه از جمله فقر بهداشتی و بسیاری موارد دیگر. اما در تعاریف بین‌المللی بُعدی که مورد تاکید و توجه قرار دارد و به عنوان شاخصه اصلی تعیین فقر انرژی مورد بررسی قرار می‌گیرد، دسترسی به انرژی و هزینه‌ای است که یک خانواده برای خرید انرژی صرف می‌کند. بوردمن در تعریفی که در سال 1991 ارائه کرده، آورده است: «اگر خانواری 10 درصد از درآمد خود را صرف خرید انرژی برای پخت و پز، گرمایش و سرمایش خانه خود کند، این خانوار دچار فقر انرژی است» بانک توسعه آسیایی هم «فقر انرژی» را اینگونه تعریف کرده است: «فقدان انتخاب‌های کافی در دسترسی به خدمات انرژی مقرون به صرفه، قابل اعتماد، با کیفیت عالی، ایمن و سازگار با محیط زیست برای حمایت از توسعه اقتصادی و انسانی»
بر اساس گزارشی که دفتر مطالعات رفاه اجتماعی وزارت تعاون منتشر کرده است در ایران سهم انرژی از سبد مصرفی خانوار در سال 1398 در حدود 4 درصد بوده، بر اساس شاخص‌هایی که فقر انرژی و آب را در دنیا مورد سنجش قرار می‌دهند، ایران درصدی بالاتر و بهتر از متوسط جهانی دارد. این امر ناشی از قیمت پایین حامل‌های انرژی است که نتیجه پرداخت یارانه‌های انرژی در کشور است. البته از آنجا که در ایران برای تامین انرژی یارانه پرداخت می‌شود، بررسی شاخص 10درصد –که در مطالعات بین‌المللی در نظر گرفته می‌شود- نمی‌تواند یک دید جامع از میزان فقر انرژی و محرومیت از دستیابی به خدمات انرژی ارائه کند. در نتیجه شاخص در این مطالعه بهره‌مندی خانوار از یارانه انرژی، در نظر گرفته شده است.
این گزارش در بخش‌های مختلف به خلاءهای اطلاعاتی موجود برای بررسی فاکتورهایی که در سنجش فقر انرژی مورد نیاز هستند اشاره کرده است. نبود این اطلاعات می‌تواند تا حدودی نتیجه نهایی را در مورد بررسی این موضوع تحت تاثیر قرار دهد، نویسندگان این گزارش معتقدند: «سنجش فقر انرژی در ایران نیازمند داشتن اطلاعاتی است که در حال حاضر بخشی از آن تولید نمی‌شود. لازم است شاخص‌های فقر انرژی تبیین شده و هرساله مورد رصد قرار گیرد. با توجه به یارانه عظیم انرژی که پرداخت می‌شود، نیاز است تا اطلاعات دقیقی از یارانه پرداختی به هر فرد/خانوار در دسترس باشد. به همین جهت باید برخی مصوبات قانونی به منظور رصد هرچه بهتر فقر انرژی و همچنین میزان بهره‌مندی خانوارها از فقر انرژی به تصویب برسد» با وجود این محدودیت‌ها بررسی‌های صورت گرفته در این گزارش تصویری از پراکندگی فقر انرژی و آب در کشور ارائه می‌دهد. در کشوری که صد درصد مساحت آن با خشکسالی مواجه است و بر اساس نتایج این تحقیق هیچ‌یک از استان‌های آن پوشش 100 درصدی در بهره‌مندی از آب آشامیدنی سالم ندارند، نمی‌توان آمارهای بین‌المللی در مورد وضعیت فقر انرژی در ایران را نشان دهنده وضعیت مطلوب دسترسی به آب و انرژی قلمداد کرد، بلکه همانطور که اشاره شد، این موضوع به تخصیص یارانه انرژی در کشور بر می‌گردد. یارانه‌ای که عادلانه نیست، چرا که هر چه فرد بیشتر از انرژی استفاده کند، یارانه بیشتری به او تعلق می‌گیرد و به کسانی که در مناطق کمتر برخوردار دسترسی کمتری به انرژی دارند، یارانه کمتری تعلق می‌گیرد.
یافته‌های پژوهش وزارت تعاون نشان می‌دهد: «در حال حاضر بیش از 99 درصد از کشور برق‌رسانی شده‌ و حدود 1190 روستا فاقد برق هستند. از این تعداد روستا 250 نقطه تا پایان سال 1400 برق‌رسانی خواهد شد. در زمینه دسترسی به برق کشور ایران در شرایط خوبی قرار دارد. در ارتباط با آب شرب نیز حدود 75.95 درصد از روستاهای بالای بیست خانوار و 99.8 درصد از مناطق شهری کشور از امکانات آب شرب سالم برخوردارند. سالنامه 1398 شرکت آبفا نشان می‌دهد مناطق روستایی استان‌های یزد، کرمان، کردستان، بوشهر، سیستان و بلوچستان و هرمزگان به ترتیب کمترین بهره را از آب شرب سالم دارند. در نهایت در یک تصویر کلی می‌توان گفت، هیچ‌یک از استان‌های کشور پوشش 100 درصدی در بهره‌مندی از آب آشامیدنی سالم ندارند. در مجموع 24.05 درصد از جمعیت روستایی ایران به آب شرب سالم دسترسی ندارند».
در این گزارش همچنین به خلاءها و ضعف‌های آماری سنجش فقر انرژی و آب اشاره شده: «نبود اندازه‌گیری و رصد فقر انرژی در ایران به صورت رسمی، نبود وحدت رویه در انتشار داده‌های مربوط به آب، برق و گاز، نحوه تولید داده‌های مرتبط با بخش انرژی و آب» و راهکارهایی برای رفع این مشکلات اراده شده است، از جمله: «اعلام وحدت رویه در ارائه داده‌ها و شاخص‌ها توسط دستگاه‌های مرتبط با انرژی و آب، ارائه گزارش بر اساس معیارهای بین‌المللی اندازه‌گیری فقر انرژی، تغییر و بازنگری در شیوه صدور قبوض آب و برق و گاز و اتصال آنها به کدملی/ کدپستی به نحوی که میزان بهره‌مندی هر خانوار از انرژی -و در نتیجه یارانه انرژی- فراهم باشد».
یکی دیگر از فاکتورهایی که در سنجش فقر انرژی مورد بررسی قرار می‌گیرد، سالم و ایمن بودن آن است. پژوهش صورت گرفته در معاونت رفاه اجتماعی وزارت تعاون برای بررسی ایمنی و سازگاری با محیط‌زیست، شاخص نوع سوخت خوراک‌پزی را در نظر گرفته و تاکید دارد خانوارها نباید برای پخت‌وپز یا تأمین گرمایش منزل از سوخت‌های جامد مانند کود حیوانی، محصولات کشاورزی، بوته‌ها، چوب، زغال چوب و… استفاده کنند. در استانداردهای موجود، استفاده از این سوخت‌ها مصداق فقر انرژی است. بر مبنای نتایج این پژوهش در مجموع 2 درصد از جمعیت کشور از سوخت جامد استفاده می‌کنند. این دو درصد اغلب در استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و لرستان ساکن هستند و بیشترین استفاده را از زغال چوب و نفت سفید دارند. در مناطقی از استان‌های سیستان و بلوچستان، مرکزی، خراسان شمالی و فارس هم برای پخت و پز از زغال چوب استفاده می‌کنند.
این پژوهش با مطالعه وضعیت استان‌های کشور به این نتیجه رسیده است: «در رده‌بندی استانی استان کرمان در 4 شاخص از 5 شاخص فقر انرژی، وضعیت بدتری از متوسط کشوری داشته است، پس از آن استان‌های سیستان و بلوچستان و کهگیلویه و بویراحمد با عدد 3 قرار دارند. به عبارت دیگر استان کرمان با 11 درصد و سیستان و بلوچستان با 9 درصد بیشترین میزان و استان قم با 0.3 درصد کمترین میزان خانوارهای فقیر به لحاظ سهم انرژی از کل هزینه خانوار را دارند. هرچه دهک درآمدی بالاتر باشد، درصد کمتری از خانوارها دچار فقر انرژی هستند، یعنی درصد کمتری از خانوارها هستند که سهم انرژی از هزینه‌شان بالاتر از ده درصد است.»
از نکات قابل تامل اشاره شده در این پژوهش این است که نویسندگان به آن تاکید دارند: «مهمترین مشکل در خصوص فقر انرژی و آب در ایران، نبود تصویری مشخص از وضعیت کیفیت و ایمنی انرژی در نقاط کشور و نبود امکان محاسبه دقیق میزان بهره‌مندی هر خانوار از یارانه انرژی است. شاخص‌های مرتبط کیفیت و امنیت عرضه انرژی در سنجش فقر از اهمیت زیادی برخوردارند؛ زیرا پس از دسترسی به انرژی و خدمات آن نیاز به ثبات عرضه و عرضه مداوم و بدون قطعی بیش از پیش احساس می‌شود. اما متاسفانه در هیچ یک از سه بخش آب، برق و گاز این شاخص‌ها به صورت دقیق محاسبه و منتشر نشده‌اند» فقر داده یکی از مواردی است که در تمام حوزه‌ها پژوهشگران و تصمیم‌گیران با آن روبرو هستند. نبود داده‌های منسجم در زمینه انرژی، راه را برای داشتن برنامه‌ای مدون و اصولی در توزیع انرژی و مدیریت آن که یکی از چالش‌های جدی کشور محسوب می‌شود، مسدود می‌کند. بدون داده‌های دقیق، چشم‌انداز درست و امکان برنامه‌ریزی دقیق هم وجود نخواهد داشت.

حفاظت از تاریخ در جنگ و حادثه

حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی در برابر بلایای طبیعی و انسانی، همواره یکی از دغدغه‌های دوستداران تاریخ و فرهنگ بوده است و تلاش‌های زیادی هم در این زمینه صورت گرفته. هرچند می‌توان ادعا کرد که این تلاش‌ها کافی نبوده است و بسیاری از مکان‌های تاریخی و فرهنگی همچنان در معرض خطر قرار دارند.

با کشته شدن نزدیک به ۲۱۰۰ نفر و زخمی شدن هزاران نفر دیگر در زلزله ویران‌گر ۷.۲ ریشتری هائیتی، این کشور آسیب‌دیده اکنون نیز با تهدید و پیامدهای طوفان گرمسیری گریس روبه‌رو است. امسال در جنگل‌های آمازون بیش از ۲۵۰ مورد آتش‌سوزی بزرگ رخ داده است که منطقه‌ای به وسعت شهرهای لس‌آنجلس و کالیفرنیا را در بر می‌گیرد. در سراسر آسیا، از افغانستان گرفته تا میانمار، بارندگی‌های شدید موسمی همراه با درگیری‌های داخلی و خارجی در برخی مناطق، میراث ملموس و ناملموس جهانی را بیش از پیش در معرض خطر قرار می‌دهد. میراث آریا در گزارشی نوشته است که چه بلایای طبیعی و چه جنگ و خطرات ناشی از آن، میراث فرهنگی و طبیعی در سراسر جهان را دچار مشکل جدی کرده و این بحران‌های جمعی یک نکته مهم را آشکار کرده است: به هنگام برخورد با بلایا، باید خود را تقویت کنیم و آمادگی حفاظت از میراث فرهنگی را داشته باشیم.
بلایا چگونه میراث فرهنگی
را تحت تأثیر قرار می‌دهند
در قرون گذشته، خطر اصلی برای اماکن و میراث جهانی مانند موزه لوور در فرانسه، آبشار ایگواسو در برزیل و آرژانتین، معبد آنگکور در کامبوج یا پارک ملی ویرونگا در کنگو، جنگ، سرقت، گذشت زمان و فرسایش بوده است؛ اما در سال‌های گذشته شاهد تغییرات چشمگیری بوده‌ایم. مقیاس درگیری‌های انسانی تشدید یافته است و تغییرات آب‌وهوایی به طور بنیادین بر اکوسیستم‌ها و پدیده‌های طبیعی تأثیر می‌گذارد. تهدیدهای واقعی و گسترده‌ای برای میراث طبیعی و فرهنگی ما وجود دارد، اما آیا چارچوب‌های قانونی و سیاسی موجود به اندازه کافی برای حفاظت از آن‌ها موثر است؟
رویکرد و مفهوم «کاهش ریسک بلایا» در راستای آماده‌سازی و یادگیری مدیریت حوادث طبیعی و بلایای انسانی ایجاد شده است. این رویکرد با هدف «به حداقل رساندن آسیب‌پذیری‌ها و خطرات بلایا در سراسر یک جامعه، به منظور جلوگیری یا محدود کردن اثرات نامطلوب خطرات، در چارچوب وسیع توسعه پایدار» انجام می‌شود. در دنیایی که بلایا و بحران‌ها عمدتا به عنوان تهدیدهای توسعه در پیامدهای بشردوستانه و اقتصادی شناخته می‌شوند، مهم است که چگونگی تاثیر آن‌ها بر بحران‌های محلی و جهانی، از طریق تاثیری که بر میراث فرهنگی و طبیعی می‌گذارند، شناخته شود و راه‌حل‌های بنیادین و جامع برایشان مطرح شود.
هنگامی که در دنیا و کشورهای در حال توسعه سیاست عمدی تخریب وجود دارد، همانطور که در برزیل در دولت فعلی مشاهده کردیم، باید یک چارچوب بین‌المللی روشن و کارآمد برای حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی در شرایط خاص وجود داشته باشد. فراتر از دفاع از محیط زیست و تمرکز بر تغییرات آب‌وهوایی، ما باید بدانیم که تصویب قوانین بین‌المللی برای حفاظت از سرمایه‌های طبیعی بشریت به چه معناست. به گفته دولت برزیل، در هفته‌های گذشته، بیش از ۷۵ درصد آتش‌سوزی‌هایی که در جنگل‌های آمازون رخ داده است، در مناطقی از برزیل بوده است که درختان قطع شده‌اند تا راه کشاورزی ایجاد شود. علی‌رغم ممنوعیت آتش افروختن در فضای باز توسط دولت برزیل در ۲۷ ژوئن، باز هم شاهد این آتش‌سوزی‌های عمدی بوده‌ایم.
پیامدهای سنگین جنگل‌زدایی و استخراج معادن که منجر به آتش‌سوزی گسترده جنگل‌ها می‌شود، باعث شده است جنگل آمازون در وضعیتی قرار بگیرد که دیگر بازگشتی ندارد. این بحران بر کل اکوسیستم‌ها و منابع طبیعی تأثیر می‌گذارد، اما منجر به نسل‌کشی جمعیت بومی نیز می‌شود که هم فرهنگ و میراث فرهنگی ناملموس و هم خانه‌های خود را از دست می‌دهند.
افزایش تهدیدها
میراث فرهنگی و طبیعی بخشی از هویت ما را در اختیار دارد. این‌ها میراثی هستند که نیاکان ما برایمان به یادگار گذاشته‌اند و میراثی هستند که ما باید به نسل‌های آینده منتقل کنیم. میراث فرهنگی مانند بناها، سنت‌ها، زبان و هنر به جوامع کمک می‌کند تا خود را تعریف کنند، ماهیت خود را بیابند یا باورهای خود را در بوته عمل قرار دهند. این مواریث همچنین احساس تعلق و غرور جمعی و شخصی را به افراد ارائه می‌دهند. میراث فرهنگی و طبیعی نه تنها یک عنصر کلیدی برای شناسایی و توسعه بشر است، بلکه یک جنبه اقتصادی ضروری در کشورها و جوامعی است که به گردشگری به عنوان منبع اصلی درآمد خود متکی هستند. هر چقدر میراث به جا مانده حیاتی، حساس و زیبا باشند، دائماً با تهدیدهای بیشتری روبرو هستند.
از بین بردن میراث فرهنگی سالیان متمادی به عنوان «سلاحی علیه مردم محلی» مورد استفاده قرار گرفته است که در تخریب بوداهای بامیان در سال ۲۰۰۱ توسط طالبان و نابودی چندین سایت در عراق و سوریه توسط داعش در سال ۲۰۱۵ مشاهده شده است.
مثلا در مورد بلایای طبیعی می‌توان به آنچه که در زلزله اخیر هائیتی مشاهده شده است اشاره کرد؛ اتفاقی که می‌تواند برای میراث فرهنگی و طبیعی هر منطقه‌ای فاجعه‌آفرین باشد. همچنین در سال ۲۰۱۵، زمین‌لرزه‌ای به بزرگی ۷.۸ در مقیاس ریشتر نپال را لرزاند و ساختمان‌های فرهنگی کلیدی در دره کاتماندو از جمله موزه‌ها و برج معروف داراها را ویران کرد. این‌ها تنها چند نمونه از بی‌شمار تهدیدهای موجود در جهان هستند و باید آمار توفان‌ها، جنگل‌زدایی‌ها، رانش‌های زمین، فوران آتشفشان‌ها و درگیری‌های مسلحانه است و تخریب‌های متعصبانه را هم به آن افزود.
در دنیای امروزی جوامع مدنی و حفاظت از میراث هنگامی که فاجعه‌ای رخ می‌دهد، اغلب در خط مقدم امداد و اقدامات اضطراری هستند. با نزدیک شدن به جوامع محلی و تکیه بر دانش محلی، جامعه مدنی به مناطقی دسترسی دارد که برای سازمان‌های بین‌المللی «ناامن» تلقی می‌شوند و اغلب بازیگران اصلی در ارائه کمک‌های بشردوستانه بوده‌اند، همانطور که اخیراً در جریان فوران آتشفشان نیراگونگو در جمهوری دموکراتیک کنگو مشاهده شد. با این که سازمان‌های جامعه مدنی ابتکارات برنامه‌ریزی محلی را برای مقابله با بلایا سازماندهی می‌کنند، این کشور به دلیل موقعیت جغرافیایی و اثرات تغییرات آب‌وهوایی، در معرض تشدید بلایای طبیعی قرار گرفته است. در سال ۲۰۲۰، دو توفان متوالی وضعیت این منطقه را دچار بحران شدید کرد. در این زمینه چالش‌برانگیز، سازمان‌های جامعه مدنی به عنوان پل ارتباطی بین تلاش‌های دولت عمل کرده و پوشش و نیازهای اساسی را در سطح ملی تأمین می‌کنند.
برای مثال کشور هندوراس در وضعیت بسیار بحرانی قرار دارد. نقش این جوامع سازماندهی و همراهی آن‌ها در زمینه آموزش و فراهم‌سازی زمینه سازگاری با تغییرات آب‌وهوایی بوده است. خوزه رامون آویلا، مدیر ASONOG (پلتفرم ملی سازمان‌های جامعه مدنی در هندوراس) توضیح می‌دهد که این اتفاق برگشت‌ناپذیر است و ما چاره‌ای جز سازگار شدن با وضع فعلی نداریم. بنابراین، بهترین کار سازماندهی است؛ از سازمان‌های مردمی و محلی حمایت می‌کنیم و در خط مقدم نهایت تلاشمان را می‌کنیم.
Forus International، یک شبکه جهانی متشکل از سازمان‌های جامعه مدنی، به منظور کمک به درک و اجرای بهتر چارچوب‌های مورد نظر، مجموعه ابزارها و میکروسایت‌هایی را در زمینه کاهش خطر بلایا ایجاد کرده است. این مجموعه که با حمایت Fondation de France و با همکاری شبکه جهانی سازمان‌های جامعه مدنی برای کاهش بلایا (GNDR) و سازمان نجات کودکان در سوییس تهیه شده است، راه‌هایی را برای تقویت ظرفیت بسترهای ملی سازمان‌های مردم‌نهاد در بحران‌ها و پس از شرایط اضطراری را بررسی می‌کند. این فعالیت‌ها مطالعات موردی و شهادت بیش از ۱۰ کشور، صداهای جامعه مدنی را که با نزاع‌های داخلی و خارجی، بلایای طبیعی و «فجایع روزمره» درگیر هستند، با هم متحد می‌کند.
کاهش خطر بلایا اولویت سیاسی و اجتماعی دولت‌ها باشد
کاهش ریسک بلایا در ابتدا به عنوان راهی برای حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی ایجاد نشده بود و یونسکو وظیفه این ماموریت را بر عهده داشت و معاهده‌های بین‌المللی را برای این منظور از زمان ایجاد آن در ۱۹۴۵ تدوین کرده بود. با این همه اکثر دولت‌ها هنوز به منظور حفظ و حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی خود، معاهده‌های یونسکو را به طور موثر اجرا نکرده‌اند.
فریده شهید، کارشناس مستقل در زمینه حقوق فرهنگی می‌گوید: «حقوق فرهنگی اغلب در مقایسه با سایر حقوق بشر کمتر توسعه پیدا کرده است و به اندازه آن‌ها جدی گرفته نمی‌شود. همین توجه ناکافی باعث شده است که حقوق فرهنگی گاهی اوقات به عنوان حقوقی با اولویت کمتر در نظر گرفته شوند.»
کاهش ریسک بلایا به حفاظت از هویت، جوهره و تاریخ کل جوامعی که آسایش و معنای دینی، اجتماعی یا تاریخی را در میراث فرهنگی و طبیعی خود می‌یابند، کمک می‌کند. با حمایت سازمان‌های جامعه مدنی، تخصیص ارزش برای میراث به‌جامانده و همچنین آمادگی در برابر بلایای محلی، می‌توانیم از بحران و خطرات جلوگیری کرده و فجایع را پیش‌بینی کنیم. کاهش خطر بلایا باید به اولویت سیاسی و اجتماعی دولت‌ها تبدیل شود. به نام امنیت برای مردم و کره زمین، باید یک رویکرد جامع را برای ایجاد جوامع مقاوم و حمایت از آن‌ها در استفاده از قدرت میراث خود بررسی کرد.