بایگانی مطالب نشریه
اصر ار وزیر نیرو براستفاده از آبهای ژر ف
|پیام ما| به نظر میرسد راهی که وزیر نیرو قرار است در وزارتخانه متبوع خود دنبال کند، تناسب چندانی با حفظ محیط زیست و نگاه بلند مدت به منابع آب ندارد. او هم در برنامه ارائه شده خود به مجلس و هم در نخستین اظهاراتش در کسوت وزیر، تاکید ویژهای بر شیرینسازی آب دریا و استخراج آبهای ژرف دارد. مواردی که بارها کارشناسان حوزه آب و فعالان محیط زیست نسبت به اجرایی شدن آنها هشدار دادهاند. اما وزیر باز هم اعتقاد به تنوع بخشی منابع آب دارد.
تنوعی که در بلند مدت موجب وارد آمدن آسیبهای جدی خواهد بود. پیش از این هم کارشناسان این حوزه به «پیام ما» گفته بودند که غیر اصولی بودن اجرای چنین پروژهای با اعلام اعداد خیالی درباره منابع موجود جز ایجاد امیدی واهی در دل مردم نتیجه دیگری ندارد و راه نجاتی برای کم آبی کشور از این بحران دامنهدار نیست.
مشکلات خوزستان
وزیر نیرو در گفت و گوی خبری شنبه شب در تلویزیون به سفر یک روزه خود به خوزستان اشاره کرد و ایجاد شبکه فاضلاب در این استان را امری ضروری و مهم دانست و گفت: ارتفاع آبهای تحت الارضی در این استان بالا بوده و امکان جذب فاضلاب در زمین وجود ندارد. در این شرایط ایجاد شبکه فاضلاب امری بسیار ضروری و مهمی است.
محرابیان با بیان اینکه وزارت نیرو در استان خوزستان هفت طرح آبرسانی دارد که با این طرحها موضوع آبرسانی در تمام شهرها و روستای این استان تکمیل میشود، گفت: طرحهای شمال شرق، جنوب شرق، دزفول، اندیمشک، مسجدسلیمان و غدیر که بزرگترین طرح آبرسانی بوده و 26 شهر اصلی را آبرسانی میکند، جزو این طرحهای در حال تکمیل است.
وزیر نیرو در خصوص تامین آب کشاورزی خوزستان گفت: با توجه به اینکه شرایط خشکسالی را سپری میکنیم و حجم منابع آبی خوزستان کم است، قرار شد با یک مدیریت دقیق و کنترل شده به شرط رعایت الگوی کشت، آب کشاورزی خوزستان را به صورت کامل تأمین کنیم.
صرفه جویی 10 هزار مگاواتی برق
علی اکبر محرابیان با اشاره به اینکه ما امروز مقام 14 دنیا در ظرفیتسازی برق را داریم، گفت: طی سالهای گذشته یک اشتباه رخ داد که عنوان شد ما به نیروگاهسازی اعتقادی نداریم. امروز با مزرعهای طرف هستیم که سال قبل در آن کشتی صورت نگرفته درحالیکه این مزرعه پربار است.
محرابیان با بیان اینکه در تولید برق با 13 هزار مگاوات تراز منفی مواجه هستیم، افزود: در حال حاضر از ظرفیت تولید 85 هزار مگاوات برق، 53 هزار مگاوات برق تولید میشود.
اگر 13 هزار مگاوات دیگر هم تولید کنیم تقاضا وجود دارد. یک برنامه عملیاتی، اجرایی و زمانبندی شده را برای رفع این مشکل تهیه کردهایم که توسعه 30 هزار مگاوات برق را در بر دارد. ایجاد ظرفیت 7500 مگاواتی جدید از محل تبدیل واحدهای سیکل ساده به سیکل ترکیبی، احداث 2500 مگاوات نیروگاه جدید حرارتی، احداث 10 هزار مگاوات نیروگاه حرارتی از محل سرمایهگذاری صنایع انرژیبر کشور و احداث 10 هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر در چهار سال آینده برنامهریزی شده است؛ همچنین در برنامه داریم که طی چهار سال 10 هزار مگاوات صرفهجویی در بخش مدیریت مصرف محقق شود.
بهرهبرداری از آبهای ژرف در شرق کشور
محرابیان با بیان اینکه در موضوع آب تخصیص، توزیع و منابع آب از مهمترین موضوعات است، گفت: سرانه مصرف آب از 6858 مترمکعب در سال 1335 به 1597 مترمکعب در سال 1400 رسیده است. در شرایط فعلی باید با این میزان آب، قوانین و مقررات گذشته را بازنگری کنیم.
در موضوع تخصیص باید به سه اصل عدالت، شفافیت، قانون و حقوق مناطق محروم هم توجه کنیم. در حال حاضر لایحهای در دولت مطرح است که با دیدگاه دولت جدید در حال بررسی بوده که با عنوان لایحه آب به مجلس شورای اسلامی ارائه میشود. اختیار تخصیص آب با وزارت نیرو است، اما شاهد هستیم که شفافیت و عدالت در آن نیست؛ چرا که شاخصهای عدالت درست تعریف نشده است.
محرابیان با بیان اینکه در موضوع توزیع، باید به فکر تسریع اجرای طرحها باشیم، گفت: کسری بودجه وجود دارد اما در کشور کمبود نقدینگی نداریم و موضوع کشور ما مدیریت نقدینگی است؛ اگر در بودجههایی که تنظیم میشود طرحها را به گونهای تعریف کنیم تا بتوانیم از نقدینگی موجود کشور در این طرحها و پروژهها استفاده کنیم، مشکل رفع میشود.
وزیر نیرو با بیان اینکه تنوع بخشیدن در سبد تامین آب میتواند راهکار مناسبی باشد، گفت: بیش از 99 درصد آبهایی که اکنون مدیریت میکنیم، آبهای بارشی بوده و کمتر از یک چهارم بارش را به آبهایی تبدیل میکنیم که روی آنها مدیریت میکنیم.
باید منابع تأمین آب را متنوع کنیم و علاوه بر تأمین آب از دریا که باید در دستور کار قرار داشته باشد، میتوانیم از منابع آب ژرف استفاده کنیم که در شرق ایران در عمق دو تا سه متری زمین میتوان از آن استفاده کرد.
وزیر نیرو با بیان اینکه تاکنون دو چاه ژرف در کشور به آب رسیده است، گفت: ایسی آب حدود 12 هزار است که با تصفیه ساده میتوان از آب استفاده کرد و نرخ تمام شده آب نسبت به خطوط انتقال در برخی موارد، بسیار کمتر است.
|پیام ما| از حدود شصت سال قبل، مردم رفتهرفته از بافت قدیم نایین به بافت جدید کوچ کردند. بازار تاریخی هم در بافت قدیم قرار داشت؛ بازاری بازمانده از دوره ایلخانی که در دوره صفوی رونق داشت اما با کوچیدن اهالی و خالی شدن از سکنه شدن منطقه، کارایی خود را از دست داد و کمکم عدهای هم برای تخریبش دست به کار شدند. اکنون آخرین تصاویر بازار، نشانی از ویرانی این اثر ارزشمند ثبتشده در فهرست آثار ملی است، هر چند مسئولان میراث فرهنگی میگویند، تلاشها برای احیای بافت تاریخی نایین از حدود دو دهه قبل آغاز شده است.
آخرین تصاویر، خرابههایی از نایین را به تصویر کشیده و بولدوزری که به دل «بازار تاریخی نایین» زده است. خبرهای جسته و گریخته میگوید این بازار که از قدیمیترین بازارهای تاریخی کشور است، همچنان در آماج تخریب قرار دارد. هرچند جزئیاتی از این تخریبها منتشر نشده و مکان دقیق ویرانی هم معلوم نیست، اما درد دوباره این بازار تاریخی را که مدتها زیر ضربههای تخریبگران بوده، زنده کرده است. حالا رئیس میراث فرهنگی نایین در واکنش به خبرهای تازه، به از بین رفتن بازار استان اصفهان میگوید: «سالهاست که در این بازار تخریب جدیدی رخ نداده است.»
بازار نایین که در دوره تیموریان ساخته شده و در زمان صفویان رونق گرفت، در مرداد ماه سال 56 و با شماره ثبت ۱۵۶۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. بعد از آن اما برای مدتها مورد بیتوجهی بود و همین سبب شد تا تخریبها در آن افزایش یابد. این بازار که در حدود 170 باب مغازه دارد، سه کاروانسرا در همسایگی خود داشته که حالا متروکهاند. ورودی بازار نایین، دروازه چهلدختران، یکی از مهمترین دروازههای شهر محسوب میشده است. بازار تاریخی، سقفش گنبدی و طاقش ضربی است و نورگیرهایی دایرهای شکل در وسط طاقهای آن پیشبینی شده است. به طور کلی این بازار یکی از آثار قابل توجه شهر نایین بشمار میرود، زیرا چند اثر مهم شهر مانند مسجد شیخ مغربی و مسجد خواجه و حسینیه چهل دختران در آن واقع شدهاند. اما میزان تخریب هم در این بازار همواره بالا بوده است. چنان که افضل آقایی نایینی، از حامیان میراث فرهنگی این شهر به میراث خبر گفته است: «مسئولان میراث به جای ترمیم و بازسازی، مقابل مغازههای بازار، اقدام به تیغه کردن آنها کردهاند. درِ مغازهها خراب شده و دیوارها رو به نابودی است و هیچ اقدامی در جهت حفظ آنها انجام نمیگیرد و بازار به خاطر سقف بلند و انعکاس صدا به پیست موتورسواری تبدیل شده است.»
او حالا به «پیام ما» هم میگوید در سالهای اخیر گودبرداری در اطراف مسجد بابا عبدالله باعث ترک برداشتن بخشی از مسجد شده و نزدیکی این بنا به بازار هم دلیلی بوده تا بازار از گودبرداریها آسیب ببیند. به گفته این فعال میراث فرهنگی «بر اساس برآوردهای فعالان، در حدود 33 خانه تاریخی هم در سالهای اخیر در این منطقه از بین رفتهاند و البته سرعت بازسازی هم آنقدر کم و کند بوده که نمیتوان به آن اکتفا کرد».
نائینی میگوید دو ماه قبل به دلیل حجم گسترده تخریبها و رسیدگی نکردنها همراه با شش فعال دیگر شهری و میراثی نایین نامههایی به سازمان میراث فرهنگی (وزارتخانه امروزی) و قوه قضاییه نوشتهاند و خواستار رسیدگی به وضعیت بافت تاریخی شهر شدهاند.
پیش از این و در سال 94 هم خبر تخریب بخشی از بازار به دلیل آب گرفتگی منتشر شد و همان زمان اعلام شد که دیوارها و قسمتی از ستونهای این مسجد تاریخی بر اثر ترکیدگی لوله اصلی آب و ورود آب به زیرزمین در میانه بازار قدیمی محله «کلوان» تخریب شده است. آن زمان جزئیات دیگری از این تخریب و آب گرفتگی مطرح نشد و تنها اعلام شد خطر ریزش، بازار را تهدید میکند.
مالکان بازار، مانع اصلی احیا
خبرهای منتشرشده درباره تخریب اخیر بازار تاریخی نایین برای محمود مدنیان، رئیس اداره میراث فرهنگی نایین غریب است. او در پاسخ به «پیام ما» میگوید: «12 سال است تخریبی در این بازار اتفاق نیفتاده. چطور ممکن است تخریبی رخ داده باشد و ما از آن بیاطلاع باشیم؟» او تاکید دارد که سالهاست محدوده بازار نایین رنگ تخریب به خود ندیده و این در حالی است که این منطقه از جمله مناطق متروک شده شهر به حساب میآید. مدنیان توضیح میدهد: «از حدود شصت سال قبل، مردم رفتهرفته از بافت قدیم نایین به بافت جدید کوچ کردند. بازار هم در بافت قدیم قرار داشت و همین کوچیدن مردم و خالی از سکنه شدن آن منطقه عاملی شد تا بازار از کارایی خود خارج شود و کمکم عدهای هم برای تخریب دست به کار شوند. اما از حدود 20 سال قبل تلاشها برای احیای بافت تاریخی نایین شروع شده و همین تلاشها هم در نهایت سبب شد که میزان تخریبها کاهش پیدا کند.»
به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی نایین، یکی از اصلیترین موانع احیای این بازار وجود خردهمالکانی است که صاحب دکانهای بازار هستند؛ افرادی که نسل به نسل این دکانها را به ارث بردهاند و حالا وجود این مغازهها برای بعضی از آنها حتی اهمیتی هم ندارد. دخیل بودن همین خردهمالکان آنطور که مدنیان میگوید احیای بازار را با اخلال مواجه کرده است. «ما در سالهای گذشته شاهد تخریبهای گسترده بودیم. برای نمونه 15 سال قبل ورودی بازار فروریخت و گستردگی همین تخریبها هم عامل ورود ما برای احیا بود. در نتیجه طی جلسات مستمر تلاش کردیم، مالکان را پیدا کنیم. البته روند پیدا کردن مالکان بسیار سخت بود. برخی از آنها ایران نبودند و بعضی در شهرهای دیگر بودند. بعضی از مغازهها چندین وارث داشت و دور هم جمع کردن همه وراث مشکل بود. با این همه توانستیم تعدادی از آنها را پیدا کنیم، اما دست آخر همکاریها گسترده نبود. از سال 89 تلاش برای این پیدا کردن مالکان شروع شد و هنوز هم صحبت با آنها ادامه دارد.»
مدنیان میگوید در سالهای اخیر ترمیم بازار به طور جدی انجام گرفته، سقف قیرگونی شده و راسته بازار مرمت شده است و با این حال هنوز هم نیاز به انجام کارهای بسیار است. «سال 96 جشنوارهای را در نوروز برگزار کردیم و توجه گردشگران و بومیان به این بازار تاریخی جلب شد اما متاسفانه در دو سال اخیر به دلیل شیوع کرونا و کاهش میزان اعتبارات روند احیای بازار به کندی انجام گرفت.»
او همچنین در پاسخ به چرایی ویرانی یکی از کاروانسراها که محل بارانداز کاروانیان بود میگوید از این سازه تاریخی فقط سردرش باقی مانده بود و از سوی استان طرح توسعه حسینیه چهلدختران که در این محل قرار داشت تدوین شد و اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان هم مجوز این کار را صادر کرد. «باید بگویم بازار به حدی از استحکام رسیده اما تا زمانی که مالکان همراهی نکنند و این منطقه همچنان حالت متروکه داشته باشد، نمیتوان به رونق آن فکر کرد. هرچند من همچنان به آینده امیدوارم و فکر میکنم اگر کرونا نبود تا چهار سال دیگر این بازار کاملا احیا میشد.»
به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی نایین دیگر نقاط بافت تاریخی نایین هم وضعیت نامناسبی دارد و خالی شدن بافت آنجا را هم از رونق انداخته است. با این حال از حدود هشت سال قبل طرحی راه افتاده تا خانههای تاریخی این منطقه به بومگردی تبدیل شود و تا کنون هفت واحد بومگردی فعال در آنجا شکل گرفته که اتفاقا مسافران خوبی هم داشتهاند. اینطور که مدنیان میگوید صدور پروانه دیگر برای پنج اقامتگاه بومگردی دیگر در دست بررسی است اما همهگیری ویروس کرونا سرمایهگذاری در این موارد را با اخلال مواجه کرده است و فقط میتوان به آینده امیدوار باشیم؛ به آمدن سرمایه و رفتن کرونا.
تصویر شعلههای خروشان، درختهای زغالشده و زمین سوخته برای تمام مردم جهان عادی شده است. از ایران تا ترکیه، یونان تا ایتالیا و کالیفرنیا تا بریتیشکلمبیا وقوع آتشسوزیهای گسترده، مناطق جنگلی و مسکونی بسیاری را تحت تاثیر قرار داده است. تغییرات اقلیمی و روند پرسرعت گرم شدن کره زمین، میزان و شدت وقوع این آتشسوزیها را بیشتر کرده است. مقابله با آتشسوزیهای گسترده و جنگلی کار آسانی نیست. زنان و مردان امدادگر که دل به آتش میزنند به خوبی آموزش دیدهاند تا آتشسوزیهای جنگلی را مهار کنند.
با اینکه تغییرات اقلیمی باعث وقوع آتشسوزیهای بیشتری شده و زمین با دمای بیشتر و سریعتری میسوزد، تکنیکهای اولیه مهار آتش با گذشت سالها تغییرات کمی داشته و کار آتشنشانان سختتر و فرسایشیتر شده است. ویتینگتون، مسئول پیشین روابط عمومی آتشنشانی آمریکا میگوید که تبعات گرم شدن کره زمین از مقابله با آتشسوزی پیشی گرفته است. به گفته ویتینگتون برای درک تغییر ماهیت آتشسوزیهای جنگلی باید شیوه مقابله آن را تغییر داد؛ روشهای مورد استفاده در گذشته، شیوه یادگیری و شیوه آموزش. ویتینگتون میگوید: «خطر همیشه وجود دارد. این بر عهده شماست که بخواهید چقدر در معرض خطر قرار بگیرید. این هنر آتشنشانی است.»
ممکن است تجهیزات مورد استفاده از لحاظ فنی تغییر چندانی نکرده باشند اما هنگام برنامهریزی از تجهیزات با تکنولوژی پیشرفته استفاده میشود.
امدادگران و آتشنشانان چگونه با این آتشسوزیها مقابله میکنند. بیشتر آمریکاییها از کودکی آموزش میبینند تا اگر زمانی دچار حریق شدند از تکنیک سه مرحلهای که شامل ایست (توقف کامل)، افتادن روی زمین و غلت خوردن (تا فردی که لباسش دچار حریق شده از رسیدن اکسیژن به آن جلوگیری کند) است، استفاده کنند. بعضیها حتی استفاده از پتوی مخصوص ضد آتش و کپسول آتشنشانی را بلدند.
آتشسوزیهای روزافزون و شرایط خطرناک، تکینکهای خاموش کردن آتش را به چالش کشیده است. اگر پیچیدگیهای تغییرات اقلیمی را نادیده بگیریم نمیتوانیم انتظار داشته باشیم آتشنشانان از ما محافظت کنند. از یک سو هلیکوپترها و تانکرهای هوایی برای پاشیدن آب و مواد شیمیایی مقاوم به آتش و از سوی دیگر امدادگران و آتشنشانان کار سخت و خستهکنندهای را برعهده دارند. برخی از این تکنیکها شامل سوزاندن منطقهای است که سر راه آتش در حال گسترش قرار دارد تا سوخت مورد نیاز آن قطع شود. تانکرهای آب نیز گاهی به کمک آتشنشانان میآیند و در برخی مناطق کوهستانی نیز ماموران آتشنشانی باید به همراه پمپ و شلنگ آتشنشانی از کوهها و تپهها بالا روند. اقدامات اولیه امدادگران، استفاده از تجهیزات لازم برای کندن زمین است تا مرزی بدون درخت و پوشش گیاهی به دور آتش درست کنند. امدادگران آنقدر زمین را میکنند تا به خاک معدنی برسند.
بسیاری از افرادی که این وظیفه را برعهده دارند کارگران فصلی هستند، برخی از آنها هم زندانی. کیت آنها شامل ابزار تخریب با تکنولوژی غیرپیشرفته مانند ارهبرقی و بیل است. «پولاسکی» وسیلهای است که دو سر متفاوت چسبیده بهم دارد: یک طرف تبر و طرف دیگر تیشهای که بتواند کپههای گل را از هم جدا کند.
قدرت و تناسب اندام امدادگران هم مسئله مهمی است. در کنار ۴۰ ساعت کلاس آموزشی، آتشنشانان باید نشان دهند که میتوانند ۴۵ دقیقه در حالی که جلیقهای ۲۰ کیلویی به تن دارند راه بروند. این جلیقهها جایگزین وسایل سنگینی است که باید برای مهار آتش به همراه داشته باشند. این وسایل شامل ابزارآلات، رادیو، مواد غذایی، آب و همچنین سرپناه قابل حملی است که ماموران آتشنشان بتوانند زمانی که آتش خیلی نزدیک شده از خود حفاظت کنند. به گزارش نیویورک تایمز دولت آمریکا از سال ۱۹۷۷ حمل چادرهای کوچک و تاشو را برای آتشنشانها اجباری کرد که تاکنون جان صدها نفر را نجات داده است. بافت فویل و سیلیکای این چادرها، از آتشنشانها در برابر دود و گرمای شدید محافظت میکند اما در برابر شعله مستقیم مقاوم نیست. همهگیری ویروس کرونا و تغییرات اقلیمی کار امدادگران را مشکلتر کرده است. بیماری کووید-۱۹ باعث کاهش تعداد زندانیانی شد که در عملیات ضد حریق کالیفرنیا شرکت میکنند. در عین حفظ فاصلهگذاری اجتماعی در میان امدادگران کار بسیار مشکلی است.
قدم اول: آمادهسازی
وبسایت منابع طبیعی و محیط زیست کانادا در توضیح شیوههای مقابله با آتشسوزیهای جنگلی مینویسد که در مرحله اول جان آتشنشان و امنیت عمومی در اولویت قرار دارند. آگاهی از شیوه رفتار آتش برای آتشنشانان حیاتی است. فاکتورهای بسیاری بر آتشسوزیهای جنگلی و میزان سختی کنترل آن تاثیر میگذارند. سه ضلع مثلث رفتار آتش شامل شرایط آبوهوایی، توپوگرافی و محرکهاست. برای مهار آتش، دما، سوخت یا اکسیژن باید حذف شوند. کپههای گل و آب یا استفاده از مواد شیمیایی اکسیژن مورد نیاز حریق را حذف میکند. آتشنشان نیز میتواند با استفاده از تجهیزات دستی مانند بیل، تبر یا پولاسکی آتشهای کوچک را خاموش کنند. آتشسوزیهای بزرگتر به تجهیزات و افراد بیشتر، موتور، پمپ، بولدوزر، هلیکوپتر و تانکهای هوایی نیاز دارد. تانکهای هوایی آتش را خاموش نمیکنند. این کار بهوسیله آتشنشانان روی زمین انجام میشود. آتشنشانانی که به مناطق جنگلی اعزام میشوند همزمان در جهتهای مختلف با آتش مقابله میکنند و همواره از تغییرات شعلهها آگاهی دارند. این آگاهی از موقعیت بسیار مهم است. منطقهای که در آتش میسوزد بیشتر گنبدی شکل است تا اینکه مثل تخته شطرنج صاف باشد. الکساندر هلد، کارشناس آتشسوزیهای گسترده میگوید که مالکان زمین و مقامات کشورها میتوانند شیوههای بهتری را برای آمادهسازی به منظور مقابله با آتشسوزیهای جنگلی انجام دهند. اولویت با مدیریت میزان پوشش گیاهی است که ممکن است موجب فراگیری آتش شود. میتوان از تجهیزات ماشینی یا انتقال چراگاهها به آن مناطق استفاده کرد. اگر آتشسوزیهای جنگلی به علفزارها برسند کم کم خاموش میشوند چون سوخت کافی به آنها نمیرسد.
تشخیص دود
به گفته الکساندر بسیاری از کشورهایی که در معرض آتشسوزیهای جنگلی قرار دارند از سیستم هشداردهنده زودهنگام استفاده میکنند. کنترل دما، سطح اکسیژن، رطوبت و سرعت باید تخمین زده شود. اگر خطر آتشسوزیها بالاتر رود، از ماموران آتشنشانی بیشتری استفاده میشود، تانکرها آماده میشوند و خلبانهای هواپیماهای آتشنشانی در حالت آمادهباش قرار میگیرند. اولین قدم تشخیص دود است که یا شهروندان اعلام میکنند و یا در مناطق دورافتاده با استفاده از دوربینها و برجهای مراقبت تشخیص داده میشوند.
اولین حمله
کرستن لانگمید، آتشنشان اهل استرالیا در گفتوگو با بیبیسی میگوید تیم ضربت در ابتدا به منطقه اعزام میشوند. آنها مامورانی هستند که تجهیزات مناسب و ماشینهای حاوی تانکر آب را حمل میکنند. اگر دسترسی به منطقه آتشگرفته دشوارتر باشد، هواپیماها و هلیکوپترهای کوچک خیلی سریع فرستاده میشوند. آنها معمولا تخمین میزنند که وسعت آتشسوزی چقدر است. در این مرحله از تکنیکهای خشک یا تر استفاده میشود. استفاده از تکنیک خشک حفاری زمین حول منطقه آتشگرفته است که آتش محصور شود و آنقدر بسوزد تا خاموش شود.
اگر آتش در این مرحله کنترل نشود، مرحله بعدی استفاده از منابع بیشتر است. هر چه آتش زمان بیشتری برای سوختن داشته باشد، بزرگتر میشود و کنترل آن سختتر.
به گفته لانگمید، زمانی که مراحل اولیه کنترل آتشسوزی جواب ندهند، تیم کنترل حادثه تشکیل میشود. این بدان معنی است مسئولان از دفتر خود عملیات را هدایت میکنند و استراتژی گستردهتری را در نظر میگیرند.
اگر آتشسوزی نزدیک به منطقه شهری باشد، از هر تکنیکی استفاده میشود. اینجا البته تکنیک مورد استفاده به نوع زمین بستگی دارد.
اگر میزان آتشسوزی شدید باشد و فرستادن ماموران و ماشینهای آتشنشانی جان آنها را به خطر بیندازد باید از شیوههای غیرمستقیم استفاده کرد. در این روش از هواپیماها استفاده میشود. سوزاندن پوشش گیاهی پیش رو از گستردگی آتش جلوگیری کرد.
مهار کامل آتش
زمانی که آتشسوزی تحت کنترل قرار بگیرد و گستردهتر نشود روند خاموش کردن آتشهای باقیمانده شروع میشود. ماموران آتشنشانی از اطراف وارد میشوند و آتش درختان را خاموش میکنند. آنها اطمینان حاصل میکنند که دمای آنچه اطراف منطقه قرار دارد سرد شده باشد. در شرایط آبوهوایی خشک، چند روز یا چند هفته بعد از آتشسوزی، اگر منطقهای همچنان داغ باشد و باد شدت بگیرد، یک جرقه کافی است تا دوباره شعلههای آتش خروشان شوند.
پس از مهار آتش
به گفته کرستن حتی هفتهها بعد از سرد شدن آتش، آتشنشانها به منطقه سر میزنند تا اطمینان حاصل کنند منطقه امن است. آنها منطقه را پایش میکنند تا مطمئن شوند درخت شکنندهای جان شهروندان را به خطر نیندازد.
بعد از هر آتشسوزی گسترده، زندگی ساکنان آن مناطق ممکن است تا سالها بعد تحت تاثیر قرار میگیرد. اختلال پس از بحران یکی از مسائلی است که دولت استرالیا آن را جدی میگیرد و برای شهروندان آسیبدیده مشاوره تامین میکند تا زندگی و کسب و کار خود را دوباره به راه بیندازند. آتشنشانها سعی میکنند در جنگ با آتش احساساتی نشوند. آنها ممکن است بعد از ۱۰ ساعت تلاش مزارع و خانههایی را ببینند که در آتش میسوزند. اما زمانی که آتش مهار شود آنها به ارزش کار خود پی میبرند.
۴ مدال و صعود به جایگاه شانزدهم
ورزشکاران ایرانی در پنجمین روز بازیهای پارالمپیک توکیو در پنج رشته ورزشی رقابت کردند و موفق به کسب دو مدال طلا و دو مدال نقره شدند. به گزارش ایسنا، در پنجمین روز از بازیهای پارالمپیک توکیو ورزشکاران ایران در رشتههای تیروکمان، دوومیدانی، جودو و وزنه برداری مسابقه دادند که وحید نوری و خیرالله زاده در جودو موفق به کسب مدال طلا و علیرضا مختاری در دوومیدانی و حامد صلحی پور در وزنهبرداری موفق به کسب مدال نقره شدند.
در روزهای گذشته روحالله رستمی در وزنهبرداری به مدال طلا، امانالله پاپی در دوومیدانی به مدال نقره و امیر جعفری در وزنه برداری به مدال نقره رسیده بودند. اکنون ایران با ۳ مدال طلا و ۴ مدال نقره در رده شانزدهم جدول مدالی قرار دارد. فرزانه عسگری در مرحله یک شانزدهم نهایی مسابقات کامپوند بازیهای پارالمپیک ۲۰۲۰ توکیو به مصاف کارمن روبیو از اسپانیا رفت و با ۱۴۰ بر ۱۳۴ به برتری رسید. او در نهایت به جمع نفرات برتر رقابتهای کامپوند انفرادی بازیهای پارالمپیک ۲۰۲۰ توکیو راه پیدا کرد.
تیم میکس کامپوند ایران متشکل از فرزانه عسگری و رمضان بیابانی در مرحله یک چهارم نهایی مسابقات تیروکمان بازیهای پارالمپیک توکیو به مصاف تیم بریتانیا متشکل از ناتان مککویین و جسیکا استرتون رفت. ملیپوشان ایران با نتیجه ۱۵۳ بر ۱۵۱ مقابل حریفان بریتانیایی پیروز شدند و جواز صعود به مرحله نیمه نهایی را به دست آوردند. تیم میکس کامپوند ایران در مرحله نیمه نهایی به مصاف تیم چین رفت و با نتیجه ۱۴۶ بر ۱۵۰ شکست خورد و شانس دستیابی به مدال طلا را از دست داد. این تیم با این نتیجه راهی دیدار رده بندی برای مدال برنز شد که در این مسابقه هم با نتیجه 151 بر 153 به روسیه باخت و چهارم شد.
تیم ملی بسکتبال با ویلچر ایران در چهارمین مسابقه خود به مصاف انگلیس یکی از سختترین رقبای خود رفت و با نتیجه ۶۹ بر ۵۷ شکست خورد. این سومین شکست تیم ملی بسکتبال با ویلچر در بازیهای پارالمپیک توکیو بود. بسکتبالیستهای ایرانی پیش از این مقابل استرالیا و آمریکا شکست خورده و برابر الجزایر به برتری رسیده بودند. علیرضا مختاری در ماده پرتاب وزنه کلاس f۵۳ با هشت حریف از کشورهای دیگر رقابت کرد و با بهترین پرتابش به طول ۸ متر و ۴۸ سانتی متر صاحب مدال نقره شد. مختاری در حرکت نخست خود وزنه را ۷ متر و ۸۶ سانتی متر پرتاب کرد و پرتاب دومش خطا شد. این ورزشکار در پرتاب سوم خود دست به کار بزرگی زد و وزنه را به طول ۸ متر و ۴۸ سانتی متر انداخت. پرتاب چهارم مختاری ۸ متر و ۳۶ سانتی متر و پرتاب پنجمش ۶ متر و ۸۶ سانتی متر بود. وحیدعلی نجیمی در مسابقات دو ۱۰۰ متر بازی های پارالمپیک توکیو در مرحله گروهی با زمان ۱۱ ثانیه و ۱۸ صدم ثانیه از خط پایان عبور کرد ولی نتوانست جواز حضور در مرحله نهایی را کسب کند. وحید نوری دارنده طلای قهرمانی جهان در دسته منهای ۹۰ کیلوگرم پارالمپیک توکیو در دور نخست با قرعه استراحت روبرو بود. او در نخستین مبارزه خود به مصاف سیلوا از برزیل رفت و توانست با امتیاز ایپون حریف را ضربه فنی کند. نوری در مرحله نیمه نهایی برابر لات چومانایا از فرانسه قرار گرفت و در این مبارزه سخت در چهار دقیقه قانونی نتوانست امتیازی را کسب کند و کار به امتیاز طلایی رسید ولی نوری در نهایت توانست با امتیاز طلایی از سد حریفش عبور کند و به فینال برسد. او در فینال وزن منهای ۹۰ کیلوگرم به مصاف استیوارت الیوت از انگلیس رفت که در این رقابت کار راحتی پیش رو نداشت اما در نهایت توانست حریف خود را با امتیاز ایپون شکست داده و مدال طلای پارالمپیکی را به افتخارات خود اضافه کند. محمدرضا خیرالله زاده نماینده ایران در وزن۱۰۰+ کیلوگرم جودوی پارالمپیک توکیو و دارنده مدال طلای جهانی، با پیروزی مقابل تئودور سوبا از جامائیکا به نیمهنهایی این رقابت ها صعود کرد. او در مبارزه هوشیارانه موفق شد در کمتر از دو دقیقه با ضربه فنی” ایپون” بر حریف خود غلبه کند. او در دومین مبارزه خود در مرحله نیمه نهایی به مصاف جانگجون چوئی از کره جنوبی رفت و موفق شد حریف خود را با ایپون شکست دهد و به فینال راه یابد. او در دیدار فینال این وزن با غلبه بر چیکویدزه حریف سرسخت گرجستانی با ایپون در کمتر از سه دقیقه به برتری دست یافت و مدال خوشرنگ طلا را بر گردن آویخت.
سیدحامد صلحیپور در مسابقات دسته ۹۷- کیلوگرم وزنه برداری در کنار ۷ ورزشکار دیگر به روی تخته رفت. او توانست در حرکت آخر خود وزنه ۲۲۲ کیلوگرم را ثبت کند و به مدال نقره پارالمپیک توکیو برسد. پیش از این برای پارا وزنه برداری روح الله رستمی مدال طلا و امیر جعفری مدال نقره کسب کرده بودند.
برنامهریزی جدید برای توزیع یارانهها
رئیس جمهور در اولین جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت از اعضای این ستاد درخواست کرد که برای توزیع یارانهها برنامهریزیها و سازماندهی انجام شود او همچنین تیم اقتصادی دولت را مکلف کرد که برای کنترل بازار ارز و نرخ تورم، اقدامات فوری و سازمان یافتهای انجام دهد.
نخستین جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت روز یکشنبه با حضور اعضای جدید و به ریاست سید ابراهیم رئیسی برگزار شد و در این جلسه راهکارهایی فوری برای اجرایی کردن رهنمودهای مقام معظم رهبری در دیدار اعضای دولت سیزدهم به منظور حل مشکلات و ایجاد ثبات پایدار اقتصادی در کشور مورد بررسی و تصمیم گیری قرار گرفت.
حجت الاسلام و المسلمین سید ابراهیم رئیسی در این جلسه ضمن قدردانی از عنایات و رهنمودهای رهبرمعظمانقلاب تاکید کرد: محورهای اقتصادی این فرمایشات باید از طریق دبیرخانه ستاد و هر یک از اعضای تیم اقتصادی دولت، به طور دقیق و مستمر پیگیری و اجرایی شود.
رئیس جمهور با اشاره به ۱۰ محور مهم اقتصادی مطرح شده در رهنمودهای مقام معظم رهبری تصریح کرد: پیوند نزدن مشکلات اقتصادی به مذاکرات هسته ای و نتایج آن باید همواره مورد توجه همه اعضای دولت به ویژه ستاد هماهنگی اقتصادی قرار بگیرد و باید محور اصلی در تصمیم گیری ها ظرفیتهای داخلی و تکیه بر نیروهای فعال و جوان و آماده به کار باشد.
رئیسی توجه لازم و دقیق به اصل مهم عدالت ورزی در تمام تصمیمات دولت و بخشنامه های اجرایی را ضروری دانست و گفت: همه تصمیمات دولت باید پیوست عدالت ورزی داشته باشد و بر این مبنا پیگیری و با اقتدار اجرایی شود.
رئیسی با اشاره به ضرورت شناخت زوایای پیدا و پنهان یارانهها و اهمیت اشراف دولت بر این موضوع، اظهار داشت: برای توزیع عادلانه و بهرهمندی عموم مردم به ویژه دهکهای پایین جامعه از یارانه، برنامه ریزیها و سازماندهی لازم صورت بگیرد.
رئیسجمهور در این نشست همچنین بهبود فضای کسب و کار و اصلاح و تقویت نظام بانکی را از وظایف و دستور کار ستاد هماهنگی اقتصادی برشمرد و با اشاره به لزوم اجرای دقیق سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی و برطرف کردن اشکالات و موانع خصوصی سازی گفت: این ستاد بررسی های لازم را در این زمینه انجام داده و راهکارهای دقیق و در عین حال سریع اجرای آن را ارائه کند.
رئیسی همچنین به تیم اقتصادی دولت ماموریت داد با استفاده از تجربه ها و دیدگاههای نخبگان هرچه سریعتر بودجه دولت و راهکارهای تقویت ارزش پولی را بررسی و ارائه کند.
انسجام در تصمیمگیری و عملکرد تیم اقتصادی دولت، فعال کردن سامانههای مورد نیاز برای برقراری نظام ارتباطی مستمر و شفاف بین بخشهای اقتصادی و روان سازی امور در این زمینه از جمله دیگر محورهای مورد تاکید رئیس جمهور در این نشست بود.
در این جلسه همچنین تیم اقتصادی دولت مکلف شد در مورد کنترل بازار ارز و نرخ تورم، اقدامات فوری و سازمان یافته انجام دهد به نحوی که مردم اثرات آن را در زندگی خود احساس کنند و اطمینان یابند که دولت در این زمینه اهتمام لازم را بکار گرفته است.
آب ژرف و غفلت از راهکارهای اساسی چالش کمآبی
آنچه ریاست محترم جمهور در جلسه شورای اداری خوزستان فرمودند، به حق عصاره آن چیزی بود که چندین سال متخصصان حوزه مدیریت منابع آب از حکمرانی آب در کشور انتظار داشتند: «مشکل آب خوزستان، مشکل مدیریت آب است». به فاصله یک روز پس از این اظهار توجه شخص اول دولت به موضوع مدیریت آب در خوزستان، و انتظار تسری آن به مسئله مدیریت آب در کل کشور، گفتوگوی وزیر نیرو مبنی بر اتخاذ راهکار حل مسئله تامین آب مورد نیاز در شرق کشور، از طریق پروژه استخراج آبهای ژرف، موجب نگرانی در ایجاد فاصله بین اقدامات مورد نیاز و تعدیل ناترازی بین منابع و مصارف در این منطقه است.
طبیعت تخریب میشود چون آموزش ندیدهایم
به موضوع استخراج آب ژرف میتوان نهایتا در سطح یک پروژه یا تکنیک پرداخت. ولی اینکه انتظار داشته باشیم یک پروژه بتواند در سطح راهکار به حل یک چالش اساسی -که عدم توازن بین منابع و مصارف سیستان و بلوچستان است- در اندازه برنامههای وزیر نیرو جای گیرد، نتیجه مورد انتظار را با 4 اشکال جدی مواجه میسازد:
1.حتی اگر عدد EC دوازده هزار اعلامی وزیر را هم قبول کنیم، چنین کیفیت آبی عملا برای هیچ یک از مصارف شرب، کشاورزی و صنعت به طور مستقیم قابل استفاده نبوده و علاوه بر محاسبه هزینه استخراج نیازمند صرف هزینه پروسه مضاعف شیرینسازی آب در فاز بهرهبرداری از این منابع خواهد بود.
2.صرف هزینه 25 میلیارد تومانی از محل اعتبارات بودجه سال 1396 – معادل کنونی 70 میلیارد تومان- برای حفر دو چاه با دبی کمتر از 20 لیتر بر ثانیه (2 میلیون مترمکعب در سال) برای آن را، اگر با میزان تبخیر سالانه 320 میلیون مترمکعبی از چاه نیمههای منطقه سیستان در حالت ظرفیت نرمال مخزن، مقایسه کنیم، خواهیم دید حتی اگر در مقام مقایسه بین دو پروژه خاص برای سیستان، قرار باشد آب ژرف مورد اعتبارسنجی قرار گیرد، قطعا در برابر اقداماتی نظیر کاهش تبخیر از سطح آب شیرین چاه نیمه های همین منطقه نیز بازنده خواهد بود.
3.طبق برآوردهای موجود در یک روند رو به رشد حدود 10 درصد از برق مصرفی کشور برای پمپاژ آب از چاههای کشاورزی مصرف میشود. در شرایطی که ناترازی برق کشور، تمامی ارکان کشور را درگیر خود کرده است و برای هر چند مگاوات مصرف برق خانگی ناگزیر به اعمال خاموشیهایی در بخش تولید کشور شدهاند. چگونه ممکن است برای پمپاژ آب از عمق 2192 متری شهرستان زابل در اوج گرمای تابستان همزمان با اوج مصرف آب در کنار مصرف برق کشور، صنعت برق امکان تامین برق دو مگاواتی برای پمپاژ هر لیتر آب از این چاهها را داشته باشد؟
4.مهمترین نتیجهای که پرداختن به این دست پروژهها از قبیل آب ژرف، آب کارستی، شیرینسازی آب دریا و حتی طرحهای انتقال آب در کشور در پی خواهد داشت، علاوه بر سوق دادن سهم قابل توجهی از منابع اعتباری اندک بخش آب کشور به سمت اجرای چنین پروژههایی، غافل کردن نظام حکمرانی آب کشور از پرداختن به مسائل اساسی و راهکارهای اصلی مدیریت آب است.
بازگردیم به سخن جناب رییس جمهور؛ نه تنها مشکل آب خوزستان بلکه حتی مشکل آب سیستان و بلوچستان و تمام سرزمین ایران، مشکل کمبود منابع آب نبوده و مشکل در مدیریت منابع آب است. پس لازم است وزیر نیرو نیز با استعانت از این رویکرد دولت، راهبردهای دوره مدیریت چهار ساله خود را صرف امور کلیدی این حوزه ناشی از برداشت و مصرف بیش از سقف مجاز برداشت از منابع آب تجدید پذیر اقصی نقاط کشور نمایند. آب ژرف هم بماند برای بخش خصوصی و تامین نیاز صنعتی موجود از طریق اجرای این دست پروژهها در مناطق کویری کشور و یا احیانا فروش آب در بازار قابل رقابت آبی که در حال شکل گیری در این مناطق است.
در حوضه آبریزی که همچنان پروژه افزایش مصرفی 46 هزار هکتار کشاورزی، 850 میلیون یورویی آن به مرحله بهرهبرداری کامل نرسیده تا نتیجه این هزینهکرد خارقالعاده در منطقه را نمایان سازد؛ اختصاص ردیف اعتباری 200 میلیارد تومانی برای افزایش عرضه آب عجیب به نظر میرسد. این تصمیم بیش از آن برای تعدیل اضافه مصارف ایجاد شده گذشته عمل کند حکایت از آن دارد که دو موتور هواپیمای توسعه اقتصادی منطقه سیستان در خلاف جهت هم نصب شدهاند و پیش از تزریق اعتبارات جدید سوخترسانی به آن دو موتور، باید یکی را باز کرد و هم جهت با دیگری نصب کرد.
آییننامه مقابله با آلودگی صوتی فراموش شد
|پیام ما | پایش برخط آلودگی صوتی در تهران وضعیت 12 نقطه را خطرناک توصیف کرده است. مناطق بعثت، بزرگراه افسریه، آذری، شهید گمنام، میدان خراسان، نواب صفوی، نیروی هوایی و شیخ صفی از جمله مناطقی هستند که وضعیت آلودگی صوتی آنها خطرناک عنوان شده و با رنگ قرمز نیز نشانهگذاری شده است. در سالهای اخیر برای بهبود وضعیت آلودگی صوتی در شهرداری تهران، کارگروهی تشکیل شد. کارگروهی که در ماههای اخیر به واسطه شیوع بیماری کرونا، منظم تشکیل نشد اما در ماههای قبلترش راهکارهایی برای کاهش این معضل در پایتخت به کار گرفته بود. استفاده از دیوارهای صوتی در بزرگراهها، انتقال کارگاههای پرسروصدا به خارج از محدوده شهری و … از جمله راهکارهایی بودند که در سالهای اخیر برای کاهش آلودگی صوتی شهر تهران، استفاده شدند اما آنچنان که باید موفقیتآمیز نبودند. بسیاری ریشه این عدم توفیق را در نبود قانون عنوان میکنند. با این حال دیروز رئیس اداره پایش و مدیریت منابع و شاخصهای محیط زیست ادارهکل محیط زیست و توسعه پایدار علت آلودگی صوتی و افزایش آن را در ماههای اخیر در نبود ضمانت اجرایی و کارایی لازم قوانین دانسته است.
به گزارش پیام ما، غلامرضا پدیدار، رئیس اداره پایش و مدیریت منابع آب و شاخصهای محیط زیستی ادارهکل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران با معرفی آلودگی صوتی به معنایی تولید صدایی ناخواسته که باعث برهم زدن آرامش و تمرکز افراد میشود، گفت: عمدهترین منابع سر و صدا در محیطهای شهری ناشی از وسایل حملونقل است که عمدتا به سه گروه اصلی ترافیک جادهای، ترافیک هوایی، ترافیک ریلی تقسیم میشوند. در این بین سروصدای ناشی از وسایل حمل و نقل جادهای شامل موتورسیکلت، ماشینهای سواری، ماشینهای سنگین و نیمهسنگین سهم عمدهای در تولید آلودگی صوتی شهرها بخصوص شهر تهران دارند.
به گزارش «پیامما»، از ابتدای دهه 80 تاکنون که آلودگی صوتی وارد ادبیات شهری شد، حدود 43 ایستگاه سنجش صوت در جای جای پایتخت مستقر شدند. ایستگاههای سنجش صوت اما به دلیل از کارافتادگی و نوسان برق از رده خارج میشدند و تعدادشان کمتر میشد. جستوجوها در سایت شهرداری نشان میداد که ایستگاههای صوتی به 36 عدد رسیده است. پدیدار در این راستا گفته است: براساس سنجشهای انجام شده توسط شرکت کنترل کیفیت هوای تهران میانگین تراز صوتی بزرگراههای شهر تهران در روز بین 70 تا 80 دسیبل است. بر اساس دادههای سازمان فناوری اطلاعات شهرداری تهران، 70 درصد کاربریهای مجاور بزرگراهها مسکونی است و استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست برای کاربری مسکونی در طول روز 55 دسیبل است. به گفته پدیدار این آمارها یعنی تراز صوتی بزرگراهها از حد استانداردش بسیار بالاتر است. رئیس اداره پایش و مدیریت منابع و شاخصهای محیط زیست اداره محیط زیست شهرداری تهران با اشاره به اینکه اکنون 36 ایستگاه فعال سنجش تراز صوتی شهر تهران را انجام میدهند، اعلام کرده است که اطلاعات به صورت آنلاین در سامانه برخط آلودگی صدای شهرداری تهران قابل رویت است. او همچنین گفته است: میانگین تراز صوتی این ایستگاههای در دوره زمانی روز و شب در سال 1400 به ترتیب 82/ 68، 33/ 66 دسیبل است که فراتر از حد استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست است.
او درباره قوانینی که تاکنون برای جلوگیری از آلودگی صوتی در شهر تهران و میزان بازدارندگی آنها گفته است: با وجود اینکه چندین بار مقررههای هم برای مقابله با آلودگی صوتی تهیه و تدوین شده ولی باید در نهایت تاسف ابراز داشت که این آییننامه هم همانند بسیاری از قوانین و آییننامههای دیگر تا حد زیادی به دست فراموشی سپرده شده است.
آنطور که قوانین و مقررات شهرداریها در ایران نشان میدهد، مساله آلودگی صوتی در قانون حفاظت و بهسازی مصوب سال 53 و ماده 104 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی و اجتماعی وفرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۷۹ که مطابق ماده ۷۱ قانون برنامه چهارم توسعه برای سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ نیز تنفیذ شده به صورت ضمنی، در ماده ۲۷ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ۱۳۷۴، آئیننامه اجرایی نحوه جلوگیری از آلودگی صوتی مصوب ۱۳۷۸ و ماده ۸ و جدول ۵ آییننامه اجرایی بند (ج) ماده ۱۰۴ قانون برنامه سوم توسعه مصوب ۱۳۷۹ صراحتاً مسئله آلودگی صوتی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین مصوبه شورای عالی محیط زیست شماره ۲۳۶ راجع به حد مجاز آلودگی صدا در هوای آزاد ایران مصوب ۱۳۸۱ و مصوبه پیشنهادی سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت صنایع و معادن در ارتباط با تعیین حد مجاز آلودگی صوتی در خودروهای تولید داخل مورخ ۱۳۸۴ در خصوص آلودگی صوتی تدوین شده است. این مقام مسئول در شهرداری تهران تاکید کرد: آییننامه اجرایی جلوگیری از آلودگی صوتی مشتمل بر ۱۳ ماده و ۶ تبصره مشخص ترین قاعده حقوقی کشورمان در زمینه جلوگیری از آلودگی صوتی است. با وجود این همه قانون در این خصوص توجه به مساله آلودگی صوتی به علت این که اثرات مخرب آن بطور آنی در جامعه پیدا نیست و مضرات طولانی مدت دارد بسیار کم است.
یکی از عوامل اصلی ایجاد آلودگی صوتی در پایتخت هم مربوط به کارگاههای ساختمانی در شهر تهران است. این کارگاهها از دستگاههایی استفاده میکنند که بیش از حد مجاز آلودگی صوتی ایجاد میکنند و به نظر میرسد که تاکنون برای مقابله با این آلودگی اقدام خاصی صورت نگرفته است. چنانچه رئیس سابق کمیسیون محیط زیست شورای شهر تهران اعلام کرده بود: متاسفانه تاکنون اقدامات بازدارندهای برای کاهش آلودگی صوتی این کارگاهها صورت نگرفته است. با این حال باید دید مدیریت ششم شهر تهران برای جلوگیری از مقابله با آلودگی صوتی چه راهکاری اتخاذ میکند.
تداوم خاموشیها از زمستان تا زمستان
زمستان گذشته، روزهای پر التهابی بر مردم و متولیان حوزه انرژی گذشت. کمبود گاز، نبود سوخت نیروگاهی و خالی بودن سدها و نبود توان تولید برق در نیروگاههای برقآبی دست به دست هم دادند تا مردم هم در شهرهای بزرگ با هوای بسیار آلوده که ناشی از مازوتسوزی نیروگاهها بود، زمستان را سپری کنند و هم با خاموشیهای مکرر و اغلب بدون برنامه خسارات بسیاری را متحمل شوند. حالا با اظهاراتی که از سوی مسئولان میشنویم، به نظر میرسد شرایطی مشابه در زمستان امسال خواهیم داشت. چند روز پیش معاون هماهنگی توزیع توانیر از احتمال وقوع خاموشیها در زمستان خبر داد و جواد اوجی وزیر نفت در نخستین اظهارات خود در کسوت وزارت، نسبت به تامین سوخت نیروگاهها در زمستان پیش رو ابراز نگرانی و تامین سوخت زمستانی را بهعنوان نخستین دستور کار وزارت نفت مطرح کرد.
در آخرین روزهای تابستان، اظهارات مسئولان وزارت نیرو و نفت گویی بنا دارند مردم را برای فرارسیدن زمستانی سخت آماده کنند. قرار است امسال هم زمستان همراه با خاموشی از راه برسد. سال گذشته کمبود برق کشور پشت خاموشی معابر به بهانه کرونا پنهان شد و زمستان به هر طریق بود گذشت به این امید که در 6 ماه نخست امسال تدبیری اندیشیده شود تا زمستان به سیاق سال پیش نباشد. اما شواهد خبر از این میدهد که باز هم نبود فرهنگ مصرف انرژی مردم قرار است متهم اصلی چالش کمبود سوخت در کشور باشد. سال گذشته بخشی از تقصیر متوجه ماینرها و استخراج رمز ارزها شد، امسال اما دولت هرگونه فعالیت ماینرها را تا پاییز ممنوع اعلام کرد. اما خاموشیها همچنان ادامه داشت و گویی ادامه خواهد داشت. وزارت نیرو همچنان در حال تدوین و انتشار جداول خاموشی برای شهرهای بزرگ است. صنایع به شدت از خاموشیهای مستمر آسیب دیدهاند. مزارع مجاز استخراج رمز ارز تعطیل هستند اما همچنان چرخ ماینرها برای عدهای میچرخد، همان عده مجهولی که گویی کسی یاری مواجهه و برخورد با آنها را ندارد. وزیر جدید نیرو میگوید بهتر است برق تولیدی نیروگاههای برقآبی را صادر کنیم و برق کشور را از طریق نیروگاههای حرارتی تامین کنیم. سخنگوی صنعت برق هم از آمادگی صادرات برق به افغانستان و پاکستان خبر میدهد. در همین شرایط گزینه خاموشیهای زمستانه هم در کشور روی میز است.
زمستان خاموش در راه است
دوشنبه چهارم مرداد ماه غلامعلی رخشانیمهر معاون هماهنگی توزیع توانیر از احتمال وقوع خاموشیها در زمستان خبر داد و به ایسنا گفت: «برنامهریزی برای تامین برقی یک مساله پیوسته است. از هم اکنون بحث تامین برق سال آینده و پیشبینی مصرف برای سال آینده و سالهای آتی در حال انجام است. همینطور برای زمستان امسال برنامهریزی تامین برق را از هم اکنون آغاز کردیم چرا که ممکن است مصرف گاز در بخش خانگی منجر به محدودیتهای سال گذشته در صنعت برق شود» عباس علیآبادی مدیرعامل گروه مپنا هم میگوید: «به دلیل کمبود سوخت، احتمال بروز مشکل در فصل زمستان وجود دارد. با وجود اینکه در کشور سرمایهگذاریهای زیادی انجام شده است، اما همچنان کمبود وجود دارد بنابراین ما نگران تامین برق در زمستان و البته تابستان سال آینده نیز هستیم»
برای حل مشکلات ریشهدار حوزه انرژی در کشور، راهکارهای متعددی مطرح میشود. برخی نیروگاهسازی را تنها راه برون رفت از این شرایط میدانند و به زعم برخی تغییر سوخت نیروگاهی میتواند از بروز بحران پیشگیری یا آن را مرتفع کند. بسیاری هم معتقدند اصلاح الگوی مصرف میتواند عقلانیترین راه برای حل این مشکلات باشد. البته بعضی هم بیتوجهی به ظرفیت بالای کشور در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر را دلیل بروز بحران انرژی در کشور میدانند و عدهای نبود مدیریت متمرکز در این بخش را. شاید بتوان برای هر کدام از این عوامل سهمی در نظر گرفت و همگی آنها را پذیرفت، نتیجه این پذیرش اینکه برای بیرون رفتن از این وضعیت باید تمام موارد ذکر شده اصلاح و به شکلی اصولی و بر مبنای علمی مورد توجه قرار گیرند. اما توجه و تمرکز بر یکی از این عوامل و نادیده گرفتن باقی آنها همان نتیجهای را حاصل میکند که سالهاست با آن روبهرو هستیم. شهرهای آلوده و خاموش، سدهای خالی و انرژیها و ظرفیت هایی که تلف میشوند.
گازوئیل و نفت کوره جایگزینی بود که سال گذشته به یاری نیروگاهها آمد تا زمستان به گونهای از سر بگذرد. زمستان از سر گذشت اما با روزهایی که آلودگی شهرها مرز هشدار را رد کردند. شهروندان تهران و اصفهان وبسیاری شهرهای دیگر، هوایی برای تنفس نداشتند و باید انتخاب میکردند: «هوای آلوده یا خاموشی؟» بسیاری از کارشناسان میگویند استفاده از میعانات گازی میتواند جایگزین بهتری برای سوخت نیروگاهی باشد. البته مطالعات موجود نشان میدهد این جایگزین هم آسیبهایی به تجهیزات نیروگاهی وارد میکند و هزینههای در پی دارد. با این حال شاید تبعات استفاده از میعانات گازی در نیروگاههای حرارتی به مراتب کمتر از مازوت باشد. از طرفی گفته میشود جایگزینی این سوخت میتواند تا 50 درصد از ناترازی را پوشش داده و مانع از بروز خاموشیها در زمستان شود و از منظر محیط زیست هم به اندازه مازوت بحران آفرین و مسئلهساز نخواهد بود. تابستان سال گذشته معاون امور برق وزیر نیرو درباره استفاده از میعانات گازی به عنوان سوخت نیروگاهها، گفته بود: «یکی از شرکتهای دانش بنیان و سازنده ایرانی در حال مطالعه و بررسی تغییر طراحی توربینهای گازی نیروگاهها است تا بتوانند از میعانات گازی به عنوان سوخت نیروگاه استفاده کنند. هزینه تولید برق از میعانات گازی به عنوان سوخت نیروگاهی تفاوت چندانی با هزینه تولید برق با گاز طبیعی ندارد» این امر اما مستلزم این است که زیرساختهای نیروگاهی کشور هم ظرفیت این تنوع سوخت را داشته باشند.
موضوع دیگر حمایت از نیروگاهسازی است. موضوعی که وزیر نیرو هم در برنامه خود به آن اشاره کرده و وعده افزایش ظرفیت نیروگاهی را داده است. اما مخالفان این روند معتقدند مشکل کار جای دیگری است. از جمله مدیرعامل مپنا که بر این اعتقاد است: «برای جلوگیری از بروز خاموشی باید صرفهجویی کرد. آب و برق در کشور ما ارزش ندارد و همین موضوع دلیل بیتفاوتی مشترکان در نوع مصرف آنها شده است. باید به این کالا ارزش داد تا مصرفش کاهش پیدا کند. ۸۵ مگاوات نیروگاه برق در کشور نصب شده که اگر دولت از ما حمایت کند مپنا میتواند در دو سال آینده ۶ هزار مگاوات نیروگاه بسازد. اما این کار چارهساز نیست. باید الگوی مصرف اصلاح شود»
برنامههای وزیر برای حل بحران
«اصلاح نظام تعرفهگذاری آب و برق، افزایش ۴۰ هزار مگاوات به ظرفیت برق کشور به تفکیک؛ الزام صنایع عمده و انرژی بر به سرمایهگذاری در احداث نیروگاه، تبدیل نیروگاههای گازی به سیکل ترکیبی، توسعه نیروگاه های تجدیدپذیر، مدیریت مصرف هر کدام به میزان ۱۰ هزار مگاوات، جبران حداقل نیمی از ۱۳ هزار مگاوات ناترازی برق کشور در سال اول و تعهد به عدم خاموشی در تابستان سال آینده» بخشی از برنامههایی است که علیاکبر محرابیان برای تصدی وزارت نیرو به مجلس ارائه کرده است. باید دید در روزهای پیش رو تا چه میزان امکان تحقق این برنامهها در وزارت نیرو فراهم میشود.
رمز ارزها متهم ردیف اول
در میان اظهارنظرهای مسئولان در خصوص دلایل بروز این بحران، استخراج رمز ارزها بیشترین سهم را دارد، هرچند مزارعی که با تمام اما و اگرها و باید و نبایدهای اعلام شده از سوی وزارت صمت و نیرو بالاخره مجوز فعالیت دریافت کردند، این روزها فعالیتشان متوقف شده است، اما مزارع غیرمجاز همچنان مشغول کارند. در این میان اما اشارهای به افت تولید میادین گازی برای تولید سوخت نیروگاهها نمیشود. تقصیری متوجه دلایل خارج شدن نیروگاهها از مدار، رهاسازی آب برای تولید برق و بسیاری عوامل دیگر نمیشود. گویی علل اصلی بحران برق قرار است فعلا پشت استخراج رمز ارزها پنهان شود تا زمانی که مقصر جدید پیدا شود.
شواهدی از اقتصاد آسیایی در گیلان
|پیام ما| بیشتر از نیم قرن پیش، باستانشناسان در روستای شمام رودبار گورستانی عظیم متعلق به دوران اشکانی کشف کردند. با وجود اهمیت این محوطه تاریخی در گیلان اما، پژوهش در این عرصه فراموش شد تا تابستان سال 83. اوایل تابستان امسال، یعنی 52 سال بعد از اولین کاوشها در شمام و بیتوجهی به یافتههای مهم تاریخی، در یک عملیات خاکبرداری برای ساخت یک ساختمان مسکونی، بخشی از یک سازه دستکند از دل خاک بیرون آمد. این بار میراث فرهنگی جلوی عملیات را گرفت و گمانهزنی را آغاز کرد و این بار به کشفی مهم دست یافت؛ یک گودال ذخیرهسازی غلات که نشانهای از اقتصاد آسیایی در گیلان است.
آنچه در شمام پیدا شده، اینطور که باستانشناسان حاضر در منطقه میگویند، «به احتمال زیاد یک گودال ذخیرهسازی غلات حفر شده در دل بستر آهکی» است؛ چالهای که قطر دهانه ورودیاش 70 سانتیمتر، عمقش 122 سانتیمتر و قطرش در پایینترین بخش و کف 110 سانتیمتر است. کشف این گودال به دنبال گمانهزنی برای پاسخگویی به استعلام و مستندسازی فضای دستکند روستای شمام رودبار اتفاق افتاده و سولماز رئوف، سرپرست هیأت باستانشناسی میگوید به دلیل استفاده از این روش ذخیرهسازی در خاورمیانه در اغلب گزارشهای تاریخی از این گودال با عنوان «اقتصاد آسیایی» یاد میشود.
سرپرست هیات باستانشناسی دیروز درباره سابقه کاوش در این محوطه توضیح داد: «نخستین کاوشهای باستانشناسی در روستای شمام از توابع بخش مرکزی شهرستان رودبار واقع در دهستان رستمآباد جنوبی استان گیلان در سال 1348 خورشیدی به سرپرستی عبدالحسین شهیدزاده انجام شد و گورستان عظیمی متعلق به دوران اشکانی با گورهای زاغهای از آن به دست آمد. پس از کاوش شهیدزاده، شمام با وجود موقعیت ویژه تاریخی در برنامه پژوهشی باستانشناسی کشور قرار نگرفت و در طول زمان آسیبهای فراوانی دید تصریح کرد: در تابستان سال 1383 به منظور تدوین اطلس باستانشناسی گیلان، محوطههای باستانی شهرستان رودبار از جمله شمام توسط محمدرضا خلعتبری و بهروز همرنگ مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت.» اوایل مرداد امسال، وقتی ماشینهای سنگین در حال حفر پی ساختمانی در روستای شمام بوند، به سازهای دستکند برخوردند. همان وقت ولی جهانی، معان میراثفرهنگی گیلان گفت که با پیدا شدن این شواهد، عملیات متوقف شده و برای بررسی بیشتر کار به دست کارشناسان افتاده است. موضوع به پژوهشکده باستانشناسی منعکس شد و عملیات گمانهزنی و کشف لایههای زیرین رفتهرفته آغاز شد. تا امروز 5 سازه دستکند زیرزمینی در گیلان پیدا شده است و این یکی از مهمترین سازهها بود. روابطعمومی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، گزارش داده است که بعد از توقف عملیات ساختمانسازی، گمانهزنی در این محوطه انجام و یک گمانه 5/2 در 3 متر حفر و سازه دستکند مورد مستندسازی قرار گرفته است.
جزئیاتی درباره اقتصاد آسیایی
به گفته سرپرست هیات کاوش، دیواره داخل سازه کشفشده، گلاندود و کف آن به قطر ده سانتیمتر با گل کوبیده فرش شده است. رئوف با بیان این نکته که در گذشته برای حفظ دانه غلات برای مدت زمان طولانی آن را در محلی به نام گودال ذخیرهسازی انبار میکردند گفته است: «این گودالها اصولا در داخل زمینهایی با بافت متراکم حفر میشده و در مکانها و فرهنگهای مختلف به خصوص مکانهای مرطوب دیده میشود. »
به گفته این باستانشناس،گودالهای ذخیره علاوه بر حفظ محتویات داخلی از حمله حشرات، میکروارگانیزمها و حیوانات خارجی مانند موش و جوندگان، مکان امنی را برای پنهان کردن غلات که اصلیترین ماده غذایی در گذشته بوده در برابر سرقت غریبهها و دشمنان، فراهم میکرده است. او همچنین عنوان کرد: «کشف چالههای ذخیره برای افراد ناآگاه دشوار بوده زیرا درِ ورودی این چالهها بسته و سپس روی آن با تودههای کاه و حتی زباله استتار شده است.»
گودالهای ذخیرهسازی در بین تمام فرهنگها و در سراسر جهان وجود دارد و برای اولین بار شواهد آن از دوران فراپارینه سنگی و در خاور نزدیک در محوطه سکونتگاهی عین ملاحه مربوط به فرهنگ ناتوفی ظاهر شد. این باستانشناس میگوید: «از آنجایی که این روش ذخیرهسازی بیشتر در خاورمیانه شناخته شده است، اغلب گزارشهای تاریخی از آن به عنوان اقتصاد آسیایی یاد می کنند و در دهه 1980 میلادی این تکنیک در بین بادیهنشینان صحرای نگو (Negev) واقع در بخشهای جنوبی اسرائیل قابل مشاهده بود.» بر اساس توضیح رئوف، در اروپای مرکزی این گودالهای ذخیرهسازی از دوران نوسنگی، دوران برنز، عصر آهن و دوران متاخر شناخته شده است.
او با بیان اینکه گودال ذخیره موجود در روستای شمام در زمانهای گذشته به طور کامل خالی شده بود، از آسیب ساختوسازها به این اثر تاریخی خبر میدهد: «احتمالا برای استفاده مجدد از گودال، ورودی آن را با تخته سنگی مسدود کرده بودند که بر اثر برخورد تیغه دستگاه بیل مکانیکی با آن، بخشی از آن تخریب شد.»
حالا برای حفاظت از این سازه بعد از پایان کاوش و مستندسازی، داخلش با خاک سرندشده پر شده است. در این کاوش دادههای دیگری چون قطعات سفال هم به دست آمده. بر اساس مطالعه و مقایسه تطبیقی با نمونههای بدست آمده از کاوش شهیدزاده در شمام، بیشتر این قطعات به صورت کاملا صیقلی با خمیره به رنگ قهوهای متمایل به قرمز مربوط به دوره اشکانی هستند و تعداد اندکی سفال لعابدار متعلق به اوایل دوران اسلامی نیز در بین دادهها به چشم میخورد.
حفاظت از جنگل، منهای 100 نیروی دیدهبان
منابع طبیعی استان کهگیلویهوبویراحمد یک روز بعد از پایان قرارداد دیدهبانان منابع طبیعی استان در ابتدای شهریور ماه، پیامی در گروهشان گذاشته و گفته دیگر به آنها نیاز ندارد و قرارداد جدیدی هم در کار نخواهد بود. حالا نزدیک به صد نیروی دیدهبان منطقه که روز و شبشان به کوه و دشتهای استان گره خورده بود از خود میپرسند چرا؟ هنوز هیچکس پاسخی به آنها نداده. فقط گفته شده واحد بازرسی اداره کل منابع طبیعی استان با قراردادها مشکل دارد و وارد کردن عدهای خارج از چارچوب و به صورت تشریفاتی باعث بروز این اتفاق شده است. حالا در لحظات نوشتن این گزارش منطقه مارگون بویراحمد در زاگرس جنوبی طعمه آتش است و وضع دیدهبانانی که هر روز کارشان دل به آتش زدن بودن نامشخص.
غلامحسین حکمتیان، مدیرکل منابع طبیعی کهگیلویهوبویراحمد همه صحبتهایش درباره وضعیت نیروهای دیدهبان استان را در یک کلمه خلاصه میکند و به «پیام ما» میگوید: «پیگیریم.» او تاکید دارد باید صبر کرد و صحبت از این اتفاق در حال حاضر میتواند باعث ایجاد حاشیههایی شود اما نگرانیهای دیدهبانان هر روز بیشتر از قبل شده. آنها حالا میگویند حقشان نبوده با یک پیام عذرشان خواسته شود و جواب شب و روز حضورشان در کوه و کمر، هر روز مقابلهشان با آتش و ایستادگی مقابل تخریبگران و قاچاقچیان چوب و زغال را اینطور بگیرند.
احسان تقیزاده، یکی از کسانی است که دو سال پیش دیدهبان شد. او که با هر آتشسوزی در هر نقطه به کمک نیروهای محلی منطقه میرفت، دو سال قبل نامش در فهرست دیدهبانان قرار گرفت و مسئول گشتزنی در منطقه «سوق» شد؛ یک دیدهبان برای حراست از چندین هکتار جنگل بلوط. «آن منطقه نیروی منابع طبیعی نداشت. اصلا تعداد نیروها آنقدر کم است که نمیتوانند رسیدگی کنند. من هم هر روز با موتور شخصیام برای گشتزنی میرفتم و نه پول بنزین به ما میدهند و نه خود وسیله نقلیه را اختیارمان میگذارند. با این حال هر روز در منطقه بودم و اهالی تمام روستاها من را میشناختند. هرکجا آتشی شروع میشد خبر میدادند و من سریع خودم را میرساندم. اگر میتوانستم خاموش کنم که هیچ، اگر نه از یگان منابع طبیعی درخواست کمک میکردم.» او شغل اصلیاش فروشندگی لوازم کوه است و مغازهای در شهر دارد که پر شده از لباس و کفش کوه. همین مغازه هم در این سالها کفش بسیاری از دیدهبانان را تامین کرده. «نه پول لباس به ما میدهند و نه کفش. خودم چندین بار به همکاران کفش خوب دادم. گشتزنیهای مکرر و عشقم به طبیعت باعث شد این مغازه حاشیه زندگیام باشد. بارها پیش آمده که یک هفته تعطیل بوده.»
آنها همه روزهای هفته موظف به گشتزنیاند. احسان میگوید جمعهها سختترین روز کاری برایشان بوده، روز تعطیلی که تخلفات بیشتر در آن ممکن میشد و دیدهبانها باید از هر روز دیگر آمادهتر میبودند. او هیچ شبی را بدون فکر به آتش نخوابیده و هیچ روزی نبوده که به دور از کوههای کهگیلویه بیدار شود و همیشه باید در دسترس میبود. حالا یکی از سختترین خاطرات این دیدهبان به آتشسوزی اخیر کوه شره برمیگردد، وقتی او و همکار دیگرش سه روز آزگار در جنگل سوزان بودند و بعد که آتش رام شد خبر آمد آتش دیگری به کوه سیاه رسیده. «آتش را عمدی برپا میکردند. چند باری افرادی دستگیر شدند اما هیچ برخورد قاطعی با آنها نشد. نه جریمه شدند و نه زندانی. معلوم است در این شرایط باز هم آتش میزنند.»
او حالا میگوید برخورد منابع طبیعی چنان باعث رنجش شده که نمیتواند به چیزی فکر کند و مدام حس میکند او و دوستان دیگرش که همگی عاشق طبیعت و حفظ آن هستند را کنار گذاشتهاند. «من یک تیم کوهنوردی و یک تیم اطفای حریق از دوستانم دارم. اگر منابع طبیعی نخواهد قدر نیروهایی چون ما را بداند خودمان از طبیعتمان پاسداری میکنیم اما این غم فراموش نمیشود. این برخورد وحشتناک از یادمان نخواهد رفت، این بی احترامی به افرادی که برای حفظ طبیعت زندگیشان را گذاشتهاند. چطور میشود با نیروهای آموزش دیده که چندین سال برای حفظ طبیعت عمرشان را گذاشتهاند اینطور برخورد کرد؟»
منابع طبیعی بدون توضیح عذر ما را خواست
از سال 96، نیروهای محلی و بومی در مناطق مختلفی از کشور به عنوان دیدهبان به منابع طبیعی اضافه شدند. این نیروها با قراردادهای سه تا شش ماهه در فصل آتش، همراه منابع طبیعی بودند و برای این مدت طولانی هم چیزی در حدود سه تا چهار میلیون تومان به آنها پرداخت میشد و البته بیمهای هم در کار نبود و پولی هم برای لباس یا خورد و خوراک به آنها داده نمیشد. اغلب این افراد دوستداران بومی طبیعتی بودند. امسال اما حرف این شد که آنها زیر نظر بخش خصوصی قرار گیرند و یک شرکت خصوصی با آنها قرارداد ببندد. گویا مشکل از همینجا شروع شد. برخی نام تعدادی از دوست و آشنا را در فهرست قرار دادند که دیدهبان نبودند و حضور این افراد آنطور که شنیدهها میگوید باعث ورود سازمان بازرسی به این مسئله شد و به جای حل مشکل گفتند دیگر نیازی به نیروهای دیدهبان نیست.
یکی دیگر از دیدهبانها که نمیخواهد نامش در این گزارش بیاید، میگوید او و دوستانش فقط آتش جنگلها را مهار نمیکردند، بلکه چشم در چشم تخریبگران و آنهایی میشدند که درخت بلوط را قطع میکنند و از آن زغال میسازند. «ما امنیت جانی هم نداریم. تا کنون میگفتیم به نوعی عضوی از نیروهای منابع طبیعی هستیم و کسی نمیتواند کاری با ما داشته باشد اما بعد از این چه؟ چه کسی پاسخگوست؟ هیچکس.»
او هم مانند احسان از نحوه برخورد مسئولان منابع طبیعی گله دارد و میگوید از سال 97 که به این کار مشغول شده تاکنون به شغل دیگری فکر نکرده و همه تلاشش برای حراست از همین منطقه بوده است و حالا بدون مزد و آینده میگویند دیگر به آنها نیازی نیست. «تلخترین خاطره سالهای اخیرم مربوط به آتشسوزی کوه خاییز است. کل نیروهای منابع طبیعی 15 نفر بود و باقی نیروها دیدهبانان و محلیها بودند. پنج ساعت پیاده رفتیم تا به محل آتش رسیدیم و آنجا جهنم بود… » نامه لغو قرارداد آنها در حالی به ادارات مختلف استان رسیده که همین روزها منطقه در آتش است. این دیدهبان میگوید: «منطقه ما شاهراه تجارت چوب بلوط و زغال است. برای همین با حضور نیروهای یگان گشتهای بازدید از ماشینها را داشتیم. ما 24 ساعته یا در گشت بودیم یا در کوه و کمر تا با متخلفان مقابله کنیم. با کمترین امکانات و هزینه. ما عاشق طبیعت این سرزمینیم و حالا این جواب را به ما میدهند. آن هم در منطقهای که هر روزش یا آتشسوزی است، یا تخریبگران در حال تخریبند و بلوطها را زغال میکنند.» به گفته او نیروهای منابع طبیعی استان بسیار کم تعدادند و در این میان نیروهای تازه نفس و جوان هم وجود ندارد و اغلبشان در سن بازنشستگی به سر میبرند.
فرآیند جذب دیدهبانها شفاف نبود
تعداد دقیق دیدهبانان در کشور مشخص نیست و در این میان استانهای درگیر با آتشسوزی، تخریب منابع طبیعی و برداشت بیرویه از آنها هم کم نیستند. کهگیلویهوبویراحمد یکی از قطبهای آتشسوزی کشور بوده و از ابتدای سال تاکنون در حدود 15 هزار هکتار آتشسوزی داشته است. در این شرایط دلسرد کردن نیروهای دیدهبان از نگاه یاسر فاطمی، فعال محیط زیست منطقه فقط باعث افزایش تخریبها در استان میشود. او میگوید: «بر اساس شنیدهها بعد از آنکه قرار شد بخش خصوصی به این حوزه وارد شود، حضور تعدادی نیروی سفارشی از جمله مواردی بود که باعث ورود اداره کل بازرسی استان شد و اعلام کردند که قراردادی تمدید نشود و رئیس یگان حفاظت هم به اداره شهرستانها اعلام کرد که عواقب به کارگیری نیروها پای خودشان است.» به گفته فاطمی در همین روزها که این وضع را درست کردهاند، آتش به جان کوههای مختلف افتاده و تعداد نیروهای منابع طبیعی منطقه آنقدر کم است که برای مهار آتش مشکل جدی وجود دارد. «دیدهبانها در سالهای اخیر آموزش دیدهاند و حالا به صورت حرفهای با جزئیات خاموش کردن آتش و مقابله با تخریبگران طبیعت آشنا هستند. نباید چنین نیروهای آموزش دیدهای را به راحتی از دست داد.»
آرش نیکخو، دیگر فعال منطقه هم میگوید منابع مالی تامین دیدهبانها از سوی صندوق توسعه ملی است و پیگیریهای او از مسئولان استان این نتیجه را داشته که جلساتی با استانداری برگزار کردهاند و امیدوارند مشکل حل شود. «اعمال نفوذ افراد در ادارات برای وارد کردن نیرویی به سازمانها همیشه بوده اما بحث اصلی این است که این قراردادها چرا یکجا لغو شدهاند. منابع مالی که در استان استفاده میشده مانند استانهای دیگر از صندوق توسعه ملی است اما چرا سازمان بازرسی همه قراردادها را لغو کرده؟» به گفته او فرآیند جذب دیدهبانها شفاف نیست و افراد بعد از طی زمانی جذب کادر اداری میشوند. در حالی که برای حفاظت، حضور این نیروها ضروری است.
فاطمی هم تاکید دارد که رویه اشتباه باید اصلاح شود و اگر افرادی به صورت سفارشی وارد شدهاند، باید عذرشان خواسته شود اما در کار بقیه افراد خللی ایجاد نشود؛ آن هم در شهریور که فصل آتشسوزی و حضور مردم برای چیدن میوههای جنگلی و عسل کوهی است؛ افرادی که ممکن است با حضورشان عامل وقوع آتشسوزیهای بیشتر شوند. تلاش برای وارد کردن عدهای به این کار که نه کار عملی کردهاند و نه دلشان برای طبیعت میسوزد، قلب همه دیدهبانان منطقه را جریحهدار کرده است.
بدافزار اینترنتی در قالب خبر شرکت ملی نفت
در روزهای گذشته در شبکههای اجتماعی پیوندی با عنوان «هدیه رایگان شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران!» در حال انتشار است، که حاوی مطالب و ادعایی کاملا کذب در مورد فعالیتها و اقدامات این شرکت و با تیتری نامعتبر است و با این روش هموطنان عزیز را تشویق به باز کردن این لینک میکند. شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران ضمن تکذیب عنوان و تمامی محتوای مطلب مورد نظر، اعلام می دارد که این شرکت هیچگونه خبر، اطلاعیه و یا پرسشنامهای در این خصوص در هیچ کدام از رسانه های فعال خود اعم از وبسایت رسمی این شرکت و همچنین شبکه های اجتماعی خود در ستاد و مناطق 37 گانه صادر نکرده و این مطلب از نظر شرکت ملی پخش فاقد اعتبار و کذب است.با پیگیری کارشناسان فنی این شرکت، لینک مورد نظر علی رغم تقلبی بودن، به احتمال زیاد حاوی بدافزار اینترنتی بوده و باز کردن و مشاهده آن، احتمال بروز آسیب های جدی به گوشیهای تلفن همراه و سیستم های رایانه ای را در پی خواهد داشت. درخواست می شود ضمن پرهیز از مشاهده و مراجعه به اینگونه تبلیغات و مطالب تقلبی، اخبار معتبر در خصوص شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران را صرفا از طریق وب سایت رسمی این شرکت دنبال کنید.
فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ برای مقابله با خشکسالی 850 هزار دلار به ایران کمک مالی میکند. به گفته مدیرکل عملیات و برنامههای بشردوستانه جمعیت هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران قرار است که این مبلغ برای برنامههای تصویب شده در فدراسیون صلیب سرخ جهانی در 4 استان کرمان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و خراسان جنوبی صرف شود.حسن اسفندیار در مورد جزئیات این کمکها به «پیام ما» گفت: «این کمک از سوی صندوق اضطراری فدراسیون صلیب سرخ جهانی داده میشود. کمکهای این صندوق برای استفاده پس از وقوع بلایای طبیعی مانند سیل، زلزله و خشکسالی است.»او با بیان اینکه پس از وقوع خشکسالی شدید پروپوزالی برای دریافت کمک از این صندوق توسط هلال احمر ایران نوشته شد و در 11 کمیته فدراسیون صلیب سرخ به تصویب رسد، اظهار کرد:« بر اساس برنامه تصویب شده این کمکها در حوزههای تامین آب، بهداشت و سلامت، کمکهای معیشتی، کمکهای نقدی، کمکهای حمایتی و حمایتهای روانی هزینه میشود.»اسفندیار در پاسخ به اینکه هلال احمر در قالب چه پروژههایی این کمکها در مناطق گفته شده استفاده میکند؟ توضیح داد: «ما در پروپوزال این کمکها را غالب پروژه نذر طبیعت که چند سال است با همکاری سازمان داوطلبان در حال انجام آن هستیم تعریف کردهایم.»او در مورد جزئیات این پروژه از مواردی همچون وتامین آب شرب سالم و حمل آن به مناطق روستایی، پروژه تصفیه آب، مقابله با بیماریهایی که به واسطه کمبود آب در برخی مناطق شایع میشود، اعزام پزشکان و کاروان های سلامت به مناطق دورافتاده، شناسایی بیماران دارای مشکل خاص و ارجاع به بیمارستان های پیشرفته کشور، کمک به معیشت مردمی که بواسطه از بین رفتن منابع آب مشاغل خود را از دست دادهاند، حمایت روانی از مردم متاثر از خشکسالی، اعزام تیمهای روانشناسی به مناطق درگیر خشکسالی و ارائه کمکهای نقدی به نیازمندان اشاره کرد. مدیرکل عملیات و برنامههای بشردوستانه جمعیت هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران در مورد اینکه آیا برنامههای آموزشی هم در زمینه مقابله با خشکسالی در اغالب این کمکها دیده شده است یا خیر؟ اظهار کرد: «معمولا از کمک صندوق اضطراری برای آموزش استفاده نمیشود و اگر برنامهآموزشی در نظر گرفته شود برای خود نیروهای هلال احمر در راستای اجرای پروژه است.»او همچنین به دیگر مسائلی که در کنار خشکسالی موجب مشکلات بیشتری در این استانها شده است اشاره کرد و توضیح داد:« متاسفانه پیک پنجم کرونا نیز زندگی مردم را در این مناطق سختتر کرده و تعداد زیادی از هموطنان هر روز به این بیماری مبتلا میشوند و همین امر سبب شده است تا هلال احمر در این عرصه نیز به کمک مردم شتافته و قسمتی از توان خود را صرف این مساله کند. از سوی دیگر جنگ در افغانستان سبب شد تا خیل عظیمی از جمعیت این کشور به ایران پناه آورده و امروز استان های سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و خراسان رضوی درگیر این مساله هستند و تلاش میشود تا خدمت رسانی به این پناهندگان نیز صورت گیرد.»اسفندیار با اشاره به این که امروز امکان انتقال کمک های بینالمللی به داخل کشور مهیا شده است، اظهار کرد: «به واسطه تحریم های شدیدی که علیه ایران وضع شده، سیستم بانکی ایران نیز مسدود شده است و تا به امروز امکان انتقال کمک های بین المللی به داخل کشور وجود نداشت و مشخصا پس از انجام رایزنی، دفتر منطقه ای فدراسیون بین المللی صلیب سرخ تمهیداتی را انجام داد و به کمک این نهاد بزودی یک کانال مالی ایجاد می شود تا به راحتی بتوان کمک های بین المللی را دریافت کرد.»او با تاکید بر این که مبالغ تخصیص داده شده فقط در حوزههایی هزینه میشود که فدراسیون بین المللی صلیب سرخ موافقت کرده، گفت: «پس از تلاشهایی که در ماههای اخیر صورت گرفت، اکنون برای مقابله با خشکسالی مبلغ 850 هزار دلار به ایران تخصیص داده شده است و با توجه به میزان آسیب دیدگی استانها، میان 4 استان هرمزگان، سیستان و بلوچستان، کرمان و خراسان جنوبی تقسیم شده و در موارد و مناطق ذکر شده هزینه می شود.»پیش از این هم هلال احمر و صلیب سرخ برای مقابله با اثرات خشکسالی پروژههای مختلفی را در کشورهای مختلف اجرا کردهاند در سال 2021 یکی از کشورهایی که صلیب سرخ در آنها در زمینه خشکسالی فعالیت میکند استرالیاست.
در این کشور کمکهای صلیب سرخ بیشتر بر حمایتهای روانی از مردمی که در شرایط خشکسالی زندگی میکنند و به همین خاطر متضرر شدهاند، تمرکز دارد. در استرالیا برنامه مقابله با خشکسالی از سوی صلیب سرخ این کشور سعی میکند اضطراب ناشی از تغییرات آب و هوایی و خشکسالی را در مردم متاثر کاهش دهد و کمکهای اولیه روانی را به مردم به ویژه کشاورزان آموزش دهد.
