بایگانی مطالب نشریه

انجماد «تربت جام»

|پیام ما| بعد از گذراندن پنج شب و روز سرد، بالاخره گاز بعضی خانه‌های تربت جام وصل شده است. گلسا می‌گوید: «دست و پایمان تازه دارد گرم می‌شود. از ترس ادامه قطعی گاز، بخاری کوچکی در یکی از اتاق‌ها روشن کرده‌ایم. همه درزها را پوشانده‌ایم و منتظریم که اوضاع درست شود.» علاوه بر مردم تربت جام که به گفته این شهروند، در قطعی گاز، شب‌ها و روزهای وحشتناکی را از سر گذرانده‌اند، از دیروز گاز هشت روستای تایباد هم قطع شده است. در این روزهای سرد و برفی گاز 25 هزار مشترک قطع بوده است. دیروز فرماندار تربت جام به مردم معترض وعده داد که گاز به‌زودی وصل شود. شهروندان خسته از سرما، در نبود وسایل گرمایشی و سوخت، چشم‌انتظار عملی شدن این وعده‌اند.

 

مردم سرمازده تربت جام، دیروز جلوی ساختمان هلال احمر تجمع کردند. آنها وسایل گرمایشی می‌خواستند و خشمگین از بی‌توجهی مسئولان به بحران و پیش‌بینی نکردن این وضعیت و قطعی گاز و سرما، در ساختمان را باز کردند و هیتر و چراغ‌های نفتی را برداشتند. خیلی‌هایشان هم دست خالی به خانه برگشتند. تصویر دهه شصتی صف‌های بلند نفت و گاز، در تربت جام در حال تکرار است. ویدئوهای مردم معترض هم در فضای مجازی دست به دست می‌شود. مردی در حضور فرماندار از نوزاد سه‌روزه‌اش می‌گوید که در سرماست. دیگری از اینکه فرزندانش در سرما مریض شده‌اند و بردنشان به بیمارستان، هزینه‌ای به هزینه‌های زندگی اضافه کرده است. دیگران می‌گویند: «یک هفته است غذای گرم نخورده‌ایم.»، «هیتر برقی آوده‌اند 600 هزار تومان، پیک‌نیک دانه‌ای صد هزار تومان. چه خبر است؟»، «بالای شهر گاز دارند، چرا ما نداریم؟»، «خط لوله انتقال گاز تا بیست سال دیگر به چه درد ما می‌خورد؟» ششمین روز قطعی گاز تربت جام است و به شمار همه خانه‌های بدون گاز، از سرمای سخت این روزها روایت هست. یکی از روایت‌ها این است: شب دوشنبه در مناطق مختلف تربت جام، ۱۳ نفر با گاز مونوکسید کربن ناشی از وسایل گرمایشی ناایمن، دچار مسمومیت شدند.
یک روایت از هزاران
گلسا که ساکن تربت جام است به «پیام ما» می‌گوید: «قطعی گاز در روستاهای اطراف تربت جام، یک روز قبل‌تر شروع شده بود. مردم با نوزادهای تازه به‌دنیا آمده، سختی بسیاری کشیدند. در شهر همه هنوز دنبال راهی برای گرم شدن هستند. اگر شانس آورده باشند و چراغ نفتی گیرشان آمده باشد، آن هم به قیمت بالا، باید بگردند و نفت پیدا کنند.» در اوضاع بحرانی قطعی گاز، گرانی سوخت و وسایل گرمایشی هم درد دیگری است. خانواده او هم به سختی پیک‌نیک پیدا کردند. به گفته این شهروند پیک‌نیک‌ها را بین صد تا سیصد هزار تومان پر می‌کنند و قیمت چراغ نفتی که سیصد، چهارصد هزار تومان است، در بازار تا یک میلیون تومان هم به فروش می‌رسد، هر چند به‌سختی. «مردم وحشت‌زده با المنت خودشان را گرم می‌کنند. ما چهار شب و روز سرد را گذراندیم و یکشنبه شب بالاخره گازمان وصل شد اما آنچه تجربه کردیم و به چشم دیدیم ترسناک بود.» در کوچه آنها گاز سه‌،چهار خانه وصل شده. «با ترس زیاد بخاری کوچکی را در یک اتاق کوچک روشن کردیم. گفتیم گاز به بقیه هم برسد. همه درزها را با پتو پوشانده‌ایم که گرما بیرون نرود. از این اتاق بیرون نمی‌آییم.» هوای تربت جام هنوز سرد است. «یکشنبه شب منفی 15 بود. شب‌‌های قبل منفی 21 و حتی کمتر. شب اول به سختی و وحشت گذشت. گرم‌ترین لباس‌ها را پوشیده بودیم اما وقتی حرف می‌زدیم دندان‌هاینمان به هم می‌خورد. دست و پایمان تازه دارد گرم می‌شود. چون چهار روز بخاری خاموش بوده. برف هم روی زمین نشسته و سرد و یخ است.»
بزک نمیر بهار میاد؛ انتقال گاز تا 20 سال دیگر
دو روز پیش وزیر نفت به تربت جام رفت تا از وضعیت قطعی گاز بازدید کند. آمدن او و وعده پروژه انتقال گاز به این شهر، جلیل رحیمی جهان‌آبادی، نماینده تربت جام را به واکنش واداشت. او در توییتر نوشت: ‌«با سپاس از سفر وزیر نفت و استاندار به تربت جام و تخصیص اعتبار برای پروژه خط انتقال گاز؛ به عرض می رساند این تصمیمات برای آینده است و مردم الان نیازمند گرما و روشن شدن شعله گاز هستند باید سریعا از استان‌های مجاور گاز تزریق گردد و الا گاز کل تربت جام و تایباد قطع خواهد شد بزک نمیر بهار میاد!»
حسین جمشیدی، فرماندار تربت جام هم دیروز به ایسنا گفته با اجرای خط انتقال جدید گاز نیاز این شهرستان به گاز برای ۲۰ سال آینده تامین می‌شود. «در سفر وزیر نفت به تربت‌ جام دستور آغاز خط انتقال گاز ۱۶ اینچی از خط عسلویه مشهد داده شد. خط تقویتی انتقال گاز به شهرستان تربت‌ جام به طول ۶۵ کیلومتر و با تأمین اعتبار افزون بر ۵۰۰۰ میلیارد ریال احداث می‌شود تا در زمستان سال آینده شاهد قطعی گاز در این منطقه نباشیم.»

سرپرست سازمان هلال احمر: استفاده از لفظ بحران برای هر شرایطی درست نیست و در حال حاضر با افت فشار و قطعی گاز روبروییم اما باید گفت بحران به شکل تعریف شده آن رخ نداده که سازمان هلال احمر تکلیف وارد شدن به آن را داشته باشد. وزارت نفت به ما گفت که ده هزار والور به منطقه بدهیم و ما هم به سرعت این کار را انجام دادیم اما گفتیم که باید سریعا انبارهایمان پر و جایگزین شود

۶۰۰۰ وسیله گرمایشی توزیع شد اما به همه نرسید
مهشید، شهروند تربت جام هم به «پیام ما» می‌گوید: «همزمان با آمدن وزیر وسایل گرمایشی آوردند. اما آنقدر شلوغ بود که ما نتوانستیم حتی جلو برویم و یک هیتر برقی بگیریم یا چراغ نفتی. اولش گفتند هیتر 600 هزار و چراغ نفتی 350 هزار تومان. آنقدر شلوغ بود که نوبت ما نرسید. آخر شب گفتند که هر کسی خریده پولش برگشت می‌خورد. وقتی گفتند رایگان است، دوباره مردم هجوم آوردند. روز دوشنبه هم مردم به هلال احمر رفتند. پسرم را فرستادم که بخاری پیدا کند اما آنقدر شلوغ بود که نتوانست نزدیک شود. مردم البته بعضی‌شان توانستند بروند داخل و وسایل گرمایشی بردارند. خیلی همهمه بود. مردم مگر چه می‌خواستند؟ همه خواستشان این بود که خانه‌شان گرم باشد. اما آنها نتوانستند درست مدیریت کنند.
فرماندار تربت‌ جام گفته است که تعدادی بخاری نفتی و والر در حال توزیع است. «تمام تلاش ما بر کاهش آلام و درد مردم است. تاکنون چهار هزار وسیله گرمایشی بین شهروندان توزیع شده و ۲۰۰۰ وسیله دیگر در حال ورود به شهرستان است. تمام کسانی که قطعی گاز دارند، متناسب با بالاترین ساعتی که قطعی خواهند داشت، برابر لیست شرکت گاز و براساس کد ملی و اشتراک، لوازم گرمایشی تحویل می‌گیرند.» به گفته او تاکنون ۱۵۰ هزار لیتر نفت و همچنین گاز رایگان بین مشترکینی که گاز ندارند، توزیع شده است. شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی منطقه خراسان رضوی گفته که مصرف گاز مایع در شهرهایی که دچار مشکل ناترازی گاز شده‌اند، در تربت جام ۶۵ تن، تایباد ۲۵ تن، نیشابور ۷۰ تن و در ناحیه مرکزی مشهد۲۱ تن بوده است. دیروز ۱۰ هزار پرس غذا هم توزیع شده و نانوایی‌ها شبانه‌روزی پخت می‌کنند.
عارف یکی دیگر از اهالی تربت جام می‌گوید: «در این سرما و قطعی گاز، به خاطر یخ‌زدگی لوله‌ها آب خانه هم قطع شده. از سه روز پیش به خانه یکی از اقواممان رفته‌ایم. چاره‌ای نیست. سیستم گرمایشی هم نتوانستیم پیدا کنیم. منتظر می‌مانیم تا وصل شود و به خانه برگردیم.»

مهشید، شهروند تربت جام به «پیام ما» می‌گوید: «همزمان با آمدن وزیر وسایل گرمایشی آوردند. اما آنقدر شلوغ بود که ما نتوانستیم حتی جلو برویم و یک هیتر برقی بگیریم یا چراغ نفتی. اولش گفتند هیتر 600 هزار و چراغ نفتی 350 هزار تومان. آنقدر شلوغ بود که نوبت ما نرسید. آخر شب گفتند که هر کسی خریده پولش برگشت می‌خورد

تجمع مقابل ساختمان هلال احمر؛ این بحران نیست
سرمای زیر بیست درجه در خراسان را هفته قبل سازمان هواشناسی پیش‌بینی کرده بود اما آنطور که باید و شاید برایش برنامه‌ریزی انجام نگرفت. زمانی که قطار مشهد در برف گیر کرد هم تماس‌ها با 112 زیاد شد اما حضور نیروهای امدادی هلال احمر که در اغلب موارد بسیار به موقع حاضرند و کمک‌حال، این بار دیرتر از موعد بود و حتی صحبت‌هایی به میان آمد که رسیدگی به این وضعیت جزو وظایف قانونی سازمان هلال احمر نیست. چنانکه دلیل هجوم گروهی از مردم به هلال احمر تربت جام هم به همین موضوع عنوان شد و حالا بابک محمودی، سرپرست سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر هم به «پیام ما» می‌گوید: «من فردا به تربت جام می‌روم اما باید بگویم ما هیچ تاخیری نداشتیم. در مواردی از این دست تکلیفی بر عهده جمعیت هلال احمر از نظر قانونی نیست.» او در پاسخ به انتقادات درباره چرایی نرساندن چراغ‌های گرمایشی به مردم و تاخیر هلال احمر خراسان رضوی در مدیریت ماجرا هم می‌گوید: «ما در مواردی مانند سیل و زلزله که خانه از استفاده می‌افتد مسئولیم اما در این مورد مسئولیتی متذکر ما نبود. هرچند همچنان حضور داریم.»
محمودی همچنین تاکید می‌کند که استفاده از لفظ بحران برای هر شرایطی درست نیست و در حال حاضر با افت فشار و قطعی گاز روبروییم اما باید گفت بحران به شکل تعریف شده آن رخ نداده که سازمان هلال احمر تکلیف وارد شدن به آن را داشته باشد. «ذخایر هلال احمر، ذخایر استراتژیک است. در این مورد هم وزارت نفت به ما گفت که ده هزار والوور به منطقه بدهیم و ما هم به سرعت این کار را انجام دادیم اما گفتیم که باید سریعا انبارهایمان پر و جایگزین شود.»
او از سوی دیگر می‌گوید علاوه بر آنکه ما وظایفی داریم، مردم هم در عین حال باید به فکر باشند و در این مورد خاص هم هرچند وظیفه قانونی نداشتیم اما حضور داشتیم و فرمانداری مسئول تخصیص والوورها و سایر موارد بود «باید در استفاده از لفظ بحران حساسیت بیشتری داشته باشیم. زندگی در شهر در جریان است. مشکلاتی وجود داشته اما باید بدانیم وقتی از بحران صحبت می‌کنیم منظورمان چه چیزی است.»
اشکان موسوی، مدیرکل روابط عمومی و ارتباطات مردمی جمعیت هلال احمر هم درباره ویدئوی منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی و ازدحام مردم تربت جام و تلاش برای ورود به ساختمان هلال احمر برای گرفتن چراغ نفتی و وسایل گرمایشی، به ایسنا گفت که طبق درخواست شرکت گاز استان خراسان رضوی مقرر شد که جمعیت هلال احمر هشت هزار والور نفتی را به ستاد بحران و فرمانداری تربت‌جام تحویل دهد. به این ترتیب شش هزار از این چراغ‌های والور تحویل داده شد و مقرر شد دو هزار چراغ دیگر هم تحویل شود و در همین راستا نیز یک تریلی بارگیری شده و به تربت جام رفت.
موسوی افزود: «وقتی تریلی به شهر رسید، وارد شعبه هلال احمر شد تا تصمیم‌گیری درباره ترخیص و نحوه توزیع والورها از سوی مسئولان فرمانداری و ستاد بحران انجام شود. سیاست‌گذاری و نحوه توزیع این وسایل گرمایشی بر عهده هلال احمر نیست. متاسفانه برخی از شهروندان برای گرفتن چراغ وارد شعبه شدند و اتفاقاتی پیش آمد. اما لازم است مردم بدانند که توزیع و نحوه توزیع آن ارتباطی به هلال احمر نداشت و جمعیت صرفا تامین‌کننده والورها بوده است.»

خشکسالی و بیماری

ایران جزو 20 کشوری است که در وضعیت وخیم خشکسالی قرار دارد و برخی پیش‌بینی کرده‌اند که تا 50 سال آینده خشک می‌شود. باید توجه داشته باشیم که خشکسالی با کاهش میانگین بارش‌های سالانه و افزایش دما در دوره‌های مداوم و طولانی خشکسالی فقط یک وضعیت محیطی نیست. بلکه وضعیتی پیچیده و چند بعدی است که سلامت ایرانیان را از هر جهت تحت تاثیر قرار می‌دهد. افزایش شدت خشکسالی در سال‌های اخیر و ادامه این روند، نگرانی‌ها را افزایش داده و به همین دلیل مرکز تحقیقات تغییر اقلیم و سلامت زیر نظر پژوهشکده محیط زیست دانشگاه علوم پزشکی تهران در نشستی مجازی با حضور آرزو یاری، دکترای سلامت در بلایا و فوریت‌ها از دانشگاه علوم پزشکی کردستان؛ همه‌گیری خشکسالی در جهان و پیامدهای آن بر سلامتی را بررسی کرد. به گزارش «پیام ما» از این نشست احتمالا با ادامه روند فعلی خشکسالی در آینده، بیماری‌های ویروسی، گوارشی، مالاریا، سوءتغذیه و کمبود ویتامین‌ها و… از مهم‌ترین مشکلاتی باشد که سلامت جمعی را تهدید می‌کند. او همچنین در پاسخ به پرسش «پیام ما» درباره راهکارهای تاب‌آوری جمعی در شرایط خشکسالی گفت: «تاب آور ساختن جامعه به معنای تحمل کمبود آب نیست. بلکه متولیان باید تاب‌آوری را به معنای استفاده بهینه از منابع و فناوری‌های نوین نحوه مصرف آب در نظر بگیرند و با آموزش جامعه محلی بتوانند کیفیت زندگی افراد در جامعه مواجه با خشکسالی را افزایش دهند.»

 

به گزارش مرکز ملی هشدار و پایش خشکسالی ایران به نقل از سازمان ملل متحد در اردیبهشت سال جاری، ایران با کاهش بارندگی با یکی از سخت‌ترین سال‌های خشکسالی در ۵۰ سال اخیر روبرو شده است. آرزو یاری، متخصص سلامت در بلایا و فوریت‌های دانشگاه کردستان در نشست «اپیدمیولوژی خشکسالی در جهان و تاثیر آن بر سلامت» با تاکید بر همین نکته، ابتدا توضیح داد: «تغییر اقلیم، یکی از مهم‌ترین علل خشکسالی است که دامن‎گیر جهان ما شده و خود به تنهایی عامل افزایش حوادث و بلایای طبیعی است. تغییر اقلیم با افزایش گازهای گلخانه‌ای و تجمع دی اکسید کربن، میزان بارش، میزان روان آب‌ها، سرعت و جهت باد، تابش خورشید تغییر کرده و همچنین لکه‌های خورشیدی و افزایش دمای زمین و گرم شدن آن، سبب ایجاد خشکسالی شده است. او در ادامه تغییر اقلیم را عامل شدیدترین فجایع بشری دانست و گفت: «رتبه اول بدترین بلایای طبیعی، از آن خشکسالی است زیرا پیامدهای اصلی آن، این پدیده خزنده و غیرقابل اجتناب بوده و تفاوت آن با سایر بلایا نامحسوس بودن و تکرارشوندگی آن طی سال‌های سال است. همین ویژگی در کنار پراکندگی فضایی گسترده خشکسالی، مدیریت آن را بسیار چند بعدی و پیچیده می‌کند.» او درباره تاثیرات خشکسالی اضافه کرد:« تاثیرات این پدیده، جهانی است و جوامع را به دلیل دوره‌های مداوم و طولانی خشکی دچار مشکلات زیادی در زمینه امنیت، انرژی، اقتصاد به ویژه کشاورزی، اکوسیستم، آب و… می‌کند.» همچنین در این نشست مطرح شد که بر اساس گزارش مرکز تحقیقات اپیدمیولوژی بلایا در سال 2016 منتشر شده، تعداد خشکسالی‌ها نسبت به دهه گذشته در کل دنیا حدود 19 درصد افزایش خواهد یافت. همچنین سازمان ملل متحد هشدار داده اگر جهان به روند مصرف آب به روال فعلی ادامه دهد تا سال 2025، بیش از 2 میلیارد و 700 میلیون نفر دچار کمبود آب خواهند شد. ایران هم جزو 20 کشوری است که در وضعیت شدید خشکسالی قرار دارد و به طور کلی به گزارش سازمان بهداشت جهانی سه چهارم منطقه مدیترانه شرقی در حال تبدیل شدن به بیابان و در بدترین وضعیت خود نسبت به قرون گذشته است. به علاوه طبق گزارش بانک جهانی خشکسالی در آسیا، جنوب آفریقا، ایالات متحده آمریکا، آسیای جنوب شرقی و غربی افزایش یافته است و بیشترین تاثیر آن هم بر نواحی خشک و نیمه خشک است که ایران هم دقیقا در همین منطقه قرار دارد و به یکی از بحرانی‌ترین مناطق خشکسالی جهانی تبدیل شده. همچنین طبق اعلام سازمان هواشناسی کشور؛ 97 درصد کشور در معرض خشکسالی قرار دارد. با شدت گرفتن خشکسالی، امنیت غذایی و کیفیت آب و هوا به خطر افتاده که به طور مستقیم سلامت و رفاه جامعه به ویژه جوامع در حال توسعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
90 میلیون دلار خسارت نتیجه کاهش هر میلی‌متر بارش
یاری خسارات کمبود آب برای ایران را شدید و سنگین دانست و ادامه داد: «کمبود رطوبت آب و در نتیجه ضعف و خشکی خاک و در نهایت منجر به اتلاف محصولات می‌شود. به این معنی برای رشد گیاهان آب کافی وجود ندارد و به این ترتیب تاثیر مخربی را بر وضعیت معیشتی می‌گذارد.» او اضافه کرد: «‌در این شرایط وقتی تقاضای آب در جامعه بیشتر از عرضه آن باشد وارد فازی از خشکسالی می‌شویم که کاهش معنادار کیفیت زندگی، در کنار افزایش قحطی، مهاجرت و مرگ و میر زیاد و زیادتر می‌شود.» این عضو دانشگاه علوم پزشکی کردستان با اشاره به کاهش میزان بارش و افزایش سرانه مصرف آب در کنار روند افزایشی جمعیت دنیا گفت: «پژوهش‌ها پیش‌بینی کرده که در ایران، کاهش هر یک میلی متر بارش حدود 90 میلیون دلار خسارت به بار بیاورد. همچنین میزان خسارت خشکسالی در اصفهان بین سالهای 78 تا 82، به طور میانگین 2هزار و 718 میلیارد ریال خسارت به بار آمده است. ورود به این فاز قطعا منجر به بی‌ثباتی معیشت روستایی می‌‌شود. همچنین در خشکسالی سال 86 و 87، فقط بخش کشاورزی به تنهایی متحمل 10 میلیارد دلار خسارت شده است.»

آرزو یاری، عضو دانشگاه علوم پزشکی کردستان در پاسخ به پرسش «پیام ما» درباره راهکارهای تاب‌آوری جمعی در شرایط خشکسالی شدید گفت: تاب آور ساختن جامعه به معنای تحمل کمبود آب نیست. بلکه متولیان باید تاب‌آوری را به معنای استفاده بهینه از منابع و فناوری‌های نوین نحوه مصرف آب در نظر بگیرند و با آموزش جامعه محلی بتوانند کیفیت زندگی افراد در جامعه مواجه با خشکسالی را افزایش دهند

خشکسالی عامل کمبود ویتامین در کشورهای توسعه نیافته
یاری با اشاره به تاثیرات خشکسالی به پیامدهای آن پرداخت و گفت: «شناخته‌شده‌ترین اثر خشکسالی ابتلا به سوءتغذیه و افزایش خطر مرگ و میر از طریق کاهش کیفیت آب و هوا و کاهش میزان دسترسی به مواد غذایی است. از آنجایی که خشکسالی اکوسیستم را متاثر می‌کند و تولید محصولات انسانی و دامی تحت تاثیر قرار می‌گیرد، کیفیت مواد غذایی و کمیت تولید آنها از این وضعیت متاثر می‌شود. به این ترتیب کمبود ویتامین‌ها و ریز مغذی‌هایی مثل آهن، ویتامین ث و … رایج است. همچنین گروه‌های کودکان، نوزادان، سالمندان و حتی جنین در شکم مادر می‌توانند با خشکسالی بیش از پیش آسیب پذیر شده و حتی به مرگ آنها منجر شود.»
خشکسالی، کیفیت مواد غذایی را کاهش داد
این متخصص سلامت در بلایا و فورت‌ها ادامه داد: «وقتی مقدار آب منابع آب‌های زیرزمینی کم شود، میزان غلظت این مواد شیمیایی در آب‌ها بیشتر می‌شود. پس خشکسالی سبب افزایش غلظت مواد شیمیایی مضر به دلیل استفاده از پساب فاضلاب‌ها و روان‌آب‌های سطحی و مدفوع حیوانات شود. این وضعیت سموم موجود در غلات به ویژه گندم را افزایش می‌دهد و بر کیفیت گندم اثر می‌گذارد. باید توجه داشت که این آسیبی جهانی است زیرا گندم 20 درصد منابع غذایی جهان را تامین می‌کند.» او در ادامه گفت: «بر این اساس افزایش ابتلا به بیماری‌های انسدادی و کبدی، نتیجه چنین موقعیتی خواهد بود. همچنین متخصصان تغذیه باید توجه داشته باشند که مصرف مواد غذایی آلوده به سموم و کپک در مناطق در معرض دچار خشکسالی، بیشتر خواهد شد. به‌علاوه از بیماری‌های خشکسالی میتوان به بیماری‌های پوستی، دندان و بیماری‌های عصبی اشاره کرد.»
علوم جلبکی آب‌ها را آلوده کرده است
عضو دانشگاه علوم پزشکی کردستان درباره پیامد کم شدن آب‎های سطحی و زیرزمینی و عرضه آب کمتر از تقاضا جامعه گفت: «چامعه در معرض خشکسالی به سمت استفاده از آب‌های آلوده به پساب سوق داده می‌شود. در صورت استفاده از این آب‌ها به دلیل کمبود دسترسی به آب سالم، افراد به بیماری‌هایی مثل هپاتیت، بیماری‌های گوارشی، مسمویت‌های غذایی، وبا، اسهال خونی، تب حلزون ناشی از ورود کرم‌های انگلی به بدن و… مبتلا می‌شوند.» یاری ادامه داد: «کاهش دسترسی به آب، سطح رعایت بهداشت فردی و عمومی را نیز کمتر می‌کند.به این ترتیب ابتلا به بیماری‌های چشمی و پوستی مثل سالک و شپش به دلیل فقدان شست‌وشو، شیوع پیدا می‌کنند.همچنین افزایش تراکم جلبک‌ها به واسطه ورود فاضلاب‌های خانگی و کشاورزی به منابع آبی و افزایش دمای آب، منجر به کاهش اکسیژن موجود در آب و مرگ موجودات آبی می‌شود. مرگ آنها، سمومی را تولید می‌کند که در صورت مصرف آن آب‌‌ها انسان و حیوان هر دو مسموم می‌شوند. در سال‌های اخیر همزمان با خشکسالی، این پدیده -که به علوم جلبکی مشهور است- به طور مکرر در خلیج فارس، چابهار و دریاچه ارومیه اتفاق افتاده است. نتیجه این وضعیت، مسمویت‌های عصبی و کبدی و در برخی موارد مرگ است.» او همچنین به افزایش ابتلا تب دانگ، انواع بیماری‌های منتقله از طریق نیش پشه مثل مالاریا، بیماری‌های ویروسی، سرطان‌ها و تشدید بیماری‌های غیر واگیر و … اشاره کرد.
مدیریت خشکسالی پیچیده‌تر از هر پیچیده‌ای
این متخصص در آخر گفت: «گسترده‌ترین بلای طبیعی روی کره زمین، خشکسالی است که جمعیت بسیار زیادی را تحت تاثیر قرار داده و پیامدهای متعدد اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و سلامت ایجاد کرده است.» یاری درباره مدیریت این پدیده اضافه کرد: «مدیریت خشکسالی در قیاس با سایر بلایای طبیعی پیچیده‌تر است زیرا جمعیت زیاد در معرض خطر، هزینه بالای خسارات و تنوع آن، شناخت کم و کمبودهای علمی نسبت به سایر مخاطرات طبیعی، غیرقابل پیش‌بینی بودن زمان آغاز و پایان و به تنوع شکل‌های مختلف خشکسالی سبب شده که تعریف دقیقی نیز از آن وجود نداشته باشد. به این ترتیب مدیریت خشکسالی، کار بسیار پیچیده‌ای است.» او در پایان این جلسه در پاسخ به پرسش «پیام ما» درباره راهکارهای تاب‌آوری جمعی در شرایط خشکسالی شدید گفت: «تاب آور ساختن جامعه به معنای تحمل کمبود آب نیست. بلکه متولیان باید تاب‌آوری را به معنای استفاده بهینه از منابع و فناوری‌های نوین نحوه مصرف آب در نظر بگیرند و با آموزش جامعه محلی بتوانند کیفیت زندگی افراد در جامعه مواجه با خشکسالی را افزایش دهند.»

قلاده‌گذاری یوز پایانی بر حفاظت در تاریکی

درک نحوه تعامل اجتماعی حیوانات چندان آسان نیست. تا به امروز بیشتر تحقیقات روی تعامل اجتماعی حیواناتی که ارتباطشان مبتنی بر حرکت به سوی هم و ارتباط رو در رو بوده، متمرکز بوده است. اما حیواناتی هستند که می‌توانند از سیگنال‌ها برای ایجاد ارتباط با هم استفاده کنند. این چیزی است که به آن شبکه ارتباطی می‌گوییم. این شبکه ارتباطی به طور کلی بر ارتباط رو‌ در‌ رو مبتنی نیست، مگر در مواقع خاص. بررسی شبکه‌های ارتباطی مخصوصا برای حیوانات «قلمروطلب» با گستره حرکتی زیاد مهم است، چون آنها به راحتی با یکدیگر روبه‌رو نمی‌شوند. مثلا یک مطالعه موردی در سال 2020 به بررسی این موضوع در بین یوزپلنگ‌ها پرداخته که گونه‌ای است با گستره حرکتی بسیار زیاد و قلمروهای نسبتا بزرگ. نتایج این مطالعه هرچند قابل تعمیم به دیگر نقاط آفریقا و ایران نیست، اما درس‌هایی در مورد استفاده از این فناوری برای مدیریت تعارض بین گوشتخواران و مخصوصا یوزپلنگ با دام اهلی در پی دارد. در ادامه، ابتدا یافته‌های این مطالعه را بررسی می‌کنیم و سپس به ضرورت‌های به کارگیری چنین روش‌هایی در ایران، مخصوصا برای گونه‌ای مثل یوزپلنگ می‌پردازیم.

 

این مطالعه در کنیا انجام شده است، جایی که تعارض بین یوزپلنگ‌ها و دامداران یکی از عوامل مهم تهدید این جانور است. برای درک بهتر نحوه تعامل و محل‌های پر تردد این جانوران در نزدیکی مزارع دامداری در کنیا، محققان به سرپرستی «یورگ ملزایمر» از گردنبندهای ردیاب ماهواره‌ای برای ردیابی نقاط حضور و کشف مراکز ارتباطی یوزپلنگ‌ها استفاده کردند. اما پیش از پرداختن به یافته‌های این مطالعه، اجازه بدهید ببینیم که چرا چنین مطالعه‌ای برای یوزپلنگ‌ها ضروری است.
گونه‌ای در معرض خطر
یوزپلنگ، Acinonyx jubatus، در بین عموم به عنوان سریع‌ترین حیوان خشکی در زمین شناخته می‌شود. با اندام باریک و دم بلندش، یوزپلنگ حیوانی با عملکرد خاص است که زیستگاه عمده‌اش در آفریقا است و در خاورمیانه پراکندگی‌اش عملا به بخش‌های کوچکی در ایران محدود شده است. آخرین تخمین‌ها 1 از باقی ماندن 7100 فرد از این گونه در طبیعت حکایت دارد. در ایران تعداد یوزها کمتر از 40 فرد برآورد می‌شود. در آفریقا هم روند کلی جمعیت یوزپلنگ تحت تاثیر عواملی مختلفی رو به کاهش است. تهدیدهای مختلف مانند از دست دادن و تکه‌تکه شدن زیستگاه، قاچاق حیات وحش و کاهش طعمه باعث کاهش جمعیت شده و هرگونه تلفات دیگری از جمله کشته شدن به دست انسان به دلیل تعارض می‌تواند بقای این گونه را به شدت به خطر بیاندازد. این موضوع از این جهت اهمیت دارد که یوزپلنگ‌ها خارج از مناطق حفاظت شده در بین مزارعی که عمدتا به دامپروری اختصاص دارند هم پرسه می‌زنند. این مسئله اغلب موجب بروز تعارض بین مزرعه‌داران و این حیوان می‌شود. یوزپلنگ اقدام به شکار دام کرده و دامدار نیز ممکن است برای بقای دامش یوزپلنگ را بکشد. این مسئله در کنیا جایی که مطالعه مورد اشاره انجام شده، بسیار مهم است از همین رو شناسایی نقاط حساسی که ممکن است منجر به چنین تعارضی شود، اهمیت بسیاری دارد.
یک نظام اجتماعی – جغرافیایی منحصر به فرد
پیش از وارد شدن به عمق داستان اصول اولیه را مرور کنیم. یوزپلنگ‌ها دارای نظام ارتباطی اجتماعی و محیطی خاصی هستند. آن‌ها گربه‌های غیراجتماعی محسوب شده و بنابراین نرها و ماده‌ها مانند شیرها در کنار هم زندگی نمی‌کنند. در عوض، ماده‌ها و نرها یا به تنهایی پرسه زده یا در مورد نرها می‌توانند در ائتلافی متشکل از دو تا چهار نفر که یا خویشاوند یا غیر خویشاوند هستند زندگی کنند. مطالعات نشان داده که یوزپلنگ‌های نر برای اشغال فضا تاکتیک‌های متفاوتی را اتخاذ می‌کنند. استراتژی نخست مربوط به نرهای دارای قلمرو است که در قلمروهای کوچک خود زندگی و از آن دفاع می‌کنند. این قلمروها تا حدی با محدوده پرسه‌زنی (Home range) طیف وسیعی از ماده‌های منفرد همپوشانی دارند. در مقابل دسته دیگر نرها به نام نرهای شناور یا بی‌قلمرو وجود دارند که در مناطق وسیع‌تری در انتظار خالی شدن و دسترسی به قلمروها پرسه می‌زنند. بنابراین پرسشی که این مطالعه در پی پاسخ دادن به آن برآمد این بود که یوزپلنگ‌ها برای حفظ ارتباط در حین چنین سامانه حرکتی پیچیده‌ای چه می‌کنند؟ یافته‌های این مطالعه برای اجتناب از تعارض بین دامدار- یوزپلنگ در مزارع پرورش دام نامیبیا بسیار مفید بوده است.

برای حل معضل حضور دام در زیستگاه یوز، گروهی معتقدند که باید دام را به هر قیمتی از تمام زیستگاه یوز بیرون کرد. این روی کاغذ پیشنهاد مناسبی است، اما در عمل چطور؟ سوال مهم‌تر هم این است که کجا باید اولویت خروج دام باشد؟ بنابراین بدیهی است که باید پیش از آن‌که شرایط برای خروج تدریجی همه دام‌‌ها مهیا شود، (که شرایط ایده‌آل است) باید به دنبال راه‌های دیگری بود

افراد مشکل‌ساز یا مناطق مشکل‌ساز؟
در جنوب نامیبیا، 106 یوزپلنگ که به آن‌ها گردنبد GPS نصب شده بود، به دقت زیر نظر گرفته شدند تا درک بهتری از نحوه استفاده آن‌ها از فضای موجود به دست بیاید. به این ترتیب علاوه بر شناسایی قلمرو یوزپلنگ‌ها، مناطق دیگری نیز پیدا شدند که یوزپلنگ‌ها از آن‌ها بسیار استفاده می‌کردند. نقاط علامت‌گذاری بویان (جایی که حیوان از طریق به جای گذاشتن بوهای مختلف از جمله ادرار، آنجا را مشخص و ردی از خودش به جای می‌گذارد) نمونه‌ای از چنین مناطق پر مراجعه‌ای است. برای مثال این مناطق همچنان که در یکی از عکس‌ها دیده می‌شود، درختی است که یوزپلنگ‌ها با پاشیدن ادرار روی آن علامت‌گذاری می‌کنند. یوزپلنگ‌ها از این نقاط علامت‌گذاری بویان برای تسهیل به اشتراک‌گذاری و جمع‌آوری اطلاعات استفاده می‌کنند. این اطلاعات به آن‌ها برای تعیین قلمرو، نمایش وضعیت تولید مثلی خودشان (نمایش تمایل به جفتگیری)، شناسایی وضعیت تولید مثلی جنس مخالف و به حداقل رساندن خطر مواجهه با رقبا کمک می‌کند. به این ترتیب این نقاط عملا به عنوان مرکز ارتباطی (Communication hub) عمل می‌کنند. نرهای دارای قلمرو و بدون قلمرو یا همان شناورها مکررا به آن‌جا سر می‌زنند. این نقاط علامت‌گذاری و مراکز ارتباطی عملا نوعی از «رسانه های اجتماعی» یوزپلنگ‌ها محسوب می‌شوند. یوزپلنگ‌ها زمان قابل توجهی را در این مناطق می گذرانند. معنی این یافته این است که اگر بین این مراکز ارتباطی و مناطق مورد استفاده دامدارها همپوشانی وجود داشته باشد، احتمال شکار دام اهلی توسط یوزپلنگ زیاد شده و تعارض ایجاد می‌شود. بنابراین این مطالعه نشان داد که این افراد خاص نیستند که ممکن است دست به شکار دام بزنند. بلکه هر فردی ممکن است به دلیل حضور در یک مرکز ارتباطی که نزدیک به نقاط حضور دام اهلی است، دست به شکار بزند. به این ترتیب به جای افراد مشکل‌ساز باید به دنبال مناطق مشکل‌ساز گشت و مشکل این مناطق را به عنوان یک راه حل ماندگار برطرف کرد.
راه حل‌های ماندگار
این مثال به خوبی نشان می‌دهد که چگونه مدیریت مبتنی بر رفتار (جانور) می تواند تأثیر زیادی در کاهش تعارض انسان و حیات وحش داشته باشد. اگرچه مطالعات قبلی نشان داده بود که یوزپلنگ‌ها معمولا دام را به عنوان طعمه ترجیح نمی‌دهند، اما تا پیش از این مطالعه مشخص نبود که چرا شکار دام اهلی هنوز به این صورت منظم در این مناطق رخ می‌دهد. با مطالعه رفتار این گونه طی چندین سال، محققان نشان دادند که درگیری دامدار- یوزپلنگ عمدتاً از «مناطق مشکل‌ساز» به جای «افراد مشکل‌ساز» ناشی می‌شود. این دانش جدید منجر به یافتن یک راه حل اقتصادی مناسب برای کاهش این تعارض شد. گاهی اوقات کلید زیست سازگارانه درک بهتر نحوه رفتار افراد است. بنابراین برای یافتن پاسخ‌ها و افزایش دانش باید به دقت به مشاهده موضوع پرداخت. پس اگر شکار دام بیشتر از مناطق مشکل‌ساز به‌جای افراد مشکل‌ساز ناشی می‌شود، می‌توان با جابه‌جایی گله‌های دام از این مراکز ارتباطی مشکل را حل کرد. در واقع، هنگامی که گله‌ها از این مراکز ارتباطی دور شدند، توانستند تلفات گوساله‌های خود را تا 86 درصد کاهش دهند که در نمودار عکس 3 دیده می‌شود. اما از این یافته‌ها چه درسی می‌توان برای حفاظت از یوزپلنگ در ایران گرفت. برای درک بهتر این موضوع اجازه بدهید به موردی که اخیرا رخ داده است مراجعه کنیم؛ جدا شدن دو فرد یوزپلنگ ماده توسط دامدار از طبیعت که امروز به نام آذر و توران شناخته می‌شوند.
ایران؛ داستان پیچیده یوز و دام
جدا از بررسی دلایل جدا کردن توله یوز‌های پاییزی امسال از طبیعت توسط دامدار که ضروری به نظر می‌رسد، سوال مهم دیگری که از منظر حفاظت باید به آن پاسخ داده شود این است که چرا در این منطقه چنین اتفاقی افتاده است؟ با توجه به سن توله‌ها و احتمال پایین جابجایی طولانی، احتمالا در خود منطقه یا اطراف آن جایی وجود دارد که برای زادآوری یوزها مناسب است. از آنجایی که در بهار هم که فصل زادآوری معمول یوزها است، در این منطقه دام حضور دارد، حفاظت و توجه بیشتر از این منطقه ضروری است. حتی مناطق اینچنین می‌توانند جزو الویت‌های خروج دام قرار بگیرند. این دانسته‌ای است که ما تصادفا و به بهای سنگین جدا شدن دو توله یوز از طبیعت به دست آورده‌ایم و جایی را کشف کرده‌ایم که برای زادآوری یوزها مهم است. در بیشتر موارد البته بهای سنگین‌تری برای دانسته‌های اندکمان پرداخته‌ایم. بنابراین هم‌چنان سوالات اساسی که منجر به تعیین الویت‌های حفاظتی یوزپلنگ می‌شوند بی‌پاسخ مانده است. این لیستی اولیه از پرسش‌هایی مهم است که در مورد آن‌ها متاسفانه در ابهام نسبی هستیم؛ یوزها کجا زایمان می‌کنند؟، مراکز ارتباطی‌شان کجا است؟، کجا جفت‌گیری می‌کنند؟، کجا توله بزرگ می‌کنند؟، کجا شکار می‌کنند و ترجیح غذایی‌شان چیست؟ از کجا عبور و مرور می‌کنند. پاسخ‌های داده شده به این سوالات اغلب تصادفی است یا این‌که به دلیل فقدان اطلاعات قطعی، بین کارشناسان در مورد این پاسخ‌ها اختلاف‌نظر جدی وجود دارد. مثلا تا یوزپلنگی در جاده کشته نشده، ما نیز درنیافته‌ایم که مناطق عبور و مرور یوزها کجاست و این بهای بسیار سنگینی برای گونه‌ای است که به شدت در معرض خطر انقراض است. در مورد خاص هم‌پوشانی بخش مهمی از زیستگاه‌ها پوزپلنگ در مناطق حفاظت شده و اطراف آن با سامانه‌های عرفی چرای فصلی دام نیز اینچنین است. برای حل این معضل راه‌حل‌های متفاوتی پیشنهاد می‌شود، معضلی که احتمالا عامل بخش مهمی و بزرگی از تلفات پنهان و پیدای یوز در ایران است.
ابزاری برای خروج از تاریکی
برای حل معضل حضور دام در زیستگاه یوز، گروهی معتقدند که باید دام را به هر قیمتی از تمام زیستگاه یوز بیرون کرد. این روی کاغذ پیشنهاد مناسبی است، اما در عمل چطور؟ جدای از این‌که در حال حاضر منابع مالی لازم برای این‌کار وجود ندارد، حتی در صورت وجود منابع هم مسئله از پیچیدگی‌های خاص برخوردار است و خروج دام مسئله‌ای زمان‌بر و دشوار است. سوال مهم‌تر هم این است که کجا باید اولویت خروج دام باشد؟ بنابراین بدیهی است که باید پیش از آن‌که شرایط برای خروج تدریجی همه دام‌‌ها مهیا شود، (که شرایط ایده‌آل است) باید به دنبال راه‌های دیگری بود. این یعنی همراه تلاش‌ها برای خروج دام باید نسبت به شناسایی مناطق حساس، مراکز ارتباطی، مناطق مهم برای زادآوری، مناطقی که یوزها در آن بیشتر شکار می‌کنند، راهروهای عبوری یوز و… در تنها زیستگاه باقی‌ مانده آن اقدام شود. قلاده‌گذاری همچنان که در مطالعه مورد اشاره به آن پرداخته شد، مطمئن‌ترین راه برای شناسایی این مناطق حساس است. با کمک داده‌های به دست آمده از این ابزار و در کمبود منابع، اولویت‌های حفاظتی به درستی مشخص شده و حتی اولویت‌های خروج دام هم بهتر از قبل مشخص خواهد شد. حتی مواردی وجود دارد که مطالعات قلاده‌گذاری باعث کشف اطلاعاتی شده که مطالعه‌‌کنندگان به کلی از آن بی‌خبر بوده‌ یا در پی پاسخی برای آن نبوده‌اند. هرچند انجام این مطالعات ریسک‌های اندکی دارد، اما اولا با استفاده از گروه‌های متخصص این خطر بسیار (تا حد صفر) کاهش خواهد یافت و نکته مهم‌تر این است که خطر ادامه دادن حفاظت در تاریکی و بدون اطلاعات ضروری بسیار بزرگ‌تر از خطر بسیار ناچیز اجرای چنین مطالعاتی است. بنابراین به نظر می‌رسد برای پایان دادن به چندین دهه حفاظت پر ابهام از یوز باید تا دیر نشده اقدامی صورت گیرد، شاید که این آخرین فرصت‌ها برای حفاظت از این گربه‌سان زیبا و زمین‌هایی باشد که یوزپلنگ آسیایی در آن‌ها پرسه می‌زند.

حاکمیت باید درباره آلودگی هوا پاسخگو باشد

با ورود به فصل سرما و افزایش روزهایی که وارونگی دما را تجربه می‌کردند، آلودگی هوای تهران چندین هفته به مرز خطرناک و ناسالم برای همه گروه‌ها رسید. این وضعیت آموزش را برای مدارس و برخی دانشگاه‌ها دوباره مجازی کرد و برخی ادارات دورکار شدند. اما وقتی تعداد روزهای‌آلوده بیشتر شد، ادامه تعطیلی‌ها دیگر مقدور نبود. با وجود اینکه هوای تهران به مرزی از آلودگی رسید که برای تمام گروه‌ها و رده‌های سنی نامناسب بود، وضعیت دورکاری ادارات تبدیل به حضور برخی کارکنان زیر 50 سال در اداره‌ها شد. همچنین از ابتدای سال تاکنون تهران فقط 2 روز هوای پاک را تجربه کرده و ۱۵۴ روز هوای قابل قبول، ۱۱۶ روز هوای ناسالم برای گروه‌های حساس، ۲۴ روز هوای ناسالم برای همه افراد جامعه برای تهرانی‌ها رقم خورده است. به علاوه در مقایسه با سال قبل پایتخت‌نشینان ۲۰۴ روز هوای قابل قبول، ۸۸ روز هوای ناسالم برای گروه‌های حساس و شش روز هوای ناسالم را تجربه کرده بودند. این یعنی اوضاع آلودگی امسال، شدیدتر و بدتر از پارسال شده ‌است. در پی این وضعیت محمود اولیایی، رئیس کمیسیون مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی اتاق ایران در نشستی به سازمان‌های دولتی متولی هشدار داد که درباره وضعیت هوای تهران پاسخگو باشند.

 

نشست کمیسیون مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی اتاق ایران با دستور کار بررسی معضل آلودگی هوا برگزار شد. اگرچه دست‌اندرکاران این کمیسیون از مسئولان مرتبط با بحث آلودگی هوا در سازمان حفاظت محیط زیست برای حضور در این جلسه دعوت کرده بودند اما برخلاف انتظار، مسئول دفتر مشارکت مردمی و مسئولیت اجتماعی سازمان محیط زیست در این جلسه حاضر شد. محمود اولیایی، رئیس کمیسیون مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی اتاق ایران در این جلسه گفت: «آلودگی هوا در ردیف مسئولیت‌های اصلی حاکمیت است که باید درباره آن پاسخگو باشد و همه باید در این حوزه مطالبه‌گر باشند.»
اولیایی با بیان اینکه طبق اعلام وزارت بهداشت در سال گذشته 6 هزار و 400 نفر به دلیل آلودگی هوا از بین رفتند و امسال به دلیل افزایش آلودگی دی‌اکسیدگوگرد این تعداد قطعا بیشتر است، تاکید کرد: «ما باید مطالبه‌گری کنیم و نباید بخش حاکمیتی را رها کنیم.»
او با اظهار تاسف از اینکه مقوله محیط زیست در اولویت‌های کشور قرار نگرفته، افزود: «این در حالی است که متاسفانه برخی موضوعات بسیار کم اهمیت در اولویت و توجه مسئولان قرار دارد. به نظر می‌رسد هیچ اراده جدی برای حل مشکلات محیط زیست، آموزش و پرورش، آموزش عالی، اقتصاد و سلامت روان جامعه وجود ندارد. ما به هر بخشی مراجعه می‌کنیم هیچ‌کس درباره آلودگی هوا و محیط زیست پاسخگو نیست. حتی متاسفانه اتاق ایران هم آن‌طور که باید و شاید، اهمیتی به این موضوع نمی‌دهد و همه این معضل را رها کرده‌اند.»
آمار مرگ و میر بر اثر آلودگی هوا بیشتر از آمار مرگ و میر بر اثر تصادفات
پیرانی، رئیس اداره مسئولیت‌های اجتماعی وزارت بهداشت نیز در این جلسه با بیان اینکه آلودگی هوا به‌ویژه امسال ما را زمین‌گیر کرد، گفت: «متاسفانه امسال آمار مرگ و میر بر اثر آلودگی هوا از آمار مرگ و میر بر اثر تصادفات رانندگی خیلی بیشتر بوده است.»
او با اشاره به اینکه بار اصلی آلودگی هوا قبل از هر ارگانی بر دوش وزارت بهداشت است، بیان کرد: «ما بیمارستانی داریم که در شرایط عادی 400 مراجعه‌کننده داشته اما به دلیل آلودگی هوا تعداد مراجعات آن به 3 هزار و 500 نفر رسیده است.» پیرانی تاکید کرد: «نباید به مردم دروغ بگوییم؛ برخی تصمیمات سیاسی شده است. به نظر می‌رسد اگر در مقطع زمانی دیگری بودیم دست‌کم در ایام آلودگی، شهر 5 روز تعطیل می‌شد. اما در زمان آلودگی هوا تصمیم گرفتند که کارمندان 50 سال به بالا دورکار باشند. گویی ذرات آلودگی تشخیص می‎دهند که نباید به ریه‌های افراد 49 ساله و کمتر وارد شوند! مسئولیت اصلی پاسخگویی بر دوش سازمان محیط زیست است و باید نسبت به این شرایط وخیم مسئولیت‌پذیر باشد و پاسخ دهد.»

رئیس اداره مسئولیت‌های اجتماعی وزارت بهداشت در این جلسه با بیان اینکه آلودگی هوا به‌ویژه امسال ما را زمین‌گیر کرد، گفت: متاسفانه امسال آمار مرگ و میر بر اثر آلودگی هوا از آمار مرگ و میر بر اثر تصادفات رانندگی خیلی بیشتر بوده است

سازمان حفاظت محیط زیست، ابزار نظارت بر آلودگی را ندارد
بابازاده، مسئول دفتر مشارکت مردمی و مسئولیت اجتماعی سازمان محیط زیست در پاسخ به انتقادات از این سازمان به دلیل عدم انجام مسئولیت در حوزه رفع آلودگی هوا به‌ویژه در مناطقی مثل اهواز و سیرجان، گفت: «سازمان اختیار 17 درصد محیط‌های حفاظت شده را در کشور دارد که در آنجا موفق بوده است. اما در بحث آلودگی و پسماند جایگاه سازمان محیط زیست، جایگاه نظارتی است و در این مورد داشتن ابزار نظارت مهم است. این در حالی است که این سازمان فقیرترین سازمان دولتی است و ما حتی برای آموزش و افزایش مشارکت مردمی نیروی کافی نداریم و تعداد نیروهای ما در کل کشور به 100 نفر نمی‌رسد.»
با توجه به حاضر نشدن مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست در این نشست و اعتراض حاضران جلسه، رئیس کمیسیون مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی اتاق ایران اعلام کرد این کمیسیون بار دیگر برای حضور در یک نشست تخصصی از مسئولان این سازمان دعوت خواهد کرد تا با حضور دست‌اندرکاران مرکز پژوهش‌های اتاق ایران، شورای گفت‌وگو، اعضای کمیسیون و مسئولان این سازمان مسئله آلودگی هوا بررسی و چاره‌جویی شود.

دسترسی عمومی به سامانه نظارت بر اجرای قانون هوای پاک

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، گفت: در لایحه بودجه سال آینده 20 درصد عوارض سبز به محیط زیست برای مقابله با آلودگی هوا اختصاص پیدا کرده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست، علی سلاجقه در آستانه هفته هوای پاک با اشاره به تصویب قانون هوای پاک در سال 1396، عنوان کرد: قانون هوای پاک به عنوان مهم‌ترین سند بالادستی در حوزه کاهش آلودگی هوا مشتمل بر 34 ماده است و در آن وظایف و تکالیفی برای 23 دستگاه احصا شده است. او افزود: سازمان حفاظت محیط زیست ناظر بر حسن اجرای این قانون است و بر این اساس، سامانه نظارتی قانون هوای پاک را در دولت سیزدهم راه‌اندازی کرده است. به زودی اطلاعات سامانه نظارت بر اجرای قانون هوای پاک از طریق پورتال سازمان حفاظت محیط زیست در دسترس عموم مردم قرار خواهد گرفت. او گفت: همچنین صندوق ملی محیط زیست وظیفه ارائه وام و اعطای تسهیلات به مجریان قانون هوای پاک، صنایع و شهرداری‌ها برای خرید و نوسازی تجهیزات مورد نیازشان را بر عهده دارد. به گفته سلاجقه در لایحه بودجه سال آینده هزار میلیارد تومان منابع برای کمک به صندوق ملی محیط زیست، تامین تجهیزات محیط‌بانی و… در نظر گرفته شده است. به گفته او، حمایت از محیط زیست با معافیت از پرداخت هزینه دادرسی دعاوی از دیگر تصمیمات مهم دولت در این بخش است. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، تصریح کرد: اجرای قانون هوای پاک یک موضوع فرابخشی است و دستگاه‌های مختلف هر یک به فراخور شرح وظایف خود، مسئولیت‌هایی بر عهده دارند. به عنوان نمونه، شهرداری‌ها در نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی و خودروسازان در ساخت خودرو با بنزین استاندارد، تسهیل‌سازی استفاده از خورده‌های هیبریدی و برقی، تعویض به موقع کاتالیست تاکسی‌ها و… باید به وظایف خود عمل کنند.

سرمای زمستان طبیعی است

رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا ضمن اشاره به ورود دو سامانه بارشی جدید به کشور تصریح کرد: امسال «زمستان سختی» نداریم بلکه دمای هوا وارد حالت نرمال خود شده است.
صادق ضیائیان درباره کاهش دما و سرمای هوا به ایسنا گفت: روز چهارشنبه (۲۱ دی) یک سامانه بارشی‌ وارد کشور شد که کاهش دمای شدید هوا را به همراه آورد و تا جمعه (۲۳ دی) نیز ادامه داشت.
او درباره شدت سرمای هوا در مقایسه با سال‌های گذشته گفت: در حال حاضر زمستان سختی نداریم و نمی‌توان کاهش دما را به دو هفته آینده منحصر کرد چرا که به‌طور کلی در زمستان سرمای هوا طبیعی است و می‌تواند تا پایان زمستان نیز سرد بماند.
ضیائیان تصریح کرد: با وجود کاهش شدید دما تنها می‌توان گفت که به دمای میانگین رسیده‌ایم. در گذشته هم روزهای زمستانی دمای حداقلی شهرهایی مانند تهران زیر صفر بود. در واقع گرمای هوا در این فصل غیرطبیعی است و الان دمای هوا وارد حالت نرمال خود شده است.
رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا درباره سامانه بارشی جدیدی که وارد کشور می‌شود، عنوان کرد: این سامانه بارشی تغییرات دمایی زیادی به همراه ندارد اما عمده بارش‌های آن به‌صورت برف است. در واقع بارش‌ها در استان‌های گرمسیر به‌صورت باران و در مناطق سردسیر بارش برف پیش‌بینی می‌شود.
او افزود: روز سه‌شنبه (۲۶ دی) یک سامانه بارشی جدید وارد کشور می‌شود که جنوب کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بارش‌هایی را در استان‌های هرمزگان، بوشهر و جنوب فارس و جنوب کرمان رخ همراه خواهد داشت که احتمال سیل و آبگرفتگی معابر طی فعالیت این سامانه در استان‌های مذکور وجود دارد.
ضیائیان در آخر با تاکید بر اینکه شدت بارش‌ها در نقاط مختلف کشور، متفاوت است، عنوان کرد: برای استان تهران نیز که چند روز گذشته بارندگی خفیف و پراکنده‌ای را تجربه کرده بود، بارش برف شدیدتر پیش‌بینی می‌شود که می‌تواند حمل و نقل شهری را دچار مشکل کند.

سرما به کشاورزی سیستان و بلوچستان خسارت زد

رئیس سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان گفت: بر اساس برآورد اولیه، بارندگی و برودت هوا در هفته‌های اخیر به بخش کشاورزی این استان حدود سه هزار و ۷۸۸ میلیارد ریال خسارت وارد کرده است.
به گزارش ایرنا، سید محمدرضا سیدحسینی بیان کرد: براثر بارش باران‌های سیل‌آسا و سرمای شدید بی‌سابقه دی‌ماه جاری در سیستان و بلوچستان بخش‌های مختلف کشاورزی استان در بیش ‌از ۱۰ شهرستان عمدتا در مناطق مرکزی و شمال آن دچار خسارت در بخش‌های مختلف نظیر زراعی، باغبانی، آب و خاک، دام و طیور شدند.
او ادامه داد: مزارع کشاورزی، بخش باغبانی عمدتا گلخانه، دامداری‌های سبک و سنگین، مرغداری‌ها گوشتی، چاه‌های آب کشاورزی، جاده دسترسی به مزارع و تمامی زیرمجموعه‌های بخش‌های کشاورزی سیستان و بلوچستان همزمان با بروز این ۲ پدیده طبیعی آسیب دید که بیشترین خسارت به بخش زراعی وارد شد.
رئیس سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان گفت: تیم‌های ارزیاب با حضور در مناطق آسیب‌دیده استان در حال بررسی دقیق خسارت هستند بطوریکه پیش‌بینی می‌شود تا پایان هفته برآورد دقیق تمامی خسارت‌ها اعلام شود.
او با بیان اینکه این میزان از بردوت هوا در سیستان و بلوچستان دور از انتظار بود، گفت: تمام سعی و تلاش همکاران ما کمک به کشاورزان زحمتکش و رنج‌دیده و جبران هر چه سریعتر خسارت آنهاست.
محسن حیدری، مدیرکل هواشناسی سیستان و بلوچستان گفت: بامداد روز جمعه دمای هوای ۱۱ شهرستان این استان به زیر صفر رسید.
سرمای بی‌سابقه هوا در چند روز اخیر در سیستان و بلوچستان علاوه‌بر وارد کردن خسارت به بخش‌های کشاورزی و زیربنایی نظیر شبکه برق‌رسانی سبب تعطیلی مدارس و ادارات برخی از شهرستان‌های این استان شد.

سندروم فراموشی

وزیر نفت در حالی که برای حل مشکل قطع گاز در خراسان رضوی به مشهد سفر کرده گفته «با تعطیلی پایتخت نزدیک به ۲ و نیم میلیون متر مکعب کاهش مصرف داشتیم». «تعطیلی پایتخت» راهکار وزیر دولت سیزدهم برای مدیریت هجوم موج سرما به ایران بوده است. پیشتر پایداری طولانی‌مدت آلودگی هوا نیز با نسخه «تعطیلی» توسط دولت و مدیران اجرایی به شکلی پشت سر گذاشته شد. «جواد اوجی» سه روز پیشتر در حیاط ساختمان هیئت دولت در جمع خبرنگاران گفت: «به خدا من دمای خانه خودم را ۲۱ تا ۲۲ درجه بیشتر نمی‌کنم، وارد منزل که می‌شوم سریع لباس گرم می‌پوشم به بچه‌ها هم می‌گویم نمی‌گذاریم ذره‌ای اسراف شود.» تهران و ایران در حالی یک روز برفی و سرمای شدید را پشت سرگذاشته‌اند که در تابستان نیز یکی از دوره‌های سیل‌خیز این اقلیم را از سر گذراندند. اتفاقاتی از این دست در طبیعت که به وقایع حدی موسوم است را ناشی از تغییر اقلیم توصیف می‌کنند. موضوعی که هنوز دولتمردان و برنامه‌ریزان ایرانی کمتر به آن باور دارند. مسئولان ایرانی عموما دست به دامان راهکارهای مهندسی هستند و کمتر از اقتصاد و علوم‌اجتماعی بهره‌برداری می‌کنند و همین باعث شده راهکارهای عمیق و موثر برای درمان مشکلات نداشته باشند و صرفا برای هر دردی مسکن تجویز کنند.

 

سریال «روزی روزگاری» که در دهه هفتاد پخش می‌شد را به خاطر دارید؟ «مراد بیگ» و «حسام بیگ» دو شخصیت اصلی داستان آن سریال بودند. در آن سریال «حسام ‌بیگ» تکیه‌کلام یا دیالوگی پرتکرار داشت که می‌گفت: «التماس نکن … ». این تکه از سریال «روزی روزگاری» را لحظه‌ای در ذهنتان نگاه دارید. ضرب‌المثلی دیگر هم داریم که در آن از واژه «التماس» بهره برده شده است؛ «زورت را به التماس نده» که بیشتر به این معنا دلالت دارد که کاری نکنیم که دست پرمان را از دست بدهیم و به چه‌کنیم چه کنیم بیفتیم. این وصف ساده و خودمانی را با روزهای سرد زمستان اخیر و غلبه سرما بر ایران کنار هم بگذارید. بعد اندکی از حافظه‌تان کمک بگیرید؛ دیالوگ پرتکرار سخنگوهای بخش‌های مصرفی انرژی را به خاطر بیاورید. مثلا دیالوگ‌های «مصطفی رجبی‌ مشهدی» سخنگوی صنعت برق و «فیروز قاسم‌زاده» سخنگوی صنعت آب در تابستان‌ها و حتی در همین پاییز گذشته؛ «اگر مردم در کل کشور به اندازه ۱۰ درصد در مصرف صرفه‌جویی کنند می‌توانیم از دوره اوج مصرف به خوبی عبور کنیم». در زمستان هم سخنان سخنگوی شرکت ملی گاز را از ذهن بگذرانید؛ «عباس اعظمی سخنگوی شرکت ملی گاز با تاکید بر اینکه همچنان لازم است مردم کمک کرده و صرفه جویی داشته باشند، گفت: اگر مردم در کل کشور ۱۰ درصد صرفه‌جویی داشته باشند، ما به خوبی از این شرایط عبور می‌کنیم و شبکه در سرشاخه‌ها پایدار خواهد شد.»
بگذارید کمی به عقب‌تر برگردیم. خیلی هم نه. همین ماه‌های قبل. در ماه آذر روزنامه «پیام‌ما» دست‌کم دو تیتر اصلی روزنامه را یعنی «کشتی انرژی سکاندار ندارد» در ۲۳ آذر ۱۴۰۱ و «انتظار برای روزهای سخت کمبود گاز» در ۱۳ آذر ۱۴۰۱، به بررسی وضعیت منابع گاز و موقعیت ایران اختصاص داد؛ یعنی بیش از یک ماه زودتر. همچنین در ۱۷ آذر۱۴۰۱ با تیتر «دست به دامان زنان برای اصلاح الگوی مصرف گاز» به نقد این موضوع پرداخته شد که برای ایجاد فرهنگ و یک رفتار درست نمی‌توان یکماه مانده به شروع سرما از زنان به عنوان تربیت‌کنندگان فرزندان بخواهیم صرفه‌جویی و بهینه‌سازی مصرف انرژی را در دستور کار قرار دهند.
در همان روزهای پاییز بارها موضوع مازوت‌سوزی و آلودگی هوا مطرح شد و نسبت به نبود گاز برای نیروگاه‌ها و صنایع هم هشدار داده شد. تنها اقدام دولت تصمیم‌گیری برای اعطای تخفیف سه ‌درصدی به خوش‌مصرف‌ها و تهدید قطع گاز بدمصرف‌ها و ایجاد محدودیت‌ برای صنایع بود. سرانجام زمستان فرا رسید و بسیار فراتر از انتظار ظاهر شد. باز هم با وجود پیش‌بینی ورود جبهه‌های سرما، قطع گاز از سوی کشورهایی که ما با آنها سوآپ گازی داشتیم تکرار شد. سال‌ها پیش نیز استان‌های شمالی قطع گاز وارداتی را تجربه کرده بودند. این بار دولت باز هم دست به دامن نسخه تکراری تعطیلی شد تا بتواند شرایط را از سر بگذراند و هنوز مشخص نیست پایداری این جبهه سرما با تعطیل کردن پایتخت و ادارات یا مدارس و دانشگاه‌ها به کجا برسد.

مسئولان فقط به این موضوع تاکید دارند که دمای خانه خود را روی درجه مطلوب تنظیم کنید. اما به این توجه ندارند که اگر خانه‌ای بر اساس استاندارد ساخته نشده باشد و پنجره‌هایش دوجداره نباشد یا مصالح به کار رفته در آن مناسب نباشد این دستورالعمل هم پایدار نیست

باز هم همان دیالوگ‌های تکراری از مسئولان مختلف در زمان اوج مصرف تکرار شد. برای نمونه همین دیروز «مصطفی رجبی مشهدی» سخنگوی صنعت برق کشور گفت: «تولید برق ایران وابسته به منبع گاز است. با توجه به برودت هوا و افزایش مصرف گاز و برق، از هموطنان عزیر درخواست می‌کنیم با رعایت چند نکته ساده و کاربردی از جمله تنظیم دمای وسایل گرمایشی منزل بین ۱۸ تا ۲۱ درجه سانتی‌گراد، عایق‌بندی در و پنجره‌های منازل خود و پوشیدن لباس گرم در منزل انرژی کمتری مصرف کرده و به تأمین برق و گاز پایدار کمک کنند.»
همه ما خوب می‌دانیم موضوعی نظیر عایق‌بندی در و پنجره‌ها مستلزم صرف هزینه است و از سوی دیگر لحاظ کردن چنین موضوعی از الزامات ساخت و ساز استاندارد در حین ساخت است و بعد از اتمام ساخت کمتر کسی به سراغ اقدامات بهینه‌سازی ساختمان برای بهبود مصرف انرژی می‌رود آن هم در شرایطی که وضعیت اقتصادی مردم اصلا مناسب نیست. از طرف دیگر روزنامه «پیام ما» در یکی از گزارش‌های خود به موضوع فعال بودن بخاری‌های غیراستاندارد اشاره کرد. اما حتی حرکتی ضرب‌العجل از دولتی که علاقه‌مند به اجرای طرح‌های جهادی نظیر «جهاد آبرسانی» و مشابه آن است برای بهسازی یا تبدیل بخاری‌ها هم انجام نشد تا دست‌کم از این طریق نیز از فعالیت دست‌کم ۲۵ میلیون دستگاه بخاری غیراستاندارد کاسته شود.
مسئولانی که فقط مسکن تجویز می‌کنند
مصداق آن ضرب‌المثل که می‌گوید «زورت را به التماس نده» نیز حکایت ما و سوآپ گاز به‌ویژه در فصل زمستان است. حال موضوع بحرانی شدن وضعیت گاز در کشور به‌ویژه در ۵ استان شمال و شمال‌شرقی به ترکمنستان و قطع گاز نسبت داده می‌شود. این موضوع برای نخستین بار روی نداده و عموما ایران با این معضل مواجه بوده است. با این حال ایلنا در خبری نوشته محمدرضا جولایی با اشاره به دمای زیر یک درجه در بسیاری از شهرهای کشور و کم‌سابقه بودن پایداری چنین سرمایی، گفت: «با افزایش مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری، همچنین قطع گاز وارداتی از ترکمنستان به دلیل سرمای زیاد در این کشور، شاهد افت فشار گاز در شمال و شمال شرق کشور هستیم. در تأمین گاز استان‌های خراسان شمالی، رضوی و جنوبی و گلستان و مازندران دچار مشکل جدی بودیم و این روند امشب هم تداوم دارد.»
در همین حال عباس اعظمی سخنگوی شرکت ملی گاز نیز گفته است: «قطع گاز ترکمنستان مشکل بزرگی ایجاد کرد. با این شرایط باید منتظر اتفاقات سخت‌تری بودیم اما به خوبی مدیریت شد و قطعی گاز نداشتیم، در سرشاخه‌های تغذیه برخی شهرها و روستاها افت فشار شکل گرفت که باعث برخی قطعی جزئی در برخی شهرها از جمله تربت جام شد و اکنون به طور کامل رفع شده است. اکنون فشار گاز را افزایش دادیم و شرایط مدیریت و پایدار شده است.»
سخنگوی شرکت ملی گاز آخرین رقم مصرف گاز را ۶۶۳ میلیون متر مکعب عنوان کرد و گفت: میزان مصرف گاز در تهران ۱۲۶ میلیون متر مکعب و مشابه روز قبل است. وضعیت گاز خراسان رضوی، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، گلستان و شرق مازندران اضطراری و در شرایط هشدار و قطع گاز است.
او با تاکید بر اینکه همچنان لازم است مردم کمک کرده و صرفه‌جویی داشته باشند، گفت: «اگر مردم در کل کشور ۱۰ درصد صرفه‌جویی داشته باشند، ما به‌خوبی از این شرایط عبور می‌کنیم و شبکه در سرشاخه‌ها پایدار خواهد شد.»
اعظمی گفت: «علی‌رغم اقداماتی که انجام شد و واقعا موج بزرگ تاثیر بحران قطع گاز ترکمنستان عبور کردیم همچنان در مرز هشدار قرار داریم و هر چه به شب می‌رسیم، سرما تشدید و مصرف بالاتر رفته و به پیک نزدیک می شویم.»
او همچنین توضیح داد : «همچنان در مرز هشدار قرار داریم و حتی یک درجه کاهش دمای وسایل گرمایشی به تامین گاز مناطق شمال شرق کمک می کند.»
پویش‌های مقطعی
مسئولان به‌ویژه در بخش‌های مصرفی تصوری دارند که با عملیاتی کردن یک پویش می‌توان به بهبود اوضاع و مدیریت بحران برسند. هشتگ زدن شاید در یک مقطع موضوعی را در شبکه‌های اجتماعی داغ کند اما به سختی ممکن است به تغییر رفتار در همان موقعیت منجر شود. در مورد مصرف آب و مصرف برق دقیقا طرح‌هایی مشابه در زمان اوج مصرف به کار گرفته می‌شود. استفاده از پویش‌ها معمولا پس از برگزاری دوره‌های مختلف می‌تواند تسهیل‌کننده باشد مانند اینکه شاهد بودیم پویش سه‌شنبه‌های بدون خودرو در تهران در دوره‌ای منظم به اجرا درآمد اما از آنجا که وضعیت حمل‌و‌نقل عمومی بهبودی به خود ندید و هزینه استفاده از وسایل جایگزین گران‌تر و سخت‌تر بود همچنان مردم به استفاده از خودرو مشغولند. حال در چنین روزهای سردی و آن در فضای اجتماعی متاثر از سه-چهار ماه اخیر عباس اعظمی سخنگوی شرکت ملی گاز بر لزوم پیوستن مردم به پویش هر خانه یک اتاق گرم در هوای سرد تاکید کرده است.
همه کارها را می‌کنند به جز کار اصلی
ایران و برنامه‌ریزان و سیاستمدارانش همه برنامه‌ای را به اجرا درمی‌آورند به جز آن برنامه موثر و اصلی. موضوع اصلی این است که مهمترین و موثرترین اهرم در بهینه‌سازی مصرف انرژی اقتصاد است. تا زمانی که بهای حامل‌های انرژی در ایران ناچیز است مردم در مصرف آن و مولفه‌های موثر بر آن حساسیت به خرج نمی‌دهند. در حال حاضر ایرانیان همچنان خودروهایی می‌خرند که با وجود قیمت‌های عجیب ولی بالای ۸ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف می‌کنند ولی در دنیا خودروها مصرفشان به نصف این میزان با امکانات بیشتر رسیده است. در مورد آب و برق یا گاز هم اوضاع بر همین منوال است. مسئولان ایران فقط به این موضوع تاکید دارند که دمای خانه خود را روی درجه مطلوب تنظیم کنید. اما به این توجه ندارند که اگر خانه‌ای بر اساس استاندارد ساخته نشده باشد و پنجره‌هایش دوجداره نباشد یا مصالح به کار رفته در آن مناسب نباشد این دستورالعمل هم پایدار نیست. از سوی دیگر مردم در شرایط اقتصادی‌ای به سر می‌برد که قدرت خریدشان از تامین همه کالاها کمتر شده است. در چنین شرایطی همین انرژی است که به لطف یارانه قابل مصرف است. پرسش این است که مسئولان چرا تصور می‌کنند مردم باید به توصیه‌شان مبنی بر صرفه‌جویی در مصرف انرژی همت گمارند؟
در همین زمستان سختی که قرار بود برای سایر کشورها به‌ویژه اروپاییان حادث شود بهای مصرف انرژی چقدر است؟ آیا به اندازه ایران است؟ باز هم در مطالبی که پیشتر در روزنامه «پیام ما» منتشر شده نوشتیم که بهای هر متر مکعب گاز در ترکیه بسته به شیوه گازرسانی و لوله‌کشی و تامین آن بین ۳ تا ۵ لیر است. در حالی که بهای هر متر مکعب گاز در ایران برای مشترکان خانگی ۱۵۰ تا ۲۰۰ تومان است. به این معنا که اگر هر لیر ترکیه را ۲هزار تومان حساب کنیم بهای هر متر مکعب گاز ۶ تا ۱۰هزار تومان می‌شود و ما در ایران برای هر مترمکعب گاز ۲۰۰ تک‌تومانی می‌پردازیم. حال اگر قرار بود مردم برای هر متر مکعب ۶هزار تومان بپردازند قطعا بیشتر به بهینه‌سازی خانه و عایق‌سازی پنجره‌ها و توصیه‌هایی از این دست روی می‌آوردند.

خراسان در بحران

|پیام ما| «اروپا از زمستان سخت عبور کرد»، روزنامه وال‌استریت ژورنال ضمن برشمردن برنامه‌های کشورهای مختلف برای استفاده از منابع جایگزین اعلام کرد که در سایه برنامه‌های آموزشی و استفاده از منابع دیگر این قاره توانسته است در برابر شوک‌های انرژی خارجی از اقتصاد خود مراقبت کند و به سلامت از این گردنه بگذرد. در ایران اما «زمستان سخت» فرا رسیده و برخی به طعنه و شوخی از برگرداندن هیزم‌هایی که برای اروپایی‌ها فرستاده بودیم صحبت می‌کنند. خراسان رضوی یکی از استان‌‌هایی است که از موج سرما به شدت تاثیر گرفته و با قطعی گاز در بخش‌هایی از شهرها و روستاهای خود مواجه بوده است. به طوری که جواد اوجی وزیر نفت در آخرین اظهار نظر خود اعلام کرد: اکنون شبکه گاز در سراسر کشور پایدار است و تنها ۱۷ هزار مشترک در شهرستان تربت جام از نعمت گاز بی‌بهره شدند. ساعتی بعد اما حسین جمشیدی، فرماندار تربت جام در خراسان رضوی، گفت: گاز ۲۵ هزار مشترک قطع است و امشب با توزیع سوخت جایگزین برای همه مردم وسایل گرمایشی تهیه می‌کنیم.

 

«لیلا» ساکن نیشابور از این صحبت می‌کند که وضعیت زندگی‌اش با کره شمالی قابل مقایسه است،‌ اینکه چرا کره شمالی مشخص نیست شاید از آن رو که هر چیز دارای سهمیه‌ای است. او می‌گوید اینجا نان هم پیدا نمی‌شود،‌ گاز نیست و نانوایی‌ها تنها در شیفت صبح کار می‌کنند. مادر و پدرش هر دو برای خرید نان رفته‌اند و سهم‌شان تنها دو نان بوده است. نرگس، ساکن شهرک توحید سبزوار، بعد از یک روز قطعی گاز در دمای منفی 5 درجه،‌ تازه یکشنبه ساعت 11 گاز خانه‌شان وصل شده است. نرگس خوش‌شانس است که همسرش معلم روستا بوده و با گازکشی روستا،‌ چراغ نفتی را به خانه آورده است. آنها توانسته‌اند شب سرد زمستانی را با چراغ نفتی بگذرانند. همه مانند نرگس خوش‌شانس نبودند و تصاویری از استفاده از هیزم و روشن کردن آتش برای پخت غذا و نان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.
علاوه بر شهرک توحید سبزوار،‌ در بردسکن هم گاز قطع شده بود، البته فرماندار این شهر از وصل شدن مجددا آن البته برای 80 تا 85 مناطق خبر داده است. علی دهقان‌زاده در گفت‌وگویی با ایسنا عنوان کرد: هرچند بیشترین مشکل ما در منطقه شهرآباد و قسمتی از انابد بود اما خوشبختانه کل بخش شهرآباد و شهر انابد به شبکه گاز پیوست و روستاهایی هم که در همین مسیر قرار داشتند، گازدار شدند.
با این حال به گفته او در حال حاضر گاز حدود ۱۵ تا ۲۰ روستا قطع است که بیشترین موارد مربوط به دهستان درونه و روستاهای همجوار است. در همین رابطه هلال احمر وارد کار شده و 200 والر را به متقاضیان تحویل می‌دهد.
اسکان‌های اضطراری در خراسان رضوی
روز شنبه 24 دی در شهرستان مه‌ولات گاز 9 روستای بخش مرکزی قطع شد و فرماندار این شهرستان از تشکیل ستاد مدیریت بحران به دنبال آن خبر داد. پس از این جلسه بود که گاز مشترکان غیرخانگی را قطع کردند تا خانوارها بتوانند گاز خود را تامین کنند. مجتبی علی‌نژاد با این حال با بیان اینکه اسکان‌های اضطراری در این شهرستان پیش‌بینی شده، گفت: در شهر فیض‌آباد سه مکان و در هر کدام از روستاها یک حسینیه برای اسکان اضطراری پیش‌بینی و مجهز به تجهیزات گرمایشی شده‌اند.

به گفته فرماندار تربت حیدریه برای جلوگیری از قطع گاز مشترکان خانگی گاز شرکت‌ها، مرغداری‌هایی که هنوز جوجه‌ریزی نکرده‌اند، بنگاه‌های معاملاتی، مدارس، دانشگاه‌ها و… قطع و برای برخی مساجد محدودیت‌ تعیین شده است

همزمان با مه‌ولات در تربت‌ حیدریه هم قطع گاز باعث شد علی‌اکبر کی‌پور، فرماندار، ناچار به واکنش شود. او گفت: آنچه بعضا در فضای مجازی و از طریق رسانه‌های غیررسمی در مورد قطع سراسری گاز مشترکان خانگی در این شهرستان مطرح می‌شود، صحت ندارد. اگر قطع موردی گاز در برخی محلات شهری و دیگر مناطق حومه این شهرستان اعلام می‌شود، علت آن افت فشار گاز و یخ زدن علمک‌هاست و این موضوع ارتباطی به محدودیت‌های ایجاد شده در مصرف گاز ندارد.
در این شهر هم مانند مه‌ولات گاز برخی سازمان‌ها و مراکز قطع شد. به گفته فرماندار تربت حیدریه برای جلوگیری از قطع گاز مشترکان خانگی گاز شرکت‌ها، مرغداری‌هایی که هنوز جوجه‌ریزی نکرده‌اند، بنگاه‌های معاملاتی، مدارس، دانشگاه‌ها و… قطع و برای برخی مساجد محدودیت‌ تعیین شده است.
او درباره مکان‌های اضطراری برای اسکان مردم بیان کرد: ضمن اینکه در نقاطی از شهر و روستاها مکان‌هایی برای اسکان اضطراری پیش‌بینی شده، تعداد ۲۰۰ چراغ نفتی و همچنین پتوی مورد نیاز نیز تهیه شده است.
در همین حال که مردم در بیم قطعی گاز در دمای کمتر از منفی 5 درجه قرار داشتند، در تایباد گروهی از مردم تلاش می‌کردند با هر وسیله‌ای که هست خودشان را گرم نگه دارند، همین موضوع سبب شد در این شهر 10 نفر بر اثر مسمومیت روانه بیمارستان شوند. مهدی دونده، فرماندار این شهر در این زمینه گفت: طی تماس با اورژانس ۱۱۵ و اعلام گزارشاتی مبنی بر مسمومیت ۱۰ نفر از شهروندان که از ۲ خانواده سه و هفت نفره بودند، بلافاصله نیروهای اورژانس به محل رفتند و حادثه‌دیدگان به بیمارستان خاتم الانبیاء(ص) شهر تایباد اعزام شدند. ۲ خانواده مذکور از شعله‌های گاز خوراک‌پزی برای گرم کردن استفاده کرده بودند که دچار مسمومیت مونوکسید کربن شدند.
او تاکید کرد: با توجه به برودت هوا و سرمای شدید از شهروندان تقاضا داریم برای گرم کردن خانه یا اتومبیل خود از وسایل گازسوز نامناسب استفاده نکنند.

مدیرکل میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی: با توجه به شرایط بحرانی در مصرف انرژی ما نیز از زائران و مسافران درخواست داریم از سفر به مشهد در حال حاضر خودداری کنند

کاشمری‌ها دیگر شهروندان ساکن خراسان رضوی بودند که قطعی گاز را تجربه کردند. امیر دایی، فرماندار این شهر در گفت‌وگویی با مهر بیان کرد: با توجه به برودت هوا و افزایش مصرف گاز از صبح امروز شاهد قطعی گاز در برخی از نقاط ‏شهرستان بودیم که امیدواریم با صرفه جویی و مدیریت مصرف از سوی همه هم‌استانی‌ها و مردم عزیز مجدداً شبکه گاز خانگی به ‏حالت عادی برگردد.‏
به گفته او برای رفاه حال مردم تعداد ۸ حسینیه و بقاع متبرکه از جمله امام‌زاده سید حمزه(ع)، سید مرتضی(ع)، ‏زیارتگاه شهید مدرس(ره)، حسینیه مهدیه کاشمر، حسینیه حسینی، حسینیه امام رضا، موسی ابن جعفر، چهارده معصوم و تکیه امام علی، تکیه ‏حیدری به سوخت جایگزین تجهیز شده‌اند و آماده خدمات‌دهی به مردم هستند. ‏دایی افزود: پیرو مصوبات ستاد بحران شهرستان ۲۵ نانوایی به سوخت جایگزین مجهز شده‌اند و شهروندان می‌توانند نان مورد نیاز خود را از این مراکز تأمین کنند،‌ همچنین شهروندانی که نیاز به نفت سفید دارند می‌توانند برای تأمین سوخت مورد نیاز وسایل گرمایشی خود به مرکز ‏توزیع سوخت در خیابان قائم مراجعه و نفت مورد نیاز خود را تهیه کنند.
در مشهد هم همزمان با این شهرها و روستاها،‌ دانشجویان دانشگاه فردوسی از سرمای شدید و کمبود سیستم‌های گرمایشی به روشن کردن گازهای خوراک‌ پزی روی آوردند و تصاویری از دانشجویانی که با چند لایه پتو تلاش داشتند خود را گرم کنند در شبکه‌های اجتماعی به سرعت دست به دست شد.
بخاری برقی گران نشده است
ترس از قطعی گاز در کنار برودت هوا باعث شد خبری در بین مردم این شهر دست به دست شود که از افزایش قیمت شدید بخاری‌های برقی حکایت داشت. این خبر البته از سوی رئیس اتحادیه فروشندگان لوازم خانگی مشهد تکذیب شد. رسول ابن‌الرضا در گفت‌وگو با ایسنا گفت: قیمت این کالا بر اساس کیفیت و امکانات آن بین ۳۰۰ هزار تومان تا بیش از یک میلیون تومان است، بخاری برقی در بازار به مقدار زیاد وجود دارد. در چند روز اخیر خرید بخاری برقی افزایش پیدا کرده اما مربوط به استقبال مردم مشهد نبوده بلکه سفارش‌ از سمت همکاران ما نسبت به قبل افزایش پیدا کرده که برای شهرستان‌ها خریداری شده است.
به گفته او بخاری برقی در بازار به مقدار زیاد وجود دارد، کمبود نداریم و مردم نیز می‌توانند این کالا را به راحتی تهیه کنند. دما هم رو به افزایش است و احتمالا نیاز چندانی به بخاری برقی نخواهد بود.
رئیس اتحادیه فروشندگان لوازم خانگی مشهد با اشاره به اینکه بخاری برقی بیشتر به افغانستان و عراق صادر می‌شود، اضافه کرد: این محصول مصرف داخلی زیادی ندارد و در حال حاضر به دلیل سرما و برای کاهش مصرف گاز خرید بخاری برقی افزایش داشته است. حجم زیادی از بخاری برقی در مشهد به افغانستان صادر می‌شود.
در عین حال برای کاهش مصرف گاز، یکی از صنایعی که تحت تاثیر قرار گرفت‌، صنعت گردشگری بود و مدیرکل میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی اعلام کرد: با توجه به حضور زائران و ضرورت میزبانی، خدمات‌رسانی به زائران با حداقل مصرف انرژی انجام می‌شود.
سید جواد موسوی در گفت‌وگو با ایسنا درباره خدمت‌رسانی تاسیسات گردشگری استان به زائران و مسافران بیان کرد: با توجه به لغو برنامه‌های جابه‌جایی زائران و مسافران در سیستم‌های حمل‌ و نقل و اجبار آنها به اسکان در هتل‌ها و مراکز اقامتی، این مجموعه‌ها با حداقل مصرف انرژی فعالیت می‌کنند.
به گفته او با توجه به برودت و سرمای شدید هوا در روزهای اخیر و با تدابیر صورت گرفته برای کاهش مصرف انرژی در تاسیسات گرمایشی و روشنایی، تصمیم گرفته شد تا مجموعه‌های فرهنگی، تاریخی و موزه‌های استان به مدت ۲ روز تعطیل باشند. مدیرکل میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی با اشاره به اطلاعیه استانداری که از زائران خواسته شده سفرهای غیرضروری به مشهد را به زمان دیگری موکول کنند، اضافه کرد کرد: با توجه به شرایط بحرانی در مصرف انرژی ما نیز از زائران و مسافران درخواست داریم از سفر به مشهد در حال حاضر خودداری کنند.
زمستان سخت ایران را درگیر خود کرده و خراسان رضوی یکی از استان‌هایی است که به شدت از آن تاثیر پذیرفته است. راهکار از نظر بسیاری از مسئولان و متولیان،‌ آگاهی‌بخشی و صرفه‌جویی از سوی مردم است. برخلاف اروپایی‌ها که پیش از رسیدن به فصل سرما دراین‌باره که زمستان سختی خواهند داشت هشدارهای لازم را داده و راهکارهای مختلف را پیش‌بینی و اجرا کرده‌ بودند،‌ در ایران برنامه‌ای مشخص برای گذراندن این دوره وجود نداشت و در کنار آن بخش‌‌های فرهنگی و آموزشی جدی گرفته نشد.

فولادسازی در پیشانی بختگان

سه روز قبل که ابراهیم رئیسی، رئیس‌ جمهور، کلنگ راه‌اندازی کارخانه فولاد بافق را بر زمین زد، آه از نهاد بسیاری از فعالان محیط زیست بلند شد و آنها یکبار دیگر مجبور به تکرار و یادآوری این نکته شدند که یزد، استانی بدون آب است و راه‌اندازی کارخانه فولاد با سند آمایش سرزمینی این استان هماهنگی ندارد. این فریادها اما 10 روز قبل از استان فارس شنیده شده بود. زمانی که سیدرضا فاطمی امین، وزیر صنعت، معدن و تجارت کلنگ ساخت کارخانه فولاد را در شمال بختگان بر زمین زد. زمین زدن کلنگ در بختگان اما ماجرای دیگری دارد. قرار است کارخانه‌ای آب‌بر در جوار تالابی ساخته شود که نفس‌های آخرش را می‌کشد. در کنار پارک ملی بختگان و پناهگاه حیات وحشی که سال‌هاست برای زندگی تلاش می‌کند و اما توسعه نامتوازن کمر به نابودی‌اش بسته است. این در حالی است که راه‌اندازی کارخانه‌های فولاد بر اساس سند آمایش سرزمین باید در نزدیکی خلیج فارس باشند و اما سازندگان کارخانه فولاد بختگان با ادعای اینکه آب را از خلیج‌فارس به استان فارس خواهند آورد، این کلنگ‌زنی را معتبر می‌دانند. این میان منصور رضایی، سرپرست منابع طبیعی استان فارس در پاسخ به مجوز داشتن این طرح از منابع طبیعی به «پیام ما» می‌گوید: «الان نمی‌توانم پاسخی دهم. به همکارانم گفته‌ام گزارشی آماده کنند.» و البته قاسم نهاوندی، معاون محیط طبیعی محیط زیست فارس هم به ما می‌گوید: «این طرح ملی است و سازمان محیط زیست باید درباره‌ گزارش ارزیابی‌اش نظر نهایی را دهد.»

 

بختگان در سال‌های گذشته روزهای تلخ بسیاری را به خود دیده است. خشکی راهش را به دل تالاب باز کرد و ساخت جاده خرامه به نی‌ریز از میان پارک ملی بختگان در اواخر دهه هشتاد، از جمله مواردی بود که تیشه بر ریشه این دریاچه زد. آن هم دریاچه‌ای مهم که بارها و بارها در متون مختلف از آن یاد شده است. استرابون، تاریخ‌نگار یونانی نخستین فردی است که از دریاچه بختگان نام می‌برد و آنطور که محمدجواد شمس نی‌ریزی، نویسنده کتاب «تاریخ و فرهنگ نی‌ریز» می‌نویسد، اگرچه امروزه اطراف این دریاچه، بیابان و خالی از سکنه است ولی در قرون وسطی در اطراف آن، دهکده‌ها و آبادی‌های بسیاری بوده است. از این گذشته نام دریاچه تقریباً در تمام آثار جغرافی‌دانان آمده است و از آن در شمار یکی از دریاهای مهم سرزمین فارس و شهر نی‌ریز یاد کرده‌اند. از نخستین جغرافی‌نگاران مسلمان که از بختگان یاد کرده هم استخری است. او در اثرش به نام «مسالک الممالک» ضمن توصیف بختگان، آب آن را شور می‌داند که رود کر به آن سرازیر می‌شود و تا حدود کرمان می‌رسد.
بختگان در دهه‌های گذشته هم بارها مورد بحث و بررسی بوده است. بسیاری از فعالان داخلی از آن و اهمیتش نوشته‌اند و البته در میان پژوهشگران خارجی هم جایگاه مهمی دارد. چنانچه بیش از 15 سال قبل «هاینس لوفلر» پژوهشگر اتریشی که بعد از جنگ جهانی دوم مدت‌ها روی دریاچه بختگان تحقیق کرده بود، راهی سفارت ایران در وین شد و از آنها خواست تا جدیت بیشتری برای حفاظت از دریاچه بختگان داشته باشند. او بعدها هم بار دیگر درباره این دریاچه گفت: «پیام من برای مسئولان در ایران نجات این دریاچه در آخرین لحظه‌هاست.» او در دوران دانشجویی درباره این دریاچه مطالعه کرد و از همان موقع تصمیم گرفت که این دریاچه را ببیند. به همین دلیل از سال ۱۹۴۷ میلادی شروع به جمع‌آوری سرمایه کرد و پس از دو سال همراه یکی از دوستانش راهی ایران شد و درباره بختگان گفت: «من تمام دریاچه‌های دنیا را دیده و درباره آنها مطالعه کرده‌ام، هیچ دریاچه‌ای ویژگی‌های منحصربه‌فرد بختگان را ندارد. این دریاچه از نوع حلقومی است و در زمستان آب شیرین در سمت شرق و در تابستان آب‌ شور در سمت غرب آن جاری است و هیچ دریاچه دیگری در جهان این ویژگی را ندارد.»
روند خشک شدن تالاب اما از اواسط دهه هشتاد شروع شد. از یک سو سدسازی در کنار ندادن حقابه تالاب و از سوی دیگر افزایش زیر کشت بردن زمین‌ها در اطراف تالاب از جمله دلایل این اتفاق بودند و حالا راه‌اندازی کارخانه فولاد در شمال تالاب و با نام اشتغالزایی و توسعه، قرار است به نابودی منطقه بیش از پیش سرعت ببخشد.

رسول حاجی‌باقری: نکته نگران‌کننده راه‌اندازی این کارخانه این است که می‌خواهند از معادن داخل پارک ملی استفاده کنند و این در حالی است که در سال‌های گذشته ساخت جاده در پارک ملی هم آسیب‌های زیادی به منطقه زده. ساخت این جاده برای برداشت‌های بیشتر و دسترسی راحت‌تر بوده چراکه اصلا نیازی به ساخت و تعریض چنین جاده‌ای وجود نداشت و با این ساخت و ساز در منطقه حفاظت شده تنها سی کیلومتر راه نزدیکتر شد

می‌خواهند از معادن پارک ملی برداشت کنند
اسفند پارسال برای نخستین بار خبر ساخت کارخانه فولاد در شمال بختگان آمد. محل کلنگ‌زنی بخش دهمورد شهرستان بختگان بود و قرار شد در منطقه‌ای بی‌آب که تالاب و دریاچه‌اش خشک شده و در مرز مناطق چهارگانه سازمان حفاظت از محیط زیست قرار دارد، کارخانه ساخته شود. کارخانه‌ای که طبق برآوردها در طرح‌های مطالعاتی، برای تولید هر کیلو آهن ۳۰ لیتر آب در آن مصرف می‌شود که ۳ درصد پساب باقیمانده از آب مصرفی در این صنعت قابل بازیافت است و ۲۷ درصد دیگر به پساب صنعتی خطرناک تبدیل می‌شود.
می‌خواهند طی دو سال این کارخانه را به بهره‌برداری برسانند و آنطور که وزیر صنعت گفته، برای 235 نفر به صورت مستقیم شغل ایجاد خواهد شد. فرهاد طهماسبی، نماینده مردم نی‌ریز، استهبان و بختگان در مجلس هم محل تامین آب این کارخانه را خلیج فارس دانسته و گفته: «آب مورد نیاز این طرح بزرگ صنعتی از خلیج فارس تامین خواهد شد و آبی از منابع زیرزمینی شهرستان برای این صنعت اختصاص نخواهد یافت.» این در حالی است که فعالان محیط زیست می‌گویند هزینه این انتقال آب و تخریب گسترده محیط زیست آن بسیار زیاد است و چرا کارخانه‌هایی از این دست در نزدیکی خلیج فارس ساخته نمی‌شوند؟ یکی از این افراد رسول حاجی‌باقری، فعال محیط‌ زیست و عضو انجمن نجات بختگان در استهبان استان فارس است. او به «پیام ما» می‌گوید بارها از انتقال آب و استفاده نکردن از آب‌های زیرزمینی صحبت شده اما در واقع این اتفاق رخ نداده است. «نکته نگران‌کننده راه‌اندازی این کارخانه این است که می‌خواهند از معادن داخل پارک ملی استفاده کنند. این در حالی است که در سال‌های گذشته ساخت جاده در پارک ملی هم آسیب‌های زیادی به منطقه زده. ساخت این جاده برای برداشت‌های بیشتر و دسترسی راحت‌تر بوده چراکه اصلا نیازی به ساخت و تعریض چنین جاده‌ای وجود نداشت و با این ساخت و ساز در منطقه حفاظت شده تنها سی کیلومتر راه نزدیکتر شد.»
او از سوی دیگر می‌گوید انتخاب این مناطق برای ساخت کارخانه‌هایی از این دست، بیش از هر چیز انتخاب‌هایی سیاسی است که با اهداف مختلف شخصی و منطقه‌ای انجام می‌گیرد. «فرونشست در مناطق مرکزی ایران جدی است. دشت جهرم یکی از بزرگترین فرونشست‌های کشور را دارد. چطور در چنین منطقه‌ای کارخانه‌ای آب‌بر قرار است ساخته شود؟»
حاجی‌باقری به ساخت کارخانه فولاد دیگری در نی‌ریز هم اشاره می‌کند و می‌گوید بر اساس گفته‌های مسئولان قرار است آب آن کارخانه هم از خلیج فارس بیاید: «تالاب بختگان از اواسط دهه هشتاد و با آب‌گیری سد ملاصدرا و سیوند خشک شد. هرچند سیوند آبگیری نشد اما ساخت سازه آن باعث شد آب رودخانه راهش به تالاب نرسد و مانع بزرگی ایجاد شد. چه کسی برای این اتفاقات تاکنون پاسخگو بوده؟ سدی ساختند و حتی آبگیری‌اش نکردند اما در نهایت باعث شد برنج‌کاری هم در آن محدوده رونق بگیرد. این آسیب‌ها به سرزمین جبران‌نشدنی هستند و حالا می‌خواهند با ساخت کارخانه فولاد این مشکلات را چندین برابر کنند.»
گزارش ارزیابی به تهران فرستاده شده
منابع طبیعی استان فارس در حالی که کلنگ ساخت این کارخانه بر زمین زده شده هنوز در حال بررسی است. منصور رضایی، سرپرست منابع طبیعی استان فارس در پاسخ به مجوز داشتن این طرح از منابع طبیعی به «پیام ما» می‌گوید: «الان نمی‌توانم پاسخی دهم. به همکارانم گفته‌ام گزارشی آماده کنند.» قاسم نهاوندی، معاون محیط طبیعی محیط زیست فارس هم به ما می‌گوید: «طرح ملی است و سازمان محیط زیست باید درباره‌ گزارش ارزیابی‌اش نظر نهایی را دهد.» او به صراحت تاکید می‌کند که در چنین طرح‌هایی استان نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و گزارش ارزیابی این طرح هم به تهران ارسال شده و آنها در حال بررسی و ارائه نظر هستند. نهاوندی همچنین می‌گوید: «اگر قرار به داشتن حساسیت برای ساخت و سازهایی از این دست باشد در کل کشور نباید چیزی ساخته شود و در نهایت نظر سازمان در تهران می‌تواند نظر نهایی باشد.»
آنطور که از شواهد پیداست، قرار است ساخت این کارخانه مانند بسیاری از موارد دیگر پیش برود و بدون آنکه نظر نهایی درباره گزارش ارزیابی از سوی سازمان محیط زیست اعلام شود، کلنگ ساخت کارخانه بر زمین زده شده. حتی عطا پورشیرزاد، مدیرکل محیط زیست استان فارس پیش از این به خبرگزاری فارس گفته: «سازمان محیط زیست پس از بررسی چندین نقطه برای احداث این طرح صنعتی موافقت اولیه برای جانمایی این کارخانه اعلام کرده اما منتظر موافقت نهایی سازمان محیط زیست کشور هستیم و تا زمانی که به ما ابلاغ نشود هیچ موافقتی را نمی‌توانیم اعلام کنیم.»
جانمایی این کارخانه، در جوار دریاچه‌ای که با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند و در کنار پارکی ملی در حالی از سوی مسئولان ساده‌انگاری شده و صرفا به گفتن آنکه «آب از خلیج فارس می‌آوریم» اکتفا کرده‌اند که به گفته سیروس زارع، دبیر تشکل مردم‌نهاد احیاکنندگان تالاب بین‌المللی کمجان «با اجرای این پروژه پوشش گیاهی و مرتعی منطقه به وسعت حداقل 150 هکتار به طور کامل از بین می‌رود و زمینه‌ساز توسعه بیابان‌زایی ایجاد خواهد شد». حالا بختگان در جدال برای باقی‌مانده جانش باید ایستادگی کند و فعالان محیط زیست می‌گویند تاوان این تخریب‌ها را همه خواهیم داد.

وزارت نفت برای ذخیره‌سازی گاز و نفت اقدام کند

کاهش دمای هوا در کشور و افزایش مصرف گاز موجب شد ناترازی تولید و مصرف گاز بیش از پیش برای مسئولان و مردم ملموس شود. اکنون به گفته وزیر نفت سه استان خراسان رضوی، گلستان و مازندران با چالش تامین گاز روبه‌رو شده‌اند. در همین حال رئیس جمهوری دیروز در بازدید سرزده از شرکت ملی گاز از مسئولان وزارت نفت خواست برای ذخیره‌سازی گاز و نفت برنامه‌ریزی کنند.

 

رئیس جمهور وجه مکمل تلاش‌ها برای توزیع صحیح، مصرف صحیح گاز دانست و گفت: وزارت نفت باید پس از پایان شرایط ویژه فعلی موضوع ذخیره‌سازی گاز و نفت را، که متاسفانه در یک مقطعی مورد بی‌توجهی قرار گرفته و شرکت ذخیره‌سازی منحل شده است، مورد توجه جدی قرار دهد.
به گزارش ایرنا، سید ابراهیم رئیسی صبح دیروز یکشنبه با حضور از پیش اعلام نشده در شرکت ملی گاز، ضمن حضور در مرکز کنترل شبکه گاز کشور،‌ از نزدیک در جریان آخرین وضعیت توزیع گاز در سراسر کشور و اقدامات صورت گرفته جهت پایداری این شبکه قرار گرفت.
رئیس جمهور سپس در جلسه ویژه کارگروه تامین پایدار سوخت زمستانی شرکت کرده و از تلاش‌ها و زحمات وزیر نفت و مسئولان شرکت ملی گاز که با توجه به شرایط خاص آب و هوایی پیش آمده در کشور برای مدیریت صحیح توزیع گاز تلاش زیادی کرده‌اند، قدردانی کرد.
رئیس جمهور وجه مکمل تلاش‌های مسئولان اداره گاز را مصرف صحیح گاز از سوی مردم عنوان کرد و گفت: اصلاح الگوهای مصرف نیاز به فرهنگ‌سازی دارد که مسئولیت اصلی در این زمینه بر عهده رسانه ملی، اصحاب رسانه و تریبون‌داران است.
رئیسی با بیان اینکه در وضعیت خاص آب و هوایی پیش آمده با تلاش‌های مسئولان اداره گاز و البته همراهی و همکاری متعهدانه مردم قطعی گسترده گاز نداشتیم و فقط در نقاط محدودی متاسفانه گاز قطع شد، درباره مدیریت اعمال شده گفت: تعطیلی ادارات و سازمان‌ها راهکار مناسبی نیست، اما امروز موضوع اهم رساندن سوخت به منازل مردم است و بعد به واحدهای تجاری و اداری. او با تاکید بر ضرورت مدیریت جدی مصرف و مواجهه با مشترکان پرمصرف در بخش خانگی، تجاری و اداری به نحو مقتضی، افزود: در موضوع مشترکان پرمصرف نظارت بر مصرف سازمان‌های دولتی اولویت بیشتری دارد.
رئیس جمهور حضور و اقدام به موقع در کنار پیش‌بینی صحیح و اتخاذ سیاست‌های پیشگیرانه را از دیگر الزامات مدیریت صحیح دانست و تصریح کرد: موضوع ذخیره‌سازی گاز و نفت از مسائل بسیار مهم به ویژه برای شرایط بحرانی و غیرقابل پیش‌بینی است که متاسفانه در یک مقطعی مورد بی‌توجهی قرار گرفته و شرکت ذخیره‌سازی منحل شده است. وزارت نفت پس از پایان شرایط ویژه فعلی باید حتما این موضوع را مورد توجه جدی قرار دهد.
وزیر نفت گفت: مصرف گاز در کشور با توجه به سرمای کم سابقه طی چند روز گذشته رکورد جدیدی زد، به طوریکه ۷۰۰ میلیون متر مکعب گاز در بخش‌های مختلف مصرف شد.
جواد اوجی در سفر به مشهد با بیان اینکه طی این مدت میانگین دما در ۲۰ استان کشور ۱۰ درجه زیر صفر بود که رقمی بی‌سابقه است، افزود: با تدابیر انجام شده، تعمیرات اساسی و اقدامات در سکوهای تولید گاز‌، افزایش ظرفیت تولید گاز در این ایام در حال رقم خوردن است.

وزیر نفت: در سه استان خراسان و استان‌های گلستان و مازندران به سرعت ستاد سوخت و بحران تشکیل و با همکاری خوب استانداران کشور و با همکاری افراد در صنعت نفت و گاز اوضاع مدیریت شد تا مردم دچار چالش نشوند

او بیان کرد: بدین طریق تولید گاز خام نزدیک به ۹۹۰ میلیون متر مکعب و تولید گاز شیرین خروجی از پالایشگاه نیز به ۸۴۸ میلیون متر مکعب رسیده است که رکورد بی‌نظیری است.
وزیر نفت ادامه داد: طی چند روز اخیر و با توجه به سرما در استان‌های شرق کشور نزدیک به ۷۰۰ میلیون متر مکعب گاز در بخش خانگی، تجاری و صنایع مصرف شد که این میزان با مصرف بهینه و همکاری مردم به خصوص در استان‌های شمالی قابل تقدیر است.
او بیان کرد: صرفه‌جویی در تهران در روزهای گذشته ۶ میلیون متر مکعب بوده است که قابل تقدیر است، مردم همکاری دارند اما تقاضا داریم این روند تداوم یابد تا سایر مشترکان دچار قطعی گاز نشوند.
اوجی گفت: تا عصر شنبه در هیچ جای کشور شاهد قطعی گاز نبودیم ولی در شهرستان‌های شمال شرق کشور، با توجه به مصرف بالای گاز در مقایسه با سال قبل، در برخی شهرها و روستاها در جنوب استان خراسان رضوی به علت افت فشار، گاز قطع شد.
وزیر نفت تصریح کرد: البته همکاران در شرکت ملی گاز و استان‌ها موضوع را دنبال می‌کنند و شرکت پالایش و پخش نیز تدابیر خوبی را در نظر گرفته است، در این راستا سوخت مایع، نفت سفید و سیلندر، بخاری نفتی و برقی نیز برای مشترکان تدارک دیده شده است.
چالش تامین گاز در سه استان کشور
وزیر نفت در ادامه بیان کرد: از روزهای ابتدایی که موضوع قطع گاز ترکمنستان به دلیل سرمای بی‌سابقه در این کشور رخ داد، آنها صادرات گاز به خراسان رضوی را قطع کردند که با تدابیر اندیشیده شده شبکه انتقال انجام و مصرف مدیریت شد.
او گفت: در سه استان خراسان و استان‌های گلستان و مازندران به سرعت ستاد سوخت و بحران تشکیل و با همکاری خوب استانداران کشور و با همکاری افراد در صنعت نفت و گاز اوضاع مدیریت شد تا مردم دچار چالش نشوند.
اوجی افزود: شبکه انتقال گاز تاکنون پایدار است، در برخی نقاط جنوب استان خراسان رضوی از دیشب مشکل پیدا شد که همکاران ما در حال تلاش هستند و خانه به خانه می‌روند و نفت سفید، بخاری و سیلندر گاز ال.پی.‌جی توزیع می‌کنند.
به گفته او باتوجه به شرایط آب و هوایی پیش‌بینی مصرف گاز در خراسان رضوی بالای ۶۴ میلیون متر مکعب بود که با همکاری مردم در این استان، به طور میانگین ۲ میلیون متر مکعب صرفه‌جویی شد که قابل تقدیر است.
وزیر نفت بیان داشت: یک کار خوب استاندار خراسان رضوی برگزاری جلسات به صورت مستمر در ستاد سوخت و بحران استان بود تا با اتخاذ راهکارها مردم کمترین چالش را داشته باشند، امروز هم به اتفاق ایشان از برخی شهرستان‌های دچار قطعی گاز به صورت میدانی بازدید می‌شود.
او ادامه داد: طبق تصمیمات اتخاذ شده برای حل مشکل گاز جنوب خراسان رضوی توافق شد تا شرکت ملی گاز و پالایش و پخش برای احداث خط لوله «تاب» تسریع شود تا استان‌های مربوطه از نظر فرآورده‌های نفتی در سال‌های آتی تامین شوند. احداث خط لوله گاز به استان خراسان رضوی تقویت خواهد شد و در موضوع تولید گاز و مدیریت مصرف تصمیم‌های خوبی گرفته شده است.

آمار بازماندگان از تحصیل فراتر از گزارش‌های رسمی

مرکز پژوهش‌های مجلس به تازگی با بررسی روند بازماندگی از تحصیل و ترک آن گزارشی منتشر کرده است. باید توجه کنیم که عوامل متعددی سبب افزایش بازماندگی از تحصیل و ترک تحصیل دانش‌آموزان شده است. از جمله مهم‌ترین عوامل این مسئله افزایش تعداد دانش‌آموزان در مناطقی‌ست که به دلیل مسائل اقتصادی و محرومیت‌های موجود در آن مناطق، دسترسی به امکانات آموزشی و وسیله ایاب و ذهاب دشوار شده است. افزایش سالانه بیش از 2 میلیون نفر دانش‌آموز به تعداد واجدان تحصیل در مدارس طی این سال‌ها در کنار تنگناهای اقتصادی از مهمترین عوامل مستقیم بازماندگی از تحصیل در مناطق محروم است. به طور مثال سال‌های گذشته وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در فرایند «تک شماری» با خانواده‌های دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل، تماس تلفنی گرفت و علت جدا شدن را جویا شد. نتیجه بررسی نشان داد که در درجه اول فقر و فعالیت اقتصادی، سپس معلولیت و در نهایت بحث دسترسی به مدرسه از عوامل بازماندن دانش‌آموزان از تحصیل و ترک تحصیل است. پس باید توجه داشته باشیم که وقتی آماری از تعداد بازماندگان از تحصیل مطرح می‌شود، منظور این است که آن تعداد باید در مدرسه باشند اما نیستند و ثبت‌نام نکردند و این همان شاخص بازماندگی از تحصیل واقعی است.
اما موضوع مهم و قابل بررسی این است که اگر تعداد دانش‌آموزان ثبت‌نامی را در کنار دانش‌آموزان بازمانده در نظر بگیریم، می‌توانیم به این نکته برسیم که باید چند دانش‌آموز در مدرسه‌ها داشته باشیم. آمارهای سالنامه‌های آماری آموزش و پرورش که از سرشماری‌های نفوس و مسکن نتیجه می‌شوند، عدد کوچک‌تری از آمار واقعی ارائه می‌کنند. زیرا سرشماری نفوس و مسکن که آخرین دوره آن در سال 1395 برگزار شد، آمار بازماندگی از تحصیل و ترک تحصیل را بیش از آمار آموزش و پرورش اعلام کرد. این تفاوت آماری به دو دلیل عمده وجود داشت. اول اینکه آموزش و پرورش ثبت‌نام هر فرد را معادل حضور او در مدرسه می‌داند. در حالی که ممکن است برخی ابتدای سال ثبت‌نام کنند اما در مدرسه حضور نداشته باشند. به این ترتیب آمار این افراد متاسفانه در سالنامه آماری آموزش و پرورش نه به عنوان بازمانده از تحصیل و نه به عنوان تارک تحصیل، به حساب نیامده است.
همچنین دومین موضوعی که البته درباره آن آمار دقیقی از آن در دست نیست اما شواهد زیادی آن را تایید می‌کند نیز مربوط به کسانی است که دانش‌آموزان غیرایرانی بوده اما با کد ملی دانش‌آموز ایرانی در مدارس ثبت‌نام می‌کنند. در هرحالی که این اتفاق در برخی مناطق رخ می‌دهد اما ما آماری نداریم که مشخص کند چه تعداد کودک مهاجر وجود دارند که در مدرسه ثبت‌نام نکردند. به علاوه بخشی از آمارهای گمشده در این دست گزارش‌ها نیز مربوط به کودکان ایرانی بی‌شناسنامه و یا کسانی که حاصل ازدواج زنان ایرانی با مردان غیرایرانی هستند، می‌شود.
به این ترتیب ضروری است که وقتی از بازماندگی از تحصیل صحبت می‌کنیم به بازماندگی تمام کودکان ساکن ایران چه ایرانی و چه غیر ایرانی بپردازیم و همه انواع کودکان را در آمار در نظر بگیریم. این نکته مغفول آمارگیری در سالنامه‌های آماری وزارت آموزش و پرورش و همچنین سایر ارگان‌های دولتی است. ورود همه این دانش‌آموزان به مدرسه به بی‌شک به کلاس، معلم و سایر امکانات نیاز دارد که اگر در محاسبات ما در نظر گرفته نشوند، لاجرم بخشی از کودکان از تحصیل محروم می‌شوند. پس با وجود اینکه بازماندگی از تحصیل 911 هزار نفر نیز عدد قابل توجهی است اما اگر این عدد را با نکاتی که گفته شد، تجمیع کنیم به عدد بسیار بزرگ‌تری می‌رسیم که در همه شاخص‌های ورودی از جمله نسبت دانش‌آموز به کلاس، نسبت دانش‌آموز به معلم و… می‌تواند تغییر شگرفی ایجاد کند. به این ترتیب باید ملاحظات لازم در این موضوع را درنظر گرفت زیرا بی‌توجهی به همین موضوعات، یکی از دلایلی است که سیاست‌های جذب و بازگرداندن دانش‌آموزان بازمانده به تحصیل شکست‌خورده و کمتر از 5 درصد اقدامات آموزش و پرورش در 8 استان هدف به‌ویژه در مقاطع ابتدایی و متوسطه اول به نتیجه رسیده است.