بایگانی مطالب نشریه
راهبردهای ترکیبی برای فرار از تله فقر
| پیام ما | بیشترین مناطق محروم کشور پس از سیستان و بلوچستان مربوط به استان ایلام است. این در حالی است که 6 درصد منابع نفتی کشور در ایلام است و این استان از نظر منابع نفتی جایگاه سوم را دارد. همچنین استان ایلام در حوزه گاز با 11 درصد منابع گازی رتبه دوم کشور را در تولید صنعت نفت و گاز به خود اختصاص داده است. علاوه بر این پالایشگاه گاز ایلام بهعنوان بزرگترین پالایشگاه گاز غرب ایران، بخش مهمی از گاز استانهای کشور را تأمین میکند. با اینکه قوانین توسعه مناطق محروم کشور مبنی بر عدالت منطقهای و استفاده متوازن از امکانات برای ارتقای مناطق کمتر برخوردار و نیز تکالیف قانونی است، تخصیص 3 درصد از درآمد حاصل از صادرات نفت خام و گاز طبیعی به توسعه استانهای نفتخیز و گازخیز و شهرستانهای مناطق کمترتوسعهیافته با احکام دائمی و قوانین برنامه توسعه کشور، وجود دارد. اما سهم مردم و ساکنان مناطق و شهرهای این استان تاکنون جز محرومیت از این همه منابع غنی، چیز دیگری نبوده است.
در حالی که انتظار میرود بهرهبرداری از این منابع عظیم خدادادی، باعث از بین رفتن فقر، بیکاری و توسعه متوازن و همه جانبه منطقه شود، اما چرا استان ایلام با چنین جایگاهی از نظر منابع طبیعی که اتفاقا درآمدزا نیز است، در محرومیت زدایی و توسعه عقب مانده است؟ طبق گزارشهای محرومیتزدایی مناطق کمتر توسعهیافته در سال 96، مناطق محروم این استان در سه بخش عمده اقتصادی یعنی کشاورزی، صنعت و خدمات و زیربخشهای مربوطه دارای مزیتهای نسبی هستند. بخشی از این گزارش را با هم به اختصار میخوانیم.
نقشه راه توسعه ایلام با پتانسیلهای اقتصادی
طبق این گزارش، پتانسیل استان ایلام در بخش کشاورزی شامل تولید محصولات باغی نظیر زیتون، گردو، انگور آبی، لیموترش و انجیر آبی، تولید گندم، جو، ذرت دانهای، نخود، خیار و هندوانه، دامداری و دامپروری و پرورش دام سبک و سنگین و پرورش زنبور عسل است. همچنین وجود رودخانههای دائمی و چشمهسارها، شیلات و آبزیپروری و وجود جنگل و مراتع مناسب از دیگر نقاط قوتی است که میتواند به نفع توسعه این استان به کار گرفته شود. بهعلاوه در بخش صنعت، وجود شهرکهای صنعتی زیاد در محدوده بخشها و شهرستانهای ایلام، ظرفیتهای معدنی و معادن بیتومین، سنگ گچ، لاشه و مالون، شیل، شن و ماسه کوهی، کلسیت و آهک در بخشهای محروم در کنار معادن عظیم نفت، گاز، گوگرد و زاج در این بخشها و توسعه صنایع وابسته به نفت و گاز به عنوان بهترین گزینه و امکان برای اشتغالزایی پایدار جوانان باید مورد نظر قرار گیرد. در کنار این تولید صنایع دستی چون قالیچه و جاجیم نیز مفید خواهد بود. در بخش خدمات نیز، وجود مرز بینالمللی و گمرک مهران، وجود بزرگترین گمرک خاکی کشور در مرز بهرامآباد، ارائه خدمات مرزی با کشور عراق برای بخش مرکزی و صالحآباد شهرستان مهران، بخش چوار شهرستان ایلام، بخش مرکزی و موسیان شهرستان دهلران، وجود جاذبههای طبیعی گردشگری، چشمههای آب گرم ومجتمعهای آبدرمانی، وجود مراکز آموزشی فنی و حرفهای در شهرستانهای استان و ارائه خدمات آموزشی فنی وحرفهای جهت توانمندسازی ساکنان بخشهای محروم استان از مزایای نسبی است که این استان دارد و شناسایی این نکات میتواند در ترسیم نقشه راهی جهت توسعه پایدار آن مفید باشد.
چاره توسعه ایلام ابتدا در شناسایی مسئله فقر و انجام پژوهشهای بیشتر است و سپس رویکردی چندبعدی و سیستمی میتواند این استان را از عقبماندگی در فرآیند توسعه نجات دهد
یارانهها در کنار سیاستهای حمایتی عامل کاهش محرومیت شهری
با حساب این همه سرمایه بالقوه استانی، توسعه پایدار شامل ابعاد مختلفی است. یکی از ابعادی که در دستیابی به توسعه پایدار بسیار موثر به نظر میرسد، مسئله ریشهای و عمیق فقر است. این گزارش یکی از دلایل باقی ماندن فقر در این استان را کمبود پژوهش در حوزه فقرشناسی میداند. در این بررسی، میزان شاغلان در بخش کشاورزی، بخش صنعت و بخش خدمات و سطح درآمد شاغلان و درنتیجه درآمد خانوار در برابر میزان هزینه خانوار سنجیده شده است. پیامدهای فقر در منطقه نیز بر روی مهاجرت نیروی کار و ازدواج و رشد جمعیت در نظر گرفته شده و علاوه بر آن درآمدهای ناشی از میزان تولید ناخالص داخلی استان از بخشهای کشاورزی، خدمات و صنعت در خزانه کشور و نیز مالیات دریافتی از این بخشها که منابع مالی دولت را تشکیل میدهد. از یک سو با سیاستهای حمایتی و هدفمندسازی یارانهها به توزیع ثروت و کاهش نابرابری و طبقات درآمدی میپردازد و از سوی دیگر منابع مالی توسعهای در اختیار استان قرار میدهد تا در پروژههای توسعهای سرمایهگذاری کند. با افزایش فقر و محرومیت شهری خانوار زیر پوشش کمیته امداد و بهزیستی، هزینه خدمات تامین اجتماعی و خدمات عمومی دولت، افزایش مییابد. به این ترتیب منابع مالی دولتی و منابع مالی توسعه و محرومیتزدایی کاهش یافته که خود باعث کاهش منابع مالی توسعه زیرساختهای آموزش شده است. در نتیجه نیروی کار توانمند کشاورزی، استخدام در کشاورزی و شاغلین بخش کشاورزی کاهش یافته و بیکاری روستایی و فقر و محرومیت روستایی زیاد شده و همین مسئله باعث افزایش پرداخت یارانه و سیاستهای حمایتی میشود تا به شکل متعادلی، فقر و محرومیت شهری کاهش یابد. با افزایش یارانه و سیاستهای حمایتی، فقر و محرومیت روستایی و مهاجرت از روستا به شهر و جمعیت شهری کاهش مییابد. در نتیجه درآمد سالانه خانوار شهری و اختلاف درآمد و خط فقر شهری نیز کم شده که خود باعث افزایش پرداخت یارانه و سیاستهای حمایتی میشود. با افزایش یارانه و سیاستهای حمایتی، فقر و محرومیت روستایی و مهاجرت از روستا به شهر و جمعیت شهری کاهش خواهد یافت. در نتیجه درآمد سالانه خانوار شهری و اختلاف درآمد و خط فقر شهری نیز کم میشود.
افزایش درآمد نفت و گاز به نفع توسعه
با افزایش درآمد صنعت نفت و گاز، درآمدهای دولت و منابع مالی دولتی و منابع مالی توسعه و محرومیتزدایی افزایش مییابد که به تبع افزایش توسعه زیرساختهای آموزش و نیروی توانمند بومی صنعت نفت و شاغلان بخش صنعت نفت را در برداشته که در نتیجه تولید بخش صنعت نفت و گاز افزایش و به صورت تشدید باعث افزایش درآمد صنعت نفت و گاز میشود. با افزایش منابع مالی توسعه و محرومیتزدایی، توسعه زیرساختهای آموزش افزایش مییابد. به این ترتیب نیروی کار توانمند در بخش خدمات و استخدام بیشتر میشود. با افزایش تعداد شاغلان خدمات، درآمد بخش خدمات و به تبع درآمد دولت و منابع مالی دولتی افزایش یافته و همین موضوع سبب افزایش منابع مالی و توسعه و محرومیتزدایی میشود.
تقویت زیرساختهای کشاورزی و افزایش درآمد دولت
با افزایش ایجاد شغل در کشاورزی و استخدام در این بخش، متوسط تولید بخش کشاورزی افزایش یافته که در نتیجه درآمد کشاورزی، درآمدهای دولتی، منابع مالی دولتی و منابع مالی توسعه و محرومیتزدایی نیز افزایش مییابد. وقتی زیرساخت کشاورزی توسعه یابد، فرصتهای شغلی در این زمینه نیز بیشتر خواهد شد و به طور مستقیم درآمدها دولت نیز بالاتر میرود.
محرومیت راه مهاجرت از روستا به شهر را باز میگذارد
گزارش کمیسیون توسعه پایدار اتاق ایران تلاش کرده با نگاهی همه جانبه در کنار عوامل اقتصادی عوامل اجتماعی را نیز ببیند. به این منظور توضیح میدهد که «با افزایش مهاجرت از روستا به شهر، جمعیت شهری و نیروی کار شهری و بیکاری شهری افزایش پیدا میکند. همین موضوع باعث افزایش فقر و محرومیت شهری شده که به تبع آن پرداخت یارانه و سیاستهای حمایتی افزایش مییابد. وقتی پای پرداخت یارانه و سیاستهای حمایتی فقر و محرومیت به شهر باز میشود اوضاع محرومیت در روستا بدتر شده و حمایتهای روستایی کاهش پیدا میکند. مشخص است که در این شرایط وقتی ازدواج روستایی به تبع جمعیت بارور روستایی و جمعیت روستایی افزایش داشته باشد، به صورت تشدیدکننده مهاجرت از روستا به شهر بیشتر میشود. با افزایش مهاجرت از روستا به شهر و به تبع جمعیت شهری، درآمد سالانه خانوار شهری افزایش یافته که باعث کاهش اختلاف درآمد و خط فقر شهری و فقر و محرومیت شهری میشود. با کاهش فقر و محرومیت شهری، پرداخت یارانهها و سیاستهای حمایتی کاهش و فقر و محرومیت روستایی افزایش مییابد. وقتی جمعیت شهری و درآمد سالانه خانوار شهری افزایش مییابد، احساس تبعیض و نابرابری شهری کاهش مییابد. به تبع امید به زندگی شهری و زاد و ولد شهری افزایش مییابد که به صورت تشدیدکننده باعث افزایش جمعیت شهر میشود.»
در نهایت این گزارش چاره توسعه ایلام را ابتدا در شناسایی مسئله فقر و انجام پژوهشهای بیشتر در این بخش میداند. سپس تاکید میکند که فقط رویکردی چندبعدی و سیستمی میتواند ایلام را از عقبماندگی در فرآیند توسعه نجات دهد و آن را به توسعه پایدار برساند. گزارش اتاق بازرگانی ایران بخشی از راهکارها در زمینه استراتژی پایدار اقتصادی در این مناطق را چنین شرح داده است: جذب منابع مالی و سرمایه مهمترین محور توسعه اقتصادی منطقهای، تامین منابع مالی در سه حوزه منابع مالی دولتی، نهادها و بخش خصوصی، اختصاص منابع مالی حاصل از درآمد صنعت نفت و گاز به توسعه مناطق محروم نفتخیز، افزایش تامین مالی دولتی نیز در راستای سیاستهای تشویقی و مشارکتهای مالی و پرداخت تسهیلات به بخش خصوصی و سایر نهادها به منظور جذب سرمایه در توسعه منطقه. همچنین در سیاستهای حمایتی کنونی دولت و پرداخت یارانه باید از روال فعلی که بدون توجه به افزایش سالیانه خط فقر در مناطق شهری و روستایی به صورت ثابت در چند سال اخیر، خارج شود. همچنین لازم است که سیاستهای توزیع برابر درآمد به منظور کاهش شکاف درآمدی در مناطق روستایی و شهری در این سیاست مد نظر قرار گیرد.
تامین گاز پنج استان در وضعیت هشدار
تشدید سرمای هوا همچنان ادامه دارد. برخی استانها با چالش تامین گاز روبهرو هستند به طوری که دیروز مشترکان در شهرهایی چون سبزوار، بابل، آمل، بهشهر، تربت جام و… با افت فشار و قطع گاز روبهرو شدند. در تهران هم تمامی ادارات دولتی امروز یکشنبه به صورت دورکاری فعالیت میکنند.
در همین زمینه مدیر مرکز راهبری گاز کشور هشدار داد که اگر میزان مصرف به همین روال ادامه داشته باشد استانهای خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی، گلستان و مازندران با چالش مواجه میشوند. به گزارش ایسنا، محمدرضا جولایی با بیان اینکه وضعیت دمایی کشور یک شرایط پیچیدهای را برای مصرف گاز در نقاط شمالی کشور ایجاد کرده است، گفت: سال گذشته به صورت میانگین تنها یک روز دمای زیر یک درجه را داشتیم اما اکنون سومین روز دمای زیر یک درجه را تجربه میکنیم.
او با اشاره به اینکه پیشبینیهای لازم برای این مسئله انجام شده است، اظهار کرد: همه سیستمهایی را که لازم بود مهیا، وضعیت شبکه را قبل از شروع سرما پایدار کردیم و اکنون نیز در نقاط بسیاری از شبکه پایداری مناسب است اما به دلیل کاهش دمای بسیار پایین در ناحیه شمال شرق و افزایش مصرف خانگی از یک طرف و قطع واردات گاز از ترکمنستان از طرفی دیگر تامین گاز در شمال شرق کشور دشوار است.
مدیر مرکز راهبری گاز کشور با تاکید بر اینکه اگر نحوه مصرف مانند شرایط کنونی ادامه پیدا کند قطعا دچار چالش در خراسانهای شمالی، رضوی و جنوبی، گلستان و مازندران میشویم، گفت: شب گذشته در شمال شرق بسیار سخت سپری شد تا بتوانیم گاز را برای تمام استانها فراهم کنیم اما امشب شرایط به مراتب سختتر است.
جولایی عنوان کرد: از تمام ظرفیت خطوط استفاده میکنیم اما متاسفانه مصرف بسیار زیاد است، دو استان پرمصرف ما یعنی خراسان رضوی و مازندران در این منطقه قرار گرفتند که کار را بسیار سخت کرده، برای اینکه پایداری شبکه حفظ شود و همه هموطنان ما علیالخصوص هموطنانی که در ناحیه شمال شرق کشور هستند بتوانند از این نعمت استفاده کنند لازم است همه مردم کمک کنند.
استان تهران در آمادهباش
در همین حال مدیرکل مدیریت بحران استان تهران هم با اشاره به آغاز فعالیت سامانه بارشی برف در این استان، بر لزوم آمادگی دستگاههای امدادرسان تاکید کرد: «اخطارهای لازم برای انجام اقدامات پیشگیرانه برای عبور و مرور ایمن به دستگاه های اجرایی صادر شده و در این زمینه قصوری پذیرفتنی نیست.»
مدیر مرکز راهبری گاز کشور هشدار دارد که اگر میزان مصرف به همین روال ادامه داشته باشد استانهای خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی، گلستان و مازندران با چالش مواجه میشوند
حامد یزدی مهر با اشاره به صدور هشدار نارنجی هواشناسی مبنی بر آغاز فعالیت سامانه بارشی برف در استان تهران گفت: طبق پیشبینیهای صورت گرفته فعالیت این سامانه بارشی تا پایان یکشنبه ۲۵ دیماه ادامه خواهد یافت.
او با تاکید بر اینکه با پیشبینیهای انجام شده غافلگیری دستگاههای اجرایی قابل توجیه نیست گفت: طبق هشدار صادر شده از سوی مدیریت بحران به دستگاههای اجرایی و خدماترسان از همه شهرداران، بخشداران و فرمانداران میخواهیم تمهیدات لازم را بیاندیشند.
مدیرکل مدیریت بحران استان تهران بر انجام عملیات شن و نمکپاشی در محورهای مواصلاتی، جادهها و معابر استان تاکید کرد و گفت: ضروری است که شهرداران مناطق ۲۲گانه استان تهران نیز نسبت به رصد و پایش محورهای داخلی شهرها برای عبور و مرور ایمن خودروها اقدامات پیشگیرانه را انجام دهند.
او افزود: طبق پیشبینیها پس از بارش برف ماندگاری یخ و لغزندگی معابر مورد انتظار است که با تمهیدات و انجام اقدامات پیشگیرانه توسط دهیاریها، بخشداریها و شهرداریها و فرمانداریهای استان به خصوص در نیمه شمالی و ارتفاعات از بار حوادث احتمالی کاسته خواهد شد.
مدیرکل مدیریت بحران استان تهران در ادامه بر لزوم صرفه جویی در منابع انرژی به خصوص گاز در فصل زمستان تاکید کرد و گفت: با توجه به تمهیدات اندیشیده شده و تعطیلیهای صورت گرفته از مردم همیشه همراه میخواهیم حمایت و مشارکت خود را در این زمینه داشته باشند و با مصرف حداقلی و مدیریت صحیح امکان استفاده از گاز پایدار را برای سایر هموطنان فراهم کنند.
از ماشین که پیاده میشویم، باد سرد هوای منفی 6 درجه از زمین بلند شده و به لحظهای خودش را به ما میرساند. محمد و علی، دو همیار پارک ملی گلستان، بیخیال باد و این سوز سرما در حال راه رفتن بودند که ماشین ما توجهشان را جلب کرد، ایستادند تا ما جلوتر بیاییم، چهرهشان هیچ نشانی از هوای منفی صفر نداشت، محمد تبر و کوله پشتی بر دوش داشت و علی هم کلاه بافتنی را تا روی ابروهایش پایین آورده بود. ما در لحظه منجمد شدیم، باد سرد به پیشانیمان خورد و نوک انگشتان پایمان در همان لحظه خروج از ماشین انگار در تماس مستقیم با سرمای سخت قرار گرفت، کفشهای کوه و جورابهای مجهز ما هیچ کاری در برابر باد و سرمایی که از زمین و آسمان به آنها میخورد، از دستشان برنمیآمد. پرسشی که همان وقت به ذهن ما رسید این بود: در هوایی چنین سرد حفاظت چه وضعیتی پیدا میکند؟
پارک ملی توران را شاید بتوان یکی از مهمترین زیستگاههای حیات وحش نه تنها در استان سمنان بلکه در ایران به شمار آورد. توران نامش به یوز گره خورده و حضور همین گونه باعث توجه جهانی به آن شده، هر چند این توجه از لحاظ بودجه و… چندان موفق نبوده است. احمد رادمان، رئیس این پارک در گفتوگویی با «پیام ما» اثر موج سرما بر حفاظت را از کار افتادن موتورهای محیطبانان میداند. او میگوید: در سرمای شدید هوا، محیطبانان توان استفاده از موتور را ندارند و گشتزنیها به ماشین محدود میشود.
آیا همزمان با محدودیتهایی که برای گشتزنیهای محیطبانان پیش میآید، شکارچیان غیرمجاز هم فعالیتشان را محدود میکنند؟ به گفته رادمان حضور شکارچیها در این بازه زمانی، محدود میشود و آنها هم به واسطه سرمای شدید هوا کمتر وارد منطقه میشوند.
مشکل دیگر ما این است که در موجهای سرمای زمستانه دما به منفی ۱۵ درجه میرسد و آبشخورها یخ میزند. رئیس پارک ملی توران اضافه میکند: در این بازه زمانی ما تغییر زمان گشتها را داریم که با اندکی تاخیر انجام میشود. البته ما در توران مناطق کوهستانی و پربرف نداریم و این امر، گشتزنیهای ما در مناطق مختلف را دچار اختلال نمیکند.
حساسیت بیشتری درباره حفاظت داریم
محمد عیدوزایی سرمحیطبان پاسگاه میرزابایلو در پارک ملی گلستان است. او درباره شرایط حفاظت در موجهای سرمای زمستانه به «پیام ما» میگوید: سرمای هوا به همراه کمبود باران و برف و در نتیجه آن ضعیف شدن پوشش گیاهی مناطق باعث میشود حیات وحش در این بازه زمانی پراکنده شود.
عیدوزایی درباره وضعیت حیات وحش در این روزهای سخت توضیح میدهد: «در دشت میرزابایلو، آهوها به سمت چشمه خان و آرمادلو میروند که همین امر احتمال شکار آنها را افزایش میدهد، از این روست که محیطبانان مراقبت میکنند تا آنها از دشت خارج نشوند.»
مشابه توران، در میرزابایلو هم در مواردی گشتها با کمی تاخیر شروع میشود: «همیاران در این منطقه با وجود دمای منفی 8 درجه همچنان از موتور استفاده میکنند. آنها موتورشان را در جایی مخفی کرده و مسیری طولانی را پیاده رفته و برمیگردند و سپس حوالی غروب با موتور، خود را پاسگاه محیطبانی میرسانند.»
عیدوزایی برخلاف «رادمان» از فعالیت مضاعف شکارچیان در فصل سرد سال خبر میدهد: «متخلفها منتظر چنین زمانهایی هستند که خودشان را به منطقه برسانند. از این روست که ما هم البته حساسیت بیشتری را به خرج میدهیم و تلاش میکنیم به همان میزان حفاظتمان را مضاعف کنیم.»
در پارک ملی گلستان با بارش سنگین برف به واسطه پوشش ضعیف دشت در میرزابایلو، علوفهدهی به آهوها انجام میشود. عیدوزایی دراینباره میگوید: برای اینکه آهوها از منطقه خارج نشوند این کار را انجام میدهیم تا بتوانیم ضعف ناشی از فقر منابع غذایی آنها را برطرف کرده باشیم.
احمدرضا محسنپور، محیطبان پارک ملی کلاه قاضی: ساعت گشتزنیها در کلاه قاضی تغییری نکرده است. البته ممکن است مدت بیشتری را در حاشیه جاده بچرخیم تا هوا اندکی روشن شود ولی زمانبندی سابق را همچنان رعایت میکنیم
گرما و سرما روی کار ما تاثیری ندارد
احمدرضا محسنپور، محیطبان پارک ملی کلاه قاضی استان اصفهان در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: کار ما شیفتی است و هوای سرد و گرم تاثیری بر آن ندارد.
این محیطبان کلاه قاضی البته تایید میکند که در این پارک ملی هم گشت موتوری در موجهای سرما حذف میشود و اضافه میکند: در این دوره ما با ماشین و به شکل پیاده گشتهایمان را انجام میدهیم.
محسنپور همانند رادمان از کاهش حضور شکارچیان در زمان موج سرما خبر و ادامه میدهد: همانطور که سرما برای محیطبان مشکل ایجاد میکند، به همان نسبت شرایط برای متخلفان هم سخت میشود.
در حوالی پارک ملی کلاه قاضی شاهد حضور مزارع هستیم، آیا این شرایط باعث نمیشود با برودت هوا و کاهش غذا، آنها به سمت این مناطق کشیده شوند؟ محسنپور میگوید: در کلاه قاضی امسال موردی مبنی بر خروج از منطقه نداشتیم. در روزهای گذشته شاهد بارش برف بودیم اما آنقدر سنگین نبود که مشکل جدی برای ما ایجاد کند. علاوه بر آن در این بازه زمانی که روی علفها با برف پوشیده میشود یونجه برای آهوها ریختیم تا نیازی به جابهجایی نداشته باشند.
به گفته او ساعت گشتزنیها در کلاه قاضی تغییری نکرده است: «البته ممکن است مدت بیشتری را در حاشیه جاده بچرخیم تا هوا اندکی روشن شود ولی زمانبندی سابق را همچنان رعایت میکنیم».
احمد رادمان، رئیس پارک ملی توران: مشکل دیگر ما این است که در موجهای سرمای زمستانه دما به منفی ۱۵ درجه میرسد و آبشخورها یخ میزند
زمستان سرد از راه رسیده و کار محیطبانها را دوچندان سخت کرده است. با این حال آنها میکوشند در سرمای زمستان هم پا پس نکشند و حافظ گونههای ارزشمند حیات وحش باشند. کمبود امکانات و استاندارد نبودن وسایل کار محیطبانها برایشان تازگی ندارد. از همین رو بسیاری از آنها راه عبور از مشکلات را در زمان بحران فرا گرفتهاند.
واکنش رئیس مرکز اطلاعرسانی سازمان برنامه و بودجه به گزارش «پیام ما»
گزارش «بودجه قانون هوای پاک آب رفت» که دیروز 24 دیماه در روزنامه «پیام ما» منتشر شد، واکنش رئیس مرکز اطلاعرسانی، روابط عمومی و امور بینالملل سازمان برنامه و بودجه را در پی داشت.
سید محمد موسوی در صفحه شخصی خودش در توییتر نوشت: اظهارات بدون اطلاع در مورد بودجه پایان ندارد؛ گفتند بودجه قانون هوای پاک نصف شده است، در حالی که دولت سیزدهم در لایحه بودجه ۱۴۰۲ برای اجرای قانون هوای پاک یک هزار و ۵۸۰ میلیارد تومان منابع دیده است. او افزود: بودجه طرح زوج و فرد و یا همان LEZ ردیف هزینه درآمد است؛ یعنی دولت به ازای درآمد کسب شده بودجه تخصیص میدهد؛ زیرا این ردیف عملکرد نداشت و تنها کمتر از یک پانزدهم آن محقق شده است. رئیس مرکز روابط عمومی سازمان برنامه و بودجه تاکید کرد: دولت میزان آن را در بودجه سال آینده کاهش داده تا سقف بودجه بالا نرود؛ اما از طرف دیگر به جای تعیین منابعی که محقق نمیشود، دولت ۷۰۰ میلیارد تومان برای خودروهای فرسوده در نظر گرفته است.
در گزارش روزنامه «پیام ما»، اما به تکالیفی که قانون هوای پاک بر عهده سایر دستگاهها گذاشته نیز اشاره شده است. تکالیفی که در سایر سرفصلهای بودجه وجود دارد. اما نکته مشخص اینجاست که بنابر همین توییت ردیف قانون هوای پاک کاهش پیدا کرده زیرا بنابر نظر بودجهنویسان محقق نشده است.
اسکوتر سواری مصداق هوشمندسازی پست!
«پست هوشمند» شعار دهن پرکنی است که همچنان مدیران شرکت ملی پست از جمله مدیرعامل فعلی این شرکت بر آن تاکید داشته و دارند. اما مسیر هوشمندسازی و کمک به پیادهسازی دولت الکترونیک از یکسال پیش کندتر از همیشه پیش رفته است.
نگاهی به کارنامه یک سال گذشته نشان میدهند محمود لیائی نه تنها تاکنون در هیچ کدام از ماموریتهای محول شده، توفیقی به دست نیاورده بلکه روندی که از چند سال پیش آغاز شده بود، کند شده است. او در این یکسال بارها و بارها از ورود موتورسیکلتهای برقی به ناوگان پست کشور و کمک به کاهش آلودگی هوا گفت اما دریغ از تردد یک موتورسیکلت برقی پستی در شهر و هوشمندسازی این شبکه. شاید تنها اقدام او در راستای هوشمندسازی در این یکسال گذشته، سوار شدن بر اسکوتر برقی باشد.
نیمه بهمن سال 1400 بود که مثل دیگر انتصابهای ناگهانی وزیر ارتباطات، خبر انتصاب محمود لیائی به عنوان مدیرعامل جدید شرکت ملی پست روی پایگاه اطلاعرسانی این وزارتخانه منتشر شد. مدیرعاملی که بر اساس حکم «عیسی زارعپور»، ماموریتش «تحول در پست و تحقق پست هوشمند با بهرهگیری از فناوریهای نوین، ارتقای کیفیت خدمات و توسعه خدمات نوین پستی، ارتقای زیرساختهای شبکه پستی کشور و افزایش بهرهوری شرکت، ارتقای سطح معیشت، منزلت و رضایتمندی کارکنان تلاشگر شرکت ملی پست، افزایش رضایتمندی مشتریان از خدمات پستی، ارتقای جایگاه پست جمهوری اسلامی ایران در سطح ملی و بینالمللی» تعیین شد.
هوشمندسازی، یکی از اصلیترین ماموریتهای محمود لیائی در زمان تصدی مدیریتش بوده است. اما چه کسی است که نداند به جز شمار محدودی از بستههای پستی در مرکز تجزیه و مبادلات چهارراه لشگر تهران که به صورت مکانیزه تجزیه و رهسپاری میشود، فرایند پستی بقیه بستهها در کشور هنوز به شیوه سنتی انجام میشود.
اگر منظور مدیرعامل پست از هوشمندسازی، دادن تلفن همراه هوشمند دست نامهرسانها و امکان رهگیری بستههای پستی از طریق سامانه، نرم افزاری شدن فرایندها در بخشهای مختلف و برگزاری جلسات هفتگی با کسب و کارهای دانش بنیان و همکاری با تعدادی از آنهاست که قبل از روی کار آمدن ایشان –همزمان با اجرای طرح تحول دیجیتال در پست در سال 1398- هم این اقدامات شروع شده بود. تازه آن زمان شعارها جذابتر هم بود، مثل راهاندازی «الوپست» یا «اپلیکیشن پستخونه» با هدف ارسال مرسولات از محل مورد نظر مشتری.
هوشمندسازی، یکی از اصلیترین ماموریتهای محمود لیائی در زمان تصدی مدیریتش بوده است
کوچکتر شدن سفره کارکنان پست همسو با افزایش تورم
اگر صحبتها و مصاحبههای مدیران ارشد شرکت ملی پست را طی یکی دو سال اخیر مرور کنیم، به یک نکته واحد میرسیم. آن هم «تلاش در جهت بهبود معیشت کارکنان شبکه» موضوعی که یکی از بندهای اساسی ماموریتهای محوله به مدیرعامل فعلی نیز بوده است. زیرا کارکنان شرکت پست در میان مجموعه کارکنان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، کمترین مزایا را دریافت میکنند و سال گذشته هم شاهد تجمع اعتراضی این گروه از کارکنان دولت بودیم. اما بررسیهای میدانی و مشاهده فیشهای حقوقی و پیامکهای دریافتی کارکنان پست نشان میدهد، با وجود بالا رفتن تورم، دریافتی آنان همچنان در قعر جدول وزارت ارتباطات قرار دارد و همسانسازی مزایا با دیگر کارکنان و بهبود معیشت آنها تنها در حد شعار باقی مانده است.
تعرفههای پستی افزایش یافت اما ترافیک متوقف شد
عقبگرد در جذب مرسولات پستی آن هم در شرایطی که اقبال مردم به خریدهای اینترنتی و غیرحضوری رو به افزایش است، یکی دیگر از نکات منفی عملکرد یکساله مدیرعامل پست است. بر اساس گزارش هشت ماههای که توسط این شرکت منتشر شده، درآمد این شبکه به مدد افزایش تعرفهها، 39 درصد بیشتر شده اما ترافیک مرسولات پستی هیچ تغییری نداشته، که این تفاوت خود نشان دهنده از ناتوانی این شرکت در جذب مرسولات پستی است. آن هم در شرایطی که رقبای بخش خصوصی مانند تیپاکس، خوش درخشیده و هر روز جایگاه مستحکمتری بین مردم پیدا میکنند.
افت کیفی خدمات پستی
در زمینه ارتقا کیفیت خدمات پستی بهویژه بستهبندی هم که کافی است سراغ مشتریان برویم. چه کسی است که از دریافت بستههای پاره و اشیای شکسته دل پری نداشته باشد. ارتقا جایگاه پست ایران در عرصه بینالمللی هم که پیشکش.
گفتن این کاستیها به معنی زیر سوال بردن خدمات کارکنان زحمتکش پست که در گرما و سرما وظیفهشان را به خوبی انجام میدهند، نیست. بلکه تلنگری است به وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات که در انتخابش تا چه به بیراهه رفته است و محض یادآوری وعدههای داده شده مدیرعامل محترم این شرکت است که در یکسال گذشته جز بزرگ کردن نمازخانه در ساختمان اصلی پست، سر زدن ناگهانی و مچگیرانه به ادارات پست استانها، دور کردن و کنار گذاشتن مدیران باسابقه و کارآمد از شبکه پستی و به کارگیری افرادی خارج از این شبکه به عنوان مشاور و حلقه تصمیم گیرنده و جوانان کمتجربه در مسند مدیریت استانها و افزودن بر زیان انباشته پست؛ کار جدی و مهمی در راستای منافع کارکنان این شبکه و کمک به بهبود معیشت آنان یا ارتقا خدمات پستی و هوشمندسازی انجام نداده است.
بودجهنویسی برای طرحهای بیمجوز
411 طرح بدون ارزیابی محیط زیستی این بار در لایحه بودجه 1402 جا داده شدهاند. همان طرحهایی که در بودجه امسال هم برایشان ردیف پولی تعریف شده بود و تلاشهای فعالان و سازمان محیط زیست آنها را از لیست دریافت بودجه کنار گذاشت، امسال هم چشم در چشم فعالان و سازمان دوختهاند و بار دیگر با قدرت رخ نشان دادهاند و میگویند که این بار و بدون داشتن ارزیابی پیامدهای محیط زیستی میخواهیم از بودجه سال 1402 سهم داشته باشیم. آن هم بودجهای که در بسیاری از ردیفهایش باعث شوک شده و کمبود منابع مالی را به وضوح نشان میدهد. در حالی که پیش از این، سازمان محیط زیست یکی از افتخاراتش را حذف این طرحها از ردیف دریافت بودجه عنوان کرده بود، حالا سعید کریمی، سرپرست دفتر ارزیابی زیست محیطی سازمان محیط زیست که به تازگی در این جایگاه قرار گرفته به «پیام ما» میگوید: «مکاتباتمان را با مجلس و دولت شروع کردهایم. این طرحها از ابتدا نباید شروع به کار میکردند و نداشتن مجوز هم به این معنا نیست که بتوانند هر کاری انجام دهند.»
پارسال و بعد از ارائه لایحه بودجه سال 1401، نام 411 طرح بدون ارزیابی که خواهان دریافت بودجه بودند به میان آمد. سازمان برنامه و بودجه این ماجرا را «جریانسازی رسانهای» خواند و گفته بود که «هیچ طرح جدیدی بدون مجوز محیط زیستی وارد لایحه بودجه ۱۴۰۱ نشده است». ماجرا اما به این سادگیها نبود. فهرست بلندبالای طرحها منتشر شد و امکان کتمان از میان رفت. بعد از آن بود که جمعی از اقتصاددانان هم کنار فعالان محیط زیست قرار گرفتند و با انتشار نامهای از دریافت بودجه برای طرحهایی که بدون ارزیابی هستند انتقاد کردند. در بخشی از نامه آنها که دیماه سال گذشته منتشر شد آمده: «پیشبرد طرحهای توسعه، بدون انجام ارزیابیها و مطالعات لازم و سایر مجوزهای قانونی تاکنون عواقب وخیمی از جمله تخریب گسترده سرزمین، عواقب اجتماعی-امنیتی قابل توجه، همچنین هدررفت شدید منابع مالی در زمان تحریم برای کشور را به همراه داشته است. از کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۱ مجلس درخواست داریم که پروژههای بدون مجوز محیط زیستی و سایر مجوزات قانونی را از ردیف بودجه حذف کند و در نهایت از کمیسیون اصل ۹۰ میخواهیم که تخلفات صورت گرفته را بررسی کرده و گزارش کامل آن را به مردم و قوه قضائیه ارائه دهد.»
محیط زیستیها در نهایت شکایتی را از مسعود میرکاظمی، رئیس سازمان برنامه و بودجه و در دیماه گذشته به دادگاه بردند و علی سلاجقه، رئیس سازمان محیط زیست هم با نوشتن نامهای خطاب به میرکاظمی به این موضوع واکنش نشان داد و از او خواست تا «مدیریتهای زیرمجموعه این سازمان، از هرگونه تخصیص اعتبار به پروژههای فاقد مجوز محیط زیستی قویا خودداری کنند». او پس از آن نامهای هم به محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس نوشت و در نهایت بهمنماه 1400 مرکز پژوهشهای مجلس هم به بررسی موضوع پرداخت و در گزارشی نوشت: «سازمان حفاظت محیط زیست که گاه به دلیل فشارهای سیاسی تکلیف طرحهای توسعهای را روشن نکرده، حالا باید در یک اقدام فوری درباره وضعیت همین ۴۱۱ طرح شفافسازی کند و علاوه بر این با تشکیل یک کارگروه به ریاست معاون اول رئیس جمهور و با حضور بسیاری از مسئولان مربوطه، تکلیف این طرحها معلوم شود.»
با ارائه بودجه سال 1402 اما گویا تمام نامهنگاریها، بررسیها و جلسهها به کناری گذاشته شدهاند. بار دیگر 411 طرحی که سال گذشته از آنها به عنوان طرحهای بدون ارزیابی یاد میشد خواهان دریافت ردیف بودجهاند و این یعنی شروع دوباره نامهنگاری، بررسی و جلسه.
بر اساس بررسیهای «پیام ما»، از میان ۳۸۷ ردیف جدول ۲۰ که با عنوان «طرحهای مطالعاتی و اجرایی موضوع ردیف ۹» منتشر شده است ۶۰ مورد مربوط به طرحهای آبی است. از جمله این ردیفها «انتقال آب دریای خزر» و «انتقال آب دریای خزر و آبرسانی به گرگان» در آن دیده میشود. ۳۱ ردیف از ۶۰ ردیف قید شده در این بند متوجه مطالعه و اجرای سد است. موارد دیگر از انتقال آب تا احداث شبکههای جمعآوری فاضلاب تا آبرسانی را شامل میشود
نامهنگاری به مجلس و دولت را شروع کردهایم
شهریورماه امسال، محمود یزداندوست که آن زمان مدیر دفتر ارزیابی اثرات محیط زیستی سازمان حفاظت محیط زیست بود در پاسخ به پرسش «پیام ما» درباره 411 طرح بدون ارزیابی اثرات محیط زیستی، نامهنگاریها و بررسیها را نتیجهبخش خواند و اختصاص نیافتن بودجه به این طرحها را یکی از بزرگترین کارهای سازمان محیط زیست دانست. به گفته او بررسی سازمان درباره این پروژهها رقم 2/18 هزار میلیارد تومان را نشان میداد. اما «رئیس سازمان توانست جلوی این کار را بگیرد و این یکی از دستاوردهای خوب سازمان محیط زیست بود که سبب شد بودجه این پروژهها حذف شود و صرفهجویی بزرگی رخ داد».
یزداندوست اما سرپرست ماندگاری نبود و چندی بعد از این گفتوگو در نامهای با بیان اینکه فضای اداری مناسب نیست از سِمت خود استعفا داد و در حالی که دفتر ارزیابی چند ماه بدون سرپرست به کار خود ادامه میداد، ماه گذشته سعید کریمی برای سرپرستی این بخش انتخاب شد. او حالا به «پیام ما» میگوید نامهنگاریها به دولت و مجلس را شروع کرده و در حال برگزاری جلسه برای رسیدگی به وضعیت رخ داده هستند: «این پروژهها از ابتدا نباید وارد فاز عملیاتی میشدند و حالا که این اتفاق افتاده باید حداقل با رعایت ضوابط محیط زیستی باشد. این در حالی است که اگر قبل از شروع کار برای دریافت مجوز اقدام میکردند بسیاری از مشکلات پیش نمیآمد.» او همچنین میگوید سازمان محیط زیست از نظر قانونی صرفا میتواند با گرفتن ردیف بودجه مخالفت کند و برای حل مشکل باید از ظرفیت قانونی دولت استفاده کند: «نگرفتن مجوز ارزیابی عاملی نیست که سازمان حفاظت محیط زیست بر روی این طرحها نظارت نکند. ما برنامه پایش زیست محیطی داریم که بر آن اساس کنترل و پایش انجام میدهیم و در کنار این موارد همچنان مکاتبات با مجلس و دولت ادامه دارد.»
سعید کریمی، سرپرست دفتر ارزیابی زیست محیطی سازمان محیط زیست: این پروژهها از ابتدا نباید وارد فاز عملیاتی میشدند و حالا که این اتفاق افتاده باید حداقل با رعایت ضوابط محیط زیستی باشد. این در حالی است که اگر قبل از شروع کار برای دریافت مجوز اقدام میکردند بسیاری از مشکلات پیش نمیآمد
پایداری سرزمین، فدای مافیای قدرت و ثروت
نامهنگاریهای سال گذشته و مخالفت فعالان محیط زیست، سازمان و حتی اقتصاددانان و گفتن از تبعات بودجه دادن به طرحهایی که مجوز ارزیابی ندارند صرفا برای همان دوره کارساز بود. چنانچه بار دیگر و در بودجه امسال صحبت از همان طرحها به میان آمده. این طرحها شامل موارد گوناگونی اعم از طرحهای انتقال آب و گاز، جادهسازی و دیگر طرحها با عنوان طرحهای توسعهای است.
در این میان بر اساس بررسیهای «پیام ما»، از میان ۳۸۷ ردیف جدول ۲۰ که با عنوان «طرحهای مطالعاتی و اجرایی موضوع ردیف ۹» منتشر شده است ۶۰ مورد مربوط به طرحهای آبی است. از جمله این ردیفها «انتقال آب دریای خزر» و «انتقال آب دریای خزر و آبرسانی به گرگان» در آن دیده میشود. ۳۱ ردیف از ۶۰ ردیف قید شده در این بند متوجه مطالعه و اجرای سد است. موارد دیگر از انتقال آب تا احداث شبکههای جمعآوری فاضلاب تا آبرسانی را شامل میشود.
این در حالی است که به گفته محمد الموتی، دبیر شورای هماهنگی شبکه سازمانهای مردمنهاد محیط زیست و منابع طبیعی کشور، نمیتوان این طرحها را طرحهای توسعهای خواند. او به «پیام ما» میگوید «نگاه به این ماجرا تقلیلگرایانه است و حتی به خاطر اتفاق رخ داده باید از کسانی که در اجرا و حالا در تلاش برای دریافت بودجه سهیم هستند شکایت کرد. آنها باید بدانند پایداری سرزمین نباید فدای خواستهای منطقهای و مافیای ثروت و قدرت شود.»
او میگوید دستور و نامهنگاری رئیس سازمان محیط زیست و کمیسیون اصل 90 مجلس شاید توانسته باشد تخصیص اعتبار را در بودجه سال قبل متوقف کند اما تبدیل به حکم و قانون نشده است. «ما از برنامه سوم توسعه بارها به مسئله ارزیابی محیط زیستی پروژهها پرداختهایم و این در حالی است که پروژهها در نقطه صفر باید ارزیابی شوند نه حالا که بسیاری از آنها حتی در نیمه کار هستند و فقط برای ادامه کار به دنبال اعتبارند.»
الموتی میگوید بودجه امسال کپی شده از بودجه سال قبل است و فقط 40 درصد افزایش ضریب داشته و این یعنی هیچ برنامهای برای پایداری سرزمین در ذهن برنامهریزان کشور وجود ندارد و این فاجعه است. «دولت به نوعی توسط مافیای ثروت و قدرت تسخیر شده است و بررسی تک تک این پروژهها به ما نشان میدهد که اغلب آنها نه به فکر توسعه کلی کشور و پایداری آن، بلکه درصدد تخریب پایداری هستند و این اتفاق واقعا خطرناک است.»
قوه قضاییه از اعدام یک جاسوس امآیسیکس با تابعیت مضاعف ایران و انگلیس خبر داد و دخالت کشورهای غربی را در ایران مداخلهجویانه خواند. در مقابل نخست وزیر انگلیس و وزارت خارجه انگلیس و آمریکا این اعدام را محکوم کردند.
قوه قضاییه دیروز از اجرای حکم علیرضا اکبری، زندانی متهم به افساد فیالارض و اقدام گسترده علیه امنیت داخلی و خارجی کشور از طریق جاسوسی برای دستگاه اطلاعاتی دولت انگلیس، خبر داد. خبر صدور حکم اعدام اکبری در روزهای گذشته با واکنشهای داخلی و خارجی همراه بوده است.
خبرگزاری میزان (ارگان رسمی قوه قضاییه) در گزارشی به نقش «اکبری» به عنوان جاسوس امآیسیکس انگلیس تاکید کرد. این خبرگزاری ضمن تشریح جرایم صورت گرفته از رد و بدل شدن مبالغ هنگفت در ازای کسب اطلاعات سری ایران و انتقال آن توسط او خبر داده است: «دادگاه با عنایت به گزارش وزارت اطلاعات و مستندات ارائه شده از سوی سربازان گمنام امام زمان(عج)، اقاریر صریح محکوم و اقدامات گسترده او در همکاری با سرویس جاسوسی انگلیس، دریافت مبالغ هنگفت و با توجه به اینکه او نسبت به اقدامات خود علم و آگاهی کامل داشته و به راحتی توان تشخیص اثر خیانت خود بر کشور را دارا بوده است،
او را به اتهام افساد فیالارض و اقدام گسترده علیه امنیت داخلی و خارجی کشور به اعدام محکوم کرد. حکم صادره از دادگاه، پس از تایید از سوی دیوان عالی کشور به اجرا در آمد.»
«روزنامه همشهری» پیش از این به سابقه حضور 70 ماهه اکبری در جبهه اشاره کرده و او را معاون پیشین شمخانی معرفی کرده بود. در توییت اخیر عبدالله گنجی عضو شورای اطلاعرسانی دولت نیز صحبت از نفوذ در وزارت دفاع است. گنجی در واکنش به خبر اعدام اکبری در صفحه توییترش «بچه حزباللهیها» را خطاب قرار داد و فرمان حمله صادر کرد. گنجی سفارت انگلیس را لانه جاسوسی 2 خواند و نوشت: «این سفارت کارکردش در امتداد سفارت امریکا است. سفارت انگلیس جاسوس اکبری را جذب و برای خروجش از کشور سناریو سکته را طراحی و اسرار وزارت دفاع را…»
در همین حال جیمز کلورلی، وزیر خارجه انگلیس با انتشار توییتی به اجرای حکم اعدام علیرضا اکبری واکنش نشان داد و آن را با لحنی شدید محکوم و تاکید کرد: «این اقدام بیپاسخ نخواهد ماند.» نخست وزیر انگلیس هم در اظهاراتی به اجرای حکم اعدام معاون اسبق وزارت دفاع ایران واکنش نشان داد. ریشی سوناک، نخست وزیر انگلیس با انتشار پیامی در توییتر خود در واکنش به اجرای حکم اعدام علیرضا اکبری، نوشت که از اعدام علیرضا اکبری شهروند ایرانی-انگلیسی متحیر شده است. طبق ادعای نخست وزیر انگلیس این اقدام «بیرحمانه و بزدلانه» بود که به «بدون احترام به حقوق بشر مردم ایران» انجام شد. او همچنین نوشت: یاد من با دوستان و خانواده علیرضا است.
پس از اجرای حکم علیرضا اکبری (متهم به جاسوسی برای انگلیس) اختلافها میان ایران و کشورهای اروپایی بار دیگر به اوج رسیده است
وزارت خارجه آمریکا نیز به اعدام علیرضا اکبری واکنش نشان داده است.
معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در اظهاراتی مداخلهجویانه به صدور حکم اعدام برای یک جاسوس شناسایی شده واکنش نشان داد. ودانت پاتل معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در ادامه مداخلهجویی واشنگتن در امور داخلی کشورمان به صدور حکم اعدام برای علیرضا اکبری معاون اسبق وزیر دفاع ایران به جرم جاسوسی واکنش نشان داد و آن را ناعادلانه خواند.
به گزارش ایسنا، بنابر گزارش وبسایت وزارت امور خارجه آمریکا، پاتل در اظهارات مداخلهجویانه خود با اشاره به درخواست دولت بریتانیا از ایران برای عدم اجرای این اعدام، اتهامات علیرضا اکبری و صدور حکم اعدام برای او را همراه با انگیزه سیاسی خواند.
در مقابل، ایران سفیر انگلیس را به وزارت امور خارجه احضار کرد. به گزارش ایرنا «سایمون شرکلیف» در واکنش به مداخلات نامتعارف انگلیس از جمله در قلمرو امنیت ملی ایران از سوی مدیر کل غرب اروپا به وزارت خارجه احضار شد. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران روز شنبه در بیانیهای نوشت: در واکنش به مداخلات نامتعارف انگلیس از جمله در قلمرو امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، ظهر شنبه سایمون شرکلیف سفیر این کشور در تهران توسط مدیرکل غرب اروپا به وزارت خارجه احضار شد.
در این نشست مراتب اعتراض ایران نسبت به اقدامات خرابکارانه و مغایر با امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به دولت انگلیس منعکس شد.
مدیرکل غرب اروپای وزارت امور خارجه با اشاره به اطلاعات متقن به دست آمده درباره دام طراحی شده برای «علیرضا اکبری» از سوی طرف انگلیسی، خاطرنشان کرد که دولت انگلیس باید پاسخگوی برقراری ارتباطات نامتعارف منجر به تعرض به امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران باشد و حمایت ناموجه و شیطنتآمیز از عامل جاسوسی با ادعای روابط مبتنی بر احترام متقابل سازگار نیست.
او با تاکید بر اینکه اقدام قاطع برای صیانت از امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران منوط به رضایت دیگر دولتها از جمله انگلیس نخواهد بود، تصریح کرد که تداوم این قبیل اقدامات غیرقانونی و مجرمانه به هیچ عنوان قابل تحمل نیست، لذا دولت انگلیس باید پیامدهای مسئولیت تداوم رویکرد غیرمتعارف و مداخلهجویانه خود را پذیرا باشد.
در ادامه تصریح شد که بر اساس قوانین مدنی جمهوری اسلامی ایران، تابعیت دوگانه قابل پذیرش نیست و مداخلات و اظهارات مخرب انگلیس به این بهانه، فاقد وجاهت است.
مدیرکل غرب اروپای وزارت امور خارجه ضمن محکومیت مجدد هرگونه اقدام نامتعارف و تهدیدزا در حوزه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، از سفیر انگلیس خواست تا مراتب را در اسرع وقت به لندن منعکس کند.
سفیر انگلیس در پاسخ گفت که موارد مطرح شده را به پایتخت خود منتقل خواهد کرد.
به همین بهانه روز گذشته خبرآنلاین رسانه نزدیک به علی لاریجانی، روابط ایران و غرب را در اوج تیرگی دانست و به چند عامل عمده اختلاف چون اعتراضات در ایران، فروش پهپاد به روسیه در کنار افزایش میزان غنیسازی هستهای، اشاره کرد که به نوعی اروپا را علیه تهران شورانده تا موجب شود کشورهای اروپایی علاوه بر تحریمها، افزایش انواع فشارها را بر ایران در دستور کار خود قرار دهند.
گذری کوتاه بر مالکیت انهار طبیعی در محدوده قانونی شهرها
شهرداریها نمیتوانند مدعی مالکیت بر حریم و بستر انهار طبیعی در محدوده قانونی شهر باشند. در این یادداشت با مرور قانون، گذری کوتاه بر مالکیت انهار طبیعی داریم: بر اساس اصل ۴۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران انهار طبیعی، انفال و از ثروتهای عمومی محسوب میشود. این انهار در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عمومی بهرهبرداری شوند. از سوی دیگر بر اساس ماده یک قانون توزیع عادلانه آب انهار طبیعی از مشترکات بوده که مسئولیت حفظ و نظارت و بهرهبرداری از آنها به دولت محول میشود که طبق تبصره ۳ ماده ۲ قانون توزیع عادلانه آب ایجاد هر نوع اعیانی، حفاری و هرگونه تصرف در بستر انهار طبیعی و حریم قانونی آنها ممنوع است. این در حالی است که حسب نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه به شماره ۷/۴۳۹۳ مورخ ۶۰/۱۰/۰۵ تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداریها مصوب ۱۳۴۵ با ماده ۲ قانون آب و نحوه ملی شدن آن مصوب ۱۳۴۷ در مورد مالکیت شهرداریها بر حریم و بستر انهار طبیعی در محدوده قانونی شهرها نسخ شده، چرا که بهحکم ماده ۶۵ قانون آب و نحوه ملی شدن آن، تبصره مذکور در آن قسمت که مغایر با ماده ۲ قانون آب بوده، ملغی است.
همچنین طبق نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه مارالذکر، وفق بخشنامه شماره ۱۰/۹۸۴۰ مورخ ۵۴/۱۰/۳ سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با خلاصه اینکه (مداخله شهرداری در مورد بستر و حریم انهار طبیعی مورد ندارد) حتی درخواست ثبت مسیل و انهار را از سوی اشخاص حقیقی ممنوع دانسته شده و حسب نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه به شماره ۷۲۷۶۱ مورخه ۸۴/۴/۲۵ با توجه به مواد ۱.۲ و ۵ قانون توزیع عادلانه آب مصوب ۱۳۶۱/۱۲/۱۶ و اینکه دولت غیر از شهرداری است، تبصره ۶ ماده ۹۶ قانون شهرداری مصوب سال ۱۳۳۴ با اصلاحات بعدی در سال ۴۵ در مغایرت با قانون توزیع عادلانه آب تشخیص داده شده و بنابراین نسخ شده است. بر همین اساس است که شهرداری نمیتواند ادعای مالکیت بر حریم و بستر انهار طبیعی در محدوده قانونی شهر داشته باشد. مزیدا حسب ماده ۱۳۶ قانون مدنی و دکترین حقوقی، حریم از اقسام حق ارتفاق است که برای صاحب حریم ایجاد میشود و حریم ملک تبعی است. چرا که به عقیده علمای حقوق منظور اصلی از شناسایی حریم جلوگیری از تضرر صاحب آن است که بر همین جهت حسب ماده ۱۳۹ قانون مدنی حریم در حکم ملک صاحب حریم است که با عنایت به شرحی که ذکر آن در بالا رفت، حریم و بستر انهار طبیعی به حکم قانون، (اصل ۴۵ قانون اساسی و ماده یک قانون توزیع عادلانه آب) ثروتهای عمومی و مشترکات محسوب میشود و حریمی که برای بستر رودخانه یا مسیل تعیین میشود در واقع در حکم ملک صاحب حریم یعنی مشترکات عمومی با اداره [شرکتهای آب منطقهای به نمایندگی دولت جمهوری اسلامی ایران] که اینجا بهعنوان مدیر در حکم امین است تحت عنوان حقوق ارتفاقی شناخته شده و در اسناد مالکیت مجاورین رودخانه و انهار طبیعی باید درج شود؛ طبق تبصره ۳ ماده ۲ قانون توزیع عادلانه آب، ایجاد هر نوع اعیانی و حفاری و دخل و تصرف در حریم رودخانهها ممنوع شده است مگر با اجازه وزارت نیرو. بدین ترتیب میتوان گفت که علاوه بر بستر رودخانه ها، حق حریم نیز متعلق به حکومت اسلامی بوده و تقسیمبندی حرایم به کیفی و کمی صرفا ناظر بر نگهداری و صیانت بهتر از این عرصه آن هم طبق دستورالعمل تعیین حریم کیفی آبهای سطحی مصوب ۱۳۸۴، با هدف یکپارچگی عملکرد شرکتهای آب منطقهای ابلاغ شده است.
میگویم شیده، بد جایی دراز کشیدهای. مگر زمین آشپزخانه جای خوابیدن است؟ پاهایم روی زمین کشیده میشود. در آن شکلک آدمگونه و تو هنوز کنار گاز با هودی و شلوار خاکستری رنگ دراز کشیدهای.
خانه هیچ بویی ندارد. عطرت انگار از میان لباسهای اندک بهجا مانده پریده. از میان تیشرتها، دامن کلوش و شالهای رنگی. اما میان تکتک چیزهای خانه هستی. دستهایت زودتر از من پردههای مخمل آبیرنگ را کنار میکشد تا از طبقه هفتم، با هم برج میلاد را از دور نگاه کنیم. تو دلت چای میخواهد. و من جای تو، در یکی از محبوبترین لیوانهای گلدارت چای مینوشم و تو دختر کوچکی میشوی و قهر میکنی که چرا نیستی و پایت را محکم به زمین میکوبی. دستت را میگیرم و مینشانمت پشت میزی که هنوز کتابها و نوشتههای تمام نشدهات روی آن است. گونهات را میبوسم و میگویم چقدر خطت قشنگ است. بعد میگویم بیا با هم بنویسیم. من هم یک گزارش نیمهتمام دارم. لپتاپت را میگذاری رو بهرویت و دراز میکشی روی زمین تا چیزی از گورها بنویسی. میان کاغذهایت یادداشتهایی درباره فرانسه است. میگویم چرا ماندی اینجا؟ کاش رفته بودی. تکیه میدهی به دیوار و جایی را نگاه میکنی که نمیدانم کجاست یا چیست؟ اما در چشمهایت چیزی است که مرا میترساند. میخواهم دستهایت را بگیرم و محکم بغلت کنم و نگذارم که بروی. به هیچ کجا. میخواهم داد بکشم. بدوم در و پنجرهها را ببندم. تلفن کنم به گیتی که خودش را هر طور هست، حتی شده پرواز کند، برساند به من، که دوتایی تو را نگه داریم که نروی.
ماتم. مبهوت. میگویم زور رفتن بر ماندن میچربد. باشد. اگر میخواهی؛ برو. ولی بیا! جان من بیا! آدمها را ببین از این بالا. تندتند از سوپری و میوهفروشی خرید میکنند. عطر نان گرم را حس میکنی؟ آن زن را ببین. لباسش را از اتوشویی گرفته. ببین لباسش چقدر نو شده است. شاید فردا عروسی داشته باشند. بیمارستان را ببین. میبینی چقدر شلوغ است. معنیاش این است که آدمها تا آخرین لحظه برای زنده ماندن میجنگند. نرو شیده. نرو.
در کابینتها را باز میکنم. چقدر ظرف داری شیده. چه ظرفهایی. چقدر قشنگند. نگاهت میکنم. میگویم این خانه، این همه سلیقه و زیبایی، اگر «تو» باشی، سرشار از زندگی است. بیا چیزی درست کنیم. بگذار این گاز لعنتی فقط برای پخت و پز باشد. اصلا هر چه تو بگویی. هر چیز غیر از رفتن. غیر از این چشمهای بیامید و پر شده از خشم. اندوهت را به من بده. من دلم برای هر غصهای جا دارد. طاقت بیاور دختر. گور پدر هر نهای که شنیدهای. دنیا فراخ است. جا دارد، از کجا تا کجا. دردت کوه هم که باشد، مثل برف آب میشود. سبک میشوی. درد که تنها برای تو نیست. فقط باید که طاقت بیاوری. حتی نمیدانی طاقت را با کدام ت بنویسی. فقط میخواهی بروی. خودت را میکوبی. به در و دیوار. به زمین و زمان. و من روحم از ترس میلرزد و نمیدانم زیباییها چطور برایت تمام شده و چطور میتوانی همه چیز و همه آدمهایی را که دوستت میدارند، بگذاری و بروی.
میگویم بیا و لباسهای چروک را نشانت میدهم. در آخرین لحظه یا شاید از روز قبلش با بیحوصلگی لباسها را بینظم، مچاله کردهای داخل کمد. میگویم بیا روی لباسها اتو بکشیم. اتو داغ میشود. اما لباسها را نمیسوزاند. چروکها را یک به یک باز میکند و لباسها دوباره صاف و قشنگ میشوند. میگویم اصلا بیا دلمان را دوتایی بگذاریم این وسط و بنشینیم با هم ناصافیهایش را، گرههایش را دانه به دانه باز کنیم. غمها را هر کجا که چسبیده باشد، قیچی میکنیم میریزیم دور. سبک میشویم شیده. به غمت بال و پر نده. جانت را پای هیچ نده. پنجره را باز میکنم. تکههای نان ریز شده را کنار ظرف آب میگذارم. کبوتر سفیدی است که هر روز صبح میآید و از پشت شیشه تماشایم میکند. از دور برج میلاد پیداست و تو دیگر نیستی.
جمعه
۲۳ دی ۱۴۰۱
ساعت ۲/۱۲ بامداد
پساب فوکوشیما در راه اقیانوس آرام
|پیام ما| نزدیک به 12 سال بعد از دومین حادثه بزرگ اتمی جهان، ژاپن به دنبال تخلیه پساب نیروگاه فوکوشیما به اقیانوس آرام است. این آبهای رادیواکتیو که بیش از یک میلیون تن است، در بیش از هزار مخزن نگهداری میشود. ژاپن میگوید برای اینکه نیروگاه فوکوشیما از رده خارج شود، این مخازن باید تخلیه شوند و این کار سی تا چهل سال طول خواهد کشید. همه اینها اما تمام ماجرا نیست. هراس آلودگی رادیواکتیو، از بین رفتن معیشت ساحلنشینان و محیط زیست دریایی، از مدتها پیش ماهیگیران، فعالان محیط زیست و کشورهای همسایه را به مخالفت و ابراز نگرانی واداشته است. اما ژاپن که قرار نیست از تصمیمش بازگردد، تصفیه آب و بیخطر بودنش را وعده داده و میگوید چند ماه دیگر نوبت رهاسازی آب نیروگاه فوکوشیما در اقیانوس است. این تصمیم از سوی دیگر به سالها بحث درباره اینکه با پساب چه باید کرد، با گزینههای دیگر از جمله تبخیر یا ساخت مخازن ذخیره بیشتر در سایتهای دیگر پایان داد.
دولت ژاپن میگوید که رهاسازی بیش از یک میلیون تن آب از نیروگاه هستهای ویرانشده فوکوشیما دایچی، تابستان یا بهار در نیمکره شمالی انجام خواهد شد. این حرکت جنجالی خشم ماهیگیران محلی و کشورهای منطقه را برانگیخته است. این تصمیم بیشتر از دو سال بعد از تایید رسمی دولت برای این کار گرفته شده که بر اساس آن، آب، برای حذف بیشتر مواد رادیواکتیو، تصفیه میشود اما همچنان حاوی تریتیوم است. سیستم پردازش مایع پیشرفته تپکو، مواد رادیواکتیو موجود در آب را به سطوح ایمن کاهش میدهد، اما این سیستم قادر به فیلتر کردن تریتیوم، ایزوتوپ رادیواکتیو هیدروژن نیست.
کارشناسان میگویند تریتیوم، ایزوتوپ رادیواکتیو هیدروژن، فقط در دزهای بسیار زیاد برای انسان مضر است، در حالی که مقامات دولتی و شرکت نیروی برق توکیو (تپکو)، اشاره کردهاند که نیروگاههای هستهای فعال به طور معمول تریتیوم را رقیق کرده و در اقیانوس آزاد میکنند. این میان مقامات ژاپن هم اصرار دارند که آب «تصفیهشده» تهدیدی برای سلامت انسان یا محیط زیست دریایی نیست اما در هر صورت این طرحها با مخالفت ماهیگیرانی روبهرو میشود که میگویند رهاسازی آب نیروگاه خطر نابودی معیشت آنها را به دنبال دارد.
شرکت تپکو، مجری این طرح که نیروگاه هستهای شماره یک فوکوشیما هم متعلق به آن است گفته که تکنولوژی تصفیه آب میتواند تمام مواد رادیواکتیو را از آب خارج کند، به جز تریتیوم که به ادعای آنها در مقادیر کم برای سلامت و محیط زیست ضرری ندارد
اینها همه تقریباً 12 سال پس از زلزلهای به بزرگی 9 ریشتر است که باعث سونامی بزرگی شد که بیش از هجده هزار نفر را در امتداد سواحل شمال شرقی ژاپن کشت. با برخورد امواج سونامی به نیروگاه فوکوشیما دایچی، منبع برق پشتیبان آن از بین رفت، سه رآکتور ذوب شد و با انتقال مقادیر زیادی تشعشع به جو، جدیترین حادثه هستهای از زمان چرنوبیل –در ربع قرن قبل- به وقوع پیوست.
پساب فوکوشیما که در بیش از هزار مخزن ذخیره میشود، از زمان فاجعه هستهای و ذوب شدن سه رآکتور فوکوشیما پساب در نیروگاه مرکزی ژاپن در حال جمعآوری است. بهزودی در تاسیسات دیگر فضایی برای ذخیره آب نیست و این خود مشکل بزرگی است. برنامه فعلی این است که همه آب در دریا تخلیه شود. اما چگونه میتوان این میزان آب رادیواکتیو را بیخطر کرد؟ مقامات میگویند برای اینکه نیروگاه از رده خارج شود، باید این مخازن را بیرون ببرند، آب را تصفیه کنند و در دریا بریزند؛ روندی که انتظار میرود سی تا چهل سال طول بکشد. تپکو پیش از این نیز هشدار داده بود که فضای نگهداری فاضلاب در اواخر 2022 تمام خواهد شد. دولت و تپکو، همچنین گفتند که کار برای رهاسازی آب بسیار تصفیه شده در بهار سال 2023 آغاز خواهد شد و تکمیل آن دههها طول خواهد کشید.
وزارت خارجه ژاپن هم در ماه ژوئیه اعلام کرد که تنظیمکنندهها، رهاسازی آبی که پس از تصفیه و رقیقسازی بهتدریج از طریق یک تونل به اقیانوس آرام تخلیه میشود را بیخطر میدانند.
پساب فوکوشیما که در بیش از هزار مخزن ذخیره میشود، از زمان فاجعه هستهای و ذوب شدن سه راکتور فوکوشیما پساب در نیروگاه مرکزی ژاپن در حال جمعآوری است. بهزودی در تاسیسات دیگر فضایی برای ذخیره آب نیست و این خود مشکل بزرگی است. برنامه فعلی این است که همه آب در دریا تخلیه شود
شرکت تپکو، مجری این طرح که نیروگاه هستهای شماره یک فوکوشیما هم متعلق به آن است گفته که تکنولوژی تصفیه آب –که Alps نامیده میشود- میتواند تمام مواد رادیواکتیو را از آب خارج کند، به جز تریتیوم که به ادعای آنها در مقادیر کم، ضرری ندارد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) همچنین اشاره کرده است که نیروگاههای هستهای سراسر جهان فرایند مشابهای را برای دفع پسابهای حاوی غلظتهای پایینتر تریتیوم و سایر رادیونوکلوئیدها استفاده میکنند.
کره جنوبی و چین ابراز نگرانی کردهاند و مجمع جزایر اقیانوس آرام هم بهتازگی گفته که «درباره این تخلیه نگرانیهای جدی» دارد. هنری پونا، دبیر کل مجمع جزایر اقیانوس آرام به گاردین میگوید: «تا زمانی که در مورد پیامدهای این طرح برای محیط زیست و سلامت انسان مطمئن نباشیم، باید از آن جلوگیری کنیم. به ویژه با توجه به اینکه بیشتر مردم اقیانوس آرام، در سواحل زندگی میکنند و اقیانوس بخشی جداییناپذیر از معیشت آنهاست.»
دولت کره جنوبی، که ممنوعیت غذاهای دریایی فوکوشیما را لغو نکرده، گفته است که تخلیه آب نیروگاه «تهدیدی جدی» برای حیات آبزیان است. اتحادیههای صیادی منطقه هم مخالف رهاسازی هستند و اخطار میدهند که این امر باعث ایجاد هشدار در میان مصرفکنندگان میشود و بیش از یک دهه تلاش برای اطمینان دادن به مردم در مورد بیخطر بودن غذاهای دریایی فوکوشیما را از مسیر خارج میکند.
به گزارش خبرگزاری کیودو، بر اساس طرحی که کابینه ژاپن روز جمعه تصویب کرد، ماهیگرانی که میترسند این رهاسازی بر معیشتشان تاثیر بگذارد، میتوانند به صندوق مالی جدید 50 میلیارد ینی (385 میلیون دلاری) دسترسی داشته باشند.
هیروکازو ماتسونو، دبیر ارشد کابینه، در این نشست گفت: «ما میخواهیم این اقدامات را به طور کامل برای جوامع ماهیگیر و سایر طرفهای مرتبط توضیح دهیم و در عین حال نگرانیهای آنها را بشنویم.» مایعی که مقامات ژاپنی به جای «آلوده» آن را «تصفیهشده» میخوانند، شامل آبی است که برای خنک کردن رآکتورهای آسیبدیده استفاده میشود و همچنین باران و آبهای زیرزمینی. کیودو نوشته است که آژانس انرژی اتمی چندین بررسی ایمنی درباره این طرح انجام داده است و گزارشی بر اساس یافتههای آن صادر کرده و قبل، حین و پس از تخلیه ناظر خواهد بود. در سال 2020، سازمان غیردولتی و مدافع محیط زیست «صلح سبز» گفته بود که آب تصفیه شده نیروگاه همچنان حاوی آلایندههایی در کنار تریتیوم است و باید باز هم تصفیه شود. گفتههای نمایندگان آژانس نتوانسته همه را راضی کند. در همین حال شان برنی، از اعضای صلح سبز شرق آسیا هم باور ندارد که آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش خود به طور کامل به نگرانیهای ایمنی و محیط زیستی بپردازد.
هشدار؛ آلودگی «کاسپین» را ببینید!
منطقه دریای کاسپین در دهههای گذشته شاهد تحولات مهمی بوده است. این منطقه تامینکننده هیدروکربنها به بازارهای جهانی است. کریدورهای حمل و نقل جدید در دست بررسی هستند. ماهیگیری که زمانی یک بخش اقتصادی سنتی بود، اکنون با کاهش نگرانکنندهای در ذخایر مواجه است. رهاسازی سالانه بیش از یک میلیارد متر مکعب پساب صنعتی، شیمیایی و خانگی به دریای کاسپین باعث آلودگی آب و کاهش سطح اکسیژن شده و بیش از 400 گونه آبزی از جمله ماهیان خاویاری را به خطر انداخته است. در این نوشتار به عوامل آلودهکننده دریای کاسپین نگاهی گذرا کردهایم.
برآورد شده دریای کاسپین حدود 100 میلیارد ذخیره بشکه نفت و بیش از 35 میلیارد متر مکعب گاز داشته باشد. استخراج روزانه نفت خام و گاز و حمل و نقل آنها منابع اصلی آلودگی دریای کاسپین است. از بیش از یک میلیون «فوک خزری» که یک قرن پیش در سواحل و جزایر کاسپین زندگی میکردند، کمتر از 10 درصد آنها باقی مانده و این گونه در معرض خطر انقراض اعلام شده است. سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل متحد گزارش میدهد که برداشت کوتوم کاسپین (ماهی سفید)، از دهه 1950 تا 1990 از 1250 تن در سال به 210 تن کاهش یافته است.
آلودگی این حوزه را که بین پنج کشور ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان مشترک در وضعیت بحرانی قرار داده است. فقط نفتکشها سالانه بیش از 120 هزار تن آلاینده را تخلیه میکنند. فاضلاب شهرهای مجاور دریا آلودگی را تشدید میکند. بسیاری از کشتیها که در دریا در حال تردد هستند، آلودگی را به دریا وارد میکنند. شهرها و صنایع زیادی دریای کاسپین را احاطه کردهاند. آلودگی این شهرها و صنایع، مستقیم و یا از طریق رودخانهها وارد دریای کاسپین میشود.
فناوریهای پاک مشکلات محیط زیستی ناشی از تولید زباله را به حداقل میرساند و هزینه تصفیه و دفع زباله را حذف میکند. اطراف دریای کاسپین، غنی از منابع معدنی فلزی است. هنگامی که فعالیت استخراج نفت متوقف میشود، ضایعات باقی میمانند و یک خطر محسوب میشوند. در قزاقستان 19 میدان نفتی با 1485 چاه نفت در منطقه ساحلی دریای کاسپین وجود دارد. فناوری حفاری در دهههای 1960 تا 1980 ماهیت خورنده آب دریا و اثرات آن بر روی پوشش فلزی را در نظر نگرفتهاند. در طول زمان، چاهها به منابع قابلتوجهی از آلودگی دریایی تبدیل شدهاند. حدود ششصد هزار هکتار از اراضی ساحلی قزاقستان با لایه ضخیم نفتی آلوده شده است به نحوی که تا عمق 8 تا 10 متری خاک نفوذ کرده و آبهای زیرزمینی را آلوده میکند. حدود 30 هزار هکتار از خاک شبه جزیره آبشرون آذربایجان توسط فرآوردههای نفتی و انواع زبالههای صنعتی آلوده شده است.
دریای کاسپین جدا از آلودگی ناشی از استخراج و پالایش نفت و میادین نفتی فراساحلی، از زبالههای رادیواکتیو نیروگاههای هستهای و حجم عظیمی از فاضلاب تصفیه نشده و زبالههای صنعتی رنج میبرد.
مثلا در ایران مواد نفتی را که هر روز از بندرهای نوشهر و انزلی حمل میکنند که آلودگیهای سوختی زیادی در سطح خیابانهای شهر انزلی پخش میشود که نزدیک به ساحل دریا هستند و به هر طریقی وارد دریا میشود. در جمهوری آذربایجان در چند کیلومتری مرکز شهر باکو، در امتداد ساحل دریا، قطرات کوچک نفت معمولا روی سطح دریا بهصورت گونههای رنگارنگ پخش میشوند.
نشت مکرر نفت در مناطق ساحلی آذربایجان و قزاقستان، ورود زبالههای بیش از 40 کارخانه و پالایشگاه به دریا، کاهش و انقراض گونههای آبزی دریای خزر از سال 1990، از چالشهای اصلی دریای خزر است
منطقه دریای کاسپین به عنوان یک سایت عمده تولید نفت، در معرض بارهای آلودگی بزرگ ناشی از صنایع نفت و گاز قرار گرفته است. سالانه حدود یک میلیون تن نفت به دریا نشت میکند. علاوه بر این، توسعه سریع شهرنشینی، توسعه صنعتی و کشاورزی در نواحی ساحلی و همچنین رقابت سیاسی و اقتصادی در استفاده از منابع دریای کاسپین شرایط محیطی در دریا را تشدید کرده است.
ترکیبات غنی از نیتروژن و فسفر از جمله آلایندههای نگران کننده دریای کاسپین هستند. نیتروژن و فسفر آزاد شده از پسابهای خانگی و ناشی از استفاده قابل توجه از کودهای کشاورزی در حوضه دریای کاسپین از طریق رودخانهها و سیستمهای زهکشی به دریا منتقل میشود. رودخانههای ولگا، اورال و ترک دارای طیف گستردهای از مواد مغذی هستند که به دریای کاسپین ختم میشوند. غلظت بالای مواد شوینده و آمونیوم در شمال دریا گزارش شده است. این به دلیل غلظت بالای مواد شوینده در رودخانههایی است که به شمال دریای کاسپین میریزند. بر اساس برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد سالانه به ترتیب حدود 100 هزار تن ترکیبات نیتروژن و 280 هزار تن ترکیبات فسفر از رودخانهها، صنایع و شهرداریهای حوزه دریای کاسپین در دریا تخلیه میشود. روسیه 91.40 درصد بیشترین سهم را در آلودگی دریا دارد. کشورهای آذربایجان (3.76 درصد)، ایران (3.24 درصد)، قزاقستان (1.54 درصد) و ترکمنستان (0.06 درصد) در رتبههای بعدی قرار دارند. 80 درصد آلودگی این دریا مربوط به جریان آب رودخانه ولگا و دیگر رودخانههای غربی جمهوری آذربایجان است. نشت مکرر نفت در مناطق ساحلی آذربایجان و قزاقستان، ورود زبالههای بیش از 40 کارخانه و پالایشگاه به دریا، کاهش و انقراض گونههای آبزی دریای خزر از سال 1990، از چالشهای اصلی دریای خزر است.
از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، پنج کشور ساحلی چند توافق منطقه ای محیط زیستی غیر الزامآور در دهه 1990 منعقد کردند که نتایج مطلوب را به همراه نداشت. در سال 1998 برنامه محیط زیست کاسپین (CEP) به عنوان یک برنامه چتر منطقهای با هدف جلوگیری از وخامت شرایط محیطی دریای کاسپین و ترویج توسعه پایدار در منطقه به نفع بلندمدت جمعیت منطقه پیرامون کاسپین تأسیس شد.
کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط زیست دریایی دریای کاسپین که به نام «کنوانسیون تهران» نیز شناخته میشود، به نام تهران که در سال 2003 در آن به تصویب رسید، اولین توافقنامه منطقهای الزامآور قانونی است که توسط هر پنج کشور ساحلی کاسپین آذربایجان، ایران، قزاقستان، روسیه و ترکمنستان امضا شد. این کنوانسیون الزامات کلی و سازوکار نهادی حفاظت از محیط زیست در منطقه کاسپین را مشخص میکند.
امروزه بسیاری از گونههای کاسپین به دلیل بهرهبرداری بیش از حد، تخریب زیستگاه، آلودگی و تغییرات آب و هوایی در معرض تهدید قرار دارند. این بهرهبرداری بر رفاه انسان، بخشهای اجتماعی و اقتصادی و خدمات طبیعی محیط زیستی منعکس میشود.
در روزهایی که اغلب کلانشهرهای ایران با معضل آلودگی هوا دست به گریبانند و حتی زور برف و باران هم به ذرات کوچکتر از دو و نیم میکرون نرسیده، ردیف بودجه مربوط به «قانون هوای پاک» در لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ نصف شده است. بررسیهای «پیام ما» از پیوستهای لایحه بودجه نیز نشان میدهد که دولتیها توجه کمتری به هوای پاک نشان دادند.
هوای تهران چهارشنبه ۲۰ دیماه آغشته به ذرات دو و نیم میکرون بود که ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری، لایحه بودجه ۱۴۰۲ را به مجلس آورد. نمایندگان پارلمان که قرار بود ۳۵ روز زودتر از کلیات و جزئیات دخل و خرج سال آینده کشور آگاه شوند، همان روز متوجه افزایش سقف ۴۰ درصدی بودجه شدند. افزایش سقفی که البته شامل حال «کیفیت هوا» نشده است. بررسیهای «پیام ما» از لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ نشان میدهد، ردیف مربوط به قانون هوای پاک در بودجه کاهش چشمگیری پیدا کرده است. دولت قرار است برای اجرای این قانون در سال بعد فقط ۱۶۰ میلیارد تومان هزینه کند. تیم اقتصادی دولت البته پارسال برای اجرای این قانون دست و دل بازتر بودند؛ آنها ۳۲۰ میلیارد تومان (دو برابر رقم بودجه پیشنهادی 1402) برای اجرای قانون هوای پاک در نظر گرفته بودند هرچند که در نهایت مجلس آن را به ۲۸۸ میلیارد تومان کاهش داد. این رقم قرار بوده ۳۴ ماده قانون هوای پاک را که در سال ۹۶ تصویب شده بود، اجرایی کند، قانونی که تکالیف متعددی روی دوش همه دستگاهها گذاشته است. با وجود رقم ۲۸۸ میلیارد تومانی، هوای پاک امسال سهم خیلی از شهرها نشد و مثلا کلانشهر تهران امسال فقط دو روز هوای پاک تنفس کرد.
سهم اجرای طرح LEZ هم در لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ کاهش پیدا کرده است. طرح LEZ یا طرح کاهش آلودگی هوا از اواسط دهه نود در شهر تهران به جای طرح زوج و فرد اجرا شد. هدف تخصیص اعتبار به این طرح در لایحه بودجه کاهش آلودگی هوا و توسعه حمل و نقل عمومی است. طرح LEZ پس از تصویب در شورای عالی ترافیک شهر تهران به شورای عالی ترافیک کشور رفت، آن زمان پلیس به دلیل فراهم نبودن زیرساختها با اجرایش مخالفت کرد، طرح مدتی مسکوت ماند و سرانجام پس از بررسیهای فراوان در سال ۹۵ از سوی وزیر کشور ابلاغ و در نهایت از ابتدای پاییز ۹۵ اجرایی شد. اما سازوکار طرح کاهش به این صورت است که پلاک خودروهایی که وارد محدوده LEZ میشوند به صورت مکانیزه توسط دوربینهای نصب شده در معابر خوانده میشود و اطلاعات آن به سرورهای سیمفا ارسال میشود. در صورتی که هر خودرویی معاینه فنی نداشته باشد، پلیس آن را جریمه میکند. دولتیها در لایحه بودجه سال ۱۴۰۰ برای اجرای این طرح حدود ۱۰۰ میلیارد تومان از بخش تملک داراییها در نظر گرفته بودند. در لایحه بودجه پارسال سهم این ردیف آب رفت و ۹۰ میلیارد تومان شد. البته بعدتر اعتبار مصوب آن در قانون بودجه پارسال کاهش ده درصدی پیدا کرد و به ۸۱ میلیارد تومان رسید. دولت برای بودجه پیشنهادی 1402 هم همین رقم ۸۱ میلیارد تومان را برای طرح کاهش در نظر گرفت، رقمی که هیچ بعید نیست مجلس آن را در قانون بودجه از این هم کمتر کند.
تیم اقتصادی دولت پارسال برای اجرای قانون هوای پاک دست و دل بازتر بودند؛ آنها ۳۲۰ میلیارد تومان (دو برابر رقم بودجه پیشنهادی 1402) برای اجرای قانون هوای پاک در نظر گرفته بودند هرچند که در نهایت مجلس آن را به ۲۸۸ میلیارد تومان کاهش داد
بودجه برای تنفس هوای پاک هر سال آب میرود
کاهش ردیفهای محیط زیستی در لایحه بودجه ۱۴۰۲ از دیدگاه فعالان این حوزه تنها یک معنا دارد: «هوای پاک در اولویت نیست.» بهزاد اشجعی، کارشناس محیط زیست هم به این جمله باور دارد. او در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: «فصل بودجهنویسی دقیقا مطابق با فصل آلودگی هواست، اینکه ارقام ردیفهای مختلف مربوط به هوای پاک در لایحه بودجه هر سال آب میرود، نتیجهاش این است که کاهش آلودگی هوا عملا در اولویت نیست.» او میگوید رقم ۲۸۸ میلیارد تومان هم عددی نبود که برای اجرای قانون هوای پاک مفید باشد: «حالا هم عدد ۱۶۰ میلیارد تومان برای قانون هوای پاک در بودجه لحاظ شده است این رقم ممکن است باز هم کاهش پیدا کند و حتی به ۵۰ میلیارد تومان برسد، این عدد حتی برای نظارت سازمان محیط زیست بر اجرای قانون هوای پاک هم کفایت نمیکند چه برسد به اینکه بخواهد کل قانون را اجرایی کند.» این کارشناس محیط زیست البته میگوید اعداد مربوط به توسعه و نوسازی حمل و نقل عمومی که جزو سرفصلهای هوای پاک است، در ردیفهای دیگر قانون وجود دارد؛ اعدادی که به گفته او تفاوت چندانی با پارسال ندارند: «اعتباری که برای بحث توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی از محل ۱۰ درصد عوارض گمرکی در نظر گرفته شده است، مشابه پارسال یعنی ۸۱ هزار میلیون ریال است. ردیف طرح توسعه و نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی ۵ میلیون و ۱۴۶ هزار میلیون ریال شده که نسبت به اعتبار مصوب بودجه پارسال 4 میلیون و ۷۰۰ هزار میلیون ریال افزایش پیدا کرده است.» به گفته او ردیف مربوط به بودجه سامانه یکپارچه معاینه فنی ایران هم که به نوعی به هوای پاک ارتباط دارد نسبت به اعتبار مصوب در قانون بودجه سال ۱۴۰۱، دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان کاهش پیدا کرده است. «این بودجه به لحاظ کاهش آلودگی هوا کاربردی ندارد.» اشجعی در نهایت با استناد به تمام این ردیفها، آب پاکی را روی دست دولتمردان میریزد: «بعضی امید بسته بودند که امسال شرایط بهتر شود اما این ارقام قرار نیست، وضعیت هوا را بهبود دهد.»
بهزاد اشجعی، کارشناس محیط زیست: رقم ۲۸۸ میلیارد تومان هم عددی نبود که برای اجرای قانون هوای پاک مفید باشد. حالا هم عدد ۱۶۰ میلیارد تومان برای قانون هوای پاک در بودجه لحاظ شده است این رقم ممکن است باز هم کاهش پیدا کند و حتی به ۵۰ میلیارد تومان برسد، این عدد حتی برای نظارت سازمان محیط زیست بر اجرای قانون هوای پاک هم کفایت نمیکند چه برسد به اینکه بخواهد کل قانون را اجرایی کند
یک اشتباه عجیب
لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ یک اشتباه عجیب هم دارد. در جدول آخر که اعتبار دستگاهها بر حسب برنامه تابعه سال ۱۴۰۲ تعیین شده است در ردیف مربوط به «برنامه پایش و مدیریت آلایندههای محیط زیست» که سنجه آن بهبود کیفیت هوا عنوان شده است، جمع کل ردیف به جای جمع بخش هزینهای و تملک دارایی سرمایهای، جمع ردیف عملکرد ۱۴۰۰ و مصوب ۱۴۰۱ است. به این ترتیب جمع کل ردیف مربوط به برنامه پایش و مدیریت آلایندههای محیط زیست حدود ۴ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان محاسبه شده است، درحالیکه با جمع بخش هزینهای و بخش تملک دارایی سرمایهای، اعتبار مربوط به این بخش حدود هزار و ۸۶ میلیارد تومان است.
نمایندگان پارلمان قرار است بررسی حساب و کتاب سال آینده را از اوایل بهمن آغاز کنند. با تمام این تفاسیر عدهای چشم امیدشان همچنان به مجلسیهاست تا شاید اعداد و ارقام را به نفع بالا بردن کیفیت هوا تغییر دهند و آلودگی هوا را ببینند.

