بایگانی مطالب نشریه
وقتی خبرهای مربوط به احداث تونل و جاده جدید محور یاسوج _سیسخت را بررسی میکنیم مدام این سوال در ذهن تکرار میشود: تا چه زمانی باید از قطع درختان بلوط زاگرس بنویسیم و روزی دیگر خبری از مرگ این درختان به دست برسد؟ یک روز بهانه آتشسوزی عمدی است، یک روز تهیه زغال برای گرما و معیشت و این بار احداث جاده و تونل. گویی همیشه گردن درختان زاگرس از مو باریکتر برای قطع و از بین بردن است. این بار موضوع از قطع درختان نیز گذشته و به نظر میرسد منطقه حفاظت شده «دنا» در خطر است. طرحی که در سکوت کامل مسئولان استان کهگیلویه و بویراحمد در حال انجام است و ابعاد آن روشن نیست. حالا و در زمان تنظیم این گزارش بخش وسیعی از این پروژه با احداث 2 تونل در جنگل و یک پل روگذر به انجام رسیده است و هیچ مسئولی در این استان حاضر به پاسخگویی نیست. این اتفاق در شرایطی رخ داده است که فراکسیون محیط زیست مجلس به صراحت این طرح را علیه محیط زیست و منابع طبیعی کشور اعلام کرده بود.
سال 1389 برای رفع مشکلات تردد به شهر سیسخت در ارتفاعات دنا، که منطقهای صعبالعبور بود، مصوبهای در وزارت راه آن زمان مطرح شد و بهعنوان پروژهای ملی شکل گرفت که از احداث جادهای جدید خبر میداد. نبود اعتبارات اما مانع از انجام این طرح شد. سال 1399 این طرح یک بار دیگر روی میز وزارتخانه قرار گرفت و اعتبار انجام آن به استان تخصیص پیدا کرد. بلافاصله آگهی مناقصه برای اجرا، از سوی اداره کل راه و شهرسازی کهگیلویه و بویراحمد منتشر شد. خلاف بسیاری از طرحهای عمرانی کشور این طرح آغاز و روند پیشرفت آن تا زمان تنظیم این گزارش، حدود 2 سال، به 50 درصد رسید.
عبدالحمید پناهی، فرماندار وقت دنا در آن سال مشخصات این طرح را توضیح داده و اعلام کرده بود: این جاده به طول 35 کیلومتر با جانمایی 2 تونل احداث خواهد شد. پناهی اصلیترین دلایل احداث آن را رونق گردشگری و سهولت دسترسی به شهر سیسخت اعلام کرده بود.
اداره کل حفاظت محیط زیست استان هیچ تایید یا تکذیبی از صدور مجوزهای لازم برای احداث بزرگراه در مجاورت منطقه حفاظت شده «دنا» یا موقعیت قرارگیری این طرح نسبت به این ذخیرهگاه ارائه نکرده است
موضوع به مجلس رسید
عبور جاده از جنگلهای بلوط زاگرس، اهالی سیسخت را به واکنش در برابر این طرح عمرانی واداشت؛ هر چند عدهای از شهروندان نیز با اجرای آن موافق بودند. پس از اعتراض گروهی از مردم در بهمن سال 99 و همچنین اعلام نظر تشکلهای محیط زیستی و منابع طبیعی درباره این طرح، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی هم به آن واکنش نشان داد. سمیه رفیعی در صفحه شخصی خود در توییتر در مورد جلسهای که 28 بهمن 99 در این خصوص در فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی برگزار شد، نوشت: «سومین جلسه پیگیری احداث تونل ذخیرهگاه دنا در فراکسیون برگزار شد. با توجه به قطع درختان ارزشمند بلوط و از بین رفتن پوشش گیاهی و البته تامین نیاز مردم برای تردد و عبور و مرور باید بهترین گزینه انتخاب شود. مقرر شد تا انجام بررسیهای نهایی فعلا عملیات احداث متوقف شود.»
همان زمان اما وبسایت فرمانداری دنا به نقل از فرماندار وقت اعلام کرد که مجوزهای لازم برای اجرای این طرح از سوی محیط زیست اخذ شده و مشکلی در اجرای آن نیست. در زمان تنظیم این گزارش اداره کل محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد هیچ تایید تا تکذیبی از اخذ مجوزها ارائه نداده است. همان زمان نمایندگان استان با وجود حمایت از اجرا، از توقف طرح به دلیل بررسی مجلس خبر داده بودند. توقفی که گویی میان کوههای زاگرس و دور از چشم دوربینها به انجام رسیده است و در حال حاضر علاوه بر تکمیل 50 درصدی جاده، دو تونل نیز در قلب زاگرس شکافته شده است.
استاندار کهگیلویه و بویراحمد: عملیات اجرایی ۲ تونل آن با جدیت در دستور کار است و کار سرعت مطلوبی دارد. تا پایان ۱۴۰۱ تونلها تمام میشود و سپس باید استحکام و بستر تونلها آمادهسازی شود. همچنین یک دهنه پل ۳۲۰ متری روی تنگه ورودی به سیسخت باید ایجاد شود که اکنون در حال انتخاب پیمانکار هستیم
کسی پاسخ نمیدهد
استاندار کهگیلویه و بویراحمد هفته گذشته در جمع خبرنگاران محلی این استان اعلام کرد که عملیات ساخت دو تونل با سرعت در حال انجام است و بهزودی تمام میشود. البته این جاده در حال حاضر زیر بار ترافیکی رفته است.
به گزارش برنا، علی احمدزاده در گفتوگو با خبرنگاران گفت: «در سفر رئیسجمهوری برای بزرگراه یاسوج_سیسخت ۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار مصوب شد که تاکنون ۱۰۸ میلیارد تومان آن تخصیص داده شده است. آسفالت هشت کیلومتر از مسیر یاسوج به سیسخت انجام و به بهرهبرداری رسیده و زیر بار ترافیک رفته است».
او ادامه داد: «عملیات اجرایی ۲ تونل آن با جدیت در دستور کار است و کار سرعت مطلوبی دارد. تا پایان ۱۴۰۱ تونلها تمام میشود و سپس باید استحکام و بستر تونلها آمادهسازی شود. همچنین یک دهنه پل ۳۲۰ متری روی تنگه ورودی به سیسخت باید ایجاد شود که اکنون در حال انتخاب پیمانکار هستیم. این جاده زیبا به عنوان یک مرکز گردشگری برای منطقه تبدیل خواهد شد و در مجموع پروژه با سرعت قابل قبولی در حال اجراست.»
هیچ یک از مدیران ستادی و اجرایی این استان حاضر به پاسخگویی و رفع ابهامات در مورد این طرح نیستند. پیگیری «پیام ما» از مدیران این استان در حالی انجام شد که به دلیل خالی بودن پستهای مدیریتی در معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری و همچنین مدیر روابط عمومی و اطلاعرسانی این نهاد، هماهنگی با مدیران دستگاههای اجرایی نیز سختتر است. در تماس «پیام ما» با مدیرکل منابع طبیعی، جنگلداری و آبخیزداری، رئیس سازمان برنامه و بودجه استان و همچنین مدیرکل راه و شهرسازی هیچ نتیجهای به دست نیامد. پاسخ این مدیران رد تماس و فرستادن پیامک «در جلسه هستم» بود. مدیرکل حفاظت محیطزیست اما به عنوان تنها مسئولی که پاسخ تلفن همراه خود را داد پس از شنیدن موضوع و اینکه طرح سوال مربوط به این پروژه است گفت «صدا به او نمیرسد» و پس از آن خط تلفن همراه را از دسترس خارج کرد.
بزرگراه همسایه منطقه حفاظت شده
این طرح در بیپاسخی مسئولان و بیصدایی رسانهها در شرایطی انجام و به افتتاح نزدیک است که سال گذشته، ایده تغییر مسیر جاده هم روی میز استاندار قرار داشت. از سوی دیگر بزرگراه در مجاورت منطقه حفاظت شده دنا قرار میگیرد. ادارهکل محیط زیست استان پاسخی در مورد موقعیت قرارگیری بزرگراه نسبت به ذخیرهگاه دنا ارائه نمیدهد.
در وبسایت اطلاعرسانی کمیسیون ملی یونسکو در مورد این ذخیرهگاه نوشته شده است: «وسعت این ذخیرهگاه که شامل مناطق حفاظت شده دنا و دنای شرقی و منطقه شکار ممنوع پادنای سمیرم است، معادل ۲۵۵۵۳۷ هکتار است. این ذخیرهگاه در غرب کشور و در دل رشته کوههای زاگرس با موقعیت جغرافیایی بین طولهای شرقی ۵۱ درجه و ۶ دقیقه و ۵۱ درجه و ۵۷ دقیقه و عرضهای شمالی ۳۰ درجه و ۳۶ دقیقه و ۳۱ درجه و ۱۷ دقیقه در استانهای کهگیلویه و بویراحمد، اصفهان و چهارمحال و بختیاری قرار گرفته است. کمیسیون ملی یونسکو این منطقه را در بین مناطق چهارگانه سازمان در کلاس منطقه حفاظت شده قرار داد.»
این گزارش اعلام میکند ذخیرهگاه یکی از نقاط باارزش از منظر غنای زیستی در جهان محسوب میشود و میگوید: «مهمترین پدیده طبیعی در این ذخیرهگاه رشته کوه دنا است که از غرب به سمت جنوب غرب همچون دیوارهای سترگ به طول ۸۰ کیلومتر امتداد و با دارا بودن ۵۰ قله با ارتفاع بیش از ۴۰۰۰ متر در زمره نواحی ارزشمند کوهستانی کشور و منطقه است. این ناحیه بخش مهمی از سرچشمههای رودخانه کارون بزرگ و بخشی از حوزه آبخیز رودخانه دز را شامل میشود. در دامنههای جنوبی و غربی رشته کوه دنا تا ارتفاع ۲۹۰۰ متر جنگل بلوط همه جا را پوشانده و در این میان در نواحی و ارتفاعات مختلف گونههای جنگلی نظیر بنه، کیکم، ارژن، زالزالک و انواع بادام کوهی دیده میشود. از ارتفاع ۲۹۰۰ متر به بالا جنگل بلوط تمام شده و درختچههای ارژن، انواع گون و درختان سرو کوهی به چشم میخورد. از ارتفاع ۳۴۰۰ متر به بالا شاهد رویش گیاهان علفی و بوتهای هستیم. از ارتفاع ۴۰۰۰ متر به بالا گیاهان کوچک و زیبایی در پناه سنگها و شکاف صخرهها که خود را از وزش بادهای سهمگین مصون نگاه داشتهاند، دیده میشود.»
گزارش یونسکو تنوع جانوری این منطقه را این گونه تشریح میکند: «تنوع جانوری در این ذخیرهگاه از جمله ویژگیهای ارزشمند آن است. وجود گونههایی نظیر بز و پازن، سنجاب ایرانی، خرس قهوهای، گرگ و پلنگ، انواع کبک چون کبک دری، انواع پرندگان شکاری نظیر عقاب طلایی، شاهین، کمرکولی کوچک و بزرگ، این منطقه را به لحاظ تنوع جانوری به منطقهای منحصربهفرد بدل کرده است. همچنین حدود ۸۶۰ گونه گیاهی متعلق به ۳۷۶ جنس از ۷۳ خانواده گیاهی در این ذخیرهگاه شناخته شده که قریب به ۲۰ درصد آنها را گونههای اندمیک تشکیل میدهد. تیپهای جنگلی بلوط، بنه و زالزالک سه گروه از تیپهای جنگلی دنا را تشکیل میدهند. گیاهان دارای ارزش خوراکی شامل: موسیر، بخورک. زالزالک، سنجد، انجیر، کنگر، گردو، خنجوک، ریواس و سماق و گیاهان دارای ارزش دارویی شامل: خارشتر یا ترنجبین، کاسنی، شیرخشت، گاوزبان، آنغوزه، خاکشیر و آویشن هستند. همچنین این منطقه دارای گیاهان واجد ارزش زینتی و فضای سبز شامل کیکم، محلب، میخک، لاله، ارس، لاله واژگون، زبان گنجشک، خار عروس است.»
توسعه نباید محیط زیست را تهدید کند
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست گفت: توسعه اقتصادی و صنعتی کشور از اولویتهای امروز ایران است اما این نباید به قیمت تهدید و آسیب به محیط زیست و منابع ملی متعلق به نسل آینده تمام شود.
به گزارش ایرنا، مجتبی ذوالجودی در آیین تودیع و معارفه مدیر کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر بیان کرد: این سازمان در گام دوم انقلاب اسلامی سه هدف عمده شامل حفظ وضعیت کنونی، بازسازی علمی و استفاده صحیح از منابع و محیط زیست را دنبال میکند. گام نخست حفظ وضعیت کنونی است تا آسیبها بیشتر نشود و برای بهبود آن در آینده برنامهریزی شود.
او ادامه داد: قدم دوم در این زمینه بازسازی زیستبوم به شکل علمی و کمکگیری از فعالیت دانشبنیان است؛ در این بخش هیچ طرحی نباید بدون پیوست محیط زیستی اجرایی شود و دولت نیز در تامین اعتبار و اجرای پروژهها توجه ویژهای به این پیوست دارد.
ذوالجودی اضافه کرد: سومین گام استفاده صحیح از منابع و محیط زیست است و در این زمینه ارزیابی مجدد بسیاری از آییننامهها ضروری است. شیوه برداشت از طبیعت باید به گونهای باشد که با کولهپشتی دانش همراه شود تا به سوی حفظ زیستبوم حرکت کند.
او با بیان این مطالب گفت: سازمان حفاظت محیط زیست با توسعه صنعتی کشور همراه است اما این توسعه نباید بر بزرگترین چالش مشترک بشریت یعنی حفظ محیط زیست اثرگذار باشد و این ملاحظهها بدون هیچ گذشتی دنبال میشود.
معاون محیط زیست دریایی و تالابها ادامه داد: بوشهر با چالشهای محیط زیستی متنوعی از تامین آب شرب تا تجمع صنایع آلاینده، استحصال سواحل و مسائل تالابها روبرو است. این مشکلات به دست خودمان ایجاد شده و باید آن را حل کنیم.
اکبر پورات، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار بوشهر نیز با اشاره به فشارهایی که به مسئولان محیط زیست برای اجرای مسئولیتهایشان وارد میشود، خطاب به مسئولان این اداره کل گفت: تسلیم این فشارها نشوید و با قوت به وظیفه نظارتی خود عمل کنید.
او اذعان کرد: در توسعه صنعتی جنوب استان بوشهر از ابتدا توجه کافی به محیط زیست صورت نگرفته است اما در سالهای اخیر این مساله با دغدغهمندی مسئولان محیط زیست بوشهر دنبال شده و این مسیر باید تداوم یابد.
کمیسیون تلفیق اختصاص عوارض آلایندگی به سازمان محیط زیست را حذف کرد
سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه ۱۴۰۲ با اشاره به حذف بند مربوط به اختصاص ۲۰ درصد از منابع حاصل از عوارض آلایندگی به صندوق ملی محیط زیست در جلسه عصر دیروز ۲۴ بهمن این کمیسیون گفت: پروانه چرای دام و چاه کشاورزی، سند مالکیت اراضی کشاورزی، ضمانت زنجیرهای و حساب یارانه به عنوان وثیقه و تضمین بازپرداخت تسهیلات دریافتی روستاییان، کشاورزان، دامداران سنتی و عشایر پذیرفته میشود.
به گزارش ایسنا، رحیم زارع در توضیح مصوبات جلسه نوبت عصر دیروز کمیسیون تلفیق لایحه بودجه ۱۴۰۲ گفت: سازمان برنامه و بودجه مکلف شد با همکاری وزارت نیرو ظرف شش ماه از ابلاغ قانون بودجه ۱۴۰۲ روستاهای بالای ۲۰ خانوار که دارای تنش کمی و کیفی آب شرب و یا فاقد تاسیسات آبرسانی هستند را شناسایی کرده و تک روستاها و مجتمعهای روستایی را آبرسانی کند؛ کل مبلغ این بند ۲۴۰۰ میلیارد تومان است که ۲۰ درصد این مبلغ به روستاهای جدید اختصاص پیدا خواهد کرد.
او ادامه داد: کمیسیون تلفیق در زمان بررسی بخشهای درآمدی لایحه بودجه تصویب کرده بود که به منظور حفظ منابع آبی کشور، وزارت اقتصاد موظف است نسبت به افزایش تا ۳ درصد عوارض صادرات محصولات کشاورزی و غذایی آببر، مازاد بر عوارض محصولات مشمول این بند در سال آینده اقدام کند؛ در بخش هزینهای مصوب شد که درآمد حاصله به منظور اجرای الگوی کشت در اختیار وزارت جهاد کشاورزی قرار گیرد.
پروانه چرای دام و چاه کشاورزی، سند مالکیت اراضی کشاورزی، ضمانت زنجیرهای و حساب یارانه به عنوان وثیقه و تضمین بازپرداخت تسهیلات دریافتی روستاییان، کشاورزان، دامداران سنتی و عشایر پذیرفته میشود
زارع ادامه داد: کاشت زمینهای کشاورزی مورد اختلاف کشاورزان با ادارات منابع طبیعی استانهایی که پرونده آنها در نوبت بررسی قرار دارد تا زمان تعیین تکلیف نهایی در کمیتههای رفع تداخلات جهاد سازندگی از جانب خود کشاورزان بلامانع است.
او اضافه کرد: بانک مرکزی موظف شد حداکثر یک ماه بعد از ابلاغ این قانون طی دستورالعملی امکان پذیرش پروانه چرای دام، پروانه چاه کشاورزی، سند مالکیت اراضی کشاورزی، ضمانت زنجیرهای و حساب یارانه را به عنوان وثیقه و تضمین بازپرداخت تسهیلات دریافتی روستاییان، کشاورزان، دامداران سنتی و عشایر از بانکهای دولتی و خصوصی و موسسات اعتباری غیربانکی فراهم کند.
سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه ۱۴۰۲ در توضیح مصوبه دیگر این کمیسیون گفت: کمیسیون تلفیق در بخش درآمد تصویب کرده بود که بهای آب تحویلی/برداشتی رشته فعالیتهای صنایع و معادن از منابع آبی، در پایان زمانبندی ابلاغ شده، معادل متوسط بهای تمام شده طرحهای اجرایی جایگزین تامین و بر اساس آخرین بهای ابلاغ در محدوده استقرار صنایع تعیین شود. در پایان زمانبندی ابلاغ شده وزارت نیرو مجاز است صد درصد بهای آب را از این صنایع و معادن دریافت کنند. شهرکها و نواحی صنعتی و صنایع و معادن مشمول این بند در دریافت تسهیلات و مزایده استفاده از پساب در اولویت هستند.
او ادامه داد: در بخش هزینهای این بند مقرر شد که درآمدهای حاصله صرف احداث و تکمیل طرحهای اولویتدار تامین و انتقال آب از جمله پایداری تامین آب شرب، بهرهبرداری، مرمت و بازسازی تاسیسات برق آبی، آبرسانی به روستاها با اولویت مناطق محروم، تکمیل طرح نیمهتمام منابع آب، جلوگیری از آلودگی منابع آبی، اجرای طرحهای احیا و تعادلبخشی منابع آب زیرزمینی و آبرسانی به شهرکها و نواحی صنعتی و مناطق ویژه اقتصادی هزینه شود.
زارع همچنین گفت: کمیسیون تلفیق دو بند از لایحه بودجه را حذف کرد؛ یکی بند ج تبصره ۸ که در آن آمده بود؛ نهادههای کشاورزی (کود و بذر) اعم از تولید داخلی و وارداتی در سال آینده صرفاً به نرخ های مبتنی بر قیمت تمام شده و تک نرخی و در مورد اقلامی که در بازار بورس کالا عرضه میشود به نرخهای کشف شده در بازار بورس عرضه میشود.
او در پایان بیان کرد: تلفیق بند ه تبصره ۸ را نیز حذف کرد که در آن آمده بود؛ ۲۰ درصد از منابع حاصل از عوارض آلایندگی (عوارض سبز) موضوع ماده ۲۷ قانون مالیات بر ارزش افزوده به سازمان حفاظت محیط زیست (صندوق ملی محیط زیست) اختصاص پیدا کند.
رد ادعاها درباره آب سوزهای خودرویی
در زمان تست خودرو مجهز به سامانه «آب سوز» در واحد آلایندگی یکی از مراکز معتبر تحت پوشش سازمان ملی استاندارد مشخص شد میزان آلایندگی خودرو در حالت آبسوز ۴ برابر حالتی است که فقط با بنزین کار میکند. مهدی اسلام پناه، رئیس سازمان استاندارد و معاون رئیس جمهور به تازگی اظهارنظری در خصوص کیفیت بنزین داشته است. بر اساس اعلام رئیس سازمان ملی استاندارد: «کیفیت بنزین افت نکرده اما سوختی که در شهرهای کوچک توزیع میشود، استاندارد یورو ۴ را ندارد.» از سوی دیگر انگشت اتهام در روزهایی که هوای کلانشهرها آلوده است به سمت خودروسازان نشانه میرود. این در حالی است بر اساس تحقیقات سهم خودروها در آلایندگی هوای شهری مانند تهران بسیار کمتر از سایر منابع آلاینده دیگر است. شاهد این مثال را میتوان کاهش تردد خودروها در روزهای آلاینده و تداوم افزایش آلودگی عنوان کرد.
شوآف سامانه آبسوز برای کاهش آلایندگی
یکی از مدیران صنعت خودرو که نخواست نامش فاش شود، در مورد آبسوز کردن خودروها به خبرنگار «بازار» گفت: «پس از طرح مسئله آبسوز به عنوان راه نجاتی برای برون رفت از چالش تقاضای بنزین در صحن مجلس، چندی پیش یک دستگاه خودرو صفر کیلومتر را جهت نصب سامانه «آبسوز» به یکی از این شرکتهای مدعی ارائه سامانه آبسوز بردم، هزینه نصب تجهیزات این سامانه روی خودرو حدود ۱۱ میلیون تومان شد.»
این کارشناس صنعت خودرو در خصوص عملکرد سامانه آبسوز توضیح داد: «شرکت طراح و تولید کننده این سامانه مدعی کاهش حداقل ۳۰درصد مصرف سوخت و کاهش آلایندگی هوا با نصب «آبسوز» است اما زمان تست خودرو در واحد آلایندگی یکی از مراکز آزمون تحت پوشش سازمان ملی استاندارد و سازمان حفاظت محیط زیست، مشخص شد «هیچ گونه» بهبودی در کاهش مصرف سوخت صورت نگرفته است، در حالی که میزان انتشار آلایندگی این خودرو، بین ۳ تا ۴ برابر شده است.»
شهرام آزادی، کارشناس صنعت خودرو: اگر مبنای علمی برای به حرکت در آوردن خودرو با آب بهجای سوختهای متعارف همچون بنزین وجود داشت، خودروسازان جهانی باید تاکنون به این فناوری دست مییافتند
او افزود: با توجه به اینکه احتمال میدادیم، این سازنده در ادامه، مدعی اثربخشی سامانه خود در چرخه رانندگی شهری شود، تصمیم به انجام آزمونهای اندازهگیری مصرف سوخت در چرخه رانندگی واقعی درون شهری و برون شهری، گرفتیم. پس از پیمایش ۲ هزار کیلومتر، نتایج این تست ترکیبی شهری و برونشهری، نتایج آزمون استاندارد را تایید میکرد و «هیچ گونه» اثر مثبتی در کاهش مصرف سوخت مشاهده نشد، هر چند در بعضی حالات، اثر افزایشی در مصرف سوخت نیز شاهد بودیم که بیشتر به علت استفاده انرژی باتری توسط سامانه الکترولیز ادعایی است.
این فعال صنعت خودرو درباره کنترل آلودگی هوا یا کاهش مصرف سوخت با شیوههای مذکور گفت: عرضه این نوع سامانهها در بازار را شاید عوامفریبی باید نام گذاشت، نباید از سطح دانش مالکان سوءاستفاده کرد. در ضمن طرح چنین مسئلهای در تریبونهای رسمی، یک پیام مخرب به توسعهدهندگان پالایشگاههاست چراکه به صراحت میگوید بهجای توسعه ظرفیت پالایشگاهها، کافیست تقاضای بنزین خودروها را با این روش به نصف برسانید. پیام دیگر این موضوع به تلاشگران توسعه صنعت خودرو است که بهجای کارهای سخت و سنگین و هزینهبر، فقط کافیست از این سامانه برای کاهش مصرف سوخت استفاده کنند.
سامانه آبسوز از نظر علم
صنعت خودرو دنیا تاکنون محصولات متعدد با انرژیهای جایگزین سوخت فسیلی به بازار عرضه کرده است، اما تاکنون هیچ خودروسازی محصول تولید انبوه «آبسوز» به بازار عرضه نکرده است. چندی پیش شهرام آزادی، کارشناس صنعت خودرو در خصوص سامانه آبسوز، گفته بود: «تمام این ادعاها و دیگر ادعاهای مشابه بدون هرگونه مبنای علمی و کارشناسی بوده و هدف مقاصد خاص است. خودروسازان خارجی سالانه میلیاردها دلار با استفاده از برترین متخصصان برای تحقیق و توسعه در صنعت خودرو هزینه میکنند ولی با این حال تاکنون هیچکدام از این مراکز ادعای تولید خودروی آبسوز را نداشتهاند.»
این عضو هیات علمی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی با تاکید به غیرواقعی بودن این سامانه، بیان کرده بود: «اگر مبنای علمی برای به حرکت در آوردن خودرو با آب بهجای سوختهای متعارف همچون بنزین وجود داشت، خودروسازان جهانی باید تاکنون به این فناوری دست مییافتند.»
در دیماه سال جاری همزمان با شروع روزهای آلاینده و تعطیلات پیدرپی مدارس، حسن نوروزی نماینده مردم رباط کریم در مجلس شورای اسلامی اعلام کرده بود: «یکی از «متخصصان داخلی» مدعی است با ۱۰ میلیون تومان میتوان همه خودروها را آبسوز کرد و آلودگی هوا را هم کاهش داد، از این رو مدعی این طرح در کمیسیون صنایع مجلس دعوت میشود تا دراینباره توضیح دهد.»
شاید بهتر باشد کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی همزمان با دعوت مدعی این طرح، کارشناسان و اساتید دانشگاه را برای بررسی عملکرد حقیقی سامانه «آبسوز» به همراه گزارش یکی از مراکز تحقیقاتی خودروسازان دعوت کنند.
سازمان ملی استاندارد ورود کند
سازمان ملی استاندارد وظیفه تدوین قوانین سختگیرانه برای خودروسازان جهت حمایت و حفاظت از مشتریان را دارد، ظاهرا این سازمان علاقهای به بررسی عملکرد محصول شرکتهای نوپا را ندارد. شاید بهتر باشد این سازمان با تست و بررسی سامانه «آبسوز» حقیقت استفاده از آن را برای مشتریان نمایان کند.
مهدی اسلام پناه رئیس سازمان استاندارد و معاون رئیس جمهور به تازگی اظهار نظری در خصوص کیفیت بنزین داشته است: «کیفیت بنزین افت نکرده اما سوختی که در شهرهای کوچک توزیع می شود، استاندارد یورو ۴ را ندارد.»
مزید خاطر رئیس سازمان استاندارد باید ذکر کرد که طی یکسال اخیر مقدار اکتان (معیار سنجش کیفیت سوخت) بنزینهای داخلی افزایش نداشته است. این درحالی است که بر اساس اعلام شرکت بازرسی و کیفیت اکتان بنزین یورو ۴ کشور از ۸۷ تا ۹۲ است. البته خودروهای تولیدی و مونتاژی جدید به اکتان ۹۵ و بیشتر نیاز دارند که در عمل دستیابی به سوختی با این کیفیت امکان پذیر نبوده و این عامل ضریب مصرف سوخت را افزایش میدهد.
باید به رئیس سازمان استاندارد یادآور شد که عامل اصلی تولید آلایندگی در خودروها گوگرد موجود در سوخت است. اگر فرض کنیم تمام بنزین مصرفی در کشور استاندارد یورو۴ را دارد، این بنزین دارای عدد اکتان ۹۲ است. در این سطح استاندارد سوختی، میزان گوگرد موجود ۵۰ ppm است، این در حالی است که در استاندارد یورو۵ میزان اکتان بنزین ۹۵ و سطح گوگرد آن باید ۱۰ ppm باشد. نکته قابل تامل اینجاست که در دنیا سیاست دستیابی به استاندارد یورو ۷ تا سال ۲۰۲۵ وجود دارد، اما در کشور همچنان چالش برای تامین سوخت با کیفیت جهت دستیابی خودروسازان به استانداردهای روز وجود دارد. یکی از ضعف های اصلی سوخت کشور عدم سنجش دقیق بنزن موجود در بنزین است، شاید تحریم های ظالمانه علیه کشور بهانه خوب برای «عدم پیشرفت» وزارت نفت به عنوان متولی انرژی در کشور باشد، اما سازمان ملی استاندارد وظیفه نظارت و ارزیابی سوخت را عهده دار است. چرا این سازمان تاکنون گزارش کیفی از عملکرد سوخت کشور تا امروز منتشر نکرده است؟
سازمان ملی استاندارد نباید اجازه دهد عدهای سودجو برای کسب ثروت از وضعیت آلایندگی در کلانشهرها، سیستم های غیرواقعی و به دور از علم را عرضه بازار کنند. چراکه عدم برخورد با این موضوعات میتواند سبب دلسرد شدن پالایشگاه و خودروسازان از توسعه و سرمایهگذاری شود. این سازمان با سکانداری مهدی اسلام پناه باید پاسخگو استفاده از سیستم «آبسوز» در خودروها باشد.
گاه و بیگاه یکی از مسئولان شهری یا محیط زیست درباره سرازیر شدن فاضلاب شهر دزفول به رود دز و بعد هم رسیدنش به کارون میگوید. خبر برای ما تکراری است اما ریختن فاضلاب به رود برای خوزستانیها تکراری نشده است، مانند بسیاری دیگر از مشکلات این استان. دیروز هم یک بار دیگر مسعود نوریپور، رئیس اداره حفاظت محیط زیست دزفول گفته «60 درصد از فاضلاب این شهرستان به رودخانه دز ریخته میشود». همانطور که پیش از این در سال 96 هم فرهاد قلینژاد که آن زمان رئیس اداره محیط زیست بود این را گفته و خواستار ساماندهی فاضلاب و تصفیهخانههای شهری و جلوگیری از ورود فاضلاب به رودخانه دز شده بود. ریختن فاضلاب شهری به رودخانهها ماجرایی است که بسیاری از استانها درگیرش هستند اما در استان خوزستان وضعیت متفاوت است و فساد در مجموعه آب و فاضلاب باعث دستگیری تعدادی از مدیران این مجموعه شده و آنطور که محمد داسمه، وکیل دادگستری به «پیام ما» میگوید: «گزارشی از فساد این مجموعه در دیوان محاسبات وجود دارد و پرونده فساد این مجموعه و هزینهکرد پول ساماندهی فاضلاب برای کارهای دیگر هنوز باز است.»
یکی از منابع اصلی تغذیه رودخانه کارون، رود دز است. همان رودی که لقب سومین رودخانه آب شیرین ایران را را دارد. این رودخانه اما سالهاست که محل تخلیه فاضلاب شهری و صنعتی است و بار دیگر مسعود نوریپور، رئیس اداره حفاظت محیط زیست دزفول با اعلام اینکه 60 درصد فاضلاب شهرستان دزفول به رود دز میریزد به ایسنا گفته است: «در شرایط کنونی فاضلاب به صورت مستقیم از پنج شش نقطه حائز اهمیت وارد رودخانه دز میشود البته از جای جای مختلف و حتی خارج از حوزه شهرستان دزفول، منابع آلاینده وارد رودخانه دز میشوند.»
به گفته او، در حال حاضر فقط ۴۰ درصد فاضلاب شهرستان دزفول زیر پوشش شبکه فاضلاب قرار دارد و به تصفیهخانه فاضلاب منتقل میشود. «در سالهای گذشته از شرکت آبفا شکایت شد و حکم قضایی اخذ شده بود که مقرر شد ردیفهای اعتباری از استان و سطح ملی پیشبینی شود تا سیستم جمعآوری پساب در دزفول راهاندازی شود.»
محمد داسمه: تهدید علیه بهداشت، جرم عمومی است و هر شهروند میتواند از شرکت آب و فاضلاب شکایت کیفری کند. طبق ماده یک و سه شرکت آب فاضلاب هم، این شرکت وظیفه جمعآوری، تصفیه و دفع فاضلاب را برعهده دارد. اما با این وجود این شرکت با وجود اختصاص بودجههای جهانی و داخلی نتوانسته سیستم فاضلاب را ساماندهی کند و در عین حال فساد موجود در این شرکت هم کار را سختتر کرده است.
شکایتها از شرکت آب و فاضلاب گسترده بوده و اوایل بهمن ماه امسال هم صادق جعفری چگنی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان خوزستان خبر از بازداشت دو نفر از مجریان و ناظران شرکت آب و فاضلاب خوزستان داد. او به فارس گفت: «با وجود انجام برخی اقدامات توسط آبفای استان در اجرای سیستم فاضلاب اهواز، اما به دلیل عمل نکردن به وظایف حوزه کاری، آسفالت نشدن معابر و آلودگیهای زیست محیطی و بهداشت عمومی، پرونده قضایی برای متخلفان تشکیل شده است.»
این در حالی است که محمد داسمه، وکیل دادگستری میگوید: «تهدید علیه بهداشت، جرم عمومی است و هر شهروند میتواند از شرکت آب و فاضلاب شکایت کیفری کند. طبق ماده یک و سه شرکت آب فاضلاب هم، این شرکت وظیفه جمعآوری، تصفیه و دفع فاضلاب را برعهده دارد. اما با این وجود این شرکت با وجود اختصاص بودجههای جهانی و داخلی نتوانسته سیستم فاضلاب را ساماندهی کند و در عین حال فساد موجود در این شرکت هم کار را سختتر کرده است.»
او میگوید پرونده رسیدگی به فساد اقتصادی این سازمان در دیوان محاسبات باز است و دادسرای دیوان در حال رسیدگی به آن است تا مشخص شود این میزان پولی که به ساماندهی فاضلاب شهری اختصاص داده شده چه اتفاقی برایش افتاده. «نمونههایی از این فسادها و رسیدگی به آنها زیاد است. برای مثال اعتبارات رسیدگی به تنش آبی در 28 روستای آبادان خرج ساختمانسازی شده است.»
هژیر کیانی: شاید تنها کاری که نتیجهبخش است، نوشتن برنامه نجاتبخشی برای خوزستان است. شرایط اصلا عادی نیست و هر روز بحران جدیدی داریم و در این شرایط باید فکری جدی برای آینده این استان داشت و حاکمیت و مجموعه دولت وارد عمل شوند.
برنامه نجاتبخشی برای خوزستان تدوین شود
مناطقی که فاضلاب خامشان را به دز میریزند فراوانند. از شهر چمگلک تا زیباشهر، از تیپ 92 تا حوالی پل مهرگان، از گاومیش آباد شرقی و غربی تا پایگاه چهارم شکاری. در کنار این مناطق، فاضلاب زهکش سیاهمنصور، بخشی از فاضلاب کارخانه خمیر مایه و فاضلاب کشتارگاه دام و کارخانه قند دزفول هم بدون عملیات تصفیه به رود دز سرازیر میشود.
این در حالی است که به گفته داسمه، بخش بزرگی از واحدهای صنعتی در شهرک صنعتی دزفول هم فاقد تصفیهخانه هستند و همین دلیلی است که حالا دز مملو از فاضلاب باشد؛ سومین رودخانه پر آب و شیرین کشور. «همانطور که گفتم بر اساس ماده 688 قانون مجازات اسلامی تحت عنوان تهدید بهداشت عمومی امکان شکایت وجود دارد و پروندههای بازی هم در دادسراها داریم اما رسیدگی و نتایج مطلوب نبوده است. در حال حاضر آنها مدعی هستند که در زیباشهر تصفیهخانهای در حال ساخت است اما ما به دنبال نتیجه هستیم و دیگر صحبت به درد ما و رودخانه نمیخورد.»
او از اعتباراتی میگوید که از بانک جهانی و صندوق ملی برای حل مشکل فاضلاب خوزستان هزینه شده و اما در عمل نتیجهای عاید استان نشده است.
این نکتهای است که هژیر کیانی، دبیر انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست خوزستان هم به «پیام ما» میگوید. او هم با تاکید بر آنکه پولهای زیادی در این زمینه اختصاص داده شده اضافه میکند. «مشکل اصلی و اولیه خواست مدیران و آموزش دیدن آنهاست. مدیرانی که طرز فکرشان مخالف بهبود وضعیت استان است، با هر میزان بودجهای نمیتوانند مشکل را حل کنند. کما اینکه این بودجهها اغلب در موارد دیگر هزینه میشود.»
او میگوید خوزستان قطب نفتی و کشاورزی کشور است و بنابراین وقتی استانی ملی داریم که بهرهکشی ملی هم در آن وجود دارد، بالاخره باید فکری به حالش کرد. «شاید تنها کاری که نتیجهبخش است، نوشتن برنامه نجاتبخشی برای خوزستان است. شرایط اصلا عادی نیست و هر روز بحران جدیدی داریم و در این شرایط باید فکری جدی برای آینده این استان داشت و حاکمیت و مجموعه دولت وارد عمل شوند.»
مرگ دز و در نهایت کارون با فاضلاب شهری، بلایی است که بسیاری دیگر از رودخانههای کشور هم گرفتار آن هستند. از رودهای شمال تا مرکز و غرب و شرق کشور. نمونهاش ریختن 140 هزار متر مکعب فاضلاب شهری به رودخانههای «زرجوب» و «گوهررود» رشت است و این مشکل فقط برای رشت نیست چرا که به گفته نماینده لنگرود در مجلس، فاضلاب تمام شهرهای گیلان به رودخانه میریزد. این مشکل در مازندران هم بر همین منوال است و تا سال گذشته فقط ۳۵۰ هزار نفر از جمعیت ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار نفری مازندران دسترسی به شبکه فاضلاب داشتهاند. البته در سایر شهرها هم وضعیت بهتر نیست. نمونهاش شهر همدان است که با پوشاندن روی «رودخانه الوسجرد» و ریختن فاضلاب خام به آن، مرگ این رود را از همیشه نزدیکتر کردهاند. حالا اما بار دیگر نام «دز» به میان آمده و هرچند از میان تمام نقاطی که فاضلابشان به این رود ریخته میشود، فقط زیباشهر قرار است تصفیهخانهای به خود ببیند، اما امیدواری برای رسیدگی به تخلفات و افزایش تعداد تصفیهخانهها، کورسوی امیدی است برای نجات کارون و استان خوزستان.
زلزله شکاف جنسیتی را عمیقتر کرد
زنان بهعنوان یک گروه اجتماعی، زلزله را متفاوت از مردان تجربه میکنند. الگوهای فرهنگی مربوط به حضور زنان در روابط اجتماعی، تقسیم کار جنسیتی، ویژگیهای بدن زنانه، سبک زندگی و تعلق طبقاتی آنها از مهمترین پدیدههای جمعی بود که ریشترِ اثرات زلزله را برای زنان بالا میبرد. هر چند بدنهای زنانه، زلزله را متفاوت از بدنهای مردانه تجربه میکند اما امدادرسانیها در بسیاری از موارد نسبت به مسائل جنسیتی کور بودند. در ادامه، روایت میدانی اصغر ایزدی جیران، مردمشناس و دانشیار دانشگاه تبریز از آنچه این روزها بر زنان زلزلهزده خوی و روستاهای اطراف میگذرد، میخوانید.
شش روایت از آنچه بر زنان میگذرد
روایت اول
نایلون آبی را باز کردم و آیدین شروع کرد به پُر کردن وسایل لازم برای یکی از خانوادههایی که در محلهای تهیدست شناسایی کرده بود. دو تا شیر خشک پایین نایلون، رویشان سه بسته پوشک شماره 4 و روی آنها هم سه بسته نوار بهداشتی. دست که بردم برای گره زدن نایلون، دست تکان داد. نایلون را باز کرد و نوارهای بهداشتی را گذاشت ته. هوا تازه تاریک شده است و چادرها در همهمه شاماند. آیدین از پستی بلندیها میرود و نخالهها را میبرد. رسیدیم به ته این زمین بایر. پشت سر خانههایی هستند که چهارده روز است از زندگی خالی شدهاند، ساکت و سرد. زن جوان لاغراندامی چادر به سر، حدودا 23 یا 24 ساله، آمد. «پنج ماهشه، فتق داره». تا برسیم به کمپ، آیدین به من گفته بود که شوهر زن زندانی است و دکتر گفته بود که به خاطر فتق، باید پوشک بزرگ ببندند تا بچه اذیت نشود. در راه برگشت به انبار ستاد مردمی، آیدین که ذهنش هنوز درگیر داستان خانواده بود، فکرهایش را از خط گیجگاهش پینگ پنگ کرد به این طرف و آن طرف. بعد سریع ماشین را زد کنار و زنگ زد. صدای آنطرف خط را میشنیدم: «دکتر گفته باید آزمایش بشه تا معلوم بشه کی باید عمل کنه. ببخشید من خجالت میکشم، از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، ولی پول نداشتیم ببریم آزمایش». هزینهاش؟ «نمیدونم شاید دویست، سیصد هزار تومان».
روایت دوم
سیزدهمین روز پس از زلزله. سه و نیم شب. این چند روز، برفهای سبکی به زمین نشستند و آب شدند. اما حالا چالههای کوچک آب روی آسفالتها یخ بستهاند. مثل شبهای گذشته، ماشینهای ستاد مردمی در حال گشت شبانهاند. شب و تنهایی. صدرا میگوید در شب بیشتر معلوم میشود که چه کسی چادر دارد و چه کسی توی ماشین میخوابد. رسیدیم به یک سهراهی، جایی که با خانوادهای قرار گذاشته بودیم که چادر و بخاری نداشتند. روبهرویمان چشمانداز وسیعی از چادرها در زمینهای بزرگ خاکی به خواب رفتهاند. بچهها نیامدند. به عقب که نگاه کردیم، دیدم که ماشینهای عقبی ما متوقف شدهاند. چراغ قرمز و آبی پلیس، این فضای دراندشت و ساکت را نورانی کرده است. درجهدار پس از گرفتن شماره موبایل سرپرست تیم، اجازه داد که به کارمان ادامه دهیم. بالاخره خانوادهای که منتظرش بودیم آمد. زنی باردار از شدت سرما خودش را جمع کرده توی صندلی طرف شاگرد و پتویی را روی خودش کشیده است. بچهای کوچک در صندلی عقب است. مرد جوانی پیاده شد: «این بخاری جنسش خوبه، فوت میکنه، طرز استفادهاش رو از توش بخونین.»
روایت سوم
در این روزهای سرد، در این روزها که اغلب خوراکی خشک پخش میشود، خیلیها غذای گرم هوس میکنند. زنی میانسال جلوی چادر، دستی زده به زیر کتف، نشسته روی لباسهای دست دومی که این روزها زیاد پخش میشوند و قابلمهای گذاشته روی گاز پیکنیکی. دو استکان پیش پایش روی دو آجر نشستهاند، یکی پر و یکی خالی. محو نزاعی است که چند چادر دورتر شعلهور شده است؛ بین عدهای که میگویند غذایی که دیشب توزیع شده به آنها نرسیده و مردی جوان که میگوید به همه چادرها دادهاند. «ببین، اینطوری چادر رو تکون میدادن، اگر کسی تو چادر بود بهش میدادند. قسم خورده بودند که به آنهایی بدهند که توی چادر هستند.»
روایت چهارم
در محلههای تهیدست و روستاها که کمپها و چادرها در زمینهای خاکی برپا شدهاند، باد و برف به سرعت لباسها را هر روز به گرد و خاک و گِل مینشاند. در شرایطی که بازگشت به خانهها برای شستن لباسها توأم با وحشت پسلرزههاست، زنها گاه مجبور میشوند با ترس و لرز، ریسک رفتن به خانه را به جان بخرند و اگر نتوانستند در گوشه و کناری در نزدیکی کمپ، لباسها را بشویند.
روایت پنجم
همه در خوی به قول خودشان «خوف» کردهاند. پیشگوییها و شیوع شایعات از یکطرف و شروع مجدد پسلرزهها بعد از چند روز از طرف دیگر، این خوف را هر دم بیشتر میکند. زنان که مسئولیت مراقبت از کودکان را دارند، بیشتر میترسند. این دوران پر از اضطراب و ابهام، بهطور خاص در مورد زنان باردار، تجربه ترس را به جنین هم منتقل میکند. این یکی از پیامدهای بیولوژیک زلزله است که خود را در بلندمدت نشان خواهد داد.
روایت ششم
در طول پنج روز از حضورم، فعالیت دو ستاد مردمی را از نزدیک مشاهده کردم. نیروهای فعال در امدادرسانیها، چه مردمی و چه هلال احمر، عمدتاً مرد بودند. با این وجود، زنانی هم بودند که گاه میآمدند و آنها بودند که با بچهها و زنها ارتباط عمیقتری میگرفتند. آیلار یکی از آنها بود. خسته از دو روز مداوم بازی و جیغ و داد با بچهها در کمپها، از پشت تلفن با صدای گرفته به من توضیح داد: «با موارد متعددی از پریودی نامنظم و طولانیمدت و عفونتها و فجایع بهداشتی دیگر روبهرو شدم.»
ریشتر شدید اثرات زلزله بر بدنهای زنانه
پژوهش و نوشتار مردمشناختی مثل هر ژانر دیگری از علوم انسانی مستعد سوگیری جنسیتی پژوهشگر است که منجر به ندیدن مسائل جنسیت دیگر میشود. من هم واهمه داشتم که در مورد زلزله خوی گرفتار این سوگیری شده باشم؛ دو جا هم نسبت به تجربه متفاوت زنان از زلزله، دچار این مسئله شدم. اولی وقتی بود که بحث کوتاهی در یکی از کمپها بین دو نفر از داوطلبان مرد شد. «زنها از اینکه نوار بهداشتی را از دست مرد بگیرند، خجالت میکشند.» و دیگری جواب داد: «درسته، باید از این به بعد حداقل بذاریم تو نایلون سیاه». دومی در صحنه مربوط به ماشین خاوری بود که برای پخش خوراک و لوازم وارد محلهای تهیدست شد. مردم هجوم برده بودند. کنار سه مرد دیگر تکیه داده بودم به دیوار و محو تماشای وضع رقتباری بودم که نوعی قلدری خیریهای باعث آن شده بود. بهجای اینکه اقلام بر اساس نیاز، از طریق معتمدین محلی و با حفظ حرمت زلزلهزدگان پخش شود، از توی تریلی؛ نایلونِ پتو در هوا فرفره شده بود، بسته قند پرت میشد و در پایین مردم به جان هم افتاده بودند. شمار دیگری در پشت این صحنه سری از سر تاسف تکان میدادند. یکی از مردها که موفق شده بود یک بطری روغن بگیرد، چانهاش را به طرف ازدحام جمعیت در پشت خاور نشانه رفت: «چرا اون زنها آمدهاند به میان مردها؟» رفت. ولی زود برگشت. یک بار دیگر هم حرفش را تکرار کرد.
زنان بهعنوان یک گروه اجتماعی، زلزله را متفاوت از مردان تجربه میکنند. الگوهای فرهنگی مربوط به حضور زنان در روابط اجتماعی، تقسیم کار جنسیتی، ویژگیهای بدن زنانه، سبک زندگی و تعلق طبقاتی آنها از مهمترین پدیدههای جمعی بود که ریشتر اثرات زلزله را برای زنان بالا میبرد. در پنج روز حضورم در محلهها و روستاهای خوی، دختران جوان کمی را دیدم که در بیرون از چادر باشند، پرسهای بزنند، هوایی عوض بکنند و امکان بیشتری پیدا کنند تا به اصطلاح صدای بیشتری در این بحران داشته باشند و توجهات بیشتری را نسبت به مردان به خود معطوف کنند. با محدود کردن زنها به قلمرو خصوصی و مردها به قلمرو عمومی، زنها مجبورند ساعات زیادی را در چادرهای کوچک، تنگ و خفه سر کنند که تحملش برای ما مردها دشوار است.
توزیع نابرابر مسئولیتهای نقشهای مادری و پدری، زنها را واداشته تا در بحران زلزله، علاوه بر فشارهای روانی عمومی، نگرانیهای مربوط به پختن غذا و مراقبت از کودکان و رسیدگی به شوهران را هم در خود انبار کنند؛ در وضعیت ترس از پسلرزهها، کمپهای پر از تنش، چادرهای تنگ و امکانات محدود.
بدنهای زنانه زلزله را متفاوت از بدنهای مردانه تجربه میکند. زنان باردار که خودشان و جنین نیاز به مراقبت بیشتری دارند، در وضعیت آسیبپذیری بالایی قرار گرفته بودند. خوشبختانه یکی از ستادهای مردمی اخیرا کمپ مختص زنان باردار را راهاندازی کرد. همچنین زنان که معمولا در دوران پریودی با نوسانات خلقوخو مواجه میشوند، حالا در وضعیت پراسترس ناشی از وحشت زلزله و فشارهای زندگی در چادرها و کمپها، با دسترسی نامطمئن به نوار بهداشتی، ترس از رفتن به دستشویی سقفدار و محیط غیربهداشتی مستعد انواع عفونتها در کمپها مواجهاند. بالاتر از همه اینها، شرم فرهنگی مرتبط با پریودی وضعیت را بدتر هم میکند.
همه این موارد درباره زنانی صدق میکند که نتوانستند با خانوادههایشان از خوی فرار کنند، یعنی تهیدستان و روستاییها. از نخستین ساعات زلزله، شهرهای خوی و پِرَه به سرعت تخلیه شدند. آنهایی که این شهرها را در لحظات اولیه پس از وقوع زلزله در 8 بهمن تجربه کردهاند، از سکوتی خوفناک حرف میزنند. ریشترِ هر نوع تبعیضی در وضعیتهای عادی علیه یک گروه اجتماعی در وضعیتهای غیرعادی مثل زلزله بیشتر میشود. شکافی که پیکره جامعه را بهطور تبعیضآمیزی به دو گروه بیشتر برخوردار و کمتر برخوردار تقسیم کرده، در بحرانها عمیقتر میشود. طبقات متوسط و مرفه به واسطه توانایی مالی و آسودگی خیال به شهرهای دیگری همچون ارومیه، تبریز و تهران رفته بودند؛ شهرهای خالی از سکنه مانده بودند و مردمان ساکن در محلههای حاشیهنشین. حاشیهنشینان به تنها داراییشان یعنی خانهها وابسته بودند و نگران به یغما رفتن اسبابشان و جایی برای رفتن نداشتند. اما زنان طبقات بالای شهرنشین از دور و در جایی امن منتظرند تا پس از پایان قطعی پسلرزهها بازگردند.
زنان روستایی هم نتوانسته بودند مثل زنان شهرنشین از فشارهای پسازلزله خلاص شوند چون مثل مردهایشان نمیتوانستند حیوانات و زمینهایشان را رها کنند. با وجود اینکه برخی از روستاهاییها مرفهتر از حاشیهنشینان بودند اما وضعیت برای زنان در روستاها دشوارتر است؛ چون شدت تخریب خانهها زیاد بود و این مدت زمان اسکان در چادرها و مشکلات همراه با آن را تا زمان بازسازی کامل، بیشتر خواهد کرد.
در این بحران، باید به زنان فقیر با همسران غایب یا دارای فرزندانی مریض بیشتر توجه کنیم. جای آن بود که نهادهایی مثل بهزیستی و کمیته امداد نسبت به امدادرسانی خاص به آنها اقدام میکردند. باز هم خوشبختانه در برخی از ستادهای مردمی به تعدادی از این دست خانوادههای آسیبپذیر توجهاتی میشد.
بهطور کلی، امدادرسانیها در بسیاری از موارد نسبت به مسائل جنسیتی کور بودند. حساسیت به زنان و بدنهای زنانه در این امدادها کمتر مورد توجه قرار گرفت. اگر تَرک شهرها به این حد وسیع رخ نمیداد، زنان خوییِ فعال در برخی از سازمانهای مردمنهاد میتوانستند بافت فرهنگ محلی مرتبط با زنان و مسائل اجتماعی آنها را به مرکز توجه بیاورند. این باعث میشد تا ستادها و داوطلبان مردمی و هلال احمر که بسیاریشان غیربومی بودند در محلههای شهری و روستاها و نیز در میان مناطق تُرکنشین و کُردنشین با آگاهی بیشتری از فرهنگهای بومی و محلی عمل کنند.
دور زدن مطالعات تله کابینِ «ناهارخوران»
در حالی که مسئولان شهری و نمایندگان مردم گرگان در مجلس ادعا میکنند که مطالعات ارزیابی محیط زیستی طرح تله کابین گرگان را به کمیته ارزیابی سازمان حفاظت محیط ارائه کردهاند و این پروژه به زودی کلنگزنی خواهد شد؛ مجید مخدوم استاد پیشکسوت دانشگاه در حوزه محیط زیست به «پیام ما» میگوید که مطالعات ارزیابی مذکور چند سال پیش به دست خود او و چند تن از استادان منطقه تهیه شده و پاسخ منفی به استقرار تلهکابین در جنگل ناهارخوران داده است.
مجید مخدوم، استاد پیشکسوت ارزیابی محیط زیستی در ایران، به «پیام ما» گفت: «مطالعه ارزیابی محیط زیستی که مجری طرح تلهکابین گرگان از آن سخن میگوید و آن را به کمیته ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست ارائه داده، همان مطالعهای است که چند سال پیش، من به همراه چند تن از استادان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان آن را انجام دادهایم.»
او افزود: «بر اساس این مطالعه، به دلیل ناتوانی اکولوژیک منطقه، استقرار تلهکابین در جنگل ناهارخوران رد شده؛ یعنی این مطالعه اجازه جانمایی تلهکابین در آن نقطه را نداده است.»
او تاکید کرد هر مطالعهای که با رعایت اصول علمی و بدون دستکاری و چشمپوشی از مسائل منطقه برای طرح تلهکابین جنگل ناهارخوران انجام شود، حتما با اجرای این پروژه در آن اکوسیستم حساس و شکننده مخالفت خواهد کرد.
کوچک کردن سطح اشغال برای فرار از ارزیابی
طرح تلهکابین گرگان که مجری و مسئولان شهری و استانی همواره تاکید دارند از 3 مدیرکل محیط زیست در دولتهای مختلف مجوز دریافت کرده است، از همان ابتدا با فقدان شفافیت و آمار و ارقام نادرست مجوز گرفت. مجریان و دستاندرکاران این طرح با استفاده از نظرات مشاوری که پیشتر از مدیران منابع طبیعی استان بود، سعی کردند سطح اِشغال این طرح را بسیار کوچکتر از حد واقعی آن اعلام کنند تا این پروژه مشمول ارزیابی اثرات محیط زیستی نشود. وقتی موضوع در رسانهها و توسط چند تن از استادان دانشگاه اعلام شد، شورای عالی شهرسازی و معماری کشور نیز آن را مورد بررسی قرار داد و صحت آن اثبات شد. این شورا مصوب کرد که «طرح تلهکابین گرگان مشمول ارزیابی محیط زیستی است و باید این روند را طی کند تا پاسخ بگیرد.»
مزدک دربیکی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و پژوهشگر محیط زیست: بارگذاری پروژههایی به بهانه گردشگری از جمله طرح تلهکابین در ناهارخوران بیشتر برای انحراف اذهان عمومی از سرمایهگذاریهایی است که روی زمینهای منطقه شده و میتواند جذابیتهای بسیاری به منطقه اضافه کند که منجر به ارزش افزوده بورس زمینها شود
اما مجریان تلهکابین ناهارخوران به هیچ عنوان تن به تغییر مکان و جانمایی این طرح نمیدهند و مرغشان یک پا دارد و از انجام مطالعات ارزیابی اثرات محیط زیستی، قانون و طی کردن روند قانونی و علمی فرار میکنند. حالا هم ظاهراً مطالعهای که قبلا انجام شده و بر اساس آن، جانمایی تلهکابین در جنگل ناهارخوران رد شده را یک بار دیگر بر روی میز کمیته ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست گذاشتهاند تا شاید کسی از ماجرا بویی نبرد و بتوانند پاسخ مثبت بگیرند.
جالب اینجاست که مجید مخدوم که خودش این مطالعه را انجام داده از چنین موضوعی اطلاع نداشت و پس از تماس خبرنگار «پیام ما» و پرسوجو از دفتر ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست، از آن آگاه شد؛ این یعنی تمام این پروسه پنهانی و بدون نظارت او انجام شده است.
ماجرای تلخ تلهکابین
اسفند سال ۱۳۹۵ شهرداری گرگان اعلام کرد که «پروژه تلهکابین گرگان در روز ۲۰ فروردین کلنگزنی میشود.» این در حالی بود که این پروژه هنوز موافقت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری و شورای عالی جنگل و مرتع را به دست نیاورده بود و تنها موافقت کلی را از سوی مسئولان محیط زیست و منابع طبیعی استان و مسئولان سازمان جنگلها دریافت کرده بود. مهمتر اینکه این طرح، هنوز طرح مطالعاتی فنی نداشت و مطالعات ارزیابی محیط زیستی نیز درباره آن انجام نشده بود و فقط تمایل برخی مسئولان وقت سازمان جنگلها که اغلب رویکردی غیرحفاظتی داشتند، باعث میشد که چنین طرحهایی با استقبال مواجه شده و مجوز بگیرد. با انتشار خبر کلنگزنی تلهکابین گرگان برای روز ۲۰ فروردین، نخستین واکنشها از سوی کنشگران محیط زیست و منابع طبیعی گلستان آغاز شد. کمپین «نه به تلهکابین در جنگلهای هیرکانی»، یکی از این واکنشها بود که توانست فقط طی ۲ روز امضای نزدیک به ۵ هزار نفر را گردآوری کند.
این کمپین با ارسال نامهای به رئیس وقت سازمان بازرسی کل کشور، از آن سازمان خواست تا به موضوع ورود کرده و تخلفها و تخریبهای آن را که پیش از گرفتن مجوز نهایی رخ داده بود، رسیدگی کند و با انتقال پروژه به نقطهای دیگر اجازه ندهد هیرکانی دستخوش تخلف و تخریب شود.
با این همه اما مدیریت شهری گرگان و بعضی مسئولان پیشین و کنونی استان، با اصراری پرسشبرانگیز همچنان بر ایجاد تلهکابین در جنگل ناهارخوران گرگان پای میفشردند و بهانهشان نیز برای این اصرار توسعه منطقه بود. اما این تمام ماجرای تلهکابین ناهارخوران نیست.
مجریان تلهکابین ناهارخوران از انجام مطالعات ارزیابی اثرات محیط زیستی، قانون و طی کردن روند قانونی و علمی فرار میکنند و ظاهراً مطالعهای که قبلاً انجام شده و جانمایی تلهکابین در جنگل ناهارخوران رد شده را یک بار دیگر بر میز کمیته ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست گذاشتهاند تا شاید کسی از ماجرا بویی نبرد و بتوانند پاسخ مثبت بگیرند
مزدک دربیکی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و پژوهشگر محیط زیست دراینباره به «پیام ما» گفت: «در سالهای اخیر ما دیدیم که قبل از گرفتن مجوز تلهکابین، زمینهای پیرامونی محل احداث آن، به قیمتهای گزاف و البته به صورت غیرقانونی و در برخی موارد هم قانونی، خرید و فروش میشد. اصرار بعضی مسئولان شهری بر اجرای این طرح در جنگل ناهارخوران نیز یا به این علت است که آنها از پیشینه این طرح و پیامدهای مختلف آن اعم از مسائل محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی اطلاعی ندارند و یا منافعشان در گرو اجرای پروژه تلهکابین در جنگل ناهارخوران است. بعضیها هم به بهانه حل مشکل ترافیک محور ناهارخوران، به دنبال مجوز برای احداث جادههای جدید در جنگل هستند.»
این پژوهشگر محیط زیست در ادامه با تاکید بر اینکه شعارهایی که در زمینه توسعه گردشگری بهعنوان علت استقرار تلهکابین در جنگل ناهارخوران داده میشود واقعی نیست، گفت: «بارگذاری پروژههایی به بهانه گردشگری از جمله طرح تلهکابین در ناهارخوران بیشتر برای انحراف اذهان عمومی از سرمایه گذاریهایی است که روی زمینهای منطقه شده و میتواند جذابیتهای بسیاری به منطقه اضافه کند که منجر به ارزش افزوده بورس زمینها شود. با توجه به مشخصات فنی این تلهکابین، من فکر نمیکنم بحث گردشگری منطقه که بعضی شعارش را میدهند، مطرح باشد.»
لغو مجوز از سوی سازمان محیط زیست
پس از کشمکشها و تصمیم نهایی شورای عالی شهرسازی و معماری کشور مبنی بر انجام قطعی مطالعات ارزیابی محیط زیستی برای تلهکابین ناهارخوران و تمکین نکردن آن از سوی مسئولان و دستاندرکاران استانی و شهری، بالاخره سازمان حفاظت محیط زیست کشور به موضوع ورود کرد و با تاکید بر انجام مطالعات ارزیابی محیط زیستی در بهمنماه سال گذشته مجوز آن را لغو کرد. 18 بهمنماه 1400 مسعود تجریشی، معاون انسانی وقت سازمان حفاظت محیط زیست کشور طی نامهای، لغو تمامی مجوزهای تلهکابین جنگل ناهارخوران گرگان را اعلام کرد. تاکید این نامه که خطاب به احمد قاسمی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور و مدیرکل حوزه حقوق عامه دادستانی کل کشور ارسال شد بر «دخل و تصرفات پروژههای احداث تلهکابین در مناطق جنگلی فقط محدود به عرصههای مورد نیاز جهت نصب پایه دکلهای تلهکابین یا تاسیسات مبدا و مقصد نبوده بلکه حذف دیگر تجارب مشابه موجود در استانهای شمالی کشور لیدرهای انتخابی برای احداث مسیر این دسته پروژهها بر اساس استانداردها و نیازهای فاز بهرهبرداری از جمله عملیات امداد و نجات و مستلزم جنگلتراشیهای وسیعتر بوده که قطعاً دایره دخل و تصرفات و تاثیرات زیست محیطی مربوطه از مساحت مندرج در مجوز اداره گردشگری استان گلستان را فراتر مینماید و چنین پروژههایی را مشمول تهیه گزارش ارزیابی زیست محیطی مینماید.»
در بخش دیگری از این نامه با تاکید بر اینکه بر اساس مصوبات شورای عالی حفاظت محیط زیست، آستانه تعیین ضرورت تهیه و تصویب گزارشات ارزیابی طرحهای گردشگری در استانهای شمالی حدود ۵ هکتار است گفته شده «از آنجایی که در مجوز صادره از سوی اداره گردشگری استان گلستان، مساحت مورد نیاز برای اجرای پروژه تلهکابین ناهارخوران 4.8 هکتار ذکر شده است مدیریت وقت اداره کل حفاظت محیط زیست استان بر همین اساس آن را مشمول ارزیابی اثرات زیست محیطی تشخیص نداده و راساً مجوز زیست محیطی مربوطه را صادر یا تمدید نموده است.»
برای پرسوجو درباره «مطالعات ارزیابی محیط زیستی» ارائه شده از سوی مجری تلهکابین ناهارخوران و چند و چون مسئله با سعید کریمی، سرپرست دفتر ارزیابی زیست محیطی سازمان حفاظت محیط زیست کشور تماس گرفتیم که ایشان انجام هر گونه گفت وگو را منوط به هماهنگی با روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد. اما پس از هماهنگیهای انجام شده، انجام یک مصاحبه تلفنی چند دقیقهای را به یکشنبه هفته آینده موکول کرد.
«کلوسه» روستای بینام و نشانی در استان اصفهان نیست. بلکه روستایی زیبا و ییلاقی در ارتفاعات دهستان پشتکوه است که گردشگران زیادی را بهویژه در روزهای گرم سال میزبانی میکند. مسیر دسترسی به کلوسه نزدیک به 10 روز، آن هم در سردترین روزهای زمستان و در اثر بارش برف و بهمن، مسدود شده است و بولدوزرهای اداره کل راهداری و حمل و نقل جادهای قادر به گشایش آن نیستند. تنها مسیر ارتباطی روستا طی این 10 روز، اینترنت است که به گفته اهالی آنقدر با سرعت پایین و قطع و وصلهای مکرر همراه شده که امکان خبررسانی را حتی در صورت ضرورت و نیاز از آنها سلب کرده است. محور «کوهستانی پشتکوه» یا «گردنه کلوسه» از سال 99 مصوبه احداث تونلی را برای کاهش اثرات اتفاقات مشابه به همراه دارد که بعد از سه سال و در پایان 1401 نه فقط به انجام نرسیده بلکه حتی کلنگش نیز به زمین نخورده است.
انتشار فیلمی در فضای مجازی از اهالی یک روستا در دهستان پشتکوه فریدونشهر که اهالی را با بیل، پارو و ادوات ابتدایی در حال برفروبی نشان میداد واکنشهای زیادی برانگیخت. به گفته اهالی روستای ییلاقی کلوسه در فریدونشهر اصفهان، نزدیک به 10 روز است که با بارش سنگین برف در نیمه بهمن، مسیر ارتباطی روستا مسدود شده و با گذشت این زمان، راهداری موفق به بازگشایی جاده نشده است.
قطعی آب، برق و تلفن
ابوالفضل کدخدایی یکی از اهالی این روستا به «پیام ما» میگوید: «مسدود شدن مسیر روستا مسئلهای نیست که فقط امسال اتفاق افتاده باشد. هر سال این مشکل وجود دارد اما میزان بارش برف سالهاست تا آنجا که حافظه ما یاری میکند به این حد نرسیده بود. البته در سال 97 تقریبا شرایط مشابهی را تجربه کردیم. امسال 10 روز است که دسترسی به جایی یا چیزی نداریم. آب در لولهها یخ زده، با وجود اینکه چند سال قبل چندین دکل بلند در این منطقه نصب شد اما برق هم به شدت قطع و وصل میشود. دسترسی به تلفن و اینترنت هم به همین صورت است. نمیدانیم باید چه کنیم. باد بسیار شدید است و با خودش بهمن میآورد. همین بهمن کار را سختتر میکند.»
او ادامه میدهد: «موضوعی که اهالی را ناراحتتر کرده این است که شنیدهایم مسئولان استان بعد از انتشار فیلمی از روستا، مردم را متهم به انجام کار بیهوده و نمایشی کردهاند. خب شما ماشینآلات دارید، ادوات و امکانات دارید، خودتان نتوانستید کاری کنید حالا ما متهم هستیم؟ هرکس کاری که از دستش برمیآید را انجام میدهد.»
روابط عمومی راهداری و حمل و نقل جادهای اصفهان: 5 بولدوزر برای بازگشایی محور دسترسی اعزام شدند. همزمان با بارش برف در این منطقه صعبالعبور، به دلیل وزش شدید باد گرفتار بهمن شدیم که ارتفاع برف را به 5 متر رساند. همزمان دو دستگاه بولدوزر حادثه دید که کار را زمانبر کرده است
دوره قابله به سر رسیده، پزشک میخواهیم
مسیر ارتباطی ما با اهالی روستا فقط یک صفحه شخصی از یکی از اهالی است. امکان گفتوگوی تلفنی بهدلیل قطع مکرر آنتن تلفن همراه مسیر نیست. ابوالفضل به نمایندگی از آنان صحبت میکند و میگوید: «میرزا و سید باقر دو نفر از بزرگان و ریشسفیدان روستا هم در قهوهخانه کنارم هستند. آنان نیز میگویند شرایط در روستا سختتر میشود. میرزا و سید باقر میگویند که در خاطره خود روزهایی را به یاد میآورند که روستا تقریبا تمام زمستان از دسترس خارج میشد. این اتفاق برای بسیاری از روستاهای اطراف هم میافتاد. اما آن زمانها تعداد اهالی انقدر زیاد نبود و نیازها متفاوت بود. حالا روستا حدود سه هزار نفر جمعیت دارد. زن پابهماه داریم. بیمار سرطانی داریم. تعداد زیادی کودک و افراد مسن داریم که یک اتفاق غیرمترقبه یا یک بیماری آنان را نیازمند بیمارستان میکند. دیگر زمان آن گذشته که قابله و شکستهبند بیاوریم. دولت باید هرچه زودتر فکری بهحال بازگشایی مسیر روستا کند.»
مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان در تماسهای مکرر «پیام ما» پاسخی نمیدهد و مدیرکل راهداری و حمل و نقل جادهای این استان نیز میگوید: «پاسخ را از روابط عمومی دستگاه جویا شوید.»
مدیر روابط عمومی و اطلاعرسانی اداره کل راهداری و حمل و نقل جادهای اصفهان در مورد وضعیت روستای کلوسه به «پیام ما» توضیح میدهد: «در بارش برف نیمه بهمن، ارتفاع برف در این محور به 2 متر رسید. 5 بولدوزر برای بازگشایی محور دسترسی اعزام شدند. همزمان با بارش برف در این منطقه صعبالعبور و مرتفع، به دلیل وزش شدید باد گرفتار بهمن شدیم که ارتفاع برف را به 5 متر رساند.»
بولدوزرها کفاف برف را نمیدهند
«سعید ناظمی» ادامه میدهد: «متاسفانه دچار حادثه نیز شدیم. راننده یکی از بولدوزرها از ماشین پایین افتاد و دستش شکست. شلنگ هیدرولیک یکی از دیگر از بولدوزرها هم پاره و عملا آن خودرو هم از کار خارج شد. از سوی دیگر این ماشینها باید با تریلی به آن منطقه برده شوند که این جابهجایی با توجه به وضعیت جاده کار بسیار سختی است و بسیار آهسته انجام میشود. همین حالا که مشغول صحبت هستیم یک دستگاه بولدوزر دیگر در حال حرکت به سمت آن محور است. بارش برف قطع نمیشود و ریزشهای متوالی بهمنهای کوچک و بزرگ، کار را بسیار دشوار کرده است. گاهی مسیر پاکسازی شده دوباره مسدود میشود. من فیلم منتشر شده را دیدم. حقیقت این نیست که ما کاری نمیکنیم اما باز کردن محوری که همچنان درگیر ریزش برف سنگین، کولاک و بهمن است آن هم از پایین به سمت بالا، زمانبر است.»
با امضای تفاهمنامه بین وزارت راه و شهرسازی و استانداری اصفهان مقرر شده بود از سال 1400 ساخت تونل گردنه کلوسه به طول ۷۸۰ متر آغاز و مشکلات تردد جمعیت دو هزار نفری هفت روستای پشتکوه رفع شود. این مصوبه بدون اجرا و کلنگزنی مانده است
روستای کلوسه در حالی همچنان در برف مسدود شده است که سال 99 نماینده شهروندان غرب استان اصفهان در مجلس شورای اسلامی در گفتوگویی با «خانه ملت» اعلام کرده بود: «با امضای تفاهمنامه بین وزارت راه و شهرسازی و استانداری اصفهان مقرر شد با تخصیص اعتبار ۳۰ میلیارد تومانی از سال آینده ساخت تونل گردنه کلوسه به طول ۷۸۰ متر آغاز و مشکلات تردد جمعیت دو هزار نفری هفت روستای پشتکوه برای همیشه برطرف میشود.»
«حسین محمد صالحی» توضیح داده بود: «در این تفاهمنامه مقرر شد ۵۰ درصد اعتبار را وزارت راه و شهرسازی و بقیه را استانداری اصفهان پرداخت کنند.»
او همچنین اعلام کرده بود که در سال 97 ساخت و استقرار دو دستگاه بولدوزر و یک دستگاه خودروی پشتیبانی برای کوتاه کردن زمان برفروبی در گردنه کلوسه انجام شده است. اقداماتی که گویی در شرایط فعلی چندان کافی و کارا عمل نکرده است.
اداره کل راه و شهرسازی این استان و همچنین معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری اصفهان به عنوان طرفین این تفاهمنامه هیچ پاسخی نمیدهند. جستوجو در اینترنت و وبسایتهای خبری محلی اصفهان و وبسایتهای اطلاعرسانی این دستگاهها نیز موید این است که پروژه احداث تونل در گردنه کلوسه، حتی تا مرحله کلنگزنی نیز پیش نرفته است.
فیلم روستای کلوسه مانند مشتی نمونه خروار نه فقط موقعیت مجموعه روستاهای پشتکوه در فریدونشهر، بلکه وضعیت بسیاری محورهای مواصلاتی روستاهای ایران را روایت میکند. هر بارش برف سنگین تعداد زیادی از روستاهای کشور را درگیر مسئله دسترسی میکند. در زمان تنظیم این گزارش و بنا بر اطلاعات منتشر شده در خبرگزاری روستا، 50 روستای بخش «زیلایی مارگون» در کهگیلویه و بویر احمد با جمعیتی افزون بر 13 هزار نفر؛ با ریزش 12 بهمن در برفی به ارتفاع 10 متر از دسترسی خارج شدهاند. همچنین 60 روستا در شهرستان «ازنا» لرستان نیز در همین وضعیت به سر میبرند. از ابتدای زمستان امسال، بیش از 1500 روستا در سراسر کشور با هر بارش برف جادههای مواصلاتی را از دست دادهاند.
معاون وزیر خارجه ایران در گفتوگو با یک رسانه عربی تاکید کرد که ابرقدرتها میخواهند که پیشرفتهای هستهای ایران را تهدید جلوه دهند در حالی که فعالیتهای هستهای ایران در چارچوب معاهدات آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
به گزارش ایسنا، علی باقری، معاون وزیر خارجه ایران در گفتوگو با شبکه المنار اعلام کرد که انقلاب اسلامی ایران در سایه استقلال توانست پیشرفتهایی را محقق کند و استقلال و دفاع از هویت ملی هدف تمام ملتهای آزاده است اما ابرقدرتها برای تحقق منافع خود خواهان استقلال ملتها نیستند.
او در بخش دیگری از سخنانش گفت که طی یک سال گذشته ما شاهد کندی در روند مذاکرات هستهای هستیم اما این مذاکرات ادامه دارد و اکنون مذاکرات در سطح تبادل پیامها میان دو طرف ادامه دارد و دو طرف همچنین رویکردهای خود را اعلام میکنند.
باقری گفت که ایران هیچگونه ارتباط مستقیمی با آمریکا ندارد و طبیعتا این پیامها از طریق واسطههای اروپایی و گاهی اوقات غیر اروپایی رد و بدل میشود. معاون وزیر خارجه در پاسخ به این سوال که جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده است که توافق وین مرده است گفت که اظهارات بایدن در حالی است که مسئولان آمریکایی بعد از آن در گفتوگو با رسانه درباره توافق و روند مذاکرات اظهار نظر کردند و تبادل پیامها همچنان ادامه دارد. او در مورد ناآرامیهای اخیر ایران و نقش کشورهای غربی در آن گفت که ممکن است آنها یک محاسبات غلطی داشته باشند اما وقتی با واقعیتهای ایران مواجه شدند متوجه شدند که چیزی در اختیار ندارند.
باقری گفت که ایران هیچگونه ارتباط مستقیمی با آمریکا ندارد و طبیعتا این پیامها از طریق واسطههای اروپایی و گاهی اوقات غیر اروپایی رد و بدل میشود
باقری تاکید کرد که هیچ شکی نیست که آنها طرحهایی دارند و از ابزارهای مختلف علیه ایران از جمله در زمینه مذاکرات استفاده میکنند و سابقه آنها چنین مسئلهای را نشان میدهد اما در موضوع تحولات اخیر در ایران هیچ چیزی که نشان دهد آنها بتوانند چنین کاری را انجام بدهند مشاهده نکردیم و قطعا آنها توانایی انجام چنین کاری را نخواهند داشت. او گفت که یکی از مهمترین خطوط قرمز ایران در زمینه مذاکرات گرفتن ضمانتها است؛ طرف مقابل باید تضمین دهد که به تعهدات خود پایبند باشد، هدف اصلی ما در مذاکرات برداشتن تحریمهای اقتصادی است به گونهای که ما و ملت تاثیر برداشتن تحریمها را احساس کند و منافع اقتصادی ما نباید مقطعی باشد بلکه تداوم پیدا کند، ما دائما بر این موضع تاکید میکنیم و در نشست اخیر با هماهنگکننده اتحادیه اروپا نیز بر این مسئله تاکید کردیم و او نیز این مطالبه ما را پذیرفت.
باقری در پاسخ به این سوال که آیا جو بایدن توان آن را دارد که تمام تحریمهای اقتصادی ایران را بردارد گفت: در نهایت این وظیفه آنها است که تحریمها را بردارند، آمریکا آمادگی خود برای بازگشت به برجام را اعلام کرد و کسی که برای بازگشت اعلام آمادگی میکند باید به بندهای توافق پایبند باشد و آن برداشت تحریمها است. او در پاسخ به این سوال که به نظر شما احیای توافق چه زمانی انجام خواهد شد گفت که طبیعتا این مسئله به اراده دو طرف بستگی دارد و جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است که اگر از خطوط قرمزش تجاوز نکند حتی در زمان کوتاه آماده احیای برجام است. او درباره موضع ایران در جنگ روسیه و اوکراین نیز گفت که ایران قبل از جنگ نیز روابطی با روسیه و اوکراین داشت و جنگ باعث نمیشود که این روابط متوقف شود و ما اعلام کردیم که در این جنگ بیطرف هستیم و به هیچ طرفی در جنگ کمک نخواهیم کرد و به روابط خود ادامه می دهیم.
باقری درباره ادعاهای ارسال پهپادهای ایرانی به روسیه گفت که این ادعاها را موتور رسانهای غربیها مطرح کرده است و آنها میخواهند از این طریق ضعفهای خود را بپوشانند و این امر صحت ندارد و هم غرب و هم اوکراین نتوانستند این ادعا را اثبات کنند.
تخریب بافت شیراز از گذشته تا امروز
تخریب در بافت تاریخی شهر شیراز با مجموعهای از خانهها و ابنیه تاریخی دارای ارزشهای تاریخی و معماری مختص امروز نیست. در دورههای متوالی به ویژه 20 سال گذشته بارها برای تخریب بافت تاریخی شیراز اقدام شده است. در نیمه نخست دهه نود هم تلاش و تمایل زیادی با هدف اجرای طرحهای عمرانی از سوی دستگاههای مختلف وجود داشت که با مقاومت سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی (وزارتخانه امروز) متوقف و از آن جلوگیری شد. اکنون این پرسش مطرح شده که آیا ثبت اضطراری میتواند به کمک بافت تاریخی شیراز بیاید یا خیر. نمونهای از ثبتهای اضطراری در مورد بافت و بناهای تاریخی وجود دارد که موفق عمل کرده است. نمونه موردی آن ثبت اضطراری خانه مشروطه گرگان و یا تدقیق بافت تاریخی این شهر برای جلوگیری از تخریب به بهانه معلوم نبودن حدود بافت است. مسئله در این است که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، امروز باید با تمام قوا در برابر این تهدید بایستد. تعداد ابنیه شاخص در مجموعهای که به نام بافت تاریخی میشناسیم بالاست بنابراین قرار نیست وزارتخانه یا اداره کل استان فارس اقدام به تشکیل پرونده ثبتی برای یکایک این بناها کند، بلکه در صورت انسجام محدوده بافت به ثبت رسیده و سپس تدقیق شودو در صورت نیاز لکههای تاریخی معین شده و به ثبت برسد. بلافاصله پس از ثبت ملی بافت شیراز، همه بناها و عناصر موجود در این پیکره ثبت ملی، مشمول قوانین و مقررات حفاظتی میشوند و هر طرح عمرانی در این محدوده باید با توجه به ضوابط میراثی انجام شود؛ نه اینکه کالبد بافت به دلیل توسعه و عمران شهری دستخوش تغییر و تخریبهای برگشت ناپذیر باشد. آنچه اهمیت پیدا میکند توجه وزارتخانه به این بافت، تکلیف به اداره استانی برای تشکیل و تکمیل پرونده و ثبت اضطراری کل پیکره است و در شرایط فعلی بهترین گزینه پیش رو این است که تشکلهای مردمی و حامیان میراث فرهنگی کشور به ویژه انجمن یا انجمنهای شیراز و استان فارس دست به کار شوند.
ناکارآمدی شهرداریها در زمان بارش برف، سابقه طولانی دارد و از دورهای به دوره دیگر منتقل میشود. 3 سال پیش اصغر عطایی، مدیرکل وقت امور خدمات شهری شهرداری تهران در پاسخ به این پرسش که چرا یخزدگی سطح شهر کنترل نشده و برای شهروندان مشکل به وجود آمده، گفته بود که «سطح خیابانها را پاک میکنیم، دوباره سفید میشود، برف نشسته و نمیتوان آن را در هوا با تیر زد.» حالا هم علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر تهران از عملکرد شهرداری دفاع کرده و میگوید که عملکرد شهرداری در روزهای برفی مناسب بوده و در پنجشنبهای که گذشت نه مشکل شن داشتیم و نه مشکل تجهیزات و در آن روز در سه باری که برف بارید، معابر اصلی و بزرگراهها همگی شنپاشی شدند. اما تجربه شهروندان چیز دیگری است. قفل شدن و ترافیک سنگین و لغزندگی معابر و در برف ماندن ماشینها در بزرگراهها با جانبداری سخنگوی شورای شهر تهران از شهرداری متفاوت است. حالا با توجه به بارش گسترده برف در کشور و هشدار سطح نارنجی سازمان هواشناسی مبنی بر ادامه بارش برف در تهران و اکثر استانهای کشور، نگرانی برای بروز بحرانهای تازه افزایش پیدا کرده است. صادق ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا در رابطه با بحرانهای احتمالی آینده به «پیام ما» میگوید: «بارشهای پیاپی برای چهارمحال و بختیاری هشدار وضعیت قرمز را صادر کرده است. همچنین عمده بارشها به صورت برف است و در مناطق روستایی و صعبالعبور تا چندین روز ادامه خواهد داشت، لذا باید تمهیدات لازم از سوی گروههای امدادی اندیشیده شود.»
برف سنگینی از روز یکشنبه طبق پیشبینی سازمان هواشناسی در اکثر نقاط کشور شروع به باریدن کرد. این سازمان با پیشبینی وضعیت جوی نارنجی از تقویت سامانه بارشی که به کشور وارد شده و ادامه بارشها تا پایان روز (سهشنبه) در اغلب مناطق خبر داده است. صادق ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا، در رابطه با وضعیت آب و هوا تا پایان هفته به «پیام ما» میگوید: «از دوشنبه، در نیمه شرقی استان خوزستان، شمال استان فارس، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، لرستان، بخشهایی از خراسان رضوی و جنوب خراسان شمالی شاهد بارش خواهیم بود. لازم به ذکر است که این بارشها برای استان کهگیلویه و بویراحمد، شدید خواهد بود. همچنین بارشهای پراکندهای نیز در استان گیلان رخ میدهد.» او ادامه میدهد: «در روز سهشنبه، بارش شدید برف در کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری ادامه دارد. همچنین در شرق استان لرستان، غرب استان اصفهان و شمال استان فارس برف شدیدی خواهد بارید. برای سایر استانها مثل خوزستان، مرکزی، همدان، قم، تهران، گیلان و خراسان رضوی و خراسان شمالی بارشها پراکنده خواهد بود.» رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا از ادامه یافتن بارشهای شدید برف در استانهای در کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری تا روز چهارشنبه خبر میدهد و اضافه میکند: «کماکان بارشهای شدید در کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و شمال فارس خواهیم داشت. در سایر نقاط مثل نیمه شرقی استان خوزستان، استان لرستان، اصفهان، سمنان، نیمه شمالی خراسان رضوی، خراسان جنوبی و همچنین تهران، البرز و قزوین نیز بارشها ادامه خواهد یافت.»
با ادامه بارش برف، احتمال قطعی برق، اختلال در جریان رساندن حاملهای انرژی به عنوان بحرانهای آتی وجود دارد. مردم در مناطق روستایی، سقفها را در سازههای سست و گلخانهای، به سرعت برفروبی کنند تا با تخریب خانهها مواجه نشوند
هشدار قرمز برای چهارمحال و بختیاری صادر شد
رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا از صدور هشدار وضعیت قرمز برای استان برای چهارمحال و بختیاری خبر میدهد و میگوید: «به دلیل بارشهای شدید پیاپی در این استان، هشدار قرمز صادر شده است.» او ادامه میدهد: «تا روز چهارشنبه این بارشها ادامه دارد و ممکن است مخاطراتی را برای این استان ایجاد کند.» این مسئول همچنین شرایط بحرانی را برای استانهای کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان، لرستان، غرب اصفهان پیشبینی میکند. او درباره وضعیت هوای تهران تا پایان هفته نیز توضیح میدهد: «تهران نیز بیشترین بارش را دیروز داشت و اواخر روز سهشنبه با بارش برف و بهویژه در روز چهارشنبه شاهد بارش دوباره و البته بسیار خفیفتر از روز یکشنبه خواهد بود.»
هوای تهران سرد میشود
با توجه به بارش در روز چهارشنبه برای این روز کاهش نسبی دمای روزانه پیشبینی میشود. آسمان تهران امروز به حداقل دمای ۳- و حداکثر دمای ۶ درجه سانتیگراد و سهشنبه با حداقل دمای صفر و حداکثر دمای ۷ درجه سانتیگراد میرسد. همچنین اداره کل هواشناسی استان تهران درباره بارش شدید برف در شهرهای این استان اطلاعیهای صادر کرد. بر اساس این اطلاعیه، بارش برف در تهران و شهرهای دیگر که از ساعات ابتدایی صبح دیروز آغاز شده است، تا ساعت ۳ بامداد صبح امروز ادامه داشت و در بارش ها وقفهای رخ نمیدهد. بارش برف در دماوند، آبعلی، پردیس و لواسانات هم سنگین است. بر اساس اعلام اداره کل هواشناسی استان تهران، بارش برف و باران و کولاک و خطر ریزش بهمن در ارتفاعات پیشبینی میشود. مدیریت بحران استان تهران نیز اعلام کرده که بارشها تا ۱۰ سانتیمتر در برخی مناطق خواهد رسید.
سفرهای غیرضروری ممنوع
سازمان راهداری و حمل و نقل جادهای با اشاره به بارش گسترده برف در جادههای ۲۰ استان کشور توصیه کرد که مردم از انجام سفرهای غیرضروری خودداری کنند. به گزارش تسنیم، سازمان راهداری و حمل و نقل جادهای با توصیه خودداری از انجام سفرهای غیرضروری از ترافیک سنگین در محور چالوس مسیر (رفت و برگشت) حدفاصل شهرستانک تا سه راهی دیزین و تردد روان وسایل نقلیه در محورهای هراز، فیروزکوه و آزادراه تهران-شمال و آزادراه قزوین – رشت (رفت و برگشت) خبر داد.
بحرانهای برفی
ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا در رابطه با بحرانهای احتمالی آینده به «پیام ما» میگوید: «عمده بارشها به صورت برف است و در مناطق روستایی و صعبالعبور تا چندین روز ادامه خواهد داشت، لذا باید تمهیدات لازم از سوی گروههای امدادی اندیشیده شود.» او همچنین به احتمال قطعی برق، اختلال در جریان رساندن حاملهای انرژی به عنوان بحرانهای آتی اشاره میکند و ادامه میدهد: «مردم در مناطق روستایی، سقفها را در سازههای سست و گلخانهای، به سرعت برفروبی کنند تا با تخریب خانهها مواجه نشوند. همچنین جادههای لغزنده در اکثر مواصلات وجود دارد در نتیجه شهروندان باید توصیههای پلیس راهور را در عبور و مرور جدی بگیرند و در حد امکان از سفرهای غیرضروری خودداری کنند.»
آمادهباش وزارت نیرو
مدیرکل دفتر مدیریت بحران و پدافند غیرعامل وزارت نیرو، اعلام آمادهباش کرد و گفت: «باتوجه به پیشبینیهای هواشناسی در خصوص تداوم بارندگیها تا سهشنبه هفته جاری، همه واحدهای عملیاتی آب و برق کشور در حالت آمادهباش هستند.» به گزارش ایرنا از وزارت نیرو، سید اعتضاد مقیمی گفت: «هماکنون در اکثر نقاط کشور شاهد بارشهای جوی هستیم که در برخی نقاط به دلیل برودت هوا مناطقی با مشکل قطعی برق روبهرو میشوند و با آمادهباش واحدهای عملیاتی در صورت بروز مشکل، سریعاً نسبت به رفع آن اقدام خواهد شد و در صورت لزوم برای رفع مشکلات پیش آمده در حوزه آب و برق به مناطق مختلف اعزام میشوند.» مدیرکل دفتر مدیریت بحران وزارت نیرو همچنین گفت: «فراخوان به همه واحدهای عملیاتی داده شد تا در سه شیفت در محل کار و واحدهای عملیاتی حضور داشته و علاوه بر آن سایر واحدهای عملیاتی نیز پای کار باشند.» او افزود: «قطعیهای پراکنده برق به خصوص درباره شبکههای هوایی برق گزارش شده که سریعاً عملیات لازم برای رفع مشکل انجام شد؛ در این بین برای برقرسانی به مناطقی که در نقاط صعبالعبور قرار دارند لازم است ابتدا مسیرها بازگشایی شوند.»
بودجه برفروبی هدر میرود
پس از غافلگیری چندین و چندباره شهرداری تهران و تکرار تجربه تلخ قفل شدن معابر، عضو شورای شهر تهران در جلسه یکصد و بیست و نهمین جلسه شورای شهر تهران از مدیریت شهری انتقاد کرد و گفت: «به هیچ عنوان بحث نادیده گرفتن زحمات خدمات شهری را نداریم، موضوع تصمیمسازان را باید از مجریان جدا کرد. منظور این است که علیرضا زاکانی شهردار تهران باید معاونان و شهرداران را بسیج میکرد تا فاجعه ایجاد نشود.» امانی با بیان اینکه بودجه برفروبی شهرداری با روشهای فعلی به هدر میرود، گفت: «روش اداره شهر و مدیریت شهر باید تغییر کند زیرا اگر این نگاه تغییر نکند در اداره همه امور شهر با مشکل مواجه میشویم.»
شهرداریها به خود جنبیدند؟
به گزارش ایسنا با گسترش انتقادها به مدیریت شهری استانها بهویژه تهران دیروز با آغاز بارش شدید برف در استانهای کشور، حسین نظری، معاون خدمات شهری و محیط زیست شهرداری تهران در مورد خدمترسانی شهرداری تهران گفت: «حدود ۱۱ هزار نیروی خدمات شهری و ۲ هزار دستگاه ماشینآلات در خدمات شهری شهرداری تهران مشغول خدمت در برفروبی هستند.» همچنین به گفته او در حال حاضر بالغ بر ۲ هزار دستگاه ماشین آلات در خدمات شهری شهرداری تهران مشغول خدمت در برفروبی هستند که ۳۰۸ عدد ماشین آلات مکانیزه هستند و همچنین حدود ۱۱ هزار نیروی کارگری مشغول خدمت هستند که در مواقع اضطراری ۱۳ هزار نفر هم از بخش فضای سبز اضافه میشوند و همپوشانی میکنند؛ همچنین همکاران حوزه شهربان و حریمبان در مواقع ضروری به رفع ترافیک و برفروبی کمک میکنند. به علاوه رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران نیز اقدامات انجام شده از سوی مدیریت شهری و پلیس راهور در پی بارش شدید برف در پایتخت را تشریح کرد. به گزارش ایسنا، علی نصیری در نشست هماهنگی عملیات اجرایی مدیریت برف تهران که دیروز در مرکز عملیات اضطراری شهر تهران برگزار شد، گفت: «با توجه به پیشبینی سازمان هواشناسی از روز شنبه جلسات هماهنگی شروع شد و از همان شب بحث آمادگیها، شنپاشی و فعالیتهای میدانی در شهر شکل گرفت.» علیرضا جعفری، مدیرکل خدمات شهری شهرداری تهران نیز از آماده باش ۲۴ هزار نیرو در تهران خبر داد که به گفته او از این عدد ۱۱ هزار نیرو در بوستانها و ۱۳ هزار نیرو در معابر حضور دارند. همچنین شهرداری شهرکرد نیز از آمادهباش ستاد بحران شهرداری این شهر خبر داده است.
اگر تعداد برگزاری نمایشگاه گردشگری را ملاک قرار دهیم شاید در بین پروژههای چشمانداز بیست ساله، این برنامه تقریبا نزدیک جایگاه عددی خود قرار داشته باشد و در حالی که سالها، دیگر حرفی از برنامه چشمانداز زده نمیشود اما نمایشگاه بینالمللی تهران همچنان به حیات خود ادامه میدهد و متناسب با شرایط کم و کیف آن رقم میخورد. امسال بخشهای تحت حمایت دولت و نیز بخش خصوصی مستقل از جمله صنایع و تجهیزات هتلداری و رستوران، در فضایی نزدیک به ۳۰ هزار متر مربع را ذیل نام گردشگری ایران شکل دادند که از جهت وسعت، عدد قابل توجهای است.
اینکه چقدر این نمایشگاه اثر دارد یا ندارد خود جای تامل و گفتوگوی فراوان دارد اما به هر ترتیب وجود این رویداد، فرصتی است برای یارگیری بیشتر برای گردشگری کشوری که همچنان در بهرهبرداری و درک صحیح از ارزشهای این صنعت و فعالیت مهم که بر پایه علم و تلاش جمعی انجام میپذیرد، ناکام مانده است. نمایشگاه امسال در شرایطی برگزار شد که ایران جزو معدود کشورهایی است که هنوز شرایط گردشگری خود را به وضعیت عادی و بر خط پیش از کرونا نزدیک نکرده و تحت تاثیر مسائل داخلی و بین المللی، شاهد رکود جدی در بخشهایی از گردشگری مان هستیم.
حضور شهرداریها در این دوره با رویکرد مشارکت این نهاد اثرگذار در بلندمدت گردشگری کشور، اتفاق خوبی بود که استقبال نسبتا قابل قبولی را هم شاهد بودیم. تنوع فعالیت شرکتهای بزرگ و حرکتهای امیدوارانهای در زمینههای نو مخصوصا در تولید محتوا و توجه به مقوله بازاریابی نوین، به نظر جالب رسید. حضور استانها با محوریت بخش دولتی هم یک بخش همیشگی بوده و شاهد نوساناتی طی سالهای گذشته بودهایم. فعالیت این بخش هم نسبت به تجربیات گذشته از وسعت بیشتری برخوردار بود که زمینهساز حضور ارگانهای مهمی چون شهرداریها و اتاقهای بازرگانی و بنگاههای اقتصادی را فراهم کرده بود. هنر این بخش، در تجمیع و انسجام بخشهای بومی و منطقهای است که در برخی از استانها مثلا یزد به خوبی قابل مشاهده بود. نکته قابل تامل دیگر در نمایشگاه امسال ورود بنگاههای اقتصادی بزرگ و معرفی پروژههای نسبتا بزرگ گردشگری خود بود از جمله مثلا شرکت معدنی و صنعتی گل گهر سیرجان یا پروژههای شرکت هواپیمایی در برخی استانها.
به هر صورت به نظر میرسد چه بخش دولتی و چه بخش خصوصی بر اساس نگاه و دیدگاه خود، نقد و نظری به نمایشگاه شانزدهم دارند. مثلا بخش گردشگری سلامت در این دوره حضور خوبی داشت که میتوان امیدوار بود این بخش از گردشگری که اتفاقا بسیار هم قدرت مانور دارد و جریان اقتصادی خوبی را میتواند رقم بزند، روزهای بهتری را تجربه کند و شاهد ایجاد سر و سامان بهتری در آن بود.
در این دوره اگر چه آنطور که شایسته است، همچنان بخش بینالملل نمایشگاه در مقایسه با بخش داخلی، گسترده نبود اما فعالان بازارهای منطقهای عرصه را خالی نکرده بودند و همچنان شریانیهای حیاتی با بخشهایی از بازارهای همسایه برقرار ماند. در رویداد امسال جای بومگردیها و اقامتگاههای کوچک خالی بود و این خود نشان از وضعیتی دارد که باید امیدوار بود تحت تاثیر جان گرفتن گردشگری داخلی، شاهد بهبود اوضاع در میان کسب و کارهای خرد و بنگاههای کوچک بود. اتفاقی که میتواند تحت تاثیر تعطیلات دو روزه آخر هفته تا حدودی برطرف شود. اکنون گردشگری کشور به دلیل تجربهی روزهای سخت انگار آب دیده شده اما بدون شک میزان تابآوری این بخش، تحت تاثیر شرایطی قرار دارد که تقابل بخشهای حمایتی و اهرمهای فشار را رقم زده است.
حضور مقامات عالی برخی از بخشهای موثر در نمایشگاه از جمله در بخش انرژی که هزینه سربار را در تاسیسات گردشگری به شدت بالا میبرد و درک واقعبینانه اثرات این بخش بر صنعت گردشگری را میتوان مثبت ارزیابی کرد. سفرهای داخلی، لازمه حیات و پایداری گردشگری هر کشوری هستند. مسائل اقتصادی، تحولات اجتماعی، مباحث امنیتی و سیاسی، تهدیدات بهداشتی و… به سرعت بر گردشگری اثر میگذارد. طی سه سال گذشته، گردشگری کشورمان شرایط سختی را از سر گذراند و نمایشگاه شانزدهم را میتوان بزرگترین گردهمایی فعالان صنعت گردشگری، همکاران و پارتنرهای این صنعت فرابخشی خواند. رویدادی که همچنان چراغ صنعت گردشگری کشور را روشن نگه میدارد و جریان امید را تقویت میکند. بسیاری، در مباحث کاری خود نمایشگاه را فرصت مناسبی میبینند، بسیاری هم شاید مدل کسب و کار و شرایط خود را در جایی دیگر به جز نمایشگاه گردشگری تهران جستجو میکنند. نمیتوان توقع داشت همه باشند هر چند بودن ارکان گردشگری در کنار یکدیگر و نیز بخشهای مختلفی که زنجیره ارزش را رقم میزنند، اهمیت ویژهای دارد و باید این مهم را بیشتر و بیشتر تقویت کرد. با نگاهی به نمایشگاه ادوار گردشگری تا به امروز در هر شرایطی که بوده یا هست، آنچه اهمیت ویژهای دارد و کمتر مورد توجه قرار گرفته، عدم خلاقیت لازم در تولید محتوا و ارائه آن در قالبی مناسب به ویژه توسط بخشهای دولتی است. در حالی که این محیط میتواند بهترین محل برای تجربههای تازه باشد حداقل از نظر شکلی.
نوع حکمرانی ما در گردشگری، منحصر به خودمان است و بدون شک مقایسه آن با دیگر کشورها، توقعات زیادی را ایجاد میکند به ویژه اینکه در سالیان اخیر تعداد نیروی انسانی متخصص و آگاه در بخشهای مختلف صنعت گردشگری کشور رشد چشمگیری داشته و این خود عاملی برای افزایش توقع در میان بخشی از جامعه است که علم و آگاهی لازم را پیدا کردهاند. طبیعی است بخش عمومی نیز با درک نسبی از وضعیت گردشگری در دنیا، سطح توقعات و خواستههای بالاتری نسبت به گذشته داشته باشند. منابع گردشگری در کشور ما، ارزش کمتری نسبت به منابع معدنی و طبیعیمان ندارد و بارها و بارها به این مقوله اشاره شده و هر چه جلوتر میرویم لزوم توجه جدیتر به این صنعت بیشتر میشود و تغییر جدی در کم و کیف رویکردمان الزامیتر به نظر میرسد. صنعتی تمام مردمی که همچنان در عطش پیشران شدن مانده است.
