بایگانی مطالب نشریه
همه باید راهبرد وحدت را اتخاذ کنیم
همزمان با سالروز حادثه ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۷ و بیعت تاریخی از جمعی از همافران نیروی هوایی با امام خمینی(ره) دیروز (چهارشنبه) صدها تن از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش با فرمانده کل قوا دیدار کردند.
حضرت آیتالله خامنهای با تجلیل از ارتش مؤمن، انقلابی، عزیز، مردمی و پیشبرنده کارهای بزرگ و شگفتآور، حادثه ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۷ را عاملی مهم و موجآفرین در پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن آن سال و همچنان پیشقراول و روحیه بخش در ۲۲ بهمنهای سالهای پس از انقلاب دانستند و با تبیین هدف اصلی دشمن برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی و از بین بردن آن از طریق ایجاد اختلاف و بیاعتمادی ، تأکید کردند: مهمترین وظیفه در مقابل این نقشه پلید، حفظ راهبرد وحدت است و به توفیق الهی ۲۲ بهمن امسال مظهر اتحاد و اعتماد ملی خواهد شد و مردم این پیام را به طور صریح به همه بدخواهان خواهند رساند که تلاش آنها برای ایجاد بیاعتمادی و از بین بردن اتحاد ملی، خنثی شده است.
ایشان حادثه ۱۹ بهمن را همچنان پیشدرآمدی اثرگذار و روحیهبخش به مردم برای روز ۲۲ بهمن و نشان دادن عظمت و عزت ملت ایران خواندند و گفتند: ۲۲ بهمن، اوج قله حرکت پر افتخار ملت ایران و یادآور پر شکوهترین روز تاریخ ملت ایران است چراکه مردم در این روز عزت، عظمت و قدرت خود را به دست آوردند.
رهبر انقلاب: توصیه من به آحاد مردم عزیزمان این است که سعی کنند این راهپیمایی و روز بزرگ و حرکت با شکوه را مظهر اتحاد و اعتماد ملی قرار دهند و این پیام را به صراحت به دشمن برسانند که تلاش او برای از بین بردن اتحاد ملی خنثی شده است و نمیتوانند مردم را از یکدیگر و از نظام جدا و نظام را به مردم بدبین کنند یا گروههای مختلف مردم را به جنگ با یکدیگر بکشانند
به گزارش ایسنا، ایشان با تأکید بر اینکه ۲۲ بهمن همچنانکه تاکنون زنده نگه داشته شده، باید در آینده نیز زنده نگه داشته شود، افزودند: انقلابِ زنده، انقلابی است که پیرایهها و آرایشهای خود را زنده نگه دارد و در هر دوره، با شناخت نیازها و خطرات، آن نیازها را برطرف و خطرات را خنثی کند.
حضرت آیتالله خامنهای علت شکست یا بازگشت دیکتاتوریهای سخت و تلخ در انقلابهای بزرگ جهان مانند انقلاب فرانسه و شوروی را غفلت از نیازها و خطرات اصلی و مشغول شدن به مسائل و دعواهای شخصی دانستند و خاطرنشان کردند: انقلاب اسلامی خود را از این آفات مصون نگه داشت. البته ما هم مشکلاتی داشتیم و همتها و تشخیصها در دولتهای مختلف یکسان نبود اما حرکت کلی، حرکت به سمت قله، و پیشرفت مادی و معنوی بود.
ایشان با اشاره به ابتکار، پیشرفت، دست پُر و منطق قوی ملت ایران در عرصههای گوناگون، به حضور برجسته جوانان دهه هشتادی در مراسم اعتکاف امسال به عنوان نمونهای از رشد ملی پرداختند و گفتند: دیدید که چقدر راجع به دهه هشتادیها لطیفههای مسخرهآمیز تولید کردند اما در آمارها و گزارشهای اعتکاف امسال بیان شد که جمع زیادی از آنها، دهه هشتادیها بودند.
رهبر انقلاب لازمه حیات و پویایی انقلاب را توجه به رفع نیازها دانستند و با تمرکز و تأکید بر یک نیاز اساسی و مهم یعنی «اتحاد ملی» گفتند: اتحاد ملی نقش بسیار مهمی در پیروزی و پیشرفت انقلاب داشت و سدّ و دیوارهای محکم و سر به فلک کشیده در برابر دشمن است که باید امروز هر چه ممکن است این وحدت افزایش پیدا کند.
ایشان، نقشه و هدف واضح دشمن علیه نظام اسلامی را به زانو درآوردن انقلاب خواندند و گفتند: البته آنها خلاف این را میگویند همچنانکه حدود ۱۵ سال قبل رئیسجمهور وقت آمریکا صریحاً در نامهای به من نوشت که ما قصد تغییر نظام شما را نداریم ولی ما همان زمان گزارشهایی داشتیم که در مراکز خود در حال طراحی برای از بین بردن جمهوری اسلامی بودند.
حضرت آیتالله خامنهای در بیان علت تلاشهای بدخواهان برای از بین بردن جمهوری اسلامی گفتند: جمهوری اسلامی، این منطقه مهم، راهبردی و پُر منفعت را از دست آنها خارج کرده و علاوه بر آن، ندای استقلال و باج ندادن را نه فقط به عنوان یک مسئله سیاسی بلکه به عنوان یک باور و ایمان دینی بلند کرده است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ممکن است برخی کشورهای دیگر نیز خواهان سیاست استقلال از آمریکا باشند اما این سیاست با داد و ستد، گفتوگو، نشستن پشت میز مذاکره و احیاناً پرداخت زیرمیزی به افراد مؤثر عوض میشود همچنانکه نمونههای آن را در دنیا میبینید اما استقلال و باج ندادن جمهوری اسلامی، برخاسته از ایمان و تأکید قرآن به اعتماد نکردن به مستکبران، و غیرقابل خرید و فروش است و کسی که حاضر به عبور از این عقیده ایمانی باشد صلاحیت اشتغال در نظام جمهوری اسلامی را از دست میدهد.
ایشان پس از برشمردن هدف دشمن یعنی به زانو درآوردن جمهوری اسلامی و بیان علت دشمنیها، به تبیین راهبرد تحقق این هدف پرداختند و گفتند: راهبرد آنها «ایجاد اختلاف» است زیرا در این صورت ، امید به آینده از بین خواهد رفت.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: ایجاد بدبینی میان دستهجات سیاسی، بیاعتمادی مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به حکومت، و ایجاد بدبینی بین سازمانها، جزو راهبردهای تحقق اهداف بدخواهان ایران است.
ایشان خاطرنشان کردند: اختلافهایی قهراً وجود دارد اما نباید آنها را به گسل تبدیل کرد؛ همچنانکه یک وقت مسئله زن را مطرح میکنند یک وقت مسئله شیعه و سنی، و زمان دیگر مسئله اختلاف نسلی را.
رهبر انقلاب مهمترین تاکتیک برای گسترش اختلاف را دروغپردازی و شایعهسازی دانستند و تأکید کردند: وقتی دشمن، وحدت ملی را آماج حملات خود قرار داده باید با حفظ این اتحاد و وحدت، نگذاریم در خواسته پلید خود پیروز شود.
حضرت آیتالله خامنهای، ۲۲ بهمن امسال را مظهر اتحاد ملی خواندند و گفتند: به توفیق الهی ۲۲ بهمن امسال مظهر حضور، عزت، اعتماد مردم به یکدیگر و اتحاد ملی است.
ایشان تأکید کردند: توصیه من به آحاد مردم عزیزمان این است که سعی کنند این راهپیمایی و روز بزرگ و حرکت با شکوه را مظهر اتحاد و اعتماد ملی قرار دهند و این پیام را به صراحت به دشمن برسانند که تلاش او برای از بین بردن اتحاد ملی خنثی شده است و نمیتوانند مردم را از یکدیگر و از نظام جدا و نظام را به مردم بدبین کنند یا گروههای مختلف مردم را به جنگ با یکدیگر بکشانند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه اختلاف نظر و اختلاف سیاسی به طور طبیعی اشکالی ندارد، افزودند: اما این اختلافها نباید به زد و خورد و تهمتزنی و افترا به یکدیگر منتهی شود و در مقابل راهبرد دشمن، همه باید راهبرد وحدت را اتخاذ کنیم.
حضرت آیتالله خامنهای همچنین در بخش دیگری از سخنانشان، حادثه ۱۹ بهمن ۵۷ را مقدمهای مؤثر و موجآفرین در پیروزی انقلاب دانستند و گفتند: انتشار تصویر بیعت همافران با امام بزرگوار در آن روز، تغییری اساسی در اوضاع ایجاد کرد چراکه تنها ابزار رژیم حقیر و ظالم پهلوی برای سرکوب مردم، ارتش بود اما مردم و انقلابیون با دیدن همجهتیِ ارتش با انقلاب روحیه گرفتند و در مقابل سران رژیم و پشتیبانان آمریکایی آن، شکست روحی مهمی خوردند.
ایشان مهمترین پیام ۱۹ بهمن ۵۷ را نشان دادن ترکیب ارتش آینده انقلاب خواندند و گفتند: حضور همافران در مدرسه علوی که هر روز هزاران نفر از مردم برای بیعت با امام به آنجا میآمدند، نشان داد که ارتش آینده، ارتشی مردمی، انقلابی، مؤمن، مقیّد به نظم و خطرپذیر است.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: خطرپذیری جوانان ارتشی در مقابل متجاوزان آن روز یعنی رژیم آمریکا و عوامل پهلوی، آن هم در شرایطی که هنوز سرنوشت انقلاب معلوم نبود، در سالهای متمادی پس از انقلاب نیز ادامه یافت و ارتش در مقابل همه متجاوزان سینه سپر کرد.
ایشان، تصویر امام در روز ۱۹ بهمن را تصویر و مظهر قدرت، عزت، ایمان تزلزلناپذیر، مستحکم همچون قله دماوند و در عین حال همراه با نگاه مهربانانه و پدرانه به جوانهای متعلق به ارتشِ دوران پادشاهی دانستند و خاطرنشان کردند: ارتش در کنار مردم ایستاد و انقلابی ماند که این انقلابی بودن مسئله مهمی است زیرا بعضیها انقلابی میشوند ولی انقلابی نمیمانند اما ارتش جمهوری اسلامی امروز به مراتب انقلابیتر، مؤمنتر و خالصتر از روزهای اول است و هر جا لازم بوده با جوانمردی و از خودگذشتگی در کنار مردم نقشآفرینی، و برای دفاع از کشور ایستادگی کرده است.
حضرت آیتالله خامنهای مقایسه ارتش امروز با ارتش دوران پهلوی را نشاندهنده قدرت و توانایی انقلاب برای تحقق کارهای بزرگ خواندند و با برشمردن نمونههایی همچون متلاشی شدن چندساعته ارتش پرطمطراق و پرادعای رضاخانی در مقابل تهاجم شهریور ۱۳۲۰، یا همدستی ارتش محمدرضا با جاسوسهای آمریکایی و انگلیسی در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی و مردم گفتند: ارتش در آن دوره به حدی بیهویت، توسری خور و زیر یوغ بیگانگان بود که یک تیمسار ارتش جرأت حرف زدن در مقابل یک افسر جزء آمریکایی را نداشت.
ایشان ارتش امروز را نماد استقلال و استحکام، و مورد اعتماد و عزیز در بین مردم و مسئولان خواندند و افزودند: امروز ارتش با مردم و در کنار مردم و جزو مردم است و اگر در گذشته حتی حق دست زدن به قطعه هواپیمای خریداری شده از آمریکاییها را نداشت امروز با وجود تحریم، خودش سازنده و مبتکر هواپیما و رقمزننده کارهای شگفتآور و بزرگ و عزتآفرین برای مردم است که نمونه آن دیروز نمایش داده شد.
رهبر انقلاب، نتیجه معنوی این تلاشها را دستیابی به بالاترین ارزش یعنی محبوب شدن نزد پروردگار دانستند و خطاب به ارتشیان گفتند: عزیزان افتخار کنید که جزو ارتش جمهوری اسلامی هستید. هم ملت و هم مسئولان قدر ارتش را میدانند و شما نیز با تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف سازمان، قدردان خود باشید.
حضرت آیتالله خامنهای در پایان سخنانشان با ابراز همدردی با مردم مصیبتزده از زلزله اخیر در سوریه و ترکیه و طلب رحمت برای جانباختگان، گفتند: مسئولان کشور ما نیز بحمدالله کمکهایی کرده و باز هم خواهند کرد.
در ابتدای این دیدار، امیر سرتیپ خلبان واحدی فرمانده نیروی هوایی ارتش، گزارشی از تولیدات امیدآفرین و اقدامات اثربخش این نیرو در بخشهای مختلف علمی و دانشبنیان، ساخت تجهیزات، آمادگیهای رزمی، آموزش، سازندگی و امداد بیان کرد.
پیگیری حقابه هیرمند؛ کوبیدن بر در بسته
رئیس دولت سیزدهم پانزده روز پس از صدور دستوری برای رسیدگی به وضعیت مردم سیستان و بلوچستان از جمله مسئله حقابه تالابهای بینالمللی هامون و رودخانه هیرمند بار دیگر دستوری در این زمینه صادر کرد.
بر اساس خبری که پایگاه اطلاعرسانی دولت منتشر کرده، رئیس جمهور در جلسه چهارشنبه هیئت دولت بر ضرورت پیگیری دستگاههای مسئول در مورد تعلل طرف افغانستانی در تامین حقابه هیرمند تاکید کرد.
سید ابراهیم رئیسی ۱۹ بهمن، در جلسه هیئت دولت با تبریک فرا رسیدن ایام پیروزی انقلاب اسلامی، بر ضرورت پیگیری دستگاههای مسئول برای تامین حقابه ایران از کشورهای همسایه تاکید کرد و گفت: لازم است دستگاههای مسئول و مربوطه بهویژه در مورد تعلل طرف افغانستانی در تامین حقابه هیرمند پیگیری لازم را صورت دهند.
گرچه پیشتر دستورهای رئیسی مورد انتقاد کارشناسان و صاحبنظران مختلفی قرار گرفته است زیرا به نظر میرسد در مورد مسائلی چون آب فقط با صدور دستور و تاکید بر حقابه نمیتوان مشکل خشکسالی و بیآبی در تالابهای بینالمللی هامون را برطرف کرد. تاکید بر جاری شدن حقابه رودخانه هیرمند پیش از این و بهویژه وقتی دولت رسمی افغانستان بر این کشور حاکم بود و از نظر دیپلماسی شناخته شده بود نیز در دستور کار وزارت امور خارجه بود و در حالی که موقعیت دیپلماتیک ایران به مراتب از موقعیت کنونی بهتر بود اما طرف افغانستانی تن به جاری کردن حقابه ایران ندادند.
سید ابراهیم رئیسی در جلسه هیئت دولت بر ضرورت پیگیری دستگاههای مسئول برای تامین حقابه ایران از کشورهای همسایه تاکید کرد
در عین حال چندی قبل و در پی تحریمهای جدید اتحادیه اروپا پروژه مربوط به توانمندسازی و احیای تالابهای بینالمللی هامون متوقف شد. این در حالی است که یکی از مهمترین اهرمهای فشار بر طرف افغانستانی درگیر کردن نهادهای بینالمللی است. پس از قطع کمک اتحادیه اروپا برای احیای تالابهای بینالمللی هامون انتظار میرفت وزارت امور خارجه کشورمان رایزنیهای دیپلماتیک بیشتری برای جلب توجه دفتر سازمان ملل متحد در ایران و مشکلات ناشی از جلوگیری از جاری شدن حقابه هیرمند و تالابهای بینالمللی انجام میشد. وزارت امور خارجه و بخش دیپلماسی محیط زیست آن کمتر نفوذی برای تاثیرگذاری در این گونه موارد داشتهاند.
از سوی دیگر به نظر میرسد دولت در قبال مسئله آب چه در تالابهای بینالمللی هامون و چه در سایر اکوسیستمهای آبی از جمله «دریاچه ارومیه» فاقد یک راهبرد جامع و چندجانبهگراست.
به نظر میرسد دولت سیزدهم بر راهکارهایی که تاکنون جواب ندادهاند برای حل مسئله هیرمند و خشکی تالابهای بینالمللی هامون تاکید دارد. چیزی که در سفر «محمد مخبر» معاون اول رئیس جمهور به زابل نیز بر آن اصرار شده بود. مخبر چهارم بهمن برای حل مشکلات آب سیستان و بلوچستان سه محور را مرور کرد؛ «انتقال آب دریا»، «حفر چاههای ژرف» و «حقابه هیرمند». هر سه راهکار، روشهایی هستند که در صورت موثر بودن نیازمند زمان هستند؛ بهویژه اینکه استخراج آب از چاههای ژرف به تصریح وزارت نیرو یک پروژه مطالعاتی است و هنوز یک منبع پایدار تامین آب شناخته نمیشود. با این وضع باید پرسید دولت سیزدهم برای حل مشکلات آبی مردم چه راهکار جدید و موثری دارد. این در حالی است که با توجه به تغییر اقلیم، روش سه دهه گذشته ایران در دپوی آب در چاهنیمهها با توجه به گرمایش زمین و میزان تبخیر غیرعاقلانه به نظر میرسد. دولتهای ایران هنوز از روشهای اقتصادی و تکنولوژیک برای بهبود وضعیت مردم سیستان و بلوچستان بهویژه بارگذاری تجارت و صنایع کمآببر نظیر آی.تی بهرهای نبردهاند.
نشانه دیگری از اینکه طرف ایرانی برای نجات تالابهای بینالمللی هامون بر در بسته میکوبد اظهارنظر «علی سلاجقه» در ابتدای مهر امسال است.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در آن زمان بار دیگر درباره احقاق حق رودخانه هیرمند وعده داده و گفت حقابه این تالاب، مطالبه اصلی است. علی سلاجقه در حالی از برنامه نشستهای دوجانبه میان ایران و افغانستان خبر داده که پیش از این از بدعهدی همسایه گلایه کرده و گفته بود دستهایی در کار است تا حقابه از رود هیرمند به تالاب بینالمللی هامون نرسد. او بار دیگر گفته بود: «آنچه که کشور همسایه مطرح میکند این است که شرایط موجود بهخاطر تغییر اقلیم استاما دادههای ما نشان میدهد که طی اعلام حکومت افغانستان سه تا چهار میلیارد متر مکعب آب وارد رودخانه هیرمند و سپس به سمت گودزره منحرف شده است.» از سوی دیگر رئیس سازمان حفاظت محیط زیست که پیش از این تاکید داشت اجازه استحصال از آبهای ژرف بدون مجوز محیط زیستی داده نمیشود، شامگاه جمعه از چاههای حفر شده در منطقه سیستان بازدید کرد و سازمان حفاظت محیط زیست با تامین آب شرب هیچ مشکلی ندارد.
صدور قرار جلب دادرسی برای دو مدیر محیط زیستی در پرونده «مهشاد» و «ریحانه»
یکی از وکلای اولیای دم مرحوم مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی از صدور قرار جلب دادرسی برای مهران نظری سلطانآبادی، مدیرکل سابق ححفاظت محیط زیست استان آذربایجان غربی و همچنین مختار خانی، رئیس اداره محیط زیست شهرستان ارومیه خبر داد.
به گزارش ایسنا، پرتو برهانپور در صفحه شخصی خود در توییتر نوشت: «قرار منع تعقیب مسئولان اداره محیط زیست آذربایجان غربی و ارومیه در خصوص اتوبوس خبرنگاران نقض و قرار جلب به دادرسی در خصوص دو مسئول مربوطه به اتهام تسبیب در قتل غیرعمدی و ایراد صدمه بدنی غیرعمدی صادر شد.»
او تاکید کرد: «این قرار قطعی و غیرقابل اعتراض است.»
«ما میخواستیم زنده بمانیم ولی وقتی این خواسته زیادی بود، چه راهی به جز رها کردن و گذاشتن همه چیز پشت سرمان داشتیم؟» این را دو سال پیش «دالیا»، مهاجر سوری که از سوریه جنگزده، گذشته بود و با خانواده چهار نفرهاش به شهر هاتای ترکیه رسیده بود، به یونیسف گفت. حالا دالیا چه میکند؟ حالا که چنان زلزله سهمگینی آمده که هاتای و غازیعینتاب و دیگر شهرهای مهاجرپذیر ترکیه که روزی مامن نسبتا امن سوریهای جنگزده بود را با خاک یکسان کرده، دالیا و دالیاها چه میکنند؟ این گزارش روایتی است از وضعیت آوارگانی که حالا با مصیبتی جدید روبهرو شدهاند.
ما که تصاویر وحشتناک ریزش ساختمانهای چندین و چند طبقه را میبینیم، به خودمان میلرزیم. حالا تصور کنید جای دالیا بودید یا جای یکی از هزاران مهاجری که جنگ و خونریزی، بلایای طبیعی و… پایشان را به ترکیه باز کرده و دارید آنجا زندگی میکنید. یک شب سرد زمستانی که شنیدهاید قرار است فردا برف و بوران بیشتر شود و سرما زیر پوستتان بدود، به این امید که فردا روز بهتری است و شاید سفیدی این برفی که میآید، نوید سفیدبختی شما که دارید آیندهای روشن را برای خودتان تصور میکنید، میدهد؛ میخوابید. اما هنوز وقتی چندان هم خوابتان عمیق نشده بین خواب و بیداری فقط چند ساعت بعد از رفتن به رختخواب با صدای جیغ بچهها و آژیر کشدار آمبولانس و خرد شدن شیشهها از خواب میپرید یا شاید هم نمیدانید که وسط این همهمه خوابید یا بیدار. فقط بدون اینکه بفهمید چه بر سرتان آمده، زیر خروارها خاک و آجر به طور معجزهآسایی زنده ماندهاید و این جمله در سرتان تکرار شود: «هزاران امید و آرزو خاک شد.»
ترکیه میزبان بیش از 3.5 میلیون آواره سوری است که از جنگ داخلی کشورشان گریختهاند که از این تعداد تقریبا نیمی از آنها کودک هستند. به علاوه در 10 استان ترکیه که در کانون زمینلرزه بودهاند، بیش از 1.7 میلیون نفر از 15 میلیون نفر ساکن آن را پناهندگان سوری تشکیل میدهند
جنوب شرقی ترکیه و شمال غربی سوریه در زلزله 7.8 ریشتری و پسلرزههای شدیدش که کمترین آنها 7.5 ریشتر بود، به شدت لرزید و خرابی پشت خرابی به بارآورد. پس از دو روز و تا عصر روز چهارشنبه ، بیش از 11 هزار نفر در این فاجعه کشته شدند. تیمهای امداد و نجات میگویند که تعداد کسانی که جانشان را از دست دادهاند، بیشتر نیز خواهد شد.
آوارگی دوباره آوارگان سوری در ترکیه
حالا که میلیونها نفر از جمله مهاجرانی که جنگ آنها را از سرزمینشان رانده و پیش از این هم در آمار آوارگان به حساب میآمدند، در شهر غازیعینتاب ترکیه نیز دوباره آواره شدند. به گزارش پایگاه خبری روزنامهنگاری بشردوستانه، این شهر که کانون زلزله بود محل سکونت بیش از 500 هزار نفر از سوریها در ترکیه به حساب میآمد. همچنین به گفته متیو سالتمارش، سخنگوی کمیساری عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان، هرچند نمیتوان گفت که در حال حاضر چه تعدادی از آسیبدیدگان پناهنده ترکیه بودند اما پیشبینی میشود که با توجه به نزدیکی کانون زلزله به محل زندگی این افراد با عدد بالایی روبهرو باشیم. به گزارش فرانس 24، ترکیه میزبان بیش از 3.5 میلیون آواره سوری است که از جنگ داخلی کشورشان گریختهاند که از این تعداد تقریبا نیمی از آنها کودک هستند. به علاوه در 10 استان ترکیه که در کانون زمینلرزه بودهاند، بیش از 1.7 میلیون نفر از 15 میلیون نفر ساکن آن را پناهندگان سوری تشکیل میدهند. فیلیپ لکلرک، نماینده کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه نیز گفته است: «این 10 منطقه میزبان بزرگترین جمعیت پناهندگان در جهان هستند. در استان کیلیس از هر 2 نفر 1 نفر پناهنده سوری است، در حالی که در غازیعینتاب، شانلی اورفه و هاتای از هر 4 نفر، 1 نفر پناهنده سوریه است.»
جابهجایی اجباری بیش از 101 میلیون نفر در جهان
به گزارش پایگاه خبری اینفو مایگرنت، «بایرام» که همه زندگیش را در ترکیه از دست داده، میگوید: «همه چیزم را از دست دادم، تازه داشتم روی پای خودم میایستادم که چیزی که فکرش را هم نمیکردم، من را به نقطه صفر رساند.» او مثل «ابواحمد» قصد بازگشت به سوریه را دارد و به تلخی و کنایه ادامه میدهد: «ما سالمیم ولی خانه ما ریخت و همه مردند. کاش حداقل خوششانس بودیم و در سوریه در چادر زندگی میکردیم، آخر چادر چیزی ندارد که به سرت بریزد!» این پناهجوهای سوری که اصالتاً اهل حلب هستند به دنبال دریافت کمک از سازمانهای غیردولتی میخواهند راهی منطقه ادلب سوریه شوند. آنها در حالی خود را به امید زنده نگه داشتهاند که به گفته دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد، هزاران آواره در سراسر شمال سوریه در مناطق اطراف ادلب، حلب، و لاذقیه زندگی میکنند. همچنین در سوریه، بیش از 6.8 میلیون نفر قبل از زلزله آواره داخلی شدند و نزدیک به 60 هزار پناهنده فلسطینی نیز در شمال سوریه آسیبدیده از زلزله، به سر میبردند. به گزارش کمیساری عالی پناهندگان سازمان ملل، از سال 2012 تا پایان سال 2022، بیش از 101 میلیون نفر مجبور به جابهجایی اجباری شدهاند و از این تعداد بیش از 100 هزار نفرشان از سوریه به دلیل جنگ و خشونت بالا مجبور به مهاجرت از کشورشان شدند. به گفته تدروس آدهانوم، مدیرکل سازمان بهداشت جهانی این افراد که به طور مداوم مجبور به جابهجایی میشوند از آسیبپذیرترین اقشار هستند. آنها به دلیل بیگانههراسی، تبعیض، شرایط بد زندگی، کار و دسترسی ناکافی به خدمات بهداشتی، دچار مشکلات جسمی و روانی میشوند و سلامت و رفاه آنها باید در اولویت نهادهای بینالمللی قرار بگیرد.
نهادهای بینالمللی به دنبال حمایت از پناهجویان
در این وضعیت نهادهای بینالمللی در کنار یکدیگر تصمیماتی را برای آسیبدیدگان از جمله پناهجویان سوری ترکیه در نظر گرفتهاند. هیات اجرایی سازمان بهداشت جهانی تصمیم گرفت که برنامه این سازمان برای سلامت پناهندگان و مهاجران را تا سال 2030 تمدید کند. این برنامه که به «برنامه اقدام» معروف است بر پنج اولویت از جمله ارتقای سلامت پناهندگان و مهاجران از طریق ترکیبی از اقدامات کوتاهمدت و بلندمدت، مداخلات بهداشت عمومی، تضمین تداوم و کیفیت مراقبتهای بهداشتی ضروری، توسعه، تقویت و اجرای اقدامات ایمنی و بهداشت حرفهای متمرکز است. به گزارش سازمان بهداشت جهانی، این سازمان با زلزلهی ترکیه و سوریه، الگوی عملیاتی خود را برای این برنامه با یک چشمانداز بلندمدت برای سلامت پناهندگان و مهاجران، تغییر میدهد. همچنین کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در در ترکیه و سوریه در حال ارائه پتوهای برقی، تشک، ست آشپزخانه، ملحفه پلاستیکی، کنسرو و لباسهای زمستانی است. صندوق بینالمللی کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) نیز کمکهای خود را به سوریه و ترکیه بسیج کرده تا تاثیر زلزله بر ایستگاههای آب و خدمات را ارزیابی کنند. این سازمان همچنین در حال ارزیابی آسیبهای احتمالی است که مدارس با آن مواجه هستند. به گفته یونیسف، اولویت با کمک به کودکان بیسرپرست آسیبدیده در جریان این فاجعه طبیعی برای یافتن خانواده برای آنها است.
|پیام ما| هفتههاست که «منظورعلی» هر صبح با اندک امیدی از خواب برمیخیزد و از کمپی در حومه «دادو»، که از ماه سپتامبر با خانوادهاش در آن زندگی میکند، یک ساعت پیاده میرود تا به روستایش «نورنگ چاندیو» برسد. او هر بار میرود تا ببیند آیا سیل فروکش کرده یا نه و هر بار، ناامیدتر از همیشه به کمپ بازمیگردد.
از زمان وقوع سیل فاجعهبار پاکستان در سال گذشته، این کارِ همیشگی منظورعلی است. او 10 فرزند دارد و میگوید: «ما همهچیز را از دست دادهایم. دیگر نمیتوانیم به گذشته برگردیم. روستاها هنوز زیر آب است و خانههایمان غرق شده. مسئولان میآیند و اسمهای ما را مینویسند اما هیچوقت برنمیگردند و کمکی نمیرسانند. بعضی خانوادهها در روستاهای دیگر که از پسشان برمیآید، آب را از خانههایشان خالی کردهاند و بالاخره برگشتهاند. اما ما نمیتوانیم.»
پاکستان، بعد از سر گذراندن سه ماه بارندگی شدید، با سهمگینترین سیل تاریخ روبهرو شد و یک دهم کشور زیر آب رفت. سازمان ملل این بلا را یک «فاجعه اقلیمی» نامید و دولت گفت که بیش از 1700 نفر جان باخته و دست کم 33 میلیون نفر تحت تاثیر سیل بزرگ قرار گرفتهاند.
شاهمیر بلوچ در گزارشی در گاردین درباره آخرین وضع سیلزدگان پاکستان نوشته است: در بیشتر نواحی، آب پایینتر رفته و خسارت بسیاری بر جای گذاشته است. اما در ایالت سند که ناحیه دادو و بلوچستان در آن قرار دارد، بیشترین خسارت رقم خورده و آب راکد سیل منطقه وسیعی از زمینها را پوشانده است.
«حوا» میگوید: هیچ غذا یا کمکی وجود ندارد. حتی به ما پتو ندادهاند. در کمپها، بدون هیچ امکاناتی، زمستان سختی را سپری میکنیم. ما فقیریم و نمیتوانیم خانهای اجاره کنیم. اگر فقیر نبودیم میشد برای ترک این زندگی تحقیرآمیز کاری کرد
حداقل یک و نیم میلیون هکتار از زمینهای کشاورزی تخریب شده، 15 میلیون نفر با کمبود مواد غذایی مواجه شدهاند و خسارت مالی بین 30 تا 35 میلیارد دلار برآورد شده است. بانکهای بینالمللی و کمکهای ملی جهانی هم برای بازسازی کشور به پرداخت بیش از 9 میلیارد دلار متعهد شدهاند.
وقتی نورنگ چاردیو در ماه اوت زیر آب رفت، منظور علی هم به خانوادههای دیگر پیوست و در زمینی مرتفع در 50 کیلومتری «سوپِریو» در دادو پناه گرفت. برای هفتهها، حدود 2 هزار نفر به این نقطه که فقط با قایق قابل دسترسی بود، پناه گرفته بودند. اکنون پس از 6 ماه، جادههای اطراف از زیر آب سر برآوردهاند اما هنوز آبی کدر و سبزرنگ روی مزارع پنبه باقی مانده است. بیشتر بازماندگان، از جمله خانواده منظور علی، در چادرهایی زندگی میکنند که مقامات سند برپا کردهاند.
اما زندگی در این شرایط آسان نیست. «بادال چاندیو» که چادرش کنار منظور علی است میگوید: «همین دیروز باران آمد و آب به کمپهای ما سرازیر شد. وقتی باران میبارد، فقط دعا میکنیم که زودتر متوقف شود. از این زندگی خسته شدهایم.»
هر دوی این مردان اکنون برای گذران زندگی، پِهِن گاومیش خود را میفروشند و میگویند تنها کمک مالی که به آنها رسیده، پرداخت نقدی یکباره هفت هزار روپیه (21 پوند) از طرف دولت فدرال مربوط به برنامه حمایتی «بینظیر بوتو» بوده است.
آنها میگویند در ماه گذشته، هیچ یک از امدادگران یا سازمانهای غیردولتی غذایی میان سیلزدگان توزیع نکردهاند. چاندیو میگوید: «نمیتوانیم زنان خود را در اردوگاه رها کنیم و برای کار به شهرهای بزرگ دیگر مانند کراچی برویم. نگران امنیت آنها هستیم.»
«غلام رسول» که کارگری 70 ساله است میگوید: سیل همه را تحت تاثیر قرار داده اما اثرش بر فقرا و کارگران از هر کسی بیشتر است. چون در دولت کسی را ندارند. هیچ صدایی ندارند. فقط ثروتمندان و قدرتمندان همه کمکها را دریافت میکنند. او روایتهای زیادی درباره فساد در این ولایت شنیده است. در ماه سپتامبر، پلیس صدها چادر و جیره غذایی که برای سیلزدگان بود را در انباری در منطقه «قمبر شهدادکوت» کشف کرد. در این ماجرا، بعضی مقامات محلی هم دستگیر شدند
«حوا» هم میگوید این زندگی تحقیرآمیز است. «هیچ غذا یا کمکی وجود ندارد. حتی به ما پتو ندادهاند. در کمپها، بدون هیچ امکاناتی، زمستان سختی را سپری میکنیم. ما فقیریم و نمیتوانیم خانهای اجاره کنیم. اگر فقیر نبودیم میشد برای ترک این زندگی تحقیرآمیز کاری کرد.» او هم هفت هزار روپیه کمکی را دریافت است اما این پول حتی کفاف هزینه مراقبتهای بهداشتی پسرش را نداد. پسر حوا ماه پیش حصبه گرفت و در بیمارستان بستری شد. «تهیه داروها پول میخواهد ولی هیچ کمکی در کار نیست. از خدا میخواهیم که بیاید و کمک برساند.»
بازگشت به خانههای فرسوده محصور در آبهای راکد، برای بسیاری به زندگی در کنار جاده یا اردوگاه ارجحیت دارد. بعضی دیگر هم در زمینهایی که روزگاری خانهشان بود چادر زدهاند.
«غلام رسول» که کارگری 70 ساله است، ماه دسامبر از کمپ دادو به روستایش برگشت و دید که خانهاش هنوز محصور در آب است و بخشهای فلزی سقف را دزدیدهاند. پس با پهن گاو و پلاستیکی که روی آب شناور بود، سقف را وصله کرد. رسول میگوید: «سیل همه را تحت تاثیر قرار داده اما اثرش بر فقرا و کارگران از هر کسی بیشتر است. چون در دولت کسی را ندارند. هیچ صدایی ندارند. فقط ثروتمندان و قدرتمندان همه کمکها را دریافت میکنند.» او روایتهای زیادی درباره فساد در این ولایت شنیده است. در ماه سپتامبر، پلیس صدها چادر و جیره غذایی که برای سیلزدگان بود را در انباری در منطقه «قمبر شهدادکوت»، هممرز با دادو، کشف کرد. در این ماجرا، بعضی مقامات محلی هم دستگیر شدند اما کسی هنوز متهم نشده است.
رسول میگوید: «جامعه بینالمللی باید در بازسازی و ساخت و ساز مشارکت کند تا به ما فقرا هم کمک برسد.» محمد صدیق، یکی از همسایگان رسول که هفت فرزند دارد هم با او موافق است. محمد دیگر در کمپ نیست و میگوید: «زندگی در چادر غیرممکن بود. به خانهام برگشتم اما مجبورم برای رسیدن به خانه مسیری طولانی را با پای پیاده از میان آب بگذرم. به فرمانداری منطقه التماس کردهام که مسیر را باز کند اما هیچکس به کمک نمیآید. دولت ما را رها کرده است. سیاستمداران فقط وقت انتخابات یاد ما میافتند.»
«مشتاق احمد»، مغازهدار است و میگوید فقر در حال گسترش است و در مغازهاش 75 درصد افت مشتری داشته است. «مردم آه در بساط ندارند. بیشتر ساکنان این منطقه به کشاورزی وابستهاند اما سیل مزرعهها و محصولات کشاورزی را از بین برده است. همین است که مردم اینجا دیگر از پس مخارج خود برنمیآیند.»
جرایم هم افزایش یافته است. در ماه ژانویه، پس از کشته شدن یک مرد به دست سارقان مسلح، دهها نفر بزرگراه سند بین شهرهای دادو و سوکور را مسدود کردند و علیه پلیس و دولت سند شعار دادند.
«اللهبخش» که سارقان در خانهاش را شکسته بودند، به تظاهرات بزرگراه پیوست. «از زمان وقوع سیل، جرم و جنایت بیشتر شده است. سارقان با اسلحهای در دست به خانههای روستایی میروند و در روز روشن، گاومیشها و دام را میدزدند. روستاها و ولسوالیهای سیلزده، حتی یک روز را بدون گزارش سرقت نمیگذرانند. دولت رهایمان کرده و به دست دزدان سپرده است. با این وضع، جز بستن راهها، اعتراض و سر دادن فریاد عدالتخواهی چه کنیم؟»
|پیام ما| اگر یک دهه پیش به نمایشگاه بینالمللی گردشگری میرفتید، یکی از بخشهای جذاب سفر برای شما غرفه مرتبط با اقامتگاههای بومگردی بود. آن زمان آقا هاشم طباطبایی صاحب بارانداز، مازیار آل داوود مدیر اقامتگاه آتشونی و… را میشد در این غرفهها همراه جمع دوستانشان دید. آن سالها برای رزرو آتشونی باید ماهها پیشتر اقدام میکردید و بعید بود در میان خیل انبوه توریستهای خارجی مایل به سفر به ایران، شانس و اقبال زیادی برای اقامت در این مجموعه پیدا کنید. آقا هاشم چند سال بعد متاسفانه در تصادف رانندگی از دست رفت و مازیار آلداوود هم پس رکود گردشگری، درِ آتشونی را بست و به این ترتیب نخستین اقامتگاه گردشگری ایران تعطیل شد.
از زمانی که خوشهسار بومگردی در سالهای آخر دهه 80 با 17 اقامتگاه شکل گرفت تا سال 1401 که بیش از سه هزار اقامتگاه در کشور تاسیس شده، گردشگری تغییر و تحولات بسیاری را به خود دیده است. با این حال در تمام این سالها یک چیز ثابت بوده؛ اینکه مسئولان و متولیان گردشگری در کشور همواره از افزایش اقامتگاههای بومگردی به عنوان یکی از مولفههای کارنامه موفقشان یاد کردهاند. از نظر آنها اقامتگاههای روستایی توانسته است به توسعه در این مناطق منجر شده و در مواردی مهاجرت معکوس را شکل دهد. از جمله این اظهارنظرها به گفتههای علیاصغر شالبافیان، معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی و گردشگری مربوط میشود که 11 مهر 1400 در دیدار با فعالان این حوزه گفت: «اقامتگاههای بومگردی به عنوان یکی از مهمترین تاسیسات گردشگری کشور با دارا بودن استعداد ذاتی در راستای معرفی و انعکاس فرهنگ، هنر، تاریخ و اصالت فرهنگی به گردشگران از جایگاه مهمی میان مراکز اقامتی کشور برخوردار است».
نیلوفر حسینی، کارشناس بومگردی: بسیاری از مالکان خانههای بومگردی با هزار وعده و تشویق وزارت گردشگری و با ذوق ذاتی خود نسبت به فرهنگ بومی و طبیعت، این راه را شروع کرده بودند اما حالا میبینند مشوق ابتدایی، رفیق نیمهراه شده است
از زمانی که شالبافیان این اظهارنظر را مطرح کرده تاکنون، چند اتفاق برای این مجموعه ها افتاده است. یکی از آنها به تعرفه برق برمیگردد که دولت تصمیم گرفت هزینه برق صنعتی را برایشان لحاظ کند و در اقدام دیگری در بودجه 1401 هزینه گاز آنها را در زمره تعرفه گروه خدماتی محاسبه کرد. هر دو گزینه به گفته فعالان این حوزه به واسطه خانوادگی بودن این حرفه و در نظر گرفتن بخشی از فضای سکونت به اقامتگاه، به افزایش هزینههای آنها منجر میشود. این در حالی است که رکود ناشی از کرونا، ناآرامیها و اعتراضات چند ماه گذشته، تورم و کاهش سفر به واسطه عدم توانایی تامین هزینههای آن در نهایت به رکود بومگردی در بسیاری از بخشهای کشور منجر شده و بسیاری را به فکر تصمیمی که مازیار آل داوود گرفت، انداخته است.
فرامرز کیانی، نایب رئیس انجمنهای بومگردی خراسان جنوبی: نمیتوان به بومگردی به عنوان یک شغل نگاه کرد. فکر میکنم صرفا یک علاقهمندی است و اگر با این شرایط پیش برویم با تعطیلی بسیاری از آنها مواجه خواهیم شد
بومگردی دیگر شغل نیست
نمایشگاه گردشگری مجالی برای تبلیغات در عرصه توریسم از سوی بخش خصوصی و دولتی است. اقامتگاههای بومگردی با بیش از سه هزار عضو نسبت به آن سالها که تعدادشان از 100 و 200 اقامتگاه بیشتر نبود، فضای محدودتری در اختیار دارند. برخی از آنها امسال در غرفههای مرتبط با اداره کلهای گردشگری استانهای محل تاسیس خود جلوی کانتری ایستادهاند و به پرسشهای مراجعان پاسخ میدهند، بیآنکه از فضای صمیمی و دوستانه و دورهمیهای اقامتگاهداران سالهای قبل خبری باشد. در مقابل نام اقامتگاههای هر شهر و استان در لیست بلندبالایی که در غرفههای اداره کل استانهای مختلف به مخاطبان داده میشود، به چشم میخورد.
نایب رئیس انجمنهای بومگردی خراسان جنوبی و صاحب اقامتگاهی در بشرویه که بنایی متعلق به دوره صفوی است، در گوشهای از غرفه استان خراسان جنوبی به پرسشهای علاقهمندان به سفر پاسخ میدهد. او به «پیام ما» ما میگوید: «نمیتوان به بومگردی به عنوان یک شغل نگاه کرد. فکر میکنم صرفا یک علاقهمندی است و اگر با این شرایط پیش برویم با تعطیلی بسیاری از آنها مواجه خواهیم شد.»
آیا نمایشگاه به او کمک میکند تا مشتریانی بیابد؟ فرامرز کیانی بیان میکند: «با توجه به نبود انگیزه شرکت در نمایشگاه از سوی بسیاری از صاحبان بومگردی به واسطه فقدان دستاوردهای مناسب و مثبت حضور در نمایشگاههای پیشین، به نظر نمیرسد این نمایشگاه نیز چندان کمکی به رونق بومگردی در کشور کند.»
صاحب این اقامتگاه با گرفتن وام برای ساخت اقامتگاه، به گفته خودش یکی از ابربدهکاران بانکی است. او میگوید: «نه تنها من بلکه برخی همکارانم حتی یک کارت بانکی هم نداریم در حالی که هشت سال است در این حوزه حضور دارم و فعالیت میکنم و در این چند سال به واسطه کرونا و سایر موارد نتوانستهام درآمد مناسبی داشته باشم.»
سرخوردگی عمومی بومگردیها را جدی بگیرید
نیلوفر حسینی، کارشناس حوزه بومگردی میگوید: «هر روز خبری از خانههای بومگردی میشنویم که چوب حراج به داراییشان زدهاند. فروش اقامتگاه یعنی فروش همه سرمایهای که با امید در این راه گذاشته شده بود.»
به گفته او همزمان با شروع نمایشگاه بینالمللی گردشگری، پیام همکاران در اقامتگاههای گوناگون بسیار ناامیدکننده بود. آنها به معنای واقعی کلمه در حالی که خستگی راه پیموده را حمل میکنند، حال و آینده نزدیک بومگردی را کاملا سیاه میبینند. او میافزاید: «باید به مسئولان مربوطه که هنگام تبلیغات و طرح های تشویقی برای ورود جامعه بومی به بومگردی سر از پا نمیشناختند و عدد اقامتگاههای بومگردی را با سرعت بالا و در مدت کوتاهی به صورت تشریفاتی بالا بردند گوشزد کرد این آمار و ارقامی که با عنوان توسعه بومگردی و گردشگری روستایی بیهیچ طرح مطالعاتی از پیش، عنوان میکردید تمام زندگی و معیشت بسیاری از این افراد بود.»
او ادامه میدهد: «مسئولان با اقتصاد بومی بازی کردند و باید به تکتک کسب و کارهایی که زیر بار این رکود شکستند پاسخگو باشند. زیرا آنها با وعده و وعید و تبلیغات آنها به این روز افتادهاند که حتی رمق شرکت در نمایشگاه گردشگری را هم ندارند.»
حسینی معتقد است باید سرخوردگی عمومی بومگردیها را جدی گرفت و از مسئولان پرسید که «برای تابآوری کسب و کارهای خرد گردشگری چه برنامهای دارید؟» او میگوید: «بسیاری از مالکان خانههای بومگردی با هزار وعده و تشویق وزارت گردشگری و با ذوق ذاتی خود نسبت به فرهنگ بومی و طبیعت، این راه را شروع کرده بودند اما حالا میبینند مشوق ابتدایی، رفیق نیمهراه شده است.»
نمایشگاه بینالمللی گردشگری 1401 در غیاب بسیاری از فعالان بومگردی که قرار بود توسعه روستایی را در کشور به ارمغان آورند در حال برگزاری است. آنها این روزها فارغ از تبلیغات دولت درباره سرعت بالای قطار پیشرفت، در تلاش برای باقی ماندن در این حوزه هستند و ناامید از اینکه نمایشگاه گردشگری دستاوردی برایشان داشته باشد.
اسکان زلزلهزدگان ترکیه در هتلهای آنتالیا و آنالیا
|پیام ما| دولت ترکیه به زلزلهزدگان وعده داد ظرف یکسال خانههایشان را بازسازی و نوسازی میکند. این در حالی است که رئیسجمهور این کشور از پرداخت کمک ۱۰ هزارلیری فوری به آسیبدیدگان این دو زلزله خبر داد. نگاهی به عمق ویرانیهای برجامانده از دو زلزله اخیر ترکیه هر بینندهایی را به عمقی از ترس فرو میبرد اما در کنار آن، شیوه و بسیج کمکرسانی و ساماندهی آسیبدیدگان زلزله مرهمی ولو اندک بر این زخم است. ویدئویی که از یک ایرانی آسیبدیده از این زلزله منتشر شده حکایت از آن دارد که نهادهای رسمی ترکیه از جمله شهرداری به سرعت مردم را در شرایط برف و سرما اسکان دادهاند. ویدئویی از این ایرانی در «کایسری» ترکیه در حالی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که او از اینکه زلزلهزدگان خوی چنین امکاناتی ندارند اظهار تاسف کرده است. نگاهی به آخرین وضعیت زلزلهزدگان ترکیه و شیوه مدیریت بحران در این کشور میتواند نکات مهمی برای ما در ایران داشته باشد که در اقلیمی زلزلهخیز زندگی میکنیم.
زلزله ساعت ۴ و ۱۷ دقیقه روز ۱۷ بهمن که با بزرگای ۷.۸ در مقیاس ریشتر جنوب ترکیه و بخشهای از سوریه و لبنان را لرزاند بنا بر اعلام سازمان ملل متحد شدیدترین زمینلرزهای است که طی ۸۰ سال اخیر در ترکیه ثبت شده است. البته زلزله دیگری با بزرگای ۷.۷ در مقیاس ریشتر نیز وخامت اوضاع را افزایش داد. به این ترتیب تا ۱۹ بهمن ۸ هزار و ۵۷۴ نفر در پی زلزلههای روز ۱۷ بهمن جان باختهاند و ۴۹ هزار و ۱۳۳ نفر مجروح شدهاند. به همین دلیل هم سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده احتمال ۸ برابر شدن قربانیان زلزله در ترکیه و سوریه وجود دارد. با این وضع دستکم از ۶۵ کشور کمکهایی برای زلزلهزدگان ترکیه گسیل شده است.
مکزیک که همچون ترکیه و ایران روی خط زلزله قرار دارد، تیمی متشکل از ۱۶ سگ امدادگر خود را که بسیاری از آنها شهرت جهانی هم دارند، با یک هواپیمای اختصاصی عازم ترکیه کرده است
به غیر از اینکه کنار هم قرار گرفتن هواپیماهای امدادرسانی از کشورهای مختلف حاشیههایی در شبکههای مجازی ایجاد کرد از جمله قرار گرفتن یک فروند سی.۱۳۰ ایران در کنار یک هواپیمای باری رژیم اسرائیل، مدل برخورد و مداخله در بحران دولت ترکیه قابل تامل بوده است. یکی از نخستین اقدامات این کشور برقراری پرواز ۱۰۰ لیری (پروازی به شدت ارزان) به مناطق زلزلهزده و ایجاد فرصتی برای خروج بازماندگان و انتقال به سایر نقاط و از سوی دیگر ایجاد بستری برای بسیج نیروهای امدادی و داوطلب بوده است.
شاید زلزله اخیر ترکیه هنوز با شدیدترین زلزلهای که در تاریخ ثبت شده یعنی زلزله ۹.۵ ریشتری «والدیویا» شیلی در سال ۱۹۶۰ به وقوع پیوست، فاصله داشته باشد اما هنوز عمق آنچه روی داده به درستی برایمان ترسیم نشده و همچنان نیروهای امدادی در حال آواربرداری هستند. در همین حال نیز «هانس کلوگه»، مدیر منطقهای سازمان جهانی مسکن، در اروپا، اعلام کرد وضعیت اضطراری سطح ۳ توسط سازمان بهداشت جهانی به دلیل زلزله ترکیه تعیین شده است. این در حالی است که خبرگزاری آناتولی گزارش داد شمار امدادگرانی که از کشورهای اروپایی به مناطق زلزلهزده در ترکیه اعزام شده یا خواهند شد، به هزار و ۵۰۰ نفر نزدیک شده است.
کمیسیون اتحادیه اروپا طی بیانیهای اعلام کرد که در چارچوب مکانیسم حفاظت مدنی تاکنون از 20 کشور اروپایی به مناطق زلزلهزده در ترکیه 29 تیم امدادی و 5 تیم پزشکی اعزام شدهاند. بخشی از این تیمها که از هزار و ۴۸۵ نفر و 100 سگ زندهیاب متشکل هستند، وارد ترکیه شده و به فعالیتهای امداد و نجات پیوستند.
رئیسجمهور ترکیه : هرگز اجازه نخواهیم داد در خیابان بمانند؛ ظرف یک سال در 10 استان برای زلزلهزدگان مسکن احداث خواهیم کرد. با هتلهای آنتالیا و آلانیا هماهنگیهای لازم را انجام دادهایم و شهروندان زلزلهزده را در این هتلها اسکان خواهیم داد
کشورهای اروپایی علاوه بر تیمهای امدادی و پزشکی، به مناطق زلزلهزده لوازمی مانند چادر، پتو و بخاری نیز ارسال خواهند کرد. آلمان، لیتوانی و اسلوونی تلاشها برای ارسال این لوازم را آغاز کردند.
هم اکنون 96 هزار و 670 نیروی امداد و نجات در مناطق زلزلهزده در حال فعالیت هستند. تاکنون بیش از 8 هزار زلزلهزده از زیر آوار نجات یافتند. تلاشها برای نجات کسانی که زیر آوار ماندهاند همچنان ادامه دارد.
هتلها در خدمت زلزلهزدگان
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه از شهرک چادری زلزلهزدگان در «قهرمانمرعش» بازدید کرده و سپس در جمع خبرنگاران گفت: تمام امکانات خود را برای زلزلهزدگان بسیج کردهایم، دولت با همکاری شهرداریها به ویژه آفاد (مرکز مقابله با بحران ترکیه) با تمام امکانات به عملیات امدادی ادامه میدهد.
رئیسجمهور ترکیه همچنین گفت: شمار قربانیان به ۸ هزار و ۵۷۴ نفر و مصدومان به ۴۹ هزار و ۱۳۳ تن افزایش یافته است، ۶ هزار و ۴۴۴ خانه نیز تخریب شده است.
او با تاکید بر اینکه تمام امکانات را برای زلزلهزدگان بسیج کردهاند، افزود: شهروندانمان به هیچ وجه نگران نباشند، هرگز اجازه نخواهیم داد در خیابان بمانند؛ ظرف یک سال در 10 استان برای زلزلهزدگان مسکن احداث خواهیم کرد. با هتلهای آنتالیا و آلانیا هماهنگیهای لازم را انجام دادهایم و شهروندان زلزلهزده را در این هتلها اسکان خواهیم داد.
فراخوان برای کمک به زلزلهزدگان
از نخستین ساعات وقوع زلزلههای ترکیه، مردم و نهادهای خصوصی ترکیه فراخوانهای مختلفی برای جمعآوری کمک اعلام کردند. یکی از این نهادها شرکت «ترندیول» که مشابه آن در ایران «دی.جی.کالا» است با فراخوانی به جذب کمکهای نقدی پرداخت. در عین حال همه نهادهایی که فراخوان دادهاند تاکید کردهاند از ارسال اقلام دست دوم و کهنه خودداری شود. شهرداریهای همه مناطق در شهرها آماده پذیرش این کمکها هستند. از سوی دیگر مدارس کل ترکیه تا تاریخ ۱۳ فوریه تعطیل شدهاند تا این مراکز به نقطه جذب کمکهای مردمی تبدیل شوند. از سوی دیگر همه رستورانها و نهادهای از این جنس مشغول پخت و تحویل غذا به زلزلهزدگان هستند. دستکم در شهر بزرگی چون استانبول نانواییها بخش اعظم پخت خود را به ارسال نان به مناطق زلزلهزده اختصاص دادهاند.
همچنین طبق گزارش آناتولی از مرکز جمعآوری کمکهای مردمی در منطقه اسکودار استانبول، مردم در صفی طولانی با هر چه در توان دارند، به یاری زلزلهزدگان شتافته و جوانان حضور گستردهای دارند.
این خبرگزاری دراینباره نوشت در پی وقوع دو زلزله ۷.۷ و ۷.۶ ریشتری به مرکزیت شهرستانهای پازارجیک و البستان در استان قهرمانمرعش ترکیه که چند استان کشور را تحت تاثیر قرار داده و به تخریب بیش از 5 هزار ساختمان منجر شده است، مردم سراسر کشور با جمعآوری کمک به یاری زلزلهزدگان شتافتند.
در شهر استانبول بهویژه در منطقه اسکودار، مردم بلافاصله بعد از اعلام خبر، به صورت خودجوش اقدام به کمکرسانی به مردم زلزلهزده کردند و طی زمانی کوتاه حجم قابل توجهی از کمکهای مردمی جمعآوری و به منطقه ارسال شد.
مردم در این مرکز با دستهایی که پر از بستههای کمکی است، هر چه در توان دارند به زلزلهزدگان کمک میکنند.
برخی از آنها پتوهای خانه خود و لباسهای گرمشان را آورده و برخی، از فروشگاههای محدوده اطراف خرید کرده و با کیسههایی پر از مواد غذایی به مرکز میآیند.
نکته قابل توجه در این مرکز، حضور پدران و مادرانی است که همراه فرزندان خود بستههای کمکی را میآورند. مادری همراه دخترش با یک چرخ دستی که از فروشگاه نزدیک مرکز خرید کرده و پر از مواد غذایی است، آن را تحویل میدهد.
خبرگزاری آناتولی همچنین نوشت: مردی میانسال در حالیکه دو بسته بزرگ بر شانههایش دارد و به دلیل سنگینی بستهها آرام گام برمیدارد، همراه پسر جوانش خود را به مرکز میرساند. پسر هم مانند پدر بر شانههایش بستههای کمکی دارد و همراه پدر به کمک زلزلهزدگان میشتابد.
یکی از داوطلبان حاضر در مرکز گفت: از ساعت یک ظهر که اینجا هستم تا عصر، در مجموع 22 تریلی از کمکهای دریافتی پر شده است و حتی در شب مردم همچنان برای تحویل کمک به مرکز میآیند.
در این میان دختر جوانی با یک چرخ دستی پر از آب معدنی به مرکز میآید.
در این مرکز حضور گسترده دختران و پسران جوان که با نظم و جدیت خاصی به ارائه و دریافت کمکها میپردازند، بیشتر جلب توجه میکند.
هم در بخش دریافت کمکها حضور گسترده جوانان را میبینی و هم در ارائه کمک. در بخش دریافت کمکها، آنها با نظم و ترتیب و دقت تمام کمکها را جمعآوری، بستهبندی و آماده میکنند و به ریزترین جزییات در این روند توجه دارند. بهگونهای که در تفکیک کمکهای دریافتی نهایت دقت را به خرج میدهند.
کمکهای دریافتی به سرعت تفکیک و بستهبندی میشوند و در زمانی کوتاه دهها بسته کوچک و بزرگ آماده تحویل شدند؛ بستههایی پر از مواد غذایی، کفش، پتو و لباس گرم که در یک همبستگی کمنظیر تهیه شدهاند.
نکته قابل توجه دیگر این است که مردم به نیازهای کودکان توجه ویژهای دارند و برخی از پوشک بچه تا خوراکی برای آنها آوردهاند و بستههای زیادی برای کودکان زلزلهزده جمعآوری شده است.
از سوی دیگر، حجم کمکها به گونهای است که به سرعت سالن پر از بستههای کمکی میشود و مردم برای انتقال آنها دست به دست هم داده و امیدوارند به سرعت به دست زلزلهزدگان برسد.
ویرانیها و نجات دادنها
در همین حال و در شرایطی که ترکیه در عزای عمومی به سر میبرد و پخش همه سریالهای سرگرمکننده متوقف و تمامی امکانات سینمایی و تلویزیونی هم در اختیار زلزلهزدگان قرار گرفته است در شبکههای اجتماعی تصاویری از نجات آنها که تا ۴۸ ساعت زیر آوار مانده و نجات داده شدهاند نیز دیدنی است و شبکههای اجتماعی آنها را پوشش میدهند. روزنامههای ترکیه عموما تمام صفحههای خود را به پوشش اخبار مناطق زلزلهزده اختصاص دادهاند که از این جمله میتوان به «حریت» و «ملیت» یا «جمهوریت» اشاره کرد.
در این میان اینستاگرام پر از تصاویر این ویرانیها و امدادرسانیهاست. از این جمله میتوان به نجات یک مادر و دخترش پس از 39 ساعت از زیر آوار زلزله در «حتای» اشاره کرد.
بر اساس گزارش «آفاد» تا اکنون 96 هزار و 670 نیروی امداد و نجات در مناطق زلزلهزده در حال فعالیت بوده و بیش از 8 هزار زلزلهزده توسط آنها از زیر آوار نجات یافتهاند. درعین حال تلاشها برای نجات کسانی که زیر آوار ماندهاند همچنان ادامه دارد.
سگهای امدادگر مشهور مکزیکی در ترکیه
مکزیک که همچون ترکیه و ایران روی خط زلزله قرار دارد، تیمی متشکل از ۱۶ سگ امدادگر خود را که بسیاری از آنها شهرت جهانی هم دارند، با یک هواپیمای اختصاصی عازم ترکیه کرده است.
بی.بی.سی در اینباره نوشت: برخی از این سگها با نجات چندین نفر در جریان زلزله مهیب سال ۲۰۱۷ مکزیک، مشهور شدند.
مکزیک به علت تجربه متعدد در امدادرسانی به زلزلهزدگان، دارای تیمهای مجرب امداد و نجات است که علاوه بر ماموریتهای داخلی، از آنها برای کمک به آسیبدیدگان زمینلرزههای بزرگ دنیا هم استفاده میکند.
یکی از این سگها به نام «فریدا»، که یک لبرادور طلایی بود، وقتی در سال ۲۰۱۷ تصاویرش در حالی که عینک ایمنی به صورت و کفشهای عملیاتی به پا داشت در رسانههای جهان منتشر شد، به سرعت در جهان هواداران بسیار پیدا کرد. البته فریدا سال گذشته بر اثر کهولت سن درگذشت. فریدا در جریان زلزلههای متعدد توانست موجب نجات جان ۱۲ مصدوم و یافتن پیکر ۴۰ جان باخته شود. «ایکو»، دیگر سگ امدادگر مکزیکی که از نژاد مالینوئیس بلژیکی است، هم همراه تیم امداد مکزیک به ترکیه اعزام شده است.
تیم اعزامی از سوی مکزیک تنها شامل سگها و مربیان آنها که افسران نیروی دریایی این کشورند، نیست.
گروه موسوم به «لس توپوس د تلاتلوکو» (موشهای کور تلاتلوکو) هم که یک تیم امدادی غیرنظامی بسیار مجرب است، عازم ترکیه شده است. این تیم حاوی داوطلبان آموزشدیده و بسیار ماهر است که به وزارت خارجه مکزیک اعلام کرده بودند آماده اعزام به ترکیه هستند.
مکزیک تنها کشوری نیست که سگهای زندهیاب خود را برای کمک به زلزله ترکیه و سوریه عازم کرده است.
کرواسی، جمهوری چک، آلمان، یونان، لیبی، لهستان، سوئیس، بریتانیا و آمریکا هم تیمهای مشابهی از سگها و مربیان آنها برای شناسایی و نجات زیرآوار ماندگان به ترکیه فرستادهاند.
معمولا از این سگها در مناطقی استفاده میشوند که ممکن است حرکت ماشینهای سنگین خاکبرداری موجب فروریختن بیشتر و آسیب به مصدومان زیر آوارها شود.
این سگها طوری تربیت شدهاند که به محض پیدا کردن مصدومان در زیر آوار پارس میکنند و یا شروع به کنار زدن خاک و نخاله در جایی که مصدوم زیر آن مانده میکنند. آنها با استفاده از قدرت بالای حس بویایی خود چنین کاری میکنند.
آن طور که کارشناسان و گزارشگران میگویند معمولا یک بازه زمانی ۷ روزه بعد از وقوع زلزله برای زنده بیرون آوردن زیر آوار ماندگان وجود دارد.
گزارش یکطرفه و بدون توجه به قوانین و حقوق عموم داوطلبان آزمون سراسری است
|پیام ما| انتشار گزارش خبری «پیام ما» در شماره 17 بهمنماه از تجمع شماری از والدین و داوطلبان مردود شده در کنکور سراسری با عنوان «اعتراض مردودیها» واکنش روابط عمومی سازمان سنجش آموزش کشور را در پی داشت. دیروز این سازمان در جوابیهای مفصل با امضای علیرضا کریمیان، مشاور رئیس سازمان و مدیرکل دفتر ریاست، روابط عمومی و امور بینالملل به شائبههای مطرح شده از سوی معترضان پاسخ داد. روشن است که ما در مقام رسانه صرفا بازتابدهنده صدای تجمعکنندگان بودهایم و در مقام قضاوت نبوده و نیستیم. همچنین لازم به یادآوری است که خبرنگار روزنامه چند بار تلاش کرد با مدیر روابط عمومی آن سازمان تماس بگیرد و توضیحات رسمی را در گزارش منعکس کند اما این تماس برقرار نشد. ادبیات نامتعارف روابط عمومی سازمان سنجش در بندهای 2 و 4 را با اصل پاسخگویی در تضاد میدانیم. امیدواریم این سازمان با تقویت رویکرد پاسخگویی به دور از ادبیات غیرمتعارف و شناخت وظایف و حقوق قانونی رسانهها، به تعامل حرفهای با آنها ادامه دهد. متن کامل جوابیه این سازمان پیش روی مخاطبان گرامی است.
در این گزارش ادعا شده است «خانوادهها و داوطلبان معترض کنکور میگویند که دارند صندلیهای داوطلبانی که رتبه بالا در رشته تجربی را آورده بودند اما با قانون جدید سازمان سنجش مردود شدهاند، میفروشند…» که این ادعا کذب محض و موجب تشویش اذهان داوطلبان است که به طور جدی مورد پیگیری حقوقی قرار خواهد گرفت
1- یکی از وظایف و مأموریتهای اصلی سازمان سنجش آموزش کشور صیانت و حفاظت از حقوق داوطلبان آزمون سراسری و رعایت عدالت آموزشی است که در این راستا وفق قانون رسیدگی به تخلفات و جرائم در آزمونهای سراسری مصوب 6/7/1384 مجلس شورای اسلامی، داوطلبان آزمون سراسری سال 1401 مورد اشاره در گزارش آن رسانه در دو گروه قابل تفکیک هستند.
گروه اول شامل آن دسته از داوطلبانی است که وفق بند الف ماده ۵ قانون مذکور در حین برگزاری آزمون سراسری ابزار تقلب از قبیل وسایل ارتباط الکترونیکی و دستگاههای حافظهدار از آنان کشف و از سوی عوامل اجرایی آزمون حوزه مربوطه صورتجلسه تنظیم شده است. پرونده این دسته از داوطلبان در هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات آزمونهای سراسری مطرح شده و تصمیم قانونی اتخاذ شده است.
گروه دوم شامل آن دسته از داوطلبانی است که با بررسیهای فنی و علمی، بین نمرات و رتبه و سوابق تحصیلی آنان مغایرتهای اساسی از قبیل عدم تطابق معدل دیپلم و دوره پیشدانشگاهی با نمره و رتبه اکتسابی در آزمون و نیز مشابهت غیرمتعارف با پاسخنامه سایر داوطلبان با توجه به کلیدهای تقلب وجود دارد، حسب تکلیف قانونی سازمان سنجش آموزش کشور و مستند به ماده ۱۱ قانون رسیدگی به تخلفات و جرائم در آزمون سراسری در نتیجه آزمون این دسته از داوطلبان شبهه ایجاد شده و طبق تصمیم هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات آزمونهای سراسری مقرر شد به منظور اطمینان از صلاحیتهای علمی از آنها در تعدادی از دروس عمومی و یا اختصاصی (حداکثر سه درس) آزمون رفع شبهه اخذ شود که با توجه به هماهنگیها و اقدامات انجام شده آزمون مجدد اول در روز پنجشنبه مورخ 21/7/1401 برگزار شد که در این آزمون از تعداد بیش از هزار نفر تعداد ۵۰ نفر پذیرفته شدند. بر اساس تصمیم هیئت تجدیدنظر و به منظور مساعدت به داوطلبان مقرر شده بود از کلیه داوطلبانی که در جلسه آزمون مجدد فوق غایب بوده و یا موفق به کسب حد نصاب نمره علمی لازم نشده بودند با طی مراحل قانونی در روز جمعه مورخ 4/9/1401 آزمون مجدد دیگری اخذ گردد که این آزمون در موعد مقرر برگزار و نتایج آزمون پس از بررسی و اتخاذ تصمیم هیئت اعلام شد که تنها 25 نفر توانستند حد نصاب لازم در چند درس امتحانی را کسب نمایند. معالاسف در همین آزمونهای رفع شبهه نیز از تعدادی از شرکتکنندگان ابزار تقلب کشف شد که نشان میدهد شبهه وارد شده به آزمون این داوطلبان درست بوده است.
بر اساس تصمیم هیئت تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات آزمون سراسری به منظور مساعدت بیشتر نیز برای آخرین بار با طی مراحل قانونی آزمون رفع شبهه 16 دیماه سال جاری برگزار شد تا این داوطلبان در صورت رفع شبهه اقدام به انتخاب رشته نموده و در دانشگاهها پذیرش شوند که فقط تعداد بسیار کمی حد نصاب لازم را کسب کردند. فرایند طی شده در مورد این داوطلبان بر اساس نص صریح قانون و با دقت کافی صورت گرفته لذا ادعاهای طرح شده در این گزارش صحت ندارد.
ملاک رفع شبهه در آزمونهای برگزار شده تنها کسب حد نصاب بوده است و این نمرات هیچ تاثیری در نتایج آزمون داوطلبان نداشته است که البته نمرات برخی داوطلبان حتی از حدنصاب یا نصف حد نصاب هم کمتر بوده که این نشان میدهد شبهه ایجاد شده در مورد این افراد درست و دقیق بوده است.
2- در این گزارش ادعا شده است «خانوادهها و داوطلبان معترض کنکور میگویند که دارند صندلیهای داوطلبانی که رتبه بالا در رشته تجربی را آورده بودند اما با قانون جدید سازمان سنجش مردود شدهاند، میفروشند…» که این ادعا کذب محض و موجب تشویش اذهان داوطلبان است که به طور جدی مورد پیگیری حقوقی قرار خواهد گرفت و ضروری است مستندات این ادعا توسط مسئولان آن روزنامه در اسرع وقت در اختیار سازمان سنجش آموزش کشور قرار گیرد.
3- در بخشی از گزارش ادعا شده است که سؤالات آزمون رفع شبهه استاندارد نبوده است که این موضوع نیز صحت ندارد و این آزمونها با رعایت کلیه شیوهنامه و دستورالعملهای برگزاری آزمونهای سراسری و به شکل کاملاً استاندارد برگزار شده و به نظر میرسد برخی افراد با طرح برخی ادعاهای بدون سند درصدد توجیه دلیل عدم موفقیت خود هستند. سوالات و کلید این آزمون آذرماه در درگاه اطلاعرسانی سازمان سنجش منتشر شده که نشان میدهد سؤالات آن کاملا استاندارد و همانند آزمون های سراسری بوده است.
4-انتشار این گزارش یکطرفه بدون توجه به قوانین و مقررات، حقوق عموم داوطلبان آزمون سراسری و توضیحات مسئولان سازمان سنجش آموزش کشور و طرح ادعاهای کذب در آن مصداق بارز تشویش اذهان داوطلبان آزمونهای سراسری و خانواده های آنان است که لازم است به نحو مقتضی جبران گردد.
در پایان یادآوری میشود رسانهها و صاحبان تریبون و جایگاه، وظیفه دارند بجای انعکاس برخی ادعاها که بدون سند و پشتوانه قانونی مطرح میشوند، رعایت حقوق عموم داوطلبان آزمون سراسری و همچنین ضرورت توجه به صلاحیت علمی پذیرفتهشدگان در دانشگاهها را نیز مدنظر قرار دهند. منصفانهتر خواهد بود اگر قبل از انتشار و پیگیری این نوع مطالب کذب دلایل منطقی و قانونی اقدامات صورت گرفته در راستای جلوگیری از خدشه به آزمونهای سراسری و رعایت عدالت آموزشی که مطالبه اصلی چند میلیون نفر از داوطلبان و خانوادههای آنها است را با سازمان سنجش آموزش کشور مطرح کرده و با توجه به پاسخهای ارائه شده به انتشار این نوع مطالب بپردازند.
|پیامما| بر اساس آمارهای بانک جهانی، ایران تا سال ۲۰۱۸ سومین کشور بعد از روسیه و عراق در میان تولیدکنندگان گازهای همراه نفت بوده، با این حال گفته میشود میزان مشعلسوزی در کشورمان از ۱۷ میلیارد متر مکعب در سال ۲۰۱۸ به ۱۳.۷۸ میلیارد متر مکعب در سال ۲۰۱۹ رسیده، این یعنی حدود روزانه ۳۸ میلیون متر مکعب گاز در حال سوختن است.
بهگزارش ایسنا، تولید نفت از ۸۲ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۹ به ۷۶ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۰ کاهش پیدا کرد و مشعلسوزی جهانی در همین مدت از ۱۵۰ میلیارد متر مکعب به ۱۴۲ میلیارد متر مکعب کاهش داشت. آمریکا در کاهش جهانی ۷۰ درصد سهم داشت و با کاهش هشت درصدی تولید نفت و زیرساخت جدید برای استفاده از گاز به منظور جلوگیری از سوختن آن، مشعلسوزی این کشور در سال ۲۰۲۰ به میزان ۳۲ درصد نسبت به سال ۲۰۱۹ کاهش یافت.
آمار ماهوارهای مشعلسوزی نشان میدهد که روسیه، عراق، ایران، آمریکا، الجزایر، ونزوئلا و نیجریه هفت کشور رکورددار مشعلسوزی برای نهمین سال متوالی از زمان آغاز نخستین رصد ماهوارهای در سال ۲۰۱۲ ماندهاند. این هفت کشور هر سال ۴۰ درصد از نفت جهان را تولید میکنند اما عامل دو سوم (۶۵ درصد) مشعلسوزی جهانی هستند.
وزیر نفت: تا کنون با اجرای طرح آماک، حدود ۸۶ درصد گازهای همراه نفت در مناطق نفتخیز جنوب جمعآوری میشود که به مصرف داخلی یا تزریق در مخازن نفتی برای صیانت از توان تولید، اختصاص مییابد
صنعت نفت ایران بر مبنای اسناد جهانی، متعهد شده است تا سال ۲۰۳۰ میلادی انتشار گازهای گلخانهای خود را بهصورت غیرمشروط ۴ درصد و بهصورت مشروط ۸ درصد کاهش دهد. در طول سالهای گذشته، گامهایی برای تعیین تکلیف این مقوله برداشته شد که از آن جمله میتوان به اجرای همزمان ۹ طرح انجیال در مجموع با ظرفیت جمعآوری روزانه ۵.۱ میلیارد فوتمکعب گازهای همراه مشعل شامل طرحهای پالایشگاه گاز بیدبلند خلیج فارس (چهار طرح انجیال)، پالایشگاه گاز یادآوران خلیج فارس (انجیال ۳۲۰۰)، پالایشگاه گاز هنگام (مشعل گازی جزیره قشم)، (دهلران) و انجیال ۳۲۰۰ میدان مارون و انجیال جزیره خارک اشاره کرد.
بر اساس آمار ارائهشده از سوی واحد برنامهریزی تلفیقی شرکت ملی نفت ایران در سال ۱۳۹۵ مقدار بالقوه گازهای همراه برای جمعآوری در شرکتهای عملیاتی نفت روزانه نزدیک به ۴۳ میلیون متر مکعب (بیش از ۱۱۰ میلیون بشکه معادل نفت خام در سال) بوده است.
وزارت نفت دولت سیزدهم با ایجاد تغییر سیاستهای کاری در بخش تأمین مالی تصمیم به استفاده هرچه بیشتر از روشهایی نو همچون بهرهمندی از توان هلدینگهای صنعتی برای سرمایهگذاری در بخشهای بالادستی همچون جمعآوری و فرآورش گازهای همراه نفت با هدف جلوگیری از خامسوزی گرفته است؛ تصمیمی که بهدلیل پایداری در تأمین خوراک استقبال پتروشیمیها را به همراه داشته است، بهگونهای که چندی پیش قرارداد ۵۰۰ میلیون دلاری جمعآوری گازهای شرق کارون و قرارداد جمعآوری گازهای مشعل غرب کارون نیز با شرکت هلدینگ خلیج فارس امضا شد تا شاهد خاموشی تعدادی از مشعلها در گستره چهار استان کشور در آینده نزدیک باشیم.
جواد اوجی، وزیر نفت نیز در این راستا با تأکید بر ضرورت جمعآوری گازهای مشعل و تولید ارزش افزوده از آن اعلام کرد: باید از سوزاندن این سرمایهها جلوگیری کرد و به آقای رئیسی قول میدهیم که در پایان این دولت گازهای مشعل غرب و شرق کارون و حوزه خارک جمعآوری شود که راهکار دارد و میشود.
او ادامه داد: بهمنظور به نتیجه رساندن طرح جلوگیری از گازهای همراه نفت و جمعآوری آن میتوان از اسکیدمانتدها استفاده کرد که یک راهکار بینالمللی است، ویژگی این تجهیزات ساخت سریع و حمل سریع و نصب و راهاندازی راحت آنها است، برای مثال، یک واحد فرآورشی با ظرفیت ۱۰۰ میلیون فوتمکعب در روز را میتوان در مدت ۱۵ ماه ساخت و در کمتر از سه ماه نصب و راهاندازی کرد، در صورتی که ساخت واحدهای کارخانه گاز و گاز مایع (NGL)، در ایران گاهی بیش از ۱۰ سال به طول میانجامد. تجهیزات فرآورشی سیار (Skid Mounted) قابلیت شیرینسازی و جداسازی میعانات گازی دارد و مانند یک واحد انجیال کارایی دارد و از اساس در شرایط حاضر بهترین روش برای افزایش تولید در ایران است.
اوجی گفت: تاکنون با اجرای طرح آماک، حدود ۸۶ درصد گازهای همراه نفت در مناطق نفتخیز جنوب جمعآوری میشود که به مصرف داخلی یا تزریق در مخازن نفتی برای صیانت از توان تولید، اختصاص مییابد. برای بقیه گازهای همراه نفت این شرکت نیز طرحهایی با مشارکت شرکتهای پتروشیمی در حال اجراست تا ضمن تأمین خوراک این شرکتها، از سوزاندن گازهای همراه در مشعلها جلوگیری شود. همچنین اجرای پروژه جمعآوری گازهای مشعل در حوزه شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب ۱۸ تا ۲۰ میلیون متر مکعب در روز در قالب سرمایهگذاری شرکتهای پتروشیمی مارون و پالایشگاه بیدبلند خلیج فارس با هدف تأمین خوراک صنایع پتروشیمی، همچنین پیگیری اجرای قرارداد واحدهای جمعآوری و فرآورش گاز و گاز مایع ۳۲۰۰ و ۳۱۰۰ به ترتیب در حوزه جنوب غرب و غرب کشور با هدف جمعآوری حدود ۱۲ میلیون متر مکعب در روز گازهای مشعل بهعنوان خوراک صنعت پتروشیمی انجام میشود.
چرخش مالی ۸۰ هزار میلیارد تومانی برای پسماند شفافسازی شد
معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور با بیان اینکه دستگاههای سنجش میزان گرد و غبار تاکنون از کشور آلمان به قیمت ۶ میلیارد تومان وارد میشد، گفت: شرکتهای دانش بنیان دانشگاه تهران با همت متخصصان داخلی کار ساخت این دستگاهها را در سه استان آغاز کردهاند.
به گزارش ایرنا، علی سلاجقه روز سه شنبه در آیین گرامیداشت چهل و چهارمین سالگرد فجر انقلاب اسلامی که در دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران مستقر در البرز برگزار شد به ارائه عملکرد دولت سیزدهم پرداخت و افزود: در کشور به یک هزار دستگاه سنجش میزان گرد و غبار نیاز داریم که اکنون کار ساخت تعدادی از آن ها در استانهای تهران، قم و خوزستان به قیمت ۳۵۰ میلیون تومان برای هر دستگاه آغاز شده است. او در ادامه با بیان اینکه در کشور شاهد اتفاقات خوبی در حوزه محیط زیست هستیم و در راستای عمل به شعار امسال، تاکنون بیش از ۲۰۰ نشست با شرکتهای دانش بنیان گوشه و کنار کشور برگزار شده است، اظهار کرد: با اتکا به ظرفیت های داخلی میتوان به بخش زیادی از نیازهای زیرساختی محیط زیست پاسخ داد.
او گفت: ما به این سبک اقدامات خلاقانه و نوآورانه نیاز داریم تا بتوانیم مشکلات کشور را با استفاده از توان متخصصین داخلی رفع کنیم. سلاجقه با اشاره به وضعیت گرد و غبار استان خوزستان و اینکه ۹۵ درصد منشاء گرد و غبار این استان خارجی است، ابراز کرد: خوشبختانه هم اکنون تمام دشت خوزستان مرطوب است ولی هنوز شاخص میزان گرد و غبار در این منطقه بالا است.
او یادآور شد: منشاء اصلی گرد و غبار در استان خوزستان از کشور عراق است که هنوز اقدامی برای کنترل آن صورت ندادهاند.
او در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به اینکه بخشی از تمرکز سازمان محیط زیست بر ساماندهی پسماند در استانهای مختلف معطوف شده، گفت: اولین برنامه جامع در این خصوص برای سراوان در استان گیلان تدوین شده است.
سلاجقه گفت: ابتدا از ورود هرگونه زباله به این منطقه جلوگیری و سپس این محدوده ایزوله شد و اقدامات لازم برای راه اندازی تبدیل پساب به آب مورد نیاز بخش کشاورزی صورت گرفته است.
او افزود: در ۲ گام چهارساله انتظار داریم مشکل پسماند سراوان به طور کامل حل شود تا شاهد تغییر چهره این منطقه باشیم.
او ابراز کرد: یکی از شرکتهای دانش بنیان کشور با استفاده از تکنولوژی روز میتواند ۱۰۰ درصد پسماند عادی را به کربوهیدوکربنهای سبک و سنگین تبدیل و آن را به کشورهای اطراف صادر کند و این روند در حال انجام است.
سلاجقه گفت: خوشبختانه در حوزه پسماند اقدامات مناسبی انجام شده و چرخش مالی ۸۰ هزار میلیارد تومانی آن که به صورت کاملا کثیف در جریان بود شفافسازی شد.
شهرداری علیرضا زاکانی با دو تخلف در خصوص عدم انطباق مدرک تحصیلی با رشتههای تحصیلی احصاء شده در آییننامه انتخاب شهرداران و مهمتر از آن فقدان سابقه اجرایی، آغاز شد. نسبت به این انتخاب/انتصاب دو واکنش صورت گرفت. نخست کارزاری مردمی در سایت کارزار و دوم طرح شکایتی در دیوان عدالت اداری توسط محمد صالح مفتاح. علیرغم اینکه کارزار در بازه زمانی خود به بیش از ۳۰ هزار امضا رسید اما پاسخی توسط مراجع ذیربط اعم از وزارت کشور و شورای اسلامی شهر تهران دریافت نکرد. طرح شکایت نیز تاکنون مورد رسیدگی قرار نگرفته است. آنچه منتقدان شهرداری علیرضا زاکانی بر آن تٱکید داشتند مسئله عدم رعایت قانون و مخاطرات ناشی از آن بود، در واقع پیکان انتقاد منتقدان نه شخص علیرضا زاکانی که شورای اسلامی شهر تهران بود. نگرانیای که هم سوابق برخی اعضای شورای شهر در ادوار قبلی و هم روند اتفاقات در شهرداری و شورا تاکنون آن را تایید میکند. از جمله این موارد میتوان به شکلگیری انواع قرارگاهها اعم از قرارگاه مسکن، قرارگاه اجتماعی، قرارگاه فرهنگی و… عدم پایبندی به مصوبه رفع تعارض منافع و اصلاحیه آن، طرح هایی نظیر محلات اسلامی و هیئتهای اندیشهورز و پویش «من شهردارم»، طرح «بوستان مادر و کودک»، نحوه استخدامها و انتصابها در شهرداری، اقدامات غیر شفاف در زمینه TOD، صدور مجوزهای ساخت و تغییر کاربری در قرارگاه مسکن، تغییرات بدون تصویب شورا و سازمان شهرداریها و دهیاریهای وزارت کشور در ساختار سازمانی شهرداری، ارائه اختیارات فراقانونی و فرابودجه ای به شهردار در لایحه بودجه ۱۴۰۲، اشاره کرد. این نگرانی به ویژه از آن رو اهمیت دارد که در ساختار قانون شورا و قانون شهرداری، در مناسبات بین شهرداری و شورا، شهرداری غلبه مطلق دارد و میتواند غیرپاسخگو و غیرشفاف شود و بنابراین انتخاب شهردار را میتوان مهمترین اقدام شورای شهر برشمرد و رویه غیرقانونی در انتخاب آن در واقع کارکرد اصلی شورا را تحتالشعاع قرار میدهد و شهردار را بیش از پیش نظارتناپذیر میکند. از لحظهای که شهردار توسط شورا انتخاب میشود در عمل، عملکرد و اختیارش جدا از شورا خواهد بود و شورا ابزار نظارتی مؤثری جز تذکر در اختیار ندارد، شرایط استیضاح شهردار همچنان دشوار است که به سختی قابل تحقق است و جدا از آن هم معمولا شورای شهر این ریسک را انجام نمیدهد مگر اتفاق غیرمترقبه و تحمیلشدهای رخ دهد. در واقع تمامی کارکرد و عملکرد شورای شهر در یک طرف ترازو و انتخاب شهردار توسط آن در یک سمت دیگر آن قرار دارد، ترازویی که البته کفه انتخاب شهردار در آن سنگینی میکند و کارنامه شورای شهر را باید بر اساس آن سنجید.
برنامهای که دیگر سینمایی نیست
| پیام ما| ابوالقاسم طالبی کارگردان سینما، شامگاه یکشنبه (16 بهمن) در برنامه تلویزیونی «هفت» زنان را نشانه گرفت. صحبتهایی که با لبخند بهروز افخمی، مجری این برنامه همراه بود و همین تحقیرِ مهمان و لبخندِ مجری واکنشهای سینماگران و غیرسینماگران بسیاری را به همراه داشت. «هفت»ی که پیش از این اجرایش را فریدون جیرانی، محمد گبرلو، رضا رشیدپور و دورهای هم خود افخمی بر عهده داشتند، حالا با این اظهارنظرها چندان مسیر سینمایی ندارد.
مضحکه هفت را تعطیل کنید
کانون کارگردانان سینمای ایران با انتشار بیانیهای به توهین ابوالقاسم طالبی و بهروز افخمی به زنان سینماگر واکنش نشان داد.
به گزارش سینماسینما در این بیانیه آمده است:
«پخش سخنان مشمئزکننده احدی از شاغلین در سینمای ایران، آقای ابوالقاسم طالبی، در صدا و سیمایی که قرار بود دانشگاه باشد باعث تاسف و حیرت شد؛ اگرچه سبب تعجب نبود چرا که پیش از این نیز چنین سخنان نابهنجار و نابخردانه ای را در صدا و سیمای از دست رفته دیده و شنیده بودیم. ولی آنچه از بکارگیری این الفاظ توسط مهمان برنامه ناهنجارتر و نابخردانه تر بود، سکوت همراه با خنده مجری برنامه، آقای بهروز افخمی بود.
در ادامه این بیانیه آمده است: «کانون کارگردانان سینمای ایران پخش این جملات سخیف و به دور از ادب و اخلاق، در حق زنان و دختران شریف سینما که الهام بخش جهانیان بوده و هستند و خصوصاً پیشکسوتان این عرصه را به شدت محکوم کرده و استوار در کنار آنان با هر عقیده و تفکری ایستاده است.
ما بر این باوریم که چنانچه ذرهای اعتقاد والتزام به باورهای دینی و اخلاقی نزد مدیران و تصمیمگیرندگان صداوسیما باقی مانده باشد، هر چه زودتر میبایست بابت اینتوهین و هتک حرمت از بانوان سینمای ایران به نحو شایسته و مقتضی عذرخواهی شده و به جهت جلوگیری از تکرار اینگونه موارد که در برنامه ضد سینمایی «هفت» مسبوق به سابقه بوده و از زبان مهمانها و گاه مجریان این برنامه درباره اهالی سینما اظهار شده و میشود، نسبت به تعطیلی این مضحکه تصمیم عاجل اتخاذ شود.»
بخشی از بیانیه کانون کارگردانان سینمای ایران: آنچه از بکارگیری این الفاظ توسط مهمان برنامه ناهنجارتر و نابخردانهتر بود، سکوت همراه با خنده مجری برنامه، آقای بهروز افخمی بود
اما عده دیگری از هنرمندان هم به این صحبتها واکنش نشان دادند. علی جلیلوند، تهیهکننده سینما، در صفحه توییتر خود نوشت: «برنامه تلویزیونی «هفت» که مدتهاست به عنوان برنامهای در خصوص سینمای ایران از تلویزیون پخش میشود، گاهی اوقات بستری میشود برای جنجالآفرینی برخی اهالی سینما. این بار هم ابوالقاسم طالبی، کارگردان فیلم «قلاده های طلا»، از فرصت حضور در آنتن زنده صدا و سیما استفاده کرد تا با اظهاراتی توهینآمیز به زنان، یا به گفته او «زنان سلبریتی» حمله کند.»
به گزارش فیلمنیوز، غیر از سینماگران افراد دیگری هم به صحبتهای کارگردان «قلادههای طلا» انتقاد وارد کردند. مینو بدیعی، روزنامهنگار پیشکسوت با توهینآمیز خواندن این حرفها آن هم روی آنتن تلویزیون، به اظهارات طالبی اینگونه واکنش نشان داد و گفت: «این حرفها توهین آشکار به نیمی از جمعیت کشور است. یائسگی بحثی فیزیولوژیک است که در بدن هر زنی اتفاق میافتد و در مورد مردان هم به شکل دیگری اتفاق میافتد و ارتباطی به مسئله ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ندارد. و البته خانمی که یائسه میشود، درک و شعور اجتماعی و سیاسیاش هم بالا میرود.»
همچنین حمید ضیاییپرور، مدرس ارتباطات در پاسخ به این پرسش که آیا از منظر علوم ارتباطات، این حرفها در چهارچوب استانداردهای تولید و پخش یک برنامه تلویزیونی قرار میگیرد؟ عنوان کرد: «قطعا این حرفها در چهارچوب استانداردهای تلویزیونی قرار نمیگیرد. این نوع حرفهای قبیح و توهینآمیز که به قشر وسیعی از جامعه توهین میکند با ملاکهای تلویزیون در دنیا سازگار نیست؛ چه برسد به تلویزیون جمهوری اسلامی که باید دانشگاه باشد؛ بهویژه اینکه فضای حال حاضر جامعه، بحث توجه به زنان است و اینگونه توهینی نه تنها در شأن یک کارگردان و سایر هنرمندان نیست، بلکه در شأن تلویزیون جمهوری اسلامی هم نیست.»
میخواهم دونکیشوت بازی دربیاورم
خنده و تایید بهروز افخمی در این برنامه نیز واکنشهایی را به دنبال داشت. افخمی پیش از امسال هم سابقه اجرای هفت را بر عهده داشته است. به نقل از عصر ایران، او پیشتر هم از مهر ۹۴ تا خردادماه ۹۵ به عنوان مجری فصل سوم این برنامه مقابل دوربین رفته بود. برنامه «هفت» در فصل سوم با اجرای بهروز افخمی دستخوش تغییرات اساسی شد و با نگاهی متفاوت از اجرای محافظهکارانه محمد گبرلو روی آنتن رفت.
بهروز افخمی که علاوه بر فیلمسازی، سابقه نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی را هم دارد، چندی پیش اظهار نظرهایی درباره اعتراضات خیابانی داشت که آن صحبتها هم با واکنش مواجه شد.
افخمی پیش از آغاز سری جدید برنامه هفت همزمان با چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر درباره اجرای این برنامه به ایسنا گفته بود: با خودم فکر کردم امسال که جشنواره تغییراتی کرده، خوب است یک دوره دیگر دونکیشوت بازی دربیاورم.
سابقه توهینی دیگر که تکذیب شد
سال 96 نیز ابوالقاسم طالبی صحبتهایی را درباره محمدرضا شجریان مطرح کرده بود که باز هم در فضای مجازی انتقاداتی را به دنبال داشت. ابوالقاسم طالبی در همایش نخبگان حامی ابراهیم رئیسی اعلام کرده بود که دولت یازدهم آن قدر دستش خالی است که آویزان یک بیمار سرطانی (محمدرضا شجریان) شده است. این گفته با واکنش منفی کاربران فضای مجازی روبهرو شد.
به گزارش ایسنا، هنرمندانی از جمله امیرحسین مدرس به صحبتهای او واکنش نشان دادند. او با انتشار پستی در اینستاگرام خود نوشت: «آقای ابوالقاسم طالبی پیش از انداختن قلادههای طلا به گردن دیگران،… از ادب بر گردن خود بیاویز.»
سازندگان انیمیشن دیریندیرین هم اثری را درباره محمدرضا شجریان و با آرزوی سلامتی برای او ساختند. در انیمیشن تازه دیریندیرین، محمدرضا شجریان یک هنرمند و شخصیت واقعی معرفی شده که دارای ادب و کمال و هنر است و یک ملت برایش آرزوی سلامتی میکنند. همچنین نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه نباید آثار هنری را با گرایشهای سیاسی مرتبط کرد، ثبت ملی «ربنا»ی شجریان را «اقدام مناسبی» توصیف کرده بود. علی مطهری، نایبرئیس مجلس شورای اسلامی، با اشاره به ثبت ملی «ربنا»ی محمدرضا شجریان به خانه ملت گفته بود: «نباید آثار هنری را با گرایشهای سیاسی مرتبط کرد. در واقع اگر گرایش سیاسی پدیدآورنده یک اثر را نیز قبول نداریم، نباید آسیبی به اثر او برسد، بنابراین ثبت این اثر به همت سازمان میراث فرهنگی اقدام مناسبی بود.»
اما طالبی با تکذیب صحبتهایی که از او دست به دست شده، به «سینماپرس» گفته بود: در اخرین روزهای دولت روحانی باز بوقهایش دست از تحریف و تقطیع سخنان دیگران برای تحمیق خلایق دست برنمیدارند و متاسفانه عدهای دوست بدون تحقیق براساس این تحریفها به قضاوت مینشینند اصل صحبت چند دقیقه من همان است که خبرگزاری مهر آورده شده است.
خبرگزاری مهر اصل صحبتهای طالبی را اینطور منتشر کرده بود: امیدواریم خداوند به آقای شجریان سلامتی و شفا دهد، اما اینکه کسی بعد از چهار سال ریاست جمهوری آویزان کسی میشود که بنده خدا گرفتار بیماری سرطان است، معلوم میشود که چقدر دستش پر است!
او در ادامه گفته بود: ایشان یک زمانی مناجات ربنا را خوانده و خودش به صداوسیما نامه نوشته که دیگر ربنای من پخش نشود، اما حالا اینها دستبردار نیستند و هر دوره آویزان ایشان میشوند.
حال سوالی که برای بسیاری از علاقهمندان حوزه سینما مطرح شده این است که برنامه «هفت» در این سالها چه مسیری را طی کرده و اینچنین صحبتها چه تاثیری بر فضای جامعه سینماگران میگذارد؟
