بایگانی مطالب نشریه
دهها مدرسه از 31 استان کشور در لیست املاک مازاد وزارت آموزش و پرورش برای طرح مولدسازی معرفی شدهاند. همچنین تعدادی زمین، خانه مسکونی، ساختمان و یک ملک اهدایی برای مدرسهسازی در این لیست خودنمایی میکنند. معرفی مدرسهها و برخی منازل مسکونی و اهدایی که قرار بود برای مدرسهسازی استفاده شوند و حالا برای آموزش و پرورش تبدیل به ملک مازاد شدهاند، نگرانیهایی را برای خیرین مدرسهساز ایجاد کرده است. زهرا گیتینژاد مدیرعامل موسسه مهرگیتی ضمن انتقاد از روند غیرشفاف شناسایی این املاک، به «پیام ما» میگوید:«همه ما نگرانیم و نمیدانیم که چه بر سر سرمایههایی که قرار بود برای احداث مدرسه صرف شود، میآید.»
چه روندی املاک آموزش و پرورش را مازاد کرد؟
روند غیرشفاف شناسایی املاک مازاد برای طرح مولدسازی، واکنشهای بسیاری را با خود به همراه داشته است. به گفته دبیرخانه هیات عالی مولدسازی داراییهای دولت، روند شناسایی املاک مازاد بر اساس ماده (8) آییننامه اجرایی صورت میگیرد. به این ترتیب که داراییهای دولت شامل کلیه اراضی، املاک و سایر اموال و داراییهای غیرمنقول در اختیار دستگاههای اجرایی شناسایی میشوند. کلیه داراییهای مذکور در بند (1) که مالکیت آن یا بهرهبرداری از آن با دستگاههای اجرایی باشد، مشمول موضوع شناسایی میشوند. همچنین داراییهای دارای سند مالکیت، فاقد سند مالکیت، اجارهای، وقفی، سرقفلی و مانند آن مشمول موضوع شناسایی قرار دارند. دستگاههای اجرایی مکلف هستند که اطلاعات کلیه داراییهای مذکور را در سامانه سادا (سامانه جامع اموال دستگاههای اجرایی) ثبت کرده یا نسبت به تکمیل اطلاعات اقدام کنند. برای شناسایی مطلوب و مناسب داراییها، تمامی دستگاههای اجرایی دارای سامانه املاک و اراضی مکانمحور از جمله سازمان نقشهبرداری کشور، وزارت جهاد کشاورزی، شرکتها و سازمانهای تابعه وزارت نیرو، سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، سازمان ملی زمین و مسکن، شهرداریها و شرکت پست جمهوری اسلامی ایران مکلف به همکاری برای برقراری پیوند و تبادل الکترونیکی دادهها با سامانه سادا هستند. برای حصول اطمینان از ثبت اطلاعات داراییها توسط دستگاههای اجرایی در سامانه سادا، مقرر شده که پرداخت هرگونه اعتبار از جمله طرحهای تعمیرات اساسی و ماشینآلات و تجهیزات، هزینه آب و برق و همچنین هرگونه پرداخت برای تجهیز، نگهداری و سایر هزینهها از محل درآمدهای اختصاصی، سایر منابع و یا اعتبارات و منابع شرکتهای دولتی منوط به ثبت اطلاعات ملک در سامانه سادا باشد. جهت ارتقای ظرفیت سامانه سادا و همچنین امکان بهرهمندی مناسب از ظرفیت این سامانه برای شناسایی داراییها، وزارت امور اقتصادی و دارایی نسبت به هوشمندسازی فرایند مولدسازی بهویژه با بهرهگیری از ظرفیت سامانه سادا و ارتقای آن اقدام خواهد کرد. این توضیحات برای شناسایی اموال در سایت دبیرخانه هیات عالی مولدسازی داراییهای دولت آورده شده و مازاد بودن هر کدام از این داراییها بر اساس مفاد ماده (9) آییننامه اجرایی، طبق آنچه در این پایگاه آورده شده در ابتدای امر به خوداظهاری دستگاهها بستگی دارد. سپس اماکن با کاربری یا بهرهبرداری اقامتی، رفاهی، تفریحی و مشابه آن به عنوان مازاد تلقی شده و در اولویت فروش و مولدسازی داراییهای دولت قرار میگیرند. هر گونه دارایی که در حال حاضر در راستای وظایف ذاتی دستگاه مشمول استفاده نمیشود، مازاد تلقی میشود. فضاهای اداری فاقد توجیه اقتصادی از جنبه سرانه استاندارد یا ارزش منطقهای و موقعیت جغرافیایی و داراییهایی که راکد بوده یا در حال حاضر بلااستفاده هستند مثل اراضی بایر، داراییهای با کاربری یا بهرهبرداری تجاری، مسکونی، اقامتی و مشابه آن به عنوان دارایی مازاد به حساب میآیند.
با این حساب با توجه به پیشقدم شدن وزارت آموزش و پرورش به عنوان یکی از اولین دستگاهها در طرح مولدسازی، این احتمال وجود دارد که این وزارتخانه با خوداظهاری املاک را به عنوان مازاد معرفی کرده باشد. این درحالی است که به طور مداوم در صدر اخبار وزارت آموزش و پرورش، مردم را به مدرسهسازی تشویق میکند و از طرف دیگر کمبود فضای آموزشی در سراسر کشور از دلایل ترک تحصیل و بازماندگی از آن شناخته میشود.
به دنبال فروش املاک آموزش و پرورش نیستیم
به گزارش ایسنا، یوسف نوری، وزیر آموزش و پرورش در حاشیه سفر به تنکابن، در رابطه با آغاز اجرای طرح مولدسازی از آموزش و پرورش طبق گفته وزیر اقتصاد، گفت: «در مولدسازی بحث فروش نیست و در واقع تعدادی از املاک مازاد غیرقابل استفاده آموزش و پرورش برای تکمیل پروژههای مناطق محروم بهکار گرفته خواهند شد.» نوری با بیان اینکه تعدادی از این املاک شناسایی و به مرجع مورد نظر اعلام شدند، گفت: «در صورت صدور مجوز، مقرر شده تا مدارس مناطق محروم و تخریبی و مدارس کانکسی ذیل این طرح ساماندهی و بازسازی شوند و این طرح فقط برای نوسازی و تکمیل و تجهیز مدارس با اولویت مناطق کمبرخوردار انجام میشود.» او به فرایند مستندسازی تثبیت مالکیت داراییها اشاره دارد. به نقل از دبیرخانه هیات عالی مولدسازی داراییهای دولت، پس از تهیه سند رسمی برای داراییها و همچنین تبدیل اسناد مالکیت غیر تکبرگ به اسناد مالکیت تکبرگ برای سهولت انجام معاملات یا سهولت فرایند مولدسازی داراییها انجام خواهد شد. همچنین اخذ استعلام از دستگاههای متولی برای هر یک از داراییها، رفع موانع حقوقی برای تثبیت مالکیت اعم از رفع معارض یا رفع متصرف برای داراییها، تهیه اسناد تجمیع یا تفکیک متناسب با تصمیمات صورت گرفته برای هر نوع اقدام در زمینه فروش و مولدسازی داراییها، مهلت یک ماهه سازمان ثبت اسناد و املاک کشور برای صدور یا اصلاح اسناد مالکیت اراضی و املاکی که توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی به نام دولت جمهوری اسلامی ایران با نمایندگی وزارت امور اقتصادی و دارایی از دیگر روندهایی است که در این فرایند باید طی شوند. به علاوه معرفی داراییهای مازادی که دارای پرونده حقوقی باز در مراجع قضایی هستند و آخرین وضعیت رسیدگی به آنها به تفکیک منشأ دعاوی و راهکارهای تسریع در ختم رسیدگی به پروندهها، همچنین پیگیری تصمیمات هیأت در دستگاه قضایی برای رفع موانع حقوقی داراییهای مازاد، دعاوی حقوقی مربوط به داراییهای مازاد معرفی شده از سوی دبیرخانه هیأت در مراکز استانها ظرف سه ماه باید رسیدگی و تعیین تکلیف شوند.
خیران مدرسهساز نگرانند
با این وجود معرفی منزل اهدایی فردی به نام کبری زند سرابی به عنوان ملک مازاد در لیست املاک خراسان رضوی، نگرانیهای خیران مدرسهساز را افزایش داده است. آنها نمیدانند که آیا مدرسههایی که به عنوان املاک مازاد معرفی شدهاند، خیرساز هستند یا خیر و در دلشان هول و ولایی به پا شده که چه بر سر سرمایههایشان خواهد آمد. زهرا گیتینژاد مدیرعامل موسسه مهرگیتی درباره نگرانیهای این خیرین به «پیام ما» میگوید: «این اسامی که تا امروز منتشر شده، به شدت نگرانی را در دل خیران افزایش داده و ما نگرانیم که شفاف نبودن روند معرفی این املاک باعث ریزش خیران و از بین رفتن اعتماد و تمایل آنها به مشارکت در این زمینه شود. مسئولان باید به طور رسمی این درباره این فرایند توضیح دهند و صحت و سقم این اخبار را تشریح کنند.» او ادامه میدهد: «آنها نگران این هستند که چه بر سر داراییهایشان میآید و مسئولان باید توضیح دهند که دقیقا فروش این مدارسی که به عنوان املاک مازاد اعلام شدهاند، صرف چه چیزی میشود.» این در حالی است که وزیر آموزش و پرورش همچنان بر شناخت و یادآوری مسئولیت اجتماعی به افراد توانمند تاکید دارد و آنها را در امور خیر و مدرسهسازی تشویق و ترغیب میکند. احمد میدری، اقتصاددان و معاون سابق وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی هم پیشتر گفته بود: «وزارت آموزش و پرورش از بین همه وزارتخانهها در مشارکتهای مردمی و خیرین مدرسهساز بیشترین جذب را دارد. وقتی ساز و کار مولدسازی شفاف نیست و احتمال فساد میرود و ملک اهدایی یک خیر به عنوان ملک مازاد شناخته و واگذار میشود؛ آیا مردم دیگر حاضر به مشارکت و سرمایهگذاری در آموزش و پرورش میشوند؟ با این رویکرد مدرسهفروشی، پنبه سرمایههای اجتماعی وزارت آموزش و پرورش زده میشود.» امیر جلالینژاد، خیر مدرسهساز از موسسه «توسعه پایدار اردیبهشت» در سیستان و بلوچستان هم ضمن تایید این مسئله میگوید: «واگذاری زمین و اهدای املاک کار آسانی نیست و قطعاً مقاومت جامعه محلی را نیز با خود به همراه خواهد داشت. زیرا خیران املاک و زمینها را برای مدرسهسازی واگذار میکنند و من به عنوان فردی که در این زمینه فعالیت دارم، گمان میکنم که خیری که چنین خبری را میشنود ضمن اینکه حتما با این اقدامات ممانعت میکند، دیگر به روند مدرسهسازی اعتماد نخواهد داشت.» به گفته او مردم هنوز به این حوزه اعتماد دارند و با شکلگیری «روندی غیرشفاف در فرایند مدرسهسازی» هم اعتماد مردم خدشه میبیند و هم مشارکت آنها در مدرسهسازی کاهش مییابد.
در آسمان کوهرنگ دیگر نه از برف خبری است نه از باران. حالا فقط پرواز بالگردهایی است که امدادگران به کمک آنها تلاش میکنند اقلام مورد نیاز را به اهالی 110 روستایی را که هنوز در برف حبس ماندهاند، برسانند. از نیمه بهمن امسال، ارتفاعات زردکوه با فعالیت چهار سامانه بارشی متوالی در برف فرورفت. همراهی بارشهای سنگین برف با کولاکهایی به سرعت 140 کیلومتر بر ساعت، ریزش بهمن، دیوارهای برفی 4 تا شش متر در روستاهای شهرستان کوهرنگ استان چهارمحال و بختیاری ساخت که حتی در روزهای پایانی این ماه، لودرها و بولدوزرها نتوانستند سد آن را بشکنند.
بعضی اتفاقها بیش از واقعیت شبیه یک فیلم ترسناک است. تصاویر هوایی کوهرنگ این روزها اینطور است. جمعیتی در حدود 10 هزار نفر در نبرد با برف و سرما در گردنههای صعبالعبور زردکوه، دومین قله بلند زاگرس، به سر میبرند و تلاش ماشینهای سنگین برفروب و حتی امدادهای هوایی و ارسال ادوات و تجهیزات از استانهای مجاور هم راه به جایی نبرده است. به گفته مدیر روابط عمومی و اطلاعرسانی استانداری چهارمحال و بختیاری، کوهرنگ در حالی در حصر برفی به سر میبرد که بلافاصله پس از نخستین هشدارهای اداره کل هواشناسی این استان، جلسه ستاد بحران استان تشکیل و شرح وظایف همه دستگاهها مشخص شد.
حسین میرفروغی به «پیام ما» میگوید: وزیر کشور نیز در سفر به استان، عملیات بازگشایی و امدادرسانی را ارزیابی و مدیریت کرده است. همه دستگاههای استان در حالت آمادهباش هستند. تجهیزات و امکانات از 6 استان معین به چهارمحال و بختیاری ارسال شده و با توجه به این موضوع، روند بازگشایی مسیرهای روستایی شتاب بیشتری گرفته است. برای همه روستاهایی که مسیر دسترسی به آنها همچنان مسدود است اقلام زیستی و بهداشتی مورد نیاز با بالگرد ارسال شده است.
میرفروغی درمورد میزان خسارتهای احتمالی پیش آمده نیز میگوید: برآورد دقیقی از میزان خسارت در حال حاضر وجود ندارد. پس از بازگشایی کامل محورها و رفع مشکلات روستاییان، گزارشهای خسارت از سوی دهیاران و بخشداران آماده میشود.
فرماندار کوهرنگ: جمعیت روستاییانی که در در برف محصور هستند حدود 20 هزار نفر است. تقریبا نیمی از روستاها دوباره در دسترس قرار گرفتهاند. اما برای روستاهایی که همچنان مسیر دسترسی به آنها بازگشایی نشده نیاز به اقلام زیستی مهمترین مسئله است
فرماندار کوهرنگ نیز در گفتوگو با «پیام ما» جمعیت روستاییانی که در در برف محصور هستند را حدود 20 هزار نفر ارزیابی کرده و میگوید: تقریبا نیمی از روستاها دوباره در دسترس قرار گرفتهاند اما برای روستاهایی که همچنان مسیر دسترسی به آنها بازگشایی نشده نیاز به اقلام زیستی مهمترین مسئله است.
اکبر شهربازی ادامه میدهد: آرد، مواد غذایی و وسایل گرمایشی از جمله نیاز روستاها است. در چند روز اخیر و با شدت گرفتن بارش برف در 40 نقطه قطعی برق، 35 منطقه قطع آب و در دو روستا قطع خطوط مخابرات گزارش و این چالش در حال حاضر رفع شده است.
همت بدریفرد بابایی یکی از خبرنگاران محلی و اهالی بومی این منطقه اما در گفتوگویش با «پیام ما»، وضعیت کوهرنگ و روستاهایش را نیازمند توجهی بیش از این میداند.
بدریفرد که در زمان این گفتوگو در چلگرد حضور دارد میگوید: نکته بسیار مهم این است که بیشتر اهالی در فصل زمستان در روستاهای کوهرنگ، افراد پا به سن گذاشته و پیر هستند. همین موضوع باعث شده تا برفروبی از پشت بامها برای آنها میسر نباشد. انباشت برف روی بام هم باعث فروریختن پوشش بام میشود.
او ادامه میدهد: حدود ۲۰ خانه تخلیه اضطراری شدهاند و تعدادی از بامها نیز فروریختند. مردم دست به کار برفروبی شدهاند اما ارتفاع برف گاه به ۶ متر رسیده است. خانیآباد، مهدیآباد و روستاهای مجاور گردنهها وضعیت بدی دارند. کوچهها و خیابانها دیگر جایی برای انبار برفهای پارو شده ندارند. از شب چهارشنبه، باران و بادهای شدیدی شروع شده است. چهارشنبه باران چلگرد را دچار آبگرفتگی کرد و بیش از ۵ ساعت شهرداری در تلاش برای بازگشایی معابر بود.
همت بدریفرد بابایی از خبرنگاران چهارمحال و بختیاری: نخستین ماشینهای کمکی که به استان رسید از خوزستان و هرمزگان بود. موتور این ماشینها حتی جوابگوی سرما نبود. اعزام ماشینآلات کمی به بازگشایی معابر سرعت داده است اما مشخص نیست شرایط کی به حالت عادی برمیگردد
بدریفرد میگوید: ماشینآلات در چهارمحال و بختیاری بسیار فرسوده هستند. از سویی نخستین ماشینهای کمکی که به استان رسید از خوزستان و هرمزگان بود. موتور این ماشینها حتی جوابگوی سرما نبود. اعزام ماشینآلات کمی به بازگشایی معابر سرعت داده است اما مشخص نیست شرایط کی به حالت عادی برمیگردد. امداد هوایی مشغول رساندن آرد، مواد بهداشتی و غذایی به روستاها است اما طبیعتا نیاز روستاها بسیار بیش از این است.
او نبود عشایر در این فصل را نعمت میداند و توضیح میدهد: ۶۵ هزار عشایر منطقه خوشبختانه در این فصل در کوهرنگ نیستند وگرنه حتما با تلفات جانی و مالی سنگین مواجه بودیم. در شرایط فعلی هم ارتباط با اهالی به دلیل قطع و وصل مکرر آنتن تلفن همراه و خطوط مخابرات دشوار است اما این نکته را در نظر داشته باشید که نیاز مردم به موارد بهداشتی و درمانی در این وضعیت روزبهروز بیشتر میشود.
گفتههای بدریفرد در حالی است که روز گذشته وزیر بهداشت، درمان و خدمات پزشکی اعلام کرد که همه مراکز درمانی استان چهارمحال و بختیاری در حالت آمادهباش هستند. آمادهباشی که احتمالا برای انتقال بیماران یا سرمازدگان پس از دسترسی به روستاها انجام شده است اما هیچ کدام از مسئولان کشوری و یا استانی تا زمان تنظیم این گزارش تخمینی از زمان تقریبی بازگشایی مسیرهای روستایی و پاکسازی معابر از برف سنگین انباشته شده ارائه ندادهاند.
پولهایی که برای جنگ هست و برای زندگی نیست
زمانی که این مقاله نوشته میشود قربانیان زلزله ترکیه و سوریه از 29 هزار نفر گذر کرده است. حداقل 400 هزار نفر آواره شدهاند و 72 هزار زخمی نیاز به کمک فوری دارند. در حالی که حداقل 800 پسلرزه توسط دستگاهها ثبت شده است، به نظر میآید رسانهها، نهادهای خیریه و دولتهای بشر دوست علاقهمندند با سرعت بیشتری از کنار این فاجعه انسانی گذر کنند.
یکی از همکاران سازمان «کودکان را نجات دهید» (Save the Children) در سوریه این چنین تجربه هولناک خود از زلزله را روایت میکند: «سال 2013 بمبی بر سقف خانهمان خورد. پدرم کشته شد و در آوار مدفون گشت. اما این زلزله از آن بمب هم ترسناکتر بود. درد، ترس، و خشمی که حس کردم اجازه نمیدهد توصیف کنم که چقدر طول کشید. انگار تمامی زندگیام را جلوی چشمانم دیدم و از ترس یخ زده بودم. همانطور که خانهمان میلرزید به همسر و کودکم نگاه میکردم، احساس بیپناهی میکردم.» این گواههای دردآور تنها بخشی از رنج و هول مردم سوریه را نشان میدهد. کابوسی که 12 سال طول کشیده است و مردم این کشور نمیتوانند از آن بیدار شوند. در همین حال تیترهای دردناک روزنامهها حاکی از این است که کمکها را به سوریه نفرستیم تا به جیب بشار اسد نرود.
سال گذشته بریتانیا 2.3 میلیارد پوند کمک تسلیحاتی به اوکراین کرد و امسال و در سفر هفته اخیر زلنسکی به بریتانیا ریشی سوناک، نخست وزیر این کشور گفته که امسال نیز همین رقم کمک نظامی برای مردم اوکراین هزینه خواهد شد
تزویر در بشردوستی
کمال عالم، ژورنالیست خبرگزاری Middle-East Eye معتقد است رویکرد آمریکا به جای تمرکز بر کمکرسانی به قربانیان زلزله درگیر خطابهگرایی برای «انزوای بیشتر دولت سوریه» شده و رویکرد و تعلل سازمانهای کمکرسان این کشور تنها آنچه او «سیاستِ کمکرسانی» میخواند را آشکار میکند. او معتقد است اینجا نباید برای کسی اهمیت داشته باشد که رئیس جمهور ترکیه یا سوریه کیست؛ مردم هستند که به کمک فوری نیاز دارند. این در حالی است که سازمانهای بشردوستانه در الجزایر، هند، تایوان و… چنین تعللی را آن هم در لحظات حیاتی برای بازماندگان از خود نشان ندادند.
به گزارش سازمان ملل تنها 5 درصد از مناطق شمال غرب سوریه که هنوز در دست مخالفان هستند تحت پوشش عملیاتهای نجات قرار گرفتهاند. حتی تصور این نسبت هولناک است. کمکهای بشردوستانه باید به سرعت و در مستقیمترین حالت ممکن به دست نیروهای نجات، گروهها و سازمانهای محلی که توانایی نجات افراد را دارند برسد. وبسایت reliefweb عملیات نجات را «مسابقه با زمان» میداند. این وبسایت مینویسد کمکها باید در سریعترین و مستقیمترین حالت ممکن به اجتماعات محلی برسند و آنقدر در بازههای زمانی پایدار باشند که اجتماعات بتوانند خود را بازسازی کنند و در نهایت از بحران بیرون بیایند. به گزارش «کودکان را نجات دهید»، حداقل 7 میلیون کودک در سوریه و ترکیه تحت تاثیر زلزله قرار گرفتهاند، دنیا این فرصت را دارد که یک بار هم که شده کارِ درست را انجام دهد.
نباید فراموش کرد که دهها کشور کمکهای بشردوستانه خود را برای ترکیه و سوریه ارسال کردهاند، اما با کند شدن عملیات نجات و ناامیدی از پیدا کردن بازماندگان (که محتواهای پرمخاطب و امیدبخش در شبکههای اجتماعی را میسازد)، اخبار زلزله از رسانههای بینالمللی حذف میشود و این یعنی محو شدن توجه افکار عمومی به یکی از دهشتناکترین فاجعههای انسانی 20 سال گذشته در خاورمیانه که ممکن است تا بیش از 30 هزار قربانی داشته باشد.
سال گذشته بریتانیا 2.3 میلیارد پوند کمک تسلیحاتی به اوکراین کرد و امسال و در سفر هفته اخیر زلنسکی به بریتانیا ریشی سوناک نخست وزیر این کشور گفته که امسال نیز همین رقم کمک نظامی برای مردم اوکراین هزینه خواهد شد.
گزارشی تحلیلی که امروز در Middle-East Eye منتشر شده مینویسد: «این مقایسهها نشان میدهد که وقتی اراده سیاسی وجود داشته باشد، پول هم وجود دارد.» کافی است واکنش دولت انگلیس را نسبت به زلزله ترکیه و سوریه مقایسه کنیم. 15 خیریه بریتانیایی با تشکیل یک «کمیته فوری بحران» 5 میلیون پوند را برای کمک دارویی، سرپناه، پتو و غذا برای ارسال به ترکیه و سوریه فراهم کردند. مردم بریتانیا به کمک همنوعان خود شتافتند، اما دولت انگلیس با رویکردی تبلیغاتی اعلام کرد که در همراهی با مردم سخاوتمند بریتانیا این اهدای بشر دوستانه را دو برابر خواهد کرد. سوال اینجاست که تنها 5 میلیون پوند برای کمک به 23 میلیون مردم آسیبدیده؟ و همین عدد را مقایسه کنیم با میلیاردها دلاری که برای خرید و فروش تجهیزات نظامی در دنیا، از سوریه گرفته تا یمن و اوکراین و افغانستان، صرف میشود.
آلپارسلان دِمیر، پسر نه ساله ترک که خود بازمانده زلزله نوامبر سال گذشته است تمامی پول توجیبی خود را با نامهای از دل برآمده به صلیب سرخ اهدا کرد. این کنش او به سرعت در شبکههای اجتماعی ترکیه ترند شد و یادآور محبتهایی بود که میان انسانها وجود دارد
امیدهایی از گوشه و کنار دنیا
اما همبستگی بینالمللی همچنان از جایجای جهان ادامه دارد و کنشهای نمادین میتوانند امید را در روزهای تاریک ِ نابودی و خسارت برای مردم ترکیه و سوریه به همراه داشته باشند.
آلپارسلان دِمیر، پسر نه ساله ترک که خود بازمانده زلزله نوامبر سال گذشته است تمامی پول توجیبی خود را با نامهای از دل برآمده به صلیب سرخ اهدا کرد. این کنش او به سرعت در شبکههای اجتماعی ترکیه ترند شد و یادآور محبتهایی بود که میان انسانها وجود دارد.
مردم در آلمان، آمریکا، پاکستان و هند در گروههای 50 و صد نفره جمع شدند و با روشن کردن شمع و تامین مالی جمعی برای بازماندگان، همبستگی خود را با ترکیه و سوریه اعلام کردند.
نهادهای مدنی در کردستان عراق با همکاری وزارت سلامت 20 تن مواد دارویی برای ترکیه فرستادند. مردم کرد در عراق بیش از 40 پایگاه مدنی و خودجوش برای جمعآوری کمکهای مردمی ارسالی به مناطق زلزلهزده تشکیل دادند.
مردم غزه هم که کمتر توانایی ارسال کمکهای مالی را داشتند در صفهای طولانی روبهروی صلیب سرخ خون خود را به مجروحان زلزله اهدا کردند. صلیب سرخ گزارش داده است که صف اهدای خون در غزه دو روز به طول انجامید.
دو گروه 40 و 90 نفره داوطلب متخصص نیز از تایوان راهی ترکیه شدند تا در یافتن افرادی که ممکن است به طرز معجزهآسا هنوز زیر آوار زنده باشند کمک کنند. این تیم داوطلب در بیانیهای اعلام کردند که حضورشان در ترکیه برای قدردانی از تیم نجات داوطلب ترکیهای است که 20 سال پیش در زلزله تایوان به این کشور آمدند و تایوانیها را در نجات بازماندگان یاری کردند. آنها در توییتر چنین نوشتند:
«حالا زمان ماست، حالا نوبت ماست. ما میخواهیم به دوستِ واقعی خود کمک کنیم.»
در سویی دیگر 47 سازمان مردمنهاد مستقل یمنی کنار هم آمدند و در بیانیهای همبستگی خود را با آسیبدیدگان زلزله اعلام کردند. آنها با تشکر از سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل، صلیب سرخ، آکسفام و… که در کمکرسانی به این دو کشور زلزلهزده فعال هستند اعلام کردند که سطح و مقیاس فاجعه بسیار از سطح و مقیاس واکنش جهانی و کمکهای جمعآوری شده بزرگتر است.
سیاستِ کمکرسانی عجیب و بعضا شنیدن روایتهای آن دردآور است؛ وقتی کمکها بهانهها و پوششهای جنگ میشوند، وقتی آوارگان و بازماندگان جنگها یا بلایای طبیعی تحت تاثیر سیاستها و انگارههای نژادی، جنسیتی، ملی یا مذهبی قرار میگیرند و وقتی که رنگهای رنگینکمان همبستگی نمایانگر تبعیضهای پنهانِ نهادهای بشردوست میشود.
آنچه هست و ادامه دارد زندگی است؛ در میان آوارها یا در قلک کودکی که پول تو جیبیاش را به کودکی که ندیده است میبخشد.
گامی بلند برای حفاظت از جنگلهای آمازون
|پیام ما| لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، وقتی ژانویه امسال بهعنوان رئیسجمهور برزیل انتخاب شد، انتخاب سختی انجام داد و مارینا سیلوا، چهره شناخته شده کارگری و حامی جنگلها را به سِمت وزیر محیط زیست انتخاب کرد. انتخاب او راه روشنی را برای حفاظت از آمازون و بهبود اوضاع محیط زیست نشان میداد و این در حالی بود که در هفته نخست شروع به کارش هم صندوق حفاظت از آمازون را بار دیگر احیا کرد. هفته گذشته نیز جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا برای گفتوگو در مورد حفاظت از جنگلهای آمازون، میزبان لولا بود و آمریکا در این سفر اعلام کرد که به صندوق چندجانبهای که با هدف مبارزه با جنگلزدایی آمازون تاسیس شده خواهد پیوست. صندوقی که از سوی آلمان و نروژ برای حمایت از جنگلهای بارانی و پروژههای توسعه پایدار راهاندازی شده است و حالا حضور آمریکا در این صندوق هم گامی بزرگ خواهد بود.
لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، رئیسجمهور چپگرای برزیل، در سفرش به ایالات متحده آمریکا که همراه با مارینا سیلوا، وزیر محیط زیستش انجام گرفت، بر حمایت از دموکراسی برزیل و تعهدات محیط زیستی مشترک تمرکز داشت. قبل از این سفر، برزیل علیه معدنی طلا که به صورت غیرقانونی در منطقه حفاظتشده یانومامی در شمال برزیل در حال فعالیت و تخریب جنگل بود، عملیاتی اجرایی انجام داد تا تعهدش را برای حفاظت از جنگلهای بارانی آمازون تقویت کند.
ایالات متحده در حال بررسی پیوستن به یک صندوق چندجانبه با هدف مبارزه با جنگلزدایی آمازون در برزیل است. پیش از این رویترز خبر داده بود که دولت بایدن به دنبال پیوستن به صندوق 1.3 میلیارد دلاری است و نوشته بود: «کمک ایالات متحده به صندوق تحت مدیریت برزیل بر تجدید روابط بین دو کشور پس از دوره اخیر روابط سرد تأکید میکند.»
روابط بین دو دموکراسی بزرگ نیمکره غربی در زمان ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور راست افراطی برزیل، متحد ترامپ، رئیسجمهور سابق جمهوریخواه آمریکا، سرد بود و حالا برزیل مشتاق است که کشورهای بیشتری به صندوق آمازون کمک کنند. این صندوق از سوی آلمان و نروژ برای حمایت از جنگلهای بارانی و پروژههای توسعه پایدار راهاندازی شده است.
اما قبل از ریاستجمهوری لولا، حفاظت از محیط زیست ضعیف شده بود و بولسونارو استخراج معادن و تخریب در جنگلهای آمازون را تشویق میکرد. به طوری که جنگلزدایی در این منطقه به بالاترین حد خود در 15 سال گذشته رسیده بود.
به گفته مایکل آرسلانیان نتو، سفیری که در وزارت امور خارجه برزیل بر امور قاره آمریکا نظارت میکند «برزیل بار دیگر به قهرمان مذاکرات اقلیمی تبدیل شده و به دنبال مشارکت و تعهد مالی سایر کشورها است».
بایدن و لولا ایجاد کارگروه تغییر اقلیم آمریکا-برزیل (CCWG) در سال 2015 را یادآوری کردند. آنها همچنین تصمیم گرفتند که به این کارگروه دستور دهند تا در اسرع وقت، برای بحث درباره زمینههای همکاری، همچون مقابله با جنگلزدایی و تخریب جنگلها، تقویت اقتصاد زیستی، تقویت استقرار انرژی پاک، تقویت اقدامات سازگاری و ترویج شیوههای کشاورزی کمکربن تشکیل جلسه دهد
با امتناع بولسونارو از شکست در انتخابات اکتبر، طرفداران او هشتم ژانویه به ساختمانهای دولتی یورش برده بودند. بنابراین لولا تحت فشارهای بسیاری به این سفر آمد تا حمایت از نهادهای دموکراتیک برزیل را نشان دهد. بولسونارو 48 ساعت قبل از ادای سوگند لولا به فلوریدا پرواز کرد و برای اقامت در ایالات متحده ویزای توریستی درخواست کرده است.
تغییر اقلیم و توسعه پایدار، اولویت برزیل و آمریکا
این دیدار در نهایت باعث شد تا آنطور که کاخ سفید گزارش داده، بیانیهای مشترک میان آمریکا و برزیل صادر شود. آنها در دیداری در واشنگتن تاکید کردند که تقویت دموکراسی، ترویج احترام به حقوق بشر و رسیدگی به بحران اقلیمی در دستور کار مشترک آنهاست.
در بیانیه آنها به این اشاره شد که برزیل و آمریکا تغییر اقلیم، توسعه پایدار و گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را در اولویت خود قرار میدهند. بر این اساس، نقش اصلی برزیل و ایالات متحده در همکاریهای دوجانبه و چندجانبه، از جمله بر اساس کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره چارچوب تغییر اقلیم (UNFCCC) به رسمیت شناخته شد.
بایدن و لولا در این دیدار ایجاد کارگروه تغییر اقلیم آمریکا-برزیل (CCWG) در سال 2015 را یادآوری کردند و تصمیم گرفتند که به این کارگروه دستور دهند تا در اسرع وقت، برای بحث درباره زمینههای همکاری، همچون مقابله با جنگلزدایی و تخریب جنگلها، تقویت اقتصاد زیستی، تقویت استقرار انرژی پاک، تقویت اقدامات سازگاری و ترویج شیوههای کشاورزی کمکربن تشکیل جلسه دهد.
بر اساس این بیانیه، بهعنوان بخشی از این تلاشها، ایالات متحده قصد خود را برای همکاری با کنگره برای تامین بودجه برای برنامههای حفاظت از آمازون، از جمله حمایت اولیه از صندوق آمازون، و سرمایهگذاری در این منطقهی حیاتی اعلام کرد.
روسای جمهور همچنین عزم خود را برای مبارزه با گرسنگی و فقر، تقویت امنیت غذایی جهانی، تقویت تجارت و رفع موانع، ارتقای همکاری اقتصادی و تقویت صلح و امنیت بینالمللی ابراز کردند.
آنها همچنین درباره اثرات جهانی تنشها بر امنیت غذایی و انرژی، بهویژه در فقیرترین کشورهای جهان ابراز نگرانی و از ادامه طرح غلات دریای سیاه حمایت کردند.
برنامههای اقلیمی لولا بدون بودجه امکانپذیر نخواهد بود و این چیزی است که دانشمندان به دنبال آن هستند. آرتاکسو میافزاید، افزایش بودجه علم و فناوری، و همچنین افزایش کمک هزینههای تحقیقاتی، از نشانههای موفقیت در این راه خواهد بود
در این دیدار همچنین لولا داسیلوا بر تعهد برزیل برای توقف کامل جنگلزدایی تا سال 2030 تأکید کرد و به بایدن گفت: «میتوانم اطمینان دهم ایالاتمتحده و سایر کشورهای جهان میتوانند روی برزیل در مبارزه برای حفظ جنگلهای بارانی آمازون حساب کنند.»
لولا و بایدن در نهایت بر قصد خود برای تقویت همکاری در نهادهای چندجانبه، بهویژه در چارچوب ریاست آتی برزیل بر گروه جی20 تاکید کردند.
تلاشهای محیط زیستی رئیسجمهور جدید
لولا از زمان روی کار آمدن به عنوان رئیسجمهور، یعنی ابتدای ژانویه، چندین فرمان مرتبط با تغییر اقلیم و محیط زیست را در اولین هفته کار خود امضا کرد. یکی از آنها تأسیس دوباره صندوق آمازون بود. دیگری تلاش برای تامین مالی کاهش روند جنگلزدایی بود. از جمله دیگر فعالیتهای او در شروع کار، لغو فرمان 2022 بود که توسط بولسونارو امضا شده بود و به دنبال گسترش و قانونی کردن استخراج طلای معدن «گربه وحشی» در مقیاس کوچک بود، که زمین را از پوشش گیاهی پاک میکند، آبراهها را آلوده میکند و اغلب به صورت غیرقانونی در سرزمینهای بومی در آمازون انجام میشود. بعد از آن مارینا سیلوا به سرعت دست به کار شد و ایجاد یک مرجع ملی برای امنیت اقلیمی را اعلام کرد، دفتری که -در صورت تایید کنگره برزیل- بر اجرای سیاست اقلیمی کشور نظارت خواهد کرد.
به گفته ناتالی آنترستل، رئیس موسسه Talanoa، راهاندازی یک اتاق فکر متمرکز برای رسیدگی به سیاست اقلیمی در ریودوژانیرو، بیشتر از احیای رهبری آب و هوایی برزیل مورد نیاز است. او میگوید که دولت لولا باید با تجدید ساختار وزارت محیط زیست و تغییر اقلیم و با بازگرداندن مأموریت آژانسهایی که در آن مستقر هستند -که همگی در چهار سال گذشته بیثبات شدهاند- شروع کند. در زمان بولسونارو، بودجه محیط زیست برزیل در مقایسه با سال 2014 (زمانی که بودجه در اوج خود بود) بیش از 70 درصد کاهش یافت، و به پایینترین سطح خود در 17 سال گذشته رسید.
ریکاردو گالوائو، مدیر سابق INPE، که مانند مارینا سیلوا، بخشی از تیم انتقالی بود که به لولا مشاوره میداد، میگوید: «اگر دولت جدید برزیل سیاست محیط زیستی کشور را بازسازی کند، علم باید نقش مهمی را ایفا کند.» به گفته گالوائو، تیم انتقال ایجاد دفتری را به آمازون توصیه کرد تا در وزارت علوم، فناوری و نوآوری قرار گیرد. لولا از این توصیه پیروی کرد و در اولین روز ریاستش، در یکم ژانویه، معاونت علمی و فناوری آمازون را تاسیس کرد. او ادامه میدهد: «ایده این است که به نظارت بر توسعه علمی در منطقه و ایجاد توسعه پایدار مبتنی بر تنوع زیستی کمک کنیم». این به معنای یافتن راههایی است که به عنوان مثال، با برداشت محصولات غیرچوبی جنگلی مانند روغنهای گیاهی یا میوهها عملی میشود و امکان توسعه اقتصادی در آمازون بدون از بین بردن گونههای گیاهی و جانوری رخ میدهد.
پائولو آرتاکسو، فیزیکدان دانشگاه سائوپائولو هم معتقد است که برنامههای اقلیمی لولا بدون بودجه امکانپذیر نخواهد بود و این چیزی است که دانشمندان به دنبال آن هستند. آرتاکسو میافزاید، افزایش بودجه علم و فناوری، و همچنین افزایش کمک هزینههای تحقیقاتی، از نشانههای موفقیت در این راه خواهد بود.
آیا باید به پایان خشکسالی خوشبین باشیم؟
بارشهای مناسب در کشور امید را در دل مردم چشم انتظار زنده کرد. این امید وقتی بیشتر شد که بارش برف سنگین در برخی مناطق ، فرصت را برای تغذیه رودها و چشمهها فراهم کرده است. خشکسالی و یا کمبود بارش و به نوعی دیگر کاهش منابع آبی قابل برنامهریزی و در دسترس که از ابتدای دهه نود بیشتر خود را به رخ کشیده به جز یک یا دو سال محدود ، تقریبا همه ساله دغدغه ملی محسوب میشود. به خطر افتادن امنیت غذایی ، بعضی تنشهای منطقهای بر سر آب، کاهش کیفیت، آب شرب شهری و روستایی، مسائل مرتبط با محیط زیست، کاهش مساحت تالابهای بزرگ کشور، خشکی دریاچه ارومیه و یا مناقشات مرتبط با آبهای مرزی، همگی از مواردی است که از قرن گذشته به قرن جدید منتقل شده و علیرغم ساخت سدهای بزرگ برای مهار، کنترل و مدیریت آب، این چالشها که از آنها به عنوان «بحران آب» یا «ورشکستگی آبی» یاد میشود، گریبانگیر همه مناطق کشور شده است.
در این شرایط به نظر میرسد بهبود وضعیت بارشها و به تبع آن روانابها و یا تغذیه آبخوانها نمیتواند چندان گرهگشا باشد. این بارش ها صرفا میتواند نقش یک داروی آرامبخش را ایفا کند. التبه آمار دقیق بارشها و شرایط منابع آبی باید از سوی وزارت نیرو و سازمان هواشناسی منتشر شود. طبیعی است به سبب توزیع بارشها برخی استانها و مناطق کشور شرایط بهتری نسبت به سایر مناطق داشته باشند. این جمله یعنی در مناطقی میتوان امید داشت خشکسالی و کم آبی عقبنشینی کند و در پارهای از جغرافیای کشورمان همچنان کم آبی شرایط غالب است. از این رو سیاستهای آبی یکسانی در بهرهبرداری و کشت و زرع نمیتوان داشت و بسته به شرایط هر منطقه باید الگوی کشت و سطح مناسب کشت مشخص شود. هر چند در مناطق گرمتر و جنوب و یا جنوب غرب کشور از اواسط آبان و اوایل آذر ماه کشتها صورت میگیرد، اما تداوم رعایت الگوی مصرف آب ضروری است. همچنین در ادامه کشتهای بهاره و تابستانی نیز مشمول این شرایط و برنامهریزیها هستند.
ابلاغ سند الگوی کشت توسط جهاد کشاورزی مجدد به تنهایی کفایت نمیکند. بین تدوین یک سند و اجرایی شدن بر روی زمین راه بسیار است. مشوق ها، مجوزها، قوانین، فرهنگسازی و ترویج، برخوردهای گاه اجبارا قضایی، حمایت و هماهنگی بین دستگاههای مرتبط از الزامات تبدیل شدن نوشته ها به واقعیت اجرایی هستند . درباره سازگاری با کم آبی و مدیریت مصرف صاحبان علم قلم زدهاند از باب تاکید بگوییم راهی جز مدیریت مصرف بهینه و اصلاح نگرش نداریم. حتی اگر برای یک دهه به جای کم آبیها، ترسالی و پرآبی جایگزین شود، نباید هیچگونه تغییری در سیاستها و فرهنگ کاهش و مدیریت انقباضی در مصرف ایجاد شود. ما حق نداریم سهم طبیعت، تالابها و دشتها را استفاده کنیم. باید به کمترین حد مصرف با بیشترین بهرهوری تولید عادت کنیم. چه در مصارف صنعتی، شهری و کشاورزی . درد مشخص و راه حلها هم معلوم است. حلقه گمشده ما عزم همگانی برای انجام است. آیا به پایان خشکسالی و کم آبی به سبب بارشها خوشبین هستیم؟ این سوال از اساس ایراد دارد. ما باید دست بر زانوی خود گذاشته و چشم از آسمان برداریم. اینکه چقدر باران بیایید مهم نیست. این مهم است که ما چگونه ما از منابع موجود به صحیحترین شیوه استفاده کنیم اهمیت بیشتری دارد.
علت اصلی ایرانهراسی حمایت صریح از فلسطین است
رهبر انقلاب همزمان با روز مبعث رسول اکرم(ص) گفتند: نظام اسلامی ملاحظه هیچکس را نمیکند و ضمن حمایت و دفاع آشکار از ملت فلسطین، به هر طریقی بتواند همچنان به آنها کمک خواهد کرد. متاسفانه دولتهایی که موظفند خودشان هم به ملت فلسطین کمک کنند، با ایرانهراسیِ دشمنان اسلام همصدا میشوند.
رهبر انقلاب در دیدار مسئولان، سفیران کشورهای اسلامی و شرکتکنندگان در مسابقات قرآن تاکید کردند که علت اصلی ایرانهراسی حمایت صریح و بیملاحظه جمهوری اسلامی از فلسطین است.
به گزارش ایسنا، حضرت آیتالله خامنهای همزمان با عید سعید مبعث، در دیدار مسئولان نظام، نمایندگان و سفیران کشورهای اسلامی و مهمانان و شرکتکنندگان در مسابقات بینالمللی قرآن، استفاده از گنجینههای عظیم و تمامنشدنی بعثت رسول خاتم(ص) را علاج همه مشکلات و راه رسیدن امت اسلامی به سعادت دنیوی و اخروی خواندند و افزودند: اگر کشورهای اسلامی به تعالیم بعثت عمل میکردند، رژیم خبیث و شرور صهیونیستی نمیتوانست در مقابل چشمان امت اسلامی اینگونه به مظلومان فلسطینی ظلم و جنایت کند که البته ملت ایران و نظام اسلامی همچنان به وظایف خود در این زمینه عمل خواهند کرد.
رهبر انقلاب اسلامی با تبریک این عید خجسته به ملت ایران و مسلمانان جهان و همه حقطلبان عالم، بعثت را بزرگترین و گرانقدرترین هدیه و نعمت الهی به بشریت برشمردند و در تبیین گنجینههای بعثت رسول اکرم گفتند: توحید و رهایی از بندگی غیر خدا، عظیمترین گنجینه بعثت است چراکه هر جنگ و جنایت و خباثتی در طول تاریخ از بندگیِ غیر خدا نشأت گرفته است.
«تزکیه» بهعنوان داروی رهایی انسان و جوامع بشری از هر نوع فساد، «تعلیم» به معنای قرار دادن زندگی فردی و اجتماعی تحت هدایتها و فرامین الهی، و «حکمت» یعنی اداره زندگی بشر با عقل و خردمندی و فرزانگی، از دیگر گنجینههای بعثت پیامبر خاتم بود که رهبر انقلاب به تبیین آنها پرداختند.
حضرت آیتالله خامنهای در ادامه استناد به آیات قرآن مجید برای بیان گنجینههای بعثت، «استقامت» را رمز و راه رسیدن به هر مقصودی دانستند و افزودند: «اقامه قسط» نیز از دیگر هدایای بینظیر الهی است که در نعمت بعثت پیامبر، به بشر ارزانی شده است.
رهبر انقلاب با بیان آیه شریفه «اشداءُ علی الکفّارِ رحماءُ بینَهم» افزودند: اشداء به معنای محکم و غیرقابل نفوذ بودن در مقابل دشمنان است که متاسفانه مورد توجه قرار نمیگیرد، البته ارتباطات خوب، با اختیار منظم و عاقلانه با جوامع دیگر، خوب است اما در موضوع نفوذ، انسان و جامعه عملاً تحت کنترل و مدیریت بیگانه قرار میگیرند.
ایشان مهر و محبت و صفا و صمیمیت در میان افراد جامعه را هدیه ارزشمندی دیگری از بعثت رسول خاتم دانستند و افزودند: اجتناب و کنارهگیری از طغیانگران عالَم و رها شدن از ظلمات و زنجیرهای جهل و تعصب و جمود و توقف، از جمله هزاران گنجینه ممتاز اسلام و بعثت است.
حضرت آیتالله خامنهای، نشناختن گنجینههای بعثت، کفران آنها و بسنده کردن به افتخار زبانی نه عملی را از جمله رفتارهای جوامع بشری در مقابل این نعمت بیکران دانستند و گفتند: تفرقه، عقبماندگی و دیگر ضعفهای متعدد عملی و علمی، نتیجه اینگونه برخوردها با بعثت است.
رهبر انقلاب ایجاد بزرگترین تمدن جامعه بشری در قرنهای سوم و چهارم هجری را نتیجه عمل نسبی به تعالیم قرآن خواندند و افزودند: امروز هم اگر ظرفیت بینظیر بعثت و قرآن به کار گرفته شود، ضعفهای دنیا اسلام برطرف، و زمینه سعادت و پیشرفت مهیا خواهد شد.
حضرت آیتالله خامنهای مسئله فلسطین را از جمله ضعفها و زخمهای مهم امت اسلامی دانستند و گفتند: یک ملت و یک کشور در مقابل چشمان تماشاگر دنیای اسلام مورد ظلم بیپایان و هر روزه رژیمی وحشی، خبیث و شرور قرار گرفته است و کشورهای اسلامی با این همه ثروت، ظرفیت و توانایی فقط نگاه میکنند و حتی برخی از این کشورها بهخصوص در این اواخر با این رژیم خونخوار، همراهی هم میکنند.
رهبر انقلاب، تضعیف اینگونه کشورها را از جمله نتایج سکوت در مقابل جنایات و همراهی با صهیونیستها دانستند و افزودند: وضع به جایی رسیده که آمریکا، فرانسه و چند کشور دیگر، با ادعای حل مشکلات مسلمانان، برای خود حق دخالت در دنیای اسلام قائل شدهاند، در حالیکه خودشان در حل مشکلات و اداره کشورهایشان درمانده و ناتوان هستند.
ایشان تاکید کردند: اگر از همان روز اول، دولتهای اسلامی به سخنان خیرخواهان از جمله علمای بزرگ نجف گوش میدادند و در مقابل رژیم غاصب محکم میایستادند، امروز قطعاً وضع منطقه غرب آسیا متفاوت بود و امت اسلامی متحدتر و از جهات مختلف قدرتمندتر بود.
رهبر انقلاب با اشاره به مواضع صریح و علنی جمهوری اسلامی در حمایت از مظلومان فلسطینی گفتند: نظام اسلامی ملاحظه هیچکس را نمیکند و ضمن حمایت و دفاع آشکار از ملت فلسطین، به هر طریقی بتواند همچنان به آنها کمک خواهد کرد.
ایشان با اشاره به تمرکز دشمنان بر محور ایرانهراسی، گفتند: متأسفانه دولتهایی که موظفند خودشان هم به ملت فلسطین کمک کنند، با ایرانهراسیِ دشمنان اسلام همصدا میشوند.
حضرت آیتالله خامنهای، بازگشت به تعالیم بعثت، اتحاد و همدلی ملتهای مسلمان و همکاری واقعی نه صوری دولتهای اسلامی را راهحل همه مشکلات امت اسلامی خواندند و در پایان سخنانشان با ابراز تأسف و تألم مجدد از زلزله بزرگ اخیر در ترکیه و سوریه که قربانیان و آسیبدیدگان فراوانی بر جای گذاشته است، افزودند: اهمیت مسائل سیاسی مثل فلسطین و دخالتهای آمریکا باید در هر شرایطی مورد توجه و پیش چشم امت اسلامی قرار داشته باشد.
در ابتدای این دیدار، رئیسجمهور در سخنانی با بیان اینکه فلسفه بعثت، انسانسازی و جامعهسازی قرآنی است، گفت: پس از انقلاب اسلامی دشمنان همچون صدر اسلام با جنگ نظامی، اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی مقابل ملت ما صفآرایی کردهاند اما مردم ایران با استقامت مثالزدنی خود انواع توطئههای سلطهگران را ناکام گذاشتهاند
رئیسی با قدردانی از حماسهسازی اخیر مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، آن را مسئولیتی مضاعف برای کلیه دستاندرکاران مسائل کشور برشمرد و تأکید کرد: با مشارکت مردم هیچ مشکلی غیرقابل حل نیست و به رهبری و مردم عزیز کشورمان عرض میکنیم که وضع تورمی فعلی را بیتردید کنترل خواهیم کرد.
رئیسجمهور همچنین با اشاره به محاسبات غلط دشمنان درباره ملت ایران از جمله در حوادث پاییز گذشته، تصریح کرد: غربیها تا دیروز مدعی دنبال کردن توافق بودند اما وقتی ناچار به پذیرش خواستههای به حق مردم ایران شدند، با آغاز اغتشاشات میز مذاکره را ترک کردند و با روی آوردن به آشوب، گفتند ادامه کار را در خیابان دنبال میکنیم اما جمهوری اسلامی ایران با حضور عزتمندانه و سازنده در مجامع بینالمللی، منافع ملت را استیفا خواهد کرد.
مروری بر مرحله پاسخ در زلزلههای ترکیه و سوریه
پس از زمینلرزههای ویرانگر 6 فوریه 2023 در ترکیه و سوریه، بر اساس گزارش سازمان مدیریت سوانح و شرایط اضطراری- AFAD -در 17 فوریه 2023 ، نزدیک به 250 هزار نیروی جستوجو و نجات از نهادهای دولتی و بینالمللی در مناطق زلزلهزده مشغول فعالیت بودهاند و حدود 350 هزار نفر از مردم زلزلهزده از پهنه مرکزی به بیرون از آن تخلیه شدهاند. وزارت امور خارجه ترکیه اعلام کرد که تعهد حمایت از 99 کشور را دریافت کرده است. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل بر اساس درخواست دولت ترکیه به سازمانهای بینالمللی و به صورت دوجانبه به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با اقلام اصلی امدادی پاسخ میدهد. اینها عمدتاً شامل مواد سرپناه اضطراری، پتو، وسایل بهداشتی و آشپزخانه و لامپ های خورشیدی است. دولت ترکیه از طریق هماهنگی توسط سازمان مدیریت سوانح و شرایط اضطراری (AFAD) پاسخ را هدایت میکند. هلال احمر ترکیه و چندین سازمان بشردوستانه در کنار AFAD کار میکنند. فرودگاه هاتای از 12 فوریه برای ارسال کمکها و تخلیه مردم به استانهای دیگر بازگشایی شد. امداد و سرپناه توسط دولت ترکیه در مراکز ورزشی و جوانان، مدارس و خوابگاههای دانشگاه ارائه می شود. سازمانها پتو، چادر، اقلام امدادی، راه اندازی آشپزخانه های سیار و امکانات شستشو، و ارائه غذاها و نوشیدنیهای گرم در استان های آسیب دیده را ارائه می کنند. مراکز خدمات اجتماعی سیار تاکنون در استانهای قهرمانمراش، هاتای، عثمانیه و مالاتیا فعال هستند و خدمات و حمایتهای روانی اجتماعی به مردم داخل و خارج از منطقه زلزلهزده ارائه میشود. سازمان مدیریت مهاجرت (PMM) برای تسهیل تخلیه مردم از مناطق آسیب دیده و تردد بین شهری پناهجویان از استان های زلزله زده، نیاز به مجوزهای سفر به افراد تحت حمایت موقت و بین المللی را لغو کرد.
کشورها و سازمانهای مختلف به زلزله 6 فوریه 2023 ترکیه-سوریه واکنش نشان دادهاند. حداقل 105 کشور و 16 سازمان بین المللی متعهد به حمایت از قربانیان زلزله از جمله کمک های بشردوستانه شدند. بیش از یازده کشور تیمهایی را با سگهای جستوجو و نجات برای یافتن قربانیان در زیر آوار فراهم کردند و حمایت مالی نیز ارائه شد. با این حال، به دلیل تحریمهای غرب ، دستیابی به سوریه «شتاب کمتری» دارد. این موضوع باعث تأخیر در ارائه کمک های مورد نیاز به میلیونها نفر در مناطق شمال غرب سوریه شد. از زمان وقوع زمین لرزه در جنوب ترکیه و شمال سوریه، این مناطق عمدتاً به کمکهای حیاتی جستوجو و نجات و کمک های نجات غریق دسترسی ندارند.
دبیرکل اتحادیه عرب، خواستار کمک بین المللی برای کمک به افراد آسیب دیده از «این فاجعه انسانی» شد. اتحادیه اروپا (EU) مکانیزم اروپایی حفاظت از مدنی اتحادیه اروپا، که ترکیه با وجود عدم عضویت در اتحادیه اروپا در آن شرکت میکند، به درخواست ترکیه فعال شد.
اتحادیه اروپا سی و یک تیم نجات و پنج تیم پزشکی از 23 کشور عضو را به ترکیه و سوریه اعزام کرد، به ترتیب 3 میلیون یورو و 3.5 میلیون یورو به ترکیه و سوریه متعهد شد و کنفرانس اهداکنندگان را برای جمعآوری پول اعلام کرد. برنامه اروپایی کوپرنیک نیز برای ارائه خدمات نقشه برداری اضطراری و کمکهای دیگر برای مدیریت بحران فعال شد. ینس استولتنبرگ، دبیرکل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) گفت که کشورهای عضو درحال بسیج حمایت هستند. از قابلیت حمل و نقل هوایی راهبردی ناتو برای حمل و نقل تجهیزات جستجو و نجات استفاده شد. ناتو برای اسکان آوارگان در ترکیه «تاسیسات پناهگاه نیمه دائمی کاملا مجهز» مستقر کرده است. سازمان ملل متحد (سازمان ملل متحد) چندین آژانس سازمان ملل متحد، از جملهUNDAC، OCHA، UNHCR، UNICEF و IOM، واکنشهای هماهنگ به این فاجعه را اعلام کردند. مدیر منطقهای سازمان جهانی بهداشت برای اروپا، هانس کلوگه، گفت که دفاتر منطقهای این سازمان به تلاشهای بینالمللی برای حمل دارو و تجهیزات امدادی کمک میکنند. سازمان ملل 25 میلیون دلار از صندوق اضطراری خود برای کمکهای بشردوستانه در ترکیه و 25 میلیون دلاری برای تلاشهای امدادی در سوریه اهدا کرد. سازمان ملل از طریق گذرگاه مرزی باب الحوا از طریق ترکیه کمکهای بشردوستانه به سوریه ارسال کرده است. در 14 فوریه، سازمان ملل درخواست 396 میلیون یورو برای کمک به بازماندگان در سوریه کرد. بانک جهانی اعلام کرد 1.78 میلیارد دلار به ترکیه کمک خواهد کرد تا از روند امداد و بهبودی حمایت کند.
ملاحظه میشود که برآورد اولیه از خسارتها بسیار زیاد است و کمکهای بینالمللی برای جبران درصدی از این آسیبها میتواند به کار آید.
مولدسازی ،کیفیت آموزش را ذبح میکند
آموزش و پرورش با سیر صعودی تعداد دانشآموزان میخواهد چه کند؟ این را احمد میدری معاون سابق وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی میپرسد. در حالی که کشور از کمبود شدید سرانه فضاهای آموزشی رنج میبرد و پیشبینیهای سازمان برنامه و بودجه از افزایش تعداد دانشآموزان تا ۴ سال دیگر میگویند، وزارت آموزش و پرورش به اموالش که اموال فرهنگی و ملی هستند، چوب حراج زده است. مصوبه مولدسازی که مشخص نیست که چگونه قرار است اموال دولت را به فروش برساند و ساز و کارش شفافیت کافی را ندارد، نگرانیها برای تجاریسازی آموزش از یک طرف و آثار منفی دیگر این طرح بر آینده نظام آموزشی کشور را افزایش داده است. در این رابطه، رضا امیدی، جامعهشناس و پژوهشگر عدالت آموزشی نیز در این نشست از تجاریسازی مراکز آموزشی انتقاد میکند و مصوبه مولدسازی را ادامه این نگاه میداند و میگوید: «تبدیل مدرسه به بنگاه اقتصادی یعنی طرد دانشآموزانی که توانایی مالی حضور در مدارس را ندارند و مدرسه نباید تبدیل به چنین مکانی شود.» در ادامه گزارش «پیام ما» را از بخشی از نشستی که در دبیرخانه مقابله با فقر و نابرابری آموزشی برگزار شد، میخوانید.
«مولدسازی» مصوبهای است که در آبانماه امسال در شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا تصویب شده با تعیین هیئتی برای بررسی و شناسایی اموال دولت به تایید رهبری رسیده اما ساز و کارش چندان شفاف نیست. بر اساس آنچه وزرا و هیئت دولت در رسانهها گفتهاند، ظاهراً قرار است داراییها و اموال غیرمنقول دولت ظرف مدت حداکثر یک سال از سوی هیئت اجرایی این مصوبه شناسایی و با استفاده از روشهای مختلف از جمله واگذاری و فروش اموال مازاد و مولدسازی با مشارکت بخش خصوصی، تعیین تکلیف شود. هر چند که بحث فروش اموال دولت و جبران کسری بودجه از محل آن، چیز تازهای نیست اما نحوه اجرای این مصوبه به دلیل ابهامات بسیار واکنشبرانگیز شده و سیلی از انتقادات را متوجه خود ساخته است. از انتقادات به ساختار فراقانونی هیئت اجرایی این مصوبه که مصونیت قضایی را برای خود قائل شدهاند که بگذریم، به گفته احسان خاندوزی، وزیر امور اقتصادی و دارایی یکی از اولین وزارتخانههایی که پروژه مولدسازی داراییهای مازاد دولت را کلید میزند، وزارتخانه آموزش و پرورش است. به گفته وزیر امور اقتصادی و دارایی در آخرین جلسه هیئت عالی مولدسازی، تعداد ۵۲۰ دارایی (اموال غیرمنقول) راکد وزارت آموزش و پرورش مازاد تشخیص داده شده که برای راهاندازی هزار و 649 پروژه نیمهتمام ساخت مراکز آموزشی برای انجام تهاتر به تصویب هیئت عالی مولدسازی رسید. اما همهچیز درآمدزایی نیست. فعالان حوزه مقابله با نابرابری و فقر آموزشی نگران آینده کیفیت نظام آموزشی هستند و پیشقدم شدن وزارت آموزش و پرورش در فروش اموال مازادش را، در نشستی خبری، بررسی کردند.
رضا امیدی، جامعهشناس و پژوهشگر عدالت آموزشی: در دنیا، چنین ایدهای به شدت مورد انتقاد است زیرا نهاد اجتماعی آموزش را به بنگاه اقتصادی تبدیل میکند و باعث طرد دانشآموزانی میشود که توانایی مالی حضور در مدارس را ندارند
مولدسازی راهحل تعارض منافع در آموزش و پرورش نیست
اموال راکد آموزش و پرورش یا زمینها و مدرسههای تخرییی (قدیمی) که بهعنوان اموال مازاد شناخته شدهاند، برای هر متر ارزشی بین بیش از 200 تا 300 میلیونی دارند و با توجه به متراژهای بالای این زمینها عملاً خرید آنها تنها از عهده نهادهای دولتی بر میآید و نه بخش خصوصی. از همین رو احمد میدری، معاون سابق وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی میگوید: «دولت سیزدهم بنا داشت مشکل تعارض منافع که در آموزش و پرورش کشور ریشه دوانده است را رفع کند. به این معنا که مدیر دولتی در بخش خصوصی نیز فعالیت دارد و در فعالیت اقتصادی خود، تبدیل به یک تعارض در منافع بزرگ میشود. به این ترتیب احتمال اینکه مدیران آموزش و پرورش بخواهند خریدار آینده مدارس تعطیل شده باشند، بسیار زیاد است. زیرا اولاً آنها خود را مستحق چنین جایگاهی میدانند و دوماً اگر مدرسه سابقا دولتی تبدیل به مدرسهای غیرانتفاعی شود، فرد به واسطه شبکه ارتباطی خود معلمهایی را سر کار میآورد که تصور میکند که میداند توانایی آموزشی بهتری دارند.» او در توضیح این وضعیت به قانون کشورهای دیگر اشاره میکند و میگوید: «در کشورهای دیگر وقتی فردی در حوزهای که متخصص است، بازنشسته میشود اجازه ندارد تا پنج سال در حوزه مشابه به کار مشغول شود زیرا احتمال اینکه به فساد و فعالیتهای پنهانی کشیده شود، بالا میرود. به این ترتیب مولدسازی به نحو فعلی نمیتواند راهکار حل تعارض منافع در آموزش و پرورش باشد.»
احمد میدری، معاون سابق وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی: وزارت آموزش و پرورش از بین همه وزارتخانهها در مشارکتهای مردمی و خیرین مدرسهساز بیشترین جذب را دارد. وقتی ساز و کار مولدسازی شفاف نیست و احتمال فساد میرود ملک اهدایی یک خیر به عنوان ملک مازاد شناخته و واگذار میشود؛ آیا مردم دیگر حاضر به مشارکت و سرمایهگذاری در آموزش و پرورش میشوند؟ با این رویکرد که شبیه به مدرسهفروشی است، این پنبه سرمایههای اجتماعی وزارت آموزش و پرورش است که دارد زده میشود
سرانه فضای آموزشی فدای درآمدزایی میشود
میدری، مشکل دوم مولدسازی در آموزش و پرورش را در افزایش تعداد دانشآموزان و فقر سرانه فضای آموزشی میداند. او توضیح میدهد: «طبق آمار سازمان برنامه و بودجه و وزارت آموزش و پرورش، در آینده تعداد دانشآموزان افزایش پیدا خواهد کرد. بر اساس آمار وزارت آموزش و پرورش در دوره ابتدایی تا سال 1405 سیر صعودی دارد و از سال جاری تا 4 سال دیگر تعداد 1 میلیون دانشآموز به مقطع ابتدایی افزوده خواهد شد. در مقطع متوسطه اول و دوم نیز تا سال 1408، با افزایش دانشآموزان مواجه هستیم و از حدود 3 میلیون و 500 هزار به 4 میلیون و 159 هزار دانشآموز خواهیم رسید. سپس در دوره متوسطه دوم تا سال 1411 با 3 میلیون و 470 هزار دانشآموز روبهرو میشویم. بر این اساس سوال اصلی این است که آیا در واگذاری اموال، این نکته دیده شده است یا خیر؟» بر این اساس نگرانی جدی در این زمینه این است که چه بر سر کیفیت آموزش در سالهای آینده را خواهد آمد؟
واگذاری املاک مازاد، واگذاری سرمایه اجتماعی
در لیست املاک معرفی شده توسط وزارت آموزش و پرورش برای اجرای مصوبه مولدسازی، دهها مدرسه دیده میشود و یکی از املاک مازاد معرفی شده مربوط به استان خراسان رضوی و منزل اهدایی فردی به نام کبری زند سرایی است. این ملک که بنا بوده بهعنوان مدرسه استفاده شود حالا برای آموزش و پرورش تبدیل به ملک مازاد شده است. میدری در این ارتباط میگوید: «وزارت آموزش و پرورش از بین همه وزارتخانهها در مشارکتهای مردمی و خیرین مدرسهساز بیشترین جذب را دارد. وقتی ساز و کار مولدسازی شفاف نیست و احتمال فساد میرود و ملک اهدایی یک خیر به عنوان ملک مازاد شناخته و واگذار میشود؛ آیا مردم دیگر حاضر به مشارکت و سرمایهگذاری در آموزش و پرورش میشوند؟ با این رویکرد که شبیه به مدرسهفروشی است، این پنبه سرمایههای اجتماعی وزارت آموزش و پرورش است که دارد زده میشود. این در حالی است که دولت برای مدرسهسازی عددی معادل 15 هزار میلیارد تومان را برای سرمایههای مردمی پیشبینی کرده است.» او در ادامه به پیچیدگی مولدسازی اشاره کرد و یکی دیگر از مشکلات مولدسازی به روش فعلی را روشن نبودن نحوه فروش اموال و احتمال افزایش فساد اداری دانست.
مولدسازی به دنبال تجاریسازی نهاد اجتماعی آموزش؟
در سالهای اخیر رویکردی که دولتها به آموزش و پرورش داشته و دنبال کردهاند این بوده که بسیاری از مراکز آموزشی تغییر کاربری داده و به مراکز تجاری تبدیل شده و بسیاری از مدیران این تغییر کاربری را با افتخار فریاد زدهاند. اما این رویکرد باردار آسیبهایی به دانشآموزان است؛ از جمله کوچک شدن حیاط مدارس، کم شدن فضاهای آموزشی و فرهنگی و غیره. در این رابطه رضا امیدی، جامعهشناس و پژوهشگر عدالت آموزشی میگوید: «این موضوع در وزارت آموزش و پرورش به جریانی برای درآمدزایی با عنوان اقتصاد آموزش و پرورش و اقتصاد مدرسه با محوریت اتکای مدرسهها به خود تبدیل شده است. به این معنی که مدرسهها خودشان باید درآمد و هزینههای خود را تامین کنند. این در حالی است که در دنیا، چنین ایدهای به شدت مورد انتقاد است زیرا نهاد اجتماعی آموزش را به بنگاه اقتصادی تبدیل میکند.» او ادامه میدهد که با همین رویکرد، بسیاری از مدارسی که موقعیت خوبی به لحاظ تجاری داشتهاند، چند سال دانشآموز ثبتنام نکردند تا بگویند که مدرسه توجیه اقتصادی ندارد و آن را تعطیل کرده و تغییر کاربری دادهاند و بهعنوان مازاد معرفی کردهاند. او اضافه میکند: «این نگاه به آموزش و پرورش دیدگاه خطرناکی است و جزو خطوط قرمز ادبیات این حوزه است زیرا در کشورهای دیگر طبق گزارش او.ای.سی.دی (OECD)
80 درصد بودجه مدارس خصوصی نیز از سوی دولت تامین میشود تا حتی آن مدارس هم به دنبال درآمدزایی نباشند. در کشورهایی مثل سوئد و فنلاند، بودجه مدارس خصوصی که تعدادشان اندک نیز است از سوی دولت تامین میشود تا همه دانشآموزان به شکل فراگیر بتوانند تحصیل را ادامه دهند.» او با انتقاد از این رویکرد در نهایت میگوید: «تبدیل مدرسه به بنگاه اقتصادی یعنی طرد دانشآموزانی که توانایی مالی حضور در مدارس را ندارند و مدرسه نباید تبدیل به چنین مکانی شود.»
لازمه رشد اقتصادی مهار تورم است
رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هزاران تن از مردم تبریز تاکید کردند که پیام ملت در ۲۲ بهمن استقامت و حمایت کامل از انقلاب بود. به گزارش ایسنا، حضرت آیتالله خامنهای صبح دیروز چهارشنبه در دیدار هزاران تن از مردم تبریز، مردم آذربایجان را پرچمدار اتحاد و آزادی ایران خواندند و با اظهار تعظیم به ملت پر عظمت ایران به علت خلق ۲۲ بهمنِ تاریخی امسال تأکید کردند: این حماسه حقیقی، پرشور و پرمحتوا نتیجه منحرف نشدن و استقامت ملت در خط انقلاب است و این راه پیشرفت و اقتدار، با اتحاد ملی و با نگاه انقلابی و نه ارتجاعی به مشکلات، یعنی تکیه بر همتی که دستاوردها را بهوجود آورده، ادامه خواهد یافت که فعالیت جهادی و شبانهروزی همه مسئولان برای رشد اقتصادی و علاج دشواریها بهویژه تورم، زمینهساز آن خواهد بود.
رهبر انقلاب در تبیین ابعادی از حرکت بسیار ارزشمند ملت در ۲۲ بهمن، با اشاره به «تبلیغات پر سر و صدای دشمنان، مشکلاتی که مردم با همه وجود حس میکنند، هوای سرد و دیگر عوامل کاهنده انگیزهها» گفتند: مردم با ایمان و بصیرت، همه اینها را نادیده گرفتند و همه با هم از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ایران عزیز به میدان آمدند و صدای بلند خود را به گوش همه رساندند که فقط خداوند شکور قادر است شکر واقعی این حرکت عظیم ملی را بهجا آورد.
ایشان راهپیمایی «شنبه تاریخی ملت» را مصداق استمرار استقامت ملی خواندند و با اشاره به انحرافات تدریجی از خط اصلی حرکت در انقلابها گفتند: در انقلاب اسلامی هم برخیها به دلایل مختلف با صراط مستقیم انقلاب زاویهدار شدند و کارشان به ضدیت با اصل انقلاب و آرمانها کشیده شد.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: بر خلاف این عناصر، ملت بدون احساس خستگی و ناامیدی و بدون خوف از ضربات، تهدیدات و عربدههای دشمن، راه مستقیم را با حفظ هویت، شخصیت و عظمت خود ادامه داد و در همین مسیر، ۲۲ بهمن امسال به خیابانهای سراسر کشور آمد و با انگیزههای مختلف، استقامت پرمعنا و لج کردن با دشمن عنود را نشان داد.
رهبر انقلاب، «اتحاد ملی» را عامل موثر دیگری در قوت کشور خواندند و تاکید کردند: البته اختلاف نظر وجود دارد اما در مسائل جزیی نباید تنازع صورت بگیرد مناظره و مباحثات حوزوی و دانشگاهی و در رسانههای عمومی، همراه با رعایت ادب و حرمت دیگران خوب است اما منازعه و دشمنی کردن و آلوده کردن دهان به حرفهای ناشایست خوب نیست
رهبر انقلاب تلاشهای دشمن و برخی عناصر در داخل را برای سست کردن عزم راسخ ملت و فراموش شدن راه انقلاب یادآور شدند و افزودند: از اهداف مهم اغتشاشاتِ پاییز این بود که مردم ۲۲ بهمن را از یاد ببرند که در داخل هم برخی با استدلالهای سست و سخنان غلط همین خط را در روزنامهها و فضای مجازی دنبال میکردند که البته مردم آنها را ناکام گذاشتند.
حضور همراه با تحلیل مردم از جمله ویژگیهای راهپیمایی پرشکوه ۲۲ بهمن بود که رهبر انقلاب آن را مورد تحسین قرار دادند.
ایشان گفتند: از مصاحبههای مردم آشکار بود که آنها با تحلیل به راهپیمایی آمدهاند و چون درک کرده بودند که آمریکا از حضور آنها بیمناک است، پرشور و شاد، با روحیه و انگیزه، و با شعارهای مضموندار، جهتگیری اصلی خود یعنی حمایت کامل از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را نشان دادند.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: امپراطوری رسانهای آمریکا و صهیونیست سعی میکند این صدای رسا به گوش دیگر ملتها نرسد اما آنها که باید بشنوند یعنی دستگاههای سیاستگذار در آمریکا و انگلیس و سرویسهای جاسوسی دشمنان حتماً این صدا را شنیدهاند.
رهبر انقلاب به غوغای تبلیغاتی در فضای مجازی و رسانههای دشمن در آستانه ۲۲ بهمن اشاره کردند و گفتند: صدای مخالف و معارض هم وجود داشت که این رسانهها سعی کردند آن را بزرگنمایی کنند اما صدا و فریاد ملت بر همه صداهای دیگر غلبه کرد.
«تبیین دروغ بودن و سست بودن ادعاهای دشمنان درباره جمهوری اسلامی» بخش دیگری از سخنان رهبر انقلاب بود. ایشان گفتند: گاهی با دروغ آشکار میگویند نظام رو به قهقراست در حالی که کشور با وجود مشکلات، با دو سه دهه قبل کاملاً متفاوت است و خیلی جلو رفته است، گاهی هم میگویند جمهوری اسلامی به بنبست رسیده، اگر این ادعا درست است، کسی که به بنبست رسیده خودش از پا میافتد و به زمین میخورد پس چرا این همه برای به زمین زدن او هزینه میکنید؟
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به حملات و شبهات مکرر دشمن درباره ضرورتِ نداشتن توان نظامی ایران گفتند: اولاً کشوری که این همه دشمن دارد باید به فکر خودش و ملتش باشد همچنانکه اوایل انقلاب وقتی فهمیدم عدهای میخواهند هواپیماهای اف ۱۴ را بفروشند به سرعت مصاحبه و افشاگری کردم و آن حرکت ناکام ماند.
رهبر انقلاب تأکید کردند: بر اساس عقل و شرع، جهات دفاعی را کاملاً مورد توجه قرار دادهایم و بر اساس حکم قرآن، در آینده نیز هرچه میتوانیم در این عرصه تلاش خواهیم کرد.
ایشان در همین زمینه افزودند: کشور در زمینههای دیگر از جمله صنعت، امور زیربنایی همچون جادهسازی و سدسازی و عرصههای دیگر، چندین برابر امور دفاعی کار و سرمایهگذاری کرده اما دشمن که از تبلیغاتش درباره پهپادهای ایران، ترسش آشکار است، پیشرفتهای دیگر را انکار و مسائل دفاعی را برجسته میکند.
رهبر انقلاب در جمعبندی این قسمت از سخنانشان گفتند: به فضل الهی ملت به وسوسههای بدخواهان اعتنا نکرده و نخواهد کرد و میداند که هر پیشرفتی و حرکتی برای قوی شدن ایران، دشمنان را خشمگین میکند که بر اساس آیه شریفه باید به آنها گفت از این خشم و غیظ بمیرید.
حضرت آیتالله خامنهای پیشرفتهای کشور را یک واقعیت نشاط آفرین و تحسینبرانگیز خواندند و خاطرنشان کردند: البته ما در تبلیغات و کار رسانهای ضعیف هستیم و به مهارت لازم برای نشان دادن این پیشرفتها دست نیافتهایم اما بازدیدکنندگان از نمایشگاهها یا دستاوردهای ایران، از دستیابی به این سطوح پیشرفت آن هم در شرایط تحریم اظهار شگفتی میکنند، همچنانکه آن فرمانده موشکی صهیونیست نیز چند سال قبل گفت من با ایران دشمن هستم اما در مقابل تولید آن موشک پیشرفته به دست دانشمندان ایرانی، کلاه از سر بر میدارم.
ایشان تأکید بر پیشرفتها را به معنی انکار ضعفها ندانستند و گفتند: ضعفها و کمبودهای زیادی به دلایل مختلف در کشور وجود دارد که بعضی از آنها مانند گرانی، تورم و کاهش ارزش پول ملی برای مردم محسوس است و در بخشهای دیگر مانند بخشهای اداری هم ضعفهایی وجود دارد اما در مقابل این ضعفها، دو نوع نگاه میتوان داشت.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: نگاه و رویکرد اول این است که با نگاه به دستاوردها، بفهمیم این توان وجود دارد که با همان همتی که به این پیشرفتها دست یافتهایم، امکان برطرف کردن ضعفها نیز وجود دارد که این نگاه، نگاه انقلابی است.
ایشان در تبیین نگاه دیگر که از آن به «نگاه ارتجاعی» تعبیر کردند، گفتند: با نگاه ارتجاعی به ضعفها، اینگونه نتیجه گرفته میشود که فایدهای ندارد و نمیشود کاری کرد بنابراین باید دست روی دست بگذاریم یا نِق بزنیم و ضعفها را با صدای بلند مطرح کنیم و حتی مثل برخیها اصل انقلاب و جمهوری اسلامی را انکار کنیم.
ایشان با طرح این سوال که «اگر ملتی ضعفی داشت آیا باید دستاوردهایش را انکار کند؟ و کدام ملتی است که ضعف ندارد؟» به وجود ضعفهای مهم در کشورهای بزرگ و پیشرفته دنیا مانند آمریکا، انگلیس و فرانسه از جمله در زمینه فقر و بیماری و تبعیض و نبود عدالت اجتماعی، اشاره کردند و افزودند: در این کشورها نیز چندین برابر ایران ضعف وجود دارد اما راهحلِ برطرف کردن ضعفها، تخریب اصل و ریشهها نیست بلکه رویکرد درست، رفع ضعفها بر اساس نگاه انقلابی است.
رهبر انقلاب با اشاره به دستیابی کشور به پیشرفتهای غیرقابل باور، خاطرنشان کردند: در سالهای اول انقلاب دستیابی به پیشرفتهایی مانند تولید چند ده میلیون تن فولاد حتی به ذهن کسی خطور نمیکرد اما اینگونه دستاوردها با همت مردم و جوانان و مسئولان خوبی که داشتیم، ایجاد شد و امروز نیز این همتها وجود دارد. ایشان رشد اقتصادی و مهار تورم را مهمترین کارها خواندند و با تأکید بر اینکه همه بهخصوص مسئولان موظف به فعالیت جهادی و کار و پیگیری شبانهروزی هستند، گفتند: امور اقتصادی، امروز مهمترین کارهاست زیرا بدون رشد اقتصادی کار کشور پیش نمیرود و لازمه رشد اقتصادی هم ثبات و مهار تورم و ثبات قیمتها است. مسئله تورم نیز علاجپذیر است و باید مسئولان بخشهای مختلف آن را علاج کنند.
حضرت آیتالله خامنهای، علاوه بر مسئولان، قشرهای مختلف مردم از جمله دانشجو، استاد، عالِم دینی، کارگر، کاسب و دامدار را قادر به نقشآفرینی در عرصههای گوناگون دانستند و افزودند: فعال سیاسی هم میتواند نقشآفرین باشد البته فعالیت سیاسی، به نشستن و یافتن نقطه ضعفی در دولت یا دستگاههای دیگر و تمسخر و بزرگنمایی آن در فضای مجازی نیست بلکه فعالیت سیاسی یعنی تشریح فضای سیاسی دنیا و منطقه و تبیین اهداف دشمنان و جهتگیریهای دوستان.
ایشان فعالیتهای اجتماعی و خدماتی را از دیگر عرصههای نقشآفرینی مؤثر مردم برشمردند و خاطرنشان کردند: ما بارها توانستهایم بهوسیله مردم، ضعفهای بزرگ را برطرف کنیم که نمونه آن قضیه کرونا و نقشآفرینی مردم در کمکهای مؤمنانه بود. همچنین شوق و حضور مردم در فعالیتهای اجتماعی نشاط آفرین موجب پشتیبانی و تامین پیشرفت کشور است.
رهبر انقلاب، «اتحاد ملی» را عامل موثر دیگری در قوت کشور خواندند و تاکید کردند: البته اختلاف نظر وجود دارد اما در مسائل جزیی نباید تنازع صورت بگیرد مناظره و مباحثات حوزوی و دانشگاهی و در رسانههای عمومی، همراه با رعایت ادب و حرمت دیگران خوب است اما منازعه و دشمنی کردن و آلوده کردن دهان به حرفهای ناشایست خوب نیست.
ایشان، گرایش عمومی ملت ایران را گرایشِ انقلاب دانستند و افزودند: عدهای در کشور هستند که نظراتشان در برخی مسائل سیاسی مخالف نظرات عموم مردم و مسئولان است اما اینها طرفِ ملت ایران نیستند؛ طرف ملت ایران، استکبار است و همه مراقب باشند که به استکبار کمک نکنند و ابزار آن در مقابل اسلام و ایرانِ عزیز نشوند.
حضرت آیتالله خامنهای، آینده را همچون همیشه روشن خواندند و گفتند: هرگاه افق روشنی پیش روی کشور بوده پس از چندی، به آن دست یافتهایم چراکه تواناییهای ملت و ظرفیتهای کشور بسیار بالا است بنابراین این ملت به دستاوردهای بزرگتری نیز خواهد رسید.
حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار همچنین با تجلیل از ایمان و غیرت و صفای مردم تبریز و آذربایجان، قیام ۲۹ بهمن تبریزیها را «مقطعی تعیینکننده و روز ورق خوردن تاریخ ایران» دانستند و گفتند: اگر مردم تبریز در چهلم قیام مردم قم، بپا نمیخواستند آن قیام مهم فراموش میشد اما تبریزیها با تبدیل حادثه قم به قیام و حرکتی ملی که در کمتر از یک سال بعد به سرنگونی رژیم استبدادی وابسته منجر شد، پرچم آزادی ایران را در دست گرفتند و مقطعی تاریخی بهوجود آوردند.
ایشان اقدام حکومت مستبد در آوردن تانک به خیابانهای تبریز را برای سرکوب مردم و علما، نشانه دستپاچگی آن رژیم برشمردند و گفتند: مردم غیور تبریز از تانک هم نترسیدند و با ایستادگی و ایثار خون و جان خود، حرکتی عظیم بهوجود آوردند که البته در تاریخ آذربایجان چندین بار دیگر سابقه دارد.
رهبر انقلاب حرکت آذربایجانیها از جمله مردم تبریز و اردبیل در آغاز دوره صفویه را زمینهساز نجات ایران از تفرقه و ملوکالطوایفی دانستند و افزودند: آن حرکت تاریخی، ایران را متحد و دارای حکومت مستقل و یکپارچه کرد بنابراین پرچم اتحاد ایران هم در دستان آذربایجانیها است.
ایشان روایت درست تاریخ آذربایجان را جزو وظایف اهل فن و روایت بخش مهمی از تاریخ ایران خواندند و گفتند: در قضایای تنباکو و مشروطه هم مردم این منطقه قدرت ایمان و ایستادگی خود را نشان دادند همچنانکه در پیروزی انقلاب، دفاع مقدس، حوادث دهههای بعد و همین قضایای اخیر هم با بصیرت و استقامت در میدان بودهاند.
حضرت آیتالله خامنهای آذربایجان را از لحاظ فرهنگی، مرکز تمدن و فرهنگی غرب کشور خواندند و با اشاره به مشاهیر فرهنگی این خطه گفتند: خدمات بزرگ این نامآوران به ادبیات و فرهنگ کشور قابل شمارش نیست.
رهبر انقلاب قیام ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ مردم تبریز را با توجه به این سوابق، حادثهای هویتساز دانستند که باید از آن برای پیمودن راه روشن آینده درس گرفت.
مذاکرات آبی بدون دستاورد ادامه دارد
یکصد و هشتاد و نه روز پس از اینکه «علیاکبر محرابیان»، وزیر نیروی دولت سیزدهم در کابل با «مولوی عبداللطیف منصور»، سرپرست وزارت انرژی و آب افغانستان و مولوی امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه افغانستان دیدار کرد «علی سلاجقه»، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفته «برای پیگیری حقابه هیرمند به افغانستان میروم». این در حالی است که با وجود سفر وزیر نیرو در تابستان گذشته مشکلات آبی در سیستان و بلوچستان چنان وخیم است که رئیس دولت سیزدهم، چهارم بهمن دستور داد حقابه هیرمند از طرف افغانستانی پیگیر شود. پس از این بود که «محمد مخبر»، معاون اول رئیسجمهور راهی زابل شد. اما موضوع به همینجا ختم نشد. «سید ابراهیم رئیسی» صبح چهارشنبه ۱۹ بهمن، نیز بار دیگر در جلسه هیئت دولت بر ضرورت پیگیری دستگاههای مسئول برای تامین حقابه ایران از کشورهای همسایه تاکید کرد و گفت: لازم است دستگاههای مسئول و مربوطه بهویژه در مورد تعلل طرف افغانستانی در تامین حقابه هیرمند پیگیری لازم را صورت دهند. حال باید دید «علی سلاجقه» با چه اهرم یا امتیازی میخواهد راهی افغانستان شود تا حقابه هیرمند و تالابهای بینالمللی هامون را پیگیری کند.
بر اساس خبری که ایسنا منتشر کرده رئیس سازمان محیط زیست با بیان اینکه تاکنون اقدام اجرایی برای حقابه هیرمند از سوی هیات حاکمه افغانستان انجام نشده است، گفت: درصدد هستم برای پیگیری حقابه هیرمند به افغانستان بروم.
سلاجقه درباره آخرین وضعیت اختصاص حقابه هیرمند، توضیح داد: بحثهای دیپلماسی در این زمینه جریان دارد و ما درصدد هستیم دیداری با مجموعه حاکمیت افغانستان داشته باشیم. خود من میخواهم به افغانستان بروم . قبلا وزیر نیرو هم به این کشور رفته است. از سفیر خودمان در افغانستان خواستهایم تا شرایط را برای حضور ما در این کشور فراهم کند تا گفتوگوها را ادامه دهیم. وزارت خارجه و استانداری سیستان و بلوچستان هم در حال فعالیت هستند تا افقهای تازهای گشوده شود. این بحث به نشستهای متعدد نیاز دارد.
او همچنین تاکید کرد: آنها (هیات حاکمه افغانستان) استدلالهایی دارند که نه واقعی است نه علمی. اخیرا به نتایجی داریم میرسیم ولی در اجرا هنوز اتفاقی نیفتاده است. امیدوارم گفتوگوها به جای خوبی برسد. سلاجقه در پایان گفت: از طریق مجامع بینالمللی هم نمیتوان خیلی پیگیر بود چون هیات حاکمه مستقری در افغانستان نیست. البته ماجرای حقابه هیرمند و تالابهای بینالمللی هامون بهویژه از ۴ فروردین ۱۴۰۰ بیشتر در هالهای از ابهام فرورفت. وقتی چهار روز از بهار آخرین سال سده شمسی قبل میگذشت «اشرف غنی»، رئیسجمهور وقت جمهوری افغانستان که برای افتتاح سد کمالخان در محل این سد واقع در ۹۰ کیلومتری زرنج حاضر شده بود سخنانی تاملبرانگیز گفت. گرچه او کمتر از ۵ ماه بعد از این سخنان مجبور شد از افغانستان فرار کند و کشورش را به دست طالبان سپرد اما عملا طالبان هم همان سیاست پیشین این کشور را به اجرا گذاشتهاند. «اشرف غنی» ۶۹۳ روز قبل وقتی سد کمالخان را افتتاح کرد از تبادل آب و نفت با ایران سخن گفت. بعد وقتی طرف ایرانی واکنش نشان داد تاکید کردند که منظور از این حرف اشرف غنی آن بوده که اگر ایران بیش از حقابه هیرمند آب بخواهد باید هزینهاش را بپردازد که احتمالا این هزینه نفت است.
همان زمان «سعید خطیبزاده»، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: رودخانه هیرمند دارای رژیم حقوقی تعریف شدهای است و بر اساس قراردادی که در سال ۱۳۵۱ بین دو کشور به امضا رسیده و در مجالس قانونگذاری هر دو کشور به تصویب رسیده حقابه ایران کاملا مشخص بوده و دولت افغانستان هم به این حقابه متعهد است. حقابه طبیعت و صیانت از حیات هامونها موضوع جداگانهای است که ایران از مدتها قبل با دولت افغانستان در حال مذاکره است. اما طرف افغانستانی نه به تعهد خود در قبال حقابه هیرمند و تالابهای بینالمللی هامون که با این کشور مشترک است عمل کرده و نه ایران آب بیشتری تقاضا کرده است. اما همچنان به نظر میرسد افغانها تلاش دارند از سیاستی که رجبطیباردوغان با کشورهای پاییندست خود و سدسازی پیش گرفته تبعیت کنند.
کار ساخت این سد/بند بر روی رودخانه هیرمند افغانستان از بهار سال ۱۳۹۶ با بودجه ۷۸ میلیون دلار انجام شد.
«شبانه آمدند، همه چیز را بهم ریختند و رفتند.» اضطراب بار دیگر به بساط دستفروشان هجوم آورده است. دستفروشان چهارراه ولیعصر حالا دیگر شبها هم باید ترس برچیده شدن بساطشان را داشته باشند؛ در آستانه بهاری که همیشه رونق به بساطشان میآورد اما چند سالیست که فرصتی شده برای آزمون و خطای مدیران شهری. آزمون و خطایی برای ماندن و نماندن دستفروشان در معابر عمومی. دستفروشان چهارراه ولیعصر یکِ بامداد 26 بهمن را با یک خاطره تلخ به یاد میآورند. هجوم نیروهای شهربان به بساطشان.
نه خبری از بنرهای زرد رنگ همیشگی بود و نه حتی تذکر قبلی. اینها را دستفروشان میگویند. میگویند قراری برای جمعآوری با مدیران شهری نگذاشته بودند اما دقایق ابتدایی صبح چهارشنبه همه چیز تغییر کرد؛ ساعت یک صبح بود که نیروهای شهربان با نیروی انتظامی و یگان ویژه و شهردار شب کنار بساط دستفروشان شمال پارک دانشجو آمدند. برخی از دستفروشان شوکه شده بودند و برخی دیگر در برابر نیروها مقاومت میکردند. روایتها متناقض است. یک نفر از دستفروشان میگوید بساطش آسیب دیده است: «ماموران شهربان میگویند از دو روز پیش تذکر دادیم تا بساطتان را جمعآوری کنید.» برخی از دستفروشان اما از این تذکرها بیاطلاعند.
نگاه مدیریت شهری در سطح شهر به شکلی است که دستفروشی را مشکل نمیداند بلکه سد معبر در سطح شهر را مشکل میداند و بر همین اساس در خصوص ساماندهی دستفروشان اقدامات لازم را انجام خواهیم داد
دو روز پیش در حاشیه جلسه شورای شهر تهران، سعید بیگی، مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل اما در گفتوگویی زمزمههای تازهای درباره جمعآوری دستفروشان مطرح کرد: «نگاه مدیریت شهری در سطح شهر به شکلی است که دستفروشی را مشکل نمیداند بلکه سد معبر در سطح شهر را مشکل میداند و بر همین اساس در خصوص ساماندهی دستفروشان اقدامات لازم را انجام خواهیم داد.»
غرفههای چند میلیونی
در میان دستفروشان برخیشان از نرخهای عجیب و غریبی که بابت اجاره غرفهها شنیدند، خبر میدهند. یک نفر از اجاره روزانه شش میلیونی و یک نفر از اجاره یک میلیونی خبر میدهد: «مگر ما چقدر درآمد داریم که این همه اجاره دهیم؟»
غرفه و اسپیسها یکی از روشهای ساماندهی دستفروشان در محل است که مدتی است مدیران شهری به آن میاندیشند. آنها قبلتر از طرحهایی مانند سایهبان دستفروشی صحبتهایی به میان آورده بودند. وجود غرفههای میلیونی را اما کسی از مسئولان شهری تایید نمیکند.
ساماندهی دستفروشان چهارراه ولیعصر پاییز امسال هم ورد زبان مسئولان شهری شده بود، ساماندهی به بهانه ایجاد حریم تئاتر شهر. آبان امسال و همزمان با اوجگیری اعتراضهای پس از مرگ مهسا امینی، مسئولان حرف خودشان را پس گرفتند. علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر تهران به رسانهها گفت: «در شرایط فعلی به دلیل اینکه التهابی ایجاد نشود، بهطور موقت این طرح را متوقف کردیم تا در شرایط آرامتری این اتفاق بیفتد. زمان آن مشخص نیست و براساس شرایط این اتفاق میافتد.»
علیرضا زاکانی، شهردار تهران اواسط پاییز امسال اعلام کرد که سیاست شهرداری احترام به دستفروشان است: «سیاست کلی در مواجه با دستفروشان احترام به آنهاست و برای ایجاد زمینه ساماندهی در منطقه 19 مجتمعی را ساختیم که دستفروش بتوانند در آن سکنا گزینند، علاوه به رسمیت بخشیدن به این جنس کارها باتوجه به شرایط اقتصادی کشور زمینه آرامش و آسایش را هم برای دستفروشان و هم مردم فراهم کنیم. چه فضای پارکها چه سایر فضاهایی که امکان حضور دستفروشان وجود دارد برای ساماندهی استفاده میشود.»
آخرین بار پاییز پارسال مدیران شهری علیه بساط دستفروشان اقدام کردند. آذر پارسال هم بساط دستفروشان چهارراه جمعآوری شد؛ در صبح یکی از روزهای آلوده تهران.
ظهر روز چهارشنبه اما اسپیسها یا همان غرفههای آهنی جای خود را در پیادهروهای پارک دانشجو محکم کردهاند. یکی از دستفروشان فیلمی از دستفروشی در گوشی موبایلش دارد که در اعتراض به این سیاستها بساط خودش را آتش زده است. اضطراب دستفروشی دوباره آغاز شده است.
همزمان با هشدارهای تغییر شرایط جوی و ورود سامانههای بارشی سنگین با نزول برف و باران در سراسر کشور از نیمه بهمن، استان چهارمحال و بختیاری درگیر ورود 4 سامانه بارشی ممتد شد. سامانههای بارشی که همراه با وزش شدید باد و کولاک بود علاوه بر انباشت برف، با رخداد بهمنهای متعدد در روستاها و شهرهای مرتفع این استان بهویژه شهرستان کوهرنگ، شهر چلگرد این شهرستان و روستاهایش را در وضعیت قرمز و استان و وزارت کشور را در شرایط آمادهباش کامل قرار داد. در زمان تنظیم این گزارش مسیرهای دسترسی به این شهرستان عمدتا مسدود است و جز تصاویر هوایی و فیلمهای منتشر شده در فضای مجازی اطلاعات چندانی از وضعیت اهالی در دسترس نیست. مدیران چهارمحال و بختیاری میگویند تاکنون گزارشی از خسارتهای شدید مالی و جانی از سوی بخشداران و دهیاران دریافت نکردهاند اما ارتفاع بیش از 3 و نیم متر برف در این مناطق، وضعیت غیرقابل پیشبینی ایجاد کرده است.
چهارمحال و بختیاری، استانی که حتی در سالهای خشک ایران معمولا شرایط بهتری را نسبت به سایر استانها تجربه میکرد، اکنون با هجوم 4 سامانه بارشی سنگین، رکود نزولات آسمانی 20 سال اخیر خود را شکست. گرچه این خبر به خودی خود میتوانست نه تنها برای این استان بلکه برای استانهای همجوار مانند اصفهان نیز خبر خوبی تلقی شود اما میزان بارش تعداد زیادی از روستاهای شهر چلگرد و شهرستان کوهرنگ را نه تنها با مشکل دسترسی مواجه کرده است بلکه بنا به فیلمهای منتشر شده در فضای مجازی و تایید مسئولان این استان، برخی سقف ساختمانهای فرسوده، دامداریها و مرغداریها و شیروانی مغازهها در اثر بارگذاری سنگین تخریب شدهاند.
یکی از اهالی کوهرنگ: چند خانه با ریختگی سقف در بخشهایی مواجه شدند و ورود به خانه آنها نزدیک به دو روز طول کشید. برفروبی در روستا با دست انجام میشود و بیشتر از اینکه تلاش کنیم برف را از کوچهها و خیابانها پاک کنیم باید بام خانهها را تمیز کنیم. چون احتمال دارد سقفها فروبریزند
بر اساس اعلام اداره کل هواشناسی این استان، ایستگاههای پایش تا تاریخ 24 بهمن، یعنی پس از ورود دومین سامانه بارشی به استان، ارتفاع برف در کوهرنگ ۱۳۵سانتیمتر، شهرکرد ۲۸/۶ میلیمتر باران، ۹ سانتیمتر برف، بروجن ۱۷/۹ میلیمتر باران، برف ۱۰ سانتیمتر، لردگان ۴۵/۵ میلیمتر باران، کوهرنگ ۹۱/۶ میلیمتر باران، برف ۷۵ سانتیمتر، اردل ۴۴/۹ میلیمتر باران، برف ۲ سانتیمتر، فارسان ۴۲/۵ میلیمتر باران، برف ۲۲ سانتیمتر، سامان، ۳۳/۵ میلیمتر باران، برف ۳ سانتیمتر، بن ۴۰/۳ میلیمتر باران، شلمزار ۵۲/۶ میلیمتر باران، فرخ شهر ۱۹/۴ میلیمتر باران، برف ۸ سانتیمتر، مال خلیفه ۷۷/۵ میلیمتر باران، سورشجان ۳۴/۱ میلیمتر باران، بلداجی ۲۹/۷ میلیمتر باران، ایل بیگی ۲۸/۵ میلیمتر باران، دوآب صمصامی ۵۶ میلیمتر باران، بازفت ۵۵/۴ میلیمتر باران، لیرابی ۲۹/۶ میلیمتر باران اعلام کرده است و پس از این تاریخ بهروزرسانی در خصوص این اعداد انجام نداده است. اما در زمان تنظیم این گزارش، مدیرکل بحران استانداری چهارمحال و بختیاری به «پیام ما» اعلام کرده است که برف در چلگرد ارتفاع 3 و نیم متر را رد کرده و با شروع فعالیت سامانه چهارم با انباشت جدیدی مواجه خواهیم بود.
مدیر کل بحران چهارمحال و بختیاری: تقریبا تمام خانههای یک طبقه و دکانها و مراکزی با ارتفاع زیر 3 متر در برف دفن شدهاند. یکی دیگر از مشکلات این است که در کنار انباشت برف با بهمنهای متوالی روبهرو هستیم. در تماس با وزارت کشور درخواست اعزام خودروهای برفروب و بولدوزر داشتیم که انشاالله به زودی به استان میرسند
از روستاها بیخبریم
دسترسی به اهالی کوهرنگ، چلگرد، بهخصوص روستاها به دلیل وضعیت جوی و همچنین مشکلات خطوط تلفن همراه و اینترنت دشوار است. مدیر یک صفحه خبری با نام شهرکرد که فیلمها و تصاویری از این منطقه و وضعیت اهالی ارائه میدهد به «پیام ما» میگوید: «اطلاع دقیقی از روستاها نداریم و اطلاعاتمان در حد همین تصاویر و فیلمهایی است که برایمان ارسال میشود.»
او ادامه میدهد: «شرایط برای تردد به آن منطقه بسیار سخت است و حتی بولدوزرها حریف برفروبی نمیشوند. متاسفانه در اثر بارشهای متعدد، برف روی برف انباشته شده و کمکرسانی را سختتر میکند.»
همت بابادی، خبرنگار محلی که در کوهرنگ مستقر است یکی دیگر از کسانی که در صفحه شخصی خود فیلمها و تصاویر زیادی منتشر میکند. او نیز با تایید فروریختن پوشش برخی بامها میگوید که اطلاع چندانی از وضعیت روستاها که در ارتفاعات قرار دارند در دست نیست.
از طریق جستوجوهای مجازی میتوانیم محمدعلی اهل روستای شیخ علیخان چلگرد در ارتفاعات زردکوه را پیدا کنیم. به دلیل شرایط آنتندهی خطوط تلفن همراه و در دسترس نبودن تلفن ثابت گفتوگوی ما منقطع و به سختی انجام میشود. محمدعلی میگوید: «به دلیل اینکه خانههای روستا عموما یک یا دو طبقه هستند تمام روستا تقریبا در برف دفن شده است. نه تنها امکان خروج از روستا فراهم نیست بلکه امکان تردد میان منازل هم تقریبا وجود ندارد.»
نیاز به کمک ملی داریم
او ادامه میدهد: «چند خانه با ریختگی سقف در بخشهایی مواجه شدند و ورود به خانه آنها نزدیک به دو روز طول کشید. برفروبی در روستا با دست انجام میشود و بیشتر از اینکه تلاش کنیم برف را از کوچهها و خیابانها پاک کنیم باید بام خانهها را تمیز کنیم. چون احتمال دارد سقفها فرو بریزند.»
بنا به گفته «محمدعلی» علاوه بر نگرانی برای خود اهالی تعداد زیادی از مردم نگران دامهایشان هستند و تلف شدن چند دام هم گزارش شده است. «نگرانی انبار غله و مانند این هم وجود دارد. با توجه به هشدارهایی که داده شده بود با شروع بارشها افرادی که دام کمی داشتند دامها و علوفه و چیزهایی از این دست را به داخل خانهها آورند. شرایط بسیار سخت است بهویژه اینکه امکانات بهداشتی و درمانی هم در روستاهای ما اندک است. از روستاهای اطراف چندان مطلع نیستیم اما فکر میکنم بیشتر روستاها دارند در شرایطی مشابه ما زندگی میکنند. من فکر میکنم منطقه ما نیاز به کمکهای کشوری دارد. این کار از عهده استان به تنهایی ساخته نیست.»
دفن خانهها در برف
مدیرکل بحران استانداری چهارمحال و بختیاری نیز در گفتوگو با «پیام ما» وضعیت قرمز استان را تایید میکند.
خسرو کیانی میگوید: «گزارشهای جسته و گریختهای از خسارتهای پیش آمده در برخی منازل مسکونی، دامداریها، شیروانی مغازهها و مانند این به ما رسیده است. اما تاکنون هیچ گزارشی از خسارت سنگین و یا زیاد مالی و یا جانی از سوی بخشداران و دهیاران گزارش نشده است.»
به گفته او ارتفاع برف در ارتفاعات شهرستان کوهرنگ از 3 و نیم متر گذشته است و با توجه به شروع سامانه بارشی جدید، شرایط از این هم بدتر میشود: «شدیدترین وضعیت بغرنج را در بخش صمصامی و سمیرم داریم. تمام دستگاههای استان در حالت آمادهباش هستند. خوشبختانه جز معدود موارد نقطهای، گزارشی از قطعی آب و برق و گاز نداشتیم. اما برقراری دوباره قطعهای نقطهای هم کار سنگینی است. چون اول باید راهداری مسیر دسترسی را باز کند و بعد نیروهای خدماترسان هر بخش وارد عمل شوند.»
کیانی در مورد آخرین ارزیابی از روستاهای این منطقه نیز میگوید: «بر اساس تصاویر هوایی تقریبا تمام خانههای یک طبقه و دکانها و مراکزی با ارتفاع زیر 3 متر در برف دفن شدهاند. یکی دیگر از مشکلات این است که در کنار انباشت برف با بهمنهای متوالی روبهرو هستیم. در تماس با وزارت کشور درخواست اعزام خودروهای برف روب و بولدوزر داشتیم که انشالله به زودی به استان میرسند چون تجهیزات استان برای مواجه با این حجم از بارش که در بیست سال اخیر بیسابقه بوده است کافی نیست. در 6 شهرستان استان اعلام وضعیت قرمز شده است که همانطور که گفتم بدترین شرایط را در شهرستان کوهرنگ بهویژه شهر چلگرد و روستاهایش شاهد هستیم.»
