بایگانی مطالب نشریه
رابطه پیچیده لرزهخیزی با مخازن آب
دریاچه ارومیه به دلیل کاهش بارندگی حقابه خود را دریافت نکرده است. از سال 1375 به دلیل ترکیبی از افزایش دما، کاهش بارندگی، سدسازی و کشاورزی 95 درصد از حجم آب دریاچه از بین رفته است. تغییرات مستمر مؤثر بر دریاچه ارومیه (شمال باختری ایران) با کاهش سطح آب دریاچه (حدود 9 متر در 25 سال گذشته) به دلایل طبیعی و انسانی نسبت داده میشود. بررسیهای زمینشناسی روی محیط دریاچه ارومیه نشان میدهد که این دریاچه از حدود اواخر پله ایستوسن و مدت زمان پایان آخرین عصر یخ، در طی سی هزار سال گذشته، و نوسان سطح دریاچه و دو رخداد خشکی مهم در حدود 30 هزار سال قبل و حدود 5000 سال قبل به وجود آمده است.
در چهار دهه اخیر از سال 1366 تا 1380 روند تغییرات کند شد و کمتر از 2 درصد از مساحت آب دریاچه کاهش یافت ولی از سال 1380 تا 1390، فرایند کوچک شدن سریعتر انجام شد. عوامل انسانی مانند سدسازی برای ذخیرهسازی آب برای آبیاری، افزایش استفاده از آبهای زیرزمینی توسط چاههای عمیقتر ایجاد شده برای آبیاری کشاورزی از عوامل مهم خشکشدن هستند. با تغییر مدیریت آبهای منتهی به دریاچه و انتقال منابع آبی جدید به دریاچه بین سالهای 1393 تا 1395، مساحت دریاچه به دو برابر افزایش یافت. اشتغال 28 درصد مردم در کشاورزی در پیرامون دریاچه ارومیه منجر به افزایش سریع برداشت آب زیرزمینی از سال 1380 و همچنین از بین رفتن حدود 90 درصدی حجم دریاچه ارومیه شد. از سوی دیگر شوری آب دریاچه ارومیه از 190 به بیش از 350 گرم در لیتر رسید.
پمپاژ بیش از حد آب از منطقه به سرعت ممکن است منجر به ایجاد زلزلهای بسیار شدید و خطرناک شود. زمینلرزههایی که با پمپاژ آب شیرین از سفرههای زیرزمینی به وجود میآیند، تاکنون توجه زیادی را به خود جلب نکردهاند. جمعیت رو به رشد و کاهش بارندگی باعث شده مردم بیشتر به استفاده از آبهای زیرزمینی سوق داده شوند
نیاز فزاینده بــه منابع آب در سالیان اخیر، مــوجب بهرهبرداری بیرویه و متعاقب آن بــرهم خــوردن تعادل طبیعی منابع آب زیــرزمینی در آذربایجان غربی و شرقی شــده است. بهرهبرداری غیراصولی از منابع آب زیرزمینی دشت خــوی-فیرورق در شانزده سال منتهی به سال 1401،به حدود 1.5 متر افت سطح آب زیرزمینی منجر شده است.
لرزهخیزی مرتبط با مخازن یکی از پیچیدهترین موارد لرزهخیزی با برهمکنش پیچیده بین عوامل مختلف است؛ مانند اندازه مخزن، وضعیت تنش میدانی، تنظیمات زمین ساختی، شرایط هیدروژئولوژیکی، تاریخچه زمانی سطح آب. دو ساز و کار در این مورد وجود دارد: 1- وزن آب اضافه شده یا کم شده در یک مخزن آب، 2- آبی که به شکافهای زیرزمینی یا در امتداد گسلها نفوذ میکند. در حالت اول، پر یا خالی شدن یک مخزن میتواند «تنش برشی الاستیک» را افزایش داده و باعث گسیختگی گسلهای مجاور شود. در حالت دوم، افزایش و انتشار فشار منفذی در زمین در زیر و نزدیک مخزن باعث کاهش تنش طبیعی موثر، و کاهش فشار منفذی به افزایش تنش طبیعی موثر در گسلها میشود. اثر بارگذاری یا باربرداری آب در چند سال رخ می دهد ولی اثر فشار منفذی به تاخیر میافتد زیرا آب برای عبور از سنگ به زمان نیاز دارد. این تأخیر میتواند باعث شود که برخی از مخازن سالها پس از پر شدن یا خالی شدن اولیه، شروع به ایجاد زلزله کنند. علاوه بر این، تغییرات در سطح آب یک مخزن میتواند بر پایداری گسلهای فعال مجاور اثر بگذارد. تغییرات تنش الاستیک با لحاظ کردن تغییرات فشار منفذی به دلیل اثرهای پارامتر فشار منفذی بر وضعیت تنش زیرسطحی نشان داده است که تاخیر چند ساله لرزهخیزی در رابطه با تغذیه آب زیرزمینی با یک اثر تحریککننده با انتشار فشار منفذی سازگار است. برای ایجاد لرزهخیزی، موج فشار سیال باید در امتداد مسیرهای باریک تخلیه شده قبلی (شکستگیها و گسلها) حرکت کند. بررسیهای مشابه نشان میدهد که نفوذ هیدرولیکی پیرامون دریاچههای خشک شده یا پر شده مانند دریاچه سالتون در کالیفرنیا در یک دهه حدود 15 کیلومتر بوده، که با ژرفای لایه لرزهزا در حدود 10 کیلومتر در همان منطقه منطبق است. این واقعیت که در این منطقه لرزهخیزی بهطور مستقل از تغذیه آبهای زیرزمینی در سطح دریاچه کند، نشان میدهد که احتمالا در گذشته بالا آمدن دریاچه نشاندهنده تغییر اقلیم در مقیاس بزرگ به سمت شرایط مرطوب، با در نتیجه تجمع عظیم آبهای زیرزمینی در سطح منطقه و ایجاد زلزله بوده است.
فعالیتهای انسانی مقصر است. پمپاژ بیش از حد آب از منطقه به سرعت ممکن است منجر به ایجاد زلزلهای بسیار شدید و خطرناک شود. زمینلرزههایی که با پمپاژ آب شیرین از سفرههای زیرزمینی به وجود میآیند، تاکنون توجه زیادی را به خود جلب نکردهاند. جمعیت رو به رشد و کاهش بارندگی باعث شده مردم بیشتر به استفاده از آبهای زیرزمینی سوق داده شوند. در سالهای اخیر، سفرههای زیرزمینی حتی در شرایط خشکسالی شدید، بیش از حد پمپاژ شده است.
بر اساس آخرین بررسیهای زمینشناختی، آبخوان دشت خوی از رسوبات آبرفتی کواترنر با ضخامت بین 100 تا 200 متر تشکیل شده است. تغذیه منابع آب زیرزمینی این آبخوان از طریق بارش، آبیاری و از طریق رودخانههای قطور، الند، قره سو و قازانچای انجام میشود. بر اساس آمار سال 1397 از تعداد 572 حلقه چاه، 9 رشته قنات و 5 دهنه چشمه، حجم آبی برابر با 320 میلیون متر مکعب در سال برداشت میشود (حدود 99 درصد از این حجم از چاههای برداشت شده است). در درازمدت از سال 1370 تا 1401 حدود 8 متر از چاه افت کرده و حجمی آبی در حدود 9 میلیارد متر مکعب از آب زیرزمینی دشت خوی برداشت شده است. خوی با توجه به افزایش بهرهبرداری از سفره آب زیرزمینی، فعالیتهای کشاورزی و مصارف دیگر، بیلان منابع آبی منفی داشته و از سوی وزارت نیرو تحت عنوان «دشت ممنوعه» شناخته شده است.
برای بررسی این موضوع، تاریخ، مکان، عمق و بزرگای زمینلرزهها را با اندازهگیریهای سطح آبهای زیرزمینی در سفره آب منطقه مقایسه کردهایم. زمینلرزهها که بیشتر آنها بزرگایی بین 3 تا 4 دارند پس از کاهش شدید آبهای زیرزمینی در دهه 1380 و همچنین بعد از خشکی شدید نیمه دهه 90 رخ دادهاند.
از سوی دیگر بارندگی شدید و نسبتا پر شدن دریاچه در فروردین 98، با تزریق آب به سفرههای زیرزمینی و با افزایش فشار آب منفذی باعث ایجاد لرزهخیزی بیشتر بعد از آن دوره پرآبی شد. منافذ درون سنگها، گسلها را روان میکند و به آنها اجازه میدهد راحتتر بلغزند. حذف آبهای زیرزمینی نیز باعث ایجاد انبوه زلزلهها میشود. استخراج آبهای زیرزمینی بار گرانشی روی یک گسل را کاهش میدهد و نیروهایی را که سنگهای دو طرف گسل را به هم فشار میدهند تا قفل نگه دارند، کاهش میدهد. بیرون کشیدن آب به سنگها اجازه میدهد تا از یکدیگر دور شوند و در نتیجه قفلشدگی گسل را از بین میبرد. زمینلرزههای کوچک میتوانند باعث زلزله های بزرگتر نیز شوند. باید از ارتباط بین آبهای زیرزمینی و لرزهخیزی در جهت برنامهریزیهای کلان محیطی بهرهگیری کنیم.
در چند سال گذشته و با رشد و بالندگی ساختار کنشکریِ مردمی در بخش محیط زیست و منابع طبیعی کشور، درباره پیامدهای انجام بسیاری از طرحهای عمرانی ویرانگر گفته و نوشته شد. پارهای از این گوشزدهای دلسوزانه از سوی دولتها دیده و شنیده شده ولی بسیاری از این دلسوزیهای دانشبنیاد هم به هیچ انگاشته شد.
آنچه امروز در آب و خاک و هوا و جنگلها، رویشگاههای گیاهی و رودخانهها و تالابها و روزگار دیگر زیستمندان این سرزمین میبینیم، پیامد نادیده انگاشتن یا شوخی پنداشتن این نگرانیها از سوی ساختار مدیریتی کشور است و در این میان آنچه که بیش از همه گزارهها مایه شگفتی میشود این است که افزون بر آموزهها و نگرشهای دینی، فرهنگ و تمدن و گنجینه ادب کهن سرزمینیِ ما نیز سرشار از نشانهها و نمودههایی بر بنیان دوستی با زیستبوم و زیستمندان است. ولی از آنجا که بسیاری از ما مردمان و سررشتهداران، با بنمایههای فرهنگ و تاریخ سرزمین خود بیگانهایم، روزگارمان را با دوری از این گنجینههای ارزشمند فرهنگی سپری میکنیم و هر روز با رای و آهنگی که بیشتر رنگ و بوی الگوبرداریِ نمایشی از روشهای بیگانه است، تیشهای را بر ریشه سرزمین خود وارد میآوریم.
در «شاهنامه» که بیگمان بزرگترین و پرارجترین گنجینه ادب سرزمین ماست، بر گِرامش و ارزش نهادن بر جانِ «مور» هم سفارش شده و انسانها از آزردن موران در جایگاه یکی از خردترین زیستمندان نیز بازداشته شدهاند
برای نمونه در «شاهنامه» که بیگمان بزرگترین و پرارجترین گنجینه ادب سرزمین ماست، بر گِرامش و ارزش نهادن بر جانِ «مور» هم سفارش شده و انسانها از آزردن موران در جایگاه یکی از خردترین زیستمندان نیز بازداشته شدهاند و یا اینکه در گفتارهای دینی از زبان پیامبر اسلام، بریدن شاخه درخت به بریدن بال فرشتگان همانند و همسنگ شده و بسیاری دیگر از این دست گزیدهگوییها و رهنمودهای رفتاری. بیگمان با چنین پشتوانههای ملی و دینی باید در گروه کشورها و ملتهای پیشرو در پاسداشت داشتههای زیستی میبودیم ولی افسوس که در این بخش، کارنامهای سیاه و تباه دستاورد ماست. اگر «فردوسی» و اشارههای او در «شاهنامه» را پذیرا بودیم، امروز درگیر قتلگاه فریدونکنار نبودیم و چنانچه سفارشهای دینی را گردن مینهادیم، جایگاه جنگلها و دیگر رویشگاههای گیاهی کشورمان اینگونه نبود. چنین میاندیشم که ما امروز با هر دو فرهنگ دینی و ملی سرزمین خود بیگانهایم. گسترش و همگانی شدن دروغ، دورنگی و دورویی، بیدادگری و نامهربانی مردمان با یکدیگر، خودگرایی و دیگر رفتارها و کردارهای ناپسند و گزنده، همگی گواهی بر این است که ایرانیانِ امروز، پیشینهها و پشتوانههای مَنش و فرهنگ خود را نه تنها نمیشناسند، بلکه با آن بیگانهاند. به بیان آشکار ما نمیدانیم یا از یادب ردهایم که در کجای زمین و زمان ایستادهایم و بر این بنیاد نمیدانیم که با زمین و خاک زیر پا و آسمان و هوای بالای سر و زیستمندان و همسایگان و همگنان پیرامون خود چگونه رفتار کنیم و اینگونه میشود که بیشتر برنامههایمان برای دست یافتن به زندگیِ بهتر، با شکستی سخت روبهرو میشود و جهان پیرامونمان ناپایدار، زشت و بدآهنگ میشود، شادی از ما میگریزد، روزگار بر ما سخت میگیرد و تلخکامیبر زندگی ما چیره میشود. شاید در روزگاری که دانشِ نوین در گرایشها و شاخههای گوناگون، در آراستن و پیراستن ساختار زندگیگونه ما درمانده است –بلکه گونه ما را برنامهریزی شده بازیچه برنامهها و برآوردهای زیادهخواهانه خود کرده – ، «کهن خوانی» را بتوان نوشداروی بیشمار زخمهای وارد شده بر پیکر کم جانِ زمین و آسمان و زیستمندان زیر و زِبَر آن کرد. از این رو نه گاهی که بیشتر باید پناه بر اندیشه و خردورزی پیشینیان و پدران برد. این پناهندگیِ کهن و آیینی اگرچه بوی کهنگی دارد ولی روان و خرد آدمی را زهرآلود و پریشان نمیکند، به هیچ روی دانشگریز نیست و نه تنها چیزی از کف آدمی نمیرباید که پژواک زنگولههای دگراندیشی ژرف را در خرد آدمی طنینانداز میکند و اگر نگویم که توفان ولی دست کم نازک نسیمی را به وزیدن وامیدارد، بلکه گرد و غبار و دود کشنده برخاسته از ماشین دانشِ پرگفتار ولی کمکردار این روزگار که میرود تا گونه بشر را زیر سنگینی خود خفه کند، از آسمانِ زندگی زدوده شود.
از این رو چنین میاندیشم که کهن نوشتارهای گنجینه ادب سرزمینمان و بهویژه «ارداویراف نامه» که برونداد نگرشهای دینیِ «ارداویراف»نامی از موبدان زرتشتی دوران ساسانیان و نگاشته به زبان پارسی میانه/پهلوی است، باید در کنار دیگر آموزههای دینگرایانه، ملیگرایانه و دانشورانه، خوانده و آموزش داده شوند. «ارداویراف نامه»، «ارداویراف نامَک» یا «ارداویراف نامه» که از چنان جایگاهی برخوردار است که هزار سال پس از نگارش آن، «دانته» ایتالیایی با برداشتی آزاد، سهگانه «کمدی الهیِ» بهشت، برزخ و دوزخ را بر بنیان آن نگاشت، با دستاویز به «جهان بالا» و بر بنیان دور کردن مردمان از گناه و ترساندن تودهها از زیانهای سخت روز رستاخیز و پرداختن و روی آوردن مردمان به «قانون» در جایگاه پیماننامه زندگی گروهی مردمان، اگرچه ناشناخته ولی سرشار و لبریز از پندارهایی ژرف و کارآمد برای ساختن جهانی زیباتر، پاکتر، شادتر، امنتر و دَهِش و داد بنیانتر است و بر این بنیاد باید که شناخته، شناسانده، خوانده، پرداخته و به کار بسته شود. از این روی، پارهای از آموزشهای نیک و ارجمند این «نامَکِ» گنجینه فرهنگ ایرانی را بازگو میکنم، باشد که سرآغازی برای پیوند میان مردمان و بهویژه کنشگران این دوران با آموزههای کهن آن روزگار سرزمینمان باشد.
زمین، زیستمندان و رستنیهایش، آسمان، خاک و آّب و دیگر سازندههای زیستبوم از چنان جایگاه پرارجی در «ارداویراف نامه» برخوردارند که پانزده گفتار از گفتارهای صد و یک گانه این «نامه» و نوشتارِ دینی به بیان بایستگی پاسداشت و بهرهگیری درست و به اندازه این گزارههای زندگی آفرین و چگونگی آزار و شکنجه در روز رستاخیز برای آنان که این روش را در این جهان زیر پای میگذارند پرداخته است و این میتواند در میان همه دستورها و نگاشتههای کهن و تاریخیِ ملتها بیمانند باشد. از این رو در اینجا یازده گفتار از یکصد و یک گفتار «ارداویراف نامه» که نشانهها و نمودهایی ژرف دراینباره دارد را بازنویسی و بازخوانی میکنم. امید است تا خواننده گرامیاین یادداشت با برداشتی آزاد از پنداره این نوشتارها، جایگاه زمین و زیست بوم و نشانهها و نِمودهایی از زیستگرایی در فرهنگ ایران کهن را دریابد. یادآور میشوم که نوشتارهای درون گیومه از بازنویسی «ارداویراف نامه» با تلاش «فیلیپ ژینو»، استاد و ایران شناس بنیاد ایران شناسی فرانسه برگرفته شده و برای امانت داری، در واژگان تازی آن دستکاری نشد.
گفتار سیزدهم، «پاسداشت جایگاه زنانی که به زمین و زیستمندان آن مهر میورزند»
«و دیدم روان زنان در جامهای زینت یافته از زر، زینتیافته از سیم، زینتیافته از گوهر و پرسیدم این روانها کدامند؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند؛ اینها روان زنانی هستند که در گیتی آب را خشنود کردهاند، آتش را خشنود کردهاند، زمین، گیاه، گاو، گوسپند و همه آفریدههای خوب دیگر اورمزد را خشنود کردهاند.»
گفتار چهاردهم، «ارجمندی کشاورزی و کشاورزان»
«و دیدم روان کشاورزان را در گاهِ روشن و با جامه ای روشن به درخشندگی ستارگان هنگامیکه مینوی آب و زمین و گیاهان و گوسپندان پیش آنها ایستاده بودند و آفرین(نیایش) میکردند و ستایش و آزادی(سپاس) میگفتند و گاهِ آنها را بزرگتر و جای آنها را بهتر میکردند و این به نظر من ستایشآمیز آمد… و دیدم بسیار گاه زرین، بستر خوب و بالش و فرشهای شایسته بر روی آنها روان که خدایان و دهقانانی نشسته بودند که دِه و دودمان و ملک و جای ویران را آبادان کردند و ایشان کاریز و رود و چشمه بسیار برای کشاورزی و آبادانی و برای بهره و سود مردمان آوردند.»
گفتار پانزدهم، «ارجمندی دامپروری و دامپروران»
«و دیدم روان شبانان که در گیتی چهار پای و گوسپند را مراقبت کردند و آنها را پروردند و از گرگ و دزد و مردم ستمکار نگاه داشتند و به آنها آب و گیاه و خوراک دادند و از سرما و گرمای سخت نگاه داشتند و در زمان خود به آنها نَر دادند و آنها را مطابق قانون نگاه داشتند. آنها در آن روشنی با آن بهره درخشان و رامش بزرگ و شادی راه میرفتند و به نظر من بسیار ستایشآمیز آمد.»
گفتار بیست و سوم، «در نکوهش زیادهخواهی و دستدرازی به اندوختههای آبی و پوشش گیاهی»
«و دیدم روان مردی که از گرسنگی و تشنگی بانگ میزد که میمیرم و موی و ریش خویش میکند، خون میخورد و کف به دهان میافکند و پرسیدم این تن چه گناه کرد که روان او چنین پاداَفرهی (جزا – سزا) را تحمل میکند؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند؛ این روان آن مرد دَروندی (بدکردار – گناهکار) است که در گیتی آب و گیاه را خورد و خلاف قانون خورد، باج (مالیات – حقِ جامعه) را مراعات نکرد و با گناه کاری آّب و گیاه را چنین تحقیر کرد، اکنون این روان باید چنین پادافره گرانی را تحمل کند.»
گفتار سیام، «در نکوهش کشتار جانوران»
«و دیدم روان مردی کهاندام او را میشکستند و یکی را از دیگری جدا میکردند و پرسیدم، این تن چه گناه کرد؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند؛ این روان آن مرد دَروند (بدکردار – گناهکار) است که در گیتی خلاف قانون دینی گاوان و گوسپندان و دیگر چهارپایان را کشت.»
گفتار سی و هفتم، «در نکوهش آلودن آب»
«و دیدم روان مردی چند و زنی چند که نگونسار آویخته شده بودند. تن ایشان را مار و کژدم و دیگر خَرَفستَران (جانوران گزندرسان) میجویدند و پرسیدم این روان کدام مردمان است؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند؛ این روان آن مردمانی است که در گیتی پرهیز آب و آتش نکردند (از آب و آتش مراقبت نکردند) و ریمنی (ناپاکی) به آب و آتش بردند.»
گفتار پنجاه و هشتم، «در نکوهش آلودن چشمهساران و رودها»
«پس دیدم روان مردی که او را به سوی دوزخ میکشیدند و میزدند و پرسیدم؛ این تن چه گناه کرد؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند که این روان آن مرد دَروند (بدکردار – گناهکار) است که در گیتی سر و روی خویش و دست ناپاک و دیگر ریمنی (ناپاکی) اندام خویش را در آب ایستاده بزرگ و چشمه و آب روان شست و خرداد اَمشاسپند (بانوی نگاهبان آب) را آزرد.»
گفتار هفتاد و چهارم، «در نکوهش ستم بر جانوران و سختگیری بر چهارپایان اهلی» (1)
«و دیدم روان آنهایی را که نگونسار به یک پا آویخته بودند و کاردی در دل آنها زده بودند و پرسیدم این روانها کیستند؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند؛ این روان دَروندانی (گناهکارانی) است در گیتی ستور و و گاو و گوسپند را خلاف قانون زدند و کشتند.»
گفتار هفتاد و پنجم، «در نکوهش ستم بر جانوران و سختگیری بر چهارپایان اهلی» (2)
«و دیدم روانهایی که آنها را زیر پای گاوان افکنده بودند. شاخ زده، شکم دریده، استخوانها شکسته و نالان بودند و پرسیدم این مردمان که هستند؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند؛ این روان آن دَروندانی (گناهکارانی) است که در گیتی دهان ستور و گاو را بستند و در گرما به آنها آب ندادند و گرسنه و تشنه به کار واداشتند.»
گفتار هفتاد و هفتم، «در نکوهش ستم بر جانوران و سختگیری بر چهارپایان اهلی» (3)
«پس دیدم روان کسانی که پشت و دست و پای آنها زخم داشت و از نشیمنگاه به روی آویخته شده بودند و سنگ گران به پشت آنها میبارید و پرسیدم که ایشان که هستند و چه گناه کردند؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند؛ این روان آن دَروندی (گناهکاری) است که آنان را در گیتی ستور بود و آن را کار سخت فرمودند و به او خلاف قانون بارِگران کردند، خوراک به سیری ندادند و نزار کردند و چون ستور زخمی شد او را از کار باز داشتند و درمان نکردند، اکنون چنین پادافره (جزا – سزا)گرانی را باید تحمل کنند.»
گفتار نود و هشتم، «در نکوهش کشتار جانوران وحشی و شکار»
«پس دیدم روان زن و مردی که دفع میکردند و میخوردند و پرسیدم این تنها چه گناه کردند که روان آنها چنین پاداَفره (جزا – سزا) گرانی را تحمل میکنند؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند؛ این روان آن مرد و زن دَروند (گناهکار) است که در گیتی با گناهکاری مردار خوردند و ببرک آبی (نام بومیگونهای گربهسان) را در آب کشتند و دیگر آفریدههای اورمزدی را زدند و کشتند»
اشارههای آشکار و جداسازی «تن» از «روان» و رنجکِشی و کیفر روانهایی که تن آنها در دنیا بر زمین و زیستمندان زمین ستم کرده و همچنین چندین اشاره به واژه «قانون» درباره چگونگی بهرهبرداری از زمین، آب، پوشش گیاهی، و چگونگی بکارگیری جانوران و چگونگی کشتن چهارپایان و بایستگی بهرهگیری دادورانه و مهرورزانه از دَد و دام در «ارداویراف نامه»، همگی بیانگر گردش فلسفه و فرزانگی به همراه خردورزی و اندیشمندی درباره دو جهان و همچنین سامانمندی ساختار زندگی مردمان ایران در بیش از پانزده سده گذشته است. نگرشی فلسفی که بر پایه شناخت و بایستگی و پایایی ارجگذاری بر زیستبوم و زیستمندان بنا شده بود.
امروزه در میان بحرانهای تهدیدکننده برای امنیت جهان، تغییر اقلیم و تروریسم دو کانون اساسی نگرانیهای بینالمللی تلقی میشوند.
تغییرات بازگشتناپذیر در اقلیم مناطق گوناگون در اثر عوامل طبیعی و همچنین اقدامات انسانی، ابعاد مختلف امنیت را تحتالشعاع قرار میدهند. بهویژه در عصر حاضر که مطابق نظر نظریهپردازان امنیت، امنیت از مفهوم نظامی خارج شده و وجهه اقتصادی، فرهنگی و محیط زیستی و… یافته است. این ابرچالش به طور مستقیم و غیرمستقیم بر امنیت انسانی و ملی و مناسبات بینالمللی تاثیر میگذارد. پیامدهای تغییر اقلیم، برخی مناطق را بیشتر مستعد ناامنی میکنند. خشکسالی، بحران آب، بیماری و انواع آسیبپذیریهای اجتماعی و اقتصادی بستر را برای بروز تبعیضهای بیشتر و فقر فراهم میکند. و اینگونه زمینه برای ظهور تروریسم ایجاد میشود.
تروریسم که مطابق تعاریف پیشین نیز تهدیدکننده بود، مجالی بیشتر برای مخاطرهآمیز بودن مییابد. ناتوانی و نبود آمادگی دولتها در تابآوری و سازگاری در مقابل بحران تغییر اقلیم منجر به کاهش خدمات عمومی به مردم و افزایش نارضایتی و بیاعتمادی به حکومت و شکاف میان دولت و مردم و فقدان رفاه نسبی میشود. در چنین شرایطی تروریسم با وعده عدالت و حمایت از آسیبدیدگان به منصه ظهور میرسد و گاه وعدهها و شرایط وسوسهکننده عضوگیری نیاز به وجود آرمان خاص را نیز نمیطلبد. گاهی تنشها و فشارهای اقتصادی و فقر و بیکاری و بی بضاعتی عامل پیوستن به گروهها و گروهکهای تروریستی میشود. محدودیت در منابع طبیعی نیز به نوبه خود زمینه مناسبی برای شکلگیری و پیوستن به گروههای افراطی خشونتآمیز است. هرچند که تروریسم میتواند فردی، سازمانیافته یا در قالب سازمان بیشکل صورت گیرد.
مطابق بررسیها موارد ذکر شده در خاورمیانه و شمال آفریقا احتمال وقوع بیشتری دارند. مبرهن است آنچه به امنیتی شدن موقعیتی میانجامد، وقوع فاجعه نیست بلکه پیشبینی وقوع فاجعه است. فاجعه بروز و ظهور تروریسم در تعاقب تغییر اقلیم و تلفیق دو چالش تغییر اقلیم و تروریسم به عنوان مانعی جدی برای توسعه پایدار، بیانگر لزوم توجه به این مسئله بیش از پیش است. توجه به اصل مسئولیت مشترک ولی متفاوت کشورها و پایبندی کشورهای توسعهیافته به تعهدات و وعدهها و تلاشهای کشورهای در حال توسعه در راستای شکلگیری تعهدات اثربخشتر و کمکهای مالی به کشورهای کم برخوردار به قصد انطباق با معضلات آینده نیز میتواند راهگشا باشد.
در باغ وحش صفادشت دیگر هیچ زرافهای باقی نمانده است. همه آنها تلف شدهاند. باغ وحش صفادشت این سه زرافه را خرداد سال 97 به ایران آورده و برایشان بسیار تبلیغ کرده بود اما نتوانست هیچ کدامشان را نگه دارد. اولین زرافه اینطور که صاحبان باغ وحش ادعا کرده بودند، چند روز بعد از ورود به مجموعه تلف شد اما آنها موضوع را پنهان کردند و یک سال طول کشید تا خبرش به بیرون درز کرد. باغ وحشی که مرگ پرسروصدای دو گورخر و یک ببر در سال 98 را در کارنامهاش دارد، سال پیش هم شیری دریایی به نام «بوریس» را از دست داد. این شیر دریایی تنها بازمانده دلفیناریوم برج میلاد بود که پس از مرگ یک دلفین، برای همیشه تعطیل شد. حالا اینطور که سازمان حفاظت محیط زیست خبر داده، دو زرافه دیگر صفادشت هم تلف شدهاند؛ زرافه دوم اواخر تابستان امسال و سومی اوایل زمستان. در نبود نظارت بر باغ وحشها و فاصله بسیار آنها از استانداردهای جهانی و حتی استانداردهای سازمان محیط زیست، فهرست مرگ حیوانات باغ وحش صفادشت، هر روز بلند و بلندتر میشود.
تصویر سه زرافه باغ وحش صفادشت، نیمه خرداد 97، با تبلیغات بسیار برای فروش بلیتهای این مجموعه منتشر شد: ورود نخستین زرافهها به ایران. در آن زمان علیرضا شرفی، مدیر باغ وحش گفته بود که با دیدن زرافههایی در یکی از باغ وحشهای روسیه، تصمیم گرفته دو زرافه ماده و یک نر یکساله را از مرکز تکثیر زرافه در آفریقای جنوبی خریداری کند. آنها را در جایگاهی یک هکتاری نگهداری میکردند و بازدیدکنندگان خیلی زود متوجه شدند که از زرافهها یکی کم شده است. باغ وحش ابتدا ماجرا را کتمان و در تبلیغات بعدی، این بار مردم را به تماشای دو زرافه دعوت میکرد اما سرانجام در سال 98 رسانهها خبر دادند که این حیوان تلف شده و سازمان هم تایید کرد که آن زرافه چند روز بعد از انتقال به باغ وحش مرده است. تصویر عجیب کالبدشکافی یک زرافه که از دیروز در حال انتشار است، مربوط به آن زمان است.
عابد کوهپایه، دامپزشک: نظارت سازمان دامپزشکی بر باغ وحشها به چه صورت است؟ آیا یک دامپزشک دارای صلاحیت بهعنوان مسئول فنی در باغ وحش صفادشت مستقر است؟ آیا حیواناتی که در باغ وحشها نگهداری میشوند میکروچیپ و پلاک دارند که بشود سرنوشتشان را پیگیری کرد؟
دیروز محمد کرمی، رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش استان تهران به ایسنا گفته یکی از زرافههای باغ وحش صفادشت شهریورماه و دیگری دیماه تلف شده و علت آن در حال بررسی است. قرار است سازمان دامپزشکی روی نمونهها کشت میکروبی و باکتریایی انجام دهد و بعد از جمعبندی نتیجه را اعلام کند. «نمایندگان سازمان دامپزشکی از زرافههای تلف شده نمونهبرداری کردند، کالبدشکافی نیز انجام شده است و پس از مشخص شدن نتایج از این سازمان درخواست برگزاری جلسه را خواهیم کرد تا نتایج به دست آمده را بهصورت مشترک بررسی کنیم.» به گفته او این حیوانات در حالی در پنجسالگی تلف شدهاند که زرافهها بهطور میانگین ۲۵ سال عمر میکنند.
در همین حال، غلامرضا ابدالی، سرپرست دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست به ایرنا گفته است: «علت تلف شدن یکی از این زرافهها که در شهریورماه در باغ وحش صفادشت از دست رفت از سوی دامپزشکی بیماری عفونی اعلام شده بود، دومین زرافه هم که در دیماه تلف شد مقداری سم در داخل دستگاه گوارش حیوان پیدا شد که از نوع آفتکش با منشاء نامعلوم است.» به گفته او علت وجود سم در دستگاه گوارش این زرافه در دست بررسی است اما گمان میرود که شاید از علوفهای که تغذیه کرده وارد بدن حیوان شده باشد که این هم از سوی دامپزشک باغ وحش صفادشت در حال بررسی بیشتر است.
تصویر سه زرافه باغ وحش صفادشت، نیمه خرداد 97، با تبلیغات بسیار برای فروش بلیتهای این مجموعه منتشر شد: ورود نخستین زرافهها به ایران. در آن زمان علیرضا شرفی، مدیر باغ وحش گفته بود که با دیدن زرافههایی در یکی از باغ وحشهای روسیه، تصمیم گرفته دو زرافه ماده و یک نر یکساله را از مرکز تکثیر زرافه در آفریقای جنوبی خریداری کند
درباره این روند و افزایش مرگ و میر حیوانات این باغ وحش، عابد کوهپایه، دامپزشک با طرح مجموعهای از سوالات به «پیام ما» میگوید: «نظارت سازمان دامپزشکی بر باغ وحشها به چه صورت است؟ این سازمان چند دامپزشک پرورش داده و از آنها در مجموعههایی چون باغ وحشها استفاده کرده؟ آیا کارشناسانی که برای نظارت به باغ وحشها میروند، در این زمینه تخصص دارند؟ آیا یک دامپزشک دارای صلاحیت بهعنوان مسئول فنی در باغ وحش صفادشت مستقر است؟ وقتی دامپزشکان مجموعههای نگهداری از حیات وحش از کارفرما حقوق میگیرند چگونه میتوانند درباره وضعیت دقیق حیوانات گزارش دهند و نظارت صحیحی داشته باشند؟ آیا حیواناتی که در باغ وحشها نگهداری میشوند میکروچیپ و پلاک دارند که بشود سرنوشتشان را پیگیری کرد؟ بعد از زادآوری شیرها، ببرها، خرسها و پرندهها، چه اتفاقی برای تولهها و جوجههایشان میافتد؟ آیا تا اندازهای نظارت میشود که قاچاق اتفاق نیفتد و نوزادهای متولد شده به فروش نرسند؟ سازمان حفاظت محیط زیست هیچ گزارشی از باغ وحشهای خصوصی تهیه میکند؟»
او ادامه میدهد: «واقعیت این است که باغ وحشها رها شدهاند. قاچاق حیات وحش و فروش حیوانات در این مجموعهها به وفور یافت میشود و اغلب باغ وحشها به قتلگاه و استارتگاه تبدیل شدهاند اما رسالت باغ وحشها در دنیا این نیست. نگاه صرف اقتصادی به باغ وحشها چنین وضعیتی را رقم زده است و نظارت صحیحی بر این مجموعهها حاکم نیست. بهتازگی به اسم ببر وحشی چهار ببر دستی را از باغ وحش باراجین به باغ وحش سیرجان تحویل دادهاند. به اضافه سه خرس، لاما. همه اینها با نگاهی اقتصادی انجام میشود و رسالت باغ وحشها برای آموزش و نگهداری از گونهها بهکلی فراموش شده است.»
مرگ حیوانات بارها در سابقه باغ وحش صفادشت ثبت شده است. یکی از این موارد دیماه 98 بود که یکی از سه ببر این مجموعه تلف شد و در خبرها گفتند این اتفاق «ناگهانی» و «مشکوک» بوده است. این ببر 6 ساله، چند ماه پیش از مرگ، در حالی از باغ وحش مشهد خریداری شده بود که پیش از آن در نبود فضای کافی، با یک «تایگون» همقفس بود. نام باغ وحش صفادشت که با آوردن حیوانات خاص، سعی در جلب مشتری دارد، یک بار دیگر هم با مرگ گورخرهای آفریقایی بر زبانها افتاد. اردیبهشت پارسال، سه هفته پس از ورود سه گورخر آفریقایی به ایران یکی از آنها تلف شد و دو هفته بعد، دومین گور ماده از دست رفت. «بوریس» آخرین بازمانده دلفیناریوم تهران هم به باغ وحش صفادشت فروخته شده بود. این شیر دریایی 13 ساله میتوانست 30 سال زنده بماند اما حتی دلیل مرگش هم عنوان نشد.
علاوه بر اینها با وجود انتقاد کارشناسان حیات وحش و فعالان حقوق حیوانات، دست زدن به حیوانات، بغل کردن و غذا دادن بارها در این مجموعه تبلیغ شده و به همین دلیل استقبال مردم هم از این باغ وحش بالا بوده است. تبلیغ لمس حیوانات (پتینگ) و عکسگرفتن در کنار آنها در حالی به روند این مجموعه تبدیل شده که اداره حفاظت محیط زیست تهران در سال 98 نامهای نوشت و هر گونه استفاده از حیات وحش در باغ وحشها برای اجرای حرکات نمایشی را ممنوع اعلام کرد. این موضوع همچنین شبکه ملی سازمانهای مردمنهاد محیط زیست و منابع طبیعی کشور را هم به شکایت از این مجموعه واداشت.
با وجود تکرار روند مرگ حیوانات باغ وحش صفادشت در سالهای گذشته، رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش استان تهران گفته است که با مشخص شدن نتایج بررسیهای سازمان دامپزشکی، در صورت محرز شدن قصور مجموعه، درباره این تصمیم گرفته میشود که آیا به صورت مشترک از باغ وحش شکایت شود یا اینکه اداره کل حفاظت محیط زیست استان تهران راساً به این کار اقدام کند.
با این همه، این فقط داستان باغ وحش صفادشت نیست. بسیاری از باغ وحشها به همین ترتیب عمل میکنند. تعداد زاد و ولد گونههایشان مشخص نیست، سرنوشت این گونهها و فروش آنها به مجموعههای خصوصی یا افراد معمولا از طریق بعضی فعالان خبری میشود و به گوش سازمان محیط زیست میرسد. در نبود نظارت صحیح و رعایت نشدن استانداردها و قوانین داخلی و بینالمللی، باغ وحشها به بنگاههایی اقتصادی تبدیل شدهاند که حیوان کالای آنهاست. سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان دامپزشکی برای نظارت توان ندارند و باغ وحشها اغلب از خوداظهاری سر باز میزنند و تنها در موارد خاص وضع حیواناتشان را گزارش میکنند.
نگاهی به چالشهای اساسی حوزه علوم خاک در قرن 21
علم خاک، بهعنوان یک رشته مرتبط با زمین، پیوندهای مهمی با اهداف توسعه پایدار دارد که از طریق عملکردهای خاک و خدمات اکوسیستم مرتبط با آن عملکردها، تعریف میشود. سازمان ملل متحد با ارائه مقالهای با عنوان «اهمیت خاک و علوم خاک در نیل به اهداف توسعه پایدار»، انتظارات خود از جامعه محققان علوم خاک را در چند قدم بیان میکند: 1. علم خاک، بخش جداییناپذیر اهداف توسعه پایدار است و برای رسیدن به یک جامعه پایدار ضروریست. 2. محققان باید ارزش علم خاک را در جهان به طور شایستهای نشان دهند و با تحقیقات خود اثبات کنند که چگونه استفاده از اطلاعات علمی خاکشناسی میتواند نتایج مطالعات بینرشتهای و فرارشتهای را در مورد اهداف توسعه پایدار مرتبط با امنیت غذایی، کمبود آب، تغییرات آب و هوا، از دست دادن تنوع زیستی و تهدیدات سلامت بهبود بخشد. 3. آنها معتقدند با توجه به ماهیت یکپارچه و قابل توجه خاک، دانشمندان خاک در موقعیت منحصربهفردی قرار گرفتهاند؛ بهطوری که میتوانند سیستمهای فراگیر تحلیل اکوسیستمها را رهبری کنند.
نیاز است که ارزشگذاری ویژهای روی منابع خاک صورت گیرد و تحقیقات در مقیاسهای مختلف مکانی و زمانی ادغام شوند؛ همینطور بر روی فرصتهای مطالعاتی موجود، تمرکز ویژهای داشته باشیم؛ مطالعاتی از جمله بررسی جایگاه خاک در اکوسیستم زنده و برهمکنش آن با سایر اجزای اکوسیستم، نقش خاکها در سلامت انسان، مطالعه ارتباط بین خاک، گیاه و میکروارگانیسمهای زنده و…
4. همینطور به محققان علوم خاک توصیه کردهاند که آگاهی خود را درباره «ماده آلی خاک» بهعنوان یک ویژگی مهم کلیدی برای نشان دادن اهمیت آن در بهبود عملکرد خاک و خدمات اکوسیستم افزایش دهند. 5. آنها اعتقاد دارند که محققانی که پیشینه علوم خاک دارند، باید دانش خود را به سایر محققان انتقال دهند. 6. همینطور، محققان علوم خاک باید ارتباط خود را با کارگزاران و سیاستگذاران جامعه در سطوح مختلف تقویت کنند تا از این طریق نتایج پژوهشهای آنها در عمل و بهصورت ملموس در یک چرخه تعریف شده، قابل ملاحظه باشد و نگاه علممحوری با همافزایی علوم مختلف، به عنوان مبنای اصلی همکاری در نظر گرفته شود. Montanarella و Lobos Alva در سال 2015، مستنداتی را ارائه کردند که نشان میداد موضوع خاک و اهمیت آن از دهههای گذشته در اسناد سازمان ملل مطرح شدهاند و در این اسناد به طور ویژه به تلاش برای دستیابی به جهان عاری از تخریب زمین اشاره شده است. این فرایند، نشاندهنده علاقه فزاینده به توسعه یک دستور کار جهانی و دگرگونکننده است که یک چشمانداز جهانی برای توسعه پایدار ارائه میدهد و مسائل محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی را به هم مرتبط میکند و البته، نه فقط در کشورهای در حال توسعه، بلکه در تمام کشورهای جهان لازمالاجراست و این نشاندهنده اهمیت خاک در حفظ اکوسیستم است.
با عنایت به این موضوع مهم، مراجع مرتبط جهانی 6 تز و مسئله جهانی مهم را در خصوص خاک ارائه کردهاند که نیازمند توجه ویژه محققان علوم خاک در سراسر دنیاست تا تحقیقات آنان را به سمت هدف مشخصی جهتدار کند.
1. امنیت غذایی: حاصلخیزی خاک و نقش خاکها در تامین امنیت غذایی در کشورهای در حال توسعه
2. سلامت: نقش خاک در سلامت عمومی جامعه بهعنوان یک پیوند مهم و اساسی
3. بحران آب: آب و خاک و اهداف توسعه پایدار
4. تغییر اقلیم: تاثیر تغییر اقلیم بر خاکها و فرصتهای مقابله با آن
5. تنوع زیستی: تنوع زیستی خاک
6. مدیریت اراضی: حفاظت موثر از منابع خاک
سوال اینجاست که «راهحل این مسائل و انجام اقدامات پایدار در خصوص آن چیست؟»
به نظر میرسد تلاش برای حل مسئله، اقدامات زیر را میطلبد:
· تقویت رویکرد سیستماتیک در تحقیقات علمی
· انجام مطالعات با هدف آگاهیبخشی در جامعه
· شناسایی و غلبه بر موانع موجود
· آگاهی از مفاهیم و پیام کلیدی علم خاک به دنیا
این تصویر، نمایانگر اهداف توسعهی پایدار مرتبط با علوم خاک است؛ که نیل به این اهداف، نیازمند علم به این دانش وسیع میباشد. باید اشاره کرد که این اهداف، همهساله در گردهماییهای مختلف جهانی مطرح میشوند و بهطور ویژه در کنفرانس جهانی خاک اتحادیه ژئوساینس اروپا در وین و کنفرانس “علم خاک در جهان دینامیک امروز” در واخنینگن در سال 2015 ارائه شدند که نشان از اهمیت بالای خاک در مجامع جهانی دارد.
همچنین با مطالعهی سوالات موجود در مقالهی مرجعی که در سال 2014 و توسط جمعی از محققان علوم خاک و علوم طبیعی با عنوان “سوالات پژوهشی اولویتدار قرن 21 در علوم خاک”، انتشار پیدا کرد، میتوان سوالات و چالشهای زیر را بصورت تقسیمبندی شده به عنوان چالشهای جهانی حال حاضر علوم خاک در دنیا ارائه کرد:
1. غذا؛ چگونه میتوان غذای میلیاردها نفر را بدون آسیب به منابع خاک تامین کرد؟
2. تامین آب؛ چگونه میتوان با مدیریت صحیح خاک، از از دست رفتن منابع آبی جلوگیری کرد؟
3. عناصر غذایی؛ چگونه میتوان باروری و حاصلخیزی خاک را با برداشت بیشتر از خاک، حفظ کرد؟
4. انرژی؛ چگونه میتوان اراضی را با وجود افزایش تقاضاها و نیاز به انرژی بیشتر مدیریت کرد؟
5. تغییر اقلیم؛ تغییر اقلیم چگونه بر باروری و تابآوری خاکها تاثیرگذار است؟ (با عنایت به اینکه بسیاری از تهدیدات متاثر از تغییر اقلیم بر خاک اثر میگذارد، بنابراین دانشمندان خاک باید در خط مقدم پژوهشهای مربوط به تغییرات اقلیمی باشند).
6. تنوع زیستی: ما چگونه میتوانیم با درک درست از جوامع زیستی و حفظ آنها در خاک، اکوسیستمهای منعطف و تابآوری را ایجاد کنیم؟
7. سیستم بازیافت در خاک؛ چگونه میتوان از خاک بهعنوان یک محیط بیوژئوشیمیایی، برای بازیافت آلایندهها استفاده کرده و باروری آن را حفظ کرد؟ (با در نظر گرفتن خاک بهعنوان یک سیستم مهم و حیاتی احیا کننده).
8. نگرش جهانی: چگونه میتوان یک چشمانداز یکپارچه را توسعه داد که امکان بهینهسازی شیوههای مدیریتی خاک را در هر زمان و مکان به ما بدهد؟
آنچه که بارز و مسلم است این است که تحقیقات علمی طی چند دهه گذشته در کل دنیا تاثیر ویژهای در جهتدهی مطالعات علمی و پژوهشهای محققان سراسر دنیا داشته است. چالشهای جدی که در حال حاضر باتوجه به تغییر اقلیم و برای تامین نیاز تغذیهای جمعیت در حال رشد در جهان به وجود آمدهاند؛ محققان را به فکر واداشتهاند تا تحقیقات کاربردی مبتنی بر دانش روز را در اولویت قرار دهند و بر روی ریل اهداف تعریف شده در میان مجموعه اهداف توسعه پایدار گام بردارند. محققان علوم طبیعی معتقدند: “خاکشناسی” علم دیروز، امروز و فرداست. محققان علوم خاک در هر گرایش و حوزه مطالعاتی، بر روی لایهی قابل تفکر و باعظمت کرهی زمین (خاک) در حال مطالعه هستند و این مطالعات در نگاه علمی کلان، میتوانند عواقب فعالیتهای انسانی و تکنوسفری را تا حد زیادی ترمیم کنند. بدون شک، مطالعهی سیر تکاملی پژوهشهای انجام شده و تحقیقات به انجام رسیده در دنیا حاکی از این است که طی چند دهه گذشته، این مطالعات به سمت مطالعات با رویکرد کاربردی و حل مسئله حرکت کردهاند؛ هر چند که ورود علم به عمل هنوز هم به خصوص در کشور ما دارای خلاءهای اساسی است؛ اما در صورت توجه به این اصل مهم و رویکرد دانشبنیانی؛ استفاده بهینه از این منبع غنی و اراضی کشاورزی، بیشتر تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. خاک که به عنوان پوست زنده زمین شناخته میشود، از سیستمهای طبیعی و انسانی پشتیبانی میکند. خاک یک منبع طبیعی بیوژئوشیمیایی پویا است که از تمام اجزای حیاتی اکوسیستمها پشتیبانی میکند. در سالهای اخیر به دلیل نقش آن در تغییرات آب و هوای جهانی، تخریب و اصلاح زمین، سرنوشت و انتقال مواد مغذی و ورود آلایندهها به چرخه زندگی انسان و دام، حفاظت از خاک و آب، کیفیت خاک و آب و تامین امنیت غذایی، مطالعات به سمت کند و کاو بیشتر علم خاکشناسی سوق پیدا کردهاند. ظرفیت حمل جهانی، عملکرد تالابها و بسیاری از مسائل دیگر مربوط به مراقبت و حفاظت از منابع آب و زمین است. درک پیامدهای بلندمدت کاهش کیفیت خاک و پرداختن به چالشهای فوقالذکر به اطلاعات جدیدی بر اساس پیشرفتها در تحقیقات علم خاک نیاز دارد که باید به طور مؤثر به ذینفعان، سیاستگذاران و عموم مردم اطلاعرسانی شود. برای مشاهده عینی این تغییر، بایستی علم و عمل با یکدیگر تلفیق شوند که به نظر میرسد تا رسیدن به نقطهی مورد انتظار به ویژه در ایران فاصلهی زیادی وجود دارد.
درک فرایندهای اساسی خاک، و توجه ویژه و عمیق به تحولات، چالشهای زیستمحیطی و مسائل سیاستگذاری نیازمند رویکردهای بینرشتهای است.
باید تاکید کرد، در قرن 21، بایستی محورهای زیر در مطالعات مورد توجه قرار گیرند تا خلاءها رفع شوند و با همافزایی بوجود آمده میان اهالی علم و عمل، تاثیرگذاری ملموس در استفاده از اراضی را شاهد باشیم:
· چالشها و اولویتها در تحقیقات پایه خاکشناسی
· فرصتهای تحقیقات بین رشتهای
· فرصتهای فنآوری و محاسباتی برای پیشبرد تحقیقات خاکشناسی
· مسائل مربوط به آموزش دانشجویان و اشتغال و کارآفرینی دانشبنیان
برای اینکه این موارد محقق شوند، نیاز است که ارزشگذاری ویژهای روی منابع خاک صورت گیرد و تحقیقات در مقیاسهای مختلف مکانی و زمانی ادغام شوند؛ همینطور بر روی فرصتهای مطالعاتی موجود، تمرکز ویژهای داشته باشیم؛ مطالعاتی از جمله، بررسی جایگاه خاک در اکوسیستم زنده و برهمکنش آن با سایر اجزای اکوسیستم، نقش خاکها در سلامت انسان، مطالعه ارتباط بین خاک، گیاه و میکروارگانیسمهای زنده، مطالعه واکنشهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک و مدلسازی این واکنشها و فرایندها با استفاده از تکنولوژی روز و ابزارهای جدید.
قطعا نگاه به خاک، بهعنوان یک محیط دینامیک و پویا با دارا بودن ذهن پویا و باز و ارائه مطالعات کاربردی مبتنی بر مطالعات بنیادین، راهگشا خواهد بود.
[1] Montanarella, L., and Lobos Alva, I.: Putting soils on the agenda: The Three Rio Conventions and the post-2015, Development Agenda, Current Opinion in Environmental Sustainability, 15, 41-48, 2015
قدردانی از ۱۰ ایده در رویداد ملی فناورانه گل گهر
شرکتها آیین اختتامیه رویداد ملی توسعه ایدههای فناورانه گل گهر و نمایشگاه دستاوردهای دانش بنیان منطقه بزرگ معدنی و صنعتی گل گهر صبح دیروز با حضور معاون علمی و فناوری رییس جمهور در تهران برگزار و از ده ایده برتر این رویداد ملی تجلیل شد. رویداد توسعه ایدههای فناورانه گل گهر که از ابتدای امسال به منظور شناسایی ایدههای نو و فناورانه از سوی شرکت معدنی و صنعتی گل گهر و با همکاری وزارت صمت و باشگاه تولید آغاز شده بود، سرانجام با معرفی ایدههای برتر به ایستگاه پایانی رسید. این مراسم با حضور معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری، مدیرعامل شرکت گل گهر و شماری از مدیران ارشد بخش صنعت و معدن و پژوهشگران شرکت های دانش بنیان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و… برگزار شد. روحالله دهقانی فیروزآبادی معاون علمی رئیس جمهوری، علی آقامحمدی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، احمد نادری عضو هیت رییسه مجلس ، محمدرضا پورابراهیمی رییس کمیسیون اقتصادی مجلس، وجیهالله جعفری رییس هیات عامل ایمیدرو و حمیدرضا فولادگر رییس هیات مدیره شرکت معدنی و صنعتی گل گهر سخنرانان اصلی این آیین بودند. در بخش جنبی این آیین نمایشگاه دستاوردهای دانش بنیان شرکت گل گهر و شرکتهای وابسته در حوزه ایدههای فناورانه با حضور مسئولان و میهمانان حاضر در مراسم افتتاح شد.
|پیام ما| محیط اطراف ما به سرعت در حال تغییر است. طبق تخمین بنیاد جهانی طبیعت (WWF)، تلفاتی که اکنون در گونهها شاهد هستیم، یکصد تا ده هزار برابر بیشتر از نرخ انقراض طبیعی است. این ششمین بحران انقراض است و اگرچه ممکن است هرگز متوجه برخی گونهها نشوید، اما هر یک از آنها در حفظ اکوسیستمهای متنوع نقش مهمی دارند.
اما چرا تنوع اکوسیستمها مهم است؟ سازمان بهداشت جهانی چنین توضیحی دارد: «تنوع زیستی پشتیبان نیازهای انسان و جامعه است؛ نیازهایی همچون غذا و امنیت غذایی، انرژی، توسعه دارو و داروسازی و آب نوشیدنی که همگی پایههای سلامت هستند. تنوع زیستی همچنین فرصتهای اقتصادی و فعالیتهای فراغتی که به رفاه کلی کمک میکند را تقویت میکند.» همین موضوع باعث شده دانشمندان از مدتها پیش بهدنبال راههایی برای «انقراض زدایی» باشند و از اصلاح نژاد، شبیهسازی و ویرایش ژنوم کمک بگیرند، هرچند اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت هم درباره استفاده درست از این تکنولوژی هشدار داده است.
ما در حال نابود کردن زنجیرههای غذایی و زیستگاههایی هستیم که برای بقای انسان ضروریاند. هر چه تنوع اکوسیستمها کمتر شود، توانایی کمتری در تامین غذا، سرپناه و حمایت از گونههای انسانی دارند. اما چه کاری از دستمان برمیآید؟ برای توقف ششمین بحران انقراض، به تلاشهای متعدد، همکاری و هماهنگی نیاز است. بخشی از این تلاشها بر توقف انتشار دیاکسید کربن ناشی از سوختهای فسیلی، ادغام فناوریهای سبز و همینطور تشویق اقدامات اجتماعی مشترک متمرکز است. در همین حال تمرکز برخی گروههای علمی بر ایجاد فناوری، راهحلها و فرایندهایی است که میتواند به ایمنسازی دیانای حیوانات بینجامد و آسیبهایی که بشر مسبب آن بوده را معکوس و روند انقراض را فعالانه متوقف کند.
بن لام، کارآفرین فناوری که در سال 2021 به همراهی جورج چرچ، شرکت علوم زیستی کولوسال (Colossal) را تاسیس کرده میگوید این شرکت بر توقف انقراض تمرکز دارد. او در ویفروم نوشته است: «اولین پروژه جاهطلبانه ما احیای ماموت پشمالو با همکاری دکتر جورج چرچ از دانشگاه هاروارد است. این پروژه مستلزم آن است که جهشهای علمی متعددی انجام دهیم که کمک میکند تا گونههای منقرض شده دیگر از جمله ببر تاسمانی را احیا کنیم. این پروژههای جسورانه مهم است چون مقابل روند انقراض قرار دارد و حفاظت از گونهها را بهبود میبخشد.» او معتقد است انقراضزدایی، انقراض گیاهان و جانوران را با ایجاد نسخههای پروکسی جدید از گونههای قبلی، معکوس میکند.
برای توقف ششمین بحران انقراض، به تلاشهای متعدد، همکاری و هماهنگی نیاز است. بخشی از این تلاشها بر توقف انتشار دیاکسید کربن ناشی از سوختهای فسیلی، ادغام فناوریهای سبز و همینطور تشویق اقدامات اجتماعی مشترک متمرکز است. در همین حال تمرکز برخی گروههای علمی بر ایجاد فناوری، راهحلها و فرایندهایی است که میتواند به ایمنسازی دیانای حیوانات بینجامد و آسیبهایی که بشر مسبب آن بوده را معکوس و روند انقراض را فعالانه متوقف کند
حافظان محیط زیست، انقراضزدایی را با عنوان «غنیسازی عمیق اکولوژیکی» یا بازگرداندن عملکردهای اکوسیستم از دست رفته در اثر انقراض گونههای کلیدی -که نبود آنها خلأ اکولوژیکی ایجاد میکنند- تعریف میکنند.
این انگیزه پروژه انقراضزدایی است: رهاسازی حیوانات احیا شده در زیستگاههای مناسب برای افزایش تنوع زیستی و بازیابی تابآوری اکوسیستم. اصلاح نژاد، شبیهسازی و ویرایش ژنوم، روشهای احیای گونهها هستند که هدف از انجام آنها ایجاد دوباره فرایندهای پویایی است که اکوسیستمهای سالم تولید میکنند و تنوع زیستی را بازیابی میکنند.
جهان چگونه انقراضزدایی میشود؟
برای انقراضزدایی، روشهای تحقیقی ثابتی وجود دارد؛ از جمله اصلاح نژاد، شبیهسازی و مهندسی ژنتیک. در روش اصلاح نژاد برای کمک به احیای گونهها از اصول بانک اطلاعات پزشکی و فناوریهای کمک به باروری استفاده میشود.
دانشمندانی که در حوزه کمک به باروری فعالیت میکنند، فناوریهای اصلاحی کمکی را در گونههای مدل جایگزین مشخص کردهاند. این مجموعه بسیاری از گونههای در معرض خطر انقراض را در بر میگیرد و دانشمندان را قادر میسازد تا تناسب اندام و هتروزیگوسیتی (ناخالصی) کلی جمعیت را در جمعیتهای پراکنده افزایش دهند.
لام میگوید یکی از بهترین نمونههای موفق فناوری کمک باروری (ART) برای گونههایی با جمعیت کم، پروژه کرگدن سفید شمالی است که برای دههها در حال انجام بوده و امروز نیز ادامه دارد. در پروژههایی مانند این، دانشمندان سلولهای تخصصیافته مسئول تولید مثل جنسی (اووسیتها یا سلول جنینی ماده و اسپرمها) را از جمعیتهای در آستانه انقراض بازیابی و حفظ میکنند. با انجام این کار، نرخ تولید مثل، تنوع زیستی و طول عمر کلی را در جمعیتهای تکه تکه شده با حداقل افراد افزایش دادهاند.
شبیهسازی هم روش دیگری برای ادامه حیات یک گونه مفید است، اما نه برای احیا یا بازگرداندن یک گونه از دست رفته. پیشرفتها در شبیهسازی در طول زمان بیشتر شده است. در سال 1902، هانس آدولف ادوارد دریش، دانشمند آلمانی، با تقسیم یک جنین به دو جنین زنده، به سمندرهای دوقلو زندگی داد. پس از دههها آزمایش، در پنجم ژوییه 1996، برهای به نام «دالی» از یک گوسفند ماده به دنیا آمد که اولین پستاندار شبیهسازی شده از سلولهای بالغ حیوانی بود
دکتر وندی کیسو تلاشهای کولوسال را در پروژههای ART مانند برداشت تخمک، انتقال جنین، انجماد و لقاح آزمایشگاهی هدایت میکند. هدف کولوسال استاندارد کردن تکنیکها و فناوریهای حیاتی برای همه گونههای در آستانه انقراض، با فیل و کیسهداران آغاز میشود.
شبیهسازی هم روش دیگری برای ادامه حیات یک گونه مفید است، اما نه برای احیا یا بازگرداندن یک گونه از دست رفته. پیشرفتها در شبیهسازی در طول زمان بیشتر شده است. در سال 1902، هانس آدولف ادوارد دریش، دانشمند آلمانی، با تقسیم یک جنین به دو جنین زنده، به سمندرهای دوقلو زندگی داد. پس از دههها آزمایش، در پنجم ژوییه 1996، برهای به نام «دالی» از یک گوسفند ماده به دنیا آمد که اولین پستاندار شبیهسازی شده از سلولهای بالغ حیوانی بود. دانشمندان برای تولید یک توالی ژن هستهای یکسان، از تکنیک انتقال هسته سلول سوماتیک (SCNT) برای دهنده سلول سوماتیک (غیرتولید مثلی) استفاده کردند.
این تکنیک کارآمد بود و انقراضزدایی را برای گونههای زنده نزدیک به انقراض، امکانپذیر کرد زیرا ارگانیسم حاصل از آن یکسان است. با این همه شبیهسازی به سلولهای زنده دستنخورده نیاز دارد. به این ترتیب، این فرایند نه برای جمعیتهای منقرض شده، بلکه برای جمعیتهایی که برخی افراد آن باقی مانده، مناسبتر است.
ویرایش ژنوم و ژنومیکس مصنوعی، با استفاده از ابزارهایی مانند CRISPR، نتایج مثبتی در انقراضزدایی داشته است.
سارا اورد، مدیر احیای گونهها در کولوسال میگوید: «بازگرداندن ماموت پشمالو یا هر گونهای فقط به دلیل ابزارها و تکنیکهایی است که از طریق ویرایش ژنوم توسعه یافته و در سی سال گذشته در حال تحقیق و توسعه بودهاند. از دهه 1990، ویرایش ژنوم برای دستکاری مواد ژنتیکی موجود زنده با حذف، جایگزینی یا درج توالی دیانای مورد استفاده قرار گرفته است.»
به گفته او ویرایش ژنوم صفات مورد نظری را ترکیب میکند تا گونه با ژنهای دهنده متمایز شود. به همین دلیل است که ارگانیسم به دست آمده کاملاً با گونه منقرضشده یکسان نیست، بلکه یک هیبرید است. «با گونههای منقرض شده، ما دیانای ویرایش شده را در هسته یک سلول در حال تولید مثل قرار میدهیم که به ما امکان میدهد گونهها را به شکل هیبرید بین موجودات زنده و منقرض شده احیا کنیم.»
لام توضیح میدهد که فرایند ساخت ژنومهای مرجع با کیفیت بالا، سلولهای بانک زیستی، مهندسی ژنوم و SCNT، ظرفیت بیاندازهای دارد و علمی است که کولوسال از آن استفاده میکند. «جهان تازه شروع به درک این موضوع کرده است که چگونه میتوانیم از این ابزارهای زیستشناسی مصنوعی نه تنها برای انقراضزدایی از گونهها، بلکه برای انجام ویرایشهایی در طبیعت و خنثی کردن آسیبهایی که بشر به سیاره وارد کرده، استفاده کنیم.»
ما در آغاز نبرد با ششمین انقراض هستیم و راه درازی در پیش داریم. به گفته لام اما در این نبرد سخت، دولتها، سرمایهگذاران و شهروندان به کولوسال ملحق شدهاند. سازمانهای شریک متعدد در سراسر جهان از فناوریهای انقراضزدایی حمایت میکنند چراکه دانستهاند برای اینکه زمین در آینده برای همه گونهها قابل سکونت باشد، اکنون زمان ترکیب علم با جسارت است.
ایران و چین دوستان دوران سخت هستند
|پیام ما| سفر رئیس دولت سیزدهم و هیئت همراه او به چین در حالی از ۱۴ فوریه آغاز شد که همزمان با این مناسبت خیابانهای پوشیده از برف تهران پر از دستفروشانی است که گلهای قرمز، خرس و عروسکهای قرمز و همینطور قلبهای قرمز برای فروش گذاشتهاند. رابطه تهران و پکن که پیشتر و در پی مطرح شدن قرارداد همکاری ۲۵ ساله نقل محافل داخلی و خارجی شده بود اینک با سفر «سید ابراهیم رئیسی» وضعیت جدیتری به خود گرفته است. اسناد همکاری میان دو کشور در حالی امضا شد که جمهوری اسلامی روزهای سختی را در ۴ ماهه اخیر چه در سیاست داخلی و چه در عرصه بینالمللی پشت سر گذاشته است و حال باید دید این سفر میتواند مثل شکلاتهایی که دیشب بین عشاق رد و بدل شده کام سیاسیون ایران را هم شیرین کند.
۲۰ سند همکاری میان مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران و چین در حضور روسای جمهور دو کشور به امضا رسید و این به جز مطرح شدن مسئله احیای مذاکرات برجام از سوی رئیسجمهوری چین است. موضوع مذاکرات همکاری ۲۵ ساله ایران و چین، پیش از این بحثهای مختلفی را برای دولتمردان کابینه دوازدهم مطرح کرده بود که با شیوع کرونا و محدود شدن فعالیتها و سپس تغییر دولت کمرنگتر شده بود. حال «سید ابراهیم رئیسی» و هیئت همراهش ۳ روز در پکن خواهند بود تا معادلات سیاسی میان دو کشور را تقویت کنند. هجمهای که در زمان دولت دوازدهم درباره مذاکره میان ایران و چین و عقد قرارداد همکاری ۲۵ ساله آغاز شد چه از گروههای منتقد دولت و از سوی رسانههای فارسیزبان خارج از ایران غیرقابل اغماض است. وضعیتی که امروز کمتر اثری از آن وجود دارد. در آن زمان فضای جامعه چنان شده بود که همکاری ۲۵ ساله میان ایران و چین را به قرارداد ترکمانچای تعبیر میکردند.
امضای ۲۰ سند همکاری
آغاز سفر دولتمردان ایرانی به چین با امضای ۲۰ سند همکاری میان مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران و چین در حضور روسای جمهور دو کشور همراه بود. به گزارش ایسنا، تفاهمات همکاری در زمینه مدیریت بحران، گردشگری، ارتباطات و فناوری اطلاعات، محیط زیست، تجارت بینالمللی، مالکیت معنوی، کشاورزی، صادرات، بهداشت و درمان، رسانه، ورزش و میراث فرهنگی از جمله اسناد امضا شده میان مقامات جمهوری اسلامی ایران و چین است.
دولت با تغییر ریلگذاری در سیاست خارجی از تقلیل گرایی به سوی توازنگرایی حرکت کرده تا به جای تمرکز صرف به آمریکا و اروپا، مجموعه متنوعی از ظرفیتهای دیپلماتیک را برای تامین منافع اقتصادی کشور فعال کند
پکن به مشارکت سازنده در مذاکرات احیای برجام ادامه میدهد
در عین حال برنامههای این سفر فراتر از بستن و امضای قراردادهای همکاری میان دو دولت است. از جمله این برنامهها اظهارنظر درباره برجام و احیای مذاکرات با گروه ۵+۱ است. رئیس جمهور چین دراینباره به همتای ایرانیاش گفت کشورش به «مشارکت سازنده» در مذاکرات احیای توافق هستهای ادامه میدهد.
به گزارش خبرگزاری رویترز، شی جین پینگ، رئیسجمهور چین به سید ابراهیم رئیسی گفت: چین به مشارکت سازنده در مذاکرات احیای توافق هستهای[برجام] ادامه خواهد داد.
شی همچنین به رئیسی گفت که چین از ایران در صیانت از حقوق قانونیاش و از پیشبرد راهکاری مناسب و در سریعترین زمان ممکن برای مسئله هستهای ایران حمایت میکند.
رئیس جمهور چین همچنین گفت: فارغ از تغییرات وضعیت منطقهای و بینالمللی، چین به طور مصمم، همکاری دوستانه با ایران را توسعه خواهد داد و موجب پیشبرد توسعه مداوم شراکت جامع راهبردی چین-ایران خواهد شد.
ایران و چین دوستان دوران سخت هستند
در همین حال ایسنا در گزارشی نوشت: رئیس جمهور ایران در دیدار رئیس کنگره ملی خلق چین، ایران و چین را دوستان دوران سخت توصیف و از حمایتهای سازنده کنگره ملی خلق چین در جهت گسترش همکاریهای دو کشور قدردانی کرد.
رئیسی که به دعوت رسمی رئیس جمهور چین به این کشور سفر کرده است، در ادامه برنامههای سفر سه روزه خود به چین با «لی جان شو» رئیس کنگره ملی خلق چین دیدار و گفتوگو کرد.
رئیس جمهور در این دیدار با تاکید بر اهمیت نقش همکاریهای پارلمانی بر روند توسعه همکاریهای دوجانبه، از حمایتهای سازنده کنگره ملی خلق چین در جهت پیشبرد روابط راهبردی ایران و چین قدردانی کرد.
رئیسی در این دیدار با اشاره به سطح مناسب روابط دوستانه و قرابتهای تاریخی دو کشور، از ایران و چین بهعنوان دوستان دوران سخت یاد کرد و بر استمرار و تقویت مشارکت جامع راهبردی ایران و چین تاکید کرد.
در این دیدار ضرورت استفاده از ظرفیت ساز و کارهای منطقهای و فرامنطقهای مورد تاکید قرار گرفت. همچنین با اشاره به دستاوردهای کنگره ملی خلق چین در تهیه و تصویب طرحها و برنامههای توسعهای چین، بر تبادل تجربه در این زمینه تاکید شد.
تقویت مناسبات تهران-پکن؛ مقابله با استراتژی آمریکا و غرب
با سفر رئیسجمهوری کشورمان به پکن در این شرایط منطقهای و جهانی علیرغم عکسالعمل غرب و حساسیتهایی که در این راستا دارند، تحکیم روابط راهبردی دو طرف در دستور کار قرار دارد و فرصتی برای تقویت امنیت و ثبات منطقهای به لحاظ سیاسی و اقتصادی است.
به گزارش ایسنا، گفته میشود بعد از ۲۰ سال رئیس جمهور کشورمان در سفری رسمی به پکن رفته تا تعاملات دو کشور از لحاظ اقتصادی و سیاسی را مورد گفتوگو و مداقه قرار دهد. قرار است در جریان این سفر اسناد و قراردادهایی میان دو کشور به امضا برسد تا روند اجرایی شدن سند ۲۵ ساله ایران و چین نیز تسریع شود. در همین راستا حسین امیرعبدالهیان وزیر امور خارجه، احسان خاندوزی وزیر اقتصاد، مهرداد بذرپاش وزیر راه و شهرسازی، جواد اوجی وزیر نفت، سید جواد ساداتینژاد وزیر جهاد کشاورزی، سید رضا فاطمیامین وزیر صمت، محمدرضا فرزین رئیسکل بانک مرکزی و علی باقری مذاکرهکننده ارشد کشورمان در این سفر حضور دارند.
ایسنا همچنین در گزارش خود تاکید کرده دولت با تغییر ریلگذاری در سیاست خارجی از تقلیل گرایی به سوی توازنگرایی حرکت کرده تا به جای تمرکز صرف به آمریکا و اروپا، مجموعه متنوعی از ظرفیتهای دیپلماتیک را برای تامین منافع اقتصادی کشور فعال کند. بنابراین حوزههای اقتصادی، مهمترین محور سفر رسمی رئیس جمهور به چین است. در واقع دولت با تغییر ریلگذاری در سیاست خارجی از تقلیل گرایی به سوی توازنگرایی حرکت کرده تا به جای تمرکز صرف به آمریکا و اروپا، مجموعه متنوعی از ظرفیتهای دیپلماتیک را برای تامین منافع اقتصادی کشور فعال کند.
اهمیت سفر رئیس جمهور به چین از آنجایی مشخص میشود که او قبل از انجام سفر با مقام معظم رهبری دیدار و برنامههای کاری خود را تشریح کرد و مقام معظم رهبری نیز با ابراز خرسندی از برنامهریزیهای انجام گرفته، برای رئیس جمهور آرزوی موفقیت کردند.
اتخاذ سیاست همسایگی، اولویتدهی برای همکاری و تجارت با همسایگان و استفاده از ظرفیت نهادهای منطقهای همچون سازمان همکاری شانگهای و احیای ظرفیت ترانزیتی کریدورها (شمال به جنوب و غرب به شرق) از جمله اقدامات دولت برای گسترش دایره دیپلماسی اقتصادی و پیشبرد راهبرد ارتباط با منطقه بوده است.
باید در نظر داشت چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و روابط دو کشور برخلاف یک دهه تحریم ایران همچنان ادامه یافته است. علاءالدین بروجردی، رئیس انجمن دوستی ایران و چین در این زمینه به ایسنا گفت که چین از معدود کشورهایی است که سوءپیشینه تاریخی در رابطه با ایران ندارد و در رابطه تاریخی چند هزار ساله با چین هر چه می بینیم همکاریهای اقتصادی، دریانوردی، جاده ابریشم و فناوری است، بدون اینکه نقطه منفی در روابط دو کشور وجود داشته باشد.
کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه هم درباره سفر رئیس جمهور به چین در نشست خبری هفتگی خود اظهار داشت که این سفر در حوزه اقتصادی زمینههایی را فراهم میکند که اولویت دو کشور است و ظرفیت خوبی برای این همکاری وجود دارد. او گفت: برنامه جامع همکاریهای بلندمدت دو کشور را پیش از این امضا کردیم و این سفر میتواند جهش مناسبی را در اجرایی کردن برنامههای پیشبینی شده در این برنامه جامع ایجاد کند. برنامه جامع همکاریهای دو کشور تا این مرحله نتایج خوب و ملموسی در حوزه تجاری و اقتصادی با وجود تحریم های آمریکا داشته است.
سفر رئیس جمهور به چین، نقطه عطفی در روند رو به گسترش روابط دوجانبه ایران و چین بهعنوان دو کشور مهم و دو بازیگر در سطوح منطقهای و بینالمللی است، در عین حال فرصت خوبی برای توسعه مناسبات به ویژه تسریع در مسیر اجرای سند همکاری ۲۵ ساله دو کشور در زمینههای گوناگون است.
حجتالاسلام رئیسی پیش از عزیمت به چین تاکید کرد که اجرایی شدن سند راهبردی ۲۵ ساله در سفر به چین دنبال خواهد شد و امضای ۲۰ تفاهمنامه در دستور کار قرار دارد و آن چه مهم است این که ما باید روابط راهبردی دوجانبه خود را با چین دنبال کنیم. از طرفی در منطقه، عضویت در سازمان همکاری شانگهای ارتباط ما را نزدیکتر کرده است. عضویت ما در شانگهای باعث شد تا ارتباط با زیرساختهای اقتصادی منطقهای قطعی شود و این ظرفیت خوبی در ارتباط با چین هم خواهد بود.
خدشهناپذیر سیاست خارجی دو کشور بوده است. همچنین با توجه به اشتراکاتی که میان دو کشور وجود داشته موجب شده تا چین از اهمیت و جایگاه ویژهای در سیاست خارجی ایران برخوردار باشد. از جمله اینکه چین یک همکار اقتصادی و بازیگر مکمل اقتصادی مهم برای ایران به شمار میرود و یک کشور مستقل، بزرگ و قدرت نوظهور است.
با توجه به سیاست تحریمی غرب علیه ایران، چین جایگاه خاصی در سیاستهای اقتصادی و تجاری ایران داشته و حتی در دوره پساتحریم نیز جایگاه خاص خود در مبادلات اقتصادی ایران را حفظ خواهد کرد. در واقع چین تنها قدرت بزرگی است که از توازن و تمایل به چالش کشیدن موقعیت مسلط آمریکا در پهنه سیاست بینالمللی برخوردار است. چین به مهمترین بازیگر در دور زدن تحریمهای آمریکا علیه ایران بهویژه پس از پایان معافیتهای نفتی بدل شده و از خریداران اصلی نفت ایران محسوب میشود.
ایران از نظر چین کشوری است که میتواند نقش مهمی در جاده ابریشم جدید بازی کند. ضمن اینکه موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و تسلط بر تنگه هرمز برای حفظ امنیت صادرات انرژی از منطقه خلیج فارس از اهمیت اساسی برخوردار است
از سوی دیگر ایران به لحاظ استراتژیک در غرب آسیا دارای مرزهای مشترکی با ۱۵ کشور و کانال دریایی در سواحل شمالی و جنوب غربی است. همچنین با توجه به دسترسی ایران به مسیرهای پهناور ارسال کالا که غرب آسیا را به اروپا متصل میکند، ایران از نظر چین کشوری است که میتواند نقش مهمی در جاده ابریشم جدید بازی کند. ضمن اینکه موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و تسلط بر تنگه هرمز برای حفظ امنیت صادرات انرژی از منطقه خلیج فارس در صورت هر گونه رویارویی بین آمریکا و چین از اهمیت اساسی برخوردار است.
رئیس جمهور در مقالهای که در روزنامه مردم -ارگان رسمی حزب حاکم چین- منتشر شد تاکید کرد که دولتهای ایران و چین که برنامه مشارکت جامع راهبردی را به عنوان الگوی تعاملات پایدار خود انتخاب کردهاند دارای اشتراکات و رویکردهای مشابهی به تحولات بینالمللی هستند. دو کشور با سلطهطلبی و یکجانبهگرایی مخالفند و بر لزوم احترام به حقوق و منافع همه کشورها تأکید دارند.
او در عین تاکید کرد که سیاست جمهوری اسلامی ایران در تقویت روابط دوجانبه فارغ از تحولات منطقهای و بینالمللی استمرار خواهد یافت و جمهوری اسلامی ایران از نقش چین در عبور از بحران کرونا، پیوستن ایران به سازمان شانگهای و الحاق به بریکس پلاس قدردانی کرده و در سایه برنامه مشارکت جامع راهبردی ۲۵ ساله آمادگی تقویت روابط دوجانبه با چین بهویژه در زمینه تولیدات صنعتی و فناوریهای پیشرفته را دارد.
حفاران به جان «دارابگرد» افتادند
|پیام ما| از نخستین روز بهمن امسال تا نیمه این ماه، بالغ بر 10 خبر از دستگیری حفاران غیرمجاز محوطههای تاریخی در استانهای مختلف ایران از جمله، ارومیه، همدان، اردبیل، لرستان و کردستان منتشر شده است و این بار حفاری گسترده در شهر تاریخی «دارابگِرد» در مجاورت شهر داراب استان فارس خبرساز شد. شهری تاریخی که با وجود ارزش زیاد و اهمیت بالای میراثی بهعنوان شهری هخامنشی حتی به عنوان پایگاه ملی به ثبت نرسیده است. تصاویر منتشر شده از این شهر تاریخی، حفاریهای عمیق و منظمی را نشان میدهد که به نظر در نبود نیروهای حفاظت از محوطه، در فراغ بال و با ادوات و تجهیزات کامل انجام شده است.
«دارابگرد» شهری هخامنشی در مجاورت شهر داراب استان فارس است که با وجود ارزشهای بالای میراثی و پژوهشی در زمینه تاریخ باستان ایران، نه «پایگاه ملی» مستقر دارد و نه سرکشیهای نیروهای حفاظت از آن به شکل مستمر و پایداری انجام میشود. این شهر عنوان نخستین پایتخت ساسانیان پس از به قدرت رسیدن این سلسله را نیز به همراه دارد. این بار یورش قاچاقچیان عتیقه و حفاران غیرمجاز که جای جای محوطه فنی این شهر را حفاری کردند با انتشار تصاویری در رسانهها و فضای مجازی خبرساز شد.
سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری وصنایع دستی فارس در تماس «پیام ما» از این رخداد اعلام بیاطلاعی میکند. «موید محسننژاد» به «پیام ما» میگوید: «در جریان نیستم و خبر را ندیدم. خبر را برایم ارسال کنید تا پس از پیگیری از طریق روابط عمومی به شما اطلاع دهیم.»
سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فارس: در جریان نیستم و خبر را ندیدم. خبر را برایم ارسال کنید تا پس از پیگیری از طریق روابط عمومی به شما اطلاع دهیم
تصمیم به ثبت جهانی بیحفاظت
خبر تعرض به این محوطه باستانی ثبت ملی در حالی منتشر شده است که بنا بر گزارش خبرگزاری دولت در تاریخ 6 فروردین 1401 معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با حضور در این محوطه تاریخی در همان تاریخ گفته بود: «کارهای مقدماتی و مراحل اداری ثبت بنای جهانی دارابگرد در وزارت میراث فرهنگی در حال انجام است و با پیگیری مسئولان شهرستان امید است برای سال آینده این میراث گرانبهای تاریخی را در میراث جهانی به ثبت برسانیم.»
سعید اوحدی ادامه داده بود: «پیشنهاد ثبت ۵ فروردین بهعنوان یک روز و مناسبت ویژه در تقویم رویدادهای ملی کشور به نام داراب بررسی میشود.»
«محمد جوادی عسگری»، نماینده شهروندان داراب در مجلس شورای اسلامی نیز در جشن روز 5 فروردین اهالی داراب در این محوطه تاریخی گفته بود: «دارابگرد، مسجد سنگی، مسجد جامع، خانه سوخکیان و دیگر آثار داراب میتوانند در راستای بحث اشتغالزایی اثرات بسیار ارزشمند داشته باشند.»
کمبود نیرو، درد همیشه
گرچه مسئولان میراث فرهنگی در فارس نسبت به این موضوع اعلام بیاطلاعی کردند اما کمبود نیروهای حفاظت و معین نبودن وضعیت قراردادهای آنان در سراسر کشور از سوی کارشناسان بهعنوان اصلیترین دلیل این رخدادها معرفی میشود. ایسنا در خبری که 17 آذر در گفتوگویی با فرمانده یگان حفاظت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی منتشر کرده بود به نقل از او نوشت: «اقدامات خوبی برای حفاظت از آثار تاریخی کشور و تقویت یگان حفاظت در دستور کار قرار گرفته که پیگیری وضعیت استخدامی نیروهای یگان حفاظت یکی از این موارد است.»
سردار «حسن مهری» به این خبرگزاری گفته بود: «چارت و وضعیت استخدامی نیروهای حفاظت از میراث فرهنگی برای تبدیل وضعیت پیگیری میشود. مشکلات در همه استانها مشابه است و به غیر از چند استان در همه کشور مشکل توزیع نیرو داریم. کمبود خودرو یکی دیگر از مشکلات عمده یگان حفاظت در سطح کشور است.»
فرمانده یگان حفاظت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با بیان اینکه یگان حفاظت اعتبار و امکانات خاصی در اختیار ندارد، ادامه داده بود: «به دنبال تخصیص اعتبارات ملی برای یگان حفاظت هستیم و تامین اعتبار برای تجهیزات یگان حفاظت خراسان جنوبی از جمله خودرو و البسه را پیگیری خواهیم کرد.»
او همچنین با اشاره به انعقاد تفاهمنامه همکاری با نیروی انتظامی توضیح داده بود: «این اتفاق ظرفیت مناسبی به منظور ایجاد امنیت و حفاظت از آثار تاریخی برای استانها فراهم کرده است؛ همچنین تقویت مشارکت اجتماعی بهعنوان یکی از موضوعات مهم در دستور کار ماست و در حال بهروزرسانی دستورالعملها در این حوزه هستیم.»
یک باستانشناس: فراموش نکنیم که بیشتر آثاری که از دوره هخامنشیان برای ما مانده است معمولا مربوط به زیستِ شاهان است. بنابراین شهرهایی مانند دارابگرد و دهانه غلامان که اطلاعاتی از زیست شهری و روابط اقتصادی و اجتماعی آن روزگار ارائه میدهند اهمیتی دوچندان دارند
شواهدی از زندگی عادی
این بار در میان این مشکلات، این دارابگرد است که مُثله میشود اما فردا نوبت منطقه و محوطهای دیگر خواهد بود. چنان که پیشتر نیز زخم تیشه حفاران بر پیکر بسیاری از محوطه و قلعههای قدیمی ایران نشست. حفاری غیرمجاز تنها تهدید دارابگرد نیست و خبرهایی از فرونشست زمین در اطراف این محوطه تاریخی منتشر شده بود که به دلیل حفر چاههای غیرمجاز به قصد برداشت آب برای کشاورزی در این منطقه اتفاق افتاده است.
«محمد موسوی» باستانشناس در مورد این شهر به «پیام ما» میگوید: «شهر تاریخی و باستانی دارابگرد که در قدیم به آن «دارابجرد» نیز میگفتند یکی از 5 شهرستان ایالت پارس در ایران باستان بوده است که معنای نامش میشود بنا شده توسط داریوش. این شهر نخستین شهر بنا شده توسط هخامنشیان نیست اما یکی از مهمترین شهرهاست.»
او ادامه میدهد: «این شهر بر اساس آنچه در کتب تاریخی مانده است تا سده ششم هجری قمری بسیار آباد و پررونق بوده و از گنبد نمکی آن که در مرکز دایره شهر قرار داد در کتابهای زیادی سخن گفته شده است. زیبایی این شهر سبب شده تا ساسانیان نیز بهعنوان نخستین پایتخت آن را انتخاب کنند. دیوار دور شهر که از ملاک گل رس و آهک ساخته شده است اکنون و به دلیل فرسایش در قرنهای متمادی به حدود 7 متر رسیده است اما در گذشته یعنی زمان ساخت و تا مدتها پس از آن 10 متر بوده است. همچنین وجود ماده چسبندهای در میان ملاط و گل به کار رفته در دیوار، سبب شده با گذشت بیش از 2500 سال این دیوار با تخریب کم پا برجا و استوار باقی بماند. همچنین میدانیم خندقی پشت دیوارهای شهر از آن حفاظت میکرده است. آخرین امیر دارابگرد در عصر اشکانیان «پیری» نام داشته و پس از او «اردشیر بابکان» بر این شهر تسلط مییابد. سپس با کنترل سراسر ایران امپراتوری ساسانی را تأسیس میشود. از این جهت دارابگرد نخستین مقر حکومتی ساسانیان بودهاست. این شهر تا دورههای مغولی و تیموری هم دارای تاریخ باشکوهی است و از همه مهمتر نمونه یک شهر کامل باستانی است که حتی ضرابخانه آن هم هنوز وجود دارد و احتمالا همین ضرابخانه یکی از جاذبههای این منطقه برای حفاران است.»
موسوی ادامه میدهد: «فراموش نکنیم که بیشتر آثاری که از دوره هخامنشیان برای ما مانده است معمولا مربوط به زیستِ شاهان است. بنابراین شهرهایی مانند دارابگرد و دهانه غلامان که اطلاعاتی از زیست شهری و روابط اقتصادی و اجتماعی آن روزگار ارائه میدهند اهمیتی دوچندان دارند. حال آنکه نه هیچ تلاشی برای مطالعه آن میشود و نه نگهداری آن.»
حفر چاههای جدید در هورالعظیم، «فعلاً» مجوز ندارد
معاون محیط زیست طبیعی ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان در خصوص گمانهزنیها درباره توسعه میدان نفتی سهراب در تالاب هورالعظیم با حفر چاههای جدید، توضیحاتی ارائه کرد. عادل مولا درباره انتشار اخباری مبنی بر حفر ۳۵ چاه جدید نفت در تالاب هورالعظیم به منظور توسعه میدان نفتی سهراب به ایسنا گفت: شرکت نفت طرحی برای توسعه میدان نفتی سهراب در شمال تالاب هورالعظیم ارائه داده است اما تاکنون گزارشی در مورد اقناع سازمان حفاظت محیط زیست یا تمهیداتی که برای دخالت کمتر اندیشیده شده باشد، برای ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان ارسال نشده است. او افزود: بنابراین با توجه به اینکه هنوز در این خصوص به اقناع نرسیدهایم تاکنون مجوزی برای حفر ۳۵ حلقه چاه جدید در تالاب هورالعظیم صادر نشده است. اولین قدم این است که کارشناسان ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان را به اقناع برسانند که حداقل آسیبها به تالاب ها میرسد. مولا بیان کرد: در حال حاضر نمیتوانم بگویم مجوز حفر چاههای جدید و توسعه میدان نفتی سهراب در هورالعظیم صادر میشود یا خیر زیرا ما در حیطه کارشناسی کار میکنیم اما تصمیمگیرندگان افراد دیگری هستند. معاون محیط زیست طبیعی خوزستان گفت: ما ترجیح میدهیم عملیات اکتشاف نفت خارج از تالاب انجام شود و همه تاسیسات خارج از تالاب باشند و اگر میادین نفتی مشترکی در تالاب وجود دارد به صورت سیستمهای اُریب یا لولههای زیرزمینی کار خود را انجام دهند. او گفت: در حال حاضر شرکت نفت تنها این مجوز را دارد که در خارج از محدوده تالاب فرآوردههای نفتی را که از سالهای قبل اکتشاف کرده بود، از شمال تالاب به مناطق جنوبی جابهجا کند.
مسمومیت دانش آموزان از قم تا تهران
«مدارس حضوری، آنلاین باید گردد». این شعاری است که تجمعکنندگان در قم میدهند و در ویدئویی در توییتر دست به دست شده است. تقریبا یک هفته پس از ماجرای مسمومیت دانش آموزان دختر در قم، خبر مسمومیت دختران دانشآموز مدرسهای در منطقه ۱۱ تهران همه نگاهها را به سوی این موضوع کشانده است.
البته اداره اطلاعرسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش شهر تهران توضیحاتی پیرامون مسمومیت تنفسی تعدادی از دانشآموزان این مدرسه در منطقه ۱۱ پایتخت ارائه داد اما آنچه که در هفتههای اخیر بهویژه در قم برای دانشآموزان اتفاق افتاده، شفاف نکرد.
ماجرا از این قرار است که روز دوشنبه 17 بهمن گزارش مسمومیت در هشت مدرسه به اورژانس ۱۱۵ قم اعلام شد که پس از بررسی و حضور تیمهای امدادی در مدارس ۶۱ دانشآموز به مراکز درمانی منتقل شدند. اغلب این دانشآموزان علائمی مانند تهوع، سرگیجه، سردرد و بیحسی در اندامها داشتند.
در همین حال پایگاه خبری «اکو ایران» به سابقه این ماجرا و مسمومیت مشابه اشاره کرد و نوشت: از تاریخ 9 آذر امسال بنا بر اعلام رسمی مسئولان، تاکنون ۱۲ بار دانشآموزان مدارس قم دچار مسمومیت تنفسی شدند. این در حالی است که تاکنون هیچ خبری مبنی بر شناسایی علت اصلی این حوادث منتشر نشده است. همچنین «اکو ایران» دراینباره نوشت: آنطور که در سایتهای خبری استان قم اعلام شده در روزهای ۹ آذر در هنرستان نور یزدانشهر قم تعداد ۱۸ دانشآموز، ۲۲ آذر در هنرستان نور یزدانشهر قم تعداد ۵۱ دانشآموز، ۸ بهمن در مدرسه فاطمیه صفاشهر قم تعداد ۱۵ دانشآموز، ۱۰ بهمن در مدرسه فاطمیه صفاشهر قم تعداد ۱۸ دانشآموز، ۱۲ بهمن در مدرسه بلقیس برقعی قم ۷ دانشآموز و یک معلم، ۱۶ بهمن در دبیرستان دخترانه قرائتی در پردیسان قم، همان روز در مدارس میثم، طاها و امامی، ۱۷ بهمن دانشآموزان مدرسه حضرت فاطمه الزهرا(س) منطقه ۳۰ متری کیوانفر، مدرسه شاهد رضوی در منطقه هنرستان و هنرستان سید حسن برقعی در محله عمار یاسر، دچار مسمومیت شدند.
در همین رابطه مسعود ستایشی، سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی اعلام کرده است که ۳۰ خانواده در خصوص «مسمومیت دانشآموزان» شکایتی را در «دادسرای قم» مطرح کردند که دادستان و بازپرس با همکاری «ضابطین مربوطه» در حال «بررسی ابعاد» آن هستند.
از سوی دیگر در توضیح اداره اطلاعرسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش شهر تهران توضیحاتی پیرامون مسمومیت تنفسی تعدادی از دانشآموزانآمده: ساعت ۱۰ صبح امروز ۲۵ بهمنماه، در پی کنجکاوی دو دانشآموز یکی از مدارس منطقه ۱۱ تهران، اسپری حشره کش در فضای کلاس، منتشر و حدود۳۰ دانش آموز دچار مشکل تنفسی شدند که این امر موجب ایجاد استرس شدید در میان دانشآموزان شد.
در ادامه این گزارش آمده است: در ادامه با اقدام سریع عوامل مدرسه، دانشآموزان از فضای کلاس خارج شده و تعدادی از آنها که دچار استرس شده بودند توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شدند.
بر اساس پیگیریهای انجام شده از سوی مسئولان مربوطه، این اقدام در نتیجه کنجکاوی کودکانه رخ داده است و همه دانشآموزان در صحت و سلامت به سر میبرند.
با این حال هنوز تا مشخص شدن عامل اصلی این مسمومیتها که پیدرپی رخ دادهاند فاصله بسیار است. در چنین شرایطی «محمدرضا دانایی»، مدیرمسئول پایگاه خبرهای فوری و مشاور رسانهای در حساب توییتری خود با انتشار ویدئوی اعتراض خانواده دانشآموزان قمی نوشت: ماجرایی که این روزها تحت عنوان ترور بیولوژیکی و یا حمله بیولوژیکی و یا مسمومیت مدارس دانشآموزان دخترانه در استان قم مطرح است، گویا با ورود یک نوع قرص ناشناخته و تبخیر آن اتفاق میفتد که چون اتری از خود بهجای نمیگذارد، تاکنون نوع گاز و عوارض آن بهصورت دقیق مشخص نشده است.
این در حالی است که شایعاتی مبنی بر دست داشتن گروههای افراطی برای جلوگیری از تحصیل دختران هم به گوش میرسد، هنوز هیچاز مقامات مسئول اعم از انتظامی و قضایی هیچ اظهارنظری دراینباره مطرح نکردهاند.
جایزه «آزاده» برای ایدههای فناورانه زنان
بیش از 150 تیم استارتآپی از سراسر ایران در نخستین «جایزه نوآوری آزاده» که با هدف حمایت از کارآفرینان زن برگزار شده بود، شرکت کردند. این رویداد که با تلاش انجمن زنان مدیر کارآفرین به وقوع پیوست و برای استارتآپهایی که بنیانگذار یا همبنیانگذار آن را زنان تشکیل میدادند، فرصتی را فراهم کرد تا طرحها و ایدههای خود را ارائه کنند و به مرحله جذب سرمایهگذار برسند. در نهایت به ۹ تیم در سه بخش مجزا به انتخاب داوران جوایزی اهدا شد. اولین رویداد جایزه آزاده به یاد «آزاده داننده»، رئیس ادوار انجمن ملی زنان کارآفرین و سازمان نظام صنفی استان تهران که سال گذشته پس از گذراندن یک دوره بیماری درگذشت، برگزار شد.
نخستین رویداد جایزه نوآوری آزاده با حمایت انجمن ملی زنان کارآفرین و انجمن صنفی زنان مدیر کارآفرین در کنار یکدیگر و همچنین پارک علوم و فناوریهای نرم و صنایع فرهنگی، دانشگاه شهید بهشتی، معاونت امور اجتماعی و فرهنگی اداره کل امور بانوان شهرداری تهران، سازمان نظام صنفی یارانهای تهران و کشور و گروهی از شرکتهای فعال حوزه فناوری با هدف ترویج کارآفرینی زنان و توسعه کسب و کارهای آنان برگزار شد.
رویدادی برای هموار کردن مسیر سخت کارآفرینی زنان
در این رویداد، فریبا مهدیون، رئیس هیات مدیره انجمن ملی زنان کارآفرین گفت: «هدف از برگزاری اولین دوره جایزه نوآوری آزاده، ضمن زنده نگه داشتن و ادامه دادن راه آزاده داننده، تسهیلگری ورود زنان جوان کارآفرین به بازار کار بود.» به گفته او ایده شکلگیری این رویداد در خرداد سال جاری کلید خورد و بنای آن بر ایجاد بستری برای فعالیت و آموزش دختران و زنان جوان فعال بوده است. او همچنین اضافه کرد: «در این دوره 5 ماه آموزش مستمر در قالب بیش از 20 کارگاه، مشاوره و منتورینگ برای شرکتکنندگان برگزار شد.» مهدیون مزیت برگزاری چنین رویدادی را چنین توصیف کرد: «بین زنان فعال در حوزه کارآفرینی، شبکهسازی موثر اتفاق افتاد. همچنین استارتآپها موفق به جذب سرمایه شدند و سرمایهگذاران نیز با فعالیت این زنان آشنا شدند. همه این موارد، ادامه مسیر حرکت و کارآفرینی این زنان را هموارتر میکند.»
کتایون سپهری، دبیر علمی این رویداد هم در گفتوگو با «پیام ما» درباره روند انتخاب تیمها و شیوه حمایت از آنها گفت: «این رویداد 150 شرکت کننده داشت که در چند مرحله پالایش 42 تیم انتخاب شدند و 32 تیم در نهایت به رویداد رسیدند و از این تعداد هم 25 تیم برای مسابقه حاضر شدند.» به گفته او هر چند در نهایت 9 تیم برتر معرفی شدند اما فرایند برگزاری جلسات تکی و گروهی با منتورها و مشاوران برای هر 32 نهایی رویداد تداوم مییابد.
به گفته سپهری به جز جوایز نقدی، مواردی از هدایای غیرنقدی از جمله زیرساختهای ابری، ۵۰درصد تخفیف در هزینههای ساخت اپلیکشن، بهرهمندی از فضای استقرار رایگان، دورههای آموزشی آکادمیها و… هم به تمام تیمها اعطا شد. همچنین مذاکرات با سرمایهگذاران و مشتریان به منظور تحقق دسترسی عادلانه به انواع منابع و سرمایهها آغاز میشود.
معرفی برتری 9 تیم نوآور در حوزه فناوری اطلاعات
در اختتامیه این رویداد، 9 تیم به عنوان تیمهای نوآور در بخشهای استارتآپی، شرکتی و ایده معرفی شدند. مجموعه «ویدا» که سامانه تشخیص هویت برای حذف حضور فیزیکی در مراکز دولتی بود، رتبه اول بخش شرکتها را به دست آورد. همچنین «بتاتیک» که یک مربی شغلی هوشمند در قالب وب سرویس است، از خراسان رضوی رتبه اول بخش استارتآپی شد. مجموعه «هیرا» نیز با ایده پلتفرم کارپولینگ و کاهش آلودگی هوا و خودروهای تکسرنشین، رتبه اول را کسب کرد. رتبههای دوم در بخش استارتآپها نصیب «کاریفان» فعال در حوزه گردشگری تجربهگرا در مناطق حفاظت شده، شد. استارتآپ «اسکیلنت» فعال در حوزه یادگیری و آموزش نیز به مقام دوم رسید.
فریبا مهدیون، رئیس هیات مدیره انجمن ملی زنان کارآفرین: بین زنان فعال در حوزه کارآفرینی، شبکهسازی موثر اتفاق افتاد. همچنین استارتآپها موفق به جذب سرمایه شدند و سرمایهگذاران نیز با فعالیت این زنان آشنا شدند. همه این موارد، ادامه مسیر حرکت و کارآفرینی این زنان را هموارتر میکند
همچنین در بخش شرکتی «آرتیدام» که سامانه دامداری هوشمند از اصفهان است، به مقام دوم رسید. رتبه سوم این جایزه به استارتآپ فرهنگی «فامون» در حوزه تئاتر رسید که رسالت خود را بر اتصال نویسندگان را به کارگردانان و تهیهکنندگان تئاتر گذاشته است. سپس «نوروکید» از تهران با برنامه جامع شناختی و غربالگری برای کودکان اوتیسم مقام سوم را کسب کرد. در بخش شرکتی نیز «کوآدو» به عنوان شرکت فناور در حوزه تولید انرژی پاک خورشیدی از ایلام رتبه سوم را به خود اختصاص داد. به این شرکتکنندگان ضمن برخورداری از جوایز نقدی نفیس، جوایز حمایتی از جمله ارائه فضای کاری اشتراکی، آموزش یک ساله آکادمیک و… نیز ارائه شد.
جایزه آزاده، رویدادی سالانه
ﺟﺎﯾﺰه ﻧﻮآوری آزاده ﺑﺮای ﻓﻌﺎﻟﯿﺖھﺎی نوآورانه زنان طراحی و پایهگذاری ﺷﺪه و ﻗﺮار اﺳﺖ به ﺼﻮرت سالانه اﺟﺮا شود و ھﺮ ﺳﺎل ﺣﻮزهھﺎی ﺧﺎﺻﯽ را ﭘﻮﺷﺶ دھﺪ که ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺳﺎل آن به ﺣﻮزه ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت اﺧﺘﺼﺎص داده ﺷﺪ.
اﯾﻦ ﺟﺎﯾﺰه اهداف متنوعی را دنبال میکند از جمله ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و ﺗﺸﻮﯾﻖ زنان پرتلاش در ﻋﺮصه ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت، ﺗﻘﻮﯾﺖ ﺧﻮداﺗﮑﺎﯾﯽ اﺳﺘﺎرتآپھﺎ، اﯾﺠﺎد دﺳﺘﺮﺳﯽ به شبکه اﻋﻀﺎی اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ اﺳﺘﺎرتآﭘﯽ و ﮐﺴﺐ و ﮐﺎرھﺎی ﻧﻮﭘﺎ. همچنین ﺗﺒﺎدل ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت موسسان اﺳﺘﺎرتآپها، شبکهﺳﺎزی در ﺷﺮﮐﺖھﺎی اﺳﺘﺎرتآﭘﯽ ﻓﻌﺎل در ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت و ﻓﺮﺻﺖ آﻓﺮﯾﻨﯽ ﺑﺮای ﻣﻌﺮﻓﯽ اﺳﺘﺎرتآپهای ﺣﻮزه ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت در جهت توسعه و ﺗﺮوﯾﺞ ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ زنان از دیگر اهدافی است که پایهگذاران این جایزه دنبال میکنند. به گفته سایت جایزه نوآوری آزاده، ﻣﺨﺎطبان اﺻﻠﯽ آن، زنان ﻓﻌﺎل در راهاﻧﺪازی و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ اﺳﺘﺎرتآپھﺎی ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت ھﺴﺘﻨﺪ اﻣﺎ در ﮐﻨﺎر اﯾﻦ ﺻﺎﺣﺒﺎن ﮐﺴﺐ و ﮐﺎر و ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت، سرمایهﮔﺬاران و ﺣﺎﻣﯿﺎن اﺳﺘﺎرتآپهای ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت، ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﺎن ﺷﮭﺮکھﺎ و ﭘﺎرکھﺎی ﻋﻠﻢ و ﻓﻨﺎوری، ﻣﺮاﮐﺰ رﺷﺪ و ﺷﺘﺎبدھﻨﺪهھﺎ و داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن، اﺳﺎﺗﯿﺪ و ﻋﻼقهمندان به ﮐﺎرآﻓﺮﯾﻨﯽ و اﺳﺘﺎرتآپھﺎ میتوانند در اﯾﻦ روﯾﺪاد در آینده حضور داشته باشند.
