بایگانی مطالب نشریه
درخواست انجمن روزنامهنگاران تهران برای آزادی بقیه روزنامه نگاران بازداشتی
انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران از اقدام انجام شده در مختومه کردن پرونده یا آزادی گروهی از معترضان ماههای اخیر و صدور قرار منع تعقیب برای برخی ازایشان بویژه موارد مربوط به روزنامهنگاران استقبال میکند و آن را گامی مفید در اصلاح رویههایی که منجر به شکاف اجتماعی بیشتر میشود ارزیابی کرده اما خواستار عمومیت یافتن این رویکرد و شمول آن نسبت به همه روزنامهنگارانی است که هنوز بازداشت هستند و یا به قید وثیقه آزاد شدهاند، چرا که تعداد زیادی از روزنامهنگاران در اتفاقات اخیر صرفا به دلیل انجام وظیفه قانونی خود دچار مشکلات قضایی و به تبع آن بازجویی، بازداشت و ضبط وسایل شخصی شدهاند. ما امیدواریم این روش برخورد به همه روزنامهنگاران که در شرایط دشوار انجام وظیفه کرده و چراغ رسانههای مستقل داخلی را روشن نگه میدارند از جمله خانمها الهه محمدی و نیلوفر حامدی که صراحتا در پی ماموریت رسمی مدیران روزنامههای خود به انجام وظیفه مشغول بودهاند، تعمیم یابد. انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران همچنین جلب و بازداشت روزنامهنگاران در روزهای پس از اعلام این رویکرد را در تقابل با رویه اعلام شده از سوی قوه قضاییه میداند و خواهان آن است که امنیت حرفهای روزنامهنگاران که بدون شک موجب بهبود وضعیت اجتماعی کشور و قوام نهاد مستقل رسانهی داخلی خواهد شد، تامین شود.
نقش دولت ها در مخاطرات محیط زیست
انتخابهایی که میکنیم خطرات جدید و بزرگتری ایجاد میکنند. بسیاری از بلایا به طور تصادفی رخ نمیدهد، آنها نتیجه ترکیبی از اثرات مخاطرات و شرایط آسیبپذیر هستند. بلایا دستاوردهای توسعه را برای نسلهای آینده محدود میکنند. بلایای صنعتی در سراسر جهان آسیبهای بهداشتی، محیط زیستی و اقتصادی قابل توجهی را به بار میآورد. دههها سوءاستفاده از زبالههای صنعتی در ژاپن منجر به شیوع مکرر بیماریهای جدی شد که در سال 1912 با گزارشهایی از بیماری ایتای – ایتای، یک بیماری پوستی و استخوانی دردناک آغاز شد. شرکت معدن و ذوب میتسویی به دلیل ریختن کادمیوم در رودخانه جینزو مقصر این فاجعه بود. مورد دیگر آلودگی نفتی دلتای نیجر است. تخمین زده میشود 9 تا 13 میلیون بشکه نفت طی پنجاه سال از زمان آغاز تولید تجاری نفت در آنجا در سال 1958، عمدتاً از عملیات نفتی، در دلتای نیجر ریخته میشود و این دلتا را به یکی از آلودهترین دلتاهای جهان تبدیل میکند. نیجریه با این وجود با ناآرامیهایی به دلیل آسیبهای گسترده به ماهیگیری و همچنین کیفیت آب و خاک مواجه است. تخریب آمازون اکوادور، بیش از 400 میلیون بشکه ضایعات نفتی سمی از عملیات نفتی در جنگلهای بارانی آمازون طی نزدیک به 30 سال به حوضههای آبریز رها میشود طی سالهای 1964 تا 1990، باعث مشکلات بهداشتی گستردهای شد. نشت نفتکش آموکو کادیز فرانسه 1978، یک نفتکش آموکو حدود دو میلیون بشکه نفت در سواحل فرانسه میریزد که تقریباً 200 مایل خط ساحلی را آلوده کرده و به حیات وحش آسیب میزند. این فاجعه فقط یک ماه پس از نشست امضاکنندگان کنوانسیون بینالمللی مارپل برای جلوگیری از آلودگی کشتیها رخ داد که با هدف گسترش الزامات ایمنی برای نفتکشها به منظور کاهش احتمال آلودگی انجام شد. نشت گاز سیانور بوپال در هند سال 1984، نشت گاز متیل ایزوسیانات از یک کارخانه شیمیایی که توسط شرکت آمریکایی یونیون کاربید در بوپال هند اداره میشود، حداقل چهار هزار نفر را کشته، حدود نیم میلیون نفر را بیمار کرده و بازماندگان را با بیماریهای بهداشتی متعددی از جمله نابینایی، مشکلات مزمن تنفسی و نقایص مادرزادی مواجه کرده است.
نفتکش اکسون والدز در سال 1989، متعلق به شرکت حمل و نقل اکسون، پس از برخورد با صخره، میلیونها گالن نفت خام را به سواحل آلاسکا ریخت. این نشت 1300 مایلی خط ساحلی را آلوده کرد و زندگی هزاران پرنده و گونههای حیات وحش دریایی نابود شد. بر اثر این اتفاق ضربه بزرگی به صنعت ماهیگیری آلاسکا وارد آمد. نشت سیانور رومانی، معدن طلای بایا مییر سال 2000 در رومانی بیش از سی و چهار میلیون گالن سیانور را به رودخانههای لوپس، سومس، تیزسا و دانوب ریخت. نشت آبزیان و گیاهان را تا دهها مایل از بین برد و صنایع ماهیگیری محلی را تحت تأثیر قرار داد. همچنین دسترسی ساکنان صربستان، مجارستان، رومانی و بلغارستان را به آب آشامیدنی برای چندین ماه مختل شد. تخلیه زبالههای سمی در ساحل عاج، 400 تن زباله سمی متشکل از سود سوزآور و باقیمانده نفت را به سیستم زباله شهر عاج ریخت. مرگ هفده نفر و بیماری بیش از صد هزار نفر به دفن زباله مرتبط است. آتشسوزیهای بیسابقه در جنگلهای آمازون برزیل، نگرانیهای فزاینده در مورد جنگلزدایی و توسعه آمازون را برجسته کرده است. آتشسوزی در آنجا اغلب عمداً برای مقاصد کشاورزی ایجاد میشود، اما گاهی اوقات از مرزهای مورد نظر خود فراتر میرود. آتشسوزیهای جنگلی در سالهای 2019 و 2020 بسیار شدید بوده است، با بیش از هشتاد هزار آتشسوزی گزارش شده و بیش از سه میلیون هکتار به وسعت منطقهای بزرگتر از ایالت ماساچوست سوخته و از بین رفته است. این موارد به فجایع محیط زیستی در سراسر جهان در گذر زمان اشاره دارد که تمام جوامع را درگیر اثرات حیاتی خود کرده است. نقش دولتها در حفاظت از محیط زیست بسیار فراتر از طراحی سیاستهای محیط زیستی مؤثر است. اخیراً، بحران مالی جهانی نیز منجر به موارد خسارتهای محیط زیستی بیشتر بهخصوص در ایران و سراسر جهان شده است. در حالی که جامعه جهانی هنوز به طور موفقیتآمیزی به مشکلات محیطی در مقیاس بزرگ مانند تغییرات آب و هوا و گرمایش جهانی رسیدگی کامل نکرده است، در تمامی جوامع شاهد فجایع محیط زیستی با مقیاس های کوچک و بزرگ دیگر هستیم.
آلودگیها به نسلهای آینده آسیب میزند، تصمیمها و انتخابهایی که در این زمان تعیین میشوند سرنوشت زندگی حال و آینده افراد را رقم میزنند. شکست دولتها در مدیریت درست، منجر به حفاظت بسیار کم از محیطزیست و باعث خسارتهای جبرانناپذیری میشود. دولتها برای جبران خطاهای گذشته و اکنون، در چشماندازهای کوتاه مدت و بلندمدت کشورها، نیازمند افزایش تلاش برای انتخاب مسیر درست توسعه هستند.
احداث سامانه انتقال آب گواه توجه دولت به محیط زیست است
سامانه انتقال آب به دریاچه ارومیه با حضور رئیس جمهوری به بهرهبرداری رسید. سید ابراهیم رئیسی صبح دیروز (جمعه) سامانه انتقال آب به دریاچه ارومیه را به صورت رسمی افتتاح کرد. این سامانه شامل ۳۵,۷ کیلومتر تونل و ۱۱ کیلومتر کانال، در فاز اول سالانه ۳۰۰ میلیون متر مکعب و در مرحله دوم ۶۰۰ میلیون متر مکعب آب را از سد کانی سیب به دشت نقده و حوضه آبریز دریاچه ارومیه منتقل میکند. فرایند ساخت این سامانه از سال ۹۴ آغاز شده بود. همچنین به دستور رئیس جمهور و به صورت ویدئو کنفرانسی عملیات انتقال همزمان آب از سد شهید کاظمی به دریاچه ارومیه آغاز شد. با باز شدن دریچههای این سد سالانه ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب دیگر به دریاچه ارومیه منتقل میشود.
رئیس جمهوری در مراسم افتتاح سامانه انتقال آب به دریاچه ارومیه از سد کانی سیب، آن را یک طرح ملی توصیف کرد. ابراهیم رئیسی تاکید کرد که منافع طرح صرفاً مربوط به استانهای آذربایجان غربی و شرقی نیست بلکه مربوط به منطقه و سراسر کشور است. او همچنین تاکید کرد: «این طرح نشاندهنده اهمیتی است که جمهوری اسلامی و دولت مردمی برای حیات دریاچه ارومیه و حفاظت از محیط زیست قائل است.»
به گزارش ایسنا، سید ابراهیم رئیسی پیش از ظهر جمعه در آیین افتتاح سامانه انتقال آب به دریاچه ارومیه، با تبریک ایام با سعادت ماه شعبان، روز پاسدار را به همه پاسداران انقلاب اسلامی تبریک گفت و اظهار داشت: استان آذربایجان غربی و مناطق مرزی کشورمان سالها شاهد جانفشانی پاسداران، بسیجیان، ارتشیان، سپاهیان و همه نیروهای مسلح و امنیتی و مردمی برای تامین امنیت بوده است.
رئیس جمهوری افزود: اینکه امروز اینجا جمع شدهایم و یک طرح نافع برای منطقه و برای همه کشور را افتتاح میکنیم، مرهون مجاهدتها و از خودگذشتگیهای کسانی است که سالها برای تامین و تثبیت امنیت منطقه تلاش کردهاند و باید قدردان این زحمات باشیم.
رئیسی با بیان اینکه نکته مهم دیگر در منطقه وحدت و انسجام مثالزدنی است که امروز در منطقه میان ادیان، مذاهب و بخشهای مختلف مردم شاهد هستیم، گفت: دشمن نمیخواهد ما اینجا در کمال امنیت، با وحدت و انسجام کنار هم جمع شویم و افتتاح یک طرح ملی زیستم حیطی را جشن بگیریم.
رئیس جمهوری: آمدن بنده به اینجا در کنار تقدیر و تشکر از همه دستاندرکاران این پروژه، نشاندهنده اهمیت مسئله محیط زیست برای دولت است و اینکه معلوم شود مسأله احیای دریاچه ارومیه بهعنوان دغدغه مردم این منطقه، دغدغه دولت هم بوده است. قطعاً در اجرای این پروژه حقآبه کشاورزان محفوظ خواهد بود و حق احدی ضایع نخواهد شد
رئیسی افتتاح سامانه انتقال آب به دریاچه ارومیه را جلوه همت و کار جمعی و انسجام و وحدت ملی دانست و با قدردانی از همه دستاندرکاران اجرای این طرح خاطرنشان کرد: منطقهای که این طرح در آن اجرا شده روزگاری آلوده به حضور کسانی بود که نام مردم را یدک میکشیدند و عنوان آزادی را تابلوی خود کرده بودند اما به هیچ وجه مدافع منافع مردم و آزادی واقعی نبودند.
رئیس جمهور اضافه کرد: باید از همه کسانی که برای دفاع از امنیت، منافع و آزادی مردم از خودگذشتگی کردند و نیز کسانی که در همه این سالها برای اجرای این طرح تلاش کردند، قدردانی کرد.
رئیسی گفت: اجرای این طرح از خواستههای جدی مردم استانهای آذربایجان غربی و شرقی بود که امروز به لطف خدا و با همت کارگران و دیگر دستاندرکاران و نیز همت نیروهایی که دیروز برای تامین امنیت تلاش میکردند و امروز در قرارگاههای سازندگی در جهت آبادانی کشور تلاش میکنند، به بهرهبرداری رسیده است.
رئیس جمهور در ادامه با بیان اینکه سامانه انتقال آب یکی از پروژههای نیمه تمام بود که تکمیل آن در این دولت در دستور کار قرار گرفت، گفت: در جریان سفر دولت مردمی به استان آذربایجان غربی یکی از خواستههای اصلی مردم، مسئولان، نخبگان و ائمه جمعه احیای دریاچه ارومیه بود که تکمیل و بهرهبرداری از آن در دستور کار دولت قرار گرفت.
او افزود: با همت همه دستاندرکاران از سالهای گذشته، از پیمانکاران و مهندسان گرفته تا عزیزانمان در قرارگاه خاتمالانبیاء، استاندار آذربایجان غربی و وزیر نیرو و کارگرانی که به صورت ۳ شیفت برای تکمیل و به ثمر رساندن آن تلاش کردند، این طرح امروز افتتاح شد، اما این کار باید تا احیای کامل دریاچه ادامه یابد و دستگاههای مربوطه مأموریت خود در این زمینه را تمام شده نپندارند.
رئیسی تصریح کرد: این همت، همدلی، انسجام و پیگیری قطعاً شامل عنایات و برکات خدای متعال نیز خواهد شد.
رئیس جمهور در ادامه با اشاره به اینکه بخش قابل توجه و بسیار مهمی از کارها پیگیری برای به نتیجه رساندن آن است، گفت: آمدن بنده به اینجا در کنار تقدیر و تشکر از همه دستاندرکاران این پروژه، نشاندهنده اهمیت مسئله محیط زیست برای دولت است و اینکه معلوم شود مسأله احیای دریاچه ارومیه به عنوان دغدغه مردم این منطقه، دغدغه دولت هم بوده است. او در ادامه تأکید کرد: قطعاً در اجرای این پروژه حقآبه کشاورزان محفوظ خواهد بود و حق احدی ضایع نخواهد شد.
کاهش متوسط بارشها در منطقه شمالغرب نسبت به سال گذشته
وزیر نیرو هم در آیین افتتاح سامانه انتقال آب به دریاچه ارومیه گفت: متوسط بارشها در منطقه شمالغرب نسبت به سال گذشته ۳۷ درصد کمتر است.
علی اکبر محرابیان افزود: اگر بارشها به خوبی در منطقه انجام نشود با چالش جدی روبرو خواهیم شد متوسط بارشها در منطقه شمالغرب نسبت به سال گذشته ۳۷ درصد کمتر است.
متوسط بارشهای کشور در بهمن و دی ماه بخش قابل توجهی از کسری بارش فصل پاییز جبران شد اما ۳ سال خشک را پشت سر گذاشتیم که این میزان بارش دو فصل جوابگوی این سالهای خشک نخواهد بود.
او با بیان اینکه حفظ محیط زیست و توجه به آن از وظایف ملی ما است، گفت: توجه به حفظ محیط زیست می طلبد پروژه ها و دستورالعملهایی را برای احیا بکار بگیریم.
دریاچه ارومیه طی دهههای اخیر دچار چالش جدی شد و تقلیل آب آن طی ۵۰ سال گذشته از چالشهای جدی محسوب می شد که در این راستا کارگروهی برای احیا، تشکیل و تصمیمات جدی گرفته شد.
وزیر نیرو با بیان اینکه مهمترین تصمیمات احیای دریاچه ارومیه، سامانه انتقال آب به دریاچه ارومیه بود که شامل سد، تونل، کانال و لایروبی مسیر برای اتصال آب مازاد منطقه به دریاچه ارومیه میشود،گفت: در کنار آن نیز انتقال پساب بهداشتی شهرهای منطقه از جمله ارومیه و تبریز پس از تصفیه بهداشتی وارد دریاچه ارومیه میشود.
یکی از چالشهای بزرگ در مسیر اجرای طرح سامانه انتقال آب، دو کیلومتر منطقه آبرفتی بود که ۸۰۰ متر آن از تونل در حال ریزش بود که پس از استفاده از مشاورین مختلف و تجربیات مشاورین خارجی، اصلاح این ایراد تصویب و طی سه شیفت کاری به صورت شبانهروزی این پروژه اصلاح پیش رفت، و توانستیم آب دریاچه را از طریق تونل در بهمن ماه به صورت آزمایشی منتقل کنیم.
درباره طرح انتقال پساب تصفیه شده به دریاچه ارومیه برنامه ریزی شده تا خرداد ماه سال آینده به اهداف کامل خود برسد و بخش قابل توجهی از پساب بهداشتی برای احیای دریاچه ارومیه منتقل شود.
آدرس عجیب وزیر اقتصاد از دلایل گرانی دلار
|پیام ما| «حجتالله عبدالمالکی» وزیر سابق کار، تعاون و رفاه اجتماعی و همکار «سید احسان خاندوزی» در دولت سیزدهم گفته بود «با یک میلیون تومان میتوان شغل ایجاد کرد». عبدالمالکی هیچگاه نتوانست چنین کند و هیچکس نیز بابت ادعاهایش او را مواخذه نکرد. حالا «سید احسان خاندوزی» نیز حرفهایی از جنس حرفهای عبدالمالکی میزند. او پیش از آنکه وزیر دولت سیزدهم شود گفته بود «اقتصاد را بدون رفع تحریم میتوان به خوبی اداره کرد». گرچه وزارت او بیشتر از عبدالمالکی به طول انجامیده است اما مردم ایران خیلی زودتر از پیشبینیهایی که میگفت در صورت عدم حصول توافق در مذاکرات برجام دلار به ۴۵ هزار تومان میرسد پیشبینیشان را محقق شده دیدند. با این حال خاندوزی در همین روزهایی که دلار به بیش از تراولچک ۵۰ هزار تومانی میاندیشد مدام در سرخط خبرهاست و به تازگی گفته است: «میراث ۱۰ سال گذشته را قدم به قدم اصلاح میکنیم». این دولتمرد دو روز قبلتر هم در یک نشست خبری در جمع خبرنگاران گفت: «اینکه میگویند افزایش نرخ ارز کار خودشان است، واقعیت ندارد.» جالب اینجاست که «مهرداد بذرپاش» برای وزارت راه و شهرسازی رای اعتماد گرفت به صراحت گفت که وعده رئیس دولت سیزدهم برای ساخت و تولید ۴ میلیون مسکن امکانپذیر نیست اما خاندوزی در همین روزها که ابهامهای بسیاری درباره طرح مولدسازی مطرح است گفته مولدسازی میتواند موجب انبوهسازی مسکن شود. با چنین سابقهای از سخنان وزیر اقتصاد، بر آخرین اظهاراتش در حاشیه جلسه دیروز هیئت دولت مرور میکنیم.
«سید احسان خاندوزی»، وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت «سید ابراهیم رئیسی» در حاشیه جلسه چهارشنبه، دیروز، هیئت دولت گفت: «میراث ۱۰ سال گذشته را قدم به قدم اصلاح می کنیم.» این تحصیلکرده دانشگاه امام صادق(ع) و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در حالی این اظهارنظر را کرده که در روزهای اخیر گرانی قیمت گوشت قرمز خبرساز شده است. البته او سخنان دیگری هم در روزهای اخیر بر زبان آورده که نهتنها کمکی به بهبود اوضاع اقتصادی نکرده بلکه یادآور سخنان بسیاری از افرادی است که در به وجود آمدن وضع موجود اقتصادی سهم بهسزایی داشتهاند.
خاندوزی روی خط اظهارنظر
خاندوزی در حاشیه جلسه هیئت دولت در جمع خبرنگاران در واکنش به حاشیه ایجاد شده درباره سوال خبرنگاری در نشست خبری روز گذشته خود، گفت: سوال در مورد مسئله حکمرانی اقتصادی بود که به تفصیل در مورد آن صحبت کردم و طولانیترین پاسخی که داده شده مربوط به حکمرانی اقتصادی بود. من به تفصیل به آن خانم پاسخ دادم چه اتفاقی در حکمرانی اقتصادی در یک سال و نیم گذشته رخ داده است.
وزیر امور اقتصاد و دارایی در هفتههای اخیر باز هم در صدر اخبار بوده و درباره مولدسازی سخن گفته است. او با تاکید بر اینکه طرح مولدسازی باعث کاهش قیمت املاک میشود، عنوان کرد: بسیاری از پیمانکاران به دنبال اراضی می گردند و میتوانند به جای فشار قیمتی روی املاک موجود، از طرح مولدسازی استفاده کنند و میتوانند انبوهسازی مسکن یا فعالیت اداری تجاری انجام دهند. این طرح به تعدیل قیمت کمک می کند
او همچنین توضیح داد: با وجود فشارهای داخلی و خارجی که وجود دارد، میراث ۱۰ سال گذشته را قدم به قدم اصلاح می کنیم. متاسفانه شیطنت کردند و عبارت اول را رسانهای کردند.
خاندوزی همچنین در مورد تفکیک حسابهای تجاری و شخصی گفت: بانک مرکزی اعلام کرده که این کار انجام شده و گزارش آن را داده است که ۸.۵ میلیون حساب انجام شده است.
یکی از مجموعه اقداماتی که در روزهای اخیر خاندوزی در وصف آن سخن گفته برنامه «مولدسازی» است و باید پرسید که آیا مدل اصلاح قدم به قدم او شامل مولدسازی هم میشود؟
وزیر امور اقتصادی و دارایی ۱۷ بهمن در مورد «مولدسازی» گفت: اولین مجوزها برای مولدسازی به دو وزارتخانه آموزش و پرورش و جهاد کشاورزی اختصاص یافته است.
موضوع مولدسازی آن هم در حوزه فعالیت آموزش و پرورش بحثهای بسیاری به همراه داشته است بهویژه اینکه خیران مدرسهساز از قرار گرفتن ساختههای آنان و آنچه فضای آموزشی در نقاط کمتربرخوردار بود در برنامه دولت برای مولدسازی که هیچ شفافیت و توجیه مشخصی ندارد، انتقاد کردند. ایسنا، درباره سخنان احسان خاندوزی درباره برگزاری جلسات هیئت عالی مولدسازی نوشت جلسات هیئت عالی مولدسازی شروع و سومین جلسه هم برگزار شده است. خاندوزی دراینباره افزود: اولین مجوزها به وزارت کشاورزی و آموزش و پرورش داده شد، چون هم فهرست اموال مازاد و راکد خود را داشتند و هم در زمینه پروژه عمرانی و ارزیابیشان از آنها، امورشان را انجام داده بودند. امیدواریم که در وزارت آموزش و پرورش ساخت مدارس و در وزارت جهاد کشاورزی پروژههای مربوط به آبخیزداری و آبخوانداری اجرا شوند.
یک روز پس از اظهارنظر خاندوزی درباره اولویت مولدسازی در آموزش و پرورش و وزارت جهاد کشاورزی، او درباره اهتمام دولت برای مبارزه با فساد در کشور نیز گفت: همه مردم باید در مسیر مبارزه با فساد قرار گیرند و دولت از این موضوع حمایت کامل می کند.
او در پاسخ به انتقاد یکی از شهروندان درباره زیان مردم در بورس هم گفت: سیاست اشتباه سال ۱۳۹۹ موجب مشکلات بسیاری برای مردم در بورس شد و دولت از آبانماه بیمه سهام را آغاز کرده تا مردم بیشتر از این ضرر نکنند.
خاندوزی همچنین تصریح کرد: دولت پیگیر سیاستهایی است که مردم پس از این بیسپر و بیدفاع وارد بورس نشوند و رئیس جمهور هم به وعدههای خود درباره بورس پایبند است.
با این حال خاندوزی هیچ اشارهای نکرد که چگونه سیاست دولت در قبال بورس در سال ۱۳۹۹ اشتباه بود ولی سیاستی که تحت عنوان مولدسازی در حال اجرایی شدن است اشتباه نیست.
نرخ ارز قمار و کانالهای تلگرامی، ارتباطی با تجارت کشور ندارد
دیروز یک بار دیگر هم وزیر امور اقتصادی و دارایی روی خط خبر قرار گرفت و این بار درباره راهاندازی کانال مبادله ارزی و اینکه چه تاثیری در کاهش نرخ دلار در بازار آزاد داشته صحبت کرد. او دراینباره گفت: اتفاقی که در واقعیت اقتصاد ایران رخ میدهد، نرخی است که بر اساس آن صادرات و واردات صورت میگیرد و دو نرخی هستند که در تالار اول و دوم بانک مرکزی معاملاتش انجام میشود و نرخهای تجارت کشور بر آن اساس است.
او در عین حال تاکید کرد مردم شایسته خروجیهای بهتر از وضع موجود هستند و سپس با انتقاد از شکاف بین دانش و عمل در کشور گفت: سال آینده برای کشور فصل جدیدی برای برنامهریزی اقتصادی است زیرا برنامه هفتم را خواهیم داشت و این بهانه خوبی است تا در مورد دستورالعملهای اجرایی به اجماع برسیم. نوع برنامهریزی صورت گرفته در برنامه ششم با اجرا فاصله داشت.
به گزارش ایسنا، خاندوزی در مراسم رونمایی از طرحها و محصولات جدید بیمهای و مرکز نوآوری صنعت بیمه با بیان اینکه امروز بیمه تکافل به صورت رسمی شروع به کار کرد، گفت: در محور تکافل عقبیافتگی داشتیم، با وجود اینکه در کشور ۱۵ سال تجربه انباشت دانش داریم اما در عرصه اجرا عقب بودیم. امروز گام ارزشمندی محسوب میشود و باید با سرعت عقبافتادگیهای پیشین را جبران کرد.
امکان انبوهسازی مسکن در طرح مولدسازی
وزیر امور اقتصاد و دارایی در هفتههای اخیر باز هم در صدر اخبار بوده و درباره مولدسازی سخن گفته است. او با تاکید بر اینکه طرح مولدسازی باعث کاهش قیمت املاک میشود، عنوان کرد: بسیاری از پیمانکاران به دنبال اراضی میگردند و میتوانند به جای فشار قیمتی روی املاک موجود، از طرح مولدسازی استفاده کنند و میتوانند انبوهسازی مسکن یا فعالیت اداری تجاری انجام دهند. این طرح به تعدیل قیمت کمک می کند.
به گزارش ایسنا، سید احسان خاندوزی در مراسم رونمایی از فاز نخست سامانه مولدسازی داراییهای دولت عنوان کرد: طرح مولدسازی میتواند گرهگشای بنبستهایی باشد که سرمایهگذاران و پیمانکاران کشور نمیتوانستند با سرعت مطلوب طرحهای دولت را پیش ببرند. از سوی دیگر بعضا بوده است شرکتهای دولتی از شر اموال مازاد خود خلاص شوند و آن را به دارایی زاینده تبدیل کنند اما در پیچوخم فروش داراییها گرفتار شده بودند.
او با تاکید بر اینکه از طریق مصوبه مولدسازی امکان تبدیل اموال راکد به زاینده ایجاد میشود، گفت: یکی از سوالاتی که در کمیسیون تلفیق از من پرسیدند این بود که چگونه قرار است عددی که در لایحه بودجه سال آینده برای فروش اموال دولت پیشبینی شده است محقق شود. باید بگویم موضوع درآمد سوری نیست، بلکه دولت با این اهرم جدید میتواند طرحهای عمرانی نیمهتمام خود را تمام کند امیدواریم از این طریق پیشبینی ۱۰۰ همتی محقق شود.
وزیر اقتصاد با تاکید بر اینکه طرح مولدسازی چند سالی بود که در قوانین بودجه وجود داشت اما محقق نمی شد، بیان کرد: این فرایند با شفافیت و در یک اتاق شیشهای انجام میشود تا همه مردم ناظر آن باشند و بتوانند برای اولین بار در این حد از جزییات شریک دولت باشند.
این عضو کابینه دولت سیزدهم به این سوال که آیا ارزش اموال مازاد دولت ۷ هزار میلیارد تومانی است که قبلا اعلام شده بود، پاسخ داد: برآورد جدیدتری که به روز شده باشد در مورد داراییهای دولت وجود ندارد، این رقم نیز پنج سال اعلام شده است اما دقیق نیست.
افزایش نرخ ارز کار خودمان نیست!
دیگر اظهارنظر وزیر اقتصاد دولت سیزدهم درباره برنامه دولت برای کنترل نقدینگی موجود بود که گفت: دولت نه تنها منفعتی از بالا رفتن نرخ ارز ندارد بلکه ارز نفتی خود را با نرخ نیما برای تامین کالاهای اساسی ارائه می کند. شبهه عامیانه که افزایش نرخ ارز کار خودشان است واقعیت ندارد. کسری بودجه عامل افزایش تورم است اما در حال حاضر توازن مالی دولت و کاهش کسری مشهود است که درآمد و مصارف دولت را در ابتدای این نشست بیان کردم. یک بسته جدید در ستاد هماهنگی اقتصادی دولت برای حمایت از سودآوری صنایع مصوب شد و در روزهای آینده ابلاغ میشود. این تلاشها برای این است که زمینههای ثبات بازار تداوم یابد.
او درباره عدم تخصیص ارز برای برخی کالاهای وارداتی، گفت: گزارش ۱۱ ماهه تامین ارز برای واردات حاکی از آن است که ۶۰ میلیارد دلار برای تامین کالاها انجام شده که این رقم بیشتر از سال گذشته است. ممکن است برخی تقاضا و ثبت سفارش بیشتری انجام شده باشد که مدیریت آن توسط کمیته تخصیص ارز بانک مرکزی در حال انجام است. همانطور که ما وظیفه تخصیص ارز داریم، از واردکننده هم تقاضا داریم بر اساس نیاز واقعی خود تقاضای ارز داشته باشند. در برخی موارد، عرضه انجام نشده و احتکار شده و تقاضای جدید هم مطرح شده است.
خاندوزی در نشست خبری خود در جمع خبرنگاران با اشاره به تصویب طرح مالیات بر عایدی سرمایه در مجلس عنوان کرد: شاهد انواع سوداگریها در بازار هستیم که در زندگی مردم آشفتگی ایجاد میکند و این قانون اجازه نمیدهد دارایی مردم بازیچه چند اخلالگر باشد. ترس جامعه و مردم ناشی از حرکت سفتهبازانی و حرکتی است که یک گروه ویژه منتشر میکنند و به مردم سرایت میکند و باعث میشود مردم در صف خرید خودرو یا سکه بایستند. این گروه در راستای اخلال و نابودی و سقوط اقتصادی در کشور کار میکنند در حالی که حتی در بهشتهای اقتصادی دنیا و در مهد سرمایهداری دنیا اجازه نمیدهند با دارایی کشور بازی شود.
او افزود: این اتفاق ثمرهای جز بیاعتمادی و نوسان مسکن، خودرو، طلا و ارز ندارد و ناشی از عقبافتادگی دهههای گذشته نظام مالیاتی ما بوده است که اجازه میدهیم گروههای اندک ویژهخوار که منبع چنین نکبتهایی است که دست مردم را از مسکن کوتاه کرده است، گرفته شود.
وزیر اقتصاد درباره آخرین وضعیت مسدود شدن حسابهای غیرمجاز دستگاههای دولتی، گفت: دولت اراده جدی دارد که با دستگاههایی که حسابهای غیرمجاز خود را مسدود نمیکنند، برخورد جدی کند. تاکنون از ۵۰۴ دستگاهی که حساب غیرمجاز نزد سایر بانکها داشتهاند، ۹۳ دستگاه بعد از اعمال سختگیری دولت این حسابها را مسدود کردهاند. ۴۱۱ دستگاه وضعیت بینابینی داشتهاند که از این تعداد، ۱۲۰ دستگاه اقدامات مربوط به خزانه و قانون بودجه و برنامه ششم را رعایت نکردند پس ما ناچار شدیم که پرداختی به آنها از بهمن را از طریق خزانهداری کل کشور متوقف کنیم. ۲۹۱ دستگاه اقدام به بستن حسابهای غیرمجاز کردهاند اما به لحاظ فنی هنوز این اقدام نهایی نشده و خزانهداری از آنها تعهد گرفت که حتما در اسفند و فروردین مشکلات فنی خود را رفع کنند و به شکل مشروط به این شرکتها خدمات ارائه خواهد شد.
خاندوزی درباره صدور برخی مجوزها از طریق غیر درگاه ملی صدور مجوزها بیان کرد: در مسئله مجوزهایی که شما اشاره دارید، به عدم انتشار یا صدور مجوز از طریق درگاه مجوزها باز میگردد. تمام مجوزهای کسب و کار باید صرفا از طریق یک درگاه انجام شود که این اقدام برای اکثریت دستگاهها انجام شده است البته هنوز کانون وکلا، مرکز وکلا، نظام مهندسی و برخی فدراسیونهای ورزشی به این قانون تمکین نکردهاند اما در بقیه موارد مجوز از طریق درگاه انجام میشود. بنا بود شاهد صدور هیچ مجوزی خارج از مسیر درگاه صدور مجوزها نباشیم که برخی تخلفات انجام شده و برخی وزارتخانهها در کنار استفاده از درگاه ملی صدور مجوزها، اما تمام مجوزهای خود را از طریق درگاه ملی صادر نمیکنند که به دستگاهها و سایر قوا اعلام شده امیدواریم هم آنها به قانون تمکین کنند و هم دستگاههای نظارتی به اجرای قانون کمک کنند و فقط یک درگاه شفاف و برخط برای صدور مجوزها وجود داشته باشد.
او در عین حال گفت: صنایع کشور در دیماه نسبت به دی سال گذشته ۲.۷ درصد بیشتر تولید داشتهاند. در ۱۰ ماهه امسال نسبت ۱۰ ماهه سال قبل ۷.۶ درصد صنایع بیشتر تولید داشتهاند. ۳۴ درصد تولید خودرو ، ۳۱ درصد منسوجات، ۳۰ درصد ماشینآلات، ۱۸ درصد محصولات فلزی و بیش از ۱۰ درصد افزایش تولید دارو در ۱۰ ماهه امسال نسبت به سال گذشته وجود داشته است. امیدواریم بازارهای صادراتی جدید و افزایش رقم تجارت کشور که رکورد جدیدی در حوزه صادرات غیرنفتی داریم کمک کند که رونق تولید در سال آینده چشمانداز بهتری داشته باشد. سفر رئیس جمهور چین میتواند به گشایشهای تجاری کشور کمک کند.
در حالی که وزیر امور اقتصادی و دارایی آمارهایی از افزایش تولید بیشتر در کشور دارد، پرسش این است چطور با وجود آمارهای صعودی او و سایر دولتمردان قیمت اقلام مصرفی نیز همزمان روند صعودی دارد و نرخ برابری ارز نیز همین مسیر را میپیماید. باید پرسید مبنای اظهار نظرهای «سید احسان خاندوزی» دقیقا چیست؟
|پیام ما| کانالها خشک شده و خانهها دیگر روی آب شناور نیستند. تصویر زیبا و همیشگی ونیز عوض شده و گردشگران را از تماشای پربازدیدترین شهر ایتالیا ناامید کرده است. قایقها و گوندولاهای سنتی زمینگیر شدهاند. زمستان بیباران، آبراههای مشهور ونیز را به گودالهای گلآلود تبدیل کرده است. سطح آب در برخی کانالها آنقدر پایین آمده که دیگر تاکسیهای آبی و آمبولانسها هم نمیتوانند در آن تردد کنند. شاید گردشگران هم مجبور شوند برنامه گوندولاسواری عاشقانهشان را کنار بگذارند، چون ونیز، که پیش از این درباره خطر غرق شدنش هشدار میدادند، این بار در معرض طلسم خشکسالی است.
گوندولاها (قایقهای پارویی سنتی ونیز) سرگردان ماندهاند و بعضی به گل نشستهاند. عکسهایی که در روزهای گذشته از ایتالیا بیرون آمده، نشان میدهد که در این بیبارانی و جزر و مد نامعمول، نقاط دیدهنشده ساختمانهای ونیز، از زیر آب بیرون آمده است. تا پیش از این، سیل مهمترین نگرانی ونیز بود اما حالا جزر و مد شدید و کمبود باران، بعضی کانالهای معروف این شهر را تقریباً خشک کرده است.
ونیز که از ۱۱۷ جزیره کوچک متصل شده با کانال و پل تشکیل شده، به «شهر شناور» معروف است. این شهر در خلیجی از تالاب ونتزیا در نزدیکی دریای آدریاتیک قرار دارد و جزیرههای کوچک آن با کانالهایی از هم جدا شده و تردد در آن به وسیله قایق است. این شهر به دلیل ساختار عجیب و آثار تاریخی و معماریاش در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفته و میلیونها گردشگر را هر سال به ایتالیا میکشاند. اما حالا خطر خشکیدگی پیش روی آن است.
دانشمندان و گروههای محیط زیستی میگویند، تجربه هفتههای خشک زمستان، این نگرانی را ایجاد کرده که ایتالیا پس از وضعیت اضطراری تابستان گذشته، بار دیگر با خشکسالی دیگری روبهرو شود؛ چرا که کوههای آلپ کمتر از نیمی از بارش برف معمولی خود را دریافت کردهاند. این هشدارها در حالی است که همیشه، سیل، نگرانی معمول ونیز بوده اما اکنون شهر با جزر و مد غیرعادی مواجه شده است
خشکی ونیز و هشدارهایی برای ایتالیا
دانشمندان و گروههای محیط زیستی میگویند، تجربه هفتههای خشک زمستان، این نگرانی را ایجاد کرده که ایتالیا پس از وضعیت اضطراری تابستان گذشته، بار دیگر با خشکسالی دیگری روبهرو شود؛ چرا که کوههای آلپ کمتر از نیمی از بارش برف معمولی خود را دریافت کردهاند.
این هشدارها در حالی است که همیشه، سیل، نگرانی معمول ونیز بوده اما اکنون شهر با جزر و مد غیرعادی مواجه شده و عبور گوندولاهای سنتی، تاکسیهای آبی و آمبولانسها را در بعضی کانالاهال معروف غیرممکن کرده است.
اینطور که رویترز نوشته، مشکلات ونیز به دلیل ترکیبی از عوامل است؛ کمبود باران، سیستم پرفشار، ماه کامل و جریانهای دریایی.
با این حال ونیز تنها منطقهای نیست که بیآبی را به چشم میبیند. گروه محیط زیستی «لگامبینته»، روز دوشنبه با اشاره به وضعیت شمال کشور گفت که رودخانهها و دریاچههای ایتالیا، از کمبود شدید آب رنج میبرند. این گروه در بیانیهای اعلام کرد: «پو»، طولانیترین رودخانه ایتالیا که از کوههای آلپ در شمال غربی تا دریای آدریاتیک کشیده شده، در این وقت سال، 61 درصد کمتر از حد معمول آب دارد.
بر اساس اعلام این گروه، رشته کوههای آلپ هم 53 درصد کمتر از میانگین معمول برف دیده است.
علاوه بر رودخانه پو، سطح آب دریاچه «گاردا» در شمال ایتالیا هم به پایینترین حد خود رسیده و راه دسترسی به جزیره کوچک «سن بیاجو» در دریاچه که از طریق یک مسیر ممکن بود، خشکیده و قایقی به جزیره راه ندارد.
ونیز تنها منطقهای نیست که بیآبی را به چشم میبیند. گروه محیط زیستی «لگامبینته» با اشاره به وضعیت شمال کشور گفت که رودخانهها و دریاچههای ایتالیا، از کمبود شدید آب رنج میبرند. این گروه در بیانیهای اعلام کرد: «پو»، طولانیترین رودخانه ایتالیا که از کوههای آلپ در شمال غربی تا دریای آدریاتیک کشیده شده، در این وقت سال، 61 درصد کمتر از حد معمول آب دارد
پیشبینیهایی درباره غرق شدن
ونیز همیشه خشک نبوده است. اینطور که گلوبال نیوز نوشته، در سال 2019، پس از وقوع سیلی مهیب، غرق شدن خانهها و مشاغل کوچک و آسیب دیدن کلیسای تاریخی سنت مارک، در این شهر وضعیت اضطراری اعلام شد.
در آن زمان مسئولان شهری گفتند که سطح جزر و مد به 187 سانتیمتر رسیده است. این یکی از بزرگترین سیلها در تاریخ ونیز بود. در واقع پس از سال 1966، که ونیز شاهد سیل و افزایش 194 سانتیمتری سطح آب، این دومین سیل بزرگ شهر ونیز بود.
پیش از این بارها درباره غرق شدن ونیز هشدار داده شده است. وبسایت phys یک ماه پیش در این مورد نوشته بود: ونیز رفتهرفته در حال غرق شدن است و به همین دلیل میخواهد نسل بعدی را برای مبارزه با سیل آماده کند. رویدادهای ناشی از جز و مد غیرعادی، منظره خوبی را برای عکسهای گردشگران ایجاد میکند اما پایههای شهر را هم تهدید میکند. برخی کارشناسان محیط زیست میگویند در سال 2100 نیمی از ونیز در معرض خطر غرق شدن قرار دارد و این اتفاق به دلیل گرمایش جهانی و تغییر اقلیم است.
وبسایت the travel هم نوشته است: پیشبینیها میگوید این شهر در حال غرق شدن است. خبر غرق شدن ونیز تازه نیست و به امسال، یک دهه یا یک قرن پیش هم مربوط نیست. این خبر به قدمت ساخت این شهر است و هر بار با سیلهایی که میآیند و شهر را غرق میکنند، به گوش میرسد. اما اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که ونیز را نه «شهر شناور» که «شهر در حال غرق شدن» بنامیم.
به امید بهار
روزنامه «کوریره دلا سرا» از ماسیمیلیانو پاسکی، کارشناس آب و هوا از موسسه تحقیقات علمی ایتالیایی CNR اینطور نقل کرده است: «ما در شرایط کمآبی هستیم. این وضعیت از زمستان 2021-2020 ایجاد شده است و اکنون برای بازیابی 500 میلیمتر ذخیره آب در در مناطق شمال غربی به 50 روز باران نیاز داریم.»
در ژوئیه سال پیش، ایتالیا بدترین خشکسالی 70 سال گذشته خود را تجربه کرد و در مناطق اطراف رودخانه پو، که تقریبا یک سوم تولید کشاورزی این کشور را بر عهده دارد، وضعیت فوقالعاده اعلام شد.
شورای ملی تحقیقات ایتالیا (CNR) اعلام کرده که در سال 2022 بارندگی در شمال 40 درصد کاهش یافته است و نبود بارش از ابتدای سال 2023 قابل توجه بوده است. لوکا مرکالی، رئیس انجمن هواشناسی ایتالیا به گاردین گفته است: «از سال 2022 چیزی تغییر نکرده. ما هنوز در وضعیت کسری هستیم. بیایید منتظر بهار باشیم که معمولاً بارانیترین دوره برای دره پو است. احتمال خوبی وجود دارد که بارندگی در آوریل و می بتواند کسری آب را جبران کند؛ این آخرین امید ماست. اگر بهار پیش رو هم خشک باشد، یعنی برای دو سال متوالی باران بهاری نداشتهایم، اولین بار است که چنین اتفاقی میافتد.»
در حال حاضر یک جریان هوایی به مدت 15 روز بر آب و هوای اروپای غربی تسلط دارد و دمای ملایمی را به ارمغان میآورد که معمولا در اواخر بهار مشاهده میشود. با این حال، آخرین پیشبینیهای هواشناسی از رسیدن باران و برف بسیار در کوههای آلپ در روزهای آینده خبر میدهد، هرچند این کشور همچنان با خشکسالیهای شدید امسال مواجه است.
خیزش گرد و خاک در ۱۶ استان و هشدار «نارنجی» هواشناسی
سازمان هواشناسی کشور نسبت به خیزش گردو خاک در ۱۶ استان و احتمال غرق شدن شناگران در شمال کشور هشدار داد.
به گزارش ایسنا، سازمان هواشناسی کشور با صدور هشدار نارنجیرنگ از افزایش سرعت وزش باد به حداکثر ۲۸ نات و ارتفاع امواج در سواحل۱.۵تا ۲ متر و در فرا سواحل ۲ تا ۳ متر خبر داد.
این وضعیت جوی از بعدازظهر پنجشنبه تا بعدازظهر شنبه (۴ تا ۶ اسفند) در دریای خزر، مناطق ساحلی و دور از ساحل استانهای گیلان و مازندران و گلستان مورد انتظار است.
سازمان هواشناسی کشور برای کاهش آسیبهای احتمالی اجتناب از عملیات تفریحی بهویژه غواصی و شنا، محدودیت در تردد با شناورهای سبک، نیمه سنگین و قایقهای صیادی و تفریحی، اتخاذ تمهیدات لازم جهت پیشگیری از هر گونه خسارت، جمعآوری تورهای صیادی و محدودیت در فعالیتهای دریایی در ساحل و دور از ساحل را توصیه میکند.
همچنین این سازمان با صدور هشدار زردرنگ از افزایش گرادیان فشاری، رخداد وزش باد نسبتاً شدید تا شدید و در مناطق مستعد همراه با خیزش گردوخاک خبر داد.
این مخاطرات جوی روز پنجشنبه (۴ اسفند) در آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، البرز، سمنان، تهران، شمال فارس، مرکزی، کرمان، سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، یزد و جنوب اصفهان، روز جمعه (۵ اسفند) در البرز، تهران، سمنان، خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، کرمان، یزد، فارس، شمال سیستان و بلوچستان و روز شنبه (۶ اسفند) در شرق سمنان، شرق خراسان جنوبی، جنوب خراسان رضوی، شرق کرمان، جنوب تهران، شمال قم و شمال شرق اصفهان پیشبینی میشود.
امدادرسانی به حیات وحش در زاگرس
علوفهرسانی به حیات وحش موضوعی است که بسیاری با آن مخالف و معتقدند این نوع فعالیتِ مداخلهای نه به نفع حیات وحش است و نه به نفع زیستگاه آن. سعید یوسفپور، مدیرکل حفاظت محیط زیست چهارمحال و بختیاری از جمله همین مخالفان است. با این حال برفی که در استان چهارمحال و بختیاری بارید و ارتفاع آن به نزدیک سه متر رسید، باعث شد در این استان برای نجات حیات وحش گرفتار در برف در چند نوبت علوفهرسانی انجام شود.
«من با علوفهدهی در شرایط عادی مخالفم. زمانی که بهعنوان فرمانده یگان فعالیت میکردم هم نامهای نوشته و در آن اعلام کردم علوفهدهی در مناطق کویری بایستی متوقف شود. استدلال من بر این موضوع استوار بود که چنین اقدامی به افزایش جمعیت حیات وحش فراتر از ظرفیت برد منطقه منجر شده و در نهایت پوشش گیاهی را از بین میبرد. با این حال برف بیسابقهای که ما در استان چهارمحال و بختیاری داشتیم و از نظر عدهای در 50 سال اخیر بیسابقه بود به شکلگیری یک شرایط اورژانسی منجر و باعث شد علوفهرسانی را انجام دهیم.» مدیرکل اداره حفاظت محیط زیست با بیان این مطلب به «پیام ما» میگوید: «ما در روزهای اخیر شاهد بارش برف به ارتفاع دو متر و 70 سانتیمتر در کوهرنگ بودیم. در دو منطقه حفاظت شده «شیدا» و «تنگ صیاد» آنقدر برف بارید که حیات وحش توان حرکت نداشتند و متوقف شده بودند. ما در این دو منطقه شاهد تلفات قوچ و میشهای گرفتار شده در برف بودیم که کالبدشکافی آنها نشان میداد به واسطه عدم دسترسی به غذا تلف و رودههایشان خالی شده بود. در چنین وضعیتی علوفهرسانی یک ضرورت بود.»
فرمانده یگان حفاظت استان چهارمحال و بختیاری: بسیاری در تماس با ما عنوان کردند چنانچه برنامه علوفهرسانی به آخر هفته موکول شود، امکان حضور در آن را خواهند داشت، در کنار آن ما با داوطلبانی مواجه شدیم که میخواستند در تهیه آذوقه به حیات وحش هم کمک کنند
او میافزاید: «ما در چند نوبت تلاش کردیم با محیطبانان نسبت به علوفهرسانی اقدام کنیم، با این حال ارتفاع برف آنقدر بالا آمده بود که خودمان هم در حین این کار متوقف شده و توان اجرا کردن آن را نداشتیم. دو هفته با پیگیری و مساعدت دکتر علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و دکتر حسن اکبری، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست از طریق بالگرد در دو منطقه تنگ صیاد و شیدا علوفهرسانی را انجام دادیم. برف دوم که بارید با رایزنیهایی که با جمعیت هلالاحمر و هوانیروز داشتیم و با کمک همکاران غذارسانی به حیات وحش بار دیگر تکرار شد.»
به گفته یوسفپور، برف دوم با شدت بیشتری بارید و تلفات حیات وحش را افزایش داد. او دراینباره میگوید: «ما با دکتر پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلالاحمر و محمدصادق اسلامی، عضو شورای عالی جمعیت هلالاحمر کشور دراینباره هماهنگ کرده بودیم تا بتوانیم به موقع علوفهرسانی را انجام دهیم.»
مدیرکل محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری اضافه میکند: «در منطقه تنگ صیاد مشکل ما کمتر بود و در شیدا با چالشهای بیشتری مواجه بودیم اما خوشبختانه با کمک جامعه محلی، بیش از 20 نفر از فعالان محیط زیست و محیطبانان توانستیم کار را انجام دهیم. در همین یکی دو روز نیز بار دیگر از منطقه حفاظت شده شیدا بازدید کردیم، گرچه در این منطقه ارتفاع برف کاهش پیدا کرد و تلفات جدیدی مشاهده نکردیم ولی در حال حاضر نیز ارتفاع برف به یک متر می رسد.»
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری: در منطقه حفاظت شده «قیصری» دو نفر از محیطبانان ما در پاسگاه محیطبانی گیر افتادند. راهها مسدود شد و ارتفاع برف به دو و نیم متر رسید. به واسطه قطع بودن دکل مخابرات ما تا سه روز از آنها خبر نداشتیم و خانوادههایشان هم به شدت نگرانشان بودند. خوشبختانه آنها توانستند خود را به کارگاه سوم سد کوهرنگ برسانند و نگرانی ما را برطرف کنند
یوسفپور همچنین به برنامهریزی برای امضای تفاهمنامه برای امدادرسانی به حیات وحش اشاره کرده و میگوید: «پرواز هلیکوپتر برای امدادرسانی به حیات وحش را ما زمانی داشتیم که کوهرنگ درگیر چالش جدی و جاده مواصلاتی 100 روستا مسدود شده بود، همچنین احتمال تخریب خانهها با توجه به شدت برف وجود داشت و امدادرسانی هوایی به بیماران به عنوان یک ضرورت مطرح بود. در این شرایط هلالاحمر با ما همکاری لازم را داشت که امیدواریم با امضای تفاهمنامه بتوانیم در وضعیتهای بحرانی نظیر بارش برف، آتشسوزی در مناطق تحت مدیریت و… از همکاری آنها بار دیگر برخوردار شویم.»
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری اضافه میکند: «در کنار امداد هلالاحمر در این شرایط ما نیاز به تجهیزات انفرادی نظیر اسنوشوز یا راکت برف داریم. این کفشها کمک میکند کوهنوردان هنگام راه رفتن در برف فرونرفته و حرکت آنها به دشواری صورت نگیرد. اگر در روزهای اخیر ما راکت برف در اختیار داشتیم راحتتر میتوانستیم اقدام به امدادرسانی کنیم. در همین راستا درصددیم در صورت وجود چنین تجهیزاتی آن را از تهران خریداری و در صورت نبود آن، از خارج کشور وارد کنیم.»
گیر افتادن دو محیطبان در پاسگاه محیطبانی از دیگر چالشهای برف اخیر در استان چهارمحال و بختیاری بود. یوسفپور دراینباره میگوید: «در منطقه حفاظت شده «قیصری» دو نفر از محیطبانان ما در پاسگاه محیطبانی گیر افتادند. راهها مسدود شد و ارتفاع برف به دو و نیم متر رسید. به واسطه قطع بودن دکل مخابرات ما تا سه روز از آنها خبر نداشتیم و خانوادههایشان هم به شدت نگرانشان بودند. خوشبختانه آنها توانستند خود را به کارگاه سوم سد کوهرنگ برسانند و نگرانی ما را برطرف کنند.»
او در پاسخ به این پرسش که تاکنون چه میزان علوفه توزیع و چند فرد حیات وحش تلف شدهاند هم میگوید: «ما در مجموع تاکنون 9 تن علوفه در منطقه به شکل دستی و با هلیکوپتر توزیع کردهایم. تلفاتی هم که داشتیم تنها یک مورد کل و بز بوده و بیشتر میشها تلف شدهاند. در تنگ صیاد مطابق گزارشها 19 فرد قوچ و میش و بره را از دست دادهایم که عموما برهها بودند و در شیدا تخمین ما این است که تلفات به بیش از 50 فرد برسد هر چند که مشاهدات در حد سی و چند فرد است.»
با تغذیه حیات وحش خستگی از تن ما بیرون آمد
بختیار طاهری، فرمانده یگان حفاظت استان چهارمحال و بختیاری نیز به «پیام ما» میگوید: «با توجه به هشدارهایی که ستاد بحران و سازمان هواشناسی درباره بارش برف شدید در استان چهارمحال و بختیاری داده بود، از طرف مدیرکل استان 9 تن علوفه برای ذخیره در انبارها خریداری شد. پس از بارش برفهای سنگین نیز کمیته ستاد بحران در اداره کل برای بررسی مناطق و علوفهرسانی تشکیل شد.»
او نیز با اشاره به اینکه علوفهرسانی میتواند تبعات منفی بر حیات وحش داشته باشد اضافه میکند: «با در نظر گرفتن دیدگاههای کارشناسان و به حداقل رساندن آسیبها تصمیم به علوفهرسانی گرفتیم زیرا منطقه مملو از برف بود و پوشش گیاهی که بتواند حیات وحش از آن تغذیه کند دیده نمیشد.»
به گفته طاهری هم وضعیت در منطقه حفاظت شده «شیدا» بحرانیتر از «تنگ صیاد» بود. او میگوید: «ما توانستیم تنگ صیاد را مدیریت کرده و تلفات را به صفر برسانیم. منتها علوفهرسانی را تا زمان فراهم شدن امکان تغذیه حیات وحش ادامه دادیم. در منطقه حفاظت شده شیدا حتی سنگهای بزرگ هم زیر برف رفته و امکان غذارسانی به صفر رسیده بود. از این رو فراخوان دادیم و از کوهنوردان برای علوفهرسانی درخواست کمک کردیم.»
او با اشاره به اینکه استقبال بسیار قابل توجهی از سمت علاقهمندان به حیات وحش و کوهنوردان از این فراخوان صورت گرفت، میافزاید: «بسیاری در تماس با ما عنوان کردند چنانچه این برنامه به آخر هفته موکول شود، امکان حضور در آن را خواهند داشت، در کنار آن ما با داوطلبانی مواجه شدیم که میخواستند در تهیه آذوقه به حیات وحش هم کمک کنند.»
به گفته طاهری در نهایت علوفهرسانی در منطقه حفاظت شده «شیدا» با حضور 25 نفر علیرغم دشواریهای فراوان انجام شد. او میافزاید: «گرچه این کار دردسرهای خاص خود را داشت اما زمانی که دیدیم حیات وحش سراغ علوفهها میآیند خستگی از تن همه ما بیرون آمد.»
سفر پدیده جذابی است که بسیاری در پی آن هستند. اینکه چرا سفر میکنیم سوالی با جوابهای بسیار متنوع است و سوال دیگری که میتواند در پی پاسخ پرسش قبل مطرح شود این است که به کجا سفر کنیم؟ جواب این دو سوال برای هر شخص متفاوت است و با افزایش تجربه سفر هم تغییر میکند. افرادی که تازه شروع به سفر میکنند دیدن جاذبههای شاخص و شناخته شده را در اولویت هدف سفر خود قرار میدهند. بعد از مدتی لذت کشف جاذبههای کمتر دیده شده در نگاه مسافر جایگاه خاصی مییابد. جاذبههایی که شاید کمتر در مورد آنها گفته شده باشد. اما این تغییر نگاه با افزایش تجربه مسافر باز تغییر میکند و این بار تمرکز از دیدن جاذبههای دستساز بشر و هنرنمایی طبیعت به دیدن انسانهایی که با شرایطی متفاوت و در فرهنگی دیگر زندگی میکنند برای مسافر جذاب میشود. در این مرحله دیدن فرهنگ، سبک زندگی و تعامل با انسانها برای مسافر اهمیت بیشتری پیدا میکند. وقتی به این دیدگاه برسید آنگاه مقاصدی را برای سفر انتخاب میکنید که شاید از نگاه دیگران عجیب باشد و شرایط سفر به آنها گاها با تعریف عموم مسافران از سفر تفاوت بسیاری داشته باشد.
در این گزارش سراغ سه مسافری رفتیم که در پی دیدن فرهنگ و سبک زندگی مردمان، دیاری را برای سفر انتخاب کردند که مخاطرات و جذابیتهای خاص خود را به همراه دارد؛ همراه «مینا»، «حبیب» و «کوروش» ببه کشور افغانستان سفر خواهیم کرد کشوری که شاید از نگاه کمتر ایرانی بهعنوان مقصد سفر انتخاب شود. کشوری که با توجه به شباهتهای فرهنگی برای ایرانیان ناشناخته است.
چرا افغانستان
سوال اولی که در مورد این سفر به ذهن خطور میکند، چرایی سفر به افغانستان است. «حبیب اشتری» که تجربه سفر به بیش از 40 کشور جهان را دارد در جواب این سوال میگوید: «10 سال است به فکر سفر به افغانستان هستیم. پیش از به حکومت رسیدن طالبان شاهد ایجاد ناامنی از سوی این گروه بودیم که با رسیدن آنها به قدرت، این موضوع مرتفع شد اما همچنان سفر به افغانستان خطرات و چالشهای خود را به همراه دارد. برای من در سفر، آدمها نقش پررنگی دارند و این پررنگ بودن آدمها در کشورهای فقیر بیشتر به چشم میخورد. آدمهایی که با شرایط سخت دست و پنجه نرم میکنند بسیار ارزشمند و خاص هستند.» حبیب در ادامه میافزاید: «افغانستان دارای وجه مشترکی با ایران است و زمانی که شما به افغانستان سفر میکنید گویا در زمان سفر کردهاید و گذشته ایران را میبینید. همه ما شنیدههایی از مکتبخانه در ذهن داریم؛ تصویری که در ایران امروز دیدنش ممکن نیست اما در افغانستان شما این صحنه را زیاد میبینید. بسیاری از شنیدههای تاریخی ما در افغانستان هنوز جزئی از زندگی مردمان عزیز این دیار است. شاید بتوان در بخشهای زیادی از افغانستان، ایران در دهههای گذشته را تجربه کرد.»
مینا فعال: پیشنهاد من به بانوانی که فکر سفر به افغانستان را دارند این است که این سفر را در برنامهشان قرار دهند، هر چند بهتر است با آداب و رفتار بانوان افغانستانی آشنا باشند تا بتوانند بهتر در جامعه پذیرفته شوند و شرایط واقعی را درک کنند. بانوان در افغانستان به غیر از شهر کابل معمولا لباسهای بسیار بلند میپوشند که حتی پای آنها معلوم نیست و اکثرا پوشیه و برقع دارند. انتخاب پوششی اینگونه شما را از مرکز توجه بودن خارج میکند و بیشتر فرصت دیدن شرایط اجتماعی را خواهید داشت
چالشهای سفر به افغانستان
سفر به مقصدی که زیرساختهای گردشگری چه در امکانات و چه در نگاه مردم و حکومت وجود ندارد با چالشهایی همراه است. سفر به چنین مقصدی مناسب و مورد علاقه بسیاری از مسافران نیست. «کوروش قاسمیان» تجربه زیادی در سفر با دوچرخه که خود نوعی سفر پرچالش و ماجراجویانه است، دارد. او در جواب این سوال میگوید: «شما در سفر به افغانستان با ناشناختههای زیادی مواجه میشوید، مسائلی که گاهی غیرمنتظره هستند. حضور نیروهای داعش در افغانستان موردی است که میتواند برای یک گردشگر دلهرهآور باشد. احتمال وقوع حملات تروریستی دور از ذهن نیست. اکثر افغانستانیها بعد از اینکه از ایرانی بودن شما مطلع میشوند برخورد خوبی دارند اما مواردی هم پیش میآید که خاطره بدی از ایران داشته باشند و نوع مواجههای که نشان میدهند یکی از مخاطرات سفر است. به همین خاطر سعی میکردیم تا حد ممکن هویت خود را فاش نکرده و کمترین توجه را به خود جلب کنیم. این در پوشش ما هم وجود داشت که از ابتدای سفر لباس افغانستانی به تن کردیم. بهداشت در افغانستان بسیار ضعیف است و شیوع بیماریهایی مانند هپاتیت سی فراگیر است.» کوروش یکی از دلایل به جان خریدن این خطرات را دیدن آرامگاه بزرگان ایرانی که در مرز امروزی افغانستان آرمیدن میداند. آرامگاه شاعران و نامداران ایرانی که شاید کمتر ایرانیای از محل آرامگاه آنها مطلع باشد. کوروش میگوید: «زادگاه مولوی، در افغانستان کنونی است. آرامگاه بزرگانی مانند جامی، سنایی، بهلول، ابوریحان بیرونی، خواجه عبدالله انصاری، رودکی سبکتکین، سلطان محمود غزنوی و… در افغانستان امروزی قرار دارد.»
کوروش قاسمیان: طالبان دوست دارد توریست به این کشور ورود داشته باشد تا وجهه خوبی از خود به دنیا نشان دهد اما فضای سنگین امنیتی و ترس مردم از ارتباط با گردشگر به خاطر همین فضا، شرایط را برای توسعه گردشگری سخت میکند
تب سفر به افغانستان
گاهی شاهدیم یک مقصد توسط گردشگران مورد توجه قرار میگیرد و علاقه سفر به آن زیاد میشود. افغانستان هم در بین ماجراجویان ایرانی همین داستان را یک سال گذشته پیدا کرده است. افغانستانی که در اکثر مواقع گردشگران اطلاعات کافی در مورد سفر به آن را ندارند. حبیب اشتری دراینباره میگوید: «سفر به افغانستان یک سفر پرچالش است. گروه کوچک ما تجربه زیادی در زمینه سفر به نقاط مختلف دنیا و مواجهه با مردمانی با فرهنگهای گوناگون و به روشهای مختلف را داشت. در این سفر ما تمام تلاش خود را کردیم کمترین توجه را جلب کنیم، با دوستان زیادی در افغانستان آشنا بودیم که در ایران هم با آنها ارتباط داشتیم اما باز هم در سفر دچار مشکلات و چالشهایی شدیم. در برخی موارد دوستان افغانستانیمان اجازه میزبانی از ما را نداشتند. این شرایط سخت شاید در نگاه اول برای مسافری که افغانستان را بهعنوان مقصد انتخاب میکند نمایان نباشد به همین خاطر برای انتخاب افغانستان بهعنوان یک مقصد باید دقت زیادی داشت. سفر به این دیار به هیچ وجه به صورت انفرادی پیشنهاد نمیشود.» کوروش قاسمیان از فضای سنگین امنیتی حاکم بر افغانستان میگوید: «طالبان دوست دارد توریست به این کشور ورود داشته باشد تا وجهه خوبی از خود به دنیا نشان دهد اما فضای سنگین امنیتی و ترس مردم از ارتباط با گردشگر به خاطر همین فضا، شرایط را برای توسعه گردشگری سخت میکند. در افغانستان گل خشخاش به راحتی در دسترس است و در یک مورد، گردشگری به علت همراه داشتن این گل در مرز تاجیکستان دستگیر و به زندان افتاد.» کوروش سفر به افغانستان را سفری میداند که مسافر باید تجربه و آگاهی بالایی داشته باشد تا شرایط سخت و چالشها را پشت سر بگذارد و بتواند از جذابیتهای این کشور لذت ببرد.
ناامیدی از بهبود اوضاع
وجود مشکلات فراوان و تجربههای ناکامِ پیشرفت و توسعه در افغانستان باعث شده است بسیاری از اهالی این دیار امیدی به بهبود وضعیت کشورشان نداشته باشند. افغانستان جنگهای زیادی را پشت سر گذاشته و کمتر روی آرامش را به خود دیده است؛ از حمله شوروی تا گروههای افراطی تا حضور نظامیآمریکا، همه و همه بذر ناامیدی را در دل مردمان سختکوش این دیار کاشته است. حبیب دراینباره میگوید: «افغانستانیها معمولا نگاه مثبتی به جامعه خود ندارند. عدم امید به آبادانی افغانستان که بر اساس تجربههای مختلف تاریخی در ذهن این مردمان وجود دارد، واقعیت تلخی است. در افغانستان به خاطر شرایط، مهاجرت نخبگان و افراد اثرگذار بسیار متداول است. خلاء آموزش در این کشور بسیار مشهود است. تحصیل برای بانوان ممنوع است و مادران بیسواد فرزندان بیسواد را پرورش میدهند و این شرایط چرخه ناآگاهی را در افغانستان رشد میدهد؛ چرخهای که امید به تغییر شرایط را کمرنگ میکند.»
برقعپوشی زنان
کنار هم قرار دادن سه واژه «افغانستان»، «طالبان» و «زنان» برای ما تداعیهای ناخوشایند و عجیبی را ایجاد میکند. تداعیهایی که تجربه آن توسط یک زن میتواند شنیدنی باشد. برای درک بهتر این موضوع پای صحبت «مینا فعال» مینشینیم. گردشگری که به کشورهای زیادی سفر کرده و با کولهباری پر از تجربه پا به کشور افغانستان گذاشته است. مینا در مورد سفر به افغانستان میگوید: «افغانستان از دوران نوجوانی در ذهن من به شکل یک سوال، حضور پررنگ داشت. در آن زمان هرگز به سفر افغانستان فکر هم نمیکردم. بعد از ازدواج، حبیب اصرار داشت به افغانستان سفر کنیم ولی ترسهای زیادی از افغانستان در ذهنم داشتم .اولین دلیل این ترس شنیدن و خواندن اخبار در مورد طالبان بود. یک ترس بزرگ شنیدن خبر کشیدن ناخن خانمهایی بود که لاک زدهاند یا شکنجه خانمها توسط خانواده به خاطر خواستههایی مانند نوع حجاب یا تغییر سبک زندگی بود. اما با گذر زمان ذهنیت من تغییر کرد و دوست داشتم فرای ترس، این زنان را ببینم. از نظر من زنان افغانستان فرقی با زنان ایران نداشتند. آنها این روزها شرایطی را تجربه میکنند که ما چند دهه قبل داشتیم. پیشنهاد من به بانوانی که فکر سفر به افغانستان را دارند این است که این سفر را در برنامهشان قرار دهند، هر چند بهتر است با آداب و رفتار بانوان افغانستانی آشنا باشند تا بتوانند بهتر در جامعه پذیرفته شوند و شرایط واقعی را درک کنند. بانوان در افغانستان به غیر از شهر کابل معمولا لباسهای بسیار بلند میپوشند که حتی پای آنها معلوم نیست و اکثرا پوشیه و برقع دارند. انتخاب پوششی اینگونه شما را از مرکز توجه بودن خارج میکند و بیشتر فرصت دیدن شرایط اجتماعی را خواهید داشت.»
شاد زیستن در زیر لایههای تاریک جامعه
اما فارغ از تجربهای که یک گردشگر زن در افغانستان حس میکند، شرایط زندگی بانوان در افغانستان زیر بار این وضعیت سوال برانگیز است. مینا تجربه خود در مورد شرایط زنان افغانستان را این گونه شرح میدهد: «فقر در افغانستان برای همه وجود دارد اما عدم رعایت حقوق اولیه بانوان در افغانستان که حتی در کشورهای سطح پایین هم وجود دارد بسیار آزاردهنده بود. تفکر طالبانی در ذهن اکثر مردان این کشور در مورد زنان رسوخ کرده و متاسفانه از طرف برخی زنان هم این شرایط پذیرفته شده است. شاید برای بیان نظر دقیق در مورد شرایط بانوان در افغانستان نیاز به صرف زمان بیشتری در میان آنها باشد. من دوبار فرصت بودن در جمع زنان خانوادههای افغانستانی را پیدا کردم و توانستم برای ساعاتی جمع زنانه را تجربه کنم. پیشفرضی که من در مورد زنان این دیار داشتم این بود که زنان به علت فشارهای موجود، قوانین ضدزن و موارد دیگر افسرده هستند اما تجربه حضور در بین آنها این باور را در ذهن من تا حدی تغییر داد. حضور در بین این زنان من برای من تداعی حضور در بین یک جمع زنانه در ایران را داشت و نکته جالب آن، شادی زیاد بانوان در این جمع بود. جمعی که بانوان فارغ از هر مسئلهای در حال شوخی و خنده در کنار هم بودند. این برای من جذاب بود و یادآور فضای ایران وقتی که یک مهمان اروپایی به ایران سفر میکند و توقع مواجهه با ملتی را دارد که زیر بار فشار حال ناخوشی دارد اما در یک مهمانی با خنده و شادی ما مواجه میشود. گویا بانوان افغانستان تلاش کردند راه شاد زیستن در زیر لایههای تاریک جامعه را برای خود پیدا کنند.»
آموزش و پرورش: فقط مدارس دولتی را میفروشیم
|پیام ما| مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس تهران، گفت: «مولدسازی اموال و املاک آموزش و پرورش صرفاً از فروش اموال دولتی انجام و به هیچ عنوان مدارس احداثی خیرین در این طرح فروخته نخواهد شد.» عباس زارع در حالی از طرح مولدسازی املاک آموزش و پرورش و فروش مدرسههای دولتی دفاع کرد که گویی فروش این مدارس به صرف «دولتی بودنشان» هیچ اشکالی ندارد. این در حالی است که اساساً وظیفه اصلی دولت ایجاد امکان آموزش رایگان و باکیفیت برای همه به منظور کاهش نابرابری و تحقق عدالت آموزشی است. همچنین سیاستها و طرحهایی چون مولدسازی که به دنبال واگذاری و فروش اموال دولت –در اینجا مدرسههای دولتی- هستند، به نظر در راستای خصوصیسازی نظام آموزش و پرورش طبق پژوهشهای انجام شده نتیجهای جز افزایش هزینه تحصیل و طرد کسانی که امکان مالی حضور در مدارس را ندارند و افزایش نابرابری آموزشی نداشته است.
طرح مولدسازی داراییهای دولت که به منظور «ثروتافزایی» و «افزایش بهرهوری» داراییهای دولت به میان آمده است، به گفته وزیر آموزش و پرورش هدف از اجرای آن در این وزارتخانه فقط نوسازی، تکمیل و تجهیز مدارس با اولویت مناطق کمبرخوردار است.
به گزارش مهر، عباس زارع، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان تهران با اشاره به طرح مولدسازی املاک دولت در حوزه آموزش و پرورش گفت: «مفهوم دقیق مولدسازی داراییهای دولت، شناسایی و بهینهسازی اموال بلااستفاده دولت است که یا بهرهوری ندارند و یا سالها است که رها شدهاند.»
او افزود: «از طریق مولدسازی، این اموال و داراییهای دولت شناسایی و عواید حاصل از فروش آنها در تکمیل پروژههای نیمهتمام عمرانی استفاده خواهند شد. این کار ضمن افزایش ارزش افزوده برای این املاک، تسریع در تکمیل پروژههای عمرانی و به خصوص آموزشی که در انتظار دریافت اعتبارات هستند را رقم خواهد زد.»
عباس زارع، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس تهران: مولدسازی اموال و املاک آموزش و پرورش صرفاً از فروش اموال دولتی انجام و به هیچ عنوان مدارس احداثی خیران در این طرح فروخته نخواهد شد
اصرار به نبود مدرسههای خیرساز در لیست مولدسازی ادامه دارد
زارع با اشاره به اینکه در سایت دبیرخانه هیأت عالی مولدسازی، داراییهای دولت به صورت مشخص داراییهای مازاد مشخص شدهاند و هیچ پروژه مشارکتی و خیری در بین آنها وجود ندارد، گفت: «آنچه ادارات کل آموزش و پرورش شهر تهران و شهرستانهای استان تهران به عنوان اموال و املاک مازاد معرفی کردهاند، مشخص است و به هیچ عنوان هیچ پروژه مشارکتی و خیری در این لیست وجود ندارد.» زارع تاکید کرد: «علیرغم برخی سوءبرداشتها از آغاز طرح مولدسازی، حتی یک متر از فضاهای آموزشی مشارکتی که با خیرین گرانقدر مدرسهساز ساخته شده، در این طرح بنای فروش آنها وجود ندارد و خیرین ارجمند مدرسهساز بدون دغدغهمندی در امر مقدس مدرسهسازی گام بردارند.» مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان تهران گفت: «با تأکیدات و حمایتهایی که معاون عمرانی وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور دارند، همانند گذشته دست خیرین ارزشمند مدرسه ساز را به گرمی میفشاریم و این اطمینان خاطر را میدهیم که مجموعه وزارت آموزش و پرورش و نوسازی مدارس پشتیبان این بزرگواران بوده و هست و حتی یک متر از مدارسی که با مشارکت خیرین احداث شده است، نه تنها فروخته نخواهد شد، بلکه در تکمیل آنها تسریع خواهد شد.» او افزود: «در سایت دبیرخانه هیأت عالی مولدسازی داراییهای دولت به صراحت دو بخش، «داراییهای مازاد مصوب» به معنای اموال و املاک دولتی که در این طرح به فروش خواهند رفت و بخش دوم «پروژههای تکمیلی» به معنای پروژههای آموزشی عمرانی که با عواید حاصل از فروش داراییهای مازاد تکمیل خواهند شد، مشخص شده است.» این در حالی است که دو روز پیش فرماندار اسبق و شهردار سابق اردکان، مصطفی پوردهقان از حذف مدرسه خیریه افشار اردکان از فهرست مولدسازی و اصلاح این لیست برای استان یزد خبر داد.
حمایت از سرمایهگذاری بخش خصوصی در حوزه آموزش و طرح فروش مدارس با موقعیت تجاری، عملاً هزینه تحصیل را بالا برده است
50 مدرسه خیرساز به جای یک مدرسه دولتی
مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس تهران ادامه داد: «عواید حاصل از فروش ۲۱ ملک در شهر تهران و ۱۰ ملک در شهرستانهای استان تهران جهت تکمیل پروژههای آموزشی و نیمهتمام مشارکتی با خیران مدرسهساز صرف خواهد شد تا این فضاها با سرعت بیشتر به چرخه آموزشی برسند.» او در توضیح اضافه کرد: «در بخش داراییهای مازاد مصوب و در حوزه شهر تهران یک مدرسه در میدان ونک تهران، ابتدای بزرگراه شهید حقانی وجود دارد که سالها است بلااستفاده و رها شده است. آموزش و پرورش هم این مدرسه کاملاً دولتی که سالها از آن هیچ استفادهای ندارد را در لیست اموال مازاد خود قرار داده است. با عنایت به قرارگیری این مدرسه در میدان ونک تهران و ارزش افزوده بسیار فراوان آن، عواید حاصل از فروش این یک مدرسه، در ساخت و تکمیل حداقل ۵۰ مدرسه در نقاط مختلف تهران اثر خواهد داشت. مفهوم مولدسازی داراییهای دولت در این یک مورد مثال کاملاً نهفته است و با فروش اموال تماماً دولتی، تکمیل پروژههای مشارکتی تسریع خواهد شد.» این در حالی است که پژوهشها در حوزه جامعهشناسی آموزش و پروش به وضوح تاکید میکند که اقدامات دولت در چند سال گذشته از جمله حمایت از سرمایهگذاری بخش خصوصی در حوزه آموزش و طرح فروش مدارس با موقعیت تجاری، عملاً هزینه تحصیل را بالا برده است. در واقع، ظاهرا دولت صرفا به دنبال سیاستهایی است که بار مالی نداشته باشد. اجرای سیاستهای خصوصیسازی آموزش عمومی از طرف دولت که آن را گسترش مشارکتهای مردمی مینامد، اقدامی برای کاهش مسئولیت دولت در این حوزه است.
تامین هزینه آموزش عمومی وظیفه دولت است
جامعهشناسان حوزه آموزش و پرورش بارها تاکید کردهاند که هرچند مدرسهسازی مهم است اما به معنای تحقق عدالت آموزشی نیست چراکه از ایجاد برابری آموزشی در گرو افزایش کیفیت آموزش و حق دسترسی همگانی برای همه دانشآموزان از هر طبقه و نقطه جغرافیایی است. همچنین پیش از این در گزارشهای متعددی که «پیام ما» منتشر کرده بود به استناد از پژوهشها تاکید شده بود که دولت نباید از مسئولیت اجتماعی خود در آموزش عمومی رایگان طفره برود و انتظار داشته باشد که وظایفش را سازمانهای مردمنهاد انجام دهـند. این دلیل که همانطور که رضا امیدی، جامعهشناس پیش از این در گزارشی که «پیام ما» منتشر کرده بود، گفت: «تغییر کاربری مراکز آموزشی به مراکز تجاری به دانشآموزان آسیب میزند از جمله کوچک شدن حیاط مدارس، کم شدن فضاهای آموزشی و فرهنگی و غیره. با همین رویکرد، بسیاری از مدارسی که موقعیت خوبی به لحاظ تجاری داشتهاند، چند سال دانشآموز ثبتنام نکردند تا بگویند که مدرسه توجیه اقتصادی ندارد و آن را تعطیل کرده و تغییر کاربری دادهاند و بهعنوان مازاد معرفی کردهاند. این نگاه به آموزش و پرورش دیدگاه خطرناک و جزو خطوط قرمز ادبیات این حوزه است زیرا در کشورهای دیگر طبق گزارش او.ای.سی.دی (OECD) ۸۰ درصد بودجه مدارس خصوصی نیز از سوی دولت تامین میشود تا حتی آن مدارس هم به دنبال درآمدزایی نباشند تا همه دانشآموزان به شکل فراگیر بتوانند تحصیل را ادامه دهند. به این ترتیب از تبدیل شدن مدرسه به بنگاه اقتصادی و طرد دانشآموزانی که توانایی مالی حضور در مدارس را ندارند، جلوگیری میشود.
سرنوشت مبهم «طرح ایتالیایی ها» برای نجات بافت شیراز
«طرح جامع حفاظت بافت تاریخی شیراز» که به «طرح یوکا» یا «طرح ایتالیایی ها» نیز معروف است، در بازه زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ تهیه شد. شیرازیها و کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند این طرح که آن زمان بیش از یک میلیارد تومان برایش هزینه شده نیز میتواند بافت تاریخی این شهر را که در معرض تخریب قرار دارد، نجات دهد. اکنون پرسش پیش آمده برای بسیاری این است که سرانجام آن طرح چه شده و چرا تاکنون مسکوت و بینتیجه مانده است؟
به گزارش ایسنا، کارفرمای «طرح حفاظت یکپارچه، پایدار و همهجانبه بافت تاریخی شیراز» شرکت عمران و بهسازی به نمایندگی وزارت راه و شهرسازی و طرفیت آن با پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری بود. به گفته آگاهان، این طرح از سال ۱۳۹۴ آغاز شد و تا سال ۱۴۰۰ ادامه پیدا کرد. بنا بر اظهارات مدیر پروژه طرح حفاظت از بافت تاریخی شیراز نیز برای تهیه و مطالعات این طرح، در آن زمان حدود یک میلیارد و صد میلیون تومان هزینه شد.
طرح، محدوده بافت ۳۶۷ هکتاری شیراز را دربرمیگیرد که شامل محلههای لب آب، دروازه کازرون، بالاکف، بیات، اسحاق بیگ، سردزک، سنگ سیاه، درب شیخ و درب شاهزاده است. کارشناسان آگاه از این طرح میگویند: طرح حفاظت بافت شیراز حتی به مرحله اجرا در یک محله به عنوان پایلوت رسید. ایتالیاییها با همراهی مرمتگران و معماران ایرانی آن را در محله «اسحاقبیگ» اجرا کردند که اکنون ردپای مرمتها در این محله دیده میشود.
اما پرسش این است که سرانجام «طرح حفاظت یکپارچه پایدار و همهجانبه بافت تاریخی شیراز» چه شد؟ چرا وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آن را تاکنون مسکوت و بلاتکلیف گذاشته و تصویب و ابلاغ آن را پیگیری نکرده است؟ چرا پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری که در جریان «طرح ساماندهی بافت اطراف حرم شاهچراغ» طرف نظرخواهی بوده، چنین طرحی را تاکنون به مسئولان شهری شیراز پیشنهاد نکرده و درباره وضعیت آن روشنگری نکرده است؟
بهویژه آنکه حفاظتگران، مرمتگران، معماران و کارشناسانی که زمانی در تهیه و مطالعات آن طرح نقش داشتند و از محتویات مطالعات و تحقیقهای ایتالیاییها آگاهند، اکنون بر این باورند که اجرای «طرح حفاظت یکپارچه پایدار و همه جانبه بافت تاریخی شیراز»، با توجه به تهدیدهای پیدرپی که بناها و بافت تاریخی شیراز را در معرض خطر تخریبهای قاصرانه و عامدانه قرار داده است، اکنون میتواند راهی برای حفظ بافت تاریخی شیراز و نجات آن از وضع موجود و مرهمی بر زخمهای آن باشد.
مهیار قدوسی ـحفاظتگر و مرمتگر در شیرازـ میگوید: این طرح قرار بود برای جلوگیری از دخلوتصرفها در بافت تاریخی شیراز، بهعنوان طرحی بالادستی مورد توجه قرار بگیرد که اکنون هیچکسی به آن دسترسی ندارد.
مرکز ملی مدیریت خشکسالی تشکیل شود
کارگروه خشکسالی مرکز ملی مطالعات راهبردی کشاورزی و آب اتاق ایران در نامهای به رئیس جمهور خواستار تشکیل مرکز ملی مدیریت خشکسالی شد. به گزارش اتاق ایران این کارگروه در چند سال گذشته به پایش و ارزیابی مجموعه اقدامات انجام شده در سطح ملی درباره موضوع خشکسالی و مشاوره با صاحبنظران داخلی و خارجی و رصد پیشرفتهای فنآوریهای پایش و سازگاری با خشکسالی و نیز مطالعه تجارب کشورهای موفق در این زمینه پرداخته است. حالا نتایج این بررسی به صورت یادداشت سیاستی در مورد ضرورت تجدیدنظر اصولی در سازماندهی فعالیتها و اقدامات و ایجاد چارچوب جدیدی برای حضور ذینفعان در مقابله و مواجهه با پدیده خشکسالی در سطح ملی در قالب نامهای برای رئیس جمهور ارسال شده است.
کارگروه خشکسالی مرکز ملی مطالعات راهبردی کشاورزی و آب اتاق ایران در نامهای به رئیس جمهور خواستار تشکیل مرکز ملی مدیریت خشکسالی شد
در این نامه ایجاد و راهاندازی یک نهاد فرابخشی مقتدر و پویا با عنوان «مرکز ملی مدیریت خشکسالی» با استفاده حداکثر از ظرفیتهای موجود کشور پیشنهاد شده است تا با حفظ وظایف و تکالیف سازمانها و نهادهای موجود از طریق هماهنگی و همافزایی فعالیتها و بهرهگیری از ظرفیتهای بخش خصوصی و بهویژه بهرهبرداران، ذینفعان و جوامع تحت تأثیر، برنامههای عملیاتی لازم را تدارک دیده و در اجرا و پایش آن نظارت کند. بنابر این پیشنهاد، این نهاد باید زیر نظر رئیسجمهور و طی یک حکم قانونی دائمی تاسیس شود تا بتواند با اختیارات قانونی و اقتدار لازم و از طریق تقسیم کار ملی، فعالیتهای مستمر و پویا را برای مدیریت خشکسالی در کشور سازماندهی و هدایت کند. مرکز ملی مدیریت خشکسالی یک نهاد فرابخشی است که امور هماهنگی سیاستها، راهبردها و برنامههای عملیاتی و اجرایی کلیه دستگاههای ذیمدخل در چرخه مدیریت خشکسالی (قبل از وقوع، در حین وقوع و بعد از وقوع پدیده) را در کشور عهدهدار شده و با اتخاذ تدابیر مناسب برای کاهش ابعاد و دامنه پدیده خشکسالی در ابعاد ملی، منطقهای و محلی به نفع جوامع و اکوسیستم تحت تأثیر تلاش کرده و نظارت عالیه بر فعالیتها و بروندادهای هر یک از عوامل دخیل در برنامههای مدیریت خشکسالی را خواهد داشت. این مرکز همچنین تبصرهای با همین مضمون بهعنوان پیشنهاد بخش خصوصی برای مدیریت خشکسالی جهت درج در برنامه هفتم توسعه کشور ارائه داده است.
اسم شهداد را از روی جعبه خرمای توی قفسهها خوانده و به مسیرِخاکی و خاطرهانگیزِ کرمان به سیرچ فکر میکند. به نان کُتکُتو، به ننهبابا و حکایتهای معالجاتش و شبنشینیهای آغبابا در دکان دژند.
این رویای مخاطب قصه است؛ مخاطبی که اگر یک بار هم، گذارش به کرمان نیفتاده باشد، خوانش این شرح حال، کرمانِ دهه سی تا پنجاه و تمامِ خاطرات ریز و درشتِ نویسنده را برای او به تصویر میکشد. تصویری از سفر به سیرچ و پیرغیب و تماشای بزرگترین درختِ سرو.
«شما که غریبه نیستید» داستان کودکی تا نوجوانیِ زندگی هوشو؛ هوشنگ مرادی کرمانی در روستای زادگاهش، سیرچ است.
«عمو قاسم اسم مرا هوشنگ گذاشته بود. از تو شاهنامه پیدا کرده بود. که با لهجه محلی «هوشو» صدایم میکردند یعنی «هوشنگ کوچولو». گویا مادرم اسمم را رحیم گذاشته بود. من تنها «هوشنگ» آبادی بودم. هر کس ایراد میگرفت و میگفت:«هوشنگ» یعنی چه؟ عمو میگفت یعنی «باهوش، تیزهوش» فارسی خالصه.» عمو قاسم، معلم روستاست و عمو اسدالله، نظامی ِپادگان است. پدر هوشو، چند سال در ژاندارم بوده و بعد به خاطر مشکلات و بیماری روانیاش از آنجا بیرونش کردند. هوشو مادرش را در شش ماهگی از دست داده و اطرافیان مادری، او را «یادبود فاطمه» نام نهادهاند. نخلهای زمین شهداد، تنها ارثیه فاطمه برای اوست و هر سال از خرماهای آنجا برای هوشو میفرستند. پشت ِخانه هوشو درخت سروی است که بلندترین و پیرترین درخت آبادی است. غول بزرگی که با وزش باد، سرش را به ستارهها میزند. ننهبابا از معالجاتش در آبادی حکایتها دارد و آغبابا روزگاری کدخدای سیرچ بوده است. آغبابا اهل سیاست است و به قول معروف دهنِ گرمی دارد اما سواد ندارد. اهالی خانه، با قرآن و گلستان و حافظ آشنا هستند و هوشو بعد از فوت آغبابا هر شب برای ننهبابا، قصه امیرارسلان نامدار را میخواند. ننهبابا گویی سالها با قصه زندگی کرده باشد، پیشاپیش میداند سرانجام ِداستان چه میشود. کاظم هر روز سروکلهاش در مدرسه پیدا میشود، کارهای نابابی انجام میدهد و مایه تفریح بچههاست و بچهها هوشو را «پسر کاظم دیوونه» صدا میزنند. هوشو مدرسه را دوست ندارد و میخواهد از مدرسه فرار کند. سرِ کلاس موهای ابرو و سرش را میکند، ناخنهایش را میجود و با دندان پوست و ریشههای دور ناخنها را میکَند.
ننهبابا که در میانههای داستان چراغ عمرش خاموش میشود، خانه خالی میشود و هوشو میماند و کاظم. عمو اسدالله آنها را به کرمان میآورد و هوشو را در یک مدرسه شبانهروزی ثبتنام میکنند. هوشو در مدرسه جدید با کیهان بچهها، سینما، نمایش و کتابهای زیادی آشنا میشود و از همانجا خاطرات خود را در دفتر خاطرات خود ثبت میکند. همان روزها که هوشو لحظهای از کتابها و نوشتن دور نمیشود، عاشق نوشتن نمایشنامه و مجلات است. میخواهد گوینده رادیو شود، خطاطی میکند و در مورد وضعیت شهر، نقد و مطلب مینویسد، اما در مدرسه مردود میشود. از سربازی برای کفالت پدرش معاف میشود و در نهایت راهی تهران شده تا آیندهاش را دنبال کند.
هوشو راوی قصه، از فضایی صحبت میکند که فقر مادی و فرهنگی در آن بیداد میکند، اما او با تمام «سرخور» بودنش، آتش سوزاندنش، نالهها و سرزنشهای روستاییان، پا به جهان ِخیال میگذارد، کتاب و مجله میخواند و به گوشه امن ِنوشتن پناه میبرد تا به زندگی ِ سخت خود تنوع ببخشد. هوشو در هر مرحله از زندگی در سیرچ، کرمان، مدرسه شبانهروزی و یتیمخانه، بر رنجها وتنهاییهاش فائق میآید و تسلیم ِشرایط نمیشود.
«خاله ماهرخ که آمده بود عیادت، رو کرد به من: «پاتو که گذاشتی تو این خونه، فقر و بیچارگی و مرگ آوردی، با اون پیشونیت. سکینه که برایمان نان میپخت، میگوید: «اون از مادرش، اون از پدرش، اینم از آغباباش، دیگه سر چه کسی رو میخوای بخوری؟ بدپیشونی!
جلوی آینه میروم. پیشانیام را نگاه میکنم. بهش دست میکشم: با پیشونی دیگرون فرق نمیکنه. لابد پشتش مشکلی هست که من خبر ندارم.»
هوشو از جایی در قصه، که مطلبش از رادیو پخش میشود، روزنامه دیواریاش در استان اول میشود و جایزهاش را از دست رئیس فرهنگ میگیرد، برایش مهم است که دیگران نیز از نتیجه تلاشهایش باخبر شوند.
نوشتهها از رادیو پخش میشود، بیآنکه اسمی از نویسنده برده شود و هوشو میداند که اگر کسی هم باخبر شود، چندان برایش عجیب و مهم نیست. او دلش میخواست همه بدانند که چه آدم مهمی شده است.
این کتاب که در سال ۱۴۰۱ به چاپ سی و هفتم خود رسیده است، تصویری از ناملایمات و رنجهای زندگیست که راویِ نوجوان، خلاقانه با آن کنار میآید. هوشنگ، نوجوان ِچیزهای کوچکِ خوب است. او برای خلاص شدن از معرکههایش به دلخوشکنکهای هر چند زودگذر فکر میکند تا آرام شود.
ریشه و اساس نوشتههای هوشنگ مرادی کرمانی ادبیات عامیانه است. او همیشه به دنبال داستانهای نو، موضوعات نو، جذاب و جنجالی بوده و از تکرار چیزهای معمولی فراتر میرفت. تا جایی که هوشو در انشای مدرسهاش مردهشور را کسی میداند که بیشترین خدمت را به مردم داشته است اما همین نوآوری مسبب بیرون افتادنش از کلاس میشود.
متن روان و گیرای مرادی کرمانی، توجه به جزئیات قابل تامل، شرح آیینها، واژگان و بازیهای محلی کرمانی و حضور پررنگِ طنز، این خودنوشته را برای مخاطب ِنوجوان جذابتر میکند.
خودزندگینامه مرادی کرمانی سراسر رنج و لبخند است. گاهی فضای خوانش ِداستانِ غرقِ سکوت میشود و گاه زبان از این حجم مصیبت و درد، قاصر میماند.
«چهار تا پنج قرانی جمع کردهام. پولدار میشوم. نمیدانم با پولهایم چه کنم. شب دستها و بدنم درد میکند. پولهایم را که میشمارم دردها یادم میرود.»
«شما که غریبه نیستید» که در 78 بخش نوشته شده، در سال ۱۳۸۴ برگزیده شورای کتاب کودک و در ۲۰۰۶ در کاتالوگ کلاغ سفید کتابخانه بینالمللی کودکان معرفی شده است. از هوشنگ مرادی کرمانی تاکنون 9 کتاب داستان انتشار یافته است که برخی از آنها به زبانهای آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی و ارمنی ترجمه شده و همچنین هجده فیلم تلویزیونی و سینمایی بر اساس داستانهای او به تصویر درآمده است.
مرادی کرمانی در صحبتهایش در جمع اعضای کارگاه سی و هفت شورای کتاب کودک به صداقت، صمیمیت و پایبند بودن به خاطراتش اشاره میکند و آن را دلیل محبوبیت داستان برمیشمرد. صداقت ِکودکی که اگرچه کودکی نکرده اما برای هزاران مخاطب، کودکیای را به تصویر کشیده که در یادها ماندگار شود.
او در پاسخ به این پرسش که آیا رنجها و ناملایمات اطرافیان در گذشته، همچنان شما را آزردهخاطر میسازد گفته: هر کدام از شخصیتهای داستان، بنا به شرایطی که در آن زمان داشتند، تصمیماتی گرفتهاند و هیچگونه دستهبندی سیاه و سفیدی برای شخصیتهای داستان وجود ندارد و از هیچکدامشان آزردهخاطر نیستم. من بیشتر از هر چیزی به زندگی خودم نوک زدهام و روایتگر زندگی خودم و اطرافیانم بودهام. با نوشتن و ورود به دنیای هنر و تخیل، خودم رو معالجه کردهام و داستانها به نوعی، آرامبخشی برای من هستند.
او بعد از چاپ داستان «قاشق چایخوری» با دنیای نوشتن خداحافظی کرده و به زعم خودش آنچه را بایستی مینوشته، به چاپ رسانیده است.
کارولین کراسکری که مترجم آثار ایشان به زبان انگلیسی است، در ارتباط با کتاب «شما که غریبه نیستید!» میگوید: هوشو در داستان، به جای چندین نفر زندگی کرده است و با وجود خاطرات تلخی که پشت سر گذاشته و اشک مخاطبش را جاری ساخته، باز ناامید نمیشود. هوشو زندگی را رها نمیکند.
کارولین این زندگینامه را از بهترین آثار مرادی کرمانی و دقت بالا و کنجکاو بودن را از خصلتهای بارز نویسنده میداند. هوشنگ مرادی کرمانی این خودنوشت را طوری به پایان میرساند که در عین بیان ِحقایق، مرهمی بر رنجهایش میگذارد، آمیخته به طنزش میکند و در انتها دستِ مخاطب را به گرمی میفشارد.
او براین باور است که در غمانگیزترین وقایع، طنزی وجود دارد و در طنزآمیزترین وقایع، دردی حضور دارد و این دو، دو روی یک سکه هستند. لحظه به پایان رسیدنِ داستان، لحظه صیقل خوردن و به آرامش رسیدن روح ِنویسنده بوده است و داستان درونیات نویسنده را بیرون کشیده است.
