بایگانی مطالب نشریه

مغز هم از آلودگی هوا در امان نیست

در چند دهه اخیر گمان می‌رفت که مغز از اثرات آلودگی هوا در امان است؛ یعنی به نظر می‌رسید اندام‌های دیگر از آلودگی هوا آسیب می‌بینند اما مغز انسان در امان است. اما اکنون یافته‌های تازه نشان می‌دهد که این تفکر اشتباه است و مغز نیز از آثار مخرب آلودگی هوا محفوظ نمی‌ماند.
در جدیدترین مطالعه‌ای که به‌ صورت مشترک از سوی محققان دانشگاه‌های بریتیش‌کلمبیا و ویکتوریای کانادا انجام شده و نتایج آن هفته پیش منتشر شد، مشخص شد که مواجهه با آلایندگی خودروهای دیزلی حتی برای زمان کوتاه، منجر به اختلال در ارتباط بین بخش‌های مختلف مغز می‌شود. بر اساس این یافته‌ها دو ساعت مواجهه انسان با دود خودروهای دیزلی باعث کاهش اتصال عملکردی مغز می‌شود. این موضوع با اندازه‌گیری میزان واکنش و ارتباط میان بخش‌های مختلف مغز اندازه‌گیری شد.
به طور خلاصه در این مطالعه ۲۵ فرد سالم بزرگسال در معرض دود خودروی دیزلی و هوای فیلتر شده قرار گرفته و فعالیت مغز آنها قبل و بعد از در معرض قرار گرفتن به وسیله روش تصویربرداری مغناطیسی عملکردی (fMRI) اندازه‌گیری شد.
محققان تغییرات شبکه حالت پیش فرض (DMN) ذهن را در بخشی از مغز که نقش مهمی در حافظه و تفکرات داخلی دارد تحلیل کردند و به کاهش ارتباط عملکردی در شرکت کنندگان در آزمایش پی بردند.
دکتر جودی گاوریلوک، استاد روانشناسی دانشگاه ویکتوریا و نویسنده اول این تحقیق گفت: «ما می‌دانیم که این تغییرات در اتصالات عملکردی مغز منجر به کاهش توانایی شناخت و افسردگی می‌شود، اما برای شناخت کامل اثرات مخرب این موضوع تحقیقات بیشتری مورد نیاز است و ممکن است علاوه بر این، آسیب‌هایی به توانایی تفکر و کار کردن انسان وارد شود.»
اگر چه اثرات مشاهده شده در این پژوهش موقتی بوده و پس از اتمام مواجهه با دود خودروی دیزلی این اثرات از بین رفتند، اما دکتر کریس کارلستن، نویسنده ارشد این پژوهش، استاد و رئیس پزشکی تنفسی و مسئول کرسی تحقیقاتی کانادا در بیماری‌های ریوی شغلی و محیطی در بریتیش کلمبیا احتمال می‌دهد که در صورت تداوم مواجهه با دود خودروهای دیزلی، این اثرات می‌تواند بلندمدت باشد. بنابراین او توصیه می‌کند که مردم باید تا حتی‌الامکان از مواجهه طولانی‌مدت با آلودگی ترافیک دوری کنند و در زمان تردد با خودرو، از عملکرد سیستم تهویه هوای خودرو و بالا بودن شیشه اتومبیل مطمئن شوند.
این مطالعه و هشدارهای آن در حالی است که بر اساس مطالعات سیاهه انتشار آلاینده های هوا در شهر تهران، ۳۴ درصد از انتشار ذرات معلق به هوا ناشی از خودروهای دیزلی بوده و در سایر شهرها نیز سهم این ناوگان در انتشار آلاینده ذرات معلق قابل توجه است. فرسودگی بیش از حد ناوگان حمل و نقل عمومی منجر به افزایش آلایندگی این ناوگان می‌شود، و این در شرایطی است که سال‌هاست نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی در کشور متوقف شده یا بسیار کُند پیش می‌رود و میزان توجه دولت‌ها به این وضعیت به هیچ وجه مطلوب نیست. برای مثال در لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ دولت فقط چیزی در حدود ۱۳۰۰ میلیارد تومان برای توسعه و نوسازی حمل و نقل عمومی در نظر گرفته شده که با این بودجه فقط می‌توان ۶۰۰ اتوبوس را نوسازی کرد. در همین حال در شهر تهران پنج هزار و در کل کشور بیش از بیست هزار اتوبوس فرسوده وجود دارد. حال که روز به روز آثار مخرب آلودگی هوا بر سلامت و زندگی مردم آشکار می‌شود، باید دید بی‌توجهی دولت‌ها تا چه زمانی ادامه دارد.

برف، آبخوان‌ها را نجات داد

افزایش بارش باران و برف در روزهای گذشته موجی از امید را در فضای اجتماعی شکل داده است. بهبود وضعیت آبخوان ها هر چند نشان می دهد که به طور موقت کمبود منابع آب از وضعیت نگران کننده دور شده اما این بهبود لزوما به معنای فع مسئله کمبود منابع آب زیرزمینی نیست. در همین رابطه مدیرکل اداره منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران با بیان اینکه بارندگی‌های اخیر تا حد چشمگیری به بهتر شدن وضعیت آبخوان‌ها در برخی استان‌ها شده که برف بیشتری دریافت کرده‌اند، به «ایسنا» گفت: با وجود کمبود ۲۰ میلیمتری بارندگی‌ها نسبت به بلندمدت با ذوب ذخایر برفی، بارندگی‌ها بیشتر از میانگین بلندمدت می‌شوند.

 

آبخوان‌ها همان سفره‌های آب زیرزمینی هستند که در حوزه‌های آبخیز قرار دارند. در واقع آبخوان‌داری به معنای مدیریت آبخوان‌ها است. اراضی دشت‌ها در آبخوان‌ها قرار گرفته‌اند و چاه‌های حفر شده در دشت‌ها از آبخوان‌ها بهره‌برداری می‌کنند. در پی حفر بی رویه چاه و برداشت زیاد آب از آبخوان‌ها و کاهش سطح آب‌های زیرزمینی مشکلات بسیار زیادی همچون فرونشست زمین را به وجود آورده است اما بارندگی‌های اخیر تا حدودی به بهبود وضعیت آبخوان‌ها کمک کرده است و به گفته مدیرکل اداره منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران، پیش‌بینی می‌شود که در سال جاری آبخوان‌ها در استان‌هایی همچون شمال خراسان رضوی، خراسان شمالی، ناحیه رویشی زاگرس و استان‌های آذربایجان شرقی و غربی و بهترین وضعیت خود برسند.
به گزارش ایسنا، بیانی با توجه به بارندگی‌های اخیر درباره میزان بارندگی‌ها و ذخایر آب در آبخوان‌ها اظهار کرد: میزان بارندگی‌های کشور تاکنون بدون در نظر گرفتن برف‌های ذوب نشده نزدیک به ۱۰۰ میلیمتر ثبت شده این در حالیست که میانگین بارندگی‌ها در بلندمدت حدود ۱۲۰ میلیمتر است بنابراین در حال حاضر نسبت به بلندمدت حدود ۲۰ میلیمتر کمبود بارش داریم اما اگر ذخایر برفی نیز ذوب شوند، پیش‌بینی می‌شود که میزان بارندگی‌ها بیشتر از میانگین بلندمدت شود.
او افزود: محدوده خط برف کشور در حال حاضر ۴۰ میلیون هکتار است، در صورتی که طی چهار سال گذشته مساحتی که در کشور برف دریافت می‌کرد ۱۴ میلیون هکتار بود و اگر میانگین ارتفاع برفی که در کشور ثبت شده است نزدیک به ۵۰ سانتیمتر باشد، در ۴۰ میلیون هکتار، میلیاردها لیتر آب به‌صورت برف ذخیره می‌شود.

تازه‌ترین گزارش مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی نشان از آن دارد که سطح پوشش برفی حوضه‌های آبریز اصلی در هفته چهارم بهمن ماه امسال رشد داشته است

مدیرکل اداره منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران با تاکید بر نفوذ آب‌های زیرزمینی در آبخوان‌ها توسط پوشش گیاهی، جنگل‌کاری، جنگل‌های طبیعی در کشور همچنین اراضی دیم موجود به عنوان مسئله‌ای مهم اظهار کرد: با توجه به بارندگی‌های کشور شرایط برای کشاورزی دیم می‌تواند دوباره فراهم شود و حتی می‌توانیم از بذر هیبرید برای تولید گندم استفاده کنیم و با کمک آن در کاشت گندم به خودکفایی برسیم.
او در پاسخ به این پرسش که آیا مناسب بودن بارندگی‌های اخیر به معنای پر شدن آبخوان‌ها و آب‌های زیرزمینی و رفع کمبود آب است یا خیر؟ اظهار کرد: تقریبا ۵۰ درصد از بارندگی‌ها تبخیر می‌شود، ۲۵ درصد به‌صورت روان‌آب و ۲۵ درصد نیز در زمین نفوذ می‌کند البته چون بیشترین میزان بارندگی در کشور در فصل زمستان رخ می‌دهد بنابراین میزان تبخیر کمتر از ۵۰ درصد است.
مدیرکل اداره منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران ادامه داد: عملیات آبخیزداری نیز در هر هکتار ۵۲۰ متر مکعب آب نفوذ می‌دهد. جنگل‌ها و عرصه‌های مرتعی نیز که مساحت آن‌ها حدود ۸۲ میلیون هکتار است. حدود ۵۰ میلیون هکتار از این میزان، عرصه‌های مرتعی درجه یک و درجه دو هستند و در هر هکتار مرتع نیز نزدیک به ۵۰۰ تا ۲۵۰۰ مترمکعب آب نفوذ می‌کند.
بیانی با تاکید بر درجه یک و دو بودن بیشتر مراتع کشور گفت: باتوجه به میزان بارش برف و باران طی زمستان، برف و باران در برخورد به پوشش گیاهی با سرعت کمتری جاری می‌شوند بنابراین به‌تدریج در خاک نفوذ می‌کنند.
او ادامه داد: پیش‌بینی می‌شود که در سال جاری آبخوان‌ها در استان‌هایی همچون شمال خراسان رضوی، خراسان شمالی، ناحیه رویشی زاگرس و استان‌های آذربایجان شرقی و غربی به بهترین وضعیت خود برسند.
بیانی در پایان تصریح کرد: در حال حاضر نیز آب‌های پشت سد تقریبا به ۴۰ درصد رسیده است و با بارندگی‌ها، روان‌آب‌ها و ذوب برف‌ها وضعیت بهتر می‌شود و پیش‌بینی می‌شود که بارندگی‌ها در زمستان جاری نسبت به بلندمدت و سال‌های گذشته بهتر باشد.
*فلات مرکزی دارای بیشترین پوشش برفی
از سوی دیگر بر اساس گزارش «مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی» سطح پوشش برفی در همه حوضه‌های آبریز طی هفته چهارم بهمن ماه امسال افزایش یافته به طوری که سطح پوشش برفی حوضه‌ آبریز فلات مرکزی نسبت به مدت مشابه سال گذشته رشد قابل‌توجهی داشته است.
به گزارش ایرنا، سطح پوشش برفی کشور یکی از شاخص‌های تامین آب مورد نیاز است و هرچه این سطح افزایشی باشد نشان از بهتر شدن وضعیت تامین آب است.
تازه‌ترین گزارش مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی نشان از آن دارد که سطح پوشش برفی حوضه‌های آبریز اصلی در هفته چهارم بهمن ماه امسال رشد داشته است.
حوضه آبریز فلات مرکزی از بین سایر حوضه‌های آبریز اصلی بالاترین میزان رشد سطح پوشش برفی را دارد.
براین‌اساس سطح پوشش برفی حوضه آبریز فلات مرکزی از ابتدای آذرماه تا ۲۱ بهمن ماه در حالی به ۱۳۴ هزار و ۳۸۹ کیلومتر رسیده که در مدت مشابه پارسال این رقم ۴۶ هزار و ۷۲ کیلومتر بوده است. میانگین ۱۶ساله سطح پوشش برفی این حوضه آبریز نیز ۶۲ هزار و ۱۵۲ کیلومتر بوده است.
سطح پوشش برفی حوضه آبریز دریای خزر در هفته چهارم بهمن‌ماه نسبت به مدت مشابه پارسال با افزایش روبرو شده است. پارسال سطح پوشش برفی این حوضه آبریز ۹۶ هزار و ۸۰۲ کیلومتر بوده که امسال به رقم ۱۲۷ هزار و ۲۸۱ کیلومتر افزایش ‌یافته است.
میانگین ۱۶ساله سطح پوشش برفی حوضه آبریز دریای خزر۸۲ هزار و ۶۱ کیلومتر بوده است.
وضعیت سطح پوشش برفی حوضه آبریز خلیج‌فارس و دریای عمان هم با افزایش همراه شده است.
سطح پوشش برفی این حوضه آبریز در حالی در هفته چهارم بهمن‌ماه امسال به رقم ۸۷هزار و ۵۶۶ کیلومتر رسیده که این میزان در مدت مشابه پارسال عدد ۶۶ هزار و ۵۸ کیلومتر را نشان می‌دهد.
میانگین ۱۶ساله سطح پوشش برفی حوضه آبریز خلیج‌فارس و دریای عمان هم ۴۴ هزار و ۱۸۰ کیلومتر بوده است.
سطح پوشش برفی حوضه آبریز دریاچه ارومیه امسال با افزایش روبرو شده به‌گونه‌ای که در هفته چهارم بهمن ماه این سطح عدد ۴۷ هزار و ۲۹۶ کیلومتر را نشان می‌دهد.
پارسال سطح پوشش برفی حوضه آبریز دریاچه ارومیه ۴۵ هزار و ۱۹۳ کیلومتر بوده است و این میزان در مدت ۱۶ساله اخیر عدد ۲۹ هزار و ۴۹۷ کیلومتر بوده است.
سطح پوشش برفی حوضه آبریز قره قوم در هفته چهارم بهمن‌ماه امسال نسبت به دوره مشابه پارسال با افزایش روبرو شده است. پارسال سطح پوشش برفی در حوضه آبریز قره قوم ۵ هزار و ۶۳۹ کیلومتر بود که امسال این میزان به رقم ۱۲ هزار و ۴۳۸ کیلومتر افزایش ‌یافته و نیز نسبت به دوره ۱۵ساله اخیر افزایش دارد. وضعیت سطح پوشش برفی در حوضه آبریز مرزی شرق هم نسبت به پارسال با رشد همراه شده است و درحالی‌که امسال این سطح ۲ هزار و ۸۴ کیلومتر است، پارسال ۳۵۱ کیلومتر بوده است. میانگین ۱۵ساله سطح پوشش برفی حوضه آبریز مرزی شرق هم ۳ هزار و ۳۴۰ کیلومتر بوده است.

در جست‌وجوی راه‎های تازه برای سوادآموزی بزرگسالان

|پیام ما| سازمان نهضت سوادآموزی از انتشار فراخوان ملی و بین‌المللی رهیافت‌های نوین سوادآموزی به‌عنوان اولین گام در مسیر مردمی‌سازی نهضت سوادآموزی خبر داد. این فراخوان با نام کوتاه شده «رسا» قرار است با توجه به ورود فناوری‌های نوین به فضای سوادآموزی از رویکردهای تازه‌ای‌ در این حوزه استفاده کند. به گفته علیرضا عبدی، رئیس سازمان نهضت سواد آموزی، نظام تعلیم و تربیت بزرگسالان نیازمند بازمهندسی است. او هدف فراخوان رهیافت‌های نوین سوادآموزی را چنین تشریح کرد: «امیدواریم اشتراکی را به‌صورت حداکثری در نظام دانشی کشور داشته باشیم و هر کسی را که می‌تواند به ما کمک کند را در قالب این فراخوان در کنار خود داشته باشیم. هرکسی که صاحب ایده و تجربه است و می‌تواند راهکار جدیدی به ما ارائه کند، می‌تواند در این فراخوان شرکت کند. نگاه ما صرفا ملی نیست و در امر سوادآموزی یک نگاه بین‌المللی به موضوع داریم. با برخی کشورها تبادل دانشی در حوزه سوادآموزی داریم و حرکت یک سویه کفایت نمی‌کند.» او در حالی از این فرخوان و تمایل این سازمان به دستیابی به رویکردهای نوین در جریان سوادآموزی بزرگسالان خبر داد که معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی سازمان نهضت سوادآموزی با اشاره به کوچک شمردن سهم نهضت سوادآموزی در بودجه گفت: «سرانه‌ها متناسب با نرخ تورم افزایش نیافته و سرانه سوادآموزی به ازای هر نفر به طور میانگین ۸۰۰ هزار تومان است.»

 

در نشست خبری نخستین «فراخوان ملی و بین‌المللی رهیافت‌های نوین سوادآموزی در زیست‌بوم جدید(رسا)»، رئیس سازمان نهضت سوادآموزی جزئیات این فراخوان را چنین تشریح کرد: «سوادآموزی باید تکلیف‌محور و مردم‌پایه باشد. از این رو فراخوان حاضر، آغاز جریانی در راستای مردمی‌سازی نهضت سوادآموزی محسوب می‌شود.» به گزارش ایسنا، او افزود: «سوادآموزی در شرایط منحصربه‌فردی قرار گرفته و باید با تعریف نوینی از حوزه سوادآموزی به‌خصوص آموزش بزرگسالان همراه باشد زیرا در زیست‌بوم جدیدی حضور داریم، چه به واسطه جمعیت و چه ورود فناوری‌های جدید که نهضت سوادآموزی را با شرایط جدیدی مواجه می‌کند.» علیرضا عبدی با بیان اینکه در دنیای جدید، مدل‌های جدیدی از حکمرانی و استفاده از فناوری‌های جدید مورد استفاده قرار گرفته، گفت: «نهضت سوادآموزی باید این فرصت را برای خود جدی قلمداد کند و نهایت استفاده را برای تحول در آموزش بزرگسالان ببرد.» عبدی با اشاره به فراخوان رهیافت‌های نوین سوادآموزی عنوان کرد: «امیدواریم اشتراکی را به صورت حداکثری در نظام دانشی کشور داشته باشیم و هر کسی را که می‌تواند به ما کمک کند را در قالب این فراخوان در کنار خود داشته باشیم. هر کسی که صاحب ایده و تجربه است و می‌تواند راهکار جدیدی به ما ارائه کند، می‌تواند در این فراخوان شرکت کند. نگاه ما صرفا ملی نیست و در امر سوادآموزی یک نگاه بین‌المللی به موضوع داریم. با برخی کشورها تبادل دانشی در حوزه سوادآموزی داریم و حرکت یک سویه کفایت نمی‌کند.»

علیرضا عبدی، رئیس سازمان نهضت سوادآموزی: سوادآموزی در شرایط منحصربه‌فردی قرار گرفته و باید با تعریف نوینی از حوزه سوادآموزی به خصوص آموزش بزرگسالان همراه باشد زیرا در زیست‌بوم جدیدی حضور داریم، چه به واسطه جمعیت و چه ورود فناوری‌های جدید که نهضت سوادآموزی را با شرایط جدیدی مواجه می‌کند

تلاش برای ارتقای سن سوادآموزی بزرگسالان تا 65 سال
رئیس سازمان نهضت سوادآموزی با بیان اینکه سامانه‌ای را برای دریافت ایده‌ها و رهیافت‌ها درنظر گرفته‌ایم، گفت: «در پی تبدیل این ایده‌ها به راهکارهای عملیاتی هستیم. مهلت ارسال آثار از اول اسفندماه تا ۳۱ اردیبهشت‌ماه سال آینده درنظر گرفته شده است.» عبدی با بیان اینکه باسواد کردن سه درصد باقی‌مانده بی‌سوادان در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ ساله کار بسیار سخت و مشکلی است، گفت: «پیدا کردن بی‌سواد یک موضوع و قانع کردن او برای باسواد شدن یک موضوع دیگر است. باید به نرخ تثبیت که ۹۹ درصد است، برسیم. اگر بخواهیم کشورمان کشور پیشرفته‌ای باشد، نمی‌توانیم بزرگسالان و جریان سوادآموزی بزرگسالان را متوقف کنیم اما باید نگاه جدیدی داشته باشیم. دیگر سواد خواندن و نوشتن به تنهایی کفایت نمی‌کند و باید انواع دیگری از سواد چون سواد رسانه‌ای، سواد مالی و غیره نیز تعریف شود. بعد از سواد آموزی پایه باید وارد گام دوم سوادآموزی شویم. آنچه شورای عالی انقلاب فرهنگی به ما تکلیف کرده سوادآموزی گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال است. شاید نتوان از پایان‌بخشی بی‌سوادی گفت چون برخی به دلایل جسمی، ذهنی و یا فرهنگی امکان با سوادی ندارند و یا سوادناپذیرند. اما آنچه برای ما تکلیف شده این است که بتوانیم جریان سوادآموزی را تا پایان دولت به سرانجام خوبی برسانیم و در پایان دولت بگوییم در حوزه سوادآموزیِ پایه به سرانجام‌بخشی رسیده‌ایم.» رئیس سازمان نهضت سوادآموزی ادامه داد: «عقیده ما این است که باید محدوده سنی درنظرگرفته شده برای سازمان نهضت سوادآموزی بالاتر برود، زیرا سن امید به زندگی بالا رفته و به ۷۵ سال رسیده است. در حال رایزنی با شورای عالی انقلاب فرهنگی هستیم که این محدوده سنی را که به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش هم رسیده تا ۶۵ سال بالاتر ببریم.» او همچنین با اشاره به نوسوادان گفت: «برای ارتقای سواد نوسوادها برنامه‌ریزی‌هایی انجام و اقداماتی در دست انجام است. نوسوادان کسانی هستند که تا سوم ابتدایی خوانده‌اند اما به پایان دوره ابتدایی نرسیده‌اند و کار ما در دوره انتقال، این است که آنها را تا کلاس ششم برسانیم تا بتوانند یادگیریشان را ادامه دهند. آموزش و پرورش نیز در قالب آموزش از راه دور و غیره، آموزش بزرگسالان را در دستور کار دارد.»
سرانه سوادآموزی، 800 هزار تومان به ازای هر نفر
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی سازمان نهضت سوادآموزی نیز با بیان اینکه سهم نهضت سوادآموزی از بودجه در سنوات گذشته کوچک شده، گفت: «سرانه‌ها متناسب با نرخ تورم افزایش نیافته و سرانه سوادآموزی در سه دوره سوادآموزی که داریم به ازای هر نفر به طور میانگین ۸۰۰ هزار تومان است.» رسول جمشیدی‌اول در حاشیه نشست سازمان نهضت سوادآموزی با خبرنگاران به وضعیت اعتبارات تخصیص‌یافته به این سازمان اشاره و بیان کرد: «سازمان نهضت سوادآموزی تا دی‌ماه سال جاری، ۴۲ درصد از بودجه تخصیص‌یافته سال ۱۴۰۱ را گرفته است.»
بودجه نهضت سوادآموزی آب رفته است
جمشیدی‌اول، در ادامه درباره اعتبارات تخصیص‌یافته و سهم سازمان نهضت سوادآموزی از بودجه افزود: «متاسفانه سهم نهضت سوادآموزی از بودجه در سنوات گذشته کم شده و سرانه‌ها متناسب با نرخ تورم افزایش نیافته و برای لایحه بودجه سال ۱۴۰۲، نزدیک به 3 درصد رشد اعتبارات داریم. اما با توجه به صحبتی که با معاون اول رئیس جمهور در راستای مصوبه شورای عالی پشتیبانی سوادآموزی داشتیم؛ امیدواریم بتوانیم از طریق مرجع قانونی مجلس شورای اسلامی، بودجه را به رشدی منطقی رسانده و سال آینده را با سرانه مناسب‌تری نسبت به سال جاری دنبال کنیم.» او همچنین ادامه داد: «بر اساس مصوبه جلسه ۲۶ شورای عالی پشتیبانی سوادآموزی، سازمان برنامه و بودجه باید تا ۱۰۰ درصد بودجه در نظرگرفته شده را تخصیص دهد. اگر بتوانیم ۱۰۰ درصد تخصیص را تا پایان سال مالی جذب کنیم، قطعا بسیاری از مطالبات باقی مانده در حوزه آموزش‌دهندگان را تسویه می‌کنیم.» با این حساب و وضعیت بودجه سازمان نهضت سوادآموزی، اینکه چقدر برنامه‌های این سازمان برای ادامه جریان سوادآموزی باکیفیت بزرگسالان با رویکردهای نوین ممکن باشد، البته جای سوال دارد.

خانه تکانی رکورد مصرف آب را شکست

|پیام ما| دو روز؛ دو عدد؛ ۴۶ و سپس ۵۱. این دو عدد فرارسیدن آخرین ماه سال و آمدن بهار را به شیوه خود خبر دادند. می‌پرسید چطور ؟ این اعداد میزان مصرف لحظه‌ای آب در دو تاریخ ۲۸ و ۳۰ بهمن در تهران را نشان می‌دهند. نخست اینکه میزان مصرف لحظه‌ای آب در بیست و هشتمین روز بهمن ۴۶هزار لیتر بوده که معادل مصرف لحظه‌ای آب در تابستان بوده و به فاصله دو روز در آخرین روز از بهمن افزایش ۵هزار لیتری داشته و به ۵۱هزار لیتر در لحظه رسیده است. این اعداد برای دست‌اندرکاران تامین آب هشدار محسوب می‌شود به‌ویژه اینکه هنوز از پشت سر گذاشتن تابستانی طولانی و سخت امسال زمان زیادی سپری نشده اما موعد خانه‌تکانی نوروزی که فرابرسد همه معادلات خبر از آمدن بهار و تابستان می‌دهد و با این میزان مصرف آب نگرانی‌ دوباره چتر خود را می‌گستراند.

 

تابستان طولانی و سخت امسال چه در تهران و چه در سایر نقاط کشور به سرعت با زمستانی سخت گره خورد. شاید بارش برفی ۲ متری و مدفون شدن خانه مردم در کوهرنگ به جز دردسرهایش نوید تغییر وضعیت منابع آبی به‌ویژه برای اهالی پایین‌دست زاینده‌رود و کارون را بدهد اما ماجرای افزایش عددهایی که از آن گفتیم شیرینی افزایش بارش‌های زمستانی را می‌گیرد و دوباره این موضوع را در خاطرمان تداعی می‌کند که ما همان مردم مصرف‌زده‌ایم و به شدت در مصرف منابعمان رکورد ثبت می‌کنیم. حالا هم رکورد مصرف آب در آخرین روزهای بهمن را ثبت کرده‌ایم تا به استقبال نوروز برویم!
مهمترین مشکل ما در مواجهه با اعداد این است که به سرعت می‌توانند فریبمان بدهد در عین حال که می‌تواند زنگ خطر را هم برایمان به صدا درآورد تا مراقبت بیشتری بکنیم. افزایش اعداد در روزهای اخیر می‌تواند از جنس هشدار باشد و نه از آن جنس که گمان کنیم وضع بارش خوب بوده و حالا دیگر نیازی به مدیریت مصرف نیست. این به غیر از تاکید متخصصان مبنی بر بروز و ظهور نشانه‌های تغییر اقلیم و نمود پدیده‌های حدی است به این معنا که به ناگاه با بروز تابستانی خشک و بی‌آب زمستانی پربارش آمده است. این شدت‌ها در بروز و ظهور فصل‌ها از جمله نشانه‌های شناخت تغییر اقلیم است. پس خبری مثل چیزی که الان مرور می‌کنیم را به خوش‌بینی نخوانید.

فیروز قاسم‌زاده: ظاهراً چنین انتظار می‌رود که شرایط آبی کشور با بارش‌های اخیر به وضعیت نرمال برگشته باشد، در حالی که همواره گفته‌ایم در سومین سال متوالی خشک هستیم. حجم بارش‌ها در کشور کماکان زیر نرمال است

هنوز بارش‌ها کمتر از سابق است
ایرنا در گزارشی نوشت: گرچه مجموع بارش‌های اخیر کشور از ابتدای سال آبی جاری (ابتدای مهرماه) تا ۲۲ بهمن‌ماه به رقم ۱۱۴.۹ میلی‌متر رسیده، میزان ورودی آب به سدهای مهم شرب و کشاورزی با کاهش ۱۱ درصدی نسبت به پارسال همراه است که نشان می‌دهد هنوز بارش‌ها آنچنان که باید تاثیر چشمگیری بر موجودی سدها نداشته است.
وضعیت بارش‌های کشور این روزها به نظر خوب می‌آید اما برآوردها نشان می‌دهد که هنوز با وضعیت عادی فاصله دارد.
بر اساس گزارش اخیر مرکز اطلاعات و داده‌های آب، از ابتدای سال آبی جاری (مهرماه امسال) تا ۲۲ بهمن ماه ۱۱۴.۹ میلی‌متر بارش در کشور اتفاق افتاده که این میزان نسبت به دوره بلندمدت ۵۴ ساله که ۱۲۸.۹ میلی‌متر بارش داشته‌ایم با کاهش ۱۱ درصدی همراه است.
همچنین میزان بارش‌های این مدت نسبت به مدت مشابه در سال آبی پارسال (ابتدای مهر۱۴۰۰ تا آخر شهریور ۱۴۰۱ مقطع ۲۲ بهمن) که ۱۲۹.۵ میلی‌متر بارش ثبت شده داشته‌ایم هم کاهش ۱۱ درصدی یافته است.
این میزان بارش در حالی است که بدانیم ایران دارای اقلیم خشک و نیمه‌خشک بوده و دارای متوسط بارش ۲۵۰ میلی‌متر است که این میزان بارش حدود یک‌سوم متوسط جهانی است.
این در حالی است که متوسط بارش کشور در گذر زمان رو به‌ کاهش بوده است، به‌طوری که میانگین بارش ۵۳ ساله کشور حدود ۲۵۰ میلی‌متر بوده، اما میانگین ۱۳ ساله اخیر به ۲۳۲ میلی‌متر کاهش‌ یافته است.
آخرین وضعیت موجودی و ورودی آب به سدها هم بیانگر آن است که هنوز تاثیر ملموسی این بارش‌ها نداشته است.
بر اساس تازه‌ترین گزارش دفتر اطلاعات و داده‌های آب شرکت مدیریت منابع آب ایران، میزان آب ورودی به سدهای کشور از ابتدای سال آبی جاری (ابتدای مهر) تا ۲۳ بهمن‌ماه حدود ۹ میلیارد و ۶۱۰ میلیون متر مکعب بوده که نسبت به مدت مشابه در سال آبی گذشته ۱۱ درصد کاهش را نشان می‌دهد.
میزان آب ورودی به سدهای کشور در سال آبی گذشته (ابتدای مهر ۱۴۰۰ تا آخر شهریور ۱۴۰۱) طی مهر تا ۲۳ بهمن‌ماه ۱۰ میلیارد و ۷۷۰ میلیون متر مکعب بوده است که مقایسه آن با مدت مشابه سال آبی جاری کاهش ورودی به سدها را نشان می‌دهد.
حجم آب موجود در سدهای کشور از ابتدای سال آبی جاری در حالی به رقم ۲۱ میلیارد و ۶۰۰ میلیون متر مکعب رسیده که این رقم در سال آبی گذشته ۲۱ میلیارد و ۶۵۰ میلیون متر مکعب بوده است.
حجم خروجی آب از سدها نیز از ابتدای سال آبی جاری تا ۲۳ بهمن‌ماه رقم ۷ میلیارد و ۱۲۰ میلیون متر مکعب است، در حالی‌ که این میزان در مدت مشابه سال گذشته ۸ میلیارد و ۴۴۰ میلیون متر مکعب بوده و کاهشی به میزان ۱۶ درصد یافته است.
هشدار مصرف‌زدگی در ۲۸ و ۳۰ بهمن
شرکت آب و فاضلاب تهران در دو گزارش جداگانه از روزهای ۲۸ و ۳۰ بهمن به میزان مصرف لحظه‌ای آب اشاره کرد و نسبت به افزایش و رکوردزنی میزان مصرف حین خانه‌تکانی‌ها هشدار داد. این شرکت درباره مصرف لحظه‌ای آب در ۲۸ و ۳۰ بهمن که اعداد ۴۶ هزار لیتر در ثانیه و ۵۱هزار لیتر در ثانیه ثبت شده است، اعلام کرد: با نزدیک‌ شدن به روزهای پایانی سال و آغاز سنت خانه‌تکانی، میزان مصرف آب تهران در شبانه‌روز گذشته بار دیگر از مرز سه میلیارد لیتر در ثانیه گذشت. در شرایطی که منابع آبی سدهای تهران در پایین‌ترین میزان خود قرار دارند، این حجم مصرف می‌تواند پایداری تامین آب تهران را با چالش‌های جدی مواجه کند. بارش‌های اخیر تهران که اغلب به صورت برف بوده است، هنوز آوردی برای دریاچه سدهای تهران نداشته است و هم‌چنان دایر آب تهران در شرایط شکننده قرار دارد.
این شرکت راهکارهایی را برای مدیریت مصرف آب به شهروندان در ایام خانه‌تکانی توصیه می‌کند:
هنگام خانه‌تکانی، شستن پرده، پتو و فرش‌ها را به خشک‌شویی و قالی‌شویی بسپارید تا از آب تصفیه شده و شرب استفاده نشود.
با استفاده کامل از ظرفیت ماشین‌های لباس‌شویی و ظرف‌شویی و واگذاری شستن فرش‌ها به مراکز قالی‌شویی می‌توان خانه‌تکانی بدون هدررفتن آب انجام داد.
این شرکت همچنین دیروز در گزارشی از افزایش میزان مصرف ‌لحظه‌ای در تهران افزود: حجم مخازن آب شرب تهران با کسری ۴۰۰ هزار متر مکعبی مواجه است و آورد سدها نیز تغییری نداشته است؛ چراکه عمده بارش‌های اخیر در سدها به صورت برف بوده است و فعلا قابلیت تبدیل به رواناب را ندارند. هم‌اکنون حجم سدهای پنج‌گانه تامین‌کننده آب تهران ۲۲۵ میلیون متر مکعب است که در مقایسه با مدت مشابه پارسال ۸۰ میلیون متر مکعب (نزدیک به یک‌سوم) کاهش داشته است.
سومین سال خشک
فیروز قاسم‌زاده، سخنگوی صنعت آب کشور با بیان اینکه سومین سال متوالی خشک را شاهد هستیم، گفت: میزان بارش‌ها کمتر از وضعیت نرمال است و بر اساس آمار وزارت نیرو همچنان ۱۰ درصد نسبت به وضعیت نرمال فاصله داریم.
فیروز قاسم‌زاده افزود: ظاهراً چنین انتظار می‌رود که شرایط آبی کشور با بارش‌های اخیر به وضعیت نرمال برگشته باشد، در حالی که همواره گفته‌ایم در سومین سال متوالی خشک هستیم.
وی ادامه داد: حجم بارش‌ها در کشور کماکان زیر نرمال است و بر اساس آماری که وزارت نیرو ارائه می‌کند، با وجود بارش‌های خوبی که در دی و بهمن دریافت کردیم، همچنان ۱۰ درصد نسبت به وضعیت نرمال فاصله داریم، حتی میزان بارش سال گذشته نیز تحقق پیدا نکرده و نسبت به آن فاصله داریم.
سخنگوی صنعت آب با اشاره به اینکه بارش‌های برف بسیار امیدوارکننده است و در حال حاضر ۲۰ درصد کشور حدوداً پوشش برفی دارد، عنوان کرد: باید بتوانیم عقب‌ماندگی‌هایی که در میزان بارش در پاییز داشتیم را جبران کنیم. وقتی که به عدد متوسط بارش برف نگاه می‌کنیم در آب معادلی که می‌تواند این برف داشته باشد ما نسبت به سال گذشته همچنان ۲۰ درصد کاهش داریم و نسبت به متوسط ۲۱ سال آماری که از پایگاه داده‌های ماهواره‌ای استخراج می‌شود حدود ۳۲ درصد، به عبارت دیگر بیش از ۳۰ درصد با کاهش حجم بارش روبه‌رو هستیم.
همچنین علیرضا ارسطویی، مدیر دفتر بهره‌برداری و نگهداری از تاسیسات آبی و برقابی شرکت آب منطقه‌ای تهران هم در این باره گفت: با وجود اینکه در روزهای اخیر شاهد بارش باران و برف در استان تهران بودیم اما با توجه به اینکه عمده بارش‌ها در بالادست سدها به شکل برف بوده و در حال حاضر به علت برودت هوا تبدیل به رواناب نمی‌شود و تنها برای فصول گرم سال ذخیره می‌شود، کمکی به مخازن سدها نخواهد کرد و آوردی برای رودخانه‌ها در شرایط فعلی نخواهد داشت، در نتیجه لازم است که شهروندان همچنان به موضوع مدیریت مصرف توجه ویژه‌ای داشته باشند.
ارسطویی افزود: مدیریت مخازن سدها و استفاده از تمام پتانسیل‌های آبی توسط شرکت آب منطقه‌ای تهران در دستور کار قرار گرفته و امیدواریم با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته بتوانیم روزهای پایانی زمستان را پشت سر بگذاریم.
ایرنا همچنین در گزارش خود تاکید کرده بر پایه نتایج پژوهشی که به تازگی منتشر شده است ایران در ردیف چهارم و در صدر کشورهایی قرار دارد که با بحران شدید کم‌آبی و از دست دادن منابع آب‌های زمینی روبه‌رو هستند. برآوردهای «موسسه منابع جهان» نشان می‌دهد که ۱۷ کشور جهان، از جمله بسیاری از کشورهای خاورمیانه، با بحران شدید بی‌آبی روبه‌رو هستند و سالانه ۸۰ درصد از منابع موجود آبی خود را مصرف می‌کنند.

محیط زیست از تلفات باغ وحش‌ها خبر ندارد

سرپرست دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌ وحش از برنامه رتبه‌بندی ۷۰ باغ وحش کشور و رصد کامل آنها طی یک برنامه جدید خبر داد.
غلامرضا ابدالی به مهر توضیح داد: به زودی همه باغ وحش‌های کشور رتبه‌بندی می‌شوند و شاخص‌هایی بدین منظور در نظر گرفته شده است. او افزود: پنج شاخص سختگیرانه در این راستا در نظر گرفته شده است و همه باغ وحش‌ها به صورت جدی و جامع تحت رصد قرار گرفته است و نمره‌دهی باغ وحش‌ها صورت می‌گیرد. سرپرست دفتر حفاظت و مدیریت حیات ‌وحش عنوان کرد: در حال حاضر بیش از ۷۰ باغ وحش در کشور داریم و سال آینده رتبه‌بندی این باغ وحش‌ها نهایی خواهد شد.
ابدالی گفت: در صورتی که فردی قصد راه‌اندازی باغ وحش داشته باشد علاوه بر لزوم دریافت مجوز از سازمان حفاظت محیط زیست، برای بهره‌برداری باید از دامپزشکی هم پروانه دریافت کند. او درباره میزان تلفات حیوانات در باغ وحش‌های کشور هم گفت: اکنون آماری در این راستا ندارم ولی متصدیان باغ وحش‌ها باید آمار تلفات و جزئیات آن را در سامانه جامع محیط زیست ثبت کنند و در غیر این صورت تخلف کرده‌اند.

ایده‌ای نو ‌برای پیوند کارگردان‌ها و نویسنده‌ها

اگر فقط به تبلیغات تئاترهایی که به صحنه می‌روند یا فیلم‌هایی که اکران می‌شوند دقت کرده باشید متوجه می‌شوید که گروه‌هایی تکراری و مشابه اجرا و بازی می‌کنند. تعداد قابل توجهی از نویسندگان، به‌خصوص نویسندگان تازه‌کار، برای پیدا کردن کارگردان و تهیه‌کننده با مشکل مواجه‌اند که اگر موفق به شکل‌گیری ارتباط نشوند متن‌شان باید در گوشه‌ای خاک بخورد. «فامون»، پلتفرمی است برای فروش آنلاین متون نمایشی که کمک می‌کند نویسنده‌ها در این فضا کارگردانی برای اجرای آثار خود پیدا کنند و کارگردان‌ها هم به متون نمایشی ایرانی دسترسی داشته باشند. همچنین این استارت‌آپ در «جایزه نوآوری آزاده» که امسال با هدف حمایت از کارآفرینان زن برگزار شد، توانست رتبه سوم را به‌دست بیاورد. در گفت‌وگو با «شکوفه آروین»، موسس و مدیرعامل این استارت‌آپ که خود او نمایشنامه‌نویس و دکترای پژوهش هنر است، درباره ایده شکل‌گیری این پلتفرم و اهداف آن گفت‌وگو کردیم.

 

خانم آروین! استارت‌آپ «فامون» چطور و با چه هدفی شکل گرفت؟
این استارت‌آپ یک پلتفرم ارتباطی بین نویسندگان و کارگردان‌هاست و ایده آن از آنجا آمد که من نمایشنامه‌نویس هستم و برای پیدا کردن کارگردان و اجرای متن همیشه با مشکل مواجه بودم. چند کارگردان می‌شناختم که اگر آنها امکان اجرای متن را نداشتند، من هم نمی‌توانستم نمایشنامه را اجرا کنم. زمانی که این ایده را با دوستان و همکارانم مطرح کردم، متوجه شدم که آنها هم چنین مشکل مشابهی را دارند. از طرف دیگر کارگردان‌ها هم این شکایت را داشتند که به متن ایرانی باکیفیت دسترسی ندارند. بعد از کمی جست‌وجو متوجه شدم که سایت خارجی‌ای وجود دارد به نام Dramatic Publishing که نویسندگان می‌توانند در این سایت متنشان را به فروش برسانند. بنابراین سعی کردم پلتفرم مشابهی را طراحی کنم.
چه مدت است که فامون آغاز به کار کرده؟
ایده اولیه آن سال 97 شکل گرفت و از سال 98 در پارک علم و فناوری گیلان آغاز به کار کردیم. سال 99 در جشنواره کارآفرینی دانشگاه تهران حائز رتبه شد. سال 1400 به‌عنوان هسته فناور در پارک علم و فناوری مورد حمایت مالی قرار گرفت و در حال حاضر در مرحله ورود به بازار و تجاری‌سازی است.
تا به حال چند نمایشنامه از طریق این استارت‌آپ به فروش رسیده است؟
در حال حاضر یک نمایشنامه. البته هنوز معرفی به بازار صورت نگرفته است اما در مرحله تست یک نمایشنامه به فروش رسیده است.
نویسندگان چطور می‌توانند مطمئن شوند نوشته‌شان مورد سوء‌استفاده قرار نمی‌گیرد و حق کپی رایت رعایت می‌شود؟
نویسنده‌ها در حال حاضر هم این امنیت را ندارند. حتی با وجود اینکه صنف خانه تئاتر را داریم اما هر بار که کسی اعلام می‌کند متنش بدون اجازه یا بدون اسم اجرا شده، قوانین روشن و مشخصی در این زمینه وجود ندارد. اما مزیت فامون این است زمانی که متن‌تان را در این پلتفرم ثبت می‌کنید، تاریخ ثبت، نام و نشانی دارد. همه اینها مرجعیتی ایجاد می‌کند برای اینکه اثبات کنید متن برای شماست و اگر جایی مورد سوءاستفاده قرار گرفت می‌توانید مالکیت متن را با استناد به ثبت در این پلتفرم اعلام و پیگیری قانونی کنید. البته در زمینه تئاتر این زمینه بغرنج نیست به این علت که نمایشنامه بارها می‌تواند اجرا شود اما این قابلیت در فیلمنامه وجود ندارد و یک بار فروخته و یک بار اجرا می‌شود.
چقدر فکر می‌کنید این استارت‌آپ مورد استقبال قرار بگیرد؟
من فکر می‌کنم این نیاز جدی است. البته اهالی تئاتر و سینما به این عادت دارند کار را رابطه‌ای پیش ببرند و تغییر این سیستم به یک سیستم ساختاریافته نیازمند زمینه‌سازی است. اما از آنجایی که ما کمپانی تئاتر و سینما نداریم و جایی وجود ندارد که نویسنده‌ها متن خود را اجرا کنند و در این حوزه خلائی وجود دارد، فکر می‌کنم این پلتفرم با استقبال مواجه شود.
آیا قصد گسترش این پلتفرم را دارید تا فیلمنامه‌نویسان هم بتوانند از این طریق با کارگردانان و تهیه‌کنندگان ارتباط ارتباط بگیرند؟
بله، چون من نمایشنامه‌نویس بودم و پایگاهم در تئاتر بود، سعی کردم با جامعه هدفی آغاز به کار کنم که آن را می‌شناسم تا راحت‌تر اعتماد به وجود بیاید. اما چشم‌انداز من این است که این پلتفرم برای متن فیلمنامه، ترانه، انیمیشن و هر متنی که احتیاج به پروسه اجرا دارد هم گسترش پیدا کند.

اسناد جنگل‌های ایران در انباری نارمک

«انبار نارمک، تهران: خیابان هنگام- خیابان 42 پلاک 50، مساحت عرصه 2662 متر مربع» اولین گزینه‌ای است که در فهرست «ستاد سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور» درباره مولدسازی آمده است. اگر در گوگل «انبار نارمک» و «سازمان منابع طبیعی» را جست‌و‌جو کنید به هیچ گزینه‌ای نمی‌رسید‌ مگر داده‌هایی پراکنده درباره انبار‌، محله نارمک‌، سازمان منابع طبیعی‌، انباری در یوسف‌آباد و… . این در حالی است که به گفته کارشناسان، این انبار محلی برای انباشت سندهای سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور است.

 

«انبار نارمک بیشتر محل تعمیر ماشین‌الات بود. یک بار آنجا رفتم، خاطرم است دهه 70 بود،‌ دنبال صحبت‌ها و نوشته آقای کریم ساعی می‌گشتم. در کتابخانه‌ها و محل‌های مختلف گشته و چیزی پیدا نکرده بودم. به من گفتند اسناد در انبار نارمک یا بهتر است بگویم در تعمیرگاه نارمک است. با راهنمایی شخصی به آنجا رفتم. فضایی بود که دو طرفِ آن را سقف‌های شیب‌دار با ورقه‌های ایرانیت زده بودند و زیر آن یکسری کامیون‌ها و کمپرسی‌هایی مرتبط با سازمان جنگل‌ها برای تعمیر قرار داشتند. طرف دیگر مقدار زیادی کیسه‌های بزرگ و گونی روی هم تلنبار شده بود. به من گفتند اینها مدارک و اسنادی است که ما داریم. با وضعیتی که اسناد داشتند‌، به نظر می‌رسید قابل استفاده و استخراج نباشند. به این معنا که گرچه مدارک زیادی احتمالا در آنها وجود داشت ولی از آنجا که روی آنها کار نشده و طبقه‌بندی هم نشده بودند، دسته‌بندی کردن آنها زمان زیادی می‌خواست. آنچه می‌گویم مربوط به دهه 70 و حدودا سال‌ها 78 است. اینکه از آن تاریخ به بعد چه بر سر آنها آمده اطلاعی ندارم.» اینها را تقی شامخی، پیشکسوت حوزه جنگل و استاد دانشگاه به خبرنگار «پیام ما» می‌گوید.
مدرکی که تقی شامخی دنبال آن بوده‌، به هر حال پیدا می‌شود اما در منزل یکی از کسانی که علاقه‌مند به این حوزه بوده است. او دراین‌باره بیان می‌کند: «متاسفانه ما بایگانی درستی نداریم. بنابراین افراد اسناد و دست‌نوشته‌هایی که به نظرشان جالب باشد را در خانه خودشان بایگانی می‌کنند. آن زمان هم سندی که مربوط به ساعی بود را یکی از دوستان در خانه داشت و به من داد و توانستم از آن استفاده کنم.»

تقی شامخی، پیشکسوت حوزه جنگل و استاد دانشگاه: متاسفانه ما بایگانی درستی نداریم. بنابراین افراد اسنادی که به نظرشان جالب باشد را در خانه خودشان بایگانی می‌کنند. آن زمان هم سندی که مربوط به ساعی بود را یکی از دوستان در خانه داشت و به من داد و توانستم از آن استفاده کنم

فارغ از انبار نارمک و خانه‌های اشخاص،‌ دو مرکز دیگر هم هستند که اسناد و مدارک مرتبط با سازمان منابع طبیعی را نگهداری می‌کنند. این استاد دانشگاه می‌گوید: «در سال‌های پایانی دهه 70 به دلیل برخی پایان‌نامه‌ها به دو مرکز و سازمان دیگر مراجعه کردم. یکی از آنها مرکز اسناد وزارت خارجه بود که سندهای بسیار ارزشمندی داشت. در این مرکز، آن زمان برای اینکه 10 نفر محقق پژوهش کنند سند موجود بود؛ از جمله اسناد مرتبط با جنگل‌های ایران در دوره قاجار، روابط خارجی با کشورهای دیگر در این حوزه و شرکت‌های خارجی که می‌خواستند در این حوزه فعالیت کنند. مرکز اسناد کتابخانه ملی هم از سندهای مرتبط با این حوزه میکروفیلم تهیه و بخشی از آنها را سازمان‌دهی کرده بود. آن سال‌ها خاطرم است در تماس‌هایی که با آنها داشتم،‌ گفتند اسناد را تا فلان تاریخ منظم کرده‌ایم. علاوه بر آن خود سازمان جنگل‌ها و وزارت کشاورزی هم یک مرکز اسناد در محله اوین داشت که لااقل آن زمان فعالیت چشمگیری آنجا دراین‌باره به چشم نمی‌خورد. آنها گرچه یک کتابخانه داشتند اما پژوهشی روی سندها انجام نمی‌شد.»
شامخی در همین رابطه به ضرورت تاسیس موزه‌ مرتبط با جنگل‌ها و آبخیزداری تاکید کرده و می‌گوید: «چنانچه کارشناسان و مطبوعات این پیگیری را انجام دهند‌، به نتایج خوبی خواهیم رسید.

وحید اعتماد، استاد دانشگاه تهران: برای اینکه بدانیم ایده نهضت سبز از کجا شکل گرفته نیاز به این اسناد داریم. صورتجلساتی که درباره موضوع تنفس و صورتجلساتی که مربوط به فعالیت‌های مختلف جنگل و مرتع و آبخیزداری هستند نیز به ما کمک می‌کنند تا بتوانیم درباره این موضوعات اطلاعات بیشتری داشته باشیم

فهم تاریخ نیاز به سند دارد
وحید اعتماد، مدیر گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشگاه تهران به «پیام ما» می‌گوید: «در دهه‌های گذشته و پیش از انقلاب هر سازمانی به صورت سالانه گزیده فعالیت‌های اجرایی، اداری، اجتماعی، مشارکتی و… را که در طول سال انجام داده بود به‌صورت کتابچه‌ای منتشر می‌کرد. در پایان هر دهه هم خلاصه مهم‌ترین اقدامات برای استفاده عموم انتشار می‌یافت. این در حالی است که این سنت از بین رفته و تا آنجا که می‌دانم تمام اسناد و مدارک بایگانی شده سازمان جنگل‌ها به عنوان بایگانی راکد به یک انباری فرستاده می‌شود.»
او می‌افزاید: «زمانی که آقای خلیل آقایی به عنوان رئیس سازمان جنگل‌ها انتخاب شد، گویی فضا نداشتند و این اسناد را منتقل کردند. درباره اینکه در منتقل کردن نظم و انضباطی که در انبار کارگزینی حاکم بوده، رعایت شده یا خیر اطلاعی ندارم.»
اسناد منتقل شده شامل چه مواردی می‌شود؟ اعتماد دراین‌باره می‌گوید: «این اسناد حاوی مکاتبات اداری و حتی اسناد و مدارکی مربوط به اشخاص می‌شود که همگی به‌عنوان بایگانی راکد منتقل شده‌اند. تفکیک این اسناد حوصله و دقت می‌خواهد، بعضی‌ از آنها ممکن است اهمیت زیادی نداشته باشد و مجموعه‌ای از مکاتبات اداری مرسوم باشد ولی بخش‌‌هایی از این اسناد از اهمیت زیادی برخوردار است. به‌عنوان مثال برای اینکه بدانیم ایده نهضت سبز از کجا شکل گرفته نیاز به این اسناد داریم. صورتجلساتی که درباره موضوع تنفس و صورتجلساتی که مربوط به فعالیت‌های مختلف جنگل و مرتع و آبخیزداری است به ما کمک می‌کنند تا بتوانیم درباره این موضوعات اطلاعات بیشتری داشته باشیم.»
به گفته اعتماد بسته به هدف هر فرد بخشی از این اسناد کاربرد دارند. او اضافه می‌کند: «مثلا من در دانشکده دنبال زندگینامه و سرگذشت اساتید هستم. این برای من خیلی مهم است که پرونده این اشخاص را پیدا کرده و به مکاتباتی که درباره این افراد بوده‌، دسترسی داشته باشم. متاسفانه بعد از انقلاب این سنت که هر ساله هر سازمانی گزارش سالانه بدهد فراموش و به این ترتیب اسناد از دسترس خارج شد. آن زمان دفاتر جنگلداری و صنایع چوب،‌ واردات،‌ صادرات و… گزارشات سالانه داشتند که به درد می‌خورند و ما برای درک تاریخ سازمان جنگل‌ها نیاز به این اسناد داریم.»
«انبار نارمک» این روزها در حال واگذاری است‌ در حالی که تاکنون هیچ مرجعی درباره اسناد موجود در آن اظهار نظر نکرده است. برخی کارشناسان امیدی به سالم ماندن این اسناد با توجه به شکل نگهداری آنها ندارند و معتقدند باید به‌جای انبار نارمک از اصطلاح موش‌دانی نارمک استفاده کرد. آنها می‌گویند در سایه بی‌توجهی مسئولان بسیاری از دست‌نوشته‌ها و اسناد سازمان منابع طبیعی نابود شده و یا در آستانه نابودی است. در مقابل گروه دیگری می‌گویند بایستی به سرعت درباره راه‌اندازی مرکزی برای نگهداری این اسناد تصمیم‌گیری شده و در ادامه سایر سندها از مراکز و سازمان‌های دیگر نیز به آنجا منتقل شود تا بتوانیم موزه‌ و مرکزی برای پژوهشگران علاقه‌مند به حوزه جنگل و مرتع در ایران داشته باشیم.

مولدسازی و انبار نارمک

ظاهرا آن‌هایی که می‌گویند مولد سازی همان خصوصی سازی سابق با نامی جدید است و با توجه به سرنوشت عملکرد دوره‌های قبلی بسیار نگران و شاکی شده‌اند؛ پر بی‌راه نمی‌گویند. به عنوان یک مثال کوچک، یکی از اموال سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور معروف به انبار نارمک در گذشته هم در معرض فروش بوده و بنا بر اخبار این بار هم در فرایند مولدسازی قرار گرفته است. در این یادداشت کوتاه دو نکته درباره مولدسازی و «انبار نارمک» آورده می‌شود.
1- این روزها درباره مولد‌سازی بسیار گفته و نوشته شده است؛ حتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بر آن نقد جدی وارد کرده‌اند. انبوه نظرات بیان شده نشان می‌دهد که افکار عمومی از این سیاست‌گذاری خشنود نبوده و با توضیح مکرر دست اندرکاران هم قانع نشده است.
فارغ از دیدگاه‌هایی که از منظر سیاسی یا حقوقی بیان شده است؛ صرفا با نگاه کارشناسی باید پرسید: چرا سند بالادستی و پیوست کارشناسی این سیاست‌گذاری (شامل جزئیات، نتایج مورد انتظار و عوارض احتمالی) قبل از تصویب برای نقد و نظر در اختیار افکار عمومی یا دست کم آگاهان و صاحب نظران قرار نگرفته تا پس از تصویب دچار این همه پرسش و ابهام نگردد؟
به خاطر بیاوریم که رئیس جمهور رئیسی، سالیان قبل در حالی که تجربیات قضایی و بازرسی طولانی مدتی را پشت سر گذاشته بودند در مورد دلیل انبوهی پرونده های قضایی فرمودند: نارسایی قانونی و ناکارآمدی اجرایی، سبب ساز ایجاد مشکل و افزودن به حجم پرونده‌های قضایی شده است.(نقل به مضمون) آیا چنین سیاستی هم چنان سرنوشتی خواهد داشت؟
2- انبار نارمک داستان غم انگیزی است. در حالی‌که مثلا در کشور انگلستان آخرین آدامس یک مربی فوتبال پس از جویده شدن در معرض هویت سازی قرار می‌گیرد؛ اینجا متاسفانه برای دست نوشته‌ها و دستورات کریم ساعی بنیان‌گذار جنگلبانی نوین ایران؛ یا گزارشات و دیدگاه‌های بزرگان جنگل و منابع طبیعی کشور چون مهندس بنان و دکتر جزیره‌ای تره هم خورد نمی‌شود. متاسفانه بسیاری از مستندات منابع طبیعی کشور از جمله کتابچه طرح‌ها، مکاتبات، گزارش بازدیدهای علمی و‌… مانند کاغذهای باطله در انبار نارمک دپو شده و اگر آن‌طور که می‌گویند تاکنون از خطر قطرات باران یا دندان موش در امان مانده باشد جای شکرگزاری دارد.
فروش انبار نارمک با هر دلیل و بهانه را می‌توان پذیرفت یا از یاد برد اما از بین رفتن تاریخ و هویت یک سازمان فراموش نشدنی و نابخشودنی است.
متاسفانه جامعه مدنی کشور هم ناتوان‌تر از آن است که در این باره دست به اقدامی بزند و دست‌کم اسناد شخصی بزرگان منابع طبیعی را که نزد ورثه باقی مانده حفظ و نگهداری نماید لذا به ناچار باز هم باید به بخش دولتی پناه برد!
امید است رئیس کنونی سازمان منابع طبیعی که بر خلاف بسیاری از اسلاف خود، از درون مجموعه بوده و لابد عرق لازم به ساختاری را که عمری در آن گذرانده دارد قبل از فروش انبار برای حفظ و نگهداری این اسناد فکری کند. مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران و دیگر مراکز مشابه چنین امکان و تخصصی در حفظ این اسناد را دارند.

مسلخ چهارپایان سوخت‌بر

موتورسوار میان بیابانی می‌راند که تا چشم کار می‌کند لاشه الاغ‌ها در آن رها شده. الاغ‌های مرده در مرز کله‌گان در تصویر بی‌شمارند. لاشه‌ها در سکوت خط مرزی رها شده‌اند و همچنان کسی تعداد آنها را نمی‌داند. محلی‌ها می‌گویند این حیوانات سوخت‌بری می‌کردند و از این مرز که در محدوده سراوان استان سیستان و بلوچستان قرار دارد، سوخت و اجناس دیگر را به خارج قاچاق می‌کردند. حالا اما جنازه‌شان بدون بار بر زمین افتاده. هرچند فیلم دو روز قبل منتشر و بسیار دیده شده، اما از زمان دقیق وقوع این اتفاق اطلاع دقیقی در دست نیست و البته این تصاویر در سال‌های گذشته هم تکرار شده است. قاطرهای بسیاری در مرز سیستان و بلوچستان به این سرنوشت دچار شدند و در غرب کشور هم اسب‌های فراوانی جانشان در این راه تمام شده است اما کشتن چهارپایان در این سال‌ها، سوخت‌بری و قاچاق را پایان نداده. در حالی که خبری رسمی درباره این اتفاق منتشر نشده و بسیاری درباره کشتن صدها حیوان سکوت کرده‌اند، معین‌الدین سعیدی، نماینده چابهار در مجلس به «پیام ما» می‌گوید: «قاچاق، شمشیری است که از پشت اقتصاد کشور را هدف قرار داده اما کولبر، سوخت‌بر و حیوانات مقصر ایجاد آن نیستند.»

 

منطقه کوهستانی مرزی کله‌گان، مال‌روست. محل گذر قاطر و الاغ‌هایی که بار بر دوش از مسیرهای سخت‌گذر عبور می‌کنند و سوخت و اجناس دیگر را به آن سوی مرز می‌برند و می‌آورند. در سال‌های گذشته هم بارها الاغ‌ها مسئول وضع قاچاق شناخته شدند و تعداد بسیاری از آنها کشته شدند. هرچند تلفات فعلی بسیار زیاد است و حداقل در عکس و فیلم‌های منتشر شده از منطقه، تا چشم کار می‌کند لاشه‌های بی‌جان رها شده‌اند اما شرایط در منطقه پیچیده است. نه کسی از تعداد حیوانات از دست رفته چیزی می‌گوید و نه از سرنوشت آنها که صاحبانشان بوده‌اند خبری در دست است.
مجلس، پیش از این در سال 95 به موضوع کشته شدن حیوانات در مبادی مرزی وارد شد. آن زمان شکور پورحسین‌شقلان، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با غیرقانونی خواندن برخورد نیروی انتظامی با متخلفان، گفته بود: «ماموران نباید اسب‌ها را بکشند، بلکه صاحبان آنها باید بر اساس قانون دستگیر شده و به مراجع قضایی معرفی شوند.» حالا بعد از گذشت شش سال، یکبار دیگر کشتن حیوانات در کله‌گان خبرساز شده و این در حالی است که معین‌الدین سعیدی، نماینده مردم چابهار، نیک‌شهر، کنارک و قصرقند در مجلس شورای اسلامی هم این حرکت را خلاف مبادی قانونی، شرعی و محیط زیستی دانسته و به «پیام ما» می‌گوید: «در سال‌های گذشته مجلس به این موضوع پرداخت اما متاسفانه نتیجه عملی درستی نگرفتیم. ما هنوز از تعداد حیوانات کشته شده در اتفاق اخیر بی‌اطلاعیم اما در فراکسیون محیط زیست و کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی در روزهای پیش رو حتما به این موضوع خواهیم پرداخت چراکه عمق فاجعه زیاد است و باید دامنه‌های این اتفاق از هر سو مورد بررسی قرار گیرد.»

آمارها از قاچاق سوخت که حالا جان بسیاری از سوخت‌بران و حیواناتشان را در سال‌های گذشته گرفته متفاوت است. سال گذشته حمیدرضا دهقان‌نیا، سخنگوی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، در یک برنامه تلویزیونی، میزان قاچاق فرآورده‌ها و مشتقات نفتی در ایران را ۹ میلیون لیتر در روز برآورد کرده بود اما برخی از کارشناسان همان زمان این رقم را تا روزانه 20 میلیون لیتر هم ارزیابی کردند. این رقم‌ها در حالی عنوان شدند که مجتبی محفوظی، نماینده آبادان‌ هم «مافیاهای پشت پرده» در این حجم از قاچاق را دخیل دانسته بود. حالا سعیدی هم می‌گوید: «بنابر آماری که استانداری سیستان و بلوچستان عنوان کرده ۸۵ درصد از قاچاق سوخت، سهمیه سوخت استان نیست و از دیگر مناطق کشور به اینجا آورده می‌شود. بنابراین جریان‌های سیستماتیک فساد پشت این ماجرا هستند و مردم مرزنشین و حیوانات هزینه‌اش را متحمل می‌شوند.»
اطلاع‌رسانی درباره این اتفاق، مانند بسیاری دیگر از موارد به سختی انجام می‌گیرد و بسیاری نگران از صحبت‌ درباره چند و چون حادثه هستند. این مورد هم مورد نقد سعیدی است. او می‌گوید: «رسانه‌ها باید بتوانند درباره این موضوع بنویسند و نقدها بیان شود. چطور چنین اتفاقی رخ داده و کسی پاسخگو نیست؟»
او می‌گوید قاچاق، شمشیری است که از پشت اقتصاد کشور را هدف قرار داده اما کولبر و سوخت‌بر و حیوانات مقصر ایجاد آن نیستند. «آمار و برآورد دقیقی از تعداد کسانی که در مرز در حال سوخت‌بری و قاچاق هستند نداریم اما افزایش مشکلات معیشتی مردم و بیکاری، بسیاری از آنها را به سمت چنین کاری کشانده و در کمیسیون امنیت ملی مجلس هم طرحی در دست بررسی است تا به ساماندهی وضعیت کولبری پرداخته شود.»

معین‌الدین سعیدی نماینده چابهار: ما هنوز از تعداد حیوانات کشته شده در اتفاق اخیر بی‌اطلاعیم اما در فراکسیون محیط زیست و کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی در روزهای پیش رو حتما به این موضوع خواهیم پرداخت چراکه عمق فاجعه زیاد است و باید دامنه‌های این اتفاق از هر سو مورد بررسی قرار گیرد

اوایل بهمن امسال، مجلس با دو فوریت بررسی لایحه ساماندهی و نظارت بر تجارت مرزی (کولبری و ملوانی) موافقت کرد و حالا باید دید این لایحه به ساماندهی وضعیت مرزنشینانی که سختی زندگی بار بر دوش خودشان و حیواناتشان گذاشته چه کمکی خواهد کرد.
الاغ‌ها از استان‌های دیگر هم به سراوان آورده می‌شوند
پنجم دی‌ماه بود که جواد رفیعی، جانشین مرزبانی استان سیستان و بلوچستان از انهدام محموله قاچاق مواد مخدر در مرز کله‌گان خبر داد و گفت: «مرزداران غیور هنگ مرزی سراوان در این عملیات موفق شدند ضمن دستگیری دو نفر متهم و مهار 9 راس الاغ حامل مواد مخدر، 320 کیلوگرم مواد مخدر از نوع حشیش را کشف کنند.» کشته شدن و یا مهار الاغ‌ها در سال‌های گذشته بارها رخ داده. نمونه دیگرش سال 99 است که بر اساس آمار منتشر شده 50 راس الاغ در همین مرز جانشان گرفته شد.

راه‌های قاچاق در استان، به گفته محلی‌ها از سه طریق است. مسیرهای مال‌رو که حیوانات در آن جنس و سوخت جابه‌جا می‌کنند. مسیر موتور رو و دیگر هم مسیر وانت و ماشین است. به این ترتیب چندین مبادی غیر رسمی برای قاچاق وجود دارد و هر بار مسیری بسته می‌شود، افراد راه جدید پیدا می‌کنند. در این میان قیمت الاغ، قاطر و هر چهارپایی که بتواند باری را جابه‌جا کند در منطقه بسیار بالاست. رونق خرید و فروش حیوانات هم زیاد است و از استان‌های دیگر هم قاطران به این منطقه آورده می‌شوند. همین هم دلیلی است که بسیاری معتقدند که کشتن الاغ‌ها، پاک کردن صورت مسئله است و تا زمانیکه در منطقه افراد شغل ثابت نداشته باشند و فقر این چنین گسترده باشد، نمی‌توان انتظار دیگری داشت.

نامه بی‌سرانجام شورای شهر تهران به سران قوا درباره آلودگی هوا

عضو شورای شهر تهران در مورد سرانجام نامه اعضای شورای شهر به سران قوا برای حل مشکل آلودگی هوای پایتخت توضیحاتی ارائه کرد. ناصر امانی در گفت‌وگو با ایسنا،‌ در مورد سرانجام نامه اعضای شورای شهر به سران قوا برای حل مشکل آلودگی هوای پایتخت، گفت: چندی قبل اعضای شورای شهر تهران طی نامه‌ای به سران قوا با اشاره به مسئله آلودگی هوا، در مورد وضعیت هوای پایتخت که آلودگی آن عمدتا ناشی از تردد وسایل نقلیه است، هشدار دادند.
او با بیان اینکه برابر اعلام پلیس راهور میزان خودروهای تردد کننده در تهران، ۸ برابر معابر است که بخش عمده‌ای از این خودروها فرسوده هستند، ادامه داد: پس به طور طبیعی حرکت در تهران به سختی خواهد بود و آلودگی هوا نیز افزایش خواهد یافت و اگر نتوانیم مسئله ترافیک را حل کنیم، موضوع آلودگی هوا نیز حل نخواهد شد به همین دلیل ما اصرار داشتیم که در برنامه چهارم توسعه شهرداری تهران چند موضوع محوری همچون حل مسئله ترافیک، با توسعه حمل و نقل عمومی است. امانی با بیان اینکه یکی از اعضای شورای شهر در تذکری اعلام کرد که تنها ۸۰ میلیارد تومان برای آلودگی هوا به تهران اختصاص داده شده است که فقط می‌شود چند متر مترو با این پول ساخت، گفت: با این پول نمی‌شود مشکل تهران را حل کرد و ما در آن نامه گفتیم که سران سه قوه باید طرحی نو ارائه دهند وگرنه مشکل آلودگی هوای پایتخت و ترافیک با این روش‌ها حل نمی‌شود. او در مورد سرانجام نامه اعضای شورا به سران قوا گفت: رئیس جمهور نامه را به ۵ وزارتخانه ارجاع دادند؛ اما این ارجاع باید اقدام عملی داشته باشد و انتظار داشتیم این دستور در بودجه ۱۴۰۲ خود را نشان دهد که نداد، چرا که وقتی بودجه به مجلس رفت، مجلس هم نمی‌تواند برابر قانون به ساختار بودجه دست ببرد و بیش از منابعی که دولت در نظر گرفته، اعتبار پیش بینی کند.

نی‌ همنوازی ارکسترال مدیون ناهید است

استاد حسن ناهید نقش منحصربه‌فردی در موسیقی کلاسیک ایرانی داشت که این نقش تا پیش از او وجود نداشته است. پیش از ناهید، حسن کسایی اسطوره نی‌نوازی بود؛ اما صرفا تک‌نوازانه. ناهید اولین نی‌نواز ارکستر بود؛ هم در ارکستر ایرانی و هم در ارکسترهای بزرگ‌تر. او اولین نی‌نواز ایرانی بود که تسلطی قابل توجه و دقیق در نت‌خوانی داشت. معروف بود به اینکه نت موسیقی را سر و ته هم بگذاری، می‌تواند از نت آخر دقیق و درست بنوازد تا به نت اول برسد که کاری دشوار است. ما نی تک‌نوازی را مدیون استاد کسایی هستیم و نی همنوازی ارکسترال را مدیون استاد ناهید.
نکته مهم دیگر درباره او این است که در تربیت شاگردان متعددی نیز نقش داشت چراکه نی ساز بسیار مشکلی است و یاد گرفتن آن برای برخی چند ماه و برای برخی چند سال زمان می‌برد. به‌تبع شاگرد تربیت کردن در این کار هم سخت است اما استاد ناهید تا همین اواخر عمر به آموزش دادن ساز نی مشغول بود.
ناهید 79 سال عمر کرد، بیش از 60 سال کار موسیقی کرد و در نوع خودش یگانه بود. ایشان مسلط به یک نگرشی بود که من به آن نگرش انسان‌گرایانه در بین موسیقیدان‌های معاصرا ایرانی می‌گویم؛ یعنی به اخلاق انسانی به اندازه خود موسیقی تاکید داشتند. از این طریق می‌توان گفت که اینها شاگردان غیرمستقیم استادان بزرگی چون حسین تهرانی بودند که بر جنبه‌های اخلاقی و انسانی تاکید می‌کردند و موسیقیدان را صرفا یک نفر عنصر اجرایی یا تکنسین نمی‌دیدند و برای موسیقیدان وجوه انسانی قائل بودند. استاد ناهید نیز از آن دسته هنرمندانی است که گفتار و کردارش یکی بود و خاطرات خیلی خوبی از لحاظ مردم‌داری، بردباری و خوشرویی در بین افراد باقی گذاشته است و تاثیر انسانی او کمتر از تاثیر هنری‌اش نبوده است.

حکایتی که با نِی داشت

|پیام ما|«10 ساله بودم که تصادفا از رادیو مغازه‌ای صدای نی استاد کسایی را شنیدم و شیفته این صدا شدم. منتها مشکل این بود که تنها نوازنده نی مطرح در سال 1332 استاد کسایی بودند و این ساز جز در اصفهان در هیچ شهر دیگری پیدا نمی‌شد. با هر مکافاتی بود رفتم اصفهان و یک ساز تهیه کردم.» این جملات را حسن ناهید، موسیقیدان و پیشکسوت نی‌نوازی در یکی از مصاحبه‌هایش گفته است. این موسیقیدان در 27 بهمن‌ماه درگذشت. او در روزگاری که نی جایی در موسیقی ارکسترال ایرانی نداشت به این ساز رسمیت بخشید.

 

حسن ناهید در سال ۱۳۲۲ در کرمان زاده شد. پدرش ارتشی بود و این اتفاق باعث شد که خانواده‌اش در ماه‌های ابتدایی تولدش به شیراز مهاجرت کنند و اینگونه بود که بخشی از کودکی حسن ناهید در این شهر سپری شد. ناهید فراگیری موسیقی را در سنین کودکی و از ۱۰ سالگی آغاز کرد و چند سال بعد زمانی که ۱۶ ساله بود در اردوی رامسر رتبه اول را میان نوازندگان ایرانی کسب کرد. خود او در مصاحبه‌ای درباره این سفر و سال‌های بعد از آن گفته بود: «سال 1338 در اردوی رامسر در این ساز رتبه اول شدم و ما را به مدت دو ماه به اروپا فرستادند. سال 39 آمدم تهران. خوشبختانه در تهران با مهدی کمالیان آشنا شدم. او مرا خدمت علی‌اصغر بهاری و استاد سعید هرمزی برد و با آنها آشنا گردد. به من گفتند نت می‌دانی؟ گفتم در شیراز کسی نبوده به من یاد دهد. مرا بردند خدمت استاد حسین دهلوی. هفته‌ای یک روز بدون اینکه یک دینار پول دهم با من کار کردند. بعد از دو سه ماه به من گفتند فردا بیا تالار فارابی. وقتی رفتم دیدم یک ارکستر 30 نفره به رهبری مرحوم نصرت‌الله گلپایگانی نشسته‌اند. همان نتی را که می‌نواختند گذاشتند جلوی من. تعجب کردند که نی می‌زنم و با نت هم می‌زنم. در نهایت در آن ارکستر قبول شدم. ارکستر مرحوم گلپایگانی اولین ارکستری بود که با آن کار کردم.»
به گزارش خانه موسیقی ایران، او همچنین در ارکسترهای درویش در رادیو و ارکستر رودکی همکاری داشت. در سال ۱۳۴۱ توسط حسین قوامی به برنامه «گل‌ها» دعوت شده و همکاری خود را در این برنامه آغاز کرد. او در فرهنگ و هنر نیز با ارکستر فرامرز پایور شرکت کرد که بیست سال این همکاری ادامه یافت. در سال ۱۳۹۲ مدرک درجه یک هنری به حسن ناهید اهدا شد و در بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر مورد تقدیر قرار گرفت.

حسن ناهید فراگیری موسیقی را در سنین کودکی و از ۱۰ سالگی آغاز کرد و چند سال بعد زمانی که ۱۶ ساله بود در اردوی رامسر رتبه اول را میان نوازندگان ایرانی کسب کرد

آشنایی با حسن کسایی
فروغ بهمن‌پور، نویسنده کتاب «چهره‌های ماندگار» در این اثر دو جلدی، با حسن ناهید گفت‌وگویی داشته است. به گزارش ایلنا، ناهید در این گفت‌وگو درباره نحوه ورودش به موسیقی این‌طور توضیح داده است: «زمانی که فقط ۱۰ سال داشتم تحت تاثیر نوای نی کسایی قرار گرفتم. من که شیفته استاد بودم در راه مدرسه جلوی مغازه‌هایی که رادیو داشتند می‌ایستادم و صدای ساز او را می‌شنیدم. روزی به این فکر افتادم که یک نی تهیه کنم، ولی ما در شیراز زندگی می‌کردیم که آنجا فقط نی چوپانی بود؛ بالاخره سال ۱۳۳۲ به همراه یکی از اعضای خانواده به اصفهان رفتم و نی خریدم، بعد که به شیراز آمدم آنقدر با خودم کلنجار رفتم تا توانستم صدایی از آن دربیاورم. هر روز جلوی مغازه می‌ایستادم و زمانی که صدای ساز استاد پخش می‌شد آن نواها را در حافظه‌ام نگه می‌داشتم.»
او در ادامه همان گفت‌وگو به مشکلات و مصائبی می‌پردازد که در ادامه فعالیتش خلل ایجاد کرده است. او گفته: «پدرم نظامی و مذهبی بود و با موسیقی به شدت مخالف بود. به ناچار من سه، چهار لحاف روی سرم می‌انداختم و بعد شروع به تمرین می‌کردم و یک روز که مشغول نواختن بودم، پدرم زودتر به منزل آمد و نی را گرفت و شکست.»
ناهید پس از این اتفاق به حسن کسایی نامه‌ای می‌نویسد و ماجرا را برای او توضیح می‌دهد. کسایی نیز در جواب او می‌نویسد: «بچه جان برو درست را بخوان.»
سال‌ها بعد، زمانی که حسن ناهید میهمان حسن کسایی است، کسایی نامه را پس از ۵۰ سال به او نشان می‌دهد.
ناهید در یکی از خاطراتش درباره ملاقات با کسایی گفته است: «یک بار نامه‌ای نوشتم به آدرس رادیو برای استاد کسایی که ایشان در نهایت لطف و محبت به من جواب دادند. دو سه سال بعد رفتم خدمت ایشان و مرا راهنمایی کردند. به یکی از شاگردانشان که هم نی می‌نواخت و هم می‌ساخت گفتند که دو تا نی به من بدهد. آن موقع نمی‌دانستم دو تا نی برای چیست. بعدا فهمیدم که چون نی کوک نمی‌شود برای کوک‌های مختلف از نی‌هایی با طول‌های مختلف استفاده می‌کنند.»

حسن ناهید مدت‌ها پس از فراگیری آموزش‌های لازم در عرصه نوازندگی نی در ارکستری با همراهی هنرمندانی چون اسدالله ملک، منوچهر جهانبگلو، فرهنگ شریف و محمودی خوانساری و تعدادی دیگر به اجرای برنامه پرداخت. او در همان دوران فعالیت‌هایی در ارکستر «درویش» رادیو داشت و سپس برای شرکت در ارکستر رودکی متشکل از ابراهیم منصوری، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی، احمد عبادی، رضا ورزنده، علی اصغر بهاری و فرهاد فخرالدینی دعوت و به فعالیت در این مجموعه مشغول شد

پیش از ناهید هیچ نوازنده نی‌ای در ایران نبود و مردم نیز با این ساز آشنایی نداشتند و نمی‌دانستند نی چیست. به گفته این موسیقیدان فقط حسن کسایی بود که او هم در هیچ ارکستری به علت اینکه نت نمی‌دانست فعالیتی نداشت. کسایی نوازنده سولیست بود و فقط گاهی با جلیل شهناز و تاج اصفهانی همنوازی می‌کرد.
فعالیت با ارکسترهای مختلف
به گزارش ایرنا، او مدت‌ها پس از فراگیری آموزش‌های لازم در عرصه نوازندگی نی در ارکستری با همراهی هنرمندانی چون اسدالله ملک، منوچهر جهانبگلو، فرهنگ شریف و محمودی خوانساری و تعدادی دیگر به اجرای برنامه پرداخت. او در همان دوران فعالیت‌هایی در ارکستر «درویش» رادیو داشت و سپس برای شرکت در ارکستر رودکی متشکل از ابراهیم منصوری، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی، احمد عبادی، رضا ورزنده، علی اصغر بهاری و فرهاد فخرالدینی دعوت و به فعالیت در این مجموعه مشغول شد.
نوازندگی در ارکستر «صبا» به رهبری حسین دهلوی، نوازندگی در ارکستر گروه «پایور» به سرپرستی فرامرز پایور، برگزاری کنسرت در کشورهای ترکیه، بلغارستان، یوگسلاوی، ایتالیا، فرانسه، بلژیک، هلند، آلمان و اتریش، انتشار آلبوم «گل و نی» شامل تکنوازی نی و دو نوازی با تنبک در دستگاه نوا، شوشتری و ماهور، انتشار آلبوم «آوای نی» شامل تک نوازی در دستگاه‌های بیات ترک، بیات اصفهان، ابوعطا و مخالف سه گاه بخشی از فعالیت‌های زنده‌یاد حسن ناهید در عرصه موسیقی است.
خاطراتی از ناهید در کتاب «نگاهی به موسیقی در ایران»
کتاب «نگاهی به موسیقی در ایران» شامل گفت‌وگوهایی از شکرالله رحیم خانی با تعدادی از هنرمندان موسیقی ایرانی است. این کتاب نگاهی به موسیقی در ایران منتخبی از گفت‌وگوهای نگارنده با تعدادی از فعالان و هنرمندان عرصه موسیقی کلاسیک و اصیل ایرانی است که طی سال‌های فعالیت و همکاری با مطبوعات داخل کشور از سال‌های ۱۳۷۹ تا ۱۳۹۳ و طی مدت زمان بیش از یک دهه تهیه و تعدادی از آنها در روزنامه‌ها و مجلات رسمی داخل کشور مانند روزنامه‌های؛ ایران، همشهری، شرق، بهار و ماهنامه موسیقایی مقام و… قبلا چاپ و منتشر شده است.
به گزارش خانه موسیقی ایران، فصل سوم این کتاب به خاطرات و دیدگاه‌های کامبیز روشن روان، مجتبی میرزاده، حسین خواجه امیری (ایرج)، ارفع اطرایی، حسن ناهید، منوچهر همایون پور، هنگامه اخوان، بزرگ لشکری، حسین دهلوی، فخری ملک‌پور، منصور نریمان، فضل الله توکل، فریدون حافظی، هوشنگ ظریف، مصطفی کمال پورتراب، معروف صفرزاده، پروین صالح، گیتی وزیری تبار، ملیحه سعیدی، محسن راسخ، حسن زادخیل، رضا ژاله، شهریار فریوسفی، یوسف پوریا، فریبا جواهری، داود یاسری به همراه یادنامه پیرنیا موسس برنامه گل‌های رنگارنگ اختصاص دارد.