تاثیر قصه بررشد مهارت‌های زندگی در کودک

منتشر شده در صفحه فرهنگ و هنر | شماره 587

تاثیر قصه
بررشد مهارت‌های زندگی در کودک
مژگان مددی
قصه راه ارتباطی انسان با جهان پیرامون خویش است.شرح آرزوها شکست ها و نا کامی های بشری.انسان برای فراراز محدودیت ها ،ناامیدی ها وتنهایی هایی که فرایش گرفته اند افسانه ها ،قصه ها و متل ها را می آفریند.
بیان قصه ها برای انسان تنها سرگرمی وآرزومندی نیست بلکه آدمی کوشیده است ازاین نوع نگرش وگفتار روایت هایی خلق کند که بتواند به شکل تمثیلی مورد استفاده قرار گیرد .و از آن به عنوان راهی برای تربیت فرزندانش بهره جسته است.
ادبیات کودک هم جنبه ی سرگرمی و خلاقیت دارد و هم تعلیمی.افلاطون در این باره می گوید :«باید پرستاران و مادران را وادار کنیم فقط حکایاتی را که پذیرفته ایم برای کودکان نقل کنند و متوجه باشند پرورشی را که روح اطفال ازراه گفتن حکایات به دست می آورند،به مراتب بیشتر از تربیتی است که جسم آنها با ورزش پیدا می کند»قصه گویی به عنوان روشی برای آموزش ارزش های اجتماعی و اخلاقی در همه ی جوامع مورد استفاده قرار گرفته است.
زبان قصه ها زبانی ساده و قابل فهم است ؛درون مایه ی اصلی قصه ها آرزوها ی انسان بوده است .همزاد پنداری با خواندن وشنیدن قصه ها باعث می گردد بشر راه های خلاقانه ای برای حل مشکلاتش بیابد.
در قصه تمایلات درونی فرد تجسم خارجی می یابند؛و چهره ها و حوادث قابل فهم می شوند،در طب سنتی برای فردی که گرفتار مشکل شده بود قصه ای تعریف می کردند و از او می خواستند درباره ی آن و راه های حل مشکل فکر کند تا ماهیت دشواری ها را درک کند و بتواندراه حلی برای آن بیابد.
قصه ها هم شادی آفرینند هم آموزنده اند .ماهیت باور پذیری قصه برای کودک این اجازه را به او می دهد که دنیای بیرون را با آن تطبیق دهد ،کودکی که در می یابد در شرایط سخت پری ها به آدمی کمک می کنند می تواند به قدرت و نیروی دعا کردن ایمان بیشتری داشته باشد.کودکی که در جریان قصه در می یابد یک دیو زشت سیرت می تواند تبدیل به انسانی زیبا رو گردد قطعا بهتر می تواند به یک همکلاسی وهمراه تازه وارد اعتماد کند.
قصه ها آموزش مهارت های زیستی هستند .این موضوع نه تنها در قصه های عامیانه مورد توجه قرار گرفته است بلکه بزرگان ادب نیز در ادبیات تعلیمی به آن توجه داشته اند .نمونه های بی نظیر آن کلیله ودمنه ،مرزبان نامه،مثنوی حضرت مولانا جلال الدین بلخی،حکایات گلستان و بوستان سعدی علیه رحمه و…است.
کودک با گوش سپردن و خواندن قصه به توجه و دقت به محیط پیرامون خود می افزاید ویاد می گیرد درباره ی هر موضوع یا پدیده ای بیشتر فکر کند.اصولا چون بیان داستانی بیانی غیرمستقیم است شیوه ای بهتر از نصیحت کردن یا سرزنش کردن یا توضیح دادن برای کودک به حساب می آید.
از نتایج قصه خوانی اشنا سازی کودک با مهارتهای اجتماعی است ضمن انکه نفس عمل قصه خوانی خودموجب نزدیک شدن والدین به کودک شده و عملی اجتماعی عاطفی محسوب می گردد؛چه بسا کودک در جریان قصه خوانی و گوش کردن به داستان سوالاتی بپرسد که خود گره های عاطفی برای او محسوب می شده همچنین کودک می تواند با تغییر روند حکایت دست به خلاقیت بزند وهمین طور این خلاقیت دریچه ای برای ورود به دنیای کودک است.همچنین خواندن داستان به شکل گروهی می تواند بسیار دلپذیر باشد،قرار گرفتن کودکان در نقش های مختلفی که در داستان وجود دارد و هم نوایی همراه با آو از و موسیقی روشی بسیار مورد پسند جهت شناخت ودرک نقش های اجتماعی ،برقراری روابط انسانی ،درمان اشفتگی ها و از هم گسیختگی های روانی و رشد خلاقیت است که در کشورهای پیشرفته مورد استفاده قرار می گیرد.
داستان می تواند کودک را به کشف هویت و معنای زندگی خویش هدایت کند ونیروی کودک را تقویت نماید.جون گلیزر درباره ی تاثیر ادبیات می گوید:«ادبیات در رشد عاطفی کودکان سهیم می شود.سهم ادبیات در بروز احساسات و عواطف وبه دست دادن تصویری از این احساسها و شناسایی آنهاست.»این تجربیات ،تمایلات ومذاق فلسفی و ادبی کودک را شکل می دهد و بعدها الگویی برای مطالعات او به شمار می روند.جورج شانون می گوید:«انسان در دوران کودکی به ارزشهای ادبیات دست می یابد و تاثیر عمیق آن در بزرگسالی پدیدار می شود.»
کودک به ان چه می شنود واکنش نشان می دهد و این واکنش به رشد خلاقیت های اجتماعی ،اخلاقی و زبانی او کمک می کند .قصه گویی و داستان خوانی راهی برای پرورش انسان و ورود به دنیای کودک به شمار می رود.

89

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 5
  • امروز: 405
  • دیروز: 420
  • هفته: 6,136
  • ماه: 15,216
  • سال: 75,983