فاجعه محیط زیستی به مردابهای عراق رسیده، گاومیشداران شاهد مرگ دامهایشان هستند و نخلداران، مرگ نخلها را به چشم میبینند
از بصره تا بغداد؛ مردابها بیابان شدند
رودخانهها و دریاچههایی که از زمان تمدن بینالنهرین، جوامع را گرد هم آوردند، در حال مرگند و خشکسالی، آوارگی و درگیری را تشدید کرده است
۱۳ بهمن ۱۴۰۱، ۰:۰۰
|پیام ما| گلههای کوچک گاومیش در گل و لای مرداب غوطهور بودند. برآمدگی پشتشان روی سطح آب، مثل زنجیرهای از جزایر سیاه بود که رودخانه توس را فرا میگرفت. توس شاخهای از دجله است که به باتلاقهای هویزه در جنوب عراق سرازیر میشود. گاومیشها با چشمهای غمزدهشان به قایق زل زده بودند و با فریاد «هی، هی» قایقران، راه را باز کردند. در سمت راست ساحل، یک مرکز فرهنگی به سبک سنتی ساخته شده بود؛ با طاقهای بلند از جنس نی. از زمان ثبت این نیزارها در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال 2016، شمار زیادی از گردشگران عراقی و تعداد انگشتشماری از خارجیها، اینجا را برای خدماترسانی به گردشگران ایجاد کردند. چندصدمتر جلوتر از اینجا، قایق در گل و لای مردابی کمعمق فرورفت؛ جایی که حواصیلهای کوچک و کشیمها، در آب ایستاده بودند و آب به سختی به نیمه پاهای چوبمانندشان میرسید. ناگهان صحنهای ویرانگر به نمایش درآمد: دو سال بعد، آن گستره بزرگ مردابی که مملو از ماهی بود و گاومیشها در آن تنی به آب میزدند، به بیابانی هموار تبدیل شده بود. زیر آفتاب سوزان، باد داغ، بوتههای خشک را بر زمینی که ترکهای عمیق زخمیاش کرده بود، میغلتاند.
نابودی نزدیک به 3000 کیلومتر مربع از این اکوسیستم منحصربهفرد نمونه کوچکی از فاجعه محیط زیستی بیسابقهای است که در عراق رخ داده. رودخانهها و دریاچههایی که از آغاز تمدن، جوامع کشاورز را گرد هم آوردند، در حال خشکیدناند. ذخایر آبی عراق به نصف کاهش یافته و در همین حال وزارت منابع آب این کشور تخمین زده که در دهه آینده، یک چهارم آب شیرین عراق از بین خواهد رفت.
غیث عبدالاحد در گاردین نوشته است: در استان موصل و مناطق اطراف آن، دو فصل خشکسالی متوالی، بخشهای وسیعی از مزارع گندم و جو را به زمینهای بایر بدل کرده و از آخرین برداشت محصول، 90 درصد از بین رفته است. مقامات رسمی میگویند این روند تا فصل بعد ادامه خواهد داشت.
با خشک شدن کانالها و رودخانهها، کشاورزان شروع به حفر چاه کردند؛ بیتوجه به اینکه استفاده بیرویه از آبهای زیرزمینی، باعث افت شدید کیفیت و سطح آب میشود. دریاچه ساوه در جنوب سماوه (استان مثنی) به دلیل حفر چاههای غیرمجاز ناپدید شده است. در همین حال، توفانهای عجیب شن که شهرها را در هم میکوبد و خاک را فرسایش میدهد، بهدنبال از بین رفتن پوشش گیاهی به یک رویداد تکراری تبدیل شده است. سالانه 40 هزار هکتار از پوشش گیاهی به دلیل بیابانزایی از بین میرود.
خشکسالی همچنین دهها هزار نفر را آواره میکند؛ کشاورزان بهناچاری زمینهای خود را رها کرده و به حاشیه شهرهای بزرگ مهاجرت میکنند و در کانکس مستقر میشوند. همین روند به تخریب بیشتر زمینهای کشاورزی و بروز بیابانزایی دامن زده است. در کشوری با وضعیت امنیتی شکننده، مملو از شبهنظامیان مسلح و فراوانی سلاح، اختلاف بر سر آب و حفر بیرویه چاه، درگیریهای محلی را شکل میدهد. دلایل وقوع این بلایای محیط زیستی متعدد اما به هم مرتبطند: افزایش دما، ثبت کمترین میزان بارش به دلیل تغییر اقلیم و همینطور کاهش شدید میزان آب ورودی از کشورهای بالادست در حالی که ترکیه با شبکه گسترده سدهایش در دجله و فرات سهم عراق را تا 60 درصد کاهش داده و ایران، انشعابات و رودخانههای دیگر را منحرف کرده است.
بر اساس گزارش ارزیابی ششمین چشمانداز جهانی محیط زیستی (GEO-6) از سوی سازمان ملل، عراق پنجمین کشور آسیبپذیر جهان از نظر دسترسی به آب و غذا و قرارگرفتن در معرض دمای شدید طبقهبندی میشود. بانک جهانی تخمین میزند که تا سال 2050 میانگین دما 2 درجه سانتیگراد افزایش مییابد و بارندگی هم تا 9 درصد کاهش مییابد. جمعیت عراق، که برای مصارف کشاورزی، نوشیدنی و بهداشت کاملا به دجله و فرات و سایر رودخانههای کوچکتر وابسته است، در دو دهه گذشته تقریباً دوبرابر شده است. با این حال در کشوری که فساد و سوءمدیریت در آن میتواند وضعیت وخیم را به فاجعه بدل کند، بهکارگیری روشهای قدیمی آبیاری و زیرساختهای فرسوده، منابع آب باقیمانده را هدر میدهد و آلوده میکند.
تعصب سنتی
عراق روزگاری اینگونه نبود. صنعتی شدن و کشاورزی بیرویه آغاز روند نابودی بود و به دنبال آن جنگها شکل گرفت و این روند با حمله صدام حسین به مردابهای عراق در دهه 1990 میلادی و وقوع خشکسالی کنونی به اوج خود رسید. در طول این دههها، مقامات دولتی – از افسر استعمارگر انگلیسی گرفته تا گارد جمهوریخواه صدام- این مرداب و نیزارها که اکنون در فهرست میراث یونسکو ثبت شده را پناهگاه مخالفان قدرت مرکزی میدیدند؛ بردگان آفریقایی که در قرن نهم قیام کردند تا کمونیستها و شورشیان اسلامگرا در دوران مدرن و همینطور گروهی از فراریان نظامی که از سربازی اجباری گریختند. این رویکرد به مردابها به عنوان مکانی خطرناک و محل زندگی راهزنان، باعث تحقیر اعراب مرداب شد.
دکتر حسن الجانبی، وزیر سابق منابع آب و کارشناس محیط زیست میگوید: «اینجا یک فاجعه انسانساز رخ داده و مردابها بهدلیل درک نادرست از اقلیم منحصربهفرد و اهمیت فرهنگی منطقه، قربانیان آشکار آن هستند. نابود کردن این مردابها، بخشی از تعصب سنتی شهر نسبت به روستاها و همینطور به جایگاه ویژه ساکنان مرداب است که به دلیل پرورش گاومیش همیشه قربانی تبعیض بودهاند.» او اضافه میکند: «صدها آبراه غیرقانونی، آب را به زمینهای افراد بانفوذ هدایت میکند تا در استخرهای پرورش ماهی یا برای آبیاری زمین استفاده کنند. این در حالی است که ما 80 درصد گاومیشها را به دلیل سوء مدیریت از دست دادهایم.»
در حالی که کشاورزی سهمی 65 درصدی در مصرف آب کشور عراق دارد، خشکسالی شدید باعث افزایش رقابت شده و منافع جوامع ضعیف، همچون مردابنشینان، قربانی منافع افراد قدرتمند میشود.
احیای مردابها فراموش شد
تصویر خشکسالی و ویرانی در شبایش -مردابهای مرکزی حوضه فرات- تکرار میشود. آنچه روزگاری شبکه گستردهای مردابها بود، امروز به چند حوضچه جدا از آب شور راکد در چشمانداز بیابان تبدیل شده که ماهیها در آن میمیرند.
در کنار یکی از مردابها، عبدالستار و دو پسرش، از گرما به اتاق گلی کوچکشان پناه بردهاند. در ماههای گذشته دهها گاومیش او مرده و آنهایی که زنده ماندهاند، لاغرتر از آنند که فروخته شوند. او میگوید: «در این خشکسالی، گاومیشها در مرداب سیر نمیشوند و به علوفهای که من میگیرم، وابستهاند.» هر گاومیش نیم تن در هفته علوفه میخواهد. «من به سختی میتوانم نیمی از این مقدار را تامین کنم. گاومیشهای مادر حتی برای گوسالههای خود شیر ندارند.» گاومیشها از نوشیدن آب بسیار آلوده امتناع میکنند. عبدالستار ناچار است برای خرید آب آشامیدنی به شهر مجاور برود و آب را بین خانواده و گاومیشهایش تقسیم کند. مردابهایی که او گاومیشهایش را در آنها پرورش میداد، یک بار قبل هم در سال 1994 خشکیده بود. او در آن زمان جوان بود و همراه خانوادهاش در ساحل دجله در جنوب بغداد پناه گرفتند و زمانی برگشتند که پس از سرنگونی صدام، احیای مردابها به یک اولویت سیاسی تبدیل شد. او حالا میگوید: «احیای مردابها تنها چیزی بود که پس از تغییر رژیم بهدست آوردیم. اما اکنون حتی این هم از دست رفته است.»
نخلها و گاومیشهای مرده
در سیبا، در جنوبیترین نقطه عراق، فاجعه شکل دیگری به خود میگیرد. در کرانههای غربی شطالعرب (اروندرود در مرز ایران و عراق)، آبراهی که از بههم پیوستن فرات و دجله تشکیل شده بود، روزگاری نخلستانها انبوه و مزارع، حاصلخیز بودند. سیبا در سالهای جنگ ایران و عراق، به خط مقدم و میدان نبرد جنگ هشتساله تبدیل شد. رفتهرفته این نقطه، پر از سنگر شد و مزارع با سیم خاردار پوشانده شدند. در آن سالها بمباران توپخانهها و عبور تانکها، نخلستانها را ویران کرد. اما با پایان جنگ، مردم بازگشتند و احیای زمینهای خود را از سر گرفتند و نخلستانها را بازسازی کردند.
ریدا، کشاورز جوان منطقه، در حالی که به فلرهای روشن پالایشگاه آبادان در آن سوی آبراه اشاره میکند، میگوید: «در دهه 90، از اینجا نمیشد آبادان را دید.» همه چیز پس از سال 2004 شروع به تغییر کرد؛ زمانی که با کاهش سطح آب جاری در دجله و فرات، آب شور خلیج فارس در شطالعرب نفوذ کرد و در سال 2018 به وقوع ناآرامیهای گسترده انجامید. یکی از مقامات سیبا میگوید که از سال 2009 وضعیت فاجعهبار بوده و بیشتر زمینهای کشاورزی با شوری آب نابود شدهاند. به گفته او آنچه در شمال عراق به خشکسالی انجامیده، در اینجا هم منعکس شده است. «از تاثیر گرمایش جهانی گرفته تا کاهش ورودی آب دجله و فرات بهدست ترکیه، انحراف رودخانههای فرعی مانند کارون و تخلیه فاضلاب خام و مواد شیمیایی صنعت نفت به شطالعرب. حتی استانهای بالادست هم به دلیل افزایش جمعیت، سهم بصره از آب شیرین را میگیرند.» شوری زیاد آب باعث مرگ نخلها شده است. به گفته او از یک میلیون نخل در دهه 1970، اکنون کمتر از دههزار نخل باقی مانده است و در همین حال فروپاشی محیط زیستی، تنشهای قدیمی میان گروههای مختلف را تشدید کرده است.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
بازگشت ناتمام به زندگی
پیشرفت گفتوگو زیر سایه بیاعتمادی
صلح یا تداوم جنگ؟
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید