تا رئیس جمهور بیاید

1394/10/27

تا رئیس جمهور بیاید
محسن جلال پور
در سالن اجلاس سران نشسته و منتظریم تا رئیس جمهور سخنرانی کنند.تا ایشان بیایند،گذشته را مرور می کنم.چقدر سخت گذشت.بیشتر مردم هرگز دوست ندارند به آن سال ها بازگردند.من هم همین طور.یاد آن دوره با همه مختصات خوب و بدش،مثل خوردن دارویی تلخ است.تلخ اما تاریخ مصرف گذشته.
نشسته ام این جا و منتظرم رئیس جمهور بیاید و رسما بگوید که آن دوره گذشته است.یعنی خواب نمی بینم؟ یعنی بیدارم؟یعنی آن دوره گذشته است؟
یاد پیرمردهای قدیمی شهرمان کرمان می افتم.حالت آنها را دارم. همان ها که بیشتر عزیزانشان را در حادثه و زلزله و طاعون و مرگ طبیعی از دست دادند و حالا برایشان یک مشت خاطره تلخ باقی مانده.می دانید در سال های گذشته نظاره گر مرگ چند بنگاه اقتصادی بوده ایم؟ می دانید چقدر کارگر از کار بیکار شده اند؟ می دانید به بهانه تحریم چقدر از منابع کشور دود شد؟ می دانید به بهانه دور زدن تحریم پای چه افرادی به شرکت های ما باز شد؟ می دانید چند بنگاه ما زمین گیر شد؟می دانید بروکرات ها به بهانه تحریم چه بر سر فضای کسب وکار ما آوردند؟
تا رئیس جمهور بیاید سال هاي ٩٠و٩١و ٩٢ را مرور مي كنم كه هرروز به شکلی سورپرایز می شدیم.گویی عده ای مأموریت داشتند هر روز شوکی به این اقتصاد وارد کنند.می پرسیدیم چرا؟ می گفتند به خاطر تحریم ها.
می گفتیم این چه استدلالی است؟ ما هم مدافع سیاست های نظام در بحث هسته ای هستیم اما این چه کاری است که شما به بهانه آن انجام می دهید؟ می گفتند هیس. سخن گفتن جایز نیست.
هر روز شاهد اتفاقي جديد،مانع ومشكلي جديد وقانون، بخشنامه ومصوبه ودستورالعمل جديدي بوديم.
تا رئیس جمهور بیاید پیش خودم می گویم چه روزهای بدی بر ما گذشت.روزهای شوک و حیرت.روزهای غصه و حسرت و روزهایی که امیدوارم هرگز دوباره تکرار نشوند.
تا سخنرانی رئیس جمهور آغاز شود،پیش خودم فکر می کنم اوضاع می توانست طور دیگری باشد. به تابلوی بزرگ مقابلم نگاه می کنم. به مردی که نگاهش حتی در نقاشی هم نافذ است . خدا را شکر می کنم. پیش خودم می گویم آقا همه این ها را مدیون درایت شما هستیم.سایه تان مستدام.

کرمان
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.