محمد رضا واحدی شاعر و روزنامه نگار در گفت و گو با پیام ما: سال‌هاست که شعرم را زندگی می‌کنم!

منتشر شده در صفحه صفحه اول542 | شماره 542

محمد رضا واحدی شاعر و روزنامه نگار
در گفت و گو با پیام ما:
سال‌هاست که شعرم را زندگی می‌کنم!

در نسل خودش از قدیمی های شعر جیرفت است محمد رضا واحدی متولد جیرفت،شاعر و روزنامه نگار ، چندین دوره دبیر انجمن شعر سبزواران و شاعر برگزیده جشنواره های مختلف بوده است اخیرا مجموعه شعر« آفتاب اول مرداد» از او چاپ و منتشر شده است آن چه در پی می آید پاسخ های محمد رضا واحدی به پرسش های من است.
جناب واحدی اخیرا مجموعه شعر «آفتاب اول مرداد» از شما به چاپ رسیده. با وجود دو دهه حضور در عرصه شعر، دلیل این همه تاخیر چیست؟
تا نیمه های دهه هفتاد نوعی از غزل تحت تاثیر شاعران حوزه هنری مثل سهیل محمودی و سعید بیابانکی و محمدکاظم کاظمی و …. غالب بود. شعری که با ظهور نسل نوجویی مثل محمدسعید میرزایی، هادی خورشاهیان و مهدی موسوی رو به افول گذاشت. غزل به اصطلاح فرم که آمد غزل های پیش از آن به کسادی استقبال و توجه خورد. و این گونه بود که دو دفتر غزل روی دست من ماند! با همه ی دلبسستگی های عاطفی که به آنها داشتنم!
شعر در شما پاسخگوی کدام چرا و یا دغدغه است؟
شعر برای من سایبان آرامش است. در دغدغه ی سر به سرسام انسان معاصر! مجال اندکی برای گریز از روابط قراردادی بی عاطفه و زبان نفهم امروزی.
جنابعالی چندین دوره رییس انجمن شعر سبزواران بودید. با این تجارب، امتیازات و آسیب های شعر جیرفت را چه می بینید؟
وجه ممیزه ی هنر، ادبیات و شعر در حوز ی فرهنگی هلیل رود می تواند تکیه بر عناصر بی بدیل بومی آن باشد. حال شاعران این حوزه چه مقدار از این خوان بی دریغ واژگان و باورها و فرهنگ هفت هزار ساله بهره برده اند جای سوال است. اگر داستان و شعر چوبک و آتشی مهمان شروه و شرجی بوشهرت می کند، اگر با نوشته های دولت آبادی وجب به وجب خاک و فرهنگ دیرسال خراسان بزرگ را لمس می کنی حیف است ادبیات مکتوب ما این چنین از خلا هویتی رنج ببرد! المانی که البته منصور علیمرادی از آن بهره برد تا منصور شود.
خوانش شما از شعریت چیست؟ یک شعر موفق چه عناصری باید داشته باشد؟
شعریت فاصله متن ادبی با شعر است. با تکیه بر مصالحی که شاید خواننده عادی از آن سر در نیاورد ولی فرق شعر را از ناشعر می شناسد. شعر اگر بخواهد دلنوشته نباشد باید بر شالوده ای از لایه های آوایی، نحوی، سبک شناسی ، استعاره، سمبل، نماد، اسطوره و حتی زیست جهان بنا شود. همان دنیای عام مشترکی که همه ی ما در آن سهیم هستیم! عنصری که شاید این روزها مغلوب فردیت افراطی شاعر معاصر شده است.
شعر آزاد دهه هفتاد چه فرصت ها و تهدیدهایی را برای شعر این مرز و بوم داشت؟
تغییر نسلی که به لحاظ فرهنگی و اجتماعی در این دهه اتفاق افتاد تقریباً همه حوزه ها را در گیر کرد. از جمله شعر آزاد . نسل کم حوصله حاضر تحمل زبان فخیم شاملورا نداشت. شاعر خودش و شعر خودش را می خواست شعری که بدون توسل به اسطوره ها که تاریخ شان تمام شده بود بدون دخیل بستن به چگوارا و اسطوره های چپ وطنی، شعری می خواستند که در لحظه حالشان را خوب کند.
آسیب مهم این گونه شعری می تواند افتادن در ورطه یک رومانتسم سطحی باشد.
با توجه به این که درعرصه های اجتماعی هم حضور دارید آیا به شعر اجتماعی به معنی خاص آن اعتقاد دارید. شعر چقدر می تواند جهان را تغییر دهد؟
چند سالی کار مطبوعاتی و حضور در عرصه های اجتماعی به من آموخت که بین تأثیر بطئی ادبیات و حرکت های عجول سیاسی و اجتماعی تفکیک قائل شوم. به تأثیر عمیق و آرام ادبیات در کنش های اجتماعی معتقدم ولی به تأثیرآنی و ملموس آن چندان نه آن گونه که شاملو می خواست با شعر خود هم دوش شن چوی کره ای جنگ کند….!
در سرودن یک شعر بیشتر به قریحه و ذات شاعرانه باور دارید یا به تکنیک، کوشش و مطالعه؟
در این کشور گل و بلبل قریحه شاعری را تقریباً همه دارند. می ماند تکنیک و مطالعه و عرق ریزی که شاعر خوب را از بد جدا می کند.
یک سؤال قدیمی: فرم یا محتوا و مضمون؟
فرم، فرم و باز هم فرم البته نه با سلاخی کردن مضمون.
در مورد شکل گرایی افراطی معنا گریزی و معنا زدایی از هنر به خصوص شعر چگونه فکر می کنید؟
معنا گریزی و شکل گرایی افراطی شعر را از سطح عموم خارج کرده و در انحصار معدود خواص در می آورد. وبدین گونه است که از اثر گذاری شعر می کاهد تا جایی که می بینیم این گونه ی هنری روز به روز سهم کمتری از سلیقه ی انسان‌ها را به خود اختصاص می دهد.
از منظر یک شاعر دیدگاهتان در مورد مفاهیمی چون عشق، مرگ، تنهایی و جاودانگی چیست؟
عشق: نمی دانم چون هرگز بی عشقی را تجربه نکرده ام.
مرگ: خیلی سال است که با مرگ مشکلی ندارم.
تنهایی: موهبتی است اگر بگذارند.
جاودانگی: میل محرکی است که آدم را از سطح روز مرگی بالاتر می آورد!
شعر کدام یک از شاعران کلاسیک و مدرن را می پسندید؟
حسین منزوی، سیمین بهبهانی، غلامرضا بروسان و مهدی موسوی نازنین.
شعر زندگی است یا زندگی شعر است . یا شعر شعر است و زندگی زندگی یا …؟
دیگران را نمی دانم اما من سالها است که شعرم را زندگی می کنم
نظرتان درباره عملکرد اداره کل ارشاد جنوب چیست؟
نفس استقلال این اداره مثبت بود ولی هنوز خیلی جوان ونوپاست و تا نقطه ی ایده آل خیلی جای کار دارد.
حرف آخر؟
ضیا موحد می گوید کسی که می خواهد کار ادبی کند باید ذهنش پر از محتوا باشد. دوره ی هنرمند بی سواد گذشته است…!

84

پاسخی بگذارید

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 3,184
  • دیروز: 5,371
  • هفته: 47,900
  • ماه: 195,445
  • سال: 1,873,487