چوب معلم گله…؟
۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱:۱۸
چوب معلم گله…؟
«چوب معلم گله! هر کی نخوره خُله!» این ضرب المثلی است که برای اولین بار در دوران مدرسه از همکلاسی ام شنیدم. «چوب معلم گر بود زمزمه محبتی/ جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را» نیز سال های بالاتر یاد گرفتیم. در همان سال ها معلم خوشنویسی داشتیم که هر چهارشنبه سر کلاس مان می آمد و جمله ای را روی تخته سیاه می نوشت.
از «ادب آداب دارد» تا «ادب مرد به ز دولت اوست»… اما یکی از جملاتی که در همان روزها روی تخته سیاه نقش بست و ما بی آن که بدانیم به چه معناست بارها و بارها از روی آن مشق نوشتیم، این بود:«جور استاد به ز مهر پدر» در همه این ضرب المثل ها و اشعار چهره ای خشن از معلم ها ارائه می شد.
این جمله به یک باور تبدیل شده بود و معلم های بیست ساله و سی ساله کار از دانش آموزان قدیمی شان که امروز عنوان دکتر و مهندس را با خود یدک می کشیدند با افتخار نام می بردند و می گفتند که فلانی با یک سیلی من راه زندگی اش عوض شد و درس خواند و دکتر شد!
از آن سال ها بیست و چند سال می گذرد؛ اما تئوری تأثیر خشونت در تربیت همچنان طرفدار دارد. در سال هایی که در یکی از شهرهای استان دوره سرباز معلمی را می گذراندم، پدر یکی از دانش آموزان جویای وضعیت درسی فرزند خود بود. وقتی نارضایتی ام را از وضعیت تحصیلی کودک به پدرش اعلام کردم، پاسخی شنیدم که بسیار تعجب کردم. پدر به راحتی گفت:«بزنیدش آقا! با شلنگ بزنیدش!» راهکاری کاملاً غیرمنطقی و غیر انسانی!
هنوز چند ماهی بیش تر از شایعه کتک زدن دانش آموزان دختر در رودبار جنوب و پس از آن ضرب و شتم یک دانش آموز پسر در فهرج توسط یک سرباز معلم نمی گذرد که باز هم خشونت در یکی از مدارس رودبار جنوب، سوژه رسانه های داخلی و خارجی شده است.
سال هاست که هر گونه تنبیه بدنی در مدارس خلاف مقررات اعلام شده؛ اما هر از چندگاهی خبری مبنی بر تنبیه بدنی در مدارس منتشر می شود. مطمئناً حجم آزارهای بدنی در مدارس بسیار کمتر از دهه های قبل است؛ اما سهولت اطلاع رسانی باعث انتشار سریع اخبار و تصاویر در سطح گسترده می شود.
ممنوعیت تنبیه بدنی در مدارس و بالا رفتن سطح آگاهی جامعه باعث این کاهش چشم گیر بوده است. اما همان گونه که مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمان گفته برای ریشه کنی این روش غلط «باید فرهنگ سازی شود.»
آن چه که در گزارش خبرگزاری مهر از قول مسوول روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان منتشر شده این است که:«این اقدام به هیچ عنوان عمد نبوده و کاملاً تصادفی روی داده؛ اما آن چه مسلم است معلم قصد آرام کردن کلاس را داشته و…»
حقیقت هم همین است. هیچ معلمی عمداً دست به چنین عمل وحشتناک و خطرناکی نمی زند؛ اما این که کلاس آن قدر ناآرام باشد که معلم مجبور به برخورد فیزیکی شدید شود، امری قابل تأمل است.
دلیل خشونت را یا باید در آستانه صبر بسیار پایین معلم جست و جو کرد و یا بی دانشی در نحوه کلاس داری که هر کدام از این دو مؤلفه، به عدم صلاحیت معلم می انجامد.
عدم صلاحیت معلم نیز بیانگر واقعیت تلخ دیگری است. این که آموزش و پرورش استان در جذب نیروهای آموزشی و پرورشی دقت کافی ندارد. سه بار سوژه اخبار شدن طی کمتر از پنج ماه باید مدیران این نهاد آموزشی را بیش از پیش حساس کند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید