مردی که زنش را با کلاه اشتباه گرفت یا بانوی بی‌بدن

منتشر شده در صفحه جامعه | شماره 651

مردی که زنش را با کلاه اشتباه گرفت یا بانوی بی‌بدن
درست است که بازار کتاب در ایران کساد است و از همین‌رو ناشران، نویسندگان و مترجمان، بیشتر تمایل دارند که به انتشار، تألیف و ترجمه آثاری از ژانرهای امتحان‌پس‌داده روی بیاورند، اما اگر نیک بنگریم، می‌بینیم که قسمتی از کسادی بازار به خاطر این است که ما کتاب‌های متنوع وارد بازار کتاب نمی‌کنیم، گاهی کار به جایی می‌رسد که از اثر تازه یک نویسنده مشهور، همزمان چند ترجمه وارد بازار می‌شود و در مقابل یک اثر مشهور که اصولا مشکل ممیزی هم ندارد، سال‌ها و بلکه دهه‌ها در ایران ناشناخته می‌ماند. در این میان، انتشار کتاب‌های علمی در ایران، ریسک خاص خودش را دارد، اما انتشاراتی‌هایی مثل مازیار نشان داده‌اند که در ایران هم می‌شود، کتاب‌های علمی، ژرف و در عین حال عامه‌پسند پیدا کرد و منتشر کرد.
دیشب در وب‌گردی‌هایم یک کتاب خیلی جذاب به زبان اصلی پیدا کردم، این کتاب را یک پزشک نورولوژیست به نام دکتر اولیور ساکس نوشته است. ایشان همین سال پیش به خاطر ابتلا به ملانوم درگذشتند و از خود آثار متعددی در مورد مغز و بیماری‌های عصبی به جا گذاشتند. یکی از جذاب‌ترین این آثار، اثری است که او در سال ۱۹۸۵ منتشر کرده بود. این اثر نام عجیب و غریبی داشت: مردی که زنش را با کلاه اشتباه گرفته بود. در این کتاب او ۲۴ مقاله در مورد بیمارانی با عجیب و غریب نورولوژی منتشر کرده است که به باور من بیشتر این مقالات حتی برای متخصصان نورولوژی هم می‌تواند جالب باشند، چه برسد به دیگر آدم‌ها که از وجود این اختلالات هم، آگاهی ندارند. کتاب مختصر و مفید نوشته شده است و تنها ۲۳۳ صفحه دارد، اما در همین مختصر، ما را وارد دنیایی بسیار جالب می‌کند. نسخه دیجیتالی و صوتی کتاب را با جستجویی مختصر در اینترنت خودتان می‌توانید پیدا کنید.
این کتاب با عنوان بانوی بی‌بدن توسط انتشارات قطره و با ترجمه سما قرایی در ۳۶۸ صفحه و به قیمت ۸۵۰۰ تومان منتشر شده است.

پرنده آبی از موریس مترلینگ
قصۀ پریان در شش پرده و دوازده صحنه، اثر موریس مترلینگ (١٨۶٢-١٩۴٩) ، شاعر و نویسندۀ بلژیکى فرانسوى‌زبان، که در ١٩٠٨ در مسکو و در دوم مارس ١٩١١ در فرانسه نمایش داده شد. یگانه مایۀ شادمانى فرزندان هیزم‌شکنى فقیر، به نام تیل‌تیل و میتیل، در شب عید نوئل، این است که چراغانى کاخ همسایه را بى‌رشک و حسد تماشا کنند. فرشته‌اى بر آنها ظاهر مى‌شود و به جستجوى پرندۀ آبى، که پیک خوشبختى است، هدایتشان مى‌کند؛ این فرشته دانۀ الماسى جادویى به کودکان مى‌دهد: کافى است دانۀ الماس را به آهستگى بچرخانند تا روح اشیا و جانوران، یعنى نفوس غیبى را که از چشم افراد گیج پنهان مى‌مانند، ببینند.
کلبۀ محقر دگرگون مى‌شود. چون دانۀ الماس را در جهت عکس بچرخانند، نفوس به اشیا بازمى‌گردند؛ اما نفوسى هم هستند که فرصت باز پیوستن به اشیا را ندارند، چون کودکان در چرخاندن و واچرخاندن شتاب فراوان مى‌کنند: این نفوس عبارت‌اند از: روشنایى، آب، نان، آتش، قند، شیر، ماده‌گربه و سگ که در راه سفر همراه آنان خواهند بود. میتیل و تیل‌تیل لباسهاى جادویى را از نو به بر کرده‌اند. نخستین منزل «سرزمین خاطرات» است که، در آن، پدربزرگ و مادربزرگ و برادران کوچک در گذشتۀ خود را باز مى‌بینند؛ زیرا مردگان هم زندگى مى‌کنند؛ آنان تنها به خواب رفته‌اند و هربار که زندگان آنان را به یاد مى‌آورند بیدار مى‌شوند: این راز ساده‌اى است که آدمیان از آن بى‌خبرند. سپس به درون «کاخ شب» راه مى‌یابند که پر از عجایب است؛ سرانجام، در دل جنگلى‌اند که در آن، به تحریک ماده‌گربه، «درختان» – که دانۀ الماس به آنها چهره و آوا ارزانى داشته-و جانورانى که به کمکشان آمده‌اند مى‌کوشند تا تیل‌تیل را بکشند؛ لیکن فداکارى سگ تیل‌تیل نجاتش مى‌دهد. جستجوى «پرندۀ آبى» در «باغستان خوشبختیها» ادامه مى‌یابد؛ در جایى که همۀ بهروزیها، از بزرگ‌ترین تا ساده‌ترینشان، دست مى‌دهد. تیل‌تیل و میتیل، در «قلمرو آینده» ، با کودکان آبى‌رنگ، کودکانى که در آینده باید زاده شوند، آشنا مى‌گردند؛ هر کودکى در این قلمرو خود را براى آن زندگى که باید بر روى خاک بکند آماده مى‌سازد. چون میتیل و تیل‌تیل صبحگاهان به نداى مادرشان، با ذهنى هنوز مملو از مکاشفه‌هاى حیرت‌انگیز، بیدار مى‌شوند، زنى همسایه سر مى‌رسد و از تیل‌تیل مى‌خواهد که پرنده‌اش را، براى دختر بیمارش، به او قرض بدهد. تیل‌تیل این کار را مى‌کند، ولى در همین هنگام است که پى مى‌برد پرنده آبى‌رنگ بوده و او بیهوده در سفر دراز خویش آن را مى‌جسته است. دخترک همسایه شفا مى‌یابد. این قصۀ پریان از مایه‌هاى افسانه‌اى سنتى، که با تفننى آزاد گرد آمده و تازگى و طراوت یافته‌اند، و همچنین از تمثیلهایى رمزى ساخته و پرداخته شده است که چه‌بسا معناى آنها اندکى زیاده روشن است، لیکن بیانگر آن حس خوش‌بینى‌اند که ویژگى «طرز و شیوۀ» دوم موریس مترلینگ است. این قصه طرحى است معرکه براى به صحنه آوردن نمایشى پریانى؛ و موفقیت آن، به ویژه در کشورهاى آنگلوساکسون، از همین ناشى شده است. مترلینگ، آزاد و فارغ از آن بدبینى که از سمبولیسم به ارث برده بود، در این قصه، اعتماد خویش را نسبت به زندگى و اطمینان نفس خود را در قبال مرگ بیان مى‌کند.
کتاب پرنده آبی با ترجمه عبدالحسین نوشین توسط نشر قطره در ۱۵۲ صفحه و قیمت هشت هزار تومان منتشر شده است./یک پزشک

36

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 6
  • امروز: 271
  • دیروز: 435
  • هفته: 5,115
  • ماه: 15,361
  • سال: 76,118