وقتی پرده کنار می‌رود، جامعه نفس می‌کشد





وقتی پرده کنار می‌رود، جامعه نفس می‌کشد

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۱:۴۲

 | پیام ما | در روزگاری که بحران، شکل ثابت زندگی شده و آدم‌ها هر روز میان اضطراب، ناامنی و فرسودگی روانی دست‌وپا می‌زنند، تاب‌آوری دیگر فقط یک مفهوم دانشگاهی نیست. ضرورتی است برای دوام آوردن. در چنین وضعیتی، هنر گاهی کاری می‌کند که سیاست و اقتصاد از انجامش ناتوان‌اند. تئاتر، با روایت رنج‌های مشترک و ساختن امکان گفت‌وگو، می‌تواند آدم‌ها را دوباره به هم و به زندگی پیوند بزند. مهدی حشمتی، کارشناس تئاتر، در گفت‌وگو با «پیام ما» از نقشی می‌گوید که صحنه نمایش می‌تواند در بازسازی روح جمعی جامعه ایفا کند.

یک سالن نیمه‌تاریک. چند صندلی. یک گروه بازیگر که شاید دیروز در صف نان ایستاده بودند یا خبر بدی شنیده بودند و تماشاگرانی که با بدنی خسته و ذهنی پر از نگرانی آمده‌اند. پرده کنار می‌رود و اتفاقی می‌افتد که علم به آن «تنظیم هیجانی جمعی» می‌گوید؛ اما مردم ساده‌تر می‌شناسندش. لحظه‌ای که حس می‌کنی تنها نیستی. تاب‌آوری اجتماعی، توانایی جامعه برای بازگشت به تعادل پس از بحران، مفهومی نیست که صرفاً در حوزه اقتصاد یا سیاست تعریف شود. روان‌شناسان اجتماعی و متخصصان فرهنگی سال‌هاست بر این باورند که هنر، به‌ویژه هنرهای نمایشی، یکی از ستون‌های اصلی این تاب‌آوری است. «مهدی حشمتی»، کارشناس هنرهای نمایشی و پژوهشگر تئاتر اجتماعی، بر این نکته تأکید دارد که تئاتر در شرایط بحران، کارکردی بسیار فراتر از سرگرمی پیدا می‌کند.

او به «پیام ما» می‌گوید «وقتی جامعه‌ای در حالت تعلیق زندگی می‌کند، نه جنگی که معلوم باشد کجا تمام می‌شود، نه صلحی که بتوان روی آن برنامه ریخت، آدم‌ها دچار نوعی بی‌هویتی روایی می‌شوند. یعنی دیگر نمی‌دانند داستان زندگی‌شان به کجا می‌رود. تئاتر دقیقاً همین خلأ را پر می‌کند. صحنه، فضایی است که در آن روایت دوباره معنا پیدا می‌کند.»

یکی از مهم‌ترین کارکردهای تئاتر در دوران بحران، بازتاب تجربه مشترک است. وقتی درد یک نفر روی صحنه به تصویر کشیده می‌شود و صدها نفر دیگر آن را می‌بینند، اتفاق ظریفی می‌افتد. تجربه فردی تبدیل به تجربه جمعی می‌شود. این همان چیزی است که روان‌پزشکان «عادی‌سازی درد» می‌نامند.

حشمتی توضیح می‌دهد: «در جوامع درگیر بحران مزمن، یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌ها این است که هر کس فکر می‌کند مشکل او شخصی است. خجالت می‌کشد، سکوت می‌کند، درونش می‌ریزد. تئاتر این سکوت را می‌شکند. وقتی می‌بینی شخصیتی روی صحنه دقیقاً همان چیزی را احساس می‌کند که تو مخفی‌اش می‌کردی، چیزی در تو باز می‌شود.» این «باز شدن» تنها یک استعاره نیست. پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند که تماشای تئاتر و شرکت در فعالیت‌های نمایشی، سطح کورتیزول (هورمون استرس) را کاهش می‌دهد و احساس تعلق اجتماعی را تقویت می‌کند.

هنر به‌مثابه سپر روانی

شکل دیگری از تئاتر که در شرایط بحران اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده، تئاتر مشارکتی یا «تئاتر مردم» است. در این رویکرد که آگوستو بوآل، نظریه‌پرداز برزیلی، آن را پایه‌گذاری کرد، مرز میان بازیگر و تماشاگر از بین می‌رود. تماشاگران می‌توانند وارد صحنه شوند، اتفاقات را تغییر دهند و راه‌حل‌های جایگزین را آزمایش کنند. حشمتی از تجربه کار با گروه‌های مردمی می‌گوید: «در یک کارگاه تئاتری که چند سال پیش در منطقه‌ای در جنوب کشور با تنش اجتماعی بالا داشتیم، مادری که در طول سال‌ها هرگز از ترس‌هایش حرف نزده بود، روی صحنه ایستاد و شروع کرد به بازی‌کردن نقش خودش. وقتی تمام شد، گفت: ‘حالا برای اولین‌بار فکر می‌کنم می‌توانم این وضع را تحمل کنم.’ این همان تاب‌آوری است.»

یکی دیگر از کارکردهای اساسی تئاتر در شرایط خاص، حفظ حافظه جمعی است. جوامعی که در بحران‌های طولانی گرفتار می‌شوند، در معرض نوعی «فرسایش هویتی» قرار دارند. روایت‌های مشترک از بین می‌روند، نسل‌ها از هم فاصله می‌گیرند و پیوندهای اجتماعی سست می‌شوند.

«تئاتر، آرشیو زنده یک جامعه است»، حشمتی تأکید می‌کند. «زبان، داستان، حرکت، موسیقی، همه اینها در صحنه حضور دارند. وقتی یک نمایش، قصه مردم یک سرزمین را روایت می‌کند، نسل جوان می‌فهمد که از کجا آمده و به کجا تعلق دارد. این تعلق، پایه هر نوع تاب‌آوری است.»

در این میانه، رسانه‌ها نقشی تعیین‌کننده دارند. پوشش هنر در شرایط بحران، صرفاً گزارش یک رویداد فرهنگی نیست، معرفی ظرفیت‌هایی است که جامعه برای بقا و بازسازی خود به آن نیاز دارد.

مهدی حشمتی با نگاهی امیدوارانه اما واقع‌بینانه نتیجه می‌گیرد: «تئاتر معجزه نمی‌کند. بحران را تمام نمی‌کند. اما کاری می‌کند که شاید مهم‌تر باشد. به مردم یادآوری می‌کند که حتی در تاریک‌ترین لحظه‌ها، ظرفیت خلق‌کردن، احساس‌کردن و با هم بودن را دارند و این، همان چیزی است که جامعه را زنده نگه می‌دارد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *