فیلم «سایهای در چشم من» روایت جنگ از نگاه کودکانی است که هنوز معنای ویرانی را نمیدانند
کپنهاگ ۱۹۴۵، میناب ۲۰۲۶
۸ تیر ۱۴۰۵، ۰:۰۹
نهم آوریل ۱۹۴۰، آلمان نازی به دانمارک حمله کرد؛ کشوری کوچک که پس از چند ساعت مقاومت، برای جلوگیری از ویرانی گستردهتر تسلیم شد. اما اشغال، پایان ماجرا نبود. زیر پوست شهرهای دانمارک، جنبشی با نام «مقاومت» شکل گرفت؛ گروههایی که در سکوت، علیه ماشین جنگی هیتلر فعالیت میکردند. تا تابستان ۱۹۴۴، اعتراضها و اعتصابها گسترده شد و خیابانهای کپنهاگ به میدان تقابل میان مردم و نیروهای اشغالگر تبدیل شدند. آلمانیها با استفاده از گشتاپو، سرکوبی خشن را علیه جنبش مقاومت آغاز کردند. این جنبش که زیر فشار شدید قرار گرفته بود، چندین بار از نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا خواست تا مقر گشتاپو در مرکز کپنهاگ را بمباران کند.
مقر گشتاپو در قلب کپنهاگ، در ساختمانی به نام «شلهاوس» قرار داشت؛ ساختمان بزرگ ششطبقهای که در عملیاتهای این گروه، نقطهای حیاتی به شمار میرفت. هزاران سند اطلاعاتی مربوط به جنبش مقاومت در بخش اداری این ساختمان بایگانی شده بود و زندانیان دانمارکی را در طبقه بالای آن نگه میداشتند تا در صورت حمله دانمارک یا دیگر کشورها، از آنها بهعنوان سپر انسانی استفاده شود.
فشار نیروهای مقاومت بر بریتانیا برای نابودی این مرکز، سرانجام به طراحی عملیاتی منجر شد که بعدها به نام «کارتاژ» شناخته شد؛ حملهای که در ۲۱ مارس ۱۹۴۵ اجرا شد. اما مسئله این بود که شلهاوس درست در یکی از متراکمترین بخشهای شهر قرار داشت. هر خطا، هر اشتباه در هدفگیری، میتوانست به فاجعهای برای غیرنظامیان تبدیل شود.
همین نقطه تاریخی، مبنای فیلم «سایهای در چشم من» ساخته «اوله بورندال» است؛ فیلمی که بهجای روایت قهرمانان جنگ، دوربینش را روی قربانیان خاموش آن میگذارد. بورندال در این فیلم، جنگ را از میان کلاسهای درس و چهرههای کودکانه دنبال میکند.
فیلم با حادثهای آغاز میشود که خود نشانهای از منطق کور جنگ است. یک جنگنده بریتانیایی، در اشتباهی مرگبار، خودرویی را که حامل سه زن در مسیر یک مراسم عروسی است، هدف میگیرد. پسربچهای به نام «هنری» شاهد این صحنه است؛ کودکی که پس از دیدن این منظره، در شوکی عمیق فرو میرود و توان حرف زدن را از دست میدهد. سکوت هنری، در واقع استعارهای از زبان تمام کودکانی است که جنگ از آنها ربوده است.
«سایهای در چشم من» درباره تأثیر جنگ بر روان کودکان است؛ کودکانی که هر روز با اضطراب ویرانی و خشونت زندگی میکنند. بورندال میدان اصلی روایتش را یک مدرسه کاتولیک قرار میدهد؛ جایی که چند راهبه و دهها دانشآموز در تلاشاند از آشوب بیرون فاصله بگیرند، غافل از اینکه جنگ، خیلی زود خودش را به کلاسهای درس خواهد رساند.
در روز عملیات، هدف اصلی نابودی شلهاوس است. اما یکی از هواپیماهای بریتانیایی پیش از رسیدن به مقصد سقوط میکند و همین خطا، سلسلهای از اشتباهات مرگبار را رقم میزند. خلبانان دیگر، دود برخاسته از محل سقوط را با هدف اصلی اشتباه میگیرند و بمبها را بر سر مدرسهای فرو میریزند که پر از کودک است. نتیجه، یکی از تلخترین تراژدیهای تاریخ دانمارک را رقم میزند؛ مرگ بیش از ۱۲۰ غیرنظامی، از جمله دهها کودک.
بورندال نشان میدهد که اشتباه در جنگ، فقط یک عدد یا گزارشی در آرشیوهای نظامی نیست. هر اشتباه، به معنای خاموش شدن یک زندگی و نیمهکاره ماندن رؤیای کودکانی است که معنای جنگ و ویرانی را نمیدانند.
برای ما ایرانیان که بار دیگر جنگی فجیع را از سر گذراندهایم، این فیلم معنایی فراتر از یک بازخوانی تاریخی دارد. برای مخاطب ایرانی، این تصاویر نمیتوانند فقط به کپنهاگ ۱۹۴۵ محدود بمانند. هنوز تصویر مدرسه شجره طیبه میناب از ذهنها پاک نشده است؛ مدرسهای که در حمله موشکی، به صحنه مرگ جمعی کودکان و معلمان تبدیل شد و بر اساس روایتهای رسمی منتشرشده، شمار زیادی قربانی گرفت. همین چند روز پیش، رئیس کل دادگستری هرمزگان با تشریح آخرین نتایج پرونده حمله به مدرسه شجره طیبه میناب گفته بود که با وجود گذشت بیش از ۱۰۰ روز از حادثه و انجام چندین مرحله جستوجو و آزمایشهای تخصصی دیانای، تاکنون هیچ اثری از پیکر «ماکان نصیری»، یکی از دانشآموزان کشتهشده، به دست نیامده و کارشناسان احتمال میدهند موشک بهطور مستقیم به او اصابت کرده باشد.
انگار ماجرای مدرسه کپنهاگ، بار دیگر در جغرافیایی دیگر تکرار شده باشد. هیچ تصویری هولناکتر از مدرسهای نیست که ناگهان به صحنه سوگواری تبدیل میشود.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
به بهانه انتشار ویدیوی تولد ۹۰ سالگی «یوجینیو باربا»
گروه تئاتر «اودین»، نهادسازی و اکوسیستم فرهنگی
پوستاندازی مد پایدار زیر فشار
گزارش «پیام ما» از نمایشگاه گروهی عکس «اتاقهای روشن»
روشنایی، آنسوی ویرانی
پیوند هنر و گردشگری؛
ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس
اجرای «در جستوجوی حقیقت در خاک جنوب» در موزه هنرهای معاصر تهران
نگاهی به جریان هنر نمایش در سوریه پس از جنگ
حافظ از این راه رفت و مفلس شد | پیام ما
صنایعدستی ایران و انباشت هزینه فرصتهای ازدسترفته
دارهایی که بر دار شدند
به منــاسبت روز ملــی فـرش | پیـــام مـا
«نوید پویش»، مجموعهدار از تاریخ و کارکرد تمبرها در جهان میگوید
سفیران کاغذی فرهنگ
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شاهنامه در میان نتها و ماشینها |پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید