گزارش «پیام ما» از نمایشگاه گروهی عکس «اتاق‌های روشن»

روشنایی، آن‌سوی ویرانی

مریم تخت‌کشیان: این مجموعه برای من تصویری چندپاره اما به‌هم‌پیوسته از ایران را شکل می‌دهد؛ تصاویری که از خلال آن‌ها می‌توان رابطه انسان با مکان، خانه و سرزمین را دید





روشنایی، آن‌سوی ویرانی

۶ تیر ۱۴۰۵، ۰:۱۴

عباس کیارستمی از روزنه دری، رو به جهان چشم دوخته است. چند قدم آن‌طرف‌تر، کفش‌های تلنبارشده در قرارگاهی در اهواز، بیش از آنکه یادآور جنگ هشت‌ساله باشند، آشویتس را تداعی می‌کنند. زنی که تصویرش خط خورده، دماوند پوشیده از مه، عکس‌های خانوادگی و پرتره‌هایی از «علی گلستانه» و «جواد مجابی» در دهه ۶۰ در خانه‌هایشان، در امتداد هم روی دیوار جای گرفته‌اند. هر تصویر، قصه خودش را دارد، اما در نمایشگاه عکس «اتاق‌های روشن» به انتخاب «مریم تخت‌کشیان»، همه این روایت‌های پراکنده به یک نقطه می‌رسند؛ به حس تعلق، به ماندن و به جایی که هنوز می‌توان آن را خانه نامید.

در استیتمنت نمایشگاه «اتاق‌های روشن» آمده است: «این نمایش در پی آن نیست که از میان عکس‌ها به تصویری واحد برسد؛ معنای آن در فاصله‌ها، امتدادها و پیوندهایی ساخته می‌شود که میان آثار شکل می‌گیرد. هر نگاه، نگاه دیگری را ادامه می‌دهد.» همین جمله را می‌توان خلاصه تجربه تماشای «اتاق‌های روشن» دانست. مخاطب از یک عکس به عکس دیگر می‌رود، میان گذشته و امروز، میان خانه و خیابان حرکت می‌کند و در پایان، بیش از آنکه تک‌تک تصاویر را به خاطر بسپارد، احساسی مشترک را با خود از نمایشگاه بیرون می‌برد؛ احساسی از تعلق، حضوری که با وجود زخم‌ها دوام آورده و نوری که هنوز در اتاق‌ها خاموش نشده است.

در «اتاق‌های روشن»، با وجود تفاوت در زمان و مکان، موضوع و نگاه عکاسان، عکس‌ها به هم راه پیدا می‌کنند و روایتی واحد از ماندن، دل‌بستگی به مکان و تلاش برای ادامه یافتن زندگی می‌سازند.
رد رنج در بسیاری از عکس‌ها دیده می‌شود، اما هیچ‌کدام قرار نیست پایان روایت باشند. کنار همین تصاویر، عکس‌هایی هستند که با شوخ‌طبعی ظریفی از دل زندگی روزمره بیرون آمده‌اند و یادآوری می‌کنند زندگی، حتی در دشوارترین روزها، راهی برای نفس کشیدن پیدا می‌کند. همان‌طور که در بخش دیگری از استیتمنت این نمایشگاه گفته شده: «هر اثر نشانی از تجربه‌ای را با خود دارد؛ ردی از حافظه و تلاشی برای یافتن لنگرگاهی در میانه دگرگونی‌های پیوسته.»

تصویری چندپاره اما به‌هم‌پیوسته از ایران

نمایشگاه گروهی عکس «اتاق‌های روشن» از ۲۲ خرداد در گالری اُ افتتاح شده و تا روز دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ برپاست.

در این نمایشگاه آثاری از فریدون آو، ساسان ابری، پریسا امین‌اللهی، سینا برومندی، پویا پارسامقام، خسرو پیغامی، مریم تخت‌کشیان، نیوشا توکلیان، صادق تیرافکن، امیر جدیدی، رعنا جوادی، امیر حبیبی، یحیی دهقانپور، عباس دینی، رئوفه رستمی، غزاله رضایی، کیمیا رهگذار، هاشم شاکری، سیف‌الله صمدیان، عباس، محمد غزالی، جاسم غضبان‌پور، آرش فایض، شادی قدیریان، مریم کاظم‌زاده، البرز کاظمی، بابک کاظمی، کاوه کاظمی، عباس کوثری، هنگامه گلستان، رومین محتشم، مانی مزکی، مهران مهاجر، مهرداد نجم‌آبادی، فاطمه نواب‌صفوی، غزاله هدایت و پیمان هوشمندزاده، به انتخاب مریم تخت‌کشیان به نمایش درآمده است.

این نخستین نمایشگاهی است که مریم تخت‌کشیان کیوریتوری آن را بر عهده داشته است. او درباره این نمایشگاه به «پیام ما» می‌گوید: «ایده نمایشگاه «اتاق‌های روشن» حدود یک سال پیش و از تجربه‌ای شخصی شکل گرفت؛ احساسی از تعلق به خانه، خیابان، کافه و مکان‌های آشنایی که در زندگی روزمره با آن‌ها مواجه می‌شدم. خیلی زود متوجه شدم این تنها تجربه من نیست، بلکه حسی جمعی است که بسیاری آن را با خود حمل می‌کنند. همین موضوع انگیزه آغاز پژوهشی شد که از خلال مرور آرشیوها و آثار عکاسان مختلف، به شکل‌گیری این نمایشگاه منجر شد.»

عکس‌های نمایشگاه تداعی‌کننده تعلقی همراه با زخم و رنج‌اند که همچنان ادامه دارد: «در طول این مسیر، رویدادهای دشوار و تجربه جنگ نیز بر فضای پروژه تأثیر گذاشت، اما هدف نمایشگاه هرگز نمایش ویرانی نبود. آنچه در آثار حاضر دیده می‌شود، نوعی تعلق همراه با زخم، خاطره و زیستن است؛ احساسی که همچنان ادامه دارد. پروژه تا روزهای پایانی باز ماند و آثار بارها بازنگری شدند. در این نمایشگاه ۳۷ هنرمند حضور دارند که ۱۹ نفر از آن‌ها با آثار جدید یا آثاری کمتر دیده‌شده شرکت کرده‌اند.»

در نخستین نگاه، شباهت ظاهری چندانی میان بسیاری از عکس‌ها دیده نمی‌شود و هر عکس، دری به روایت دیگری باز می‌کند. در اثر «آرش فایض» روی یکی از دیوارها، نقشه‌ای از گوگل‌مپ دیده می‌شود که مسیرهایی روی آن با خط قرمز مشخص شده‌اند؛ مسیرهای خیابان‌هایی از سال ۸۸ که هر کدام یادآور رخدادی هستند. چند قاب آن‌سوتر، عکسی از «جاسم غضبان‌پور» از خرمشهر پس از آزادسازی قرار گرفته است؛ شهری که مردمش به آن بازگشته‌اند، اما از خانه‌های ویران، تنها کف آن‌ها باقی مانده است. مرز خانه‌ها دیگر با دیوارها مشخص نمی‌شود و با خاطره آدم‌هایی که دوباره به آنجا برگشته‌اند معنا پیدا می‌کند. غضبان‌پور همین نشانه‌های باقی‌مانده را ثبت کرده است؛ تصاویری از موزاییک‌هایی که آخرین رد زندگی در شهری ویران‌اند. در قابی دیگر، «هنگامه گلستان» مراسمی شاد را ثبت کرده، اما بخشی از عکس در سیاهی فرو رفته است؛ گویی لحظه‌ای سکوت و وقفه، شادی را قطع کرده است. عکسی از «رئوفه رستمی» از تختی که میان ویرانی‌های ناشی از سیل جا مانده، نشانی از خانه است؛ حتی وقتی خود خانه غرق در ویرانی شده است.

آنچه در «اتاق‌های روشن» به چشم می‌آید، نمایش عکس‌ها بدون نام است؛ اطلاعات آثار از طریق کیوآرکدهای روی دیوار در دسترس مخاطبان قرار دارد. به گفته تخت‌کشیان، «اتاق‌های روشن» به جای تکیه بر نام‌ها، می‌خواهد خود تصاویر با یکدیگر گفت‌وگو کنند: «ترجیح دادیم مخاطب ابتدا خود عکس‌ها را ببیند و بعد سراغ نام عکاس برود. بعضی اسم‌ها آن‌قدر شناخته‌شده‌اند که ممکن است بر نگاه مخاطب تأثیر بگذارند و ما نمی‌خواستیم تماشاگر با پیش‌داوری به آثار نگاه کند.» نام نمایشگاه شاید برای بسیاری یادآور «اتاق روشن» رولان بارت، نظریه‌پرداز و فیلسوف ادبی فرانسوی باشد. تخت‌کشیان درباره انتخاب این نام توضیح می‌دهد: «این مجموعه برای من تصویری چندپاره اما به‌هم‌پیوسته از ایران را شکل می‌دهد؛ تصاویری که از خلال آن‌ها می‌توان رابطه انسان با مکان، خانه و سرزمین را دید. «اتاق‌های روشن» تلاشی است برای تأمل بر مفهوم تعلق؛ تعلقی که از دل آگاهی به رنج‌ها، خاطرات و پیچیدگی‌های یک سرزمین شکل می‌گیرد و همچنان امکان زیستن و ماندن را یادآوری می‌کند.»

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *