محیطزیست را به محیطزیستیها بسپرید
۳ تیر ۱۴۰۳، ۲۲:۰۰
سازمان محیطزیست ایران در طول ۴۵ سال گذشته تعداد ۹ رئیس با تخصصهای کاملاً گوناگون، غیرهمگن و گاهیاوقات کاملاً غیرمرتبط را به خود دیده است. افرادی که بعضاً کمتر از یکسال و گاهی تا ۱۳ سال متوالی سکاندار حفاظت محیطزیست ایران بودهاند. با شرط رعایت ملاحظه و انصاف، شاید برای برخی از آنها بتوان ادعا کرد که فرد انتخابشده با کمی ارفاق، تنها یک تخصص فرعی دربارۀ دانش محیطزیست داشته است. همچنین با قوت بیشتری میتوان ادعا کرد، اکثریت قریببهاتفاق آنان در زمان پذیرش این مسئولیت، تقریباً اطلاع دقیقی از شرایط شکنندۀ محیطزیست ایران و اهمیت فوقالعادۀ برخی مناطق تحت حفاظت در کشور را نداشتهاند، با موارد ایجابی و تعهدات منطقهای و بینالمللی آن آشنا نبودند و اگر چیزی آموختهاند، با گرفتن مشاوره از کارشناسان آن سازمان بوده است.
با نگاهی به این تخصصها و مدارک تحصیلی افراد، میتوان دریافت که متصدیان ریاست سازمان، حداقل در بدو ورود به این جایگاه فاقد دید کافی و همهجانبه از مأموریت غائی این سازمان بودهاند و تا آنجا که هرکسی به فراخور علاقهمندی یا شاید منصفانهتر بگوییم آشنایی و تسلطی که به موضوع مورد اشراف خود داشته، همان مسئله را از دریچۀ نگاهاش بهعنوان مسئلۀ اصلی محیطزیست بیان کرده است. نگارنده بههیچوجه قصد ندارد تلاشها و زحمات رؤسای سازمان و دیگر مدیران دلسوز آن را در طول سالهای اخیر به چالش کشیده یا کوچک بشمارد؛ بهویژه اینکه تابهاینجای کار، در جایجای میهن عزیزمان، خون بیش از ۱۵۰ شهید محیطبان محیطزیست را آبیاری کرده تا آن را از گزند نابودی کامل باز دارد.
اما اکنون خالی از لطف نیست تا برای یکبار هم که شده، مروری داشته باشیم بر مدارک تحصیلی افرادی که بهعنوان مقام اول این سازمان پذیرای ریاست آن شدند: ریاضی، مکانیک سیالات، جراح، ایمونولوژیست، زمینشناس، بهداشت محیط، فیزیولوژی گیاهان زراعی و مورد آخر نیز آبخیزداری. ضعف تخصصگرایی در انتصابات صورتگرفته در ساختمان پردیسان از یکسو، عدم تعلق سازمانی مدیران منصوبشده به بدنۀ استخدامی سازمان حفاظت محیطزیست از سوی دیگر، همگی دستبهدست هم داده تا به این جایگاه بیشتر به چشم معاون اولی رئیسجمهور و عضوی از هیئت دولت نگریسته شود تا فردی که لازم است برای محیطزیست ایران برنامۀ تدوینشده داشته باشد.
بههمیندلیل است که ریاست سازمان بیشتر یک پست سیاسی است تا فردی که برای برونرفت از مشکلات نابودی تنوعزیستی، معضلات آلودگی، فرونشستهای فلات مرکزی و اجرای سند ملی، آمایش سرزمین و دهها مورد دیگر برنامۀ دقیق داشته باشد. از طرفی به نظر میرسد با جابهجایی ریاست از فردی به فرد دیگر، حیطۀ اختیارات در تصمیمگیری و در نتیجه همراهی هیئت دولت با سازمان حفاظت محیطزیست نیز تغییر کرده است. از تبعات این نوع مدیریتهای قائمبهفرد که ناشی از تبعات نگاه غیرتخصصی در انتخاب مدیران است، همین اشارۀ کوتاه کافی است که بخشهایی از سازمان که وظیفۀ صیانت از مأموریت را دارند، به دلایل کاملاً غیرعلمی حرف آخر را در سازمان میزنند و به جزئیات اجرایی پژوهشهای مصوب دانشگاهی ورود پیدا میکنند و با استناد به مسئلۀ امنیت ملی، مانع اجرای طرحهای پژوهشی و تحقیقات میدانی در حیطۀ محیطزیست میشوند.
در این راستا، امنیتیکردن فضای تحقیق و پژوهش و مسکوتگذاشتن چندماهۀ مجوزها برای دانشگاهیان، نمونههای بسیاری دارد که اگر بخواهیم خوشبینانه به آن بنگریم و نام کارشکنی بر آن نگذاریم، میتوانیم از واژۀ تحلیلرفتن اندیشۀ تخصصی در سازمان و عدم درک صحیح از ضرورت مطالعات نام ببریم. در چنین اتمسفری که سازمان در برابر توسعۀ کور و نابخردانه و تخریبهای پیاپی مواهب سرزمین سکوت اختیار کرده یا عکسالعمل بسیار کند و بطئی از خود نشان میدهد، کنشگران تبدیل به متولیان اصلی حفاظت و مطالبهگران بنیادی حفظ بومسازگانهای کشور شدهاند تا شاید بتوانند جریان استقرار توسعههای ناپایدار را حتی اگر اندکی بشود کند نمایند.
«پتروشیمی میانکاله» نمونۀ روشن و کاملاً مشخصی از مطالبۀ عقلایی مردم محلی در برابر زمینخواری سیستماتیک و سازمانیافته به بهانۀ اشتغال همراه با عکسالعمل لحظۀآخری و غیرقابلدفاع آن سازمان است. درحالیکه اولین منطقۀ تحت حفاظت ایران به ۷۰ سالگی خود نزدیک شده است و با داشتن حدود ۱۲۰۰ ادارۀ محیطزیست در سطح ۳۱ استان و برخورداری از هزاران پرسنل سازمانی در ایران، آیا وقت آن نرسیده است که سکان هدایت سازمان حفاظت محیطزیست ایران به فردی از متخصصین همین سازمان سپرده شود که از خاک همین مجموعه برخاسته باشد و آن را به چشم یک پلکان جدید برای ترقی سیاسی تلقی نکند؟
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
«پیام ما» وضعیت پژوهش درباره حشرات در ایران را، در اردیبهشت که ماه «گرده افشان»هاست بررسی میکند
حشــــــرات همهجا هستند، مگر در بودجهها
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
گفتوگوی اختصاصی «پیام ما» با سفیر ژاپن در تهران
ژاپن چگونه به تالابهای ایران کمک میکند؟
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گوگل، تو دلت برای ما تنگ نشده؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




احسان کریمی
اول اینکه مقالهٔ ایشان دچار یک تقلیل گرایی مفرط شده و آن کوچک نمایی محیط زیست به مثابه سازمان حفاظت محیطزیست است. لذا در عنوان مقاله هم بجای «سازمان حفاظت محیطزیست را به محیط زیستی ها بسپارید» می نویسند « محیط زیست را به محیط زیستی ها بسپارید.
دوم اینکه سازمان حفاظت محیطزیست در طی ۵۰ سال گذشته، نشان داده که هر سال ضعیفتر می شود و با سرعت زیاد از رسالت «حفاظت محیط زیست» دور می شود بطوریکه عملاً تبدیل به «سازمان حفاظت از سازمان حفاظت محیطزیست» شده است. اولویت اصلاح امور در حوزه محیطزیست، نه تقویت این سازمان که بازگشت به متن اصل ۵۰ قانون اساسی (حفاظت محیطزیست، وظیفهٔ عمومی است) و تقویت فرهنگ و ساختار محیط زیستی در تمامی ارگان ها و نهادهاست.
نگران محیط زیست باشید نه نگران سازمان حفاظت محیطزیست.
سپاس از نشریهٔ وزین پیام ما- مستدام باشید.