بایگانی مطالب نشریه

فراوانی مرگ

در دو روز پیاپی رکورد‌ها شکسته شد، صحبت از رکوردها در المپیک نیست صحبت از تعداد جان‌باختگان کرونا در کشور است که حالا به بالای 500 نفر رسیده است، 1 نفر در هر 2 دقیقه! شهروندان حالا یکی یکی عدد می‌شوند و در جدول‌ها جای می‌گیرند در جلو عناوینی مانند مبتلاشد‌گان، جان‌باختگان، بستری‌شده‌ها در آی سی یو و … البته آنها که در آی سی یو جایی پیدا نکرده‌اند و بسیاری دیگر در این خانه جدول و خانه‌های دیگر جایی ندارند. این جدول‌ها در میان اعضای ستاد مبارزه با کرونا دست به دست می‌چرخند اما همه این اعضا، بدون هیچ مخالفتی، تصویب می‌کنند که در این شرایط شهری تعطیل نشود.

برای سومین روز پی در پی تعداد جان‌باختگان کرونا در کشور بیش از 500 نفر است.
در 24 ساعت منتهی به بعد از ظهر 18 مرداد ماه رکورد بزرگی  از تعداد جان‌باختگان کرونا در ایران به ثبت رسید و بر اساس آمار رسمی 588 نفر در 24 ساعت جانباختند و جان باختن 1 نفر در هر 2 دقیقه در ایران به دلیل کرونا، ایران را به تیتر اخبار جهان تبدیل کرد. گاردین نوشت که این بدترین وضعیت در میان کشورهای خاورمیانه است.

بر اساس آخرین آمار تنها در 24 ساعت منتهی به بعد از ظهر 19 مرداد ماه 1400، بیش از 39 هزار مبتلای جدید در کشور شناسایی شده‌اند و 508 نفر جان باخته‌اند در حالی که بسیاری از کشورهای دنیا به دلیل واکسیناسیون گسترده با شرایط تقریبا عادی و یا کم بحرانی روبه‌رو هستند واگرچه به دلیل گسترش سویه دلتا حتی برخی افراد واکسینه شده هم در این کشورها مبتلا شده‌اند اما بیماری‌ آنها شدت ندارد و آمار بستری‌شدگان کم است.
در ایران هم در روزهای اخیر با ورود پی در پی محموله‌های واکسن خارجی، واکسیناسیون شدت گرفته است. تاکنون حدود 16 میلیون و 800 هزار دز واکسن در ایران تزریق شده است و تعداد کسانی که هر دو نوبت واکسن را دریافت کرده‌اند در جمعیت حدود 85 میلیون نفری ایران به حدود 3 میلیون و 274 هزار نفر رسیده‌اند.
محمد مخبر معاون اول رئیس‌جمهور، پیش از قرار گرفتن در این سمت به عنوان رئیس ستاد اجرایی فرمان امام در 22 تیرماه 1400 گفته بود:«از هفته اول مرداد ماه هر هفته یک میلیون و ۲۰۰ هزار دز واکسن کرونا تحویل وزارت بهداشت می‌دهیم که با راه‌اندازی خط دوم از اوایل مرداد، این عدد به حداقل ۲ میلیون دز در هفته می‌رسد و همانطور که وعده دادیم تا پایان شهریور حداقل ۵۰ میلیون دز واکسن کوو ایران برکت تولید خواهیم کرد.»
او البته در تاریخ 10 مردادماه راه اندازی خط دوم تولید کوو ایران برکت را به 17 یا 18 مرداد موکول کرد:«خط دوم تولید واکسن برکت به لحاظ سخت‌افزار و نرم‌افزاری آماده شده و تست‌های آزمایشی نیز رو به اتمام است و تا ۱۷ یا ۱۸ مردادماه راه‌اندازی می شود و میزان تولید واکسن را شتاب قابل‌توجهی خواهد داد.»
سعید نمکی، وزیر بهداشت هم در ۸ اسفندماه گذشته، اعلام کرده بود:«در بهار آینده ما یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های واکسن جهان خواهیم شد.»
هیچکس موافق تعطیلی نبود
در چنین شرایطی فعالیت ادارات، بازارها و کسب و کارها در جریان است و به جز منع تردد با خودرو پس از ساعت 22 و منع ورود افراد به برخی اماکن بدون ماسک، ممنوعیت ویژه‌ای که ضمانت اجرایی قوی داشته باشد برای مقابله با کرونا، وجود ندارد.
همچنین مشاور وزیر کشور از تصویب تعطیل نشدن شهرها، بدون هیچ مخالفتی در ستاد مبارزه با کرونا خبر داده است. روح‌الله جمعه‌ای، مشاور وزیر کشور دیروز صبح در حساب کاربری توییتر خود نوشت: «کما فی السابق؛ هرگونه تصمیمی در ستاد ملی کرونا به اتفاق آرا تصویب می‌شود و نظرات فردی و بخشی ملاک تصمیم جمعی نیست. پیشنهاد تعطیلی نیز ابتدا در قرارگاه مورد بحث قرار گرفت و سپس در ستاد ملی کرونا با حضور رئیس‌جمهور محترم، با توجه به شرایط فعلی بدون هیچ مخالفتی، عدم تعطیلی تصویب شد».
گفتنی است در حال حاضر ۳۳۶ شهر کشور در وضعیت قرمز، ۸۴ شهر در وضعیت نارنجی و ۲۸ شهر در وضعیت زرد قرار دارند.
سفر را ممنوع کنید
با آغاز ایام سوگواری ماه محرم اجتماع مردم برای عزاداری و سفر آنها در تعطیلات پیش رو نیز نگران کننده شده است به طوری که نمایندگان مشهد در مجلس شورای اسلامی روز گذشته در نامه‌ای به رئیس‌جمهور خواستار ممنوعیت سفر به مشهد مقدس شدند در این نامه آمده است: «علی‌رغم نامه هشدارآمیز شماره ۵/۱۵۱۱ مورخ 9 مرداد 1400 نمایندگان مردم شریف مشهد و کلات در مجلس شورای اسلامی به رئیس‌جمهور محترم سابق، تصمیم مقتضی در ستاد ملی مقابله با کرونا در رابطه با وضعیت بحرانی شهر مقدس مشهد و مراکز درمانی مملو از بیماران کرونایی اتخاذ نشد. در نتیجه هر روز شاهد وخیم‌تر شدن وضعیت کرونایی در این شهر مقدس بوده و هستیم.عبور از این بحران، تصمیم قاطع و فوری جنابعالی مبنی بر تفویض اختیارات ویژه به استان و تامین فوری نیازهای دارویی، تجهیزاتی و بودجه‌ای دانشگاه علوم پزشکی مشهد را می‌طلبد. بر این اساس موارد زیر مورد تقاضاست:
۱. اعمال ممنوعیت قانونی و فیزیکی سفر به مقصد مشهد مقدس ۲. الزام به رعایت پروتکل‌ها در ادارات، واحدهای صنفی و…؛ و تعطیلی موقت یا کاهش ساعت فعالیت آنها به صلاحدید استاندار 3. تفویض اختیار تعطیلی موقت اماکن و تجمعات مذهبی به نماینده محترم ولی فقیه در استان۴. فعال‌سازی مجدد طرح شهید سلیمانی در شهر مقدس مشهد به منظور سازمان‌دهی فوری نیروهای داوطلب برای شناسایی و کمک به افراد مبتلا به کووید ۱۹، قرنطینه فعال و رصد بیماران تا حصول اطمینان از بهبودی کامل آنان توسط سپاه و بسیج استان۵. تحویل فوری امکانات، اماکن و نیروهای در اختیار ادارات دولتی، نهادهای عمومی غیردولتی و نیروهای نظامی و انتظامی به دانشگاه علوم پزشکی مشهد، یا درخواست رئیس دانشگاه و تایید استاندار۶. تخصیص فوری بودجه مورد نیاز، دارو و تجهیزات به دانشگاه علوم پزشکی مشهد.
در حال حاضر آمار ابتلا به بیماری کووید ۱۹ و بستری و مرگ ناشی از آن در مشهد بسیار بالاتر از میانگین کشوری است. بر این اساس، ما نمایندگان این خطه مقدس نسبت به بروز فاجعه کرونا در مشهد مقدس به جنابعالی به عنوان رئیس ستاد ملی مقابله با کرونا هشدار داده و تقاضا داریم بدون فوت فرصت، در خصوص موارد شش‌گانه فوق‌الذکر اتخاذ تصمیم فرمایید.»پیش از این حمید سوری، رئیس گروه واکنش سریع کووید۱۹ وزارت بهداشت هم با اشاره به روند پیشروی کرونا در کشور، درباره روزهای آتی و مراسمهای پیش رو در ایام ماه محرم، ضمن هشدار نسبت به هرگونه تجمع در شرایط فعلی بیماری در کشور به ایسنا گفته بود:«سوگواری ایام محرم قطعا لازم است اما شکل اجرای آن در شرایط اپیدمی مهم است. در کنار اینکه سلامت معنوی جامعه باید حفظ شود ولی باید سنجیده اقدام کنیم.»در این شرایط تنها می‌توان روزها را شماره کرد تا پیک موج پنجم کرونا روند خود را طی کند.
این روزها می‌گذرند اما داغ جان‌باختگان این موج‌ها و پیک‌ها که یکی یکی از پی هم می‌آیند و مشخص نیست تا کی ادامه خواهند داشت، بر دل و یاد شهروندان می‌ماند.

دستور رئیس جمهور برای تسریع در تامین منابع واردات واکسن

سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهور در جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت، پس از بحث و بررسی آخرین وضعیت تامین منابع ارزی واردات واکسن کرونا، دستور داد همه اقدامات و تمهیدات لازم برای تسریع در تامین منابع لازم برای واردات واکسن به میزان مورد نیاز با اولویت به کار گرفته شود.
در این جلسه همچنین دو موضوع تامین نیاز ارزی کالاهای اساسی و نیز دارو، تجهیزات پزشکی و توزیع سریع کالاهای اساسی دپو شده در بنادر، در سطح کشور مطرح و مورد بررسی قرار گرفت.
همچنینی گزارشی از وضعیت میزان ذخایر کالاهای اساسی ارائه و با توجه به وضعیت بسیار مناسب کالاهای موجود در بنادر، مقرر شد، تامین ارز این کالاها پیگیری شده و جریان انتقال و توزیع کالاها در سطح کشور بدون وقفه به گونه ای ادامه یابد که در آینده نزدیک شاهد بهبود وضعیت دسترسی به کالاها در سراسر کشور باشیم.

ظهور مسکن اجتماعی در اروپا

«مسکن اجتماعی» (Social housing) یکی از طرح‌های کلاسیک کشورهای اروپایی برای حل مشکل مسکن طبقات پایین و کم‌درآمد است. طرحی که این روزها از سوی شهرداری‌ها در ایران هم دنبال می‌شود و براساس آن قرار است خانه‌های کم متراژی در اختیار اقشار کم درآمد قرار بگیرد. این طرح بعد از جنگ جهانی دوم و با افزایش فقر و تخریب خانه‌های شهری و روستایی بر اثر بمباران، توسط دولت‌های اروپای غربی آغاز شد و تا امروز ادامه دارد. طرح مسکن اجتماعی به معنی دخالت مستقیم دولت در خانه دار شدن کم‌درآمدها است. این طرح که بخصوص توسط دولت‌های سوسیال دموکرات اروپای غربی دنبال می‌شود، دولت را وا می‌دارد که خانه‌هایی در مناطق پرتقاضا ساخته و آن را با بهایی بسیار کم به افراد واجد صلاحیت و کم‌درآمد اجاره دهند.

خانه‌های اجتماعی در کشورهای اروپایی روز به روز بیشتر می‌شوند. با توجه به افزایش تورم و فشار اجتماعی بر طبقات کم‌درآمد، مسکن دولتی هر روز بیشتر جای خود را در شهرهای بزرگ اروپایی پیدا می‌کند و طبق برخی آمار، حدود 30 درصد از آپارتمان‌ها و خانه‌های اروپا را شامل می‌شود.
کشور بلژیک یکی از کشورهای فعال در زمینه ساخت مسکن اجتماعی است. این طرح در این کشور از سال 1980 سرعت گرفت و توانست در طول چند دهه مناطق بسیاری را پوشش دهد.
طرح مسکن اجتماعی در بلژیک در 3 منطقه فعال است: الف. منطقه بروکسل ب. منطقه فلمیش (Flemish Region) ج. منطقه والون (Walloon Region).
این طرح فقط به دولت اختصاص ندارد. شهرداری‌ها، تعاونی‌ها، بنیادها و سازمان‌های خصوصی و غیرانتفاعی همه و همه در ساخت مسکن اجتماعی نقش داشته و به انحاء مختلف، خانه‌هایی را به افراد کم‌درآمد اجاره می‌دهند. البته نباید از خاطر برد که هر کدام از این نهادها گروه هدف خاص خود را دارند و فقط به افراد مخصوصی که شرایط مورد نظر آنها را داشته باشند، خانه می‌دهند.
طرح مسکن اجتماعی در بلژیک دو سطح دارد. سطح اول که به طور اخص با نام مسکن «اجتماعی» (Social) شناخته می‌شود مربوط به تامین مسکن افراد کم‌بضاعتی است که درآمد ماهیانه‌ آنها کمتر از یک حد مشخص باشد. سطح دوم اما با نام «مسکن‌متوسط» (intermediate) شناخته می‌شود و مربوط به دهک‌های درآمدی میانی بلژیک است و بیشتر، افراد و خانواده‌هایی (با درآمد متوسط) را که در شهرهای بزرگ زندگی کرده و کارمند دولت یا ارگان‌ مشخصی هستند، پوشش می‌دهد.
چگونگی اجرای طرح مسکن اجتماعی در مناطق مختلف بلژیک، متفاوت است. در منطقه بروکسل، نام افراد و شرایطشان در یک «لیست انتظار کامپیوتری» (computerized waiting list) قرار می‌گیرد. این سیستم بر اساس اطلاعات اشخاص، تشخیص می‌دهد که شرایط کدام خانواده اضطراری است و احتیاج فوری به مسکن دارد. بر اساس تشخیص سیستم کامپیوتری، مسکن دولتی به آن خانواده داده می‌شود.
در منطقه فلمیش، متقاضیان بر اساس درآمد ماهیانه خود نزد ارائه دهندگان محلی رفته و تقاضای خود را در سیستم آنها ثبت می‌کنند. ارائه دهندگان نیز بر اساس زمان ثبت تقاضا به متقاضیان مسکن استیجاری می‌دهند.
در منطقه والون اما سیستم کمی پیچیده‌تر است. در این منطقه، متقاضیان ابتدا تقاضای مسکن خود را در یک سیستم ثبت می‌کنند و سپس بر اساس اطلاعات گرفته شده (شامل میزان و نوع درآمد، اندازه مسکن مورد نیاز، منطقه، سابقه کاری، سابقه داشتن مسکن و …) نام متقاضیان در اولویت اختصاص مسکن قرار می‌گیرد.
اکثر منازل اجتماعی در بلژیک استیجاری هستند. در بروکسل فروش مسکن اجتماعی (به هر شکلی) ممنوع است. اما در دو منطقه دیگر (فلمیش و والون) می‌شود در شرایط خاصی این ساختمان‌ها را به متقاضیان فروخت. نرخ فروش خانه‌های دولتی به خصوص در منطقه فلمیش بیشتر است و مستاجران بعد از چند سال اجاره‌نشینی در خانه‌های اجتماعی می‌توانند آن خانه‌ها را با دریافت وام بخرند.
نکته جالب در مورد مسکن اجتماعی این است که انتخاب نهایی منزل بر عهده متقاضی است و دولت یا نهاد مسئول نمی‌تواند خانواده‌ای را مجبور به سکونت در یک خانه یا آپارتمان کند. طبق قانون بلژیک، دولت یا نهاد مسئول، خانه‌های خالی موجود را به متقاضیان معرفی می‌کند و سپس آن شخص می‌تواند آن خانه را انتخاب یا رد کند.
تورم و گرانی، مشکلی جدی برای مسکن اجتماعی بلژیک
یکی از تحولات مهم در سال‌های اخیر، افزایش شتابان قیمت زمین و ساختمان بوده است. این افزایش قیمت از اواسط دهه 90 شروع شد اما تا چند سال قبل شیبی بسیار بسیار ملایم داشت. افزایش هزینه‌ها و کمبود زمین‌های مسکونی دلیل اصلی افت مسکن‌سازی و افزایش قیمت، به ویژه در منطقه فلاندر بوده است.
در طول چند دهه گذشته، میانگین قیمت خرید مسکن در بلژیک خیلی بالا نبوده است. با این حال، در یک دهه اخیر، قیمت‌ها به نحو قابل توجهی بالا رفته است. این افزایش قیمت در بخش مسکن باعث افزایش نرخ اجاره‌خانه‌ها شده است. افزایش اجاره‌بها به ویژه بر افراد کم‌درآمد تأثیر منفی گذاشته و آنها را به دردسر انداخته است.
بالا رفتن اجاره، باعث بیشتر شدن تقاضای مسکن اجتماعی شده است. با این حال، افزایش هزینه ساخت و ساز، نرخ اجاره‌بهای مسکن‌های اجتماعی را نیز بالا برده است. این اتفاق باعث شده دولت به تمهیداتی دست بزند. اعطای وام مسکن با بهره بسیار کم یکی از روش‌های دولت بلژیک برای افزایش اعتماد متقاضیان مسکن و خرید خانه طی دو سال گذشته بوده است. اقدام دیگر دولت، تنظیم مالیات مسکن بوده است. این تنظیم مالیات (به خصوص در مورد خانه‌های خالی) باعث شده صاحبخانه‌های بخش خصوصی اجاره‌بهای خانه خود را کم کرده و آپارتمان‌ها نیز راحت‌تر اجاره بروند. این اقدام هم خانه‌های خالی را پر کرده، هم تقاضای مازاد مسکن اجتماعی را از بین برده و باعث شده است بازار مسکن دولتی و خصوصی به یک تعادل برسند.
دولت مرکزی یا مقامات محلی، کدامیک مسئول مسکن هستند؟
طبق قانون بلژیک مسئولان و مقامات هر منطقه (بروکسل، فلاندر، والون) مسئول اصلی ساخت و عرضه مسکن دولتی (یا به عبارت بهتر، اجتماعی) هستند. با وجود این، دولت مرکزی در برخی زمینه‌ها دخالت داشته و بر کار مقامات محلی نظارت دارد. تضمین حقِ داشتنِ یک مسکن مناسب، تعیین نرخ بهره و سیاست‌های کلی مالی و همچنین، تنظیم اجاره‌خانه از جمله اصلی‌ترین اقدامات دولت مرکزی بلژیک در زمینه مسکن اجتماعی بوده است.
همچنین، دولت بلژیک در سال‌های اخیر توجه خاصی به مهاجران داشته است. مهاجران بعد از دریافت اقامت در یک آپارتمان اجتماعی ساکن شده و حداقل اجاره‌بها نیز از آنها دریافت می‌شود. همچنین، دانشجویان، کارگران روزمزد و افرادی که شغل ندارند هم مشمول طرح مسکن اجتماعی می‌شوند و دولت مرکزی وظیفه دارد آنها را به مقامات محلی معرفی کند تا این مقامات هرچه سریعتر برای آنها خانه ارزان قیمت پیدا کنند.

زاکانی: شهرفروشی را تخلف می‌دانم

اگر کسی خلاف ضابطه کاری کند، شهرفروشی است، اما یک وقتی است که در چارچوب شهرسازی و قوانین ایجاد تسهیلات می‌کنند که نوسازی شهر توسعه پیدا می‌کند، ما با دومی موافقیم
|پیام‌ما| پیروز حناچی، شهردار منتخب شورای پنجم شهر تهران عبارت «شهرنفروشی» را ابرپروژه شهرداری در دوره خودش می‌دانست. حناچی و شورای پنجمی‌ها چندباری اعلام کردند که در دوره مدیریت کوتاه خودشان تلاش کردند تا فضاهای شهری را خارج از برنامه نفروشند و به دنبال منابع پایدار برای کسب درآمد باشند. حناچی مدتی پیش در گفت‌وگو با یکی از رسانه‌ها اعلام کرده بوده که شوراهای معماری مناطق براساس سازوکار تازه‌ای که در دوره او تعبیه شده است، مجوز تراکم اضافه و فراتر از طرح تفصیلی یا مجوز ساخت برج صادر نشده است. شهردار پیشین تهران تاکید کرده بود: «در مورد فروش تراکم من به قاطعیت می‌گویم؛ با هوشمند شدن نقشه‌های تهران و نشاندن آنها روی طرح تفصیلی، دیگر پروانه ساختمانی مغایر با ضوابط طرح تفصیلی صادر نمی‌شود. این موضوع نیز به‌راحتی از طریق سامانه شفافیت و با وارد کردن کد نوسازی برای هر شهروند امکان‌پذیر است.» او همچنین در گفت‌وگو با روزنامه آرمان ملی تاکید کرده بود: «در دوره مدیریت بنده در شهرداری تهران پروانه‌ای خارج از طرح تفصیلی صادر نشد. این در حالی است که در دوران مدیریت آقای قالیباف در شهرداری پروانه‌ای در منطقه چهار وجود داشت که به صورت دستی نوشته شده بود و در سیستم وارد نشده بود. پروانه‌ای در سیستم ثبت نمی‌شود که خلاف طرح تفصیلی باشد.» مدیریت شهری در دوره پنجم همانقدر که روی شهرنفروشی تاکید داشت روی تخریب نکردن باغات و تبدیل نشدن آن‌ها به فضاهایی برای ساخت و ساز هم پافشاری می‌کرد. شورای ششمی‌ها اما هنوز اعلام نکردند که موضع‌شان در برابر شهرنفروشی چیست. اینکه آیا تعریف شهرفروشی از نگاه آن‌ها با شورای پنجم یکسان است یا نه، همچنان برای شهروندان مورد سوال است. مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران چندی پیش در نشست خبری خود از تجدیدنظر در قانون باغات برای توسعه ساخت و ساز گفت. او در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره شهرنفروشی اعلام کرد: اگر منظور از شهرنفروشی این است که ساختمان‌سازی نشود منطقی نیست، شهرداری و وزارت راه متاسفانه جلوی ساختمان سازی را گرفتند و گفتند افتخار می کنیم که یک خانه نساختیم که منجر به بالا رفتن قیمت مسکن شد. بنابر این شهر نفروختن یک شعار است. تلاش ما ساخت و ساز در بافت فرسوده بود و گفتیم یک ریال هم در بافت فرسوده عوارض نپردازند و شهر نفروشی این بود. حتی جرائم را نیز بخشیدیم و بعد از مصوبه ما مجلس قانونی گذاشت که در بافت فرسوده ۵۰ درصد عوارض بگیرند. او همچنین تاکید کرده بود: در مورد باغات حتما در قانون تجدید نظر می‌کنیم چرا که جلوی ساخت و ساز را گرفتند، در سال ۹۹ یک پروانه باغ صادر نشده است. باید قانون باغات این باشد که هیچ درختی قطع نشود، نه اینکه چیزی ساخته نشود. بسیاری از مردم با ما تماس می‌گیرند که ما را از این قانون رها کنید و قطعا باید روی این قانون تجدید نظر کرد. این گفته‌های چمران البته با واکنش‌هایی همراه بود و بسیاری در فضای مجازی از این گفته‌ها ابراز نگرانی کردند و باغات را تنفس‌گاه‌های شهر تهران دانستند که با ساخت و ساز بی‌رویه امکان نابودی آن‌ها فراهم می‌شود. علیرضا زاکانی، شهردار منتخب شورای ششم شهر تهران، موضع دیگری درباره شهرفروشی دارد. او در گفت‌وگو با روزنامه پیام‌ما می‌گوید: من این کار را خلاف می‌دانم. وقتی شما صحبت از شهرفروشی می‌کنید این دو جهت دارد، یک جهت این است که خلاف ضابطه کسی، کاری بکند که این مصداق شهرفروشی است. اما یک وقتی است که ایجاد تسهیلاتی در چارچوب شهرسازی و قوانین موجود می‌کند که به سبب آن فعالیت‌های نوسازی شهر توسعه پیدا می‌کند، ما این دومی را انجام می‌دهیم. او همچنین تاکید کرد که به هیچ‌وجه به سمت تخریب باغات نخواهد رفت، زیرا آن‌ها تنفس‌گاه‌های شهر تهرانند.

انتقال آب با نام انحرافی

از نخستین بار که طرح انتقال آب از مازندران به پایتخت مطرح شد، حدود 10 سال می‌گذرد. آن روزها اجرای این طرح با هدف تامین آب تهران که به گفته کارشناسان قرار بود با مشکلات جدی برای تامین آب مواجه شود، جزو مهم‌ترین استراتژی‌های وزارت نیرو بود. پس از ده سال اما به نظر می‌رسد به رغم بروز مشکلات ناشی از خشکسالی شدید در کشور، سیاست‌گذاران همچنان پیگیر این طرح هستند و به تازگی شرکت آب‌منطقه‌ای تهران با هدف تأمین آب آشامیدنی مورد نیاز پایتخت مجوز اجرای طرح «سامانه مهار نشت آب سد لار» را دریافت کرده است. طرحی که بر اساس آن قرار بر این است که مقدار آبی که از سد لار به سمت دره هراز و مازندران جاری می‌شود، دوباره به سمت تهران و سد لتیان بازگردانده شود. این طرح مخالفانی دارد که معتقدند اجرای آن می‌تواند منجر به بروز تنش آبی در دشت هراز شود. اما گویا مراحل اجرایی طرح در سکوت در حال پیشرفت است.

شرکت آب منطقه‌ای تهران در پی اجرای طرحی است که در آن قرار است با ساخت یک بند انحرافی و دو تونل، سالانه ۱۶۷ میلیون مترمکعب آب از پایین‌دست سد لار و پیش از رسیدن به سدِ در حال ساخت هراز، برای تامین آب شرب تهران به سمت سد لتیان منتقل شود. هر چند اعلام شده این طرح برای ساماندهی نشتی سد لار اجرا می‌شود اما در گزارشی که خبرگزاری ایرنا منتشر کرده در نامه‌ای که شرکت آب‌ منطقه‌ای تهران، در روز ۲۸ تیر به اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ارسال کرده آمده است: «در نتیجه افزایش تقاضا برای آب شرب به منظور ایجاد امکان انتقال حق‌آبه مصوب آب شرب، اجرای پروژه مهار آب نشتی سد لار در دستور کار این شرکت قرار گرفته است. این سامانه مشتمل بر سازه آبگیر در محدوده پلور و تونلی به طول حدود ۲۸ کیلومتر در دو قطعه است که بخشی از قطعه دوم تونل در محدوده استحفاظی آن اداره کل واقع شده است. عملیات اجرایی توسط قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا-موسسه فاطر در دست انجام است» مختصاتی که برای سامانه مذکور در نامه درج شده است، شباهت چندانی با اتخاذ تدابیری جهت کنترل فرار آب از بدنه سد ندارد. اصرار مسئولان در حوزه مدیریت آب برای تامین آب در یک منطقه به قیمت ایجاد تنش آبی در مبدا با اجرای پروژه‌های انتقال آب در ابعاد مختلف، آن هم در شرایطی که طبق اعلام مرکز پایش و مدیریت هوشمند کشاورزی ایران، صد درصد مساحت کشور تحت تاثیر اثرات خشکسالی است، چه نتیجه‌ای جز بروز اختلافات بین استانی در پی خواهد داشت؟
اوایل تیرماه بود که رئیس سازمان جهاد کشاورزی مازندران اعلام کرد تنش‌آبی در شالیزارهای مازندران و به ویژه در دشت هراز جدی شده، و این سازمان درخواست تامین حق‌آبه کشاورزی این منطقه را از سد لار به وزارت نیرو ارائه کرده است. حالا با انتشار متن نامه شرکت آب منطقه‌ای تهران، و خبر اجرایی شدن طرح «سامانه مهار نشت آب دشت لار» رئیس سازمان جهاد کشاورزی مازندران به ایرنا گفته است: «اجرای این پروژه از سال‌ها قبل توسط برخی مسئولان تهران مطرح می‌شد. همان زمان نیز ما مخالف اجرای طرح بودیم؛ چون برای تامین آب کشاورزی در دشت هراز مشکل ایجاد می‌کند ، اما صرف‌نظر از این موضوع حالا که ساخت سد هراز آغاز شده و پیشرفت فیزیکی آن با چند صد میلیارد تومان اعتبار به بیش از ۳۵ درصد رسیده، اجرای چنین طرحی در بالادست سد به هیچ وجه فنی و کارشناسی نیست. این که از یک سو با سرمایه‌گذاری کلان ملی برای تامین آب مورد نیاز دشت مهم و بزرگ هراز که بخش مهمی از برنج کشور را تامین می‌کند سد هراز ساخته شود و از سوی دیگر جلوی آبی را که قرار است وارد مخزن این سد شود، بگیریم به هیچ وجه توجیه فنی و کارشناسی ندارد. همین حالا که این مقدار آب به سمت دشت هراز جاری می‌شود برای تامین آب کشاورزی با مشکل مواجه هستیم و تنش آبی داریم. دشت هراز مرکز تولید برنج کشور محسوب می‌شود و نباید روی منابع آبی آن چنین طرح‌هایی اجرا شود، چرا که به صورت مستقیم با امنیت غذایی کشور ارتباط دارد. انتظار می‌رود نمایندگان استان و شرکت آب منطقه‌ای مازندران باید در این زمینه پیگیری‌های جدی داشته باشند.»
اما با وجود تمام مشکلاتی که کشاورزان منطقه با آن دست به گریبان هستند، به بهانه ساماندهی میزان آبی که از بدنه سد لار نشت کرده و سبب کاهش کارایی سد جهت ذخیره آب و تامین آب مورد نیاز پایتخت‌، تصمیم گرفته‌اند آب خارج شده از سد لار را که به سمت مازندران می‌رود منحرف کرده و به سد لتیان بازگردانند. این تصمیم به یکباره اتخاذ نشده، چندی پیش شهرام عدالتی معاون هماهنگی برنامه و بودجه تهران گفته بود: «برنامه‌های مؤثری برای کنترل مصرف آب در نظر گرفتیم، اما در نهایت اگر این برنامه‌ها محقق نشود آخرین گزینه این است که برای تامین آب استان تهران به استان مازندران چنگ بیندازیم.» و حالا با اوج گرفتن خشکسالی و کاهش بارش‌ها و از طرفی افزایش میزان مصرف در پایتخت، به نظر می‌رسد اهداف برنامه‌های ذکر شده محقق نشده و نوبت به «چنگ انداختن» به منابع آب در مازندران جهت تامین آب تهران رسیده است.
این طرح مثل بسیاری از طرح‌های انتقال آب مدافعانی دارد که با اعداد و ارقام سعی در نشان دادن اهمیت اجرای آن دارند. اما کارشناسان معتقدند انجام این پروژه منجر به بروز مشکلاتی در دشت هراز که یکی از مناطق مهم در تامین امنیت غذایی کشور است، می‌شود. بابک مومنی، عضو هیات علمی دانشگاه در خصوص تبعات این طرح به خبرگزاری ایرنا گفته است: «پیامدهای منفی اجرای این پروژه با توجه به اهمیت دشت هراز و کشاورزی آن در کشور و میزان آب مد نظر برای هدایت به سمت تهران از حوضه آبریز هراز، سنگین‌تری از سد فینسک خواهد بود. بر خلاف آن‌چه مسئولان و کارشناسان وزارت نیرو درباره این طرح بیان می‌کنند و استدلال‌های نادرستی که می‌آورند، این پروژه را نمی‌توان مهار آب نامید و قطعاً انتقال آب بین حوضه‌ای است که پرتنش‌تر از فینسک خواهد بود؛ چون نقش دشت هراز در کشور به دلیل تولید برنج نقشی استراتژیک است. امروز دشت هراز با بیلان آبی منفی مواجه است. طراحی و اجرای پروژه انتقال آب از غرب استان به دشت هراز که البته در نیمه‌های راه متوقف مانده نیز نشان می‌دهد که این دشت با تنش آبی مواجه است»
ماجرای پروژه انتقال آب از مازندران به تهران به همین جا ختم نمی‌شود. در حالی که گفته می‌شود مجوزهای لازم محیط زیستی طرح در سکوت خبری صادر شده است، مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران از تبعات اجرای این پروژه بر محیط زیست منطقه هم می‌گوید. تامین آب شرب پایتخت به قیمت آسیب به کشاورزی و محیط زیست یک منطقه، تنها نتیجه یک تصمیم به دور از تدبیر و نگاه بلند مدت است. ابراهیمی کارنامی مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران به ایرنا گفته: «موضوع مهم دیگری که در اجرای این پروژه به آن انتقاد داریم محل اجرای سازه آبی است. یعنی علاوه بر این که با کلیات پروژه مخالفیم، با توجه به جانمایی آن در پایین‌دست «لاسم» دلیل دیگری هم برای مخالفت داریم. نقطه‌ای که قرار است طرح در آن اجرا شود علاوه بر این که جلوی آب جاری شده از سمت سد لار را می‌گیرد، بخشی از آب لاسم‌رود را که به سمت هراز می‌آید، به سمت تهران و سد لتیان انتقال می‌دهد. یعنی با این توجیه که نشتی سد لار برگشت داده شود، از سرازیر شدن بخشی از آب لاسم‌رود به سمت مازندران نیز جلوگیری می‌شود.» مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران از مخالفت اداره متبوع خود با اجرای این طرح می‌گوید و تاکید می‌کند: «این طرح قرار است با ساخت یک سازه به ارتفاع هفت متر و دو تونل و ایستگاه پمپاژ، سالانه ۱۶۷ میلیون متر مکعب آب را به سمت تهران برگرداند. ما از ابتدا با اجرای این طرح مخالف بودیم و همچنان مخالف هستیم، اما تصمیم‌ها درباره اجرای آن در استان گرفته نمی‌شود و وزارت نیرو تصمیم‌گیرنده اصلی در این زمینه است» مازندران علاوه بر این پروژه سال‌ها با طرح جنجالی ساخت سد فینسک که یکی از پروژه‌های زنجیره‌ای برای تحقق رویای تاسیس پایتخت صنعتی بود، هم درگیر بودند. اما همانطور که مومنی می‌گوید اجرای طرح «سامانه مهار نشت آب دشت لار» تبعات به مراتب بیشتری از اجرای پروژه‌ای مثل ساخت سد فینسک به دنبال دارد.

یونان و کالیفرنیا در گرداب آتش

|پیام‌ما| آتش‌سوزی گسترده جنگل‌ها در یونان، دو هزار نفر از ساکنان «اویا» را ناچار به تخلیه این جزیره کرده است. حاضران در این منطقه، شعله‌ها، آسمان قرمز و جنگل‌های سوخته را شبیه به فیلمی آخرالزمانی توصیف کرده‌اند. همزمان آتش‌نشانان و نیروهای امدادی کالیفرنیا در حال مقابله با دومین آتش‌سوزی گسترده جنگل‌ها در تاریخ این ایالت هستند. در ترکیه نیز 217 آتش‌سوزی مهار شده و گفته می‌شود هنوز در 6 منطقه، حریق ادامه دارد.
بی‌بی‌سی در گزارشی درباره آتش‌سوزی در جزیره اویا در یونان نوشته است: ساکنان این جزیره بزرگ در شمال و شرق آتن ناچار شده‌اند از راه دریا، به محلی امن بگریزند. مقامات محلی اعلام می‌گویند برای مهار این آتش، کمک کافی فرستاده نشده است. هرچند تعدادی از کشورها از جمله فرانسه، آلمان و انگلیس به درخواست یونان برای کمک پاسخ داده‌اند. آتش در دو جبهه هزاران هکتار زمین را به همراه تعدادی خانه نابود کرده و به گفته مقامات بخش‌هایی از جزیره اویا به طور کلی از بین رفته است. به گزارش سازمان هواشناسی یونان، دمای هوا به بالاترین حد خود در ۳۰ سال گذشته رسیده و در مناطقی دمای ۴۵ درجه سانتی‌گراد هم ثبت شده است. در طول روزهای اخیر موارد مختلفی از آتش‌سوزی در این کشور رخ داده است. از این میان گفته می‌شود یک آتش‌سوزی در حومه شمالی آتن فروکش کرده است.
امواج گرمایی شبیه آنچه در یونان در حال وقوع است، به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت انسان بیشتر و شدیدتر می‌شود. هوای گرم و خشک بعدی احتمالاً به وقوع آتش‌سوزی‌های دیگر دامن خواهدزد.درحالی که هیچ نشانه‌ای از فروکش‌شدن آتش نیست، ساکنان و مقامات خواستار کمک بیشتر هستند. جیانیس کنتزیاس، شهردار ایستیا در بخش شمالی اویا، به رسانه‌های محلی گفته: «دیگر دیر شده، منطقه تخریب شده است.» او درخواست اعزام هواپیمای آبپاش و هلی‌کوپتر کرده است. این مطالبه در حالی است که هواپیماها با مشکلات متعددی از جمله دید ضعیف ناشی از آتش‌سوزی مواجه شده‌اند. شدت دود و خاکستر موجود در هوا به حدی است که برخی از مردم به سختی نفس می‌کشند. بر اساس این گزارش مردم منطقه در آماده‌باش هستند اما اندوه همه جا را فرا گرفته است. به نظر می‌رسد مقامات مردم را ناامید کرده‌اند و به اندازه کافی کمک نمی‌کنند اما دولت می‌گوید که تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد. یورونیوز هم نوشته است آتش‌سوزی در اویا به سرعت در چندین جبهه گسترش یافته و هزاران هکتار جنگل بکر در قسمت شمالی این جزیره را فرا گرفته و ده‌ها روستا را ناچار به تخلیه ساکنانش کرده است. شعله‌های آتش خانه‌های پنج روستا را در برگرفته اما از میزان کامل خسارت آن اطلاعی در دست نیست. یونان ارتش خود را برای کمک به اطفا حریق اعزام کرده است و چندین کشور از جمله فرانسه، مصر، سوئیس و اسپانیا هواپیماهای آتش‌نشانی به اویا اعزام کرده‌اند.
دیکسی‌فایر، دومین آتش‌سوزی بزرگ تاریخ کالیفرنیا
۱۱ آتش‌سوزی گسترده در کالیفرنیا گزارش شده اما اکنون آتش‌سوزی شدید شمال کالیفرنیا، دومین آتش‌سوزی بزرگ ثبت شده در تاریخ این ایالت است. بی‌بی‌سی از قول مقامات آتش‌نشانی این ایالت نوشته است که، آتش‌سوزی «دیکسی فایر» از سیزدهم ژوییه بیش از 463 هزار هکتار (1876 کیلومتر مربع) را سوزانده است. ۵۰۰۰ آتش‌نشان مشغول مقابله با این آتش‌سوزی هستند و تاکنون فقط 21 درصد حریق مهار شده است. اکنون منطقه سوخته بزرگتر از شهر هوستون است.
در این آتش‌سوزی تاکنون هیچ کشته‌ای گزارش نشده اما به گفته کلانتری شهرستان پلوماس، پنجشنبه بعد از ظهر پنج نفر مفقود شدند، هرچند دو نفر آنها سالم گزارش شده اما مقامات هنوز به دنبال تایید این خبرند. تاکنون هزاران نفر به مناطق امن منتقل شده‌اند. به گفته مقامات محلی این آتش‌سوزی نزدیک به 14000 سازه را تهدید می‌کند و بیش از 400 مورد را تخریب کرده است؛ تقریباً بخش عمده‌ای از روستای گرین ویل نابود شده است. بر اساس این گزارش علت آتش‌سوزی تحت بررسی است.
مقام‌های محلی هشدار داده‌اند که گرمای هوا و خشکی بیش از حد مراتع، احتمال آتش‌سوزی در دیگر مناطق را افزیش داده است. به گفته فرماندار کالیفرنیا، تغییرات آب و هوایی عامل بروز آتش‌سوزی‌های گسترده است.
بنابر گزارش بی‌بی‌سی، در حال حاضر، ده‌ها آتش‌سوزی گسترده در ۱۵ ایالت آمریکا گزارش شده است.
در طول روزهای گذشته وقوع بیش از 130 مورد آتش‌سوزی گسترده در 31 استان ترکیه، بزرگترین آتش‌سوزی تاریخ این کشور را نیز رقم زد. این حریق گسترده هنوز هم در صدر اخبار ترکیه است و تمام تحولات این کشور، دولت و افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داده است. در این آتش‌سوزی هشت نفر جان باختند و هزاران نفر مجبور به ترک خانه‌های خود شدند. به گفته وزیر کشاورزی و جنگلداری ترکیه 217 آتش‌سوزی در این کشور مهار شده و گفته می‌شود که شعله‌ها در 6 نقطه هنوز در حال سوزاندن جنگل‌ها هستند.

ضدآفتاب‌ها مرجان‌ها را می‌کشند

صخره‌های مرجانی آب‌های سراسر دنیا به سختی نفس می‌کشند. در 50 سال گذشته نزدیک به 80 درصد مرجان‌های دریای کاراییب به خاطر آلودگی، توسعه زمین‌های ساحلی و گرم شدن آب دریاها از بین رفته‌اند. شروع فصل تابستان و سیل گردشگران به مناطق ساحلی و تفریحی سلامت آب دریاها را به شدت تهدید می‌کند. گرم شدن کره زمین از یک سو سیاستمداران دنیا را تحت فشار قرار داده تا برای مقابله با آن اقدامات فوری انجام دهند، بنابراین نفت،‌ فاضلاب و آلاینده‌ها بیشترین میزان توجه را در رسانه‌ها به خود می‌گیرند اما از سوی دیگر دانشمندان سال‌هاست که درباره اثرات محصولات آرایشی بر کیفیت آب دریاها هشدار می‌دهند.

برخلاف مواد‌غذایی که می‌خوریم، برای محصولاتی که از آنها روی پوست بدن‌مان استفاده می‌کنیم، قوانین سفت و سختی وجود ندارد. تا سال 2019، اتحادیه اروپا بیش از هزار نوع ترکیب مواد آرایشی را ممنوع اعلام کرد اما در فهرست سازمان غذا و دارو در آمریکا فقط 11 مورد وجود دارد.
سالانه 14 هزار تن ضدآفتاب وارد اقیانوس‌ها می‌شوند 82 هزار ترکیب شیمیایی موجود در محصولات آرایشی و بهداشتی آب دریاها را آلوده می‌کند.
قانون‌گذاران ایالت هاوایی از اول می 2018 قانونی را تصویب کردند که در آن فروش ضدآفتاب‌هایی که اکسی‌بنزون و اکتینوسات دارند ممنوع شد. هاوایی اولین ایالتی بود که چنین اقدامی را انجام داد که قرار شد از اول ژانویه 2021 آن را اعمال کند. شش ماه پس از آن، جزیره کوچک پالائو در فیلیپین نیز اعلام کرد که فروش و استفاده از محصولاتی را که حاوی این ترکیبات شیمیایی باشند، ممنوع است. پالائو،‌ مجمع‌الجزایر بکر و دست‌نخورده‌ای است که به خاطر بزرگترین منابع دریایی روی کره زمین شناخته می‌شود. اما با این حال چند روز گذشته گزارشی در گاردین منتشر شد که خبر از پیدایش روغن‌های ضد‌آفتاب در آب دریاهای این جزیره را خبر می‌داد. آتم بلوم، غواص و کارشناس محصولات آرایشی است که محصولات آرایشی طبیعی تولید می‌کند. او که برای غواصی به پالائو رفته بود، وقتی 5 متر زیر آب می‌رود و به سطح آب نگاه می‌کند، رنگین کمانی توجه‌اش را جلب کرد. وقتی نزدیک می‌شود برق روغنی را می‌بیند که گروهی از گردشگران که برای اسنورکل به آنجا آمده بودند از خود به جای گذاشتند.
زمانی که با ضدآفتاب شنا می‌کنید، مواد شیمیایی مانند اکسی‌بنزون وارد آب شده و سپس به‌وسیله مرجان‌ها جذب می‌شوند. این ترکیبات دارای ذرات نانو هستند که تولید مثل و چرخه رشد مرجان‌ها را مختل کرده و در نهایت منجر به سفید شدن مرجان‌ها می‌شوند.
حتی اگر زمانی که ضدآفتاب می‌زنید، شنا نکنید، زمانی که دوش می‌گیرید این مواد شیمیایی وارد فاضلاب می‌شوند. اسپری‌های ضدآفتاب هم بسیاری از مواد را وارد شن ساحل می‌کنند که در نهایت وارد آب دریا می‌شوند.
استفاده از ضد‌آفتاب برای محافظت از پوست در برابر سرطان بسیار ضروری است و حالا که محدودیت‌های مربوط به پاندمی کرونا رو به کاهش است، فروش این نوع محصولات افزایش پیدا کرده است.
تخمین‌ها درباره اینکه چقدر ضدآفتاب‌ها اقیانوس‌ها را آلوده می‌کنند متفاوت است. چینزیا کورینالدسی، یکی از استادان دانشگاه پلی‌تکنیک مارچه در ایتالیا می‌گوید که میزان آلایندگی گردشگران در دریای مدیترانه سالانه به 20 هزار تن می‌رسد در حالی که کرگ داونز، یکی از محققان و رئیس سازمان مردم‌نهاد Haereticus Environmental Laboratory معتقد است که صخره‌های مرجانی سالانه بین 6 هزار تا 14 هزار تن ترکیبات شیمیایی داخل ضدآفتاب‌ها را جذب می‌کنند. به گفته این کارشناس محیط زیست، مواد شیمیایی رایج در ضدآفتاب‌ها DNA مرجان‌ها را تخریب می‌کند.
علاوه بر فیلترهای ماورا‌بنفش اکسی‌بنزون و اکتینوکسات،‌ ترکیبات مضر دیگری نیز وجود دارند. با اینکه بعضی از تولیدکنندگان مانند بلوم محصولاتی غیر‌مضر تولید می‌کنند که به مرجان‌ها آسیبی نرسد، عده‌ای از کارشناسان آب دریاها، تاثیر این مواد را اغراق‌آمیز می‌دانند.
برای کورینالدسی، ضرر بسیاری از ضدآفتاب‌ها ثابت شده است. او از اوایل سال 2000 روی تاثیرات ضدآفتاب بر محیط زیست دریاها تحقیق می‌کند. تحقیقات کوردینالدسی به همراه دیگر محققان با مشاهده مکزیک و ممنوعیت استفاده از ضدآفتاب قبل از شیرجه در آب دریاچه‌های طبیعی آغاز شد. تحقیقات آنها نشان داد که استفاده از فیلترها و برخی مواد نگهدارنده حتی با حجم بسیار کم منجر به سفید شدن مرجان‌ها می‌شوند. این ترکیبات می‌تواند آسیب‌های برگشت‌ناپذیری به جمعیت توتیای دریایی نیز بزنند.
شاید فکر می‌کنید میزان ضدآفتاب کمی که در ساحل استفاده می‌کنید نمی‌تواند عظمت دریای به این بزرگی را به خطر بیندازد اما تحقیقات نشان می‌دهند که اکسی‌بنزون 62 قسمت در هزار میلیارد (معادل یک قطره در شش و نیم استخر سایز المپیک) تاثیر مخرب دارد.
با وجود ممنوعیت استفاده از برخی ترکیبات شیمیایی در اتحادیه اروپا، اما همچنان بسیاری از آنها در محصولات آرایشی یافت می‌شوند. این مواد شیمیایی فقط وارد دریاها نمی‌شوند بلکه هنگام حمام در خانه وارد راه‌های آبی می‌شوند.
در بسیاری از ضدآفتاب‌ها از اکسید زینک به عنوان فیلتر اشعه ماورابنفش استفاده می‌شود که دیگر حاوی مواد شیمیایی مضر نیست. اما کورینالدسی معتقد است که این ترکیب نیز تاثیرات مخرب خود را دارد. او معتقد است تحقیقات پیشرفته نشان می‌دهد حتی فیلترهای معدنی مانند ذرات نانو اکسید زینک نیز می‌تواند سرعت سفیدشدن مرجان‌ها را افزایش دهد و جلبک‌هایی را که داخل آن زندگی می‌کنند از بین ببرد.
تغییرات اقلیمی، شکار بیش از حد ماهی‌ها و آلودگی آب‌های ساحلی سه دلیل اصلی تهدید جان مرجان‌ها به شمار می‌روند. تری هیوز، یکی از محققانی که در زمینه صخره‌های مرجانی تخصص دارد می‌گوید که استفاده از سوخت‌ها فسیلی که منجر به افزایش دمای کره زمین شده عامل اصلی نابودی مرجان‌هاست. رکورد افزایش دما در سال‌های 1998، 2010 و 2015 تا 2016 بین 50 تا 70 درصد مرجان‌های مناطق استوایی را از بین برد. حتی صخره‌هایی که فرسنگ‌ها با گردشگران و ضد‌آفتاب‌هایشان فاصله دارند تحت تاثیر تغییرات اقلیمی قرار گرفته‌اند. دانشمندانی مانند هیوز که ارتباط نابودی مرجان‌ها با ضدآفتاب را مستقیم نمی‌دانند معتقدند که مردم به جای خرید ضدآفتاب‌های ارگانیک به سیاستمدارانی رای دهند که برای کاهش نشر گازهای گلخانه‌ای اقدامات فوری را انجام خواهند داد.
روش‌های هوشمندانه مصرف ضدآفتاب
با وجود ممنوعیت دولت‌ها برای استفاده از برخی ترکیبات شیمیایی در مواد آرایشی می‌توان از راه‌های دیگری برای همزمان محافظت از پوست خود و مرجان‌ها انجام داد. سعی کنید از ضدآفتاب‌هایی استفاده کنید که اکسی‌بنزون ندارند. لیستی از ضدآفتاب‌های غیر‌مضر برای محیط زیست به وسیله Haereticus Environmental Lab منتشر شده که می‌توان از میان آنها انتخاب کرد. این فعالان محیط زیست محصولات را بر اساس میزان SPF رتبه‌بندی می‌کنند. از اسپری‌های ضدآفتاب استفاده نکنید چون شن ساحل را آلوده می‌کنند و به راحتی وارد آب دریاها می‌شوند. راه دیگر تغییر شیوه لباس پوشیدن است: استفاده از کلاه و لباس‌هایی که محافظ UV دارند می‌توانند میزان ضدآفتابی که استفاده می‌کنید را کاهش دهند.
اگر صخره‌های مرجانی نابود شوند نبض مهمی از اکوسیستم را از دست خواهیم داد. حتی اقتصاد جهانی نیز آسیب می‌بیند چون مرجان‌ها یکی از جاذبه‌های مهم گردشگری و منبع درآمد افراد محلی به شمار می‌روند.

کد قرمز برای بشر

جدیدترین گزارش سازمان ملل متحد در مورد تغییرات آب‌وهوایی روز گذشته منتشر شد. این گزارش جامع‌ترین و جزیی‌ترین تصویری را که جهان به خاطر تغییرات آب‌وهوا با آن روبروست، ارائه می‌دهد. دبیرکل سازمان ملل این گزارش را کد قرمز برای بشر خوانده است. این گزارش اعلام می‌کند که برخی از تغییرات آب‌وهوایی رخ داده برگشت ناپذیرند و بی‌شک انسان‌ها عامل این تغییرات هستند.

پنل تغییرات آب‌وهوایی بین‌الدولی سازمان ملل متحد(IPCC) روز دوشنبه گزارشی را در مورد تغییرات آب‌وهوایی منتشر کرد و هشدار داد که جهان به طرز خطرناکی به گرم شدن مضاعف نزدیک شده است و انسانها «به طور قطعی» در این زمینه مقصر هستند. اقدامات انسان‌ها علاوه بر افزایش میانگین گرمایش زمین سبب تغییرات و اثراتی می‌شود که این اثرات حتی در صورت قطع اقدامات انسان‌ها باقی می‌مانند و خود سبب افزایش گرمایش زمین می‌شوند.برای نمونه دانشمندان در این گزارش هشدار داده‌اند که در حال حاضر، سطح گازهای گلخانه‌ای در اتمسفر به اندازه‌ای بالا است که می‌تواند وجود اختلالات آب‌وهوایی را برای دهه‌ها و یا قرن‌ها را تضمین کند.به گزارش رویترز، این مساله بالاتر از مساله موجهای گرمای مهلک، توفان‌های شدید و دیگر شرایط شدید جوی که اکنون در حال وقوع است قرار می‌گیرد چرا که نشان می‌دهد احتمالا شرایط بدتر می‌شود.آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد بلافاصله پس از انتشار، این گزارش را «کد قرمز برای بشر» نامید و خواستار پایان استفاده از زغال‌ سنگ و سایر سوخت‌های فسیلی بسیار آلوده کننده شد.
گوترش در بیانیه‌ای اعلام کرد: « زنگ هشدار کر کننده است. این گزارش باید زنگ خطری برای استفاده از زغال سنگ و سوخت های فسیلی باشد ، قبل از اینکه سیاره ما را نابود کنند.»گزارش IPCC تنها سه ماه قبل از کنفرانس بزرگ آب‌وهوایی سازمان ملل متحد یعنی کوپ 26 ( COP26 ) منتشر شده است. جایی که قرار است کشورها راضی شوند تا اقدامات بلندپروازانه‌تری برای تغییرات آب‌وهوایی انجام دهند و بودجه‌های قابل توجه‌تری را به این کار اختصاص دهند.این گزارش با تکیه بر بیش از 14000 مطالعه علمی، جامع‌ترین و جزیی‌ترین تصویری را که جهان از تغییرات آب و با آن روبه‌رو است، ارائه می‌دهد.بر اساس این گزارش اگر اقدامی فوری، سریع و در مقیاس وسیع برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای انجام نشود ، متوسط دمای کره زمین به احتمال زیاد تا 20 سال آینده از حد گرم شدن 1.5 درجه سانتی‌گراد (2.7 درجه فارنهایت) عبور می‌کند این در شرایطی است که تا کنون تعهدات کشورها برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و برای پایین آوردن سطح گازهای گلخانه‌ای انباشته شده در جو کافی نبوده است. با انتشار این گزارش مقامات دولتی و کنش‌گران بلافاصله واکنش نشان داده‌اند برای نمونه بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا، که کشورش میزبان کنفرانس آب‌وهوایی است ، گفت که دهه آینده برای آینده سیاره ما تعیین کننده خواهد بود: «امیدوارم گزارش IPCC امروز زنگ خطری برای جهان باشد تا حتی قبل از اینکه در نوامبر در اجلاس مهم COP26 همدیگر را ملاقات کنیم، اقدامی انجام شود.»
تغییرات بی‌بازگشت
در این گزارش آمده است: انتشار گازهای گلخانه‌ای که بی شک ناشی از فعالیت‌های انسانی است باعث شده است که میانگین دمای جهان 1.1 درجه سانتی‌گراد نسبت به میانگین دوره پیشاصنعتی افزایش یابد و اگر آلودگی در جو تعدیل نشود ممکن است در آینده تا 0.5 درجه سانتی‌گراد دیگر هم این میزان افزایش داشته باشد. این بدان معناست که حتی با دور شدن جوامع از سوخت‌های فسیلی افزایش دمای هوا به دلیل آلودگی‌های موجود در جو، متوقف نمی‌شود. دانشمندان هشدار می‌دهند که افزایش بیشتر از 1.5 درجه سانتی‌گراد (یعنی بیش از میانگین افزایش دما در دوره پیشاصنعتی) می‌تواند تغییرات آب‌وهوایی مضاعف را ( تغییراتی که در آن سرعت گرم شدن زمین فراتر از توانایی کنترل انسان قرار می‌گیرد) تسریع کند به طوری که دمای هوا آنقدر بالا می رود که موجب مرگ و میر انسان ها در فضای باز شود. هرگونه گرم شدن بیشتر از این میانگین به طور فزاینده و شدید بر موج‌های گرما و بارندگی‌های شدید و همچنین در برخی مناطق خشکسالی می‌افزاید.
سونیا سنویراتن، یکی از نویسندگان این گزارش و دانشمند این حوزه گفت:«ما همه شواهد لازم را داریم تا نشان دهیم که اکنون در بحران آب‌وهوایی هستیم، سیاست‌گذاران همه اطلاعات کافی را در اختیار دارند و باید از آنها پرسید این همه زمان گذاشتن برای کارهای علمی وقتی هیچ اقدامی انجام نمی‌شود بی معنی نیست؟»
گرم شدن 1.1 درجه سانتی گرادی زمین که در حال حاضر ثبت شده است برای ایجاد فاجعه ‌های آب‌وهوایی کافی است. برای نمونه امسال موج گرما صدها نفر را در شمال غربی اقیانوس آرام کشت، آتش‌سوزی و خشکسالی کل شهرهای غرب آمریکا را در بر گرفت و اکنون آتش، یونانی‌ها را مجبور به ترک خانه‌های خود کرده است.
اد هاوکینز از دیگر نویسندگان این گزارش و دانشمند آب‌وهوا در دانشگاه ریدینگ در بریتانیا، اظهار کرد:«هر اندک میزان گرم شدن هم اهمیت دارد. چراکه پیامدهای آب‌وهوایی با گرم شدن شدت می‌یابند.»
به گفته او ادامه ذوب شدن ورقه های یخ گرینلند و بالارفتن سطح دریا تقریباً قطعی است که این پدیده در طی قرن‌ها باعث گرمای اقیانوس‌ها و انبساط آنها می‌شود. برای جلوگیری از این تغییرات خاص تقریبا دیگر دیر شده است. بهترین کاری که جهان می‌تواند انجام دهد این است که سرعت آنها را کاهش دهد تا کشورها زمان بیشتری برای آماده سازی و سازگاری داشته باشند.
تامسین ادواردز، یکی از دانشمندان آب‌وهوا در کالج کینگ لندن گفت:« ما اکنون دچار برخی جنبه‌های تغییرات آب‌وهوا هستیم که برخی از آنها صدها تا هزاران سال هم برگشت ناپذیر هستند. ما هرچه میزان گرمایش را محدود کنیم، بیشتر می‌توانیم از این تغییرات جلوگیری یا آنها را کند کنیم.»
هنوز انتخاب‌هایی برای انجام داریم
این گزارش می گوید حتی برای کند کردن تغییرات آب‌وهوایی زمان در حال تمام شدن است. اگر جهان انتشار گازهای گلخانه‌ای را در دهه آینده به شدت کاهش دهد، دمای متوسط هنوز تا سال 2040، 1.5 درجه سانتی‌گراد و به احتمال زیاد تا سال 2060 1.6 درجه سانتی‌گراد افزایش می‌یابد.
حال اگر جهان انتشار گازهای گلخانه ای را به طور چشمگیری کاهش ندهد و مسیر فعلی خود را ادامه دهد، این افزایش می‌تواند تا سال 2060 به 2.0 درجه سانتی گراد و تا پایان قرن به 2.7 درجه سانتی گراد برسد و این یعنی زمین از دوران «پلیوسن» یعنی حدود 3 میلیون سال پیش، زمانی که اولین اجداد بشریت در حال ظهور بودند و اقیانوس‌ها 25 متر بالاتر از امروز بودند تا به دوران ما اینقدر گرم نبوده است. اگر گرم شدن ماشه ایجاد حلقه های بازخوردی ( feedback loops) را فشار دهد که این مساله باعث پدید آمدن بیشتر اثرات ناشی گرمایش آب‌وهوا به صورت خود به خودی، مانند ذوب شدن یخ‌های قطبی قطب شمال و یا ازبین رفتن جنگل‌های جهان می‌شود، بر اساس این سناریو گرمایش زمین می‌تواند 4.4 درجه سانتی‌گراد بالاتر از میانگین دوره پیشاصنعت تا سال 2081-2100 افزایش داشته باشد. جری راگلی، یکی از دانشمندان آب‌وهوا در کالج امپریال لندن ، می‌گوید: «ما در حال حاضر سیاره خود را تغییر داده‌ایم و باید با برخی از این تغییرات قرن‌ها و هزاره‌های زندگی کنیم. اکنون سوال این است که آیا می‌توانیم از ایجاد چند تغییر آب‌وهوایی بی‌بازگشت جلوگیری کنیم؟ ما هنوز انتخاب‌هایی برای انجام داریم.»

جنایت است

معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری در دولت دوازدهم، با اشاره به زیر گرفتن دو زن به دلیل بدحجابی در ارومیه توسط یک راننده خودرو پژوپارس طی روز گذشته، گفت: این نوع رفتارهای هیجانی برگرفته از تعالیم دینی ما نیست بلکه برگرفته از سطحی نگری است که متاسفانه رواج داشته و برخی فکر می‌کنند با این رفتارها تکالیف خود را انجام می‌دهند و هیجانات خود را اینگونه نشان می‌دهند در حالی که قطعا این کار مردود است و اگر این دو زن با ماشین زیر گرفته شده‌اند، جنایت است و فرد باید به کیفر خود برسد.
به گزارش ایسنا، معصومه ابتکار در نشستی که به مناسبت روز خبرنگار و همچنین ارائه گزارش عملکرد این معاونت امروز (دوشنبه ۱۸ مرداد) برگزار شد، اظهار کرد: امر به معروف و نهی از منکر اصل دینی ما است اما شروط و شرایطی دارد و به هیچ عنوان اگر شروطش مهیا نشود امر به معروف و نهی از منکر تلقی نمی‌شود؛ یکی از شروط مهم آن این است که فرد ارتباط موثری با مخاطب خود برقرار کند و خودش این شایستگی را داشته باشد که با مخاطب خود درست حرف بزند و اثر گذاری لازم را داشته و خودش فرد مورد اعتمادی باشد.
او افزود: اگر این فرد بازداشت شده تشکر می‌کنم و اگر نه برخورد قانونی لازم حتما باید انجام شود. اگر این دو زن با ماشین زیر گرفته شده‌اند جنایت است و در چارچوب ارشاد نیست و فرد باید به کیفر خود برسد. امیدوارم دستگاه‌های قانونی عدالت را ایجاد کنند.

برای شهر داری زاکانی آئین‌نامه را تغییر می‌دهند

علیرضا زاکانی، کاندیدای پوششی انتخابات ریاست جمهوری، دیروز با 18 رای شهردار منتخب شورای ششمی‌ها شد. او که دیروز کاندیدای بی‌رقیب تصاحب ساختمان خیابان بهشت بود، برنامه خود برای شهرداری تهران را اعلام کرد. او برای شهردار شدن اما دو سد بزرگ پیش رویش دارد. اولین آن بحث استعفایش از مجلس است و دیگری رشته تحصیلی‌اش که با قانون مصوب هیات وزیران در سال 97 مطابقت ندارد. زاکانی در جمع خبرنگاران اعلام کرد که چهارشنبه هفته گذشته استعفایش را تقدیم هیات رئیسه مجلس کرده و طبق قانون مجلس یک هفته برای رای‌گیری این استعفا فرصت دارد. سد دیگر پیش روی زاکانی، مسئله قانون مصوب هیات وزیران و دستورالعمل وزارت کشور است که به گفته اعضای شورای شهر، دولت تلاش می‌کند تا آن را تغییر دهد.

یکشنبه، 17 مرداد ماه، دومین جلسه شورای شهر ششم با دستور جلسه انتخاب شهردار و انتخاب سرپرست در پارلمان شهری تهران برگزار شد. ابتدای جلسه، مهدی چمران رئیس شورای شهر اعلام کرد که مشخص نیست پروسه آمدن شهردار جدید، چه قدر به طول بی‌انجامد و به همین دلیل سرپرست انتخاب می‌شود. او در جمع خبرنگاران گفت: با مشورت اعضا چون نمی‌دانستیم چقدر طول می‌کشد که آقای زاکانی از مجلس رای بگیرند و ممکن است این روند در مجلس و وزارت کشور به طول بیانجامد، تصمیم بر این شد سرپرست گذاشته شود. در ادامه جلسه علیرضا جاوید که پیش‌تر در دوره محمدباقر قالیباف معاون او بود، به عنوان سرپرست شهرداری تهران انتخاب شد. او قرار است کمتر از 3 ماه آینده و تا پیش از آغاز به کار زاکانی در شهرداری تهران بماند.
پس از انتخاب جاوید، زاکانی در صحن شورا برنامه‌های خود برای شهرداری تهران را ارائه کرد. ارائه‌ای حدودا یک ساعته. او در ابتدای این ارائه از مردم قم که نماینده آن‌ها بود، عذرخواهی کرد و گفت امیدوار است که بتواند خدمت‌گذاری مردم قم را هم دنبال کند. رئیس سابق مرکز پژوهش‌های مجلس که در برنامه قبلی خود شعار تهران، کلان‌شهر الگوی جهان اسلام را انتخاب کرده بود، اعلام کرد که می‌خواهد تهران را هم به مدرسه و هم به کارخانه مولد تبدیل کند. او در ادامه تحقق عدالت اجتماعی در شهر را یکی از اهداف مهم برنامه‌اش دانست و تاکید کرد: زمانی که ما در 22 منطقه پیگیر وضعیت هستیم می‌بینیم در یک منطقه سرانه فضای سبز وجود دارد و در یک منطقه شرایط خوبی به‌ لحاظ فضای سبز وجود ندارد و هیچ نسبتی برقرار نیست.
برنامه‌ای برای 21 معتاد متجاهر
آسیب‌های اجتماعی موضوع دیگری بود که زاکانی در برنامه‌اش به آن اشاره کرد او در هنگام ارائه برنامه‌اش چندباری از کودکان کار، معتادان متجاهر و متکدیان به عنوان آسیب اجتماعی نام برد. او چندباری اعلام کرد خودش ساکن جنوب شهر تهران است و شاهد حضور معتادان متجاهر در میدان شوش بوده است.تعداد معتادان متجاهر تهرانی در برنامه او 21 هزار نفر برآورد شد. او همچنین معتقد بود شش ماهه می‌توان بخش‌هایی از آسیب‌های اجتماعی را دنبال کرد: وقتی صحبت از آسیب‌های اجتماعی می‌کنیم همین نابسامانی در بخش محروم جامعه مطرح است. وقتی ناظر به موضوعات رفاهی صحبت می‌کنیم می‌بینیم که مناطقی مثل 9، 13، 19، 16 و 18 از یک سختی در رفاه رنج می‌برند، اینجا عدالت برای ما موضوعیت دارد. برای حل معضل آسیب‌های اجتماعی زاکانی از ایجاد قرارگاهی نام برد که می‌تواند معضلات را رفع کند. نماینده سابق مردم قم از حرکت جدی برای ارتقای فرهنگ شهرنشینی و مدیریت ایرانی اسلامی گفت. مساله‌ای که به عقیده او نقصان و عیب در آن وجود دارد: اگر توجه خودمان را به محله محوری و مسجد محوری و ضرورت قانون‌مداری و فرهنگ ترافیک و همسایه‌داری قرار بدهیم اقدام خوبی شکل خواهد گرفت. شهردار منتخب شورای ششم، در برنامه خود از محیط زیست هم گفت. به گفته او هوای تهران 360 روز آلاینده دارد. او در بخش دیگری از برنامه خود از پرشدن ظرفیت‌ آرامستان‌های شهر تهران گفت. مساله‌ای که شورای پنجم هم در واپسین روزهای حضورش برای آن مصوبه داشت. او گفت: تاکنون سه مرتبه این مکان توسعه یافته و بنا بر قولی ظرفیت این آرامستان تا دو سال آینده تکمیل می‌شود و برنامه ما این است که تنوع آرامستان داشته باشیم. زاکانی در بخش دیگری از برنامه خود اعلام کرد که بهشت زهرا باوجود 30 هزار شهید می‌تواند به کانون فرهنگی شهر تبدیل شود. 54 هزار تن ظرفیت جمع‌آوری زباله، زباله گردی، حمام سونا در وسایل نقلیه عمومی بدلیل کمبود ناوگان حمل و نقل عمومی از دیگر نکاتی بود که زاکانی در برنامه خود به آن‌ها اشاره کرد. زاکانی در میانه صحبت‌هایش از ایجاد آرامش در شهر گفت، مساله‌ای که برای ایجاد آن باید به ترافیک، آلودگی هوا و محیط زیست توجه کرد. اعضای شورا پس از ارائه برنامه زاکانی، چند پرسش کلیدی از او داشتند: حضور زنان و استخدام بی‌ضابطه در شهرداری که در ادبیات سیاسی شهر به استخدام اتوبوسی شهرت دارد، شایسته سالاری و اعتماد به بدنه شهرداری. زاکانی اعلام کرد که توجه او به شایسته سالاری است و اولویت اول او استفاده از پرسنل 64 هزار نفری در شهرداری است که سال‌ها تجربه دارند او در ادامه از کانون‌های ارزیابی برای انتصابات گفت: برای انتصابات نیازمند کانون ارزیابی هستیم. من این موضوع را دنبال می‌کنم. اینجا جایی است که قابلیت، حرف می‌زند نه سلیقه.
زاکانی در توضیحات خود درباره نظارت جدی و برخورد با مفسدان در شهرداری نیز گفت: با مفسدی باید برخورد کرد که بیشترین تخلف را دارد، قدرت بیشتری هم دارد. اگه با اینها برخورد کنی، هزار نفر حساب کار خود را می‌دانند، آن‌هایی که اهل تخلفند باید بدانند کسی اغماضی با تخلف آن‌ها نمی‌کند. همچنین بهتر از هرچیزی طلب از مردم است که نظارت ما را تشدید کنند. شهردار منتخب شورای ششم که مدعی بود در یکسالی مردم قم بوده هر 5 شنبه را به محلات می‌رفته و با مردم دیدار می‌کرده از پیمایش و کارهای جدی در شهر نام برد: کلان پروژه‌ها را در بخش عمرانی آغاز می‌کنیم.
شاید قانون را اصلاح کنند
بعد از پرسش و پاسخ زاکانی از جلسه خارج شد، اینبار اعضای شورای ششم باید برای انتخاب او رای‌گیری می‌کردند. او در همین زمان در جمع خبرنگاران به قانونی اشاره کرد که به نظر می‌رسد، سد راه او برای شهردار شدن است. زاکانی اعلام کرد که شرایط احراز شهردار را دارد و تخصص او یعنی پزشکی در آیین‌نامه نیامده است: من ۴۲ سال عقبه کار اجرایی دارم که یک وجه آن تخصصی است. پرویز سروری نایب رئیس شورای شهر تهران هم، دو شب گذشته اعلام کرده بود که با مذاکره با دولت و وزارت کشور در صددند تا قانون را اصلاح کنند و رشته پزشکی هم رشته مرتبطی برای مدیریت شهر باشد. این گفته دیروز هم در صحن شورا چندباری مطرح شد. یعنی تغییر قانون به نفع زاکانی. کمی آنسوتر از مصاحبه در جمع زاکانی، در صحن شورای ششم، اعضا درباره اینکه رای‌گیری برای شهردار شدن زاکانی بعد از تغییر قانون باشد یا نه، بحث کردند. ناصر امانی، عضو شورای شهر در این‌باره اعلام کرد: نکته‌ای که می‌خواهم اعلام کنم، کاملا کارشناسی و حقوقی است و ربطی به برنامه آقای دکتر زاکانی ندارد. دوستان هر نظری داشتند ما در خدمتشان هستیم. او خطاب به چمران ادامه داد: بنا بر مصوبه هیات وزیران مورخ 25/ 9/ 97 و با استناد به ماده 82 قانون تشکیلات وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور آیین نامه اجرایی انتخاب سمت شهردار مشخص شده است. او در ادامه مواد مختلف این آیین‌نامه را قرائت کرد: در این آیین‌نامه رشته پزشکی نیامده است، آقای دکتر زاکانی می‌گویند بنده پزشک هستم. امانی پیشنهاد داد که از این رو که انتخاب شهردار مهم‌ترین تصمیم شوراست، رای گیری برای انتخاب شهردار بعد از تغییر قانون و اصلاح آیین‌نامه در هیات دولت اتفاق بیفتد: بنا بر این باشد که در شورا هیچ مصوبه‌ای خلاف قوانین بالادستی نباشد.
مساله‌ای که شورا با آن مخالفت کرد و در نهایت زاکانی با 18 رای شهردار برگزیده شد. امانی در پایان جلسه به خبرنگار «پیام‌ما»گفت که این انتخاب حالا مشروط است: اشکال من اشکال حقوقی بود. او در پاسخ به این پرسش که آیا این نگرانی را ندارند که به خاطر شهردار پانزدهم تهران این قانون تغییر می‌کند نیز گفت: ظاهرا شهرهای دیگر نیز این مساله را دارند و پیشنهاد کردند. البته من نمی‌دانم، اینطور گفتند که سایر کلان‌شهر هم این مشکل را داشتند و به دولت پیشنهاد کردند و دولت هم گفته این را بررسی می‌کند و شاید اصلاح کنند، شاید.
لکه ننگ از چهره شهر زدوده شود
زاکانی پیش از رای گیری در جمع خبرنگاران درباره قرارگاه اجتماعی توضیحاتی بیشتری داد. از توضیحات او اینطور بر می‌آمد که قصد دارد همان پروژه‌ی جمع‌اوری معتادان متجاهر و کودکان کاری را اجرا کند که در تمام این سال‌ها کارشناسان به آن نقدهایی وارد کرده بودند. زاکانی ابتدا گفت: تهران تنها نیازمند کلان پروژه‌های عمرانی نیست و نیازمند کلان پروژه‌های اجتماعی است. ظرفیت‌های بی‌نظیری هم وجود دارد یعنی اگر شهرداری تهران قرارگاه اجتماعی را بزند و بتواند معتادان متجاهر را از شهر جمع کند، موضوع تکدی‌گری و موضوع کودکان کار را حل کند. او در ادامه در پاسخ به پرسش روزنامه «پیام‌ما» درباره اینکه آیا راه‌حل این قرارگاه تنها در جمع‌آوری معتادان و کودکان کار خلاصه می‌شود، گفت: قرارگاه اجتماعی که می‌گویم خاص معتادان متجاهر نیست، جمع مسئولان مرتبط با حوزه اجتماعی است. او ادامه داد: استانداری و فرمانداری و بهزیستی و دستگاه‌های انتظامی و مجموعه‌های مختلف نیازمند این هستند که دور هم جمع شوند و در خصوص ساخت اجتماعی و سالم‌سازی ساخت اجتماعی همکاری کنند. یعنی اکنون قانون ظرفیت‌ها را تقسیم کرده و هرکسی یک ظرفیت و بخشی دارد و هیچکس ناظر به اینکه پاسخگو باشد نسبت بر رفع یک معضل و پیشگیری از یک معضل، کمتر اهتمام می‌بیند. زاکانی درباره 21 هزار معتاد متجاهر که در برنامه خود هم به آن‌ها اشاره کرده بود، نیز گفت: این معتادان با مجوز دستگاه قضایی باید جمع‌آوری شوند، سم‌زدایی شوند، مهارت یابی شوند و به اجتماع برگردند. معتاد باید اشتغالش تامین شود و با خانواده تعاملش را برقرار کند و پذیرش اجتماعی پیدا کند. این مساله شش مرحله دارد. یکی از مراحل آن هم جمع‌آوری است، که مرحله اولش است و احتیاج به مجوز دارد.
«جمع‌آوری» کلید واژه دیگری بود که از سوی خبرنگار تکرار شد: «یعنی در نهایت شهرداری برای جمع‌آوری معتادان با دستگاه‌ها همکاری می‌کند؟» زاکانی در این‌باره گفت: «قرارگاه که شکل بگیرد باید این اتفاق رخ دهد. اما مرحله به مرحله باید این مسیر را برویم. چهره زشت موجود شهر و این شرایط تلخی که می‌بینیم یکی از آن هم برای شهر زیاد است. متاسفانه من عدد 21 هزارتا را شنیدم، انشالله این لکه ننگ از چهره شهر زدوده شود»

بار ریسک تغییر اقلیم بر دوش بیمه

جهان این روزها یا در آتش می‌سوزد یا اسیر توفان بلایی است که انسان به سرِ زمین آورده است. بحران آب و هوایی یا آنگونه که عده‌ای از کارشناسان عنوان می‌کنند «تغییرات اقلیمی» و گرمایش زمین، این روزها گوشه و کنار جهان را با بروز پدیده‌هایی که آنرا «حوادث فاجعه‌آمیز» می‌خوانند درگیر ساخته است. کشوری با تبعات سیل درگیر است و بخش عمده‌‌ای از یک قاره با آتش‌سوزی جنگل‌ها، توفان در جایی دیگر می‌تازد و خشکسالی جان مردم را در گوشه دیگری از جهان به لب رسانده است. اما تمام این حوادث فجیع ناشی از تغییر اقلیم، خساراتی نیز به دنبال دارند که برخی متوجه طبیعت و محیط زیست است و غیرقابل جبران و برخی خساراتی مالی است که به ساکنان مناطق مختلف زمین وارد می‌شود. بسیاری از کارشناسان صنعت بیمه در دنیا چند سالی است که به فکر راهکاری هستند تا این خسارات را با طراحی محصولات بیمه‌ای تحت پوشش شرکت‌های بیمه ببرند. هرچند در بعضی موارد خسارات وارده از این بلایای فاجعه‌آمیز آنقدر دامنه پیدا می‌کند که حتی از دست صنعت بیمه هم کاری برای جبران آن بر نمی‌آید، اما به هر روی این صنعت در دنیا به دنبال ارائه راهکارهایی برای کاهش صدمات بحران آب و هوایی به مردم و ایجاد زمینه ترمیم این آسیب‌ها در محیط زیست و طبیعت در مناطق مختلف جهان است.

هرچند صنعت بیمه در ایران به دلایل گوناگون تنها در بخشی از ابعاد زندگی روزمره افراد جا دارد و فرهنگ استفاده از خدمات بیمه‌ای در کشور به اندازه کشورهای دیگر مورد توجه مردم نیست. اما در سال‌های اخیر و با توجه به خسارات ناشی از سیل، زلزله، خشکسالی، یخبندان و آتش‌سوزی در بخش‌های مختلف کشور و آسیب‌های جبران‌ناپذیری که به زمین‌های کشاورزی و دام مردم مناطق مختلف وارد شد، موضوع بیمه بارها از سوی کارشناسان مطرح شد. اما از آنجا که بازار پر رونقی برای تقاضای محصولات مرتبط با حوادث و بلایای طبیعی در کشور وجود ندارد، محصول قابل توجهی هم در این زمینه ارائه نمی‌شود و برای فرهنگ‌سازی در زمینه بهره‌گیری از خدمات بیمه‌ای در این حوزه تبلیغات چندانی هم صورت نمی‌گیرد. در دنیا اما صنعت بیمه در سال‌های اخیر نقش خود را در مقابله با تهدیدات و کاهش میزان خسارات ناشی از تغییر اقلیم پررنگ‌تر کرده است. پژوهشکده بیمه در مجموعه مطالعاتی تحت عنوان «مطالعات مرتبط با حوادث فاجعه‌آمیز و خسارت‌های بزرگ» با محوریت سیل، خشکسالی و توفان، به بررسی نقش صنعت بیمه در تهدیدات ناشی از تغییر اقلیم پرداخته و ابعاد گوناگون این موضوع را در کشورهای مختلف مورد بررسی قرار داده است.
پدیده تغییر اقلیم تنها محدود به منطقه یا کشور خاصی نیست. این پدیده تمام نقاط زمین را تحت تاثیر قرار داده و اخباری که از حوادث ناگوار در کشورهای مختلف منتشر می‌شود، موید همین موضوع است. هر چند این پدیده را اغلب از منظر مباحث محیط زیستی بررسی و در مورد چرایی بروز آن و یا چگونگی برخورد و مقابله با اثرات آن اظهار نظر می‌کنند، اما کارشناسان صنعت بیمه هم معتقدند «بیمه می‌تواند به مصونیت در مقابل خسارات ناشی از حوادث آب‌ و هوایی کمک کند» آنها معتقدند: «گسترش و توسعه پوشش بیمه، در آسیب‌پذیرترین نواحی کشورهای در حال‌ توسعه مزایای بیشتری را دارد. در این مناطق منابع کم و تاثیر بالقوه تغییر اقلیم، شدید است. یک جامعه می‌تواند به میزان زیادی از متوسط خسارت پیش‌بینی ‌شده سالیانه، پیشگیری کند، هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند از خسارات ناشی از رویدادهای قابل‌ تصور، جلوگیری کند. به‌ویژه خطراتی که کمترین احتمال وقوع را دارند. آن‌ها فقط قادرند با هزینه‌های پیشگیرانه بالایی، این خسارات را جبران کنند. در این مواقع بیمه به ‌عنوان به‌صرفه‌ترین معیار سازگاری، شناخته می‌شود. عموماً، به‌ منظور آماده‌سازی برای حوادث نادر اما با شدت بالا، انتقال ریسک به بیمه و بازارهای سرمایه، اقتصادی‌تر است. با واگذاری ریسک به بیمه نه‌تنها می‌توان خسارات افراد و شرکت‌ها را پوشش داد بلکه می‌توان بار و هزینه‌ سربار بر بودجه عمومی را کم کرد. این عمل، جوامع محلی را هنگامی‌که یک فاجعه روی می‌دهد، کاردان و چاره‌ساز می‌کند و وسایل زندگی و معاش آن‌ها را از خسارات بالقوه حوادث فاجعه‌آمیز، مصون می‌دارد.» با این نگاه در کشورهای مختلف صنعت بیمه برای کاهش این خسارات راهکارهایی را ارائه کرده است. به طور مثال در نروژ طرح بیمه جبران خسارات حوادث طبیعی و طرح جبران خسارت فقط در صورتی ارائه می‌شود که تلفات مستقیماً ناشی از توفان، موج توفان، سیل، رانش زمین یا ریزش بهمن، زمین‌لرزه یا فوران آتشفشان باشد. در این کشور و در قالب طرح بیمه اختیاری، فرمانداران شهرستانها موظف هستند حداقل پنج درصد از بودجه اولیه خود را برای هزینه‌های پیش‌بینی نشده و فوق‌العاده اختصاص دهند. در این کشور مردم می‌توانند از «وام‌های سبز» بهره‌مند شوند. وام سبز تخفیف‌های ویژه‌ای نسبت به بهره سایر وام‌ها ارائه می‌دهد و هدف اصلی آن تامین بودجه اقدامات سازگاری در برابر تغییر اقلیم است. در کانادا بیمه جبران خسارات حوادث طبیعی ارائه می‌شود و بیمه‌نامه‌ها به طورمعمول خسارات ناشی از حوادث طبیعی از جمله توفان، توفان‌های یخی، تگرگ، صاعقه و آتش‌سوزی و جنگ را پوشش می‌دهند. آلمانی‌ها بیمه جبران خسارات حوادث طبیعی را برای پوشش حوادث شدید آب و هوایی مانند سیل، زلزله، باران سیل‌آسا، بهمن، برف، تگرگ، یخ و رانش زمین طراحی کرده‌اند. در ایران هم ‌با‌ هدف‌ کمک‌ به ‌آسیب‌دیدگان‌ حوادث‌ طبیعی، در سال‌1383 دولت ایران پیش لایحه تشکیل صندوق ‌بیمه‌ همگانی حوادث ‌طبیعی را ‌به‌ مجلس ‌تقدیم کرد‌ و‌ پس ‌از ‌انجام ‌اصلاحات ‌فراوان ‌در مهر ماه‌1391 در مجلس به ‌تصویب رسید، در حال حاضر ‌مراحل ‌آیین‌نامه‌ و ‌اساسنامه ‌آن‌ در‌ حال‌ انجام ‌است. پژوهشگران پژوهشکده بیمه در گزارش‌های خود به راهکار دیگری برای این امر اشاره کرده‌اند و آن: «تاسیس‌ صندوق ‌بیمه ‌همگانی حوادث ‌طبیعی» است. آنها معتقدند: «تاسیس این صندوق گامی ‌مهم ‌در ‌مدیریت ‌ریسک ‌سوانح‌ طبیعی ‌درکشور ‌محسوب‌ می‌شود. به ‌غیر ‌از‌ تاسیس صندوق ‌بیمه‌ همگانی ‌حوادث ‌طبیعی،‌ راهکار ‌دیگر ‌استفاده ‌از ‌اوراق‌ بلایای‌ طبیعی ‌در ‌جبران ‌خسارت‌های ‌حوادث ‌طبیعی ‌‌است. ‌از ‌عمر ‌انتشار ‌اوراق ‌بهادار ‌مبتنی‌ بر ‌بیمه ‌یا‌ همان ‌اوراق‌ بهادار ‌بیمه‌ای‌ ILS در ‌جهان ‌بیش ‌از ‌چندین ‌دهه ‌می‌گذرد. ‌مشهورترین‌ این ‌اوراق، ‌اوراق‌ بیمه‌ای ‌مرتبط ‌با بلایای ‌طبیعی ‌یا ‌همان ‌اوراق ‌بلایای‌طبیعی BOND CAT هستند که ‌انتشار ‌آن‌ توسط ‌شرکت‌های ‌بیمه‌ای‌ و ‌شرکت‌های ‌بیمه‌اتکایی ‌در ‌چند‌ دهه‌ گذشته ‌از استقبال‌ فراوانی ‌برخوردار ‌بوده است. با‌ نگاهی‌ گذرا ‌به‌ تاریخچه ‌این ‌اوراق می‌بینیم که ‌این ‌اوراق ‌در ‌کشورهای ‌حادثه‌خیز ‌و ‌در‌ معرض ‌بلایای‌ طبیعی ‌از‌جمله ایالات‌ متحده ‌آمریکا‌ و ‌ژاپن ‌منتشر ‌شده است. اوراق بلایای طبیعی، اوراقی کوپن‌دار هستند که معمولا نرخ سود آنها از نرخ بهره متوسط بازار بالاتر بوده و به منظور پوشش ریسک حوادث طبیعی اعم از سیل، زلزله، توفان و … منتشر می‌شود. با استفاده از این اوراق ریسک حوادث فاجعه‌آمیز و بلایای طبیعی توسط شرکت‌های بیمه به اوراق بهادار تبدیل شده و در بازار سرمایه به سرمایه‌گذاران فروخته می‌شود. این ابزار دو کار ویژه و عمده دارد. اول اینکه ریسک‌ها را از شرکت‌های بیمه و بیمه‌اتکایی به سرمایه‌گذاران بازار سرمایه انتقال می‌دهد و دوم راهی برای تامین مالی شرکت‌های بیمه و جبران کمبود ذخیره سرمایه آنها است. از طرفی از آنجایی که بازدهی این اوراق با بازدهی کلی بازار سرمایه همبستگی ندارد -زیرا احتمال وقوع حوادث فاجعه‌آمیز ارتباطی با بازدهی بازار سرمایه ندارد- ابزار بسیار مناسبی برای متنوع‌سازی پرتفوی سرمایه‌گذاران بازار سرمایه است» با‌ توجه ‌به‌بررسی‌های‌ صورت‌ گرفته ‌در ‌ایران ‌به عنوان ‌کشور ‌حادثه‌خیز‌ در‌می‌یابیم‌ که شرکت‌های ‌بیمه ‌و‌ شرکت‌های ‌بیمه‌‌اتکایی ‌به ‌دلیل ‌محدود ‌بودن ‌حجم ‌سرمایه‌شان ‌جهت ‌پرداخت ‌تعهدات‌ و ‌خسارات‌ وارده‌ ناشی ‌از ‌بلایای ‌طبیعی، ‌می‌توانند ‌از ‌این ‌روش ‌جهت ‌اوراق ‌بهادارسازی ‌بیمه‌های ‌مرتبط ‌با ‌بلایای ‌طبیعی‌ بهره‌مند شوند.
یکی از اثرات تغییر اقلیم که کشور ما این روزها با شدتی کم‌سابقه با آن درگیر است، خشکسالی است. این پدیده ‌به عنوان یکی ‌از ‌پیچیده‌ترین مخاطرات ‌اقلیمی، منابع طبیعی، کشاورزی، امنیت غذایی ‌و ‌اقتصاد‌ بسیاری‌از ‌جوامع ‌را مورد ‌تهدید ‌قرار ‌داده ‌و ‌سبب‌ نگرانی‌های ‌مهم‌ امنیتی‌ برای ‌آب ‌و‌ غذا ‌و ‌چالش‌های‌ مالی‌ و ‌اقتصادی ‌و ‌اجتماعی خصوصا برای ‌کشورهای ‌در حال توسعه شده ‌است. پژوهشگران بیمه معتقدند: «در ‌مناطق ‌خشک ‌و‌ نیمه‌خشک ایران‌ به ‌دلیل ‌شکننده ‌بودن ‌اکوسیستم ‌آن، بسیار تهدید کننده و‌ مخرب‌تر است. ایران‌ با‌ دارا‌ بودن ‌اقلیم ‌خشک ‌و ‌نیمه‌خشک،‌ جزو‌ کشورهایی ‌است ‌که ‌همواره‌ در‌ معرض ‌خطر‌ خشکسالی ‌قرار ‌دارد‌. و ‌همین امر ‌سالانه ‌از نظر اقتصادی‌ خسارات ‌زیادی ‌به ‌کشور ‌تحمیل ‌می‌کند. با ‌توجه ‌به ‌وضعیت ‌خرده ‌مالکی ‌اراضی ‌کشاورزی ‌در ‌ایران ‌و ‌درآمد ‌پایین ‌حاصل ‌از ‌تولیدات ‌کشاورزی، ضروری ‌است ‌تا ‌در ‌ابتدا دولت ‌با‌ سرمایه‌گذاری بیشتر‌ در ‌این‌ امر‌ ورود ‌کرده ‌و ‌در ‌ادامه ‌با‌ مشارکت‌ مردم‌ بتواند ‌از‌ شدت‌ خسارات‌ وارده‌ بکاهد. این ‌امر ‌با‌ استفاده ‌از‌ متمرکز‌ کردن ‌بودجه‌های مختلف ‌در ‌صنعت ‌بیمه‌ امکان پذیر است رویکرد‌ صنعت ‌بیمه ‌و‌ مدیران ‌آن ‌به ‌مقوله ‌تغییر ‌اقلیم‌ و ‌اثرات ‌آن ‌بر‌ پدیده‌های حدی‌ مانند‌ خشکسالی و‌ سیلاب ‌می‌تواند هم ‌فرصت ‌باشد ‌و ‌هم ‌تهدید» پژوهش‌های صورت گرفته در پژوهشکده بیمه نشان می‌دهد: «‌تمامی ‌خسارات ‌مستقیم ‌و ‌غیر‌مستقیم ‌حاصل ‌از ‌انواع ‌خشکسالی ‌به صورت‌ مستقیم‌ و‌ یا‌ ترکیبی‌ قابلیت‌ کمی‌ شدن ‌در ‌قالب ‌بیمه‌ مبتنی ‌بر ‌شاخص ‌را ‌دارا‌ هستند.‌ ‌از ‌میان ‌شاخص‌های ‌خشکسالی، امروزه ‌شاخصهای ماهواره‌ای ‌از ‌ویژگی‌ پراکنش ‌زمانی ‌و ‌مکانی ‌مناسبی ‌برخوردارند‌ که ‌برای ‌کمی‌ کردن ‌ریسک ‌خشکسالی ‌و‌ پوشش‌ بیمه‌ مبتنی ‌بر‌ شاخص ‌بسیار ‌مناسب ‌هستند. تجربه‌ برخی ‌از ‌کشورهای‌ پیشرو ‌می‌تواند ‌الهام‌بخش انواع‌ جدیدی ‌از محصولات ‌بیمه‌ای ‌برای مخاطراتی‌ مانند ‌خشکسالی‌ باشد»

۱۴ هزار آتش‌سوزی در جنگل‌های کشور در یک دهه

یک کارشناس جنگلداری با بیان اینکه طی یک دهه اخیر حدود ۱۴ هزار مورد آتش‌سوزی در جنگل‌های کشور گزارش شده است، بر لزوم بهره‌گیری از پهپادهای تخصصی در این حوزه تاکید کرد.
وحیده بهرامی به مهر گفت: فراخوان ترکیه برای جذب کمک‌های بین‌المللی برای اطفا حریق نکته مثبتی بود که در کشور ما از آن غفلت می‌شود و متاسفانه بخش زیادی از اطفا به دوش نیروهای داوطلب و به صورت سنتی انجام می‌شود.
او اضافه کرد: اطلاع‌رسانی مردمی و تلاش‌های مردم قبل از گسترده‌شدن آتش بسیار ارزشمند است اما روش بهتر آن است که ما برنامه ملی پایش را با کمک پهبادهای تخصصی و برنامه‌های ماهواره‌ای به سرانجام برسانیم، این مهم می‌تواند با ورود استارتاپ‌ها به این بخش محقق شود.
بهرامی افزود: مسئله اساسی منتقدان سیاست‌های محیط زیستی ترکیه تامین نکردن هواپیمای آب پاش برای حریق‌های این‌چنینی است، همین موضوع هم در کشور ما نیز وجود دارد و تنها مرکزی که برای این کار آمادگی کافی دارد مرکز خدمات هوایی ویژه شرکت مادر تخصصی خدمات کشاورزی است که از ظرفیت آن به دلایل بهره گرفته نمی‌شود، البته توپوگرافی جنگل‌های زاگرس مانعی برای استفاده از ظرفیت کامل ناوگان هوایی در اطفا حریق است.
عضو کارگروه تنوع زیستی کمیته محیط زیست مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: سالانه یک درصد از سطح جنگل‌های جهان تحت تاثیر پدیده آتش‌سوزی قرار دارد. عامل ۹۰ درصد از کل آتش‌سوزی‌های سال‌های اخیر به ویژه در ایران عامل انسانی است. سالانه ۱۵ هزار هکتار الی ۱۶ هزار هکتار از منابع طبیعی (جنگل و مرتع) کشور دچار آتش‌سوزی می‌شوند. طی یک دهه اخیر (۹۸-۱۳۸۸) حدود ۱۴۰۰۰ مورد آتش‌سوزی در جنگل‌های کشور گزارش شده است.
این کارشناس حریق جنگل‌ها با اشاره به جان باختن چند تن از نیروهای مردمی در آتش‌سوزی‌های اخیر زاگرس جنوبی گفت: در چهار سال گذشته بیش از ۱۵ نفر از هم‌میهنانمان جان خود را فدای اطفا حریق کرده‌اند، در حالی که می‌توان با کمک پهپاد‌ها و هواپیمای آتش‌نشان چنین تلفات و صدمات دردناکی را کاهش داد.