بایگانی مطالب نشریه
الگوی نجات محیط زیست در بر نامه هفتم
حقیقت غیرقابل انکار در جهان امروز این است که منابع محیط زیستی جزو منابع کمیاب هستند و توسعه اقتصادی کشورها به شکل مستقیم به این منابع وابسته است. به همین دلیل است که در سالهای اخیر توجه به مباحث محیط زیستی در سیاستگذاریهای کلان کشورها مورد توجه قرار گرفته و تصمیمگیران در کشورهای مختلف تلاش دارند تا با عقلانیتی اقتصادی با این منابع مواجه شوند و برای بهرهبرداری از آنها برنامهریزی کنند. در ایران هم در دهههای اخیر موضوع محیط زیست در برنامهریزیها و تدوین قوانین تا حدودی مورد توجه قرار گرفته است، اما برای بررسی این موضوع که در عمل تا چه میزان نگاه به منابع محیط زیستی در میان مدیران اجرایی و تصمیمگیران کشور همراه با عقلانیت است، باید نگاهی به شرایط محیط زیست در مناطق مختلف کشور بیندازیم. مطالعه سیاستگذاریها در سالهای اخیر نشان از توجه به جایگاه محیط زیست در قوانین و برنامههای توسعهای دارد، اما بر اساس گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس، دولتها نمره خوبی در اجرای این قوانین و برنامهها نمیگیرند.
مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی تحقیقی با عنوان «آسیب شناسی بخش محیط زیست به منظور دستیابی به محورهای برنامه هفتم توسعه» جایگاه محیط زیست را در برنامههای توسعهای ایران مورد تحلیل و بررسی قرار داده است. نویسندگان نبود آمار را در تهیه این گزارش یکی از مهمترین محدودیتهای خود در تدوین این گزارش عنوان کرده و آوردهاند: «این گزارش با وجود محدودیتهایی نظیر نبود آمار و اطلاعات پایه جهت تبیین سیمای محیط زیست، نبود نظام برنامهریزی و کنترل عملکرد حوزههای بخشی و فرابخشی در اجرای ماموریتهای برنامهای و سایر قوانین و مقررات کشور، تهیه و تدوین شده است»
این گزارش تاکید دارد که: «با توجه به اینکه الزامات محیط زیستی در نظام برنامهریزی و بودجهریزی کشور تاکنون جایگاه واقعی خود را نیافته است، به طور کلی عملکرد دولت یازدهم در زمینه محیط زیست در قیاس با حجم بحرانهای محیط زیستی و اهمیت موضوع از ابعاد مختلف امنیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و سلامت مطلوب تلقی نمیشود.» نویسندگان این گزارش به تدوین کنندگان برنامه هفتم توسعه پیشنهاد میکنند: «ملاحظات محیط زیستی به صورت واقعی و با ضمانت اجرایی قویتر در متن برنامهها و بودجه سنواتی لحاظ شده و به اجرا درآید» بر اساس قانون نزدیک به یک سال از مهلت برنامه ششم توسعه باقی مانده است. با توجه به تغییر ساختار دولت و طبق اعلام مجمع تشخیص مصلحت به زودی برنامه هفتم توسعه به مجلس ارائه خمیشوند. با توجه به شرایط بحرانی در حوزه محیط زیست بارها از سوی مسئولان و صاحبنظران مختلف در خصوص توجه ویژه به این حوزه در برنامه هفتم توسعه تاکید شده است. موضوعی که از برنامه سوم توسعه به طور جدی با اختصاص یک فصل مجزا به موضوع محیط زیست مورد توجه ویژه قرار گرفت. اما این توجه به مقوله محیط زیست تا چه میزان در حوزه عمل منجر به حفاظت و یا احیای محیط زیست کشور شده است؟ پاسخ این سوال را با مرور برنامههای توسعه در مقاطع مختلف تا حدودی میتوان پیدا کرد.
مرکز پژوهشهای مجلس نقاط قوت و ضعف برنامههای توسعه را در موضوع محیط زیست به تفکیک اینطور تبیین کرده است که نقطه قوت برنامه اول که از سالهای 1368-1372 اجرایی شد، گنجانده شدن یک تبصره در کل برنامه به منظور کنترل تخریبهای محیط زیستی برای اولین بار بود. این برنامه در عین حال نقاط ضعفی هم داشت از جمله: اجرای سه برنامه از 21 برنامه مدون؛ کیفی بودن اهداف محیط زیستی برنامه توسعه که فاقد اهداف کمی بودند و جای خالی اهداف محیط زیستی استانی. در برنامه دوم توسعه در فاصله 1374-137۸ میتوان از افزایش مواد محیط زیستی برنامه، تحت تأثیر کنفرانس ریو (1992) و توجه گسترده به تفاهمات بینالمللی و همچنین تشکیل کمیته ملی توسعه پایدار به عنوان نقاط قوت و از تخریب شدیدتر ابعاد محیط زیستی کشور در مقایسه با ابتدای دوره به عنوان نقاط ضعف نام برد.
بر اساس این گزارش تشکیل کمیته فرابخشی اجرای برنامههای محیط زیستی و اختصاص یک فصل مجزا در برنامه به موضوع محیط زیست از نقاط قوت برنامه سوم توسعه در ایران بود که در فاصله سالهای 1379-1383 اجرا شد اما نبود سازوکارها و ضمانتهای اجرایی مناسب جهت تحقق برنامهها از نقاط ضعف مورد توجه در این برنامه بود. در برنامه چهارم که در فاصله سالهای 13۸4-13۸۸اجرا شد همراستا شدن برنامه با مفاد و اسناد پشتیبان چشم انداز 20 ساله (افق 1404)؛ تدوین سند «فرابخش محیط زیست» اختصاص فصل مجزا به محیط زیست (بندهای 71 تا 58 ) از نقاط قوت مهم برنامه محسوب میشود. اما مهمترین نقطه ضعف برنامه پنجم 1390-1394 افت توجه به محیط زیست (به لحاظ تعداد بندها و مفاد کمی)؛ کلیگویی و فقدان سنجشپذیری در برخی مفاد محیط زیستی مندرج در برنامه بود. در برنامه ششم 1396-1400 هر چند میتوان اختصاص یک بخش (بخش نهم) را به موضوع محیط زیست جزو نقاط قوت برنامه محسوب کرد، اما در نظر نگرفتن شاخصهای کمی و اولویتهای اصلی و راهبردی بخش (عدم توجه به مباحثی مانند آموزش و اطلاعرسانی و عدم ضمانت اجرایی قوانین) مهمترین نقطه ضعف این برنامه است. طبق گزارش منتشر شده توسط مرکز پژوهشهای مجلس یکی از شاخصهای مهم توسعه کشورها در قرن 21 عملکرد یا توسعه محیط زیستی آنهاست. این شاخص در حال حاضر ملاک مقایسه توسعه کشورها در زمینه محیط زیست است و هر دو سال یک بار در اجلاس جهانی اقتصاد در داووس با همکاری دانشگاه ییل و کلمبیا منتشر میشود. براساس گزارشهای منتشر شده، ایران در سال 2006 رتبه 53 شاخص عملکرد محیط زیستی را در جهان داشته، در سال 200۸ رتبه 67 و در سال 2010 رتبه 60 ، در سال 2012 به رتبه 114 سقوط کرده است. پس از آن در سال 2014 موفق به کسب رتبه ۸3 در بین 178 کشور شده بود، اما در گزارش سال 2016 از لحاظ عملکرد محیط زیستی به رتبه 105 از مجموع 1۸0 کشور تنزل کرده و سپس در سال 2020 به رتبه 67 دست یافته است، با وجود بهبود شرایط، ایران همچنان در رده کشورهایی با عملکرد ضعیف در محیط زیست قرار دارد. شاخص عملکرد محیط زیست ایران بیانگر نوسانات متعدد در این زمینه است. در این گزارش آمده است: «مقایسه وضعیت ایران با دوره های قبلی خبر از بهبود عملکرد محیط زیستی کشور می دهد.
حال سوال اینجاست که چگونه ممکن است در گزارش اخیر منتشر شده بهبود جایگاه ایران در این شاخص مشاهده شود، در حالی که شواهد نشان دهنده تخریب محیط زیست و کاهش کیفیت محیط زیست در سالهای اخیر در کشور است. در پاسخ به این سؤال می توان به علل و عوامل بسیاری اشاره کرد. از جمله این عوامل، تغییر ساختار شاخص عملکرد محیط زیست در سال 2020 و تغییر مؤلفه های مورد بررسی است، به طوری که عوامل اقلیمی یکی از شاخص های تاثیرگذار در گزارش 2020 است. در شاخص عملکرد محیط زیستی، معیارهای مختلفی اندازهگیری میشوند که مجموع آنها در کنار هم، نمره هر کشور و در نتیجه رتبه بندی را مشخص میکند. از اینرو وضعیت ایران هم با وجود کسب رتبه 67 و بهبود اوضاع در بخش حوزههای محیط زیستی، در برخی دیگر از شاخصها عملکرد ضعیفتری داشته است.» این گزارش در بخش دیگری از تحلیل خود در خصوص نگاه به مقوله محیط زیست در برنامههای توسعه، نگاهی به وضعیت محیط زیست و هزینههای ناشی از تخریب آن داشته و آورده است: «هر تصمیم اقتصادی مستقیماً بر محیط زیست تأثیر میگذارد و سیاستهای محیط زیستی نیز اقتصاد را متأثر میکنند. با تمامی این اوصاف در کشور ما هنوز ارزش ریالی منافع غیر مستقیم منابع طبیعی محاسبه نمیشود و تا زمانی که تصور رایگان بودن منابع خدادادی طبیعی در اذهان وجود دارد، شاهد بهبود وضعیت قهقرایی منابع طبیعی نخواهیم بود. بنابراین این اهمال تبعات بسیار زیادی را چه از لحاظ اقتصاد ملی و چه از جنبه حفظ محیط زیست به همراه خواهد داشت» در بخشی از این گزارش آمده است: «براساس آخرین مطالعات خسارات ناشی از تخریب محیط زیستی در سال 2002 میلادی، خسارات ایران در دستهبندیهای آب، زمین و جنگل، هوا، پسماند و نقاط ساحلی در مجموع حدود 8430 میلیون دلار برآورد شده است. عدم توجه مسئولان به بخش محیط زیست احتمال افزایش این رقم را در سالهای اخیر بسیار افزایش داده است. این در حالی است که اروپا با اقدامات پیشگیرانه توانسته حدود 300 میلیارد یورو در هزینههای ناشی از خسارت محیط زیستی خود صرفهجویی کند. هشدارهای محیط زیستی ایران به اندازهای تکاندهنده هستند که نظر تحلیلگران خارجی را نیز به خود جلب کردهاند. موسسه صلح آمریکا، المانیتور، دیپلمات، بلومبرگ و هاوس از جمله موسساتی هستند که در نشریات خود به این مطلب اشاره کرده و در بعضی موارد خطر آن را برای ایران از دشمنی اسرائیل و غرب بیشتر دانستهاند. این در حالی است که برآوردهای کنونی، مخاطرات ناشی از مداخلات خارجی مانند بیوتروریسم را هم نادیده گرفتهاند. اگرچه ایران برای غلبه بر چالشهای محیط زیستی تدابیری اندیشیده است، اما فاصله با شاخصهای جهانی بسیار زیاد است. از شواهد و مستندات اینگونه بر میآید که ایران در حال حرکت به یک بحران محیط زیستی چندجانبه است. مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با محیط زیست ارتباط دو سویه دارند.»
این گزارش به چالشهای کلان در بخش محیط زیست جهت تدوین برنامه هفتم توسعه هم پرداخته و مواردی را ذکر کرده است از جمله: «نبود التزام به ارزیابی آثار محیط زیستی در کشور. نبود برآورد خسارتهای محیط زیستی ناشی از نبود ارزشگذاری اقتصادی. تفکرات بخشی حاکم بر نظام برنامهریزی. ضعف و ناکارآمدی سازوکارهای نظارتی موجود. ضعف و نارسایی سازوکارهای جبرانی محیط زیست. فقدان مدیریت یکپارچه سرزمین و تعدد نهادهای تصمیمگیر در این زمینه. ضعف در نظام و اعمال فرایندهای حفاظت، ارزیابی، پایش، احیا و نظارت بر بهرهبرداری. فشارهای سیاسی برای اجرای طرحها و پروژههای فاقد توجیهات اقتصادی و فنی. ضعف ارزیابی و کنترل آثار محیط زیستی در طرح جامع آمایش سرزمین و توسعه پایدار. ناهماهنگی بخشی و فرابخشی در اجرای برنامه آموزش همگانی محیط زیست» مسئله محیط زیست در ایران، علاوه بر اینکه وضعیتی بحرانی پیدا کرده است، در برخی شهرها زمینهساز بحرانهای اجتماعی – اقتصادی شده است. موضوعی که در سالهای آینده میتواند دامنه وسیعتری پیدا کند. توجه ویژه به این امر در برنامهریزیهای کلان و بیش از آن ضمان اجرای قوانینی که مصوب میشوند، شاید باعث تخفیف این آسیبها شود.
آبادان، مرکز شهر، ساختمانی آجری با معماری چشمنواز که سالهاست نگاه هر رهگذری را به خودش جلب میکند. گویا رازهای مگوی بسیاری در خشت خشت این ساختمان قدیمی نهفته است. معماری این ساختمان سحر میکند نگاه رهگذران را. پشت این آجرها، درون این ساختمان چه چیزی وجود دارد که آن را اینگونه رمزآلود کرده است؟ حیاط آنجا و اتاقهای مجاورش چه داستانهایی را از سر گذرانده و شاهد چه آمدوشدهایی بودهاند که امروز تنها خاطرهای از آن به یادگار مانده است. لبخندی که هنوز روی دیوار ساختمان ماسیده و یا نگاهی که هنوز به گوشه حیاط خیره است. بیشک این سوالاتی است که سال ها ذهن شهروندان و دوستداران میراث فرهنگی را درگیر خود کرده است. ساختمان «عکاسخانه ژرژ یونانی»، خیابان شهرداری آبادان.
از بصره تا آبادان با خانواده «میسایلدیس»
سال 1915 میلادی، بلمی از سوی بصره به سمت خرمشهر حرکت کرد و در کنار ساحل کارون پهلو گرفت؛ دختری ارمنی که به دلیل حمله عثمانیها از ترکیه رانده شده بود به همراه همسر یونانیتبارش، اولین قدم پس از سفری طولانی از موصل، کرکوک و سپس بصره را در خاک ایران گذاشت و از آنجا به اهواز رفت.
«پاریس» دختری ارمنی و اهل ترکیه بود که پس از یورش و نسلکشی عثمانیها از ترکیه به عراق گریخته، در بصره دلبسته «ژرژ میسایلدیس» جوانی یونانی عضو «ارتش کمک صلح» شده و پس از ازدواج، راهی ایران میشود.
«ژرژ» که در عکاسی و ساعتسازی تبحر داشته در اهواز مغازه کوچک ساعتسازی راهاندازی میکند و دو فرزند پسرش «آنستاس» و «باندلی» در همان شهر متولد میشوند.
علاوه بر دو پسرشان «ماردیروس» نیز پسر دیگری است که این زوج او را به فرزندخواندگی میگیرند و تا پایان عمر مثل فرزند خود، از او حمایت میکنند.
پس از چند سال «ژرژ» و «پاریس» به آبادان میآیند و ملک کنونی عکاسخانه نظرشان را جلب و آن را معامله میکنند؛ بنایی که پیش از آن درمانگاه سرپایی انگلیسیها بود تا اینکه توسط «ژرژ» خریداری و یک مهندس روس به نام«مارکو» معماریش را تغییر و آن را بازسازی میکند.
اینها روایتهای «لازار ژرژ میسایلدیس» نوه «ژرژ» فقید است که پس از سالها دوری از ایران و اقامت در گوشهای دیگر از این جهان، با عشق و تعصب از گذشته و خاندانش میگوید. خاندانی که پیش از این به دلیل نبود مرجعی موثق؛ زمان و نحوه ورودشان به آبادان در پردهای از ابهام بود و هرآنچه که نوشته شد بر اساس تاریخ و گمانهزنی رقم خورد.
«لازار» تنها فرزند «باندلی» است که در یک سالگی مادرش که از ارامنه ایران بوده از پدر جدا میشود و برای همیشه ایران را ترک میکند و او با لالاییهای «ماما» مادربزرگش که سرگذشتشان را هر شب داستانوار برایش بازگو میکرده بزرگ میشود؛ او تا اوایل جنگ ایران و عراق همراه خانواده در آبادان بوده و امروز پس از گذشت نزدیک به 40 سال دوری از وطن، همچنان یک آبادانی تمامعیار است.
به گفته او خانواده «میسایلدیس» در بدو ورود به آبادان ابتدا فروش کیف، کلاههای انگلیسی و لوازم آرایشی برند «مادام دوژه» در کنار ظهور و چاپ عکس را بهعنوان شغل خود انتخاب میکنند تا اینکه کمکم با همکاری شرکت «آگفا» و بعدها «گورت»، «ایلفورد» و کمپانیهای دیگر به شکل جدی کار عکاسی، پیشه اصلیشان میشود.
تمام اعضای خانواده «میسایلدیس» از کوچکترین تا بزرگترین فرد در زمانهای که هنوز عکسبرداری برای بسیاری جا نیفتاده بود، عکاسی را عاشقانه در آبادان وسعت میدهند. تا جایی که «آناستاس» عکاس شرکت نفت، «باندلی» عکاس نیروی دریایی و «لازار» جوان، عکاس خبری میشوند.
«لازار» در میان صحبتها و نقل خاطراتش از اعتبار عکاسخانه «ژرژیونانی» بین مردم و دولتی ها میگوید. از اینکه با توجه به فرهنگ آن زمان عکس زنان را فقط به خودشان تحویل میدادند و حافظ حریم خصوصی افراد بودند. او بهدستآوردن این جایگاه را دلیل ایجاد حساسیت از سوی بعضی از جناحهای سیاسی از جمله چپها میداند که آن روزگار جلوی سینما «خورشید» کتاب و مجله میفروختند و به آنها انگ ساواکیبودن میزدند.
مگر میشود آبادانی بود و خاطرهای از رکس نداشت؟
«لازار» هم مثل جوانهای آن روزگار آبادان که سینما بخشی از زندگیشان بود، علاقهمند به دیدن فیلمهای روز بود.
او میگوید: «شب حادثه آتشسوزی برای دیدن فیلم به همراه یکی از دوستان به سینما «رکس» رفتیم. مسئول گیشه که اگر اشتباه نگویم نام خانوادگیاش «توفیق» بود از دوستان ما به حساب میآمد و معمولا بدون نوبت به ما بلیط میفروخت. از شانس ما آن شب او حضور نداشت و صف خرید بلیت نیز بسیار شلوغ بود.
تصمیم گرفتیم به سینما «سهیلا» برویم؛ اما فیلم روی پرده «آروارهکوسهها» بود که ژانر مورد علاقهام نبود. به خانه برگشتم و در کنار مادربزرگم «پاریس» خوابیدم. چند ساعتی گذشت و با صدای پدرم که فریاد میزد مادر «لازار» سوخت از خواب بیدار شدم.
پدرم بدون اینکه متوجه حضور من در اتاق شود هراسان به خیابان میرود. ماموران شهربانی که برگشت من به خانه را دیده بودند آرامش میکنند و به پدرم میگویند پسرت را دیدیم که به خانه برگشت. پدر مجدد به خانه آمد و وقتی من را دید با گریه غرق در بوسهام کرد. آن شب، شب هولناکی بود.
به جرات میگویم اولین عکاسی که در صحنه حاضر شد من بودم؛ اولین عکسها از این حادثه تلخ را به ثبت رساندم و به چشم خود دیدم که چه مظلومانه همشهریانم در آتش ذوب شدند.
اما صد افسوس که آن عکسها به همراه نگاتیوهایشان همه در عکاسخانه و در کنار دیگر اموال با ارزش ما در دوران جنگ به تاراج رفتند.»«لازار میسایلدیس» که امروز ساکن ایالت کالیفرنیا است از طریق خواندن گزارشهای مربوط به عکاسخانه و خانواده پدریاش توانسته با دوستداران و دنبالکنندگان حفظ این بنای تاریخی ارتباط برقرار کند.
او با بیان خاطرات و روایتهای ارزشمند؛ مدعی است که عمارت «ژرژیونانی» به ناحق از سوی کسانی و با ادعای دروغین با سندسازی از وارثان اصلی که او و پسرعمویش هستند، گرفته شده و به فروش رفته.
«لازار» با ادای احترام به مالک جدید و نگاه فرهنگیاش در حفظ و ثبت این بنا، ابراز امیدواری کرد که شاید روزی از روزها به ایران بیاید و بتواند با گفتن ناگفتهها در راهاندازی مجدد عمارت خانوادگیاش و احیای خاطرات آبادان، نقشی اثرگذار داشته باشد.
|پیام ما| دو همسایه در آتشاند و مردم در گریز. آتشسوزیهای موسمی، روزهاست که ترکیه و یونان را با بحران مواجه کرده. علاوه بر جنوب اروپا، همزمان حریق در غرب آمریکا، در شمال ایالت کالیفرنیا ادامه دارد. در شمال کشور ما نیز، آتشسوزی ذخیرهگاه زیستکره میانکاله به اتفاقی تکراری بدل شده و همین دیروز نیروهای مردمی و دولتی توانستهاند، آتشسوزی جنگلهای ارسباران را مهار کنند. پیگیری خبرهای آتشسوزی در کشورهای مختلف نشان میدهد جهان در گریز از آتش است و بیش از همه تغییر آب و هوا به عنوان دلایل این طبیعتسوزی گسترده مطرح میشود.
آتشسوزیهای جنوب اروپا همچنان شعلهور است. گویی برای این آتشسوزیهای جنگلی پایانی نیست. جنگلسوزی در حومه شمالی آتن از کنترل خارج شده و ساکنان این منطقه را وادار به فرار کرده است. از سوی دیگر در حالی که از دو روز پیش خطر رسیدن شعلهها به نیروگاه حرارتی ترکیه نگرانی زیادی ایجاد کرده بود، سرانجام دیروز خبر رسید که شعلههای اطراف نیروگاه مهار شده اما بسیاری از مردم در یونان چارهای جز فرار از آتش ندارند.
آتش سوزیهای جنگلی در ایتالیا، یونان و آمریکا صدها نفر را مجبور به ترک خانههایشان کرده است.آتش سوزیهای جنگلی یونان هوای آتن را به شدت آلوده کرده. ابری سیاه آسمان شهر را فراگرفته و از مردم پایتخت خواسته شده در خانهها بمانند. این آتش سوزیها البته تاکنون خسارت جانی نداشته اما خسارتهای مالی و ضرری که به طبیعت وارد شده، بسیار گسترده است. کارشناسان گرمای کم سابقه هوا را علت آتشسوزی اعلام کردهاند.
در ایتالیا هم مناطق گستردهای از جنگلهای جزیره سیسیل در نزدیکی شهر کاتانیا و پالرمو از یک هفته پیش در آتش میسوزد. خبرها از آتش سوزی در جنگلهای استان کالابریا در جنوب این کشور نیز حکایت دارد.
فرار از یونان
بر اساس گزارشی که یورونیوز منتشر کرده، هزاران نفر از ساکنان شمال آتن در پی آتشسوزی که از چهار روز پیش آغاز شده است، محل زندگی خود را ترک کردهاند. در نزدیکی جزیره ائوبویا، گارد ساحلی عملیات گستردهای را با قایقهای گشت زنی و کشتیهای خصوصی برای خروج صدها نفر از طریق دریا انجام داد. از سوی دیگر با طولانی شدن موج گرما در یونان، آتش در مناطق جنگلی در ۲۰ کیلومتر شمال پایتخت پراکنده شد و خانههای بیشتری را ویران کرد و در همین حال صدها آتشنشان در تلاش برای مهار آتش از طریق گروههای زمینی هستند.در پایتخت یونان، اقدامات ایمنی به قطع برق، بستن جادهها و تخلیه مردم در برخی از مناطق کشیده است. تردد در بزرگراه اصلی این کشور که آتن را به شمال یونان متصل میکند متوقف شده بود زیرا نیروهای امدادی سعی کردند از جاده بهعنوان مانعی برای جلوگیری از پیشروی شعلهها استفاده کنند. این اقدام قبل از سرگیری عملیات هواپیماهای آبپاش انجام شد. با این حال شعلههای آتش در چند نقطه به نزدیکی جاده نیز رسیده است.
همچنین ایسنا نوشته است که بر اساس اعلام اداره برق، پایتخت یونان با قطعیهای کوتاه مدت برق روبهرو میشود تا بتوان تأمین برق همه مناطق را پایدار نگه داشت. به ساکنان آتن از شامگاه پنجشنبه اطلاع داده میشود که چه زمان و در کدام منطقه از پایتخت، برق قطع خواهد شد. همچنین ساکنان منطقه “کریونری” در شمال پایتخت که ۲۵ کیلومتری با مرکز آتن فاصله دارد برای احتیاط به محلهای امن نقل مکان کردهاند.
در مجموع در سه روز اول هفته جاری مساحتی بیش از ۵۰ درصد تخریبهای ناشی از آتشسوزی در کل سال گذشته، طعمه آتش و ویرانی شدهاند. کمک خارجی از جمله از قبرس و فرانسه هم در کار آمده و سوئد نیز در تدارک اعزام هواپیماهای آبپاش است.
به گفته مقامات بهداشتی یونان، چندین آتشنشان و داوطلب به دلیل سوختگی در بیمارستان بستری شدند.
ژنرال ارسطولیس پاپادوپولوس از نیروهای آتشنشانی میگوید: «ما در حال گذراندن دهمین روز موج شدید گرما هستیم که کل کشور را در برگرفته است.» او معتقد است که «این بدترین موج گرما از نظر شدت و دوره در ۳۰ سال گذشته است».
نزدیک به ۶۰ روستا و شهرک در روز پنجشنبه و اوایل جمعه در سراسر جنوب یونان تخلیه شدند و این در حالی است که با پیشبینی باد شدید در بیشتر مناطق این کشور شرایط جوی بدتر میشود.علاوه بر این آتشسوزی در جزیره ائوبویا در شمال شرقی آتن و در مکانهای متعدد در منطقه جنوبی پلوپونز پراکنده شده بود با این حال قبل از اینکه شعلهها به منطقه تاریخی در المپیا، زادگاه بازیهای المپیک باستان برسد مهار شد.
یک قصر تابستانی در خارج از آتن که قبلا از سوی خانواده سلطنتی یونان استفاده میشد نیز در امان ماند. گارد ساحلی در جزیره ائوبویا گفته است که قایقهای گشتی و کشتیهای خصوصی و قایقهای مخصوص گردشگری ۶۳۱ نفر را شبانه از سواحل شمال شرقی جزیره خارج کردهاند.
اکیپهای آتشنشانی، هواپیماهای آبپاش و هلیکوپترها و خودروهای امدادی از فرانسه، رومانی، سوئد قرار است روز جمعه و آخر هفته به این منطقه برسند.
تیمهای آتشنشانی و هواپیماهای قبرس پیش از این در یونان حضور داشتهاند چرا که اتحادیه اروپا حمایت خود را از کشورهای آسیب دیده در جنوب شرقی اروپا افزایش داده است. موج گرما همچنین آتشسوزی مرگباری را در ترکیه و سراسر منطقه ایجاد کرده است.
کیریاکوس میتسوتاکیس، نخست وزیر یونان گفته است: «اولویت ما همیشه حفاظت از زندگی انسانها و به دنبال آن حفاظت از اموال، محیط طبیعی و زیست ساختهای حیاتی است. متاسفانه در این شرایط دستیابی به همه این اهداف بهطور همزمان غیرممکن است.» به گفته او آتشسوزیها واقعیت تغییر آب و هوا را نشان میدهد.
در شمال آتن، آتشنشانان در حال جنگ با آتشسوزی گستردهاند که در حال خارج شدن از کنترل است و اداره برق به دلایل ایمنی و به ناچار، شبکه تقسیم یک منطقه بزرگ را قطع کرده است.
خطر از نیروگاه حرارتی ترکیه دور شد
در غرب کشور همجوار یونان، یعنی ترکیه نیز وضعیت در آنتالیا همچنان بحرانی است و جنگلسوزی تاکنون جان هشت نفر را گرفته است. هزاران گردشگر بومی و خارجی از منطقه «بدروم» بیشتر از راه دریا جابهجا شدهاند.
تصاویر منتشر شده از آتشسوزیهای ترکیه، جنگلها را سوخته و آتش را در حال نزدیکشدن به مراکز اقامتی نشان میدهد. در این تصاویر هولناک، مردم گریان، در حال فرار از آتشاند. با این حال یورونیوز نوشته است که ترکیه توانسته از یک فاجعه جلوگیری کند و آتش در اطراف نیروگاه حرارتی موغلا تحت کنترل قرار گرفته است. مولود چاووش اوغلو، وزیر خارجه ترکیه گفت که در وضعیت بهتری نسبت به دیروز قرار دارند و به لطف همکاران و متحدان و مداخلات هوایی و زمینی مانع از گسترش بیشتر آتش شدهاند.
اما به گفته کارشناسان بادهای غیرقابل پیشبینی میتوانند بار دیگر این نیروگاه را که هزاران تن زغال سنگ ذخیره میکند به خطر اندازد. از سوی دیگر آتشسوزیهای دیگر همچنان در چندین نقطه ادامه دارد و هشت نفر قربانی آتشسوزی شدهاند.
از سوی دیگر بعضی از تفرجگاههای شهرهای توریستی مانند بدروم و آنتالیا نیز تخلیه شدهاند. این بدترین آتشسوزی است که ترکیه در چند دهه گذشته تجربه میکند.
از روز پنجشنبه اما از ۱۸۰ محلی که دچار حریق شده، کنترل آتش در ۱۲ منطقه امکانپذیر نشده است. رئیس جمهوری ترکیه، این آتشسوزیها را بدترین حریق در تاریخ ترکیه توصیف کرده است.
خشکسالی و آتشسوزی در کالیفرنیا
روز پنجشنبه یورونیوز گزارش داد که آتشسوزی در ایالت کالیفرنیا در غرب آمریکا که یک شهر کوهستانی در شمال این ایالت را در بر گرفته است بخش اعظم از مرکز آن را خاکستر کرده است. بخش زیادی از شهر گرینویل روز چهارشنبه در آتش سوخت و ویدیوهای منتشر شده نشان میدهد که خانهها و وسایل نقلیه دچار آتشسوزی و ساختمانهای تجاری تخریب شدهاند. یک مقام محلی اعلام کرده است که این آتشسوزی همچنان در گریلویل جریان دارد و هیچ گونه ارزیابی از خسارت در دست نیست.
آتشسوزیهای متعددی امسال به دلیل گرمای شدید هوا در سراسر غرب ایالات متحده آمریکا رخ داد. کارشناسان بر این باورند که تغییرات آب و هوایی باعث تشدید آتشسوزیهای جنگلی میشود. کالیفرنیا در سال ۲۰۲۰ یکی از بدترین سالهای آتشسوزی در تاریخ خود را تجربه کرد و این وضعیت در سال 2021 هم ادامه پیدا کرده است.
از سوی دیگر جنین جونز از نهاد کنترل منابع آبی ایالت کالیفرنیا، منطقهای که اخیرا دچار آتشسوزیهای گسترده بوده است نیز میگوید: در بخشهایی از ایالت، این دومین خشکسالی شدید در تاریخ بوده است.
بر اساس گزارش دویچه وله، این نهاد نقش یک اداره نظارت بر آبهای قابل مصرف در ایالت کالیفرنیا را دارد و هماکنون این نهاد، ترمز اضطراری را کشیده است و استفاده از آبهای سطحی را برای هزاران کشاورز ممنوع کرده است؛ آبهایی که از دریاچهها، رودخانهها و کانالهای دلتای ساکرامنتو-سن-خواکین میآیند. این ممنوعیت برای ۵۷۰۰ مصرفکننده دارای مجوز حق بهرهبرداری صدق میکند که همگی در شمال کالیفرنیا و “سنترال ولی” مستقر هستند.
استفاده از آب فقط برای نیاز روزمره خانهها، آب آشامیدنی و برای شستن و دوش گرفتن مجاز اعلام شده است. این دستورالعمل از دو هفته دیگر اجرایی میشود.
ایران در جایگاه بیستونهم المپیک توکیو
ایران در پانزدهمین روز بازیهای المپیک ۲۰۲۰ توکیو با وجود کسب مدال امیرحسین زارع، آزادکار برنزی یک پله نزول کرد و در جایگاه بیست و نهم ایستاد.
به گزارش خبرنگار اعزامی ایرنا، نمایندگان ایران در این روز در کشتی به روی تشک رفتند که امیرحسین زارع آزادکار وزن ۱۲۵ کیلوگرم در مبارزه ردهبندی این وزن در بازیهای المپیک توکیو با پیروزی مقابل نماینده چین، مدال ارزشمند برنز را گرفت و مرتضی قیاسی و محمدحسین محمدیان هم از دور رقابت ها حذف شدند. پرونده کشتی آزاد با یک نقره و یک برنز بسته شد.
ایران تاکنون در سه رشته تیراندازی و کشتی و وزنه برداری ۲ مدال طلا و ۲ برنز و ۲ نقره کسب کرده است. جواد فروغی در تیراندازی و محمدرضا گرایی در کشتی فرنگی طلایی شدند، علی داودی در وزنه برداری و حسن یزدانی در کشتی آزاد نقره گرفتند و محمدهادی ساروی در کشتی فرنگی و زارع در آزاد به برنز دست یافتند.
در این روز چین با کسب یک برنز و در مجموع ۷۹ مدال (۳۶ طلا، ۲۶نقره و ۱۷ برنز) صدر جدولی را همچنان در انحصار دارد. آمریکا با کسب چهار مدال طلا امروز در مجموع ۹۷مدال (۳۱طلا، ۳۵ نقره و ۳۱ برنز) همچنان در رده دوم قرار دارد و میزبان با ۵۱ نشان (۲۴، ۱۱نقره و ۱۶ برنز) رتبه سومی را حفظ کرده است. روسیه زیر پرچم کمیته ملی المپیک این کشور با وجود کسب چهار مدال طی امروز و در مجموع با ۶۲ مدال ۱۷طلا، ۲۳نقره و ۲۲ برنز همچنان در رده پنجم ایستاد و انگلیس با۵۶ نشان از ششمی جدول مدالها به چهارمی صعود کرد. استرالیا هم با ۴۴ مدال ۱۷طلا، ۶ نقره و ۲۱ برنز ششم شد.
پدر هومن جوکار، کارشناس محیط زیست زندانی درگذشت
پدر هومن جوکار، فعالان محیط زیست زندانی، پنجشنبه شب بر اثر ابتلا به کرونا جان سپرد. هفته پیش بیش از ۱۴۰۰ روزنامهنگار، فعال مدنی و کارشناس و دوستدار محیط زیست با امضای نامهای از رئیس قوه قضائیه درخواست کرده بودند با مرخصی هومن جوکار که پدر و مادر و همسرش به کرونا مبتلا شدهاند، موافقت شود اما این کارشناس محیط زیست زندانی، در نهایت یکشنبه هفته پیش توانست برای 10 دقیقه در بیمارستان در حضور مامور با پدر خود ملاقات داشته باشد. هوشنگ جوکار، پدر هومن جوکار با وجود دریافت دو دوز واکسن، درگیر کرونا شد و در حالی که بیش از ۷۰ درصد ریهاش از دست رفته بود، در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بستری شد. سپیده کاشانی، همسر هومن جوکار نیز که او هم از بهمن ۹۶ در زندان به سر میبرد، این روزها با ویروس کرونا دست و پنجه نرم میکند و به تازگی برای پیگیری مراحل درمان در بیرون از زندان، به مرخصی آمده بود.
پیش از این بیش از ۱۴۰۰ نفر از متخصصان محیط زیست، هنرمندان و روزنامهنگاران، فعالان مدنی و علاقهمندان به طبیعت در نامهای خطاب به رئیس قوه قضائیه خواستار اعطای مرخصی به هومن جوکار شده بودند.
امضاکنندگان در این نامه که چهارشنبه (6مرداد) منتشر شد، از غلامحسین محسنیاژهای درخواست کردهاند تا با توجه به ابتلای پدر، مادر و همسر هومن جوکار به سویه جدید بیماری کرونا و وخامت حال پدرش، با مرخصی او موافقت کند. در این نامه آمده است: «از چهارم بهمن ماه ۱۳۹۶ که جمعی از فعالان محیط زیست و یکی از آنها، هومن جوکار، مدیر پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی بازداشت شدهاند، بیش از ۱۲۸۰ روز میگذرد. در تمام این مدت و با وجود همه ابهامها و اختلاف نظرها میان نهادهای مختلف امنیتی، این کارشناس به همراه سایر فعالان محیط زیست در زندان به سر میبرد و حتی در زندان هم در تلاش بوده تا همبندان خود را با محیط زیست آشتی دهد و همچنان غم این سرزمین را دارد.»
در بخش دیگری از این نامه به مادر هومن جوکار اشاره شده است: «در همین حال مادر هومن جوکار این روزها و در حالی که خودش نیز درگیر کروناست، تنهاست. مادری که در این ۱۲۸۰ روز حتی یک شب را آرام نخوابیده و با قرص و دارو تلاش کرده فقدان حضور فرزندش را تحمل کند، حالا دیگر نه توان دیدن همسرش را دارد و نه پسری که بودن در کنارش آراماش کند. این مادر صبورانه دوری فرزند را تحمل کرده است، اما این روزها بیش از پیش نیازمند حضور او در کنار خود است.» امضاکنندگان در این نامه اشاره کرده بودند که «شما میتوانید در این روزها که غم و بیماری بر سر این خانواده آوار شده با موافقت درخواست مرخصی هومن جوکار بعد از ۱۲۸۰ روز، پیش از آنکه خیلی دیر شود امکان حضور به حق او را دستکم برای چند روز در کنار خانوادهاش مهیا کنید».
با وجود انتقادات درباره اعطا نشدن مرخصی به این کارشناسان محیط زیست زندانی و مرگ پدر در نبود او، مرکز اطلاع رسانی قوه قضائیه با تکذیب این خبر اعلام کرد که «هفته گذشته به این محکوم امنیتی مرخصی اعطا شد و او با پدر خود ملاقات داشته است». هومن جوکار، مدیر پیشین پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی به همراه شش تن دیگر از کارشناسان محیط زیست، از بهمن سال ۱۳۹۶ به اتهام جاسوسی در زندان به سر میبرد. در حالی که وزارت اطلاعات به عنوان مرجع اصلی تشخیص جاسوسی در کشور این اتهام را نپذیرفته، اما او با حکم دادگاه در زمستان ۱۳۹۸ به ۸ سال زندان محکوم شده است و اکنون نزدیک به 1300 روز است که بدون مرخصی، در زندان است. امیرحسین خالقی، طاهر قدیریان، نیلوفر بیانی، سام رجبی، سپیده کاشانی و مراد طاهباز از کارشناسان محیط زیستی زندانیاند. پیش از این، در دی ماه 99، به سام رجبی، پس از مرگ مادرش مرخصی داده شد؛ لیلی هوشمندافشار، به بیماری سرطان مبتلا بود و بدون دیدار با فرزندش به دیار باقی شتافت.
تاملی درباره آتشسوزی جنگلها در ترکیه و ایران
آتشسوزی اخیر جنگلهای ترکیه بسیار گسترده و بحث انگیز بوده است. این حادثه گفتوگوهای بسیاری را در بین علاقهمندان جنگل و محیط زیست کشور ما دامن زاده است؛ به ویژه خبر مربوط به اعزام هواپیمای آتشنشان ایرانی برای کمکرسانی به اطفای حریق.
واقعیت این است که با توجه به گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی، افزایش آتشسوزی در جنگلها و مراتع، بروز سیلهای بیشتر و همچنین طغیان آفات و بیماریها، رخدادهایی قابل انتظار است؛ اما حادثه اخیر از جنبههای دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته که به تعدادی از آنها اشاره میشود.
یکی از موارد مهم آتشسوزی اخیر، تعدد آن و همچنین نزدیکی حریق به مناطق جمعیتی و گردشگری ترکیه است که با توجه به خسارات هنگفت آن موضوع را به عرصه سیاسی و امنیتی کشانده و رئیس جمهور کشور را به واکنش واداشته است.
مسئله دیگر غافلگیر شدن جنگلبانی ترکیه با وجود داشتن سابقه خوب و سیستم مناسب در پیشگیری و اطفای حریق است؛ یعمنی در اختیار داشتن چندین فروند هواپیما، هلیکوپتر و پهپاد تخصصی ویژه اطفای حریق، صدها نیروی آموزش دیده، ایستگاههای آتشنشانی داخل جنگل و …. از موارد دیگر این رخداد میتوان به نحوه همکاری نیروهای غیرموظف (مردمی) در اطفای حریق، قوانین مربوط به آتشسوزی جنگل در کشور ترکیه، سوزنیبرگ یا پهنبرگ بودن جنگلها و … اشاره کرد.
اما آنچه بیشتر به آن پرداخته شده خبر کمکرسانی هواپیمای آتشنشان نیروهای مسلح، با ظرفیت 40 تن آب طراحیشده توسط متخصصان جوان ایرانی است.
نخستین پرسشی که پیش آمده زمان تولید این هواپیماهاست و اینکه اگر چنین امکانی در کشور وجود داشته، چرا در آتشسوزی جنگلهای کشور و به ویژه جنگلهای زاگرس مورد استفاده قرار نگرفته و نمیگیرد؟ و اگر به تازگی رونمایی شده چگونه میتوان از آن در آتشسوزیهای جنگلهای کشور استفاده کرد؟ ضمن اینکه بحثهای فنی آن، مانند آبگیری، وضعیت عرصه، فرودگاه و … نیز باید مورد نظر قرار گیرد.
دومین پرسش تجربه گذشته در مورد استفاده از امکانات امداد هوایی است! چرا که با وجود الزام قانونی، درخواست دریافت هزینه همکاری شده است به نحوی که جنگلبانی به علت سنگین بودن آن از پرداخت این هزینه با مشکل روبهرو بوده است؛ ضمن آنکه حتی در شرایط بحرانی هم بوروکراسی اداری آنچنان تاخیری در امور ایجاد میکند که ارسال هلیکوپتر بیشتر به نوشداروی پس از مرگ سهراب شبیه بوده است!
به هر حال، اینک که توانایی کشور در زمینه اطفای حریق هوایی به درجهای رسیده که حتی به کشور سابقا مدعی این امر هم یاری میرساند؛ امید است زیربناهای فنی آن فراهم شده و همچنین ساز و کارهای قانونی و اداری برای تسریع در به خدمت گرفتن این امکان برای جنگلهای کشور به ویژه جنگلهای آسیبپذیر دست کاشت سوزنیبرگ نیز پیشبینی شود.
همچنین ضرورت دارد این گفتوگو موجب توجه مضاعف مراکز علمی و کارشناسی نسبت به خطر آتشسوزی جنگلها، آسیبشناسی اقدامات گذشته و کمک به تدوین راهبردها و برنامههای نوین شود. و بالاخره این شرایط دستگاههای نظارتی و نمایندگان مجلس را ترغیب به ارزیابی عملکرد همه دستگاهها در انجام وظایف قانونیشان در زمینه حریق در منابع طبیعی کند.
«زاکانی» در جلسه غیررسمی شورای شهر شهردار تهران شد
با وجود اینکه اعضای شورای ششم اعلام کرده بودند تکلیف گزینه نهایی شهرداری تهران روز چهارشنبه 13 مرداد ماه مشخص میشود و ناصر امانی، نیز در گفتوگو با روزنامه پیام ما اعلام کرد که قرار نیست، سه گزینه انتخاب شوند و گزینه نهایی اعلام عمومی میشود، اما تا لحظه انتشار این گزارش هنوز خبری از کلیددار بلدیه نیست. اما بنابر اخبار بعضی رسانههای اصولگرا علیرضا زاکانی در جلسه غیررسمی شورای شهر تهران با 12 رای به عنوان شهردار پایتخت انتخاب شده است.
از میان تمام نامزدهای شهرداری تهران، تاکنون شش گزینه برنامههای خود را ارائه کردند. معصومه آباد، علیرضا زاکانی، محسن پیرهادی، هابیل درویشی، اسماعیل احمدی مقدم و مازیار حسینی. دیروز هابیل درویشی استعفا داد.
به این ترتیب گمانهزنیها خبر از جدیشدن سه گزینه برای شهرداری تهران میدهد. علیرضا زاکانی، کاندیدای سابق ریاست جمهوری که دقیقه نود به نفع ابراهیم رئیسی کنارهگیری کرد و اکنون نماینده مردم قم و رئیس مرکز پژوهشهای مجلس است، مازیار حسینی که سابق بر این معاون قالیباف بود و طراح بزرگراه امام علی(ع) و پل طبقاتی صدر و محسن پیرهادی، عضو سابق شورای شهر تهران که اکنون نماینده مجلس است.
شهردار متخصص و شهردار سیاسی دو کلیدواژهای بود که طرفداران مازیار حسینی و علیرضا زاکانی در فضای مجازی برای حمایت از این دو گزینه و رسیدنشان به خیابان بهشت استفاده میکردند.
طرفداران حسینی میگویند او به واسطه سالها فعالیتش در حوزه شهری به چم و خم شهرداری آشناست و کار جهادی میداند و در آن سو هم طرفداران زاکانی میگویند چون شهردار کسی است که در هیات وزیران حشر و نشر میکند باید در قواره ملی باشد. دیروز اما خبرهایی درباره انصراف زاکانی در فضای مجازی منتشر شد، خبری که البته به سرعت تکذیب شد.
پس از آن سایت خبری دیدهبان ایران، با استناد به مصوبه هیات وزیران در سال 97 اعلام کرد که به واسطه بیارتباط بودن رشته تحصیلی و نداشتن سابقه مدیریتی زاکانی و پیرهادی در حوزه شهری، آن دو شهردار نمیشوند و اگر هم از سوی شورای ششم انتخاب شوند، به سرنوشت شورای پنجمیها دچار میشوند و بهدلیل تایید نشدن در وزارت کشور مجبور به انتخاب شهردار دیگری میشوند.
سلمان سامانی، سخنگوی وزارت کشور سال 97 در صفحه اینستاگرام خود اعلام کرده بود، تمام افرادی که قرار است به عنوان شهردار انتخاب شوند، باید از رشتههای مشخصی مانند: عمران، سازه، راه و ترابری، حمل و نقل، مدیریت ساخت، محیط زیست، ساختمانهای هوشمند، شهرسازی، ساخت و تولید، نقشهبرداری، طراحی محیط زیست از گروه فنی و مهندسی و رشتههای فضای سبز، بهداشت محیط، علوم و مهندسی، محیط زیست، ارزیابی و آمایش سرزمین و آلودگیهای محیط زیست از گروه علوم تجربی و رشتههای مدیریت در گروه علوم انسانی و معماری در گروه هنر باشند.
همچنین در این مصوبه گفته شده که شهرداران باید 9 سال سابقه مدیریت ارشد داشته باشند. علی دشتی حقوقدان عمومی در همین رابطه به روزنامه پیام ما میگوید: این آییننامه که مصوب سال 97 است شرایط و مدارکی را برای هر کسی که بخواهد کاندیدای شهرداری شود لحاظ کرده است.
او در پاسخ به این پرسش که آیا با روی کارآمدن وزیر کشور جدید، این قاعده تغییر خواهد کرد، نیز میگوید: این آیین نامه مصوب هیات وزیران است و یک دستورالعمل دارد که آن هم مصوب وزارت کشور است و به راحتی تغییر مدیران، تغییر نمیکند.
یعنی این دستور وزیر نیست، مقررات است، به عبارتی آیین نامه شرایط احراز سمت شهردار است که توسط وزارت کشور پیشنهاد شده و به تصویب هیات وزیران رسیده است.
دشتی معتقد است باید شورای شهر وظیفه دارد فردی ذیصلاح مطابق با آییننامه به وزارت کشور معرفی کند و وزیر کشور نیز باید شرایط گزینه معرفی شده را با آییننامه تطبیق دهد او اما میگوید شرایط باید دقیق و با جزییات بررسی شود: «حتی گاهی سابقه کار مدیریت در بخش خصوصی هم میتواند مشمول سوابق کار باشد و قابلیت تطبیق و معادلسازی دارد و اینطور نیست که ماجرا خیلی سهل و آسان باشد، نیاز به کارشناسی و ارائه شاهد و مدرک دارد.» دشتی همچنین تاکید میکند گاهی این آییننامه استثناهایی هم دارد و همچنین نیز طبق آییننامه اختیاراتی دارد.
از سوی دیگر مخالفان مازیار حسینی نیز اخباری درباره قرارداشتن نام او در لیست املاک نجومی منتشر کردند، اینکه او مجری طرح بزرگراه صدر از جمله پروژههای پرهزینه در دوران مدیریت قبلی شهرداری تهران بوده نیز بازار رقابت و تصاحب خیابان بهشت را داغتر کرده است.
اکنون باید دید شورای ششم سرنوشتی مانند شورای پنجم پیدا میکند و در بازی انتخاب شهردار چندباره گرفتار میشود یا نه.
بازگشت رئیس 80 ساله به شورای پایتخت
«مهدی چمران»، رئیس 80 ساله شورای چهارم به اتفاق آرا، رئیس شورای ششم شد. همچنین دیروز «پرویز سروری» به عنوان نایب رئیس شورای شهر تهران انتخاب شد. سخنگوی منتخبان شورای ششم تهران از برگزاری انتخابات هیئت رئیسه شورای ششم و انتخاب «مهدی چمران» به عنوان رئیس و «پرویز سروری» به عنوان نایب رئیس شورا خبر داد. به گزارش روزنامه پیام ما، مهدی اقراریان سخنگوی منتخبان شورای ششم تهران با اشاره به جلسه عصر دیروز (چهارشنبه ۱۳ مرداد) منتخبان شورای ششم تهران، گفت: در این جلسه که با دستور کار انتخاب اعضای هیئت رئیسه شورای ششم شهر تهران برگزار شد، مهدی چمران به اتفاق آرا به عنوان رئیس شورای شهر ششم انتخاب شد. او افزود: همچنین پرویز سروری نیز به اتفاق آرا به عنوان نایب رئیس شورا از سوی منتخبان انتخاب شد. سخنگوی منتخبان شورای ششم ادامه داد: در ادامه برگزاری انتخابات هیئت رئیسه سوده نجفی و جعفر بندی شربیانی به عنوان دبیران هیئت رئیسه معرفی شدند.
آتش در تنگه هایقر مهار شد، در میانکاله شعله کشید
|پیامما| آتش تنگه هایقر در شهرستان فیروزآباد فارس که جان سه نفر را گرفت، سرانجام پنج بامداد دیروز، پس از دو روز خاموش شد. این خبری است که فرماندار فیروزآباد اعلام کرده است. همزمان فعالان محیط زیست خبر میدهند که ذخیرهگاه زیستکره میانکاله بار دیگر در آتش گرفتار شده است. حسین آرگیو، فرماندار فیروزآباد با اعلام خبر مهار آتش به ایرنا توضیح داد: «با توجه به پوشش گیاهی منطقه و وجود درختان کهنسال و تنومند، از آنجا که همانند روز سهشنبه(۱۲ مرداد) که آتش یک مرتبه مهار و دوباره شعلهور شد، برای جلوگیری از بروز چنین اتفاقی مشغول پایش منطقه هستیم از خاموش شدن کامل آتش اطمینان حاصل کنیم.» او با اشاره به مشارکت سه فروند بالگرد در عملیات خاموش کردن این آتشسوزی افزود: «متاسفانه در جریان مهار آتش سوزی تنگه هایقر سه نفر از نیروهای مردمی عشایری که هر سه از اعضای یک خانواده بودند (پدر، فرزند و دایی فرزند) جان خود را از دست دادند و یک نفر نیز دچار مصدومیت شد که هماینک در بیمارستان سوانح سوختگی امیرالمومنین (ع) صدرا تحت درمان قرار دارد.» آرگیو، با تسلیت به خانواده و بازماندگان این سه نفر گفت: «در حال برنامهریزی هستیم که روز پنجشنبه ۱۴ مردادماه مراسم تشییع پیکر این شهدای راه خدمت را با شکوه خاصی برگزار کنیم.»
نابودی یکچهارم پوشش گیاهی میانکاله
از سوی دیگر حر منصوری، مدیر مؤسسه گروه مشورتی میانکاله درباره آتشسوزی ذخیرهگاه زیستکره میانکاله به «پیامما» میگوید: «میانکاله یک روز در میان در آتش است. بعضی مواقع در چند منطقه آتشسوزی اتفاق میافتد. بر اساس شواهد به نظر میرسد این آتشسوزیها عمدی است و تضاد منافع بین بهرهبرداران قانونی و غیرقانونی سبب شده است افرادی انتقامشان را از طبیعت بگیرند.» او ادامه میدهد: «آتشسوزی مسئلهای است که از چند سال پیش میانکاله درگیر آن است. در یک دهه گذشته، دست کم یکچهارم پوشش گیاهی میانکاله در قسمت خشکی، به واسطه همین آتشسوزیها از بین رفته است.»
چرا هواپیمای آبپاش کشور، به جای ایران در ترکیه بود؟
در حالی که پس از مرگ سه نفر از اعضای یک خانواده عشایر در آتشسوزی تنگه هایقر، انتقادات به فرستادن هواپیمای آبپاش به ترکیه شدت گرفته است، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خوزستان در این ارتباط به ایسنا گفت: «کاش میشد از چنین ابزار و امکاناتی در درون کشور استفاده شود.» محمدتقی سجادی افزود: «هر نوع پیشرفت، توسعه و زیرساختی برای اطفای حریق باعث خوشحالی و افتخار کشور است و حال اینکه چنین امکاناتی در کشور وجود دارد که میتوانیم از این به بعد برای خاموش کردن آتش از آنها استفاده کنیم، جای خوشحالی دارد.» مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خوزستان در ادامه با بیان اینکه مسائل زیست محیطی مرز سیاسی نمیشناسند، عنوان کرد: «در مسایل زیست محیطی، اولویتها را مرزها تعیین نمیکنند.» او با اشاره به حریقهای متناوب در جنگلهای زاگرس، هیرکانی و… ادامه داد: «کمکهایی که به کشورهای همسایه شده، در زمانهایی اتفاق افتاده که الزاما در آن موقع امکان استفاده از آن تجهیز در درون کشور و در آن موقعیت آتشسوزی خاص وجود نداشته است و یا با آتشسوزی مواجه نبودهایم.» مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خوزستان گفت: «بحثهای محیط زیستی پیرامون کشور، مستقیما روی محیط زیست درون کشور اثرگذار است و باید به این مساله توجه جدی کرد.» سجادی همچنین بیان کرد: «شبکههای مهار و کنترل حریق در کشور ایران، نه تنها در منطقه بلکه در میان کشورهای جهان، یکی از کارآمدترین شبکهها است. مردم ایران در چنین مواردی مردم مسئولیتپذیری هستند و زیرساختهای اجتماعی چنین اقداماتی در کشور به خوبی مهیا شده است.» او افزود: «وجود چنین هواپیمای آبپاشی که برای کمک به مهار آتشسوزی جنگلهای ترکیه به این کشور فرستاده شده را به پای توانمندی و ظرفیتهای ایران بگذاریم و باید گفت که این مساله باعث افتخار ملی است.»
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری خوزستان در پاسخ به این سوال که اگر چنین امکاناتی در کشور وجود داشته چرا تاکنون از آن برای مهار آتشسوزی در جنگلهای زاگرس و… استفاده نشده است؟ عنوان کرد: «در حوزه منابع طبیعی، مکان و زمان آتشسوزی، روش و ادوات مبارزه با حریق را مشخص میکند. برای مثال ممکن است بیش از ۱۰ هلیکوپتر آماده در منطقه باشد اما به دلیل صعبالعبور بودن منطقه یا نبود امکان آبگیری، شب بودن و… نتوان از هیچ کدام از این هلیکوپترها استفاده کرد.» سجادی ادامه داد: «هواپیمایی که امکان استفاده آن در یک نقطه مشخص وجود نداشته باشد، وجود یا نبود آن هیچ تفاوتی ندارد و از این رو، مکان و زمان حریق نوع مبارزه با آن را مشخص میکند.»
او در پایان گفت: «به عنوان مدیرکل منابع طبیعی مسلم بدانید اگر امکاناتی وجود داشته باشد که بتوان یک ساعت زودتر از شر آتش و خسارت به منابع طبیعی رها شد، قطعا از آن امکانات استفاده خواهیم کرد و عدم استفاده از این امکانات، خیانت محض است.»
کشاورزان زمین را به «میشمرغ» بخشیدند
«آسمان یادآور میشمرغ بود.» این را قدیمیهای بوکان میگویند؛ آنها که پرواز دستههای بزرگ میشمرغ در آسمان منطقه را به یاد دارند و خاطره کودکی و جوانیشان با این پرنده عجین شده. یادشان میآید از «دشت سوتاو» که در زبان محلی به معنی دشت سوخته است، چطور دستهدسته «چیرگ» که همان میشمرغ است پهنای افق را میپوشاند، اما سال به سال تعدادشان کمتر شد و آنها دیگر پرواز دسته جمعی پرندهها را ندیدند و آسمان هم پرواز آنها را از یاد برد. از یک سال پیش اما تلاشهایی برای حفظ این گونه در معرض خطر انجام شد. پروژهای حفاظتی شکل گرفت و محلیها هم آستین بالا زدند تا شاید آسمان شهرشان بار دیگر یادآور میشمرغها شود.
از تیر ماه سال 1390 که شورای عالی محیط زیست، دشت سوتاو حمامیان، از توابع بوکان را به عنوان پناهگاه حیات وحش به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست اضافه کرد؛ امیدواریها برای حفاظت از این گونه بالا گرفت. از آنجایی که میشمرغها در زمینهای گندم دیم جوجهآوری میکنند، با تغییر کاربری بسیاری از اراضی کشاورزی از دیم به آبی طی سالیان گذشته، بخش عمدهای از محیط طبیعی زیستشان را از دست دادند و کاهش جمعیت این گونه در چند دهه اخیر در نهایت عاملی شد تا از سال گذشته تلاشهایی جدیتر برای حفاظت از آنها با مشارکت جامعه محلی توسط «کانون گردشگران طبیعت ایران» و با همکاری اداره کل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان غربی و اداره حفاظت محیط زیست شهرستان بوکان، انجمنهای محلی و با حمایت مالی برنامه کمکهای مالی کوچک (SGP) برنامه عمران ملل متحد، در این محدوده شروع شود. حالا مهدی نبییان، مدیر پروژه حفاظت مشارکتی از میشمرغ به «پیامما» میگوید تا نیم قرن پیش در ایران بیش از یکصد قطعه میشمرغ داشتیم اما اتفاقات مختلف از جمله تاثیرات جنگ هشت ساله ایران و عراق در محدوده زیستگاه، مکانیزاسیون در صنعت کشاورزی و شکار غیرقانونی در کاهش جمعیت این گونه زیاد بوده تا جایی که جمعیت آنها در سالهای اخیر به کمتر از 40 فرد رسیده است. «در سرشماری اخیر کارشناسان اداره حفاظت محیط زیست بوکان، 19 قطعه میشمرغ رویت و شمارش شدند و تخمینها بر این است که با توجه به ثبت مشاهدات در زیستگاههای جانبی موجود، 6 تا 9 قطعه در محدوده سه کانیان و 3 تا 5 قطعه در اراضی روستای بیگ اویسی و تعدادی هم در محدوده قازلیان حضور دارند، از این رو جمعا سی تا چهل فرد قابل استناد است.»
جمعیت جهانی میشمرغها در حال حاضر حدود 50 هزار فرد است و از این تعداد هم دو سوم آنها در پرتغال و اسپانیا زندگی میکنند. در روسیه، مجارستان، انگلستان، آلمان و چند کشور اروپایی و همچنین در ترکیه هم میشمرغها دیده شدهاند و محل جوجهآوریشان چه در داخل و چه خارج اراضی گندم است. همان اراضی بزرگ و پراکنده دشت سوتاو حمامیان و همانجا که کشاورزان خاطرات بسیاری از پرواز میشمرغها دارند. «در کشورهای دیگر هم تا حدودی این وابستگی به زمین گندم وجود دارد و تهدیدات هم در همه کشورها مشترک است. تغییر کاربری از اراضی دیم به کشاورزی آبی یکی از تهدیدات است. دیگری استفاده از کمباین برای برداشت محصول و کشاورزی مکانیزه است که امکان تخریب آشیانه و مرگ جوجه میشمرغها را بالا میبرد.»
همین دو عامل عمده هم کافی بود تا پروژه نگاهش را به سمت مشارکت جامعه محلی و کشاورزانی ببرد که میتوانند با دیرتر برداشت کردن بخشی از محصول گندمشان، خانهای برای جوجهها درست کنند و بعد هم به سراغ کمباین داران رفتند تا به کمک پروژه بیایند. برداشت گندم آن طور که نبییان میگوید 45 روز زودتر از زمانی انجام میشود که جوجه میشمرغها قدرت پرواز پیدا میکنند و با دروی گندم دیگر جایی برای زیستشان باقی نمیماند. از سال گذشته که این طرح را شروع کردند، تعداد زیادی از کشاورزان به کار پیوستند و هر کدامشان از 100 متر مربع تا حتی هزار مترمربع زمین را بدون برداشت باقی گذاشتند تا جوجهها جان بگیرند.
سگهای ولگرد هم تهدید دیگر میشمرغهای منطقهاند. این سگها به دلیل قرار گرفتن سایت دفع پسماند شهر بوکان در حاشیه پناهگاه حیاتوحش سوتاو تعدادشان روز به روز بیشتر شده است. مدیر پروژه حفاظت مشارکتی از میشمرغ میگوید:«مرکز پسماند سالهاست مصوبه جابجایی دارد اما جابهجا نشده و از طرفی سگهای ولگردی که جمعآوری میشدند و قرار بوده در پناهگاه نگهداری شوند هم در حاشیه زیستگاه رهاسازی میشدهاند. این هم از جمله مشکلات دیگر برای حفاظت میشمرغهاست.» آنها حالا میخواهند با همراهی شهرداری بوکان رویه و جمعآوری و جابجایی سگهای ولگرد از حاشیه زیستگاه اصلاح شود.
خرید گندم و زمین برای حفاظت
پیدا کردن آشیانه میشمرغها در چهار هزار و هشتصد هکتار از دشت سوتاو امری ناممکن بود. برای همین هم ابتدا هستههای اصلی و مکانهایی که نشانی از آنها دیده بودند شناسایی شد و بعد هم در هسته مرکزی حضور این پرنده، محصول گندم نزدیک به 40 هکتار از اراضی به صورت سرپایی توسط اداره کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی خریداری شد تا بتوانند مدیریت زمین را تا آخر مرداد در دست بگیرند. در بخش دیگری هم محیط زیست از سال گذشته وارد عمل شد و 23 هکتار از زمینها را خریداری کرد.
زیستگاههای دیگرِ جوجهآوری، علاوه بر دشت سوتاو، سه کانیان، قولر و بیگ اویسی بودند و در این مناطق هم هرچند خارج از محدوده پناهگاه بود اما وارد عمل شدند و با منابع مالی در اختیار پروژه، محصول سرپای گندم پنج هکتار دیگر از اراضی که پیش از این در آنها میشمرغ مشاهده شده بود را خریداری کردند. نبییان میگوید گندم سرپایی که محیط زیست و پروژه خریداری کرده، در کنار نوارهای میشمرغ که کشاورزان اهدا کردهاند، تا نیمه مرداد درو نمیشوند، هر چقدر زمینهای درو نشده بیشتر و به صورت پراکنده باشد، شانس بقای جوجههای میشمرغ هم بالاتر است. او میگوید اگر در سالهای آینده مشارکت جامعه محلی ادامه پیدا کند، کاشت گندم و یونجه در اراضی خریداریشده توسط محیط زیست انجام شود، مدیریت سمپاشی محصول انجام و گندم با دو ماه تاخیر برداشت شود و همچنین شخم زمینها در دشت سوتاو به پایان شهریور موکول شود میتوان به آینده و نجات این گونه از انقراض محلی امیدوار بود. «میشمرغ نماد شهر بوکان و پناهگاه حیات وحش دشت سوتاو حمامیان تنها زیستگاه باقیمانده برای این پرنده در کشور است، باید همه دست به دست هم دهیم تا میشمرغ را از پرتگاه انقراض در ایران نجات دهیم و در این کارزار یکی از اصلیترین حامیان و حافظان مردم محلی روستاهای منطقه هستند، بنابراین توجه به مشارکت جامعه محلی باید در اولویت اقدامات حفاظتی قرار گیرد.»
بلد نبودیم چطور حافظ میشمرغ شویم
قرنی عبداللهپور آنها را میشناسد. نه امروز که نوار حفاظت از میشمرغ را در زمینهای کشاورزی کشیدهاند، او از بچگیاش میشمرغها را میشناسد. یادش میآید یکبار در سال 69 یک جوجه میشمرغ را از نزدیک دید. «عاشقش شدم. خیلی زیباست. اما نمیدانستم باید چه کنیم. رهایش کنم؟ بیاورم خانه و از او مراقبت کنم؟ همیشه میگفتیم چرا محیط زیست کاری نمیکند. چرا آموزش نمیدهد.» او از کشاورزان روستای آقتتر است؛ یکی از روستاهای نزدیک دشت سوتاو و محل زندگی میشمرغها. حالا در آستانه 49 سالگیاش از گذشته میگوید. از اینکه بارها و بارها دلش خواسته کاری برای این پرندگان و حفاظت از آنها انجام دهد اما نتوانسته «راهش را نمیدانستیم. بلد نبودیم چطور حافظ میشمرغ شویم.»
بعد از آنکه پروژه حفاظتی شروع شد، عبداللهپور نواری 200 متری از گندمهایش را درو نکرد و خودش هم حامی حفاظت شد. با کشاورزان دیگر صحبت کرد و به کمبایندار زمین خودش هم گفت شب کار نکند. «شب درصد خطا بالاست و ممکن است تاریکی و خستگی باعث شود تا جوجهها زیر چرخ کمباین بروند. گفتیم فقط روزها کار کنید.»
خلیل کامیاری هم 400 متر از زمینش را درو نکرده و او هم مانند عبداللهپور با صاحبان زمینهای همسایهاش صحبت کرده تا حافظ میشمرغ شوند. او که 15 سال است در دشت سوتاو گندمکاری دارد می گوید که همیشه از دور این پرندهها را دیده و حالا برایش مثل آرزویی است که تعدادشان زیاد شود و کل منطقه نشانی از آنها باشد. دشت سوتاو خانه کشاورزان و حیوانات مختلف است و آنها حالا زمینهایشان را با حواس جمع درو میکنند تا هم خوراک میشمرغها تامین شود، هم گندم حافظ جانشان شود. «همه کشاورزانی که میشناسم برای حفاظت از این پرنده خوشحالند. کاش این حفاظت ادامهدار باشد.»
چیرگهوانان، حافظان میشمرغ
پیرمردی از اهالی روستای جمبوغه، از روزهایی برای ژاله کریمی، مدیرعامل انجمن ژینبانان سروشت بوکان تعریف کرده که میشمرغها به کنار رودخانه روستا میآمدند. آبی میخوردند و بعد در افق محو میشدند. کریمی میگوید این خاطره مشترک بسیاری از روستاییان است. خاطرهای که برای او و جوانان دیگر ناشناخته است و آنها فقط چند نقاشی در بعضی از خیابانهای شهر دیدهاند که در آنها میشمرغ نقش شده است. همین هم دلیلی بود که وقتی کانون گردشگران طبیعت ایران برای حفاظت آمد انجمنهای محیط زیستی شهر مشتاق شدند و انجمن ژینبانان از فعالترین انجمنها شد. سرنخ کار را در دست گرفت، پوسترهای مختلف چاپ شد و گروهی برای صحبت با کشاورزان و دامداران محلی شکل گرفت. کریمی میگوید تمام روزهای سال گذشته را دوست دارد؛ وقتی با اعضای انجمن تصمیم گرفتند گروهی با نام «چیرگهوانان» که معنیاش حافظان میشمرغ است تشکیل دهند و راهی زمینهای دشت سوتاو شوند. «ما مشتاق بودیم و هستیم. این پرنده نماد بوکان است و چه چیزی قشنگتر از آنکه پرندهای نماد شهر باشد؟ در روایت عامیانه بوکان به شهر عروسها مشهور است و ما به میشمرغ میگوییم عروس عروسها.»
اعضای گروه چیرگهوانان، 10 نفرند و حالا محمدنژاد یکی از اعضای جوان این گروه که فعالیتش در انجمن در حوزه محیط زیست شهری است، به ما میگوید صحبت با کشاورزان و دامداران دلخوشی بزرگی برایش بوده. حرف زدن با زمیندارانی که دلشان برای این پرنده میتپیده و نمیدانستند چطور حفظش کنند. «محلیها همراهی عجیبی داشتند. هم کشاورزان و کمباینداران و هم دامداران. ما مردمی داریم که خودشان میروند و به صورت خودجوش آبشخورهای میشمرغ را تمیز میکنند.» او خودش برای اولین بار در سال 92 این پرنده را دید و میگوید از همان زمان عاشقش شده و دوست دارد نماد شهرش باشد. «پیش از این هم صحبتهایی از حفاظت بود اما بدون برنامه و در قالب کوچک. اما حالا در همین یک سال محلیها شش جوجه دیدهاند و همین هم امیدهایمان را چند برابر کرده است.» چیرگهوانان شبها با موتورهایشان به منطقه میروند و روزها هم در گروههای مختلف به دشت سر میزنند. حضورشان برای کشاورزان این معنی را دارد که پروژه با قدرت در حال پیگیری است و دیدن هر جوجه میشمرغ یعنی امید به ادامه زندگی پرندهها و یعنی امید به آنکه آسمان بار دیگر یادآور میشمرغها شود.
آخرین جزییات پرونده مدیران آب خوزستان
|پیام ما| در اواخر تیرماه سال جاری مردم خوزستان به مشکل کمآبی که به زندگی و معیشت مردم این استان آسیب زده بود اعتراض کردند. نزدیک به 2 هفته بعد از آغاز این اعتراضات در 10 مردادماه خبری منتشر شد که بر اساس آن دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان خوزستان از تشکیل پرونده قضایی با موضوع شبکه اختلاس، رشاء و ارتشاء، تحصیل مال از طریق نامشروع در شرکت آب و فاضلاب خوزستان و بازداشت تعدادی از مسئولان سابق این شرکت خبر داد. عباس حسینی پویا در مورد این دستگیرها به ایرنا گفت:« با توجه به گزارش اداره کل بازرسی استان خوزستان در خصوص برخی سوجریانات در قراردادهای خرید تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری در شرکت آبفای استان خوزستان و مشکلات سیستم هدایت و کنترل آبهای سطحی فاضلاب استان و دخیل بودن برخی کارکنان فعلی و اسبق آن اداره در جریان موضوع و تبانی با برخی پیمانکاران پرونده ای در دادسرای عمومی و انقلاب اهواز تشکیل شد.» بر اساس گفته دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان خوزستان در جریان این پرونده معاونت برنامه ریزی شرکت آبفا، مجری پروژه، پیمانکار، ذیحساب شرکت آبفا و همچنین مدیرعامل سابق آبفا تحت تعقیب قضایی قرار گرفته و با قرار تامین مناسب بازداشت شدهاند. اکنون معاون دادستان کل کشور در مورد مسئولان بازداشت شده در خصوص موضوع آب خوزستان گفت: «در این زمینه شاهد ارتکاب اعمال مجرمانهای شدیم که فراتر از ترک فعل و مسامحه بوده است.»
رضا خشنودی معاون دادستان کل کشور در پیگیری حقوق عامه و پیشگیری از وقوع جرم روز گذشته در مورد نقش افراد در رابطه با بحران کمآبی در استان خوزستان اظهار کرد: « بخشی از این موضوع ناشی از سومدیریتها، اهمالها و ترک فعلهایی است که متاسفانه در استان خوزستان در زمینه جلوگیری و پیشگیری از بحرانها، صورت گرفته است.»
او همچنین در مورد آخرین وضعیت مسئولان بازداشتی در مورد بحران کمآبی در خوزستان گفت:« احضار و بازداشت برخی از مسئولان در خصوص موضوع آب در خوزستان انجام شده و پرونده آن در حال رسیدگی است.»
معاون دادستان کل کشور با اشاره به اعتراضات ۲۵تیرماه سال جاری، اظهار کرد:« این اعتراضات و تنشهای اجتماعی پس از کاهش نزولات آسمانی و لزوم مدیریت بهینه منابع آبی که منتهی به محدود کردن آبهای پشت سد کرخه و کارون شد، صورت گرفت.»
خشنودی که به همراه دادستان کل کشور و هیاتی از دولت در آن زمان به استان خوزستان سفر کرد توضیح داد که در جلسهای در استانداری خوزستان مشکلات به وجود آمده بررسی و در جلسهای باحضور مدیران استانی مصوباتی حاصل شد او اظهار کرد که همین مصوبات منتهی به کنترل و جلوگیری از تشدید بحران آب در خوزستان شد.
معاون دادستان کل کشور ادامه داد: «حق برخورداری منابع آبی چه برای تامین شرب و چه آب کشاورزی از حقوق عامه محسوب میشود و استان خوزستان نیز از منابع آبی قابل توجهی برخوردار است.»
بر اساس گفته خشنودی برای تامین خسارت ناشی از سیل، به کشاورزان ۲۳۰ میلیارد پرداخت شده و در خصوص تجهیز زیرساختها برای رفع مشکلات مربوط به آب شرب و خسارات ناشی از سیل، ۵۰ درصد از بودجه مصوب، پرداخت و فرایندهای اداری آن طی شده است.
معاون دادستان کل کشور افزود: «با اهتمامی که به وجود آمده و عزمی که میان دستگاههای اجرایی و قضایی ایجاد شده، پیگیر خواهیم بود که این بودجه به شکل مشخص و معین و در محل مصوب هزینه شود. دادستان اهواز از باب وظیفهای که در جهت صیانت از حقوق عامه دارد، این موضوع را در کارگروه استانی نظارت و پیگیری حقوق عامه مطرح خواهد کرد و به شکل مشخص پیگیر اجرای صحیح و موثر مصوبات خواهد بود.»
خشنودی در خصوص ترک فعل برخی از مدیران در زمینه موضوع آب در خوزستان، اظهار کرد: «متاسفانه در این زمینه شاهد ارتکاب اعمال مجرمانهای شدیم که فراتر از ترک فعل و مسامحه بوده است.»
معاون دادستان کل کشور در پیگیری حقوق عامه و پیشگیری از وقوع جرم با بیان اینکه مشکل خوزستان مربوط به امروز نیست، گفت: «استان خوزستان زیرساخت فرسوده و غیرکارآمدی برای انتقال فاضلاب اهواز دارد. در مورد تامین آب شرب هم متاسفانه اقدام موثری در سالهای گذشته صورت نگرفته است؛ این در حالی است که بودجههای قابل توجهی به این پروژهها اختصاص داده شده، اما حسب بررسیهای صورت گرفته برخی از اعمال مجرمانه صورت گرفته است.»
خشنودی بیان کرد: «از مدیران گذشته ادارات ذیربط افرادی تحت تعقیب قرار گرفتند. در خصوص ترک فعلهای مجرمانه گزارشهای مستدل و روشنی از دستگاههای نظارتی به ویژه سازمان بازرسی کل کشور و ناجا به دادگستری استان خوزستان رسیده که در حال بررسی است.»
او با بیان کرد که هر گونه ترک فعل، مسامحه و سهلانگاری در اجرای وظایف که منتهی به تضییع حقوق عمومی شود، برای تعقیب اشخاص کافی است و قوه قضاییه در این زمینه عزمی جدی دارد و ادامه داد:«امیدواریم بتوانیم با استفاده از ظرفیت دستورالعمل ترک وظایف قانونی مدیران، سوءمدیریتها را تبدیل به مدیریت بهینه، کارآمد و هوشمند کنیم. احضار و بازداشت برخی از مسئولان در خصوص موضوع آب در خوزستان انجام شده و پرونده آن در حال رسیدگی است.»
خشنودی اظهار کرد: «جلگه خوزستان از بهترین و حاصلخیزترین جلگههای موجود در کشور است. امسال اوج نیازمندی و ضرورت عدم استفاده غیرضروری از آب را شاهد بودیم و نتیجه آن این میشود که خروجی سدهای کرخه و کارون را کاهش دهند. این مساله برنامهریزی شده بود؛ اما برخی از کشاورزانی که در مسیر انتقال آب قرار دارند، از سد کرخه و دز تا دشت آزادگان و هورالعظیم بدون توجه به ممنوعیت کشت برنج، مزارع زیادی را نزدیک به ۹۰ هزار هکتار را زیر کشت شلتوک برده بودند.»
معاون دادستان کل کشور اشاره کرد که وزارت نیرو به سبب ضرورت، خروجی سدها را کاهش داد و کشاورزان نیز از طرفی برای تامین آب مزارع خود به آب نیاز دارند و افزود:«آنچه که غیرطبیعی و مجرمانه است، این است که این افراد مجوز برداشت آب از ادارات مربوطه را ندارند و خلاف مقررات قانونی و بدون تحصیل مجوز شروع به نصب تاسیساتی میکنند که باعث انتقال آب به مزارع آنها میشود.»
خشنودی عنوان کرد: «همین امر سبب میشود که آب به هورالعظیم، دشت آزادگان، سوسنگرد و آبادان و خرمشهر نرسد و این موضوع با خود فجایع دیگری را همراه دارد که از جمله آن تلف شدن دامهای سنگین و گاومیشها است به طوری که تعداد قابل توجهی از آنها حسب گزارشاتی که واصل شده، تلف شدند.»
معاون دادستان کل کشور در پیگیری حقوق عامه و پیشگیری از وقوع جرم بیان کرد: «از طرفی این موضوع سبب فعال شدن کانونهای گرد و غبار میشود و فجایع محیط زیستی از جمله نابود شدن آبزیان را همراه خواهد داشت.»
بر اساس گفته معاون دادستان در حال حاضر ۱۶۰ هزار میلی متر در ثانیه خروجی آب در سد کرخه، کارون و دز است اما او تاکید کرد که اگرچه این مقدار رهاسازی آب موضوع بحران آب را اکنون مرتفع کرده است اما این در سال آتی در این زمینه نگرانی وجود دارد.
یک طلا و یک نقره سهم کاروان ایران شد
در روز دوازدهم بازیهای المپیک توکیو محمدرضا گرایی در کشتی فرنگی و علی داودی در وزنهبرداری، کاروان ایران را صاحب یک طلا و یک نقره کردند.
به گزارش ایسنا، محمدرضا گرایی نماینده وزن ۶۷ کیلوگرم ایران در دیدار فینال و برای کسب مدال طلای المپیک به مصاف پرویز نصیباف از اوکراین رفت و در پایان با نتیجه قاطع ۹ بر ۱ به برتری و به مدال طلای المپیک رسید.
محمدرضا گرایی پیش از این در روز گذشته و در دور مقدماتی این وزن در مبارزه نخست مقابل جولیان هورتا از کلمبیا ۸ بر صفر پیروز شد و در دومین مبارزه نیز در یک مصاف سخت و دشوار برابر فرانک استابلر دارنده ۳ طلای جهان از آلمان ۵ بر ۵ پیروز شد و به نیمه نهایی راه یافت.
او در نیمه نهایی نیز برابر راماز زویدزه دارنده مدال های طلای جوانان جهان و نقره زیر ۲۳سال جهان از گرجستان به روی تشک رفت و در پایان با نتیجه ۶ بر یک به برتری رسید و راهی فینال شد تا تنها فینالیست کشتی فرنگی ایران در المپیک توکیو باشد.
این دومین مدال طلا و سومین مدال کاروان ایران در توکیو بود. پیش از این جواد فروغی در تیراندازی و محمد هادی ساروی در کشتی فرنگی به ترتیب صاحب مدالهای طلا و برنز شده بودند.
علی داوودی در آخرین روز از رقابتهای وزنهبرداری المپیک توکیو، در دسته فوق سنگین به رقابت پرداخت که با رکورد مجموع ۴۴۱ کیلوگرم نایب قهرمان بازی ها شد و به مدال نقره المپیک رسید که اولین مدال نقره کاروان ایران است.
داودی رکورد ۲۰۰ یک ضرب، ۲۴۱ دوضرب و مجموع ۴۴۱ کیلوگرم را ثبت کرد.
حسن یزدانی دارنده مدال های طلای جهان و المپیک در دور نخست وزن ۸۶ کیلوگرم به مصاف جاورایل شاپیف از ازبکستان رفت و در پایان با نتیجه ۱۱ بر ۲ به برتری رسید و راهی مرحله یک چهارم نهایی شد. او در دومین مبارزه خود، برابر استفان ریچموت از سوییس به روی تشک رفت و در مدت زمان یک دقیقه و ۴۸ ثانیه با نتیجه قاطع ۱۲ بر یک به برتری رسید و راهی نیمه نهایی شد.
یزدانی در مرحله نیمه نهایی مقابل آرتور نایفونوف دارنده مدال برنز جهان ۲۰۱۹ از روسیه به روی تشک رفت و در پایان در یک مبارزه سخت و دشوار با نتیجه ۷ بر یک به برتری رسید و راهی فینال شد.
رضا اطری نماینده وزن ۵۷ کیلوگرم ایران نیز در سومین مبارزه و در مرحله نیمه نهایی مقابل زائور اوگویف دارنده ۲ طلای جهان از روسیه با نتیجه ۸ بر ۳ شکست خورد و از رسیدن به فینال بازماند.
اطری برای کسب مدال برنز بعد از ظهر پنجشنبه به روی تشک میرود.
