نگاه پیام ما به کودکان کار / در آغوش سرد خیابان

منتشر شده در صفحه خبر | شماره 578

نگاه پیام ما به کودکان کار
در آغوش سرد خیابان

نجمه سعیدی- هوا بسیار سرد بود، دست هایش را به هم میمالید، آهن زیر پایشان خیلی سرد بود، نگاهی به سقف بالای سرش انداخت به خواهرش که کنارش نشته بود لبخندی زد و گفت: مریم خدا رو شکر، روی پل یه جا پیدا کردیم. فکر کنم امشب بارون بگیره دخترک نگاهش به قدم های مردم بود.زنی با سرعت از جلوی آن ها رد شد پسرک تا صدایش را بلند کند، زن از روبرویشان رد شد. دختر آستین پسر کشید و گفت داداش داداش اون آقاهه. پسرک صدایش را بلند کرد که مرد روبروی ترازو جلوی پسر و دختر ایستاد و گفت چند می گیری. آقا 500تومن. بچه چه خبره سه روزه می خوای پول ترازوت رو در بیاری پسرک چیز دیگری نگفت مرد با پا ترازوی پسر را جابه جا کرد گفت برو بابا. پسرک ترازو را صاف کرد و سرش را پایین انداخت و سرما دلش را لرزاند.
واژه تلخی به نام کودک کار
کودک کار و خیابان واژه ی تلخی است که شاید هر جا شنیده شود،همراه خود یک آه عمیق را می طلبد. مفهومی که دنیای کودکی را به دایره های خشن داد و ستد تبدیل می کند، درست زمانی که کودک باید همه نگرانیش ماشین اسباب بازی اش و جدا شدن چرخ های ماشین اش باشد، شیشه ی ماشین ها را پاک می کند، درست زمانی که باید گل های دامن عروسک هایش را بچیند، دسته دسته،گل می فروشد با نگاه های سخت، تلخ و گاهی کثیف، یک مفهوم بزرگ و تلخ متولد می شود به نام کودک کار، کودکی که بر خلاف حقوق بدیعی خود مجبور به کار می شود.
کودک کار به کودکی اطلاق می شود که نقش کارگری را می پذیرد و به صورت تمام وقت و نیمه وقت توسط افراد و بعضی از بنگاه های اقتصادی به خدمت گرفته می شود و ناچاراً گاهی مواقع از تحصیل هم محروم می شود و از تجربه های دوران کودکی خود وا میماند و در بیشتر مواقع سلامت جسمی و روحی و روانی کودک تهدید می شود.
من جای بابام رو گرفتم
احمد 13 ساله پسر بچه ای که یک گاری داشت و کارتن و نون خشک جمع می کرد. گفت که من مدرسه نمی رم،چون وقت نمی کنم، من باید کار کنم، باید پول در بیاورم، نمی توانم درس بخونم اما شاید از سال دیگه مدرسه برم، بابام دو سال پیش از روی داربست افتاد و کمرش شکست دیگه نمی تونه کار کنه، من باید کمکش کنم، مامانم هم کار می کنه، من جای بابام رو گرفته ام، آرزو دارم فقط بابام خوب بشه و بره سرکار….
تنها دغدغه کودکان کار، درآمد است
عرفان زارعی موسس یک جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان کرمان در تعریفی از کودکان کار می گوید: هر انسان زیر 18 سالی که هر گونه حضوری در مناسبات بازار داشته باشد (در تولید و خرید و فروش)کودک کار نامیده میشود و قاعداً به دلیل ممنوعیت این موضوع، هیچ ارگان و سازمانی مورد حمایت قرار نمی گیرند و ممکن است که در جریانات کاری و مورد سوء استفاده از طرف صاحب کارش هم قرار بگیرد .او مشکل اصلی این کودکان را فقر و دغدغه ی اصلی آنها را درآمد می گوید او اضافه می کند که کودکان کار، توانایی تجارت بالایی دارند حتی در گاهی موارد در حد یک بزرگسال ظاهر می شوند، اما از نظر هوش مهارتی و حرکتی کندتر از بچه های معمولی هستند .زارعی می گوید: در بعضی از مواقع حتی این کودکان یاد می گیرند که با جلب توجه و دریافت ترحم بقیه را بر انگیزند تا خدمتی یا کالایی از او بخرند زیرا آنها تنها دغدغه ای که دارند این است که پول در بیاورند و درآمد داشته باشند.
پسرهایم چاره ای جز کار کردن ندارند
صبیبه- مادر 2 پسر و 2 دختر است و پسرها در سن های 8 و 14 ساله که هر دو کار می کنند او می گوید بچه ها هر صبح از ساعت 7 می روند سرکار،هر دو سر چهار راه، شیشه پاک می کنند حالا یک هفته ای هست که پسر بزرگم روزنامه می فروشه نهارشون هم با خودشون می برن چاره ای ندارم باید برن سرکار، پدرشون نمی تونه خرج مارو دربیاره، خودشون هم راضی هستند، خدا را شکر دو تا هستن و از هم مواظبت می کنن همین جوری هم همیشه نگرانم، دلم می خواست برن مدرسه چون پسر بزرگم خیلی باهوشه، همه چیز یادش می مونه، ولی نمی شه باید پول دربیاره، دخترها رو هم که نمی تونم بفرستم دنبال کار، من هم نمی توانم کار کنم چند سال پیش توی یه کارگاه کار میکردم که صاحاب کارم یه از خدا بیخبر بود،کارم رو که ول کردم دیگه کار پیدا نکردم دخترم هم که به دنیا اومد دیگه پابند دخترم شدم .این بچه ها باید جور من و دخترها رو هم بکشن،در آمدشون همیشه یه جور نیست، اگه کرایه خونه مون رو در بیارن، خوبه!
از کودکان کار حمایت می کنیم
مدیر بهزیستی استان کرمان در این رابطه می گوید: کودکان کار، بخشی از حوزه ی اجتماعی است که مورد حمایت بهزیستی است هم در مورد کودکانی که فاقد سرپرست و هم کسانی که با وجود داشتن سرپرست اما نیاز به حمایت این سازمان داشته باشند حمایت هایی که ما از این کودکان به عمل می آوریم شامل حمایت تحصیلی و کمک هزینه ی درمان،بیمه، لباس و …هم کودکان را و هم خانواده های آن ها را که نیاز به درآمد این کودکان دارند، حمایت می کنیم. صادق زاده ادامه داد: حتی ما بعد از اینکه این کودکان به سن بلوغ برسند و 18 سال شوند نیز مورد حمایت قرار می گیرند اگر تا آن زمان شرایط بهزیستی را داشته باشند. هم هزینه ی ادامه تحصیل آن ها پرداخت می شود و یا به مراکز فنی حرفه ای معرفی شوند به صورت رایگان آموزش بینند و وام خود اشتغال هم می توانند دریافت کنند. صادق زاده اضافه کرد که در مورد کودکان کار که فاقد سرپرست صالح هستند هم دربهزیستی مراکزی وجود دارد که از آنها حمایت و نگهداری می کند.تا سرپناهی داشته باشند و بتوانند به راحتی تحصیل کند.
موسس یکی از جمعیت های های حمایت از کودکان خیابان و کار در مورد رفع مشکلات کودکان کار می گوید: من فکر می کنم اگر NGO ها مورد حمایت قرار می گرفتند، آن ها با نیروی کارآمد و آموزش دیده می توانند در بخش آموزش این کودکان کمک شایانی باشند به طور مثال درصد بالایی از کودکان کار و خیابان در تصادفات خیابانی فوت می کنند اگر به این کودکان آموزش داده شده بود که باید ابتدا به راست نگاه کنند و بعد از خیابان رد شوند یا اگر اعداد به آنها آموزش داده شده بود،میتوانند زمان چراغ های چهار راه،را درک کند و مفهوم شناسایی اتومبیل چیزی جدا از بوق زدن باشه این آمار کم می شد.رضا 38 ساله پدر یک پسر 9 ساله میگوید : من هیچ وقت نمی تونم فکر این رو بکنم که بچه ام راسرکار بفرستم من تا وقتی که توان داشته باشم کار میکنم تا پسرم راحت بزرگ بشه من برایم قابل باور نیست که یک پدر راضی بشه که بچه ی کوچکش کار کنه،در مورد کودکان کار من دقیقا نمی دانم از آن ها چه حمایتی میشود اما فکر میکنم که اگر هر کدام از ما در مقابل کودکان کار احساس مسئولیت کنیم شاید مشکلات این کودکان بیگناه کمتر شود
طبق قانون هیچ پدر و مادری حق ندارد که کودک و نوجوان زیر 18 سال خود را از تحصیل محروم کند و قانوناً مسئول پرداخت مخارج وسایل و موجبات تحصیل را فراهم کند و یا اینکه او را وادار به انجام کار کند و به همین دلیل پلیس به جمع آوری این کودکان می پردازد.
رئیس بهزیستی کرمان در این رابطه می گوید کودکان کاری که توسط پلیس جمع آوری می شوند سامان دهی شده و بعد به سازمان بهزیستی تحویل داده می شوند و بعد از شناسایی در گروه های مختلف مورد حمایت قرار می گیرند و در همه ی زمینه ها از تحصیل تا ازدواج مورد حمایت بهزیستی قرار می گیرند.
در آغوش سرد خیابان
آغوش خیابان آن قدر گرم نیست که کودکی گریه هایش را به آن جا پناه دهد. در دنیای کوچک کودکان کار که هر روز بیشتر سیاه می شودبه جستجوی امیدی هستیم برای بیگناه ترین گروه انسانی که درگیردنیایی خشن شدند .تا کودگی گم شده ی خود را پیدا کننند.

81

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 18
  • دیروز: 137
  • هفته: 1,016
  • ماه: 5,391
  • سال: 327,463