شبکه‌های اجتماعی تولید محتوا بدون محتوا

1394/11/17

شبکه‌های اجتماعی
تولید محتوا بدون محتوا

بخش دوم
در شماره‌ی ۵۵۸ که چهارشنبه‌ی گذشته به چاپ رسید بخش اول پرونده‌ی شبکه‌های اجتماعی را پیش کش نظرتان کردیم،‌ امروز هم بخش دوم این پرونده‌ را به چاپ رسانده‌ایم و هرچند که این مساله نیاز به رسیدگی بیشتری از مطالب دارد اما به همین دو بخش این پرونده را خلاصه می‌کنیم و ادامه‌ی آن را می‌گذاریم برای علاقمندان که حتما بهتر و کامل‌تر می‌توانند به این مساله بپردازند.
در حال حاضر این شبکه‌ها در ایران به دو بخش تقسیم می‌شوند: ۱- شبکه‌های مجاز( که نمونه‌های داخلی و خارجی مختلفی دارند) ۲- شبکه‌های غیرمجاز که از طریق فیلترینگ از دیگر شبکه‌ها منفک شده‌اند.
شبکه‌های مجاز از اینستاگرام گرفته تا شبکه‌ی اجتماعی کلوب زیر گروه‌های بسیاری دارند اما خلاصه کارکردها همین است که مردم مختلف را از مناطق مختلف کشور را به هم متصل می‌کنند و ارتباط رایگان بین مردم را ممکن می‌کنند، حالا ارتباط دیگر فارسی زبانان بماند.
شبکه‌های غیر مجاز هم بواسطه‌ی پروفایل‌ها و تبلیغاتی که برای معاندین و گروه‌هایی که مبلغ بی بند و باری جنسی و دیگر مسائل بوده‌اند در حال حاضر فیلتر هستند و برای عده‌ی زیادی امید این هست که با هوشمند شدن فیلترینگ این شبکه‌ها در دسترس عموم قرار بگیرند و فقط گروه‌ها و بخش‌هایی که در خدمت معاندین و محاربین و مفسدین و غیره بوده است از دسترس خارج شود تا خدای ناکرده فکر کودکان و نوجوان را آلوده‌ی اندیشه‌ی خود نکنند. مساله‌ای که مشتاقم درباره‌ی آن بنویسم کاربردهای صحیح و بهتر از شبکه‌هایی مثل اینستاگرام است. در این شبکه هر چند دوستان و همشهریان و هموطنان زیادی به واسطه‌ی ذات این شبکه‌ها که حول محور عکس‌ها می‌چرخند و به تازگی هم سلفی گرفتن و مونوپاد داشتن برای گرفتن عکس‌های سلفی هر چه بهتر به شدت مد شده است،‌ عده‌ی زیادی دچار نارسیسیسم و یا بهتر بگویم خود شیفتگی شده‌اند و چپ و راست شاهد این هستیم که دوستان عکسی از خود در حالات مختلف می‌گیرند و ذکر می‌کنند که من همین الآن یهویی و یا مثلا من و ماشینم، من و در خانه‌ی مان، من و دسته‌ی بیل در باغچه‌ی خانه‌ی‌ما و این داستان غم انگیز به شکل بسیار آزار دهنده‌ای ادامه دارد و این دوستان هم در جریان نیستند که چرا باید مخاطب به چنین چیزهایی توجه کند و اصولا کدام بخش من همین الآن یهویی جذابیت و ارزش منتشر شدن دارد؟ و از این مسائل گذشته تولید شبکه‌های فخر فروشی و تبلیغ و ترویج اشرافی‌گری مثل بچه پولدارهای تهران و یا صفحه های اینچنینی در کنار صفحه‌های زیادی که مشغول آموزش تصویری مطالب مفیدی هستند را تحت تاثیر قرار می‌دهد و گاهی تولید کنندگان محتوا را هم دلسرد می‌کند، وقتی که در می‌یابند مثلا صفحه‌ی آموزش فلسفه‌ برای همه و یا معرفی کتاب و اشتراک مطالب علمی به زور مخاطبش به هزارنفر می‌رسد اما مثلا فلان مانکن و یا فلان دخترک که اصلا معلوم نیست اینها عکس‌های خودش است و یا از اینترنت تهیه‌می‌شوند حداقل ۷۰ هزار مخاطب دارد و لایک و ابراز عشق است که به سمت حرفهای آبکی و بی محتوای او سرازیر می‌شود. هرچند که جوینده یابنده است و اگر شما به دنبال مطلبی باشید قاعدتا می‌توانید آن‌را حتی در همین شبکه‌های مجازی پیدا کنید، برای مثال در اینستاگرام صفحه‌های زیادی مشغول آموزش کوهنوردی و یا راه‌های نجات و جان‌بدر بردن در کوهستان و یا موقعیت‌های سخت و حوادث غیرمترقبه می‌باشند که گاهی دانستن یکی از مطالب آنها و یا دیدن یکی از عکس‌های این صفحه‌می‌تواند جان شخص و یا گروهی را نجات دهد. باید به این ماجرا دقت کنیم که هر ساله تعدادی از جوانان ورزش دوست در کوه‌های کرمان و یا دیگر نقاط کشور به خاطر اشتباهات ساده و یا بی‌خبری‌های کوچک جان‌شان را از دست می‌دهند و یا برای یک عمر با نقص عضو مواجه می‌شوند همین چند روز پیش یکی از دوستان بخاطر به همراه نداشتن کفش مناسب در کوه دماوند چند انگشت پایش را برای همیشه از دست داد و با اندکی دانش می‌توانست خودش را از نقص عضو نجات دهد. حالا همین مساله را می‌شود به آموزش ادبیات و زبان‌های دیگر و حتی راه و چاه کاسبی هم تعمیم داد و از این شبکه‌ها به عنوان معلمین رایگان و بی مزد و منت استفاده کرد و هر از چندی به راحتی به جای خیره شدن به عکس‌های این و آن به نکات آموزشی نگاهی بیاندازیم و آینده‌ی روشن‌تری داشته باشیم.
در میان شبکه‌هایی که در حال حاضر در ایران مورد استفاده‌ی عموم مردم هستند تلگرام بیشتر از بقیه‌ بین مردم جا باز کرده شاید یکی از مهمترین دلایل این جا باز کردن کارکرد پیام رسانی ان برنامه باشد که هزینه‌های تلفن همراه را بسیار کاهش داده و از طرفی کار با این نرم افزار بسیار راحت است و هر کسی و با هرمقدار برخورداری از آگاهی می‌تواند با این پیام رسان و شبکه‌ی اجتماعی به راحتی کار کند و کافی است که گوشی مناسبی داشته باشد تا بتواند پیام بدهد و بخواند و در کانالهای زیادی هم عضو بشود اما در همین پیام رسان هم شاهد امپراطوری چرندیات هستیم و پر مخاطب‌ترین کانالهای تلگرام دقیقا بی محتواترین کانالها هستند و کارکرد ایشان حتی به گونه‌ای طنز را هم بی ارزش کرده و فکاهی را با فحاشی و بد دهنی و تلفیق کرده تا جایی که حتی هزل هم دیگر پیش این نوشته‌ها متن فخیم محسوب می‌شود و برای خودش اجر و قربی دارد. این مجموعه کانال‌ها و در کل نرم افزار تلگرام تا به حال سوژه‌ی یک بررسی علمی نبوده که چقدر می‌تواند تبلیغات در این نرم‌افزار مفید باشد و یا مخاطب از دیدن تبلیغات در این کانالها و یا بین این‌گونه نوشته‌ها چه عکس‌العملی خواهد داشت، آیا راغب می‌شود که به آن کالا دست بیابد و یا اینکه ترجیح می‌دهد دیگر اسم آن کالا را هم نشنود و یا اصلا برای وی بی اهمیت است. اما با این وجود کانال گیز میز که یکی از معروف‌ترین کانال‌های این نرم‌افزار است ماهانه چیزی حدود ۶۰ میلیون تومان البته به گفته‌ی مدیر کانال برای گردانندگانش تولید بازده‌ مالی می‌کند و عجیب اینجاست که چطور صاحبین مشاغل مختلف به شبه‌رسانه‌هایی جواب پس نداده اعتماد می‌کنند و بازاریابی کالای‌شان را به این چنین گروه‌هایی مي‌سپارند؟
اما در همین تلگرام می‌توانید فلسفه بیاموزید، از اخبار ایران و سراسر جهان مطلع بشوید،چاپ دیجیتال کتابهای مختلف را به دست بیاورید و مطالعه کنید، پیگیر روزنوشته‌های نویسنده‌های مورد علاقه‌ی تان باشید و یا سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که تا به حال از طریق لپ‌تاپ و پی سی پیگیر مطالب‌شان بودید حالا از طریق تلگرام در هر موقعیتی که هستید با گوشی نوشته‌هایشان را بخوانید. اما بازهم تاکید می‌کنم که مطاع کفر و دین بی مشتری نیست اما آخر و عاقبتش معلوم است و هرچند شاید لبخندی به زور فحاشی و بی ادبی در بعضی از کانال‌ها به لب‌ مخاطب بنشیند اما عمری که از دست می‌رود نه با لبخند و نه با گریه‌ و زاری بر نمی‌گردد پس چه بهتر که همین لحظات را هزینه‌ی آموزش کنیم و به قول انگلیسی‌ها کسانی که مطالعه می‌کنند شاید در نوجوانی دوستان زیادی نداشته باشند اما مشغول جذاب شدن هستند که جوانی و میان‌سالی زیبایی را برای خود درست کنند

کرمان
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.