دیپلماسی محیط زیستی ایران و چند پرسش بی‌جواب

یکشنبه 22 خرداد 1401

گرد و غبار شدید از ابتدای سال ۱۴۰۱ نه تنها خوزستان، ایلام و کرمانشاه که تا پایتخت ایران هم آمدند و همین سبب شد عبارات پرطمطراقی وارد ادبیات مسئولان اجرای کشور شود؛ «دیپلماسی محیط زیست»، «دیپلماسی گرد و غبار» و «دیپلماسی آب». از زمان تکرار این عبارت‌ها در گفته‌های مسئولان اجرایی کشور سه پرسش هم برجسته شده است‌؛ «چگونه قرار است این شیوه دیپلماسی به اجرا درآید؟» و دیگر اینکه «تا چه اندازه قرار است از رسانه به نفع پیشبرد دیپلماسی گرد و غبار بهره برده شود؟» و «در نهایت، نتایج به کارگیری این نوع دیپلماسی را چه کسی قرار است دریافت کند؟» همه ما به خوبی می‌دانیم که دیپلماسی امری زمان‌بر است و نمی‌توان راه نفس مردم را در کوتاه‌مدت با دیپلماسی گشود. از سوی دیگر در محیط زیست هر تغییری به سرعت نمایان نمی‌شود. اگر امروز ما گرفتار گرد و غباریم یا با مشکل آب دست و پنجه نرم می‌کنیم نتیجه دستکاری در زیستگاه‌هایمان در دهه‌های قبل است.

شاید دیپلماسی یک رشته دانشگاهی و شاخه‌ای از علم سیاست باشد اما در عین حال یک «هنر» است. نیازی نیست تأکید کنیم که در دیپلماسی «اجماع‌سازی» چه اصل مهمی است. بنابراین وقتی از ابتدای سال مسئولان اجرایی کشور در مواجهه با هجوم سنگین گرد و غبار به واژه‌هایی چون «دیپلماسی محیط زیست» یا «دیپلماسی گرد و غبار» پناه بردند باید همه اصول دیپلماسی را مدنظر قرار می‌دادند. نمی‌توان برای عبور از رودخانه قدم به آن گذاشت و خیس نشد. اگر قرار است برای حل مشکلات محیط زیستی دست به دامن دیپلماسی شویم باید از هنرش استفاده کنیم. از سوی دیگر موقعیت بین‌المللی ایران یک موقعیت بسیار پیچیده‌ است. کشوری که به تازگی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه آن قطعنامه‌ صادر کرده است و در عین حال در میان همسایگانش هم با چالش‌هایی روبه‌رو است؛ به سادگی نمی‌تواند از معادله‌های دیپلماتیک برای حل و فصل معضلات محیط زیستی خود بهره ‌بگیرد. دلیل آن هم مشخص است؛ وقتی کشوری برای دور زدن تحریم‌ها مجبور است روی کمک برخی همسایگان حساب کند نمی‌تواند به صراحت و شفافیت بر دخالت آن‌ها در محیط زیست تأکید کند. وقتی روابط کشور با عربستان به عنوان یکی از کشورهای مهم منطقه محدود شده و مذاکره محیط زیستی از طریق کشور ثالث انجام می‌شود، مسئولان نباید با اظهار نظرهای متناقض و شائبه‌برانگیز رابطه با سایر کشورها را دچار تنش کنند.
برای نمونه رسانه‌های ترکیه نهایت جریان‌سازی خود را با همین اظهارنظرهای ایران شکل می‌دهند ولی در مقابل ایران هیچ سیاست مشخصی در مقوله بهره‌برداری از رسانه ندارد. به تازگی گردهمایی«محیط زیست، دیپلماسی منطقه‌ای، مدیریت تغییر اقلیم و مقابله با گرد و غبار» با هدف بهره‌برداری از همکاری منطقه‌ای در کاهش ریزگردها برگزار شد. در این گردهمایی و حاشیه آن اظهارنظرهایی رسمی مطرح شد. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت‌: «‌طبق بررسی‌های ما کشوری که سطوح آن نخستین منشا ریزگردها در ایران محسوب می‌شود، عربستان سعودی است». این موضع تیتر بسیاری از رسانه‌های ترکیه شد. از سوی دیگر «علی‌محمد طهماسبی»، دبیر ستاد کشوری مقابله با گردوغبار در حاشیه همین گردهمایی به خبرگزاری آناتولی گفت: اعتقاد دارم کشور ترکیه خودش منشا گرد و غبار نیست.‌
پرسش مهم این است که ما می‌خواهیم منافع ملی‌مان را در دیپلماسی محیط زیست و راه نفس کشیدن مردم‌مان را تأمین کنیم یا سیاستی دیگر را اجرا کنیم؟ اگر عراق و سوریه به کانون‌های اصلی گرد و غبار بدل شده‌اند دلیل مسلم آن خشک شدن ناشی از دستکاری‌های کشور بالادست آنهاست.
از منظری دیگر، وزارت امور خارجه ایران عموما به دیپلماسی رسمی علاقه‌مند است و معمولاً هیچ بهره‌ای از دیپلماسی عمومی نمی‌برد. جریا‌ن‌سازی رسانه‌ای چندان برایش جذاب نیست. برای توجه به این مهم می‌توانید عملکرد رسانه‌ای سفرای ایران در عراق و سفیر ترکیه در عراق را از نظر بگذرانید. با وجود آنکه سهم ایران در مقایسه با ترکیه در آورد رودخانه‌های عراق به شدت حداقلی است اما این سفیر ترکیه‌است که مرتب درباره آب، حقابه مردم عراق و مسائل برخاسته از کمبود آب اظهار نظر کرده است. صحبت‌های سفیر قبلی و سفیر کنونی ایران در عراق بیشتر از هر چیز درباره طلب ایران بابت فروش برق به این کشور روی خط خبر رفته است. یعنی چهره طلبکارانه‌ای از ایران در اذهان عراقی‌ها ترسیم شده درحالی که اگر دیپلماسی رسانه‌ای وزارت امور خارجه به این مهم توجه داشت برنامه دیگری را اجرا می‌کرد.
تا کمتر از یک ماه دیگر قرار است نمایندگان کشورهای منطقه برای مشارکت در مهار گرد و غبار به ایران سفر کنند. همسایه‌های غربی و جنوب‌غربی ایران به جز ترکیه همه عرب‌زبان هستند. عراق، کویت، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، عمان و عربستان همه طبیعتی بیابانی و خشک دارند. همه مشکل آب دارند. و اتفاقاً همگی در حال توسعه و افزایش جمعیت. وب‌سایت سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان مجری محوری این نشست منطقه‌ای را نگاه کنید. هیچ محتوایی به زبان عربی ندارد. هیچ یک از آسیب‌هایی که مردم ایران بابت گرد و غبار متحمل شده‌اند؛ برجسته نشده است تا مردم کشورهای عرب‌زبان آن را خوانده باشند. هیچ یک از مطالعات و دستاوردهای ایران در مواجهه با این پدیده هم به محصولات جذاب رسانه‌ای تبدیل نشده است. آیا با این وضعیت می‌خواهیم میزبان دیپلمات‌های همسایه برای جلب مشارکت در زمینه مدیریت گرد و غبار باشیم؟

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.