در حاشیه

منتشر شده در صفحه صفحه آخر | شماره 519

ایرانسل به وعده های خود
عمل نمی کند!
در حالی که نمایندگی ایرانسل در استان کرمان جهت تبلیغات اقدام به ثبت نام از مراجعین نمایشگاه الکامپ برای دریافت سیمکارت 4G به صورت رایگان مینمود، تنها چند روز پس از اتمام نمایشگاه از واگذاری این سیمکارت ها خودداری نمود.
با توجه به اینکه در نمایشگاه تنها ثبت نام اولیه صورت میگرفت و از متقاضیان خواسته شده بود جهت دریافت سیم کارت با رسید نمایشگاه، پس از پایان مدت نمایشگاه با مدارک به صورت حضوری به دفتر این شرکت در کرمان مراجعه نمایند، ولی متاسفانه تنها چند روز بعد از این اقدام حاضر به واگذاری سیم کارت نمی باشند. کارمند دفتر کرمان دلیل عدم واگذاری را مهلت 5 روزه مراجعه اعلام کرده است واین در حالی میباشد که هیچگونه اطلاع رسانی و یا محدودیت در این زمینه دز زمان صبت نام اعلام نشده بوده است. هرچند که یک سیم کارت اعتباری ایرانسل قیمت بالایی ندارد ولی این اقدام اپراتور دوم ارتباطاتی ایران به جز سلب اطمینان مصرف کنندگان از این شرکت، نتیجه دیگری در بر ندارد.

گاف جالب در سریال کیمیا از نگاه
محمد قوچانی
در ادامه گاف های تاریخی سریال های تلویزیون، این بار محمد قوچانی روزنامه نگار نیز یک گاف جالب توجه از سریال کیمیا گرفته است. محمد قوچانی، روزنامه نگار، درباره این گاف سریال می‌نویسد: «کیمیا سریال بدی نیست. حتی می توان گفت خوب است در حد سنت پاورقی های عشقی تاریخی، گاف‌هایی مانند تیر چراغ های سیمانی در دهه پنجاه و … هم در کشوری که شهرک سینمایی دهه پنجاه و شصت ندارد هم قابل چشم پوشی است اما وقتی خانم کیمیا ویراستار کتاب پرتوی از قرآن مرحوم آیت الله طالقانی می شود و از قول ناشر کتاب اعلام می شود مولف از کیمیا خانم خیلی تشکر کرده، بیش از انکه به گاف فکر کنیم به این فکر می کنیم که چه قدر کتاب در سینمای ایران مهجور و دم دستی و باری به هرجهت است و در حد انتخاب ماشین و مانتو و آرایش برایش حساسیت وجود ندارد. پرتوی از قرآن را که دست خانم کیمیا داده اند، آقای محمد مهدی جعفری ویرایش کرده اند و در ان زمان که مولف از ویراستار تشکر می کرده، ان مرحوم رحلت کرده بودند! به راستی نمی شد به مخاطب اهمیت داد و کتاب دیگری را برای ویراستاری به کیمیا سپرد؟ البته باز جای شکرش هست که تفسیر المیزان را به ایشان نسپرده اند!

پاسخ تند و تیز خسرو معتضد به
اتهامات تلگرامی
خسرو معتضد – تاریخ‌پژوه – متنی را در پاسخ به برخی اتهاماتی که علیه وی مطرح می‌شود منتشر کرده است. به گزارش ایسنا در پی ابهامات و اتهاماتی که هر از گاهی در شبکه پیام‌رسان موبایلی تلگرام متوجه خسرو معتضد می‌شود، این تاریخ‌پژوه و روزنامه‌نگار متنی را ارسال کرده است. در بخشی از ان آمده: دیدم فردی در فلان شبکه پیام‌رسان موبایلی و در فضای مجازی این کشف را درباره من کرده است که من از خانواده و دودمان قاجاریه هستم و به همین علت در آثارم از پهلوی‌ها که اجداد مرا از سلطنت برکنار کرده‌اند انتقاد می‌کنم! متاسفانه کسانی هم بی هیچ مطالعه و پرسشی از روی دست هم کپی می‌کنند و برای هم می‌فرستند. مضحک‌تر این‌که دیگری در سایتی دیگر نوشته: فلانی – یعنی من – نوه عضدالملک قاجار هستم. بنابراین از قاجاریه هستم و مطالبی که می‌نوشتم و می‌نویسم از روی حب به قاجاریه و بغض به پهلوی است. در همان حال یک مدعی هم مقاله‌ای منسوب به من مربوط به 45 سال پیش را کشف می‌کند و روی سایت می‌گذارد و ادعا می‌کند من از شاه تعریف کرده‌ام. آخر نفهمیدم من از قاجارها هستم و از پهلوی‌ها بدم می‌آید یا مداح شاه بوده‌ام؟!
واقعیت را اما از زبان خود من بشنوید یا بخوانید: من از سلسله قاجار که 125 سال ایران را در حالت قهقرا و ضعف و عقب‌ماندگی نگاه داشت بسیار بدم می‌آید و کمترین نسبت خانوادگی با این ایل و تبار ندارم اما در میان همان قاجارها شاهزادگان شجاعی مانند عباس میرزا نایب‌السلطنه وطن‌پرست و باسواد و عاشق ترقی و عظمت ایران و محمدعلی دولتشاه برادر او – که عثمانی‌ها را سر جای خود نشاند – و شاهزاده حسام‌السلطنه سلطان مراد میرزا که هرات را بازپس گرفته بوده‌اند که مورد احترام هر ایرانی هستند. بنابراین ترهاتی را که بدخواهان می‌نویسند کما این که درباره مرحوم استاد علی‌اکبر دهخدا می‌نوشتند او صدهزار تومان بودجه دولت را صرف تدوین یک مشت مطالب بیهوده‌ای کرد که لغت‌نامه خوانده می‌شود و خواسته نامش را بلندآوازه کند چیزی از ارزش و اهمیت مرحوم دهخدا کم نمی‌کند.
بی‌مایگانی در دوران حیات مرحوم ملک‌الشعرای بهار به او حمله می‌کردند که چگونه در دوران حیات رضاشاه قصیده بلندبالایی در وصف او به نام «دیروز و امروز» ساختی و چرا برای عروسی محمدرضا پهلوی ولیعهد و فوزیه شاهزاده خانم مصری سرود شادباش سر دادی که آهنگ آن را سرهنگ مین باشیان ساخت. خدا بیامرزد ملک‌الشعرای بهار را که از آغاز سلطنت رضاشاه یا مأمورین دایره عملیات ویژه نظمیه قصد قتل او را در سال 1304 کردند و به علت اشتباه محض دیگری به نام واعظ قزوینی را سر بریدند، یا به علت سرودن اشعار انتقادی خود به زندان می‌افتاد و چند بار زندانی شد و یک بار او را به اصفهان تبعید کردند و آخر سر محمد علی فروغی شفاعت کرد و او را به تهران بازگرداندند و قرار شد کارهای ادبی و تحقیقی کند و حقوق او را که قطع کرده بودند برای امرار معاش خانواده‌اش از نو برقرار کنند. به او پیشنهاد شد قصیده‌ای بسراید تا دیکتاتور، کینه خود را به او فراموش کند و او آن قصیده را سرود. این کین‌توزی‌ها اما ادامه دارد. فردا اگر بنویسم آدولف هیتلر آدم‌کش بوده لابد یکی پیدا می‌شود و مرا فرزند چهارم ژوزف استالین و از کمونیست‌های صحیح‌النسل و بلشویک‌های وفادار می‌نامد!

14

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 62
  • دیروز: 130
  • هفته: 1,032
  • ماه: 4,922
  • سال: 150,717