نگاه واقع بینانه به انتخابات داخلی خبرگان

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 633

نگاه واقع بینانه به انتخابات داخلی خبرگان

محمدرضا نژادحیدری
روزنامه نگار و فعال سیاسی

نتایج انتخابات ریاست مجلس خبرگان رهبری در شبکه های اجتماعی و فضای عمومی جامعه موجب تعجب بسیاری از فعالان و دنبال کنندگان مسائل سیاسی شد.
به نظرم قبل از آنکه این موضوع مورد ارزیابی قرار بگیرد که انتخاب رییس جدید مجلس خبرگان رهبری شکست و پیروزی چه جریانی بوده است باید در خصوص بافت و ساخت این مجلس بحث و بررسی صورت بگیرد.
مجلس خبرگان رهبری به عنوان یک نهاد عالی که تکالیفی را به موجب قانون اساسی برعهده دارد به دلیل شرط اجتهاد برای اعضای آن بیش از آنکه جنبه جناحی و حزبی داشته باشد جنبه فقاهتی و علمایی دارد. اگرچه جناح های سیاسی هر یک بر اساس ظرفیت های خود به صورت رقیق یا غلیظ در این موضوع مشارکت دارند اما جنس مشارکت آنها از نوع شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی نیست.
اینکه آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان یک فقیه و مجتهد اقدام به ارائه لیست می کند و لیستی را ارائه می دهد که در آن یک تنوع فکری وجود دارد نشان دهنده حاکم بودن نگاه غیرجناحی بر مناسبات مجلس خبرگان رهبری است.
اما زمانیکه فعل و انفعالات مجلس خبرگان رهبری رنگ وبوی کنش های جناحی مرسوم به خود می گیرد و حساسیت هایی ایجاد می کند.
به عبارت دیگر معتقدم نگاه ژورنالیستی به انتخاب ریاست مجلس خبرگان رهبری و همچنین عدم کنترل هیجانات ناشی از عدم پیروزی آقایان مصباح یزدی و محمد یزدی و همچنین آخر شدن آیت الله جنتی شدن در تهران باعث تحریک برخی جریانات شد و الا اگر انتخاب رییس خبرگان سیر طبیعی خود را داشت ممکن بود نتیجه آن نیز نتیجه امروز نباشد. کما اینکه پس از ارتحال حضرت آیت الله مشکینی که موضوع انتخاب ریاست مجلس از سوی رسانه ها بیش از اندازه داغ نشده بود آیت الله هاشمی به ریاست خبرگان انتخاب شد. البته میزان حساسیت ها به آقای هاشمی نیز به میزان فعلی نبود. در رای گیری داخلی خبرگان که چندی پیش آقای هاشمی نامزد شدند ولی رای کافی را نیاوردند همین حساسیت ها تاثیر گذاشت. در انتخابات فعلی آقای هاشمی با درک این مساله از نامزدی خودداری کرد که رویکرد درست تری بود.
اما به نظر با رسانه ای شدن و داغ شدن ماجرای انتخاب رییس مجلس خبرگان در رسانه های داخلی و خارجی و با توجه به نتایج انتخابات هفتم اسفند ماه و عدم انتخاب آقایان یزدی و مصباح انتخاب ریاست خبرگان برای برخی جریانات تبدیل به جنگ بر سر حیات و ممات شد و این نتیجه را در پی داشت. چنانچه فرآیند انتخاب رییس خبرگان از مسیر رسانه ها و کنش های سیاسی غیر منطبق با روحیات علما پیش نمی رفت و از طریق مناسبات حاکم بر روابط فقها دنبال می شد نتیجه می توانست چیز دیگری باشد. به نظرم این پالس از سوی آقای هاشمی ارسال شد ولی رسانه ها و اهل سیاست آن را درک نکردند. آنجا که اعلام کرد ریاست مجلس خبرگان آنگونه که عده ای تصور می کنند نیست.
موضوعی که اگر زودتر درک شده بود نه نه عده ای را برای پیروز نشدن نامزد نزدیک به آیت الله هاشمی رفسنجانی مصمم می کرد و نه عده ای را دچار ناامیدی. از طرف دیگر کسانی که در صحن خبرگان دست به انتخاب می زنند همه از انتخاب یک فرد اهداف واحدی را دنبال نمی کنند. مثلا عده ای به دلیل سوابق انقلابی آقای جنتی، عده ای به دلیل تجربیات او، عده ای به احترام شیخوخیت و سن و سال، عده ای به دلیل مواضع سیاسی و عده ای هم به دلیل رای نیاوردن نامزد نزدیک به آقای هاشمی به ایشان رای دادند. همچنین ترکیب مجلس خبرگان و انتخابات آن در تهران بیشتر جنبه سلبی داشت. یعنی عده ای برای نیاوردن برخی افراد به دیگران رای دادند در حالی که منتخبان نظرات خاص خود را داشتند و عده ای از آنها با لیست رقیب خبرگان مردم مشترک بودند، و نمی شد از آنان توقع داشت که به صورت سیاسی دست به انتخاب بزنند. لذا لازم است به مقوله انتخاب رییس مجلس خبرگان نگاه واقع بینانه ای داشت و در قالب رویکردهای جناحی آن را تحلیل و بررسی نکرد.

11

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 105
  • دیروز: 201
  • هفته: 1,469
  • ماه: 5,445
  • سال: 124,040