«المیرا شعربافی»، فعال محیطزیست، از ۱۷ سال فعالیت و چالشهای پیش روی فعالیت حفاظتگران در ایران میگوید
حفاظت مشارکتی، قربانی نگاه امنیتی
گاهی زنان پژوهشگر برای انجام پایاننامه مجبور میشوند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نمیشود
۲۶ فروردین ۱۴۰۴، ۱۶:۱۷
«بسیاری از همکاران حفاظتگر ما در این سالها مهاجرت کردند یا تغییر شغل دادند، که این مسئله میتواند به از دست رفتن سرمایههای انسانی در ایران منجر شود و بهتبع آن حفاظت و وضعیت طبیعت ایران از این شرایط متأثر خواهد شد.» این گفته «المیرا شعربافی» است که سابقه ۱۷ساله در کار حفاظت دارد. او «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیمگیری برای فعالین محیطزیست و بیتوجهی نسبت به فعالیتهای تشکلها و سازمانهای مردمنهاد از سوی سازمان محیطزیست، نبود یک برنامه مدیریتی حفاظتی مشخص و هدفمند» را عاملی میداند که باعث شده است بسیاری از افرادی که از گذشته در این حوزه فعال بودند، از ادامه فعالیت در ایران ناامید شوند. به این گزارهها اگر چالش زن بودن که محدودیتهای بیشتری را ایجاب میکند، بیفزاییم، شرایط میدان حفاظت مشخصتر میشود. «دوستان بسیاری دارم که برای انجام پایاننامه مجبور بودند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و یا حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نشد.»
در دامون چه میکنید و در کدام مناطق کار کردهاید؟
از سال ۱۳۸۹ با انجمن دامون مشغول به فعالیت شدم و قبل از آن یعنی از سال ۱۳۸۷ با انجمن یوز فعالیت انجمنی را شروع کردم. برخلاف انجمن یوز که فعالیتم بهطور مشخص در مورد گونههای گربهسان با تأکید بر مطالعات اکولوژیک بود، در مؤسسه دامون که رویکرد اصلی آن حفاظت مشارکتی است، فعالیت نزدیک با جامعه محلی برای حفظ طبیعت با مردم را شروع کردم. در این مؤسسه در طرحهایی مانند بهبود تنوع زیستی گیاهی با مشارکت مردم در منطقه حفاظتشده سبزکوه، تدوین و بازبینی برنامه مدیریت زیستبومی تالاب قرهقشلاق، تدوین راهبرد حمایت از مناطق تحتحفاظت عرفی جوامع محلی برنامه کمکهای کوچک تسهیلات محیطزیست جهانی، بهروزرسانی فرمهای اطلاعاتی رامسر سایتهای ایران، توسعه معیشت پایدار در قلمروی عرفی جامعه بومی چاهدگال کرمان، همکاری داشتم. فعالیت در دامون برای من تجربه کار مشارکتی بود. در این انجمن فعالیت گروهی بهصورت کارهای بینرشتهای با حضور تخصصهای مختلف مانند جامعهشناس و انسانشناس و… در کنار اکولوژیستها و گیاهشناسان و…انجام میشود. همین ویژگی فرصت یادگیری از دیگر تخصصها را برایم فراهم کرد و باعث شد نگاه دیگری به فعالیتهای حفاظتی داشته باشم. به این معنا که نهتنها تلاش کنم تا نگاه از بالا به پایین را که در بین ما حفاظتگران معمول است، عوض کنم بلکه به مهارت گوش دادن و یادگیری از مردم محلی بهعنوان پیشنیاز پایداری حفاظت توجه کنم.
دشواریهای کار با جامعه محلی چیست؟ و آیا میتوان الگوی واحدی را به کار برد؟
هر جامعه باتوجهبه وضعیت فرهنگی-اجتماعی خود الگوی خاص خود را میطلبد، حتی ممکن است در یک منطقه حفاظتشده در روستاهایی با قومیت یکسان، بین روستاهای نزدیک به شهر و روستاهای انتهای جاده تفاوت فاحشی در نگرشها و رویکرد مواجهه با موضوع مطرح باشد. پس کار در هر روستا روش ورود و اعتمادسازی متفاوتی دارد و میزان موفقیت در آنها یکسان نیست. در ادبیات نظری به روش مشارکتی، روش اکتشافی میگویند و همین غیر قابل پیشبینی بودن کار با مردم ویژگی آن است. موقعیتی که هم شیرین است و هم دشوار! مردم از نظر روانشناسی براساس نگرش و هنجارهای خود و… رفتارهای متفاوتی را بروز میدهند. بهعلاوه، طرحهای حفاظت مشارکتی احتیاج به زمان زیاد برای اثرگذاری دارند. گاهی یک سال زمان میبرد تا مردم به گروههایی که وارد روستا میشوند، اعتماد و همکاری کنند. در گام بعد مسئله پایداری این گونه طرحها است که فرایندی بسیار طولانی و نیازمند ممارست و تداوم است. متأسفانه زمانبر بودن فعالیت در این حوزه کمتر از سوی نهادهای متولی به رسمیت شناخته میشود و مسئولین در بازه زمانی کوتاه انتظار دارند تغییرات عملی را روی زمین ببینند. همچنین، ازآنجاکه مسائل اقتصادی همه جامعه را درگیر کرده است، نمیتوان تنها با شعارهای زیبا مردم را برای همکاری در حفاظت مجاب کرد، بلکه باید کسب درآمد از منابع و توجه به معیشتهای مردم محلی در طرحهای محیطزیستی مورد توجه قرار گیرد. ازآنجاکه در ساختار فعلی زمامداری کشور، بخشی مهمی از امکانات و پیشنیازهای درآمدزایی جامعه محلی نیازمند همکاری نهادهای دولتی است، پایداری طرحهای حفاظتی و بهتبع آن کار با جامعه محلی با چالش مواجه است.
ازآنجاکه مسائل اقتصادی همه جامعه را درگیر کرده، نمیتوان تنها با شعارهای زیبا مردم را برای همکاری در حفاظت مجاب کرد و باید کسب درآمد از منابع و توجه به معیشتهای مردم محلی در طرحهای محیطزیستی مورد توجه قرار گیرد
چرا تصمیم گرفتید روی موضوع کار با جامعه محلی متمرکز شوید؟
در ابتدای کار تمرکزم روی فعالیتهای اکولوژیک بر روی گونههای جانوری بهویژه گوشتخواران بود، بهتدریج متوجه شدم برای اثربخشی حفاظت از پلنگ و خرس و…، باید جامعه محلی ساکن در زیستگاهها را بهعنوان بخش مهمی از فرایند دید و حفاظت را با آنها تعریف کرد و پیش برد. بهعلاوه، همراهی با دوستان و همکاران با تخصص علوم اجتماعی، در سفرهای کاری و درسهایی که از ایشان گرفتم و نوع نگاه و زاویه دیدشان به مسائل و نحوه تعامل با مردم، موضوع کار با جامعه محلی را بهمرور برای من جذابتر کرد. مثلاً در طرح بهبود تنوع زیستی گیاهی سبزکوه که با مسئله علفچینی و زغالگیری مواجه بود، اولین روزهای کار، همکاران مردمشناس ما (بهجای اینکه سعی کنند به مردم آموزش بدهند که علفچینی چرا نباید باشد و چه مضراتی برای اکوسیستم دارد)، قرار گذاشتند و برای ثبت تجربه علفچینی با زنان روستا به کوه رفتند و تجارب ارزشمندی از نوع نگاه زنان محلی به موضوع چیدن گیاهان کوهی بهدست آمد.
چه شد پایاننامه خود را با موضوع پلنگ کار کردید و به چه نتایجی رسیدید؟
در دوره کارشناسی ارشد روی رژیم غذایی پلنگ در پارک ملی گلستان کار کردم. اما در دوره دکتری بهخاطر تجربه و علاقهای که به حفاظت مشارکتی با مردم پیدا کردم، موضوع را در حوزه اجتماعی-روانشناسی انتخاب کردم. در پایاننامه دکتری، مؤلفههای تأثیرگذار بر رفتار جامعه محلی در زمان تعارض بر سه گوشتخوار بزرگ (پلنگ، خرس قهوهای و گرگ)، دانش بومشناختی محلی در مورد این سه گونه در چهار منطقه تحتحفاظت شامل منطقه حفاظتشده زاو ۱ و ۲، پارک ملی پابند و شکارممنوع هزارجریب، منطقه شکارممنوع درفک-دیلمان و منطقه حفاظتشده لیسار بین قومیتهای مختلف ترکمن، گالش طبری و دیلمی و تالشها در جنگلهای هیرکانی بررسی شد. همچنین، ازآنجاکه تنها مسئله قومیت و حوزه فردی عامل تأثیرگذار بر مسئله تعارض نیست، از یک نظریه اجتماعی بهنام نوسازی بومشناختی نیز استفاده کردم تا رابطه بین مدرن شدن جامعه و نوع نگرش مردم محلی به این گونههای گوشتخوار نیز بررسی شود.
وقتی مسئله اقتصاد، دارایی افراد چه دام و چه محصولات باغی و کشاورزی در میان باشد، در بین قومیتهای مختلف مردم جنگلنشین تفاوت ویژهای در مورد تمایل به حذف گونه وجود ندارد. در بین اغلب قومیتهای ساکن هیرکانی نگرش افراد، عامل مهمتری برای تمایل به حذف گونه آسیبرسان شناخته شد. اما در بین ترکمنها هنجار ذهنی (تشویق و حمایت خانواده و اطرافیان از انجام کار) عامل مؤثرتری در بروز رفتار بود. بهنظر میرسد ترکمنها بهعنوان اقلیتی قومی-مذهبی، همبستگی و پیوند اجتماعی درونی بیشتری دارند، که این عامل بر پیوستگی جمعی و ارتباطات درونی بیشتر این مردم تأثیر دارد. لذا عامل نظر و قضاوت افراد خانواده و همسایگان درباره نحوه بروز رفتار در میان ایشان، در مقایسه با سایر اقوام مورد مطالعه منطقه هیرکانی، مهمتر است. تمامی جنگلنشینان دانش بومشناختی گستردهای در مورد این گوشتخواران دارند و اطلاعات و تجارب از بین هر چهار قوم جمعآوری شد که در مقالهای با عنوان «قومجانورشناسی ابزاری کاربردی برای حفاظت از تنوع زیستی در جنگلهای هیرکانی» که در مجله دانشهای بومی ایران چاپ شد، آمده است.
مناطق مورد مطالعه در استان گیلان، باوجود اینکه این استان از نظر شاخصهای وضعیت اقتصادی در کشور رتبه بهتری را دارد، پایینترین امتیاز را از دیدگاه نوسازی بومشناختی دارد. که این یافته در نابودی طعمههای گوشتخواران مانند مارال در منطقه لیسار و کاهش شدید پلنگ در اکثر زیستگاهها همخوان است
مردم محلی، داستانها و باورهای متنوعی از ارتباط و رفتارشناسی با این گونهها داشتند که نشاندهنده ارتباط نزدیک و شناخت زیاد از آنهاست، البته عموماً اطلاعات مردم از گونههای بزرگجثه و کاریزماتیک بیشتر است. در بین تالشها باتوجهبه تعداد بسیار کم پلنگ و بهتبع آن مشاهده اندک از این گونه در منطقه لیسار، موضوع Shifting baseline Syndrome مطرح شد که نگرانی در مورد کاهش انتقال دانش محلی بین نسلی در مورد این گونه را پدید میآورد. از منظر نوسازی با حفظ ارزشهای طبیعی بومشناختی منطقه زاو ۱ و ۲ بهترین شرایط را داشت، درحالیکه مناطق مورد مطالعه در استان گیلان، با وجود اینکه این استان از نظر شاخصهای وضعیت اقتصادی در کشور رتبه بهتری را دارد، پایینترین امتیاز را از دیدگاه نوسازی بومشناختی دارد. که این یافته در نابودی طعمههای گوشتخواران مانند مارال در منطقه لیسار و کاهش شدید پلنگ در اکثر زیستگاهها همخوان است.
آیا در فرایند حفاظت از حیاتوحش یا کار با جامعه محلی چالشی برای شما ایجاد شد که به جنسیت شما مربوط باشد؟ به این معنا که اگر مرد بودید با آن مشکل مواجه نمیشدید؟
حضور خانمها در حوزه حیاتوحش همواره موضوع چالشی بود، دوستان بسیاری دارم که برای انجام پایاننامه مجبور بودند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و یا حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نشد. خانمها باید تلاشی چندین برابر با آقایان داشته باشند تا توانایی خود را برای همکاری و مدیریت طرحهای حفاظتی نشان دهند. اما در حوزه حیاتوحش همواره حمایت همکاران مرد را در انجمنها و اساتید دانشگاههایی که بودم داشتم. به یاد میآورم که قرار بود طرحی را برای دوربینگذاری بر روی سیاهگوش آغاز کنیم. در ابتدای طرح، با مخالفت فعالیت ما خانمها در منطقه از سوی محیطزیست استان مواجه شدیم. اما درنهایت با همراهی آقایان همکاران در تیم پروژه و با رعایت ملاحظاتی، خانمها بخش فعالی از تیم پروژه ماندند و حتی تعداد دختران بیشتری نیز برای یادگیری نحوه دوربینگذاری به این پروژه اضافه شدند.
بهنظرم حضور در بین جامعه محلی برای خانمها نسبت به فعالیت با بدنه محیطزیست و حضور در پاسگاههای محیطبانی با چالش کمتری روبهرو است. یک تجربه دیگر اینکه اگر جامعه محلی از شما و روابط افراد بهطور شفاف اطلاعات بهدست آورد، همراه خواهند شد و حساسیتی به حضور خانمها ندارد. حتی حضور خانمها در اعتمادسازی و پیشبرد کار در جامعه محلی تأثیر بیشتری نسبت به حضور صرف آقایان دارد. از هنریک مجنونیان فقید به یاد دارم که میگفت یک رمز موفقیت مهم بیژن درهشوری در کار حفاظت لاکپشتهای پوزهعقابی در ساحل شیبدراز قشم همراهی همسرش پروین خانم در کار تولید صنایعدستی روستا بود.
در سالهای اخیر تغییری در جایگاه زنان ملاحظه میکنید؟ یا اینکه زنان همچنان پستهای کارشناسی و مردان پستهای مدیریتی را برعهده دارند؟
این روزها تعداد خانمهای بیشتری را میبینیم که در حوزه محیطزیست فعالیت میکنند. البته در گذشته هم در انجمنها، زنان مسئولیت مدیریتی طرحها را برعهده داشتند، گاهی مسئولیت بهگونهای تنظیم میشد که مدیریت اجرای طرح با خانمی بود و ارتباط با ادارات کل با آقایان، بهتدریج این اعتمادبهنفس در بین خانمها نیز ایجاد شد که کل فرایند طرح را نیز مدیریت کنند.
چشمانداز حفاظت و محیطزیست را چطور میبینید
اینکه جوانان بیشتری را میبینیم که در حوزه حفاظت فعال هستند، جای امید است. اما از سویی تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، عدم امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیمگیری برای فعالین محیطزیست و بیتوجهی نسبت به فعالیتهای تشکلها و سازمانهای مردمنهاد از سوی سازمان محیطزیست، نبود یک برنامه مدیریتی حفاظتی مشخص و هدفمند باعث شده است بسیاری از افرادی که از گذشته در این حوزه فعال بودند، از ادامه فعالیت در ایران ناامید شوند. بسیاری از همکاران حفاظتگر ما در این سالها مهاجرت کردند یا تغییر شغل دادند، که این مسئله میتواند به از دست رفتن سرمایههای انسانی در ایران منجر شود و بهتبع آن حفاظت و وضعیت طبیعت ایران از این شرایط متأثر خواهد شد.
برچسب ها:
اکوسیستم، پارک ملی گلستان، جامعه محلی، جنگلهای هیرکانی، حفاظت مشارکتی، سازمانهای مردمنهاد، محیطزیست
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سنجابهای قاچاق بازار تهران به زاگرس برگشتند
زایش دوباره گوزن زرد ایرانی در ایلام
واکنش شرکت پایانههای نفتی ایران به گزارشهای منتشر شده
ادعای آلودگی نفتی در جزیره خارک تکذیب شد
تقویت توان لجستیکی و حمایتی در سازمان حفاظت محیطزیست
نوسازی ناوگان عملیاتی محیطزیست؛ ۱۰۰ خودروی جدید با وجود شرایط جنگی به استانها تحویل شد
کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛
میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال
بازگشت تدریجی «شبح جنگل» به زیستگاه طبیعی کنیا
کشف چهارمین لاشه فوک خزری در میانکاله
روز جهانی پرندگان مهاجر؛
یادآوری اهمیت حفاظت از مسیرهای پروازی و زیستگاههای طبیعی
مهاجرت بزرگترین دوزیست ایران از جنگلهای هیرکانی به پناهگاه حیاتوحش لوندویل
نجات کوهنورد نهاوندی
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید