پس از جنگ، مسئله کمبود «مخزن امن» برای حفاظت از آثار تاریخی بار دیگر به موضوعی بحث برانگیز تبدیل شده است

بحران خامـــــــوش موزه‌ها





بحران خامـــــــوش موزه‌ها

۳ خرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۰۴

در بسیاری از موزه‌های بزرگ دنیا، آنچه بازدیدکنندگان در ویترین‌ها و تالارهای موزه‌ها می‌بینند، تنها ۱۰ درصد از آثار موجود در موزه هستند. ۹۰ درصد آثار در مخازن نگهداری می‌شوند. در اصول موزه‌داری اشیایی که در مخزن نگهداری می‌شوند، به‌اندازه اشیایی که در ویترین موزه در معرض نمایش هستند، اهمیت دارند؛ و مخزن بخشی از فرایند حفاظت آثار است. همین است که در موزه‌های مدرن تأکید فقط بر نمایش آثار نیست؛ بلکه وجود مخازن استاندارد یکی از سیاست‌های اصلی موزه‌ها در حوزه حفاظت است.

هفت مخزن امن برای ۸۸۷ موزه

طبق آمارهای رسمی ایران بالغ بر ۸۸۷ موزه فعال دارد. اما برای این موزه‌ها تنها ۷ مخزن امن و استاندارد وجود دارد. «لیلا خسروی» مدیرکل موزه‌های وزارت میراث‌فرهنگی در پاسخ به «پیام ما» درباره وضعیت مخازن امن موزه‌ها در روزهای جنگ، می‌گوید: «در کشور بر اساس استانداردها هفت مخزن امن داریم. باقی مخازن تحت عنوان مخازن موقت مورداستفاده هستند. بعد از جنگ دوازده‌روزه تمام اعتبارات را به سمت حفاظت پیشگیرانه و استحکام‌بخشی مخازن بردیم، تعدادی از مخازن را تجهیز و برخی مجهز به حفاظت الکترونیک شدند و به‌عنوان مخزن امن از آنها استفاده شد.» او درباره اینکه آیا این هفت مخزن کفاف نیاز آثار موزه‌ای کشور را می‌دهد یا نه، می‌گوید: «با بررسی وضعیت موزه‌های کل کشور، نیاز به ساخت حدود ۸۲ مخزن داریم که این موضوع در برنامه‌های آینده در نظر گرفته شده است.»

مردادماه سال گذشته، «احمد علوی» رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران اعلام کرد: «در جلساتی که با کمیسیون فرهنگی شورا و پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری داشتیم، پیشنهاد شد در سال ۱۴۰۵، شهرداری تهران در چهار نقطه تهران برای ایجاد مخزن امن جایابی کند. در شورای شهر هم اعتباری برای ساخت این مخازن تعیین می‌کنیم. ازآنجاکه برای انجام این کار اعتبار زیادی موردنیاز است، تخصیص بودجه و اجرای آن را به سال ۱۴۰۵ موکول کردیم.» خسروی در خصوص اینکه ساخت این مخازن توسط شهرداری تهران در چه مرحله‌ای است و آیا اقدام و پیگیری در مورد آن انجام شده یا نه، می‌گوید: «اقدامات و پیگیری‌ها و مکاتبات انجام شده اما هنوز به نتیجه نرسیده است.»

به موزه بدون مخزن استاندارد مجوز نمی‌دهیم

جنگ به‌رغم آسیب‌های جدی که به میراث‌فرهنگی ایران وارد کرد، منجر به بروز تغییراتی در نگاه مدیران شد. هر چند بسیار دیر، اما در روزهای اخیر معاون میراث‌فرهنگی کشور با تأکید بر اینکه حفاظت از اشیای تاریخی و مخازن موزه‌ای از اولویت‌های اصلی این معاونت است، اعلام کرد: «صدور مجوز برای موزه‌های فاقد مخزن استاندارد ممنوع است.»

همین چند سال پیش بود که مسئولان وزارت میراث‌فرهنگی، به اینکه هر پنج‌روز یک موزه در کشور افتتاح می‌شود، افتخار می‌کردند و آن را دستاوردی عظیم می‌دانستند. در همان مقطع هم بود که موزه‌هایی بدون رعایت استانداردها و ضوابط حفاظت، اغلب در خانه‌ها و بناهای تاریخی و کاروان‌سراها و… افتتاح شدند، اما فکری برای زیرساخت حفاظتی آنها نشد. تا اینکه عدو سبب خیر شد و جنگ با تمام آسیب‌هایی که به میراث تاریخی ایران وارد کرد، بالاخره مدیران میراث‌فرهنگی را به صرافت توجه به حفاظت از آثار تاریخی انداخت. البته باید دید نتایج این ممنوعیت دردی از موزه‌های ایران دوا می‌کند یا نوشدارویی است که پس از مرگ سهراب رسیده؟

ایده ناپخته مخزن بحران

پیش‌ازاین در مواردی مذاکرات و ایده‌هایی برای ساخت مخازن امن و استاندارد مطرح شد. جنجالی‌ترین مورد، ایده انتقال بخشی از آثار موزه‌ای کشور به محلی در نزدیکی مزار رهبر اول انقلاب در جنوب تهران بود. ایده‌ای که واکنش تند جامعه باستان‌شناسی و بدنه کارشناسان میراث‌فرهنگی و مردم را به دنبال داشت.

ماجرا به سال ۱۳۹۹ و دیدار «علی‌اصغر مونسان» وزیر وقت میراث‌فرهنگی، با «سید حسن خمینی» بر می‌گردد. وقتی از این جلسه اخباری مبنی بر ایجاد «شعبه دوم موزه ملی» و ساخت «مخزن امن» در مجاورت شهر آفتاب و مزار رهبر انقلاب بیرون آمد، افکار عمومی و کنشگران میراث‌فرهنگی در کنار کارشناسان، به این تصمیم اعتراض کردند. جزئیات خبر به نقل از «محمدرضا کارگر» مدیرکل وقت امور موزه‌ها منتشر شد: «وزارت میراث‌فرهنگی در صدد است تا در ۴۰ هزار مترمربع زمین در زیرزمین صحن مرقد امام، مخزن موزه ملی ایران را برای نمایش به این محل منتقل کند و حتی آثار موجود در موزه‌های سراسر کشور را نیز برای نمایش در شعبه دوم موزه ملی ایران در آن مستقر کند.» واکنش‌ها که بالا گرفت، وزارت میراث‌فرهنگی عقب‌نشینی کرده و گفت این مخزن قرار است مخزن پشتیبان باشد و فضایی اضطراری برای شرایط جنگ و بحران‌های مشابه و یا بلایای طبیعی است. اما آن روزها انگار منتشرکنندگان خبر نمی‌دانستند که یکی از نکات مهم در مورد مخازن امن یا پشتیبان در تمام دنیا، پنهان و محرمانه ماندن محل این مخازن است. در سال‌های بعد برخی گفتند به دلیل آشکارشدن محل مخزن، موضوع انتقال موزه و ساخت مخزن به‌کلی منتفی اعلام شد.

هرچند این خبر واکنش‌ها و انتقادات گسترده‌ای در پی داشت. اما این اولین‌بار بود که از «مخزن بحران» در ایران سخن گفته می‌شد. هر چند تنها در حد یک ایده، اما بالاخره ضرورت وجود چنین فضایی در ساختار میراث‌فرهنگی درک شده بود. این مسئله فارغ از واکنش‌های اجتماعی به انتقال آثار موزه ملی و ایجاد نگرانی‌های هویتی درباره آثار تاریخی در افکار عمومی؛ مواردی را عیان کرد. از جمله اینکه در تریبون‌های رسمی اعلام شد کشور با کمبود جدی مخزن امن روبرو است. اما همچنان راهکار تخصصی و اصولی برای ایجاد آن وجود نداشت. همان روزها بسیاری از کارشناسان عنوان کردند که یک زیرزمین بتنی با نصب چند قفسه تبدیل به مخزن امن نمی‌شود و الزامات دیگری نیاز است تا بتوان نام مخزن امن یا مخزن بحران را بر یک فضا گذاشت. دوم اینکه بالاخره مدیران فرهنگی به این موضوع فکر کردند که اگر بحران فراگیر در کشور رخ دهد، از آثار موزه‌ای را چطور حفاظت خواهد شد؟ سؤالی که سال‌ها و شاید بعد از جنگ ایران و عراق از سوی بسیاری از باستان‌شناسان مطرح شد، اما هرگز پاسخ روشنی به آن داده نشد.

این خبر برای اولین‌بار، بحران پنهان زیرساخت حفاظتی موزه‌ها را آشکار کرد. بحرانی که همواره در بدنه کارشناسی و میان موزه‌داران مطرح بود، در ساحت عمومی جامعه مطرح شد. اما پس از مدتی بی‌آنکه ثمری داشته باشد، به فراموشی سپرده شد. حالا جنگ باز این مسئله را تبدیل به یک موضوع قابل‌بحث و بررسی کرده است. موضوعی که تجارب متعددی در دنیا در مورد آن وجود دارد. تجاربی که بهره‌گیری از آنها می‌تواند راه رسیدن به هدف را برای موزه‌های ایران کوتاه‌تر کند.

اوکراین؛ تجربه مخازن تاب‌آور

اوکراینی‌ها در زمینه میراث‌فرهنگی و موزه‌ها در جنگ، تجربیات قابل تأملی داشتند. جنگ اوکراین و روسیه به‌نوعی بزرگ‌ترین تجربه زنده حفاظت اضطراری میراث‌فرهنگی در اروپا بعد از جنگ جهانی دوم بود. درباره موزه‌ها، این تجربه محدود به چگونگی نجات آثار نبود؛ وضعیت موزه‌ها و راهکارهای تجربه شده برای حفاظت، باعث تغییر نگرش نسبت به کیفیت مخزن امن موزه‌ها در دنیا شد. طبیعی بود که موزه‌ها بعد از شروع جنگ تخلیه شده و آثارشان به جایی امن منتقل شود. اما این جای امن کجا بود و چه ویژگی‌هایی داشت؟

در تجربه‌ای مشابه با ایران، بسیاری از موزه‌های اوکراین هم در بناهای تاریخی قرار داشتند. بناهایی که با کاربری موزه طراحی نشده بودند. پس در مقابل جنگ آسیب‌پذیر بودند و نکته مهم‌تر اینکه مخزن استاندارد نداشتند. اما این تمام ماجرا نبود. مهم‌ترین تجربه اوکراین در جنگ رسیدن به مفهوم «مخازن تاب‌آور» بود.

مخزن موزه‌ها در اوکراین تا پیش از جنگ فضایی بود برای حفاظت از آثار که دما و رطوبت کنترل‌شده داشت. اما در شرایط بحرانی مشخص شد که علاوه بر استحکام و رطوبت و دما، مخازن باید در مقابل چالش‌هایی مثل قطع برق، بمباران و حمله سایبری هم مقاوم باشند. آنچه از آن به‌عنوان «مخزن تاب‌آور» نام برده می‌شود، مخزنی است که علاوه بر داشتن شرایط استاندارد فیزیکی، ویژگی‌هایی دارد که می‌تواند در وضعیت بحرانی دوام بیاورد. به طور مثال مواردی مثل ژنراتورهای مستقل، دیوارهای مقاوم به انفجار، سیستم چندلایه برق، ذخیره آب اضطراری جهت حفظ رطوبت، سرورهای پشتیبان مستقل و… می‌تواند یک مخزن را تاب‌آور کند. حالا دیگر در بسیاری از پروژه‌های جدید موزه‌ای جهان، مسئله فقط این نیست که «آیا مخزن استاندارد است؟» بلکه این سؤال مطرح است که: «در صورت بروز بحران آیا این مخزن دوام می‌آورد؟»

ایران درست در همین نقطه ایستاده است، جایی که نیاز فوری و ضروری به مخزن امن استاندارد و تاب‌آور دارد. کشوری با حجم عظیمی از آثار تاریخی و فرهنگی که با کمبود جدی زیرساخت‌های حفاظت از این آثار روبرو است. وجود تنها ۷ مخزن استاندارد و امن برای کشوری با ویژگی‌های ایران یک نگرانی بزرگ ایجاد می‌کند. کشوری که هنوز لیست قرمز آثار تاریخی ندارد، بسیاری از آثار موزه‌ای آن هنوز در یک سامانه واحد ثبت نشده‌اند. ده‌ها موزه محلی و منطقه‌ای دارد که بسیاری از آنها در بناها و خانه‌های تاریخی ایجاد شده‌اند. بسیاری از آثار تاریخی ارزشمند آن در اختیار نهادهایی است که به هیچ ارگانی پاسخگو نیستند. در کنار تمام اینها کشوری زلزله‌خیز است که در معرض جنگ و بحران‌های اقلیمی قرار دارد. در کشوری با این شرایط زیرساخت‌های حفاظت متناسب با آثار تاریخی آن توسعه پیدا نکرده است و هنوز از «مخازن موقت» برای نگهداری آثار آن هم در روزهای جنگ، سخن گفته می‌شود.

همه اینها در حالی است که موزه‌های امروز جهان به مخازنی پایدار و تاب‌آور فکر می‌کنند که در مقابل تبعات تغییر اقلیم، کمبود انرژی، جنگ‌ها و منازعات داخلی و بسیاری موارد دیگر مقاوم باشد. در موزه‌های مدرن مخزن یکی از هسته‌های اصلی حفاظت آثار در موزه است. بسیاری معتقدند اعتبار یک موزه را نه فقط ویترین‌های آن، بلکه کیفیت مخزن‌هایش تعیین می‌کند. همان فضاهای خاموش و بی‌پنجره که دور از چشم بازدیدکنندگان حافظ آثار تاریخی هستند و بقای حافظه تاریخی یک سرزمین به قدرت و توان آن‌ها در مواجهه با بحران وابسته است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

شهر زخمی در قابِ خوش‌بینیِ وزیر

در سفر سه روزه وزیر میراث فرهنگی به اصفهان چه نکاتی ناگفته ماند؟

شهر زخمی در قابِ خوش‌بینیِ وزیر

بودجه نداریــــم؛ بماند برای بعد

بودجه نداریــــم؛ بماند برای بعد

جشن ملی بوم‌گردی‌ها، برای بوم‌گردی‌های کرمان آورده‌ای نداشت

بازخوانی تجربه اولین جشن بوم‌گردی‌ها به میزبانی کرمان

جشن ملی بوم‌گردی‌ها، برای بوم‌گردی‌های کرمان آورده‌ای نداشت

نگرانی از مرمت نمایشی

گفت‌وگو با «محسن طوسی»، مدیرکل حفظ، احیا و مرمت بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی

نگرانی از مرمت نمایشی

نقش موزه‌ها در ترویج فرهنگ حفاظت از محیط‌زیست

نقش موزه‌ها در ترویج فرهنگ حفاظت از محیط‌زیست

۷۰ اثر فرهنگی تاریخی منقول موزه‌های آذربایجان‌شرقی در آستانه ثبت ملی

۷۰ اثر فرهنگی تاریخی منقول موزه‌های آذربایجان‌شرقی در آستانه ثبت ملی

گنجینه آثار ایران باستان در موزه هرمیتاژ روسیه

میراث فرهنگی ایران در جهان

گنجینه آثار ایران باستان در موزه هرمیتاژ روسیه

صالحی امیری: هفته میراث‌فرهنگی، روایتِ هویت، مقاومت، شکوه تمدنی و انسجام ملت ایران است

صالحی امیری: هفته میراث‌فرهنگی، روایتِ هویت، مقاومت، شکوه تمدنی و انسجام ملت ایران است

موزه‌های سنندج؛ از خانه کُرد تا موزه باستان‌شناسی و برنامه‌های هفته میراث فرهنگی

روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی کردستان

موزه‌های سنندج؛ از خانه کُرد تا موزه باستان‌شناسی و برنامه‌های هفته میراث فرهنگی

رمت خانه پدری جلال آل‌احمد در مراحل پایانی

روز جهانی موزه و یک تجربه تازه در تهران

رمت خانه پدری جلال آل‌احمد در مراحل پایانی

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت