کبری، و هیچ انسانی «غیرقانونی» نیست
۱۳ مرداد ۱۴۰۳، ۱۰:۰۹
این روزها در فضای سیاست همه از «گفتمان» میگویند. کار به جایی کشید که حتی ادعا شده بود مردم به گفتمان ِ نامزدهای انتخابات رأی دادهاند و آن گفتمان باید مدنظر قرار بگیرد. برخی هم که میخواستند باهم «گفتمان کنند». حکایت اشتباه بهکاربردن مفهوم گفتمان بهجای «گفتوگو»، خود سر درازی دارد. اما درست مانند گفتوگو، گفتمانها هم میتوانند در بسترهای اجتماعی و باتوجهبه روابط کلامی میان گروهها و ذینفعان، ساخته و برساخته شود؛ گفتارهایی که در کشاکش رخدادها و کمپینهای کوتاه و بلندمدت سیاسی نهادینه میشوند، بر ذهنیتهای جامعه، رفتارهای اجتماعی و حتی شکلگیری سیاستها تأثیر میگذارند. اگر با دیدِ تحلیل گفتمان به ادبیات و زبانهای استفادهشده توسط نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری و در نتیجه فضای عمومی ایجادشده بهویژه در فضای مجازی نگاه کنیم، میتوان از تقویت گفتمان مهاجرهراس و مهاجرستیزی سخن گفت که به نظر میآید با دلایل بیرونی طبیعی و غیرطبیعی به شکلگیری موجهای جدید ضدافغانستانی در سپهر عمومی دامن زدهاست. ادبیات رایج ضدمهاجر، نه در ایران، بلکه در تمامی دنیا، ادبیاتی است که مهاجران را به دو دستۀ «قانونی» و «غیرقانونی» تقسیم میکند.
چنین ادبیاتی اتفاقاً به روال معمول، ارتباط چندانی به قوانین مهاجرت، حقوق و سیاستها و مدارک ندارد، بلکه برچسبی برای اخراج گستردۀ مهاجران و مشروع جلوهدادن آن ایجاد میکند. نمونههای سیاستهای غیرانسانی اخراج مهاجران براساس تقویت گفتمانهای مهاجرهراس از این دسته، کم نیستند.
چند هفتۀ اخیر، خبرگزاریها به افزایش معنادار و چشمگیری محتوای مهاجرستیز در رسانهها اشاره کرده و منشأ آن را اکانتهای جعلی میدانند که با «تِرندسازی» به ذهنیتسازی برای دولت و ایجاد تنش میان ایران و طالبان مشغول هستند. موجهای فضای مجازی آن هم بدون اینکه تغییر واقعی و معناداری در حضور مهاجران افغانستانی در ایران و سیاستهای دولت دربارۀ آنها صورت گرفته باشند، معمولاً منشأ طبیعی و اجتماعی ندارند. اما نباید فراموش کرد که کمپینهای انتخاباتی تقریباً همۀ نامزدها، که عموماً بدون ارائۀ یک برنامۀ سیاسی، صرفاً به واکنش به موضوعات عمومی و پرمخاطب و سوژهسازی سیاسی بسنده میکردند، بستری پرخطر و متزلزل برای تقویت گفتمان مهاجرستیز به وجود آوردند؛ بدون آنکه سیاستی مشخص و انسانی برای مدیریت مسئلۀ مهاجرت در کشور ارائه شود.
شاید خوانندگان، کمپین اول «دانولد ترامپ» برای ریاستجمهوری آمریکا را به خاطر بیاورند. آنجا که ترامپ برای همراهکردن اقشار ناراضی سفیدپوست، از وضعیت اقتصادی، فرهنگی و رفاهی در آمریکا به دشمنسازی، دیگریسازی و هراسافکنی دربارۀ مهاجران لاتین و مسلمان روی آورد و ایدۀ عجیبوغریب «دیوار مرزی» را مطرح کرد که قرار بود تمام مشکلات کشور را بر دوش نحیف کودکان و کارگران مهاجر خالی کند؛ دیواری که ایدهاش آنقدر پوپولیستی و دروغی بود که قرار بود ۲۰۰۰ مایل باشد و یک «درِ قشنگ» برای ورود «مهاجران قانونی» داشته باشد.
امروز از آنجا که بارها و بارها ثابت شده، این ایده غیرقابلاجرا و تنها یک «کلمۀ کلیدی» برای گفتمان مهاجرهراس بود، حتی خود ترامپ هم روی آن مانور انتخاباتی نمیدهد. اما این باعث نشد که کمپینهای انتخاباتی که باید در زمانی کوتاه «رأی جمع میکردند»، به هر ابزار رسانهای و روابطعمومی چنگ نیندازند. «محمدباقر قالیباف» از ساخت «دیوار شرقی» برای بیرونراندن مهاجران میگفت که قرار بود «امنیت» برای ایرانیان به ارمغان بیاورند. «مسعود پزشکیان» وعدۀ «انسداد کامل مرزها» را داد و «علیرضا زاکانی» که سابقۀ مجرمسازی از مهاجران را در شهرداری دارد، از برخورد با مهاجران محلۀ فرحزاد، بهعنوان دستاوردهایش میگفت.
امروز میدانیم نمونۀ عجیب و نادر «کبری غلامی»، زن جوان پژوهشگری که علیرغم داشتن تمامی مدارک اقامتی به دلیلی نامشخص و طی تنها چند ساعت رد مرز شده است هم، وجود دارد. سؤال اینجاست که حتی اگر فرض کنیم گفتار «قانونیبودن مهاجران» محلی از اعراب دارد، براساس کدام قانون و کدام اخلاق، کبری باید از حقوق بدیهی انسانی خود بهعنوان یک شهروند مهاجر برخوردار باشد؟
فعالان اجتماعی و پژوهشگران حوزۀ مهاجرت، سالها از غیاب کامل پرداختن به موضوع مهاجرت و غفلت از مدیریت شایستۀ این حوزه در دولت و بهویژه در مناظرات و کمپینهای انتخاباتی گفته، نوشته و گِله کرده بودند؛ مدیریتی که بتواند به شمول اجتماعی و اقتصادی مهاجران، تنظیم قوانین و سیاستهای مهاجرتی و اجرای آن، همچنین مسائل مهمی مانند آموزش، حقوق کار، هویت و شناسنامه و… بپردازد. امسال تغییر این رویکرد و گفتمانسازی علیه مهاجران در انتخابات ایران، حتی به چشم رسانههای بینالمللی مانند «فارن پالیسی» هم آمد و دربارۀ آن نوشتند. اما وقتی کمپینها و گفتمانهایی که نامزدها ترویج میکنند و یا از آن اثر میپذیرند، به سیاستهایی که معطوف به زندگی واقعی شهروندان در جامعه نیستند نمیپردازند، نباید هم از آنچه در بلندمدت از آنها برمیآید متعجب شد. در علم ارتباطات به این شیوه، ایجاد سروصدا یا «نکتهگزینی» (soundbite) میگویند.
از دیپورت و آزار گستردۀ مهاجرانی مثل «کبری» که میشنویم، گاهی حتی از مطالبه برای بهبود زیست مهاجران پشیمان میشویم و با خودمان میگوییم شاید همان بهتر که زیست غیررسمی مهاجران را به حال خود بگذاریم و بر بهرسمیتشناختن و تعامل تکیه کنیم. دولت و تمامی نهادهای تصمیمگیر و اجرایی، باید برای ترمیم گفتمان مهاجرستیز در جامعه بکوشند، باید پاسخگو باشند و وظیفۀ خود را در قبال مهاجران بهعنوان بخش مهمی از جمعیت ایران و مدیریت موضوع مهاجرت انجام دهند، تا کبریها بمانند و کار و زندگی کنند و در ساختن و بهتر کردن این کشور مشارکت کنند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
وداع با قصهگوی مرزهای ناشناخته
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید