بایگانی مطالب نشریه

بله، «پیروز» اسطوره بود

برای درک بهتر اینکه آیا «پیروز» یک نماد یا اسطوره بوده است یا نه، بهتر است ویژگی‌های تبدیل شدن یک موجود به نماد را بررسی کنیم. مهمترین ویژگی در این حوزه تکثیر است و اگر یک نام در اشعار، کتاب‌ها و این روزها در فضای مجازی زیاد تکرار شود یعنی در حال تبدیل شدن به نماد است. در کشور ما نقشه ایران به یک گربه نشسته، تشبیه شده است. گربه ایرانی یا همان «پرشین‌کت» در کنار فرش ایران شهرت جهانی دارد. نام گربه بارها در کتاب‌ها و فرهنگ ایران تکرار شده است و از جایی که یوزپلنگ هم در رسته گربه‌سانان قرار دارد بنابراین عجیب نیست که بعد از تلف شدن «پیروز» نقشه ایران با طرحی از او خلق شود و دست به دست بچرخد.

 

ما از زمان تولد «پیروز» بارها شاهد عکس‌ها و صحبت درباره وضعیت سلامتی او در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بودیم. حتی اسم «پیروز» در عمر کوتاهش وارد موسیقی شد و ترانه «برای» که در کنار شماری از حسرت‌ها به احتمال انقراض یوزپلنگ‌ها اشاره داشت، توانست در بخش «آهنگ برای تغییرات اجتماعی» جایزه گرمی را در شصت و پنجمین دوره آن دریافت کند. بنابراین این توله‌یوزپلنگ نخستین ویژگی تبدیل شدن به یک نماد را داشته است.
قدرت اسطوره‌ها در میزان تکثیریافتگی آنان است. اگر روزی برسد که دیگر کسی اسم فرزندش را «سهراب» نگذارد، این شخصیت اسطوره‌ای می‌میرد و تبدیل به یک اسطوره مرده می‌شود. تا زمانی که ما یاد سهراب را زنده نگه می‌داریم و اسم اسب او را روی ماشینی به‌نام «سمند» می‌گذاریم در واقع این اسطوره را زنده نگه می‌داریم. برای مثال، فراوانی نام «پیروز» در سایت ثبت احوال، 2691 مورد اعلام شده است. زنده بودن و میزان قدرت یک نماد یا اسطوره بستگی به تکثیر آن دارد و اسطوره‌ای که بیش از اندازه تکثیر شود، قوی‌تر خواهد بود.

داشتن ویژگی‌های منحصربه‌فرد و نمایندگی کردن یک گروه یا یک جامعه نیز یکی دیگر از علائم تبدیل یک موجود به نماد یا اسطوره است. «پیروز» این ویژگی را هم دارد و به نحوی محیط زیست ایران و حتی یک نسل را نمایندگی می‌کند اما مشخص نیست بعد از تلف شدنش تا چه اندازه نامش سر زبان‌ها بماند

البته از برخی اسطوره‌ها هم با نام «شهاب اسطوره» یاد می‌شود. برخی از شخصیت‌ها در یک برهه مطرح و برجسته می‌شوند و بعد به فراموشی سپرده می‌شوند. اسطوره‌های بزرگ مانند شخصیت «رستم» سال‌های سال است که نامشان زنده است اما برخی دیگر یکباره جامعه را دربرمی‌گیرند و یکباره هم خاموش می‌شوند، مانند «مرتضی پاشایی» خواننده‌ای که نامش در یک دوره مرتب بر سر زبان‌ها بود و حتی مردم با حضورشان برای تشییع او که بر اثر سرطان فوت شد، مراسم باشکوهی ثبت کردند اما مدت‌هاست که دوباره فراموش شده است. «پیروز» هم ممکن است در این دسته از نمادها و اسطوره‌ها قرار بگیرد و بعد از اینکه ظرفیت آن به یک باره تمام ‌شد، رو به خاموشی برود و دیگر کسی از آن یاد نکند.
داشتن ویژگی‌های منحصربه‌فرد و نمایندگی کردن یک گروه یا یک جامعه نیز یکی دیگر از علائم تبدیل یک موجود به نماد یا اسطوره است. «پیروز» این ویژگی را هم دارد و به نحوی محیط زیست ایران و حتی یک نسل را نمایندگی می‌کند اما مشخص نیست بعد از تلف شدنش تا چه اندازه نامش سر زبان‌ها بماند. مرگ «پیروز» به عبارتی تراژدی یک نسل است. بنابراین «پیروز» بضاعت‌ها و ویژگی‌های اسطوره‌ای را دارد اما باید وسعت، استقامت و سرعت آن را هم در نظر گرفت.

 

تبدیل شدن «پیروز» به نماد را می‌توان از طریق مکتب کنش متقابل نمادین در حوزه جامعه‌شناسی هم بررسی کرد. کنش متقابل نمادین نظریه‌ای است که بر اهمیت ارتباطات نمادین یعنی ژست‌ها و مهم‌تر از همه زبان در رشد فرد، گروه و جامعه تأکید می‌کند. این نظریه بیان می‌کند که رفتار اجتماعی ما به نقش‌ها و پایگاه‌هایی که مورد پذیرش ماست، بستگی دارد

تبدیل شدن «پیروز» به نماد را می‌توان از طریق مکتب کنش متقابل نمادین در حوزه جامعه‌شناسی هم بررسی کرد. کنش متقابل نمادین نظریه‌ای است که بر اهمیت ارتباطات نمادین یعنی ژست‌ها و مهم‌تر از همه زبان در رشد فرد، گروه و جامعه تأکید می‌کند. این نظریه بیان می‌کند که رفتار اجتماعی ما به نقش‌ها و پایگاه‌هایی که مورد پذیرش ماست، بستگی دارد.
نماد (symbol) یک معنی یا واقعه‌ای است که معنایش را از ماهیت چیزی که به آن متصل است نمی‌گیرد؛ بلکه معنای نماد توسط توافق مردمی که در ارتباطات خود از آن استفاده می‌کنند، حاصل می‌شود. طرفداران نظریه کنش متقابل نمادین استدلال می‌کنند که عملاً همه کنش‌های متقابل میان افراد انسانی متضمن تبادل نمادهاست. هنگامی که ما در کنش متقابل با دیگران قرار می‌گیریم دائماً در جست‌وجوی «سرنخ‌هایی» هستیم برای اینکه چه نوع رفتاری در آن زمینه مناسب است و اینکه چگونه آنچه را که منظور دیگران است تعبیر کنیم. این نظریه همچنین می‌تواند نشان دهد که چگونه شیوه‌های مختلف کنش متقابل نمادین بر انتظارات مردم اثر می‌گذارد.
بنابراین برای درک کنش متقابل نمادین، پژوهشگران هم فعالیت‌های قابل مشاهده و هم فعالیت‌های غیر قابل مشاهده (مثل افکار) مردم را مطالعه می‌کنند.
پس از تلف شدن «پیروز» شاهد ابراز احساسات بسیاری از مردم بودیم. بسیاری از آن به‌عنوان «پسر ایران»، «آخرین امید»، «ما همه پیروزیم» و کسی که بیانگر وضعیت یک نسل است، یاد کردند. در کنار این دسته‌، ما شاهد اظهارنظرهای دیگری هم بودیم که گروه مقابل را به سانتی‌مانتالیسم افسار گسیخته متهم می‌کردند. در حالی که موضوع نماد و اسطوره خود به خود با سانتیمانتالیسم و احساسات درگیر است و اتهام محسوب نمی‌شود و یک امر طبیعی است. زمانی که یک موجود انسانی یا حیوانی را نماد تلقی می‌کنیم خود به خود با آن رابطه عاطفی برقرار می‌کنیم و ناخواسته احساس وارد آن می‌شود؛ بنابراین نقطه ضعف محسوب نمی‌شود.
حتی ما شاهد مقایسه انسان با حیوان بودیم و کاربرهایی، عکس رضا دارابی، آتش‌نشانی که در یک عملیات کشته شد را کنار یوز ایرانی قرار دادند و ابراز احساسات بیشتر مردم نسبت به مرگ یک حیوان تا یک انسان را حاصل دیکتاتوری امپراتوری رسانه و ایزوله شدن فکری دانستند. البته در این میان، نباید نقش رسانه‌ها نیز فراموش شود.
رسانه‌ها از زمانی که خبر جفت‌گیری «ایران»، مادر و «فیروز»، پدر «پیروز» را خبری کردند، ناخواسته ذهنیت مردم را نسبت به این موضوع حساس کردند. حتی انتخاب اسامی این یوزهای ایرانی کارکرد ملی-فرهنگی دارد. در این ماجرا، اخبار زایمان سه توله‌یوز، مرگ دو توله همان ابتدا و زنده ماندن «پیروز» حساسیت افکار عمومی را بیشتر تحت تاثیر قرار داد. گزارش‌های تصویری که رسانه‌های مختلف از دوران رشد «پیروز» منتشر می‌کردند رابطه عاطفی مردم یک جامعه را با یک حیوان بیشتر می‌کرد و ما شاهد انتشار پی‌درپی همان عکس‌ها توسط کاربران شبکه‌های اجتماعی بودیم. بنابراین کارکرد رسانه‌ها درباره این موضوع نیز نقش به‌سزایی داشته است. کما اینکه پیش از تولد پیروز هم شاهد شنیدن اخبار ناگوار بسیاری در حوزه حیات وحش بودیم.
اخبار مخابره شده تلف‌ شدن ماده‌ببر سفید در باغ وحش ارم، سرنوشت تلخ «باران»، شامپانزه معروف باغ وحش ارم، نحوه نگهداری نامناسب «هیرمان» شیر ایرانی در همین مجموعه، تلف‌شدن گورخرهای ایرانی در یک پروژه انتقال، مرگ گورخرهای آفریقایی در باغ وحش صفادشت و… همگی تایید و تاکید می‌کنند که ما در کشورمان شاهد ضعف مدیریت در حوزه محیط زیست هستیم و رزومه موفقی در نگهداری از حیوانات نداریم؛ حیوانات منحصربه‌فردی که تعدادشان هم چندان زیاد نیست.
درست در میان دست به دست شدن فیلم‌های تلخی از کشته شدن پلنگ مازندران در قائمشهر و خرسی در اردبیل که عده‌ای با تراکتور دنبالش می‌کنند و کمرش را می‌شکنند، امیدی زنده شد. «ایران» و «فیروز» که در مرکز تحقیقات پارک ملی توران نگهداری و حفاظت می‌شوند سه توله سالم به حیات وحش جهان هدیه کردند؛ امیدهایی که مثل شهاب‌سنگ پر نور بودند، سرعتشان زیاد بود و زود هم خاموش شدند.

تلاش مجلس برای افزایش درآمد دولت

نمایندگان مجلس در حالی با مخالفت با مسکوت ماندن طرح مالیات بر عایدی سرمایه، کماکان بر تصویب آن اصرار دارند که حالا دایره مخالفان این طرح، حتی قرارگاه ملی مبارزه به مفاسد اقتصادی را نیز دربرگرفته است. قرارگاهی که روز گذشته در نامه‌ای همراه با بیش از ۱۰۰ تشکل مردمی و دانشجویی از رئیس مجلس خواستند با ارجاع این طرح به کمیسیون اقتصادی، زمینه رفع ایرادهای آن را فراهم کند.

 

مجلس مدعی است که تمرکزش را بر مهمترین مسئله مردم که همان مسائل معیشتی باشد، گذاشته است. رئیس مجلس ابتدای همین هفته، وقتی در نطقی از تلاش خود برای اجماع‌سازی در راستای اجرای اصلاحات اساسی پس از فرونشستن اعتراضات و ناآرامی‌های سه، چهار ماه گذشته سخن می‌گفت، یادآور شد که این اصلاحات باید متناسب با اولویت‌بندی دقیق مسائل کشور در دستور کار قرار گیرد و تاکید کرد اولویت با مسائل اقتصادی است. اما آن‌چه مجلس در راستای اجرای اصلاحات اساسی در حوزه اقتصاد موردنظر دارد، به‌زعم بسیاری از ناظران و کارشناسان، اگرچه تغییراتی اساسی در ساختار اقتصادی کشور اعمال خواهد کرد اما این تغییرات را لزوماً نمی‌توان اصلاحات نامید. چه آن‌که نتیجه آن‌چه مجلس در سیاست‌گذاری برای کشور در نظر دارد، در بسیاری از موارد، دست‌کم به سود مردم نیست و منافع شهروندان را تامین نمی‌کند.

امضاکنندگان این نامه که «تصویب عجولانه این طرح» را «نه تنها موجب کنترل تورم» نمی‌دانند، بلکه معتقدند «با توجه به ایرادهای موجود در طرح، موجب تلاطم در بازارها خواهد شد»، از جمله این ایرادها را «تخصیص کارپوشه تجاری و غیرتجاری به تمامی اشخاص و الزام به صدور صورتحساب الکترونیکی برای انجام کلیه معاملات و مراودات توسط آنها» خوانده‌اند

همین دیروز وقتی در نخستین ساعات روز، خبر آغاز نشست علنی روی خروجی خبرگزاری‌ها رفت، یکی از مواردی که در دستور کار مجلس قرار گرفت، طرحی بود با عنوانی عجیب؛ «طرح مالیات بر سوداگری و سفته‌بازی». باورش سخت است اما به زبان ساده همان‌طور که در عنوان این طرح آمده، مجلس درصدد تصویب قوانینی جدید است تا بر آن‌چه رسماً «سوداگری و سفته‌بازی» می‌خواند، مالیات ببندد. اما این تنها اقدام عجیب مجلس در راستای آن‌چه با ادعای «اصلاحات اساسی اقتصادی» در دستور کار قرار داده، نیست. مجلس از مدتی پیش، طرحی دیگر را نیز در دستور کار دارد که بخشی از مواد آن نیز به تصویب رسیده است.

طرحی که البته برخلاف «طرح مالیات بر سوداگری و سفته‌بازی»، نمی‌توان از عنوانش، پی به عواقبش برد اما کارشناسان اقتصادی در این مدت با ترجمه تعابیر و مسائل اقتصادی پشت تصویب آن، از عواقبش سخن گفته و تاکید کرده‌اند که نتیجه تصویب چنین طرحی در شرایط نامساعد اقتصادی ایران چه خواهد بود.
صحبت از «طرح مالیات بر عایدی سرمایه» است و نتایج خطرناک آن بر وضعیت معیشت مردم که برخی ناظران آن را مصداق «دارغه‌بازی با جیب مردم» می‌دانند. طرحی که در شرایطی با جدیت در دستور کار مجلس قرار گرفته و در حال تصویب است که به باور بسیاری از ناظران، این اصرار نتیجه ناکامی جریان حاکم بر دولت و مجلس در کنترل قیمت ارز و البته دیگر حوزه‌های اقتصادی مملکت همچون بازار مسکن و خودرو است. به زبان ساده مجلس می‌خواهد با تصویب این طرح، علاوه‌بر آن‌چه در راستای اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده برای دولت درآمدزایی می‌کند، از طریق مالیات بستن بر کالاهای سرمایه‌ای نیز درآمدهای دولت را افزایش دهد. آن هم در کشوری که به‌دلیل وخامت وضعیت اقتصادی، بی‌ارزش شدن روزافزون و افسارگسیخته پول ملی، تورم شدید و افزایش شدیدتر نرخ ارز، حتی سقف بالای سر و وسیله نقلیه ملت نیز به کالای سرمایه‌ای آنان تبدیل شده است. شهروندانی که تنها راه برای این‌که تنها نظاره‌گر دارایی‌هایشان نباشند، هر آن‌چه را که دارند، به‌جای آن‌که در کاری سرمایه‌گذاری کنند یا احیاناً در صندوق‌های بانکی ذخیره کنند، به کالا تبدیل می‌کنند تا دست‌کم همزمان با رشد تورم، دارایی‌شان نیز اندکی گران شود و دار و ندارشان را از کف ندهند.
مجلس اما حالا می‌خواهد با تصویب قوانینی جدید، جلوی این تنها راه مردم برای جلوگیری از نابودی دارایی‌شان را بگیرند و کاری کنند که اگر احیاناً شهروندی دارایی‌اش را از بانک خارج کرد و خودرو خرید، ناچار به شریک کردن دولت در سود احتمالی این معامله شود. آن هم در حالی که همین مجلس چندی پیش و پس از ۶ سال ممنوعیت واردات خودرو در زمان ریاست‌جمهوری حسن روحانی، زمینه را برای آزادسازی واردات خودرو فراهم کرد. اما آن‌چه محل نگرانی ناظران بیرون دولت و مجلس است، این است که با این قانون، عملاً خودروهایی وارد کشور می‌شوند که اتفاقا قیمتشان از خودروهای داخلی مشابه بسیار بیشتر است. این اواخر یکی از نمایندگان مجلس با تاکید بر این‌که علت افزایش قیمت خودرو، «تبدیل شدن خودرو به کالای سرمایه‌ای است»، گفت: «باید کاری کنیم که خودرو از حالت کالای سرمایه‌ای درآید.» روح‌الله ایزدخواه درباره راه‌حل خارج کردن خودرو از حالت کالای سرمایه به ایسنا گفته «وزیر صمت در جلسه سوال در صحن مجلس گفت که راهکار این مشکل، مالیات بر عایدی سرمایه است که طرح آن در مجلس قرار دارد.»
مجلس اما در حالی در حال تصویب این طرح است تا عملاً مردم را ناگزیر به پرداخت مالیات حتی برای خرید و فروش خودروهایشان کند که همزمان در اقدامی دیگر، به دنبال ایجاد بورس خودرو است تا از این پس فروش خودرو در بازار بورس انجام گیرد. اقدامی که بسیاری از ناظران معتقدند نه‌تنها منجر به کاهش قیمت خودرو نخواهد شد، بلکه به افزایش روزافزون قیمت خودرو در کشور خواهد انجامید؛ آن‌هم در حالی که معنای عرضه خودرو در بازار بورس، آن‌طور که ایزدخواه به‌عنوان یکی از حامیان جدی این طرح گفته از این قرار است: «با این روش تمام خودروی تولید شده توسط تولیدکننده مشمول عرضه در بورس می‌شود و باید تمام تولیداتش را در بورس بیاورد و خارج از آن قاچاق کالا محسوب می‌شود.» این نماینده مجلس یازدهم همچنین گفته «علاوه‌بر آن مشوق گذاشتیم که خودروساز دائما افزایش عرضه نیز داشته باشد و گفتیم هرچه بالاتر از قیمت پایه فروش برود، مال خودروساز نیست و عوارض دولتی است و باید به حساب خزانه دولت برای توسعه حمل و نقل عمومی واریز شود.» اما آن پرسش ساده و مقدماتی که ظاهراً مجلس به آن توجه ندارد، این است که اگر قرار باشد یک بنگاه اقتصادی کالایی را تولید کند و سود آن به‌جای جیب سهامدارانش، به جیب دولت برود، اساساً چرا باید اقدام به تولید کند و فعالیتش را ادامه دهد؟ همچنین با این حساب اساساً چرا باید میلیون‌ها سهامدار شرکت‌های خودروسازی، سهام این شرکت‌ها را خریداری کنند، وقتی قرار است تنها در ضرر آن شریک باشند و اگر احیاناً سودی حاصل شد، آن را به‌عنوان مالیات به حساب دولت واریز کنند؟!
این فقط جریان منتقد دولت و مجلس نیست که چنین پرسش‌هایی را پیش‌روی نمایندگان و دولتمردان گذاشته و از آنان می‌خواهد دست از این اقدامات بردارند. همین دیروز قرارگاه ملی مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز در نامه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس خواستار توقف تصویب طرح مالیات بر عایدی سرمایه شد تا شاید پس از بازگشت طرح به کمیسیون، فرصت برای رفع ایرادهای آن با نگاهی کارشناسی فراهم شود. قرارگاه ملی مبارزه با مفاسد اقتصادی در این نامه که علاوه‌بر این نهاد، از سوی «بیش از ۱۰۰ تشکل مردمی و دانشجویی» امضا شده، آورده است: «پس از بررسی طرح مالیات برعایدی سرمایه مجلس مشخص شد که این طرح دارای ایرادهایی بوده که در صورت عدم مرتفع نمودن آن برخلاف انتظارات، علاوه بر عدم مقابله با فعالیت‌های سوداگرانه موجب نارضایتی اصناف و عموم مردم نیز خواهد گردید.» این قرارگاه و بیش از ۱۰ تشکل مدنی و دانشجویی که در این نامه با قرارگاه ملی مبارزه با مفاسد اقتصادی همراهی کرده‌اند، همچنین تاکید کرده‌اند: «با توجه به درخواست مکرر مسئولان کشور از رئیس مجلس مبنی بر تصویب هرچه سریع‌تر این طرح جهت جلوگیری از افزایش نرخ ارز، قیمت خودرو، طلا و مواردی نظایر آن، باید به این نکته اشاره داشت که مدت زمان تصویب و اجرا شدن طرح مذکور بازه ۲ تا ۳ ساله است و بر خلاف گفته‌های مسئولان، درمانی سریع برای وضع کنونی اقتصاد کشور نیست.» امضاکنندگان این نامه که «تصویب عجولانه این طرح» را «نه تنها موجب کنترل تورم» نمی‌دانند، بلکه معتقدند «با توجه به ایرادهای موجود در طرح، موجب تلاطم در بازارها خواهد شد»، از جمله این ایرادها را «تخصیص کارپوشه تجاری و غیرتجاری به تمامی اشخاص و الزام به صدور صورتحساب الکترونیکی برای انجام کلیه معاملات و مراودات توسط آنها» خوانده و معتقدند: «بر این اساس مشاغل باید علاوه بر ثبت معاملات تجاری خود در کارپوشه تجاری، سایر معاملات انجام شده را نیز در کارپوشه غیرتجاری ثبت نموده که این امر نیازمند صرف مدت زمان طولانی است و در نهایت منجر به ایجاد نارضایتی در اصناف مختلف کشور می‌گردد.» نویسندگان این نامه که همچنین ایرادهایی را در بخش محاسبه مالیات بر عایدی سرمایه مورد اشاره قرار داده‌اند، معتقدند: «مواردی چون عدم تعدیل تورمی، پیچیدگی در محاسبات و نرخ‌های بالا، موجب خروج بخشی از سرمایه به خارج کشور و قفل شدگی بخشی دیگر از سرمایه‌های کشور می‌شود.» آن‌هم در حالی که به‌زعم نویسندگان این نامه، آن‌چه «قفل‌شدگی سرمایه» خوانده‌اند، خود «باعث رکود در بازارها خواهد شد.»
قرارگاه ملی مبارزه با مفاسد اقتصادی و بیش از ۱۰۰ تشکل مدنی و دانشجویی بر این اساس به مجلس پیشنهاد کرده‌اند که «از تصویب شتاب‌زده طرح مالیات بر عایدی سرمایه جلوگیری شده و این طرح را جهت اصلاح برخی از مواد آ« به کمیسیون اقتصادی مجلس ارجاع شود» تا دست‌کم پس از رفع این ایرادهای بدیهی، بار دیگر در صحن علنی مورد بررسی قرار گیرد. طرحی که ازقضا مخالفانی در مجلس هم دارد اما آن‌طور که در نشست علنی ابتدای همین هفته نیز شاهد بودیم، توان آن را ندارند که زمینه مسکوت ماندن این طرح را فراهم کنند. خواستی که این گروه اقلیت از نمایندگان برای تحققش تلاش کردند اما با رای مخالف اکثریت نمایندگان بی‌نتیجه ماند و حالا طرح بار دیگر در دستور کار مجلس است.

قانون ایمنی زیستی باید اصلاح شود

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با تاکید بر ضرورت تغییر قانون ایمنی زیستی گفت: ما هم درباره این قانون نظرات اصلاحی داریم و محکم بر سر نظرات خود می‌ایستیم.

به گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، علی سلاجقه در چهارمین جلسه کارگروه تخصصی ایمنی زیستی این سازمان، بیان داشت: سازمان حفاظت محیط زیست طبق اصل پنجاهم قانون اساسی مسئول حفظ سلامت نسل کنونی و نسل‌های آتی است لذا باید در بحث ایمنی زیستی هم به مسئولیت خود عمل کند. او افزود: در دنیای امروز دیگر جنگ رو در رو معنا ندارد و دشمن از طریق پیشرفت‌های علمی‌اش به جنگ ما می‌آید بنابراین ما به عنوان انسان‌های مسلمان باید خود را به انواع علوم مجهز کنیم و آماده دفاع باشیم. معاون رئیس جمهوری با بیان اینکه ما همیشه به علم نافع اعتقاد داریم، گفت: حتما باید پروژه‌های مهندسی ژنتیک قانونمند باشد و اصولا قانون ایمنی زیستی هم به این منظور نوشته شده است چرا که هرگونه دستکاری بی‌ضابطه در طبیعت می‌تواند پیامدهای ناگواری داشته باشد. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست عنوان کرد: ما از روز اول که کار خود را شروع کردیم به صراحت عنوان کردیم که قانون ایمنی زیستی مشکل دارد و حتما باید تغییر کند.

زندگی وارونه در دود

|پیام ما| آلودگی هوا در تهران دیروز وارد نهمین روز شد، نهمین روزی که مردم در شرایط وارونگی دما تنفس کردند و هوای آلوده را به ریه‌هایشان کشیدند؛ مثل زندگی وارونه. مردم استان البرز در همسایگی تهران دیروز را هم در هوای دودآلود نفس کشیدند. در خوزستان با ادامه مازوت‌سوزی در نیروگاه رامین، که از چشم محیط زیست هم پنهان نیست، روزهای آلوده ادامه پیدا کرده و دیروز که 5 ایستگاه سنجش فقط در شهر اهواز رنگ هشدار قرمز را نشان می‌دادند، بار دیگر تعدادی از شهروندان راهی مراکز درمانی شدند. در اصفهان هم قرمزی پرچم چهار ایستگاه نشان از آلودگی هوا بود. اراک و همدان هم دودآلود بودند و در تبریز دی‌اکسید گوگرد، آلاینده شاخص هوا بود. از میان این نقاط اما تهران با داشتن 29 ایستگاه آلوده (26 مورد به رنگ قرمز) شرایط خاصی را تجربه می‌کند؛ چه آنکه پیش از این هم در آذر امسال، نیمی از ماه را با وارونگی دما گذراند.

 

سازمان هواشناسی از ابتدای آذر تا همین دیروز که سیزدهمین روز دی بود، 18 هشدار درباره آلودگی هوا صادر کرده است؛ هشدارهای زرد و نارنجی از ادامه تنفس در دود و توصیه به پرهیز از تردد در هوای آلوده شهرهای صنعتی. در مدت این چهل روز ۸ هشدار سطح نارنجی و ۱۰ هشدار سطح زرد برای آلودگی هوا در شهرهای صنعتی و پرجمعیت کشور صادر شده؛ این آمار در نوع خود کم‌نظیر است. در عین حال اظهارات حلیا سادات حسینی شکرآبی، سرپرست اداره کل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران نیز حاکی از این است که تعداد روزهای آلوده نسبت به پارسال هم بیشتر شده. به گفته او تهرانی‌ها حدود ۴۶ درصد از روزهای امسال را در هوای ناسالم تنفس کرده‌اند که به معنای افزایش ۱۹ درصدی روزهای آلودگی هوا نسبت به سال گذشته است. حسینی با اشاره به اینکه برنامه‌ها طرح‌ها و قانون هوای پاک که در راستای کاهش آلودگی هوای شهر تهران در سال ۷۹، اسفند‌ماه ۹۰ و قانون هوای پاک در مرداد‌ماه ۹۶ به تصویب رسیدند، به ایسنا گفته که «متاسفانه به دلایل نبود مدیریت یکپارچه و هماهنگ، تخصیص نیافتن بودجه مناسب، نبود هماهنگی بین وزارتخانه‌ها و سازمان‌های متولی امر، اجرای برنامه‌ریزی‌های انفعالی و لحظه‌ای در برخورد با آلودگی هوا و … همچنان آلودگی هوا گریبانگیر شهر و پایتخت‌نشینان است».


تکلیف‌های فراموش‌شده دستگاه‌ها
دیروز با افزایش غلظت آلودگی و ادامه روند وارونگی دما، در تهران میانگین کیفیت هوا ۱۵۹ و در شرایط ناسالم تخمین زده و اعلام شد که ۲۹ ایستگاه در شرایط آلوده قرار گرفته‌اند‌ و از این تعداد شرایط ۲۶ ایستگاه به رنگ «قرمز» درآمده است. این وضعیت باعث شد صحن مجلس محل تذکرهایی درباره آلودگی هوا باشد و شورای شهر هم بحث‌های مربوط به این موضوع بی‌نصیب نماند. حسینعلی حاجی دلیگانی، نماینده برخوار، شاهین‌شهر و میمه و عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در جلسه دیروز مجلس در تذکری با انتقاد از اجرا نشدن قانون هوای پاک گفت: «برابر ماده ۲۳۴ بر اساس بررسی‌های انجام شده، وزارت صمت از ۷ تکلیف قانونی فقط یک مورد، وزارت نفت از ۱۳ تکلیف قانونی یک مورد، وزارت نیروی از ۶ تکلیف فقط یک مورد، وزارت راه و شهرسازی از ۷ تکلیف یک مورد را اجرا کرده‌اند. سازمان ملی استاندارد نیز از ۷ تکلیف قانونی ۵ مورد را در دستور کار دارد و هیچ مورد را به طور کامل اجرا نکرده است.» به گفته او سازمان حفاظت محیط‌ زیست متولی اجرای قانون که باید سایرین را هم به اجرا دعوت کند، از ۲۲ تکلیف قانونی، فقط ۱۲ مورد را اجرا کرده است. «نتیجه این عدم اجرای تکالیف فقط در یک نقطه این شده که در شاهین‌شهر و همچنین شهرستان برخوار و شهر اصفهان، از ابتدای سال جاری تا ۱۰ دی تنها یک روز هوای پاک وجود داشته و مردم ۱۴۲ روز هوای ناسالم استنشاق کردند.»

حاجی‌دلیگانی، نماینده مجلس: وزارت صمت از ۷ تکلیف قانونی فقط یک مورد، وزارت نفت از ۱۳ تکلیف قانونی یک مورد، وزارت نیروی از ۶ تکلیف فقط یک مورد، وزارت راه و شهرسازی از ۷ تکلیف یک مورد را اجرا کرده‌اند. سازمان ملی استاندارد نیز از ۷ تکلیف قانونی ۵ مورد را در دستور کار دارد و هیچ مورد را به طور کامل اجرا نکرده است. سازمان حفاظت محیط‌ زیست هم از ۲۲ تکلیف قانونی درباره قانون هوای پاک، فقط ۱۲ مورد را اجرا کرده است

این عضو هیئت رئیسه مجلس تاکید کرد: «از وزیر نیرو انتظار بود که در مقابل مصوبه‌ مربوطه مقاومت کند و من معتقدم وزیر نیرو می‌تواند بخشی از بار نیروگاه شهید منتظری را به سایر نیروگاه‌ها که نیاز به استفاده سوخت مازوت ندارند، منتقل کند. در یک شبانه‌روز در نقاطی که اعلام شد ۷ میلیون لیتر مازوت استفاده می‌شود و این مقدار یعنی ۲۱ برابر آلایندگی خودروهای این شهرستان‌ها؛ بر اساس آمار اعلامی از سوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان فوتی‌های ناشی و متاثر از آلایندگی‌ها عدد قابل‌توجهی است. همچنین هزینه درمان بیماری‌های ناشی از آلایندگی‌ها ۱۲ هزار میلیارد تومان اعلام شده است.»
مازوت‌سوزی در برخی نیروگاه‌ها
دیروز همچنین اقبال شاکری، نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس درباره شدت گرفتن آلودگی هوای تهران به خانه ملت گفت: «منشا آلودگی هوا از دو مجرای سامانه متحرک و غیرمتحرک نشات می‌گیرد، در سامانه متحرک درصد بسیاری از آلودگی هوای پایتخت به ناوگان حمل و نقل عمومی کشور مرتبط است که پرواضح است میزان اتوبوس‌های موجود در سطح شهر پاسخگوی نیاز مردم نیست از طرفی همین تعداد، از فرسودگی رنج می‌برند. اقدامات مناسبی برای جایگزینی اتوبوس‌های فرسوده از طرف شهرداری و وزارت کشور در دستور کار قرار گرفته است که امیدوارم هر چه سریع‌تر به سرانجام برسد.» این نماینده مجلس با اشاره به ضرورت توسعه سیستم حمل و نقل سبز گفت: «مترو در پایتخت نیازمند ۷۰۰ الی ۱۰۰۰ واگن است تا بتواند حمل و نقل مسافر را از ۲ میلیون نفر روزانه به ۸ میلیون نفر بدون ازدحام برساند.»

زهره عبادتی، معاون نظارت و پایش حفاظت محیط زیست استان تهران: علت اصلی آلودگی هوای تهران در سال جاری، پدیده وارونگی دما (اینورژن) به‌صورت طولانی‌مدت است که البته یک پدیده کاملا طبیعی است. در سال‌های گذشته تداوم اینورژن به این شکل نبوده است. به عنوان نمونه دو تا سه روز در چنین شرایطی بودیم و پس از سه روز ناپایداری جوی ایجاد می‌شد و از شرایط اینورژن خارج می‌شدیم

عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در مورد نقش مازوت‌سوزی در شدت‌گیری آلاینده‌های تهران هم توضیح داد: «بی‌برنامگی در مصرف منابع و انرژی‌های موجود از آب و برق گرفته تا گاز امروز کشور را با کمبودهایی مواجه کرده است و شاهد مازوت‌سوزی در برخی از نیروگاه‌ها هستیم و همین مسئله موجب افزایش آلودگی هوا در کلانشهرها به‌ویژه پایتخت شده است، البته در نظر داشته باشیم دولت بارها تاکید داشته که در تهران مازوت‌سوزی نداریم با تمام این تفاسیر دستگاه‌های مربوطه به‌ویژه کمیسیون انرژی باید به این مسئله ورود جدی داشته باشند.»
این گفته‌ها در حالی است که زهره عبادتی، معاون نظارت و پایش حفاظت محیط زیست استان تهران با تکذیب ادعای برداشتن مقطعی پلمب‌ نیروگاه‌هایی که قابلیت مازوت‌سوزی دارند، به ایسنا توضیح داده: «در تهران تنها نیروگاه بعثت قابلیت استفاده از سوخت مازوت را دارد که از سال ۹۸ پلمب است. می‌توانید هم‌اکنون از شرکت گاز نیز بپرسید تا مطمئن شوید گاز این نیروگاه قطع شده است یا خیر؟ من این ادعا را کامل رد می‌کنم چراکه تصمیم بر این بوده است در تهران گاز مورد نیاز نیروگاهی که قابلیت مازوت‌سوزی دارد، تامین شود و از زمان پلمب تاکنون هم مازوت‌سوزی نداشته‌ایم.»
چمران: ترک فعل‌های گذشته پیگیری شود
دیروز مهدی چمران، رئیس شورای اسلامی شهر تهران پیش از آغاز یکصد و نوزدهمین جلسه علنی شورای اسلامی شهر تهران درباره سهم مدیریت شهری در موضوع مقابله با آلودگی هوا گفت: «هر یک از دستگاه‌ها سهم‌شان در این قانون مشخص است و سهم مدیریت شهری نیز مشخص شده است. افرادی که اظهار نظر می‌کنند اگر انصاف دارند و اظهار نظر آنها و نگاهشان آلوده به مسائل سیاسی نباشد و تخصصی باشد و از سوی دیگر هم به قانون هوای پاک نگاهی بیندازند، می‌توانند در مورد سهم مدیریت شهری صحبت کنند.»
او ادامه داد: «سازمان حفاظت محیط زیست باید بر اجرای این قانون توسط دستگاه‌های مختلف نظارت می‌کرد. امروز مشکلاتی که با آن روبه‌رو شده‌ایم یک روزه نبوده و سال‌هاست که ادامه دارد. باید ترک فعل‌هایی که در گذشته انجام شده مورد بررسی و پیگیری قرار گیرد. امروز نه تنها تهران که شهرهای دیگری همچون مشهد، تبریز، قزوین و … نیز با این مشکلات دست به گریبان شدند. بی‌تردید اینکه مشکلات را به گردن شهردار تهران بیندازیم کاری از روی بغض و کینه است. باید نقش مدیریت شهری در قانون هوای پاک را بار دیگر مطالعه کنند.»
چمران تاکید کرد: «وزیر کشور برای اجرای صحیح همین قانون سه جلسه با حضور معاونان وزرای مربوطه برگزار کرده است. در حوزه حمل و نقل عمومی، وسایل حمل و نقل عمومی از کجا باید تهیه شود؟ بنزینی که باید یورو۵ باشد از کجا باید تامین شود؟ البته در این حوزه‌ها وزارتخانه‌ها کارهایی را انجام داده‌اند از جمله اینکه وزارت نیرو نباید در اطراف تهران مازوت بسوزاند. کاری که اعلام کردند در تهران سال‌هاست که متوقف شده و مازوت سوزانده نمی‌شود؛ اما در مورد مصرف گازوئیل نیز که بر عهده وزارت نفت است گازوئیل بالای ۵۰۰ ppm در تهران توزیع نمی‌شود اما در سایر شهرها، بالای ۱۰۰۰ ppm هم توزیع می‌شود و خودروها این گازوئیل را در هنگام عبور از تهران می‌سوزانند و هوا را آلوده می‌کنند که باید به این نکته توجه ویژه‌ای صورت گیرد.»
در جلسه دیروز همچنین مهدی پیرهادی، رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران هم درخواست کرد که سازمان‌ استاندارد گزارشی از کیفیت سوخت ارائه کند. او با استناد به اینکه بر اساس‌ ماده ۱۸ قانون هوای پاک وزارت نفت مکلف بود تا پایان سال ۱۴۰۰ انواع سوخت‌های کشور را بر اساس استاندارد ملی تولید و توزیع کند و بر اساس تبصره ماده ۳ آیین‌نامه فنی همین قانون سازمان استاندارد مکلف بوده که استاندارد سوخت را تدوین و مراحل اجرایی شدن آن را از طریق شورای عالی استاندارد پیگیری کند، گفت: «سازمان استاندارد که مکلف بوده استاندارد سوخت‌ها را تدوین و پیگیری کند، گفت: ضروری است گزارش کیفی و نتایج نمونه‌برداری‌های صورت گرفته به شورای شهر تهران ارسال شود.»
متهم احتمالی: سوخت پرگوگرد
عبادتی، معاون نظارت و پایش حفاظت محیط زیست استان تهران نیز دیروز درباره ارتباط سوخت پرگوگرد با افزایش آلاینده دی‌اکسید گوگرد توضیح داد: «در استان تهران سوخت استاندارد توزیع می‌شود اما بسیاری از خودروهای سنگین حمل بار و مواد اولیه که در بزرگراه آزادگان و کمربندی‌های اطراف تهران تردد می‌کنند، داخل تهران سوخت‌گیری انجام نمی‌دهند. واقعیت این است که سوخت توزیع شده در کل کشور استاندارد نیست و احتمال سوزاندن سوخت غیراستاندارد توسط این خودروها وجود دارد. بدین جهت آلایندگی آنها در شرایط وارونگی دما می‌تواند به افزایش دی‌اکسیدگوگرد نیز کمک کند.»
او درباره علت آلودگی اخیر هوای تهران افزود: «علت اصلی آلودگی هوای تهران در سال جاری، پدیده وارونگی دما (اینورژن) به‌صورت طولانی‌مدت است که البته یک پدیده کاملا طبیعی است. در سال‌های گذشته تداوم اینورژن به این شکل نبوده است. به عنوان نمونه دو تا سه روز در چنین شرایطی بودیم و پس از سه روز ناپایداری جوی ایجاد می‌شد و از شرایط اینورژن خارج می‌شدیم.»
به گفته او ۱۴ روز متوالی در آذرماه سال جاری پدیده وارونگی دما را داشتیم که بی‌سابقه بوده و دیروز نیز نهمین روز اینورژن در دی‌ماه بوده است. عبادتی ادامه داد: «در شهر تهران هشت میلیون و ۱۶۰ هزار نفر و در استان تهران ۱۴ میلیون نفر جمعیت در حال تردد داریم. حدود ۸۰ هزار ماشین‌آلات سنگین در سطح شهر تردد می‌کنند بنابراین حتی اگر هر کدام از این موارد آلاینده‌های خاص خود را به اندازه کم تولید کنند، آلاینده‌ها تجمع پیدا می کنند.»
به گفته عبادتی تداخل اینورژن طولانی‌مدت با فعالیت‌های انسانی یا فعالیت واحدهای صنعتی در مجموع باعث تجمیع غلظت آلاینده‌ها و افزایش شاخص می‌شود. فعالیت‌های انسانی مانند ترددهای معمولی عموم مردم و فعالیت‌ واحدهای صنعتی مانند تردد ماشین‌آلات سنگین، حمل بار و موارد اولیه که حتی با وجود خروجی‌های استاندارد هم باعث افزایش غلظت آلاینده‌ها می‌شوند.
معاون نظارت و پایش حفاظت محیط زیست استان تهران درباره سابقه افزایش شاخص آلاینده‌ها در این فصل گفت: «افزایش شاخص آلاینده‌ها بالای ۱۵۰ در این فصل باتوجه به سال‌های گذشته پیش‌بینی می‌شود اما ما به عنوان محیط زیست معتقدیم امسال با شرایط خاصی به جهت طولانی بودن وارونگی دما مواجه هستیم.»
باد آلودگی‌ها را می‌برد
بر اساس اعلام اداره کل هواشناسی استان تهران، تا بعد از ظهر امروز (چهارشنبه، ۱۴ دی) با پایداری و سکون نسبی جو، ماندگاری هوای سرد و وارونگی دما در بیشتر مناطق استان تهران به‌ویژه مناطق پرتردد شهری، پرجمعیت و صنعتی آسمان صاف و غبارآلود و همراه با انباشت آلاینده‌ها و تداوم کاهش کیفیت هوا پیش‌بینی می‌شود. این روند در همه شهرهای صنعتی یکسان است.
بررسی نقشه‌های هواشناسی و پیش‌یابی مدل‌های عددی، پیرو هشدار سطح نارنجی شماره ۹ وضعیت جوی استان تهران نشان می‌دهد، از بعد از ظهر امروز با آغاز فعالیت سامانه بارشی به‌تدریج شاهد افزایش ابرناکی، وزش باد و در اواخر وقت بارش برف و باران در بیشتر مناطق استان تهران به‌ویژه بارش برف گاهی همراه با کولاک برف در ارتفاعات و ادامه آن تا صبح روز جمعه (۱۶ دی) خواهیم بود. باز هم باد آلودگی را از این شهر می‌برد.

مصرف بالا؛‌ مانع دستیابی ایران به سهم ۱۰ درصدی تجارت جهانی گاز

|پیام‌ما | همه چیز بر روی کاغذ امیدوارکننده است؛ ایران در سال ۲۰۲۳ میلادی در میان کشورهای جهان که بزرگترین ذخایر نفت را دارند، در رتبه سوم قرار دارد و همچنان در میان دارندگان ذخایر گاز ایران رتبه دوم در جهان را داراست. اما از یک سو به دلیل مصرف بی‌حد و شدید گاز نه‌تنها این موقعیت موجب بهبود شرایط اقتصادی ایران نشده که کشورمان در آستانه قرار گرفتن در فهرست واردکننده گاز است. این در حالی است که ایران بازارهای صادرات گاز خود را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد. نمونه آن کنار گذاشته شدن از معادلات گازی هند و پاکستان است. دیگر اینکه ترکیه با اکتشاف یک میدان گازی دست‌کم در رسانه‌ها تلاش موثری برای نشان دادن استقلال خود در انرژی شروع و اعلام کرده است در سال میلادی جاری انرژی خود را تامین می‌کند. در چنین وضعیتی ایران که باید ۸ تا ۱۰ درصد از تجارت گاز دنیا را به خود اختصاص می‌داد عملا در موقعیت مصرف‌کننده صرف قرار گرفته است.

 

حسینعلی ‌محمدحسینی، مدیر برنامه‌ریزی تلفیقی شرکت ملی گاز ایران گفت: مطابق اسناد بالادستی مصوب، ایران باید ۸ تا ۱۰ درصد تجارت گاز دنیا یعنی بیش از ۱۰۰ میلیارد متر مکعب از سبد تجارت گاز دنیا را در اختیار داشته باشد، اما بنا به دلایلی، نیل به این هدف تاکنون میسر نشده است.
او بر این باور است که رویکرد وزارت نفت و شرکت ملی گاز ایران، افزایش سهم صادراتی گاز است، به‌طوری که در پنج ماه نخست امسال در مقایسه با ۵ ماه مشابه پارسال، رشد ۱۹ درصدی صادرات گاز را داشته‌ایم، اما واقعیت این است که به دلیل اینکه اقتصاد ما (به‌ویژه در بخش صنایع) وابسته به گاز شده، از این رو فرصت‌های صادراتی را از دست داده‌ایم.

بر اساس گزارشی که ایسنا در این‌ باره منتشر کرده است گاز طبیعی در هر واحد انرژی حدود ۲۴ درصد نسبت به نفت خام و ۴۲ درصد نسبت به زغال‌سنگ، گازهای آلاینده کمتری تولید می‌کند. در حال حاضر حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی انرژی را گاز طبیعی تشکیل می‌دهد که با آهنگ ۲.۴ درصد در حال رشد است.
بر اساس گزارش شرکت ملی نفت ایران، ایران با بیش از ۳۳ تریلیون متر مکعب ذخایر گاز باقیمانده، سهمی معادل ۱۶.۶ درصد از کل ذخایر اثبات‌شده گاز جهان را در اختیار دارد و بر اساس گزارش بررسی آماری شرکت بی‌پی در سال ۲۰۱۹، ایران با بهره‌مندی از ۳۲ تریلیون متر مکعب ذخایر گازی، از این منظر در رتبه دوم جهانی قرار دارد.

بهینه‌سازی انرژی مستلزم قیمت، تکنولوژی و فرهنگ است، در همه جای دنیا انرژی قیمتی دارد که مردم نسبت به آن حساس هستند، در ایران قیمت افزایش نیافت، تکنولوژی وارد نشد، فرهنگ مصرف نیز شکل نگرفت و اکنون شاهد شرایط موجود هستیم

در سطح ملی نیز گاز طبیعی با اختصاص سهم بیش از ۷۵ درصد در سبد انرژی اولیه، به‌عنوان کلیدی‌ترین حامل انرژی کشور مطرح است. با توجه به سیاست اتخاذ شده در سه دهه گذشته مبنی بر توسعه گازرسانی به اقصی نقاط کشور و جایگزینی آن با سوخت‌های مایع به‌منظور بهره‌برداری عموم مردم از گاز طبیعی و صادرات فرآورده‌های نفتی، در کنار عواملی مانند سطح پایین بهره‌وری انرژی در نیروگاه‌ها، صنایع عمده، ساختمان‌ها و درصد بالای تلفات انرژی در زنجیره تولید، شرایط به سمت افزایش قابل‌توجه مصرف گاز طبیعی سوق یافته است.
این موضوع سبب شده ایران سومین تولیدکننده گاز طبیعی و در عین حال، چهارمین مصرف‌کننده گاز در جهان باشد. مصرف فزاینده گاز به نسبت تولید، سبب شده حتی با وجود اجرای طرح‌های توسعه فازهای مختلف میدان مشتری گازی پارس جنوبی، کشور در ماه‌های سرد سال با ناترازی تولید و مصرف گاز طبیعی روبه‌رو شود.
از سوی دیگر شاید گفته شود که وضعیت منابع نفتی ایران در رتبه‌بندی جهانی خوب است اما مسئله این است که ایران دیگر قادر نیست طبق روال سابق نفت صادر کند و به دلیل عدم سرمایه‌گذاری و ارتقا تکنولوژی بهره‌وری مناسبی ندارد. با این حال آماری این چنین ذهن‌ها را از واقعیت دور می‌کند که چه کشورهایی چه میزان نفت دارند. این در حالی است که کشورهای توسعه‌یافته در تلاش برای تولید انرژی‌ از شیوه‌های جدیدتر و با بهره‌وری بیشتر در عین راندمان بالاتر هستند. بر اساس آخرین گزارش اعلامی که ایسنا منتشر کرده جمهوری بولیواری ونزوئلا تا سال ۲۰۲۱ با ۳۰۳.۸ میلیارد بشکه در رتبه نخست قرار داشته است. عربستان سعودی
در همین دوره با ۲۵۸.۶ میلیارد بشکه در رتبه دوم و ایران با ۲۰۸.۶ میلیارد بشکه نفت در رتبه سوم قرار دارند. کانادا و عراق نیز در رتبه‌های چهارم و پنجم هستند.
آنچه باید به آن توجه داشته باشیم این است که جهان به سمتی پیش می‌رود که با توجه به تغییر اقلیم به سمت جایگزینی سوخت‌های فسیلی برود.
شدت مصرف انرژی در ایران ۱۵ برابر ژاپن
مصرف بالای انرژی در ایران صدمات جبران ناپذیری را به کشور تحمیل می کند. طبق آمار ایرانی‌ها روزانه معادل بیش از یک میلیارد لیتر سوخت مصرف می‌کنند. با درنظرگرفتن جمعیت ۸۰ میلیونی ایران، هر شهروند روزانه ۱۲.۵ لیتر سوخت سرانه مصرف دارد و به عبارتی سهم هر ایرانی در سال ۴.۵ هزار لیتر خواهد بود.
شدت مصرف انرژی در ایران ۱۰۰ درصد بالاتر از این آمار در سطح جهانی است. این اختلاف در مقایسه با کشورهای توسعه‌یافته‌تر که مصرف انرژی را به‌شدت کاهش داده‌اند چشمگیرتر است تا آنجا که شدت مصرف انرژی در ایران ۱۵ برابر ژاپن برآورد می‌شود. در اکثر کشورهای دنیا شاخص شدت مصرف انرژی کاهشی بوده اما این شاخص در ایران افزایش داشته و بهینه‌سازی انرژی در ایجاد تناسب بین تولید ناخالص داخلی و میزان مصرف انرژی سخت‌تر شده است.
بیش از ۹۷ درصد انرژی مصرفی ایران شامل گاز و محصولات نفتی است؛ زیرا بیش از ۹۰ درصد از برق تولیدی ایران نیز از سوخت‌های فسیلی تولید می‌شود. آمارها نشان می‌دهد ایرانی‌ها روزانه معادل بیش از یک میلیارد لیتر سوخت مصرف می‌کنند. با درنظرگرفتن جمعیت ۸۰ میلیونی ایران، هر ایرانی روزانه ۱۲.۵ لیتر سوخت سرانه مصرف دارد و به عبارتی سهم هر ایرانی در سال ۴.۵ هزار لیتر خواهد بود.
بررسی چهار عامل تاثیر‌گذار در مصرف
حمید‌رضا عراقی مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز ایران با اشاره به اهمیت مدیریت مصرف در کشور به ایسنا گفت: اینکه گمان شود ذخایر گازی کشور زیاد است و می‌توان برداشت بالایی داشت، باور درستی نیست و اکنون باید با ایجاد یک متولی برای بهینه‌سازی مصرف گاز و استفاده از ابزار قیمت، تکنولوژی، قانون و فرهنگسازی به دنبال حل مشکل باشیم.
او با بیان اینکه هر چند ایران ذخایر گازی مطلوبی دارد و فازهای پارس جنوبی نیز در حال توسعه فراگیر هستند و تمام مخازن به کشور تزریق می‌شود، اما میزان مصرف در کشور عدد بالایی است، عنوان کرد: از ابتدا سیاست‌های انرژی به طور کامل مشخص نبوده، به طور مثال استراتژی مشخصی برای انتقال برق و یا گاز تعریف نشده و مشخص نشده سوخت مایع در چه بخش‌هایی باید مورد استفاده قرار بگیرد، با توجه به اینکه ایران دارای گاز طبیعی است سیاست کلی دولت و مجلس بر گازرسانی بوده، انصافا نیز این اتفاق افتاده اما متولی بهینه‌سازی سوخت در کشور مشخص نبوده است.
معاون سابق وزیر نفت با بیان اینکه سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت در کشور فعال است اما تصمیم‌گیری برای اینکه در چه مناطقی گازرسانی صورت بگیرد و یا نحوه مصرف در بخش‌های مختلف به چه صورتی باشد و یا تصمیم‌گیری برای بخاری‌های گازی با راندمان بالا صورت نگرفته است، گفت: به اعتقاد من چهار عامل در مصرف سوخت مهم است.
عراقی با اشاره به تاثیر قیمت در مصرف سوخت، اگفت: از اول انقلاب به دلیل فضایی که در کشور وجود داشت و تاکنون نیز ادامه دارد، سوخت قیمت واقعی پیدا نکرده است، البته منظور از قیمت واقعی این نیست که به دنبال قیمت صادراتی باشیم، به طور مثال در مجلس هفتم بحث تثبیت قیمت‌ها مطرح شد یعنی چند سال قیمت هیچ افزایشی نیافت، در صورتی که در برنامه پنجم و ششم قرار بود سالانه ۱۰ تا ۱۵ درصد قیمت انرژی تغییر کند.
او با بیان اینکه بعد از قیمت موضوع تکنولوژی اهمیت دارد، زمانی که قیمت گاز ارزان باشد طبیعتا کسی به دنبال بخاری با راندمان بالا نمی‌رود، نیروگاه ها خود را بهینه نمی‌کنند، صنایع نیز به دنبال راهکارهایی برای صرفه‌جویی سوخت نمی‌روند که منجر به کاهش قیمت‌ها شود چرا‌که قیمت سوخت در هزینه‌های صنایع بزرگ همچون، فولاد، پتروشیمی و نیروگاه‌ها تاثیر چندانی ندارد، افزود: بنابر‌این اگر قیمت بر اساس برنامه پنجم تغییر می‌کرد تکنولوژی نیز به این عرصه راه پیدا می‌کرد.
مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز ایران ادامه داد: نه تنها قیمت و تکنولوژی روی مصرف تاثیر می‌گذارد، بلکه فرهنگ نیز یک شاخص مهم بر میزان مصرف سوخت به حساب می‌آید، در کشور فرهنگ مصرف بهینه وجود ندارد، با صحبت و خواهش میزان مصرف کاهش نمی یابد و باید اقدامات اساسی برای این مسئله در نظر گرفته شود، ساختمان‌ها باید استاندارد باشند علت اینکه این اتفاق نیز تاکنون نیفتاده این بوده که قیمت اجازه ورود تکنولوژی را نداده است.
عراقی با تاکید بر اینکه به دلیل گران بودن تکنولوژی، ساختمان‌ها بدون زیرساخت‌های لازم احداث شدند و همین مسئله موجب هدررفت انرژی در کشور می شود، گفت: بهینه‌سازی انرژی مستلزم قیمت، تکنولوژی و فرهنگ است، در همه جای دنیا انرژی قیمتی دارد که مردم نسبت به آن حساس هستند، در ایران قیمت افزایش نیافت، تکنولوژی وارد نشد، فرهنگ مصرف نیز شکل نگرفت و اکنون شاهد شرایط موجود هستیم.
او با بیان اینکه علاوه بر این سه مورد باید به مسئله قانون نیز اشاره کرد و گفت که قانون مصرف انرژی در کشور وجود دارد اما اجرا نمی‌شود، بنابراین باید گفت چهار عامل، قیمت، تکنولوژی، فرهنگ و قانون روی میزان مصرف تاثیر دارد و می‌تواند در شرایط فعلی کمک‌رسان باشد، اصلی که وجود دارد این است که در کشور سیاست انرژی از ابتدای انقلاب تاکنون مشخص نیست.
عراقی با بیان اینکه در حال حاضر قیمت برق و گاز در سطح کشور پایین است، گفت: نباید به قیمت بین المللی برسیم ولی می بایست طبق برنامه پله به پله تعرفه ها افزایش یابد و دولت نیز به بحث ساختمان‌سازی برای ایجاد پنجره‌های دو جداره و پیاده‌سازی مبحث ۱۹ ساختمان توجه کند و سیاست گذاری انرژی نیز متولی داشته باشد، در حال حاضر بخش بهینه‌سازی انرژی متولی ندارد و همین مسئله مشکلاتی را ایجاد کرده است.
او با بیان اینکه صنعت گاز و برق متولی بهینه‌سازی نیستند و تنها وظیفه گازرسانی و برق‌رسانی را برعهده دارند، گفت: یک نظام، یک سیاست و یا یک بخش می‌بایست زیر نظر ریاست‌جمهوری و معاون اول ریاست جمهوری به جد روی بهینه‌سازی مصرف انرژی در کشور فعالیت کند در غیر این صورت گاز و برق در چند سال آینده مشابه سرنوشت آب زاینده‌رود را پیدا خواهند کرد.
مدیرعامل سابق شرکت ملی گاز ایران ادامه داد: در آن شرایط دیگر کسی نمی‌تواند مشکل را حل کند، در شرایط فعلی می‌توان راه چاره عملی برای شرایط حال حاضر در نظر گرفت، می‌توان گفت نیروگاه‌ها ۵۰ درصد با سوخت دوم فعال باشند و یا صنعت سیمان محدودتر شود و یا پتروشیمی‌ها در زمستان کمتر مصرف کنند اما اگر این سیاست به همین روال ادامه پیدا کند، این مشکل را مانند آب زاینده‌رود هیچکس نمی‌تواند حل کند.

شهرداری با «من شهردارم» به اهدافش می‌رسد؟

باید ببینیم که هدف شهرداری از ایجاد این سامانه و کارهایی نظیر این موضوع چیست؟ احتمالا بیان می‌شود که شهرداری تهران می‌خواهد نقش مردم در اداره شهر را گسترش دهد. اما باید ببینیم که آیا ما با مردمی مواجهیم که اصلا نسبت به این طرح‌ها، دغدغه یا شناخت دارند؟ اینجاست که ما نیاز داریم تا با تشکل‌یابی شهروندان، دغدغه‌مندی آنها به موضوعات شهری را افزایش دهیم.

متاسفانه، روش انتخاب شده فعلی هم بیشتر به درد گروه‌هایی می‌خورد که توان بسیج برای اجرای پروژه‌های عمرانی دارند و می‌توانند با شماره تلفن‌های موبایل، اولویت یک سری پروژه را بالا بیاورند. احتمالا همانگونه که در دوره مدیریت شهری اسبق، نهاد شورایاری محل توزیع رانت بود و مشارکت شهروندی در آن به هیچ تبدیل شد، این سامانه هم مشارکت شهروندی را نادیده می‌گیرد.
باید توجه کنیم که در شهرداری تهران سامانه «تهران من» وجود دارد که رابط کاربری شهروندان با شهرداری تهران است اما سامانه جدید، به این سامانه متصل نشده است. اتصال این دو سامانه به هم، برای تشخیص هویت کاربران، محل زندگی و کار و موارد این چنینی موثرتر است، علی‌الخصوص که با این اطلاعات متصل به هم امکان فهم مطالبات شهری شهروندان و دسته‌بندی بر اساس ویژگی‌های اجتماعی و اقتصادی شهروندان، امکان‌پذیر است

مشارکتِ بیلبوردی

در روزهایی که به جای باران و برف زمستانه، ذرات معلق کوچکتر از دو و نیم میکرون از آسمان پایتخت می‌بارد، بیلبوردهای «من شهردارم» در جای جای شهر خودنمایی می‌کند. این سامانه‌ در هجدهمین شنبه امید و افتخار یعنی سوم دی‌ماه افتتاح شده بود، همان روزی که برف و باران آلودگی هوای تهران را شسته بود اما راه‌های پایتخت قفل شده بود. سامانه‌ای که از آن صحبت می‌کنیم، قرار است از میان 2 هزار پروژه شهری اولویت برنامه‌های شهرداری تهران در سال 1402 را مشخص کند. در وهله اول به نظر می‌رسد که این سامانه یک پروژه برای افزایش مشارکت شهروندان در اداره شهر باشد. در آن از شهروندان تهرانی خواسته می‌شود تا درباره اولویت پروژه‌های یک منطقه و ناحیه تصمیم بگیرند. این سامانه اما به گفته فعالان و کنشگران شهری ایراداتی اساسی دارد که می‌تواند شعار اولیه آن را زیر سوال ببرد.

 

تعویض، بهسازی و رنگ‌آمیزی مخازن زباله، جمع‌آوری جانوران موذی، آسفالت، کاهش آسیب‌های اجتماعی، بهسازی و تجهیز بوستان‌ها، ایجاد پارکینگ‌های محله‌ای و … مواردی هستند که در این سامانه از شهروندان خواسته می‌شود تا در هر منطقه اولویتشان را تعیین کنند. بخش دیگر این نظرسنجی، پروژه‌های کوچک‌مقیاسی است که برای هر منطقه متفاوت است.

هر شماره تلفن می‌تواند دوبار در این نظرسنجی شرکت کند، بدون اینکه صحت‌سنجی شود که او ساکن کدام منطقه و کدام ناحیه است، همین موضوع یکی از ایراداتی است که فعالان شهری در روزهای اخیر به این سامانه وارد کردند. فتاح غلامی، دبیر اجرایی سابق ستاد هماهنگی شورایاری‌های شورای اسلامی شهر تهران پا را فراتر از سنجش ساکن یک منطقه بودن می‌گذارد و می‌گوید در این سامانه حتی مشخص نیست که آیا فرد شرکت‌کننده، ساکن تهران است یا نه: «از کجا مشخص است افرادی که در این اپلیکیشن نظر و رای می‌دهند شهروند تهرانی باشند. متاسفانه جایزه هم برای نواحی و مناطقی که آمار بالایی داشته باشند در نظر گرفته شده است.»

سامانه‌ «من شهردارم» قرار است از میان 2 هزار پروژه شهری، اولویت برنامه‌های شهرداری تهران در سال 1402 را مشخص کند. در وهله اول به نظر می‌رسد که این سامانه یک پروژه برای افزایش مشارکت شهروندان در اداره شهر باشد

فعالان شهری ایراد دیگری را هم به این سامانه وارد می‌دانند و آن هم اولویت‌بخشی به پروژه‌هایی است که به نظر وظایف مستمر شهرداری تهران است. البته علیرضا فراهانی، پژوهشگر شهری و مدیر اسبق اداره سیاست‌گذاری معاونت برنامه‌ریزی شهرداری تهران معتقد است که به دلیل بودجه محدود شهرداری تهران، این نظرسنجی‌ها خیلی هم فعالیت عجیبی نیست. او می‌گوید پیشتر از شهروندان درباره پروژه‌های توسعه‌ای مثل ساخت و تجهیز اماکن سوالاتی پرسیده می‌شد: اینکه سطح نظرسنجی و پرسش‌ها تا این حد تنزل پیدا کرده است البته موضوع قابل بحثی است. کریم آسایش، کنشگر شهری هم نظر مشابهی با فراهانی دارد او می‌گوید: فهرست پروژه‌ها برای انتخاب و اولویت‌بندی، در واقع اقدامات مستمر و وظیفه‌ای ثابت شهرداری نظیر لکه‌گیری و بهسازی جوی و جدول و پیاده‌رو و تعمیرات ساختمان سرای محله و مقابله با جانوران موذی است نه پروژه‌های توسعه محله‌ای و فهرست اقدامات ذکر شده. پس از پروژه‌ها هم کلی و فاقد مختصات مکانی است و هم فاقد اعتبار برای تصمیم گیری.
او تاکید می‌کند: نه در پروژه‌ها و نه اقدامات هیچ اثری از الزامات اسناد فرادست نظیر طرح جامع، طرح تفصیلی منطقه، سند توسعه محله، مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری ایران مانند سند الزامات و ضوابط عام شهر دوستدار کودک یا دستورالعمل‌های سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های وزارت کشور وجود ندارد.

ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران چندی پیش به خبرگزاری مهر گفته بود: ما به عنوان اعضای شورای شهر اطلاع دقیقی درباره سامانه «من شهردارم» نداریم. فقط می‌دانیم قرار است شهرداری تهران در مورد اعتبارات سال آینده خود که پروژه‌های توسعه محلی است از مردم سطح شهر تهران درباره اولویت‌هایشان سوالاتی را بپرسد

 

نکته دیگری که فعالان شهری به آن اشاره می‌کنند، نادیده گرفتن شورایاران در این پروژه است. جواد سپهری، شورایار منطقه 6 معتقد است که وقتی در شهر تهران تعداد زیادی شورایار وجود دارد و آنها همواره در فصل بودجه‌ریزی به کمک مدیریت شهری می‌آمدند و درباره پروژه‌های توسعه محله‌ای به آنها یاری می‌رسانند این پروژه قدری عجیب است. شورایارانی که در آخرین دوره انتخابات با رای مستقیم مردم به شورایاری‌ها راه پیدا کردند و در محلات حضور داشتند. البته فتاح غلامی معتقد است که در دوره جدید و مصوبات تازه عملا دست شورایاری‌ها از مشارکت محلات کوتاه مانده است و این سامانه هم به نوعی موید این نکته است که از حضور شورایاری‌ها دیگر بهره‌ای برده نخواهد شد. سپهری و غلامی البته اشاره می‌کنند که در سرای محلات از شهروندان خواسته می‌شود تا در این نظرسنجی شرکت کنند. دبیر اجرایی سابق ستاد هماهنگی شورایاری‌های شورای اسلامی شهر تهران همچنین اشاره می‌کند: متاسفانه جایزه هم برای نواحی و مناطقی که آمار بالایی داشته باشند در نظر گرفته شده است.
اما جدای از این ایرادات که برخی فعالان شهری به این سامانه وارد می‌کنند، بی‌اطلاعی برخی از اعضای شورای شهر از جزییات این سامانه است؛ ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران چندی پیش به خبرگزاری مهر گفته بود: ما به عنوان اعضای شورای شهر اطلاع دقیقی درباره سامانه «من شهردارم» نداریم. فقط می‌دانیم قرار است شهرداری تهران در خصوص اعتبارات سال آینده خود که پروژه‌های توسعه محلی است از مردم سطح شهر تهران درباره اولویت‌هایشان سوالاتی را بپرسد. او که البته این طرح را مثبت تلقی کرده بود، گفته بود: هر چند اساس کار ارزشمند و خوب است اما اینکه نتیجه آن چه خواهد بود و چگونه مورد بهره‌برداری قرار خواهد گرفت برای شورای شهر نیز سوال است و هنوز در جریان موضوع نیستیم.
این طرح اما قرار بود تا 13 دی ماه ادامه داشته باشد اما مجید باقری، معاون برنامه‌ریزی، توسعه سرمایه انسانی و امور شورا شهرداری تهران در جمع خبرنگاران از استقبال مردم و تمدید آن تا 22 دی ماه خبر داد. او گفته است با تبلیغات صورت گرفته و مشارکت رسانه‌ها ۳۰۰ هزار نفر در این طرح شرکت کردند؛ لذا با تقاضایی که مناطق مطرح کردند با تصمیم مدیریت شهری و دستور شهردار تهران، این طرح تا ۲۲ دی ماه تمدید شد. امیدواریم در این فاصله تعداد بیشتری از مردم نسبت به پروژه های محلی اظهار نظر کنند و مشارکت داشته باشند. باقری البته بدون در نظرگرفتن انتقادات مطرح شده درباره این سامانه ادامه داد: اغلب کسانی که شرکت کردند با این زیرساخت مواجه می شوند که موضوعات طبقه بندی شده و در این نگرش سنجی شرکت می کنند و به همین دلیل است که احساس خوبی از این مشارکت دارند.
او تاکید کرد: برای اینکه مشارکت بیشتری داشته باشیم مقرر شد که کارمندان ۴۰ تا ۵۰ هزار نفری شهرداری تهران به کمک ما بیایند و به مردم انگیزه دهند و آنها را تشویق کنند و این موضوع، یک آیتم مثبت به شمار می‌رود. فعلا کارکنان در این مرحله با مردم صحبت و تشویق می کنند تا در این طرح مشارکت داشته باشند.
با وجود انتقاداتی که به این سامانه وارد است، «من شهردارم» همچنان فعال است و در آن خبری از مهم‌ترین مسئله این روزهای شهر تهران یعنی آلودگی هوا نیست. مشخص نیست که این سامانه و این نظرسنجی هم سرنوشتی مانند پروژه‌های قبلی شهرداری در ادوار گذشته پیدا می‌کند یا ایراداتش اصلاح می‌شود؟

اثر تغییر اقلیم بر تخریب جنگل‌ها جدی گرفته شود

از زمانی که کریم ساعی در سال 1327 کتاب دو جلدی خود درباره شناخت جنگل را منتشر کرد،‌ جنگل‌شناسی تحولات زیادی را تجربه کرده است. در دیدگاه‌های جدید، جنگل تنها محلی برای تولید صرف چوب نیست و بایستی کارکردهای چندگانه آن را مدنظر قرار داد. «جنگل‌شناسی همگام با طبیعت، ایده‌هایی برای مدیریت اکولوژیک جنگل‌ها» نوشته دکتر کیومرث سفیدی، استاد دانشگاه محقق اردبیلی، به گفته دکتر «وحید اعتماد» دانشیار گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران نخستین کتاب بـا رویکرد مدیریت اکولوژیک جنگل‌هـا در کشـور اسـت کـه مطابق با آخرین یافته‌های دانـش بـوم‌شناسـی و حفاظت از طبیعت بــه رشــته تحریـر در آمده اســت. او در متن پیشگفتار، این کتاب را پلـی بـین جنگـل‌شناسـی کلاسـیک بـا اهـداف یـک یـا چنـدمنظوره و تمرکـز بـر برداشت چوب از جنگل‌هـا و جنگـل‌شناسی مـدرن بـا رویکرد مدیریت اکولوژیک معرفی کرد. در ایـن رویکرد حفاظت از جنگل‌هـا در اولویـت بــوده و هدف از پــرورش جنگل حفــظ تمــامی کارکردهــای بوم‌ســازگان اســت. «پیام ما» با توجه به اهمیت این کتاب در حوزه مدیریت جنگل در گفت‌وگویی با دکتر کیومرث سفیدی از او خواست تفاوت‌‌های بین جنگل‌شناسی همگام با طبیعت و کلاسیک را شرح داده و درباره اولین گام‌هایی که برای رسیدن به مدیریت نوین در جنگلداری باید برداشت توضیح دهد.

 

بین جنگل‌شناسی همگام با طبیعت و کلاسیک چه تفاوت‌هایی وجود دارد؟
تفاوت اصلی در رویکرد یا به عبارت دیگر چگونه و چطور عمل کردن در مدیریت و نگهداشت جنگل‌ها است در حقیقت فلسفه و رویکرد متفاوت در دو دیدگاه است که منجر به تفاوت در عملکردها در مقیاس‌های مختلف می‌شود. دیدگاه کلاسیک بر مبنای تفکر اقتصادی بنا گذاشته است و جنگل، کارکرد مصرفی داشته و تولیدات بازاری آن شامل چوب (محصول اصلی) و برخی موارد قابل مصرف مانند میوه درختان جنگلی (محصول فرعی) است در حالی‌که در رویکرد همگام با طبیعت کارکردهای چندگانه جنگل به عنوان یک بوم‌سازگان (اکوسیستم) شامل کارکردهای حمایتی، تنظیمی‌ و مصرفی است که می‌تواند مبنای اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی داشته باشد. بر همین اساس نگاه تک‌ بعدی و تقسیم تولیدات اصلی و فرعی جایگاهی ندارد. علاوه بر این در رویکرد کلاسیک، پایداری جنگل در استمرار تولید چوب معنی می‌شود در حالی‌که رویکرد نزدیک به طبیعت پایداری به معنای پایداری در تمامی‌ اجزاء و کارکردهای جنگل است. به همین دلیل اعتقاد دارم جنگل‌شناسی همگام با طبیعت می‌تواند هر دو دیدگاه موجود شامل موافقان و مخالفان ایده تنفس جنگل‌های هیرکانی را اقناع سازد.

از سایر ویژگی‌های مهم، دخالت حداقلی و همراهی با طبیعت برای طی روند تحول طبیعی جنگل‌ها و نگاه اکوسیستمی‌ به جنگل‌ها است. لازم به ذکر است که نگارش این کتاب با رویکرد همگام با طبیعت یا نزدیک‌تر به طبیعت (Closer to Nature) است که نسبت به رویکرد نزدیک به طبیعت (Close to Nature) مترقی‌تر بوده و بوم‌شناسی در آن جایگاه ویژه‌ای دارد. تفاوت‌های متعددی نیز در مقیاس‌های مکانی متفاوت وجود دارد که در متن کتاب اشاره شده است.

در وضعیت فعلی با توجه به شتاب تخریب جنگل‌های هیرکانی نخستین اقدام بایستی کنترل عوامل تخریب و در ادامه برنامه‌ریزی برای احیای رویشگاه‌های مخروبه باشد. بخش بسیار زیادی از جنگل‌های هیرکانی در گذشته با برداشت‌های قانونی و غیرقانونی دچار تغییر در ساختار شده‌اند و بایستی در اولین فرصت اقدام مناسب برای بازسازی ساختار جنگل‌ها در این مناطق اقدام شود

آیا جنگل‌شناسی همگام با طبیعت برای ارائه شیوه‌های مدیریتی در هر ناحیه نیاز به الگو دارد و این الگوها چطور و بر مبنای چه مولفه‌هایی تعیین می‌شوند؟
جنگل‌شناسی نزدیک به طبیعت در بدو پیدایش بر مبنای مطالعات کارگایر آلمانی در جنگل‌های طبیعی در شرق اروپا شکل گرفت و مبنای مدیریت بر اساس ایده یک دانشمند فرانسوی به نام Parade Adolphe تقلید از طبیعت و تسهیل فرایندهای طبیعی بود. در رویکرد همگام با طبیعت نیز فاصله (انحراف) عملکرد ما با مسیر تحول طبیعی و الگوهای حاکم بر بوم‌سازگان جنگل بایستی در حداقل باشد. بر همین مبنا این پرسش مطرح است که طبیعتی که تلاش می‌شود از آن فاصله نگیریم کدام طبیعت است. بر همین اساس نیاز به شناخت کافی و کمی‌ از فرایندها و الگوهای حاکم بر بوم‌سازگان‌های طبیعی وجود دارد. در جنگل‌های هیرکانی مناطق متعددی وجود دارد که پیدایش و تحول جنگل دور از دسترس انسان انجام شده و ساختاری طبیعی شکل گرفته است که می‌تواند به عنوان شاهد نه تنها برای مدیریت جنگل‌های هیرکانی بلکه برای بخش‌هایی از جنگل‌های اروپای مرکزی نیز مطرح شود.

علت توجه اروپا به مطالعات جنگل‌شناسی هیرکانی همین نکته است. پروفسور موزاندل به عنوان یکی از جنگل‌شناسان برجسته آلمان همواره این نکته را تایید کرده که تئوری‌های جنگل‌شناسی همگام با طبیعت از ایران تامین خواهد شد. در مورد بخش دوم که الگو ( طبیعت) چطور تعیین می‌شود، بایستی عنوان کرد هر جنگلی می‌تواند درجه مشخصی از طبیعی بودن داشته باشد یا به عبارت دیگر دور از طبیعت یا نزدیک به طبیعت باشد. تعیین این دوری و نزدیکی بر اساس دو معیار الگوها و فرایندهای اکوسیتسمی‌ (تنوع و پیچیدگی در ساختار، یکپارچگی) و بر اساس میزان دخالت‌های انسانی (بهره‌برداری، تکه تکه شدن) باشد. امروزه بر اساس این این دو معیار شاخص‌های کمی‌قابل سنجش وجود دارد و منجر به طبقه‌بندی جنگل‌ها می‌شود. جنگل‌های هیرکانی هم دارای طیفی از این طبیعی بودن است. به عبارت دیگر علی‌رغم وجود جنگل‌های با ارزش طبیعی بودن بالا، بخش‌هایی نیز به شدت مداخله شده و دور از طبیعت است.

جنگل‌شناسی همگام با طبیعت علم و هنر مدیریت توده‌های جنگلی است و می‌تواند با حفظ تمامی‌کارکردهای جنگل پاسخگوی نیازهای بخش‌های طبیعت، جامعه و اقتصاد باشد

تجربه کشورهای اروپایی در کمی‌سازی درجه طبیعی جنگل‌ها در قالب شاخص‌های قابل سنجش چقدر قابل اجرا در ایران است؟
تعیین درجه طبیعی بودن جنگل بر پایه مقایسه وضعیت جنگل با جنگل مرجع بر اساس روابط ریاضی انجام می‌شود. از جهت این روابط و اصول کلی تفاوت زیادی وجود ندارد اما برای تعیین شاهد نمی‌توانیم از داده‌های جنگل‌های اروپایی استفاده کنیم و باید مرجع از جنگل‌های هیرکانی باشد. این شاخص به سهولت قابل توسعه و تعمیم به جنگل‌های هیرکانی است. اما نکته مهمی ‌وجود دارد این است که اگر قائل به رویکرد همگام با طبیعت باشیم بایستی عملکرد و راهبردها بر مبنای همین جنگل‌های هیرکانی باشد و نمی‌توانیم با الگوی رایج در اروپا جنگل‌هایی با ساختار و وضعیت متفاوت را مدیریت کنیم. این نخستین اصل همگام با طبیعت است. مدیریت جنگل هیرکانی بایستی نزدیک به طبیعت جنگل‌های هیرکانی باشد. مدیریت اکولوژیک بر مبنای شناخت روابط و الگوهای حاکم بر اکوسیستم تعریف می‌شود. بر همین اساس بایستی در ابتدا این شناخت حاصل شود. در بدو تغییر رویکرد از کلاسیک به نزدیک به طبیعت در کشور ایران در اوائل دهه 80، اطلاعات بسیار کمتری در دسترس بود. اما امروزه با انجام مطالعات متعدد در قالب طرح‌های تحقیقاتی و رساله‌های دانشجویی اطلاعات پایه مورد نیاز وجود دارد. با این حال برای عبور از نزدیک به طبیعت و رسیدن به مدیریت همگام با طبیعت نیاز به مطالعات کمی‌ متعددی به‌ویژه در مناطق با حداقل دست‌خوردگی وجود دارد.

تغییر اقلیم ‌موضوع بسیار مهمی‌است و متاسفانه در کشور بسیار کمتر مورد توجه قرار گرفته است در حالیکه امروزه کشور ما نیز درگیر مسائل و مشکلات ناشی از تغییراقلیم ‌است. تغییراقلیم ‌منجر به تغییر در وضعیت جنگل‌ها می‌شود بر این اساس مدیریت موفق جنگل بایستی با درک صحیح از این تغییرات، اقدامات مشخصی برای حفاظت از منابع جنگلی و افزایش تاب‌آوری در برابر این تغییرات را داشته باشد

آیا در جنگل‌شناسی همگام با طبیعت می‌توان جایگاهی را هم به دانش بومی‌داد؟
منظور شما از دانش بومی ‌چیست‌؟ آیا Indigenous Knowledge است که می‌تواند مورد توجه باشد. اما جنگل‌شناسی همگام با طبیعت بر اساس این دانش پایه‌گذاری نشده است. جنگل‌شناسی علم و هنر کابرد دانش بوم‌شناسی در مدیریت جنگل است. به عبارت دقیق تر بوم شناسی (اکولوژی) دانشی تجربی بر اساس مشاهدات میدانی است. هر رابطه‌ای بین اجزاء بوم‌سازگان جنگل که بر اساس مشاهدات و تکرار به یک اصل بدل شود را می‌توان در مدیریت جنگل به کار برد؛ روابطی مثل رقابت یا تسهیل بین درختان و موارد مشابه. نکته مهم دیگر این است که وقتی از همگام شدن با طبیعت گفت‌وگو می‌شود یعنی به محل و محیطی که جنگل در آن قرار دارد اهمیت فراوانی داده می‌شود. دقیقا همان نکته‌ای که در پاسخ به پرسش قبلی مطرح شد. یعنی نمی‌توان بر اساس مطالعات جنگل‌های واقع در شرایط اکولوژیک متفاوت، جنگل‌های هیرکانی را مدیریت کرد.
آیا این شیوه مدیریت جنگل نیازمند آمار و ارقام دقیق چند ساله نیست و بدون آنها ممکن است؟
در یک نگاه کلی آمار و ارقام از وضعیت جنگل (به شکل تخصصی سه بخش ساختار، ترکیب و پویایی جنگل) برای برنامه‌ریزی و مدیریت جنگل مورد نیاز است. اما در وضعیت فعلی نیز امکان مدیریت بر مبنای همگام با طبیعت با داده‌های موجود میسر است. چرا که همگام با طبیعت یک شیوه یا سیستم پرورش جنگل مشخص برای مدیریت جنگل نیست بلکه یک رویکرد و دیدگاهی مترقی بر پایه اصول اکولوژی است. آنچه بین متخصصان مطرح می‌شود اغلب نیاز به برآورد رویش جنگل است. در یک روش مشخص مانند تک‌گزینی تعیین رویش جنگل برای تعیین امکان برداشت (چوب) ضروری است. اما با توجه به این نکته که در رویکرد همگام با طبیعت هدف از مدیریت جنگل الزاما مدیریت جنگل به منظور برداشت چوب نیست، برآورد نرخ رویش جنگل اهمیت زیادی ندارد. با این حال اگر بنا بر اجرای شیوه‌گزینشی است بایستی تخمین نزدیک به واقعیت از رویش جنگل در دسترس باشد. شیوه‌های مبتنی بر این رویکرد عموما شیوه‌های کم اثر و با حداقل دخالت در جنگل‌ها خواهد بود.
تغییر اقلیم ‌چگونه مدیریت جنگل‌ها را تغییر می‌دهد؟
تغییراقلیم ‌موضوع بسیار مهمی‌است و متاسفانه در کشور بسیار کمتر مورد توجه قرار گرفته است در حالیکه امروزه کشور ما نیز درگیر مسائل و مشکلات ناشی از تغییراقلیم ‌است. تغییرات اقلیمی ‌منجر به تغییر در وضعیت جنگل‌ها می‌شود بر این اساس مدیریت موفق جنگل بایستی با درک صحیح از این تغییرات، اقدامات مشخصی برای حفاظت از منابع جنگلی و افزایش تاب‌آوری در برابر این تغییرات را داشته باشد. با توجه به شتاب تغییرات اقلیمی ‌در سال‌های اخیر دخالت در ساختار و ترکیب جنگل‌ها در قالب برنامه‌های پرورش جنگل بایستی با در نظر گرفتن اثرات تغییرات اقلیمی ‌بر بوم‌سازگان‌های جنگلی باشد. تغییر در رژیم آشفتگی‌های رایج در هر منطقه و تکرار رویدادهای شدید مانند آتش‌سوزی‌ها همراه با کاهش بارندگی منجر به مرگ و میر درختان در جنگل‌ها خواهد شد. این موضوع نه تنها از دیدگاه تولید چوب و سایر محصولات دارای اهمیت است بلکه یکی از مهمترین تهدیدات برای تنوع زیستی در مناطق جنگلی است. به عبارت دیگر، خسارت‌های احتمالی تغییراقلیم ‌علاوه بر پیامدهای اقتصادی منجر به مشکلات زیستی و اجتماعی نیز خواهد شد. این موضوع می‌تواند تهدید جدی برای جنگل‌های زاگرس، جنگل‌های مناطق کوهستانی شمال کشور و سایر رویشگاه‌ها به شمار آید. بر این اساس، برخی از گونه‌های درختی با محدودیت‌های جدیدی برای رشد مواجه خواهند شد و برخی نیز با بهبود شرایط رویشگاهی، رشد و گسترش بیشتری را تجربه خواهند کرد. به عبارت دیگر گونه‌های برنده و بازنده در تغییرات اقلیمی ‌موجود شکل خواهد گرفت. بایستی مدیریت سازمان به شکلی باشد که حداقل خسارت به جنگل‌ها و گونه‌های با ارزش درختی وارد شود. اما چند راهکار برای افزایش تاب‌آوری می‌توان توصیه کرد: نخست اصلاح ساختار، متناسب با تغییر در ترکیب توده‌های جنگلی و در نظر گرفتن تئوری گونه‌های برنده و بازنده در تغییراقلیم. در مواجه با تغییراقلیم ‌استفاده از زادآوری طبیعی تا حد بسیار زیادی از خسارت‌های ناشی از خشکسالی و سایر آشفتگی‌ها بر زادآوری طبیعی خواهد کاست. اگرچه در زراعت چوب، جنگل‌کاری و آگروفارستری بدون شک نیاز به بهره‌گیری از گونه‌های جایگزین (آلترناتیو) در هر ناحیه پس از مطالعات کاشت آزمایشی می‌تواند خسارت بنگاه‌های تجاری تولید چوب را کاهش دهد. حفاظت از تنوع ژنتیکی، حفظ پوشش تاجی در جنگل برای حمایت از میکروکلیمای جنگل و در نهایت، تنوع در سیستم‌های پرورش و تولید محصول نیز می‌تواند سازگاری واحدهای مدیریتی جنگل با تغییرات احتمالی آتی را افزایش دهد.
نخستین اقدامی که در ایران در این زمینه باید انجام شود،‌ کدام است؟
در وضعیت فعلی با توجه به شتاب تخریب جنگل‌های هیرکانی نخستین اقدام بایستی کنترل عوامل تخریب و در ادامه برنامه‌ریزی برای احیای رویشگاه‌های مخروبه باشد. بخش بسیار زیادی از جنگل‌های هیرکانی در گذشته با برداشت‌های قانونی و غیر‌قانونی دچار تغییر در ساختار شده‌اند و بایستی در اولین فرصت اقدام مناسب برای بازسازی ساختار جنگل‌ها در این مناطق اقدام شود. انجام عملیات‌های پرورشی در راستای مقابله با تغییراقلیم ‌و بازسازی ساختار جنگل‌ها کاملا ضروری است. جنگل‌شناسی همگام با طبیعت علم و هنر مدیریت توده‌های جنگلی است و می‌تواند با حفظ تمامی‌کارکردهای جنگل پاسخگوی نیازهای بخش‌های طبیعت، جامعه و اقتصاد باشد. در حال حاضر نگرانی‌هایی در بین عموم در مورد اجرای طرح‌های مدیریت جنگل وجود دارد که با تبیین این رویکرد علاوه بر اینکه می‌توان از نگرانی‌ها کاست و بخشی از نیازهای صنعت و جامعه را نیز فراهم کرد. جنگل‌شناسی همگام با طبیعت، یک رویکرد مدرن و مترقی بر پایه دانش اکولوژی است و انتخاب مناسبی برای مدیریت جنگل‌های طبیعی است.

فراموشی مسائل اساسی سیاست جنگل در کشور

هم‌زمان با وقایع اجتماعی اخیر کشور، بخشنامه آقای عباسعلی نوبخت رئیس سازمان منابع طبیعی مبنی بر بهره برداری از درختان شکسته افتاده حاشیه جاده‌های جنگلی شمال کشور مورد توجه و انتقاد رسانه‌ها و کنش‌گران منابع طبیعی و محیط زیست قرار گرفته است. منتقدان این دستور آن را مغایر با قانون برنامه ششم توسعه مبنی بر توقف هر نوع بهره برداری از جنگل دانسته و کارشناسان آن را بدون داشتن طرح جایگزین مورد نظر قانون فوق اقدامی نامناسب می‌دانند اما طرف‌داران رئیس سازمان اگرچه در ابتدا این موضوع را انکار کردند ولی پس از انتشار بخشنامه در رسانه‌ها آن را ناشی از فشار دستگاه نظارتی دانسته و ایشان را از زاویه عدم مقاومت بیشتر درباره این موضوع را مورد نکوهش قرار دادند. یادآور می‌شود بهره‌برداری از درختان ریشه‌کن و شکسته افتاده موضوع تازه ای نیست و حتی در هنگامه توقف بهره‌برداری و هنگامی که رئیس محترم کنونی عهده دار سمت معاونت امور جنگل بوده سابقه داشته است!

در واقع پرداختن به موضوع برداشت درختان ریشه کن و شکسته افتاده، رها کردن موضوعات مهم‌تر و پرداختن به مسائل فرعی است. از این روی لازم است به لایه‌های دیگری از این داستان توجه شود.
در یک لایه بالاتر باید به موضوع ماده 38 قانون برنامه ششم و توقف بهره‌برداری اشاره کرد و همچنین الزام قانونی سازمان منابع طبیعی بر تهیه طرح جایگزین بهره‌برداری از جنگل و اجرای آن از سال 1399 که سازمان منابع طبیعی به جای بازنگری اساسی در طرح‌های در دست اجرا در مهلت مقرر متاسفانه (مطابق آنچه در کشور ما معمول است) به اختراع چرخ پرداخته و دوباره همه چیز را از صفر آغاز کرده و پس از گذشت هفت سال هنوز به جای قابل اتکایی نیز نرسیده است!
اما پرداختن به برنامه ششم و طرح جایگزین هم کافی نیست و باز هم باید به لایه بالاتری پرداخت و آن مسئله سیاست‌گذاری جنگل در کشور است. واقعیت این است که جنگلداری در ایران با مسائل اجتماعی حادی مواجه است که یک نمونه آن دامداری سنتی است که ریشه دار در جنگل است. آمارها از وجود سی هزار دام‌سرا فقط در جنگل‌های شمال کشورر حکایت دارد و اگر چندین شهر و چند هزار روستا و آبادی داخل و حاشیه این جنگل به آن اضافه شود ابعاد مشکل نمایان‌تر خواهد شد.
کم‌توجهی مراکز علمی و تحقیقاتی به سیاست جنگل؛ فقر مطالعات میدانی و همکاری مشارکتی؛ ناکافی بودن توان و قدرت سازمان منابع طبیعی در ارائه و پیشبرد یک سیاست‌گذاری مناسب و فقدان یک برنامه ملی جامع، علمی و واقع گرا زمینه‌ساز ورود مراکز قدرت مختلف به سیاست‌گذاری جنگل شده است. بخشنامه 10 ماده‌ای آقای حجتی وزیر وقت جهاد کشاورزی در آبان سال 1395 و سیاست‌گذاری ارائه شده از سازمان حفاظت محیط زیست به ریاست خانم ابتکار به هیئت دولت در پایان همین سال نمونه‌ای از این دست اقدامات است که صرف نظر از محتوا حتی سازمان متولی جنگل نیز از نظر شکلی در آن مشارکت نداشته است.
اینک رسانه‌ها و کنش‌گران دوستدار رئیس فعلی سازمان منابع طبیعی دستگاه نظارتی را مسئول صدور بخشنامه بهره‌برداری از درختان افتاده حاشیه جاده‌های جنگلی می‌دانند و کسی به این پرسش جواب نمی‌دهد که اگر این سیاست مورد تایید سازمان منابع طبیعی نیست چرا صدایی از آنان در نمی‌آید؟ و اگر مورد پذیرش آنان است چرا امکانی برای روشنگری رسانه‌ها و نظارت بر اجرای آن توسط سازمان‌های مردم نهاد بخش فراهم نمی‌کنند؟ به هر حال موضوع سیاست جنگل در ایران موضوعی است که شایسته توجه بیشتری است. پرداختن به تاریخچه آن در سال‌های پس از انقلاب، آسیب‌شناسی سیاست جنگل در دهه‌های اخیر، و بالاخره تعیین جایگاه واقعی تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران از مسائلی است که باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد با این امید که نتیجه آن پایداری این منابع برای آیندگان و فراهم کردن رضایت ذینفعان و دوستداران جنگل باشد.

انتقام خون شهید سلیمانی قطعی است

در سومین مراسم سالگرد شهادت سردار سلیمانی رئیس جمهوری بر اینکه ما خون شهید سلیمانی را از یاد نبرده و نخواهیم برد تاکید کرد و یادآور شد: باید بدانند که انتقام خون شهید سلیمانی حتمی است. به گزارش ایسنا، حاج ابوفدک نایب رئیس حشد الشعبی به عنوان اولین سخنران مراسم سالگرد شهید سلیمانی که بعد از ظهر روز سه شنبه در مصلی تهران برگزار شد با یادآوری اینکه شهید سلیمانی شب و روز برای مقابله با داعش نمی‌شناخت و آیت‌الله سیستانی شهید سلیمانی را یکی از عوامل پیروزی نامید، به ترور شهید سلیمانی و ابومهدی المهندس توسط آمریکا اشاره و تاکید کرد: اقدام دشمن در ترور این شخصیت‌ها نشانه شکست آنها در برابر این شهدا بود. انتقام خون این شهدا بر عهده ماست. رئیس جمهور سابق آمریکا نمی تواند به راحتی بخوابد. ما انتقام خود شهدای خود را می‌گیریم. زینب سلیمانی فرزند سردار شهید حاج قاسم سلیمانی نیز به عنوان یکی از سخنرانان این مراسم با تشکر از مهمان‌نوازی و پذیرایی مردم ایران و استان کرمان از مهمانان مراسم سالگرد پدرش و همچنین از مردم عراق بابت حضور در مراسم سالگرد شهادت سلیمانی، تاکید کرد که امروز باید همه مسئولان راه سردار سلیمانی را پیش بگیرند و گره‌های مردم را با فداکاری باز کنند. مراسم سومین سالگرد شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس بعد از ظهر روز گذشته با حضور مسئولان کشور، شخصیت‌های جبهه مقاومت و اقشار مختلف مردم در محل مصلی تهران برگزار شد. شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در اطلاعیه‌ای ضمن پاسداشت سومین سالگرد شهادت سردار دل‌ها از عموم مردم بصیر‌، انقلابی و همیشه در صحنه دعوت کرده بود تا در این مراسم شرکت کنند.

ابراهیم رئیسی نیز به عنوان سخنران اصلی و آخرین سخنران مراسم سالگرد شهادت سردار سلیمانی در تهران با یادآوری نقش برجسته شهید سلیمانی در ساختارسازی در جریان مقاومت و نیروسازی در این عرصه، گفت: بر خلاف اینکه برخی می‌گفتند که شهید سلیمانی به دنبال این بود که منطقه را شیعه کند و شیعه سازی کند. ایشان به دنبال این بودند که ظلم را از سر منطقه دفع کنند و ریشه فساد در منطقه را بخشکانند.
او در بخش دیگری از این مراسم با یادآوری اینکه در مراسم روز شهادت ایشان سردار قاآنی فرمانده محترم سپاه قدس و سردار سرافراز سلامی فرمانده سپاه پاسداران اعلام کردند که آمریکایی‌ها بدانند ما از خون شهید سلیمانی نمی‌گذریم خطاب به شرکت کنندگان در این مراسم، تصریح کرد: اجازه بدهید که من نیز یک بار دیگر از زبان شما و نیروهای مجاهد اعلام کنم که خون شهید سلیمانی را از یاد نبرده و نخواهیم برد. آنها بدانند که انتقال خون شهید سلیمانی حتمی است و خواب راحت برای قاتلان و مسببان این جنایت گذاشته نخواهد شد. در بدو ورود رئیس جمهور به شبستان مصلی، دختری دهه نودی به او گفت که انتقام خون سردار سلیمانی را بگیرید که رئیس جمهور هم تاکید کرد که حتما انتقام سردار سلیمانی را خواهیم گرفت. حاضران در مراسم نیز شعار «حیدر حیدر» ،«مرگ بر امریکا»، «مرگ بر انگلیس» و «مرگ بر اسراییل»، سر داده و خواستار انتقام خون سردار سلیمانی شدند. آنها تصویر شهید سلیمانی، ابومهدی المهندس و پرچم کشورمان، فلسطین و حزب الله را در دست داشتند. در جایگاه ویژه مسئولان در کنار مسئولان لشکری و کشوری تعداد زیادی دانش آموز دهه هشتادی و نودی حضور داشتند. مداحی و اجرای سرودهای آیینی بخش دیگری از این مراسم بود. شهید سلیمانی در روز ۱۳ دی سال ۹۸ به همراه ابومهدی مهندس به دستور ترامپ رئیس‌جمهور وقت آمریکا در بیرون فرودگاه بغداد به شهادت رسید.

تبادل پیام ادامه دارد

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با اشاره به تداوم تبادل پیام میان طرفین مذاکرات، تاکید کرد که توپ هم‌اکنون در زمین طرف غربی است. نکته‌ای که از قضا ساعتی پس از بیان این موضع از سوی ناصر کنعانی، از سوی نماینده دائم روسیه در سازمان‌های بین‌المللی مستقر در وین نیز عیناً تکرار شد. این در حالی است که یک کارشناس روابط بین‌الملل و سیاست خارجی نیز معتقد است که «رویکرد ایالات متحده نسبت‌به سه، چهار هفته گذشته تغییر کرده است.» تغییراتی که البته همزمان بوده با بازگشت نتانیاهو به قدرت سیاسی در اسرائیل و برخی تحولات دیگر که در مجموع باعث شده از سرگیری غیرعلنی مذاکرات بیش از آن‌چه در گذشته شاهد بودیم، زمینه احیای برجام را فراهم کند.

 

سخنگوی وزارت خارجه روز گذشته در یک نشست خبری بار دیگر درباره آخرین وضعیت مذاکرات احیای برجام و احتمال بازگشت طرفین به میز مذاکره مورد پرسش قرار گرفت و البته همچون دفعات گذشته، پاسخ داد؛ این‌که «توپ در زمین طرف غربی است» و البته «تبادل پیام» میان طرفین کماکان و «در سطوح مختلف» ادامه دارد. آنچه اما ناصر کنعانی درخصوص این مهم مطرح کرد که «توپ در زمین طرف غربی است»، صرفاً موضع دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی نیست. چنان‌که روز گذشته نماینده دائم روسیه نزد سازمان‌های بین‌المللی در وین نیز در توییتی با تکرار این گزاره، ابراز آن از سوی جمهوری اسلامی را درست ارزیابی کرد. میخائیل اولیانوف این نکته را که «اخیراً ایران چندین‌بار آمادگی خود را برای به نتیجه رساندن مذاکرات وین درباره بازگرداندن برجام اعلام کرده»، تایید کرد و نوشت: «جمهوری اسلامی به درستی اعلام کرد که توپ در زمین غرب است.»

سخنگوی وزارت امور خارجه با تاکید بر این‌که «تبادل پیام کماکان در سطوح مختلف ادامه دارد»، خاطرنشان کرد:‌ جمهوری اسلامی برای جمع‌بندی مذاکرت رفع تحریم‌ها بر اساس پیش‌نویس بسته مذاکراتی که نتیجه ماه‌ها مذاکرات سخت و فشرده است، با رعایت خطوط قرمز خود آمادگی کامل دارد اما این آمادگی دائمی نیست و اکنون توپ در زمین طرف غربی است

مواضع نماینده دائم روسیه نزد سازمان‌های بین‌المللی در وین در خصوص برجام و همراهی و هماهنگی این دیپلمات روس با آن‌چه روز گذشته از قول ناصر کنعانی روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت، حالا در شرایطی مطرح شده که به‌تازگی و در یکی از آخرین تحولات در روند مذاکرات، شاهد مذاکرات وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بودیم. مذاکراتی که هفته پایانی آذرماه، در اردن و در حاشیه اجلاس «بغداد ۲» برگزار شد و در آن علاوه‌بر حسین امیرعبداللهیان و جوزف بورل، معاونان این دو دیپلمات یعنی علی باقری کنی و انریکه مورا نیز حاضر بودند. ناصر کنعانی نیز دیروز با اشاره به همین مذاکرات ۲۷ آذرماه ۱۴۰۱ در اردن، به پرسش یکی از خبرنگاران حاضر در نشست خبری درباره آخرین وضعیت احیای برجام و روند مذاکرات هسته‌ای و رفع ‌تحریم‌ها پاسخ گفت. او که «مذاکره برای رفع تحریم‌ها» را یکی از مسائل مورد بحث در نشست وزیر و معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و مسئول و معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در حاشیه اجلاس «بغداد ۲» خوانده، گفته است: «این اتفاق نظر وجود داشت که باید تعاملات با هدف فعال‌سازی و جمع‌بندی مذاکرات بین دو طرف ادامه پیدا کند.» کنعانی با تاکید بر این‌که «تبادل پیام کماکان در سطوح مختلف ادامه دارد»، خاطرنشان کرد:‌ «جمهوری اسلامی برای جمع‌بندی مذاکرت رفع تحریم‌ها بر اساس پیش‌نویس بسته مذاکراتی که نتیجه ماه‌ها مذاکرات سخت و فشرده است، با رعایت خطوط قرمز خود آمادگی کامل دارد اما این آمادگی دائمی نیست و اکنون توپ در زمین طرف غربی است.» سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی همچنین به طرف‌های مقابل توصیه کرد که «با پرهیز از سیاسی‌کاری و اتخاذ رویکرد سازنده و واقع‌بینانه، تصمیمات سیاسی لازم را برای حصول توافق و اعلام آن بگیرند.» او همچنین گفت: «اگر طرف‌های غربی تصور می‌کنند که می‌توانند با فشارهای سیاسی و با فضاسازی‌های روانی و تبلیغاتی، امتیازات بیشتری را در مذاکرات رفع تحریم‌ها بگیرند، قطعا سخت در اشتباه هستند.»
اما در حالی که آن‌چه به‌عنوان «همکاری نظامی و پهپادی جمهوری اسلامی با روسیه» در جریان جنگ دولت پوتین با اوکراین، از چندی پس از آغاز این جنگ در مناطقی از اروپا، به موضوع مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی گره خورده، سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی دیروز به پرسشی در این رابطه نیز پاسخ گفت. پرسشی که در شرایطی در نخستین روز سال نوی میلادی مطرح می‌شد که در ۲۴ ساعت گذشته خبرهایی در خصوص دور تازه بمباران و حملات ارتش روسیه به اوکراین منتشر شده و بار دیگر اتهام‌هایی را علیه جمهوری اسلامی در پی داشته است. اتهام‌هایی که از سوی برخی مقام‌های اوکراینی مطرح شده و روز گذشته واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی را نیز در پی داشت. آن‌جا که ناصر کنعانی با تاکید بر این‌که «جمهوری اسلامی، بخشی از جنگ در اوکراین نیست»، گفت: «تکرار اتهامات واهی علیه ایران کمکی به حل این بحران نمی‌کند. ما بارها مقامات اوکراینی را به این موضوع توجه داده‌ایم که دست از اتهام‌زنی علیه ایران بردارند.» این موضع رسمی جمهوری اسلامی از سوی سخنگوی وزارت خارجه ایران اما روز گذشته در حالی مطرح شد که چندی پیش دور نخست مذاکرات ایران و اوکراین در مورد ادعاهای مطرح شده از سوی مقامات این کشور برگزار شده و حالا این پرسش مطرح است که آیا زمانی برای برگزاری دور دوم تعیین شده یا نه؟ پرسشی که کنعانی البته پاسخ روشن و صریح و روشنی به آن نداد و صرفاً بر این تاکید کرد که برگزاری دور نخست این مذاکرات نیز با ابتکار ایران عملی شده است. او همچنین با تاکید بر این‌که «همکاری‌های دفاعی ایران با روسیه مبتنی بر منافع و مسائل مشترک و با رعایت قوانین و مقررات انجام می‌شود و سابقه این همکاری‌ها به پیش از آغاز جنگ برمی‌گردد»، گفت: «تاکنون هیچ طرفی از جمله اوکراین و دیگر طرف‌هایی که علیه ایران اتهام مطرح می‌کنند، مدارک و شواهدی مبتنی بر مشارکت ایران در این جنگ ارائه نکرده‌اند.»
این تحولات در شرایطی رقم خورد که به باور برخی کارشناسان در حال حاضر تغییراتی در رویکرد آمریکا در قبال مذاکرات هسته‌ای مشاهده می‌شود و ایران باید از این فرصت برای احیای برجام استفاده کند. عبدالرضا فرجی‌راد که از جمله دیپلمات‌های نزدیک به جریان اصلاحات است و سابقه همکاری با وزارت امور خارجه دولت اصلاحات را نیز در دهه ۷۰ خورشیدی در کارنامه دارد، معتقد است: «اگر قرار است مذاکرات احیای برجام از سر گرفته شود، بهتر است این گفت‌وگوها برای دور ماندن از فشارهای بیرونی غیرعلنی باشد.» او که در ارتباط با سفر اخیر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی به عمان و برخی گمانه‌زنی‌ها مبنی‌بر ازسرگیری احتمالی مذاکرات با ایسنا به گفت‌وگو نشسته، گفته است: «فرصتی مجدد برای مذاکره ایجاد شده است. اول اینکه انتخابات در آمریکا تمام شده و دموکرات‌ها از فشار خارج شدند و از سویی ایران برای توافق تمایل نشان داده و پیام‌هایی برده شده و گفت‌گوهایی انجام شده است.» فرجی‌راد البته معتقد است که «هنوز موانعی هم وجود دارد.» موانعی که این کارشناس روابط بین‌الملل و سیاست خارجی، «مسائل باقی‌مانده میان ایران و آژانس»، «فشار افکار عمومی روی غرب به‌خاطر مسائل داخلی ایران» و «مساله اوکراین که غربی‌ها و اروپایی‌ها روی آن خیلی حساس هستند و برخی مثل آلمان روی این مساله تمرکز کردند و کوتاه نمی‌آیند» را از جمله آن موانع می‌داند و با این حال معتقد است: «به نظر می‌رسد اختلاف‌نظرهایی درباره مذاکرات میان آمریکا و اروپا وجود دارد.» او که تاکید دارد «آمریکایی‌ها نسبت به اروپایی‌ها رغبت بیشتری برای احیای مذاکرات دارند»، معتقد است نقطه مرکزی و دلیل این اختلاف‌نظرها، همان بحث اوکراین و همکاری‌های احتمالی جمهوری اسلامی و ارتش روسیه است.
فرجی‌راد که همچنین بازگشت نتانیاهو به قدرت در سپهر سیاسی اسرائیل را عاملی موثر در پیشبرد یا توقف مذاکرات هسته‌ای می‌داند، معتقد است این مسئله، کنار فشارهای احتمالی بن سلمان و دولت عربستان سعودی، فشار زیادی برای از مسیر خارج کردن مذاکرات وارد کند. او که گفته «چین تا حدی از حمایت ایران کنار کشیده و روس‌ها هم دنبال صلح و پایان جنگ هستند و خیلی نمی‌توان بر روی حمایت آنها هم حساب کرد»، جلوگیری از فشارهای بیرونی را عاملی کلیدی در موفقیت یا ناکامی احیای برجام می‌داند و به همین دلیل هم هست که معتقد است پیگیری مذاکرات به‌طور غیرعلنی بیش از مذاکرات علنی منافع ایران را تامین خواهد کرد. چراکه به‌باور او، اگرچه آمریکا نسبت‌به سه، چهار هفته قبل، مرتکب نوعی تغییر رویکرد شده و «آماده مذاکرات هستند» اما فشارهایی هم وجود دارد که طبیعتاً پیگیری مذاکرات را برای کاخ سفید به‌خصوص وقتی قرار بر مذاکرات علنی باشد، دشوارتر می‌کند. با این حساب به نظر می‌رسد اگر امکان احیای برجام و رسیدن قطار مذاکرات به مقصد فراهم باشد، تنها در شرایطی می‌توان به آن امید بست که این قطار، مسیر را به‌طور چراغ خاموش طی کند.

اجازه ساخت کارخانه آسفالت را در سرخه حصار نمی‌دهیم

رئیس محیط زیست شهرستان تهران گفت: کارخانه آسفالت یک صنعت آلاینده است و به هیچ عنوان اجازه ساخت این کارخانه را در منطقه سرخه حصار در شرق تهران نمی‌دهیم.
علیرضا رحمتی به ایرنا توضیح داد: طبق بازدیدی که همکاران از محل داشتند هنوز ساخت و سازی صورت نگرفته است، البته گویا تصمیم بر ساخت کارخانه آسفالت بوده، در این‌ باره با شهرداری تهران مکاتبه کردیم که مستندات را به محیط زیست تهران بدهند چون بر اساس ماده ۱۱ قانون هوای پاک حتما متولی ساخت یک صنعت باید از محیط زیست استعلام کند تا بر حسب قوانین و مقررات موضوع بررسی شود.
او افزود: ضمن اینکه قانون ممنوعیت استقرار صنایع تا شعاع ۱۲۰ کیلومتری شهر تهران را هم داریم، البته هیئت وزیران گفته اگر کارگاهی موقتی مانند پروژه های عمرانی و یا آزادراهی باشد احداث موقت کارگاهی مانند کارگاه آسفالتشکلی ندارد اما باید بعد از اتمام کار برچیده شود البته آن هم با رعایت ضوابط یعنی باید خارج از حریم شهر باشد اما محدوده‌ای که برای ساخت کارخانه آسفالت در شرق تهران پیشنهاد شده و اگر همان مکان باشد که کاملا داخل شهر است و به هیچ وجه امکان استقرار کارخانه آسفالت در آن مکان وجود ندارد.
معاون مدیرکل محیط زیست استان تهران با اشاره به اینکه تاکنون هیچ استعلام و مکاتبه‌ای از سوی شهرداری تهران با محیط زیست شهر تهران نشده است، گفت: باید این مسئله مهم را مد نظر قرار داد و با شرایطی که اکنون تهران و هوای آن دارد دیگر توان بارگذاری بیشتر در پایتخت وجود ندارد. اکنون ۱۱ هزار واحد صنعتی-تولیدی جدا از واحدهای خدماتی در شهر تهران وجود دارد، از طرفی هم حجم بالای آلودگی را به علت تردد منابع متحرک داریم از این رو دیگر اجازه بارگذاری بیشتر نمی‌دهیم.
روز یکشنبه نیز رئیس کمیسیون سلامت محیط زیست شورای شهر تهران به تلاش شهرداری تهران برای ساخت کارخانه‌ آسفالت در بوستان سرخه حصار واکنش نشان داده و خواستار دریافت تمام مجوزهای مربوطه از سازمان محیط زیست شده بود.