بایگانی مطالب نشریه
میلاد علوی خبرنگار روزنامه «شرق» بازداشت شد
سید میلاد علوی خبرنگار شبکه شرق با حضور در دادسرای زندان اوین بازداشت شد. به گزارش شبکه شرق، ۲۲ آذرماه ماموران با حضور در منزل او لپتاپ و گوشی تلفن همراهش را ضبط کرده بودند. سید میلاد علوی امروز صبح برای ارائه توضیحات به دادسرای اوین رفته بود که در تماس با خانواده از بازداشت خود خبر داد.
خلأ سردار سلیمانی در موارد بسیاری پر شده است
رهبر انقلاب اسلامی ظهر روز گذشته در دیدار خانواده و اعضای ستاد بزرگداشت سردار سلیمانی، دمیدن روحی تازه به جبهه مقاومت را کار بسیار برجسته و اساسی شهید سلیمانی خواندند و افزودند: سردار با تقویت مادی، معنوی و روحی مقاومت، این پدیده ماندگار و رشد یابنده را در مقابل رژیم صهیونیستی و نفوذ امریکا و دیگر کشورهای استکباری حفظ، مجهز و احیاء کرد. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای، گواهی سیدحسن نصرالله بهعنوان انسانی بیبدیل را درباره مجاهدت سردار سلیمانی، باب بزرگی در درک اهمیت کار سردار سلیمانی در احیای مقاومت برشمردند. ایشان با اشاره به پیشرفت فلسطینیها در مواجهه با صهیونیستها و دستاوردهای مقاومت در عراق و سوریه و یمن افزودند: سردار سلیمانی با استفاده از تجربیات سالهای دفاع مقدس و مشورتهای یارانش، مقاومت را با تکیه بر امکانات داخلی همان کشورها مقتدر کرد.
رهبر انقلاب همچنین متوقف کردن غائله بزرگ داعش و زدن بسیاری از ریشههای آن را یکی از کارهای مهم سردار سلیمانی خواندند و افزودند: شهید سلیمانی در آن قضیه هم امتحان خوبی داد. ایشان با قدردانی از فعالیتهای تحسینبرانگیز سردار قاآنی فرمانده سپاه قدس گفتند: الحمدلله خلأ سردار در موارد بسیاری پر شده است. رهبر انقلاب افزودند: مجموعه مقاومت خودشان را عمق راهبردی جمهوری اسلامی و پَر و بال اسلام میدانند و این حرکت در همین جهت ادامه خواهد یافت. حضرت آیتالله خامنهای در بخش دیگری از سخنانشان تجلیل عمومی از سردار سلیمانی و حضور خودجوش مردم در مراسم مختلف بزرگداشت یاد او را نتیجه اخلاص سردار سلیمانی برشمردند و افزودند: امسال هم مثل سال گذشته حضور مردم پرشور است و به فضل الهی در زمینه حضور با معنا و قدرشناسی ملت از سردار سلیمانی هیچ مشکل و کمبودی وجود ندارد. ایشان با اشاره به برخی صفات شخصی سردار از جمله شجاعت، ایمان، مسئولیتپذیری، خطرپذیری، هوش، عقلانیت، پیشقدم بودن در کارهای بر زمین مانده و حرکت بدون تردید و توقف گفتند: اخلاص شهید از همه این ویژگیها برتر بود و همین باعث شد پروردگار او را در دنیا اینگونه محل احترام و تمجید و تجلیل قرار دهد، ضمن اینکه پاداش اخروی او بهگونهای است که عقل انسان به آن راه ندارد.
رهبر انقلاب صداقت را از دیگر صفات سردار سلیمانی دانستند و گفتند: با وجودی که در مسائل پیچیده سیاسی ورود و فعالیتهای خوبی میکرد اما انسان بیخدعه و صادقی بود که باید همه سعی کنیم خصوصیات او را در خود بهوجود آوریم. ایشان با اشاره به نکتهای مهم در تجلیل از سردار و تبیین خصوصیات او گفتند: نباید بگونهای سخن گفت و عمل کرد که خصوصیات سردار ماورایی و دست نیافتنی تصور شود. حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر لزوم زنده نگه داشتن یاد همه شهیدان که سردار سلیمانی از برجستهترین آنها است، افزودند: باید با استفاده از انواع هنرها بهگونهای یاد شهید و خصوصیات فردی و کاری او را زنده نگه داریم و تبیین کنیم که حضور مردمی در تجلیل از او همیشگی و مستمر باشد.
در ابتدای این دیدار سردار سرلشگر سلامی فرمانده سپاه پاسداران، ۱۳ دی ۱۳۹۸ روز شهادت شهید سلیمانی را روز تجدید حیات معنوی شهید سلیمانی خواند و با برشمردن برخی از ویژگیهای شخصیتی برجسته آن شهید گفت: میراث ماندگار و پرچم پر افتخار شهید سلیمانی یعنی پرچم مقاومت در همه جبهه ها در حال پیشروی است. همچنین در این دیدار خانم زینب سلیمانی نیز گزارشی از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی بنیاد شهید سلیمانی بیان کرد.
اقتصاد و فناوری گمشدههای مدیریت آب
«وضع ذخایر آب تهران خوب نیست» این جمله توصیف مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران در نخستین روزهای زمستانی است که همه چشمانتظار آمدنش بودهاند. مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور هم در یازدهمین روز از زمستان از تنش آبی در حدود ۲۷۰ شهر کشور خبر داده است. وقتی در زمستان چنین وصفی از وضعیت آبی کشور داشته باشیم مسلم است که باید تابستانهایی سختتر از گذشته را انتظار داشته باشیم. در چنین شرایطی پرسش مهم این است که چگونه میخواهیم به مصرف ادامه دهیم؟ تا کجا و چه زمانی میخواهیم منابع ایران را اینگونه مصرف کنیم؟ این پرسش مدتهاست پیش روی همه ما، از شهروندان گرفته تا مسئولان و برنامهریزان قرار داشته است اما آنقدر پاسخ دادن به آن را به تعویق انداختهایم که در چنین روزهایی که سرمایه اجتماعی به حداقل کیفیت خود در ایران رسیده مجبوریم برایش راه حل بجوییم.
ما ایرانیان برخلاف پیشینیان خود که بسیار در تطبیق خود با اقلیم هوشمندانه عمل کردهاند چنین نبودهایم و تصور کردهایم با جادوی «بتن» و «لوله»های بزرگ میتوان مسائل آبی در این اقلیم را حل کرد. اما نکته اساسی این است که ما از دو مولفه بسیار مهم در مورد آب و برنامهریزی برای آن غافل بودهایم؛ فرابخشی بودن آب به این معنا که مدیریت منابع آب به تنهایی از یک ارگان برنمیآید و از آن حیاتیتر اینکه هربرنامهای در اقلیم ایران بدون توجه به مسئله آب نباید اجرا شود. مولفه دوم این است که ما همواره گمان کردهایم که با راهکارهای فنی و مهندسی میتوانیم از پس مدیریت آب برآییم در حالی که «اقتصاد» عامل موثرتری در حل و فصل مسائل مربوط به آب است. شاید یک سده قبل با ایجاد سد و توجیه انباشت آب و تولید برق از آن میشد به مدیریت آن پرداخت اما اینک با توجه به افزایش جمعیت و بیدقتی در جایگذاری صنایع و تمرکز ناشی از آن چنین کاری ارزان برایمان تمام نمیشود.
بیهیچ تعارفی باید خطا بودن سیاستهای پروژه محور تامین آب را بپذیریم. سیاستمداران هم با دخالتهای نادرست خود نمیتوانند در برونرفت از مشکلات آبی نقشی ایفا کنند. ناگزیریم بپذیریم که باید با استفاده از اهرمهای اقتصادی و بهرهبرداری از فناوریهای جدید برای منابع آب برنامهریزی کنیم. ما هنوز ۲۵درصد از منابع آبمان را در شبکه توزیع هدر میدهیم. در اقلیم گرم و خشک ایران بخش قابل توجهی از آب را در معرض تبخیر قرار میدهیم و هنوز به شیوه سدههای پیشین کشاورزی میکنیم. از سوی دیگر جایگاه آب در تولید ناخالص ملیامان مشخص نیست. یک کالا بدون مشخص بودن ارزش آب در آن روانه بازار میشود در حالی که خدا میداند برای تولید آن چقدر یارانه پنهان و آشکار تخصیص داده شده است. از سوی دیگر ما در زمینه مصرف نیز از دستگاهها و ابزارهایی که استفاده میکنیم که تا بهینهسازی فاصله بسیار دارند. در عین حال که فقط از راههای معروف و مرسوم گذشته یعنی استخراج آب از منابع زیرزمینی، احداث سد و به تازگی آبشیرینکنها بهرهبرداری میکنیم به همان شیوه نیز به توزیع آب مشغولیم. جالبتر اینکه دولت سیزدهم همت گستردهای در آبرسانی به روستاها تحت عنوان «جهاد آبرسانی» کرده است. باید توجه داشت که ایران جغرافیای متنوعی دارد. پستی و بلندی بسیار هم دارد و اگر قرار باشد به همان شیوهای که در خوزستان به روستاها آبرسانی میکنیم در استانهای یزد یا تهران هم چنین کنیم فقط انرژی بیشتری صرف کردهایم. بنابراین چارهای نداریم تا دست به دامان فناوری و شیوههای جدید استحصال آب برویم. نه آنگونه که به جان عمق ۳هزارمتری زمین در سیستان افتادهایم تا آب را با شوری همسان با آب دریا با صرف برق فراوان استخراج کنیم. مسئولان و برنامهریزان ارشد کشور به ویژه در وزارت نیرو باید به این پرسش پاسخ دهند که برپایی نمایشگاههایی چون نمایشگاه آب و فاضلاب تا چه اندازه در معرفی شیوههای مدرن و بهرهگیری از فناوریهای جدید برای مدیریت آب موثر بودهاند؟
هنوز این پرسش باقی است که چرا وزیر نیروی دولت سیزدهم بخش اجتماعی آب و انرژی را منحل کرد در حالی که آثار و تبعات بحران آب روز به روز بیشتر خود را نمایان میکند.
ساختار اداری کشور نشان داده توان فهم چندبخشی بودن آب در مدیریت کلان را ندارد و از همه مهمتر اینکه هنوز آگاهی این نهاد در بهرهبرداری از فناوریهای نوین برای بهبود وضعیت آب کشور قابل اتکا نیست.
رونمایی از محصولات دانشبنیانها برای بهرهوری آب
|پیامما| هجدهمین نمایشگاه بینالمللی «صنعت آب و تأسیسات آب و فاضلاب ایران» که از روز جمعه در محل نمایشگاههای بینالمللی تهران افتتاح شده، امسال با حضور پررنگ شرکتهای دانشبنیان همراه بوده است. علاوه بر مشارکت ۱۶۹ شرکت داخلی و ۶ شرکت خارجی در حوزه صنایع و تاسیسات آب، در هجدمین دوره از برگزاری این رویداد، حضور شرکتهای فنآور، دانشبنیان و مراکز پژوهشی و دانشگاهی فعال در زمینه آب و فاضلاب و تأسیسات مرتبط به نسبت دورههای گذشته افزایش چشمگیر داشت.
در این نمایشگاه فضای غرفهای با مساحت ۲۲۰ متر مربع ویژه شرکتهای دانشبنیان در نظر گرفته شده است که بیش از 16 شرکت دانشبنیان و فناور با همکاری شرکت ساتکاب با سایر شرکتهای مادر تخصصی از جمله شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور حضور دارند.
بنا به اعلام وزارت نیرو، ویژگی طرحهای دانشبنیان، بهرهگیری از آخرین فناوریها برای بومیسازی در حوزه آب و فاضلاب برای مرتفع شدن نیاز طرحها است. در این نمایشگاه مشخصات ۱۲۳ طرح پژوهشی و فناوری با همه مستندات ارائه و از طرحهای دانشبنیان رونمایی میشود.
عملگر برقی شیرآلات صنعتی قابل تنظیم، دیگر تجهیزی است که در نمایشگاه از آن رونمایی شد
اما در اولین روز برگزاری نمایشگاه از 3 محصول جدید رونمایی شد. نخستین محصول جدید معرفی شده در این رویداد بخشی از تجهیزات موتور هیدرولیکی توزیع و انتقال آب است که به گفته راهنمای عملکرد این دستگاه، این نمونه نخستین موتور محاسباتی هیدرولیکی بومی کشور محسوب میشود که در سال 1401 توسط یک شرکت داخلی تولید شده است.
شبیهسازی هیدرولیکی شبکههای تامین و توزیع، محاسبه دقیق فشار و دبی در نقاط شبکه، اتصال به ساختار هوشمند، تعریف کنترل و ضابطه بهرهبرداری، تعریف اِلمانهای جدید(چاه)، حل EPS و Steady State، ارتباط با GIS و اتصال به Geo Database، تعریف نمودار کارکرد شیرها و پمپ و تعریف الگوهای مصرف از قابلیتهای این موتور به شمار میرود.
عملگر برقی شیرآلات صنعتی قابل تنظیم، دیگر تجهیزی است که در نمایشگاه از آن رونمایی شد. این عملگر با سیستم کلاچ اتوماتیک برای باز و بسته کردن و کنترل اتوماتیک شیرهای صنعت آب و فاضلاب با حمایت شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور توسط یکی از شرکتهای دانشبنیان داخلی طراحی و برای نخستین بار در کشور در شرکت آب و فاضلاب تهران بزرگ اجرا شده است.
بنا به شرح ارائه شده در رونمایی این محصول از سوی شرکت تولیدکننده، مدیریت بهینه منابع آب و جلوگیری از هدررفت آب، کاهش و رفع وابستگی به کشورهای خارجی، به دست آوردن دانش فنی داخل کشور توسط نخبگان داخلی و رفع نیازهای شرکتهای آب و فاضلاب و سازمانهای آب منطقهای و نیروگاههای حرارتی، از اهداف طراحی این عملگر به شمار میرود. با طراحی این تجهیز، از خروج ارز به میزان افزون بر سه میلیون یورو در سال جلوگیری میشود. این محصول در تصفیهخانههای آب و فاضلاب، ایستگاههای پمپاژ، خطوط انتقال، نیروگاههای برق و صنایع سنگین و آببر کشور مورد استفاده قرار میگیرد.
شیر قطع و وصل جریان آب، سومین دستگاهی است که در جریان این رویداد نمایشگاهی از آن رونمایی شد. این تجهیز در شرایط اضطراری که پیشتر توسط شرکتهای ژاپنی تولید میشد، در کشور و توسط متخصصان داخلی تولید و بومیسازی شده است. این تجهیز که حدود یک تن وزن دارد، با مشارکت یکی از شرکتهای داخلی و پارک علم و فناوری خراسان رضوی طراحی و تولید شده است. در تهران ۴۰۰ دستگاه از این تجهیز مورد نیاز است که هماینک ۳۰ دستگاه آن توسط شرکت پیشگام انرژی خاور در دست ساخت قرار دارد. با ساخت این تعداد دستگاه به میزان ۶ هزار میلیارد ریال صرفهجویی ارزی میشود.
تامین آب شرب در شرایط بحران و زلزله، هدف اصلی از تولید این تجهیز است. این شیر بدون نیاز خارجی و با انرژی آب داخل لوله یا شبکه کار میکند و نیاز به انرژی برقی و بادی ندارد. این دستگاه در شرایط شکستگی خطوط و تاسیسات آببر اثر زلزله و رانش زمین و فرسودگی مخزن، آب اضطراری را در اختیار مصرف کنندگان قرار میدهد.
مدیرعامل شرکت تجهیزات صنعتی سیال سنجش درباره ظرفیت شرکت های دانشبنیان به «پایگاه خبری وزارت نیرو»، گفت: با توجه به ضرورت مدیریت مصرف آب در شرایط کمآبی کشور، شرکت ایران انشعاب با همکاری شرکت دانشبنیان سیال سنجش اقدام به تولید محصولات جدید در حوزه ساخت و هوشمندسازی کنتورهای آب کرد.
سعید انصاری افزود: با توجه به اینکه بیش از 90 درصد آب کشور در بخش کشاورزی مصرف میشود و سهم حوزههای دیگر کمتر از 10 درصد است، بر همین اساس پایش میزان مصرف آب در بخش کشاورزی لازم و ضروری به نظر میرسد.
مدیرعامل شرکت تجهیزات صنعتی سیال سنجش با اشاره به محصولات جدید این مجموعه با بهرهمندی از دانش و توان داخلی، ادامه داد: کنتور مکانیکی هوشمند کشاورزی محصول جدید این شرکت است که بر روی چاههای کشاورزی نصب میشود؛ این کنتور به صورت روزانه میزان مصرف چاه آب را به سامانه مرکزی پایش منابع آب هر استان ارسال میکند.
به گفته او در حال حاضر 20 درصد از چاههای مجاز کشور مجهز به کنتور است و با توجه به ظرفیت تولیدکنندگان این حوزه، تامین و نصب این کنتورهای هوشمند حداقل 15 سال به طول خواهد انجامید. به منظور پیشبرد اقدامات در حوزه تحقق مسئولیت اجتماعی در حوزه آب کشور، کنتورهای آب کشاورزی در اندازههای مختلف تولید و روانه بازار خواهد شد.
انصاری در ادامه با اشاره به رونمایی از کنتور آلتراسونیک آب در این دوره از نمایشگاه صنعت آب کشور، افزود: این کنتور در حوزه محصولات خانگی تولید میشود و با قابلیت هوشمندسازی که دارد قادر به قرائت از راه دور (بدون مراجعه مامور قرائت کنتور آب) و اندازهگیری میزان مصرف آب با دقت بالا است.
در بخش دیگری از برنامههای نمایشگاه و به منظور تشویق و ترویج الگوی صحیح مصرف از سوی مصرفکنندگان خانگی و صنعتی از سوی وزارت نیرو، از سه شهروند خوش مصرف به نمایندگی از خوشمصرفهای خانگی و سه شرکت صنعتی خوشمصرف به نمایندگی از خوشمصرفهای بخش صنعت تقدیر شد. همچنین از سه کارگر نمونه به نمایندگی از کارگرانی که در طرحهای آبرسانی غدیر خوزستان، آبرسانی شهرکرد و همدان تلاش شبانهروزی داشتند، تقدیر شد.
آلودگی هوا در انتظار نسخه کارآمد
| پیام ما | دهمین روز از دیماه هوای تهران باز هم در وضعیت ناسالم قرار گرفت و شرکت کنترل کیفیت هوای تهران اعلام کرد که شرایط ۲۳ ایستگاه به رنگ قرمز درآمده است. خبر آلودگی هوای تهران اگرچه تکراری نیست اما هنوز در این سالها اقدامی عاجل برای حل آن صورت نگرفته تا شهروندان تهرانی هوای سالم را در این فصل سال تنفس کنند.
آلودگی هوا پدیده جدیدی نیست اما در سالهای گذشته، هوای کثیف در فصول سرد سال بعد از مدت کوتاهی دست از سر شهروندان برمیداشت. حالا با گذشت زمان این آلودگی طولانیتر از قبل شده و نفسها را به شماره انداخته است.
به گزارش ایرنا، نهم دیماه همزمان با اعلام سکون هوا و انباشت آلایندگی دوباره، کارگروه اضطرار آلودگی هوا در تهران تشکیل جلسه داد و بر اساس آن همه مهدهای کودک تعطیل و همه مقاطع تحصیلی در استان تهران روزهای شنبه، یکشنبه و دوشنبه غیرحضوری شد بیآنکه به دغدغه مادران شاغل توجهی شود؛ هرچند که در مصوبات این کارگروه تاکید شده مدیران ادارات با تقاضای مرخصی مادران دارای فرزند دانشآموز موافقت کنند اما باید دید این امر تا چه محقق میشود.
شهردار تهران، درباره ابلاغ نشدن مصوبه کاهش هزینه بلیت مترو و اتوبوس طبق مصوبه شهرداری در روزهای آلودگی هوا گفت: این مصوبه را با تمام وجود پذیرفتیم اما به دلیل اینکه زیرساختهای این مسئله مهیا نشده بود، فعلا نتوانستهایم اجرا کنیم
مُسکنهای موقتی
باران نمیبارد، باد نمیوزد و خودرو همچنان با حجم بالا در معابر تردد میکند و اینها همه دلیلی است تا شر آلودگی از آسمان این کلانشهر کم نشود. به محض اینکه باد نمیوزد و پدیده وارونگی دما رخ میدهد تمام هوای تهران را دود و آلودگی فرا میگیرد و دیگر نمیتوان نفس کشید، حال سوال این است که این شرایط تا چه زمانی میتواند ادامه داشته باشد؟ به محض اینکه سکون و پایداری جو و کاهش کیفیت هوا اعلام میشود بلافاصله جلسه کارگروه اضطرار آلودگی هوا برگزار و تصمیماتی مبنی بر اجرای طرح تردد زوج و فرد خودروها از درب منازل، تعطیلی و یا غیرحضوری شدن مدارس، توقف فعالیت کارخانههای شن، ماسه، بتن و آسفالت، جلوگیری از تردد شبانه کامیونها، موتورسیکلتها، خودروهای دودزا و فاقد معاینه فنی اتخاذ میشود، همچنین بر استفاده از ماسکهای مورد تأیید وزارت بهداشت از سوی مردم بهویژه گروههای حساس شامل کودکان، افراد سالمند، بیماران قلبی و تنفسی، زنان باردار تاکید میشود، میدانیم که این توصیهها موقتی و به اصطلاح مُسَکِن هستند و باید به دنبال راهکار بود.
نوک پیکان آلودگی هوا به سمت سوخت و خودرو است البته نباید در این میان یک موضوع مهم را فراموش کرد و آن به حداقل رسیدن توان اکولوژیک شهری مانند تهران است، در واقع طبیعت به صورت طبیعی توان خودپالایی دارد یعنی میتواند آلودگیها را تا حد زیادی در خود هضم کند اما عملکرد ما انسانها این توان را از طبیعت گرفته
مصوبه را پذیرفتیم، زیرساختِ لازم نبود
با افزایش آلودگی هوا و کاهش کیفیت هوای تهران، بحث استفاده از مترو و اتوبوس برای کاهش آلودگی هوا داغ میشود. معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران پیشتر از تمهیداتی برای کاهش آلودگی هوا گفته بود: «شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برای کاهش آلایندگی اتوبوسهای تهران در ماههای سرد سال تلاش میکند با افزایش تعداد ناوگان فعال و همچنین کاهش سرفاصله حرکت اتوبوسها، خدمات مطلوبی را به شهروندان ارائه دهد. همچنین تسریع اعزام اتوبوسهای تککابین و دو کابین به مراکز معاینه فنی و انجام تعمیرات لازم و تعویض قطعات مستعمل و معیوب برای به حداقل رساندنِ میزان آلودگی ناوگان اتوبوسرانی از جمله تدابیری است که به این منظور اتخاذ شده است. به علاوه بازسازی و اورهال بالغ بر ۵۱۰ دستگاه اتوبوس در بخش خصوصی و عمومی به پایان رسیده و تعداد ۱۴۵ دستگاه دیگر نیز در حال انجام است. همچنین شرکت بهرهبرداری مترو در این روزها حداکثر توان ناوگان ریلی خود را به کار گرفتهاند و کارکنان مرکز کنترل مترو نظارت مضاعف به عمل میآورند تا ایستگاههایی که ازدحام بیشتری دارند با کاهش سرفاصله قطارهای منتهی به آن ایستگاه نسبت به مسافرگیری و جابهجایی مسافران آن ایستگاه اقدام کنند. ضمن اینکه نیروهای عملیاتی و کنترل و نظارتی مترو با حداکثر ظرفیت در ایستگاهها و خطوط مرکز کنترل مشغول به فعالیت هستند. شرکت بهرهبرداری مترو سعی میکند با خدماترسانی هرچه بهتر، شهروندان تهرانی را برای استفاده بیشتر از مترو تشویق کند.»
همچنین محسن هرمزی، مدیرعامل هلدینگ شرکت راهآهن شهری تهران و حومه (مترو) در رابطه با برنامه کاهش آلودگی هوا به «پیام ما» گفته بود: «ما در تلاش هستیم که ایستگاههای نیمهکاره را هر چه سریعتر به بهرهبرداری برسانیم و زیرساختهای مترو را افزایش دهیم تا از بار حمل و نقل شهری و آلودگی هوای تهران بکاهیم. هلدینگ متروی شهر تهران از طریق شرکت بهرهبرداری در حال تشویق مردم به استفاده از حمل و نقل عمومی است و همچنین بنا دارد خط ۶ متروی تهران را راهاندازی کند.»
کاهش هزینه بلیت مترو اتوبوس از دیگر راهکارها برای استفاده مردم از حمل و نقل عمومی در روزهای آلوده است. اما علیرضا زاکانی، شهردار تهران، روز شنبه در حاشیه مراسم آغاز عملیات احداث و تکمیل ۲۳ تقاطع غیرهمسطح درباره ابلاغ نشدن مصوبه کاهش هزینه بلیت مترو و اتوبوس طبق مصوبه شهرداری در روزهای آلودگی هوا گفت: این مصوبه را با تمام وجود پذیرفتیم اما به دلیل اینکه زیرساختهای این مسئله مهیا نشده بود، فعلا نتوانستهایم اجرا کنیم.
مقصر خودرو است
تمام این مشکلات و آلودگی هوا در حالی رخ می دهد که ما قانون جامع هوای پاک را داریم اما به نظر میرسد دستگاههای متولی به اجرای مفاد این قانون بیتوجه هستند، اما معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هفته گذشته در حاشیه جلسه هیئت دولت اعلام کرده بود: دولت با رویکردی جامع به سمت و سویی رفت که تمام دستگاههایی که در قانون هوای پاک وظیفه دارند مکلف هستند، کار خود را انجام دهند.
علی سلاجقه گفت: ۱۱ دستگاه اصلی در قانون هوای پاک مسئولیتهای مهمی را پذیرفتند و حتماً تا پایان سال ۱۴۰۱ شاهد اتفاقهای خوبی درباره اجرای این قانون خواهیم بود.
او همچنین درباره تخصیص اعتبارات لازم برای اجرای قانون هوای پاک عنوان کرد: بعضی از دستگاهها مانند وزارت نفت در بحث سوخت و یا وزارت صمت تأثیرات مهمتری در قانون هوای پاک دارند و طبعاً اعتبارات بیشتری نیز به دلیل نوع مسئولیت این دستگاهها لازم است در نظر گرفته شود.
با این حساب نوک پیکان آلودگی هوا به سمت سوخت و خودرو است البته نباید در این میان یک موضوع مهم را فراموش کرد و آن به حداقل رسیدن توان اکولوژیک شهری مانند تهران است، در واقع طبیعت به صورت طبیعی توان خودپالایی دارد یعنی میتواند آلودگیها را تا حد زیادی در خود هضم کند اما عملکرد ما انسانها این توان را از طبیعت گرفته و توان خودپالایی به پایینترین حد ممکن رسیده است، با یک مثال شاید راحتتر این مسئله جا بیفتد مثلا شاید ۱۰ سال پیش هوا میتوانست آلودگی خودروها را به مدت مثلا یک هفته در خود هضم کند اما اکنون یک روز هم دوام نمیآورد و به محض پایداری و سکون در جو، آلودگی به مرز ناسالم برای تمام گروهها میرسد، این موقع است که تمام امیدمان به وزش باد است تا آلودگی را متواری کند.
سرپرست دفتر هوا و اقلیم سازمان حفاظت محیطزیست درباره علت آلودگی هوا به خبرنگار محیط زیست ایرنا گفته بود: علت آلودگی هوا امسال هم مانند سالهای قبل، تردد زیاد خودروها در سطح شهر است، فقط کافی است یک سر به خیابانها بزنید و ترافیک را ببینید؛ این در حالی است که حجم زیادی از این خودروها فرسوده و عامل انتشار آلودگی هستند، حال زمانی که در ترافیک درجا کار میکنند این انتشار تا پنج برابر نسبت به زمان حرکت بیشتر میشود.
سقوط ایران در عملکرد محیط زیستی
| پیام ما | طی سالهای اخیر مؤسسات و نهادهای گوناگون ملی و بینالمللی سعی کردهاند روشها و معیارهایی را جهت ارزیابی وضعیت محیط زیست ارائه کنند. برخی از این روشها نظیر شاخص عملکرد محیط زیستی صرفا به مسائل و عملکرد محیط زیستی کشورها توجه داشته است و برخی روشهای دیگر نظیر شاخص اهداف توسعه پایدار و شاخص رقابتپذیری پایدار جهانی با الهام از مفهوم توسعه پایدار علاوه بر معیارهای محیط زیستی به ملاحظات اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی برای رتبهبندی کشورها نظر داشتهاند. در ایران نیز مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۱۳99 با بهرهگیری از تجربیات جهانی و سیاستهای کلی نظام در حوزه محیط زیست اقدام به ارائه شاخصهایی کرد. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی با عنوان «بررسی شاخصهای ملی و بینالمللی سنجش عملکرد محیط زیستی و تحلیل جایگاه ایران» ضمن بررسی روشها و معیارهای مختلف ارائه شده در سالیان اخیر جهت ارزیابی عملکرد و وضعیت محیط زیستی کشورها، مزایا و معایب هر کدام از آنها را ارائه کرده و بر اساس شاخصهای بینالمللی، جایگاه ایران در سطح جهان و منطقه مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفته است.
ایران در سالیان اخیر با معضلات مختلف محیط زیستی نظیر آلودگی هوا، فرونشست زمین و تغییرات آب و هوایی روبهرو بوده است. در این راستا استفاده از روشهای مختلف سنجش عملکرد محیط زیستی موجب میشود بتوان تا حدی به تصویر روشنی از وضعیت گذشته و حال محیط زیست در ایران دست یافت. طی سالیان اخیر مؤسسات و نهادهای گوناگون ملی و بینالمللی سعی کردهاند شاخصها و معیارهایی را جهت سنجش عملکرد محیط زیستی کشورها ارائه کنند. این روشها اغلب تلاش کردهاند زیرشاخصهایی را در حوزههای مختلف محیط زیستی تعیین کرده و بر اساس آنها امتیازدهی انجام دهند که خروجی آن اغلب یک نمره نهایی برای هر کشور است که بر مبنای آن کشورها رتبهبندی میشوند.
در مجموع در شاخصهای رقابتپذیری پایدار، سرمایه طبیعی، مدیریت و بهرهوری منابع و شاخص عملکرد محیط زیستی نمره ایران کمتر از میانگین جهانی بوده اما در شاخص توسعه انسانی محیط زیستی وضعیت ایران بالاتر از میانگین جهانی قرار دارد
بر اساس این گزارش یکی از این شاخصها، شاخص عملکرد محیط زیستی (EPI) است که با همکاری مرکز قوانین و سیاستهای محیط زیستی دانشگاه ییل و مرکز بینالمللی شبکه اطلاعات علوم زمین دانشگاه کلمبیا از سوی مجمع جهانی اقتصاد تهیه میشود. مسعود رضایی و الهه سلیمانی نگارندگان گزارش در این باره نوشتهاند: «از سال ۲006 تاکنون 9 گزارش به طور دوسالانه منتشر شده که تقریبا در هر گزارش تغییراتی در ساختار، شاخصها، وزن شاخصها، نحوه محاسبه و تعداد کشورها با توجه به دسترسی اطلاعات و تغییر دیدگاه و تعمیق درک مسائل محیط زیستی مشاهده میشود. به عنوان مثال در گزارش 2020 دو هدف اصلی سلامت محیط زیستی و سرزندگی اکوسیستم جهت سنجش مدنظر قرار داشته اما در گزارش 2022 علاوه بر دو هدف فوق، خط مشی اقلیمی به عنوان یک هدف اصلی اضافه شده است؛ در گزارش 2020 تغییر اقلیم به عنوان یک زیرگروه ذیل سرزندگی اکوسیستم مدنظر قرار گرفته بود. علاوه بر این درباره تغییر اقلیم پیش از این هشت شاخص مدنظر قرار داشت که شاخص انتشار گازهای گلخانهای پیشبینی شده در 2050 به آنها اضافه شده است. همچنین در گزارش ۲0۲0 در زیرگروه کیفیت هوا سه شاخص مدنظر قرار گرفته بود که در گزارش 2022 چهار شاخص قرار گرفتن در معرض NOX ، قرار گرفتن در معرض SO2، قرار گرفتن در معرض CH4 و قرار گرفتن در معرض VOC به آنها اضافه شده است. این تغییرات بیانگر توجه ویژه به مسئله تغییر اقلیم و به ویژه رویکرد و برنامه آتی کشورها به این موضوع در گزارش اخیر است.»
در زیر گروه کیفیت هوا در سه شاخص قرار گرفتن در معرض NOX، قرار گرفتن در معرض SO2 و قرار گرفتن در معرض CO ایران نمره و رتبه ضعیفی دارد. این در حالی است که بر اساس اطلاعات سیاهه انتشار در کلانشهرهای کشور، دو آلاینده ذرات گردو غبار و اوزون عامل اصلی آلایندگی هستند و آلایندههایNOX ، SO2 وCO در کلانشهرهای کشور غالباً در دامنه مجاز قرار دارند
شاخص رقابتپذیری پایدار جهانی (GSCI) از دیگر شاخصهایی است که این گزارش به آن توجه نشان داده است. زمانی که از رقابتپذیری پایدار سخن میگوییم از دیدگاه نگارندگان این گزارش به معنای «توانایی تولید و حفظ ثروت فراگیر بدون کاهش توانایی آینده برای حفظ یا افزایش سطح ثروت فعلی است. این شاخص بر اساس آخرین دادههای عملکرد موجود و روندهای 10 سال گذشته محاسبه میشود. در هر محور نمره از صفر تا 100 محاسبه شده و 100 به معنای بهترین وضعیت و در مقابل صفر بدترین شرایط را نشان میدهد.»
محورهای اصلی شاخص رقابتپذیری پایدار جهانی در 5 مورد قابل دستهبندی است که شامل سرمایه طبیعی به معنای در دسترس بودن منابع و سطح تخریب آنها، سرمایه اجتماعی یعنی امنیت، آزادی، برابری، سلامت، رضایت از زندگی و تسهیلکنندگی در توسعه، بهرهوری منابع به معنای کارایی استفاده از منابع موجود به عنوان اندازهگیری رقابتپذیری عملیاتی در جهانی با محدودیت منابع، سرمایه فکری یعنی توانایی تولید ثروت و شغل از طریق نوآوری و صنایع با ارزش افزوده در بازار جهانی و در نهایت عملکرد حکمرانی به معنای ایجاد چارچوب برای تولید ثروت پایدار از طریق تخصیص منابع، زیرساختها، بازار و هدایت ساختار اشتغال میشود.
سومین شاخص مدنظر این گزارش شاخصهای اهداف توسعه پایدار است که در شرح آن آمده است: «اهداف توسعه هزاره هشت، هدف مشترک جهانی بودند که در سال 2000 در سازمان ملل بر سر آنها توافق شد تا سال 2015 تامین شوند. در هشت هدف مذکور صرفا هدف هفتم با عنوان تضمین پایداری محیط زیست به این مقوله پرداخته بود. جهت ارزیابی دستیابی کشورها به این اهداف 60 شاخص مشخص شده بود که 9 شاخص به مسائل محیط زیست مرتبط بود.»
شاخص توسعه انسانی چهارمین شاخص است که معیار سنجیدن توسعه در هر کشور را بر اساس معیارهای امید به زندگی و دسترسی به دانش و درآمد سرانه محاسبه میکند. در همین راستا برآورد توسعه یک کشور بر اساس گزارش توسعه انسانی برنامه توسعه سازمان ملل متحد انجام میشود که در آن کشورها به طور سالانه در شاخصهای مختلفی مانند شاخصهای آموزشی، بهداشتی، اقتصادی، اجتماعی، محیط زیست و … مورد مقایسه قرار گرفته و در گروههایی با عناوین کشورهای با توسعه انسانی بسیار زیاد، کشورهای با توسعه انسانی زیاد، کشورهای با توسعه انسانی متوسط و کشورهای با توسعه انسانی کم (پایین) دستهبندی شدهاند. این شاخص البته از نظر نگارندگان گزارش «بررسی شاخصهای ملی و بینالمللی سنجش عملکرد محیط زیستی و تحلیل جایگاه ایران» به دلیل نادیده گرفتن اثرات محیط زیستی مورد انتقاد قرار گرفته است. آنها در این زمینه مینویسند: «جهانی که ما در آن زندگی میکنیم طی دهههای اخیر به شدت تغییر کرده و جهانی با سرمایه طبیعی فراوان و سرمایه انسانی اندک به جهانی با سرمایه طبیعی ناچیز و سرمایه انسانساز فراوان تبدیل شده است. برای ارزیابی توسعه انسانی، تاثیرات اکولوژیکی ناشی از رفتار انسان مانند گرم شدن کره زمین و تخریب منابع باید در نظر گرفته شود. بنابراین روشهای ارزیابی توسعه انسانی باید تغییر کند تا ویژگیهای دنیای جدید را منعکس کند.» آنها میافزایند: «برخی از کشورهای توسعهیافته که هم مقادیر بزرگ شاخص توسعه انسانی و هم اثرات محیط زیستی قابلتوجه دارند، نباید به عنوان الگوهای توسعه انسانی در نظر گرفته شوند زیرا دستیابی به توسعه مورد نظر توسط سایر کشورها و نسلهای آینده بدون اثرات محیط زیستی و اکولوژیکی بیشتر قابل تکرار نیست. بنابراین ضرورت دارد اثرات محیط زیست و اکولوژیکی به روشی مناسب در ارزیابی توسعه انسانی مدنظر قرار گیرد تا بتوانیم به الگوهای واقعی توسعه انسانی دست یابیم.» به همین منظور است که برنامه توسعه سازمان ملل شاخص تجربی توسعه انسانی تعدیل شده محیط زیستی را در سال 2020 ارائه کرد و در آن انتشار CO2 و رد پای مواد را با دو سطح 0 و 1 مورد سنجش قرار داد، به این معنا که عدد بزرگتر به معنای فشار کمتر بر محیط زیست است. از نظر مسعود رضایی و الهه سلیمانی، نگارندگان این گزارش، هدف این شاخص تشویق کشورها به پیشبرد توسعه اقتصادی-اجتماعی و کاهش فشار بر کره زمین به طور همزمان است.
شاخصهای محیط زیستی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام بخش دیگری از این گزارش است که در این باره آمده است: «مجمع تشخیص مصلحت نظام با تلفیق شاخصهای اهداف توسعه پایدار و شاخصهای عملکرد محیط زیستی، شاخصهای محیط زیستی را متناسب با نیاز کشور و حفظ ماهیت شاخصها برای ایران تصویب کرده است.» معیارهایی که در این زمینه مدنظر قرار گرفتهاند شامل مواردی مانند ارتباط (شاخص به وضوح موضوعات محیط زیست با سیاستهای کلی در ارتباط باشد)، جهتگیری عملکرد (ارزیابی شرایط محدود دستاوردهای معین)، شفافیت(تامین شاخص اندازهگیری اصولی و واضحی که توانایی ارزیابی در طول زمان را دارد و با توجه به منابع دادهها و روشهای اندازهگیری شفاف است) و کفایت دادهها(ارائهدهنده بودن بهترین مقادیر موجود) میشود.
از نظر نویسندگان گزارش، شاخصهای محیط زیستی مصوب مجمع تشخیص هر چند سعی کرده است تلفیقی از اهداف توسعه پایدار و شاخص عملکرد محیط زیستی ارائه کند اما بررسی این شاخصها بیانگر برخی ابهامات است. آنها در این باره توضیح میدهند: «در زیر موضوع کیفیت هوا، غلظت ذرات آلاینده هوا PM10 به عنوان یکی از شاخصها معرفی شده است، در حالی است که بررسی هوای کلانشهرها طی سالهای اخیر بیانگر آن است که عامل اصلی آلودگی هوا PM2.5 است. در هر دو روش ارزیابی اهداف توسعه پایدار و شاخص عملکرد محیط زیستی نیز همین آلاینده مدنظر قرار داشته است. علاوه بر این طی سالهای اخیر در فصل گرم سال آلاینده اوزون به یکی از آلایندههای جدی در کلانشهر تهران تبدیل شده که بهتر است در این ارزیابی مورد توجه قرار گیرد.»
در این گزارش همچنین آمده است: «در زیر موضوع دگرگونی آب و هوا میزان انتشار دیاکسید کربن به ازای تولید برق و شدت انتشار دیاکسید کربن صنعت به عنوان دو شاخص معرفی شده است. در حالی که چنین شاخصهایی در روشهای ارزیابی اهداف توسعه پایدار و شاخص عملکرد محیط زیستی وجود نداشتهاند و از شاخصهای مناسبتری نظیر نرخ رشد CO2، نرخ رشد CH4، تولید CO2 از پوشش زمین و… استفاده شده است.»
به گفته مسعود رضایی و الهه سلیمانی در شاخصهای محیط زیستی مصوب مجمع تشخیص همچنین در زیر موضوع کمیت آب، درصد تنش آبی به عنوان یک شاخص معرفی شده و در توضیح آن آمده است که درصدی از مناطق کشور هستند که استفاده منابع آبی در آنجا بیش از حد صورت گرفته است. این در حالی است که از نظر نگارندگان این گزارش «در این شاخص این ابهام وجود دارد که منظور مساحت این مناطق بوده یا جمعیت مسکونی این مناطق؟ آیا قرار است تنش آبی به تفکیک مناطق مختلف تعیین شود؟ این مناطق قرار است به صورت استانی تعیین شود یا بر مبنای حوضههای آبریزی و آبخیزی؟»
در زیر موضوع کشاورزی بهرهوری استفاده از کود آلی و شیمیایی به عنوان یک شاخص ارزیابی مجمع تشخیص معرفی شده است. این در حالی است که مسعود رضایی و الهه سلیمانی معتقدند «این شاخص بیانگر رشد بخش کشاورزی است. هر چند این موضوع به طور غیرمستقیم بر محیط زیست موثر است. در روشهای ارزیابی عملکرد محیط زیستی جهانی به شاخص مدیریت پایدار نیتروژن توجه شده که میتواند جایگزین شاخص فوق شود.»
از نگاه نگارندگان این گزارش همچنین هر چند شاخصهای محیط زیستی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام به تبعیت از شاخص عملکرد محیط زیستی در سه سطح موضوع، زیر موضوع و شاخص روشی را پیشنهاد داده است اما فاقد وزندهی مشخص برای شاخصهای مربوطه است که رسیدن به نمره واحد را غیرممکن میکند.
جایگاه ایران در شاخصهای محیط زیستی
مقایسه وضعیت محیط زیست ایران با برخی کشورهای منطقه میتواند تصویر بهتری به ما دهد. طی سالهای 2006 تا 2022 جایگاه ایران در شاخص عملکرد محیط زیستی از رتبه 67 در سال 2020 به رتبه 133 در سال 2022 افت کرده است. در گزارش «بررسی شاخصهای ملی و بینالمللی سنجش عملکرد محیط زیستی و تحلیل جایگاه ایران» آمده است: «در زیرگروه کیفیت هوا در سه شاخص قرار گرفتن در معرض NOX، قرار گرفتن در معرض SO2 و قرار گرفتن در معرض CO ایران نمره و رتبه ضعیفی دارد. این در حالی است که بر اساس اطلاعات سیاهه انتشار در کلانشهرهای کشور، دو آلاینده ذرات گرد و غبار و اوزون عامل اصلی آلایندگی هستند و آلایندههایNOX ، SO2 وCO در کلانشهرهای کشور غالباً در دامنه مجاز قرار دارند. این موضوع را شاید بتوان به عدم ارائه اطلاعات مناسب از طرف کشور در این باره نسبت داد. چنانکه در مورد شاخص قرار گرفتن در معرض NOX عملا نمرهای ثبت نشده است.»
ایران از نظر نرخ رشد شدت گازهای گلخانهای هم وضعیت مناسبی ندارد و در رتبه 171 قرار گرفته است که به نظر مسعود رضایی و الهه سلیمانی این تنزل رتبه را علاوه بر انتشار گازهای گلخانهای میتوان به کاهش تولید ناخالص داخلی طی سالیان اخیر در کنار فقدان برنامه مشخص برای رفع این معضل دانست.
کمترین رتبه جهانی در مدیریت و بهرهوری منابع
در شاخص رقابتپذیری پایدار جهانی دو عامل سرمایه طبیعی و بهرهوری منابع به طور مستقیم با محیط زیست مرتبط است. نکته قابل تامل این است که برخلاف تصور عمومی ایران در زیرشاخص سرمایه طبیعی ایران رتبه نه چندان مطلوب 101 را دارد که اگر آن را در کنار نمره 4/۲۳ کشورمان در شاخص مدیریت و بهرهوری منابع که کمترین نمره را در بین کشورهای جهان دارد بگذاریم به درکی کلی از وضعیت خود در این حوزه میرسیم. این گزارش در این باره مینویسد: «این مسئله بیانگر عدم توجه به مدیریت صحیح منابع در کشور ما است.»
گزارش «بررسی شاخصهای ملی و بینالمللی سنجش عملکرد محیط زیستی و تحلیل جایگاه ایران» با نگاهی به وضعیت ایران در تمام این شاخصها نتیجه میگیرد: «در مجموع در شاخص های رقابتپذیری پایدار، سرمایه طبیعی، مدیریت و بهرهوری منابع و شاخص عملکرد محیط زیستی نمره ایران کمتر از میانگین جهانی بوده اما در شاخص توسعه انسانی محیط زیستی وضعیت ایران بالاتر از میانگین جهانی قرار دارد.»
مسعود رضایی و الهه سلیمانی همچنین گرچه شاخصهای محیط زیستی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام را قدمی مثبت ارزیابی میکنند، با این حال آنها معتقدند: «باید با استفاده از تجربههای جهانی ارائه شده، روش ملی سنجش عملکرد محیط زیستی با شاخصهایی شفاف و سنجشپذیر ارائه شود. علاوه بر این لازم است سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور به طول سالانه بر اساس این روش ملی سنجش عملکرد، امتیاز محیط زیستی کشور را در بخشهای مختلف برآورد و منتشر کند.»
جزیره کیش میزبان نمایشگاه بینالمللی شهر پایدار
|پیام ما|نخستین نمایشگاه بینالمللی شهر پایدار ششم تا نهم بهمن در مرکز همایشها و نمایشگاههای بینالمللی کیش برگزار میشود. به گزارش ستاد خبری نخستین نمایشگاه بینالمللی شهر پایدار، این رویداد با مشارکت بیش از ۲۸۰ شرکتکننده شامل وزارتخانهها، دانشگاهها، استانداریها، شهرداری تهران، کلانشهرها و مراکز استانها، مناطق آزاد، شهرهای جدید، بانکها، بیمهها، صنایع سبز، خودروسازها، اپراتورها، شرکتهای دانشبنیان، شرکتهای زیرساختها و تجهیزات هوشمند در مساحتی بالغ بر ۲۱ هزار متر مربع فضای نمایشگاهی در کیش برگزار خواهد شد. «دولت هوشمند»، «مدیریت شهری هوشمند»، «اقتصاد پایدار»، «انرژیهای سبز»، «اقتصاد پایدار» و «امنیت در شهرهای هوشمند» از جمله محورهای این نمایشگاه است. ارائه آخرین دستاوردهای فناوری روز حوزه شهرهای پایدار و هوشمند، بررسی نقش مدیریت ساخت و ساز در توانمندسازی، توسعه زیرساختهای حمل و نقل در راستای هوشمندسازی آن، ایجاد فضا و بستر مناسب برای شرکتهای دانشبنیان به منظور بهرهگیری بیشتر از علوم و فنون روز، ایجاد بستر مناسب برای تبادل دانش و فناوری نو، حفظ سلامت محیط زیست و اکوسیستم زمین، معرفی دستاوردها، ظرفیتها و توانمندیهای شرکتها، نهادها و سازمانهای داخلی و خارجی در زمینه حمل و نقل عمومی پایدار و صنایع وابسته، توسعه بازار شهری هوشمند، عقد قراردادهای بازرگانی در زمینه شهرهای هوشمند با شرکتها، گسترش تعامل با سایر کشورها و استفاده از دستاوردها و تجربیات موفق آنها، جذب و هدایت سرمایههای داخلی و خارجی جهت ورود به پروژههای شهر پایدار به منظور توسعه آنها اهداف این نمایشگاه عنوان شده است.

«مارینا» برای نجات جنگلهای بارانی آمد
مردم برزیل به حفظ جنگلهای بارانی امیدوارتر شدهاند. با انتخاب مارینا سیلوا، که روزگاری همراه «چیکو مندس»، چهره شناخته شده کارگری و فعال حامی جنگلها بود، وزارت محیط روزگاری نو را تجربه خواهد کرد. چه آنکه در چهار سال گذشته، تخریب جنگلهای آمازون گسترش یافته و همه این را به نام رئیس جمهور بولسونارو نوشتهاند. سیلوا که پیش از این هم در این سمت قرار داشته، با فعالیتهای خود خشم طرفداران قدرتمند کشاورزی و محصولات تراریخته را برانگیخته بود. این فعال سبز اکنون قرار است به عنوان وزیر محیط زیست برزیل بازگردد و وظیفه اجرای تعهد دولت چپ جدید برای توقف جنگلزدایی در جنگلهای بارانی آمازون تا پایان دهه را برعهده بگیرد.
مارینا سیلوا، فعال برجسته به عنوان وزیر محیط زیست بازگشت. لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا که ابتدای ژانویه بر صندلی ریاست جمهوری مینشیند، ماریا سیلوا را وزیر محیط زیست خود کرده است. این انتخاب البته برای برزیلیها قابل پیشبینی بود. 29 دسامبر، سیلوا، بهطور رسمی به عنوان وزیر محیط زیست دولت لولا معرفی شد.
لوموند با انتشار گزارشی درباره کابینه جدید برزیل نوشته است: برای «مارینا» که برزیلیها به این نام میشناسندش، این انتخاب بازگشتی چندوجهی است. در درجه نخست، از این نظر که او قبلا بین سالهای 2003 تا 2008 وزارت محیط زیست را اداره میکرد. مارینا در آن زمان در جایگاه وزیر، مجموعهای از سیاستهای جسورانه را برای کاهش جنگلزدایی در جنگلهای آمازون اعمال کرد. نتیجه تماشایی بود: در طول یک دهه، جنگلزدایی 80 درصد کاهش یافت. او با پیگیری اهداف محیط زیستی، تمجیدهای بینالمللی را به دست آورد.
بولسونارو، ناسیونالیست راست افراطی از سوی مبارزان انتخاباتی متهم شده است که در طول دوره چهار ساله ریاست جمهوری خود که در 31 دسامبر به پایان میرسد، به قاچاقچیان چوب، معدنچیان و دامداران برای قطع غیرقانونی درختان و آتشسوزی جنگلهای آمازون چراغ سبز نشان داده است. گروههای حقوق بشری هم میگویند که در این مدت تهاجم به سرزمینهای بومی افزایش یافته است
این دیدار به خود لولا هم مربوط بود. این دو سیاستمدار روز پنجشنبه، بهگرمی یکدیگر را در آغوش گرفتند که نمادی از پایان یک اختلاف 15 ساله بود. خانم سیلوا در سال 2008، به دلیل درگیریهایی با اعضای کابینه درباره محیط زیست از دولت لولا کنار کشید و با پاره کردن کارت حزب کارگران (PT) به یک مخالف تبدیل شد. او با کاشت محصولات اصلاح شده ژنتیکی و برنامههایی برای توسعه زیرساختهای بزرگ در آمازون مخالفت کرده بود.
سه دوره کاندیداتوری برای ریاست جمهوری
در آن زمان، خانم سیلوا از سوی متحدان سابقش مورد حمله قرار گرفته و آنها «لجاجت» او را به سخره گرفتند. این فعال محیط زیست، سه بار با سرسختی برای ریاست جمهوری کاندیدا شد، هر چند بدون موفقیت؛ در سال 2018 فقط یک درصد از آرا به او اختصاص داشت. سرانجام او خسته از مبارزات سیاسی، در حالی که با انتخاب مجدد ژائیر بولسونارو، رئیس جمهور راست افراطی تهدید شده بود، قاطعانه از نامزدی لولا در سال 2022 حمایت کرد.
سیلوا عمیقا به محیط زیست متعهد است. این فعال 64 ساله که بومی ایالت کوچک «آکر» در آمازون است، در میان قبایل بسیار فقیر «سرینگیرو» رشد کرد که معیشتشان با جمعآوری صمغ درختان کائوچو تامین میشد. او در دوران کودکیاش، گرسنگی، مالاریا و هپاتیت و همینطور مسمومیت با جیوه، سرب و آهن را تجربه کرد. در دهه 1980، قدم به وادی سیاست گذاشت و به چیکو مندس، فعال محیط زیست افسانهای پیوست. مندس که ترویجگر حمایت از جنگلهای بارانی آمازون بود، در همراهی با اعضای اتحادیه کارگران کائوچوسازی، از دولت خواست تا قوانینی برای کنترل استفاده مردم از درختان و توقف تخریب جنگلها وضع کند. او البته در سال 1988 کشته شد.
مارسل برشتین، استاد مرکز توسعه پایدار در دانشگاه برازیلیا، میگوید: «خانم سیلوا میتواند با ترکیب تواناییهای مختلف، امکان بازسازی سیاست محیط زیستی را فراهم کند. در حالی که در طول چهار سال ریاست جمهوری بولسونارو، محیط زیست ویران شده و 45 هزار کیلومتر مربع از جنگلهای آمازون از دست رفته، این ویژگی، برای برزیل یک ضرورت است.»
با اینکه بهنظر میرسید درباره مارینا اجماع وجود دارد، زمان زیادی طول کشید تا انتخاب شود. بسیاری از اعضای حزب کارگران ترجیح میدادند که او به عنوان فردی جداشده از حزب، به پستی فنی مانند ریاست آژانس جدید آب و هوا تنزل داده شود
دردسر مذاکرات دولتی
با اینکه بهنظر میرسید درباره مارینا اجماع وجود دارد، زمان زیادی طول کشید تا انتخاب شود. بسیاری از اعضای حزب کارگران ترجیح میدادند که او به عنوان فردی جداشده از حزب، به پستی فنی مانند ریاست آژانس جدید آب و هوا تنزل داده شود.
صندلی وزارت محیط زیست حتی برای مدتی به سناتور سیمون تبت پیشنهاد شده بود؛ کسی که قبل از تایید نامزدی لولا، در انتخابات ریاست جمهوری اکتبر سوم شد. با این حال، از آنجا که سازمانهای غیردولتی سالها خانم تبت را به دلیل نزدیکی به تجارت کشاورزی و خصومت با سرزمین مادری محکوم میکردند، این گزینه رد شد.
در حال حاضر وزارت محیط زیست موقعیت خاصی نیست: از زمان پیروزی 30 اکتبر، مذاکرات دولت به یک دردسر تبدیل شده است. از آنجا که کنگره در اکثریت نیست، رئیس جمهور منتخب باید با دهها گروه سیاسی سروکار داشته باشد. بههمین دلیل، لولا برای راضی نگه داشتن همه، چارهای جز افزایش تعداد وزارتخانهها نداشت. در حال حاضر 37 نفر بر صندلی وزارت نشستهاند، در حالی که دولت فعلی 23 جایگاه برای این منظور داشت.
22 دسامبر، لولا خسته از این چالشها گفته بود: «تشکیل دولت، از پیروزی در انتخابات دشوارتر است.» با این وجود، او بهعنوان یک سیاستمدار ماهر، چندین انتصاب نمادین را مدیریت کرد. کابینه آینده شامل چندین چهره برجسته سیاهپوست است؛ مثل وکیل سیلویو آلمیدای در جایگاه وزیر حقوق بشر، مارگارت منزز بازیگر در جایگاه وزیر فرهنگ و آنیل فرانکو به عنوان وزیر برابری نژادی. آنیل خواهر ماریل فرانکو، عضو شورای شهر ریو است که سال 2018 ترور شد. لولا علاوه بر این یک وزارت جدید و بسیار نمادین برای مردمان بومی به ریاست سونیا گوجاجارا ایجاد کرد که شخصیت برجستهای در مبارزه برای حقوق بومیان است.
مارینا، فعال سبز
سیلوا در روزهای گذشته در گفتوگویی با فایننشالتایمز گفت که برزیل میتواند بدون تسطیح درختان هم کشوری پیشرو در کشاورزی باشد و تولیدات خود را افزایش دهد.
دانشمندان هشدار دادهاند این جنگلها که به دلیل توانایی جذب دیاکسید کربن یک حائل طبیعی در برابر تغییر اقلیم است، با افزایش گرما توانایی کمتری برای ذخیره CO2 خواهد داشت.
بولسونارو، ناسیونالیست راست افراطی از سوی مبارزان انتخاباتی متهم شده است که در طول دوره چهار ساله ریاست جمهوری خود که در 31 دسامبر به پایان میرسد، به قاچاقچیان چوب، معدنچیان و دامداران برای قطع غیرقانونی درختان و آتشسوزی جنگلهای آمازون چراغ سبز نشان داده است. گروههای حقوق بشری هم میگویند که در این مدت تهاجم به سرزمینهای بومی افزایش یافته است.
بر اساس دادههای آژانس ملی تحقیقات فضایی برزیل، بیشتر از 11 هزار و 500 کیلومتر مربع از جنگلهای آمازون، یعنی وسعتی به اندازه کشور قطر، بین 1 اوت 2021 تا 31 ژوئیه 2022 با خاک یکسان شد.
در طول دوران ریاست جمهوری بولسونارو، متوسط جنگلزدایی سالانه در آمازون تقریبا 60 درصد بیشتر از چهار سال گذشته بود.
فعالان محیط زیست امیدوارند سیلوا که تا قبل از 16 سالگی بیسواد بوده، بتواند موفقیت گذشته خود را در مهار ویرانی جنگلها تکرار کند.
لیندرو راموس، مدیر کمپین «صلح سبز» برزیل میگوید: «مارینا باید آنچه را که در گذشته کارآمد بود، بازگرداند. او باید با نگاه به آینده، چالشهای محیط زیستی آمازون را تشخیص دهد، چراکه این چالشها اکنون، فوریتر و پیچیدهتر از زمانی است که او سالها پیش در این مقام بود.»
یکی از اهداف اصلی سیلوا، که بهتازگی به عنوان قانونگذار فدرال در ایالت سائوپائولو انتخاب شده، بازسازی سازمانهای بازرسی و اجرای محیط زیست است که تحت دولت فعلی دچار کاهش بودجه شدهاند.
اریکا برنگوئر، محقق ارشد در دانشگاه آکسفورد و دانشگاه لنکستر، میگوید که سیلوا وارث یک وزارتخانه «کاملاً ضعیف» خواهد بود. آن هم در حالی که در 15 تا 20 سال گذشته همهچیز تغییر کرده است و اکنون شاهد افزایش نفوذ تخریب سازمانیافته در آمازون هستیم.
«ماریا سیلوا باید سخت بجنگد»
با این حال تغییرات نسبی است. دولت جدید فقط 11 زن و 26 مرد خواهد داشت. گروههای تشکیلاتی محافظهکار مانند حزب سوسیال دموکرات و اتحادیه برزیل، وزارتخانههای مهمی از جمله کشاورزی، انرژی، ارتباطات، گردشگری، حمل و نقل، شهرها و مهمتر از همه، برنامهریزی را به دست آوردهاند. این میان خانم تبت خود یکی از اعضای جنبش دموکراتیک برزیل است. وزارتخانههای کلیدی همچنان در دست «گارد قدیمی» است؛ مثل اقتصاد، امور خارجه، دادگستری، دفاع، آموزش و… .
در این شرایط درگیری بین وزرای جدید اجتنابناپذیر بهنظر میرسد. کارشناسان سیاسی میگویند مارینا سیلوا باید بهسختی در مقابل چندین چهره کلیدی، مبارزه کند. این گروه شامل کارلوس فاوارو، رئیس سابق انجمن قدرتمند تولیدکنندگان سویا در ایالت روستایی ماتو گروسو است که به وزارت کشاورزی منصوب شده.
با همه اینها، تا زمان تحلیف، همه بر اتحاد متمرکز شدهاند. این اتحاد با رفتن بولسونارو تسهیل میشود؛ رئیس جمهوری که در حال حاضر «مایوس» و «احتمالا افسرده» توصیف میشود و حتی قصد شرکت در مراسم تحلیف را ندارد.
سکوت پرسروصدای چند سیاستمدار شاخص
این تنها قول و فعل سیاستمداران نیست که سیاستورزی آنان را شکل میدهد و گاهی سکوت و انفعال یک سیاستمدار نیز خبرساز میشود و حتی میتواند همچون نوعی کنش سیاسی، تاثیرگذار باشد. هرچند این قاعده نانوشته لزوماً در مورد تمامی سیاستمداران مصداق ندارد و معمولاً آن سیاستمدارانی از چنین نفوذی در فضای سیاسی-رسانهای جامعه برخوردارند که پیشینه و کارنامهای درخور داشته باشند و علاوهبر آن، سیاستمدارانی باشند با سابقه فعالیت در سطوح ارشد. بجز اینها البته دستکم یه شرط دیگر نیز لازم است تا سکوت یک سیاستمدار با ویژگیهایی که اشاره شد، مورد توجه افکار عمومی و رسانهها قرار گیرد و ناظران و تحلیلگران سیاسی، این سکوت را بهنحوی حائز معنایی خاص ارزیابی کنند؛ شرطی که نه به آن سیاستمداران و پیشینه و کارنامه و سطح و جایگاهشان در جهان سیاست، بلکه مشخصاً به جهان سیاست مربوط است و آنچه در فضای عمومی و سیاسی جامعه میگذرد. به بیان دیگر، وقتی پرهیز خودخواسته یا ناخواسته و ناگزیر این سیاستمداران، مورد توجه قرار میگیرد و معنادار میشود که فضای حاکم بر جامعه، متفاوت از شرایط معمول باشد و رویدادی خاص در فضای سیاسی یا تحرک و جنبشی در سطح جامعه، ورود این چهرههای شاخص سیاسی به بحثی که در فضای عمومی درگرفته را بطلبد و سکوت این سیاستمداران را به تبدیل به مسئله کند. شرایطی شبیه به آنچه هماکنون نیز بهنحوی با آن مواجهیم و همین باعث شده سکوت برخی نخبگان سیاسی، بهویژه چند رئیسجمهوری پیشین کشور، زیر ذرهبین افکار عمومی و اصحاب رسانه قرار گیرد.
فرزند ارشد ایتالله هاشمی رفسنجانی با تاکید بر لزوم «جذب حداکثری و دفع حداقلی» گفت: متاسفانه امروزه دامنه دفع نهتنها ملی مذهبیها و روشنفکران، بلکه اصلاحطلبان و میانهروها را نیز شامل شده و حتی به عقلای اصولگرا نیز رسیده است
هفته پایانی شهریورماه امسال بود که جان باختن مهسا امینی، دختر 22 ساله اهل سقز استان کردستان، در حالی که در بازداشت گشت ارشاد بود، موجی از اعتراضات را در کشور به راه انداخت. در چنین شرایطی اما بهخصوص سه رئیس پیشین کشور و همچنین برخی از دیگر نیروهای شاخص سیاسی همچون رئیس سه دوره پیشین مجلس، برخلاف آنچه ظاهراً جامعه و افکار عمومی انتظار داشت و دارد، فعال نبودند. هرچند میزان فعالیت آنان یا به بیان دقیقتر چند و چون سکوتشان، مشابه یکدیگر نبوده و این تفاوتهای هرچند جزئی در نوع برخورد آنان با این اعتراضات، به موضوع بحث افکار عمومی و ناظران سیاسی تبدیل شده است.
بحثی درباره نوع مواجهه سید محمد خاتمی، محمود احمدینژاد و حسن روحانی و البته علی لاریجانی با اعتراضات سه، چهار ماه گذشته، در حالی که افکار عمومی از سه نفر نخست بهعنوان سه رئیسجمهوری پیشین مملکت و از نفر چهارم بهعنوان سیاستمداری که پیش از واگذاری کرسی ریاست مجلس به محمدباقر قالیباف، برای سه دوره متوالی رئیس مجلس شورای اسلامی بود، انتظار کنشی موثرتر داشت و در نتیجه هر کدام را از زاویهای به خاطر سکوت نسبیشان مورد انتقاد قرار داد. بهویژه آنکه به دلایل گوناگون نمیشد سکوت و پرهیز آنان از ورود به بحث داغ روز کشور را دارای معنایی ضمنی و غیرمستقیم برداشت کرد و در نتیجه اغلب ناظران به این باور رسیدند که هیچیک از این چهار نفر، وظیفهای را که بهعنوان منتخبان ملت در سالها و دهههای گذشته، بر دوش دارند، بجا نیاوردهاند. حال آنکه سیدمحمد خاتمی و حسن روحانی بهنسبت فعالتر و علی لاریجانی و بهخصوص محمود احمدینژاد کاملاً منفعل عمل کردهاند. چنانکه خاتمی تنها فردی بود که بهطور صریح و علنی به درگذشت مهسا امینی واکنش نشان داد و ۲۵ شهریورماه پس از اعلام رسمی خبر درگذشت این دختر جوان، در توییتی این خبر را «فاجعهای ناگوار» توصیف کرد که به تعبیر او، «درد آن تا مغز استخوان را میسوزاند.» رئیسجمهوری دولت اصلاحات همچنین در همان پیام توییتری دیدگاهش را درباره بحث «حجاب اجباری» که با مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، بهعنوان یکی از موضوعات محوری اعتراضات به بحث روز تبدیل شده بود، بازگو کرد؛ «آیا این فاجعه و رویدادهای پرتکرار مشابه آن کافی نیست که برای خدا، برای آبروی اسلام و رعایت انتظارات بهحق مردم و حال بدی که در تنگناهای معیشتی و مواجهه با انواع فسادهای ویرانگر و ناکارآمدیها دارند از این شیوه و رفتارهای خلاف قانون، منطق و شرع دست برداشته شود و بیش از این زمینه مشوه شدن چهره اسلام و نظام را فراهم نیاورند و با پدیدآورندگان این حوادث برخورد مناسب صورت گیرد؟!» اما پس از آن و در حالی که اعتراضات در ماههای بعد ادامه مییافت، دیگر خبر چندانی از او و بیان دیدگاههایش نبود تا هر چه پیش آمدیم، بیشتر و بیشتر مورد انتقاد قرار گیرد. خاتمی البته کاملاً هم در سکوت فرو نرفت و وقتی حدود دو ماه بعد، ادامه اعتراضات با سالروز گرامیداشت روز دانشجو همزمان شد، در پیامی که نیمه آذرماه خطاب به دانشجویان صادر کرد، به بیان نکاتی توام با توصیه و هشدار به حکومت و البته معترضان، بار دیگر خبرساز شد.
محمود احمدینژاد اما حتی به همین میزان هم واکنش نداشت و در تمام این مدت، طوری در سکوت فرو رفته که بیراه نیست اگر بگوییم آنچه اساساً این بحث را اینچنین در فضای عمومی داغ کرده، همین رفتار اوست. سکوتی که بهویژه به این دلیل بیشتر مورد توجه و البته انتقاد قرار گرفت که او اتفاقاً در این چند سال گذشته بهمراتب پرکارتر و پرسروصداتر از خاتمی، روحانی و لاریجانی بوده است. سکوتی که اخیراً صدای برخی یاران روزهای ریاستجمهوری و منتقدان روزهای پس از ریاستجمهوری احمدینژاد را نیز درآورده و در یکی از این واکنشهای رسانهای که از سوی مشاور رسانهای پیشین احمدینژاد شاهد بودیم، عبدالرضا داوری گفته که «او ترجیح داده در این برهه زمانی، نه مواضع ساختارشکنانه گذشته خود را تکرار کند و نه همچون یک چهره سیاسی وفادار، به رخدادهای اخیر واکنش نشان دهد.» او که مدعی شده در این مدت «حتی برخی دیدارهای مردمی احمدینژاد نیز بهدلایل نامعلوم لغو شده»، به وبسایت اقتصادنیوز گفته «حضور احمدینژاد در مجمع تشخیص باعث میشود در کمیسیونها شرکت کند و صاحبمنصبان را ببیند و بولتنها به دستش برسد و به همین دلیل برایش امری حیاتی است.» داوری که معتقد است «نوع سیاستورزی احمدینژاد، سیاستورزی اقتضایی است» و «بهجای موضعگیری بر اساس مبانی نظری و چارچوبهای سیاسیاش، به فضا نگاه میکند و مختصات خودش را در فضا به نحوی تعریف میکند که منافعش تامین شود»، گفته است: «نمیتوان توقع داشت که اگر احمدینژاد در یک دورهای در اعتراضات موضعگیری داشت الزاما بر اساس یک نقشه راه باشد.»
اما وضعیت روحانی نهتنها با احمدینژاد، بلکه با خاتمی نیز متفاوت است. او سالروز رحلت حضرت فاطمه (س) را بهانهای قرار داد تا بار دیگر در یکی از آن سلسلهنشستهایی که با اعضای دولتش برگزار میکند، به صحبت درباره زنان و حقوق و مسائل این گروه بزرگ اجتماعی بپردازد. روحانی در این نشست گفته است: «جمهوریت، اسلامیت و ایران، سه پایه اصلی انقلاب هستند؛ برای اینکه بخواهیم اسلام حفظ شود، باید جمهوریت را زنده نگه داریم. اگر جمهوریت از دست برود، اسلام صدمه میخورد و اگر این دو دچار آسیب شوند، ایران ضربه خواهد خورد.» روحانی با طرح پرسشهایی از جمله اینکه «آیا امروز وحدت حفظ شده یا شکاف در جامعه ایجاد شده؟»، گفته «ما باید به همه مردم ایران احترام بگذاریم و همه را جذب کنیم. تلاش ما این بود که اگر کسی معاند است، به تدریج تبدیل به مخالف شود و مخالف را تبدیل به موافق کنیم. الان چه میشود؟ موافق را کمکم میکنیم مخالف و مخالف میشود معاند.»
همین مواضع و مواضعی از این دست که اتفاقاً بیش از آنکه مورد استقبال شهروندان معترض قرار گیرد، با انتقاد آنان بهدلیل آنچه «محافظهکاری ناضرور» عنوان شد، مواجه شده اما هجمههایی شدید را علیه او در پی داشته است. هجمههایی که در آخرین نمونه، همین دیروز از سوی یکی از مشاوران رئیس کنونی مجلس صورت گرفت. آنجا که سید محمود رضوی در توییتی نوشت: «میتوان فرزند سرخه در استان سمنان بود اما پررو مثل سنگ پای قزوین بود! یک نفر به آقای روحانی یادآور شود، شما و دولت تبخیر امید بانی وضع موجود و مسبب کاهش مشارکت در دو انتخابات گذشته هستید، بهتر است کماکان سکوت پیشه کنید تا اتوی محاسن مبارک به هم نخورد!» هجمههایی که شاید بتوان آنها را از جمله دلایلی دانست که گاهی باعث میشود سیاستمداران شاخص، حتی اگر تمایل به کنش و فعالیت داشته باشند، ترجیح دهند که گوشهای نظارهگر اوضاع ساکت بمانند. جالب آنکه روز گذشته فرزند ارشد آیتالله هاشمی رفسنجانی، رئیسجمهوری فقید سالهای پس از جنگ تحمیلی نیز در گفتوگویی با ایسنا و در حاشیه صحبت از ویژگیهای اخلاقی سردار سلیمانی، اینکه این سردار شهید «خود را سرباز و مدافع همه مردم با هر گرایشی میدید»، دلیلی دانسته که «مردم با گرایشهای گوناگون به مراسم تشییعاش رفتند.» محسن هاشمی که با ابراز تاسف نسبتبه اینکه «در دهههای اخیر بهصورت مداوم گروههایی از قطار انقلاب پیاده و از صحنه سیاسی و مدیریتی حذف میشوند و غیرخودی تلقی میگردند»، گفته «در حالیکه نگرش حاج قاسم همانگونه که رهبری در سال ۱۳۸۸ تصریح کردند، بر جذب حداکثری و دفع حداقلی بود اما متاسفانه امروزه دامنه دفع نهتنها ملی مذهبیها و روشنفکران، بلکه اصلاحطلبان و میانهروها را نیز شامل شده و حتی به عقلای اصولگرا نیز رسیده و این دقیقا عکس نگاه حاج قاسم بود.» حال آنکه رئیس پیشین شورای شهر تهران، نیاز امروز ایران را «ترمیم شکافهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی» میداند. شکافهایی که به باور او، «اعتراضات اخیر نیز برخاسته از آن است.»
آلودگی هوا و انرژیهای تجدید پذیر
نیروگاههای ایران با سوخت فسیلی سالانه نزدیک به 180 میلیون تن دی اکسید کربن (CO2) منتشر میکنند. مازوت گوگرد بالایی دارد و در احتراق علاوه بر اکسیدهای گوگرد، سولفاتها، نیتراتها، ذرات معلق و دیگر گازهای سمی را منتشر میکند. مازوت تولیدی در ایران بیش از سه درصد گوگرد دارد. مازوت را میتوان با روشهای مختلف به سوخت با کیفیت بهتر مانند کک نفتی، گازوئیل یا بنزین تبدیل کرد، حدود ۱۵ تا ۳۰ درصد از نفت خام ورودی به پالایشگاههای ایران به مازوت تبدیل میشود. مازوت ایران پیشتر صادر میشد و در کشتیها و بهویژه کشتیهای امارات متحده عربی مصرف میشد که به دلیل قوانین زیست محیطی دریایی مصرف آن ممنوع شده است. درحالحاضر در نیروگاههای بخار، کارخانههای سیمان و بعضی از واحدهای صنعتی از مازوت استفاده میشود.
گسترش گازرسانی، توسعه صنایع گازسوز و پایین بودن راندمان نیروگاهها سبب افزایش مصرف گاز طبیعی شده و در مواقع سرد سال کمبود گاز بهانهای برای مصرف سوخت مازوت در نیروگاههای کشور است. از سوی دیگر، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر برای تولید برق مورد نیاز، انتشار گازهای گلخانهای و گازهای آلاینده را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. بنابراین، هزینههای محیط زیستی و بهداشتی در مجموع طبق برآورد وزارت نفت، در ۴ ماه سرد سال، مجموعا ۷.۲۳ میلیارد لیتر گازوئیل و ۴.۸۳ میلیارد لیتر در نیروگاهها سوزانده می شود تا با جبران کمبود سوخت گاز طبیعی در کشور، جریان تولید برق در فصل زمستان دچار اختلال نشود.
طبق آمار بورس انرژی قیمت هر لیتر گازوئیل و مازوت صادراتی ایران به ترتیب معادل ۰.۷۸ و ۰.۴۷ سنت است که در صورت سوزاندن آن در نیروگاهها در مجموع منجر به عدمالنفع ۸ میلیارد دلاری کشور می شود.
تقریبا همه خسارت حاصل از کمبود گاز در کشور در ماههای سرد سال را نیروگاهها با مصرف سوخت مایع پوشش میدهند.
تولید انرژی الکتریکی با استفاده از سوختهای فسیلی به طور قابل توجهی بیشتر از انرژی های تجدید پذیر است. در میان بهترین منابع انرژی تجدیدپذیر موجود، ایران از تابش خورشیدی بالا با حدود 300 روز صاف در سال و همچنین مساحت وسیعی از زمین در دسترس بهره می برد. این نشان میدهد که استفاده از سامانههای خورشیدی در ایران بسیار مقرون بهصرفه خواهد بود. با وجود این پتانسیل گسترده، بازار خورشیدی ایران بسیار توسعه نیافته باقی مانده است. ظرفیت نصب شده انرژی خورشیدی تا سال 1394 حدود 17.3 مگاوات (MW) بود. هر کیلووات ساعت برق خورشیدی میتوانست حدود 715 گرم CO2 را ذخیره کند. استفاده از فناوریهای انرژی خورشیدی در سراسر جهان در حال افزایش است که به دلیل پیشرفت فناوری تغییر سیاستها، نیاز فوری به کاهش اتکا به منابع انرژی فشرده کربن مانند زغال سنگ، نفت و گاز طبیعی و نیاز به کاهش انتشار گازهای گلخانه ای در اتمسفر است. در نتیجه، تولید برق و هر نوع انرژی مفید دیگر با استفاده از سامانههای خورشیدی میتواند از محیط زیست محافظت کند. بنابراین، برای دستیابی به آیندهای پایدار باید تا حد امکان و هر کجا که امکان دارد از انرژی خورشیدی به کار گرفته شوند.
تغییر اقلیم آثار مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت عمومی دارد. رویدادهای شدید آب و هوایی منفی، امواج گرما، گسترش بیماریهای عفونی و همچنین اثرات منفی بر کیفیت هوا و آب از آن دستهاند. در سال 1393 بخش تولید برق حدود 42 درصد از انرژی جهان را مصرف کرد. تخمین زده میشود که سهم تولید برق تا سال 2030 به 45 درصد افزایش یابد. نیروگاههای متعارف گازهای گلخانهای مانند CO2، NOx و SO2 تولید میکنند که از عوامل موثر در گرم شدن کره زمین هستند. انرژی خورشیدی یک کاهنده جذاب برای مقابله با تغییرات اقلیمی و گزینهای مناسب در ایجاد امکان توسعه کم کربن در ایران است که نزدیک به 300 روز آفتابی در سال دارد. از ایران به خوبی برای استفاده از پتانسیل خورشیدی عظیم خود، خورشیدی، قرار گرفته است. ادغام انرژی خورشیدی در ترکیب تولید انرژی کشور به کاهش مداوم انتشار گازهای گلخانهای و همچنین کاهش آلایندههای هوا کمک میکند. کشورهایی مانند ایران که پتانسیل بالایی از انرژی خورشیدی دارند انرژی باید از این منبع انرژی رایگان و در دسترس برای بخش قابل توجهی از تولید برق استفاده جدی و راهبردی کنند. آثار خارجی در مورد آلودگی هوا زیاد است. منبع انرژی خورشیدی هر چند معایبی مانند میزان کارایی پنلها، هزینه بالای نصب این فنآوریها دارد اما در مجموع منافع اقتصادی و محیط زیستی ناشی از استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر برای توسعه حیاتی است.
راه مرحوم مصباح باید ادامه یابد
رهبر انقلاب به مناسبت دومین سالگرد درگذشت آیتالله مصباح یزدی با خانواده این روحانی دیدار و گفتوگو کردند.
بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار خانواده آیتالله محمدتقی مصباح یزدی که ۵ دیماه ۱۴۰۱ برگزار شده بود، روز گذشته در محل برگزاری دومین همایش بزرگداشت علامه مصباح یزدی در تهران منتشر شد. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، در متن کامل سخنان رهبر انقلاب در این دیدار آمده است: و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین سیّما بقیّه الله فی الارضین. خیلی خوش آمدید. بعد از مدّتها آقایان را و بعضی از خانمها را زیارت کردیم. بزرگداشت جناب آقای مصباح یکی از واجبات کارهای حوزه و روحانیّت و ماها و همه است و بزرگداشت ایشان به معنای زنده نگه داشتن جهتگیری ایشان و راه ایشان است.
لبّ حرفهای ملّاصدرا چیست؟ ملّاصدرا چند مسئله اساسی دارد؛ اینها را پیدا کنید، بکشید بیرون، روی اینها بحث بشود، کار بشود، کتاب نوشته بشود، مباحثه بشود؛ در مورد خود آقای مصباح همینجور است و باید این جوری بشود
مرحوم آقای مصباح (رضوانالله علیه) یک خصوصیّات منحصربهفردی داشتند که من در مجموعهی فضلای برجسته قم که از قدیم میشناختیم، و حالا هم بحمدالله برکات بعضیشان ادامه دارد، نگاه میکنم، جامع این خصوصیّات را کسی مثل مرحوم آقای مصباح مشاهده نمیکنم؛ علم فراوان، فکر خوب و نوآور، بیان رسا و واضح، انگیزه تمامنشدنی و بینظیر، خلقیّات و رفتارهای شایسته و برجسته، سلوک و معرفت و توجّه معنوی و مانند اینها؛ مجموع اینها را واقعاً انسان نمیتواند پیدا کند. اینها در آقای مصباح جمع بود. بالاخره رفتن برای همه هست: اِنَّکَ مَیِّتٌ وَ اِنَّهُم مَّیِّتُون؛ اگرچه خسارت است امّا بالاخره چارهای نیست، ناگزیریم؛ علاج این است که آن راه ادامه پیدا کند؛ آن ابتکار و آن کارهایی که ایشان کردهاند: همین «طرح ولایت» یکی از ابتکارات ایشان است؛ همین تشکیلات عظیم مرکز تحقیقات امام خمینی یکی از همان ابتکارات است؛ کتابهایی که ایشان نوشتهاند، چه کتابهای علمی، چه آنچه مربوط به اخلاقیّات و معنویّات و [برای] استفادهی عموم و مانند اینها است، یکی از آن کارها است؛ اینها را نباید گذاشت تعطیل بشود. الحمدلله آثار ایشان از همه جهت خوب است؛ آثار صوتی ایشان خیلی آثار خوبی است. سخنرانیهای ایشان را یک مدّتی که در آن حسینیّه سخنرانی داشتند، در عصرهای ماه رمضان تلویزیون پخش میکرد؛ من مینشستم پای تلویزیون گوش میکردم؛ نمیدانم کِی بود. حالا من عصری مینشستم گوش میکردم؛ عصر ماه رمضان بود. به ایشان گفتم؛ گفتم اینها خیلی برجسته است، واقعاً خیلی خوب است؛ آدم مینشیند گوش میکند، واقعاً استفاده میکند. خب اینها نبایستی متوقّف بشود؛ نباید مسکوت بماند، فراموش بشود. ایشان آثار صوتی دارند، آثار مکتوب دارند، آثار مؤسّسه و بنیانهای مؤسّساتی، مثلِ آنهایی که اسم آوردیم ــیا شاید هم غیر آنها که من خبر ندارمــ دارند، الحمدلله فرزندان خوبی دارند، آقازادههای خوبی دارند؛ وَ بَثَّ مِنهُما رِجالاً کَثیراً وَ نِساء؛ الحمدلله؛ برکات نسلیشان هم برکات خوبی است. در مورد حفظ آثار، نکتهای که وجود دارد، این است که نگذاریم این آثار کهنگی پیدا کند. یعنی آن روزی که ایشان این مؤسّسه امام خمینی را راه انداختند، یک کار تازهای بود؛ آیا امروز هم اگر به همان شکلی که اوّل راه افتاده، اداره بشود، باز هم تازه است؟ این، جای سؤال است؛ این به عهده شماها است. آقای رجبی (رئیس فعلی مؤسّسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی) و شما آقایان ببینید چه کار باید کرد که آن تازگی و طراوت حفظ بشود. آن اوّلی که ایشان این کار را شروع کردند، خب یک کار خیلی نوِ جدیدی بود، توجّههایی را به خودش جلب کرد؛ حالا هم باید همانجور باشد. یا مثلاً کتابهای ایشان. خب حالا بعضی از کتابها، کتابهای علمی است، کتاب درسی است، مثلاً فرض کنید فلسفه؛ خب حفظش به این است که در حوزه در جاهایی که مقتضی است، تدریس بشود؛ امّا برخی از آثار مکتوب ایشان آثاری است که باید در ذهنها جایگزین بشود؛ بحث علم و فن و مانند اینها نیست؛ فکر است؛ باید در ذهن مخاطب بنشیند. چه جوری میشود نشاند؟ امروز با صِرف اینکه حالا تعداد نسخههایی که از یک کتاب چاپ میشود، بالا باشد یا پایین باشد، مسئله تمام نمیشود؛ یعنی این جور کتابهای فکری [این جوری حفظ نمیشود]. چرا، بعضی از کتابها هست که وقتی تعداد و تیراژ بالا برود، این یک موفّقیّت است؛ فرض کنید کتابهایی که در شرح حال شهدا مینویسند؛ خب هر چه افراد بیشتر بخوانند، بیشتر بهرهمند میشوند. کتابهای فکری اینجوری نیست؛ کتابهای فکری لازم است در فکر رسوخ کند؛ و این، صرفاً با نشر کتاب حاصل نمیشود. شما نگاه کنید غربیها در این کارها خوب واردند، خوب بلدند؛ ببینید مثلاً فرض کنید فلان متفکّر، حالا مثلاً هِگل مگر چند کتاب نوشته؟ افکارش را از داخل این کتابها استخراج میکنند و درمیآورند، تخلیص میکنند، خلاصه میکنند، آن فکر را با بیانهای مختلف، با زبانهای مختلف، با شیوههای مختلف پخش میکنند، منتشر میکنند. این کار [در مورد ایشان هم] باید انجام بگیرد.
من البتّه گمان میکنم قبلها به خود مرحوم آقای مصباح (رضوانالله علیه) یا شاید به بعضی از شاگردهای ایشان راجع به ملّاصدرا این حرف را زدم که کتاب ملّاصدرا تدریس میشود، امّا لبّ حرفهای ملّاصدرا چیست؟ ملّاصدرا چند مسئله اساسی دارد؛ اینها را پیدا کنید، بکشید بیرون، روی اینها بحث بشود، کار بشود، کتاب نوشته بشود، مباحثه بشود؛ این لازم است. در مورد خود آقای مصباح همینجور است و باید این جوری بشود. نگاه کنید، ببینید آن جهتگیری فکری ایشان، آن نقطه تمرکز فکری ایشان چیست، چه در مسائل فلسفی، چه در مسائل اجتماعی، چه در مسائل اعتقادی و فکری، در فضای مجازی و از این قبیل پخش میشود ــیک تکّه حرف را پخش کنید، این منتشر بشود، در ذهنها بماند، به زبانها بیاید، تکرار بشود؛ و مثل مَثَلِ سائر که در زبانها تکرار میشود و میمانَد، این فکر بماند، معلوم بشود این، فکر آقای مصباح است؛ تا افراد اسم آقای مصباح را میآورند، هر کسی که دیده این تکّهها را، این نوشتهها را، ذهنش به یکی از اینها متوجّه بشود، یادش بیاید. مثلاً یکی از راههای پخش فکرِ یک آدمِ متفکّر برجسته عمیقی مثل آقای مصباح این است. صوت هم خیلی خوب است. حالا شاید لازم نباشد از اوّل تا آخرِ یک سخنرانی را پخش کنیم -آن [کار] شاید یک مقداری تأثیر را هم کم کند- امّا بالاخره میتوان از یک صوتِ یک ساعته یا مثلاً سه ربع ساعتهای که مستمع را کاملاً جذب میکرده، مثلاً یک ربع ساعت مطلب درآورد.
یکی از چیزهایی که در این جلساتِ داخل حسینیّه ایشان نظر من را خیلی جلب میکند، این است که وقتی [فیلم آن را] پخش میکنند، آدم میبیند اوّلاً مستمعین که متراکم نشستهاند، همه جوانند، یعنی مثلاً یک آدم مسنّ بالای چهل سال شاید در اینها دیده نمیشود؛ همه جوانند. و [ثانیاً] همه همینطور محوند! این خیلی مهم است. من چون خودم سخنرانم، دهها سال [سخنرانی کردهام]، به این نکات توجّه دارم. چه زمانی است که سخنران احساس میکند موفّق است؟ این نگاهها و برخوردها و بهاصطلاح آن نمایشهایی که از رفتار مستمع وجود دارد، نشاندهنده یک حقیقتی است؛ این را شما در سخنرانیهای ایشان مشاهده میکنید، یعنی این من را خیلی جلب میکند. ایشان چه دارد میگوید که این جور همه دلها را، چشمها را مجذوب کرده، مبهوت کرده؟ این تکّههای خاص را پیدا کنید، مکرّر پخش کنید.
خوشبختانه صدا و سیما نسبت به این قضیّه روی خوش نشان داده. حالا گاهی اوقات هست مسئولانِ رسانهها و مانند اینها روی خوش به یک چیزی نشان نمیدهند، [ولی] نسبت به کارهای ایشان الحمدلله صدا و سیما گرایش خوبی دارد و در ساعات مختلف [پخش میکند]. من گاهی عبور میکنم، [وقتی] نگاه میکنم میبینم، یا گاهی نشستهام میبینم که از ایشان چیزهای زیادی را پخش میکنند؛ حیات آقای مصباح این است، زنده بودن آقای مصباح این است. خب جسم ایشان رفت، حیف هم بود، خیلی حیف بود، یعنی وجود ایشان واقعاً مایه برکت بود، آدم از دیدن ایشان استفاده میکرد؛ یکی از این کسانی [بود] که ما در طول عمر دیدیم از دوره جوانیشان، نه حالا؛ آن وقت که ایشان شاید هنوز ازدواج هم نکرده بود ـمن قبل از اینکه بیایم قم، در مشهد با ایشان آشنا شدم؛ گمان میکنم مثلاً سال ۳۶، ۳۷ بودـ از آن وقت آدم میفهمید ایشان یک مرد متدیّن، اهل دین و اهل تقوا بودند. از جمله آن کسانی بود که «مَن یُذَکِّرُکُمُ اللهَ رُؤیَتُه» بود؛ رؤیت ایشان هم آدم را کمک میکرد، پیش میبُرد، به یاد خدا میانداخت. خب هر چه از آن جوانی گذشت، ایشان بهتر هم شد؛ اگرچه هر چه هست، مال همان دوره جوانی است. شما جوانها قدر این دوره را بدانید؛ آنچه آن آخرِ کار به درد آدم میخورد و گیر آدم میآید و برای آدم میماند، همین [چیزی] است که حالا شماها کسب کردهاید و دارید کسب میکنید. جوانها قدر جوانیشان را بدانند. خدا انشاءالله درجاتشان را عالی کند. بله، دو سال از درگذشتشان گذشت؛ دوازدهم دی بود. خداوند انشاءالله درجات ایشان را عالی کند و ایشان را مشمول مغفرت و رحمت خودش قرار بدهد.
| پیام ما | شاید بتوان او را پیش از هر چیز یکی از بزرگترین بازیکنان و محبوبترین چهره ورزشی قرن بیستم نامید اما حضورش بهعنوان یک چهره سینمایی را نیز نمیتوان منکر شد. جان هیوستون در سال 1981 توانست ستارههای بزرگ فوتبال در دهه 70 از جمله بابی مور و پله را در کنار بزرگان سینما، مایکل کین و سیلوستر استالونه قرار دهد و یکی از بهترین فیلمهای ورزشی سینما را خلق کند. «فرار به سوی پیروزی» یادآوریای برای یک بازی خونین در سال 1942 است که در آن «پله» نقش گونچارنکو را بازی کرده است. پله ملقب به «ری» (سلطان) و «پرولا نگرا» (مروارید سیاه) بود. این اسطوره فوتبال که در مشهورترین فیلم سینماییاش همانند فعالیت ورزشی خوش درخشید، در سن 82 سالگی بعد از تحمل بیماری سرطان در بیمارستان آلبرت انیشتین در شهر سائوپائولو درگذشت.
«پله، اسطوره دوستداشتنی فوتبال درگذشت.» و با این خبر، فوتبال یک قهرمان از دست داد. فیفا پله را مانند دیگو مارادونای آرژانتینی به عنوان «بازیکن برتر قرن بیستم» معرفی کرده بود. او با ۷۷ گل در ۹۲ بازی همچنان رکورددار گلزنی در سلسائو است و سه بار با این تیم قهرمان جام جهانی شد. اما در کنار همه این افتخارات، چیز دیگری نیز وجود داشت که پله را شاید از دیگر فوتبالیستها متمایز میکرد: حضور بر پرده سینما.
سیام جولای 1981 روزی است که «فرار به سوی پیروزی» (Escape to Victory) در سینماهای جهان اکران شد. این فیلم، داستان گروهی از اسیران جنگی متحد در طول جنگ جهانی دوم را دنبال میکند که قرار است یک مسابقه فوتبال نمایشگاهی (تبلیغاتی) را در برابر تیمی از بازیکنان آلمانی برگزار کنند که نتیجه آن در نهایت زندگی بازیکنان را برای همیشه تغییر میدهد. سایت کولایدر درباره واقعگرایانه بودن فیلم میگوید که «تلاش برای بهکارگیری بازیکنان واقعی فوتبال در صحنه پایانی تا حد زیادی نتیجه داده است. بازیکنان در سطح جهانی از جمله پله، بابی مور، جان وارک، اوسی آردیلس (و تعدادی دیگر) نشان میدهند که یک مسابقه فوتبال واقعی چگونه باید باشد.» در این فیلم پله نقش ماکار گونچارنکو، یکی از ستارگان معروف تیم استارت را بازی میکند.
به جز «فرار به سوی پیروزی»، این اسطوره فوتبال آثار دیگری را در کارنامه خود دارد. «یک معجزه کوچک» و «مایک بست: مربی انگلستان» فیلمهاییست که پله در آنها نقش خودش را بازی کرده. فیلم «پله: تولد یک افسانه» (Pelé: Birth of a Legend) بیوگرافی در مورد خود اوست؛ اینکه چطور از محلههای فقیرنشین سائوپائولو، به ستارهای ۱۷ ساله تبدیل شد که برزیل را برای نخستین بار با مربیگری ویسنته فیولا، قهرمان جام جهانی ۱۹۵۸ کرد و پله در این فیلم حضوری افتخاری دارد.
اما از آخرین حضور او در این عرصه میتوان به همکاری با نتفلیکس اشاره کرد. سال گذشته نتفلیکس در راستای ساخت مستندهای فوتبالی و ورزشی خود، از مستند تلویزیونی «پله» رونمایی کرد؛ این فیلم در قالب یک ساعت و ۴۸ دقیقه، حقایقی ناگفته از زندگی این اسطوره بهیادماندنی فوتبال را برای نخستین بار نمایان میکرد. به گزارش ایسنا، این مستند حاوی تصاویر و مصاحبههای آرشیوی با این اسطوره سابق فوتبال برزیل، همتیمیهای سابقش و برخی روزنامهنگاران بود. در مستند نتفلیکس زندگی «پله» از پانزده سالگی و بازی درتیم سانتوس تا دعوتش به تیم ملی در شانزده سالگی و دو گلش در فینال مسابقات جام جهانی ۱۹۵۸ در هفده سالگی و نهایتاً کسب دو جام جهانی دیگر تا سی سالگی روایت میشود.
اما آنچه این مستند را در زمان تولید و پخش جنجالی کرد، پرداختن به واقعیتهایی از زندگی پله بود که تا آن روز شاید برای بسیاری از هوادارانش در برزیل و دیگر کشورها پنهان مانده بود و در لابهلای حرفهای صریحش، مشخص میشد. در این مستند پله در پاسخ به پرسشی درباره زندگی شخصیاش، اعتراف میکند که وفادار ماندن در زندگی برای او سخت بوده است؛ او در طول زندگی سه بار ازدواج کرد.
بر اساس این مستند، حذف از مسابقات جام جهانی در انگلستان، غمانگیزترین لحظه زندگی پله به بیان خودش بود؛ به نحوی که قصد داشت پس از جامجهانی ۱۹۶۶ دیگر در مسابقات جام جهانی شرکت نکند.
پله به دلیل ماندن در حاشیه و نداشتن موضعگیری سیاسی در قبال حکومت برزیل در مقطعی مورد انتقاد برخی از مردم کشورش بوده است. این فیلم مدعی است که دولت برزیل از تیم ملی فوتبال این کشور برای بالا بردن اعتبار خود در دهه ۶۰ میلادی استفاده کرده است و پله دلیل اتخاذ موضع خنثی را نفهمیدن جریانهای سیاسی پشت پرده عنوان میکند.
از نکات قابلتوجه در این فیلم تلاش برخی از جمله سالدانیا، سرمربی وقت تیم ملی برزیل برای کنار گذاشتن پله از تیم بوده است. او افت بینایی پله را علت این مسئله عنوان کرده است. در حالی که پله در مصاحبه تلویزیونی خود این ادعا را رد میکند. زمانی که همتیمی سابق پله، ماریو زاگالو، جانشین سالدانیا شد، شرایط برای پله به کلی تغییر کرد و او توانست نقش سازندهای در پیروزی تیمش مقابل ایتالیا ایفا کند.
