امنیت محیط زیستی و تغییر اقلیم

شنبه 04 تیر 1401

امنیت بین‌المللی مجموعه‌ای از تدابیر و اقدامات بین‌المللی به‌قصد حفاظت از بقا و امنیت متقابل است. در این راستا برخی تحلیلگران امنیت محیط زیستی را امنیت بنیادین عنوان می‌کنند و برخی توجه به آن را ضربه‌ای به معنای اصلی امنیت می‌دانند. به هر روی در برهه کنونی به بسیاری از مسائل سیاسی از منظر محیط‌زیست نگریسته می‌شود. بازیگران این عرصه از بازیگران علمی گرفته تا احزاب سیاسی به تدوین سیاست‌هایی در این زمینه پرداخته‌اند. هرچند ماحصل این فعالیت‌ها به معنای امنیتی شدن مسائل نیست، بلکه به تعبیری صرفاً سیاسی شدن است. آنچه به امنیتی شدن منجر می‌شود وقوع فاجعه نیست، بلکه پیش‌بینی فاجعه است که البته در عمده موارد عدم اولویت‌بخشی به گفتمان محیط زیستی پیش‌بینی فاجعه را هم سیاسی می‌کند.

در امنیتی کردن هم دیدگاه‌ها به این مسائل متفاوت است. گاهی پیرامون حفظ سطوح موجود تمدن و ارتباط تمدن و محیط ‌زیست است و گاهی بر خود محیط ‌زیست متمرکز است.
علاوه بر اینکه برخی بازیگران در تکاپو برای اهمیت‌بخشی به مسائل محیط زیستی و امنیتی کردن آن هستند و برخی دیگر مانند شماری از لابی‌های صنعتی سعی در بی‌اهمیت و کم‌اهمیت جلوه‌دادن آنها دارند.
در کل در بسیاری از عرصه‌ها چالشی که به آینده موهوم دلالت دارد، عمدتاً سیاسی می‌شود و به مرحله امنیتی شدن نمی‌انجامد و به‌جای آنکه فوریت یابد به سیاستی عادی بدل می‌شود. هرچند که کنشگران محیط زیست عمدتاً در تلاش هستند تا مسائل مهم محیط ‌زیست و علت‌ها و معلول‌های آن را امنیتی کنند. دلیل تلاش کنشگران این مسئله است که در مواجهه با مسائل محیط ‌زیست مانند تغییر اقلیم همکاری بین دولت‌ها الزامی است. نیاز است در عرصه بین‌الملل قوانین کارآمد و الگوهایی تدوین شود و سپس به پویش‌های محلی ارائه شده و بر مبنای «جهانی بیندیش» و «محلی عمل کن» مشکلات محیط زیستی مهار شود. به هر روی ناتوانی در امنیتی کردن مسائل در چهره‌های دیگر نظیر آشوب‌های سیاسی و منازعات منطقه‌ای و کشمکش بر سر منابع وجهه امنیتی خواهد یافت. به‌طور منطقی زمانی امری به مسئله‌ای امنیتی تبدیل می‌شود که تهدیدی اساسی برای مؤلفه‌های اصلی امنیت مثلاً حکومت و سرزمین و جمعیت باشد. دولتمردان از این واژه برای شرایط اضطراری بهره می‌برند.
در سال‌های اخیر، محیط ‌زیست با توجه ‌به مباحث امنیت انسانی و امنیت روابط بین‌الملل و امنیت ملی که مدنظر دولت‌هاست، جایگاهی ویژه یافته و تحلیل‌گران معاصر معتقدند امنیت محیط زیستی و تهدیدات آن باید با دقت بیشتری بررسی شوند؛ امنیت محیط زیستی دلالت بر ایمنی عمومی نسبی از خطرات محیط زیستی که با منشا فرآیندهای طبیعی یا فعالیت‌های انسانی ناشی از سوءمدیریت یا ناآگاهی دارد. به عبارتی وضعیتی است که در آن یک کشور یا منطقه در راستای ایجاد ثبات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و تضمین رفاه جمعیت و محافظت از منافع حیاتی افراد و محیط ‌زیست طبیعی در برابر تهدیدها تلاش می‌کند و این‌گونه بقا و سلامت انسان‌ها و تنوع گونه‌ها و عملکرد پایدار زیست‌بوم حفظ می‌شود و قسمت‌های آسیب‌دیده محیط ‌زیست بازسازی شده و از بروز نابسامانی‌های اجتماعی جلوگیری می‌شود. بدون شک این تعریف از امنیت محیط زیستی با امنیت ملی کشورها درهم‌تنیده است.
تهدیدات تمدن بشری با منشأ عوامل طبیعی یا فعالیت‌های انسانی و همچنین آن دسته از عملکردهای انسانی که تهدیدی برای تمدن تلقی نمی‌شوند اما در درازمدت تأثیرات منفی بر محیط‌ زیست و بقای بشر دارند و می‌توان با اتکا به فناوری آنها را مرتفع ساخت و به طور کل هر معضلی که بتواند تمدن و جوامع بشری را تحت‌الشعاع قرار داده یا به آنها آسیبی وارد کند تهدیدی برای امنیت محیط زیستی محسوب می‌شود. ریشه‌های منطقی این بیان را در رویکردهای جهانی زندگی نوع بشر شامل الگوهای مصرف و سبک زندگی می‌توان یافت.
با استناد به موارد یادشده، تغییر اقلیم و پیامدهای آن با تاثیراتی که بر امنیت انسانی و امنیت ملی کشورها و امنیت روابط بین‌الملل می‌گذارد از یک چالش محیط زیستی سیاسی شده فراتر رفته و تهدیدی جدی برای امنیت محیط زیستی تلقی می‌شود.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.