بایگانی مطالب نشریه
عاملان کشتار حیات وحش منطقه شکار ممنوع کوه سفید دماوند دستگیر شدند
رئیس محیط زیست شهرستان دماوند از شناسایی و دستگیری عاملان کشتار بیرحمانه حیات وحش در منطقه شکار ممنوع کوه سفید این شهرستان خبر داد و گفت: لاشه و اجزای هشت راس قوچ و میش وحشی کشف شد.
به گزارش ایرنا، نقی میرزاکریمی روز گذشته دراینباره به خبرنگاران اظهار داشت: محیطبانان این اداره حین گشت و کنترل در ارتفاعات منطقه شکار ممنوع کوه سفید متوجه صدای شلیک گلوله به سمت حیات وحش میشوند. ماموران سریعا به پاسگاه محیطبانی جهت اعزام نیروی کمکی اعلام و متخلفان که بهصورت حرفهای اقدام به شکار سه راس از نوع قوچ و میش وحشی (حیوان حمایت شده) کرده بودند با مشاهده ماموران (ضابطین دادگستری) از محل متواری میشوند.
رئیس اداره محیط زیست شهرستان دماوند گفت: با دستور دادستان به فرماندهی انتظامی شهرستان موضوع به پلیس اطلاعات و امنیت ارجاع و با همکاری کلانتریهای گیلاوند و کیلان سایر افراد متخلف شناسایی و با بازرسی از دو منزل در گیلاوند قسمتی از لاشه یک راس قوچ وحشی، یک قبضه سلاح شکاری برنو و ۱۰۴ تیر فشنگ و ۲۰۰ عدد پوکه ، ۱۰ تیر فشنگ چهار پاره قاچاق یه عدد سرنیزه سلاح و یک قبضه سلاح بادی pcp و سایر ادوات کشف شد. همچنین در یک دامداری در روستای دوآب اجزا و قسمتی از لاشه چهار راس قوچ میش وحشی کشف و در محل صورتجلسه شد و در این راستا پرونده قضایی تشکیل و در حال رسیدگی است.
سریال مسمومیتهای دانشآموزان قسمت به قسمت هولناکتر میشود. حالا دانشآموزان در قم، بروجرد، تهران، اردبیل و کرمانشاه هم درگیر استنشاق گاز از منبعی نامعلوم شدهاند. فقط دیروز در دو مدرسه سیزده آبان و هاجر در منطقه 9 محله تهرانسر دانشآموزان مسموم شدند. پس از آن، اخبار غیررسمی از تکرار این حادثه در مدرسهای در نارمک، تهرانپارس و امام حسین به گوش رسید. همچنین به گزارش ایسنا، در اردبیل 108 دانشآموز از 8 مدرسه و 15 دانشآموز از یک دبستان دخترانه در کرمانشاه دچار مسمومیت شدند. با این روند آمار کل مسمومیت دختران دانشآموز در فاصله 100 روز به مرز هزار نفر رسیده است. پیش از این مدرسه پسرانه خیام در بروجرد و در یک مورد نیز شب نهم اسفندماه، تعدادی از دانشجویان دختر خوابگاه دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد با علائم مشابه مسمومیت دانشآموزان راهی بیمارستان شدند. این وضعیت نگرانیهای زیادی را به همراه داشته و همچنان پرسش اصلی این است: چه کسانی و با چه هدفی پشت این مسمومیت های سریالی قرار دارند؟
تکرار مسمومیت دانشآموزان مدارس دخترانه و روشن نبودن عاملان و دستهای پشت پرده این مسمومیتها، فضا را ملتهب کرده است. اطلاعرسانی درباره پرونده هم دستکم تا دیروز آشفته بود. برای نمونه در شرایطی که دیروز خبرگزاری «فارس» به نقل از منبعی آگاه از دستگیری سه نفر توسط نیروهای امنیتی خبر داده بود، فرمانده نیروی انتظامی این خبر را تکذیب کرد. سردار رادان در اینباره گفت: «تاکنون فردی در ارتباط با موضوع مسمومیت دانشآموزان در برخی شهرهای کشور دستگیر نشده است.» احمد وحیدی، وزیر کشور هم همچون رادان این خبر را تکذیب کرد: «خبرهای مختلفی داده میشود که همه کذب است.» پیرو همین آشفتگیها و دلهرهها حالا پای رئیس جمهور به میان آمده است. ابراهیم رئیسی صبح روز چهارشنبه در جلسه هیئت دولت، وزیر کشور را موظف کرد ضمن پیگیری و ریشهیابی هر چه سریعتر موضوع، درباره پیگیریها بهطور مستند و مستمر اطلاعرسانی کند. مطابق دستور ابراهیم رئیسی از این پس وزیر کشور مسئولیت اطلاعرسانی درباره این پرونده را بر عهده دارد. چنانکه یوسف نوری، وزیر آموزش و پرورش هم دیروز در حاشیه جلسه هیئت وزیران با امتناع از اظهار نظر صریح، گفت: «این موضوع بین بخشی است و در دولت تصمیم بر این شد که با محوریت وزارت کشور جلسهای تشکیل شود و اطلاعرسانی صورت گیرد.» همچنین او در رابطه با ادعای سیاسی بودن این موضوع، اظهار بیاطلاعی کرد.
اولین اظهار نظر مامور ویژه
هر چند وزیر کشور از سوی رئیسجمهوری ماموریت یافته پرونده مسمویتها را پیگیری و درباره آن اطلاعرسانی کند اما وحیدی همچون همیشه در نخستین اظهار نظرش کوشید از موضعی محتاطانه گمانهزنیها را تکذیب کند و اعلام خبرهای جدید را به بعد واگذارد: «در پی حوادث اخیر در رابطه با مسمومیت دانشآموزان عزیز ما که موجب نگرانی مردم شده بود، جلسه کاملی با حضور وزیر آموزش و پرورش، مسئولان وزارت بهداشت، سازمان پدافند غیرعامل، دستگاههای امنیتی و برخی استانداران بررسی شد.» به گفته وحیدی تاکنون بررسیها «عامل خاصی را نشان نمیدهد» و «ماده قطعی خاصی عامل آن نبوده است». معنای سخن وزیر کشور این است که او تلویحا اخبر قبلی درباره شناسایی گاز N2 را رد کرده است. روز نهم اسفندماه علیرضا منادی سفیدان، رئیس کمیسیون آموزش مجلس از وجود گاز N2 در سم منتشرشده در مدارس، بر اساس نتیجه آزمایشها خبر داده بود. همچنین بهرام عیناللهی، وزیر بهداشت نیز درباره نتایج بررسیهای خود گفته بود: «سم بسیار خفیفی باعث مسمومیت خفیف در دانشآموزان شده که البته عوارضی ایجاد نکرده است و جزئیات نوع سم و عوارض احتمالی بعدی آن، در آینده منتشر میشود.»
وحیدی درباره عوامل این مسمومیتها هم گفت: «اینکه یک ماجراجویی شخصی بوده و یا عوامل خارج از مدرسه در آن دخیل بودند در دست بررسی دستگاههای امنیتی است و عوامل مشخصی شناسایی نشده و کار دستگاههای امنیتی ادامه دارد.» او گفت که دراینباره «سرنخی نداریم.»
استرس، عامل ادامهدار شدن علائم
در حالی که برخی اخبار غیررسمی از بازگشت علائم مسمومیتها و لمسی اندام برای افراد مسموم شده میگویند، وزیر کشور دراینباره گفت: «فلج شدن دانشآموزان کذب محض است و درصد بالایی از آنچه که تحت عنوان عارضه برای فرزندان مطرح شده بود، بیش از ۹۰ درصد بر اثر عوامل خارجی نبود و بر اثر استرس بوده است. آن دسته هم که سردرد و سرگیجه و حالت تهوع داشتند در ساعات اولیه به بیمارستان منتقل شدند و در حدود ۱۰ نفر را که بیماری زمینهای داشتند نگهداری کردند تا بعد از بررسی کامل، از بیمارستان مرخص شوند.» همچنین یحیی صالح طبری، رئیس اورژانس تهران از وضعیت جسمی پایدار دانشآموزان محله تهرانسر خبر داد. به علاوه پیش از این، وزیر آموزش و پرورش در روز ۲۶ بهمنماه، ماندگاری علائم مسمومیتها و اخبار فلج شدن یا مرگ دانشآموزان رد کرده و گفته بود که در این خصوص تلفات جانی نداشتیم و کسی نیز دچار عوارضی چون فلجی نشده و این شایعات تکذیب میشود.
چه نهادهایی پیگیر مسمومیتها هستند؟
پس از مسمومیت تعدادی از دانشآموزان مدارس تهران شورای تامین استان هم تشکیل جلسه داد. پیش از این دادستان کل کشور و دادستانی بروجرد و قم نیز به این پرونده وارد شده بودند. دو روز پیش نیز فرمانده فراجا به این موضوع واکنش داد و گفت که پلیس به موضوع رسیدگی میکند. جلال رشیدی کوچی، رئیس کمیته امنیت کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها هم در روز هشتم اسفندماه از تشکیل کمیته حقیقتیاب در کمیسیون امور داخلی کشور به منظور پیگیری مسمومیت سریالی دانشآموزان در قم و چندین استان دیگر خبر داد.
با این وجود هنوز نه علت مشخص شده و نه نتیجهگیری خاصی اعلام شده است. به گزارش ایسنا، محمد مصدق، معاون اول قوه قضائیه هشتم اسفندماه دراینباره گفت: «دادستان قم به جد پیگیر است، البته تا این لحظه به نتیجه خاصی نرسیدهاند.» همچنین در روز نهم اسفندماه، زهرا شیخی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس که در جلسه مشترک دو کمیسیون بهداشت و آموزش نیز با حضور وزرای بهداشت و آموزش و پرورش، نماینده وزارت اطلاعات و… شرکت کرده بود، گفت که علت دقیق این حوادث بر اساس گزارشها مشخص نشده است. شیخی گفته بود که «گزارش دستگاهها هنوز قانعکننده نیست.» گزارشهای دستگاههای مسئول قانعکننده نیست و چنان که وزیر کشور گفته سرنخی هم در دست نیست. این سریال هولناک چند فصل دارد؟
«ایران»، مادر «پیروز» باردار است
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خبر باردار بودن «ایران» را تایید کرد.
به گزارش ایسنا، علی سلاجقه دیروز در حاشیه هیئت دولت در جمع خبرنگاران درباره دلیل تلف شدن پیروز گفت: در مرگ پیروز یک فرایند کاملا آزمایشی در کشور اتفاق افتاد که در دنیا بیسابقه بود. تولد این توله یوزها یک چرخه علمی بود و دو همتای آن روز اول تلف شدند. چون پیروز شیر مادر مصرف نکرده بود، از لحاظ بنیهای ضعیف و در این ده ماه در شرایط قرنطینهای بود و مسائل گوارشی، کلیوی و یبوست مطرح بود و از لحاظ شرایط استخوانبندی و اسکلتی و حرکتی هم مشکل داشت.
او ادامه داد: متخصصان اعتقاد دارند که تکثیر در حیات وحش برای گونههای یوزها انجام نمیشود. گونه یوز شرایط انتخابش در طبیعت سنگین و سخت است و درصد بالایی تلف شدن در حالت حاملگی طبیعی رخ می دهد. دغدغه مردم برای ما ارزشمند است.
سلاجقه افزود: همه ظرفیتهای دامپزشکی داخل کشور و خارج از کشور و متخصصی از آفریقای جنوبی در این ده ماه کنار کار قرار گرفتند و بحث دیالیز اتفاق افتاد که از نوع صفاقی بود که شکم حیوان باید باز میشد و راهحل دیگری وجود نداشت. باید از خون مادرش استفاده میشد ولی مادرش حامله بود و این کار امکانپذیر نبود و جراحی انجام شد و در نهایت پیروز تلف شد.
«پیروز» تاکسیدرمی میشود
حسن اکبری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست درباره سرنوشت «پیروز» پس از مرگ گفت: لاشه «پیروز» در تهران است. ابتدا لاشه او برای کالبدشکافی انتقال داده شد، برخی آزمایشهای دامپزشکی لازم روی لاشه انجام و سپس برای تاکسیدرمی پوستکنی شد.
او با اشاره به اندامهای جنسی «پیروز» گفت: با مرکز ملی ذخایر ژنتیکی هماهنگ کردیم تا همزمان با کالبدشکافی اندامهای جنسی او را بردارند و ذخیره کنند چرا که این اندامها ارزشمند هستند و در آینده در صورت نیاز میتوان از آنها استفاده کرد. به عبارتی ژن «پیروز» تا همیشه حفظ خواهد شد.
ذخیرهسازی نمونه بافت جنسی «کوشکی»
از سوی دیگر پس از تلف شدن «کوشکی»، یوزپلنگ نر مرکز تکثیر در اسارت توران، به دلیل کهولت سن، از بافت جنسی و پوست آن نمونهبرداری شد و برای ذخیرهسازی و تولید رده سلولی به مرکز ملی ذخایر ژنتیکی کشور انتقال یافت. اینطور که ایسنا گزارش داده، اکنون پس از گذشت سه هفته و انجام آزمایشات و بررسیهای لازم، زیستپذیری سلولها تایید شده و به گفته محمد مدادی، مدیرکل دفتر موزه ملی تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی نمونههای بافت و سلول برای استفادههای احتمالی آتی منجمد و ذخیره شدند.
خداحافظی با نظریهپرداز ایرانشهری
|پیام ما| «سید جواد طباطبایی» در ۷۷ سالگی در بیمارستانی در لسآنجلس درگذشت. او یکی از برجستهترین اندیشمندان علم سیاست بهویژه در زمینه اندیشه سیاسی بود که توانست با تالیف آثار مهم به نظریهپردازی در اندیشه سیاسی ایران و تاریخنگاری در اندیشه سیاسی غرب بپردازد. هر چند که همواره نقدهایی بر آثار و اندیشههایش وجود داشته اما نمیتوان منکر دیدگاهها و سهمش در در منظومه نظری ایران معاصر شد. طباطبایی، استاد دانشگاه و پژوهشگر ایرانی در زمینه فلسفه، تاریخ و سیاست و همچنین عضو پیشین هیات علمی و معاون پژوهشی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود. شرح و گزارش اندیشه «ایرانشهری» که فرهنگ را بزرگترین عامل اثرگذار در نظام سیاسی ایران معرفی میکند یکی از کارهای شاخص طباطبایی است.
سید جواد طباطبایی در سال ۱۳۲۴ در تبریز به دنیا آمد. در تبریز تحصیل کرد و برای تحصیل در رشته حقوق به دانشگاه تهران رفت. پس از اخذ لیسانس حقوق از دانشکده حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه تهران به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به ادامه تحصیل پرداخت و با اخذ دیپلم مطالعات عالی D.E.S از رشته فلسفه سیاسی فارغالتحصیل شد.
به گزارش همشهری آنلاین، طباطبایی در سال ۱۳۶۳ با نوشتن رسالهای درباره «تکوین اندیشه سیاسی هگل جوان»، با دریافت درجه ممتاز دکترای دولتی در رشته فلسفه سیاست به ایران بازگشت. پس از بازگشت به عضویت هیات علمی دانشگاه تهران درآمد و معاون پژوهشی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد. در همان حال، او سردبیری نشریه همین دانشکده را به عهده گرفت.
طباطبایی به کار پژوهشی خود در مراکز دیگر ادامه داد و با امکاناتی که در مراکز پژوهشی فرانسه، آلمان، و آمریکا فراهم آمد، پژوهشی درباره تاریخ اندیشه در ایران را دنبال کرد. او در سال ۱۳۷۶ موفق شد جایزه نخل آکادمیک، عالیترین نشان علمی فرانسه، و مدال نقره تحقیقات در علم سیاست را از دانشگاه کمبریج کسب کند.
علی دهباشی، سردبیر بخارا: طباطبایی نه تنها زاویه نقد داشت بلکه در انتقاد صراحت لحن و تندی داشت تا جایی که به اندازه دوستدارانش منتقد نیز دارد. منتقدان نیز نمیتوانند نظریات او در مورد تجدد ایران، مسئله دموکراسی و آزادیخواهی و تحلیل او را مشروطیت را نادیده بگیرند
او در سالهای حضور در فرانسه و هم در حلقه لوئی آلتوسر، فیلسوف مارکسیست، بود و هم به حوزه گروهی از کشیشهای یسوعیای که در مسائل فلسفی در سطح بالایی بودند رفتوآمد داشت و با یکی از مفسران مطرح هگل در ارتباط بود. در همین حلقه بود که یادداشتها و حاشیههایی که لنین بر کتابهای هگل نوشته بود را ترجمه و با عنوان یادداشتهایی درباره دیالکتیک منتشر کرد. همچنین مجموعه مقالههایی از آلتوسر را با عنوان لنین و فلسفه و چند مقاله دیگر ترجمه و منتشر کرد.
آرا و اندیشهها
«سید جواد طباطبایی، قلندر دو اقلیم است.» این جمله را حکمتالله ملاصالحی، استاد باستانشناسی دانشگاه تهران، درباره ارزش تلاشهای سید جواد طباطبایی در شناخت ایران گفته است. در نشست «ایران همین جا است که ایستادهایم» که سال 1395 در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، «فهمیدن عمیق یک اقلیم و انتقال دقیق آن به اقلیم دیگر»، صفتی بود که ملاصالحی به طباطبایی نسبت داد. توصیه این استاد باستانشناسی دانشگاه تهران این بود با وجود اینکه در طول تاریخ هزاران زبان و فرهنگ و ملیت از بین رفتهاند اما ایران هنوز برپاست و باید این میراث شکوهمند را پاسداری و نگهبانی کرد و طباطبایی، چنین کرده و میکند.
آثار طباطبایی در حوزه اندیشه سیاسی در اسلام و ایران از اواخر دهه 1360 و اوایل دهه 1370 به بحثهای عمیق و گسترده و دامنهداری در فضای روشنفکری و فکری ایران دامن زد. او در دهههای هشتاد و نود خورشیدی از بحث برانگیزترین متفکران ایرانی بود و در آثار و گفتارش به انتقادهای تند و صریح از روشنفکران و متفکران معاصر ایران میپرداخت
طباطبایی از شارحان نظریه «ایرانشهری» است که در آن کل نظام سیاسی ایران را در گذر تاریخ متأثر از فرهنگ ایران میداند. فرهنگی که نه متعلق به یک قوم خاص، بلکه ترکیبی از اقوام مختلف در مرزهای فرهنگی به نام ایران بوده است (نشست «ایران همین جا است که ایستادهایم- 1395). او میگوید که «ایرانشهر» مقولهای در تاریخنویسی ایران است و به هیچ وجه شعاری در پیکار سیاسی نیست. «ایرانشهر» بهعنوان مقولهای برای تبیین تداوم تاریخی ایران به کار رفته که یکی از مقدمات تدوین تاریخ جامع ایران است، یعنی اینکه در نوشتن تاریخ ایران تداومی در دوران قبل و بعد از اسلام در ایران وجود دارد، دورهای که نام ایران، ایرانشهر بوده است (رسالهای درباره مفهوم ایرانشهر از جواد طباطبایی).
اندیشه طباطبایی دارای چهار شاخصه است؛ نخست اینکه مسئلهمحور است؛ دوم اینکه روشمند است؛ سوم اینکه یک کل منسجم است و چهارم اینکه یک مسیر تحول روشنی را با خود به همراه دارد.
به گزارش ایرنا، از دیگر مهمترین نظریات او، طرح نظریه زوال اندیشه سیاسی در ایران است که چندین جلد از آثار طباطبایی را در برمیگیرد. همچنین، در حوزه اندیشه سیاسی غرب نیز مجموعه «جدال قدیم و جدید» را به بازکاوی انتقادی فکر سیاسی غربی از یونان تا دوران جدید اروپا اختصاص داده است. این مجموعه نوعی تاریخنگاری ایرانی در حوزه اندیشه ی سیاسی غرب است که بر پایه آثار اصلی متفکران غربی تالیف شده است.
از جمله مهمترین آثار طباطبایی میتوان به «زوال اندیشه سیاسی در ایران»، «دیباچهای بر نظریه انحطاط ایران»، «مکتب تبریز و مبانی تجددخواهی»، «حکومت قانون: مبانی نظریه مشروطهخواهی»، «ابن خلدون و علوم اجتماعی»، «خواجه نظامالملک»، «تاریخ اندیشه سیاسی جدید در اروپا از نوزایش تا انقلاب فرانسه» اشاره کرد.
به گزارش اعتمادآنلاین، آثار طباطبایی در حوزه اندیشه سیاسی در اسلام و ایران از اواخر دهه 1360 و اوایل دهه 1370 به بحثهای عمیق و گسترده و دامنهداری در فضای روشنفکری و فکری ایران دامن زد. او در دهههای هشتاد و نود خورشیدی از بحث برانگیزترین متفکران ایرانی بود و در آثار و گفتارش به انتقادهای تند و صریح از روشنفکران و متفکران معاصر ایران میپرداخت. طباطبایی مدتها از بیماری سرطان رنج میبرد و در سالهای اخیر برای درمان به آمریکا سفر کرده بود، اما تا واپسین لحظات درباره ایران و سرنوشت آن به تامل میپرداخت و در شبکههای اجتماعی، اندیشهها و دیدگاههای خود درباره تحولات اخیر ایران را منعکس میکرد.
علاقه به هگل
«علاقهای که به هگل داشتم، در پاریس و با دیدن استادان بسیار مهم بیشتر شد و کوشش کردم مطالعه خودم را به ایدهآلیسم آلمانی بسط دهم. اما چون هگل در واقع به نوعی صورت نهایی این فلسفه بود و از نظر فلسفه سیاست هم بسیار مهم بود، سراغ هگل رفتم.» این بخشی از صحبتهای طباطبایی در گفتوگو با ماهنامه «مهرنامه» است. او در پاسخ به این پرسش که «علاقه شما به هگل از کجا نشات میگرفت که از همان ابتدا میخواستید پایان نامهتان را نیز در مورد اندیشه سیاسی هگل بنویسید؟» و «آیا میتوان گفت که از صیرورت ملاصدرا به نظام فلسفی هگل رسیدید؟» گفت: «شاید تا حد زیادی تحصیل فلسفه اسلامی در این گرایش مؤثر بوده است، اما به دقت نمیتوانم این تاثیر را توضیح دهم. ذائقه آدمی در هر زمینهای به تدریج تکوین پیدا میکند. فیشته گفته است فلسفهای که هر فردی انتخاب میکند، با شخصیت او ارتباط دارد. البته نقل به مضمون کردم، چون اصل جمله بسیار دقیقتر از این است. چندین سال ملاصدرا خواندن برای من همچون مقدمهای با آشنایی و علاقه به ایدهآلیسم آلمانی بود. من هنوز به برخی از جنبههای ملاصدرا علاقه بسیاری دارم و حتی گمان میکنم که با روشهای سنتی، درخششهای فلسفه ملاصدرا را ضایع کردهایم، یعنی کردهاند. مباحثی مانند بحث اتحاد عاقل و معقول از دیدگاه فلسفههای جدید بحث مهمی است. اگرچه متأسفانه فرصت بازگشت جدی با این مباحث را پیدا نمیکنم، اما هنوز هم بهویژه از نظر اصطلاحات به متنهای ملاصدرا مراجعه میکنم.»
علل توسعهنیافتگی ایران از دیدگاه طباطبایی
کتاب «پرسش از انحطاط ایران؛ بازخوانی اندیشههای دکتر سید جواد طباطبایی» از «علیاصغر حقدار»، تبیین انحطاط تاریخی ایران و زوال اندیشه بر پایه بازخوانی پروژه فکری طباطبایی است. پروژه فکری طباطبایی و بازپرداختی که از آن در این متن آورده شده است، ناظر به حل بحران عقبماندگی و توضیح شرایط خمود فرهنگی و جمود اخلاقی و انحطاط فرهنگ ایرانی است که در فردای برخورد با مدرنیته این فرهنگ را به خود مشغول کرده و آن را در یکی از گذرگاههای سرنوشتساز تاریخی قرار داده است.
به گزارش ایرنا، در این کتاب گفته شده طباطبایی آنجا که به بحث توسعه و توسعهیافتگی وارد میشود، به درستی از بنیانهای اندیشگی آن میپرسد و در گیر و دار این بحث، علل و عوامل توسعهنیافتگی ایران معاصر را در جدا افتادگی از نوسازی فرهنگی و تجدد فکری قرائت میکند؛ طباطبایی بر این باور است که بحث توسعه از آنجا که به هویت و بحران مربوط میشود، سوالی فلسفی است و باید از موضع فلسفی طرح شود. به سخن طباطبایی در واقع بحث بر سر آن نیست که چه الگویی برای توسعه ی ایران مناسب است؛ پرسش بنیادین این است که خود آن «الگوها» بر مبنای کدام تلقی از آدم و عالم قابل طرح است.
دهباشی: منتقدانش هم او را نادیده نمیگیرند
علی دهباشی، سردبیر و صاحب امتیاز مجله فرهنگی «بخارا» در گفتوگویی کوتاه با «پیام ما» در مورد طباطبایی گفت: «دکتر طباطبایی در عرصه اندیشه و تفکر جایگاه خاصی دارد. مطالعات و پژوهشهای ایشان که در دوره های تاریخی کشور، بهویژه 500 ساله صفوی تا امروز، در بستر یک نظریه تاریخی که خود به آن رسیده بود، بررسی شده، بهویژه میان کسانی که در این هشتاد سال به نظریهپردازی پرداختند، شاخص است.»
او ادامه داد: «طباطبایی نه تنها زاویه نقد داشت بلکه در انتقاد صراحت لحن و تندی داشت تا جایی که به اندازه دوستدارانش منتقد نیز دارد. منتقدان نیز نمیتوانند نظریات او در مورد تجدد ایران، مسئله دموکراسی و آزادیخواهی و تحلیل او را مشروطیت را نادیده بگیرند. بسیاری کارها در دست داشت که متاسفانه مجال پایان نیافت.»
پروژه «زاب» کار کدام دولت بود؟
|پیام ما| پس از اینکه طرح انتقال آب از سد کانیسیب به دریاچه ارومیه با حضور رئیسجمهوری افتتاح شد سه پرسش عمده در میان کاربران شبکههای اجتماعی شکل گرفت. پرسش نخست این بود که آیا چنان که برخی چهرههای دولتی تبلیغ کردند، این پروژه صرفا به واسطه روی کار آمدن دولت سیزدهم به نتیجه رسیده است؟ پرسش دیگر این است که آیا این پروژه موازین محیط زیستی لازم را حفظ کرده و بدون توجه به اصلاح الگوی مصرف آب در حوضه آبریز دریاچه میتوان به نتیجهبخش بودن آن دلخوش بود؟ و سومین پرسش هم این بود که آیا این پروژه صرفا قرار است به دریاچه آب برساند یا در میان راه، ذینفعان دیگری مثل بخش کشاورزی هم از آن بهرهمند میشوند؟ به دلیل ابهامات زیاد درباره پرسشهای دوم و سوم، «پیام ما» در این گزارش صرفا میکوشد به پرسش نخست بپردازد.
در مردادماه 1401 بود که بخشی از مصاحبه محمدمسعود تجریشی، مدیر سابق دفتر برنامهریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه با خبرگزاری خبرآنلاین خبرساز شد. تجریشی در آن مصاحبه با برشمردن تعداد مکاتبات بدون پاسخ ارسالی از سوی ستاد احیای دریاچه ارومیه در یک سال روی کار آمدن دولت سیزدهم، به مسأله مهمی در موضوع دریاچه ارومیه اشاره کرد: «دولت سیزدهم برای احیای دریاچه ارومیه به جمعبندی نرسیده است». مصاحبهای که به نظر میآید یکی از عوامل اصلی برگزاری جلسه کارگروه ملّی نجات دریاچه ارومیه از سوی معاون اول رئیس جمهور در فاصله یک هفتهای از بازنشر این انتقاد صریح به عملکرد دولت سیزدهم بود. جلسهای که با کنار هم گذاشتن مجموعه اقدامات دیگر، از قبیل تغییر دبیر کارگروه، سفر وزیر نیرو به استان آذربایجان غربی و شروع عملیات اجرایی تکمیلی مورد نیاز برای آباندازی در تونل، تماماً در همان مردادماه، نشان میداد که دولت تا آن زمان برای نحوه مواجهه با مسئله احیای دریاچه ارومیه به جمعبندی نرسیده است.
بر اساس نامهای که 21 اسفند 1400 به دست «پیام ما» رسیده بود، عیسی کلانتری چند ماه پیش از رسانهای شدن این مشکلات از معاون اول رئیسجمهوری خواسته بود برای پایان پروژههای با پیشرفت بالای 97 درصد احیای دریاچه ارومیه اقدام شود. دبیر وقت کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه با تذکر بروز شائبه ایجاد وقفه یکی دو ساله در بهرهبرداری از این پروژهها با هدف به نام زدن اقدامات گذشتگان به نام دولت سیزدهم نزد افکار عمومی، نگرانی خود از وضعیت دریاچه ارومیه را برشمرده بود.
برگزاری مراسم افتتاح پروژه انتقال آب از سد کانیسیب موجب شد تا تفاوت روایتها بار دیگر بروز کند. علی اکبر محرابیان، وزیر نیرو، در مراسم افتتاح فاز اول طرح انتقال آب از سد کانیسیب به دریاچه ارومیه در 5 اسفند 1401 در حضور رئیسجمهور گفت: «کل عملیات تکمیلی مورد نیاز بعد از پایان حفاری تونل، در سه شیفت کاری در مدت کمتر از 7 ماه به انجام رسیده است.» این در حالی است که خبرگزاری تسنیم، 30 آبانماه به نقل از استاندار آذربایجان غربی گزارش کرده بود عملیات حفاری 36 کیلومتری تونل انتقال آب از سد کانیسیب که در سال 1394 آغاز شده بود، به اتمام رسیده است. بر اساس این تناقض در روایتها، این پرسش شکل میگیرد که چرا شروع عملیات تکمیلی متعاقب اتمام عملیات حفاری برای یک بازه موردنیاز اجرایی 7 ماهه از همان اول آذر 1400 آغاز نشده بود؟
زمانی این شائبه تقویت میشود که در مراسم بهرهبرداری از طرح در حضور رئیسجمهور، استاندار آذربایجان غربی که خود از مرداد سال جاری جانشین عیسی کلانتری در کسوت دبیر کارگروه ملّی نجات دریاچه ارومیه شده است، چند مرتبه بر سهم 1000 میلیارد تومانی بودجه اختصاص یافته به این طرح در دولت سیزدهم در برابر مبلغ 2500 میلیارد تومانی تخصیصیافته در دولت گذشته تاکید داشت.
آبرسانی کار کدام دولت بود؟
پروژه کار دولت قبل بود یا دولت آقای رئیسی؟ این سوالی است که پس از انتشار اخبار افتتاح، در شبکههای اجتماعی مطرح شد. بازخورد افکار عمومی در فضای مجازی به این نوع مقایسه استاندار حاکی از آن است که بر خلاف آقای استاندار افکار عمومی به این امر واقف هستند که ارزش ریالی و ارزی منابع تخصیصیافته از صندوق توسعه ملّی در حد فاصل سالهای 1393 تا 1400 توسط دولت گذشته در قیاس با رقم اعلامی پرداختی 1000 میلیارد تومان سال جاری هرگز قابل مقایسه نیست.
تسنیم در همان خبر 30 آبان 1400 خود رقم ارزی پرداخت شده فقط در سال 1398 را 30.6 میلیون دلار اعلام کرده بود. رقمی که با ارزش فعلی دلار برابری میکند با دو برابر کل رقم تخصیصیافته سال جاری در دولت سیزدهم. عیسی کلانتری در مراسم بهرهبرداری از طرحهای سازمان حفاظت محیط زیست در 4 مرداد 1400، ارزش سرمایهگذاری انجام شده در این طرح را پانزده هزار میلیارد تومان برآورد کرده بوده که با برآورد نرخ تورم حداقل 30 درصد برای یکسال گذشته، ارزش سرمایهگذاری انجام شده برای این طرح تا پایان دولت قبل به 21 هزار میلیارد تومان بالغ شده و رقم 1000 میلیارد تومان پرداختی در دولت سیزدهم سهم 5 درصدی از سهم کل هزینه اتمام این پروژه را به خود اختصاص میدهد رابطه نسبتاً خطی بین روند پیشرفت فیزیکی و ریالی پروژهها، اقدامات انجام شده در یک و نیم سال گذشته سهم 5 درصدی از کل پروژه را نشان میدهد.
انحراف از اهداف پروژه فراتر از دعوای سیاسی
مرور این واقع نشان میدهد که این پروژه از میانه دولت حسن روحانی آغاز شده و در دولت ابراهیم رئیسی هم به نتیجه رسیده است و کوشش برخی دولتمردان برای بزرگنمایی نقش دولت مستقر با آمارهای پروژه همخوانی ندارد. فارغ از این دعوا که رنگ و بوی سیاسی دارد؛ باید دید سرنوشت پروژه به کجا میانجامد. در زمان فعالیت ستاد احیای دریاچه ارومیه، مسئولان وقت ستاد از جمله مسعود تجریشی تاکید کرده بودند که آن انتقالی صرفا سهم دریاچه است و قرار نیست بخش کشاورزی از آن استفاده کند. اما با تاکید رئیس جمهوری در مراسم افتتاح پروژه مبنی بر حفظ حقابه کشاورزان این خطر وجود دارد که پروژه دچار انحرافی بزرگ شود. موضوعی که آن را در گزارش بعدی درباره دریاچه ارومیه بررسی میکنیم.
صحبت از مکان جدیدی که قرار است زبالههای جنگل سراوان در استان گیلان، به آن منتقل شوند، حالا به امری محال بدل شده است. مسئولان محیط زیست استان و سازمان شهرداریها و دهیاریها به «پیام ما» میگویند نمیتوانند دراینباره صحبت کنند و «مسئله حساس است.» منطقه جدید اما آنطور که معاون عمرانی استانداری گیلان روز گذشته گفته؛ جنوب استان است و شنیدهها حاکی از آن است که قرار است زبالهها با قطار به «لوشان» منتقل شوند. این اتفاق اما باعث خوشحالی اهالی سراوان نشده، آنها که از فروردینماه امسال بارها صدای اعتراضشان بلند شد و پاسخشان فقط برخورد نهادهای مختلف بود، حالا میپرسند: «آیا قرار است در «لوشان»، سراوان جدیدی ساخته شود؟» تعیین محل جدید برای جابهجایی زبالهها از سراوان درحالی قرار است عملیاتی شود که پیش از این هم در سال 98 زبالههای سراوان به منطقهای در آستانه اشرفیه منتقل شدند، در جوار سفیدرود. مردم آنجا هم همچنان مانند اهالی سراوان حیران از وضع موجودند و حالا قرار است این اتفاق بار دیگر برای مردمان جنوب استان هم تکرار شود.
تریلیهای حمل زباله همچنان با بارهای بسیار به سراوان میروند. این را یکی از اهالی سراوان میگوید و تاکید میکند که نامش در این گزارش نیاید. او میگوید بعد از فروردین و اعتراضات گسترده مردم منطقه، فضا بسیار سنگین شد: «به جای رسیدگی به درد و مشکل ما، برخوردها افزایش یافت. مردم هم ترسیدند. ما که چیز زیادی نمیخواستیم.» اواخر فروردین امسال بود که خبر آمد محلیها جاده منتهی به جنگل را بستهاند و مقابل ماشینهای حمل زباله ایستادهاند. این اتفاق برای روزها تکرار شد و نزدیک به دو هفته اعتراض اهالی سراوان به طول انجامید. آنها میخواستند کوه چهل ساله زباله سرانجام تعیین و تکلیف شود و به آنها بگویند اینهمه طرح و ایده در سالهای گذشته که بودجههای فراوانی هم گرفته درنهایت چرا بینتیجه بوده است. پاسخ اما سخت بود. برخوردها زیاد شد و در نهایت با حضور پلیس، تجمع پایان یافت. بعد از آن درِ سایت باز شد و بار دیگر نیسانها و تریلیها راهی جنگل شدند: «قبلا هفتهای یک یا دو تریلی زباله میآمد اما الان روزانه میآید. البته از چند ماه قبل یک پیمانکار از سوی وزارت کشور به اینجا آمده و مخلوطریزی و پوشش زبالهها بهتر از قبل شده است اما ما از همین افراد و دیگر مسئولان شنیدهایم که قرار است زبالهها را با قطار به «لوشان» منتقل کنند و این خیلی برای ما عجیب است.»
پسماند مسئلهای اجتماعی است و در پهنهبندی گیلان هم حتی شاهدیم که زبالههایی که قرار بوده در یک پهنه جمعآوری و دفن شوند مشکلزا شدهاند و مردم آنجا حاضر نبودند زباله مناطق مجاور را بپذیرند. این اعتراضات شکاف ایجاد کرده و باید بگویند در حال حاضر با چه ساز و کاری قرار است این انتقال رخ دهد
او میگوید اهالی سراوان رنج بسیاری در سالهای گذشته کشیدهاند و نمیخواهند کسی به این درد دچار شود: «لوشان، نزدیک سد منجیل است و این یعنی فاجعه برای کل استان. شیرابهها به آبهای زیرزمینی نفوذ میکنند و کل آب سد مسموم میشود. اگر مشکل سراوان برای اهالی سراوان و رشت بود و تالاب انزلی تا حدودی درگیر شد، زباله در «لوشان» یعنی درگیر شدن کل استان.»
به گفته او، تصفیهخانه شیرابهها که در سراوان و در سال 98 افتتاح شد، در این سالها شاید چند ماه کار کرده باشد و نه از عملکردش خبری در دست است و نه از وضعیت شیرابههای تصفیه شده.
نگرانی اهالی استان در حالی است که این طرح عملیاتی خواهد شد و فقط هنوز جای دقیق آن اعلام نشده است. احمد وحیدی، وزیر کشور، هفته گذشته در سفری به استان درباره این طرح گفت: «برای مکان جدید انتقال زبالههای سراوان توافق شده است که با نظر سازمان محیط زیست ممکن خواهد بود، چون محیط زیست مکان نگهداری زبالهها و پسماندها را مشخص میکند.» هر چند روابط عمومی سازمان حفاظت از محیط زیست استان گیلان صرفا به گفتن اینکه «امکان مصاحبه وجود ندارد چرا که مسئله حساس است» بسنده کرد اما زبالههایی که قرار است با قطار راهی «لوشان» شوند، بیش از هرچیز اهالی این منطقه را هم نگران کردهاند و آنها هم به دنبال پاسخاند. چرا که قرار است سایت زباله سراوان تا پایان امسال، یعنی در حدود دو هفته دیگر تعطیل شود و پرسش اینجاست که ظرف این مدت کوتاه چه اتفاقی رخ خواهد داد؟
وقتی بار رسانهای پسماند در گیلان بر روی سراوان افتاده، مسئولان فقط میخواهند به هر نحوی از این وضعیت خلاص شوند. طرحهای بدون فکر و عجیب میدهند تا نام سراوان کمتر شنیده شود. اما آیا مشکل پسماند حل شده است؟
زباله مسئلهای اجتماعی است
سراوان، حالا به نمادی از وضعیت بی سر و سامان پسماند در کشور بدل شده است. هر چند شنیده شدن نام این منطقه حالا دلیلی است تا مسئولان بخواهند با جابهجاییاش صورت مسئله را پاک کنند اما آنطور که نرگس آذری، دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی و مدیر سابق میز محیط زیست و شهری مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری به «پیام ما» میگوید، مسئله پسماند در کشور، تنها با تغییر رویکرد ممکن است. «زباله با مشارکت مردم، جلوی چشم آنها و توسط آنها باید مدیریت شود. این نکتهای است که باید جایگزین نگاهی شود که میخواهد زباله را با جادو و جمبل بودجه و قطار و انتقال ناپدید کند. مسئله زباله یک شبه حل نمیشود و اگر تغییر نگاه در مسئله پسماند نداشته باشیم نمیتوانیم به نتیجه برسیم.»
او در سالهای گذشته بارها به استان گیلان و سراوان رفته و کار تحقیقاتی در منطقه انجام داده است. طرحهای گوناگون را دیده و حالا میگوید کارهایی چون انتقال قبلا هم امتحان شده و آزموده را آزمودن خطاست: «در سال 98 استان گیلان به شدت درگیر مسئله سراوان بود و مردم اعتراض میکردند. استانداری درخواست کمک کرد و دولت هم با افزایش بودجه موافقت کرد و حمایتهای زیادی انجام گرفت. بین طرحهایی که استانداری گیلان به نظرش رسیده بود که برای بهبود وضعیت پسماند در استان میتواند انجام دهد؛ تعیین محل دفن جدید در حاشیه رودخانه سفیدرود، در آستانه اشرفیه و روستای کشل آزادسرا مورد موافقت قرار گرفت. زمینی در حدود هفت هزار هکتار خریداری شد و معاون استاندار هم این طرح را افتتاح کرد. آنها میگفتند از این به بعد مقداری از زبالههای سراوان به اینجا منتقل میشود تا فشار بر سراوان کمتر شود. این فاجعه بزرگی بود. در این محدوده همه شیرابهها مستقیم وارد سفیدرود میشد. هیچ تصفیهخانهای هم نداشت.»
اعتراض اهالی منطقه بالا گرفت. آنها هم بارها نامهنگاری کردند و مانند اهالی سراوان خواستند که به وضعیت رسیدگی شود اما این اتفاق رخ نداد. آذری میگوید وضعیتی که در آن سالها رخ داد، بار دیگر قرار است تکرار شود: «مسئله اینطور حل نمیشود. وقتی بار رسانهای پسماند در گیلان بر روی سراوان افتاده، مسئولان فقط میخواهند به هر نحوی از این وضعیت خلاص شوند. طرحهای بدون فکر و عجیب میدهند تا نام سراوان کمتر شنیده شود. اما آیا مشکل پسماند حل شده است؟»
او پرسشهای دیگری را هم مطرح میکند. پرسشهایی مانند اینکه محل دفن جدید پسماند دقیقا کجاست؟ این حجم از پولی که در سالهای گذشته مصرف شده چه نتیجهای داشته است؟ باید مسئولان جواب دهند که چه طرحهایی عملی شده، چقدر هزینه برده و نتیجهاش چه بوده است؟ «پسماند مسئلهای اجتماعی است و در پهنهبندی گیلان هم حتی شاهدیم که زبالههایی که قرار بوده در یک پهنه جمعآوری و دفن شوند مشکلزا شدهاند و مردم آنجا حاضر نبودند زباله مناطق مجاور را بپذیرند. این اعتراضات شکاف ایجاد کرده و باید بگویند در حال حاضر با چه ساز و کاری قرار است این انتقال رخ دهد.»
به گفته او، در ادبیات مدیریت پسماند، انتقال یکی از گرانترین بخشهای مدیریتی است. بهترین روش این است که پسماند را در محل تولید مدیریت و کوچک کرد و این کار هزینه اقتصادی و اجتماعی را کاهش میدهد و هر چقدر این فاصله را بیشتر کنیم یعنی به بدترین نوع مدیریت پسماند نزدیک شدهایم. «مشهورترین مدل هم مدل ژاپنی است که زبالهسوز کوچکمقیاس تولید کردهاند تا هر منطقه زبالهاش را همانجا مدیریت کند. سوال افکار عمومی این است که ساخت تصفیهخانه و زبالهسوزی که یکبار در سال 99 افتتاح شد چه شده؟ این انتقال در امتداد همانهاست؟ آیا پسماند را کم کردهایم که امکان انتقال وجود داشته باشد؟ ایده انتقال پسماند در ارتباط با همه اقدامات قبلی است یا ایدهای فوری و جهادی و بدون فکر و فقط برای این است که وعده داده شده برای بسته شدن سراوان عملی شود؟»
در ادبیات مدیریت پسماند، نمیتوان زبالهها را به جایی دور و مخفی فرستاد و یا با جادو و جمبل زبالهها را دود کرد و به هوا منتقل کرد. آنچه حالا بیش از همیشه عیان شده، بینتیجه بودن طرحهایی است که با هزینه و بودجههای گزاف و مقطعی میخواستند صورت مسئله را پاک کنند. اگر قرار بود انتقال زباله نتیجهبخش باشد، باید انتقالش به آستانه اشرفیه جواب میداد، نه آنکه حالا به غیر از سراوان، منطقهای دیگر از گیلان هم معترض به ریختن زبالهها باشند و یک قطار هم زبالهها را به «لوشان» بفرستد. تصویری عجیب از وضعیتی که در آن فقط قرار است نام «سراوان» حذف شود، نه مشکل زباله.
سفر گروسی برای حل مسائل پادمانی
در حالی که مقامات وزارت خارجه کشور به ریاست حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه برای سومین روز متوالی در ژنو و مقر سازمان ملل مشغول رایزنی برای گرهگشایی از تداوم مذاکرات هستهای هستند، رئیس سازمان انرژی اتمی کشور روز گذشته و در حاشیه جلسه دولت از سفر قریبالوقوع مدیرکل آژانس بینالملی اتمی به کشور طی دو روز آتی خبر داد.
وزیر امور خارجه کشور در حالی در دومین روز کاری خود در ژنو با دبیرکل سازمان آژانس بینالمللی اتمی دیدار و گفتوگو و بر محورهای مشترک در برجام تاکید کرده است که به نظر تهران در انتظار سفر گروسی به ایران طی یک یا دو روز آینده است.
رئیس سازمان انرژی اتمی دیروز در حاشیه جلسه دولت به خبرنگاران گفت: مواردی از جمله عدم انطباق بیانیه طراحی چیدمان سانتریفیوژها در سطح کارشناسی میان ایران و آژانس بحث و نهایی شد و مشخص شد که انحراف خاصی انجام نگرفته است.
به گزارش ایسنا، محمد اسلامی ادامه داد: در تعاملات با آژانس بینالمللی انرژی اتمی طبق روال همیشگی و به طور ویژه به خصوص در این شرایط که امپریالیسم رسانهای عملیات روانی و تهاجمیاش را برای تخریب کشور انجام میدهد، سعی کرد روابط با آژانس را تیره و تار نشان دهد اما به لطف الهی در دو ماه گذشته رفت و آمدها با آژانس در سطح کارشناسی و معاونان انجام شد و در دو هفته گذشته هیئتهایی از آژانس در تهران حضور یافتند و تبادل نظر شد. در این تبادل نظرها و رایزنیها مواردی از جمله «عدم انطباق بیانیه طراحی چیدمان سانتریفیوژها» یا یک ذره، خوب مرور شد و بحث و کارشناسی شد و نهایی شده است و مشخص شده که انحراف خاصی وجود ندارد و این موضوعات با توجه به بحثهای کارشناسی واجد اهمیت نبوده که بهعنوان یک موضوع مورد پیگیری قرار گیرد.
رئیس سازمان انرژی اتمی: بر اساس سند برجام ۲۰۱۵ به دلیل اینکه طرفین متعهد، تعهداتشان را انجام ندادند، طبیعی است که ما هم بازگشت از تعهدات مان را طبق قانون راهبردی انجام دهیم و این هم که آژانس بنویسد نظارتهایش مانند گذشته نیست طبیعی است، اما این به معنی آن نیست که اشراف به فعالیتهای هسته ای ایران ندارد.
غنیسازی از 60 درصد تجاوز نکرد
اسلامی گفت: همچنین درباره موارد پادمانی باید برای روشنگری پاسخهایی که دادیم مذاکره انجام میشد. برخی القا میکنند که پاسخ داده نشده است این درست نیست. پاسخها در چند صد صفحه ارسال شده بود و باید با حوصله با آنها مرور میکردیم و این امر هم تداوم دارد و گفتوگو شده است و در همین راستا در سفر آقای آپارو، معاون پادمانی مدیرکل آژانس و مذاکراتی که انجام شد دعوت رسمی از آقای گروسی کردیم و انشاءالله در یکی دو روز آینده به تهران میآیند.
رئیس سازمان انرژی اتمی درباره بخشی از گزارش برجامی آژانس که در آن به موضوع غنیسازی بالای ۸۳ درصدی در ایران اشاره کرده است، گفت: در نمونهبرداری از یک شیر در روند غنیسازی یک ذرهای(particle) که با میکروسکوپ هم دیده نمیشود مشاهده شد، اما مهم حجم و سطح غنای موادی است که در پایان روند غنیسازی به دست میآید که بازرسان مشاهده کردند از ۶۰ درصد این مواد تجاوز نکرده است و خط تولید ما همان تولید اورانیوم با غنای ۶۰ درصدی است و همان هدف را هم دنبال میکنیم. بنابراین، آن موضوع با همین تعریف کنار گذاشته میشود.
رئیس سازمان انرژی اتمی درباره کاهش نظارتهای آژانس بر اساس برجام که در گزارش روز سهشنبه آژانس آمده است تصریح کرد: بر اساس سند برجام ۲۰۱۵ به دلیل اینکه طرفین متعهد، تعهداتشان را انجام ندادند، طبیعی است که ما هم بازگشت از تعهداتمان را طبق قانون راهبردی انجام دهیم و این هم که آژانس بنویسد نظارتهایش مانند گذشته نیست طبیعی است، اما به معنی آن نیست که اشراف به فعالیتهای هسته ای ایران ندارد.
سفر گروسی و بستن پرونده
اسلامی در مورد محورها و موضوعات مطرح در سفر گروسی به ایران تصریح کرد: موضوع همین مواردی است که بهعنوان مسائل پادمانی نامگذاری کردند و بسته شدن این پرونده. دلیل برجام همین موارد اتهامی بوده است که ۲۰ سال علیه ایران مطرح میکردند و در نهایت مذاکره شد و بر اساس سند برجام آنها مختومه شدهاند. موارد تازه و جدیدی در کار نیست.
او در رابطه با اینکه آیا سفر گروسی میتواند گرهگشای مذاکرات برجامی باشد؟ گفت: ما هیچ چیز غیرعادیای که تحت فشار و سیاسی باشد را نمیپذیریم.
رئیس سازمان انرژی اتمی در مورد اینکه در گزارش آژانس آمده است به دلیل اینکه اقدامات ایران شفاف نیست قادر به راستیآزمایی نیستیم، بیان کرد: اصلا در گزارش چنین چیزی نیامده است.
اسلامی درباره اینکه سال گذشته همه فکر میکردند که برجام به امضا برسد اما این اتفاق نیفتاد، آیا احتمال امضای برجام در شرایط کنونی وجود دارد؟ عنوان کرد: هر چیزی که باید گفته میشد، بیان و نوشته شده است.
گمانهزنی برای احتمال گرهگشایی از مذاکرات هستهای بهویژه پس از سفر آینده گروسی به ایران، در حالی است که به نظر آمریکاییها نیز از احیای کامل دوباره مذاکرات ناامید نیستند گرچه میگویند برجام فعلا در دستور کارشان نیست. معاون سیاسی وزیر دفاع آمریکا با اذعان به ارتقای ظرفیت غنیسازی ایران، احیای برجام را گزینه بهتری برای محدود کردن دوباره برنامه هستهای ایران دانست.
ادعای غربی علیه ایران
در همین حال ایسنا دیروز به نقل از رویترز نوشت: کالین کال، معاون سیاسی وزیر دفاع آمریکا در یک جلسه مجلس نمایندگان این کشور مدعی شد که ایران میتواند مواد شکافتپذیر کافی برای یک بمب هستهای را ظرف مدت «۱۲ روز» تولید کند. این مدت زمان در زمان اجرایی شدن توافق هستهای ایران[برجام]، یک سال تخمین زده شده بود.
کال به قانونگذاران آمریکایی گفت: پیشرفت هستهای ایران از زمان خروج ما از برجام قابل توجه بوده است. در سال ۲۰۱۸، وقتی دولت قبلی تصمیم گرفت از برجام خارج شود، دوازده ماه طول میکشید که مواد شکافتپذیر کافی برای یک بمب تولید شود. حالا دوازده روز طول میکشد.
او افزود: بنابراین، من فکر میکنم هنوز این دیدگاه وجود دارد که اگر بتوانیم این مسئله را حل کنیم و محدودیتها را برای برنامه هستهای آنها بازگردانیم، بهتر از گزینههای دیگر است اما در حال حاضر، برجام دچار وقفه شده است.
ادعای کال درباره توان ایران در زمینه تولید مواد شکافتپذیر کافی برای تولید یک بمب اتمی در حالی مطرح میشود که مقامات ایران علیرغم تاکید بر توانمندیها و پیشرفتهای ایران در زمینه فعالیتهای هستهای، گفتهاند که تولید و بهکارگیری تسلیحات هستهای جایی در دکترین دفاعی ایران ندارد.
مذاکرات وین برای احیای توافق هستهای که در ازای لغو تحریمها، امکان اعمال محدودیتهایی را بر برنامه هستهای ایران اعمال میکرد، چند ماه است که به دلیل برخی مسائل حل نشده با وقفه روبهروست. این مذاکرات از مارس ۲۰۲۱ و با روی کار آمدن دولت جو بایدن در آمریکا آغاز شد. مقامات آمریکایی میگویند، برجام فعلا در دستور کارشان قرار ندارد.
در این میان خبرگزاری «رویترز» طی خبری ادعا کرده است بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ایران هفته گذشته اورانیوم ۸۴ درصد غنیشده را شناسایی کردهاند. اکو ایران خبر رویترز را این گونه منتشر کرده است:
برخی دیپلماتهای غربی هفته گذشته ادعا کردند که آژانس آثار چنین غلظتی را در کارخانه غنیسازی سوخت فردو پیدا کرده است، جایی که ایران در حال غنیسازی اورانیوم با خلوص 60 درصد است. درجه تسلیحاتی اورانیوم در حدود 90 درصد است. در حالی که طی فرایند غنیسازی افزایش سطح غنیسازی ممکن است اتفاق بیفتد اما این میزان نسبتاً بزرگ است.
آثار کشف شده از دو آبشار بهم پیوسته یا خوشههای سانتریفیوژهای پیشرفته در فردو پیدا شد که تا 60 درصد غنیسازی میکنند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش قبلی ایران را به دلیل ایجاد تغییرات اساسی در آن آبشارها بدون اطلاعرسانی مورد انتقاد قرار داده بود.
در گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی به کشورهای عضو آمده است: «در مورد منشأ ذرات غنیشده بالای 60 درصد U-235 که پس از اجرای پیکربندی جدید آبشار در فردو شناسایی شدهاند، مذاکرات با ایران همچنان ادامه دارد». در ادامه این بیانیه آمده است: «ایران به آژانس اطلاع داد که «نوسانات ناخواسته در سطوح غنیسازی ممکن است در دوره انتقال در زمان راهاندازی فرایند [۶۰ درصد] محصول (نوامبر ۲۰۲۲) یا در حین تعویض سیلندر خوراک رخ داده باشد».
در این گزارش همچنین آمده است که ذخایر اورانیوم غنیشده ایران تا 60 درصد که در دو سایت تولید میشود، نسبت به آخرین گزارش سه ماهه با 25.2 کیلوگرم افزایش به 87.5 کیلوگرم رسیده است. در این گزارش آمده است که کل ذخایر اورانیوم غنی شده تا این میزان و سطوح پایین تر، 3760.8 کیلوگرم برآورد شده است.
به گفته دیپلماتها، دومین گزارش فصلی درباره تحقیقات [ادعایی] در مورد منشا اورانیوم کشفشده در سه سایت اعلامنشده در ایران، که قرار است در نشست هفته آینده شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح شود، تا اواخر هفته منتشر نخواهد شد. مقامات ایرانی در ژنو و همچنین رئیس سازمان انرژی اتمی کشور این ادعاها را غیر واقعی دانستهاند.
تعیین تکلیف مشمولان عفو معیاری تا نیمه شعبان
سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری دیروز، با اشاره به صدور حکم بدوی دادگاه جمشید شارمهد رییس گروهک تندر، گفت: «از اقدام مقتدرانه سربازان گمنام در بازداشت سرکرده یکی از تروریستترین عناصر ضد بشری که دستش به خون دهها نفر آلوده است، تشکر میکنم.» به گزارش ایسنا، مسعود ستایشی ادامه داد: «جمشید شارمهد با رسیدگی عادلانه دستگاه قضایی در دادگاه صالحه محکوم به اعدام شده است و با راهاندازی یک گروهک تروریستی وابسته به سرویسهای امنیتی آلمانی و انگلیسی و امریکایی به خاک و خون کشیدن دهها زن و کودک دست داشته است که با کمک سربازان گمنام در دیگر پروژههایش ناکام مانده است. با کدام قاعده انسانی و عقلی و بینالمللی دهها کودک زن و مرد را به خاک و خون کشیده شدهاند؟ این عمل از ناحیه او صورت گرفته و به صراحت به آن اقرار داشته است.» او ادامه داد: «مستند به اعتراف و اقاریر صریح شارمهد نه تنها زنان کودکان و مردان بیگناه را مورد اهداف تروریستی قرار داده بلکه برای او مطلقاً مهم نبوده و عامدانه و آگاهانه در صدد افزایش قربانیان بوده است. در کنار اقدامات کور تروریستی اهداف امنیتی، اقتصادی و اجتماعی مورد هدف او قرار داشته است. امروز تروریستهای رسانهای با بیشرمی و وقاحت از این عنصر جنایتکار حمایت میکنند و مدعیان حقوق بشر، مدعی زن، زندگی و آزادی انسانها هستند.»
سخنگوی قوه قضاییه: طبق اعلام معاونت قضایی قوه قضاییه تا پایان بهمن، بخش عمده و حدود ۷۰ درصد کار انجام شده است و دسترسی آسان مردم به حوزه اطلاعرسانی بوده است و تمهیداتی اندیشیده شده و تلاش میکنند تا نیمه شعبان فرایند عفو به پایان برسد
اشتری در دامنه عفو نبود
او در پاسخ به سوالی درباره پرونده وحید اشتری و اینکه چرا او مورد عفو قرار نگرفت، گفت: «ما دامنه عفو را توضیح دادیم و بخش اول مربوط به اغتشاشات اخیر بود که شامل او نبود و بخش دوم درباره محکومان است. نسبت به او پروندههایی مطرح است که نسبت به یکایک این پروندهها مرجع مربوطه مطابق قانون رسیدگی و تصمیم قانونی اتخاذ کرده است و در این فرایندها تمام رافت و توجه ویژه مقام رسیدگیکننده تمسک به تاسیسات ارفاقی بوده است. او تعدادی پرونده دارد و باید مطابق قانون تجمیع شود و بر عهده مرجع قانونی صادرکننده حکم قطعی است. آقای وحید اشتری بداند که رسیدگی دستگاه قضایی منطبق با قانون و موازین شرعی است.»
ستایشی در پاسخ به سوالی درباره آخرین وضعیت پرونده جاسوسان فرانسوی گفت: «تاکنون نتیجه اعلام نشده و به محض اعلام، اطلاعرسانی خواهد شد.»
او همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا بازیگرانی از جمله هنگامه قاضیانی، کتایون ریاحی و ترانه علیدوستی مشمول عفو اخیر میشوند، گفت: «طبق اعلام معاونت قضایی قوه قضاییه تا پایان بهمن، بخش عمده و حدود ۷۰ درصد کار انجام شده است و دسترسی آسان مردم به حوزه اطلاعرسانی بوده است و تمهیداتی اندیشیده شده و تلاش میکنند تا نیمه شعبان فرایند عفو به پایان برسد. عفو معیاری است و باید پرونده اشخاص با شرایط عفو تطبیق داده شود و در مورد افراد مورد سوال نیز تا نیمه شعبان مشخص خواهد شد که مشمول عفو هستند یا خیر.»
آمادگی قوه قضاییه در مقابله با ارز
ستایشی همچنین درباره درباره نوسانات نرخ دلار و سکه و اقدامات دستگاه قضایی در این زمینه گفت: «ما همه چیز را با دلار میبینیم و بهتر است بگوییم ارز. ما به کلیه شهروندان این اطمینان را میدهیم که قوه قضاییه آمادگی کامل برای همکاری جامع با قوای دیگر در راستای رفع مشکلات اقتصادی مردم و بازگشت ثبات به بازار دارد. در این زمینه هرگونه تخلفی صورت گیرد با سرعت برخورد می کنیم و کوتاهی نمیکنیم. چرا که خط قرمز ما رضایتمندی مردم است. نگاه قوه قضاییه در این شرایط حساس همافزایی است. در حوزه ارز جلساتی را هیات دولت به طور مستمر دارند و جلسه غیرعلنی هم در مجلس داشتیم و مصوباتی سران قوا داشتند و تمام اهتمام و برنامهریزی در راستای تحقق اقدامات پیشگیرانه و برخورد قاطع با تخلفات است. انشاءالله آرامش و رضایتمندی مردم را به دنبال داشته باشد.»
سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوالی درباره آخرین وضعیت پرونده حادثه ساختمان متروپل آبادان گفت: «این پرونده به اجرای احکام ارجاع شده و در مرحله اجرای حکم قطعی است. در اجرای قانون آییننامه دادرسی داخلی مجلس، گزارش تخلفاتی که مربوط به جلسه روز سهشنبه مورخ دوم اسفندماه ۱۴۰۱ بود، جهت رسیدگی و اعمال قضایی به قوه قضاییه ارجاع شده و برخورد قاطع با متخلفان این حوزه قطعا موجبات پیشگیری از وقوع تخلفات ساختمانی و موارد مشابه میشود. در راستای تعامل خوب و سازنده قوه قضائیه با مجلس شورای اسلامی شعب ویژه برای بررسی گزارش نظارتی از ناحیه مجلس شورای اسلامی تشکیل شده است که با بهترین رسیدگی، کوتاهترین زمان ممکن و مطابق موازین قانونی و شرعی به گزارشها رسیدگی خواهیم کرد.»
او در بخش دیگری از صحبتهایش در خصوص وضعیت زندانها گفت: «تمام اهتمام و برنامهریزی قوه قضائیه برای زندانیان این است که شرایط مطلوب و مناسبی داشته باشند. در حوزه اشتغال زندانیان کارهای ارزشمندی صورت گرفته است و اگر در حوزه زندان کسی ادعایی دارد، مطرح کند و مستند حرف بزند، ما نیز به صورت مستند در مقام پاسخگویی خواهیم بود.»
«مسمومیتهای سریالی» چه تعبیر خوبی برای اتفاقاتی که این روزها در شماری از مدارس دخترانه شهرهای کشور در جریان است. همه آنچه که روایت می شود از عجیب و پیچیده بودن ماجرا حکایت دارد. بعد از نزدیک به 100 روز از آغاز مسمومیتهای خفیف دانشآموزان (و به روایتی دانشجویان) هنوز هیچ متهمی هم دستگیر نشده است. وزیر کشور که دیروز رسما سخنگوی این پرونده شد، حتی اطلاعرسانیهای قبلی مسئولانی چون رئیس کمیسیون آموزش مجلس درباره نوع ماده عامل مسمومیت را هم رد کرد و گفت سرنخی در دست نیست. در این میان مسئولان دیگری هم اظهارات افراد دیگر در دستگاههای دولتی را تکذیب کردهاند. این اطلاعرسانی آشفته درباره یکی از مهمترین وقایع مخاطره آمیز سالهای اخیر در کشور، جای تامل دارد. گویی دولتمردان (از هر جناح و سلیقهای) در نابلدی گفتوگو با جامعه شبیه هماند. تعداد سوالاتی که برای مردم در پی مسمومیتهای سریالی دانشآموزان پیش آمده آنقدر زیاد است که لازم باشد مسئولان اجرایی، انتظامی و امنیتی با سازوکاری روشن و تا آنجا که به تحقیقاتشان لطمه نمیزند، درباره آن سخن بگویند. وزیر کشور گفته است: «درصد بالایی از آنچه که تحت عنوان عارضه برای فرزندانمان رخ داده بود و حجم زیادی در حدود بالای ۹۰ درصد، مربوط به عوامل خارجی نبوده و ناشی از مواردی همچون استرس ناشی از طرح این موضوع بوده است». کسانی که با اصول ارتباطات اجتماعی کمترین آشنایی دارند هم میدانند بیان چنین حرفهایی حتی اگر دقیق باشد هم منجر به «اقناع» افکار عمومی نمیشود. چه بسا برای دانشآموزان و خانوادههای آنها نگران کننده هم باشد که چطور ممکن است مسئول ارشد شورای امنیت کشور 90 درصد موارد را ناشی از «استرس» میداند؟ امیدواریم جناب وحیدی و همکارانشان از اهل فن حرف شنوی داشته باشند و با ادبیاتی دقیقتر و قانعکنندهتر ابعاد ماجرا را شرح دهند. نگاهی به تجربههای مشابه در سالهای اخیر چرایی لزوم این تغییر رویکرد را بیشتر هویدا میکند.
اختلاف بر سر آثار تورمی بودجهنویسی مجلس
رئیس سازمان برنامه و بودجه درباره تورمزا بودن بودجه هشدار داد اما رئیس مجلس میگوید اعداد مورد اشاره میرکاظمی واقعیت ندارد. رئیس سازمان برنامه و بودجه میگوید تاکنون مصوبات مجلس شورای اسلامی در لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ باعث مغایرت ۴۰۰ هزار میلیارد تومانی شده است اما قالیباف از اساس وجود این عدد را تکذیب کرد.
جلسه علنی نوبت صبح دیروز نمایندگان مجلس محل عیان شدن اختلاف میان سازمان برنامه و بودجه و مجلس بود. به گزارش ایسنا، نمایندگان در این جلسه، بندی از لایحه بودجه درباره تبصره ۱۶ را به تصویب رساندند که در این بند بانکهای دولتی مجاز شدند در سال آینده ۵۰ هزار میلیارد تومان (همت) اوراق مالی با سررسید تا پنج سال با ضمانت اصل و سود توسط دولت منتشر کنند.
در جریان بررسی این بند محمدمهدی مفتح، عضو کمیسیون برنامه و بودجه پیشنهاد حذف این بند را مطرح کرد؛ مسعود میرکاظمی رئیس سازمان برنامه و بودجه با اعلام موافقت دولت برای حذف این بند عنوان کرد: بخشی از دلیل به هم ریختگی بازار ارز به کار کردن دشمن برمیگردد اما بخش دیگر آن مربوط به ریشههای اقتصادی است. از موسسه خودمان خواستم که تحلیلی درباره ریشههای افزایش تورم و کاهش ارزش پولی انجام دهد که اجزای آن رشد نقدینگی و تورم است.
او توضیح داد: بدهی دولت به بانک مرکزی یکی از اجزای دلیل تورم است. ما در دولت سیزدهم ۳۲ درصد بدهی دولت به بانک مرکزی کم کردیم اما جزء دیگر بدهی بانکها مربوط به بانک مرکزی است. طبق گزارش دیماه، ۶۰.۵ درصد وزن افزایش نقدینگی ریشه در بدهی بانکها به بانک مرکزی دارد. جزء دیگر یعنی ۳۹.۷ درصد برای بدهی موسسات اعتباری که خارج از بانکها عمل میکند یا اوراقی است که بانکها میگیرند اما نمیتوانند بفروشند و به بانک مرکزی برمیگردانند.
شمسالدین حسینی، رئیس کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ در مقام دفاع از کمیسیون تلفیق گفت: آیا حاکمیت صرفا مترادف با قوه مجریه است و قوه مجریه هم به معنای سازمان برنامه و وزارت اقتصاد محسوب میشود یا اینکه بانکهای دولتی را هم شامل میشود؟
رئیس سازمان برنامه و بودجه با اشاره به لایحه دولت درباره انتشار اوراق مشارکت گفت: دولت در لایحه پیشنهادی ۱۸۵ همت انتشار اوراق پیشبینی کرد اما در بررسیهای گزارش کمیسیون تلفیق و صحن ۸ همت برای شهرداریها و ۱۰ همت اوراق برای قرارگاه افزایش پیدا کرد الان هم در این بند قرار است ۵۰ همت انتشار اوراق به بانکها اضافه شود.
میرکاظمی با طرح این پرسش که علت افزایش بدهی بانکها بهعنوان عامل تحریک پایه پولی چیست، گفت: یکی از این دلایل به انتشار اوراق بر میگردد. دولت در بودجه سال ۱۴۰۲، ۱۰۳ همت انتشار اوراق را پیشبینی کرد که تا امروز نتوانستهایم ۳۲ همت اوراق بفروشیم چون بانکها نمیخرند و همین خود عاملی برای افزایش پایه پولی و تورمی است که به هزینه زندگی مردم تحمیل میشود حالا اگر قرار است ۵۰ همت دیگر اوراق مالی در بودجه سال آینده بگذاریم دیگر بانکها اوراق دولت را نمیتوانند بخرند. اگر میخواهیم ارز نوسانی نشود و تورم از زندگی مردم حذف شود باید به این موارد دقت کنیم.
میرکاظمی اضافه کرد: ما میتوانیم مدام استقراض کرده و اوراق منتشر کنیم اما این روند درست نیست. اگر ما منابع و مصارف را کنترل نمیکردیم اکنون بالای ۱۰۰ درصد تورم داشتیم پس این کارها را نکنیم.
او ادامه داد: امروز تا اینجای بررسی بودجه غیر از ۲۰۰ هزار میلیارد تومان بابت نرخ ساده تا الان حدود ۴۰۰ همت در بودجه مغایرت ایجاد شده؛ بعضی از آنها مربوط به حقوق است که ما باید هر ماه پرداخت کنیم اما مبالغ دیگر باعث افزایش پایه پولی و تورم میشود این کارها را نکنیم؛ ۵۰ همت اوراق به معنای رشد ۴۰۰ همتی افزایش نقدینگی است؛ همین الان هم بانکها نمیتوانند اوراق بفروشند ما برای جبران تبصره ۱۴ قرار بود اوراق بدهیم اما بانکها نمیخرند. حالا دوباره میخواهید اوراق اضافه کنید.
به گزارش ایسنا، شمسالدین حسینی رئیس کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ در مقام دفاع از کمیسیون تلفیق گفت: آیا حاکمیت صرفا مترادف با قوه مجریه است و قوه مجریه هم به معنای سازمان برنامه و وزارت اقتصاد محسوب میشود یا اینکه بانکهای دولتی را هم شامل میشود؟ ما در اینجا به بانکهای دولتی گفتیم که مبالغی تحت عنوان افزایش سرمایه داشته باشند؛ آیا این افزایش سرمایه به معنای افزایش پایه پولی است؟ چنین چیزی درست نیست. افزایش پایه پولی یعنی همان پیشنهادی که دولت در لایحه برای انتشار اوراق آورده که اگر فروخته نشد به پیمانکار بدهیم ما هم به ناچار با این پیشنهاد موافقت کردیم. اگر دنبال ریشههای افزایش پایه پولی هستیم جلوی این موارد را بگیرید.
او ادامه داد: یکی از مهمترین اشکالات اقتصاد ایران که سبب افزایش پایه پولی میشود ناترازی سیستم بانکی است؛ حتی اگر تحریم هم برطرف شود سیستم بانکی نمیتواند قد علم کند؛ چون کفایت سرمایه منفی است. دولت برای اصلاح کفایت سرمایه چه کاری انجام داده است؟ حتی یک خط پیشنهاد در بودجه برای کفایت سرمایه وجود ندارد.
حسینی گفت: ما کجای بودجه گفتهایم که اوراق منتشر شده که حقوق و دستمزد را بدهیم ما در اینجا میگوییم که بانکهای دولتی خودشان اوراق مشارکت منتشر کرده و به حساب افزایش سرمایه منظور کنند این کفایت سرمایه منفی را حل میکند.
او ادامه داد: بانکها باید برای افزایش سرمایه یا سپرده بگیرند یا اوراق منتشر کنند اینکه ما به آنها مجوز انتشار اوراق را دادیم به هیچ وجه باعث افزایش پایه پولی نمیشود بلکه ناترازی سیستم بانکی را برطرف میکند.
قالیباف: مغایرت ۴۰۰ همتی در بودجه صحت ندارد
بعد از اینکه بند الحاقی یک تبصره ۱۶ تصویب شد محمدباقر قالیباف خطاب به رئیس سازمان برنامه و بودجه گفت: شما بحثی را اشاره کردید و گفتید که مصوبات مجلس شورای اسلامی باعث مغایرت ۴۰۰ همتی بودجه شده است، اما آیا مجلس شورای اسلامی این کار را کرده است؟ چنین چیزی درست نیست و در کمیسیون تلفیق هم رخ نداده است.
او اضافه کرد: شما نامهای به آقای رئیس جمهور نوشتید که این نامه به من منتقل شده و من در حال تنظیم پاسخ هستم که آن را ارسال خواهم کرد و آن جدولی که دادهاید در آن چنین عددی نیست.
قالیباف گفت: ما نمیخواهیم این مسائل را در اینجا بحث کنیم، اما مردم مذاکرات مجلس شورای اسلامی را میشنوند و احساس میکنند ما به این موضوعات توجه نداریم. ما میدانیم که اگر سقف بالا رود تورم ایجاد شده و ناترازی به وجود میآید. ما متوجه هستیم به همین دلیل نمایندگان از طرح پیشنهادات خود انصراف میدهند.
|پیام ما| نخستین روزهای دی امسال بود که مشاور معاون وزیر میراث فرهنگی از احتمال ثبت رشت به عنوان شهر جهانی صنایع دستی خبر داد. این خبر در حالی بیان میشد که این شهر پیشتر عنوان شهر خلاق خوراکی جهان را نیز از آن خود کرده بود. حالا مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان گیلان از ورود ارزیابان بینالمللی یونسکو برای بررسی استانداردهای لازم برای ثبت جهانی این شهر خبر داده است.
سال 1394 از سوی کمیته ملی یونسکو در ایران اعلام شد که شهر رشت عنوان شهر خلاق خوراکی در جهان را از آن خود کرده است؛ عنوانی که از سال 94 تاکنون توانسته آن را حفظ و در ارزیابیهای دورهای نیز نمره قبولی استانداردهای لازم را کسب کند. این بار نیز این شهر در فهرست ثبت جهانی برای صنایع دستی قرار گرفت.
روز گذشته نیز مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گیلان از ورود کارشناسان ارزیاب شورای جهانی صنایع دستی به شهر رشت خبر داد.
ارزیابان وارد رشت شدند
به گزارش روابط عمومی این اداره کل، «ولی جهانی» با اعلام این خبر ادامه داد: «ایتی سینگ، سوماش سینگ و آصف شیخ و ویدا توحدی ارزیابانی هستند که به منظور بررسی وضعیت شهر رشت برای دریافت عنوان شهر جهانی صنایع دستی وارد این شهر شدند و در ورودی شهر مورد استقبال ویژه قرار گرفتند.»
او ادامه داد: «بیش از ۲۷ هزار هنرمند صنایع دستی در ۴۲ رشته مختلف تولید محصولات هنرهای سنتی گیلان مشغول به فعالیت هستند. هفت شهر و روستای استان نیز با برندهای ملی و جهانی بهعنوان شهر و روستاهای صنایع دستی معرفی شدهاند و اینک رشت با هفت رشته بسیار فعال شامل؛ خراطی، رشتیدوزی، معرق، منبت، البسه محلی، چرم و سفال نامزد دریافت عنوان شهر جهانی صنایع دستی شده و قرار است کارشناسان ارزیاب شورای جهانی صنایع دستی طی یک سفر سه روزه به بررسی موضوع یاد شده بپردازند.»
ولی جهانی: بیش از ۲۷ هزار هنرمند صنایع دستی در ۴۲ رشته مختلف تولید محصولات هنرهای سنتی گیلان مشغول به فعالیت هستند و هفت شهر و روستای استان نیز با برندهای ملی و جهانی بهعنوان شهر و روستاهای صنایع دستی معرفی شدهاند
جهانی گفت: «مهرماه امسال نیز «نعیمه بن کاری» از کشور عمان بهعنوان ارزیاب یونسکو در راستای انجام فرایند ثبت جهانی ماسوله وارد گیلان شد و موارد مدنظر را به صورت زمینی و هوایی مورد ارزیابی قرار داد.»
او ادامه داد: «به منظور جلب نظر بیشتر ارزیابان و با همکاری رشت از دی امسال نامگذاری برخی از خیابانها و میادین به نشان صنایع دستی مورد تایید شورای شهر قرار گرفت. همچنین میدان گیل به عنوان میدان صنایع دستی و محله پیرسرا به عنوان گذر صنایع دستی نامگذاری شد؛ ساختمان استانداری سابق به مرکز صنایع دستی تبدیل و هنرمندان در آن مستقر شدهاند. حوالی عمارت کلاهفرنگی که پیشتر به موزه رشتیدوزی تجهیز شده است از روز پنجشنبه محل برگزاری نمایشگاه صنایع دستی میشود.»
جهانی با بیان اینکه بازارچه دائمی صنایع دستی بهاران رشت بار دیگر احیا شده است، گفت: «با توجه به اهمیت بالای موضوع یاد شده و رقابت استانهای دیگر در این خصوص لازم بود همه دستگاههای اجرایی استان شامل استانداری، فرمانداری، شهرداری و شورای شهر پای کار باشند تا این اتفاق مهم و مبارک هرچه سریعتر محقق شود که خوشبختانه کارها در حال انجام است. برای ثبت جهانی رشت فعالیت حداقل هفت رشته صنایع دستی در این شهر ضروری است که باید با همکاری و همراهی دستگاههای مختلف، برای رسیدن به این هدف مهم گامهای موثری برداشته شود.»
ثبت جهانی رشت بهعنوان شهر صنایع دستی علاوه بر اینکه بر حفظ این میراث معنوی نیز کمک خواهد کرد و تولید صنایع دستی این استان را وارد مرحله جدیدی از خلاقیت و شکوفایی میکند، به نظر برای وزارت میراث فرهنگی دارای ارزش زیاد اقتصادی بهویژه در حوزه ارزآوری است
ارزآوری نتیجه یک ثبت جهانی
ثبت جهانی رشت بهعنوان شهر صنایع دستی علاوه بر اینکه بر حفظ این میراث معنوی نیز کمک خواهد کرد و تولید صنایع دستی این استان را وارد مرحله جدیدی از خلاقیت و شکوفایی میکند، به نظر برای وزارت میراث فرهنگی دارای ارزش زیاد اقتصادی بهویژه در حوزه ارزآوری است. بهمن امسال وقتی مشاور وزیر میراث فرهنگی برای نخستین بار خبر این کاندیداتوری را اعلام میکرد گفته بود: «اگر این ثبت انجام شود ارزآوری به استان گیلان چند برابر خواهد شد.»
فرزاد رشیدی با بیان اینکه امروز بزرگترین جاذبههای گردشگری بر مبنای صنایع دستی شکل میگیرد، افزود: «ثبت جهانی قاسمآباد رودسر واقع در شرق گیلان بهعنوان روستای جهانی صنایع دستی با محوریت چادرشببافی، موجب شد صادرات صنایع دستی استان در سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰ پنج برابر شود. رشت با ثبت جهانی در مسیر اصلی گردشگری قرار میگیرد و شهرهایی که ثبت جهانی شدهاند بازدیدکنندههای خارجی آنان افزایش و گردشگری آنها توسعه مییابد.»
از روستای جهانی تا شهر جهانی
وبسایت خبری اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی رشت در توضیحی در مورد چرایی این کاندیداتوری نوشته است: «بیش از ۲۷ هزار هنرمند صنایع دستی در ۴۲ رشته مختلف تولید محصولات هنرهای سنتی گیلان مشغول به فعالیت هستند و هفت شهر و روستای استان نیز با برندهای ملی و جهانی بهعنوان شهر و روستاهای صنایعدستی معرفی شدهاند.
صنعت دست بهواسطه جاری شدن ذوق و هنر در تولید یادمانهایی از گذشته حامیان خویش را بیارمغان رها نمیکند بلکه اصالت و قدمتی برآمده از صفای روستایی پاداشی است که در برابر این حمایت، نصیب خریداران تولیدات صنایع دستی میشود.
بنا به سیاستها و اولویتهای تعیین شده از سوی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گیلان، پس از ثبت جهانی قاسمآباد رودسر با محوریت چادرشببافی، برندسازی در سطح ملی با هدف رونق صنایع دستی در منطقه بیش از همیشه مورد اهتمام قرار گرفت و پس از معرفی «فشتکه خمام» با عنوان روستای ملی حصیربافی، شهر رشت نیز بهعنوان شهر ملی رشتیدوزی و چهار روستای گیلان روستای ملی اعلام شد.
رشتیدوزی (قلابدوزی رشت) یکی از رودوزیهای سنتی ایران و از صنایع دستی گیلان است که در فهرست آثار ملی ایران -میراث فرهنگی ناملموس (معنوی)- به ثبت رسیده است؛ در این کار زمینه پارچه به وسیله نخهای ابریشمین رنگین به گونهای بسیار زیبا و چشمنواز تزیین میشود.
پانزدهم دیماه ۹۹ طی مراسمی در کاخ موزه نیاوران، شهر رشت بهعنوان شهر ملی هنرهای سنتی ایران با محوریت رشتیدوزی، روستای ارده شهرستان رضوانشهر با محوریت شالبافی، روستای جیرده شهرستان شفت با محوریت سفالگری سنتی، روستای عنبران محله شهرستان آستارا با محوریت گلیمبافی و روستای شالما شهرستان ماسال با محوریت چوبتراشی موفق به دریافت گواهینامه ملی شدند.»
مسئولان پای کار بیایند
روز گذشته نیز در نشست هماهنگی ثبت جهانی رشت، معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری گیلان تاکید کرد: «با توجه به فرصت پیش آمده برای ثبت جهانی شدن صنایع دستی رشت و فرصت اندک، تمامی مدیران دستگاههای اجرایی باید نسبت به رفع موانع و مشکلات موجود اقدام کنند و هیچگونه کوتاهی قابل قبول نیست.»
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی استانداری گیلان، محمد اسحاقی افزود: «صنایع دستی از مزیتها و ظرفیتهای بالقوه استان گیلان است و مدیران دستگاهها میبایست فرصت پیش آمده را مغتنم شمرده و همه موانع را رفع کنند. برای فراهمسازی شرایط ثبت رشت بهعنوان شهر جهانی صنایع دستی محدود است؛ مسئولان پای کار باشند و فرصت پیش آمده را از دست ندهند تا با همکاری و هماهنگی و تلاش شبانهروزی افتخار جهانی دیگری برای استان ثبت شود.
دستور نخست وزیر عراق برای انجام «مذاکرات آبی» با ایران
وزارت منابع آبی عراق از دستور نخست وزیر این کشور برای اتخاذ اقدامات لازم برای انجام مذاکرات با ایران، ترکیه و سوریه درباره بحران آب خبر داد. به گزارش «پیام ما» به نقل از ایسنا، خالد شمال، سخنگوی وزارت منابع آبی عراق دیروز(سهشنبه) در گفتوگو با خبرگزاری رسمی این کشور(واع) تاکید کرد که مسئله بحران آبی یک مسئله پیچیده است و بزرگترین بخش مذاکرات خارجی را تشکیل میدهد.
او گفت: عون ذیاب، وزیر منابع آبی عراق این موضوع را به محمد شیاع السودانی، نخست وزیر عراق اعلام کرد و السودانی نیز دستور داد که تمام اقدامات لازم برای انجام مذاکرات با ایران، ترکیه و سوریه در این خصوص اتخاذ شود.
سخنگوی وزارت منابع آبی عراق خاطرنشان کرد که پرونده مذاکرات درخصوص بحران آب یک مسئله حاکمیتی بوده و به دستگاههای عالی دولت مربوط میشود و تصور اینکه وزارت منابع آبی طرف اصلی در این موضوع است، تصوری اشتباه است. به گزارش ایسنا، علیاکبر محرابیان، وزیر نیرو کشورمان اخیرا در حاشیه دیدار با عون ذیاب عبدالله، وزیر منابع آب کشور عراق گفت: ما با کشور عراق، منابع آبی مشترکی داریم که در خصوص مدیریت مطلوب این منابع مذاکرات خوبی انجام شد. محرابیان اضافه کرد: در دیدار با وزیر منابع آب عراق پیرامون انتقال تجارب و ظرفیتهای مهندسی ایران در حوزه آب به این کشور همسایه بحث و تبادل نظر شد. او در ادامه بیان کرد: از سوی وزیر منابع آب عراق پیشنهاداتی برای اجرای مشترک پروژههای آبی داشتیم که این پیشنهادات را در چارچوب معاهدات و توافقهای بین دو کشور بررسی کرده و پیش خواهیم برد.
