بایگانی مطالب نشریه
وزیر آموزش و پرورش سرانجام عذرخواهی کرد
وزیر آموزش و پرورش با گذشت بیش از سه ماه از آغاز روند مسمومیت سریالی دانشآموزان در مدارس، سرانجام بابت وضعیت پیش آمده عذرخواهی کرد. این عذرخواهی در حالی صورت گرفت که دیروز 14 اسفندماه باز هم دانشآموزانی در آبیک، بندرعباس، مشهد، ابهر، شیراز، خوزستان و چند شهر دیگر مسموم شده و به بیمارستان منتقل شدند. با این وجود به گفته یوسف نوری، مدارس همچنان حضوری خواهند بود و خبری از آموزش مجازی نیست زیرا وزارت آموزش و پرورش در جلسه دو روز گذشته با سران به این تصمیم نرسیده است. همچنین با وجود اینکه تاکنون جلسات بسیاری در سطوح مختلف برای ریشهیابی و پیگیری راز سر به مهر مسمومیتها برگزار شده اما هنوز نتیجهای به دست نیامده و همچنان گازهای سمی نفسهای دانشآموزان را به شماره میاندازند. در همین رابطه وعدهای که پیشتر برای تشکیل کارگروه ویژه بررسی مسمومیتهای دانشآموزان داده شده بود، محقق شده و دیروز اولین جلسه این کارگروه متشکل از چهار کمیسیون بهداشت و درمان، امنیت ملی و سیاست خارجی، آموزش و تحقیقات و شوراها برگزار شد. در این جلسه هم ظاهراً گزارشهایی ارائه شده اما نتایج آن به شکل عمومی منتشر نشده است. همچنین به گفته زهرا شیخی، سخنگوی کارگروه ویژه بررسی علل مسمومیت دانشآموزان بنا است که دومین جلسه این کارگروه، امروز با حضور مسئولانی از وزارتخانههای بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، کشور و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و پدافند غیرعامل برای ارائه آخرین گزارشها تشکیل میشود.
یوسف نوری، وزیر آموزش و پرورش در حاشیه دهمین همایش و نمایشگاه ملی و سومین همایش بینالمللی در دانشگاه تربیت مدرس با وجود ادامه پیدا کردن مسمومیت دانشآموزان گفت که مدرسهها حضوری باقی میمانند. او با بیان اینکه تاکنون جلسات زیادی برگزار شده و دستگاههای مختلفی روی این موضوع بحث داشتهاند، گفت که نظرات بسیار متفاوت است. او اضافه کرد که این جو غیرعادی که ایجاد شده را باید آرام کنیم و گفت: «تصمیم برای مجازی شدن مدارس گرفته نشده اما درباره غیبتهای دانشآموزان از مدارس در روزهای اخیر، همکارانم مراعات دانشآموزان را کنند به جهت اینکه اولیاء خیلی نگران هستند. البته نمونه تدریسها را داریم و همکارانم معلمان را راهنمایی میکنند و انشاءالله این دانشآموزان هم به آموزش حضوری برگردند.»
دستورالعمل اولیه برای مواجهه با گازهای سمی صادر شد
او درباره دستورالعمل صادر شده به مدارس پیرامون مسمومیتهای اخیر توضیح داد و گفت: «یک دستورالعمل کلی برای مواجهه با مسمومیتهای گازی صادر شده؛ شامل اینکه اگر مدیران مدارس با چنین پدیدهای مواجه شدند مکان را با عجله ترک کنند یا مکانی را مشخص کنند یا اگر دانشآموزی درگیر شد با رعایت پروتکلها به مراکز درمانی ارجاع دهند. مراعات دانشآموزان را کنند و خیلی هم جو را شلوغ نکنند که سایر دانشآموزان هم تحت تاثیر قرار بگیرند. چنین مواردی هم به مدیران گفته شده است که به اولیاء و دانشآموزان هم اطلاعرسانی شود.» نوری افزود: «دانشآموزان هم مراقب باشند که در راه وسیلهای را در کیف اینها قرار ندهند. همچنین گفتیم قبلش کلاسها را بازدید کنند و حصول اطمینان کنند شیئی یا چیزی در کلاسها نباشد. متخصصان در حال بررسی هستند و هر زمان نتیجه را به ما بگویند، اعلام میکنیم.»
یوسف نوری، وزیر آموزش و پرورش: یک دستورالعمل کلی برای مواجهه با مسمومیتهای گازی صادر شده؛ شامل اینکه اگر مدیران مدارس با چنین پدیدهای مواجه شدند مکان را با عجله ترک کنند یا مکانی را مشخص کنند یا اگر دانشآموزی درگیر شد با رعایت پروتکلها به مراکز درمانی ارجاع دهند
مسمومیتها، جنگ روانی است
با گسترده شدن دامنه مسمومیتها دستگاههای مختلف برای ریشهیابی موضوع دست به کار شدند. به گزارش ایسنا، بهعنوان مثال دیروز رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی طی دستوری به مجموعههای انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی خواست با تمام توان و با استفاده از تمام ظرفیتها در جهت بررسی موضوع در استان و شناسایی و برخورد قاطع با عوامل این اقدام غیرانسانی با همکاری دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان در اسرع وقت اقدام کنند. همچنین نمایندههای مجلس از جمله کیومرث سرمدیواله، نماینده مردم اسدآباد به این وضعیت انتقاد کرد و گفت: «نظر فنی و کارشناسی را باید مسئولان بدهند و ما نیز منتظر هستیم.» سردار بهمن ریحانی، فرمانده سپاه نبی اکرم(ص) استان کرمانشاه نیز مسمومیتها را کار دشمنان و جنگ روانی دانست و گفت:«یقینا ماجرای مسمومیت سریالی دانشآموزان دستهای پشت پردهای دارد و نمیتوان منکر تلاش دشمنان برای ایجاد فضای ترس و جنگ روانی با هدف به تعطیلی کشاندن مدارس شد.» سردار غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور هم نظری مشابه داشت و دیروز گفت که جریان معاند میخواهد از آب گلآلود ماهی بگیرد و دشمن در پی بر هم زدن امنیت مدارس است و سرکردگان جریان نفاق تمرکز برنامههای رسانهای و عملیات روانی را بر روی نسل جوان و نوجوان ما گذشتهاند. او همچنین از مردم دعوت کرد که هرگونه موارد مشکوک را به نهادهای اطلاعاتی اطلاع دهند.
وزارت کشور بیانیه داد
در همین رابطه وزارت کشور با صدور بیانیهای اطمینان خاطر داد که موضوع مسمومیت دانشآموزان با جدیت در حال پیگیری و سلامت دانشآموزان در اولویت اصلی همه مسئولان است. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی وزارت کشور، متن این بیانیه به شرح زیر است:
به دنبال حوادث و وقایع اخیر در تعدادی از مدارس کشور و بروز برخی نگرانیها در میان خانوادهها، مبنی بر وجود عوارض در برخی دانشآموزان از جمله سوزش گلو، ریزش اشک و غیره و موجسواری و جنگ روانی بدخواهان ایران اسلامی به منظور ایجاد اضطراب و نگرانی در میان مردم و به تعطیلی کشاندن مدارس، جلسات فشرده و مستمری طی روزهای اخیر با حضور مسئولان و کارشناسان برجسته وزارتخانههای بهداشت، آموزش و پرورش، دستگاههای اطلاعاتی، امنیتی و قضایی برگزار شد. جمعبندی مهمترین موارد دستگاهها به شرح زیر است:
از نخستین حادثه ابتدای آذرماه در یکی از هنرستاهای قم اتفاق افتاد پس از قم تاکنون در ۵۲ مدرسه گزارشاتی دال بر بروز عوارض در برخی دانشآموزان این مدارس اعلام شد که بلافاصله نیروهای اورژانس، درمان، آتشنشانی و انتظامی در محل حاضر و علاوه بر معاینه پزشکی دانشآموزانی که ابراز ناراحتی داشتند، محیط داخلی و پیرامونی مدرسه را مورد پایش قرار دادند.
براساس اعلام وزارت بهداشت اکثریت افراد تحت درمان به صورت سرپایی مرخص و ۲۸ نفر در بیمارستان بستری شدند که تمامی این افراد (جز دو مورد که دارای بیماری زمینهای بودند) در کمتر از ۲ روز، مرخص شدهاند.
از همان لحظات نخست، دستگاهای اطلاعاتی و امنیتی نهایت تلاش خود را برای کشف ابعاد این ماجرا و شناسایی عوامل موثر در این حوادث به کار گرفتهاند که به محض نتایج قطعی مراتب در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت.
در تحقیقات میدانی دستگاههای ذیربط، نمونههای مشکوکی یافته شده که برای بررسیهای تخصصی جهت شناسایی علل عوارض ایجاد شده در دانشآموزان، در آزمایشگاههای معتبر کشور در دست بررسی است و در اولین فرصت نتایج آن توسط وزارت بهداشت به اطلاع مردم شریف ایران خواهد رسید.
از بدو پیدایش این مسئله، طراحان جنگ ترکیبی علیه ایران، با ایجاد آلودگی ذهنی-روانی کوشیدهاند تا التهابآفرینی را در سطح جامعه گسترش دهند و باعث تعطیلی مراکز تحصیل علم و دانش در کشور شوند و مجددا پروژه شکستخورده اغتشاش را احیا کنند. بنابراین به مردم عزیز اطمینان خاطر داده میشود که سلامت دانشآموزان در اولویت اصلی همه مسئولان بوده و هست و برای ایجاد آرامش و تامین آسایش آنان از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد. لازم است مردم عزیز و شریف ایران به عملیات روانی تروریسم رسانهای دشمنان توجه نکنند و اطلاعات و اخبار در این خصوص را از مراجع رسمی رسانه کشور دریافت کنند.
مهاجرت «امید» و «رویا» از ایران
معاون سازمان محیط زیست گفت: «امید» و «رویا» دو درنای سیبری مهاجرت خود را از تالاب فریدونکنار ایران به سمت مقصد سیبری آغاز کردند. به گفته حسن اکبری، دو درنای سیبری از نوار ساحلی دریای خزر پس از گذشتن از آسمان استانهای مازندران، گیلان و اردبیل در کشورمان، به سمت کشور آذربایجان پرواز خواهند کرد: «این دو درنا احتمالاً پس از مدتی استراحت در نخستین ایستگاه استراحت در مسیر مهاجرتشان در کشور آذربایجان، در امتداد رود ولگای روسیه به سمت کشور قزاقستان مهاجرت خواهند کرد و اگر مشکلی پیش نیاید مدتی را نیز در یکی از تالابهای این کشور، به استراحت و تجدید قوا خواهند پرداخت و پس از آن در امتداد رود Ob روسیه به سمت مقصد نهایی خود در سیبری پرواز خواهند کرد.»
به گزارش مهر، اکبری در ادامه افزود: «با توجه به اینکه امید آخرین بازمانده از جمعیت غربی درناهای سیبری است، احتمال حذف مسیر پرواز مهاجرت این گونه به دلیل احتمال مرگ آن میرود که این مهم، سالهاست موجبات نگرانی متخصصان داخلی و خارجی را فراهم کرده است. در همین راستا سازمان حفاظت محیط زیست بر اساس وظیفه ذاتی خود مبنی بر حفاظت از گونهها، تصمیم گرفت با توجه به اعلام آمادگی مرکز تکثیر و پرورش درنا در کشور بلژیک (CBCC) برای اهدای یک قطعه درنای سیبری، با رعایت پروتکلهای بینالمللی و تحت نظر مشاوران داخلی و خارجی، یک قطعه درنای پرورشی را وارد کشور و در منطقه فریدونکنار رهاسازی کرد.» معاون سازمان محیط زیست گفت: «در گذشته درناهای سیبری جمعیت غربی، پیش از آغاز زمستان سخت قطبی، برای زمستانگذرانی به تالاب فریدونکنار در ایران مهاجرت میکردند و متخصصان محیط زیست امیدوارند امید و رویا بتوانند این مسیر سخت و دشوار را به دور از خطرات ممکن، پشت سر گذاشته و سال آینده به ایران بازگردند که البته با توجه به مخاطرات فراوان در پیش رو، نباید انتظار خود را خیلی بالا ببریم ولیکن سازمان حفاظت محیط زیست معتقد است که باید تمام تلاش خود را برای حفظ این جمعیت و مسیر مهاجرت آنها بکار گیرد.» او در ادامه اضافه کرد: «سازمان محیط زیست از تمامی مردم و علاقهمندان به حیوانات، طبیعت و محیط زیست خواهشمند است چنانچه در طی روزهای آینده، درناهای مذکور را در آسمان محل زندگی خود و یا در محلی در حال استراحت مشاهده کردند، به آنها نزدیک نشده و مشاهدات خود را سریعاً به ادارات محیط زیست استانی اطلاع دهند، همچنین تقاضا میشود در صورت مشاهده درناها هیچ گونه تلاشی برای تهیه فیلم یا عکس از آنها صورت نگیرد، چرا که این پرندگان در دوران مهاجرت حساس بوده و ایجاد هر گونه استرسی ممکن است منجر به ایجاد اختلال در روند مهاجرت آنها شود.»
معرفی سازندگان ساختمانهای تخریبشده در زلزله خوی به دادستانی
وزیر کشور گفت: عوامل دستاندرکار در ساخت خانه هایی که در زمین لرزه شهرستان خوی تخریب شدند را به دادستانی و دستگاه قضایی معرفی می کنیم. به گزارش ایرنا، احمد وحیدی روز یکشنبه در ستاد ملی مدیریت بحران که در سالن پیامبر اعظم (ص) وزارت کشور برگزار شد، افزود: اگر ساختمانهای خوی ایمن سازی میشوند، در برابر زلزله ۵/۶ ریشتری تخریب نمیشدند و این مسئله نشان میدهد که ایمنسازی در احداث سازه ها یک ضرورت است. او ادامه داد: از این پس ساختمانهایی که از سوی بنیاد مسکن یا سایر دستگاهها احداث میشوند را با بررسی میزان خطر، ارزیابی و ایمن و هوشمندسازی خواهیم کرد و هرگونه ساخت و ساز جدیدی نیز با اعمال کنترلهای لازم امکانپذیر است. وحیدی تصریح کرد: در برنامه پنجساله هفتم، ایمنسازی همه بافتهای فرسوده روستایی را در نظر میگیریم و این اقدام باید در شهرها نیز توسعه یابد. به گفته وزیر کشور، نقش سازمان نظام مهندسی در سامانه شناسایی روستاهای در معرض خطر کشور، بسیار مهم است و عوامل سازنده خانههای تخریب شده در زلزله شهرستان خوی نیز به دادستانی معرفی میشوند زیرا این ساختمانها باید در زلزله هفت ریشتری زلزله تخریب شوند نه اینکه در مقابل زلزله ۵/۹ ریشتر دچار ریزش و تخریب شوند.
او تاکید کرد: باید سامانه شناسایی سازه های در معرض خطر به شهرها نیز توسعه یابد و مسئول ارزیابی آن نیز مشخص شود.
وزیر کشور: از این پس ساختمانهایی که از سوی بنیاد مسکن یا سایر دستگاهها احداث میشوند را با بررسی میزان خطر، ارزیابی و ایمن و هوشمندسازی میکنیم
طرحهای آبخیزداری؛ مهم برای تامین آب روستاها
وزیر کشور در ادامه به بحران آب اشاره کرد و گفت: دچار کاهش آبهای زیرزمینی شدهایم که یک بحران است و باید چاره ای برای این موضوع اندیشیده شود.
به گفته او، آبخیزداری از اقدامات ضروری است که با اجرای طرحهای مرتبط با آن میتوان فرصتی برای نفوذ آب در عمق زمین ایجاد کرد و بخشی از نیازهای مردم از این طریق تامین شود.
او اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب بر ضرورت تامین آب مورد نیاز مردم ساکن در مناطق روستایی تاکید دارند و طرح های آبخیزداری میتواند در راستای تحقق فرمایشات معظمله و تامین نیازهای آبی روستاها اثرگذار باشد. وحیدی با اشاره به تفاهمنامه همکاری مدیریت جامع حوزههای آبخیزداری بین سازمان مدیریت بحران و سازمان منابع طبیعی گفت: این اقدام میتواند خسارات ناشی از بارش باران و وقوع سیل را کاهش دهد.
او اظهار داشت: آبخیزداری میتواند باعث توسعه و آبادانی روستاها شود که برای کشور اهمیت زیادی دارد.
به گزارش ایرنا، تفاهمنامه همکاری مدیریت جامع حوزههای آبخیزداری در سومین جلسه ستاد ملی پیشگیری، هماهنگی و فرماندهی عملیات پاسخ به بحران در سال ۱۴۰۱ روز یکشنبه به ریاست وزیر کشور برگزار شد.
در این نشست، تفاهمنامه همکاری مدیریت جامع حوزههای آبخیزداری به امضای محمد حسن نامی؛ رئیس سازمان مدیریت بحران و عباسعلی نوبخت؛ رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری رسید. همکاری و هماهنگی به منظور اجرای دستورهای رئیسجمهوری برای اجرای عملیات جهادی آبخیزداری در راستای مدیریت جامع حوزههای آبخیزداری کشور و کاهش مخاطرات و بحرانهای مرتبط، هدف این تفاهمنامه است.
ناچاریم از خواب 20 ساله بیدار شویم
کاشت یک میلیارد نهال در کشور آنهم به شکل مردمی، زمانی که طرحهای قبلی موفقیتآمیز نبودهاند، طبیعی است که مخالفتهای زیادی را به همراه داشته باشد. منظور از مردمی بودن چیست؟ هزینههای این طرح و آب آن چگونه تامین میشود؟ آیا نهالستانهای ما این ظرفیت را دارند؟ و در نهایت اینکه چه تضمینی برای موفقیت آن وجود دارد؟ «پیام ما» در گفتوگو با نقی شعبانیان، معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور این پرسشها را با او در میان گذاشت.
چرا دنبال طرحی تحت عنوان کاشت یک میلیارد نهال رفتید؟
در یکی دو قرن اخیر سطح گستردهای از جنگلهای دنیا از بین رفته که بیشتر آن در 100 سال اخیر بوده است. ما سالانه 15 میلیارد درخت در دنیا از دست میدهیم. ایران از نظر اقلیمی روی کمربند خشک و نیمهخشک قرار گرفته و بومسازگان جنگلی ما بسیار حساس و شکننده هستند، این در حالی است که به خاطر وابستگی معیشت مردم به جنگلها، از نظر کمیت و کیفیت، این عرصهها اوضاع مناسبی ندارند. ما از نظر کمیت 14.3 هکتار جنگل در کشور داریم که با توجه به مساحت ایران، جزو کشورهای کم جنگل دنیا به حساب میآییم و تنها حدود 8.7 درصد کشور ما پوشیده از جنگل است. از نظر کیفیت هم اوضاعمان چندان مناسب نیست. عرصههای جنگلی ما عموما در مناطق خشک و نیمهخشک قرار گرفته و معیشت مردم وابسته به آنهاست. از سوی دیگر در دنیا به واسطه تخریب جنگلها شاهد بروز مجموعهای از معضلات و مشکلات محیط زیستی نظیر افزایش گازهای گلخانهای، بروز ریزگرد، فرسایش خاک و… هستیم که در همه این موارد باز وضع کشور ما در دنیا چندان مساعد به نظر نمیرسد. برای مقابله با بحرانهای ذکر شده؛ تحقیقات انجام شده، دانشمندان را به این نتیجه رسانده که یکی از راههای برونرفت، کاشت درخت بهعنوان بهترین ترسیبکننده کربن و زیست پالاینده است. لذا در دنیا مجموعهای از کنوانسیونهای بینالمللی مانند کنوانسیون تغییر اقلیم، کنوانسیون مقابله با بیابانزایی، کنوانسیون تنوع زیستی شکل گرفتهاند. چکیده همه این کنوانسیونها این است که مشکلات محیط زیستی را کمتر کنند. آنها فعالیتهای مختلفی را برای خود تعریف کردهاند ولی هدفگذاریشان این بوده که تا سال 2030 میزان گازهای گلخانهای را به صفر برسانند. بر مبنای همین هدفگذاری، باید تا این سال یک تریلیون یا هزار میلیارد درخت کاشته شود. در همین راستا کشورهای زیادی شروع به کاشت درخت کردند؛ بهعنوان مثال هدفگذاری عربستان این است که تا سال 2030 بتواند 50 میلیارد درخت بکارد که از این میزان 10 میلیارد در داخل مرزهای این کشور و بقیه خارج از آن کاشته خواهد شد. ترکیه تاکنون چهار و نیم میلیارد درخت کاشته و تا 2030 آن را به رقم شش تا شش و نیم میلیارد خواهد رساند. همچنین پاکستان 10 میلیارد درخت تا 2023 میکارد.
سازمان منابع طبیعی یک ریال هم نخواهد گرفت بلکه تنها تعهدات را به دیگران میسپارد و امیدوار است با همین شیوه سالی لااقل 250 میلیون بکارد. ما در حال حاضر در مرحله تولید نهال برای 1402 هستیم و ظرفیت مردمیخوب هم از نظر دانش فنی و هم از نظر زیرساختی داریم
چین بهعنوان دیگر کشوری که در این مقوله درگیر شده بنا دارد 70 میلیارد درخت بکارد که 50 میلیارد آن را تاکنون کاشته است. نگاهی به این اعداد و ارقام نشان میدهد مسابقهای بین کشورها برای اینکه گازهای گلخانهایرا کاهش دهند و به تعهدات محیط زیستی بینالمللی خود عمل کنند، در جریان است و حتی در مواردی کشورهایی مانند ترکیه و اتیوپی توانستهاند نام خود را در گینس ثبت کنند. ترکیه دراینباره شعار «تنفس برای آینده» را برگزید تا با کاشت درخت هم اقلیم خوبی داشته باشد و هم به دنیا نشان دهد به تعهداتش پایبند است زیرا میداند بعد از 2030 اگر به این تعهدات عمل نکرده باشد، شرایط برایش دشوار خواهد شد و باید مجموعهای از محدودیتها را برای صنایع خود بپذیرد. بر اساس این تعهدات، کشوری میتواند تولید کربن یا آلودگی داشته باشد که به همان میزان آلودگی را کاهش دهد. در این شرایط اگر به ترکیه بگویند که صنایع شما به این میزان کربن تولید میکنند آنها میتوانند پاسخ دهند به همان میزان نیز ترسیب کربن با کاشت درخت داشتهاند. اما اگر همین موضوع را به کشورمان بگویند، در مقابل ما چه پاسخی داریم؟ باز باید توجه داشت اینکه ایران جزو 10 کشور اول تولیدکننده کربن در دنیاست و رتبه ششم را در این زمینه دارد. بنابراین از آنجا که ما جزو کشورهای پرکربن هستیم باید در قبال عملکردمان پاسخگو باشیم و بهترین راهکار برایمان کاشت نهال است در غیر این صورت شورای حکام میتواند برای صنایع ما محدودیت ایجاد کند. فارغ از این ما در کشورمان آلودگی آب و خاک را داریم و برای حل مشکلات محیط زیستی کشورمان یک میلیارد درخت را هدفگذاری کردهایم.
ما مجموعهای از کارهای ضروری را در کشورمان داریم که به واسطه کمبود بودجه تاکنون محقق نشدهاند. کاشت یک میلیارد نهال نیاز به بودجه و منابع آبی دارد، آنها را از چه طریق تامین میکنید؟
ما این کار را چهار بخش برنامهریزی کردیم. اول احیای جنگلهای طبیعی؛ جنگلهای طبیعی ما از نظر کمیت و کیفیت صدمه دیدهاند که در این بخش زیاد نیاز به آبیاری نداریم. بخش دوم زراعت چوب است؛ نیاز چوبی سالانه کشورمان بالاست و به 5 میلیون متر مکعب در سال میرسد. اگر این میزان را از طریق واردات تامین کنیم، ارز از کشور خارج میشود و اگر وارد نکنیم قاچاق چوب افزایش یافته و فشار به جنگلهایمان بالا میرود. ما از مردم میخواهیم در مستثنیات خود این کار را انجام دهند. بهعنوان مثال کسی که کشاورزی میکند ممکن است علاقهمند باشد در زمین خود زراعت چوب را انجام دهد. با بالا رفتن قیمت چوب در حال حاضر این زراعت رقابتپذیر است و کشاورزان میتوانند در این زمینه از رطوبت خاک یا آبهای نامتعارف استفاده کنند.
منظور ما از مردم، عموم مردم هستند که بر اساس فرهنگ منابع طبیعی غنی خودشان این کار را انجام میدهند اما در کنار آن صنایع، دستگاههای دولتی و غیردولتی نظیر آموزش و پرورش، هلال احمر، معدنداران، پتروشیمیها، ارتش و سپاه، بسیج و… را در نظر داریم
بخش سوم کار ما ارتقای فضای سبز در اطراف شهرها است؛ فضای سبز شهری ما کمتر از 7 متر مربع است ولی اگر بخواهیم طبق ماده 22 قانون هوای پاک به 15 متر مکعب برسیم باید تلاش زیادی داشته باشیم. ممکن است بپرسید آب آن را از کجا میآورید؟ پاسخ من این است که اگر آب را درست مدیریت کنیم با همین میزان آبی که داریم میتوانیم این فضا را سه الی چهار برابر افزایش دهیم. آبیاری زیاد درختان در فضای سبز خودش مشکلساز است و باعث میشود درختان ریشه عمیق نداشته باشند و یا حجم ریشهشان کم شود که در نتیجه آن بر اثر وزش باد و توفان، برف و سیل و… بسیار آسیبپذیر میشوند. بنابراین ما باید آب را درست مدیریت کنیم. بخش چهارم فعالیتهای ما جلوگیری از گسترش بیابانها، شنهای روان و ریزگردها است که مربوط به مناطق خشک و بیابانی است. در اینجا ما از گونههایی استفاده میکنیم که برای استقرار سال اول آبیاری برایشان انجام میشود، کما اینکه در خوزستان، ایلام و سیستان و بلوچستان سال اول آبیاری انجام شد. در این مناطق ما دو نکته را مدنظر داریم اولی اینکه گونه درست را انتخاب کنیم و دوم روش کشت مناسب که همان عمیقکاری و تیمار مناسب آبیاری است را مدنظر داشته باشیم. ما در ایران آب کم نداریم بلکه نیازمند مدیریت علمی آن هستیم و برای همین موضوع هم کمیته علمی در نظر گرفتهایم.
اعضای کمیته چه کسانی هستند؟
جلسات کمیته در موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع برگزار میشود و مسئول کمیته هم رئیس موسسه است. اعضای کمیته اساتید باتجربه در زمینه جنگلداری، محیط زیست، آبخیزداری و محققان برجسته و کارشناسان اجرای طرح هستند. در کمیته، تجربیات و یافتههای علمی دنیا و ایران را جمعبندی و به بخش اجرا کمک میکنند. ما در این طرح به دو مقوله توجه کردیم؛ یکی کمیت که یک میلیارد نهال است و دوم کیفیت، یعنی جدا از اینکه یک میلیارد نهال میکاریم، گونه ای که سازگار با مناطق مختلف کشور و پاسخگوی نیاز ما باشد را انتخاب میکنیم. بهعنوان مثال چنانچه نیاز ما گاز گلخانهای و آلایندهها و ریزگردها است، در جایی که با چالش ریزگرد مواجهیم گونهای که بیشترین عملکرد در جذب ریزگرد دارد را انتخاب میکنیم یا اطراف تهران اگر مشکل گاز گلخانهای و پدیده وارونگی را داریم گونهای را در نظر میگیریم که این چالش را برطرف کند.
اغلب طرحهای نهالکاری بسیار بدون برنامه بودند، نمونه آنها طرح حرم تا حرم است. در این طرح نه گونه مناسب، نه روش مناسب نه نگهداری مناسب را داشتیم. اگر در این طرح هم به این شکل پیش برویم شکست خواهیم خورد
اعتبار یک میلیارد نهال را از کجا تامین میکنید؟
این طرح یک طرح مردمی است. وقتی ما میگوییم طرح مردمیکاشت یک میلیارد نهال، یعنی هزینهها را مردم میدهند. اما چطور؟ منظور ما از مردم، عموم مردم هستند که بر اساس فرهنگ منابع طبیعی غنی خودشان این کار را انجام میدهند اما در کنار آن صنایع، دستگاههای دولتی و غیردولتی نظیر آموزش و پرورش، هلال احمر، معدنداران، پتروشیمیها، ارتش و سپاه، بسیج و… را در نظر داریم.
یعنی ارتش، سپاه، آموزش و پرورش و… با بودجه خودشان نهال میکارند؟
بله. ما جلسات مختلفی با تمام این دستگاهها نظیر آموزش و پرورش، آموزش عالی، سپاه، هلال احمر و… داشتیم. در قالب تفاهمنامه و قرارداد، نهال را در عرصههایی که در اختیار دارند و یا عرصههایی که به آنها معرفی میکنیم، کشت میکنند. زمانی ما برای این کار برنامهریزی نداشتیم ولی الان این برنامهریزی وجود دارد و همین باعث شده آنها به درخواست ما پاسخ مثبت دهند. بهعنوان مثال در خوزستان تاکنون 80 میلیارد تومان در راستای مسئولیت اجتماعی با ما همکاری شده است. البته توجه داشته باشید که در این طرح از نهاد یا دستگاهی پولی نمیگیریم، بلکه تنها تعهدات را اعلام میکنیم و نهادها و دستگاهها انجام میدهند. مثلا وقتی یک شرکت یا سازمان اعلام میکند که حاضر است 10 میلیارد تومان کمک کند، ما به او مشاوره میدهیم که این میزان نهال را در عرصهای که در اختیارش میگذاریم تولید کرده و 5 سال نیز از آنها مراقبت کند. سازمان منابع طبیعی یک ریال هم نخواهد گرفت بلکه تنها تعهدات را به دیگران میسپارد و امیدوار است با همین شیوه سالی لااقل 250 میلیون بکارد. ما در حال حاضر در مرحله تولید نهال برای 1402 هستیم و ظرفیت مردمیخوب هم از نظر دانش فنی و هم از نظر زیرساختی داریم. 126 نهالستان در کشور داریم که پیشتر در حال تخریب بودند و همین طرح باعث زنده شدن آنها شده است. ما روی همه این ظرفیتها و پتانسیلها حساب کردیم و کارها را با تمام توان پیش میبریم و در این زمینه شفاف خواهیم بود. به این معنا که هر تعداد تولید داشته باشیم، آمارِ همان را اعلام میکنیم. در این زمینه سامانه یا اپلیکیشنی هم طراحی شده که هر کسی هر جا نهالی را بکارد میتواند عکس خود را بگیرد و در این سامانه ثبت کند. فرض کنید یک گروه کوهنورد 50 نهال بکارد عکس و آمار و توضیح گونهها را در این سامانه میگذارد، یا یک شرکت اعلام میکند که هزار نهال کاشته است و عکس و موقعیت جغرافیایی آنها را در سامانه ثبت میکند. به این ترتیب این گروهها یا شرکتها میتوانند عملکرد خود را نشان دهند و از سوی دیگر کارکنان سازمان منابع طبیعی هم میتوانند صحت آن را ارزیابی کنند.
تا به حال طرحهای مختلفی مشابه یک میلیارد نهال در کشور اجرا شده است اما هیچکدام موفقیتی که ابتدا اعلام کردند را نداشتند. زمانی که تصمیم به طرح جدید گرفتید آیا طرحهای قبلی را آسیب شناسی کردید؟
بله آسیبشناسی صورت گرفته است. اغلب این طرحها بسیار بدون برنامه بودند، نمونه آنها طرح حرم تا حرم است. در این طرح نه گونه مناسب، نه روش مناسب نه نگهداری مناسب را داشتیم. اگر در این طرح هم به این شکل پیش برویم شکست خواهیم خورد. منتها سعی ما این است که این مسیر را نرویم و اگر توسط مدرسهای هزار نهال میکاریم و به مدرسهای این نهال را تحویل میدهیم مدرسه را موظف میکنیم حتما از آنها نگهداری کند.
اگر نگهداری نکند چه میشود؟
ادارات ما در شهرستان باید این موضوع را کنترل کنند. البته تاکید ما روی کار تشویقی است. طی جلسهای که با وزیر داشتیم مدارسی که این مراقبت را انجام دهند، رتبه میگیرند. ممکن است ما نتوانیم در مدرسه را ببندیم اما اگر کارش را درست انجام ندهد تشویقی که اغلب مدارس به دنبال آن هستند را هم دریافت نمیکند. در زراعت چوب هم مردم سود خود را میکنند. ما ناچاریم بودیم سراغ این طرح برویم زیرا باید یک میلیارد را 20 سال قبل میکاشتیم ولی گویی خواب بودیم. ما همه تلاش خودمان را انجام میدهیم. امیدواریم شکست نخوریم ولی اگر شکست خوردیم، چنانچه کنوانسیونها به ما بگویند در فرصتی که داشتید چه کردید میگوییم 50 درصد در کاشت یک میلیارد نهال موفق بودیم. ترکیه هم 100 درصد موفق نبوده ولی اکنون حرف برای گفتن دارد. آنها هم در کاشت 4.5 میلیارد نهال موفقیتشان 50 درصد بوده است.
به جای اینکه یک میلیارد درخت بکارید، بهتر نبود تخریب را کاهش دهید؟
تخریبها در جنگلهای ما بالاست اما توان ما در حفظ جنگلها به همین میزان است. سازمان منابع طبیعی تمام توان خود را برای حفاظت از این عرصهها به کار میگیرد و در کنار آن نهال هم میکارد. با توجه به افزایش قیمت چوب، سازمان منابع طبیعی چقدر توان مقابله با قاچاقچیان را دارد؟ ما همه تلاشمان را میکنیم، نیروهای ما بارها دچار آسیب شده و جانشان هم در خطر است اما باید محدودیتهایمان را بپذیریم. تلاش ما این است که آنچه داریم را حفظ کنیم و کاستیهای خود را با یک میلیارد نهال جبران کنیم. بقیه کشورها هم میتوانند تنها به حفاظت از داشتههایشان بسنده کنند اما آنها هم درصدد کاشت درخت هستند. تخریب در ایران بالاست. اقلیم ما خشک و نیمهخشک است، بومسازگان ما حساس است. معیشت مردم وابسته به جنگل و منابع طبیعی است و ما تلاش میکنیم در برابر این مشکلات منابع طبیعی خود را حفظ کنیم.
انتظار ۸ ماهه معلولان برای بودجه
تیغ آفتاب. مردی که با عصا هم تعادلش را به سختی حفظ کرده، پلاکاردی را دستش گرفته و جلوی پنجره ماشینهای در حال گذر از حوالی میدان شلوغ بهارستان میگیرد. دانههای عرق بر چهرهاش نشسته و همزمان با مرد دیگری و جمعی حدود 200 نفره روبهروی سازمان برنامه و بودجه کشور فریاد میزند: «معیشت شایسته، حق مسلم ماست!» از 8 صبح یکشنبه 14 اسفندماه تا ساعت 4 بعد از ظهر مطابق ساعت اداری سازمانهای دولتی، اعضای کمپین معلولان مقابل سازمان برنامه و بودجه برای دومین بار تجمعی اعتراضی ترتیب دادند. آنها نسبت به پرداخت نشدن 8 ماهه معوقات و حقوق خود شکایت داشتند و میگفتند که سازمان برنامه و بودجه تاکنون هیچ گامی برای رفع مشکلات آنها برنداشته است. پیش از این هم آنها در روز 24 بهمنماه در مقابل این سازمان، گرد هم آمده بودند تا بتوانند حقوق خود را محقق کنند. در حالی که انتظار میرود اولویت بودجهریزی و حمایتهای اجتماعی به نفع معلولان باشد اما بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان در این تجمع میگوید: «سازمان برنامه و بودجه حدود ۴۹ درصد از بودجههای سازمان بهزیستی را در حوزههای اجتماعی، پیشگیری و توانبخشی، تاکنون پرداخت نکرده و ارادهای را برای پرداخت معوقات تا پایان سال جاری از خود نشان نمیدهد. همچنین سال آینده نیز تعهدی برای پرداخت بودجههای سال قبل ندارد.»
صدایش گرفته است. خودش میگوید از صبح دارد زیر هرم گرمای آفتابی تیز فریاد میزند بلکه مسعود میرکاظمی، رئیس سازمان برنامه و بودجه یا بالاخره یکی از مسئولان این سازمان، صدای این جمع معلولان را بشنود. بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان که خودش هم از جمعیت معلولان است بهعنوان نماینده آنها روی صندلی چرخدارش نشسته و در بلندگویی میگوید: «ما طلبکاریم و حقمان را مطابق قانون میخواهیم. نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر. این بیعدالتی است که تا امروز هیچ ارادهای برای تخصیص بودجه برای معلولان ندیدهایم.» بعد از اینکه جملهاش را به پایان میرساند، حاضران را دعوت میکند تا با او بگویند: «نه صدقه، نه منت، حقو میخوایم با عزت.»
سفره خالی معلولان
تورم و گرانی روزافزون در کنار مستمریهای ناچیز، گذران زندگی معلولان را دشوار کرده است. این در حالی است که دولت سیزدهم در لایحه بودجه ۱۴۰۲، در اقدامی عجیب، ردیف بودجه مستقل «قانون حمایت از حقوق معلولان» را حذف و مبلغی نامشخص به سرجمع بودجه بهزیستی اضافه کرده است. معلولانی که هم از مشکلات چون بیکاری در زندگی روزمره رنج میبرند حالا زیر بار سنگین هزینههای تامین تجهیزات اولیه زندگی مثل ویلچر و دارو و غیره نیز هستند.
بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان: قرار بود نیمی از پرداختهای معوقه تا میانه اسفندماه واریز شود و باقی آن نیز تا پایان فروردینماه به ما پرداخت شود. اما این اتفاق نیفتاده و رویکرد منفی دولت به ما و بیتوجهی به احقاق حقوق معلولان، پای ما را دوباره به اینجا باز کرده است
طبق گزارشی از مرکز پژوهشهای مجلس، 18 هزار میلیارد تومان اعتبار برای معلولان تحت پوشش سازمان بهزیستی به هیچ عنوان توان پوشش هزینههای زندگی آنها را ندارد. با این وجود همین بودجه محدود هم به گفته مروتی حالا تبدیل به معوقه شده و به جامعه هدف بهزیستی، اختصاص داده نشده و سفره معلولان خالی و خالیتر از قبل شده است. مروتی پیش از این به «فراز دیلی» گفته بود: «برخلاف ماده ۶۷ قانون تنظیم، بخشی از مقررات مالی دولت این بودجهها صد درصد محقق نمیشود. حتی ۵ درصد، عدم احقاق بودجه به اندازه چند برابر کل بودجه یک ماده مثل تجهیزات توانبخشی است. در حال حاضر ۲۲۰ هزار نفر کلیه افرادی هستند که آن کمک هزینه معیشتی ماده ۲۷ به مبلغ ۲۰۰ هزار تومان را دریافت میکنند اما بیش از شش ماه است که همین مبلغ ناچیز را دریافت نکردهاند. همچنین ۶۰۰ هزار معلولان واجد شرایط داریم که مطابق ماده ۲۷ قانون حمایت از حقوق معلولان باید به آنها کمک هزینه معیشتی مطابق حداقل دستمزد سالانه پرداخت شود اما نمیشود.» مرکز پژوهشهای مجلس نیز پیشتر هشدار داده بود که رشد 34 درصدی بودجه سازمان بهزیستی در شرایط تورم بالای 40 درصد، مشکلی را حل نمیکند و احتمال دارد به دلیل فاصله مبالغ ناچیز مستمری با قیمت تمام شده بسیار از مراکز نگهداری به تعطیلی کشیده شوند و اوضاع زندگی برای افراد دارای معلولیت از گذشته هم سختتر شود.
وعدههای سازمان برنامه و بودجه
وقتی 20 روز پیش این شهروندان برای احقاق خود در برابر سازمان برنامه و بودجه جمع شدند، از مسئولان این سازمان قول گرفتند که سازمان با ابلاغی رسمی، بودجهای را برای معلولان تخصیص دهد. با وجود این وعده، تجمع دوباره اعتراضی شهروندان معلول، نشان میدهد که این وعده عملی نشده است. مروتی، مدیر کمپین معلولان در این تجمع میگوید: «قرار بود که نیمی از پرداختهای معوقه تا میانه اسفندماه واریز شود و باقی آن نیز تا پایان فروردینماه به ما پرداخت شود اما این اتفاق نیفتاده و رویکرد منفی دولت به ما و بیتوجهی به احقاق حقوق معلولان، پای ما را دوباره به اینجا باز کرده است.» او بارها در حرفهایش میگوید که دریافت مستمری حق معلولان و حمایت وظیفه دولت است. سرانجام پس از 8 ساعت تجمع در مقابل سازمان برنامه و بودجه، معاونان و مسئولان این سازمان صورتجلسهای را به امضا رساندند و وعده دادهاند که تا 25 اسفندماه تمام معوقات معلولان پرداخت شود. مروتی نماینده کمپین معلولان با ابراز امیدواری نسبت به این نتیجه میگوید: «امیدواریم این وعده عملی شود، در غیر این صورت ما باز هم تجمع خواهیم کرد تا زمانی که حقمان را بگیریم.»
سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در ماههای اخیر از طرح بزرگی خبر داده که بر اساس آن قرار است یک میلیارد نهال ظرف 4 سال (هر سال 250 میلیون نهال) در کشور کاشته شود. دولتمردان امیدوارند با اجرای این طرح بسیار بزرگ، بخشی از کاستیها کشور در بخش جنگلها برطرف شود اما کارشناسان مستقل حوزه جنگل درباره شیوه اجرا و نتایج چنین طرحی ابهامات فراوانی دارند. بسیاری از کارشناسان در هفتههای گذشته کوشیدهاند با طرح پرسشهای مختلف، مسئولان سازمان منابع طبیعی و وزارت جهاد کشاورزی را درباره چگونگی اجرای این طرح به تامل وادارند. یکی از مهمترین نکات این طرح به ابعاد اقتصادی آن برمیگردد اینکه کشور از نظر مالی توان تولید و کاشت یک میلیارد نهال را دارد؟ نکته دیگر به نتایج طرحهای گذشته مربوط است و این پرسش را به وجود می آورد که آیا به دلایل شکست طرحهای قبلی توجه شده؟ کمبود منابع آب و چالش انتخاب نوع گونههای متناسب با اقلیم از دیگر دغدغههای کارشناسان است. «پیام ما» در پرونده پیش رو کوشیده با مرور تجربههای قبلی، کسب نظرات کارشناسان و همچنین گفتوگو با معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی ابعاد این طرح را بررسی کند.
نظرات برخی کارشناسان
طاهره کرد
کارشناس باغداری
آب مورد نیاز چگونه تامین میشود؟
متاسفانه به دلیل عدم پاسخگویی و نبود مسئولیت در قبال حرف و مصاحبه و وعده، دولت هر وعدهای میدهد و نیازی به هیچ پشتیبانی مالی و فنی هم احساس نمیکند. بیشتر این نهالها طی چند ماه آینده خشک میشوند چون حتی در فصل گرم یک بار هم آبیاری نخواهند شد. فرض کنید برنامهای هم برای آبیاری وجود داشته باشد آب مورد نیاز از کجا و چگونه تامین خواهد شد؟
جواد امین منصور
کارشناس توسعه پایدار
این طرحها تبلیغاتی است
این طرح بلندپروازانه باید به سوالات زیاد پاسخ دهد. برنامه خاصی در مورد محلهای کاشت، تامین آب، نگهداری، شیوه بهرهبرداری و اهداف آن وجود دارد؟ همه ما به یاد داریم که در طرح مشهور حرم تا حرم حدود دو دهه پیش چند ستون درخت کنار بزرگراه تهران_قم کاشته و برای چند سال با تانکرها و تراکتورها و نیروی انسانی آبیاری و نگهداری شد. اما توقف رسیدگی و خشک شدن و نابودی تدریجی اکثر آنان نشان داد که کاشت آنها نیز بیشتر اهداف تبلیغاتی داشته است.
مرتضی ابراهیمی رستاقی
کارشناس جنگل
درست کردن دوغ با آب دریا
باید امیدوارم باشیم که به دور از تبلیغ و ایجاد موج، خدمتی و اقدامی هم صورت بگیرد اما نباید از یاد برد که کاشت مهم نیست، هنر در نگهداری و به ثمر رساندن است ولو در سطح 5 هکتار. اما پروژهای با این ابعاد که بر اساس آن دولت اعلام کرده است یک میلیارد نهال میکارد (به جز از اجرای برنامهای در چارچوب طرح مدیریت جنگل که پیشنیازهای برنامه جنگل کاری را تامین میکند) بیشباهت با درست کردن دوغ با استفاده از آب دریا و یک تغار ماست نیست.
محمد علی بابا
کارشناس منابع طبیعی
وضع موجود را حفظ کنند؛ کاشت نهال پیشکش
به نظر میرسد طراحان برنامه کاشت یک میلیارد درخت حتی تصویری از فضای اشغال این تعداد اصله که میگویند ندارند. بهویژه اینکه فکر میکنم اولویت با حفظ وضع موجود است. گویی متولیان نمیدانند چند میلیون نفر_ساعت، چه میزان آب، سطح اشغال و چند هزار هزار میلیارد تومان برای انجام چنین طرحی هزینه لازم است و این تنها در مرحله کاشت است و فرایند نگهداری آن خود داستان بلند دیگری است که تجربه نشان داده دولتها در آن موفق نیستند.
مروری بر سرنوشت چند طرح بزرگ درختکاری در سالهای اخیر
نام طرح: طوبی
مجری و طراح: وزارت جهاد کشاورزی
«طوبی»؛ طرحی که بدل به
زمینخواری بزرگ شد
هدف: افزایش تولیدات باغی با افزایش اراضی زیر کشت زیتون
شیوه اجرایی: کشت این گونه در اراضی ملی و جنگلی مخروبه، اراضی شیبدار فاقد کاربری زراعی و ایجاد عرصههای جدید
اجرای طرح: 1378
پیشبینی اولیه اعتبار طرح: ۴ هزار میلیارد ریال
اراضی پیشبینی شده: طی ۱۰ سال؛ سالانه ۱۰۰ هزار هکتار و در مجموع ۱ میلیون هکتار از اراضی کشور تحت پوشش این طرح قرار گیرد.
توضیحات: در طرح طوبی مجموعاً تعداد ۲۰۹۰ فقره واگذاری به میزان ۳۷۷۱۳ هکتار صورت گرفته است. خبرگزاری فارس سال 1400 با انتشار گزارشی از طرح طوبی بهعنوان طرحی که بدل به یکی از بزرگترین زمینخواریهای کشور شده است نام برد و نوشت: بهواسطه اجرای طرح طوبی، تاکنون بیش از ۵ میلیون هکتار از اراضی ملی برای اجرای طرحهای کشاورزی به متقاضیان واگذار شده است که البته بخش عمده این اراضی بهجای اینکه به کشاورزی اختصاص یابند، قربانی تغییر کاربری شده و در برخی موارد به تشکیل پروندههای تخلف در محاکم قضایی کشور انجامیدهاند؛ همین امر سبب شده طرح طوبی همواره بهعنوان طرحی مخرب و پوششی برای زمینخواری شناخته شود.
بعد از آنکه این طرح نتوانست به اهداف خود دست پیدا کند، طی بخشنامهای اجرای آن متوقف و هیاتی برای لغو قراردادهای منعقد شده در این طرح تشکیل شد اما از آنجا که این طرح زمینهساز سوءاستفاده توسط برخی از افراد پرنفوذ شده بود، لغو قراردادها نیز با مشکل مواجه شد.
نام طرح: پویش مردمی احیای جنگلهای زاگرس
مجری و طراح: سازمان منابع طبیعی، جنگلداری و آبخیزداری
پویش مردمی احیای جنگلهای زاگرس در ۱۱ استان زاگرسی کشور
هدف: احیا و زادآوری جنگلهای زاگرس، کمک به پایداری این جنگلها
شیوه اجرایی: انجام عملیات بذرکاری گونههای بومی درختان جنگلی با استفاده از گونههای جنگلی سازگار با شرایط اقلیمی و آب و هوایی مناطق
اجرای طرح: 1400
پیشبینی اولیه اعتبار طرح: …
اراضی پیشبینی شده: طی ۱۰ سال؛ 74 شهرستان
توضیحات: پویش مردمی احیای جنگلهای زاگرس نیمه آذر سال 1400 در 11 استان زاگرسنشین به اجرا درآمد. قرار بود این برنامه با مشارکت دوستداران محیط زیست و منابع طبیعی، همراهی و همکاری شورای اسلامی روستاها، جوامع محلی، گروههای جهادی مسئولان دولتی و محلی، تشکلهای محیط زیستی، بسیج سازندگی و هلال احمر با هدف حفظ و احیا جنگلها و مراتع اجرا شود. این پویش در راستای اجرای پویشی وسیعتر با عنوان «ایران سرسبز؛ هر ایرانی یک درخت» برگزار شد. ادارههای استانی منابع طبیعی، آبخیزداری و جنگلداری در استانها هدف اعلام کردند که در این طرح، ۱۹۰۰ هکتار از جنگلهای کهگیلویه و بویراحمد، اراضی جنگلی در ۹ شهرستان جنگلی استان شامل کرمانشاه، اسلامآباد غرب، روانسر، گیلانغرب، سنقر و کلیایی، ثلاث باباجانی، جوانرود، دالاهو و پاوه، 65 هکتار استان کردستان، منطقه چغاسبز استان ایلام اجرا میشود، گرچه شاید زمان یک ساله برای بررسی این طرح زود باشد اما کارشناسان جنگلداری در کشور بارها و بارها و در گفتوگوهایی مکرر با «پیام ما» درباره زادآور بودن زاگرس و ضرورت تدبیر عاجل برای آن هشدار دادهاند.
نام طرح: جنگلانه
مجری و طراح: تشکلهای محیط زیستی کشور
طرح جنگلانه
هدف: احیای رویشگاههای آسیبدیده
شیوه اجرایی: کپهکاری برای کاشتن بذر درختان بومی
اجرای طرح: سال 1393
پیشبینی اولیه اعتبار طرح: …
اراضی پیشبینی شده: طی دو مرحله از 14 استان به 28 استان
توضیحات: جنگلانه یک پروژه محیط زیستی غیردولتی بود که از سال ۱۳۹۳ برای احیای رویشگاههای جنگلی آسیبدیده ایران راهاندازی شد. در ۵ دی ۱۳۹۳، اجرای طرح سراسری جنگلانه توسط گروهی از سازمانهای مردمنهاد محیط زیستی در ۱۴ استان ایران در مساحت بیش از ۱۶۱ هکتار آغاز شد. هدف این طرح، احیای رویشگاههای جنگلی آسیبدیده ایران بود. در این طرح، عمدتاً از روش کپهکاری برای کاشتن بذر درختان بومی استفاده شد. دومین دوره جنگلانه در ۲۷ آذر ۱۳۹۴ اجرا شد و به همه استانهای ایران توسعه پیدا کرد. با وجود اجرای این طرح از سال 93 تاکنون هیچ گزارش ارزیابی از اثرگذاری آن منتشر نشده است.
نام طرح: هر ایرانی یک نهال
مجری و طراح: جهاد کشاورزی و سازمان جنگلها
هر ایرانی یک نهال
هدف: احیای پوشش گیاهی مرتع و جنگلها
شیوه اجرایی: کاشت نهال
اجرای طرح: 1400
پیشبینی اولیه اعتبار طرح: …
اراضی پیشبینی شده: تمام استانهای کشور
توضیحات: دی 1400 معاون وزیر کشاورزی و رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد با توجه به سیاست حفظ و گسترش پوشش گیاهی کشور یکی از این اقدامات، تحت عنوان پویش «هر ایرانی یک نهال» مورد توجه قرار گرفته است.
مسعود منصور رئیس در این برنامه، وزارت جهاد کشاورزی و سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور را بهعنوان متولی این طرح و تنظیم آن را براساس تنظیم سند شجره با هدف درختکاری و احیای پوشش گیاهی مراتع و جنگلها اعلام کرد. اجرای برنامه کاشت 500 میلیون اصله نهال و بذرافشانی با مشارکت گروههای جهادی، نهادها و دستگاه های اجرایی با شعار «ایران سبز، ایران قوی، هر ایرانی یک نهال» بخشی دیگر از این طرح عنوان شده است.
این سازمان گزارشی از فعالیتهای انجام شده و نتایج به دست آمده منتشر نکرده است.
طرحهایی که پیشتر به نام درختکاری در کشور و طی دورههای گوناگون انجام شده بود مانند زیتون یا طوبی با این طرح یک میلیارد نهال که در حال حاضر محل بحث است یک تفاوت بزرگ دارد و آن حضور بخش خصوصی است. یعنی دولت خودش متولی انجام آن نمیشد. طبیعتا نه فقط توان بخش خصوصی بیشتر است بلکه با کاشت درختان مثمر معمولا برای برگشت سرمایه، نگهداری دقیقتری هم میکنند.
دقت کنید که در حال حاضر بحث ما روی کاشت یک میلیارد نهال مثمر نیست بلکه برنامهریزی برای کاشت سالیانه 250 میلیون نهالی است که هنوز حتی نمیدانیم چیست. به نظر میرسد یک بار دیگر با این وضعیت روبهرو هستیم که دولت تلاش میکند با تبلیغات و رفتارهای هیجانی دانشآموزان، کارمندان، تشکلهای مردمی و گروههایی مانند این را به طبیعت بکشاند تا یک آورد تبلیغاتی داشته باشند. یعنی به جای یک طرح کارشناسی با یک رویکرد پوپولیستی مواجه هستیم. انتقادی هم که بدنه کارشناسی کشور به این طرح دارد به این رویکرد و رویه پوپولیستی است نه به اصل کشت نهال چرا که موضوع اصلی و چالش کاشت نهال نیست بلکه شیوه نگهداری و به ثمر رساندن آن است. میدانید که بسیاری از نهالهایی که کاشته میشود خوراک دام میشود. یعنی موجی که فقط برای مردم ایجاد میکنند گاهی فقط باعث نابودی و آسیب به عرصههای طبیعی میشود و کارکرد دیگری ندارد.
یک نکته دیگر هم بسیار مهم است. دولت اعلام کرده سالانه 250 میلیون اصله نهال و طی 4 سال یک میلیارد نهال میکارد اما برای آن هیچ طرح مکتوبی ندارد. طرح کاشت نهال به خودی خود محل ایراد نیست. در پاکستان، عربستان و بسیاری کشورها طرحهای مشابه اجرا و میلیونها هکتار در سطح جهان درختکاری میشود اما نگاه اکولوژیک در این طرحها حاکم است. در کشوری مانند ایران با این تنوع اقلیمی، باید در هر منطقه نهال متناسب با آن اقلیم کاشته شود این موضوع از نظر شرایط آب، خاک و اکوسیستم منطقه باید ارزیابی شود. آنچه میگوییم علاوه بر ایراداتی است که از بنیان در شیوه کاشت نهال ما وجود دارد. بهعنوان یک مثال کوچک، ما برای صرفهجویی، نهالهایمان را در کیسههای پلاستیکی میکاریم در حالی که این کار باید به کمک ظرفهای مخصوص مخروطی شکل انجام شود تا ریشه درخت هنگام رشد به سمت عمق زمین هدایت شود. یک موضوع دیگر که باید مورد توجه قرار بگیرد بحران آب است که در همه نقاط کشور عمومیت دارد بنابراین باید دقت کنیم در همه مناطق از نهالهای منطبق با اقلیم، بومی اما کمآببر استفاده کنیم ولی وقتی میبینیم حتی طرح مکتوبی نداریم میتوانیم نتیجه بگیریم که هیچ ایده کارشناسی در این مورد وجود ندارد. باز هم با این اتفاق مواجه هستیم که دولت پیمانکار انتخاب میکند و مردم را برای کاشت نهال بسیج میکند تا تمام منطقهای که خودش پوشش گیاهی دارد را پر از چاله کند. نه فقط پوشش گیاهی همان منطقه را از بین میبریم بلکه بعد از گذشت مدتی انبوهی نهال خشک روی دستمان میماند.
پیشنهاد کارشناسان ترک کاشت نهال نیست بلکه انجام اصولی آن و دور از رفتار هیجانی است. کاری که بتواند به کاهش فرسایش خاک، حفظ آب، ترسیب کربن؛ کنترل گازهای گلخانه و مقابله با سیلاب کمک کند.
نیازی نیست به یک باره به طبیعت هجوم ببریم که میخواهیم نهال بکاریم. باید از مسئولیت اجتماعی بنگاهها، مطابق قانون از معادن پس از پایان بهرهبرداری، اکنون که در شرایط جنگ نیستیم از پادگانها، مطابق مقررات از شهرکهای صنعتی و مانند اینها برای طرح نهالکاری استفاده کنیم. در مرحله بعد باید سیستم نظارت و پایش برای آنچه انجام میشود داشته باشیم. همچنین دولت میتواند بخشی از اعتبارات مقابله با سیلاب را صرف احیای جنگلها کند. همچنین دستگاههایی که میتواند دخیل در این زمینه کند قابل توجه و بالغ بر 27 دستگاه اجرایی هستند، اتفاقی که در سال 98 در حال شکلگیری بود اما ابتر ماند. همچنین میتوانیم عرصههایی از جنگلهای تخریب شده یا تالابهای خشک شده را به در بازه زمانی 5 یا 10 ساله به بخش خصوصی دهیم. آنها با سرمایهگذاری آن عرصه را احیا میکنند و بعد از مدتی بهرهبرداری دوباره به دولت برمیگردانند.
کاشت میلیاردی نهال مبهم و بدون برنامه
امروزه، حفظ، احیا و توسعه عرصههای جنگلی به دلایل متعدد، یک نیاز محلی، ملی و بینالمللی است. کشورهای مختلف برای جبران کاهش سطح جنگلها، برای حفاظت از جنگلهای موجود، احیای عرصههای تخریب یافته و گسترش سطح جنگل برنامههای متعددی دارند. در ایران هم، در ادامه پروژههای مختلف نهالکاری در سالهای گذشته، پروژه کاشت یک میلیارد نهال در طی چهار سال شروع شده است. در تبلیغات برای انجام این کار، به تجربه کشورهای مختلف در کاشت نهال در زمان کوتاه اشاره شده است. فارغ از تفاوتهای متعدد در شرایط جنگلها و مسائل مربوط به آنان در کشورهای مختلف، اما تنها زمان و نیروی کار برای انجام این پروژه در بازه زمانی تعریف شده، نمیتواند دلیلی بر موفقیت این نهالکاری باشد. علیرغم تبلیغات گسترده، پروژه کنونی دارای ایرادات، نقاط مبهم و ضعفهای اساسی در برنامهریزی است. اگرچه از بعد فنی کاشت یک میلیارد نهال در زمان چهار سال، امری محال نیست، اما موفقیت آن مستلزم توجه به مسائل متعدد اکولوژیک، اجتماعی و اقتصادی است. با توجه به عدم پایش سیستماتیک طرحهای جنگلکاری گذشته یا حداقل عدم انتشار عمومی گزارشها این پایشها، بیم آن میرود که این اقدام هم تنها در مرحله کاشت متوقف و گامهای بعدی شامل نگهداشت و پایش مغفول بماند. پروژههای مشابه همچون جنگلانه، پویش مردمی بذرکاری برای احیای زاگرس و نهالکاری همگانی برای ایرانی سبز، که همگی بر مبنای مشارکت مردمی، تدوین شده بودند، فاقد گزارش یا مطالعات پژوهشی برای درک علل احتمالی عدم موفقیت هستند.
نتیجه این پایش و مطالعات میتوانست در موفقیت پروژه یک میلیاردی موثر باشد. در حالی که دلایل متعدد از جمله رهاشدگی جنگل ناشی از عدم وجود طرحهای مدیریت، وابستگی روزافزون معیشتی مردم محلی به منابع جنگلی متاثر از شرایط کلان اقتصادی کشور و همچنین تخریب این منابع در پروژههای توسعه، باعث تخریب روزافزون منابع جنگلی شدهاند، باید رفع عوامل تخریب به عنوان پیش نیاز هر اقدامی برای احیا یا گسترش منابع جنگلی، در اولویت قرار گیرد. سازمان منابع طبیعی بدون برنامهای مدون برای رفع این عوامل که نیازمند اقدام ملی است، کاشت یک میلیارد نهال را شروع کرده است. روشن است که با تداوم تخریب پوشش گیاهی، هر گونه فعالیت برای احیا جنگل، نتیجه مطلوبی در پی نخواهد داشت. ادعای سازمان جنگلها بر مردمی بودن این پروژه و تامین منابع مالی از بخشهای مختلف صنعتی، آموزش و پرورش و بنگاههای خصوصی در حالی مطرح میشود که این مساله میتواند تبدیل به چشم اسفندیار این پروژه شود. فارغ از مشکلات اقتصادی احتمالی، شرکای عنوان شده برای اجرای نهالکاری، نبود الزام قانونی، زمینه را برای شانه خالی کردن سازمانها، صنایع یا نهادهای مربوطه از اجرای تعهدات خود فراهم میکند. از سوی دیگر نبود برنامه مدون برای نگهداشت نیز از نقاط مبهم و عاملی بالقوه برای عدم موفقیت این اقدام است. در حالی که بر مشارکتی بودن این طرح تاکید میشود که برنامه مدونی برای آموزش عملیات نگهداری یا پرورشی طراحی نشده است.
اقدامات لازم برای پایش وضعیت نهالهای کاشت شده توسط عموم مردم یا سازمانها و شرکتها؛ نیازمند نیروی انسانی و بودجه است که با توجه به وضعیت بودجهای سازمان منابع طبیعی، نتیجه آن به خوبی روشن است. اما شاید مهمترین موضوع که قادر است این پروژه را حتی در مرحله کاشت، با شکست مواجه کند، نیاز سالانه 250 میلیون نهال است. اگرچه از میزان تولید نهال در کشور، اطلاعات دقیقی در دسترس نیست، اما مجری پروژه کاشت یک میلیارد درخت، میزان متوسط تولید نهال در 20 ساله گذشته را 17 میلیون اعلام کرده است. افزایش تولید نهال به میزانی حدود 15 برابر، امری نیست که یکباره و با بخشنامه و دستور امکانپذیر باشد. انجام این مهم، نیازمند مکانیابی نهالستانهای جدید، تامین منابع مالی، انسانی و تجهیزات، مراحل مختلف فرآیند بذرگیری، گسترش مناسب نهالهای تولیدی در مناطق جغرافیایی و موضوعات دیگر است که تحقق آن، ممکن است نیاز به زمانی طولانیتر از 4 سال اجرای این پروژه داشته باشد. موارد بیان شده، نکاتی هستند که در طراحی این اقدام کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. اگرچه نمیتوان لزوم نهالکاری گسترده را انکار کرد، اما اجرای آن بدون ملاحظات فوق، میتواند منجر به نتیجهای مشابه پروژههای گذشته شود که به اقرار سازمان، موفقیت آمیز نبودهاند. تکرار این شکست در پروژه کنونی، بر افکار عمومی نیز تاثیر منفی خواهد داشت و زمینه مشارکت آنان در فرآیند حفظ، احیا و توسعه جنگلها در آینده را از بین میبرد. قبل از مرحله اجرا، لحاظ کردن پیششرطهای بیان شده، ضروری است تا مسئله به اما و اگرهای بیشمار وابسته نشود. با این حال، بازنگری نقاط ضعف در هر مرحله از انجام این پروژه، شانس موفقیت آن را افزایش میدهد.
معرفی مقاصد مکمل سفرهای نوروزی
|پیام ما| نوروز بهعنوان فصل داغ سفر در ایران همواره با چالشهایی همراه است. اولین آنها به نبود توزیع مکانی سفر بازمیگردد؛ به این معنا که برخی مقاصد نظیر اصفهان، شیراز، یزد و… مملو از مسافران نوروزی شده و در مقابل برخی مقاصد حتی در حوالی همین شهرهای پرطرفدار با وجود داشتن جاذبههای طبیعی و تاریخی بهرهای از سفرهای نوروزی نمیبرند. همین موضوع باعث شده سید مصطفی فاطمی، مدیرکل دفتر توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی در آخرین اظهارنظر خود از اعلام شهرهای مکمل و جایگزین خبر دهد.
شهرهایی که شلوغ میشوند و تعداد بالای مسافر را در آنجا داریم بیشتر در نیمه جنوبی کشور هستند. دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر با بیان این مطلب میافزاید: در اصفهان، شاهینشهر و خمینیشهر بهعنوان شهرهای مکمل دیده شده است، در بوشهر، عسلویه جاذبههای خیلی خوبی در کنار دریا و امکان اسکان و اقامت را دارد و مردم همین الان میتوانند هتلها را رزرو کنند. دلوار و دشتستان هم در بوشهر بهعنوان شهرهای مکمل سفر انتخاب شده است. توصیه ما به مردم این است که به استان خوزستان سفر کنند، دزفول، شوشتر، شوش، آبادان، خرمشهر و مسجد سلیمان نیز شهرهای مکمل مرکز این استان هستند.
به گفته فاطمی در سیستان و بلوچستان، کنارک، دشتیاری (بیز و نوبندان)، زرآباد (روستای تنگ، درک) شهرهای مکمل هستند. به گزارش ایرنا، این مقام مسئول اضافه میکند: در استان فارس، شهرهای کازرون، داراب، اقلید، مرودشت، در استان خراسان رضوی، نیشابور، سبزوار، قوچان، گناباد و تربت حیدریه را میتوان بهعنوان شهرهای مکمل نام برد. در تهران؛ شهرستان دماوند، فیروزکوه و ری پیشنهاد سفری ما به مردم و در استان البرز، طالقان، ساوجبلاغ و نظرآباد این مقاصد هستند.
مدیرکل دفتر توسعه گردشگری داخلی وزارت میراث فرهنگی میگوید: در استان کرمان، شهر جیرفت و راین، در مازندران شهرهای ساری، کیاسر، بهشهر، گلوگاه، نکا، در هرمزگان، میناب، سیریک و بستک، در یزد، مهریز، بافق، اردکان میبد شهرهای مکمل هستند. همچنین استانهایی هستند که مردم میتوانند از ظرفیتهایشان استفاده کنند برای مثال استان گلستان قابلیت این را دارد که مکمل سفر استانهای مازندران و گیلان باشد و استان خراسان شمالی و استانهای محور غرب نیز به همین صورت است.
کمپینهای ۶۰۳۰ از ۲۴ اسفندماه در مبادی ورودی شهرها استقرار پیدا میکنند و با همکاری سازمان امور عشایر فعالیت دارند. آنها فروش صنایع دستی عشایر را به عهده دارند و در کنار پلیس، هلال احمر و اورژانس در ۳۰ کیلومتری ورودی شهرها که عمده حوادث یعنی ۶۰ درصد حوادث جادهای در ۳۰ کیلومتری ورودی شهرهاست با همین هدف تشکیل شدهاند
او بیان میکند: استان هرمزگان، بوشهر، چابهار و مناطق آزاد ضریب اشغال ۱۰۰ را دارند. البته منطقه آزاد کیش مشکل پرواز دارد و اگر این مشکل مرتفع شود خیلی بهتر میتواند اسکان مسافران را داشته باشد. در استانهای جنوبی همین الان ظرفیت در هرمزگان به ۹۰ درصد رسیده و همین الان که داریم صحبت میکنیم ضریب اشغال خوبی دارد.
فاطمی ادامه میدهد: خوشبختانه سازمان بنادر و کشتیرانی همکاریهای خوبی را در تامین لندیگراف و خدمات دریایی برای قشم ایجاد کرد که موقعیت قشم، موقعیت خوبی خواهد شد. البته بحث اسکان آن هنوز جای کار دارد و باید برای اسکان اضطراری اقدامات بیشتری انجام شود. سازمان بنادر اقدامات خوبی را منطقه آزاد قشم انجام داده و در دیگر مناطق مشکلی نداریم.
مدیرکل دفتر توسعه گردشگری داخلی، درباره توسعه گردشگری دریایی میگوید: در استان بوشهر گشتهای دریایی به صورت مکرر وجود دارد و کمیته ویژهای در ستاد هماهنگی خدمات سفر تحت عنوان کمیته دریایی و اسکله صیادی تشکیل شده است و با همکاری خیلی خوبی که مجموعه شیلات داشت اسکلههای صیادی را در اختیارمان قرار دادند. از سویی برای این فعالیتها، بازارچه صنایع دستی و خیامخوانی را در بوشهر خواهیم داشت که در سواحل بوشهر متمرکز است و این فعالیتی است که به صورت خاص امسال انجام شده است.
فاطمی اضافه میکند: در استان خوزستان هم علاوه بر بحث مسیر تور هندیجان تا خرمشهر که حدود ۲۰۰ کیلومتر است، این مسیر به طور کامل به عنوان مسیر گردشگری-دریایی خوزستان پوشش داده شده است. علاوه بر آن تورهای پرندهنگری در ۴ شهر استان خوزستان در کنار تالابهایی که استان خوزستان دارد فعال شده که این یک کار متفاوتی بوده که امسال به خدماتشان اضافه کردند. همچنین در استان سیستان و بلوچستان هم نوروزگاههایی را در سواحل جنوبی داریم. در زهک و چابهار برنامههایی داریم.
تورهای پرندهنگری در ۴ شهر استان خوزستان در کنار تالابهایی که استان خوزستان دارد فعال شده که این یک کار متفاوتی بوده که امسال به خدماتشان اضافه کردند
دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر ادامه میدهد: در استان هرمزگان نیز بازیهای ساحلی و ورزشهای ساحلی را به تورهای گردشگری اضافه کردند. نکتهای که در جنوب کشور و بهخصوص در شهر بندرعباس وجود دارد، این است که ما فقط نگرانی ترافیک شدید در بندر پل را داریم و از مسافرانی که به استان هرمزگان سفر میکنند و قصد سفر به جزیره قشم را دارند، درخواست داریم وقتی میخواهند از بندرعباس به سمت بندر پل حرکت کنند حتما ترافیک را بررسی کنند و زمانی را در نظر بگیرند که امکان انتقالشان به جزیره قشم با سرعت مهیا باشد.
فاطمی درباره اینکه در ستاد سفرهای نوروزی سال ۱۴۰۲ چه تغییرات جدیدی به وجود آمده و مهمترین هدفگذاریهای ستاد چیست، میگوید: مهمترین هدفگذاریهای ستاد برای نوروز ۱۴۰۲ هماهنگیهایی بود که باید بین دستگاههای مختلف به وجود میآمد و ما خیلی زودتر جلسههایمان را از مهرماه شروع کردیم و این به هماهنگیهای بیشتر کمک کرد. تقریبا تمام تلاشمان بر این شد که با حداکثر ظرفیت بتوانیم خدمات خوبی در بحث هماهنگی بین مسیر به مسافران بدهیم.
فاطمی میافزاید: در بحث ستاد هماهنگی خدمات سفر، موضوع ماه مبارک رمضان را داریم و در این تقارن نوروز و رمضان بایستی شانیت ماه مبارک رمضان نیز حفظ شود. برای همین دستورالعمل ویژهای را برای استانها ابلاغ کردیم که بر آن اساس بتوانند در ماه مبارک رمضان خدماترسانی مطلوبی داشته باشند.
دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر در توضیح کمپینهای ۶۰۳۰ نیز بیان میکند: کمپینهای ۶۰۳۰ از ۲۴ اسفندماه در مبادی ورودی شهرها استقرار پیدا میکنند و با همکاری سازمان امور عشایر فعالیت دارند. آنها فروش صنایع دستی عشایر را به عهده دارند و در کنار پلیس، هلال احمر و اورژانس در ۳۰ کیلومتری ورودی شهرها که عمده حوادث یعنی ۶۰ درصد حوادث جادهای در ۳۰ کیلومتری ورودی شهرهاست با همین هدف تشکیل شدهاند.
فاطمی میگوید: ستاد خدمات سفر امسال زودتر فعالیت خود را شروع میکنند و قبل از نیمه شعبان در خود شهرها مستقر میشوند که ما بتوانیم آنجا خدماترسانی را داشته باشیم. مهمترین جهتگیری امسال ما به سمت گردشگری تخصصی است.
مدیرکل دفتر توسعه گردشگری داخلی درباره نظارت بر بازار گردشگری نوروز عنوان میکند: بهرغم افزایش هزینههای خدمات در مجموعههای اقامتی، توافقی که با انجمنها و دفاتر شده این بوده که نرخها برای نوروز افزایش نداشته باشد و ما با همین حداقلهایی که داریم بتوانیم نرخها را کنترل کنیم. البته ممکن است در برخی از نقاط با افزایش نرخ مواجه باشیم، برای مثال مناطق آزاد چون دارای قانون خاص هستند و به صورت مستقیم نرخگذاری میشوند نرخشان متفاوت است و یک تاثیر را روی افزایش نرخها خواهد داشت.
فاطمی میافزاید: در نمایشگاه بینالمللی صنایع دستی و گردشگری که مدتی پیش برگزار شد، اسکان در مشهد را با روزی ۳۵ هزار تومان داشتیم و بومگردیها، زمینهای را فراهم کردند که اتفاقا همه اقشار جامعه بتوانند به سفر بروند. البته بومگردیهایی هم هستند که خدمات بیشتری ارائه میدهند و ممکن است برخی خدمات اضافه روی تورهایشان داشته باشند. برای مثال شما فقط اسکان نداشته باشید، پذیرایی، ناهار، گشت شهری را هم داشته باشید که همه اینها به نرخهای آن مجموعه اضافه میشود.
او ادامه میدهد: در این مورد نیز سامانه ۰۹۶۲۹ به محض دریافت گزارش به اداره کل نظارت و ارزیابی اطلاع میدهد و در تمام استانها گروههایی مستقر داریم تا اینکه آنها به محل اعزام شوند و موضوع را بررسی کنند. برنامهمان این است که ۲۴ساعته پاسخگوی میهمانان و مسافران باشیم. این سامانه به دو زبان انگلیسی و عربی فعال شده و بازرسهای ما و گروههایی که در استانها هستند برای حل مشکل به محل اعزام میشوند مگر اینکه موضوعی باشد که نیاز به کمیسیون بوده و باید در کمیسیون رای صادر شود که به هر حال باید به جلسه کمیسیون موکول شود اما عمده موارد را در مدت ۲۴ساعته حل خواهیم کرد.
مدیرکل دفتر توسعه گردشگری داخلی میگوید: یکی از مهمترین چالشهایی که داریم تغییرات ناگهانی هواست و احتمال بارندگی در نقاط مختلف کشور وجود دارد، به همین دلیل اسکان اضطراری را در نقاط مختلف کشور فراهم کردیم برای اینکه بتوانیم با سرعت کسانی را که چادر زدند به مناطق مختلفی از جمله سولههای ورزشی یا سالنهایی که در نظر گرفته شده هدایت کنیم و این از تدابیری بوده که برای امسال در نظر گرفته شده است.
دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر تاکید میکند: نکته دیگری که وجود دارد بحث حوادث جادهای است که خوشبختانه پلیس با همکاری هلال احمر و اورژانس یک سری اقدامات را شروع کردند. ما تجربه خوبی را در سال گذشته در استان سمنان داشتیم که به بحث آتش سرد تعمیم مییابد و این را امسال در نقاط حادثهخیز هم خواهیم داشت که بتوانیم در نقاط حادثهخیز آگاهسازی کنیم.
او توضیح میدهد: نقاط حادثهخیز توسط راهداری و حمل و نقل جادهای شناسایی شده و اماکن را به پلیس ارسال کردند. استقرار خودروهای پلیس در اماکن حادثهخیز از برنامههایی بوده که امسال در نظر گرفته شده است. بحث بازدید از اماکن گردشگری یکی از نکات مهم امسال است و بهتر است مردم برای اینکه شلوغی در اماکن گردشگری به وجود نیاید از طریق نرم افزارها و سامانه بلیت ورودی اماکن را خریداری کنند تا اینکه در صف قرار نگیرند و بتوانند زودتر بازدیدهایشان را از اماکن گردشگری انجام دهند.
در اهمیت تحصیل و مذمت خرافهپرستی
اتفاقهای تلخ این روزها که در برخی مدارس دخترانه ایران افتاده (و بهنظر میرسد در صورت عدم توانایی تشخیص و کنترل آن، به مشکلی جدی در راه تحصیل دختران دانشآموز تبدیل شود) آدم را یاد مسیر پر فراز و نشیب حق ساده تحصیل دختران در دورههایی مختلف از تاریخ معاصر ایران میاندازد. مسیری که با کمی دقت و رصد تاریخ مطبوعات، بهویژه در حوزه جراید مربوط به زنان، پیش چشم مخاطب تیزبین خودنمایی میکند.
پیش از این بررسی روزنامههای مخصوص زنان را با روزنامه «دانش»، به مدیریت خانم دکتر کحال شروع کردیم و در این شماره به بررسی روزنامه «شکوفه» میپردازیم. ماجرا را از آنجا شروع میکنیم که سال ۱۲۹۱ خورشیدی دومین روزنامه مخصوص زنان به نام «شکوفه» آغاز به کار کرد. بهگواه تاریخ، وضعیت این روزنامه نسبت به روزنامه «دانش» امیدوارکنندهتر نشان میداد و توانست در حوزههایی مهمتر، اساسیتر و مفیدتر مرتبط با زنان ورود کند که قطعا در این میان باید به نقش مهم خانم مریم عمید (مزینالسلطنه) به عنوان صاحبامتیاز و مدیرمسئول این جریده اشاره کرد. مزینالسلطنه بهعنوان زنی پیشرو، روشنفکر و عملگرا علاوه بر تاسیس روزنامه، مدرسه دخترانهای به نام «دارالعلم و صنایع مزینیه» را هم احداث کرد و چیزی حدود چهار سال هم در روزنامه «شکوفه» از اهمیت و حق تحصیل دختران نوشت و در کنار اینها، او بهعنوان عضوی از اعضای تشکیلدهنده «انجمن همت خواتین» سعی داشت به زنان نحوه تبلیغ و فروش صنایع دستی برای رسیدن به استقلال مالی را آموزش دهد.
روزنامه «شکوفه» چهار سال، دو هفته یکبار منتشر شد که البته این توالی و استمرار، سال چهارم به دلیل وقوع جنگ جهانی اول و گرانی و کمبود کاغذ بهمشکل خورد. در شناسنامه این روزنامه میخوانیم: «روزنامهای است اخلاقی، ادبی، حفظالصحه اطفال، خانهداری، بچهداری، مسلک مستقیماش تربیت دوشیزگان و تصفیه اخلاق زنان و راجع به مدارس نسوان.» تا سال دوم هم اصولا مطالب به همین مشی و منش نوشته میشد اما بعد از آن تعارف را کنار گذاشت و به سیاست ورود کرد و از استقلال ملی و مبارزه با نفوذ بیگانه و مباحث انتقادی نوشت. در این بحثها اغلب نویسندهها به تحلیل علل برخی مشکلات اقتصادی، اجتماعی و عقبماندگیهای جامعه ایرانی پرداختند و عملکرد مسئولان وقت را نقد کردند. مریم عمید در سلسله مقالههایی به نام «معارف زنهای ایران یکی از سرچشمههای بدبختی ما» مشکلات زنان را در خرافهپرستی و تقلید از زنان فرنگی میدانست و چاره برونرفت از این بلا را تحصیل علم و دانش و داشتن اعتقادات درست مذهبی عنوان میکرد. او اختلاط زن و مرد را غلط میشمرد و از آرایش و خودنمایی زنها و بیشرمی و بیحیایی مردان انتقاد میکرد. زنها را به اندازه مردان در سعادت و فلاکت مملکت سهیم میدانست و خواتین محترمه را به خروج از خانه و تشکیل گروههای زنانه برای شروع کار و کسب درآمد تشویق میکرد. پس بیراه نیست اگر عمید را در لیست اولین زنانی بیاوریم که در یک روزنامه و بهصورت عمومی از تبعیضهای اجتماعی زنان سخن گفت و در مقالات متعدد از نسوان و خدمات عمومی، حقوق معلم و معلمه، در آسایش زندگانی خواتین و مسائلی از این دست نوشت. این روزنامه مورد تایید وزارت معارف بود و به دلیل چاپ ابلاغیهها و دستورالعملهای مربوط به مدارس دخترانه، در این مدارس توزیع و در دسترس دختران دانشآموز قرار میگرفت و از این جهت بسیار تاثیرگذار بود. تقریبا تمام اعلانهای روزنامه «شکوفه» مربوط به زمان و مکان برگزاری امتحانات مدارس، روند ثبتنام و استخدام معلم بود و به ندرت در آن آگهیها تجاری دیده میشد. در بعضی شمارهها در صفحه آخر کاریکاتوری مربوط به موضوعات روز نسوان نقش میبست که از این لحاظ «شکوفه» را باید اولین روزنامه مصور زنان هم بهحساب آورد.
در مجموع روزنامه «شکوفه»، روزنامهای پیشگام بود که به مسائل اساسی زنان ورود کرد، سراغ مباحث متنوع رفت و از سیاست نوشت؛ اما در این روزنامه هم میتوان همچنان نگاه سنتی به زن را دید که هر چند او را به بیرون از خانه میکشید اما از تقلید از آزادیهای زنان فرنگی بر حذر و به لزوم حفظ سنت ملی و دینی تاکید داشت. در نهایت روزنامه «شکوفه» پس از چهار سال فعالیت و چاپ ۷۰ شماره تعطیل شد.
اظهار امیدواری «اسلامی» و «گروسی» به حل اختلافها
در حالی که دیروز، شنبه 13 اسفند 1401، رئیس سازمان انرژی اتمی کشور در نشست خبری مشترک با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی اتمی از انتظار، تعاملات و گزارشهای امیدبخش از سوی آژانس به نفع تحقق اهداف ایران در مذاکرات سخن گفت، برخی مخالفان و موافقان مذاکره با آمریکا و احیای برجام در اظهار نظرهایی مستقل در رسانهها سفر گروسی را به دلایل سیاسی غیر از مسئله هستهای ایران اعلام کردند و برخی نیز عنوان کردند که چالشها با آژانس باید به پشت میز مذاکره و درهای بسته منتقل شود.
روز گذشته رئیس سازمان انرژی اتمی کشور در نشست خبری مشترک با مدیرکل آژانس بینالمللی گفت: ما انتظار داریم تعاملات و گزارشهای آژانس اعتماد آفرین باشد.
به گزارش ایسنا، محمد اسلامی پس از مذاکره سیاسی و فنی در کنفرانس خبری مشترک با رافائل گروسی گفت: سفر آقای گروسی پیامآور برقراری ارتباطات بین آژانس و ایران است. ما انتظار داریم تعاملات و گزارشهای آژانس طوری باشد که اعتماد آفرین باشد تا با اطمینان برای حل و فصل مسائل و پرهیز از عواملی که نیت آنها برهم زدن روابط عادی است را ایجاد کنیم و همواره آژانس بتواند وظایف خود در ارتباط با ایران را در چارچوب پادمان پابرجا نگه دارد.
او ادامه داد: در همین چارچوب، گفتوگویهای مشترک انجام شده و مطمئنم به صورت پایداری موثر خواهد بود. بیست و نهمین کنفرانس هستهای را ما چندی پیش در دانشگاه شهید بهشتی برگزار کردیم و شب گذشته توافق شد با آقای گروسی که کنفرانس سیام بینالمللی و با مشارکت آژانس سال آینده برگزار شود که کمک به روایتگری ایران میکند و آشنایی جهان با مراکز آموزشی و علمی ایران را رقم میزند تا دستاوردها و امکانات ما به سایر کشورها معرفی شود.
مدیرکل آژانس بینالمللی اتمی در تهران: دو مسئله مهم وجود دارد؛ نخست توقعات بالای طرفین در مذاکرات و دوم همکاریهای فنی و علمی با ایران
اسلامی اضافه کرد: شب گذشته سهم بانوان ایرانی هستهای در ضیافت شام فوقالعاده و موجب شگفتی برای آقای گروسی و همکارانشان بود که این تعداد فعال هستند و چند تن از همسران شهدای هستهای که از اساتید هستند و در صحنه ترور هم حضور داشتند مورد توجه قرار گرفتند. ضیافت شام دیشب نشان داد جریان علمی و پژوهشی و فناوری ایران قدرتمند است و خانمها و آقایان با مدیریت و قدرت در آن حضور دارند و جوانان نیز حضور قوی دارند که نشان میدهد دانش هستهای، دانشی است درونزا و ایران همواره آماده است که دستاوردهایش را با سایر کشورها به اشتراک بگذارد.
مدیرکل آژانس بینالمللی اتمی نیز در این نشست گفت: جای خوشحالی دارد که من برگشتم به تهران و در این دیدار بسیار بسیار مهم آمادهایم کار را پیش ببریم. دیشب در جلسهای با حضور دانشمندان نخبه ایرانی بودم و جای خوشحالی برای من داشت.
رافائل گروسی ادامه داد: ما دیروز مذاکراتمان را شروع کردیم و امروز ادامه یافت. دو مسئله مهم وجود دارد؛ اول اینکه توقعات بالا هستند و حضور شما از مطبوعات نشان میدهد چقدر مسئله مهم است. البته این سطح توقعات در سطح جهانی هم درباره کاری که ما با ایران پیش میبریم وجود دارد و مسئله دیگر درباره شفافسازی و دسترسیهایی است که باید از سوی ایران داده شود.
او ادامه داد: بخش دوم که مهم است مربوط به همکاریهای فنی و علمی با ایران است. شب گذشته دراینباره بحث کردم و قرار است رویدادی که سالها انجام میشده، وجهه بینالمللی پیدا کند و این رویداد قرار است سال آینده برگزار شود و ما از برگزاری آن حمایت میکنیم.
همزمان با سفر گروسی به ایران اما تحلیلها و گمانهزنیها از دلایل و همچنین دستاوردهای این سفر از سوی تحلیلگران موافق و مخالف در رسانهها شنیده میشود.
یک تحلیلگر مسائل بینالملل به ایلنا گفت: چالشها باید به پشت میز مذاکره و درهای بسته منتقل شود و در صحن علنی به نوعی سخن گفته شود که طرف سوم یعنی مخاطب افکار عمومی داخلی و بینالمللی حق را به ما بدهند. بنابراین به نظر میرسد باید از ادبیات حرفهایتری چه از موضع فنی و چه سیاسی، چه پشت درهای بسته و چه به صورت علنی و جلوی دوربین استفاده کنیم. در کل این مسئله بزرگی نیست و حل نکردن آن سختتر از حل کردنش است.
عباسزاده مشکینی عضو کمیسیون امنیت ملی: آقای گروسی هر زمان که به ایران آمد و گزارش گرفت بعداً یک نقطهای از این گزارش و اطلاعات را بیرون کشید و همین را مبنای سوالات و تردیدهای بعدی و نهایتاً فشارهای بعدی بر ایران قرار داد. بر همین اساس من اعتقاد دارم آمدن ایشان به ایران نفعی به حال ما نخواهد داشت
پرسش فنی کردند، پاسخ فنی میخواهند
ساسان کریمی در پاسخ به این سوال که با توجه به سفر رافائل گروسی به تهران، مهمترین چالشهای بین ایران و آژانس چیست و چه راهکاری برای حل این چالشها وجود دارد، گفت: چالشهای قدیمیتر مسائل سایتهایی بودند که از نظر آژانس آلودگی اعلام نشده داشتهاند و نیازمند همکاری و توضیح سازنده از طرف ایران هستند. اما آلودگی ۸۴% که اخیراً از طرف یک بازرس ادعا شده نیز میتواند موجبات تنش بیشتر واقع شود. واقعیت این است که رویکرد سیاسی آژانس در لایه زیرین و حداکثر به عنوان یک زمینه قرار دارد و در رو بنا و مواجهه تا حد قابل توجهی به مسائل فنی برمیگردد. بنابراین اگر هم فکر کنیم که اختلافات با آژانس، ریشه در یک زمینه سیاسی دارد، باز هم چون آژانس پرسش فنی مطرح کرده ما هم باید پاسخ فنی بدهیم. به تعویق انداختن پاسخ به آژانس هم به سیاق سابق بعید است که کارآمد باشد.
او همچنین در پاسخ به این سوال که با توجه به گزارش آژانس مبنی بر غنیسازی اورانیوم بیش از ۸۰ درصد، چه سناریوهایی قابل پیشبینی است، گفت: این موضوع دو راه محتمل دارد که گرایش آژانس به هر کدام را میتوان با کنشهای مذاکراتی فنی و موضعگیری سیاسی تعیین کرد. اینکه این موضوع مانند گلوله برفی بزرگ شود یا به یک آلودگی غیراختیاری تقلیل یابد، هر دو ممکن هستند. اما باید دقت شود که اگر آژانس شواهدی قابل اتکا دراینباره دارد به هیچ عنوان موضعی گرفته نشود که کار را در ادامه سختتر کند. طراحی باید متناسب با گامهای بعدی باشد.
کریمی در مورد نتایج احتمالی سفر گروسی برای ایران گفت: موضوع بستگی به رویکرد ما هم دارد. مهم است که متذکر شویم، موضعگیری علنی در حین سفر مدیرکل آژانس باید واجد ادبیات متفاوت از قبل باشد. او در مورد این ایده که به نظر میرسد این سفر بیش از آنکه گشایشی در پی داشته باشد بیشتر فنی است ایران چه اقداماتی باید انجام دهد تا از نظر فنی گزارش به نفع ما باشد تا در نتیجه جلسه شورای حکام تاثیر مثبتی برای ما داشته باشد، گفت: توضیحات فنی غیرقابل ابطال و قریب به ذهنی که سازمان انرژی اتمی برای پرسشهای پیشین و اخیر آژانس حاضر میکند، تعیینکننده است. البته رفتار دیپلماتیک و حرفهای نماینده ما در وین نیز بر این مسئله موثر است. متاسفانه تعیین نماینده ایران در آژانس در سالهای اخیر از موضوعی فنی و دو وجهی به یک موضوع عادی مانند نمایندگیهای دیگر تقلیل یافته است. این نهاد حساس به خصوص در شرایط کنونی کشور ما واجد اهمیتی مضاعف است و نیاز است تیم مستقر در وین و به خصوص رئیس نمایندگی هم بر موضوعات فنی و سیاسی اشراف قابل قبول داشته باشد. کریمی در پاسخ به این سوال که در گذشته در زمان ترامپ و پمپئو برعکس زمان آمانو خیلی روی سرکار آمدن گروسی سرمایهگذاری کردند. حالا چقدر ضرورت دارد تا به آژانس تاکید کنیم ابزار دست قدرتها و تسهیل برای یکجانبهگرایی نباشد و به شکل یک نهاد فنی گزارش ارائه کند، گفت: با تاکید ما چیزی تغییر نمیکند. مهم غنای پاسخها و استدلالهای فنی و سیاسی ما در تهران و وین است. آژانس دست بازی در تهیه هر گونه گزارشی ندارد و اینطور نیست که در هر صورت بتواند هر آنچه میل دارد را بر صفحه کاغذ بیاورد. بیش از اینکه به رویکردهای این چنین توجه کنیم، باید در کنش موثر در شرایط کنونی متمرکز شویم.
گروسی برای انجام یک ماموریت سیاسی به ایران آمده
یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی نیز روز گذشته به ایلنا گفت: به نظر من با رفتن دولت آقای روحانی و تشکیل دولت جدید تقریباً عملاً پرونده برجام بسته شده است.
محمود عباسزاده مشکینی درباره سفر رافائل گروسی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تهران گفت: نتیجهای برای سفر آقای گروسی به ایران مشاهده نمیکنم و ۲ دلیل هم برای این مسئله دارم؛ نخست سابقه و تجربه سفرهای قبلی آقای گروسی است، ایشان هر زمان که به ایران آمده و هر اطلاعاتی را جمعبندی کرده و برده دقیقا از آنها استفاده معکوس کرده است در صورتی که جمهوری اسلامی ایران این اطلاعات را برای شفافسازی و برای اینکه تردیدها را برطرف کند، داده است.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: آقای گروسی هر زمان که به ایران آمد و گزارش گرفت بعداً یک نقطهای از این گزارش و اطلاعات را بیرون کشید و همین را مبنای سوالات و تردیدهای بعدی و نهایتاً فشارهای بعدی بر ایران قرار داد بر همین اساس من اعتقاد دارم آمدن ایشان به ایران نفعی به حال ما نخواهد داشت.
او ادامه داد: یک نکته دیگر این است که آقای گروسی قبل از اینکه خود را متعهد به انجام کارهای حرفهای بداند، یعنی تعهد سازمانی داشته باشد، متعهد به غربیهاست یعنی برای یک کار تکنیکال فنی به ایران نمیآید، انگار برای انجام یک ماموریت سیاسی به ایران آمده و انگار باید به غربیها پاسخگو باشد.
عباسزاده مشکینی بیان کرد: اعتقاد دارم اصلا یک مدت نباید گروسی را به ایران راه میدادند، زیرا واقعاً اطلاعاتی که میآید میگیرد و میبرد را علیه ما استفاده میکند، آن هم تازه نه همه اطلاعات بلکه یک جمله را بیرون میکشد و آن را مبنای همه تردیدها قرار میدهد به همین خاطر موافق نبودم ایشان را دعوت کنند. اعتقاد داشتم حتی نباید اجازه میدادند یک مدتی به ایران بیاید، زیرا ایشان به جای اینکه پاسخگوی آژانس، شورای حکام آژانس و ارکان قانونی آژانس باشد خودش را در برابر غربیها متعهد میداند و معلوم نیست از اینجا مستقیم به کجا برود. به نظر من برجام پروندهاش خیلی وقت است که بسته شده آن هم هنگامی که ترامپ از آن خارج شد و جمهوری اسلامی ایران در دولت آقای روحانی یک طرفه شروع به اجرای برجام و امتیاز دادن کرد و هیچ امتیازی نگرفت.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: به نظر من با رفتن دولت آقای روحانی و تشکیل دولت جدید تقریباً عملاً پرونده برجام بسته شده است و غربیها از هر طرقی ضربه میزنند. به اعتقاد من نباید امتیازی به غربیها داده شود و باید کشور را بر اساس ظرفیتها و فرصتهای درونزا اداره کرد.
همچنین صبح دیروز، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی با وزیر امور خارجه کشورمان دیدار و گفتوگو کرد.
به گزارش ایسنا، دیدار رافائل گروسی با حسین امیرعبداللهیان پس از دو دوز گفتوگوی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی با محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان طی روز جمعه و صبح دیروز برگزار شد.
|پیام ما| مدیریت منابع آب به یکی از پیچیدهترین مسائل حال حاضر ایران و جهان تبدیل شده است. حل این مسئله پیچیده و چندوجهی نیازمند درک دقیق آن و ارائه راهکارهایی است که متضمن حقوق همه ذینفعان باشد و مشارکت آنان را نادیده نگیرد. از نظر محمد فاضلی، جامعهشناس و مدیر پیشین مرکز امور اجتماعی آب و انرژی وزارت نیرو، همکاری و مشارکت در مدیریت منابع آب 6 پیششرط اساسی دارد. متن پیاده شده سخنرانی فاضلی در همایش اقتصاد آب که اخیرا در اتاق بازرگانی ایران ارائه شده، درباره این پیششرطهاست که پیش روی مخاطبان «پیام ما» است.
برآورد سازمان ملل این است که برای غلبه کردن بر چالش آب و بهبود مدیریت آب در جهان باید اقدامات شتابانتری انجام شود و با وضع موجود پیش رویمان، بحران آب تشدید خواهد شد. برای کشوری مانند ایران که شاید در بین تمام کشورهای جهان استثناییترین وضعیت را از نظر منابع آب دارد، ضرورت این تغییرات پرشتاب بیش از سایر کشورها احساس میشود. روز جهانی آب نیز امسال با همین رویکرد و با تأکید بر ضرورت همکاری و مشارکت نامگذاری شده است.
به عبارت دیگر سازمان ملل به دنبال آن است که از طریق همکاری و مشارکت در مسئله آب، تغییرات شتابانتر و پرسرعتتری در راستای بهبود وضعیت آب در جهان رخ دهد. سوال مهم این است که این همکاری و مشارکت چگونه ممکن است؟
برای درک مسئله همکاری و مشارکت در مورد آب، باید توجه کنیم که موضوع مدیریت منابع آب یک موضوع چندبخشی و میانرشتهای است. بخشهای شرب، بهداشت، صنعت و کشاورزی در این موضوع درگیر هستند و از سوی دیگر محیط زیست نیز مطرح است. علاوه بر این گروههای مختلفی از سطح حکومت، مردم، صاحبان صنایع تا کشاورزان و هر کسی که با مسئله آب درگیر است باید با یکدیگر همکاری کنند.
برای کشوری مانند ایران که شاید در بین تمام کشورهای جهان استثناییترین وضعیت را از نظر منابع آب دارد، ضرورت این تغییرات پرشتاب بیش از سایر کشورها احساس میشود
اما همکاری چه زمانی امکانپذیر است؟ همکاری و مشارکت برای حل هر مسئلهای حداقل 6 شرط دارد: وجود نفع مشترک برای همکاران، وجود اعتماد متقابل بین طرفین همکاری، پیشبینیپذیر بودن رفتار طرفین، وجود مهار متقابل بین همکاران، وجود چشمانداز بلندمدت همکاری و توزیع متناسب قدرت همکاران. بنابراین در مورد همکاری و مشارکت در موضوع منابع آب، اگر میخواهیم همکاری بین حکومت و بهرهبرداران و ذینفعان شکل بگیرد، باید به سوالهای زیر پاسخ دهیم:
1. نفع مشترک حکومت و ذینفعان در مسئله آب و بهرهبرداری از آب چیست؟ در صورت عدم وجود نفع مشترک، همکاری شکل نمیگیرد.
2. تحت چه سازوکارهایی حکومت و بهرهبرداران آب میتوانند به یکدیگر اعتماد کنند؟ بدون وجود اعتماد، ایجاد همکاری و مشارکت امکان ندارد.
3. حکومت باید چگونه رفتار کند که رفتارش برای بقیه بهرهبرداران قابل پیشبینی باشد؟ چرا که اگر رفتار یکی از طرفین همکاری برای بقیه قابل پیشبینی نباشد، همکاری شکل نمیگیرد.
4. چگونه حکومت، همکاران و بهرهبرداران میتوانند با یکدیگر به گونهای همکاری کنند که مهار متقابل داشته باشند و جلوی رفتارهای غیرقابل پیشبینی یکدیگر را بگیرند؟ اگر مهار متقابل وجود نداشته باشد ممکن است یکی از طرفین رفتار فرصتطلبانه انجام دهد و دیگران را غافلگیر کند.
5. چشمانداز بلندمدت همکاری بین حکومت و مردم و بهرهبرداران در مسئله آب چیست؟
6. تناسب قدرت حکومت و بهرهبرداران در این مسئله چگونه رعایت میشود؟ در صورتی که قدرت طرفین یک همکاری نامتناسب باشد و یکی از طرفین همکاری خیلی قدرتمند باشد، طبیعی است که این طرف قدرتمند از قدرتش برای پیشبرد منافع خود استفاده خواهد کرد و طرفینی که قدرت کمی دارند نیز رفتار فرصتطلبانهای پیش خواهند گرفت و از قدرت اندک خود برای به دست آوردن منافعی هرچند کوچک و هرچند کوتاهمدت بهره خواهند گرفت. اگر از این زاویه به مسئله همکاری نگاه کنیم میبینیم که با مسئله بسیار پیچیدهای سروکار داریم. این مسئله پیچیده از جنس تخصصهای فنی و مهندسی حوزه مدیریت منابع آب نیست. اینکه چگونه طرفین همکاری به همدیگر اعتماد کنند، همدیگر را مهار کنند و چگونه چشمانداز درازمدت همکاری را شکل دهند یک مسئله اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است.
اگر این زاویه نگاه را علیرغم همه پیچیدگیهایش در نظر نگیریم و به این سوالات پاسخ ندهیم و به دنبال راهحلهای یکخطی یا راهحلهای سادهای مثل انتقال آب (که گرچه کار سادهای نیست اما نگاه سادهانگارانهای است که فکر کنیم با انتقال آب از یک نقطه به یک نقطه دیگر مسئله آب حل میشود) باشیم، یا حتی اگر مسئله را تعریف نکنیم و بدون توجه به پیچیدگی مسئله و ابعاد مختلف آن به سراغ راهحلهایی برویم که در اختیار بعضی افراد است و این افراد تلاش میکنند از طریق فروش این راهحلها (مثل انتقال آب یا شیرینسازی آب دریا) کسب منفعت کنند، قادر به حل بحران آب نخواهیم بود. نکته بسیار مهم این است که ما به شدت تحت فشار زمان قرار داریم. گذشته 50-60 سال پیشین ما در مدیریت منابع آب امروزه ما را به شدت تحت فشار زمانی قرار داده است و علیرغم این فشار زمانی باید پیچیده و در چارچوبی روشن به مسئله آب نگاه کنیم.
