پدران مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی، یک سال پس از درگذشت آنها در اتوبوس خبرنگاران محیط زیست از روزهای گذشته گفتندتلخ‌تر از زهرپدر مهشاد: یکی نیست بگوید محیط زیست با کارخانه سیمان چه ارتباطی با هم دارند. چطور از کارخانه سیمان اتوبوس گرفتند؟ پدر ریحانه: چرا باید جان بچه‌های ما قربانی پانصد هزار تومان صرفه‌جویی در پروژه‌ای شود که هزینه زیادی برایش صرف شده و همچنان می‌شود؟

پنجشنبه 02 تیر 1401
|پیام ما| باید امروز یک سال از ازدواج مهشاد می‌گذشت، باید ریحانه لبخندهای عمیق می‌داشت و در این یک سال گزارش‌های تاثیرگذاری می‌نوشت. اما اینطور نشد. یک سال سخت گذشت، بدون لبخند و با غمی عمیق. دوم تیرماه 1400 که همکاران و دوستانمان به دعوت ستاد احیای دریاچه ارومیه به ارومیه رفته بودند، اتوبوسی که بر آن سوار بودند واژگون شد و امید را در بازماندگان کشت. عصر آن روز که از هر شبی تاریک‌تر بود، از راه دور جاده نقده خبر تلخ به گوش خانواده‌های مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی و همه دوستان و همکارانی که منتظر بازگشت آنها از سفر بودند، رسید. دو خبرنگار جوان محیط زیست، جان شیرین را از دست داده بودند و چندین خبرنگار دیگر مصدوم شده بودند. بازمانده‌هایی که دیروز در مراسم سالگرد مهشاد و ریحانه گرد هم آمده‌اند، از آن روز زخم خورده‌اند. گویی همه ما دومین روز از تابستان سال پیش، در پیچ و خم آن جاده مرگ جا ماندیم.

 

مهشاد 25 ساله را به لبخند گشاده‌اش می‌شناختیم، به امیدی که در چشمانش بود و شوقی که برای پیگیری رنج‌های محیط زیست داشت و همین شوق او را به گوشه گوشه جغرافیای ایران می‌کشاند. ریحانه را به شور و شجاعتش می‌شناختیم، گوش‌هایمان از تلاش و پیگیری‌اش پر بود، ایرنا24 با حضور او جان گرفته بود. آنها 25 نفر بودند، عکاسان و خبرنگاران رسانه‌ای که قرار بود از طرح‌های ستاد احیای دریاچه ارومیه دیدن کنند. 25 نفره رفتند و 23 نفر بازگشتند. امروز رفتن مهشاد و ریحانه یک ساله شد. رفتنی که اگر جاده‌ها امن بود و استاندارد وسایل نقلیه مهم شمرده می‌شد و مسئولان مسئولیت‌پذیر بودند، بازگشتی داشت و پدران و مادرانشان اینطور تکیده و غمزده نبودند. با این همه پیگیری‌های قضایی فعلا فقط به مقصر شناخته‌شدن راننده انجامیده است.
مراسم اولین سالگرد درگذشت «مهشاد کریمی» و «ریحانه یاسینی» خبرنگاران محیط زیست خبرگزاری ایسنا و ایرنا که یک سال پیش در جاده نقده جا‌ن سپردند عصر دیروز در مسجد امام صادق (ع) تهران برگزار شد. ایسنا و ایرنا که برگزارکنندگان این مراسم بوده‌اند، نوشته‌اند: سیدحسین یاسینی پدر ریحانه یاسینی در مراسم سالگرد درگذشت دخترش گفت: «روایت این روزهای ما تلخ‌تر از زهر است. صبح و شب برای ما تفاوتی ندارد و دیگر چیزی از بالا و پایین دنیا نمی‌فهمیم. امروز ما و خانواده آقای کریمی، هر کدام خانواده‌ی سه‌نفره‌ای هستیم که در تاریکی عمیقی فرو رفته‌ایم. باور کردن اینکه صدای مهشاد و ریحانه عزیز به ما نمی‌رسد سخت است.»

ابوالفضل کریمی: کارشناسی اعلام کرده که شما از این مساله بگذرید بیمه، دیه شما را می‌دهد. یعنی چه این حرف؟! یعنی ما بچه‌هایمان را، جوانانمان را در این روزگار با این مشقت بزرگ کنیم که برویم دیه بگیریم؟ برای بچه‌های خودتان هم چنین حرف‌هایی می‌زنید؟

شاید دیگر چراغ هیچ خانه‌ای روشن نشود
«آنها که ریحانه را از نزدیک می‌شناختند حتما به صدق این کلمات گواهی می‌دهند. دخترم عاشق کارش بود و می‌خواست تحریریه خودش را داشته باشد. رتبه نخست کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی رسانه و نشستن در جایگاه سردبیری ایرنا در سن ۲۵ سالگی می‌تواند واقعیت ریحانه را نشان دهد. لذت می‌برد که گزارش‌های تاثیرگذار بنویسد بارها گفته بود اگر صدبار دیگر به عقب برگردم باز عاشق روزنامه‌نگاری خواهم شد.‌» پدر ریحانه دختر از دست رفته‌اش را با این جملات وصف کرد. او حرف‌هایش را اینطور ادامه داد: «راستش ما به این لحظات عادت نمی‌کنیم و هنوز کابوس می‌بینم. چرا باید جان بچه‌های ما قربانی پانصد هزار تومان صرفه‌جویی در پروژه‌ای شود که هزینه زیادی برایش صرف شده و همچنان می‌شود؟ چرا باید اتوبوس فاقد کمربند باشد؟ اتوبوس را از کارخانه سیمان به امانت گرفتند، پیشنهاد عبور از جاده ناامن دادند. از رئیس وقت سازمان محیط زیست عیسی کلانتری سوال‌ها این است چرا کسی برای عذرخواهی حتی یک تلفن ساده نکرده و هزار چرای دیگر که به قامت اندوه بر قلب ما می‌نشیند. حالا که در آستانه یک‌سال زندگی نکردن ایستاده‌ایم تنها اتفاقی که می‌تواند مرهمی برای جراحتمان باشد، شناسایی و مجازات مسببان واقعی این اتفاق است‌. اگر بتوان ایمنی ایجاد کرد، اتفاق‌هایی مثل قطار مشهد، یزد یا فروپاشی ساختمان مترو پل آبادان رخ نمی‌دهد که در همین جا به خانواده‌هایشان تسلیت عرض می‌کنم. ریحانه و مهشاد از دست رفتند و زندگی‌های زیادی از معنا خالی شد و خالی می‌ماند. ما خانواده‌های ریحانه‌سادات و مهشاد بر این باوریم که مجازات همه مسببمان این حادثه خانمان‌سوز می‌تواند جلوی از دست رفتن ریحانه‌ها و مهشادهای دیگر را بگیرند. شاید که دیگر چراغ هیچ خانه‌ای مثل چراغ خانه ما خاموش نشود.»

مهشاد 25 ساله را به لبخند گشاده‌اش می‌شناختیم، به امیدی که در چشمانش بود و شوقی که برای پیگیری رنج‌های محیط زیست داشت و همین شوق او را به گوشه گوشه جغرافیای ایران می‌کشاند. ریحانه را به شور و شجاعتش می‌شناختیم، گوش‌هایمان از تلاش و پیگیری‌اش پر بود، ایرنا24 با حضور او جان گرفته بود. رفتن آنها امروز یکساله شد

قاضی چه فکری کرده است؟
ابوالفضل کریمی، پدر مهشاد کریمی خبرنگار ایسنا هم بی‌قرار وضعیت پرونده بود. او در این مراسم با انتقاد از روند پیگیری پرونده دو خبرنگار از دست رفته، گفت: «می‌خواهم در رابطه با پرونده‌ای صحبت کنم که یک سال است به نتیجه نرسیده و فقط وعده و وعید بوده و آخر هم به این نتیجه رسیده‌اند که راننده مقصر است. مثل تمام مسائلی که در کشورمان اتفاق می‌افتد مثل هواپیمایی که سقوط می‌کند و می‌گویند خلبان مقصر است و ساختمانی که فرو میریزد و می‌گویند سازنده مقصر است. نمی‌گویند مردم، ما مقصریم و عذرخواهی نمی‌کنند که نتوانستند ایمنی جان مردم را در این چند سال تامین کنند. من متعجبم که چطور نظریه اولیه کارشناس را که پنجاه، پنجاه مقصر دانسته بودند، توسط رئیس کل دادگستری ارومیه به ما اعلام می‌شود که این قبول نیست و ما نظریه بعدی‌ها را قبول می‌کنیم. اگر قبول نیست چطور آقای پورمحمدی آن موقع که سخنگوی قوه قضائیه بودند در رسانه‌ها اعلام کردند؟ پس کی می‌خواهد پیگیری شود؟ ما اگر پیگیری می‌کنیم، می‌خواهیم برای بقیه چنین اتفاق‌هایی تکرار نشود. تا کی می‌خواهیم دست گل‌های خودمان، جوانانمان را به این راحتی از بین ببریم؛ فقط به خاطر ندانم کاری. آقایی که دستور داده از این جاده برو تبرئه شده؛ قاضی که چنین حکمی را داده چه فکری کرده است؟ چطور دستور داده از اینجا برو و سرعتت را هم بیشتر کن‌. اصلا شما کارشناسی بلد نیستید، حداقل ظاهر اتوبوس را که می‌توانستند نگاه کنند. اتوبوس را از کارخانه سیمان گرفته‌اند. من به مدیرکل محیط زیست گفتم نامه‌هایی که بین شما و محیط زیست رد و بدل شده را به دست قاضی برسانید تا بتواند درست نتیجه بگیرد، اما این‌کار را انجام ندادند. یکی نیست بگوید محیط زیست با کارخانه سیمان چه ارتباطی با هم دارند؟! اینها که متضاد هم هستند؛ چطور از کارخانه سیمان اتوبوس گرفتند! یعنی گرفتن چهار ون که پارسال کرایه‌اش روزی ۲۰۰ هزار تومن بود، انقدر سخت بود؟! نرفتند ببینند ظاهر اتوبوس چه شکلی است، اصلا صندلی دارد! صبح به راننده بنده خدا گفته‌اند برو فرودگاه ما مهمان داریم راننده فکر می‌کرده است اینها مهمانان کارخانه سیمان هستند اما سر از پیران‌شهر درآورده است؛ پلیس‌ها چطور اجازه دادند بدون صورت وضعیت برود؟ صد و خورده ای کیلومتر راه است؛ این‌ها همه‌اش سوال است.»
او از کارشناس‌های این پرونده هم انتقاد کرد و گفت: «کارشناسی اعلام کرده که شما از این مساله بگذرید بیمه، دیه شما را می‌دهد. یعنی چه این حرف؟! یعنی ما بچه‌هایمان را، جوانانمان را در این روزگار با این مشقت بزرگ کنیم که برویم دیه بگیریم؟ برای بچه‌های خودتان هم چنین حرف‌هایی می‌زنید؟ یک کارشناس هم گفته ما صلاحیت نداریم در این مساله دخالت کنیم، اگر صلاحیت نداری پس برای چه آمدی و چرا کارشناس شدی؟ کارشناس باید در هر سطحی نظر دهد و افراد هم سوال کنند. ما چرا باید برای این ندانم کاری‌ها و سوء مدیریت تاوان پس دهیم؟ چرا تاوانش را مردم باید پس دهند؟ تا کی؟ چه کسی می‌خواهد جوابگوی مردم باشد؟»
پدر ریحانه در آخر حرف‌هایش از سختی تمام روزهای گذشته و آنچه در دلش مانده گفت: «داغ دل من و آقای یاسینی را چه کسی می‌خواهد از بین ببرد؟ منی که با دست خودم جهاز بچه‌ام را چیدم. شاید در این دنیا قاضی از سر تقصیراتشان بگذرد، چون هم‌استانی هستند و حق هم دارند چشم پوشی کنند اما در آن دنیا جواب خدا را چه می‌خواهند بدهند؟ هر طلبی داشته باشم می‌بخشم اما این را هیچ‌وقت نمی‌بخشم.»

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.