شکارچیان همیاران میشوند
۲۳ آذر ۱۴۰۰، ۱۰:۴۴
سربازی خود را در پارک ملی گلستان گذارندم که دورههای پیش از مدیریت مهندس تیموری بود و از این رو میتوانم مقایسهای میان آنچه بود و اکنون هست داشته باشم. آن زمان که مدیریت جدید کار را در پارک در اختیار گرفت، اوضاع به لحاظ اجرایی و حفاظتی به هم ریخته بود، مهندس تیموری با بکارگیری نیروهای همیار توانست گشت فیزیکی را بهبود بخشد که نتایج آن را امروز میبینیم. تا پیش از مدیریت او جمعیت حیاتوحش دورههای افزایش و کاهش را داشت اما به نظر میرسد ما یک شیب روند صعودی را از زمان او شاهد هستیم، تنها در یک برهه بیماری را داشتیم که کل روند را تحتالشعاع خود قرار نداد. با این حال در این دوره بخشی از اختیارات محیطبانان کم شد هر چند که شاهد بودیم از طریق خیرین تلاش شد همیاران به کار گرفته شوند. نمونهای از اقدامهای مناسب در پارک ملی گلستان که انجام شد در دوره گاوبانگی با مشارکت داوطلبان بود. در سال اول شاهد بودیم اغلب داوطلبان از شهرهای دیگر هستند، در سال دوم مشارکت محلیها بیشتر شد و حفاظت بهتری هم صورت گرفت و در دو سال اخیر بخش بزرگتری از محلیها در این بازه زمانی حضور فعال داشتند. با این حال پیشنهادی که دارم این است که بهتر است موضوع اکوتوریسم در پارک توسعه پیدا کرده و در این زمینه هم آموزشهای لازم داده شود. البته مهندس تیموری هم چشماندازش این است که حفاظت فیزیکی را به سرانجامی برساند که به پایداری برسد و سپس موضوع گردشگری و اکوتوریسم و بهرهگیری از مرکز بازدیدکنندگان و تفرجگاهها را راه بیندازد. در این حوزه نیز همانطور که برنامه مدیریت پارک است، بومیها باید درگیر شوند. شاید یک کارشناس از بیرون بیاید و نظر بدهد ولی اگر بتوانند از محلیها در هر کاری استفاده کنند بسیار خوب است چون تنها کسانی که در نهایت باقی میمانند جامعه بومی و محلی است، چه در تنگراه و چه در دشت شاد و … .
زمانی که تفرجگاه و مرکز بازدیدکنندگان راه بیفتد میتوان از نیروهای جوان و حتی شکارچی بهره گرفت. اغلب کسانی که مبادرت به شکار میکنند به واسطه معیشت است، آنها با وجود داشتن زن و فرزند شغل ندارند، این عامل باعث میشود گروهی از آنها به تهران مهاجرت کنند اما چون توان تحمل دوری از خانواده و فشار روحی آن را ندارند بار دیگر به روستا بازمیگردند. در بازگشت معمولا آنها با کسانی آشنا میشوند که در کار شکار هستند و از درآمد این کار میشنوند. همین موضوع باعث میشود آنها وارد این کار غیرقانونی شوند، در حالی که اگر ما معیشتهای جایگزین داشته باشیم میتوانیم شکارچیان را به همیاران بدل کنیم، این موضوع جایگاه و وجهه اجتماعی هم برایشان ایجاد میکند و در نهایت شاهد پایداری حفاظت در پارک ملی گلستان هستیم.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
بازگشت ناتمام به زندگی
پیشرفت گفتوگو زیر سایه بیاعتمادی
صلح یا تداوم جنگ؟
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بازگشت ناتمام به زندگی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید