آیا آبگیری سد کمال‌ خان در افغانستان راه ورود آب به ایران را می‌بندد؟حقابه هامون در چنگ «کمال‌خان»استاد دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران: حفظ هامون و تعیین حقابه آن نیازمند مطالبه در سطح بین‌المللی است

بند کمال‌خان بالاخره آب‌گیری شد. سدی که سال‌ها محل چالش ایران و افغانستان بود، تابستان امسال به طور آزمایشی و روز پانزدهم بهمن‌ماه به طور رسمی مورد بهره‌برداری قرار گرفت. به رغم این‌که مقامات افغانستان تاکید دارند: «بند کمال‌خان برای ایران هیچ مشکلی به‌وجود نمی‌آورد» نگرانی‌هایی درباره وضعیت روابط بین دو کشور و همچنین شرایط تالاب هامون بعد از بهره‌برداری از این سد مطرح است. مجید شفیع‌پور، رئیس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط زیست دانشگاه تهران به «پیام ما» می‌گوید امتناع افغانستان از پیوستن به کنوانسیون رامسر، موضوع حق‌آبه هیرمند و در نتیجه وضعیت هامون را تا حدودی پیچیده‌تر کرده است.

هیرمند شاهراه آبی افغانستان است. رودخانه‌ای که حدود ۴۰ درصد از آب‌های سطحی افغانستان را تشکیل می‌دهد، از استان نیمروز سرچشمه گرفته و بعد وارد ایران و تالاب هامون می‌شود. چند دهه است که موضوع حقابه هیرمند محل چالش بین ایران و افغانستان بوده، سال‌ها افغانستان فقط در مواقعی که توان مهار سیلاب‌ها را نداشت، جریان آب هیرمند را به سمت ایران روانه می‌کرد و در زمانی که کشاورزان نیازمند این جریان آب بودند، آن‌را محدود می‌کرد. در طول دهه‌های گذشته قراردادهایی بین ایران و افغانستان در رابطه با حقابه هیرمند منعقد شد، آخرین آن، قراردادی است که در سال ۱۳۵۱ در کابل بین مقامات ایرانی و افغانستانی امضا و مقرر شد در هر ثانیه ۲۲ مترمکعب آب (معادل ۸۲۶ میلیون مترمکعب در سال) سهم ایران از رودخانه هیرمند باشد. با وجود این سهم ایران از هیرمند ایران به طور دقیق و کامل محقق نشد و در سال‌های مختلف بسته به میزان بارندگی، کمتر یا بیشتر از مقدار تعیین شده در قرارداد مذکور، به ایران تعلق گرفت. در سال‌های اخیر مذاکراتی هم میان ایران و افغانستان بر سر چگونگی اجرای معاهده و استفاده ایران از آب هیرمند در جریان بوده و هنوز هم ادامه دارد. اما در یک سال اخیر با خبری شدن ساخت سد کمال‌خان در افغانستان، نگرانی‌ها در ایران بیشتر هم شده است. پیش از این در سال‌هایی که بارندگی در بالادست خوب بود آب حاصل از سیلاب یا به قول محلی‌ها دشتمال به بخش ایرانی تالاب هامون روانه می‌شد اما اکنون با خبری شدن آبگیری سد کمال خان بیم آن می‌رود که تالاب هامون از سیلاب‌ها هم سهمی نبرد. همزمان با شروع بهره‌برداری از سد کمال‌خان مقامات افغانستان وعده می‌دهند که حقابه ایران طبق قرارداد ۱۳۵۱ به قوت خود باقی خواهد بود. هفته گذشته نشست هیئت‌های فنی دو کشور ایران و افغانستان برای دریافت حقابه ایران از رود هیرمند در سیستان و بلوچستان برگزار شد و دو طرف موافقت کردند در مدت یک ماه آینده در یک فعالیت مشترک به میزبانی شهرستان زابل نسبت به تهیه نقشه‌های موردنظر اقدام کنند. در جریان این نشست بود که نعیم‌الله سالارزی رئیس هیئت ۲۲ نفره افغانستانی گفت: «ما یک معاهده تاریخی داریم که در سال ١٣۵١ صورت گرفته و مطابق معاهده آب هلمند حقابه کشور ایران ثابت شد و امیدوار هستیم از فردا کار فیزیکی حقابه ایران آغاز و پس از کار یک ماهه حقابه ایران ثابت شود و دولت افغانستان وادار به این است که مطابق معاهده عمل کند».
طبق پیش‌بینی‌ها، بند کمال‌خان باید به ۱۷۵ هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی نیمروز آبرسانی و ۸ مگاوات برق تولید کند. این در حالی است که هر بار موضوع تحقق حقابه هیرمند از سوی ایران مطرح می‌شد، افغانستان اعلام می‌کرد امکان تخصیص این حقابه را با توجه به کاهش بارندگی‌ها، ندارد. اما بررسی‌های علمی چیز دیگری را نشان می‌دهند. مجید شفیع‌پور، رئیس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط زیست دانشگاه تهران در گفت‌و گو با «پیام ما» در رابطه با اظهارات طرف افغانستانی در رابطه با ناتوانی در تخصیص حقابه و در عین حال ساخت سد روی رودخانه هیرمند، می‌گوید: «به نظر می‌رسد مطالبه‌گری ایران برای تعیین حقابه تالاب‌های هامون مبدل به اهرمی شده برای مذاکرات بیشتر برای طرف افغانستانی که بتواند از این مسیر ببیند که تلاش‌ها و اولویت‌های دیگرشان را به چه ترتیب می‌توانند دنبال کنند. اگر نه پر واضح است اگر آبی وجود نداشت، احداث بند کمال‌خان توجیهی نداشت. وقتی می‌توان توجیهی برای این سرمایه‌گذاری داشت که آب وجود داشته باشد تا در مخزن این سد ذخیره شود. وقتی تلاش می شود اینگونه سدها آب‌گیری و احداث شود تا بتواند به کارکردهای مدنظر بپردازد یعنی آب وجود دارد. در نتیجه وجود آب محرز است، در غیر اینصورت سرمایه‌گذاری‌های عظیم صورت نمی‌گرفت»
شفیع‌پور در مورد ساخت و بهره‌برداری از بند کمال‌خان معتقد است: «موضوع بند کمال‌خان عملا تلاشی است که شاید قریب به یک دهه اذهان را متوجه خود کرده است. نگاه طرف افغانی این است که بتواند از این طریق اراضی کشاورزی را در خاک خود توسعه دهد. اما چیزی که برای ایران مهم است احداث سد نیست، امر مهم آورد حقابه تالاب‌های هامون و جریان آبی است که طبق توافقات قبلی وارد ایران می‌شود و صراحتا اعلام شده که برای مصارف کشاورزی مورد استفاده باشد. در آخرین قراردادی که بین ایران و افغانستان منعقد شده است اشاره‌ای به تالاب هامون نشده است. اما با توجه به این‌که نزدیک به یک سوم از گستره مجموعه تالاب‌های بین‌المللی هامون در خاک افغانستان و دو سوم آن در خاک ایران است، همواره اشاره شده که بقا این زیستگاه که علاوه بر اهمیت اکوسیستمی به عنوان محلی برای تامین معیشت تعداد بیشماری از ساکنان این منطقه در دو سوی مرز است، حصول اطمینان از این‌که حقابه این تالاب‌ها تخصیص پیدا کند، اصول مهمی است که باید به آن توجه شود»
ساخت سد کمال‌خان اما ابعاد دیگری هم دارد، بهره‌برداری از این سد را می‌توان از منظر تغییر اقلیم که امروز در دنیا مطرح است نیز بررسی کرد. استاد دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران می‌گوید: «گزارش برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد و بررسی‌هایی که حدود ۵ سال پیش به اتمام رسید نشان داد که خوشبختانه گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی بر این منبع آب (هیرمند) که سرچشمه آن در افغانستان است، تاثیر سو بر جا نگذاشته است. آنچه بر جریان آب رود هیرمند و ورودش به خاک ایران اثرگذار بوده، نخست توسعه اراضی زیر کشت در خاک افغانستان و دوم انحراف جریان آب از رودخانه هیرمند به مجموعه اراضی موسوم به «گود زره» در خاک افغانستان است. گود زره استعداد رویش هیچ نوع رستنی ندارد، هیچ گیاهی در این منطقه رشد نمی کند. آب به این منطقه هدایت و جمع آوری می‌شود و نوعی دریاچه طبیعی ایجاد می‌کند که به شیلات اختصاص پیدا می‌کند.»
نکته مهمی که شفیع‌پور در خصوص حق ایران از جریان رود هیرمند به آن اشاره می‌کند، بین‌المللی بودن تالاب هامون است: «مادامی که یک اکوسیستم را بین المللی می‌دانیم، به این معناست که یک پدیده متعلق به جامعه بین‌الملل است و هیچ یک از کشورها به تنهایی نمی‌توانند روی آن مسئولیت و حق مالکیت داشته باشند و برای آن تصمیم‌گیری کنند. هامون یک تالاب بین‌المللی است، که توسط کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است. اما تا جایی که اطلاع دارم افغانستان کماکان از پیوستن به این کنوانسیون و تبعیت از دستورالعمل‌ها و ضرورت‌های حفاظت از تالابها چه درون خاک خود و چه تالاب‌های بین مرزی -مثل هامون- تا به حال طفره رفته و به این کنوانسیون نپیوسته است. این اقدام تا حدودی دست سازمان‌های بین‌المللی را برای متقاعد کردن افغانستان برای هدایت و جاری‌سازی آب و تعیین و تخصیص حقابه تالاب‌های بین‌المللی هامون کوتاه کرده است. البته اطلاع دارم که بعضی کشورها در اتحادیه اروپا به صراحت اعلام آمادگی کرده‌اند که از کمک‌های توسعه‌ای خود که بر اساس بودجه‌های ادواری تخصیص داده‌اند برای توسعه در افغانستان به این مهم بگمارند. یعنی اقدامی برای تلاش در جهت حفظ و احیا و بقای مجموعه تالاب‌های هامون، اما به نظر می‌آید با اولویت‌های دیگر افغانستان، هنوز به این تلاش پرداخته نشده است» اما این ماجرا سوی دیگری هم دارد، هامون یک تالاب بین‌المللی است و منافع بین‌المللی در شفیع‌پور در این رابطه می‌گوید: «در سهمی که در آخرین قرارداد در سال ۱۳۵۱ برای ایران در نظر گرفته شده است، به صراحت ذکر شده که این آب برای مصارف کشاورزی خواهد بود. در داخل ایران این سهم را ذخیره یا به چاه نیمه‌ها هدایت می‌کنند و متناسب با ایام مورد‌نیاز آب برای کشاورزی و گاهی هم برای حفظ اکوسیستم هامون از حقابه کشاورزی ذخیره شده در چاه نیمه‌ها بخشی را هم به تالاب‌های هامون هدایت کرده‌اند. اما تمامی این تلاش‌ها مقطعی و گذرا بوده و نیاز به یک مطالبه بین‌المللی است که چه از رود هیرمند و چه از سرچشمه‌های بالادست سایر رودهای مسیر که در خاک افغانستان جریان دارند، حق آبه‌هایی خاص مجموعه تالاب‌های بین‌المللی هامون تعیین شود.»
هامون، مهم‌ترین پهنه آبی داخلی ایران، در ناحیه بیابانی سیستان است. آنان که دشت وسیع سیستان را می‌شناسند می‌دانند که در این دشت، حیات وابسته به هامون است و اهمیت آن را می‌شود در تمام بخش‌های زندگی مردم مشاهده کرد. همین است که هر تغییری که اثری به وضعیت هامون داشته باشد، برای سیستان و برای ایران مهم است. چرا که هامون برای ایران تنها یک تالاب نیست، نشانی از حیات -به ویژه در جنوب شرق ایران- است. حالا که سدی بر پر آب‌ترین رود منطقه ساخته شده است، شاید بتوان قاطعانه گفت که نگرانی‌ها برای هامون و اهالی سیستان و بلوچستان کاملا به جا است هر چند مقامات در سخنرانی‌ها و اظهارات خود تلاش کنند خیال همسایه را از وارد آمدن هرگونه آسیب و خسارت آسوده کنند.

حقابه هامونکنوانسیون رامسرمحیط زیست
مطالب مرتبط
گروهی از دانشمندان در نامه‌ای هشدارآمیز تاکید کردند جهان در درک مقیاس واقعی تهدیدهای ناشی از حذف تنوع زیستی و بحران آب‌وهوایی در حال شکست خوردن استانقراض دسته‌جمعی
این گزارش، خلاصه‌ای ترسناک اما واقعی از تهدیدهای بزرگی است که جوامع با آن مثل یک اتفاق عادی برخورد می‌کنند
مجتبی پارسامجتبی پارسا
پیشنهاد پروژه «گربه‌سانان هم‌بوم یوز»، ادامه طرح بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی را با ابهام مواجه کرده استپرونده غبارگرفته پروژه یوز
فاطمه باباخانیفاطمه باباخانی
یادداشت هومن روانبخشهومن روانبخشدر منطقه‌ای که بنا دارند جاده سی‌سخت به یاسوج را تعریض کنند، جنگل‌های بلوطی دارد که کمتر دست ‌خورده است و شرایط طبیعی را دارد؛ بلوط‌هایی مسن که به انتخاب طبیعت آنجا روییده‌اند. زاگرس در گذشته ۱۰ میلیون هکتار درخت داشت.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *